| آخرین ارسالات تالار |
|
|
#1 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 889
تشکرها: 3,340
در 800 پست 4,548 بار تشکر شده
|
مقدمه :
چند وقت پیش در سایت TED سخنرانی از آقای Bueno de Mesquita ارائه شد تحت عنوان سه پیش بینی درخصوص آینده ایران و منطق ریاضی پشت آن که برای من بسیار جالب و دیدنی بود. بیشتر از اینکه آیا مدل ریاضی و فرضیات بکار گرفته شده با واقعیات جامعه سیاسی ایران منطبق هست یا نه، اونی که برام جالب بود کاربرد علوم پایه در پیش بینی های سیاسی روز بود. قبول دارم که از این تکنیکهای در تخمین رفتار سیستم ها در برخی از شاخه های مهندسی و اقتصادی بهره گرفته میشه ولی در شاخه سیاسی اولین بار بود که میدیدم. راستش من کم و بیش با منطق ریاضیات و کاربرد تئوری احتمالات در تعیین اعتماد پذیری سازه ها و تحلیل ریسک آشنا هستم که از اون صرفاً در تحلیل و تخمین رفتار سازههاي بسيار خاص و با اهميت (نظیر سکوهای دریایی و نیروگاههای اتمی) استفاده میشه چون واقعاً اگه بخواهیم تحلیل دقیق و درستی انجام بدیم نیازمند صرف زمان طولانی برای تحلیل موضوع حتی با رایانه های بسیار قوی هست. پیش خودم فکر کردم دیدم اگه اطلاعات خامی که در خصوص آینده انرژی ،مردم جهان، محیط زیست داریم کنار هم بذارم میتونم درخصوص آینده جهان پیش بینی ارائه بدم. البته شاید منطقی که ارائه کنم اینقدر قوی نباشه و براي همین اسمش رو پیش گویی گذاشتم. چه بسا دیدم بعضی جاها به روی کار آقای Bueno de Mesquita عنوان نوستراداموس جدید هم گذاشتند. انرژی در جهان : شرکت BP از شرکتهای معروف و معتبر در خصوص انرژی در دنیاست اگه نگاهی به گزارشات سالانه این شرکت بیاندازید اطلاعات مفید و جامعی به صورت آماری از انرژی در جهان ارائه شده است. من نکاتی رو از آخرین گزارش این شرکت مربوط به ژوئن 2008 به شرح زیر ارائه میکنم.
جمعیت جهان : جمعيت جهان در سال 2050 بيش از 9 ميليارد نفر برآورد شده است براساس ارزيابي بخش جمعيت سازمان ملل متحد، جمعيت جهان در سال 2050 به 9.2 ميليارد نفر خواهد رسيد بطوريكه رشد جدي عملا در كشورهاي در حال توسعه خواهد بود و جمعيت كلي كشورهاي ثروتمندتر به اندازه زيادي بدون تغيير باقي بماند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از پايگاه اينترنتي آسوشيتدپرس، طبق ارزيابي بخش جمعيت 2006 سازمان ملل، جمعيت جهان در 43 سال آينده احتمالاً 2.5 ميليارد نفر نسبت به 6.7 ميليارد نفر حاضر افزايش خواهد يافت كه اين افزايش با شمار مردم جهان در سال 1950 برابر است افزایش جمعیت یعنی نیاز به تامین انرژی بیشتر، تامین فضای زندگی بیشتر، تامین آب آشامیدنی بیشتر و غذای بیشتر و غیره. از خودم سوال می پرسم که آیا ظرفیت پذیرش 2.5 میلیارد نفر جدید در 40 سال آینده وجود داره ؟ جهت اطلاع در حال حاضر کمتر از 1.3 میلیارد نفر در جمعیت در امریکای شمالی، اروپا و استرالیا زندگی میکنند و بطور مثال كشور ايالات متحده با وسعت زياد در حال حاضر جمعيتي حدود 304 ميليون نفر رو در خود جا داده و در استراليا حدود 22 ميليون نفر زندگي ميكنند. با اين روند به طور قطع کشورهای آسیای شرقی با اون تراکم جمعیتی بالا با این میزان افزایش جمعیت با چه چالش جدي مواجه خواهند شد و تقاضاي شديد مهاجرت از اين كشورها به ديگر كشورهاي كم جمعيت امري بديهي بوده كه دردسرهاي جدي رو براي كشورهاي توسعه يافته ايجاد خواهد كرد. راستی این تعداد مهمانهای جدید که طی 40 سال آینده خواهیم داشت روند آلودگی و تخریب محیط زیست رو هم تشدید خواهند کرد به خصوص که میزبان اغلب اونها کشورهای در حال توسعه هستند. محیط زیست : خبرنگار امور محیط زیست بی بی سی، کپنهاگ : دانشمندان در یک اجلاس تغییرات آب و هوایی در شهر کپنهاگ گفتند که تخمین های قبلی سازمان ملل خیلی پایین است و سطح آب دریاها تا سال 2100 می تواند به اندازه یک متر یا بیشتر بالا آید. آنها اخطار دادند که تبعات این پدیده می تواند برای میلیون ها نفر "بسیار ناگوار" باشد. ده درصد جمعیت جهان در نواحی پست زندگی می کنند. مقالهانسان و محیط زیست: اگه به گزارشات سازمان بین المللی تعیین استراتژی برای کاهش حوادث قهریه سری بزنید در کمال شگفتی با این موضوع مواجه میشید که روند افزایش تعداد حوادث قهریه (مثلاً سیل، زلزله، طوفان) در کره زمین رو در طی 33 سال اخیر بسیار شدید بوده. هیچ شده از خودمون بپرسیم که مگه ما چیکار کردیم که کره زمین اینقدر پر تلاطم و عصبانی شده، جوابش ساده است ، تولید گازهای گل خانه ای، آلودگی محیط زیست مانند دریاها و هوا و همچنین از بین بردن فضای سبز و تنوع زیستی و کارهایی از این نوع که میشه اسمش رو چپاول محیط زیست گذاشت و خب ماحصلش میشه همین، مواجه با طبیعت وحشی و عصبانی. زندگی صنعتی به تولید انرژی زیاد نیاز داره و منبع اصلی انرژی در جهان در حال حاضر به طور مستقیم یا غیر مستقیم از سوختهای فسیلی مثل نفت و زغالسنگ به دست میاد و اینها سوختهایی هستند كه سوزاندن آنها گاز گلخانهای زیادی آزاد میكنه. متاسفانه روند انتشار گازهای گلخانهای در برخی از کشورهای در حال توسعه و نیازمند به انرژی زیاد مانند چین و هند بسیار شدید بوده و در عوض کشورهای توسع یافته و پیش رفته مانند امریکا و برخی از کشورهای اروپایی در تلاشند (البته نه بصورت جدی) تا میزان تولیدات گازهای گلخانهای خود رو کاهش دهند. تخمینی از وضعیت جهان در آینده : خب حالا رسید به جمع بندی و کنار هم گذاشتن اطلاعات ساده و سهل الوصول بالا با درنظر گرفتن فقط سه پارامتر مهم انرژی، جمعیت و محیط زیست. ممکنه عوامل مهم دیگه ای رو من از قلم انداخته باشم که خیلی خوشحال میشم شما اضافه کنید که خب هرچی اطلاعات کاملتر باشه و مدل دقيقتر خب پیش بینی ها هم قابل اتكاء تر خواهد بود. همونطور که دیدید در آینده نه چندان دور (منظورم 30 سال آینده) فقدان منابع انرژی کافی و شرایط نامطلوب زیست محیطی، کره زمین رو به زیستگاهی پر چالش و پر خطر برای انسان تبدیل خواهد کرد که این دو عامل در تضاد جدی با افزایش جمعیت جهان خواهد بود. اگه فکر میکنید که علم و تکنولوژی به داد بشر میرسه و مثلاً ظرف 10 الی 20 سال آینده منابع جدید و عظیم انرژی کشف میشه و همچنین بشر رفتار خودخواهانه خودش رو با طبیعت ناگهان تغییر میده و یا به یه کره دیگه مهاجرت میکنه (!!!) باید بگم که من مثل شما خوشبین نیستم و باورم اینه که بشر امروزی به طور سحرآمیزی در رقابت کسب منفعت بیشتر مبهوت شده و هرگز روندی صلح آمیز رو نه در تعامل با هم نوع خودش و نه در ارتباط با محیط زیستش پيش نگرفته و نخواهد گرفت. من هر طور که نگاه میکنم می بینم برای حفظ تعادل در نظام طبیعت چاره ای جز کنترل جمعيت مردمان جهان نیست. درنظر داشته باشید که در آینده منابع انرژی به مراتب کمتر از الان خواهد بود و کره زمین نیز به مراتب نامهربان تر از الان. از طرفي وقتي وسوسه تسلط به منابع انرژی نظیر نفت و گاز که عمدتاً در خاورمیانه وجود داره رو به همراه وجود منازعات جدی بین گروه های متعصب و تندرو مذهبی در اسلام و یهودیت كنار هم ميذارم و وقتي كه هيچ دورنماي روشني رو براي صلح پايدار در منطقه و جهان نمي بينم ناخوداگاه ذهنم به سمت احتمال وقوع جنگ در خاورمیانه جلب ميشه، جنگي كه در صورت وقوع به سرعت گسترده میشه تا اینه جهان با شوک حملات کشتار جمعی در سطح وسيع و از دو طرف مواجه بشه. علاوه بر این با توجه به سوابق جغرافیایی وقوع فجایع طبیعی در جهان و درنظر گرفتن تراکم جمعیتی بالا در كشورهاي پرخطر از لحاظ حوادث طبيعي، خطراتی جدی رو برای مردمان آسیای جنوب شرقی، چین، هند و بعد آمریکای شمالی و اروپا میتوان پیش بینی نمود. همچنین با وقوع دو عامل جنگ و حوادث ناهنجار طبیعی، احتمال شیوع امراض مهلک مسری به طور مهار نشدنی در مناطق آسیب دیده به شدت بالا خواهد رفت. درهر حال شاید این نوشته ها و استدلال های ارائه شده کمی اغراق امیز و یا بدبینانه به نظر برسه ولی لااقل میتونه ما رو به فکر فرو ببره و تلنگری باشه برامون و عاملی برای اینکه به جای رقابت در مصرف بیشتر، اقدام به تولید مثل بی رویه و تخریب کورکورانه محیط زیست به فکر توسعه پایدار زندگی انسانی در زمین باشیم. البته امیدوارم كه هنوز خیلی دیر نشده باشه |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#2 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,886
تشکرها: 7,017
در 3,459 پست 18,630 بار تشکر شده
|
درود بر هادی عزیز. مقاله فوق العاده ایست.
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
| این کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است : |
|
|
#3 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 889
تشکرها: 3,340
در 800 پست 4,548 بار تشکر شده
|
جیمز هوارد کانستلر منبع: www.Truthout.org مترجم : محسن داوري چکیده: با حرکت دنیای امروز به سوی پایان عصر نفت، زندگی همه مردم دنیا به ویژه شهروندان کشورهای غربی با چالشهای زیادی رو به رو میشود. کانستلر در این سخنرانی خود با اشاره به شرایط کنونی بازار انرژی و جایگزینهای مطرح شده معتقد است که آمریکاییها باید بیش از هر چیز خود را مهیای یک زندگی جدید بومی و محلی کنند که خردمندی، تفکر و بهرهگیری از تجارب گذشتهگان در کانون آن قرار دارد. (متن سخنرانی جیمز هوارد کانستلر در مرکز مطالعاتی «ثروت مشترک» کالیفرنیا) من دو سال پیش در کتاب خود با عنوان "The Long Emergency" این نکته را نوشتم که ملت ما بدون توجه به اوضاع پیرامونیاش، به سوی بینظمیها و مشکلات پیشبینی نشدهای گام برمیدارد که مهم ترین دلیل پیدایش چنین شرایطی، پایان عرضه نفت ارزان و در دسترس قابل اعتماد میباشد. ما همچنان نظیر افراد نابینا به سوی آیندهای خطرناک حرکت میکنیم. ما در تاریکی و ظلمت گم شدهایم و سوار بر خودروهایمان، با شادمانی و سرخوشی، به سوی آیندهای نامعلوم حرکت میکنیم. اما با ورود ما به عصر کمبود انرژی، همه جنبههای زندگی ما دستخوش تغییر خواهد شد. به علاوه، رقابت بر سر منابع باقیمانده نفت و گاز طبیعی باعث میشود که دولتها با هم درگیر شوند و اقتصاد کشورهای صنعتی بازنده اصلی خواهد بود. با وجود لزوم تغییر رفتارهای کنونیمان در آیندهای نزدیک، ما همچنان به این موضوع بیتوجه هستیم. ما آمریکاییها همچنان در رؤیای سبک زندگی پر زرق و برق خویش به سر میبریم و گویی هنوز هم قصد بیدار شدن نداریم و سرمایهگذاریهای صورت گرفته در جهت ایجاد سوختی جایگزین برای راندن خودروهایمان نیز گامی در این جهت است. اتانول؟ زغال مایع؟ هیدروژن؟ متان؟ الکتریسته؟ روغنهای سرخ کردنی فرانسوی؟ و یا هیچ کدام؟ ما تاکنون در این زمینه به توافق نرسیده ایم ولی همچنان برای انتخاب یک گزینه مناسب سرگردانیم. واقعیت پایان عصر نفت در حال شکلگیری است و اینک حجم تولید نفت در رکودی بیسابقه و اوج آن قرار دارد. همچنین راهکارهایی برای استخراج منابع باقیمانده در چاههای نفت طراحی شده، اما برای استخراج هر بشکه از این منابع، به انرژیای بیش از یک بشکه نفت نیاز است. من در ادامه آمارهای مختلفی را برای شما ذکر میکنم: بیشترین حجم استخراج نفت در ایالات متحده در سال 1970 میلادی روی داد، اما کل تولید کنونی ما به نصف آن مقدار رسیده است و همه ساله این رقم با کاهشی چند درصدی همراه است. امروزه ما در حالی روزانه پنج میلیون بشکه نفت استخراج میکنیم که مصرف ما بیست میلیون بشکه است. از سالهای دهه هفتاد میلادی به بعد، ما مجبور شدهایم که کسری نفت مورد نیاز خود را وارد کنیم. امروز، دنیا همه نفت استخراج شده خود را مصرف میکند و با افزایش حجم تقاضا، دیگر منبعی برای استخراج نفت در خاورمیانه و دریای سیاه و خلیج مکزیک و دلتای کویت باقی نمانده است. اما مشکل اصلی این است: همه ساله، کل نفت استحصال شده با سه درصد کاهش رو به رو است و نرخ صادرات ده کشور اصلی فعال در این بخش، با نرخ بیشتری در حال کاهش است. (به گفته دکتر جفری براون زمینشناس انگلیسی، این نرخ هفت درصد است و در ده سال آینده، حجم صادرات جهانی نسبت به شرایط کنونی پنجاه درصد کاهش مییابد.) اما چرا؟ مهم ترین دلیل این است که کشورهایی نظیر ایران و عربستان سعودی و ونزوئلا، سهم بیشتری از نفت را در کشور خود مصرف میکنند تا نیازهای فزاینده جمعیت و خودروهای خود را تأمین کنند. نکته دیگر این است که بخش اعظم نفتهای سبک و سهلالوصول دنیا به اتمام رسیده است و پالایشگاههای قدیمی و ناکارآمد کنونی، فاقد توانایی کار با تمام ظرفیت جهت پالایش نفتهای خام سنگین و ترش باقی مانده هستند. هیچ اقدام مناسب تحقیقاتیای نیز جهت یافتن روشهای جدید در دست اقدام نیست. سایر منابع نفت نیز در عمق اقیانوسها و یا مناطق قطبی قرار دارد که استخراج این منابع، آثار مخربی را در محیط زیست بر جای میگذارد. وضعیت گاز طبیعی نیز با اندکی تفاوت، در سراسر دنیا مشابه است. اگرچه گاز به سرعت پایان نخواهد یافت و از یک الگوی زنگولهای تبعیت خواهد کرد، اما منابع گاز یک چاه به سرعت از آن خارج میشود و دیگر گازی وجود ندارد. همچنین انتقال گاز با خطوط لوله در یک منطقه جغرافیایی محدود، کاری اقتصادی است، اما برای انتقال گاز طبیعی به سایر نقاط، باید مراحل پرهزینه وطولانی مایع کردن و انتقال به کشتیهای ویژه انجام شود؛ اما همچنان یک چالش بزرگ در برابر ما وجود دارد: اکثر دارندگان منابع گاز طبیعی، روابط چندان دوستانهای با ما ندارند. امروزه نیمی از خانههای ما با گاز طبیعی گرم میشود و شانزده درصد برق ما نیز توسط توربینهای گازی تولید میشود. همچنین گاز طبیعی به عنوان منبع اصلی ساخت کودهای شیمیایی، پلاستیکها، رنگ، چسب، پودرهای شستشو، حشرهکشها و سایر محصولات خانگی به شمار میرود. ساخت نایلونها و لاستیکها نیز بدون مواد مشتق از گاز طبیعی ممکن نیست. ما در چند دهه اخیر، برای روشن نگاه داشتن دستگاههای تهویه هوا و کولرهای گازی خود، همچنان به دنبال استخراج بیشتر گاز طبیعی هستیم. آیا شما تاکنون به الگوی زندگی آمریکایی که بر مبنای مسافرتهای شهری طولانی و ساخت بزرگراههای پرهزینه و ایجاد فروشگاههای زنجیرهای است، اندیشیدهاید؟ و آیا این تخصیص نادرست منابع، به آینده تاریکی منجر نخواهد شد؟ ما همواره به گونهای زندگی کردهایم که هیچ فضایی برای تفکر پیرامون انتقادات مطرح شده باقی نمانده است. به علاوه، هیچ یک از منابع جایگزین دیگر نظیر انرژی باد، انرژی هستهای، هیدروژن، اتانول، هیدرات متال، انرژی زمین گرمایی و یا هر چیز دیگر، نمیتوانند تداوم زندگی آمریکایی ما را تضمین کنند. آیا سرانجام ما عمل به لیست بلندبالایی از الزامات روزمره را خواهیم پذیرفت؟ نکته دیگر حائز توجه این است که در کنار سرمایهگذاریهای صورت گرفته در زمینه یافتن جایگزینیهایی جهت سوخت خودروها، ما در مورد سایر بخشهای زندگی خود، هیچ کاری نکردهایم. مثلاً روشهای کنونی کشاورزی ما باید تغییراتی همه جانبه کند. الگوی کشاورزی صنعتی ابرشرکتهایی نظیر «مونسانتو»، «کارگیل» و «ایدیام»، که بر مبنای استفاده گسترده از حجم هنگفتی از کودهای شیمیایی، آفتکشها، علفکشها، حشرهکشها و قارچکشها میباشد، به آخرین سالهای عمر خود نزدیک میشود. تداوم زندگی بسیاری از مردم کشورهای فقیر و در حال توسعه، در گروی اقدامات امروز ما خواهد بود. استفاده از سوختهای زیستی نیز با چالشهای اقتصادی و اخلاقی زیادی رو به روست. آیا با وجود میلیونها انسان گرسنه و فقیر در کشورهای دنیا، میتوان به پر کردن باک خودروها با اتانول استحصال شده از ذرت ادامه داد؟ من معتقدم که در آینده نزدیک، کشاورزی دوباره در زندگی تعداد بیشتری از آمریکاییها نقشآفرینی خواهد کرد. الگوی کشاورزی محلی آینده ، در مقیاس کوچک و نیازمند مراقبتهای بیشتر انسانی خواهد بود و البته من در این نکته هیچ تردید ندارم. همچنین فرآوری و ایجاد ارزش افزوده در این محصولات نیز به سوی روشهای بومی و محلی سوق پیدا خواهد کرد و این تغییر رویکردها، فرصتهای کاری زیادی را برای جوانان آمریکایی فراهم خواهد کرد؛ اما آیا همچنان فرصتی برای یادگیری تجارب گذشتگان ما وجود خواهد داشت؟ در سایه تغییر سیستم کنونی حمل و نقل، با احتمال زیاد، ما همچنان شبکه راهآهن خود را حفظ خواهیم کرد. این شبکه از کارایی عملیاتی زیادی برخوردار است. ولی برای رویارویی با سایر چالشهای زندگی، چه پیشبینیهایی از سوی سیاست مداران ما انجام شده است؟ خانمها و آقایان؛ امروزه علاوه بر ضرورت برقی کردن کلیه مسیرهای راهآهن که از آلایندگی بسیار اندکی نیز برخوردار است، باید مسیرهای دریایی و آبی رودها نیز احیا شود. وابستگی همهجانبه ما به خودروها در آستانه نابودی قرار دارد و هر چند خودروها به طور کامل از بین نخواهند رفت، اما فرهنگ خودرو سواری ما که با سرگرمی و سکس و سرعت و منزلتطلبی اجتماعی گره خورده، در آستانه اضمحلال قرار گرفته است. احتمالاً خودروهای برقی، جایگزین خودروهای بنزینی خواهند شد. همچنین میتوان پیشبینی کرد که به جز عدهای محدود از ثروتمندان، بقیه مردم باید از سایر روشهای حمل و نقل عمومی بهره گیرند. برای چند دهه، خودروسواری به یک فعالیت دموکراتیک و عمومی فراگیر تبدیل شده بود. باید با این فرهنگ، خداحافظی کرد. امروزه به جز شش درصد از آمریکاییها نابینا و پیر و کودک، بقیه از خودروهای شخصی بهره میگیرند. آیا چنین شکافی باعث بروز زد و خورد و آشوب و درگیری میان دارندگان خودرو و افراد ناتوان از راندن خودروها نخواهد شد؟ رشد سرطانی تعداد خودروها و بزرگراهها و اتوبانهای شهری و بین شهری در ایالات متحده، امروز در سراشیبی سقوط و فنا قرار گرفته و قبرستانهای اتومبیلهای ما به زودی دیگر جایی برای پذیرش خودروهای فرسوده نخواهند داشت. البته مسیر هجده هزارکیلومتری صادرات خودروهای آسیایی به آمریکا هم که به رشد اقتصادی ما وابسته بوده است، در حال نابودی تدریجی میباشد. بدین ترتیب باید ما همه فرضیات و راهکارهای موجود را مورد بررسی دقیق قرار دهیم. در گذشته ما به غلط فکر میکردیم که جهانی سازی تا همیشه تاریخ بر زندگی ما سایه خواهد افکند. نظریه پردازهایی نظیر تام فریدمن نیز با همه توان در این جهت به اظهار نظر میپرداختند؛ اما از نگاه من، همه ما در درک حقیقت ناتوان ماندهایم، چرا که جهانی سازی در دو دهه گذشته در سایه داد و ستدهای اقتصادی بین قدرتهای بزرگ دنیا شکل گرفته بود. آن روابط در حال از بین رفتن است و من پیشبینی میکنم که آینده ما در گروی روابط بومی و محلی خواهد بود. در دورهای که آمریکا و چین برای دستیابی به منابع نفت باقیمانده دنیا به رقابت میپردازند، آیا این وضعیت بر روابط تجاری آنان تأثیر نخواهد گذاشت؟ چینیها در سالهای اخیر با برقراری روابط تجاری و سیاسی و اقتصادی با همه دولتهای دنیا، به دنبال تضمین عرضه نفت مورد نیاز اقتصادشان در سالهای آینده هستند. یکی از این دولتها، کانادا است. سالها پیش و براساس «دکترین مونرو» ما از فعالیت همه دولتهای غیر غربی در این سوی کره زمین جلوگیری میکردیم. هر چند این نظریه دیگر در دستگاه سیاست خارجی ما به فراموشی سپرده شده است، اما من پیشبینی میکنم که دوباره آمریکاییها به سوی این دکترین عصر جنگ سرد روی خواهند آورد؛ اما فروشگاههای زنجیرهای والمارت در این وضعیت برای سفارش اجناس پلاستیکی خود چه خواهند کرد؟ هر چند در دنیای ناپایدار آینده، ما با صدها مسأله مشابه دیگر رو به رو خواهیم شد. اگر شما نیز همانند من به شهرهای کوچک مناطقی نظیر پنسیلوانیا، میشیگان، آلاباما، اوکلاهما و کانکتیکات مسافرت کنید، میتوانید نابودی بسیاری از کسب و کارهای محلی را مشاهده کنید. از نگاه من، ما در آینده نزدیک شاهد زنده شدن مجدد این صنایع محلی و کوچک و بومی خواهیم بود. عصر سلطه ابر فروشگاهها نیز که به محصولات آن سوی اقیانوس و حمل و نقل طولانی و پرهیزنه این کالاها وابسته است، اندک اندک به پایان خود نزدیک میشود و میتوان پیشبینی کرد که شبکههای درهم تنیده و مرتبط محلی و بومی نابود شده در چند دهه پیش، دوباره جان خواهند گرفت. هنوز مشخص نیست که آینده تولیدات بومی ما چه ویژگیهایی خواهد داشت اما میتوان پیشبینی کرد که ما محصولات کمتری را برای خریداری در فروشگاههایمان خواهیم دید. دوباره خرید کردن به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل میشود و مصرف کردن، تنها دلیل زندگی ما نخواهد بود. از سوی دیگر، جوامع صنعتی که رشد اقتصادی سالانه سه تا هفت درصدی تولید ناخالص داخلی خود را در گذشته تجربه میکردند، با پایان عصر نفت، با چالشی نوظهور رو به رو میشوند. انتظارات از رشد اقتصادی نیز که با اسنادی کاغذی (نظیر پول، سهام، اوراق قرضه و غیره) مورد سنجش قرار میگرفت، در سراشیبی سقوط قرار گرفته است. با بیاعتمادی مردم به این کاغذها، ثروتهای ما چگونه مورد سنجش قرار میگیرد؟ هر چند از هم اینک ما شاهد ظهور آثار این عدم اعتماد در بازار رهن آمریکا هستیم. بازارهای ما در سایه فقدان ثبات و ناپایداری، به اقتصادی کازینویی شباهت یافتهاند که پایمال شدن اصول اخلاقی، یکی از ویژگیهای مهم آن است. از سوی دیگر، با ترکیدن حباب بازار مسکن و اوراق رهنی، حجم ثروت آمریکاییها با کاهش بسیار شدید و بیسابقه رو به رو خواهد شد. کلید مقابله با همه این اتفاقات را باید در دامنه مبادلاتمان جست و جو کنیم. ما باید رویکردهای محلی و منطقهای بیشتری را دنبال کرده و فعالیتهای اقتصادی یکپارچه و غولپیکر نظیر طرحهای عظیم کشاورزی و یا مالی و فروشگاهی و ابرشرکتی و آموزشی را به فراموشی بسپاریم. مدارس یکی از کانونهای اصلاحات به شمار خواهند رفت، تا این مراکز بسیار ساختار یافته و متمرکز در سراسر خاک آمریکا که بر اساس رفت و آمد طولانی اتوبوسهای زرد مدرسه برای سوار کردن دانشآموزان در صبحها و بازگرداندن آنها در عصرها طراحی شدهاند، تغییر یابند. امروزه حتی ساختمانهای مدارس ما در ایالتهای مختلفی نظیر فلوریدای گرم سیر و مینسوتای سردسیر به هم شباهت دارند. به همین دلیل میتوان دریافت که چرا مدارس ما تا این حد به زندان و نه مراکز تعلیم و تربیت شباهت یافتهاند. آینده مدارس ما به چه صورتی خواهد بود؟ مدارسی محلی و کوچک، همراه با رشد آموزش در خانه، در سراسر کشور ما به ویژه شهرهای کوچک. ولی آینده دانشگاههای ما چگونه رقم خواهد خورد؟ اکثر کارشناسان معتقدند که ما با انبوهی از بحرانها رو به رو خواهیم شد و احتمالاً تنها تعدادی از افراد ثروتمند قادر به تحصیل در آنها خواهند بود. از سوی دیگر، من معتقدم که جریان دویست ساله مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و ابرشرکتها، به جریانی معکوس تبدیل میشود. این شهرهای غولپیکر، بر مبنای دستیابی به انرژی ارزان پایه گذاری شدهاند و با بحران عرضه نفت، دچار چالشهای زیادی خواهند شد. آسمانخراشها نیز در معرض بحران انرژی قرار میگیرند. امروزه به سختی میتوان نگرانیهای خود را نسبت به آینده شهرهای ساحلی نیز پنهان کرد. و سرانجام اینکه، لزوم تغییر در قوانین و مقررات به شدت احساس میشود، هر چند هم اینک نیز کمی دیر شده است. شکار از تله گریخته و من بحرانها و رسواییهای کنونی بخش مسکن و بازار رهن را نشانه پایان عصر شهرنشینی میدانم. چه بخواهیم و یا نخواهیم، من معتقدم که در آینده نزدیک ما مجبور به زندگی در شهرهای کوچک و گسترش روابط بومی و محلی خود خواهیم بود که افزایش روابط انسانی، پیادهروی بیشتر و ساخت مناطق بهرهور، بخشی از ویژگیهای آن است. هم اینک نیز هزاران شهر و روستای کوچک و متروک، در انتظار شهروندان ما هستند. در دو دهه گذشته، من در جنبش نوظهور شهرنشینی (NUM) به فعالیت پرداختهام. در این مرکز، گروه زیادی از معماران، برنامهریزان و سازندگان شهری، با مطالعه و بررسی پیرامون نقاط ضعف شهرهای بزرگ، از اصلاحات در این بخش حمایت میکنند. هدف ما انقلابی در ساز و کارهای زندگی کنونی ماست تا همه ما در مناطقی زندگی کنیم که ارزش آن را داشته باشد. همه ما دانش و تجربه خود را در راستای طراحی یک اتوپیای محلی سوق دادهایم. عصر حکمرانی مهندسان ترافیک وکارشناسان آمار بر شهرهای ما، به پایان خود رسیده است. و ما نیازمند پاسخهای هوشمندانه به شرایط بحرانی کنونی هستیم. توسعه کشاورزی بومی و محلی در ابعاد کوچک، توسعه و بازسازی شبکه فراموش شده راهآهن و سایر وسایل حمل و نقل عمومی،ایجاد شبکههای محلی تجارت و روابط اقتصادی و در نهایت، سازماندهی مجدد بخش آموزش به عنوان یک بخش مهم زندگی همه ما. البته در پیش گرفتن چنین مسیری، چندان هم آرام و بدون چالش نخواهد بود. ما اختلالات و بینظمیهایی را فراروی خود خواهیم داشت. از دیرباز ما تمایز زیادی میان تکنولوژی و انرژی قائل نبودیم، اما با وجود ارتباط بین آنها، نمیتوان از اکثر تکنولوژیهای کنونی در عصر پایان نفت بهره برد. از سوی دیگر مصرف، ولنگارانه انرژی، به برهم خوردن انتروپی و ایجاد بینظمی در کره زمین منجر شده است. از گرمای ایجاد شده توسط موتور خودروها تا ساخت انبوهی از بزرگراههای طولانی و دور و دراز در خاک آمریکا، میتوان این سراشیبی سقوط را مشاهده کرد. من امیدوارم که ما بتوانیم در سایه خردمندی و تفکر و تجارب گذشتگانمان، همه این چالشها را پشت سر بگذاریم. امیدواری یک مسأله بسیار حیاتی و مهم است. در این سالها نوجوانان زیادی که در جلسات سخنرانی من حضور داشتهاند، انواع سؤالات مختلف را از من پرسیدهاند. ولی در این میان یک نکته مشترک وجود دارد: همه آنها از ورود به این شیوه زندگی جدید بیمناکند. ما فرصتهای زیادی را در اختیار داریم. ما میتوانیم دیگربار در مناطقی زیبا زندگی کنیم که آکنده از نعمت و رحمت خداوند است. ما دوباره دست در دست هم و شانه به شانه یکدیگر، در کنار همسایگانمان، به زندگی معنا میدهیم و به جای سرگرمیهای کامپیوتری، میتوانیم به صدای دوستان و پرندگان و طبیعت گوش فرا دهیم و دیگر بار لذت کار و شادمانی در آغوش طبیعت را حس خواهیم کرد. امید یکی از نیازمندیهای حقیقی روزگار ماست. همه ما باید یک منبع امیدواری باشیم تا بتوانیم با پشت سر گذاشتن چالشهای فراروی جامعه خود، به خواستههای خود دست یابیم. ما انبوهی از کارهای مختلف را در برابر خویش داریم. ما باید دستگاههای ضبط و پخش موسیقی را رها کنیم و دست به کار شویم. دیگر زمانی برای وقت تلف کردن باقی نمانده است، همانطور که یوگی برا میگوید: «آینده، هم اینک نیز در برابر ماست.» James Haward Kunstler: نویسنده و منتقد اجتماعی برجسته آمریکایی. وی در سال های اخیر مقالات و کتاب های زیادی را در حوزه زندگی پس از پایان نفت نگاشته است. |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 889
تشکرها: 3,340
در 800 پست 4,548 بار تشکر شده
|
دو مقاله مرتبط جهت مطالعه دوستان :
1- ظهور عصر فاشیسم انرژی بخشهایی از مقاله : در سالهای آغازین قرن بیستم، بخش اعظم نفت دنیا از کشورهای اروپایی، آمریکای شمالی و شمال روسیه تأمین میشد، اما در سالهای بعد، کشورهای خاورمیانه، آفریقا و آمریکای مرکزی، به تأمین کنندگان نفت دنیا تبدیل شدهاند. اکثر کشورهای این مناطق، هنوز هم تقریباً به صورت استثماری اداره شده و باید انبوهی از دخالتهای خارجی را تحمل کنند. در عدهای از آنها، گروهی جدایی طلب به جنگ با دولت مرکزی میپردازند و با توجه به ناآرامیهای سیاسی، بسیاری از ابرشرکتهای غول پیکر نفتی، چندان تمایلی به سرمایه گذاری در این مناطق ندارند. (شرایط کنونی کشورهایی نظیر نیجر و عراق، تأیید کننده این موضوع است). بدین ترتیب اکثر دولتهای ثروتمند ترجیح میدهند تا با گسیل نیروهای نظامی خود و کمکهای مالی به ارتش این کشورهای فقیر، نفت خام و گاز طبیعی تولیدی آنها را به صورتی پایدار تأمین کنند. از سوی دیگر، در کشوری نظیر آذربایجان، ما شاهد یک مسابقه تسلیحاتی در جهت تأمین نیازمندیهای ارتش این کشور هستیم، شرایطی که باز هم به تقویت جریان فاشیسم انرژی میانجامد. در این خصوص به تعاملات روسیه و چین با ایران کمی بیاندیشیم. حمایتهای همه جانبه متقابل چین/روسیه و ایران در حقیقت متاثر از نوعی توافق مابین تولید کننده انرژی و مصرف کننده انرژی است. بخشهایی از خبر : نايب رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه حداقل ده ميليون نفر ظرف دو الی سه سال آينده در كشور به ويروس آنفلوآنزاي نوعA موسوم به خوكي مبتلا ميشوند، اظهار كرد: در خوشبينانهترين حالت از هر دویست نفر مبتلا كه شناسايي شوند، يك نفر فوت ميكند. ظاهراً در سالهای آتی بیماریها و ویروسهایی اینچنینی نیز در کنترل جمعیت جهان بخصوص در کشورهای با تراکم جمعیتی بالا و سطح بهداشت متوسط و پائین (عموما متمرکز در آسیا و افریقا) نقش ایفاء خواهد کرد. |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 889
تشکرها: 3,340
در 800 پست 4,548 بار تشکر شده
|
صندوق جهانی طبیعت هشدار داد آب شدن یخهای قطب شمال، یک چهارم مردم جهان را با خطر جاری شدن سیل روبرو می کند. واحد مرکزی خبر به نقل ازخبرگزاری فرانسه : پاتریک هوف اشتتر ، مسئول سیاست گذاری های آب و هوایی صندوق جهانی طبیعت در سوئیس ، گفت : هم اکنون روند گرم شدن منطقه قطب شمال دو برابر سریع تر از دیگر مناطق کره زمین است و این مساله تهدیدی برای کل سیاره زمین محسوب می شود. نتایج تحقیق دانشمندان نشان می دهد هر اندازه که سطح یخهای قطبی کاهش و سطح اقیانوس ها گسترش می یابند، میزان انرژی خورشیدی جذب شده بیشتر شده و دمای کره زمین نیز به تبع آن افزایش خواهد یافت. همچنین با گرم شدن کره زمین ، مقادیر زیادی گاز متان یعنی گاز گلخانه ای در مناطق قطبی آزاد می شود در حالیکه این مقدار گازهای خطرناک تاکنون درون یخها محبوس شده بودند؛ این فرآیند نیز به نوبه خود در روند آب شدن یخهای قطبی تسریع می کند. براساس این گزارش ، دانشمندان می گویند این فرآیند مارپیچی بسیار مضر در سیستم آب و هوایی کره زمین را تنها می توان با کاهش موثر انتشار گازهای گلخانه ای و حفظ روند گرم شدن کره زمین زیر دو درجه سانتی گراد، کنترل کرد و برای رسیدن به این منظور، کشورهای صنعتی باید حداقل 40 درصد از میزان انتشار گازهای دی اکسید کربن خود را تا سال 2020 کاهش دهند. به گزارش صندوق جهانی طبیعت ، در سال 2100 میلادی ، سطح آب اقیانوس ها بیش از یک متر بالا آمده و افرادی را که در مناطق ساحلی زندگی می کنند با خطر جدی جاری شدن سیل روبرو خواهد کرد. |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | آغازگر موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرین ارسال |
| آیا متخصصین قدرت پیش بینی آینده را دارند و به همین دلیل هم بهتر تصمیم گیری می کنند؟ (شهیر) | شهاب | مقالات اجتماعی | 11 | 02-10-2011 12:46 AM |
| تاتا | youme | تالار دانش و فناوری | 3 | 03-26-2009 01:22 PM |
| انسان و محیط زیست | Hadi | بخش اجتماعی | 1 | 03-09-2009 06:28 PM |