آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نظامی > تالار مقالات نظامی

پاسخ
    نمایش ها: 21705 - پاسخ ها: 9  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-26-2012, 12:25 AM   #1
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»



تاریخ انتشار: ۰۴ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۷



















































عکس از: محمدحسین حیدری در عملیات مرصاد

حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-26-2012, 12:57 AM   #2
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

عمليات مرصاد



گروهک منافقين در پي حملات عراق به خاک ميهن اسلامي و عقب‏نشيني‏هاي موقت رزمندگان اسلام، با تصور اين‏که پذيرش قطعنامه 598 ناشي از جدايي ملت و دولت است، به خيال واهي، فرصت را غنيمت شمرده و سعي در رسيدن به اهداف پليد خود نمود. منافقين با جمع‏آوري ديگر ضد انقلابيون سرخورده، از کشورهاي مختلف اروپايي، نيرويي به استعداد تقريبي 15 هزار نفر فراهم کرده و با بهره‏گيري از جنگ‏افزارهاي اهدايي صدام و ديگر اربابان خود، حمله خود را از غرب کشور به خاک جمهوري اسلامي ايران آغاز کردند. نيروي هوايي عراق با حمايت مقدماتي، آنها را براي ورود به عمق خاک ايران و در نهايت، فتح تهران، ترغيب مي‏کند. با اين اتحاد شوم، قسمت‏هايي از اراضي ميهن اسلامي مورد تجاوز قرار مي‏گيرد. ملت سلحشور و مسلمان ايران، پس از اطلاع از تجاوز منافقين به ميهن اسلامي، به خروش آمده و به جبهه‏هاي جنگ اعزام مي‏شوند. سرانجام عمليات مرصاد در پنجم مرداد ماه 1367، با رمز مبارک يا علي(ع) و به منظور مقابله با منافقين در منطقه اسلام‏آباد و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز گرديد. منافقين خلق، خوشحال از پيروزي‏هاي مقدماتي و در يک اقدام عجولانه، راهي باختران (کرمانشاه) شده و به خيال باطل خود، قصد حرکت به سمت تهران و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران را نمودند. راديو منافقين، با ارسال پيام به مردم باختران، از آنها مي‏خواهد که زمينه را براي ورود ارتش به اصطلاح آزادي‏بخش مهيا سازند و آماده جذب در گردان‏ها و لشکرها باشند. از آن طرف رزمندگان اسلام در 34 کيلومتري باختران، ناگهان راه را بر ستون‏هاي منافقين مي‏بندند و واحدهاي زرهي رزمندگان، در يک اقدام متهورانه، تعداد زيادي از ادوات سنگين زرهي منافقين را هدف قرار داده و به آتش مي‏کشند. جاده باختران - اسلام‏آباد در همان لحظات اوليه، انباشته از ادوات سوخته شده مي‏شود و عکس‏العمل سريع رزمندگان، منافقين را به فراري مفتضحانه وادار مي‏سازد. اين عمليات در روز بعد نيز با حمله هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران با سرکوبي شديد منافقان ادامه يافت و دشمن را دچار شکست سخت و سنگيني نمود. بدين ترتيب، منافقان شکست خورده، در اين تجاوز نابخردانه، متحمل تلفات و خسارات عظيمي شدند که بيش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره‏انداز 80 ميلي‏متري، 150 قبضه خمپاره‏انداز 60 ميلي‏متري و 30 قبضه توپ 106 ميلي‏متري منهدم شد. علاوه بر آن ده‏ها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نيز صدها قبضه سلاح سبک و نيز مقاديري تجهيزات پيشرفته الکترونيکي و مخابراتي به غنيمت نيروهاي اسلامي درآمد. در اين عمليات، 4800 نفر از منافقان نيز کشته و زخمي شدند.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-26-2012, 01:04 AM   #3
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

مجموعه تصاویر عملیات مرصاد
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-26-2012, 01:16 AM   #4
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

شش روز پس از قبول قطعنامه توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهره‌برداری از ضعف شدید روحیه نیروهای ایرانی مجددا به خرمشهر حمله کرده و تا آستانه تصرف آن پیش رفته بودند، سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز کرد.
مسعود رجوی منافق در شب آغاز عملیات گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما می خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند... از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد... علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم... هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به همراه ستون ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین ها به صورت ستون حرکت می کنند.»
نبرد

در آن تاریخ نیروهای نظامی موسوم به سازمان منافقین خلق فاصله‌ی تنگه پاتاق تا منطقه چهارزبر در ۳۴ کیلومتری کرمانشاه را با سرعت خیلی زیاد طی کردند. علت سرعت بالای حرکت ستون‌های نظامی مجاهدین عدم حضور قوای نظامی در غرب کشور بود. به دلیل هجوم سنگین ارتش عراق به جبهه جنوب (استان خوزستان) بخش عمده‌ای از توان نظامی ایران در جبهه‌های جنوب غربی مشغول دفع تهاجم عراق بودند. به همین دلیل عملاً در برابر حرکت ستون‌های مجاهدین مقاومتی وجود نداشت. نیروهای ایران در جایی که نیروهایشان برتری نسبی داشت به کمین نشستند و در منطقه چهار زبر، با احداث تعدادی خاکریز و یک خط دفاعی مستحکم در انتظار ایشان بودند. چند تا از گردان‌های عملیاتی در این جبهه گردان مقدادوگردان حمزه از لشکر ۲۷ محمد رسول الله و تیپ انصارالحسین همدان بودند.
این عملیات سه روز به طول انجامید. در روز اول هدف سد کردن هجوم مجاهدین خلق بود. در روز دوم حرکت نیروی زمینی صورت گرفت که با پشتیبانی بسیار قوی نیروی هوایی و هوانیروز همراه شد و در روز سوم یگان‌های مجاهدین خلق به کلی منهدم شدند. فرماندهی این عملیات بر عهده علی صیاد شیرازی بود که در سال ۱۳۷۸ توسط سازمان منافقین خلق ایران به شهادت رسید
واژه عربی «مرصاد» به معنی کمین است. این نام بخاطر کمین برنامه ریزی شده‌ای که نیروهای نظامی انجام داده بودند برای این عملیات در نظر گرفته‌شد.
در روز اول عملیات نیروی هوایی وارد عمل نشد زیرا در آن زمان پایگاه نوژه بمباران شده بود و انجام عملیات پاکسازی باند فرود قدری فرصت را از آنها گرفت. به همین دلیل نیروی هوایی با یک روز تاخیر عملیات را ادامه داد.
هاشمی رفسنجانی در این مورد گفت «جنگ و صحنه به گونه‌ای درست شده بود که اینها توی کیسه آمدند و ما در کیسه را بستیم. تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آنها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارکچی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام»
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-26-2012, 01:40 AM   #5
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)




















حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-26-2012, 01:43 AM   #6
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

31/4/1366

- روزنامه نیویورك تایمز از عملیات ناوگان امریكا در محافظت از نفت‌كش‌های كویتی انتقار كرد و این عملیات را در جهت حمایت از عراق دانست.

- پارسونز: "رغبت ایران برای باز نگه‌داشتن تنگه هرمز، بیش از عراق است"

- سفیر عراق در لندن: "ما به كشتي‌ها حمله خواهیم كرد"

- وزیر نفت كویت: "نباید عراق تنها بماند"

- به گفته بی. بی. سی، انگیزه آمریكا از محافظت از نفت‌كش‌های كویتی، اعاده اعتبار از دسترفته در جریان مك فارلین است.

- تبیین موضع جمهوری اسلامی در قبال خلیج‌فارس و قطعنامه 598 در مصاحبه مطبوعاتی رییس جمهوری و سخنان نخست وزیر.

- آیت‌الله خامنه‌ای: "برخورد ما با آمریكا مهلك خواهد بود."

- میرحسین موسوی (نخست وزیر): "آمریكا قطعنامه 598 را زیر پا گذاشته است."

- عراق اعلام كرد كه قطعنامه 598 را پذیرفته است. سخنگوی دولت عراق: "تصویب قطعنامه 598 پیروزی سیاسی برای عراق است."

- موضع محافل انقلابی لبنان صدور قطعنامه 598 سازمان ملل.

- سفر دكتر ولایتی به آلمان غربی و مذاكره با مقامات این كشور.

- نیروهای سازمان منافقین با پشتیبانی و تحریك رژیم عراق، از طریق نوار مرزی سر پل ذهاب و قصر شیرین، تجاوز خود را با نام عملیات «فروغ جاویدان» آغاز كردند.

28/4/1367

- پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران.

31/4/1367

-هارولد بروان: "شكست‌های اخیر ایران در جنگ و اختلافات داخلی، نقش اساسی در قبول قطعنامه 598 به عهده دارد و در عین حال، تهران خود را به طور فزاینده‌ای مواجه با حضور امریكا در خلیج‌فارس مي‌دید."

- سه روز پس از اعلام تصمیم جمهوری اسلامی (28/4/1367) مبنی بر پذیرش قطعنامه عزیز، هیچ اشاره‌ای به پذیرش قطعنامه نكرده و در عوض یك طرح صلح چند ماده‌‌ای را مطرح كرد.

- سخنگوی كاخ سفید: امریكا معتقد است كه اكنون به عهده ایران است كه نخستین گام را در جهت عادي‌سازی روابط میان واشنگتن و تهران بردارد.

- تصرف قصر شیرین و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.

- عقب‌نشینی نیروهای خودی از مناطق عملیاتی میمك و هلاله و پیشروی دشمن در مناطق تنگه‌هایی بیجار و بینای.

- موافقت ایران با اعزام هیأتی از ناظران سازمان ملل برای برنامه‌ریزی نحوه اجرای آتش‌بس و نظارت بر اجرای آن.

2/4/1367



- فرانك كارلوچی وزیر دفاع امریكا: "حضور نظامی امریكا در خلیج‌فارس، تنها وقتی كاهش خواهد یافت كه آتش‌بس به خصومت‌ها پایان دهد و معین شود كه خلیج‌فارس برای كشتیرانی امن است."

- كشته شدن ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه سوم عراقی.

- سفر علي‌اكبر ولایتی به نیویورك برای گفتگو با دبیر كل سازمان ملل.

3/5/1367

- آغاز عملیات مرصاد؛ شكست پیچیده‌ترین ترفند دشمن و منافقین.

- رژیم عراق با به كارگیری گسترده سلاح‌های شیمیایی در جبهه‌های جنگ و موشكباران شهرها، توانست شرایط جنگ را به نفع خود تغییر دهد. این در حالی بود كه كارشناسان نظامی و سیاسی ایران، سرگرم بررسی و پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت ملل متحد بودند و سرانجام این قطعنامه در تاریخ 27/4/1367 از سوی جمهوری اسلامی ایران پذیرفته شد.

چهار روز پس از پذیرش قطعنامه سازمان ملل، قوای رژیم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخش‌های از ایران، تجاوز گسترده‌ای را آغاز كردند؛ ولی با ایستادگی رزمندگان ایران بخش وسیعی از مناطق جنوبی كشور از خطر سقوط نجات یافت. همچنین ارتش عراق در جبهه‌های میانی نیز دست به تحریكاتی زد، كه تا حدی مي‌توانست برای تمامیت ارضی و استقلال كشور ما خطری جای به‌شمار آید. هدف دشمن در جبهه میانی، زمینه‌سازی برای هجوم سازمان مجاهدین خلق یا همان منافقین بود.

در این جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندی خود، آنها را سرگرم كرده بود تا نیروی منافقین بتوانند پس از شكسته شدن خط به وسیله ارتش عراق، از نقطه دیگری حركت خود را آغاز كنند. به این ترتیب، نیروهای منافقین پس از تصرف جبهه نیروهای ایرانی در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آن‌كه روبه‌رو باشند، سوار بر خودروهای خود، به سوی كرمانشاه حركت كردند و تا تنگه "چهارزبر" پیش آمدند. این حركت سریع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را عافلگیر كرد. به محض رسیدن خبر هجوم منافقین و ارتش عراق به شهرهای مختلف كشور، خیل عظیمی از نیروهای داوطلب به سوی جبهه‌ها روانه شدند. همین امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشی از كشور ایران برهم زد.

در حالي‌كه هنوز حملات ارتش عراق در جنوب كشور قطعی نشده بود، بخشی از نیروهای رزمنده جنوب، راهی غرب كشور شدند تا همراه مردم بسیج شوند و تحت عنوان عملیات "مرصاد"به سركوب حملات عراق و منافقین بپردازند.

عملیات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز "یا صاحب‌الزمان(عجل‌الله تعالی وجه‌الشریف) ادركنی" برای مقابله با حركت منافقین و بازپس‌گیری اشغال شده انجام گرفت.

در این عملیات كه با فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با پشتیبانی هوانیروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلام‌‌آباد ـ پل‌دختر وارد عمل شدند و نیروهای ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزی عقب راند؛ اما قوای ارتش عراق، ارتفاعات مرزی را همچنان در اشغال خود نگه داشتند. در عملیات مرصاد، بیش از 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپاره‌انداز 60 و 80 میلیمتری و 30 عراده توپ 106 میلیمتری دشمن منهدم شدند. همچنین بیش از 20 تیپ مشترك منافقین و ارتش عراق متلاشی شد و تعداد كشته و زخمي‌های دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در این عملیات، نزدیك به 1000 قبضه آر.پی.جی7، 700 قبضه تیربار كلاشینكوف، ده‌ها دستگاه خودرو، ده‌ها دستگاه تانك و نفربر، تعدادی تجهیزات پیشرفته الكترونیكی و مخابراتی و مقادیری اسناد درون گروهی منافقین به دست رزمندگان ایران افتاد.

3/5/1367

- بازپس‌گیری شهر گیلانغرب از دست نیروهای سازمان منافقین و دشمن.

8/5/1367

- تاچر نخست وزیر انگلیس: "تشكلیل جلسه شورای امنیت، به روند برقراری صلح میان ایران و عراق كمك خواهد كرد. برقراری صلح در منطقه، شكست بنیادگرایی تلقی خواهد شد."

8/5/1367

- چارلز دمن: امریكا از گروه‌هایی كه در پی سرنگون ساختن دولت ایران از طریق زور هستند، حمایت نمي‌كند.

21/5/1367

- انتخاب ژنرال اسلاو كایوویچ از كشور یوگسلاوی به سمت فرمانده كل گروه ناظران بر آتش بس میان ایران و عراق.

21/5/1367

- ورود یك دیپلمات انگلیسی به ایران ارزیابی امكان بهبود مناسبات با ایران.


شرح عملیات مرصاد

25 شهریور 1385 ساعت 02:49
در حالی که عراق با بازپس‌گیری اغلب مناطقی که طی سال‌های گذشته از دست داده بود. می‌رفت تا با اقدامات بعدی صحنه نبرد را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد. پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران در تاریخ 27/4/1367 موجب گردید ارتش عراق در اقدامی شتاب زده، منطقه خوزستان را بار دیگر مورد هجوم گسترده قرار داده و تا جاده اهواز ـ خرمشهر پیشروی کند و خرمشهر را نیز در معرض تهدید قرار دهد. این تهاجم عراق ـ که دو بار دیگر نیز تکرار شد ـ با مقاومت شدید سپاهیان اسلامی خنثی و ارتش عراق تا مرز، عقب رانده شد.
به این ترتیب، دشمن در حالی که از تصرف خوزستان ناامید شده بود، تهاجم دیگری را در تاریخ 3/5/1367 از طریق مرکز کرمانشاه و با به کارگیری نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) آغاز نموده و در حالی که اغلب یگان‌های ایران در جبهه جنوب مستقر بودند، تا تنگه چهار زبر (بین اسلام‌آباد و کرمانشاه) پیشروی کرد. در پی حرکت دشمن، قوای خودی به سرعت وارد عمل شده و با انجام عملیات موسوم به «مرصاد» به مقابله با منافقین برخواستند.

هدف
انهدام عناصر ضد انقلاب (منافقین)

استعداد دشمن
منافقین، حدود 30 تیپ رزمی جهت تهاجم خود به خاک ایران تشکیل داده بودند. هر تیپ 170 نفر نیروی رزمی (20 زن و 150 مرد) در اختیار داشت که به همراه نیروهای پشتیبانی به 280 نفر می رسید و دارای دو گردان پیاده، یک گردان تانک، یک گردان ادوات و یک گردان ارکان و پشتیبانی رزم بود. تعداد کل نیروی رزمنده حدود 5200 نفر و نیروی در صحنه به حدود 7000 نفر می رسید.

تجهیزات منافقین نیز عبارت بود از‌:
120 تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، 40 نفربر PMP، 30 توپ 122 میلی‌متری، حدود 240 خمپاره‌، 1000 آرپی جی هفت، 700 تیربار، 20 توپ 106 میلی‌متری، 60 مسلسل دوشکا و حدود 1000 خودرو.

سازمان رزم خودی
قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء (ص)
قرارگاه نجف
لشگر 6 پاسداران به استعداد 7 گردان
لشگر 32 انصار الحسین(ع) به استعداد 7 گردان
لشگر 57 اباالفضل(ع) به استعداد 2 گردان
لشگر 155 ویژه شهدا به استعداد 3 گردان
لشگر 9 بدر به استعداد 6 گردان
تیپ مستقل 12 قائم(عج) به استعداد 3 گردان
تیپ مستقل 75 ظفر به استعداد 1 گردان
تیپ مستقل 66 ولی امر(عج) به استعداد 3 گردان
تیپ مستقل 36 انصار المهدی به استعداد 3 گردان
معاونت فرهنگی قرارگاه نجف به استعداد 1 گردان
کمیته انقلاب اسلامی به استعداد 2 گردان
قرارگاه مقدم نیروی زمینی سپاه
لشگر 27 محمد رسول الله(ص) به استعداد 4 گردان
لشگر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به استعداد 1 گردان
لشگر 33 المهدی(عج) به استعداد 1 گردان
لشگر 71 روح الله به استعداد 3 گردان
سپاه ناحیه لرستان به استعداد 2 گردان
قرارگاه سپاه هشتم
لشگر 5 نصر به استعداد 2 گردان
تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص) به استعداد 4 گردان
تیپ مستقل 59 مسلم بن عقیل به استعداد 1 گردان
قرارگاه رمضان به استعداد 1 گردان
نیروهای کرند و اسلام آباد به استعداد 1 گردان
عناصری از لشگر 21 امام رضا(ع) و ارتش

شرح عملیات

پذیرش قطعنامه598، از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی و نظامی قرار داد، و بر گروه ها و عناصر «اپوزیسیون» نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین تنها گروهی که همه حیثیت و هستی خود را در گرو جنگ نهاده بودند، برای خروج از بن بست، توطئه ای که ماموریت اجرای آن را به عهده داشتند را به مرحله اجرا در آوردند.
آنان در تحلیل های دورن گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامهرا می پذیرد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی، و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی دانسته و علی رغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد.
عراق به حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران برحذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود وسپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل و صالح آباد، این مناطق را تصرف کرده و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق هم چنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند.
هدف منافقین از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (دارای چرخ های لاستیکی و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و بدست گرفتن قدرت بود، بر طبق زمانبندی، نیروها بایستی ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمان شاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعت های مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند، اما در مسیر اسلام آباد – کرمان شاه و گردنه حسن آباد، از پیشروی آن ها جلوگیری شد.
در این عملیات (فروغ جاویدان) منافقین با 25 تیپ ( هر تیپ 200 نفر) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند. مقارن ساعت 14:30 در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر کرند غرب پیشروی کردند و حدود ساعت 18:30 اولین تانک های عراقی با آرم منافقین وارد شهر شدند و پس از تصرف شهر به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کرده، به محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و هم چنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند.
تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج، و شهر به تصرف آن ها در آمد. سپس با استفاده از تعداد زیادی تانک دجله و خودرو نیروهای پیاده به طرف کرمان شاه عزیمت کردند که در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو، منافقین زمین گیر شدند.
نیروهای خودی در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات چهارزبر ضمن تشکیل خط پدافندی با آنان درگیر شده، و بعد از ظهر 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، به منظور انسداد عقبه و راه فرار، سه راه اسلام آباد – کرند را قطع، و آن ها را محاصره کردند. نیروهای اسلام در روز 5 مرداد عملیات مرصاد را به رمز یا علی بن ابی طالب (ع) آغاز نمودند و طی چندین ساعت، صدها تن از منافقین را به هلاکت رسانده، و مابقی را به فرار وا داشتند.
در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند. در این عملیات بیش از 2500 تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد.
نتایج عملیات

- عقب راندن دشمن از خاک ایران اسلامی
- به هلاکت رساندن حدود 2000 نفر و به اسارت درآوردن 250 تن از نیروهای دشمن.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-26-2012, 01:45 AM   #7
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

چکیده: کتاب "مجاهدین خلق در آیینه تاریخ" سومین کتاب از مجموعه کتاب هایی است که توسط اعضای سابق مجاهدین روایت شده و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است.
این کتاب که اکنون گزیده ای خواندنی از بخش های مختلف آن را به همراه برخی تصاویر و نیز نمودار ساختار سازمانی این سازمان در زیر مشاهده می کنید، توسط علی اکبر راستگو، از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، نوشته شده است

مسعود و مریم رجوی به همراه فرماندهان ارتش آزادیبخش
در اتاق فرماندهی


کتاب "مجاهدین خلق در آیینه تاریخ" سومین کتاب از مجموعه کتاب هایی است که توسط اعضای سابق مجاهدین روایت شده و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است. این کتاب که اکنون گزیده ای خواندنی از بخش های مختلف آن را به همراه برخی تصاویر و نیز نمودار ساختار سازمانی این سازمان در زیر مشاهده می کنید، توسط علی اکبر راستگو نوشته شده است. علی اکبر راستگو در سال 1332 در بابل متولد شد. پس از اتمام تحصیلات دبیرستان در رشته ادبیات زبان آلمانی، وارد دانشگاه تهران شد. وی بعد از دو سال رشته تحصیلی خود را رها کرد و به آلمان رفت و در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه "اسن" به تحصیل پرداخت و در سال 1363 موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس گردید.
وی در سال 1358 به انجمن های دانشجویان مسلمان هوادار سازمان مجاهدین خلق در آلمان پیوست و در بخش روابط خارجی شاخه بوخوم فعالیت خود را آغاز کرد. بعد از ورود سازمان به فاز تروریستی در سال 1360 و فرار تعدادی از آنها به خارج از کشور، آقای راستگو موظف شد تا اقدامات حقوقی برای پناهندگی هواداران سازمان در آلمان را به عهده گیرد.
راستگو به همراه چند نفر از اعضای مجاهدین خلق، سازمانی را تحت عنوان "سازمان فارغ التحصیلان دموکراتیک ایران در آلمان غربی" وابسته به سازمان مجاهدین تحت پوشش شورای ملی مقاومت تاسیس کرد. هدف اصلی این سازمان جمع آوری کمک و اعانه از مردم آلمان بود.
بعد از انقلاب ایدئولوژیک سازمان یا ازدواج مسعود رجوی و مریم عضدانلو (رجوی)، سازمانی به نام نهاد دیپلماسی تاسیس شد که راستگو به این سازمان منتقل شد. هدف این سازمان تماس با مقامات کشورهای آلمان، اتریش، سوییس و لوکزامبورک بود.
سرانجام وی در سال 1365 به بخش نظامی مجاهدین خلق در عراق منتقل شد. وی در این دوره به بطلان سازمان پی برد و از سازمان جدا و به آلمان بازگشت و کتاب "صدای تیک تاک بمب می آید" را در افشای مجاهدین خلق منتشر کرد. سازمان مجاهدین خلق ناچار شد طی اطلاعیه ای منکر وابستگی وی به سازمان شود، ولی شهرت و عضویت وی بیش از آن بود که بشود با یک اطلاعیه آن را تکذیب کرد.
کتاب "مجاهدین خلق در آیینه تاریخ" هم که بخش هایی از آن را در ادامه مشاهده می کنید، از همین نویسنده است؛گرچه بعضی از محتویات کتاب مورد تایید ما نیست، ولی اطلاعات جالب درون سازمانی وی از یک سازمان فرقه ای بسته، ارزش انتشار آن و چشم پوشی از بعضی نکات غیر مقبول را داشت. به این جهت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در راستای تدوین منابع، این کتاب را مناسب انتشار یافت. این کتاب از آن جهت که عمدتا به مسائل مجاهدین خلق پس از قبضه قدرت توسط رجوی می پردازد بازگو کننده بسیاری از حقایق تلخ تاریخی درباره فرقه رجوی می باشد. اطلاعات بیشتر این کتاب و سایر روایت های درون سازمانی مجاهدین خلق را می توانید در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی مشاهده کنید. در زیر گزیده ای از مطالب این کتاب را مرور می کنیم:

ـ فرصت‌طلبی مسعود رجوی و قبضه كردن رهبری سازمان مجاهدین خلق:
در دوران شقه شدن سازمان مجاهدین به دو بخش اسلامی و ماركسیستی در سال 1354، مسعود رجوی، رهبری بخش مذهبی مانده این جریان را در زندان بر عهده گرفت. در واقع، در فاصله بین 1354 تا انقلاب اسلامی، از مجاهدین مذهبی كسی بیرون از زندان نبود. مسعود رجوی همراه با 15 نفر دیگر از اعضای باقی مانده مجاهدین خلق، در 30 دی 1357، از زندان آزاد شد و به همراه خود از داخل زندان بخشی از اعضا را كه هنوز به مركزیت سابق مذهبی وفادار بودند به عنوان "سازمان جدید مجاهدین خلق ایران" معرفی كرد و خودش نیز به عنوان تنها بازمانده مركزیت سابق، ادعای رهبری سازمان را كرد و مشغول سازماندهی و یادگیری شد. (صفحه 25)

ـ ملاقات نمایندگان مجاهدین خلق با امام خمینی در نجف:
بنابر نوشته‌های خود مجاهدین، دو تن از اعضای اصلی این سازمان در سال‌های 1349 و 1350 در نجف، طی چند ملاقات چند ساعته با آیت‌الله خمینی، كوشیدند او را به حمایت از ترورها و نوع مبارزه‌شان وادار كنند، ولی نتوانستند موافقت وی را كسب كنند. این دو تن حسین احمدی روحانی و تراب حق‌شناس بودند. (صفحه 26)

ـ مجاهدین خلق، تحلیل دیدگاه امام خمینی و آغاز جنگ مسلحانه:
پس از به حكومت رسیدن آیت‌الله خمینی و هرج و مرجی كه در كشور حاكم بود، فرصت طلایی برای مسعود رجوی پیش آمد تا بتواند از شور و التهاب جوانان، هم چنین از ناآگاهی‌ها از تاریخ معاصر ایران، تاریخ اسلام، وضعیت كشورهای سوسیالیستی و تاریخچه خود سازمان مجاهدین، بهره‌برداری كرده و از میان ایشان نیرو‌گیری كند. این نیروها كه اساسا در فضای در هم و هرج و مرج اوایل حكومت اسلامی، فرصتی برای ارزیابی اوضاع و احوال و تفسیر و تبیین شعارهای مسعود رجوی نداشتند، بدون هیچ شناختی به میدان جنگ نابرابر با حكومت اسلامی كشانده شدند.
مسعود رجوی در سال 1361، سلسله مصاحبه‌هایی انجام داد كه تحت عنوان جمع‌بندی یكساله مقاومت چاپ شد. وی در این جمع‌بندی به توضیح كامل این امر می‌پردازد كه مجاهدین حتی قبل از ورود آیت‌‌الله خمینی به ایران، می‌دانستند كه در نهایت با وی كنار نخواهند آمد و كار به جنگ مسلحانه خواهد كشید. رجوی می‌گوید: " حتی یك سال قبل از ورود [آیت‌الله] خمینی به ایران، از روی اطلاعیه‌هایی كه می‌داد، تفكر و ماهیتش را به طور مكتوب، تحلیل نموده و بر خصایص ارتجاعی او انگشت گذاشته بودیم. در این تحلیل كه بعدا خبرش در زندان به گوش ]آقای[ رفسنجانی هم رسید ـ آشكارا گفته بودیم كه اگر [آیت‌الله] خمینی بیاید باز انقلاب دیگری لازم خواهد بود. رفسنجانی نیز همان جا گفته بود كه جنگ اصلی و آخری ما با مجاهدین است". (صفحات 37 و 38)

ـ فرار رجوی به فرانسه، اتحاد تاكتیكی با بنی صدر و ازدواج با فیروزه بنی‌صدر:
رجوی بعد از قدرت نمایی میلیشیایی در 30 خرداد 1360 و عدم سقوط رژیم، از تهران فرار كرد و به فرانسه گریخت. او همه هواداران را بدون هیچ گونه واهمه‌ای گذاشت و فرار كرد. از طرف دیگر، رجوی هنگام فرار از ایران دو نفر را بر جای گذاشت كه می‌توانستند برای رهبری وی در آینده، باعث دردسر شوند؛ یكی موسی خیابانی و دیگری همسرش اشرف ربیعی؛ زیرا در صورت زنده ماندن موسی و اشرف، سرنوشت سازمان جور دیگری رقم می‌خورد. با وجود موسی خیابانی، رجوی هیچ وقت رهبر بلامنازع سازمان نمی‌شد و از طرف دیگر رجوی عاشق دختر بنی‌صدر شده بود و تصمیم به ازدواج با وی را در پاریس در سر می‌پروراند كه ضمن آن رابطه بنی‌صدر را با شورای ملی مقاومت، از این طریق مستحكم كند. در بهمن 1360، خانه تیمی مركزیت سازمان در تهران كه موسی خیابانی و اشرف ربیعی در آن بودند، مورد حمله پاسداران قرار می‌گیرد، این دو نفر كشته می‌شوند و رجوی به هر دو منظورش می‌رسد (صفحات 50-49)‌

ـ انقلاب ایدئولوژیك مجاهدین و ازدواج مسعود رجوی با مریم عضدانلو (رجوی) همسر سابق مهدی ابریشمچی:
اولین اعلام رسمی و علنی نام افراد مركزیت و رهبری كننده با ذكر مسؤولیت سازمانی ایشان، بعد از انقلاب ایدئولوژیك در تاریخ 20 خرداد 1364 انجام گرفت. قبلا در تاریخ 19 اسفند 1363، دفتر سیاسی كمیته مركزی سازمان طی اطلاعیه‌ای مسعود و مریم رجوی را به عنوان رهبری نوین و سازمان اعلام كرد. در ضمن در اطلاعیه فوق، ‌تصمیم مبنی بر "ازدواج فرخنده توحیدی و انقلابی مریم و مسعود" نیز اعلام شد. (مریم عضدانلو، پیشتر همسر مهدی ابریشمچی بود). در جریان انقلاب ایدئولوژیك خرداد 1364،‌ مسعود رجوی به عنوان رهبر ایدئولوژیك سازمان مصرفی شد و در نتیجه، دفتر سیاسی و بقیه مركزیت سازمان، منحل شد. در سازماندهی جدید، ابتدا هم عضویت‌ها لغو شد، بعد هم مسؤولین سلب مسؤولیت شدند. این افراد می‌بایستی طبق سنت با امام جدید بیعت كنند و رده جدید بگیرند و به كار گماشته شوند. در حقیقت، مركزیت دموكراتیك سازمان منحل و مسعود رجوی به عنوان رهبر بلامنازع سازمان مجاهدین خلق معرفی شد. رجوی دیگر از همه مسؤولیت‌ها، پاسخ‌گویی و انتقاد‌پذیری نیز مبرا اعلام شد. او دیگر در برابر خدا جوابگو بود و با خدا نیز در تماس قرار داده شد. مهدی ابریشمچی در این رابطه می‌گوید: «بعد از دست یافتن به این رهبری، مسؤولیت همه ما با مسعود است و مسؤول مسعود، فقط خداست؛‌ یعنی مسعود از ما حسابرسی می‌كند و حساب مسعود با خداست». (صفحات 79-65)
مسعود رجوی مسوول شورای ملی مقاومت و مریم رجوی رییس جمهور دائم العمر شورا در اونیفورم فرماندهی ارتش آزادیبخش

ـ سوءاستفاده مسعود رجوی از بنی‌صدر و اختلاف این دو بر سر جنگ عراق علیه ایران:
در تاریخ 7 مرداد 1360، ابوالحسن بنی‌صدر و مسعود رجوی با یك هواپیمای ربوده شده نظامی، از تهران فرار كرده، به پاریس وارد شدند. بعد از استقرار در پاریس، سلسله مصاحبه‌های طرفین، جهت معرفی شورا، شروع شد. اگر به رسانه‌های آن زمان مراجعه شود، در عكس‌های چاپ شده، اكثرا مسعود رجوی پشت سر بنی‌صدر نشسته است. علت این بود كه نام بنی‌صدر به عنوان رییس جمهور بر كنار شده، در همه جا می‌درخشید، ولی كسی سازمان مجاهدین خلق را نمی‌شناخت؛ بدین علت، سازمان، از نام و اعتبار بنی‌صدر در این تاریخ حسابی استفاده سیاسی كرد. حضور بنی‌صدر در شورا آن قدر برای مجاهدین خلق مهم بود كه برای سفت كردن پای ایشان در شورا، مسعود رجوی دختر او، یعنی فیروزه بنی‌صدر را به عقد خود در آورد. این ازدواج زمانی انجام شد كه تازه چند ماه از مرگ اشرف ربیعی، همسر پیشین رجوی می‌گذشت. در تاریخ هفتم مهر ماه 1360، برنامه "دولت موقت جمهوری دموكراتیك اسلامی ایران" توسط شورای ملی مقاومت اعلام شد. این برنامه را بنی‌صدر به عنوان رییس جمهور و رجوی به عنوان مسؤول شورای ملی مقاومت امضا كردند. در 20 اسفند ماه 62،‌ ابوالحسن بنی‌صدر كه مكرر با روابط رو به گسترش سازمان مجاهدین خلق با دولت عراق مخالفت كرده بود، طی نامه‌ای به مسعود رجوی اعلام جدایی كرد. بنی‌صدر در این نام نوشته بود.«البته همانطور كه نوشته‌اید دو نظر وجود دارد: یكی نظر سرنگونی رژیم به بهای جلب همكاری و استفاده از خارج را جایز می‌شمارد و یك نظر جایز نمی‌شمارد. این جانب جانب‌دار نظر دوم هستم. هر چه می‌خواهید بنویسید، اما چه كسی گول می‌خورد كه مسأله اصلی كه شما را به نوشتن این نامه برانگیخته، مسأله‌ همكاری با عراق برای سرنگونی رژیم است. از این راه رژیم [آیت الله] خمینی سرنگون نمی‌شود، با كمال تأسف تثبیت می‌شود». (صفحات 164-139)
اطلاعیه 4 فروردین 1363 شورای ملی مقاومت در مورد جدایی بنی صدر

انتقال مجاهدین از اروپا به عراق و ملاقات رجوی با صدام:
ـ در تاریخ 23 اردیبهشت 1365، بعد از یك دست شدن شورا و خروج افراد مزاحم از آن، بالاخره و طی بیانیه‌ای، انتقال مسؤول شورا از اروپا به خاك كشور عراق را اعلام كرد: «شورای ملی مقاومت این انتقال را برای گسترش و سازمان‌دهی نیروهای مسلح انقلاب از نزدیك، امری لازم و آخرین گام برای عبور به خاك میهن می‌داند». قبل از این انتقال همگی اعضای شورا كه مخالف رابطه شورا و مجاهدین با دولت عراق بودند،‌ از شورا بیرون رفته بودند. در این تاریخ ایران ششمین سال جنگ با دشمن خارجی عراق را می‌گذراند. در تاریخ 17 خرداد 1365، مسعود رجوی وارد فرودگاه بغداد شد و مورد استقبال یك هیأت عالی رتبه عراقی قرار گرفت و چند روز بعد با صدام حسین ملاقات كرد. (صفحات 186-185)
ملاقات مسعود رجوی با صدام حسین در بغداد

تحلیل مجاهدین از جنگ و فوت امام و انتخاب مریم رجوی به عنوان رییس جمهور مادام العمر:
تحلیل سازمان مجاهدین خلق این بود كه جنگ و فوت آیت‌الله خمینی به موجودیت رژیم بستگی دارد و بدون این دو،‌ رژیم نمی‌تواند حتی یك روز تاب بیاورد و سرنگون خواهد شد، ولی جنگ تمام شد، [آیت‌الله] خمینی هم فوت كرد و آب هم از آب تكان نخورد. سازمان نیز كه شورا را كنار گذاشته بود و با تشكیل ارتش آزادیبخش در سال 1366 نعره جنگ جنگ تا پیروزی می‌كشید،‌ بعد از شكست فضاحت بار عملیات فروغ جاویدان [عملیات مرصاد] در مرداد ماه 1367 و نا امید شدن از سرنگونی رژیم، دوباره به شورا روی آورد و كوشید دوباره به اروپا باز گردد و فعالیت سیاسی‌اش را از سرگیرد؛ ولی از آنجا كه به دلیل افشای ماهیت ضد دموكراتیكش، سازمان یا گروه دیگری نمی‌خواست خود را دربست در اختیار مجاهدین بگذارد، گسترش شورا از درون روابط سازمان و از میان اعضای سازمان آغاز شد. در واقع، سازمان مجاهدین خلق از این سرفصل، اعضای خودش را به صورت مستقیم به شورای ملی مقاومت تزریق كرد. در سال 1372 در اجلاس شورای مقاومت ملی اعلام شد كه اعضای شورا از 109 به 235 نفر افزایش یافته. در لیست اعضای جدید نیز به وضوح مشاهده می‌شد كه سازمان مجاهدین دوباره اعضای خود را به نام اعضای شورا جا زده است. در همین اجلاس بودكه مریم رجوی، به عنوان رییس جمهور آینده ایران انتخاب (انتصاب) شد. (صفحات 192-186)
مریم رجوی دستور آتش عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) را می دهد
نیروهای ارتش آزادیبخش در آغاز عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)

ـ‌ مجاهدین خلق و رابطه آن با شورای ملی مقاومت و ارتش آزادیبخش:
ارتش آزادیبخش و شورای ملی مقاومت (NCR)، در حقیقت اسامی مستعار سازمان مجاهدین خلق ایران (MKO) است و سازمان مجاهدین خلق به تناسب شرایط سیاسی از این اسامی برای پیشبرد مقاصد سیاسی‌اش استفاده می‌كند. در شرایط كنونی و در كشورهای غربی، سازمان مجاهدین خلق ایران، عمده فعالیت‌های سیاسی، دیپلماتیك،‌ مالی و تبلیغی خود را تحت پوشش شورای ملی مقاومت انجام می‌دهد؛ شورایی كه در عمل وجود خارجی ندارد (صفحه 221) .
چارت ساختار تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق
چارت ساختار تشکیلاتی شورای ملی مقاومت

ـ عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)؛‌ هاشمی رفسنجانی: « ما در را باز كردیم تا همه را درون كیسه كنیم و درش را ببندیم».
مقارن ایام پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران كه سازمان مجاهدین در بلاتكلیفی شدیدی به سر می‌برد، رجوی توانست صدام حسین را متقاعد كند كه قبل از بسته شدن كامل مرزها و اجرای قطعنامه598 سازمان ملل، به سازمان مجاهدین اجازه آخرین حمله به خاك ایران را بدهد. برای صدام حسین، این لشكركشی در آخرین روزهای جنگ، یك ریسك بود كه در آن در هر حال او بازنده نبود. اگر مجاهدین خلق می‌توانست پیروز شود و حكومت اسلامی را براندازد، صدام یك نیروی وفادار و مستعد خود را در خاك همسایه داشت و به آرزویی كه در تمام دوران جنگ داشت می‌رسید؛ در صورتی هم كه سازمان شكست می‌خورد، باز هم برای صدام اهمیت نداشت و وضع تغییری نمی‌كرد. در اوایل مرداد 1367، رجوی نشستی با شركت همه نیروها در قرارگاه اشرف برگزار كرد. در این نشست، رجوی نقشه راه‌ها و جاده‌ها را از مرز ایران و عراق تا تهران بر روی نقشه نشان داد. او حتی محل اقامت خود را در شهر تهران مشخص كرد و ادعا كرد كه مردم به محض ورود ما به ایران، به یاری ما می‌شتابند و به ارتش آزدی‌بخش می‌پیوندند.
در روز 3 مرداد 1367، نیروهای مجاهدین از محور سرپل ذهاب وارد ایران شدند و به سرعت تا نزدیكی شهر "كرند" پیش رفتند. علت عدم درگیری تا این محل با نیروهای ایران، یكی این بود كه توپ‌خانه عراق تا بعد از سرپل ذهاب از پیشروی مجاهدین حمایت فعال می‌كرد. دیگر اینكه، طبق گفته‌های بعدی ‍]‍آقای هاشمی] رفسنجانی، حكومت اسلامی، آگاهانه برای ارتش آزادی‌بخش مسعود رجوی تله گذاشته بود. به بیان خود رفسنجانی: «ما در را باز كردیم تا همه را درون كیسه كنیم و درش را ببندیم».
در این عملیات كه سازمان مجاهدین آن را عملیات فروغ جاویدان و رژیم [جمهوری اسلامی] آن را عملیات مرصاد می‌نامید، رجوی خود شخصا، طبق معمول، شركت نداشت و از داخل خاك عراق، عملیات را هدایت می‌كرد. فرمان آتش را نیز مریم رجوی و البته از محل امنی در خاك عراق صادر كرد. (صفحات 230-229)‌
نقشه عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)

ـ رحلت امام خمینی و فرصتی كه هرگز برای مسعود رجوی پیش نیامد:
سازمان مجاهدین در رابطه با فوت [آیت‌الله] خمینی در تحلیل‌هایش بسیار سرمایه‌گذاری كرده بود. مسعود رجوی در "جمع‌بندی یك ساله مقاومت" در سال 1361 گفته بود: «در صورتی كه چنین چیزی فوت [آیت‌الله] خمینی اتفاق بیفتد، وظیفه بلادرنگ ما این است كه از هرجا شده، هر طرف كه شده بتازیم یعنی تدارك قیام را ببینم». با اعلام فوت [آیت‌الله] خمینی در تمام قرارگاه‌های ارتش، فضای آماده باش اعلام شد. یك هفته بعد از آن همه شور والتهابی كه فوت آیت‌الله خمینی و امكان حمله به ایران در قرارگاه‌ها برانگیخته بود، رجوی نشستی برگزار كرد و اعلام كرد: «اگر حال بخواهیم تهاجم به سرنگونی دشمن كنیم، پیروزی از آن ماست؛ اما چون دشمن بیدار است و طبق اخبار و اطلاعات به دست آمده در آماده باش صد در صد به سر می‌برد، شاید در این جنگ، ما تلفات بدهیم. چند روزی صبر می‌كنیم تا رژیم، این آمادگی را از سر بگذارند. دوباره خواب رود تا ما سر فرصتی بتوانیم دشمن را در خواب، غافلگیر كنیم ...».

نشست طلاق و کشف تاریخی مسعود رجوی
در شهریور 1370، نشست بزرگ طلاق در محل ستاد فرماندهی ارتش آزادی‌بخش برگزار شد. در این نشست همه افراد متأهل سازمان، می‌بایستی حلقه‌های ازدواج خود را در آورده و به مسعود رجوی تقدیم می‌كردند. نوع طلاق‌ها، سه طلاقه بود. رجوی در این نشست، كشف بزرگ تاریخی خود را ارائه داد و گفت: «همه دعواها سر زن است». طبیعی است كه پس از طلاق‌های اجباری، تعداد زیادی از نیروهای سازمان، عطای این نوع به اصطلاح‌ مبارزه را به لقایش بخشیده و دنبال كار خود رفتند». (صفحه 252)

جنگ خمپاره ها و ترور شهیدان صیاد شیرازی و لاجوردی
ـ خط سازمان، این بود كه تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری 1380، غلظت عملیات را در شهرها به بالاترین میزان ممكن افزایش دهد. ترور اسدالله لاجوردی در اول شهریور 1377 و ترور صیاد شیرازی در اردیبهشت 1378، توسط این تیم‌ها و در راستای همین خط جدید سازمان صورت گرفت. از زمستان 1378 تا زمستان 1380، سازمان نزدیك به ده فقره عملیات خمپاره‌اندازی در تهران انجام داد. از آنجا كه خمپاره سلاح دقیقی نیست و در اساس ویژه فضای باز و علیه سنگر ساخته شده، استفاده از آن در محیط شهری، نشان دهنده یك عمل كور تروریستی علیه شهروندان بی‌گناه است. بر خلاف پیش‌بینی‌های رهبری سازمان، این خمپاره‌اندازی ها نه تنها نتوانست عنصر اجتماعی را به میدان بیاورد، بلكه هدف‌گیری كور، وسیله برای نفرت بیشتر شهروندان ایرانی از سازمان مجاهدین شد (صفحه 256).
مرجان ملک (سمت راست) و حوری شالچی دو تن از اعضای تیم های عملیاتی خمپاره انداز در سال 1380

ـ شكنجه های مرسوم در زندان‌های مسعود رجوی و فتوای سیلی
1ـ رجوی خود شخصا به عنوان رهبر مذهبی، فتوای سیلی زدن را صادر كرده. وی در نشست طلاق روز 27 شهریور 1370، در قرارگاه اشرف گفته است: «بریده، آزاد است هر كاری بكند؛ هر حرفی بزند، اما اگر بریده، بخواهد خمینی گرایی را مبلغ باشد، از جانب من دو سیلی محكم بر بناگوش او بنوازید». 2ـ شلاق زدن 3ـ‌ حبس در سلول انفرادی 4ـ‌ تحمیل گرسنگی به زندانیان 5‌ـ قطع آب گرم حمام در زمستان 6ـ حبس در سلول مملو از پشه، سوسك و ... 7ـ اتاق فوتبال كه در آنجا زندانی را مثل توپ فوتبال با مشت و لگد به هم پاس می‌دهند. 8ـ دهلیز قبر: این گونه است كه زندانی را بین دو سطح چوبی قرار داده، به وسیله چرخاندن اهرم‌های آن و نزدیك كردن دو سطح، فشار كشنده‌ای به همه اعضای بدن زندانی وارد می‌كنند. 9ـ صحنه‌سازی اعدام یعنی بردن زندانی به میدان تیر و شلیك به اطراف سر و بدن او (صفحات 384-383)

ـ زندان ابوغریب و زندانیان امانتی
افراد متقاضی جدا شدن از سازمان،‌ پس از طی مراحل دادگاهی‌شان، بسته به نوع مسؤولیت و محكومیت‌شان در سازمان به 2 تا 10 سال حبس محكوم می‌شوند. برای مثال، كسی كه فقط عضو ساده سازمان بوده، به 2 سال و معاون عضو ستاد 10 سال حبس می‌گیرد. این افراد، دوران حبس را باید در زندان‌های سازمان به سر می‌برند. بعد از طی دوران محكومیت، فرد را تحویل مقامات عراقی می‌دهند. آنها نیز این افراد را به یكی از زندان‌های عراق از جمله "ابوغریب" می‌فرستند. زندان ابوغریب در منطقه‌ای به همین نام در 20 كیلومتری جنوب بغداد واقع است. این زندان از جمله زندان‌های مخوف عراق است كه محل نگهداری شرور‌ترین و جنایت‌كارترین مجرمین عراقی است. این زندان از سال 1377 ، قریب به 100 تن از جداشدگان مجاهدین خلق را در خود جای داده بود. زندانیان مجاهد، بین زندانیان ابوغریب به "زندانیان امانتی" معروف بودند. چون جنایتی مرتكب نشده بودند (صفحه 407) .
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-26-2012, 01:46 AM   #8
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

تیر 1386 ساعت 14:43 تنها بعد از گذشت چند روز از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی ایران در 27 تیرماه 1367، رهبر منافقین فرمانی را مبنی بر آماده باش کلیه نیروها و قطع تمام مسافرتها و ترورها صادر کرد و این پیام از جانب وی برای تمامی نیروها قرائت شد:

«طلسم جنگ در حال شکستن است...رژیم شل شده ... باید ضربه کاری را بزنیم».

در بررسی عواملی که زمینه لازم برای حمله منافقان به ایران از نقطه نظر تئوریسین‌های نظامی سازمان منافقین مي‌توان به عواملی اشاره داشت که مهمترین آنها عبارتند از:

الف) مبهم بودن آینده سازمان:
سازمان منافقین به لحاظ این که در جریان جنگ تحمیلی از عوامل اطلاعاتی خویش در کمک‌رسانی به ارتش عراق استفاده مي‌کرد، در استراتژی نظامی صدام حسین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود، اما در صورت انعقاد قرارداد صلح دائم، این سازمان دیگر چنین کارکردی نداشت و لذا از نظر موجودیت با خطر جدی مواجه مي‌شد. در چنین وضعیتی سازمان برای بقای خود در دسترس‌ترین گزینه را استفاده از فرصت بدست آمده در جهت سرنگونی نظام ایران مي‌دانست.

ب) ضعف بنیه نظامی در آن مقطع:
از آنجایی که منافقین در عملیات‌های موسوم به «آفتاب» و «چلچراغ» در مناطقی چون فکه، مهران و حاج عمران حملاتی انجام داده و به موفقیت‌های نسبی دست یافته بودند، با تعمیم غیرعقلایی این وضعیت تا اندازه‌ای اعتماد به نفس یافته و در خود این پتانسیل را مي‌دیدند که با ارتش ایران در افتند.

ج) فرسوده و ناتوان شدن نیروهای سپاه( به زعم منافقان):
آنها در این اندیشه بودند که نیروهای سپاه در جبهه جنوب زمینگیر شده و در طول جنگ به لحاظ این که رزمندگان سپاه اسلام متحمل سختي‌های فراوانی شده‌اند، دیگر توان یک عملیات مضاعف گسترده را نخواهند داشت. در این مورد تئوریسین‌های منافقین از رابطه قلبی ای که میان امام (ره) و برادران سپاه وجود داشت غفلت نموده و آن را تنزل یافته تلقی کردند، اما در پاسخ به این اندیشه غلط، برادران سپاه با حضور گسترده خویش، پاسخ دندان شکنی بر توهمات آنان دادند.

د) خستگی مردم از جنگ:
منافقین به غلط فکر می کردند که مردم در نتیجه طولانی شدن جنگ، از جنگ خسته شده و با توجه به ضررهایی که مردم در اثر طولانی شدن جنگ، اعم از مادی و معنوی، از دست دادن عزیزان و ... داشته‌اند، از آنان استقبال نموده و دست از حمایت نظام جمهوری اسلامی خواهند کشید.
این مورد را مي‌توان بزرگترین اشتباه سازمان و استراتژي‌های آن محسوب نمود. غفلت از میزان مشروعیت بالای نظام به لحاظ مردمی و اسلامی بودن بیشترین ضربه را به نیروهای رجوی زد، چرا که آنان فکر مي‌کردند مردم به آنها خواهند پیوست، درصورتی که با مقاومت‌های مردمی روبرو شدند.

ه) پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران
پذیرش قطعنامه نیز بر تمامی موارد مذکور دامن زد تا سازمان به اصطلاح مجاهدین خلق ایران در کمینگاه مرصاد در دام مرگباری گرفتار آید که طراح آن کسی نبود جز سپهبد شهید صیاد شیرازی.

اهداف منافقین برای حمله به ایران

الف) اعلام دولت موقت جمهوری دموکراتیک - مثلا اسلامی در کرمانشاه پس از فتح این شهر.

ب) شکستن طلسم اختناق در ایران( به زعم خودشان):
نیروهای سازمان با انواع و اقسام اهرم‌های تبلیغاتی بر آن بودند تا وانمود کنند در ایران مردم از طرف نظام در محدودیت و اختناق به سر مي‌برند و آنها بر آن هستند تا در ایران حکومت دموکراسی را پایه‌ریزی کنند، اما پاسخی که مردم به این ادعاها دادند تمامی نقشه‌های تبلیغاتی آنان در این خصوص را نقش بر آب نمود.

ج) امضاء پیمان صلح میان عراق و ایران:
پس از سرنگون نمودن نظام جمهوری اسلامی ایران، منافقین به لحاظ این که در طول دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عراق گریخته و از طرف صدام بعثی مورد التفات و توجه قرار گرفته بودند، خود را تا اندازه‌ای مرهون الطاف بي‌دریغ رژیم عراق و شخص صدام حسین می دانستند و بر آن بودند تا پس از سرنگون نمودن نظام ایران، با انعقاد قرارداد صلح زود هنگام با رژیم بعث، مراتب خوش خدمتی و قدرشناسی خویش را نسبت به آنان نشان دهند.

د) تصرف تهران و ساقط نمودن نظام جمهوری اسلامی ایران:
رویایی بلند پروازانه که پرندگان مخوف آن هنوز پر و بال نگرفته مورد اصابت تیری قرار گرفتند که آرش اساطیرگونه ارتش ایران، صیاد دلها پرتاب کرده بود و سالها بعد ناجوانمردان و خوارج مرصاد چون پی بردند که چه کسی آنان را با چنین مهارت بي‌نظیری شکار کرده بود، نقشه ترور ناجوانمردانه او را طرح‌ریزی و اجرا كردند.

آنچه که مهم است عملیات فروغ جاویدان صرف نظر از اهداف و علتها چنان سرنوشتی یافت که امروزه از آن به عنوان «دروغ جاویدان» یاد مي‌شود.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-26-2012, 01:47 AM   #9
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)

خبر سقوط اسلام‌آباد غرب در تهران مردان شورای عالی دفاع را سردرگم کرده بود. آنان هنوز گمان می کردند با ارتش عراق طرفند و لذا آغاز این حمله با دانسته‌های آنان از توانایی ارتش عراق نمي‌خواند. همان شب تیمسار شهید صیاد شیرازی، مرد روزهای سرنوشت ساز عازم منطقه شد.
متن زیر قسمتی از خاطرات این امیر سرافراز سپاه اسلام در مورد عملیات مرصاد است:

«شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم.

چنان جو پریشانی و اضطراب در مردم ایجاد شده بود که سراسیمه از خانه بیرون آمده بودند. از طرفی جاده کرمانشاه به بیستون از خوردوهایی که در انتظار جابه جایی بودند، مملو بود و ترافیک سنگینی ایجاد شده بود.

بر این اساس با یک فروند هلی کوپتر از فرودگاه به سمت یکی از قرارگاههای تاکتیکی سپاه پاسداران مستقر در طاق بستان حرکت کردیم.

نیمه شب چهارم تیر ماه بود و تا ساعت یک ونیم نتوانستیم ماهیت دشمن را به دست آوریم که چه کسی است که همین طور در حال پیشروی است. ساعت 5 به پایگاه رفتم. همه را آماده و مهیا برای توجیه دیدم. پس از توجیه خلبانان تاکید کردم وضعیت خیلی اضطراری است. چاره‌ای نداریم هلي‌کوپترهای کبری باید آماده باشند. یک تیم آتش آماده شد ابتدا خودم با یک هلی کوپتر 214 برای شناسایی دقیق و هماهنگی به سمت مواضع حرکت کردم و به این ترتیب اولین عملیات را علیه نیروهای مهاجم و منافق آغاز کردیم.

صبح روزپنج مرداد عملیات با رمز یا علی (ع) آغاز شد. در تنگه چهارزبر چنان جهنمی برای یاران صدام برپا شد که زمانی برای پشیمانی نمانده بود.

جاده به زودی انباشته از ادوات سوخته شد.

همزمان با عملیات هوانیروز علاوه بر گروه‌های مردمی، تعدادی از لشکرهای سپاه نیز که از جنوب به غرب آمده بودند، وارد عملیات شدند. راه از هر سو به روی بازماندگان کاروان بسته شده بود و آنان به سختی مي‌توانستند به عقب برگردند. بعضی از آنها به روستاها پناه بردند و بعضی هایشان با خوردن قرص سیانور به زندگی خود خاتمه داده بودند.

عملیات که تمام شد در جاده کرمانشاه - اسلام آباد غرب هزاران کشته از آنان به جا مانده بود. اجساد پسران و دخترانی که با ملت خود بسیار ناجوانمردانه رفتارکرده بودند. کسانی که روز تنهایی میهن به یاری اردوی خصم شتافته بودند.

حالا من از این عملیات نتیجه می گیرم که چقدر خداوند متعال ما را و رزمندگان اسلام و انقلاب را دوست دارد که در هرزمان طوری مقدر می کند که بسیاری از مشکلات ما باید با حالت سرافرازانه حل شود.

خداوند می فرماید: بجنگید تا آن کفار که من می خواهم به دست شما عذابشان بدهم و به ما قول و وعده می دهد تا آنها را خوار کند و به شما پیروزی وعده می دهد و قلبهای شما را شفا بخشد. کدام قلب ها؟ قلبهایی که قبل از این عملیات گرفته و غم زده بود.

رزمندگان اسلام قلب و دلشان با امامشان برای همیشه گره خورده بود. امام اشاره‌ای دارند که پذیرش قطعنامه مثل نوشیدن زهر بود برای رزمندگان اسلام که سالها فداکاری کرده بودند. در حالی که هشت سال تلاش شده بود بعد از آن ما دلمان می خواست به صورتی دیگر نبرد تمام می شد. دلمان گرفته بود. اما خداوند با این پیروزی بزرگ و با این کشتار دسته جمعی بدترین و خبیث ترین دشمنانمان به دست ما ، موجب رضایت خاطر رزمندگان اسلام شد و پایان نبرد هشت ساله دفاع مقدس با این عملیات درخشان مرصاد انجام گرفت.»
یاد و خاطره شهدای سرافراز هشت سال دفاع مقدس زنده و راهشان پررهرو باد.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-26-2012, 01:48 AM   #10
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,414 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : تصاویر منتشر نشده از عملیات «مرصاد»(حاوی صحنه های فجیع جنازه های منافقین)


پرونده هشت سال دفاع مقدس در بعد سخت افزاري آن با شكست منافقان در عمليات مرصاد بسته شد.
اين نبرد که به نحوي مي‌توان آن را نهروان ايران ناميد، در روزهاي آغازين مردادماه سال 67 در گرفت و با شکست سنگين نيروهاي مسعود رجوي پايان يافت.

بحث اصلي اينجاست که شکست منافقين در عمليات مرصاد که فروغ جاويدان ناميده مي‌شد چه دستاوردها و بازتاب‌هايي در داخل و خارج از کشور از خود برجاي گذاشت.نکته حائز اهميت مقطع حمله اين گروهک بود.

در فاصله پذيرش قطعنامه 598 توسط ،توسط حضرت خميني (ره) که ايشان از آن به عنوان نوشيدن جام زهر نام بردند، تا حالت قطعيت يافتن آن، زماني بود که منافقين به آن به عنوان فرصتي مغتنم جهت ساقط كردن نظام جمهوري اسلامي ايران( به زعم خود) نگاه مي‌کردند.

از طرفي، نظر بر اين که در آن برهه توجه عمده نيروهاي ايران به جنوب کشور بود، منافقين در اين فکر بودند که از طريق جبهه غرب در طي چند روز حكومت اسلامي ايران را براندازند.
اما بايد يادآور شد از آنجايي که حضرت امام خميني (ره) درحوزه سياست خارجي ديپلماسي فعالي داشتند، مي‌توان چنين عنوان كرد که مسعود رجوي انتظار پذيرش قعطنامه را در آن شرايط از طرف امام راحل نداشت و پذيرش قطعنامه توسط امام راحل به نحوي موجب غافلگيري وي شد.

او فرصت نيافت تا سازماندهي چندان منسجم و يکنواختي را بين نيروهايش ايجاد کند و مجبور شد در طي مدت زمان اندکي طرح حمله به ايران و فتح تهران و سقوط جمهوري اسلامي ايران را طراحي کند. اين طرح و برنامه مدون پيش از آن که شکل يک اتخاذ استراتژي نظامي داشته باشد، به طنز شبيه بود، اين طنز مصرح را مي‌توان چنين تشريح کرد که شخصي مي‌پندارد حکومتي که يک ارتش تا بن دندان مسلح با انواع و اقسام حمايت‌هاي همه جانبه و سازماندهي نظامي عالي نتوانست آن را در طول هشت سال از پاي درآورد، مي‌تواند با يک ارتش بدون سازمان و غير نهادينه شده در طول چند روز سرنگون کند.

نقطه اتکا تئوريک مسعود رجوي، حمايت‌هاي مردمي بود، اما غافل از اين که مردم، تصور مطلوبي از وي و نيروهايش نداشته و کمترين اعتماد ممکن نسبت به آنها در لايه‌هاي فکري و تجربي ملت ايران وجود نداشت.

غفلت رجوي و تئوريسين‌هاي نظامي وي از وضعيت فکري سياسي داخلي ايران را مي توان علت اصلي شکست سازمان منافقين در عمليات مرصاد محسوب کرد.

به هر حال اين عمليات به هر شکلي به انجام رسيد، اما با توجه به گستردگي حوزه مباحث در خصوص عمليات مزبور، دستاوردهايي از خويش به جاي گذاشت. حوزه تاثيرات عمليات مرصاد را شبيه هر عمليات بزرگ ديگري مي‌توان به دو حوزه تاثيرات و دستاوردهاي داخلي و تاثيرات و دستاوردهاي خارجي تقسيم کرد.

*** تاثيرات و دستاوردهاي داخلي عمليات مرصاد

الف) تحکيم ثبات داخلي نظام و مشروعيت آن در بعد کارآمدي نظامي

با طولاني شدن جنگ، معمولا نيروهاي طرف هاي درگير تحليل رفته و به نوعي با بحران ثبات مواجه مي شوند. در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، باعنايت به اين که مردم، نظام جمهوري اسلامي را حاصل تلاش هاي خويش و خون جوانان ملت مي‌دانستند، نظام به هيچ عنوان با بحران ثبات و خلاء مشروعيت در ميان مردم انقلابي خويش مواجه نشد. معدود ناراضيان نظام را افرادي تشکيل مي دادند که به نحوي از انحاء از پيروزي انقلاب اسلامي متضرر شده بودند.
اما با اعلام پذيرش قطعنامه توسط حضرت امام خميني(ره) که ايشان همانگونه که اشاره شد از آن به عنوان نوشيدن جام زهر ياد کردند، برخي از همين اقشار سرخورده از انقلاب اسلامي زمينه و بستر لازم را براي شايعه سازي عليه نظام و فاصله انداختن در بين ملت و نظام مناسب ديدند و شروع به جوسازي و تنش آفريني کردند.

صحبتهاي اين عده بيشتر پيرامون اين موضوع بود که ايران از روي ضعف نظامي و به ناچار قطعنامه را پذيرفته است و رژيم جموري اسلامي ايران ديگر ياراي مقاومت در مقابل حملات خارجي را ندارد. اما با پيروزي شکوهمند و قاطعانه رزمندگان سپاه اسلام در عمليات مرصاد، اين دستاويز تبليغاتي از بدخواهان نظام سلب شد.

ب) شناخته شدن دوست از دشمن و تصفيه عناصر مردمي از ضد مردمي

در دوران هشت سال دفاع مقدس به لحاظ اين که شروع اين دوران قبل از قوام يافتن جمهوري اسلامي بود و در طول آن نيز فرصتي براي پردازش به ميزان وفاداري و عرق ملي شهروندان به صورت هدفمند و علمي نبود- به لحاظ اولويت داشتن مساله جنگ- برخي از عناصر مزدور توانسته بودند که خود را در بدنه نظام بويژه در استانهاي مرزي و به ويژه كرمانشاه جاي دهند.

با حمله منافقين و موفقيت‌هاي نسبي و اوليه آنان مانند اشغال کرند غرب، اين عده چهره واقعي خويش را نشان داده و به اشکال مختلف سعي در امداد منافقين داشتند. به هر حال اين گروه نيز در جريان غائله منافقان شناسايي شده و از نيروهاي انقلابي و مردمي تفکيک شده و به سزاي اعمال و افکار خائنانه خود رسيدند و يا به عراق متواري شدند.

ج) تحکيم وحدت در بعد داخلي و تبلور مشارکت عمومي و همبستگي عمومي و همبستگي ملي.

از جمله کارکردهايي که جنگها در پي‌دارند کارکردهاي مثبت است و از جمله آنها مي توان به شکل گيري اتحاد در بين شهروندان يک کشور اشاره کرد.

جنگ تحميلي به صورت ضمني و با درايت حضرت امام (ره) به عنوان يک عنصر وحدت بخش در جامعه ايران عمل مي کرد. با اعلام پذيرش قطعنامه به گواه تاريخ، رزمندگان اسلام در جبهه‌ها در هاله‌اي از غم و اندوه فرو رفتند، چرا که اين انگيزه را داشتند که دست کم تا چند سال ديگر و نيل به پيروزي و تحقق شعار (راه قدس از کربلا مي گذرد) دست از مبارزه و مقاومت نکشند.

در اين بين، خبر حمله منافقين به کشور از محور غرب در سراسر ايران و جهان منتشر شد.

با اعلام اين خبر، نيروهاي مختلف اعم از ارتش، سپاه، بسيج و ... از تمام ايران به سمت جبهه غرب رهسپار شدند که تبلور همبستگي ملي و مشارکت عمومي را در اين جريان مي توان مشاهده کرد.

استقبال گرم و پذيرايي درخور توجه استان‌هاي همجوار از آوارگان کرمانشاهي را نيز مي‌توان ناشي از شکل گيري اين روحيه و تحکيم وحدت مضاعف در ملت ايران قلمداد نمود که منجر به نوعي وفاق ملي شد.

***دستاوردها و تاثيرات عمليات مرصاد در بعد خارجي و بين المللي

الف: خنثي شدن نقشه‌هاي صدام در چشمداشت به بهره برداري از اشغال ايران توسط منافقين

پس از آنکه صدام حسين دريافت که پيروزي در مقابل ملت مسلمان و انقلابي ايران امري دور از دسترس و محال است، دست به دامان قدرتهاي بزرگ و سازمان‌هاي بين‌المللي متعدد و به ويژه سازمان ملل متحد شد تا ايران را مجاب به پذيرش صلح کنند.

در اين راستا وي سعي داشت تا تداوم جنگ را ناشي از سياست‌هاي ايران قلمداد کند و از اين امر به عنوان يک اهرم تبليغاتي استفاده مي‌کرد. اما در سطح تحليل خرد و فردي با در نظر گرفتن روحيه خشونت طلب و ذات توسعه طلب صدام حسين، وي قلبا از صلح با ايران رضايت چنداني نداشت و بر آن بود تا با استفاده از حمله منافقين به ايران فرصت جديدي براي گرفتن امتياز از ايرن پيدا کند.

بدين لحاظ وي از هيچگونه کمکي اعم از نظامي، لجستيکي و اطلاعاتي و تبليغاتي به ارتش اصطلاحا آزادي بخش رجوي دريغ نمي‌ورزيد که در اين خصوص اسناد معتبر وجود دارد.

با شکست مفتضحانه نيروي منافقين، آخرين اميد صدام نيز تبديل به ياس گرديد. به عبارتي، شکست نيروهاي منافقين مهر تاييدي بر شکست نظام عراق از ايران بود و مي‌توان ناکامي رجوي را «شکست مضاعف» صدام حسين قلمداد نمود.

ب: تثبيت قطعي نظام جمهوري اسلامي ايران در نظام جهاني

در پي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و شکل گيري نظام جمهوري اسلامي ايران، دول منطقه به ويژه کشورهاي عربي از يک طرف و استکبار جهاني از طرف ديگر، از ورود يک عنصر جديد با انديشه‌هاي انقلابي به صحنه نظام بين‌الملل احساس بيم و ناامني نموده و سعي در حذف و دست کم تحديد نظام ايران داشتند. بدين لحاظ رژيم عراق را بهترين گزينه براي حمله به ايران تعريف مي نمودند. زمينه هاي تاريخي اختلاف ميان اين دو کشور نيز بر قوت يابي اين تئوري دامن زد.

حمله عراق به ايران را مي توان به نحوي ناشي از شکل‌گيري اين ايده محسوب کرد.

پس از شکست‌هاي سنگين و پي در پي ارتش عراق در عمليات‌هايي از قبيل ثامن‌الائمه (ع)،طريق القدس، مطلع الفجر و به ويژه بيت‌المقدس و والفجر 8 که منجر به آزادسازي خرمشهر و فتح فاو شد، حمله گروهک منافقين به ايران در واقع آخرين اميد رژيم بعث عراق، قدرت‌هاي استکباري و کشورهاي منطقه براي خلع يد انقلابيون مسلمان از نظام ايران بود.

اما با رشادهاي رزمندگان، پشتيباني‌هاي مردمي و رهبري بي‌نظير حضرت امام (ره) اين عمليات- بطور اخص- و جنگ تحميلي - بطور اعم- با پيروزي ايران خاتمه يافت و بدين ترتيب زمينه هاي لازم براي تثبيت قطعي نظام جمهوري اسلامي ايران در افکار عمومي جهان فراهم شد.

ج: افزايش مشروعيت اسلامي ايران در افکار عمومي جهان بواسطه حمايتهاي مردمي

رژيم عراق و قدرت‌هاي جهاني با دستگاههاي تبليغاتي گسترده اي که در اختيار داشتند به افکار عمومي جهان چنين وانمود مي کردند که مردم ايران از جنگ خسته شده و طولاني شدن جنگ در ايران موجب رويارويي رژيم با «بحران مشروعيت» شده است.

با شکل گيري و حمله منافقين به ايران - جهانيان در اين انديشه بودند که مردم از حمايت نظام دست کشيده و به منافقين ملحق خواهند شد و در نتيجه نظام ايران سرنگون خواهد گرديد.
اما با پخش خبر حمله منافقين در کشور وضعيت به گونه‌اي متفاوت از اين تعابير خود را نشان داد. بدين ترتيب که گروههاي مختلف مردمي از سراسر ايران به سمت جبهه غرب سرازير شده و نيروهاي رجوي در حالي که هنوز به کرمانشاه نرسيده بودند، زمينگير شده و تار ومار گرديدند.

شرکت گسترده نيروهاي مردمي در اين عمليات حاکي از حمايت همه جانبه مردم از نظام جمهوري اسلامي و مشروعيت فوق العاده سياسي آن در افکار عمومي جهان بود. در واقع مي‌توان پيروزمندان نهايي و ظفرمندان قطعي جنگ تحميلي عراق عليه ايران را ملت سلحشور ايران قلمداد کرد.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
تصاویر منتشر نشده از الویس پریسلی حاجی جفرسون برگزیده های شما و ما 0 06-19-2012 03:46 PM
تحلیل اندیشکده هوور دانشگاه استانفورد: آمریکا در جنگ افغانستان عامل فرهنگ را نادیده گرفته و در اجرای هیچ (نظریه) جنگی پیروز نشده است حسینی تحلیل سیاسی 2 08-11-2011 12:38 AM
بزرگترین حمله هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم: حمله به H3 خوابزده تالار مقالات نظامی 5 01-07-2011 11:01 AM
متن کامل مصاحبه منتشر نشده پالیزدار با سياست روز alisosho خبر سیاسی 15 06-17-2010 04:29 PM


ساعت جاری 07:44 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT