آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار فرهنگ و هنر > تالار فرهنگ

پاسخ
    نمایش ها: 1827 - پاسخ ها: 3  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 02-08-2013, 03:34 PM   #1
تیمسار
 
تاریخ عضویت: Sep 2012
پست ها: 765
تشکرها: 774
در 655 پست 2,382 بار تشکر شده
Points: 3,378, Level: 36
Points: 3,378, Level: 36 Points: 3,378, Level: 36 Points: 3,378, Level: 36
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض اسطوره آتش در فرهنگ ايراني-به مناسبت جشن سده

دکتر مير مهرداد ميرسنجري*



سرآغاز سخن


برگزاري جشن ها در ايران باستان هم از نظر اجتماعي و هم از نظر مذهبي از جايگاه بسيار مهمي برخوردار بوده است. از آن جايي که در گاه شماري ايراني، نام‌هاي دوازده‌گانه ماه‌ها با دوازده نام از اسامي روزها، مشترک هستند، به طور مثال فروردين هم نخستين ماه سال و آغاز بهار است و هم روز نوزدهم هر يک از ماه هاي دوازده گانه يا ارديبهشت، دومين ماه سال و سومين روز هر يک از ماه هاي دوازده گانه به شمار مي‌رفته‌است. بدين سان ايرانيان در هر ماه هرگاه نام روز و نام آن ماه يکي مي شد، آن روز را جشن مي‌گرفتند و از اين رهگذر دوازده جشن به عنوان جشن‌هاي ماهانه برگزار مي شد. از جمله اين جشن ها مي توان به جشن فروردين گان،تيرگان ، مهرگان و آذرگان اشاره نمود.


علاوه بر جشن هاي ماهانه، برگزاري باشکوه دو جشن نوروز و سده از جايگاه بسيار مهمي براي ايرانيان برخوردار بوده است.


دهم بهمن ماه در تاريخ گرانبار ايراني همزمان است با جشن تاريخي سده. جشني که به مناسبت پيدايش آتش توسط هوشنگ شاه پيشدادي و شکر گزاري به درگاه خداوند يکتا براي اين موهبت الهي با شکوه تمام بين ايرانيان برگزار مي شده است.


آتش به عنوان يکي از چهار عنصر حيات نزد ايرانيان از جايگاه بسيار ارزشمندي بر خوردار بوده است. بنا بر باور ايرانيان آب، باد، خاک و آتش چهار آخشيج يا عناصر اصلي آفرينش محيط زيست طبيعي فراگرفته در کره زمين توسط خداي يکتا يا اهورامزدا بوده اند. اين درحالي است که بسياري از بدخواهان ايران در تاريخ، مغرضانه ايرانيان را آتش پرست ناميده اند. صفتي ناشايست که براي ملتي که از آغاز پيدايش خود همواره يکتا پرست بوده اند به هيچ روي زيبنده نيست. اين نکته را فردوسي بزرگ اين گونه در شاهنامه آورده است:


نيا را همي بود آيين و کيش پرستيدن ايزدي بود بيش
نگويي که آتش پرستان بُدند پرستنده پاک يزدان بُدند
بدان گَه بُدي آتش خوبرنگ چو مر تازيان راست محراب سنگ


زبده و گوهر آتش در اوستا « فر» يا « فره» ناميده شده است و آن فروغ يا فر و شکوه ويژه اي است که از طرف اهورامزدا به پيامبران و پهلوانان و صاحبان کي و کيان بزرگ، از سر موهبت، بخشيده مي شده است.


در آيين مزدايسنا چنين آمده است که زرتشت نگاه دارنده و پاس دارنده آتش جاوداني بوده است.


واژه « آتش» در اوستا به صورت « اتر»، و در زبان پهلوي به صورت « آتور» و « آتر» و « آتش»، و در زبان پارسي به صورت « آذر» و « آدر»، و در گويش هاي گوناگون آن به صورت هاي « آتيش»، « آديش»، « تش» و شکل هاي کم و بيش نزديک به اين صورت ها آمده و ثبت و ضبط شده است.


ريشه اين کلمه در زبان سانسکريت « آدري» بوده است و مفهوم آن زبانه و شعله آتش است و به عنوان صفت « ايزد آتش» که « آگني» ناميده مي شده، نيز به کار مي رفته که واژه "آدريان" مي تواند از ريشه آن باشداست.


کشف آتش يکي از مهم ترين و حياتي ترين اکتشافات تاريخ زندگي بشر بوده است و به دليل اهميت حياتي اين اکتشاف، و نقش بسيار مهم و زندگاني بخشي که آتش در حيات بشر باستاني ايفا مي کرده، ستايش و تقديس آتش از همان دوران باستان رواج و تداول داشته و آتش در اغلب فرهنگ هاي اساطيري، موجودي مقدس و متعالي يه شمار مي رفته و ستايش مي شده است.


در اساطير ايران باستان، پيدايش آتش را به هوشنگ شاه نسبت مي دادند. به روايت شاهنامه فردوسي، در يکي از روزهايي که هوشنگ به شکار رفته بود، ماري بر سر راه ديد و چون مار قصد حمله و آسيب رساندن به او را داشت، هوشنگ سنگي به جانبش پرتاب کرد. سنگ به مار برخورد نکرد، بلکه به سنگ ديگري برخورد و از اين برخورد، شراره آتش جهيد و آتشي پديد آمد که تا آن روزگار ناشناخته بود.


هوشنگ به شکرانه و ميمنت پيدايش اين فروغ ايزدي، آن روز را جشن گرفت و به شادماني و تکريم ايزدان آسماني پرداخت و اين همان « جشن سده» است که در آن ايرانيان باستان به تقديس و ستايش آتش مي پرداختند.


آتش علاوه بر نقش مذهبي خود در ايران باستان، کاربردهاي ديگري هم داشته است.


آتش در دوره هخامنشيان کارکردي ارتباطي نيز داشت و از آن همانند تلگراف بي سيم استفاده مي شد.


به فرمان خشايارشا هخامنشي (485 - 465 پيش از ميلاد)، از شوشتر و همدان، دو پايتخت بزرگ تا به سر حدات ايران برج هاي بسيار بلند به فاصله هاي معين ساختند و در بالاي آن ها پاسباناني گماشتند تا شب ها به کمک شعله ي آتش و حرکات و علايم مخصوصي که به آن مي دادند، از اين برج به برج ديگر وقايع مهم دورترين حدود مملکت را به مراکز برسانند.


در سال 479 پيش ازميلاد،‌ وقتي سپهبد ايران، آتن، پايتخت يونان را فتح کرد، در شب همان روز خبر به شاهنشاه رسيد که در سارد پايتخت ليدي اقامت داشت. در شاهنامه و در يادگار زريران نيز آمده است که با آتش افروزي در بالاي کوه هاي بلند لشگريان را به گرد آمدن و آماده حرکت شدن خبر مي دادند.


اين شيوه شايد در دوره هاي بعد هم مورد استفاده قرار گرفته باشد. به عنوان مثال، کوهي در اصفهان در نزديکي منار جنبان قرار دارد و بر بالاي آن آثار آتشگاهي به جا مانده است که کارشناسان با توجه به بقاياي باروهاي اطراف آن گمان مي‌برند، شايد محلي براي ديده باني و علامت دادن براي آتش بوده باشد. در شيراز نيز کوهي در نزديکي دروازه قرآن است و بر فراز آن، جايگاهي است که امروزه موسوم به «تنوره ي ديو» است و در گذشته احتمالا «تنوره ي ديد» ناميده مي‌شد. اين جايگاه نيز کاربردي اين چنيني داشته است.


ريشه اساطيري و تاريخي پيدايش جشن سده


جشن سده به ياد آورنده اهميت نور، آتش و انرژي است. نوري که از خداوند جداست و از خداوند جدا هم نيست.


1- فردوسي بزرگ (زاده ۳۱۹ خورشيدي - درگذشته پيش از ۳۹۷ خورشيدي، در توس خراسان) باره اسطوره‌هاي جشن سده، در شاهنامه مي گويد، هوشنگ ،پادشاه پيشدادي، که شيوه کشت و کار، کندن کاريز، کاشتن درخت را به او نسبت مي‌دهند، روزي در دامنه کوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار کرد. اما از برخورد سنگ ها جرقه‌اي زد و آتش پديدار شد.


يکي روز شاه جهان سوي کوه
گذر کرد با چند کس هم گروه


پديد آمد از دور چيزي دراز
سيه رنگ و تيره تن و تيزتاز


دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون
ز دود دهانش جهان تيره گون


نگه کرد هوشنگ با هوش و سنگ
گرفتش يکي سنگ و شد پيش جنگ


به زور کياني رهانيد ز دست
جهانسوز مار از جهانجو بجست


برآمد به سنگ گران سنگ خرد
همان و همين سنگ بشکست خرد


فروغي پديد آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ


نشد مار کشته وليکن ز راز
پديد آمد آتش از آن سنگ باز


هر آن کس که بر سنگ آهن زدي
ازو روشنايي پديد آمدي


جهاندار پيش جهان آفرين
نيايش همي کرد و خواند آفرين


که او را فروغي چنين هديه داد
همين آتش آن گاه قبله نهاد


بگفتا فروغيست اين ايزدي
پرستيد بايد اگر بخردي


شب آمد برافروخت آتش چو کوه
همان شاه در گرد او با گروه


يکي جشن کرد آن شب و باده خورد
سده نام آن جشن فرخنده کرد


ز هوشنگ ماند سده يادگار
بسي باد چون او دگر شهريار


کز آباد کردن جهان شاد کرد
جهاني به نيکي ازو ياد کرد


2- ابو ريحان بيروني(زاده ۱۴ شهريور ۳۵۲، کاث، خوارزم - درگذشته ۲۲ آذر ۴۲۷، غزنين)در کتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ، جشن سده را افروختن آتش بر بام ها مي‌داند که به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده‌است که: «آفريدون همان روز که ضحاک بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان که از جور و ستم ضحاک رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيک، آن روز را جشن کردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيک عهد را در ايران و دور آن به جاي مي‌آورند. »


ابوريحان بيروني به نحوه بر‌گزاري اين جشن‌ اشاره کرده‌است: "سده آبان روز است از بهمن ماه و آن روز دهم بود و اندر شبش که ميان روز دهم است و ميان روز يازدهم آتش‌ها زنند و و برگرد آن ........ و شادي کنند و نيز گروهي از آن بگذرند.


ابوريحان بيروني همچنين مي‌نويسد: «سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابکان است و در علت و سبب اين جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي‌آيد و برخي گويند علت اين است که در اين روز زادگان کيومرث - پدر نخستين - درست صدتن شدند و يکي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند و برخي برآنند که در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد. ”


3- حکيم عمر خيام نيشابوري(زاده ۲۸ ارديبهشت ۴۲۷ خورشيدي در نيشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشيدي در نيشابور )در کتاب نوروزنامه مي نويسد:
"هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيک عهد در ايران و توران به جاي مي‌آورند، بعد از آن به امروز، زمان اين جشن به دست فراموشي سپرده شد و فقط زرتشتيان که نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را بر پا مي‌داشتند".








هر چند نوشته شده‌است که مرد آويج زياري به سال ۳۲۳ هجري (سده دهم ميلادي ) جشن سده را در اصفهان با شکوه تمام احيا کرد. همچنين در زمان غزنويان اين جشن دوباره رونق گرفت و عنصري شاعر نامدار ايران در يکي از جشن‌هاي سده در برابر سلطان محمود قصيده‌اي درباره سده خواند که آغاز آن اين است:


زافريدون و از جم يادگار است سده جشن ملوک نامدار است
4- نظر ي ديگر هم اين که سده معروف، صدمين روز زمستان از گاه‌شماري ميترايي است. در تقويم کهن ايرانيان مهرآيين زمستان ۱۵۰ روزه و تابستان ۲۱۰ روزه بوده‌است. از ابتداي زمستان (اول آبان ماه) تا ۱۰ بهمن که جشن سده‌است صد روز، و از ۱۰ بهمن تا نوروز و اول بهار ۵۰روز و ۵۰شب بوده‌است. و به علت اينکه از اين روز به بعد انسان به آتش دست پيدا کرده‌است شب هم مانند روز روشن و گرم و زنده‌است شب‌ها هم شمرده مي‌شوند.


يکي ديگر از دلايل گرامي‌داشت اين شب اين است که ايرانيان دو ماه مياني زمستان را ،همان دي و بهمن را، بسيار سخت و هنگام نيرومند گشتن اهريمن مي‌دانستند و براي پايان يافتن اين دوماه نيايش هاي ويژه اي برگزار مي کردند. از شب چله که چله بزرگ نيز ناميده مي‌شد و در آن مهر براي مبارزه با اهريمن دوباره زاده شده بود تا شب دهم بهمن ماه که جشن سده و چله کوچک ناميده مي‌شد برابر ۴۰ روز است. و به سبب اين که آتش (مظهر گرما و نور و زندگي) در روز سده کشف شده بود و وسيله ديگري براي مبارزه با اهريمن و بنا بر آيين باعث روشنايي شب مانند روز شد از شب چله کوچک تا اول اسفند ۲۰ روز و ۲۰ شب (جمعا چهل شب و روز) است.


يکي از نشانه‌هاي پيوند اين دو پديده مراسمي است که در بين عشاير سيرجان و بافت برگزار مي‌شود:
شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده که نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي‌خوانند:


سده سده دهقاني/ چهل کنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني

5- در حالي که برخي بر اين اعتقادندکه تسميه سده به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است، مهرداد بهار در کتاب «پژوهشي در فرهنگ ايران» و رضا مرادي غياث‌آبادي در کتاب ياد شده ، بر اين باورند که سَدَه در زبان اوستايي به معناي برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطي با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده‌است در حالي که واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده‌است.


اگر نخستين روز زمستان را (روز پس از شب يلدا) تولد ديگري براي خورشيد يا مهر بدانيم، مي‌توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين کهن و زنده ايراني دانست. (در همه استان‌هاي کشور و سرزمين‌هاي ايراني نشين، برگزاري مراسم جشن دهم و چهلم کودک ديده مي‌شود) و اين واژه “sada” (اسم مونث) که به معني پيدايي و آشکار شدن است، در ايران باستان sadok و در فارسي ميانه sadag بوده و واژه عربي سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده‌است. روايت‌هايي که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و يا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبير مي‌کنند، همگي از ساخته‌هاي جديدتر است و در متون قديمي نيامده‌اند.


به نوشته مورخاني همچون بيروني، بيهقي، گرديزي جشن سده يکي از سه جشن بزرگ ايرانيان است که پس از حمله تازيان به ايران، تادوران خوارزمشاهيان و حمله مغول دوام آورد و هم سلاطين و اميران و هم مردم عادي اين جشن را به‌پا مي‌داشتند.


مشهورترين و بزرگترين جشن سده تاريخ ايران در زمان مردآويج زياري در سال ۳۲۳ هجري قمري در اصفهان برگزار شده‌است و چنان‌که در تاريخ بيهقي آمده‌است جشن سده ديگري که به ياد مردم مانده، جشني است که در زمان سلطان مسعود غزنوي در سال ۴۳۰ هجري قمري برگزار شد.


چگونگي برگزاري آيين سده


نزديک غروب دهم بهمن ماه ،موبدان، لاله (منظور مشعل هاي آتش فروزان ) به دست ، با لباس سفيد از باغچه بيرون آمده، زمزمه‌کنان و با سرودن اوستا به سده (توده هيزم خشک جمع شده در مکاني مشخص) نزديک مي‌شوند و از سمت راست سه بار گرد آن مي‌گردند. سپس اين خرمن هيزم را با نام خداي يکتا و به وسيله شعله لاله‌ها از چهار سو آتش مي‌زنند. در طول ساعت‌ها شعله ور بودن توده عظيم آتش ايرانيان در گرداگرد آتش، خداي يگانه را نيايش مي کنند و جوانان نيز شادمانه دور آتش مي گردند وشادي مي کنند. پس ازساعت ها به تدريج با فروکش کردن شعله‌ها و حرارت آتش، مردم، به ويژه نوجوانان و جوانان مي توانند براي پريدن از روي آتش به بوته‌هاي پراکنده نزديک شوند. در گذشته اسب‌سواراني که منتظر فروکش کردن شعله‌ها بودند، زودتر از ديگران خود را به آب و آتش زده و هنرنمايي مي‌کردند. کشاورزان مي‌کوشيدند مقداري از خاکستر سده را بردارند و به نشانه پايان يافتن سرماي زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند.




مشابهت جشن شب دوازدهم انگلستان با جشن سده ايراني


توماس هايد در کتاب تحقيق درباره دين‌هاي ايراني، درباره جشن‌هاي آتش و همانندي آن با جشن‌هاي آتشي که در اروپا شايع بوده، تحقيقاتي کرده و جشن سده را با جشن شب دوازدهم در انگلستان مقايسه کرده‌است. در اين جشن مردم دربلندي کوه‌ها و بام‌ها آتش افروخته و پايان شدت سرما و نزديکي بهار را جشن مي‌گرفتند و جشن همراه با شادي و پايکوبي فراوان بود.


مناطقي که هنوز جشن ملي سده را زنده نگاه داشته اند


با توجه به اين که در ايران باستان، به جاي هفته، ماه سي روزه را به کار مي بردند و براي هر روز يک نام اختصاص داشت ،در دهمين روز بهمن که با نام آبان روز شناخته مي شده با افروختن هيزمي که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود يا بر بلندي کوهستان گرد مي آوردند، اين جشن آغاز مي‌شد . جشن سده همواره با حضور تعداد زيادي از مردم در بيابان‌ها و دشت‌ها برپا مي‌شده‌است.


هم اکنون در بخش هايي از ايران، جشن باستاني سده همچنان زنده نگاه داشته شده است. ميهن دوستان ايراني و زرتشتيان تهران، کرج، يزد، روستاهاي اطراف ميبد، اردکان، کرمان، اهواز، شيراز (به ويژه در برابر کعبه زرتشت، نزديک تخت جمشيد)، اصفهان، با گردآمدن در يک نقطه از شهر يا روستا در کنار هم آتشي بسيار بزرگ مي‌افروزند و به نيايش خواني و سرودخواني و شادماني مي‌پردازند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمين‌هاشان مي‌پاشند،تا خاکستر آتش سده به زمين برکت مي‌دهد. در گذشته‌ها اين مراسم در پشت‌بام‌ها نيزبرگزار مي‌شده است.


اين مراسم در ميان روستانشينان شمال شرقي کشورهمچون آزادوَر،جاورتن و روستاهاي دشت جوين همچنين در اورامانات و سليمانيه کردستان ولرستان و آذربايجان و نواحي مرکزي ايران از جمله اراک، خمين و دليجان با نام‌هاي «هله‌هله»، «کُرده»، «جشن چوپانان» نيز شناخته مي شود.جشن سده در بخش‌هايي از افغانستان و بدخشان تاجيکستان نيز با نام «خِرپَچار» همچنان پابرجا مانده و با شکوه تمام برگزار مي شود.


در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهايي ديگر، چهار روز پيش و پس از سده را «چاروچار» و سردترين شب‌ها مي‌دانند که سده در ميانه آن جاي گرفته‌است.


فرجام سخن
بي ترديد آيين هاي ملي ايران از جمله جشن سده، جشن تيرگان، جشن مهرگان، ، آيين شب چله(يلدا)، چهارشنبه سوري و... بخشي جدايي ناپذير از هويت ملي مردم ايران زمين را شکل مي دهند و پاسداشت آن ها وظيفه اي ملي براي تک تک ايرانيان و ايراني تباران محسوب مي شود. با توجه به اين که آيين سده به عنوان يادگار هوشنگ شاه پيشدادي از پتانسيل بسيار ارزشمندي براي ثبت ميراث معنوي جهاني با نام ايران برخوردار است، همچون "کاريز يا قنات" به عنوان يادگار ديگر هوشنگ شاه، بايد در اولويت ثبت به عنوان ميراث معنوي فرهنگ ايران زمين در يونسکو قرار گيرد.


در اين راه با همکاري تنگاتنگ و عملي نهادهاي مسوول ميراث فرهنگي و نهادهاي مردمي دوستدار ميراث فرهنگي اين ميراث هاي گران بهاي ملي و يادگار هاي ارزشمند که از پيشينيان نزد ما به امانت گذاشته شده است بايد سريعا با نام ايران در سازمان ميراث معنوي جهاني ثبت شوند، چرا که در صورت دير جنبيدن مسوولان ايراني و از دست رفتن زمان، هريک از آن ها در آينده نزديک، چونان تار ايراني و نوروز ايراني و مولانا و ...در خطر تهديد تصاحب و تملک توسط همسايگان و رقيبان منطقه اي قرار خواهند گرفت.
منبع

*استاديار دانشگاه
منابع:
کتاب زرتشت و جان غرب
رضي، گاه‌شماري و جشن‌هاي ايران باستان
مري بويس ، هخامنشيان، ترجمه¬ي همايون صنعتي زاده، تهران: توس، 1375.
ملکزاد بياني، تاريخ سکه، از قديمي¬ترين ازمنه تا دوره ساسانيان - تهران: دانشگاه تهران، 1346.
ابراهيم پورداوود، يشت ها،‌ ج ا، تهران: طهوري، 1347.
تورج دريايي ،شاهنشاهي ساساني ، ‌ترجمه ي مرتضي ثاقب فر، تهران:‌ ققنوس، 1383.
بهرام فره وشي، ايرانويج ، تهران: دانشگاه تهران، 1374.
رمان گيرشمن، ترجمه ي دکتر محمد معين، ايران، از آغاز تا اسلام - تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1370 (چاپ هشتم).
تیمسار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از تیمسار بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-08-2013, 11:30 PM   #2
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,718 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : اسطوره آتش در فرهنگ ايراني-به مناسبت جشن سده

نقل قول:
ابوريحان بيروني همچنين مي‌نويسد: «سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابکان است و در علت و سبب اين جشن گفته‌اند که هرگاه روزها و شب‌ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي‌آيد و برخي گويند علت اين است که در اين روز زادگان کيومرث - پدر نخستين - درست صدتن شدند و يکي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند و برخي برآنند که در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده: “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد. ”
كيومرث يعني مرد زميني يا خاكي
كيو همان geo است . مرث هم كه مرد. مرد خاكي. انسان خاكي. از خاك امده.

هوشنگ اولين فردي بود كه خانه ساخت ، و لغط house از اسم او مي ايد.
hous-hang
ارسال شده توسط تلفن همراه
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 02-09-2013, 01:05 AM   #3
تیمسار
 
تاریخ عضویت: Sep 2012
پست ها: 765
تشکرها: 774
در 655 پست 2,382 بار تشکر شده
Points: 3,378, Level: 36
Points: 3,378, Level: 36 Points: 3,378, Level: 36 Points: 3,378, Level: 36
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : اسطوره آتش در فرهنگ ايراني-به مناسبت جشن سده

نقل قول:
نوشته اصلی توسط FarShir نمایش پست ها
كيومرث يعني مرد زميني يا خاكي
كيو همان geo است . مرث هم كه مرد. مرد خاكي. انسان خاكي. از خاك امده.

هوشنگ اولين فردي بود كه خانه ساخت ، و لغط house از اسم او مي ايد.
hous-hang
ارسال شده توسط تلفن همراه
فرشیر ارجمند-شما منشا فرهنگ ایرانی را از کجا می دانید؟ بنظرم تلفیقی از هند و اروپاست.برای همین واژه های مشترک زیاد وجود دارد.
تیمسار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از تیمسار بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 02-09-2013, 03:03 AM   #4
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,718 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : اسطوره آتش در فرهنگ ايراني-به مناسبت جشن سده

جناب تيمسار :
اينها را در كتاب : زندگي و مهاجرت نژاد اريا، چاپ دانشگاه تهران مطالعه كرده ام.
قبلا مي گفتند هند و اروپايي حال يك نيا برايش پيشوند درست كرده اند.
زبان نيا هندواروپايي
و به قول ويكي :
« زبان سانسکریت پیشینه باستانی‌اش هر چه باشد ساختاری شگفت‌انگیز دارد، کمال یافته‌تر از یونانی است، سترگ‌تر از لاتین است و ظریف‌تر از هر دوی آنهاست؛ با این همه هر دو، چه به لحاظ ریشه‌های فعل و چه به لحاظ صیغه‌های دستوری، شباهتی و قرابتی بسیار نزدیک‌تر و قوی‌تر از آن دارد که زاده بخت و اتفاق بتواند بوده باشد؛ شباهتی چندان نزدیک و چنان قوی که هیچ لغت‌شناس تاریخی نمی‌تواند به سنجش و آزمون سانسکریت و یونانی و لاتین بپردازد و آنگاه بدین نکته باور نیاورد که این هر سه می‌باید از سرچشمه‌ای یگانه نشات گرفته باشند؛ سرچشمه‌های یگانه که شاید دیگر اکنون موجود نباشد. دلیلی دیگر هم هست. هرچند نه بدان محکمی که بر اساس آن می‌توان چنین فرض کرد که زبان‌های گوتیک و سِلتی و فارسی نیز خاستگاهی یگانه با سانسکریت دارند. »
ارسال شده توسط تلفن همراه
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
آسيب شناسي اجتماعي عاشورا alisosho بخش تاریخ 18 12-11-2012 11:53 AM
چگونه مي‌توان ايراني بود؟!برگرفته از کتاب «نه شرقي، نه غربي، انساني»، دکتر عبدالحسين زرين‌کوب، iranus معرفی کتاب 0 12-04-2012 04:00 PM
دولت یازدهم و روش شناسی مهندسی فرهنگی a.saeedabadi تالار فرهنگ 3 07-19-2012 02:54 AM
ایدئولوژیزه کردن جامعه؛ خودكشي سياسي است Azad بخش اجتماعی 1 09-06-2010 03:33 AM
دولت تحصيلدار و فرهنگ در ايران -عباس عبدی حاجی جفرسون تالار فرهنگ 0 12-17-2008 02:10 PM


ساعت جاری 12:05 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT