آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سینما > سینمای جهان

پاسخ
    نمایش ها: 108469 - پاسخ ها: 231  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 09-29-2010, 11:39 PM   #76
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,495
تشکرها: 11,371
در 2,423 پست 17,076 بار تشکر شده
Points: 26,336, Level: 96
Points: 26,336, Level: 96 Points: 26,336, Level: 96 Points: 26,336, Level: 96
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

نقل قول:
نوشته اصلی توسط خوابزده نمایش پست ها
البته بیشتر مردم نام کامرون را با فیلمهای عظیم مانند تایتانیک و آواتار می شناسند ، اما به نظر شخصی من شاید بهترین کار کامرون درام تخیلی بیگانه ها است . این فیلم در یک فضای تیره و خفقان آور ، به شناخت تازه ای از درونیات انسان می پردازد که البته این نوآوری شاید در دنباله های این اثر کمتر دیده شد.
البته بیگانه 1 و بیگانه 2
اگر خاطرم یاری کند، سومی را کامرون نساخت و چقدر بد بود. فیلم ابیس، از این کارگردان را نیز "میس" نکنید !
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-30-2010, 11:18 PM   #77
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

اما گاهی اوقات بازیگران در نقشی کوتاه بازی به یادماندنی از خود به یاد می‌گذارند، حتی در نقش‌های کوتاهی که در اوایل یا اوسط فیلم می‌میرند. به همین مناسبت می‌خواهیم ستاره‌هایی را بهتان معرفی کنیم که...

رسیدن به اوج قله موفقیت در‌ هالیوود معمولا نمایانگر این است که یک بازیگر در نقش یک قهرمان یا چیزی شبیه این بازی کرده باشد. اما گاهی اوقات بازیگران در نقشی کوتاه بازی به یادماندنی از خود به یاد می‌گذارند، حتی در نقش‌های کوتاهی که در اوایل یا اواسط فیلم می‌میرند. به همین مناسبت می‌خواهیم ستاره‌هایی را بهتان معرفی کنیم که مرگ و میر بیشتری در فیلم‌ها داشته اند!!


ویل اسمیت- 2 مرگ


فیلم‌ها: هفت پوند، من افسانه ام
* البته اسمیت در فیلم «هنکاک» هم می‌میرد. منتها این فیلم را نمی‌توانیم حساب کنیم چون مرگش موقتی بود و بعد زنده شد.


هریسون فورد- 2 مرگ


فیلم‌ها: ساحل ماسکیتو، What Lies Beneath
* در فیلم «ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی» نیز هریسون فورد برای مدتی (البته مدتی کوتاه) جاودان و روئین تن شده بود.


مل گیبسون- 3 مرگ
فیلم‌ها: خانم سافل، هملت، شجاع دل

تام کروز: 4 مرگ


فیلم‌ها: آسمان وانیلی، والکری، Collatera

جورج کلونی: 5 مرگ

فیلم‌ها: Return to Horror High، خط باریک سرخ، طوفان بی عیب و نقص، اعترافات یک ذهن خطرناک، سیریانا
* جورج کلونی یک بار در فیلم قاتل گوجه ای از مرگ جان سالم به در برد.


دنزل واشگتن: 7 مرگ

فیلم‌ها: گریه برای آزادی، گلوری، شرایط قلب، مالکولم ایکس، شکست خورده، همسر واعظ (سخنران)، روز تمرین، مردی در آتش

رابرت دانی جونیور: 5 مرگ


فیلم‌ها: کم تر از صفر، قاتلین بالفطره، ریچارد سوم، مارشال‌های آمریکا، The Gingerbread Man
* رابرت در فیلم «کارآگاه خواننده» خودکشی کرد. اما نمی‌توانیم این مورد را حساب کنیم.

کریستین بل: 8 مرگ

فیلم‌ها: آناستازیا: اسرار آنا، هنری پنجم، مامور مرموز، مریم مادر مسیح، Shaft، Harsh Times، پرستیژ، 3.10 به یوما

داستین ‌هافمن: 9 مرگ


فیلم‌ها: کابوی نیمه شب، هری کلرمن کیست و چرا این حرفهای وحشتناک را درباره ام می‌زند؟، لنی، مرگ یک فروشنده، بیلی بت گیت، هوک، سگ را بجنبان، عطر، بازار عجیب ماگوریوم
خلاقانه ترین نوع مردن: در فیلم هوک دلیل مرگ ‌هافمن خورده شدن توسط یک کوروکودیل احیا شده بود.

جک نیکلسون: 9 مرگ

فیلم‌ها: Easy Rider، دیوانه از قفس پرید، عابر، تلالو، بتمن، هوفا، حملات مریخ!، مردگان، The Bucket List
* مرگ‌های جک نیکلسون در بیشتر فیلم‌هایش جزو دلخراش ترین‌ها و ناراحت کننده ترین مرگ‌ها بوده، مثل کشته شدن با گلوله، پرت شدن از جاهای بلند، خورده شدن....


آل پاچینو: 9 مرگ


فیلم‌ها: Scarface، دیک تریسی، پدرخوانده: قسمت سوم، راه کارلیتو، دنی براسکو، بی خوابی، مردمی ‌که می‌شناختم، The Recruit،‌ قتل عادلانه
* جالب نیست؟ آل پاچینو دوبار به دست کمدین‌ها کشته شد، یک بار به دست John Leguizamo در فیلم راه کارلیتو و یک بار هم به دست رابین ویلیامز در فیلم بی‌خوابی.

براد پیت: 9 مرگ
فیلم‌ها: رودخانه‌ای از میان آن می‌گذرد، کالیفرنیا، افسانه‌های خزان، شیطان وجود، ملاقات با جو بلک، تروی، ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل، پس از خواندن بسوزان، مورد عجیب بنجامین باتن
تلاشهای زیبا: براد پیت در دو فیلم دیگر هم مرد. Cool World و باشگاه مشتزنی. اما در فیلم اول پس از مرگ بلافاصله زنده شد. در باشگاه مشت زنی هم خود براد اصلا وجود خارجی نداشت.


جانی دپ- 9 مرگ

فیلم‌ها: کابوس خیابان الم استریت، Platoon، Freddy’s Dead: آخرین کابوس، اد وود، مرد مرده، همسر فضانورد، از جهنم، افسار گسیخته، سوئینی تاد: , The Demon Barber of Fleet Street، دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (مورد آخر را هم می‌توانیم حساب نکنیم، چون در قسمت سوم جانی دپ دوباره به زندگی برگشت)
* در این لیست جانی دپ خونین‌ترین و وحشتناک‌ترین را تجربه کرد. در اولین تجربه اش، نقش نوجوانی را در فیلم الم استریت بازی کرد که به طرز وحشتناکی کشته می‌شود. Freddy Krueger او را به داخل رختخوابش می‌کشد و فواره ای از خون را به بالا می‌پاشد.

بروس ویلیس- 11 مرگ

فیلم‌ها: Billy Bathgate، افکار مرگبار، مرگ اینجاست، 12 میمون، شغال، مبارزه نهایی‌، حس ششم، جنگ گوزن Hart’s War، Charlie’s Angels: Full Throttle، شهر گناه، Grindhouse: Planet Terror
* بروس ویلیس دو بار به دست همسر سابقش، دمی ‌مور، به قتل رسید (در 2 فیلم افکار مرگبار و Charlie’s Angels: Full Throttle


رابرت دنیرو: 14 مرگ

فیلم‌ها: مامان فشنگی، طبل را آهسته بزن، خیابان‌های پایین شهر، برزیل، The Mission، تنگه وحشت، زندگی این پسر، Mary Shelley’s Frankenstein، مخمصه، The Fan، ‌جکی براون، 15 دقیقه، Hide and Seek، Great Expectations
* در فیلم مخمصه رابرت دنیرو به دست آل پاچینو کشته شد و او هم در قتل عادلانه آل پاچینو را کشت!

تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ / مریم محبعلی نژاد
www.seemorgh.com

__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-30-2010, 11:48 PM   #78
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

17 نکته جالب از 81 سال جوایز اسکار
تام هنکس تنها برنده اسکار است که در سخنرانی پس از دریافت جایزه پته یک نفر دیگر را روی آب ریخته است. او سال 1994 با فیلم «فیلادلفیا» برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد و از...
در فاصله برپایی هشتاد و دومین دوره جوایز اسکار، نگاهی به موارد خاص، چهره‌ها و لحظه‌های بامزه 81 دوره قبلی می‌تواند جالب باشد.
چند زن تاکنون برنده اسکار بهترین کارگردان شده‌اند؟ چه کسی طولانی‌ترین سخنرانی پس از دریافت جایزه را داشت؟ و ... در ادامه 17 نکته از هشتاد و یک دوره قبلی جوایز اسکار ذکر می‌شود.


1- برای اینکه بخت خود را برای دریافت جوایز اسکار به بالاترین حد برسانید، مطمئن شوید بودجه آن سر به فلک بکشد. سه فیلم «بن هور» (1959)، «تایتانیک» (1997) و «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» (2003) (عکس بالا) هر یک با 11 اسکار بیشترین جایزه را دریافت کرده‌اند.

2- «تایتانیک» (عکس بالا) همچنین به همراه «همه چیز درباره ایو» هر یک با نامزدی در 14 رشته بیشترین تعداد نامزدی اسکار را دارند. «نقطه عطف» (1977) و «رنگ ارغوانی» (1985) هر دو در 11 بخش نامزد اسکار شدند، اما حتی یک جایزه هم نبردند و از این جهت بزرگترین بازندگان تاریخ برگزاری جوایز آکادمی هستند.
امسال دو فیلم «آواتار» و «قفسه درد» هر یک با نامزدی در 9 بخش پیشتاز جوایز اسکار هستند.

3- تاکنون تنها دو بار پیش آمده که دو بازیگر برای بازی در یک نقش در یک فیلم نامزد اسکار شوند و عجیب اینکه کیت وینسلت در هر دو مورد حضور داشته است. او در «تایتانیک» نقش رز دویت باکاتر را بازی کرد و گلوریا استیوارت نقش دوران پیری رز به عهده داشت.
وینسلت برای بازی در نقش آیریس مورداک جوان در فیلم «آیریس» هم نامزد شد و جودی دنچ هم نقش پیری‌‌های این شخصیت را ایفاء کرد.

4- والت دیسنی (عکس بالا) در مجموع 64 بار نامزد اسکار و 26 بار برنده شد که از این جهت رکورددار برندگان جوایز اسکار است. او اولین بار سال 1932 پا به رقابت اسکار گذاشت و آخرین جایزه در 1968 پس از مرگش به او اعطاء شد.

5- در اولین سال‌های برگزاری مراسم اسکار نتایج جوایز در اختیار روزنامه‌ها قرار می‌گرفت تا در شماره روز بعد چاپ شود. به تدریج شرایط جوری شد که نامزدهای اسکار پیش از آغاز مراسم به اتاق مطبوعات می‌رفتند تا ببینند برنده شده‌اند یا نه. بنابراین از سال 1941 این رویه تغییر کرد.

6- می‌خواهید برنده اسکار بهترین کارگردان باشید؟ دو شرط ضروری است: در درجه اول باید سفیدپوست باشد و در وهله دوم باید مرد باشید. تاکنون تنها چهار زن نامزد اسکار بوده‌اند: لنا ورتمولر برای «هفت خوشگل» (1976)، جین کمپیون برای «پیانو» (1993)، سوفیا کوپولا برای «گمشده در ترجمه» (2003) و کاترین بیگلو برای «قفسه درد» (2009)


نیازی به گفتن نیست که تاکنون هیچکس برنده این جایزه نشده، هرچند بیگلو (عکس بالا) همچنان شانس دریافت جایزه را دارد.


7- باب هوپ (عکس بالا) 18 بار مجری مراسم اسکار بود. او اولین بار سال 1939 - سالی که «بر‌باد‌رفته»«آنی هال» وودی آلن جایزه اصلی را دریافت کرد - اجرای مراسم اسکار را به عهده داشت. اسکار بهترین فیلم را برد - و آخرین بار سال 1977 - سالی که
بیلی کریستال با هشت اجرا و جانی کارسن با پنج اجرا پس از هوپ بیشترین تعدادی اجرای مراسم اسکار را داشته‌اند. هوپ همچنین برنده جایزه افتخاری شده است.

8- «دکتر استرنج لاو یا چگونه یاد گرفتم از نگرانی دست بردارم و بمب را دوست داشته باشم»«زد» (1965) طولانی‌ترین عنوان فیلم را در میان نامزدهای اسکار بهترین فیلم دارد و کوتاه‌ترین عنوان به (1970) اختصاص دارد، جایگاهی که به نظر خدشه‌ناپذیر می‌آید.

9- در جوایز اسکار سال 1974 که دیوید نیون اجرای آن را به عهده داشت، فردی بنام رابرت اوپال که یک عکاس بود، در لحظه‌ای از مراسم برهنه روی صحنه دوید (که با واکنش سریع نیون و صحبت‌های تمسخرآمیز او درباره اوپال همراه شد). اوپال سال 1979 در جریان یک سرقت از استودیو متعلق به او در سان فرانسیسکو به قتل رسید.

10- طولانی‌ترین سخنرانی پس از دریافت جایزه را نه گوئینت پالترو، بلکه گریر گارسن (عکس بالا) ایراد کرد. او سال 1943 برای فیلم «خانم مینیور» برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد و پس از دریافت جایزه پنج دقیقه و 15 ثانیه حرف زد. برندگان جوایز اسکار امسال تنها 45 ثانیه فرصت دارند.

11- لایزا مینه‌لی تنها برنده اسکار است که پدر و مادرش هم برنده جایزه شده‌اند. (جودی گارلند در 1940 برای «جادوگر شهر زمرد» جایزه بهترین بازیگر نوجوان را دریافت کرد و وینسنت مینه‌لی در 1959 با «ژی‌ژی» اسکار بهترین کارگردان را به خانه برد.» خود لایزا مینه‌لی برای فیلم «کاباره» (1973) برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد.

12- سال 1934، فرانک کاپرا بدترین اشتباه مربوط به تشابه اسمی را مرتکب شد. در مراسم آن سال هنگام اعلام برنده اسکار بهترین کارگردان، اعطاء‌کننده جایزه خطاب به فرانک لوید کارگردان فیلم Cavalcade گفت، «بیا جایزه‌ات را بگیر، فرانک»، اما فرانک کاپرا با این تصور که او برنده شده، روی صحنه آمد.


13- تام هنکس (عکس بالا) تنها برنده اسکار است که در سخنرانی پس از دریافت جایزه پته یک نفر دیگر را روی آب ریخته است. او سال 1994 با فیلم «فیلادلفیا» برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد و از استاد سابق خود به عنوان «یکی از بهترین آمریکایی‌های همجنس‌باز» یاد کرد! این اتفاق سال 1997 مبنای فیلم کمدی In & Out با بازی کوین کلاین شد.

14- شرکت نکردن مارلون براندو در مراسم اسکار سال 1973 یکی از افسانه‌های تاریخ برگزاری جوایز آکادمی است. او که برای فیلم «پدرخوانده» برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شده بود، در اعتراض به نوع تصویرپردازی از سرخ‌پوست‌ها در فیلم‌هایی آمریکایی یک دختر سرخ‌پوست با نام اصلی مری کروز را روی صحنه فرستاد.

15- یکی از معروف‌ترین اعتراض‌های سیاسی در تاریخ برگزاری جوایز آکادمی به ونسا ردگریو مربوط می‌شود که سال 1977 برای فیلم «جولیا» برنده جایزه بهترین بازیگر زن مکمل شد و پس از دریافت جایزه «شرورهای صهیونیست» را سرزنش کرد.

مایل مور (عکس بالا) هم که از مخالفان حمله آمریکا به عراق و افغانستان بود، سال 2003 پس از دریافت جایزه اسکار بهترین مستند برای «بولینگ برای کلمباین» فریاد زد: «شرم بر تو، جرج بوش».

16- فیل کالینز برای ترانه «در قلبم خواهی ماند» در فیلم 1999 «تارزان» برنده اسکار بهترین ترانه شد. تعدادی از قدیمی‌های اسکار اعتقاد دارند این کار ارزش اسکار را پایین آورد.

17- در نهایت، جک پالانس پس از دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد برای فیلم 1992 «شهرنشینان» روی صحنه دراز کشید و با یک دست شنا رفت!


منبع:khabaronline.ir
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-01-2010, 12:55 PM   #79
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

نقدی بر فیلم جنجال پرتقال کوکی 1971
کابوس درخشان: تحلیلی بر پرتقال کوکی شاهکار استنلی کوبریک




نام فیلم:
پرتقال کوکی (A Clockwork Orange)
نویسنده و کارگردان: استنلی کوبریک
ژانر: علمی تخیلی / فانتزی
زمان فیلم: ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه
بازیگران: مالکوم مک داویل، پاتریک مگی، آدریان کاری
درجه فیلم: X (به خاطر خشونت بالا و تصاویر نامناسب)، البته در جه این فیلم بعد از اکران عمومی در سراسر دنیا به R تغییر پیدا کرد.


پرتقال کوکی داستانی علمی تخیلی است که از روی کتابی با همین عنوان اقتباس شده است. این کتاب در سال ۱۹۶۲ توسط آنتونی برگس نوشته شده است. نسخه سینمایی این فیلم با کارگردانی و کمک در تهیه و نویسندگی استنلی کوبریک ساخته شد. همچنین ستاره این فیلم مالکوم مک داویل است که شخصیتی نا به هنجار را به تصویر می کشد. او رهبر گروهی از جوانان آشوبگر است و انواع جنایت ها را مرتکب می شود.

داستان:
آلکس جوان ناهنجار و ضد اجتماعی است که رهبری گروهی از جوانان مانند خود را بر عهده دارد او انواع جنایات را مرتکب می شود و در این بین به خاطر یک مورد قتل دستگیر می شود و به زندان (مرکزی برای درمان خلافکاران) فرستاده می شود تا در آنجا تحت روش های مدرن درمان شود…
استنلی کوبریک کارگردان فیلم پرتقال کوکی یکی از افرادی است که اعتقاد دارند که بشر در زندگی زمینی و مادی می تواند به حد کمال برسد. او تلاش بسیار کرد تا این اعتقاد را در فیلم مورد بحث، به تصویر بکشد. این نظریات در گفته ها و دیالوگ های شخصیت اصلی فیلم مشهود و نمایان بود.
درباره فیلم:
وقتی که در مراحل ساخت صحنه لودویکو (درمان آلکس که بر روی چشم او انجام می شد) در حال ضبط بود، قرنیه چشم او خراشیده شد و به طور موقت بینایی خود را از دست داد. به خاطر همین مشکل صحنه بعدی که آلکس باید در آن چشمان خود را باز می کرد تنها فیلم نبود بلکه دکتر واقعی نیز در آنجا حاضر بود تا مالکوم چشمانش را باز کند و مشخص شود که خطر به طور کامل رفع شده است. همچنین مک داویل رنج و درد زیادی را به خاطر ضربه ای که به دنده اش در طول فیلمبرداری وارد شده بود تحمل کرد.
کارگردانی:
استنلی کوبریک کارگردان فیلم پرتقال کوکی یکی از افرادی است که اعتقاد دارند که بشر در زندگی زمینی و مادی می تواند به حد کمال برسد. او تلاش بسیار کرد تا این اعتقاد را در فیلم مورد بحث، به تصویر بکشد. این نظریات در گفته ها و دیالوگ های شخصیت اصلی فیلم مشهود و نمایان بود.
کارگردان بین تاریخ سپتامبر ۱۹۷۰ تا آوریل ۱۹۷۱ این فیلم را تهیه کرد و در کارنامه اش این فیلم به عنوان سریع ترین اثر قرار گرفت.
درباره روح داستان:
یکی از مهمترین سوالاتی که درباره این فیلم مطرح می شود تعریف خوبی در کلام نویسنده کتاب پرتقال کوکی و دیگر کتاب های برگس است. بعد از انجام کارهای “نفرت درمانی” آلکس به یکی از افراد مطلوب و معمولی جامعه تبدیل می شود اما این اتفاق بدون انتخاب او رخ می دهد. او فرد خوبی می شود اما غیر ارادی و ماشینی، مانند لقبش: پرتقال کوکی…
هر چند جان بی واتسون رفتار گرایی را محدود و شرطی کرده است، اسکینر درباره تغییر رفتار استدلال آورده (فراگیری تکنیک های پاداش و تنبیه و یا سیستم چماق و هویج) از نظر اسکینر این کلید رسیدن به جامعه مطلوب است.
در زندان، کشیش حاضر، در هنگام انجام تکنیک لودویکو به آلکس میگوید که خوبی باید از درون رخ دهد.
دیگر موضوع مهم و اصلی مطرح شده در این فیلم غضب در برابر روانشناسی رفتاری است. برگس برای ناپسند خواندن رفتارگرایی به سراغ آثار اسکینر رفت. Beyond Freedom and Dignity (آنسوی آزادی و مقام) خطرناک ترین کتابی که اسکینر نوشته است. هر چند جان بی واتسون رفتار گرایی را محدود و شرطی کرده است، اسکینر درباره تغییر رفتار استدلال آورده (فراگیری تکنیک های پاداش و تنبیه و یا سیستم چماق و هویج) از نظر اسکینر این کلید رسیدن به جامعه مطلوب است. (در این رابطه کتاب Walden Two که داستانی خیالی اثر اسکینر است را مطالعه کنید.)
سینماگر و نویسنده بلژیکی، آنتونی بوچن، به مسئله جرم شناسی و موضوعی که در اثر درمان لودویکو شکل میگیرد اشاره می کند. او در تعریف این روش درمانی می گوید که این روش و راهکاری است برای از بین بردن بدی و جنایت در جوامع.
در نهایت کوبریک به خاطر تمرین های فاشیستی عذر خواهی نکرد اما به سادگی دیدگاهش درباره آینده جامعه ما و اینکه چگونه این جوامع از خشونت تغذیه می کنند را بیان نمود.

نقد منتقدان:
این فیلم در نظر منتقدان بسیار متفاوت است و اصولا این اتفاق برای فیلم های بزرگ همیشه رخ میدهد. در سایت هایی که نظرات این افراد را یک جا جمع آوری کرده اند می توانیم امتیاز های متفاوتی را شاهد باشیم که به این فیلم داده شده است. از امتیاز ۱۰۰ که کاملترین است تا امتیاز بسیار ضعیف ۲۰.
منتقد آریزون دیلی استار درباره این فیلم نظر مثبتی دارد. او می نویسد که شاید پرتقال کوکی بزرگترین اثر کوبریک باشد که در آن برای مخاطبینش از اهمیت جامعه گفته است.
امانوئل لوی هم درباره اثر بزرگ کوبریک می گوید: فیلم بلند پروازانه ای که منتقدان و تحلیلگران آن را نفهمیدند و تنها خشونت بالای فیلم را دیدند.
تماشایی، اپرا گونه، رنگی و بدیع، این تعریف منتقد مجله اسلنت از این فیلم است.
اما در میان این نقد ها هستند منتقدانی که بسیار فیلم را ستوده اند و یا خیلی از آن بد گویی کرده اند که نمونه ای از آن نقد نویسنده شیکاگو ریدر است که این گونه مینویسد:
فیلمی بسیار بد، عوام فریب و پر از ایراد و نقص و ضعیف که البته مورد علاقه عوام قرار گرفته است. شاید این لذت عمومی به خاطر این است که فیلم درباره مسائل اخلاقی موقعیت مشخصی را ترسیم نمی کند.
فیلمی بسیار بد، عوام فریب و پر از ایراد و نقص و ضعیف که البته مورد علاقه عوام قرار گرفته است. شاید این لذت عمومی به خاطر این است که فیلم درباره مسائل اخلاقی موقعیت مشخصی را ترسیم نمی کند.
نقد هایی کاملا مخالف این نوشته هم بسیار یافت می شود و منتقدانی که فیلم را بسیار ستوده اند هم کم نیستند که اتفاقا نام های بزرگی هم در میان آنها دیده می شود. در میان نویسندگانی که نظر مثبت در باره پرتقال کوکی داشته اند این که فیلم یکی از بهترین و بزرگترین آثار کوبریک است مشترک بود. البته همه آنها خشونت بالای فیلم را انکار نکرده اند. این فیلم به دلیل همین خشونت در زمان حیات کوبریک فرصت اکران در انگلستان را پیدا نکرد و این اتفاق بعد از مرگ سازنده افتاد.


از سرزمین سینما
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-01-2010, 09:45 PM   #80
مرتضی
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,484
در 2,080 پست 10,717 بار تشکر شده
Points: 23,622, Level: 94
Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

با تشکر فراوان از گارد جاویدان عزیز و همه دوستان گرامی بابت ارسال مطالب جالب سینمایی. مطلبی در کافه کلاسیک دیدم در مورد معرفی لورن باکال به عالم سینما:

هوارد هاکس کارگردان بزرگ آمریکایی در مصاحبه ای با جوزف مک براید که بعد ها تبدیل به کتاب مشهوری شد در رابطه با اینکه چطور از لورن باکال یک بازیگز توانا ساخته اینچنین گفته است:



باکال قبل از اینکه در داشتن و نداشتن بازی کند به 4 ماه تمرین بسیار شاق تن در داد. اولین بار عکسی از او در یک مجله مد دیدم. می خواستم در ابتدا تنها اطلاعاتی راجع به زمینه زندگی و سابقه او به دست بیاورم، اما منشی من به اشتباه او را از نیویورک به هالیوود دعوت کرد. وقتی اولین بار او را دیدم صدایش نازک و تو دماغی بود. چنان اشتیاقی به شروع کار در فیلم داشت که دلم نیامد او را به شهرش باز گردانم. به منشی ام گفتم چند استودیو را به او نشان داده و راهیش کند. اما او به این بسنده نمی کرد. به او گفتم دخترهای فیلمهای من موجوداتی هستند دنیا دیده و سرد و گرم چشیده. ضمنا با صدای تو دماغی هم حرف نمی زنند... اما هیچ کدام از این موانع منصرفش نکرد. چند وقتی گذشت روزی از منشی ام پرسیدم از آن دختر چه خبر؟ گفت در حال تمرین بر روی صدایش است و گفته تا تمرین هایش تمام نشود حاضر نیست برگردد. حدود سه هفته بعد او آمد و با صدای بم گفت: حال شما چطور است؟ انصافا زحمت کشیده بود.
یک بار پس از یک مهمانی به او گفتم : چرا برای خودش مصاحبی پیدا نمی کند تا بعد از مهمانی او را به خانه برساند؟ گفت: مردها زیاد از من خوششان نمی آید. پرسیدم چرا؟ شاید باهاشون خوشرویی نمی کنی؟ جواب داد: به حد افراط! بهش گفتم: اشتباهت هم همینجاست سعی کن به جای خوشرویی با مردها به آنها اهانت کنی! در نوبت بعدی مهمانی با قیافه ای مرموز آمد پیشم و گفت: بالاخره مردی را پیدا کردم که مرا به خانه برساند. گفتم: چه جوری؟ گفت بهش اهانت کردم. پرسیدم: چی گفتی؟
جواب داد: از این مرد پرسیدم کراواتش را از کجا خریده و وقتی او پرسید برای چی می خوام بدونم گفتم می خوام به دوستانم سفارش کنم از این مغازه خرید نکنند.
از باکال پرسیدم این مرد کی بود گفت کلارک گیبل!
مدتی بعد نزد فیلمنامه نویس رفتم و گفتم فکر می کنی بتوانیم دختری را ابداع کنیم که در جسارت و گستاخی به پای بوگارت برسد؟ دختری که به افراد توهین کرده و این کار را با لبخند هم انجام دهد؟
پرسید: یک چنین موجودی را از کجا می تونی پیدا کنی؟ گفتم نمی دونم ولی می شود چنینی شخصیتی را در فیلمنامه بوجود آورد. در این مدت من باکال را هم زیر نظر داشتم و به او تمرین های خاص انجام می دادم مثلا بهش می گفتم من دختری می خواهم که با لهجه اسپانیایی صحبت بکنه. او می رفت و با تلاش زیاد این کار را می کرد. وقتی نزد من می آمد گفتم نظرم عوض شده و می خواهم با لهجه سوئدی حرف بزنه و ...
سرانجام او به مرحله ای رسید که از اجرای عهده هر نقشی بر می آمد. و این گونه شد که اعلام کردم لورن باکال نقش اول فیلم داشتن و نداشتن را بازی خواهد کرد. از اینجا بود که به اصطلاح یک شبه به ستاره ای مبدل شد...
مرتضی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از مرتضی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-03-2010, 04:14 PM   #81
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

5فیلم ضد ایرانی سینما و هنر هفتم ، هنری است که از بدو پیدایش تاثیر عمیقی بر مردم جهان گذاشته است. هنر استفاده از تصاویر را کسانی مانند " چارلی چاپلین " صرف خنداندن تماشاگران و امید دادن به آنها برای ادامه زندگی کرد و از طرفی کسانی مانند " هیتلر " صرف لاپوشانی برای انجام جنایات و قتل عام های گسترده. در عصر کنونی که در آن زندگی می کنیم اما باز هم شاهد استفاده های ابزاری برای تصفیه حسابهای شخصی بین دولت ها با استفاده از سینما هستیم که یکی از متداول ترین روش هاست. متاسفانه کشور ما نیز مدتهاست که در بعضی از فیلمهای هالیوود به عنوان نماد زشتی به تصویر کشیده می شود. امیدواریم روزی را شاهد باشیم که بجای انحراف ذهن مردم یا دادن اطلاعات غلط از یک کشور با اسم سینما، دوست داشتن و صلح و دوستی را در قالب سینما شاهد باشیم. در اینجا قصد داریم به 5 نمونه از این اشتباهات اشاره کنیم .


5- سریانا : این فیلم در کل راجب سیاست خاورمیانه بود، البته تنها دلیلی که باعث شد در این لیست قرار بگیرد همان صحنه کوتاه اول فیلم است که جناب آقای باب ( جور
ج کلونی ) هنگامی که در مورد شروع کار ( خرابکاری ) از آرش سوال می کند ، آرش به یکباره می گوید: بعد از نماز! . در اینکه مردم کشور ما مذهبی هستند شکی نیست اما گفتن این جمله که بعد از نماز کار را انجام می دهیم بزرگترین توهین و تناقض را به تصویر می کشد، نماز امر مقدسی برای ایرانیان است و هیچ وقت مشاهده نشده است که یک ایرانی حداقل در زمان نماز یا بعد از آن اقدام به خرابکاری کند به جز گروه هایی مانند طالبان که کلا مشخص نیست به دنبال چه هستند و برای چه آدم می کشند! .فیلم " سریانا " به دلیل عدم اطلاع درست از جایگاه نماز در بین ایرانیان و عدم آگاهی نسبت به مقدس بودن آن در ردیف پنجم لیست ما قرار می گیرد.





4- کشتی گیر: فیلم " کشتی گیر " با بازی " میکی رورک " یکی از فیلمهای خوب سال 2008 آمریکا بود اما متاسفانه در اواخر فیلم هنگام مبارزه رندی با یک مبارز سرسخت همه چی برای ما به یکباره ناخوشایند می شود!. حریف او در مبارزه فردی است به نام " آیت الله " ! که در ادامه آن داستان پرچم شکستن و... . اول از همه باید این سوال را از سازندگان پرسید که به
واقع آنها چند نفر ایرانی را دیده اند که اسمشان " آیت الله " باشد؟! آیت الله لقبی است که به روحانی بلند مرتبه داده می شود اما شخصا فکر نمی کنم نام " آیت الله " یک نام مرسوم ایرانی بوده باشد و بیشتر به عنوان لقب از آن استفاده می شود. البته واضح و روشن است که هدف از انتخاب این نام ، چیزی بیشتر از یک اسم بوده است و صحنه شکستن پرچم ایران نیز این داستان را تکمیل می کند. هنوز هم در مورد این مبارزه در فیلم " کشتی گیر " بحث می شود و این سوال هنوز پابرجاست که چند نفر در ایران نامشان " آیت الله " است؟! فیلم " کشتی گیر " به دلیل دخالت بی مورد سیاست در فیلم آن هم به شکلی کاملا بدشکل ، در رده چهارم لیست قرار می گیرد.

3- اسکندر: " الیور استون " کارگردانی است که به دلیل مطالعه و پرداختن به جزییات به شهرت رسیده است. از او فیلم " جان اف کندی " را بخاطر داریم که با وسواس زیاد ساخته شده بود و تمام زوایای ترور را بررسی می کرد. اما متاسفانه در فیلم " اسکندر " کاملا قضیه برعکس شد! اسکندر خونخوار تبدیل به یک قهرمان شد و البته ما در این مقاله قصد نداریم به فیلم بپردازیم. ما تنها به این دلیل این فیلم را وارد لیست کردیم چون زمانی که در فیلم ،اسکندر به ایران حمله می کند به یکباره کل تاریخ تحریف می شود!. اسکندر با استقبال گرم ایرانیان وارد ایران می شود، از تخت جمشید خوشش می آید ، و وارد قصری می شود که مشخص نیست یکی از کلوب های شبانه آمریکاست یا قصر سلطنتی داریوش !.در همه کتابها به این واقعیت اشاره شده است که زمان حمله اسکندر به ایران ، او ایرانیان را قتل عام کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و دخترزیبای داریوش را به همسری برگزید. اما در فیلم دختری که اسکندر به همسری برمی گزیند دختری سیاه و رقاص است که کوچکترین شباهتی به دختر یک پادشاه ندارد!. نقطه اوج داستان این بود که اسکندر در کاخ داریوش درباره صلح جهانی صحبت می کرد!. این سخنرانی شباهت زیادی به حرفهایی داشت که در آن روزها از دولت آمریکا شنیده می شد. تحریف تاریخی این فیلم حتی صدای مورخان خود آمریکا را هم درآورده بود که معتقد بودند : بابا تو دیگه خیلی داستان رو شورش کردی!. این فیلم به دلیل تبدیل یک خونخوار به یک قهرمان آن هم با توجه به اینکه بخش اعظم ویرانگری او مربوط به ایران می شد باید در رده سوم این لیست جای بگیرد.



2- 300 : این فیلم را در زمان اکران اینقدر بر سرش کوبیده اند که دیگر همه می شناسند! " 300 " به جز یک اکشن سه بعدی ، چیز دیگری برای ارائه نداشت. اما چیزی که ما ایرانیان را شگفت زده کرد ، تصویری بود که از ارتش ایران نشان داده می شد. در این ارتش همه جور موجود و هیولایی به چشم می خورد ، سربازان سیاه پوست که مشخص نیست در آن زمان در کجای ایران زندگی می کردند! و البته خود خشایارشاه که خود را خدا می خواند!. همه ما می دانیم که ایرانیان در زمان وقوع این جنگ یکتاپرست بودند.( زرتشتی ) و هیچگاه خشایارشاه خود را خدا ننامید اما او در این ف
یلم بارها این جمله را تکرار می کند. جشنی که ایرانیان برگزار می کنند نیز یکی دیگر از این ابهامات است. این جشن بیشتر شبیه جشن کلوب های تایلندی است تا یک جشن ایرانی !. یکی دیگر از اتفاقات که هنوز باعث شگفتی من است ، وجود فیل عظیم الجثه ای ( نزدیک به ماموت ) است که در آن زمان در هیچ جای دنیا یافت نمی شد ( البته بعضی ها می گویند این فیل در هندوستان بوده است اما اینکه در آن زمان در ایران بوده باشد بعید است ). البته نباید آن موجودی را که با زنجیر بسته شده بود را از یاد ببریم که هنوز هم جای سوال باقی ست که این موجود چه نام دارد! در اینجا قصد ندارم قضیه را باز کنم اما باید این نکته را یادآور شوم که قوم اسپارتان که در فیلم موجودات متمدنی هستند ، در تاریخ به عنوان قومی نیمه وحشی نام برده شده اند که حتی خود یونانیان هم آنها را طرد کردند! در کل صحبت درباره مستندات تاریخی این فیلم زیاد است .این فیلم به دلیل تحریف نه، بلکه خلق یک تاریخ عجیب در تمدن ایران که بدون کوچکترین آگاهی نسبت به آن بوجود آورده است در رده دوم لیست قرار می گیرد.



1- بدون دخترم هرگز: اگر گزینه های قبلی مربوط به تاریخ دور ایران بود ، این فیلم مربوط به زمان نه چندان گذشته ( بعد از انقلاب اسلامی ) است. خانمی آمریکایی که به همراه همسرش به ایران می آید و بعد دیگر نمی تواند برگردد و بعد با زجر تمام فرار می کند. داستان فیلم کاملا یک طرفه بود، اغراق در فیلم به وفور یافت می شد، خانواده ی ایرانی در این فیلم علاقه ای به زندگی طبیعی نداشت و دائما از باید و نباید ها و بد بودن صحبت می کرد (در این فیلم بد و خوب وجود نداشت و در کل ایرانیها بد بودند ). مردان ایرانی همه متجاوز بودند ! و.. . متاسفانه اطلاعات اندک دینی نویسنده فیلم، مهمترین دلیلی شد که این فیلم را نه در آمریکا بلکه در هیچ جای دنیا قبول نکنند ." بدون دخترم هرگز " یکی از فیلمهایی است که در خود آمریکا که مردمش معمولا هیچ چیز درباره دنیا نمی دانند هم با استقبال ک
می مواجه شد زیرا معتقد بودند که فیلم واقعی نیست. جامعه ای که من در آن زندگی می کنم شباهتی به دنیای " بدون دخترم هرگز " ندارد، افراطی همیشه در ایران بوده و خواهد بود اما اینکه همه ایرانیها مذهبی افراطی باشند چیزی است که هیچ وقت نخواهیم دید. این فیلم بدلیل افراطی نشان داد ایرانیان مسلمان و همچنین تحریف فرهنگ عمومی جامعه که برپایه احترام به دیگران و مهمان نوازی است شایسته است که در ردیف اول قرار بگیرد.

__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-03-2010, 11:40 PM   #82
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

5نفر از دیوانه‌ترین بیمارهای روانی در فیلم‌های‌ هالیوود!! (+عکس)
پرستار و مک مورفی از همان اول دشمن هم شده و مک مورفی دشمنی اش را با او ادامه داده و روش اجرایی او، قوانین و تنبیهاتش را مسخره می‌کرد و در این کار تا جایی پیش رفت که...

در مورد این موضوع شاید بتوانیم لیست‌های بیشتری تهیه کنیم، اما من نمی‌توانم همه آنها را با هم در این متن بیاورم. اغلب این شخصیت‌های دیوانه را از فیلم‌های قدیمی‌تر آورده ایم و فیلم‌های دیگری نیز هستند. پس نگاهی بنیدازید و بعد قضاوت کنید.


1-‌هانیبال لکتر (آنتونی‌ هاپکینز)- سکوت بره‌ها (1991)

هانیبال لکتر، عقب مانده ذهنی شخصیت افسانه ای سری داستان‌های توماس هریس نویسنده است. شخصیت لکتر در رمان ترسناک «اژدهای سرخ» همروان شناسی نابغه بود و هم قاتل سریالی آدمخوار. رمان «سکوت بره‌ها» دنباله این داستان است و لکتر هم در نقش یکی از دو ستیزنده اصلی. نقش او در شمایل یک ضد قهرمان و سردسته در رمان چهارم «شورش‌ هانیبال» اتفاق می‌افتد، که به بررسی دوران کودکی او و تبدیل شدنش به قاتل سریالی می‌پردازد. شخصیت لکتور در هر 5 اقتباس سینمایی این کتاب‌ها نیز ظاهر شد. فیلم اول یعنی «مرد شکارچی» اقتباس ضعیفی از «اژدهای سرخ» بود. در سال 2002 قسمت دوم «اژدهای سرخ» با همان عنوان اصلی کتاب و با نقش آفرینی «آنتونی‌ هاپکینز» ساخته شد، او قبلا هم سال 1991در فیلم «سکوت بره‌ها» نقش لکتر را بازی کرد و به خاطر این بازی برنده جایزه اسکار شده بود. در سال 2003 «هانیبال لکتر» (با نقش آفرینی‌ هاپکینز) طی نظر سنجی انجمن فیلم آمریکایی با عنوان به یادماندنی‌ترین نقش منفی تاریخ سینما رای آورد.

2- جفری گاینز (براد پیت)- 12 میمون (1995)

او شاید واقعا رهبر شورشی اصلی ارتش (جنگ خیر و شر) 12 میمون نباشد، اما جفری گاینز قطعا یکی از ساکنین دیوانه سرگرم کننده آنجاست. براد پیت با ترتیب ساختن مد نمایشی از بیژامه، یک ژاکت و کفش پیاده روی چرمی، با آن موهای ژولیده قطعا یکی از دیوانه‌ترین شخصیت‌های فیلم‌هاست.


3- لیزا روو (آنجلینا جولی)- دختر از هم گسیخته (1999)

دختر از هم گسیخته فیلم درام سال 2000 سرگذشت دختر نوجوان 18 ساله ای است که در بیمارستان روانی بستری می‌شود و بازیگران معروفی مثل «ویونا رایدر»، «آنجلینا جولی»، «ووپی گلدبرگ» بازیگر برنده اسکار، «وانسا ردگریو» بازیگر برنده اسکار و «بریتنی مورفی» در آن نقش آفرینی کردند. این فیلم اقتباسی از خاطرات روزانه یک نفر با همین عنوان و نوشته «سوزانا کایسن» است. کارگردان فیلم هم «جیمز منگولد» بود و فیلم نامه نویسان هم «منگولد»، «آنا همیلتون فلان» و «لیزا لومر» بودند.


4- دکتر جاناتان کرین- مترسک (سیلیان مورفی)- بتمن آغاز می‌کند (2005)

گفتن اینکه او دیوانه است یا آدم بدی است کار سختی است، شاید هم جفتشان باشد. کرین تعریف روشنی از افرادی است که به تیمارستان می‌روند؛ او نه تنها به تیمارستان می‌رود بلکه آنجا را به محل قدرت، سودمندی و سرشار از لذت تبدیل می‌کند. کار او این است که دوز داروی بیماران را با تاکسین هراس آور به آنها می‌دهد و برای اینکه آنها را به حد اعلای ترس و وحشت برساند ماسک دلقک خودش را هم به صورت می‌زند.


5- راندل مک مورفی (جک نیکلسون)- دیوانه از قفس پرید (1975)

تصویر کوچک شده است، برای برگشت به اندازه ی اصلی کلیک کنید. سایز اصلی عکس 800*450 می باشد.
مک مورفی مرد آمریکایی ایرلندی پر سر و صدایی است که به خاطر ضرب و جرح و قمار گناهکار شناخته شده است ( البته او قبلا هم این کارها را کرده بوده، منتها به دلیل نبودن ادله کافی هیچ وقت محکوم نشده بود و این از جمله مسائلی بود که بهشان می‌بالید). او از سربازان قدیمی‌ جنگ کره بود و در طول جنگ نیز به اسارت گرفته شده است. او محکوم به دوره کوتاه مدت ماندن در زندان شده بود و به خاطر همین خودش را در نقش دیوانه جا شده بود تا به بیمارستان روانی منتقل شود. جایی که او دوست داشت اوقات راحتی را در آنجا گذرانده و استراحت کند. بخشی که مک مورفی در آن نگهداری می‌شد توسط پرستار زورگویی به نام «رَتچِد» اداره می‌شد و او اغلب باعث تضعیف روحیه بیماران می‌شد. اکثر این بیماران هم خودشان بودن در آنجا را انتخاب کرده بودند و بیشترشان شخصیت‌هایی افسرده و فرمانبردار داشتند. پرستار و مک مورفی از همان اول دشمن هم شده و مک مورفی دشمنی‌اش را با او ادامه داده و روش اجرایی او، قوانین و تنبیهاتش را مسخره می‌کرد و در این کار تا جایی پیش رفت که بیماران روانی دیگر را از بیمارستان آزاد کرده و بیرون فرستاد.

تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-03-2010, 11:55 PM   #83
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

برترین فیلم های تاریخ سینما با موضوع کریسمس با توجه به اینكه داستان و شخصیت‌های فیلم از ذهن تیم برتون تراوش كرده‌اند، خیلی راحت می‌شود حدس زد كه دوباره سر و كارمان به اسكلت و مرده و موجودات عجیب و غریب...

این روزها كه می‌رسد، تلویزیون یاد اسكروچ می‌افتد؛‌ یكی از صدها فیلم ساخته شده با موضوع كریسمس. راستی از یلدا و نوروز خودمان در سینما چه خبر؟


بابانوئل‌های نقره ای

متاسفیم. فهرست فیلم‌ها را نگاه كنید؛‌ این چند تا را از بین حداقل 100 فیلم با موضوع كریسمس و بابانوئل انتخاب كرده ایم. حالا اگر بخواهیم فهرست مشابهی را برای مناسبت‌های خودمان مثل عیدنوروز،‌ چهارشنبه وری یا همین شب یلدا را كه نزدیكی‌های آن بودیم تهیه كنیم، این فهرست چقدر بلند بالا است؟ بعید است تعداد فیلم‌های فهرست ما به حتی تعداد انگشتان یك دست برسد. در "چهارشنبه سوری" فرهادی مراسم چهارشنبه سوری، در حاشیه تنش زن و شوهر است. "كفش‌های میرزا نوروز" فقط اسم نوروز را یدك می‌كشد. "آژانس شیشه ای" كه قصه اش درآژانسی در شب عید می‌گذرد، یك ضد حاجی فیروز تمام عیار است و حاجی فیروز آن معتاد و ضد قهرمان فیلم می‌باشد. "گیلانه" هم كه در نوروز 82 و زمان اشغال عراق توسط امریكا می‌گذرد، دردناك است. چهارشنبه سوری در "خیلی دور، خیلی نزدیك" هم اصلا نقش موثری ندارد. حتی علی حاتمی‌ هم كه سمبل سنت در سینمای ایران است، در "كمال الملك" به سرعت از مراسم نوروز ناصرالدین شاه شاهی عبور می‌كند. "شب یلدا"ی پراحمد هم قصه تنهایی فروتن است و هیچ ربطی به یلدا ندارد. شاید تنها فیلمی ‌كه تا حدی به نوروز ربط دارد، "بادكنك سفید" پناهی باشد كه در آن، دختربچه ای دغدغه خرید ماهی قرمز را دارد. در نگاهی كلی، سینمای ما هیچوقت ادای دین مناسبی نسبت به مناسبت‌های ملی مثل نوروز نداشته؛ مناسبت‌هایی كه افراد زیادی از همین طبقه فرهنگی، مدام از كمرنگ شدن شان می‌نالند. جالب است غربی‌ها با ساختن فیلم درباره كریسمس، بابانوئل، و حتی‌هالووین،‌ هم این سنت‌های قدیمی‌شان را برای جوان‌های نسل جدیدشان به یك فرهنگ تبدیل می‌كنند و هم مناسبت‌هایشان را جهانی می‌كنند و ما در عین بی توجهی به نوروز،‌ یلدا و دیگر مناسبت‌های ملی مان انتظار داریم این مناسبت‌ها در ذهن جوانان نسل جدیدمان به جای كریسمس و درخت كاج ماندگار شوند و جهانی بشوند!

سرود كریسمس(1983)

بدجنس ترین رییس سینما
برای ما آشناترین نسخه سینمایی اقتباس شده از رمانی كه چارلز دیكنز- نویسنده بزرگ انگلیسی- در سال 1843 نوشته، همان انیمیشن كمپانی والت دیزنی است كه همیشه روزهای كریسمس از تلویزیون پخش می‌شد؛ داستان فیلم هم ماجرای آقای ابنزر اسكروچ خسیس و تنگ نظر را روایت می‌كرد كه خوش داشت ایام كریسمس، درست مثل روزهای دیگر سال، تنها به حال خودش باشد، چون به قول خودش از تمامی ‌آداب و رسوم شروع سال نو متنفر بود. اما وقتی روح دوستان و نزدیكانش به خوابش می‌آمدند، و او را از عواقب كارهای خودخواهانه اش آگاه می‌كردند، از كرده اش پشیمان می‌شد و صبح اول وقت در روز كریسمس، شاد و خندان به به جمع مردم می‌پیوست و به آنها كمك می‌كرد. درانیمیشن والت دیزنی آن قدر اسكروچ را هنرمندانه به تصویر كشیده بودند كه بر و بچه‌های سینما یك بار شخصیت او را بدجنس ترین رییس تاریخ سینمای جهان انتخاب كرده بودند. از این گذشته، دیكنز، شخصیت اسكروچ را آن قدر زیبا درآورده كه نام این شخصیت به معنای آدم خسیس وارد زبان انگلیسی- و حتی زبان فارسی- شده است. از این رمان كلاسیك، اقتباس‌های سینمایی زیادی شده و بازیگرانی چون جرج سی، اسكات، والتر ماتیو، مایكل كین و آلبرت فیتی هم نقش اسكروچ را بازی كرده اند. ظاهرا جیم كری هم قرار است به زودی به جای نقش اسكروچ صحبت كند. به هر حال تا اطلاع ثانوی، تصویری كه ما از "سرود كریسمس" در ذهن داریم با حضور طلایی اسكروچ مك داك (اسكروچ) و میكی ماوس (باب كرچت، مشی اسكروچ) رقم خورده است.

چگونه گرینچ كریسس را دزدید؟ (2009)

دزد كریسمس
از این داستان مصور و مشهور دكتر سئوس (نوشته در سال 1957) 2 اقتباس موجود است. پس مواظب باشید آنها را با هم اشتباه نگیرید؛ یكی از آنها كه در سال 1966 ساخته شده، انیمیشنی است كه یكی از كلاسیك‌های فیلم‌های كریسمسی به حساب می‌آید و سالی نیست كه تلویزیون‌های دنیا درروز كریسمس آن را نشان ندهند، راوی و گوینده اصلی فیلم –یعنی گرینچ- هم كسی نیست جز ستاره فیلم‌های ترسناك؛ یعنی بوریس كارلوف. اما در سال 2000 ران ‌هاوارد فیلمی ‌سینمایی با همین عنوان و با بازی جیم كری درنقش گرینچ ساخت. داستان فیلم هم ماجرای موجودی تك و تنها به نام گرینچ را روایت می‌كند كه قلبی كوچك دارد و به همین خاطر نمی‌تواند شادی افراد هوویل را در ایام كریسمس تحمل كند؛ به همین خاطر تصمیم می‌گیرد با دزدیدن هدایای آنها كریسمس شادشان را به عزا تبدیل كند؛ غافل از اینكه كریسمس برای اهالی شهر فقط در هدیه‌هایشان خلاصه نمی‌شود. دست آخر گرینچ به اشتباهاتش پی می‌برد، قلبی بزرگ‌تر بدست می‌آورد و مردم شهر هم او را در جمع خودشان می‌پذیرند.

كابوس پیش از كریسمس(1993)

هدیه‌های ترسناك
"كابوس پیش از كریسمس" یكی از آن انیمیشن‌های درست و درمانی است كه با موضوع كریسمس ساخته شده است. با توجه به اینكه داستان و شخصیت‌های فیلم از ذهن تیم برتون تراوش كرده اند، خیلی راحت می‌شود حدس زد كه دوباره سر و كارمان به اسكلت و مرده و موجودات عجیب و غریب دنیای بك رو ناب او خواهد افتد. ماجراهای اصلی فیلم در شهری به نام ‌هالووین رخ می‌دهد كه ساكنان آن كاری جز این ندارند كه در طول سال خود را برای اجرای هر چه ترسناك تر مراسم جشن‌ هالووین به سردستگی جك- سلطان‌هالووین- آماده بكنند. ورق وقتی برمی‌گردد كه جك از این روند تكراری خسته شده، به صورت اتفاقی به شهر كریسمس می‌رود، و با این جشن آشنا می‌شود. فیل آقای جك یاد هندوستان می‌كند و تصیم می‌گیرد كه به جای جشن ‌هالوین، مراسم كریسمس را برگزار كند. تازه بابانوئل را هم می‌دزدد و خودش هم می‌شود بابانوئل و راه می‌افتد در شهر تا به بچه‌ها هدیه بدهد اما آخر شما بگویید مگر سلطان شهر ‌هالووین به جز جانورهای عجیب و غریب و رنگ و وارنگ، چیز دیگری هم برای هدیه دادن به كودكان دارد؟ اینطوری می‌شود كه كریسمس به بچه‌ها زهر می‌شود اما جك آخر می‌فهمد كه هر كسی را بهر كاری ساختند و بابانوئل واقعی را به شهر باز می‌گرداند.

تنها در خانه (1992 و 1990)

دزد بلا، پسر بلا
ماجرا خیلی ساده شكل می‌گیرد، كوین (مكالی كالكین) پسر بازیگوش خانواه‌ای پرجمعیت به طور ناآگاهانه از سفر خانوادگی به شهر پاریس جا می‌ماند و مجبور می‌شود تك و تنها در خانه بماند ولی ماجرا وقتی جالب می‌شود كه 2 دزد ناشی به نام‌های هری (جوپشی) و مارو (دانیل استرن) می‌خواهند به خانه پسر تنها مانده دستبرد بزنند، چشمتان روز بد نبیند، كوین تا جایی كه به فكرش می‌رسد و درتوان دارد از پس آقا دزدها برمی‌آید و حقشان را كف دستشان می‌گذارد. داستان قسمت دوم فیلم – یعنی "تنها در خانه 2: گمشده در نیویورك" – هم چیزی در همین مایه‌هاست كلكین آن قدر در نقش كوین اوج گرفت كه میراث سینمایی اش به همین فیلم‌های "تنها در خانه" محدود شد. "تنهادر خانه 4: پس گرفتن خانه" هم (با بازی كودك دیگری ) نیم نگاهی به كریسمس دارد.

بقای كریسمس (2004)

در كنار خانواده
تا دلتان بخواهد پشت سر این كمدی بد گفته اند و توی سرش زده اند، اما با توجه به اینكه داستانش در ایام كریسمس و شروع سال نو می‌گذرد، دراین دوران تماشای آن خالی از لطف نیست. داستان فیلم از آنجا شروع می‌شود كه نامزد آقای درولاتام- بن افلك، پسر سرمایه دار و بی كس و كار فیلم- پیشنهاد مسافرت او در ایام آغاز سال نو را با این استدلال رد می‌كند كه كریسمس را باید حتما در كنار خانواده گذراند؛ اینطوری می‌شود كه درو از همراهی تمامی ‌دوست‌ها و رفقایش هم ناامید شده، فكر بكری به سرش می‌زند؛‌ او بلند می‌شود و به سراغ خانه دوران كودكی اش می‌رود تا خاطرات كریسمس‌های گذشته را زنده بكند اما متوجه می‌شود كه خانواده دیگری در آنجا ساكن هستند. درو- همان پسر میلیونر و لوس و ننر- 250 هزار دلار به آنها می‌دهد تا كریسمس را با آنها بگذراند و عضوی از خانواده شان بشود. بقیه ماجرا هم شامل خرابكاری‌ها درو است و بس! جالب این است كه فیلم را برای اكران در تعطیلات كریسمس ساخته بودند ولی چون نمایش آن با فیلم دیگری از بن افلك همزمان می‌شد، این یكی را در روز 22 اكتبر اكران كردند و شعار تبلیغاتی آن را هم گذاشتند:" امسال كریسس كمی ‌زودتر سروقت شما آمده است!".

زندگی شگفت انگیزی است (1946)

امید و دیگر هیچ
تا حالا شده پیش خودتان فكر كنید كه اگر اصلا بدنیا نیامده بودید،‌ زندگی اطرافیانتان حالا چه شكلی بود؟ این سئوالی است كه جورج بیلی (جیمز استوارت) وقتی درست در روز كریسمس می‌خواهد خودش را بكشد با آن روبرو می‌شود.
فرشته ای كه او را نجات داده، به او نشان می‌دهد كه زندگی اطرافیانش بدون وجود بیلی چقدر بی رمق و یكنواخت می‌شده است. این طوری است كه در همان روز و شب كریسمس، جورج كه بواسطه مشكلات مالی حاصل از ورشكستگی به فكر خودكشی افتاده است،‌ باردیگر به انسان‌ها دل می‌بندد و به زندگی بر می‌گردد. هنوز فرانك كاپرا در ساخت "زندگی شگفت انگیزی است" و یا دیگر شاهكارهایش، همین است كه از ورای سختی‌ها و ناملایمات زندگی، شور و امید را بیرون می‌كشد و به صورت تماشاگرانش می‌كوبد. دقیقا به همین خاطر بود كه وقتی اعضای موسسه فیلم آمریكا دور هم جمع شدند تا ناامیدتر بخش ترین فیلم‌های تاریخ سینما را انتخاب كنند، ‌شماره یك را برای فیلم دست اول كاپرا رزرو كردند. فیلم در سراسر دنیا هم گل سرسبد نمایش‌های تلویزیونی ایام كریسمس است.

الف (elf) (2003)

یك اسكروچ دیگر
قصه این كمدی كریسمسی باز همان جستجوی پدر گمشده است اما خب ایده‌هایش جدید و بامزه است. بادی (ویل فرل) در پرورشگاهی در نیویورك زندگی می‌كند. شب كریسمس می‌پرد در كیسه بابانوئل و او هم از همه جا بی خبر،‌ب ادی را با خودش به قطب شمال می‌برد. در آنجا پری‌ها تصمیم می‌گیرند كه بادی را بزرگ كنند و به او هم نگویند كه در حقیقت انسان است. اینطوری می‌شود كه وقتی بادی بزرگ می‌شود و از این راز باخبر می‌شود تصمیم می‌گیرد به نیویورك بازگردد تا پدر واقعی خودش را پیدا كند. داستان درنیویورك به اوج می‌رسد كه بادی از طریق بابانوئل متوجه می‌شود پدر حقیقی اش آدمی ‌به نام والتر‌ هابز (جیمز كان) است كه دست كمی ‌از اسكروچ ندارد. حدستان درست است، حالا باید پدر بی احساس و تنگ نظرش را با زندگی آشتی دهد.

در حقیقت عشق(2003)

5 هفته تا تعطیلات
یكی از آن كمدی رمانتیك‌های خوش ساخت انگلیسی است كه ماجرای زندگی 8 زوج در طول چند هفته باقی مانده تا كریسمس را روایت می‌كند؛‌ چیزی كه روایت زندگی این آدم‌ها را به هم شبیه می‌كند، همین نزدیكی به زمان تعطیلات كریسمس است. فیلم 5 هفته قبل از كریسمس شروع می‌شود و همین طور هفته به هفته به این روز سراسر شادی نزدیك می‌شویم. یك ماه بعد هم بخش نهایی آن شكل می‌گیرد. از ورای گذشت این یك ماه پر حادثه است كه شخصیت‌های فیلم متوجه می‌شوند چیزی كه انسان‌ها را بهم پیوند می‌دهد، محبت و دوستی است.

سریع السیر قطبی(2004)

دیدار با بابانوئل
مطالب را با یك انیمیشن شروع كردیم و با یك انیمیشن دیگر هم آن را تمام می‌كنیم. رابرت زمیكس- كارگردان معروف سری فیلم‌های "بازگشت به آینده"- با استفاده از تكنولوژی‌ها مدرن صنعت فیلمسازی، از حركات بازیگران واقعی الهام گرفت و فیلمی ‌انیمیشن وار ساخت كه در آن تام هنكس در 5 نقش متفاوت از جمله بابانوئل ظاهر شد. ماجرای فیلم هم روایتگر سفر پسركی سوار بر قطاری اسرارآمیز به قطب شمال و دیدار با بابانوئل است. پسرك در شب كریسمس آرزو می‌كند تا بتواند به راز اصلی كریسمس دست پیدا كند و سرانجام هم به آرزوی قلبی اش می‌رسد؛‌ چون از قدیم گفته اند جوینده یابنده است.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-04-2010, 12:16 AM   #84
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

"اسکندر" بدترین فیلم زندگینامه‌ای تاریخ سینما شد

فیلم سینمایی "اسکندر" به کارگردانی الیور استون بدترین فیلم زندگینامه‌ای تاریخ سینما لقب گرفت. به گزارش خبرنگار مهر، پایگاه اینترنتی مووی‌فون در ادامه معرفی بهترین‌ها و بدترین‌های سینما در ژانرها و مقاطع زمانی مختلف این بار به ژانر سینمایی زندگینامه‌ای پرداخته و بدترین آثار این رویکرد سینمایی را معرفی کرده است.
مارک هاروکی نویسنده این سایت با اشاره به علاقه فراوان هالیوود به ساخت فیلم‌هایی بر اساس زندگینامه مشاهیر، سال 1933 را سرآغاز شروع تولید فیلم‌هایی از این دست در هالیوود دانسته و با اشاره به علاقه الیور استون نسبت به تولید فیلم‌های زندگینامه‌ای از جمله "دورز"، "جی اف کی"، "نیکسن" و "دبلیو"، فیلم "اسکندر" را بدترین فیلم تاریخ این ژانر دانسته است.
فیلم‌های سینمایی "اویتا" درباره زندگی اوا پرون به کارگردانی آلن پارکر، "دامینو" ساخته تونی اسکات، "ژاندارک" اثر لوک بسون و "گلوله‌های بزرگ آتش" ساخته جیم مک‌براید از دیگر آثار شناخته شده این فهرست هستند.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-04-2010, 03:51 AM   #85
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

ازدواج آدم‌ معروف‌هايي كه فقط چند روز كنار هم دوام مي‌آورند. ازدواج آدم‌ معروف‌هايي كه فقط چند روز كنار هم دوام مي‌آورند.
ستاره‌هاي مشهور عموما با ولخرجي، بوالهوسي، خود شيفتگي، واكنش‌هاي غيرعادي و اعتياد به الكل يا مواد روانگردان و اين گونه صفات مورد نقد قرار مي‌گيرند و اين گونه رفتارهاي آن‌ها است كه هميشه خوراك رسانه‌هاي زرد را تامين مي‌كند و سوژه خوانندگان و شنوندگان و بينندگان برشمار اين رسانه‌ها مي‌شود. يكي از بهترين خوراك‌هاي رسانه‌اي در حيطه celebrity مساله ازدواج‌ها و طلاق‌هاي فوق ستاره‌هاست انگار خصلت ستاره بودن بي خيال بودن است با بي خيالي ازدواج كردن و با بي خيالي جداشدن براي همين است كه اگر ازدواج يك فوق ستاره دوام بياورد همه تعجب مي‌كنند در حالي كه از خير طلاق گرفتن يك فوق ستاره كسي تعجب نمي‌‌كند، فكر مي‌كنيد متوسط عمر ازدواج آدم مشهورها چقدر است قطعا نمي‌توان عمر متوسطي براي ازدواج اين همه آدم تعيين كرد اما مي‌توان چند تا از كوتاه‌ترين آنها را معرفي كرد، اين شما و اين كوتاه‌ترين ازدواج‌هاي هاليوودي.

رودولف والنتينو و جين آكر (سال ازدواج: 1919)


مدت دوام آوردن عروسي: 6 ساعت


ستاره مشهور سينامي صامت و بازيگر تازه مطرح شده آن دوران جشن عروسي باشكوهي گرفتند اما فردا صبح پس از يك دعواي شديد از هم جدا شدند، كسي علت جدايي اين زوج را نفهميد هر چند پيشخدمت هتل محل اقامت آن‌ها ادعا مي‌كرد كه زوج بر سر نحوه صبحانه خوردن دعوا كرده‌اند. طلاق اين دو از لحاظ رسمي البته سه سال بعد ثبت شد اما اين دو طي اين سه سال حتي يك ثانيه هم در كنار هم نبودند.
بريتني اسپيرزو جيسون الكساندر (سال ازدواج: 2004)


مدت دوام آوردن عروسي: 55 ساعت


ستاره مشهور دنياي موسيقي پاپ در سال‌هاي اوليه شهرتش در حالي كه 22 ساله بود با همكلاسي قديمي خود جيسون الكساندر كه در شهر لوئيزيانا در يك مكانيكي كار مي‌كرد ازدواج كرد اما تنها سه روز بعد با او براي هميشه خداحافظي كرد، او بعدها در مورد اين ازدواج گفت : در كالج جيسون دوست خوبي براي من بود ... بعد كه من مشهور شدم به ديدنم آمد و با هم تصميم گرفتيم كه يك كار عجيب انجام بدهيم، تصميم گرفتيم كه بي سر و صدا عروسي كنيم، اما خب اين كار ما اشتباه بود، يك شوخي بچگانه كه زيادي ادامه پيدا كرد...
دنيس هاپر و ميشل فيليپس (سال ازدواج: 1970)


مدت دوام ازدواج 8 ساعت


در آغاز دهه هفتاد با دختري هشت سال جوان‌تر از خودش ازدواج كرد اما اين ازدواج فقط هشت روز دوام آورد. فيليپس بعدها مدعي شد كه از طرف هاپر مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
شر و گرگ آلمن (سال ازدواج: 1975)


مدت دوام آوردن عروسي: 9 روز


خواننده ـ و در معدودي اوقات بازيگر ـ مشهور سينما تنها سه روز پس از ثبت طلاقش از ساني بونو با جت اختصاصي خودش گرگ آلمن موزيسين را به لاس وگاس برد و با او ازدواج كرد اما 9 روز بعد از او درخواست طلاق داد، اگرچه وي مدعي شد كه اعتياد آلمن به الكل و مواد مخدر علت جدايي بوده اما براساس گزارش‌ها او 1/1 ميليون دلار به آلمن داد تا طلاق به صورت توافقي ثبت شود.
درو باريمور و جرمي توماس (سال ازدواج: 1994)


مدت دوام آوردن عروسي: 3 روز


دروباريمور دختر شرور هاليوود در دهه 90 در نوع خود نمونه بود. ازدواج او با جرمي توماس تنها سه روز و ازدواج او با تام گرين ـ در سال 2001 ـ تنها پنج ماه دوام آوردند. او در بين اين دو ازدواج دوبار به علت اعتياد به مواد مخدر به مركز ترك اعتياد فرستاده شد و هر دو همسرش اعتياد وي به مواد مخدر را علت جداشدن از وي ذكر كردند.
ليزاماري پريسلي و نيكلاس (سال ازدواج: 1995)


مدت دوام آوردن ازدواج : سه ماه و 24 روز


ليزا ماري پريسلي، دختر الويس پريسلي نه بازيگر موفقي شد نه خواننده محبوبي. وي در زندگي زناشويي هم چندان موفق نبود، البته ازدواج اول او با دني كو 6 سال به طول انجاميد اما ازدواج دوم او با مايكل جكسون تنها نوزده ماه دوام آورد، وي سپس با نيكلاس كيج كه در آغاز راه شهرت بود ـ و عاشق موسيقي الويس پريسلي هم بود ـ ازدواج كرد اما فقط 114 روز بعد از وي جدا شد. ازدواج چهارم او هم فقط 16 ماه دوام آورد.
ارنست بوركناين و اتل مرمن (سال ازدواج : 1995)


مدت دوام آوردن ازدواج : 115 روز


مرمن سال‌ها بعد از جدايي از بازيگر معروف دهه‌هاي پنجاه و شصت در مصاحبه‌اي گفت: او نبايد با من ازدواج مي‌كرد، قبلا با الكل ازدواج كرده بود.
چارلي شين و دوناپله (سال ازدواج: 1995)


مدت دوام آوردن ازدواج : 145 روز


بازيگر مشهور سينما و بازيگر ـ مجري تلويزيوني تنها يك هفته پس از آشنايي با هم ازدواج كردند اما پنج ماه بعد از هم جدا شدند. دوستان اين دو در مورد جدايي آنها معتقد بودند كه اين دو هيچ علاقه مشتركي نداشتند مطلقا هيچ چيز.
كارمن الكترا و دنيس رادمن (سال ازدواج : 1998)


مدت دوام آوردن ازدواج : 5 ماه


ستاره مشهور و جنجالي موسيقي و سينما و بازيگر مشهور بسكتبال NBA در يك مراسم خصوصي و به طرزي غير منتظره و ناگهاني با هم ازدواج كردند. تنها يك هفته بعد رسانه‌هاي امريكا گزارش دادند كه رادمن كليه اسباب و وسايلش را از خانه الكترا خارج كرده و به تنهايي زندگي مي‌كند. اين خبر تكذيب شد اما چهار ماه بعد اين زوج رسما از هم جدا شدند.
اليزابت تايلور و نيكي هيلتون (سال ازدواج : 1950)


مدت دوام آوردن ازدواج : 8 ماه


اليزابت تايلور كه نويسندگان مجله ال در سال 1985 او را زيباترين زن سينما دانستند. در سال 1950 در حالي كه تنها نوزده سال داشت با نيكي هيلتون هتل‌دار معروف و يكي از شركاي مالك هتل‌هاي زنجيره‌اي هيلتون (و پدربزرگ پاريس هيلتون) ازدواج كرد اما خيلي زود از او جدا شد. او بعدها در مورد اين ازدواج گفت: تقصير من بود، من آن زمان از لحاظ ظاهري كاملا شبيه يك زن بالغ بودم اما از لحاظ ذهني مثل يك كودك بودم.
جنيفر لوپز و كريس جاد (سال ازدواج 2001)


مدت دوام آوردن ازدواج : 8 ماه


خواننده و گاه بازيگر مشهور دورگه متخصص ازدواج‌هاي كوتاه مدت است، ازدواج او با كريس جاد هشت ماه، ازدواج او با اوياني نوا سيزده ماه و ازدواج او با مارك آنتوني هم 36 ماه دوام آورد.



ركورد داران ازدواج و طلاق [center]


زازاگابور، يكي از معروف‌ترين چهره‌هاي دنياي مد، به نوعي متخصص ازدواج كردن و طلاق گرفتن است. وي تاكنون هشت بار ازدواج كرده است كه البته يكي از آن‌ها غير قانوني بود و تنها يك روز دوام آورد. وي در سال 1982 در حالي كه رسما از مايكل شانچي جدا نشده بود در عرشه يك كشتي با فليپ دي آلبا ازدواج كرد اما يك روز بعد اين ازدواج رسما به دليل فسخ نشدن ازدواج قبلي او و ثبت نشدن طلاقش باطل اعلام شد، پس از جدايي رسمي او از شانچي البته آلبا تمايلي به ازدواج با او نشان نداد.


گابور يك جمله معروف در مورد ازدواج دارد: من يك خانه‌دار عالي هستم. يعني هر وقت با مردي ازدواج كرده‌ام خانه او را نگه داشته‌ام!


اليزابت تايلور بازيگر مشهور در ميان سيناميي‌ها ركورد دار ازدواج بود. او در مجموع طي پنجاه سال هشت بار ازدواج كرد كه طولاني‌ترين آنها 9 سال دوام آورد. ازدواج هفتم او با مردي بود كه 22 سال از وي جوان‌تر بود.


رمز پايداري ازدواج از زبان ستاره‌ها


پيرس برازنان همسر كلي شاي اسميت : كلي عاشق گل است و من هر روز صبح از باغ يك گل براي او مي‌آورم.


بيل كازبي، همسر كاميل كازبي خاطرات، قلب عشق ما هستند، تقريبا اكثر اوقات زندگي مشترك ما با به يادآوري خاطرات گذشته و حرف زدن و خنديدن و تفسير كردن اين خاطرات مي‌گذرد ...


كورتني كاكس، همسر ديويد آراكوئت: در ازدواج گذشت كردن مهمترين مساله است، من و همسرم هميشه اين جمله را تكرار مي‌كنيم كه خراب كردن راحت‌تر از ساختن است، اما در ساختن و دوام آوردن لذتي است كه در خراب كردن نيست.


جري فلاول همسر ماسل فلاول: ما 24 سال در كنار هم زندگي كرديم، فقط با تكرار اين نكته كه در ازدواج يا برد است يا باخت و برد تنها در صورتي است كه هر دو طرف همراه هم برنده باشند و باخت هم به معناي باخت هر دو طرف است.


سارا ميشل گلار همسر فردي پريتنز جونيور: ما بهترين دوستان همديگر هستيم و اين رمز بقاي ازدواج ماست.


ملاني گريفيت همسر آنتونيوباندراس: مساله مهم اين است كه به همسرت نشان بدهي از بودن او و حضور او در كنارت خوشحال هستي، هر وقت كه او را مي‌بينم لبخند مي‌زنم و او مي‌فهمد كه من از ديدنش و از بودن او و حرف زدن با او لذت مي‌برم.


پاتريشياهيتون همسر ديويد هانت: ما روز اول ازدواج يك قرار با هم گذاشتيم كه تاكنون باعث حفظ ازدواج ما شده است. از ساعت پنج عصر به بعد به هيچ تلفني جواب نمي‌دهيم.


ويل اسميت همسر جاداييكات اسميت: فكر مي‌كنم رمز موفقيت ازدواج ما اين است كه هر دوي ما قبول داريم ما از انسان‌هاي معمولي هستيم كه هيچ فرقي با بقيه نداريم.


منبع : سينماي حرفه اي جهان

__________________
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-04-2010, 12:57 PM   #86
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

تا به حال اتفاق افتاده است که به افتخار پس از مرگ فکر کنید؟
چند روز پیش در قسمت سینمایی وب‌سایت یاهو مطلبی منتشر شده بود زیر عنوان‌«از دست‌رفتگان، نه فراموش شدگان» در‌باره‌ی هنرپیشگان و هنرمندان مشهور سینمایی که موفق به دیدن آخرین فیلم خود که در آن‌ها نقش بازی کردند، نشدند و یا این‌که فرصت لمس موفقیت نمایش فیلم خود را پیدا نکردند.
دست تقدیر و شرایط روزگار و زمانه برای این دسته از هنرپیشگان مشهور سینمای جهان چنان رقم خورد که هنگام نمایش آخرین نمایش آنان بر روی صندلی سالن‌های‌ نمایش به جای آن‌ها، فقط دسته‌گل یا قاب عکس یادبود‌شان قرار داشت.

برنی مک
مردان سُل - برنی مک
این کمدین که در سن ۵۰ سالگی در ماه آگوست درگذشت، در فیلم «Soul Men» نقش مقابل ساموئل ال. جکسون را ایفا می‌کند که داستانی در‌باره خوانندگانی از شهرت افتاده است که در واقع با واژه‌های نه چندان خوشایند (بددهن) روایت می‌شود.
برنی مک در دو فیلم ایفای نقش دارد که این آخر هفته (در آمریکا) اکران خواهد شد. وی علاوه بر این، در انیمیشن «ماداگاسکار، فرار به آفریقا» نیز گویندگی کرده بود.
در ادامه به ۱۰ افتخار برتر پس از مرگ بازیگران سرشناس، اشاره‌ای می‌شود.

هیت لچر
شوالیه تاریکی - هیت لجر
این بازیگر استرالیایی بر اثر زیاده‌روی در مصرف مواد مخدر در ژانویه گذشته و هفت ماه قبل از نمایش فیلم (شوالیه تاریکی) درگذشت. هیت لجر مشغول بازی در فیلمی از تری گیلیام به نام «اوهام دکتر پارناسوس» بود که در‌گذشت. پس از این واقعه کارگردان از یک گروه سه‌نفره بازیگری شامل کالین فارل، جود لاو و جانی دپ برای فیلم‌برداری صحنه‌های باقی‌مانده مربوط به نقش بازیگر درگذشته‌ بهره جست.

جیمز دین
غول‌ها - جیمز دین
جیمز دین که در سال ۱۹۵۵ و زمانی که تنها ۲۴ سال داشت، در یک سانحه رانندگی کشته شد، جمعاً در سه فیلم بازی کرد که برای بازی در دو فیلم یعنی «غول‌ها» و «شرق عدن‌» نامزد جایزه اسکار گردید.

اولیور رید
گلادیاتور - اولیور رید
اولیور رید، بازیگر افسانه‌ای انگلیسی در حین فیلم‌برداری یک صحنه رزمی (شمشیربازی) از فیلم گلادیاتور دچار سکته قلبی شد و درگذشت.
به همین جهت بسیاری از صحنه‌ها مجدداً بازسازی شد و با استفاده از بدل و تغییر نور و سایه و با جلوه‌های دیجیتالی فیلم‌برداری گردید.

بروس لی
اژدها وارد می‌شود - بروس لی
بروس لی فقط سه هفته قبل از نمایش فیلم «اژدها وارد می‌شود» درگذشت. این فیلم به عنوان یکی از پرمنفعت‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما به ثبت رسیده است.
پس از موفقیت چشم‌گیر این فیلم بود که فیلم‌سازان هنگ‌کنگی شروع به تولید انبوه فیلم‌های رزمی با استفاده از نام‌هایی مشابه نام بروس لی مانند «Bruce Li» و «Bruce Lei» و «Brute Lee» و «Lee Bruce» کردند.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-05-2010, 08:35 AM   #87
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

گزارش جالبی از ایفای نقش بازیگران زن در نقش مرد








ماریا کری در ویدئو «Obsessed» سال 2009 – او خودش را شبیه امینم کرده بوداین ویدئو پاسخی برای یکی از ترانه های امینم بود که شوهر ماریا کری ،نیک کانن را مسخره بوددعوای که رسانه ای شد حتی پاسخ های تویتری هم داشت …



جدیدترین ستاره زنی که در نقش مرد ظاهر شد آنجلینا جولی بود

او در جدیدترین فیلمش “سالت” که بتازگی اکران شد در صحنه های پایانی فیلم با ظاهری مردانه دید شد !

تصویر گریم شده صورت مردانه آنجلینا جولی شباهت زیادی به چهره برادر او دارد

+++




کیت بلانشت در فیلم I’m Not There در سال 2007

کیت بلانشت بازیگر 41 ساله استرالیایی در نقش جوان های باب دیلان دیده می شود !

اگر سوال مسابقه این عکس بود ، واقعا چند نفر می تونستن کیت بلانشت را در این عکس حدس بزنند !؟
+++

سایز تصویر به صورت خودکار تغییر یافت . با کلیک در این قسمت میتوانید اندازه واقعی آنرا مشاهده نمایید . اندازه واقعی عکس 660x481 پیکسل
گوئنت پالترو در فیلم زیبای ” شکسپیر عاشق ” سال 1999خیلی ها این فیلم رو دیدین و با عکس آشنا هستین



هیلاری سوانک در فیلم پسرها گریه نمی‌کنند – یکی از دو جایزه اسکار او بخاطر این فیلم است

+++

سایز تصویر به صورت خودکار تغییر یافت . با کلیک در این قسمت میتوانید اندازه واقعی آنرا مشاهده نمایید . اندازه واقعی عکس 660x450 پیکسل

باربارا استرایسند بازیگر و خواننده برنده اسکار آمریکایی در فیلم ”Yentl” سال 1983

+++


کاترین هپبورن برنده 4 جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن در فیلم “Sylvia Scarlett” سال 1935
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-07-2010, 07:50 AM   #88
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

شخصیت منفی دوست داشتنی


احتمالا بارها برای شما پیش آمده است که فیلمی را دیده باشید و بجای همراهی با قهرمان مثبت فیلم، علاقه به نقش منفی داستان پیدا کرده باشید!.
تصمیم گرفتیم تا 5 شخصیت منفی دوست داشتنی سینما را معرفی کنیم. البته گزینه ها زیاد هستند اما به دلیل محدودیت انتخاب سعی کرده ایم معروف ترین این فیلمها را انتخاب کنیم. پیشاپیش از دوستانی که فیلم مورد علاقه شان در این لیست وجود ندارد عذرخواهی می کنم.



هفت - کوین اسپیسی : جان دوی در فیلم " هفت " یکی از شخصیت هایی است که به ندرت می توان مشابه آن را یافت. او بعد از اینکه تمام قربانیان خود را با شیوه بسیار خشن به قتل رسانید خود را به پلیس معرفی کرد و کارآگاه ویلیام و دیوید هم خوشحال از اینکه او را دستگیر کرده اند، اما واقعیت این بود که او کارش هنوز تمام نشده بود و...



بازی فوق عالی " کوین اسپیسی " در لحظه های کوتاه پایانی فیلم برگ برنده اوست. او برخلاف تصویری که فیلم به تماشاگر القا می کند اصلا آدم عصبی یا خشنی نیست، بلکه بسیار احساساتی و منطقی و خوش برخورد است. در لحظه ای که چندین پلیس بر سر او افتاده اند و کارآگاه دیوید با خشونت وی را نظاره می کند او تنها یک جمله می گوید "می خواهم با وکیلم صحبت کنم!" در بازجویی ها برخلاف تصور مخاطب او برای قتل هایش دلایلی انسانی می آورد و البته جذاب ترین نکته درباره او این است که روانشناس بسیار خوبی نیزهست!. در آخر فیلم " هفت " این سوال مهم در ذهن تماشاگر شکل می گیرد که آیا او یک قهرمان است یا یک قاتل؟! واقعا مشخص نیست چرا تماشاگران شخصیت " جان دوی " را در این فیلم از شخصیت های مثبت فیلم بیشتر دوست دارند!.



2001: یک ادیسه فضایی- هال 9000 : کسانی که به فیلمهای علمی - تخیلی علاقه دارند هرگز این رایانه را از یاد نخواهند برد. این رایانه دستگاهی بود که در خلال مشکلاتی که در ماموریت سفینه فضایی بوجود می آمد به جای اطاعت از فرمان خدمه ، تصمیم گرفت تا به روش خودش مشکل را حل کند و تمام خدمه ی سفینه را هم که قصد از کار انداختن او را داشتند به نحوی از بین برد! اما با اینحال این رباط جالب ترین شخصیت فیلم " ادیسه فضایی " بود ، بطوریکه بعد از اکران فیلم و تا به امروز همه این فیلم را با این رباط خو
نسرد و با ادب و البته مصمم در انجام ماموریت بخاطر می آورند.



این رباط در واقع سرآغاز هشداری بود که همواره دانشمندان درباره هوش مصنوعی می دهند، اینکه روزی هوش مصنوعی ماشین آلات به قدری پیشرفت خواهد کرد که حتی تصمیم به نابودی انسان بگیرند! شاید این نظریه در حال حاضر چندان جالب نباشد ( با توجه به اینکه رباط های کنونی تا حد زیادی بدرد نخور هستند!) اما با پیشرفتی که تکنولوژی در پیش گرفته بعید نیست در دهه های آینده شاهد این باشیم که هم اتاقی ما یک رباط باشد یا هنگام خرید با یک رباط به بیرون برویم! یا... .





اره- جیگساو : این شخصیت آدم ها را به دلیل اینکه در زندگی شان خواسته یا ناخواسته مرتکب اشتباهی شده اند مجازات می کند ، آن هم نه به صورت منطقی بلکه با استفاده از تمام ابزار آلاتی که برای سلاخی یا شکنجه استفاده می شود!. " جیگساو " شخصیتی که تکه کلامش هم " می خوام یکم بازی کنم " است، در سالهای اخیر ( بخصوص در ایران ) محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرده است ،

د

علی رغم اینکه این انسان قتل های بسیار فجیعی را سازماندهی می کند اما طرفدارانش عاشق او هستند!. این قاتل هیچ وقت خشونتی در چهره اش نداشته است و اگر چهره او را ببینید شما هم فکر می کنید که او بی آزار است! اما می توان نام او را در راس خشن ترین شخصیت فیلم در این دهه ( 2000- 2010 ) قرار داد. از من به شما نصیحت ، بجای اینکه بنشینید و سری فیلمهای اره را نگاه کنید ، یاد بگیرید که بهتر دیگران را دوست داشته باشید یا اینکه مفید باشید!. اینکه گفته می شود سینما جای نشان دادن تفاوتها و سلیقه های مختلف است را قبول دارم اما کدام آدم سالمی از دیدن افتادن یک خانم در چاله ای پر از سرنگ ( آمپول ) لذت می برد؟!
شوالیه تاریکی - هیث لیجر : متاسفانه آنقدر عمر نکرد تا ببیند امروز چقدر طرفدار برایش پیدا شده است. " لیجر " بازیگری بود که او را همواره با فیلمهای درام می شناختیم اما بازی در نقش سنگینی مثل جوکر نیازمند کار بسیار دقیقی بود که او در این زمینه عالی کار کرد.



برخلاف شخصیت های منفی فیلمها او اصلا قصد آزار رساندن به دشمنش یا انتقام از دیگران نبود، بلکه هدف او ایجاد هرج و مرج و ناآرامی بدون دلیل بود چون واقعا از هرج و مرج لذت می برد! جوکری که " لیجر " آن را ایفا کرد را حتی می توان به نوعی جذاب تر از شخصیت خود بتمن دانست!. متاسفانه " لیجر " بعد از مدت کوتاهی از پایان فیلم از دنیا رفت تا شاهد اولین جوکری باشیم که دیگر در قید حیات نیست. او توانست برای بازی در این نقش اسکار بهترین بازیگری را بدست بیاورد که این جایزه توسط خانواده اش دریافت شد.



مظنونین همیشگی - کوین اسپیسی : کایزر شوزه خانواده من رو کشت ، کایزر شوزه خانواده خودش را به رگبار بست و.. " کایزر شوزه " شخصیتی بود که از ابتدا تا انتهای فیلم درباره آن صحبت می شد، راجر که پاهایش می لنگید و فردی ترسو بود تنها بازمانده این کشتار بود که پلیس بعد از نجات ، او را مورد بازجویی قرار داد تا متوجه شود این اتفاقات زیر سر چه کسی است. " مظنونین همیشگی " یکی از بهترین فیلمهایی است که شما می توانید در آن عاشق نقش منفی فیلم باشید.



" کوین اسپیسی " در یکی از بی نظیرترین هنرنمایی های دوران بازیگری اش چنان شخصیت راجر را بی عرضه نشان می دهد که ناخواسته تماشاگر هم برای او دل می سوزاند. همین که هیچ وقت او را جدی نمی گرفته اند چون پایش لنگ می زد، یا اینکه ساکت و آرام تر از همه اعضای گروه بود پلیس ها را متقاعد کرده بود که او بی آزار است اما... . فیلمنامه بسیار قوی " کریستوفر مک کوری " و کارگردانی بی نقش " بریان سنگر " توانست این فیلم را به یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما تبدیل کند که نقش منفی اش واقعا دوست داشتنی و باکلاس است." اسپیسی " برای ایفای نقش در این فیلم موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگری شد



میثم کریمی
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-08-2010, 12:22 PM   #89
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

بازیگرانی که اسکار موجب پیشرفت انها نشد!

نخستين و معروفترين بازيگري كه نام او در اين فهرست به چشم مي‌خورد كوين كاستنر است. اين بازيگر تواناي هاليوودي در سال 1990 ميلادي موفق به دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش اول مرد براي بازي در فيلم سينمايي...


بازيگراني كه اسكار موجب پيشرفت آنها نشد!!
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان کوین کاستنر، هالی بری، آدرین برودی، روبرتو بنینی، کیم باسینگر، هلن هانت، میرا سیروینو و کوبا گودین جونیور از زمان دریافت جایزه اسکار تا به امروز در آثار خود پیشرفت نداشته اند.
بسیاری از کارشناسان و منتقدان سینمایی بر این باورند که برخی از بازیگران مانند کوین کاستنر، هال بری، آدرین برودی، روبرتو بنینی کیم باسینگر، هلن هانت، میرا سیروینو و کوبا گودین جونیور که تا به امروز در مراسم سالیانه اسکار جایزه بهترین بازیگر را دریافت کرده اند پس از کسب این جایزه مهم سینمایی نتواستند به پیشرفت خود در حوزه بازیگری ادامه دهند.
بنابر پایگاه اطلاع رسانی هالیوود، نخستین و معروفترین بازیگری که نام او در این فهرست به چشم می خورد کوین کاستنر است. این بازیگر توانای هالیوودی در سال 1990 میلادی موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم سینمایی "رقصنده با گرگها" (Dance With Wolves) شده است. با دریافت این جایزه معتبر بسیاری از طرفداران او امیدوار شدند که کاستنر با بازی های خوب بتواند دوباره این جایزه را از آن خود کند، اما با وجود اینکه او در فیلم های خوبی مانند "پستچی" (The postman)، "رابین هوود" (Robin Hood)، "بادیگارد" (The Bodyguard) ایفای نقش کرد، ولی هیچگاه نتوانست دوباره برای دریافت جایزه اسکار در این مراسم حاضر شود.
هال بری نیز در سال 2001 میلادی برای بازی در فیلم "ضیافت هیولا" (Monster`s Ball) توانست جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کند. این جایزه مهم نه تنها موجب پیشرفت در بازی او نشد، بلکه پس از سه سال این بازیگر آفریقایی – آمریکایی با بازی در فیلم سینمایی "گربه زن" (Cat Woman) جایزه بدترین بازیگر را به خود اختصاص داد.
در مراسم اسکار سال 2002 میلادی بود که بازیگر جوانی به نام آدرین برودی توانست برای بازی در فیلم "پیانیست" (The Pianist) جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به خود اختصاص دهد. پس از "پیانیست" برودی در فیلم هایی مانند "ژاکت" (The Jacket) و "دهکده" (The Village) نیز به خوبی ایفای نقش کرد، اما تا به امروز برای دومین بار نتوانست جایزه اسکار دریافت کند.
روبرتو بنیگنی ایتالیایی نیز که در سال 1998 برای بازی در فیلم "زندگی زیباست" (Life Is Beautiful) با پشت سرگذاشتن رقیبانی مانند تام هنکس و اد نورتون جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را در آن سال دریافت کرد، دیگر نتوانست با بازی در فیلم های معروف ایتالیایی برای کسب اسکار به این مراسم راه یابد.
کیم باسینگر و هلن هانت نیز از جمله بازیگرانی بودند که که پس از دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر زن پس از آن سال نام آنها دیگر در مراسم های معتبر سینمایی شنیده نشد.
کیم باسینگر در سال 1997 میلادی برای بازی در فیلم سینمایی "پرونده محرمانه لوس آنجلس" (L.A. Confidential) برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد و هلن هانت نیز برای بازی در فیلم "بهترین شکل ممکن" (As Good As It Gets) در سال 1997 جایزه اسکار دریافت کرد.
از دیگر بازیگرانی که نام آنها در این فهرست به چشم می خورد نیز میرا سیروینو و کوبا گودینگ جونیور را می توان نام برد که برای بازی در فیلم های "الهه نیرومند" (Mighty Aphrodite) و "جری مگوایر" (Jerry MacGuire) به ترتیب در سال های 1995 و 1996 میلادی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن و مرد را دریافت کردند.

منبع : filmnews
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-08-2010, 12:37 PM   #90
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

دترين و (البته به يادماندني‌ترين) مادران هاليوود!! (+عكس)
ويولا فيلدز مادر بي فكري بود كه از هيچ تلاشي براي اذيت كردن نامزد پسرش فروگذاري نمي‌كرد و حتي روز ازدواجشان نيز...


بدترين و (البته به يادماندني ترين) مادران هاليوود!! (+عكس)
آنها کسانی هستند که ما بیشتر از هرکس دیگری در جهان دوستشان داریم.. بله مادر کلمه ای است مقدس که از بدو تولد اولین آشنایی مان با اوست.
فیلم های خیلی زیادی حول و حوش مادران می چرخد. در بسیاری از این فیلم ها نمایش عشق و فداکاری، ایثار، مهربانی و توجه آنها مد نظر بوده است. اما همیشه هم اینگونه نیست در بعضی از فیلم ها هم مادرانی دیده ایم که با آنها موافق نبودیم. آنها دیگر نمونه مادر فداکار و مهربان نیستند و به فرزندانشان بی توجهی می کنند.
در اینجا لیست 10 مادر بد تاریخ سینمای هالیوود را آورده ایم...
جینی استیفلر در امریکن پای (1999)
اگر شما هم او را دیده باشید حتما با ما هم عقیده اید که مادر بسیار بدی است و هیچکس دلش نمی خواهد مادری شبیه به او داشته باشد!! او نمونه کامل یک مادر غیرقابل درک بود که حتی در از راه به در بردن دوست پسر جوانش به خود هیچ تردیدی راه نمی داد! او وقتی که پسرش به همراه دوستانش در مهمانی بود دوست پسرش را اغوا کرد.
مارگارت وایت در کری (1976)
مادر کری اسمش مارگارت بود او به دخترش یاد می داد به سمت مردان و دیگر اعمال گناه آلود برود.. مارگارت حتی وقتی دخترش توانایی های فراطبیعی خودش را نشان داد برای به قتل رساندن او تلاش کرد.
کیت مک کالیستر در تنها در خانه 1 (1990)
مادری که برای مسافرت همه چیز را بسته بندی کرده بود و هیچ چیز را از قلم نینداخته بود پسرش را که شب قبل از مسافرت در اتاق زیر شیروانی زندانی شده بود فراموش کرد. اگر بخواهیم غریزه مادرانه را در نظر بگیریم این کار غیرقابل بخشش است. حتی اگر بفهمیم که او برای برگشتن به خانه با ناملایمات می جنگد باز هم نمی توانیم ستایشش کنیم چرا که پسرش کوین که شب کریمسس در خانه تنها مانده سعی می کند خانه را از دست دزدها نجات دهد.
خانم بیتس در روانی (1960)
مادر ستمگری که که اغلب اوقات روی اعصاب پسر جوانش «نورمن بیتس» راه می رفت. او با کشتن مادرش تلاش کرد به کارهایش پایان دهد و بعد خود سهم قربانی گناهانش شد. او سپس با مهارت هایی که در زمینه تاکسی درمی داشت سعی کرد که جسدش را حفظ کند تا این اعتقاد را د ر باورش زنده نگه دارد که مادرش هنوز زنده است.
بورلی ساتفین در مادر سریالی (1994)
وقتیکه او قصد کشتن مردم را داشت خیلی سخت است او را مادر هیولا بنامیم. قربانیان خشم او کسانی بودند که که به کار بچه های او دخالت می کردند و می خواستند به روش زندگی او واقف شوند. با این حال او هم خرابی هایی به بار آورد و این از جانب یک مادر غیر قابل بخشش است.
ویولا فیلدز در مادرشوهر هیولا (2005)
باوجوداینکه این فیلم کمدی رمانتیک بود ولی مادرشوهر فیلم که صحنه های طنز را نیز بازی می کرد یکی از بدترین مادرانی بود که با پسرش کوین بدرفتاری می کرد. ویولا فیلدز مادر بی فکری بود که از هیچ تلاشی برای اذیت کردن نامزد پسرش فروگذاری نمی کرد و حتی روز ازدواجشان نیز دست از کارهایش نکشید.
جوان کراوفورد در عزیزترین مادر (1981)
این فیلم از روی زندگی واقعی داستانی نوشته کریستینا کراوفورد ساخته شد، این داستان نیز اقتباسی از زندگی دختر بازیگرش یعنی جوان کراوفورد بود. کریستینا در کتابش ادعا می کند وقتیکه جوان کراوفورد درگیر اعتیاد به الکل و کارهای بازیگری اش بوده او هم که درگیر حمایت از هر 4 فرزندش بوده به حقوقش تجاوز شده است. او یک بار هم نزدیک بود دخترش را خفه کرده و به قتل برساند.
نامادری در سیندرلا
او نمونه کاملی از نامادری شریر و سنگدل با رفتارهای ظالمانه است. او همه گونه تلاش می کند برای اذیت کردن و خوار شمردن دختر شوهرش با بازی (هیلاری داف) توطئه و برنامه ریزی کند. او زیرکانه نقشه می کشد که سیندرلای زیبا را تبدیل به خدمتکار دو دختر زشت خودش کند. و بالاخره این جنایتها با از راه رسیدن شاهزاده و خوشبخت شدن سیندرلا به پایان می رسد.
ما فراتلی در The Goonies سال 1985
این اسم نشانه سلطه و تحکم وحشتناک در خانواده فراتلی است. او فرزندان دربند خودش را می ترساند و شکنجه می کرد...
لیندا گاردنر در «در جستجوی خوشبختی» (2006)
وقتی که مادری ظالم و سختگیر است شما می توانید او را مادر بدی بدانید. اما وقتی او به شما لبخند بزند و با دوز و کلک بهتان ضربه زده و از زندگی تان خارج شود چه می توانید بگویید...
باز هم چیزی نمی توانید بگویید جز اینکه او هم جزو یکی از بدترین مادران است. در این فیلم لیندا برای رسیدن به پول و خوشبختی شوهر و پسر کوچکش را ترک می کند در حالیکه این دو در فقر و بدبختی هستند و باید به خودشان تکیه کنند.
در آخر می گوییم که نباید فراموش کنیم مادران گنجینه های این زمین هستند و این مطلب قصد سرگرم کردن شما و یادآوری مادران ظالم و سنگدل فیلم ها را داشت.

منبع : سایت سیمرغ - مریم محبعلی نژاد
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-11-2010, 08:05 AM   #91
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

بهترین گریم های تاریخ سینما ی جهان (عکس)
Brad Pitt – The Curious Case of Benjamin Button






Charlize Theron – Monster




Christian Bale - The Machinist






Eddie Murphy - Norbit




Emma Thompson – Nanny McPhee






Eric Stoltz – Mask






Gwenyth Paltrow – Shallow Hal




Heath Ledger – Batman: The Dark Knight






Jim Carrey – The Grinch Who Stole Christmas






John Leguizamo - Spawn






John Travolta – Hairspray






Mike Myers – The Cat in the Hat







Robin Willimas – Mrs. Doubtfire




Ron Pearlman – Hell Boy

سایز تصویر به صورت خودکار تغییر یافت . با کلیک در این قسمت میتوانید اندازه واقعی آنرا مشاهده نمایید . اندازه واقعی عکس 650x455 پیکسل


Tom Cruise – Tropic Thunder






Vincent D' Onofrio - Men in Black




__________________
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-13-2010, 12:01 AM   #92
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

به گزارش آخرین نیوز،بارها از ستارگان‌ ها‌لیوود خواسته شده که برای بازی در بعضی فیلم‌ها‌ ظاهر خود را تغییر دهند، اما گاهی اوقات آنها حتی فراتر از وظیفه خود عمل می‌کنند. نمونه‌ها‌ی جالب تغییر شکل بازیگران‌ ها‌لیوود را ببینید.

1. جانی دپ- آلیس در سرزمین عجایب



جانی دپ مجبور بود روزی سه ساعت به صورت ثابت روی صندلی گریم بنشیند تا آرایش عجیبی که در فیلم آلیس در سرزمین عجایب داشت روی صورتش انجام شود.


2. ربکا رومجین- ایکس من و ایکس من 2



اینکه یک نفر کاملا شکل و شمایلش را تغییر دهد و از نوک پا تا سر با رنگ آبی نقاشی شود برای مدل سابق ویکتوریا سکرت یعنی «ربکا رومجین» کار راحتی نبود. این کاری نیست که بقیه مدل‌ها‌ انجام دهند.


3. براد پیت- مورد عجیب بنجامین باتن



در این فیلم انگار مجسمه هشتاد سالگی براد پیت را ساخته باشند بعد هم یکی دیگر در سن 70 سالگی و دوباره یکی دیگر در سن 60 سالگی و الی آخر تا سال‌ها‌ی عمر یک مرد را به خوبی نمایش دهند. در این فیلم براد پیت حسابی خودش را به دست گریمورها سپرد.


4. جیم کری- How the Grinch Stole Christmas



او مجبور بود روزی 4 ساعت روی صندلی آرایشگران خم به ابرو نیاورد! و این برنامه برای مدت 5 ماه تکرار می‌شد. اما می‌دانیم وقتی این فیلم به نمایش درآمد همه را هیجان زده کرد.


5. ران پرلمن- پسر جهنمی



جیک گاربر هنرمند آرایشگر توضیح می‌دهد که که آرایش پرلمن در این فیلم تشکیل شده بود از تکه‌ها‌ی فوم اعضای مصنوعی، شامل یک پوشش برای فرق سر و یک پوشش برای کل صورت که کل صورت به جز لب پایینی را می‌پوشاند.


6. بنسیو دل تورو- مرد گرگی



تبدیل کردن بنسیو دل تو رو به مرد گرگی با استفاده از جزئیات ترسناک کار ریک بیکر هنرمندی است که شش بار برنده اسکار شده است. او هر روز از موهای شل بر روی صورت بنسیو دل تورو استفاده می‌کرد و هر روز مجبور بود سه ساعت زمان صرف کند تا آن موها را از روی صورتش بردارد تا بتواند برای فیلم آماده شود.


7. رابین ویلیامز- خانم دابت فایر



خانم دابت فایر نام فیلم کمدی آمریکایی در سال 1993 با هنرنمایی رابین ویلیامزاست. او در این فیلم نقش پیرزن 60 ساله ای را بازی می‌کند. تغییر چهره و شخصیت ویلیامز در قالب یک فرد دیگر 4 تا ساعت در روز زمان می‌طلبید. اما در پایان آکادمی ‌اسکار با دادن جایز بهترین آرایش جواب این زحمات را داد.


8. مارلون و شاون وایانس- بچه‌ها‌ی سفید



تغییر شکل دو برادر آمریکایی- آفریقایی مارلون و شاون وایانس به شکل دو زن بلوند چشم آبی در کمدی «بچه‌ها‌ی سفید» سال 2004 فوق العاده جالب بود. آرایشگران برای هر بازیگر در روز بیش از 4 ساعت زمان می‌گذاشتند. این پروسه بسیار طولانی و ‌پرزحمت بود و گچ‌ها‌ی زیادی هم برای مالیدن روی صورت این دو برادر مصرف شد!


9. رالف فیینس- هری پاتر و جام آتش



رولینیگ «ولدمورت» را شیطانی‌ترین جادوگر در طول هزاران هزاران سال می‌داند. او با دقت شرح می‌دهد که او بیمار روانی خشمگین، عاری از واکنش‌ها‌ی انسانی نسبت به رنج‌ها‌ی مردم... گریم او روزی دو و نیم ساعت زمان می‌برد.


10. مایک مایرز- قدرت‌ها‌ی اوستین



با کمک هنرمند گریمور نامزد اسکار به نام میشل بروک و مایک اسمیتسون، چهره جالب و متفاوتی برای مایک مایرز در فیلم قدرت‌ها‌ی اوستین درست کردند!
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-15-2010, 12:08 AM   #93
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

جنجال برانگیزترین فیلم‌های تاریخ سینما!! (+عکس) فیلم پر از صحنه‌های مستهجن و بدون سانسور بود و همین موضوع نکته منفی‌ای بود که از ابتدا موج اعتراض‌ها را در پی داشت. بعد از نمایش فیلم، عوامل فیلم و کسانی که در آن شرکت داشتند تبدیل به...
فیلم‌های جنجالی و بحث برانگیز همیشه فیلم‌هایی هستند که مسائل جنسی، خشونت، مذهب، سیاست، همجنس بازی، نژادپرستی، مواد مخدر را به تصویر می‌کشند یا زبانی تند و یا وقیحانه دارند. این فیلم‌ها معمولا تابوها را شکسته و مثل فیلمهای معمولی عمل نمی‌کنند.
ما در اینجا تعداد بسیار کمی ‌از فیلم‌های جنجالی را آورده ایم و مطمئنا این لیست جامع نبوده و تعدادشان بسیار بیشتر است.


رمز داوینچی (2006)- ران‌هاوارد
بازیگران: تام هنکس، ادری تاتو، یان مک کلن

فیلمی‌ مذهبی بر اساس داستان افسانه ای پرفروش دن براون در مورد اعضای یک اجتماع پگانی و یک اجتماع کاتولیک زیرزمینی که سعی می‌کنند جلوی متخصص رمزشناس پلیس فرانسه و یک پرفسور رمزشناس را گرفته و اجازه ندهند آنها راز بزرگی که هزاران سال از جهان پنهان بوده را فاش کنند.
کلیسای کاتولیک روم این فیلم را به شدت کوبید و چندین اسقف خواستار تحریم این فیلم شدند. اعتراض‌های گسترده ای هم خارج از دنیای سینما وجود داشت. حتی زال‌ها هم به خاطر تصویری که از آنها در فیلم نشان داده شده بود،‌ دلخور شدند. این فیلم سال2006 دومین فیلم پرفروش در سراسر جهان شد.


یونایتد93- 2006- پل گرینگرس
بازیگران: جی جی جانسون، گری کاماک، پلی آدامز



این داستان کارکنان و مسافران پرواز United Flight 93،‌ که چهارمین هواپیمای سرقت شده بود که در 11/9 از Newark, NJ به سمت سان فرانسیسکو پرواز می‌کرد. حضور کارکنان هواپیمای FAA و افسران نظامی‌ که در این حادثه واقعی گرفتار شدند، باعث شد تا این حادثه سوژه فیلمی ‌شده که بازیگران نیز با هنرنمایی خود بسیار طبیعی بازی کردند.
باوجود اینکه فیلم با حساسیت فوق العاده ساخته شده و با احترام و ارزش گذاری کامل به قهرمانان بدون هیچ نظریه، برداشت‌های شخصی یا اضافات دیگر، هنوز این فیلم مورد نقدهای بسیار واقع می‌شود. کسانی بودند که فکر می‌کردند که فیلم نباید به این زودی (5 سال بعد از وقوع حادثه) ساخته می‌شد.

مصائب مسیح- 2004- مل گیبسون

بازیگران: جیمز کاویزل، مایا مورگنسترن، Christo Jivkov




ترس، امید، شهوت، اشک، و شگفتی‌هایی که این فیلم به تصویر کشید بسیار عظیم بود. تجربه برای تغییر روش زندگی که بر اساس این فیلم به وجود آمد نیز زیاد بود. این فیلم درباره زندگی مسیح و نمایش شهوانی رنج بردن‌هایش درطول 12 ساعت آخر زندگی بر روی کره زمین است. این فیلم به خاطر صحنه‌های خونین و زجرآور تصلیب عیسی مورد جنجال‌های فراوانی واقع شد. پیشوایان مذهبی نیز به خاطر تفسیر و تاویل کاتولیکی انجیل دلخور شده و یهودیان فیلم را ضدیهودی نامیده و اعتقاد داشتند یهودیان در مرگ عیسی مسیح مقصر شناخته شده اند. گیبسون اعتراف کرد که قصد داشته مردم را به شدت متعجب کرده و بهشان فیلمی ‌را نشان دهد که ارزش قربانی و جانبازی‌های عظیم را درک کنند. و بالاخره گفت که این فیلم تمام قواعد را می‌شکند و بزرگترین فیلم مستقل تمام دوران خواهد بود.

فارنهایت 9/11- مایکل مور
بازیگران: بن افلک، استیو واندر

این فیلم جنجالی بوش رئیس جمهور آمریکا را به سخره گرفته و دست می‌اندازد. نقادان فیلم اعتقاد داشتند این فیلم باعث تضعیف روحیه مردم کشور شده و بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد؛ چرا که ایام انتخابات نزدیک بود. تعداد زیادی از گروه‌های محافظه کار از سالن‌های سینما خواستند که فیلم را اکران نکنند. کمپانی دیسنی احساس کرد این فیلم مشتریانش را منحرف می‌کند و بنابراین تصمیم گرفت فیلم را پخش نکند. این فیلم امتیاز برنده شدن در بالاترین جایزه به نام Palme D’or در جشنواره کن بود. همچنین رکورد فروش را در تعطیلات آخر بعد از اکران را شکست.


دوگما (عقیده تعصب آمیز مذهبی)- 1999- کوین اسمیت


بازیگران: بن افلک، مت دیمون، لیندا فیورنتینو



کارگردان و نویسنده این فیلم کمدی فانتزی به خاطر موضوع اصلی فیلم که گفته می‌شد توهینی به کلیسای کاتولیک محسوب می‌شود، در مرکز جنجال‌ها واقع شد. این فیلم درباره دو فرشته خارج شده از بهشت به نام‌های لاکی و باتل بای و روششان برای بازگشتن به بهشت به واسطه راه گریزشان از اعتقادات تعصب آمیز کلیسای کاتولیک است. این فیلم در حالی مورد جنجال واقع شد که نشان می‌داد خداوند عاری از خطا نیست و نیز پیام هایی ضد مسیحی نیز برای بیندگان داشت که این از سوی پیشوایان مذهبی مورد قبول واقع نشد. خیلی‌ها نتواستند دگرگونی‌ها و تغییر شکلهایی که دراین فیلم در مورد خداوند شکل گرفته بود را هضم کنند، دگرگونی‌هایی از خدای مردانه تا خدای زنانه و بازیگوش. سازنده‌های فیلم گفتند که بیش از 300.000 میل‌هایی حاوی ابراز نفرت و تهدید به مرگ دریافت کردند.


استیگماتا- 1999- روبرت وین رایت
بازیگران: پاتریشیا آرگوته و گابریل بارنه

محور اصلی فیلم در مورد آرایشگر منکر خداوند است که می‌خواهد stigmata واقعی را نشان دهد. کشیش واتیکان قدرتمندی برای کشتن این آرایشگر تلاش می‌کند. این فیلم وقتی نمایش داده شد خیلی سر و صدا کرد، زیرا که مرد روحانی ارشد واتیکان را فرد بی رحمی ‌نشان می‌داد که سعی در کشتن آرایشگر بی دین دارد. این فیلم در هفته اول فروش 183 میلیون دلار در گیشه سود برد.


بچه‌ها- 1995- لاری کلارک

بازیگران: لئو فیتزپاتریک، سارا آندرسن، جاستین پیرس

این درام در سال 1995 یک روز از زندگی چند نوجوان اهل نیویورک را به نمایش گذاشت. در فیلم یک نوجوان بی بند و بار ناقل ویروس ایدز شروع به برقراری رابطه جنسی با تعداد زیادی دختران باکره و نیز یک دختر هم محلی می‌کند که ویروس ایدز به این دختر منتقل می‌شود. برخی از مردم اظهار داشتند که این فیلم پنجره ای است به روی بدترین ترس‌هایشان درمورد آنچه بچه‌هایشان در بیرون از خانه و وقتی آنها حضور ندارند انجام می‌دهند. باوجود این آنچه در این فیلم بیشتر محل دعوا و منازعه بود مربوط می‌شد به نمایش رفتارهای بی بندو بارانه‌ به سمت مسائل جنسی و نمایش و نیز کفرگویی، استفاده جوانان از الکل، تنباکو، ماری جوانا، مشروبات الکلی و خلسه ناشی از مواد مخدر. وبالاخره رابطه والدین و طرز تربیت انها را نیز فوق العاده بد به تصویر می‌کشید..


قاتلین بالفطره- 1994- الیور استون
بازیگران: آنتونی کوئین، آیرنه پاپاس، مایکل آنسارا

خیلی‌ها این فیلم را که جامعه بی اخلاق و فاسد که قاتلین سریالی را تبدیل به شمایل و واسطه فرهنگی کرده بود، بهترین فیلم دهه 90 نامیدند. بازیگران فیلم انقدر منفی بودند که نه تنها به خاطر عشق و شهوت آدم می‌کشتند، بلکه برای سرگرمی ‌نیز دست به قتل می‌زدند. آنها در طول سه هفته به کشت وکشتار ادامه داده و یکبار بعد از دستگیریشان هم تبدیل به آدمهای معروف و محبوب مردم شدند. برای همین می‌گوییم که فیلم به دید رسانه ای و احساساتی ما حتی به جنایتکاران جامعه مان نیز نگاه عمیقی دارد. صحنه‌های این فیلم بیش از اندازه واضح، به شدت تند و تیز و مشوش کننده بود. در انگلستان فیلم با تاخیر به نمایش درآمد، چراکه فیلم الهام گرفته از تیراندازی‌های مشابه در آمریکا بود، مثل نمونه کشتار دبیرستان Columbine.


JFK- 1991- الیور استون
بازیگران: کوین کاستنر، کوین بیکون، تامی‌لی جونز، لاری متکالف، گری الدمن


در این فیلم الیور استون پرونده‌های مربوط به قتل جان اف کندی را بازمی‌گشاید. او ين واقعيت را افشا مي كند كه امكان ترور كندي به دست افراد تندرو سياست آمريكا تا چه حد زياد بوده است. فیلم قصد داشت نشان دهد که ترور کندی تنها یک عمل حزب مارکسیست نبود، بلکه نتیجه دسیسه چینی‌های جناح راست هم می‌شد. فیلم مضامین زیادی در مورد خلاف کاری‌های دولت و اظهارات و شهادت‌های تعداد زیادی از اشخاص را در برداشت. فیلم از همان زمان ساخت مورد دعوا و منازعه بود. رسانه‌های گروهی استون را مقصر می‌دانستند و روزنامه‌های آمریکا هم مقاله‌هایی زیادی در انتقاد از کارگردان می‌نوشتند.


Cannibal Holocaust- 1980- روگرو داوداتو
بازیگران: رابرت کِرمن، فرانسسا کیاردی، پری پیرکانن


Cannibal Holocaust داستان یک فیلم ساز را روایت می‌کند که در حین جمع کردن مدارک در مورد آخرین قبیله‌های زنده آدم خواران، ناپدید می‌شود. وقتی که فیلم برای اولین بار نمایش داده شد طوفان عظیمی‌به راه انداخت؛ چراکه فیلم فوق العاده واضح، خشن، وحشی و آنقدر واقعی بود که مردم فکر می‌کردند این حادثه واقعا اتفاق افتاده و بنابراین فیلم در کشورهای زیادی قدغن شد. برخی از صحنه‌های خشن شامل، اخته کردن، خوردن دل و روده، سقط جنین اجباری، چندین مورد ذبح حیوانات، تجاور جنسی‌های گروهی، به میخ کشیدن یک زن روی یک دیرک و ضربه زدن با پتک به همدیگر... بود. کارگردان فیلم به جرم آدم کشی به زندان افتاد و بعدها مجبور شد ثابت کند که درواقع هیچ کس را نکشته است! باوجود این در بخشی از فیلم حیوانات واقعی کشته شده بودند. این فیلم تا 5 سال اجازه نمایش نداشت و پس از آن هم تا 20 سال در انگلیس و کشورهای زیادی ممنوع بود.


پیغام- 1967- مصطفی عقاد
بازیگران، آنتونی کوئین، ایرنه پاپاس، مایکل فانسارا

نام اصلی این فیلم «محمد رسول الله» بود. فیلم مکه قرن هفتم را نشان می‌داد و تاریخچه شروع اسلام و شرح زندگی حضرت محمد (ص) بود. مشکلات از وقتی شروع شد که شایعه ای مبنی بر اینکه Peter O’Tooleو Charlton Heston نقش‌های اصلی را بازی خواهند کرد. دعوا و آشوب‌های خونین را در طول دو روز به همراه داشت. حتی پادشاه عربستان سعودی که قرار بود 60 میلیون دلار برای ساخت فیلم کمک کند از تصمیمش انصراف داد و حتی اجازه ساختن این فیلم را در شهر مکه و مدینه نداد. بنابراین عقاد مجبور شد برای ادامه فیلم به موروکو برود و از جانب Colonel Muammar al-Qaddafi رهبر لیبی نیز کمک‌های مالی دریافت کرد. به دلیل اینکه برخی از گروه‌های مسلمان عنوان فیلم را توهینی به اسلام می‌دانستند اسم فیلم تبدیل به «پیغام» شد، عنوان قبلی در اکثر کشورهای عربی ممنوع شده بود.


جن گیر- 1973- ویلیام فردکین
الن بورستین، ماکس وان سیدو، لی جی. کاب

ساخت این فیلم متفاوت جنجال‌های فراوانی در پی داشت. فیلم اقتباسی از کتاب ولیام پیتر بلاتی، داستان واقعی پسری 13 ساله اهل مریلند، بود. این فیلک یکی از ترسناک ترین، هیجان انگیزترین و دلهره آورترین فیلم‌هایی است که تابحال ساخته شده و یکی از متفاوت ترین فیلم‌های زمان خودش نیز بود. زمان اولین نمایش این فیلم 9 نفر از عوامل فیلم جانشان را از دست دادند. فیلم حول موضوع جن گیری یک دختر کوچک و تلاش‌های مادرش برای بازگرداندن دخترش به زندگی با کمک دو کشیش می‌چرخید. نمایش تصویرهایی مثل استفراغ‌های سبز رنگ، خودزنی، بی حرمتی به صلیب مسیح از مواردی بود که مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفت. نمایش این فیلم تا 15 سال در انگستان ممنوع اعلام شد.
و بالاخره جایزه اسکار بهترین صداگذاری و بهترین نمایشنامه از آن جن گیر شد.


Deep Throat- 1972- گرارد دامیانو
بازیگران: هری ریمز، لیندا لاولیس، دالی شارپ، کارول کونورس
فیلم ترسیم ساده ای است از زنی درگیر با مشکل ناتوانی جنسی؛ زنی که می‌خواست درحین رابطه جنسی صدای زنگ‌ها را بشنود و توصیه‌های دکترش را به کار ببندد. فیلم پر از صحنه‌های مستهجن و بدون سانسور بود و همین موضوع نکته منفی ای بود که از ابتدا موج اعتراض‌ها را در پی داشت. بعد از نمایش فیلم، عوامل فیلم و کسانی که در آن شرکت داشتند تبدیل به مرکز اصلی یک جنگ فرهنگی شدند. نمایش فیلم به خاطر داشتن صحنه‌های نامناسب در بسیاری از اماکن ممنوع شد. یکی از بازیگران به نام «هری ریمز» نیز به اتهام بازی کردن در صحنه‌های وقیح فیلم تحت پیگرد قانونی قرار گرفت. فیلم در انگلیس جزو فیلم‌های ممنوعه بود. و بالاخره در سال 2000 اجازه داده شد دی وی دی‌های فیلم آن هم فقط در مغازه‌های «فروش محصولات جنسی» به فروش برسد. البته این فیلم تاثیر زیادی روی فرهنگ آمریکا داشت.


پرتقال کوکی- 1971- استنلی کوبریک
مالکولم مک داویل، پاتریک مگی، مایکل بیتس

این فیلم علمی‌ تخیلی، فیلمی ‌طعنه آمیز و نمایش دهنده بزهکاری نوجوانان و اقتباسی از رمان آنتونی برگس است. فیلم داستان زندگی نوجوانی به نام الکس را روایت می‌کند که از شدت خشونت‌های بی حد و تجاوز به عنف تفنگ به دست می‌گیرد.... او برای یک آزمایش رفتارگرای داوطلب می‌شود و از توانایی اش برای رویارویی با شیطان بهره گرفته و به سمت بی پناهان جهان بازگشته و تبدیل می‌شود به یک قربانی برای قربانیان پیشین خودش.
جنجال‌های زیادی این درخصوص این فیلم و بیشتر از جانب گروه‌های مذهبی مطرح شد و دلیلش نیز نمایش پرزرق و برق خشونت و مفاهیم جنسی بود. فمنیست‌ها از برخی صحنه‌ها دلخور شدند- مثل صحنه تجاوز جنسی طولانی مدت در فیلم و نشان دادن زنان در صحنه‌های مستهجن و استفاده ابزاری از آنان. در بریتانیا به دلیل انتقادها از سوی دادگاه‌ها و رسانه‌ها یک سال بعد از نمایش فیلم از دسترس عموم جمع شد و تنها سال 2000 بعد از مرگ کارگردان دوباره به بازار آمد.


شیاطین- 1971- کن راسل
بازیگران: الیور رید و وانزا ردگریو

داستان فیلم در شهر لندن و سال 1634 اتفاق می‌افتد و اقتباس ضعیفی از «شیاطین لندن» آلدوس هوکسلی است. موضوع فیلم داستان کشیشی فرانسوی به نام در قرن 17 را روایت می‌کند و در مورد رابطه‌های جنسی اش، مذهب و نظریات سیاسی اش که باعث می‌شود دشمنان زیادی داشته باشد. با تکیه بر این دعوی‌ها بر ضد وی، راهبه‌ها مراسم میگساری را در کلیسا اجرا می‌کرده و همین منجر به محکومیت کشیش شد و بالاخره او را زنده زنده به میخ کشانده و سوزاندند. این فیلم هم به خاطر کفرگویی و توهین به مقدسات جنجالی و مورد اعتراض واقع شد. و البته فیلم مسائل مربوط به ممیزی در تمام کشورها را مورد بررسی قرار داده بود. فیلم بعد از نمایش موجبات عصبانیت و برانگیخته شدن مسیحیان و برخی از بیننده‌ها را فراهم آورد.

بانی و کلاید- 1967- آرتور پن
بازیگران: وانر بیوتی، فای دوناوی، مایکل جی. پولارد



این فیلم اقتباس ضعیفی از رفتارهای حقیقی کلاید بارو و بانی پارکر در دهه 30 است. بانی و کلاید در جستجوی ماجراجویی بودند و با جنایتهای افسانه‌های خود معروف شدند. جوانان جنبش ضدفرهنگی در دهه 60 با این نوع تمرد و سرکشی و شخصیتهای سمپاتیک شناخته می‌شدند. با این حال به دلیل نشان دادن خشونت و بزهکاری دو بازیگر اصلی، این فیلم هم تاحدودی جنجال در پی داشت. چراکه ترکیبی از میل جنسی و خشونت، مخلوطی از طنز و آدم کشی به عنوان بی‌حرمتی‌هایی تحسین شده در فیلم نشان داده شد. حتی بعضی از افراد گفتند آرتور پن فیلم را به عنوان ابراز نارضایتی خودش از مردم و کشورش ساخته است. منتقدان روزنامه‌ها واکنش‌های منفی‌ای به فیلم داشتند، اما فیلم توانست تحسین منتقدان را به دست آورده و برای 10 جایزه اسکار نامزد شود.

Baby Doll- 1956- الیا کازان
بازیگران: کارل مالدن، کارول بیکر، الی والاچ
فیلم Baby Doll در مورد دختر 19ساله زیبا و متاهلی است که در رختخواب بچه گانه می‌خوابد و انگشت شستش را می‌مکد، این زمانی اتفاق می‌افتد که شوهرش انتظار می‌کشد تا او به سن بیست سالگی رسیده تا بتواند به وصالش برسد. درضمن صاحبان فیلم برای جذب بیشتر مخاطب به هر حیله ای توسل جسته و تا حد امکان از صحنه‌های تحریک کننده در فیلم استفاده کردند. فیلم بعد از نمایش فورا و به شدت مورد اعتراض واقع شد و به اشاعه فساد محکوم شد. نقدهای بسیار منفی در مورد فیلم گفته شد؛ تا جایی که 70 درصد از سینماها فیلم را از روی پرده برداشتند. حتی بعضی منتقدان فیلم را در رده فیلمهای پورنوگرافی قرار دادند.


پیروزی اراده- 1935- لنی ریفنشتال
بازیگران: آدولف هیتلر، هرمان گورینگ، ماکس آمان، مارتین بورمان، والتر باخ

این فیلم مخوف ترین فیلم جنجالی تمام دوران‌ها نامیده شده و تا چندیدن سال ممنوع بود. فیلم درمورد کنگره حزب نازی در سال 1934 در نورنبرگ است و رهبر نازی‌ها یعنی آدولف هیتلر دستور ساختش را داد. او سال 1934 از لنی ریفنشتال خواست به افتخار جشن شمشمین سالگرد کنگره حزب نازی در نورنبرگ فیلم را بسازد.
این فیلم هنوز هم قدرتمند ترین فیلم تبلیغاتی است که تاکنون ساخته شده است. بعد از جنگ متفقین مدت چهار سال کارگردان فیلم را به زندان انداختند.


تولد یک ملت- 1915- دی. دبلیو. گریفیث
بازیگران: لیلیان گیش، ماای مارش، هنری بی.والتال


این فیلم نمایش تلویزیونی و یا سینمایی نداشت. فیلم داستان زندگی دو خانواده سفید پوست را روایت می‌کند که به خاطر جنگ جهانی دوم از هم جدا شده و دوباره به یکدیگر می‌پیوندند. این فیلم از نظر نماهای بیرونی، عکاسی در شب، و تصویربرداری‌های پانورامیک قابل تحسین است، اما به خاطر تبعیض نژادی عجیب و غریبش به شدت مورد انتقاد و اعتراض واقع شد و نیز نمایش زشت و تبهکارانه سیاه پوستان به عنوان انسانهای حیوان سفت و جاهل و موافق بودن با سیستم برده داری. این فیلم آشوب‌ها و فتنه‌های زیادی به همراه داشت و سالهای زیادی ممنوع بود. مخالفان دوباره سال 1993 وقتی فیلم به عنوان 100 فیلم برتر آمریکایی در نظر سنجی انتخاب شد، سر به طغیان نهادند.
البته در طول زمان ارزش‌ها نیز تغییر می‌کنند و موضوعی که قبلا ما را بسیار متعجب می‌کرد شاید الان ابدا تاثیری رویمان نگذارد. اما این کارگردانان و فیلم سازان کسانی بودند که در مقابل تمام اعتراض‌ها ایستادند تا بتوانند افکار خودشان چه درست چه غلط را برای همیشه زنده نگهدارند.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-18-2010, 11:41 AM   #94
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

بهترين فيلم جنايي تاريخ سينما به انتخاب گاردین
فيلم «محله چيني‌ها» اثر ماندگار «رومن پولانسکي» به عنوان بهترين فيلم جنايي تاريخ سينما انتخاب شد.

به گزارش ايسنا، روزنامه گاردبن در نظرسنجي از منتقدين فيلم اقدام به انتخاب بهترين فيلم‌هاي جنايي تمام ادوار سينما کرد که در اين فهرست فيلم «محله چيني ها» محصول سال 1974 به کارگرداني «رومن پولانسکي»، کارگردان لهستاني برنده نخل طلاي کن و جايزه اسکار در رتبه اول قرار دارد.

اين فيلم نامزد 11 جايزه اسکار بود که تنها در بخش بهترين فيلمنامه موفق به دريافت آن شد. اما در جوايز بافتا انگليس جايزه بهترين بازيگر مرد (جک نيکلسون)، کارگرداني و فيلمنامه را دريافت کرد.

«محله چيني‌ها» در سال 1975 جايزه بهترين فيلم جنايي را از جوايز ادگار آلن پو کسب کرد و در جوايز گلدن گلوب بهترين فيلم و بهترين کارگرداني را دريافت کرد.

پولانسکي با آخرين ساخته خود با نام «روح نگار» جايزه خرس نقره اي بهترين کارگرداني جشنواره برلين و بهترين فيلم سال جشنواره سن سباستين را کسب کرد.

پولانسکي اولين فيلم بلند خود را در سال 1962 با نام «چاقو در آب» ساخت. اين فيلم اولين اثر مهم سينماي لهستان بعد از جنگ جهاني دوم بود که موضوع غيرمرتبط با جنگ داشت. فيلمنامه اين اثر کمدي و روانشناسانه را «يرزي اسکوليموفسکي» و «پولانسکي» نوشتند که مورد تحسين منتقدان قرار گرفت. اين فيلم جايزه فيپرشي جشنواره ونيز را گرفت و نامزد جايزه اسکار بهترين فيلم غيرانگليسي شد. «چاقو در آب» تنها فيلم بلندي بود که «پولانسکي» در لهستان ساخت و در گيشه سينماها نيز فروش چشمگيري داشت.

دومين فيلم پولانسکي بانام «تنفر» در انگلستان ساخته شد. اين فيلم ترسناک که تأثيرگرفته از سبک آثار «آلفرد هيچکاک» و «لوئيس بونوئل» بود، اولين فيلم انگليسي زبان پولانسکي محسوب مي شد که موفق به کسب جايزه فيپرشي و جايزه خرس نقره اي جشنواره برلين شد.

در سال 1966، پولانسکي سومين فيلمش را با نام «بن بست» روانه سينما کرد. مضمون اصلي اين فيلم الهام گرفته از رمان «در انتظار گودو» نوشته «ساموئل بکت» و «جشن تولد» نوشته «هارولد پينتر» بود. اين فيلم جايزه خرس طلاي جشنواره برلين را براي «پولانسکي» به همراه آورد.

__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-16-2010, 11:18 AM   #95
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

بهترین فیلمها با موضوع زندگی افراد معروف


آیا " هیل ماری" كه تا آخرین نفس آرزو داشت در چهار سالگی از همه جلو بزند و در بازی‌ها برنده باشد یا معلم ریاضی دبیرستانی كه دانش آموزانش را در تکالیفشان راهنمایی می‌كرد، فیلم‌هایی هستند كه ما را کاملاً راضی می‌كنند؟ فیلم‌های زیر در گذر زمان به ما این را ثابت كرده اند (و تعداد زیادی جایزه اسكار نصیب خود كرده اند) با توانایی‌هایشان باعث شدند رویاهای ما جامعه عمل بپوشانند... و برندگان عبارتند از:


فارست گامپ، 1994
تام هنکس با بازی در قالب مردی ساده و بی تكلف با توان ذهنی پایین و به خاطر نقش تکان دهنده اش، برای دومین بار برنده جایزه اسكار می‌شود. او میلیاردر می‌شود، رؤسای جمهور و ستارگان موسیقی را ملاقات می‌كند، و ناخودآگاه باعث تغییر در فرهنگ عامه مردم می‌شود. "گامپ" در اصل، داستانی است كه زندگی را یك هدیه شگفت انگیز و گرانبها می‌پندارد و ارزش پنهان آن را برایمان آشكار می‌كند.


'In the Heat of the Night' ،1967
بازرس پلیس دعوت شده فیلادلفیا "ویرگیل تیبز"‌ (یعنی سیدنی پویتر)‌ در پرونده ای به پلیس شهر كمك كرد و آنها را در بررسی پرونده قتلی راهنمایی كرد. همچنانكه پلیس مخفی در این پرونده پیشرفت می‌كرد و به سرنخ‌هایی می‌رسید، هوش و درایت و حرفه ای بودن "تیبز" تبعیض نژادی را كه باعث فاصله بین این دو پلیس شده بود را از بین برد و منجر به یك رابطه دوستانه و همراه با احترام بین آنها شد. "هیت" همچنین جوایز بهترین عكس‌ها را هم از آن خود كرد.


رودی، 1993
"سین آستین" ( كه سالهای گذشته را به بطالت گذرانده بود) بازیكنی شد كه در فوتبال افتخاری تكل می‌زد و بعد هم توانست به دانشكده ای كه همیشه آرزویش را داشت وارد شود. این داستان واقعی، پایانی سوزناك دارد. جان فاوارو رنگ پریده سال‌های قبل اكنون با دوست خود مسابقه می‌دهد و در آخر او هم به رودی كمك كرد كه ستاره و قهرمان شود و حتی به مدرسه برود. این فیلم هیجان انگیز نشان دهنده این ضرب المثل قدیمی ‌است كه "برنده‌ها هیچ وقت تسلیم نمی‌شوند و تسلیم شوندگان هیچ وقت پیروز نمی‌شوند."!

آقای اسمیت به واشنگتن می‌رود، 1939
در روزگار سیاستمدارانی كه به نظر می‌رسید تنها برای سودجویی‌های شخصی به میدان سیاست آمده اند، در اخبار و وقایع تاریخ نام یك نفر درج شده كه واقعا برای انجام وظیفه آمد و می‌توان رهبری او را قابل ستایش خواند. او جیمی ‌استوارت بود كه به عنوان آخرین سناتور "جفرسون استوارت" خوانده می‌شد. شخص قابل اعتمادی كه فقط برای اینكه آرزوهای برباد رفته خود را ببیند، به واشنگتن مسافرت كرد؛ آرزوهایی كه به خاطر رشوه ای كه برخی مردان پول دوست گرفته بودند از بین رفته بود.
این فیلم می‌تواند یكی از بهترین فیلم‌های كارگردان بزرگ "فرانك كاپرا " به شمار بیاید.


خاطرات روزانه آنی فرانک، 1959
فیلم خاطرات نوجوانی است به نام "آنی فرانك" كه در زمان جنگ جهانی دوم با خانواده و سایر یهودیان در اتاقی مخفی واقع در آمستردام زندگی می‌كردند، در این خاطرات آنی از امیدها و آرزوها و امیال جوانی خود سخن می‌گوید و در طی این سال‌ها تحول شخصیتی خود را شاهد است. "خاطرات" به ما خوش بینی عمیقی را كه می‌تواند در وجود یك انسان وجود داشته باشد نشان می‌دهد كه در آن زمان به خاطر حضور گشتاپو در ظاهر افراد مشخص نبود. آنی می‌گوید: "من بر این باورم كه همه انسان‌ها با وجود بعضی دشمنی‌ها و عداوت‌ها، بدون استثنا همه در قلب شان مهربانی را احساس می‌كنند."


رستگاری "شاوشانک"، 1994
در سال 1947 اندی جفرسون (تیم رابینز) درحالیکه در تعقیب برای دستگیری دو قاتلی که به او سپرده شده بود شکست خورد، به زندان ایالتی شاو شانك فرستاده شد. نزدیك دو دهه از زندگی خویش را در آنجا سپری كرد و عجیب اینكه این مرد محبوب و شایسته دیگر نتوانست ماندن در آنجا را تاب بیاورد و این موضوع اصلا در زندگی مردم دیگر هیچ اهمیتی نداشت. اگر چه فیلم بیشتر بر نجات اندی جفرسون تاکید دارد اما نباید بازی زیبای "مورگان فریمن" را نادیده گرفت. او كه به عنوان دوست و خدمتكار با وفای اندی در فیلم حضور داشت با گفتار خیره كننده و جذابش ارزش این را دارد كه به توانایی بازیگری او اعتراف كنیم.

فیلادلفیا، 1993
‌بیمار مبتلا به ایدز "اندرو بكت" (تام هنكس) بعد از ضربه ظالمانه ای كه از شرکت حقوقی اش خورده بود، از كارمندانش برای این تبعیض شكایت كرد. حامی ‌ناموفق او (دنزل واشنگتن) وكیلی بود كه او هم زخم روحی بر تن داشت. فیلادلفیا خبر از تغییر و دگرگونی زلزله‌واری در‌ هالیوود سخن می‌گوید كه چگونه همجنس بازان را به تصویر می‌كشد. در آخر،‌ تام هنكس برنده جایزه اسكار شد و در مراسم سخنرانی همچنانكه به این مصیبت بزرگ جهانی (ایدز) اشاره می‌كرد گفت: "من معتقدم خیابان‌های بهشت پر از جمعیت فرشتگان است."

تیتانها را فراموش نکن، 2000
زمانیكه "هرمان بوون" (دنزل واشنگتن) سمت مربیگری فوتبال در دبیرستان ویرجینیا را بر عهده گرفت (در اوایل دهه 70)، دبیرستانی كه نشانه‌هایی از تبعیض نژادی در آن به چشم می‌خورد، مردم سفید پوست و سیاه پوست در کنار یکدیگر کاملا ناهماهنگ بودند. اما در لحظه حساسی كه Knute Rockne، برنده اول Gripper به التماس افتاد، تیم تبعیض نژادی را نادیده گرفتند و تبدیل به نفر اول مسابقات ایالتی شدند، و این باعث شد که اختلافات داخلی آنها تبدیل به قدرت شود.

فهرست شیندلرز، 1993
زمانیكه هلوكاست در اروپا بیداد می‌كرد، تاجر نازی تبدیل به شخص انسان دوستی شد. اسکار شیندلر (لیان نیلسون) سعی می‌كرد كه از کارگران کارخانه یهودی در برابر خطر نابودی محافظت کند. از طریق خط و نشان كشیدن و یا جادو و مهربانی كردن و توسط حسابدار با درایت (بن كینگزلی) به آنها كمك می‌كرد. شیندلر بالاخره موفق شد جان بیشتر از هزار نفر لهستانی یهودی را نجات دهد- تقریبا تنها لهستانی‌هایی كه از جنگ جهانی جان سالم بدر بردند. برنده بهترین تصاویر و كارگردانی "استیون اسپیلبرگ" كه جایزه اسكار را از آن خود كرد، این فیلم واقعی –اگر چه ناراحت كننده- نشان دهنده این ضرب المثل یهودی است: "او كسی است كه یك زندگی را نجات داد،‌ اما درنهایت تمام جهان را نجات داد."


راکی، 1976
راکی بالبوا (سیلور استالونه) برای تمام عمرش شانس آورد زمانیكه قهرمان سنگین وزن، آپولو کرید (كارل ویترز) این ایتالیایی قوی را برای بازی بعدی به عنوان حریف انتخاب كرد در واقع بهترین فرصت زندگی نصیبش شد! او فكر می‌كرد كه رقیبش شبیه یك كیسه بوكس ثابت است. بله درسته! اگر چه مسابقه‌های خیلی زیاد نیروی او را تحلیل برده بود، عنوان قهرمانی راكی در بوكس به خاطر ضربه ناگهانی مهیج اش هنوز در ذهن است. این فیلم برنده بهترین تصاویر و بهترین كارگردانی (جان جی. اویلدسن) شد و جایزه اسكار را نیز از آن خود كرد. همچنین این فیلم سرآغازی شد برای راكی كه بعد از بازی كردن در نقش‌های كوچك مسیر خود را به سوی سوپراستارشدن طی كند.


افتخار، 1989
این فیلم تکان دهنده در مورد زندگی نامه اولین گروه‌های سیاه پوست ( (the 54th Massachusetts كه در جنگ سیویل به صف شدند، ساخته شده است و با بازی بازیگر برنده اسكار یعنی (دنزل واشنگتن) تثبیت شد. او نقش یك برده فراری را بازی می‌كرد كه در ارتش به خدمت گرفته شده بود. آخرین محكومیت او برای یورش در مقابل قلعه شورشیان بود كه كلنل (متیو برادریك) مرد شجاع خود را تشویق كرد كه از توفان آتش جان سالم بدر ببرد. شما می‌توانید سخن فردریك داگلاس را به یاد آورید كه می‌گفت :"... بگذارید یك مرد سیاه یونیفرم بگیرد و به تن كند و بعد هیچ قدرتی در زمین نمی‌تواند او را از بدست آوردن حقوق شهروندی اش باز دارد."


'The Miracle Worker' 1962
این فیلم واقعی براساس زندگی هلن كلر ساخته شده (برنده اسکار جایزه بهترین نقش مكمل زن برای پتی دیوك) و شرح كار كردن او با معلم و استادش آنی سولیوان می‌باشد (برنده جایزه اسكار برای نقش اول زن آنی بن كرافت). هلن، از كودكی كر و كور بود،‌ تجربیات جهان وقتی برایش آشكار شد كه، در یك پمپ آب، او توانست رابطه ای بین ریزش آب و كلمه‌ای كه آنی در دستش هجی می‌كرد را بفهمد. این منظره هنوز یكی از احساسی ترین صحنه‌هایی است كه تا كنون در تاریخ سینما به آن پرداخته شده و هنوز هم در اذهان باقی مانده است.


پای چپ من، 1989
دانیل دی- لوئیس برای ایفای نقش خود به عنوان (كریستی براون) مردی ایرلندی كه از فلج مغزی رنج می‌برد و تنها می‌توانست پای چپ خود را حركت دهد، برنده جایزه بهترین بازیگر اسكار شد و به جایگاه شغلی خوبی رسید. براون (فیلم براساس زندگی نامه او ساخته شده) توانست نویسنده، ‌نقاش ‌و شاعر شود. او اثبات كرد كه روح یك انسان می‌تواند بر ناملایمات غلبه كند و پیروز میدان شود.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-16-2010, 11:20 AM   #96
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

  1. 5 انیمیشنی که دنیا را تکان داد!!





    خاطره بازی با تصاویر متحرک
    بارها گفته شده، هر انتخابی، حتما به معنی حذف چند انتخاب ممکن دیگر است و اینجا نیز، در فهرستی این چنینی، آثار و شخصیت‌های مهمی ‌از قلم افتاده‌اند. انتخاب این پنج اثر صرفا به این دلیل است که می‌خواهیم، شمایی کلی از آثار کلیدی انیمیشنی و نقاط عطف تاریخی، از سراسر جهان در فهرست بگنجانیم و حتما به یاد داشته باشیم که بیننده‌های ایرانی با آثار ذکر شده آشنا باشند و آنها را دوست داشته باشند. با این وجود نمی‌توان از «میکی ماوس» نام نبرد یا از «دافی داک» یا کلا از شخصیت‌های بسیار کلیدی و دوست داشتنی دیزنی، یا مجموعه شخصیت‌های خلق شده توسط‌ هانا، باربارا یا «تکس آوری» یا دیگر شخصیت‌های انیمیشن اروپای شرقی، «اولک و بولک» مثلا که هر کدام از این شخصیت‌ها به تنهایی نسلی از هواداران انیمیشن را، آنانی که هنوز کودکی‌شان را فراموش نکرده‌اند را سرگرم کرده است. این انتخاب‌ها، لاجرم به معنی کنار گذاشتن انتخاب‌هایی دیگر است و چه حیف که باید انتخاب کرد.

    پت و مت

    پت و مت را «لوبو میربنش» و «ولادیمیر ییرانک» در سال 1976 خلق کردند. نام اولیه مجموعه «کارها انجام شد» (A je tol…) بود. در سال 1989 این دو شخصیت برای نخستین بار به نام پت و مت خوانده شدند که با این نامگذاری، نام مجموعه نیز به «پت و مت» تغییر کرد. نخستین مجموعه شامل 35 قسمت 7 دقیقه بود و به طریقه سکون- حرکت تولید شد. موسیقی مجموعه توسط پتر اسکومال نوشته شد که یکی از علل اصلی شهرت و محبوبیت این دو شخصیت محبوب نیز هست. آخرین مجموعه تولید شده این دو شخصیت در سال 1990 در 14 قسمت توسط بنش تولید شد. این مجموعه نخستین بار برای تلویزیون چکسلواکی در شهر براتیسلاوا به وجود آمد و به غیر از چکسلواکی سابق در کشورهای سوئد، لهستان، یوگسلاوی، ایسلند، آلمان، سوئیس، برزیل، فنلاند، هلند، کرواسی، ژاپن، نروژ، اسپانیا، ایران، مجارستان، اسلوونی، اردن و آفریقای جنوبی، هواداران فراوان دارد. از سال 1995 و بارگ بنش، تولید این مجموعه ادامه یافت ولی موفقیت سابق را نیافت. ولی این دو شخصیت چک که علاقه دارند همه کارهایشان را خودشان انجام دهند که نتیجه تقریبا همیشه به خرابکاری منتهی می‌شود، هنوز به عنوان یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های انیمیشن در ذهن هوادارانشان مانده است. 75 قسمت از این مجموعه تلویزیونی انیمیشن در سال 2005 بر روی دی وی دی عرضه شده تهیه و عرضه این مجموعه را مارک بنش پسر لوبومیربنش بر عهده گرفته بود.

    تام و جری
    تام و جری را ویلیام ‌هانا و جوزف باربارا برای شرکت مزوگلدوین مایر خلق کردند. نخستین قسمت این مجموعه به کارگردانی خود ‌هانا، باربارا، در سال 1940 تولید شد و نخستین دوره پخش این مجموعه محبوب تا سال 1957 ادامه یافت. 17 سال نخست این مجموعه در ضمن این افتخار را دارد که بیشترین تعداد جوایز اسکار را برای یک مجموعه انیمیشن به دست آورده است.
    دومین دوره تولید تام و جری از سال 1960 به کارگردانی چین دیچ آغاز شد و 2 سال طول کشید. در این 2 سال 13 قسمت از مجموعه تولید شد و از آنجا که دیچ اصلیتی چک داشت، بخش عمده این مجموعه در شهر پراگ تولید شده است.
    از سال 1963، چاک جونز کارگردانی این مجموعه را بر عهده گرفت. این دوره 4 سال طول کشید و آخرین قسمت این مجموعه در سال 1967 روی آنتن رفت. در این دوره 34 قسمت از مجموعه تام و جری تولید شد. ولی همزمان چاک جونز اقدام به خلق دو شخصیت دیگر نیز کرد که کویدتی و رودرانر نام دارند.
    مجموعه تام و جری در طول سال‌های بعدی نیز توسط کارگردانان دیگر ادامه یافت، ولی عمده موفقیت آن مربوط به همان سه دوره است. سال 2010 این دو شخصیت رسما 70 ساله می‌شوند.

    سفید برفی
    سفید برفی یکی از قصه‌های جمع آوری شده توسط برادران گریم است که والت دیزنی در سال 1937 براساس آن یک فیلم بلند انیمیشن ساخت. این فیلم در زمان عرضه اش، به یکی از محبوب‌ترین و موفق‌ترین انیمیشن‌های زمانه‌اش تبدیل شد و در سال‌های بعدی به طور مداوم به شهرت و اهمیتش افزوده شد. در فهرست سال 1997، انستیتوی فیلم آمریکا، این نخستین انیمیشن بلند شرکت یزدنی در رتبه چهل و نهمین فیلم جاودانه سینمای آمریکا قرار گرفت و در سال 2007 در فهرست جدیدترین انستیتو به رتبه 34 رسید. در فهرست بعدی که AFI در سال 2008 منتشر کرد و به صورت جدا جدا رده‌بندی شده بود «سفید برفی و هفت کوتوله» عنوان نخست بهترین انیمیشن بلند تاریخ سینمای آمریکا را از آن خود کرد. درواقع با موفقیت این فیلم بلند سینمایی بود که استودیوی دیزنی نام خود را به عنوان مهمترین شرکت و استودیوی تولید انیمیشن بلند در سینما جا انداخت. موفقیتی که تا زمان حیات خود والت دیزنی در اختیار این استودیو باقی ماند.

    پلنگ صورتی
    شخصیت پلنگ صورتی در ابتدا در عنوان بندی نخستین فیلم از مجموعه «پلنگ صورتی» (1963) شکل گرفت. بلیک ادواردز، کارگردان فیلم از شرکت دپاتی و فریتزفرلنگ خواست تا طرحی برای این شخصیت بکشند تا در عنوان بندی ظاهر شود. تا در نهایت پس از کشیدن صد طرح مختلف، طرح‌های پرات از پلنگ کنونی شکل گرفت.
    با موفقیت این شخصیت در عنوان بندی فیلم دپاتی و فرلنگ تصمیم گرفتند که این شخصیت را گسترش داده و از آن یک مجموعه تلویزیونی بسازند. دپاتی با مذاکره با‌هارولد پرش و شرکت یونایتد آرتیستز، نظر آنان را برای شرکت جلب کرد و نخستین قسمت مجموعه براساس این شخصیت در سال 1964 شکل گرفت که در همان سال برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه شد. این موفقیت منجر به تولید 156 قسمت از این مجموعه براساس شخصیت پلنگ صورتی شد.
    موسیقی پلنگ صورتی را هنری مانچینی، آهنگساز جاز نوشت که یکی از محبوب‌ترین تم‌های تاریخ موسیقی جاز است و تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت و البته محبوبیت فراوان این شخصیت کارتونی دارد. کل مجموعه در سال 2007 بر روی دی وی دی عرضه شده است.

    پری دریایی کوچولو
    پری دریایی کوچولو، براساس یکی از قصه‌های شاه پریانی،‌ هانس کریستین اندرسون نویسنده افسانه ای داستان‌های کودکان دانمارک شکل گرفت. قصه اصلی در سال 1837 منتشر شد.
    اما به سال 1989، نسخه انیمیشن این داستان افسانه پریان با بودجه 40 میلیون دلاری تولید شد. این فیلم بلند انیمیشن در داخل آمریکا 84 میلیون دلار و در سطح جهان 183 میلیون دلار فروخت و آغازی شد برای عصر جدید انیمیشن‌سازی در‌هالیوود. محبوبیت و شهرت این فیلم، به شکست‌های متعدد شرکت دیزنی در عرضه تولیدات انیمیشن بلند پایان داد و آغازگر دوران طلایی این استودیو در طول دهه 1990 و احیای انیمیشن‌های بلند بود. «پری دریایی کوچولو» اولین تولید بلند استودیوی دیزنی تحت مدیریت خبری کاتزنبرگ بود، دوران مدیریت او بر بخش انیمیشن استودیوی دیزنی که تا میانه دهه 1990 طول کشید، دوره ای موفق برای این استودیو بود که همراه با سودآوری فراوان در گیشه و محبوبیت در نزد تماشاگران بود.



    منبع: ماهنامه نسیم هراز/ شماره 42/ احسان محجوب
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-16-2010, 11:26 AM   #97
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

معرفی 10 ستاره کوچک اما پر نور هالیوود




معرفی 10 کودک ستاره در هالییود در تاریخ هالییود کودکان زیادی خوش درخشیدند و جایزه اسکار را نصیب خود کردند بر طبق نظر سنجی 10 ستاره کوچک اما درخشان هالییود معرفی می شوند.


10-Haley joel osment
او در فیلم حس ششم the sixth sense در سال 1999 معرف شد که در ژانر وحشت بود او در حال حاضر سالهاست که در فیلمی بازی نکرده است و به دانشگاه هنر نییورک برای تحصیل رفته است .


9-Elizabeth taylor
از 11 سالگی بازی را شروع کرد در فیلم" national velvet " معروف شد در سال 1960 برنده جایزه برای فیلم پروانه هشتم شد.


8-patty duke
او در 16 سلگی برنده اسکارشد برای فیلمی که درباره زندگی هلن کلر بود او در این فیلم نقش دختر نابینا و نا شنوا را بازی کرد.


7- jockie cooper
در 9سالگی برنده اسکار شد او در بیوگرافی به نام "لطفا به سگ من تیراندازی نکن "این موضوع را که در فیلم "skippy" کارگردان او را تهدید کرد اگر گریه نکند سگ او را می کشد و گریه او و بازی خوب او در آن سکانس در 9 سالگی اسکار را برای او به ارمغان آورد.


6-Dakota fanning
او جایزه screen actors guild را برای" من سام هستم "از آن خود کرد او دختر شیرین و با استعدادی است
هنگامیکه در مصاحبه شرکت می کند حرفها و رفتار بزرگانه او همه را متعجب می کند.


5-Drew barry more
او بازی در خانواده هالییود را از سن 7 سالگی آغاز کرد در فیلم E.T بسیارمعروف شد درنوجوانی دچار اعتیاد شد .بخاطر فیلم "فرشتگان چارلی" بسیار معروف شد .


4-Mickey rooney
دوران ستاره بودن او همان نوجوانی اش است .آنچه او را مشهور کرد جایزه ویژه او 8 بار ازدواج اوست .


3- judy Garland
او با بازی در فیلم جادو گر شهر اوزthe wizard oz معروف شد


2-Macaulary Culkin



1-Shirlye temple
جوانترین برنده اسکار برای فیلم در چشمان روشن در دهه 1930 است . او در یکسال 7 فیلم بازی کرد که رکورد بی سابقه ای برای اوست .


تهیه و ترجمه : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ .نسرین شاهرخی
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-16-2010, 11:27 AM   #98
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

10 فیلم برتری كه ذهن شما را آشفته خواهند كرد!!





«آغاز خلقت»
آخرین فیلم كریستوفر نولان یكی از فیلم‌های اكران تابستان امسال بود كه توانست با اختلاف زیاد گوی سبقت را از دیگر رقبایش بگیرد. یك فیلم پیچیده كه سینماها را تسخیر كرد. برای اینكه ذهن مخاطبان برای رویارویی با «آغاز خلقت» آماده شود، ‌تایمز فهرستی ارائه كرده از فیلم‌هایی كه در تاریخ سینما ذهن مخاطب را به چالش كشیده‌اند.

سال گذشته در مارین باد

مرد بی‌نام و نشان از زن بی‌نام می‌پرسد: «ما یكدیگر را سال گذشته در مارین باد ملاقات نكردیم؟» با همین دیالوگ یكی از گیج‌كننده‌ترین (و مخرب‌ترین) فیلم‌هایی كه در تاریخ سینما ساخته شده‌اند، آغاز می‌شود.
دو نفر در یك كاخ فرانسوی نشان داده می‌شوند. یكی می‌گوید كه آنها یكدیگر را می‌شناسند. دیگری معتقد است كه غریبه‌اند. آنها در طول فیلم دائم می‌آیند و می‌روند و در همین حین دوربین آلن رنه هم در كریدورهای كاخ شبح‌وار می‌گردد. صدای ارگ هم مانند انفجار، روی صحنه‌هایی كه اصلا انتظارش را ندارید شنیده می‌شود. آدم‌هایی با لباس‌های فاخر در زیر نور خورشید در باغ ایستاده‌اند. آنها نقش سایه‌ها را بازی می‌كنند و درخت‌های مثلثی شكل آنها را احاطه كرده‌اند.
به‌نظر می‌رسد كه هیچ طرح داستانی وجود ندارد. همه چیز مثل یك رویاست. واقعا این فیلم درباره چیست؟

ممنتو

پیش از اینكه كریستوفر نولان، «آغاز خلقت» را بسازد، «ممنتو» پیچیده‌ترین فیلمش بود. یك پازل عجیب و بزرگ كه قهرمانش از فقدان حافظه كوتاه مدت رنج می‌برد. به كمك دوربین‌های پولارویدی، یادداشت‌ها و خالكوبی‌ها، لئونارد شلبی تلاش می‌كند تا راز قتل همسرش را كشف كند و قاتل را كه به جان.جی معروف است، دستگیر كند. همان‌طور كه او تلاش می‌كند تا همه قطعات این پازل را كنار هم بچیند، كه تماشاگران فیلم هم مانند او دارند همین كار را انجام می‌دهند، ما شاهد فلاش‌بك‌هایی هستیم كه ماجرا را روایت می‌كند.
ما تماشاگران فیلم هم، بین بخش‌های رنگی و سیاه و سفید، حقیقت و دروغ و فلاش فوروارد و فلاش‌بك در رفت و آمد هستیم. لئونارد نمی‌داند به چه كسی اعتماد كند و این درست همان حسی است كه ما هم داریم.

2001: ادیسه فضایی

در فیلم كلاسیك علمی-تخیلی استنلی كوبریك، گوریل‌ها، فضانوردها و هال، یك كامپیوتر سخنگو، حضور دارند. به‌رغم حضور یك ماشین سخنگو در فیلم، در «2001:ادیسه فضایی» دیالوگ چندانی شنیده نمی‌شود. تاكید روی جلوه‌های بصری است كه بزرگنمایی‌شان كاملا با موسیقی فیلم متناسب است. همان‌طور كه در مجله تایم گفته شد زمانی كه فیلم اكران شد، یعنی سال 1968 و پیش از فرود انسان روی ماه، كوبریك پرده سینما را به یك آسمان‌نما تبدیل كرد و كاری كرد كه تماشاگرانش احساس كسی را داشته باشند كه مخدر مصرف كرده است. فیلم اقتباسی از یك داستان كوتاه نوشته آرتور.سی.كلارك است و موفق شد جایزه اسكار بهترین جلوه‌های ویژه را كسب كند.

ال توپو

فیلمی از كارگردان روسی-شیلیایی، الخاندرو ژودوروفسكی. در تریلر فیلم كه سال 1970 ساخته شده آمده: «این یك فیلم اسرارآمیز است. یك پیشنهاد مرموز.» فیلم كمی عجیب و غریب هم هست. یك كابوی مرموز گروهی متمرد و قانون‌شكن را می‌كشد. بعد ال توپو( با بازی خود ژودوروفسكی) وارد یك سری ماجراها و اتفاقات عجیب می‌شود. او با 4 تفنگدار حرفه‌ای روبه‌رو می‌شود و آنها را شكست می‌دهد و بعد زنی با صدای مردانه به وی خیانت می‌كند. زن به او شلیك می‌كند و زخم‌های التیام‌ناپذیری روی بدن ال توپو به وجود می‌آید. وقتی ال توپو شفا می‌یابد، به یك‌جور آگاهی و معرفت می‌رسد و به یك زن كوتوله و گروهی از افراد مطرود شده كمك می‌كند تا از یك زندان زیرزمینی فرار كنند فقط برای اینكه شاهد كشتار آنها به دست گروهی از متعصبین باشد. همه این چیزهاست كه باعث می‌شود ال توپو تبدیل به یك فیلم عجیب و گیج‌كننده شود.

عدد پی

ماكسیمیلیان كوهن ریاضیدانی
است كه نگرانی‌های اجتماعی و اعتقاد به قدرت علمی‌اش، بار سنگینی بر دوش وی شده است. او درصدد است فرمولی ریاضی برای الگوی جهان بیاید و در همین حین هم قربانی نقشه‌های دو آدمكش اجیر شده توسط بانكدارهای وال‌استریت می‌شود كه مشتاقند از الهامات و تفكرات كوهن استفاده كنند. آنچه كه بعد از این در متا-تریلر سیاه و سفید دارن آرنوفسكی اتفاق می‌افتد، روایتگر یك سقوط توهم برانگیز است. با یك موسیقی متن وهم‌آور و ترسناك كه تماشاگر را عذاب می‌دهد و صدای اعماق روح و روان مردی است كه به خاطر تلاش برای رسیدن به قدرت، به جنون كشیده می‌شود.

آثار دیوید لینچ

خیلی سخت است که بخواهیم از بین فیلم‌های دیوید لینچ، پیچیده‌ترین و دیوانه‌وارترین‌شان را انتخاب کنیم. پشت همه آثار لینچ یک جور دیوانگی ژرف و عمیق کمین کرده است. از eraserhead (محصول سال 1977 و اولین فیلم به نمایش درآمده لینچ ) بگیرید تا «مخمل آبی» و اپیزودهای کوتاه سریال تلویزیونی twin peaks و خلاصه همه آثارش راهی بودند به سوی «بزرگراه گمشده» و «جاده مالهالند» و حتی آخرین فیلمش «امپراتوری داخلی» (inland Empire) . شخصیت‌های فیلم‌های لینچ به نوعی در حاشیه حقیقت قرار دارند. به این معنی که بنظر می‌رسد واقعی هستند و بعد از درگاهی وارد ورودی دیگری می‌شوند و درنهایت وارد دنیای رویا و خیال و وهم و ارواح می‌شوند که گاهی آن‌قدر دنیای مغشوشی است که گویا هیپنوتیزم شده‌اند. اگرچه لینچ موسسه‌ای را راه اندازی کرده و اداره می‌کند که طرفدار نوعی مدیتیشن خیلی محبوب و رایج است اما در دید بصری او، آرامش و ثبات و پایداری جایگاه مهمی ندارند. زیر آن لایه نازک درخشنده و زیبا در فیلم‌های وی، یک تاریکی ژرف و بی‌پایان و ترسناک دیده می‌شود. چیزی که به‌نظر می‌رسد لینچ هربار تلاش می‌کند تا آن را به روشنایی برساند.

باشگاه مشت‌زنی

فیلم «باشگاه مشت‌زنی» اقتباسی است از رمانی به همین نام، نوشته چاك پالاهنیوك. فیلم و رمان داستان یك كارمند منضبط و خیلی خشك است كه اد نورتون نقش‌اش را ایفا می‌كند. این مرد عضو یك باشگاه مشت‌زنی زیرزمینی می‌شود كه رئیس‌اش مردی به نام تایلور داردن (با بازی برد پیت) است. بیشتر زمان فیلم از ابتدا تا آخر به رابطه بین داردن و نورتون و مبارزات‌شان با هم می‌گذرد و درست اواخر فیلم است كه نورتون می‌فهمد اصلا تایلور وجود خارجی ندارد. نورتون اسلحه را بر می‌دارد و مستقیم به‌صورت خودش شلیك می‌كند تا این رفیق خیالی یعنی تایلور را بكشد. راستی انگیزه نورتون برای مشت‌زنی هم دختری است كه دوست دارد و نقش‌اش را هلنا بونهام كارتر بازی می‌كند كه همین هم به خودی خود عجیب است چون كارگردان این فیلم كه تیم برتون نیست!

برزیل

«برزیل» تری گیلیام را چیزی حدود سه بار دیدم و راستش هنوز هم مطمئن نیستم كه واقعا در فیلم چه اتفاقی می‌افتد. چیزی درباره آینده‌ای ترسناك و سیاه؟ مردی به‌نام سام لوری یك كارمند دون‌پایه دولت است و رویاهای دور و درازی دارد استخدام می‌شود تا درباره تصادفی تحقیق كند كه منجر به زندانی شدن و مرگ یك شهروند معمولی به نام آرچیبالد باتل شده است. اشتباهی كه در سیستم بوروكراسی رخ داده و به جای تروریست اصلی یعنی آرچیبالد تاتل (با بازی رابرت دونیرو) یك شهروند بی‌گناه قربانی شده است. آیا واقعا داستان همین است؟ هیچ ایده‌ای ندارم. تروریست همچنین تعمیركار كولر هم هست كه زمانی به سام كمك كرده و كولرش را تعمیر كرده است. آدم‌های زیادی دستگیر می‌شوند، بقیه در طول یك مراسم خاكسپاری داخل یك تابوت بی‌انتها می‌افتند. بعد از این دیگر همه چیز خیلی عجیب و غریب می‌شود. آیا «برزیل» یك فیلم واقعی است یا همه داستان فقط در ذهن شخصیت اصلی قصه، لوری، می‌گذرد و وهم و خیالی بیش نیست؟ تصورات كسی كه از نظر پزشكی بیمار روانی است. چه كسی واقعیت را می‌داند؟

پرسونا

كارگردان اسطوره‌ای‌ سوئدی، اینگمار برگمان، در خاطراتش درباره «پرسونا» گفته: «در این فیلم من تا جایی كه می‌شد و امكانش وجود داشت جلو رفتم. من در این فیلم اسراری را نشان دادم كه با كلمات قابل بیان نیستند و فقط از طریق سینما قابل كشف بودند.» یك اثر مینی‌مالیستی درباره یك زن بازیگر كه ناگهان تصمیم به سكوت می‌گیرد و دیگر حرفی نمی‌زند و پرستاری كه برای نگهداری او می‌آید و هر دو در یك خانه روستایی كنار دریا زندگی می‌كنند. «پرسونا» با یك مقدمه آغاز می‌شود. پرده سینما تصاویركوتاهی را نشان می‌دهد كه شامل تصاویری از مصلوب شدن، كارتون‌، عقرب و رطیل، گوسفندانی كه ذبح می‌شوند، كودكانی در لباس‌های جشن هالووین و سرانجام یك پسربچه لاغر است كه در بیمارستانی از خواب بلند می‌شود. چیزی كه بعد از آن می‌بینیم درامی در سه پرده است كه درباره مفاهیمی چون هویت، فقدان و خاطرات صحبت می‌كند. فیلمی كه روی كارگردانان بسیاری از وودی آلن گرفته تا دیوید لینچ تاثیر گذاشته است.

بلید رانر

اواخر سال 1981، ریدلی اسكات كارگردان به فیلیپ كی.دیك اولین نماهای «بلید رانر» را نشان داد. دیك كه نویسنده كتاب «رویاهای آدم مكانیكی از یك گوسفند الكترونیكی» بود، كتابی كه درواقع «بلید رانر» اقتباسی از آن است، گفت: «تماشاگر لااقل باید پنج بار این فیلم را ببیند تا بتواند اطلاعاتی را كه فیلم به وی می‌دهد تجزیه و تحلیل كند و كنار هم قرارشان دهد.» یك متن شبیه آثار غنی و سیاه ریموند چندلر و تصویرگر آینده‌ای ترسناك و سیاه. «بلید رانر» داستان كارآگاهی را تعریف می‌كند كه دنبال آدم‌های مكانیكی راه می‌افتد كه از محدوده‌شان خارج شده‌اند و به زمین راه پیدا كرده‌اند. مانند همه شاهكار‌های علمی-تخیلی، «بلید رانر» هم یك سوال بزرگ مطرح می‌كند: همه اینها، این تكنولوژی و پیشرفت‌ها برای نوع بشر چه معنی خواهد داشت؟ و سوالات جزئی‌تری مانند اینكه بالاخره هریسون فورد یك روبات است یا نه؟! «بلید رانر» اوایل سال 1982 به نمایش درآمد و تماشاگران را چنان گیج كرد كه استودیو مجبور شد یك صدای راوی به فیلم اضافه كند و پایان آن را هم تغییر دهد و از نماهایی از فیلم «درخشش» استنلی كوبریك استفاده كند. تا به امروز هفت نسخه متفاوت از فیلم به نمایش درآمده است و اگر این دلیلی بر گیج‌كننده بودن فیلم نیست، ما دلیل دیگری برایش پیدا نمی‌كنیم.


منبع: tehrooz.com/ صوفیا نصرالهی
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-16-2010, 11:28 AM   #99
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

برترین زوجهای بازیگری تاریخ سینمای جهان!





بازی بزرگان
بیشتر اوقات دست تقدیر مشخص كرده كه غول‌ها در فیلم یار و یاور هم باشند یا اینكه رو در روی هم بایستند و برای هم شاخ و شانه بكشند. محض نمونه، ‌به این 6 زوج برتر بازیگری كه برایتان تدارك دیده‌ایم، نگاهی بیندازیم.

استیو مك كوئین/ پل نیومن

آسمانخراش جهنمی‌(1974)
جالب اینكه این 2 اسطوره مو مجعد و چشم آبی بازیگری دراولین بازی‌هایشان هر دو در " كسی آن بالا مرا دوست دارد" (1956) ظاهر شده اند؛ هر چند كه نیومن اصلا با این نقش به عالم سینما معرفی می‌شود و مك كوئین همیشه تلخ هم نقشی بسیار كوتاه در این فیلم رابرت وایز دارد. به هر حال روزگار می‌گذرد تا نوبت به "بوچ كسیدی و ساندس كید" (1969) جورج روی هیل می‌رسد. مك كوئین اولین انتخاب برای نقش ساندس كید بود و قرار بود در مقابل پل نیومن بازی كند اما مك كوئین اصرار می‌كند كه نام او در كنار نام نیومن توی پوستر و بالاتر از عنوان فیلم قرار بگیرد؛ طوری كه هیچ كدام نسبت به دیگری برتری نداشته باشند. به هر حال با بهانه‌ها و بدبینی‌های همیشگی استیو مك كوئین، این رویایی اتفاق نیفتاد و در عوض، رابرت ردفورد جوان و تازه كار به پیشنهاد شخص نیومن، نقش ساندیس را جاودانه كرد. اما درست 5 سال بعد بالاخره مك كوئین روی "آسمانخراش جهنمی" بدقلقی اش را كنار می‌گذارد و با پل نیومن همبازی می‌شود و دیگر به طراحی پوستر و اینكه نامش در سمت چپ بیاید یا راست، گیر سه پیچ نمی‌دهد؛ همین فیلمی‌ كه همزمان با مرگ نیومن از شبكه 3 پخش شد.

داستین‌هافمن/ رابرت دنیرو
سگ را بجنبان (1997) / خفتگان (1996)
در " سگ را بجنبان"‌ هافمن و دنیرو به ترتیب نقش‌های استنلی ماتس –تهیه كننده‌هالیوود- و كنراد برین –حل و فصل كننده رسوایی‌های چهره‌های سیاسی- ظاهر می‌شوند كه در قالب زوج با نمكی مسئولیت خطیری پیش روی دارند. چیزی به انتخابات نمانده و این دو باید سرپوشی برای رسوایی اخلاقی رییس جمهور وقت آمریكا پیدا كنند. چهره‌ هافمن با آن عینكش و لبخند منحصر به فرد دنیرو را در نظر بگیرید تا متوجه بشوید كه با فیلمی ‌مفرح و كمدی رو به رو هستید و این ماجرا كاملا برعكس همبازی شدن این دو تریلی به نام "خفتگان" است. این را فقط باید مدنظر داشته باشید كه كارگردان هر 2 فیلم،‌ برای لوینسن است. دنیرو و‌ هافمن به ترتیب در نقش پدر عروس خانم و پدر آقای داماد در كمدی " ملاقات با خانواده فاكر" ( 2004) هم با یكدیگر همبازی شده اند.

گری كوپر/ برت لنكستر
وراكروز (1954)
اصلا از اول ساخت وسترن پر اهمیت رابرت آلدریچ، یك جور مصالحه در كار بوده است. لنكستر به خاطر اینكه خودش جزو تیم تهیه كنندگی بوده، با رضایت كامل حاضر شده كه اسم كوپر در اول تیتراژ و پوسترهای فیلم بخورد چون شك نداشته كه اسم او پولساز تر است و حدسش هم كاملا درست بود. او باز هم پیش خودش ازاین جور محاسبه‌ها می‌كند تا مبادا ضرر كند. یكی از تاریخی ترین دوئل‌های تاریخ سینما را همین كوپر و لنكستر در پایان این فیلم كه آن به نوعی اولین وسترن اسپاگتی – وسترن‌های ایتالیایی مثل "به خاطر یك مشت دلار" و ...- تاریخ سینما می‌دانند، انجام می‌دهند.

مارلون براندو / رابرت دنیرو
امتیاز (2001)
بازی در فیلم "امتیاز"، آخرین نقش آفرینی تمام و كمال مارلون براندو – اسطوره افسانه ای بازیگری- بود كه اولین همبازی شدن او با دنیرو هم به شمار می‌رفت. در امتیاز، این 2 نقش 2 یار و یاور را در اجرای نقشه یك سرقت بازی می‌كنند. جالب این است كه كه این دو معتقد بودند كه فیلمنامه ای كه كارگردان فیلم – فرانك آز- برای ساخت در دست داشته ، ضعیف بوده و در نتیجه، بیشتر دیالوگ‌هایی كه این دو در صحنه‌های مشترك شان به زبان می‌آورند، فی البداهه بوده. براندو و دنیرو رابطه خوبی سر صحنه داشته اند و معروف است كه براندو شوخی‌های درست و درمانی با دنیرو می‌كرده.

آلن دلون/ توشیرو میفوه
آفتاب سرخ (1971)
دار و دسته گاچ كینگ (دلون) شمشیر اهدایی به رییس جمهور آمریكا را دزدیده اند و حالا دست روزگار سرنوشت را طوری رقم زده كه لینك استوارت (چالرز برانسون) كه خودش هم راهزن است و از گاچ رودست خورده و نیز كورودا جوبی (میفونه) باید با همكاری هم – و هر كدام به دلیلی كه برای خودشان مهم است- شمشیر را پس بگیرند. تقابل جالب بازیگر بزرگ فرانسوی، یعنی دلون با توشیرو میفونه ژاپنی صحنه‌های جالبی پدید می‌آورد؛‌ در این وسط، گوشه و كنایه‌های لینك استوارت به سامورایی فیلم را هم نباید نشنیده گذاشت؛ حتی اگر دوبلورهایمان دیالوگی شبیه به این را در دهانش گذاشته باشند؛ "جون من اون دامن رو از پات دربیار، واسه ما افت داره !"، تازه گذشته از بازی دلون در مقابل میفونه، جالب است كه یكی از اعضای "هفت سامورایی" –میفونه- با یكی از "هفت دلاور" –دلون- دركنار هم قرار گرفته اند.

كرك داگلاس/ آنتونی كوئین
شور زندگی (1956)
كرك داگلاس موهایش را كوتاه و رنگ كرده و چنان در قالب ونسان ونگوگ –نقاش بزرگ هلندی- فرو رفته كه سر صحنه فیلم برداری در همان دهكده محل زندگی ونگوگ، اهالی ده شك نداشتندكه ونگوگ افسانه ای خودشان برگشته است.
آنتونی كوئین نقش مقابل كرك داگلاس را در این فیلم بازی می‌كند و آن نقش هم شخصیتی به جز پل گوگن- دیگر نقاش بزرگ تاریخ هنر- نیست كه از كشمكش‌های این زوج هنری همه با خبرند. كوئین برای حضور 12 دقیقه ای خودش در این فیلم، برنده جایزه اسكار بهترین بازیگر نقش دوم مرد شد و همین نكته نشان می‌دهد كه داگلاس و كوئین به خوبی توانسته‌اند بگومگوهای این دو نقاش و گوش بریدن ونگوگ را به خوبی روی پرده سینما زنده كنند.

منبع: همشهری جوان، شماره 191
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-18-2010, 06:48 AM   #100
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,584
تشکرها: 10,125
در 1,415 پست 8,168 بار تشکر شده
Points: 26,022, Level: 96
Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96 Points: 26,022, Level: 96
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خواندنی های سینما

دردسرهای کاپولا هنگام ساخت پدرخوانده

فيلم درگيرى‌هاى خانوادگى را هم براى كاپولا به دنبال داشت. كاپولا ابتدا با مادرش براى بازى خواهرش تاليا شاير در فيلم درگيرى پيدا كرد اما مشخص بود در نهايت راى مادر پذيرفته مى‌شود و پدرخوانده به فيلمى ‌خانوادگى با حضور...
فيلم با 6 ميليون دلار هزينه ساخته شد اما در اكران عمومى‌اش در سال 1972 طى 18 هفته بیش از 101 میلیون دلار فروش كرد و نامزد دريافت 11 جايزه اسكار شد و 3 جايزه را به دست آورد. ال رودى تهيه كننده فيلم در يادآورى خاطرات آن روزها مى‌گويد: پدرخوانده پردردسرترين فيلمى‌بود كه مى‌توانم به خاطر بياورم و هيچ كس حتى از يك روز حضور در سر صحنه آن لذت نبرد. كاپولا هم با اين موضوع موافق است و مى‌گويد: تنش‌ها بدون توقف ادامه داشت و من هر روز منتظر اخراج بودم.
البته شايد اين تنش‌ها و مشكلات از نويسنده رمان به فيلم و عوامل آن به ارث رسيده بود. ماريو پوزو، نويسنده كتاب هم مشكلات فراوانى براى انتشار كتابش داشت و 8 ناشر آن را بدون توجه به محتوايش رد كرده بودند چون نمى‌خواستند از يك نويسنده ميان رتبه با بدهى‌هاى فراوان و سابقه قماربازى كتابى چاپ كنند و آشنايى با يك دوست در نهايت مقدمات چاپ كتاب را فراهم كرد و براى 67 هفته پرفروشترين كتاب فهرست نيويورك تايمز بود. پارامونت زمانى اقدام به خريد حقوق اقتباس رمان كرده بود كه پوزو تنها 100 صفحه از كتاب را نوشته بود و در مجموع 12500 هزار دلار به پوزو پرداخت و قرار شد اگر فيلمى‌براساس آن ساخته شد دستمزد پوزو به 50 هزار دلار افزايش پيدا كند.


حالا همه پدرخوانده را بزرگترين فيلم پارامونت مى‌دانند اما اگر هوشيارى رابرت اوانز، مدير توليد استوديو نبود آنها قافيه را به برت لنكستر باخته بودند و تنها يك روز با وقوع اين فاجعه فاصله بود: برت لنكستر در نقش دون كورلئونه بازى كند.

كاپولا هم گزينه اول هيچ كس نبود و تنها زمانى نوبت به او رسيد كه جمعى از كارگردانان از جمله ارتور پن، پيتريتس، كاستا گاوراس، اوتو پره مينجر، ريچارد بروكس، اليا كازان، فرد زينمان، فرانكلين جى شافنر، ريچارد لستر و... همگى به پارامونت نه گفتند. اوانز هم معتقد بود در گذشته فيلم‌هاى مافيايى به اين دليل موفق نشده اند كه توسط يهودى‌ها كارگردانى شده و بازيگران اصلى‌اش نيز يهودى بوده اند. او براى كارگردانى اين فيلم، كاپولاى آمريكايى- ايتاليايى را برگزيد اما او هم ابتدا به اوانز نه گفت و تصور مى‌كرد داستان پوزو اثرى عامه پسند و احساساتى و بى‌كلاس است. ولى ورشكستگى شركت فيلمسازى كاپولا به نام «امريكن زئو تروپ» او را ناچار به قبول اين پروژه كرد و زمانى كه در سر صحنه حاضر شد در تغيير نگاهى عجيب داستان پوزو را روايت پادشاهى و 3 پسرش خواند. پوزو شيوه كار كاپولا را دوست داشت و استوديو ابراز تمايل كرد تا لوكيشن اصلى فيلم براى كاهش هزينه‌ها به كانزاس سيتى منتقل شود اما كاپولا مخالفت كرد و درخواست 5 ميليون دلار بودجه كرد. برنامه كارى پيشنهادى كاپولا 80 روز فيلمبردارى بود اما استوديو تنها 53 روز به او فرصت داد.


سؤال بعدى و شايد مهم‌ترين سؤال انتخاب هنرپيشه نقش دون كورلئونه بود. پارامونت ابتدا آنتونى كويين را انتخاب كرده بود ولى در فهرست آنها نام‌هايى چون لاورنس اوليويه، جورج سى اسكات، ژان گابن، ويتوريو دسيكا و جان هيوستون ديده می‌شد اما كاپولا مارلون براندو را مى‌خواست كه به دليل فاجعه‌هاى متعدد در گيشه سال‌ها بود كه به ليست سياه استوديوها منتقل شده بود.

اما با اظهارنظر استن جاف، مدير استوديو پارامونت مبنى بر اينكه مارلون براندو هرگز در اين فيلم بازى نخواهد كرد به نظر مى‌رسيد حتى امكان چانه‌زنى هم وجود نخواهد داشت. كاپولا كه برنامه‌هايش را براى اين فيلم از دست رفته مى‌ديد در ملاقاتى با مديران استوديو اصرار كرد براندو بهترين هنرپيشه حال حاضر دنياست و در اواخر جلسه در حالى كه روى اين اظهارنظرش تاكيد مى‌كرد ناگهان از حال رفت و مديران استوديو كه تصور كردند كاپولا دچار حمله قلبى شده ناگهان با درخواست او موافقت كردند.


ولى انتخاب باقى تيم بازيگران هم دردسرساز بود. پارامونت رابرت ردفورد يا رايان اونيل را براى نقش مايكل مى‌خواست ولى ردفورد و پس از او وارن بيتى نقش را رد كردند و براى آن ديويد كارادين و دين استاكول در نظر گرفته شدند و حتى رابرت دنيرو براى آن تست داد و فيلم‌هاى تست آنها همچنان موجود است ولى كاپولا با ديدن بازى پاچينو او را انتخاب كرد و فرد راس بازيگردان فيلم، او را به رغم جثه كوچكش انتخاب كرد هر چند كه دستمزدش براى كل فيلم 35 هزار دلار بود. جيمز كان هم كه براى خودش در آن زمان كسى بود براى نقش مايكل تست داد ولى در نهايت نقش سانى به او رسيد و جان كزل هم براى نقش فردو انتخاب شد. اما پيتر فالك و جان كازاوتس هر دو براى نقش تام‌ هاگن كه به رابرت دوال رسيد از كاپولا درخواست نقش كردند و جواب منفى شنيدند.
فيلم درگيرى‌هاى خانوادگى را هم براى كاپولا به دنبال داشت. كاپولا ابتدا با مادرش براى بازى خواهرش تاليا شاير در فيلم درگيرى پيدا كرد اما مشخص بود در نهايت راى مادر پذيرفته مى‌شود و پدرخوانده به فيلمى ‌خانوادگى با حضور خواهر، پدر و مادر كاپولا و دختر يك ماهه‌اش سوفيا بدل مى‌شود. دوران فيلمبردارى هم براى كاپولا زجرآور بود و او هميشه بايد با مشكلات پيش‌بينى نشده دست و پنجه نرم مى‌كرد و البته ذهن او پر از افكار منفى بود كه آرامشش را حين كار می‌گرفت.

او به شكل تصادفى از چند تن از عوامل شنيده بود كه فيلم را يك تكه آشغال توصيف كرده بودند و او را ناديده می‌گرفتند. در چنين شرايطى كاپولا تصور مى‌كرد هر روز ممكن است كارگردانى مثل كازان سر صحنه بيايد و از او محترمانه بخواهد كه لوكيشن را ترك كند، ولى براندو تهديد كرد در صورت عدم حضور كاپولا از كار كناره گيرى مى‌كند.
حتى پاچينو هم با وجود دستمزد اندكش جايگاه محكمى ‌در فيلم نداشت و تنها پس از فيلمبردارى صحنه انتقام گيرى خونين در رستوران بود كه مديران استوديو او را براى اين نقش پسنديدند. براندو هم خوب بود. همه خوب بودند و كاپولا اشاره مى‌كند: بدون استثنا تمامى ‌ايده‌هاى عجيب من براى اين فيلم عالى از آب درآمد. ولى دردسرها تمامى ‌نداشت.

در اواخر كار اوانز تصور مى‌كرد فيلمبردارى صحنه مرگ دون كورلئونه ضرورى نيست ولى اين سكانس يكى از بهترين سكانس‌هاى فيلم حاضر محسوب مى‌شود. گوردون ويليس، كاپولا را غيرحرفه اى مى‌دانست و از اين تيم بازيگران متنفر بود، حتى موسيقى به يادماندنى نينا روتا هم توسط اوانز رد شد و تنها زمانى جايگاهش در فيلم تثبيت شد كه در اكران آزمايشى مورد توجه تماشاگران قرار گرفت.
مشكل نهايى زمان فيلم بود. كاپولا به‌دليل قوانين عجيب استوديو زمان فيلم را به 135 دقيقه كاهش داد ولى اوانز او را به دفترش فراخواند و گفت: تو يك حماسه را فيلمبردارى كردى و حالا دارى تيزر تحويلم مى‌دهى؟ من از تو يك فيلم مى‌خواهم! فيلم با تدوين مجدد نزديك به 3ساعت شد و فيلم محبوب منتقدين در دهه 1970 شد.
__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
برادران ماركس، نوابغ دیوانه تاریخ سینما مرتضی سینمای جهان 1 07-11-2010 03:33 PM
برترین نقش های منفی تاریخ سینما مرتضی سینمای جهان 0 06-14-2010 10:52 PM
تاریخ سکوت.مقاله ای خواندنی در باره راز سکوت میر حسین موسوی حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 01-09-2009 04:02 PM
نگاهی به فیلم آتش سبز، تاریخ به روایت یك فیلمساز سالخورده شهاب سینمای ایران 0 12-19-2008 04:30 AM
مهمترین انتخابات تاریخ امريکا. alihallo تحلیل سیاسی 0 11-04-2008 07:21 AM


ساعت جاری 09:44 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT