آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نظرسنجی > بخش نظرسنجی

پاسخ
    نمایش ها: 5940 - پاسخ ها: 2  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 09-30-2013, 11:26 AM   #1
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,109
تشکرها: 19,793
در 2,091 پست 13,663 بار تشکر شده
Points: 30,852, Level: 100
Points: 30,852, Level: 100 Points: 30,852, Level: 100 Points: 30,852, Level: 100
Activity: 14%
Activity: 14% Activity: 14% Activity: 14%
پیش فرض موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذرانديد؟

امسال تابستان مثل تابستان هاي ديگه نگراني خودش رو داشت و كمي هم متفاوت بود. نگراني از اون جهت مثل هر سال فكر پر كردن اوقات فراغت بچه ها و نگراني از تنها ماندن آن ها در خانه و ...بودم. متفاوت بودنش به خاطر اين بود كه مسافرت نرفتيم. چون همسرم پروژه اي دستش بود و بايد تا اتمام پروژه تهران مي مونديم. وقتي پايان شهريور شد، تصميم گرفتم تنهايي سفر كنم ...تنها كه نه...سفري بدون همسر و پسرم....يه جورايي مجردي با دخترم ...
همسرم بعد از اينكه ما رو به خونه دوستم در يكي از شهرستان هاي اصفهان رساند با پسرم رفتند اصفهان و ما مانديم و يه جمع زنانه با يه دنيا حرف و حكايت هايي كه بايد گوش جان مي سپرديم و نقل مي كرديم...
خونه حاج خانم يه خونه قديمي با يه حياط پر از درختاي انارهاي خشكيده و پوك بود. از اون خونه هايي كه يه حياط و يه حوض كوچيك وسطش داشت و دور تا دورش اتاقهاي تو درتو بود. يه اتاق تك در گوشه حياط رو به دوستم اجاره داده بود. دستشويي داخل حياط و مشترك بود و حمام هم بالاي سرداب (زير زمين بزرگ) بود. خواهرم دوربينش رو برداشت و از دارقالي كه گوشه حياط افتاده بود ، از حوضي كه آبش سبز شده بود، از دو پرنده اي كه در نيمه شب روزهاي پاياني تابستان در آسماني پر از ستاره در يكي از شاخه هاي درخت آروم خوابيده بودند ، از سايه ي نور شبخوابي كه روي درو ديوار خونه حاج خانم افتاده بود، از تمام سوراخ و سمبه ها و چاله چوله هاي اين خونه قديمي ، از پله هايي كه به زير زمين يا سرداب راه داشت و از تمام چيزهاي مخروبه اي كه زماني براي خودشون برو بيايي داشتن و الان جزيي از خاطره هاي حاج خانم شدند عكس گرفت.
اين خونه اينقدر گرم و گيرا بود كه دلم نيومد بخوابم. با وضو كنار حوض نشستم و فقط به آسمان نگاه كردم و به صداي اذاني كه از مسجد محل شنيده ميشد گوش كردم . سجاده ام رو در حياط انداختم و بدون اينكه نماز بخونم نشستم و فقط گوش كردم ....به سكوتي كه گاهي با بهم خوردن شاخه هاي درخت از نسيم صبح گاهي شكسته ميشد و به دنبال رد پايي از بچه هاي حاج خانم كه سالهاي نه چندان دور در اين حياط بازي مي كردند و بدنبال هم مي دويدند خيره شده بودم . به رگه هايي كه آرام آرام آسمان تيره را روشن ميكرد و به بدن نحيفي كه به عصايش تكيه كرده بود و با صداي زنگ از خواب بيدار شده بود نگاه كردم. صداها هر لحظه بيشتر و بيشتر ميشد...صداي خروس همسايه، صداي آواز صبحگاهي پرندگان، صداي زنگ موبايل دوستم كه براي نماز صبح تنظيم كرده بود و صداي صبحي كه بي صبرانه در انتظارش بودم تا به آنسوي پرده بروم و به راز اين خانه و حاج خانمي كه چهار فرزند تحصيلكرده اش كه در سالهاي 67 و 80 اعدام شدند گوش كنم...
.
.
.
اگرچه تعطيلات تابستاني ما كم بود اما پر انرژي بود.
تعطيلات براي شما چطور بود؟ داشتيد؟ ...
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-26-2014, 10:09 PM   #2
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,109
تشکرها: 19,793
در 2,091 پست 13,663 بار تشکر شده
Points: 30,852, Level: 100
Points: 30,852, Level: 100 Points: 30,852, Level: 100 Points: 30,852, Level: 100
Activity: 14%
Activity: 14% Activity: 14% Activity: 14%
پیش فرض پاسخ : موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذرانديد؟

اداره ما تعطیلات تابستان نداره....یعنی اینکه ما خودمون یه بخشنامه نوشتیم و ریس هم موافقت کرد برای استان ها یک هفته تعطیلات گرفتیم؛اما سر خودمون بی کلاه ماند...
اما یه هفته مرخصی گرفتیم و رفتیم ولایت....ولایت خودمون که نه....
مسافرت ماشینی....شب های جاده....ستاره ها و ....حالا میرزایی جان میگه یکی دیگه خسته میشه ما از طبیعت لذتش رو می بریم
ولی تو جاده هزار تا موضوع و تاپیک و حس نوشتن سراغ آدم میاد به محض اینکه به قلم و خودکار و نت دسترسی پیدا میکنی همش میپره....چرا؟
تابستان امسال ما خوب بود.بهتر از پارسال بود. مخصوصا برای بچه ها و همسرم...خدا را شکر...
ارسال شده توسط تلفن همراه
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-27-2014, 12:44 AM   #3
samaneh
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
پست ها: 402
تشکرها: 4,807
در 397 پست 3,018 بار تشکر شده
Points: 9,097, Level: 64
Points: 9,097, Level: 64 Points: 9,097, Level: 64 Points: 9,097, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : موضوع انشاء : تابستان خود را چگونه گذرانديد؟

هزار چهره جان چقدر خاطره ی تابستون پارسالتون، زنده و قابل تصور بود...
خیلی خوش قلم (!) نوشته شده ... تبریک میگم
کاملا یه حیاط قدیمی و یه همچون محیطی که ترسیم کردین تو تصوریم زنده شد...



و اما تابستون امسال...
امسال تابستون خاصی داشت... یعنی از خیلی لحاظ ها برام خاص بود. تجربه هاش، شکست هاش، موفقیت هاش، همه خنده ها و گریه هاش، دعاهاش و غصه ها و شادی و خوشیهاش و ... ... ...
تابستون امسالم شاید زیاد خوب شروع نشد ولی به لطف مسلم خدا، خوب به نیمه رسید، و شکر خدا خوبتر تموم شد ...
تغییر خاصی توی روال زندگیم نداشتم و همه چی خوب بود خداروشکر.
از لحاظ کاری یه تغییرات کوچیکی داشتم ... ماه پایانی تابستون امسال، ماه ابتدایی تجربه ی کاری من، در مسئولیت جدید و جدی تر مدیریت فنی تمام پروژه های شرکتمون بود... الحمدلله بد نبود، و به امید خدا در ادامه خیلی بهتر باشه...
در کل فصل پربرکتی بود، پر از خوشی و ازدواج دوستان و نزدیکان، سفرهای خوب، امیدهای خوب، و تجربه های خوب و...
میدونید ... به نظرم یه وقتایی هست که توی یه دوره ای از زندگی(حتی یه دوره کوتاه و شاید عادی زندگی)، آدم مطمئنه بعد از تموم شدن این دوره، بیشتر از زمان های مشابه قبل، بزرگ تر و پخته تر شده... انگار که این پخته شدن روحی و ذهنی کاملا براش محسوسه و با همه وجودش درک میکنه.
حس میکنم یه همچین دوره ای رو اخیرا و تقریبا بخشیش رو مقارن با همین تابستون، گذروندم...
حس خوبیه ... : )

الانم که رسیدیم به ماه خیلی دوست داشتنی مهر دیگه خیلی هم عالی

ان شاءالله ماه جاری و فصل جاری و سال جاری و سالهای بعدی، پر از برکت و خوبی و خوشی و موفقیت باشه برا همه اعضای فوروم
تصاویر پیوست شده
نوع فایل: jpg tumblr_n75u6oLXBY1ts1b8ro1_1280 (۱).jpg (333.8 کیلو بایت, 10 نمایش)
samaneh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از samaneh بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
نامه سرگشاده عسگراولادی به باراك حسين اوباما! alisosho خبر سیاسی 18 07-28-2013 12:20 AM
روایت آقازاده از جلسه هسته ای سال 87 : رهبری حل مسأله را پذیرفتند ولی برخی ها زیر بار نرفتند Hadi تحلیل سیاسی 1 07-02-2013 11:00 PM
خواندنی "تنها موضوع هسته اي مي تواند مبنايي براي گفتگوهاي دوجانبه و مستقيم ميان دو كشور شود "*** کیهان برزگر رامین تحلیل سیاسی 2 03-15-2013 12:14 AM
موضوع انشاء ... عید و فوروم هزارچهره بخش نظرسنجی 12 03-24-2012 10:46 PM
میر حسین سکوت را شکست، ناگفته های دوران مسئولیت-قسمت دوم حاجی جفرسون بخش اقتصادی 0 01-21-2009 03:46 AM


ساعت جاری 07:03 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT