آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 19818 - پاسخ ها: 114  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-17-2010, 04:43 PM   #1
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهیر نمایش پست ها
.
. در آن چنان حالتی حکومت ایران با این پارادوکس روبرو خواهد شد که تا کجا می توان در تئوری و در عمل سیستم حاکمیت اکثریت را که شالوده سیستم لیبرال دموکراسی و منبعث از افکار جان لاک است پذیرا بود چیزی که هم اکنون نیز از سوی تئوریسین پرنفوذ، آقای مصباح یزدی زیر سئوال است. چگونه می توان یک حکومت دینی را بر پایه نظر اکثریت تداوم بخشید اگر نظر اکثریت با حکومت دینی در تضاد و تقابل قرار گیرد؟
سلام.
بنده نمی گویم که اکثریت مخالف اقتدار حکومت را تضعیف می کند یا نه .
ولی عرض انست که هرگز حاکمیت اکثریت یا اقلیت در جمهوری اسلامی پذیرفته شده نیست .
انچه پذیرفته شده است حق حاکمیت اسلامی است که اکثریت ملت درچارچوب اسلام مجریانش را انتخاب می کنند (لطفا به لغات به کار گرفته شده دقت کنیم).

یک وقت من نوعی ممکن است برداشتم این باشد که جمهوری اسلامی یعنی نظامی که رای اکثریت ملاک است و در عین حال به دین هم بها می دهد .
اگر اینگونه برداشت کنم می شود (جمهوری اسلامی =دموکراسی اسلامی)که این به هیچ وجه پذیرفته نیست.
اما برداشت صحیح که متاسفانه بدلایلی گاهی مورد غفلت قرار می گیرد انست که جمهوری اسلامی یعنی جمهوری در چارچوب اسلام با محتوای اسلام.

این دو با هم فرق دارند .
اگر شما دیدگاهتان در مورد جمهوری اسلامی ان توضیحی باشد که در ابتدا عرض شد انوقت کلا برداشتتان از این سیستم نادرست می شود .انوقت از یک برداشت نادرست به وفور می توان نتایج نادرست گرفت.
اما برداشت درست:
جمهوری در چارچوب اسلام با محتوای اسلام (همان معنای حقیقی جمهوری اسلامی)تضادی در خود ندارد .
چون جمهور اولا در چارچوب اسلام معتبر است .
ثانیا همان جمهور در چارچوب اسلام معتبر هم محتوایش باید اسلامی باشد .
به عبارتی مردم در چارچوب اسلام حق انتخاب دارند .
همچنین انهایی هم که درچارچوب اسلام انتخاب می شوند باید محتوای حکومت را اسلامی حفظ کنند .(البته سازو کار اجرایی این حفظ محتوا هم در وجود شورای نگهبان و سپاه و رهبری و امثال ان امده است که فعلا خارج از بحث است .)همچنین ما اصول الی الابد لایتغیر در قانون اساسی داریم که با رای مردم هم قابل تغییر نیست .که گواهی دیگر بر انچه عرض شد می باشد .
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-17-2010, 07:05 PM   #2
Warrior
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 3,619
تشکرها: 9,449
در 3,299 پست 16,076 بار تشکر شده
Points: 47,648, Level: 100
Points: 47,648, Level: 100 Points: 47,648, Level: 100 Points: 47,648, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

سلام عزیز با این مساله که جمهوری اسلامی بر پایه افکار غربی تشکیل نشده است و تعریف
جدیدی از جمهوری است موافقم.درست است حکومت مشروعیتش را ازاسلام می داند نه رای مردم ولی در صورتی که اکثریت چیز دیگری بخواهند حکومت در عمل دچار مشکل خواهد شد.
آیا در آن صورت حکومت راه تقابل با خواست اکثریت را در پیش خواهد گرفت؟ یا تن به واقعیات
خواهد داد.
Warrior آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-17-2010, 09:20 PM   #3
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

برادر گرامی آقای سلام بزرگوار، آنقدر در این باره که جمهوری اسلامی خود را متکی بر آراء مردم می داند سند و مدرک هست که من نمی خواهم وقت دوستان را به این امر اختصاص دهم. روزیکه که رژیم شاه سرنگون شد چرا آیت الله خمینی تصمیم به رفراندوم گرفتند؟ پایه مشروعیت نظام جدید در داخل و در صحنه ی بین المللی چه چیزی جز رفراندوم و غالب بودن نظر اکثریت بود؟ چند هزار بار خوب است که شنیده باشیم "مردم اسلام را می خواهند". رفراندوم حرکت درست و آگاهانه ای بود که به آن ترتیب آیت الله خمینی هم مشروعیت داخلی و هم مشروعیت بین المللی جمهوری اسلامی را تضمین کردند. می فرمایند "جمهور در چارچوب اسلام معتبر است". اما سئوال بلافاصله این است که خب اصلا کدام اسلام معتبر است؟ همه ی دعوا ها از همین جا شروع شده. اسلام آقای مصباح و یا اسلام آیت الله منتظری ، اسلام آیت الله صانعی یا آیت الله احمد جنتی؟ اگر آیت الله منتظری 2 ماه صبر کرده بود و آن انتقادات تند را نکرده و درگیری را ایجاد نکرده بود چه بسا امروز اسلام دیگری در کشور حاکم بود و و قتی دوستان از اسلام صحبت می کردند مرادشان یک نظام عقیدتی همنام اما بکلی دارای محتوای متفاوت بود. اگر قانون نظارت استصوابی نبود چه بسا که خبرگانی که فرد دیگری را برای رهبری حمایت می کردند بر سر کار می آمدند و بطور مثال آیت الله صانعی به رهبری برگزیده می شد. در آن صورت اسلام دیگری با تعاریف دیگری حاکم می بود. یادمان نرود که تا سال 1370 و انتخابات دور چهارم مجلس اصلا بحثی از نظارت استصوابی نبود ( در این سال با استناد به ماده 53 قانون انتخابات شورای نگهبان بر نظارت استصوابی پا فشرد) و اصل قانون هم در سال 1378 یعنی 21 یکسال بعد از انقلاب تصویب شد. از روز اول این پارادوکس بین "میزان رای ملت است" و "قوانین اسلام" وجود داشته منتهی تا مقطعی که اطمینان بود که اکثریت از نظام و حکومت دینی حمایت می کنند مشکلی وجود نداشت. جر زنی ها زمانی آغاز شد که این تردید بوجود آمد که ممکن است نظام دینی از اکثریت بیفتد ( و یا افتاده، هنوز هیچکدام از دو اردوگاه نمی توانند چنین امری را نفی و یا اثبات کنند) . بهر حال از نظر تعاریف موجود در باره ی نظام های حکومتی، اگر شرایطی برسد که به هر دلیلی و با هر نشانه ای، احراز شود که حکومت در موضع اقلیت قرار گرفته، هر توجیه و تفسیری بکار برود مهم نیست، بلکه نهایتا سیستم به عوان یک سیستم دیکتاتوری شناخته می شود که در برابر شهروندانش قرار گرفته. آیا در آن صورت باز هم نظام بر این امر پا فشاری خواهد کرد که هر چقدر هم در اقلیت باشد مهم نیست مهم این است که اسلام را با تعابیر خود پیاده می کند و آیا قبول خواهد کرد که بله اصلا حکومت یک نظام دیکتاتوری و بر علیه خواست اکثریت است اما اسلامی است؟ من تصور نمی کنم. این است پارادوکسی که شهیر از آن نام برده.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-20-2010, 06:51 PM   #4
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hamid64 نمایش پست ها
سلام عزیز با این مساله که جمهوری اسلامی بر پایه افکار غربی تشکیل نشده است و تعریف
جدیدی از جمهوری است موافقم.درست است حکومت مشروعیتش را ازاسلام می داند نه رای مردم ولی در صورتی که اکثریت چیز دیگری بخواهند حکومت در عمل دچار مشکل خواهد شد.
آیا در آن صورت حکومت راه تقابل با خواست اکثریت را در پیش خواهد گرفت؟ یا تن به واقعیات
خواهد داد.
حمید گرامی .اینکه شما گفته اید اگر اکثریت چیز دیگری بخواهد .باید عرض شود که طبعا اکثریت در همه مسائل به صورت یک درصد ثابت چیز دیگری نمی خواهد .
یعنی در بین خواسته ها حدود اقل و اکثر وجود دارد که هر خواسته ای می تواند بین این حدود به صورت متغیر خواهان هایی داشته باشد .
اما فرض شما ان است که مثلا به صورت نسبی اکثریت با بعضی از اعمال حکومت مشکل دارد.در اینصورت حکومت چه می کند ؟
به نظر بنده حکومت در معنای صحیح اسلامیش نباید افسار هدایت خود را به مردم بسپارد بلکه به نوعی باید هادی مردم باشد.
خوب اگر حکومت خود را در این جایگاه ببیند که نقش هدایت کننده مردم و نه هدایت شونده
اما در عین حال به مردم هم در مورد سیاستهایش توضیح می دهد تا از میزان مخالفتها حتی الامکان بکاهد.
به نظر بنده در مجموع حکومت سعی می کند واقعیت را به حقیقت نزدیک کند .
سعی می کند انچه هست را به انچه باید باشد نزدیک کند .
اما یک نکته و ان اینکه عدم مقبولیت حکومت (نه مشروعیت)بر میزان قابل اجرا بودن سیاستهایش تاثیر می گذارد
توسط انها را بر عهده دارد طبعا سعی می کند سیاستهای اصلی خود را ادامه دهد .
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-20-2010, 07:36 PM   #5
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
برادر گرامی آقای سلام بزرگوار، آنقدر در این باره که جمهوری اسلامی خود را متکی بر آراء مردم می داند سند و مدرک هست که من نمی خواهم وقت دوستان را به این امر اختصاص دهم. روزیکه که رژیم شاه سرنگون شد چرا آیت الله خمینی تصمیم به رفراندوم گرفتند؟ پایه مشروعیت نظام جدید در داخل و در صحنه ی بین المللی چه چیزی جز رفراندوم و غالب بودن نظر اکثریت بود؟ چند هزار بار خوب است که شنیده باشیم "مردم اسلام را می خواهند". رفراندوم حرکت درست و آگاهانه ای بود که به آن ترتیب آیت الله خمینی هم مشروعیت داخلی و هم مشروعیت بین المللی جمهوری اسلامی را تضمین کردند. می فرمایند "جمهور در چارچوب اسلام معتبر است". اما سئوال بلافاصله این است که خب اصلا کدام اسلام معتبر است؟ همه ی دعوا ها از همین جا شروع شده. اسلام آقای مصباح و یا اسلام آیت الله منتظری ، اسلام آیت الله صانعی یا آیت الله احمد جنتی؟ اگر آیت الله منتظری 2 ماه صبر کرده بود و آن انتقادات تند را نکرده و درگیری را ایجاد نکرده بود چه بسا امروز اسلام دیگری در کشور حاکم بود و و قتی دوستان از اسلام صحبت می کردند مرادشان یک نظام عقیدتی همنام اما بکلی دارای محتوای متفاوت بود. اگر قانون نظارت استصوابی نبود چه بسا که خبرگانی که فرد دیگری را برای رهبری حمایت می کردند بر سر کار می آمدند و بطور مثال آیت الله صانعی به رهبری برگزیده می شد. در آن صورت اسلام دیگری با تعاریف دیگری حاکم می بود. یادمان نرود که تا سال 1370 و انتخابات دور چهارم مجلس اصلا بحثی از نظارت استصوابی نبود ( در این سال با استناد به ماده 53 قانون انتخابات شورای نگهبان بر نظارت استصوابی پا فشرد) و اصل قانون هم در سال 1378 یعنی 21 یکسال بعد از انقلاب تصویب شد. از روز اول این پارادوکس بین "میزان رای ملت است" و "قوانین اسلام" وجود داشته منتهی تا مقطعی که اطمینان بود که اکثریت از نظام و حکومت دینی حمایت می کنند مشکلی وجود نداشت. جر زنی ها زمانی آغاز شد که این تردید بوجود آمد که ممکن است نظام دینی از اکثریت بیفتد ( و یا افتاده، هنوز هیچکدام از دو اردوگاه نمی توانند چنین امری را نفی و یا اثبات کنند) . بهر حال از نظر تعاریف موجود در باره ی نظام های حکومتی، اگر شرایطی برسد که به هر دلیلی و با هر نشانه ای، احراز شود که حکومت در موضع اقلیت قرار گرفته، هر توجیه و تفسیری بکار برود مهم نیست، بلکه نهایتا سیستم به عوان یک سیستم دیکتاتوری شناخته می شود که در برابر شهروندانش قرار گرفته. آیا در آن صورت باز هم نظام بر این امر پا فشاری خواهد کرد که هر چقدر هم در اقلیت باشد مهم نیست مهم این است که اسلام را با تعابیر خود پیاده می کند و آیا قبول خواهد کرد که بله اصلا حکومت یک نظام دیکتاتوری و بر علیه خواست اکثریت است اما اسلامی است؟ من تصور نمی کنم. این است پارادوکسی که شهیر از آن نام برده.
شهاب گرامی .امام زمانی فرمودند که میزان رای ملت است که رای ملت را منطبق بر اسلام دیدند.
ایا غیر از این بود؟
من یک سوال از شما می پرسم. .اگر امام می دید که اکثریت ملت مخالف ان نظری بود که اسلام دارد و در عین حال طرفداران خود را در حدی می دید که بتواند حکومتی را تشکیل دهد (مثلا 30درصد فعال )ایا این سخنان را بر زبان می راند؟
ایا غیر از این بود که امام دید شرایط را و دید اوضاع کشور را و از منطقی که همه مردم بفهمند در همان سخنرانی بهشت زهرا(ص)وارد شد که اگر پدران ما چنین بودند ...الی اخر.بهره برد
تا به هدفی که ان هدف را برای مردم خیر می دانست رسید.؟
اقای شهاب گرامی .ببینید امام راحل که حقیقتا برای کمتر غیر معصومی به اندازه ایشان برایش احترام قائلم با همه بزرگواری و عظمتش خالی از اشتباه نبود .
خود ایشان هم ادعای عصمت نداشت.
ما حتی اگر بپذیریم که بعضی از جملات ایشان از لحاظ لفظی اشتباه به کار برده شده (که البته این به معنای پذیرش اشتباه حقیقی نیست )باز نمی توان نتیجه گیری مورد انتظار دموکراتیک را گرفت.
ببینید ایا غیر از این بود که حتی لفظ دموکراتیک را ایشان بین جمهوری و اسلامی تحمل نکردند؟
اما شما پرسیده اید که (
روزیکه که رژیم شاه سرنگون شد چرا آیت الله خمینی تصمیم به رفراندوم گرفتند؟ پایه مشروعیت نظام جدید در داخل و در صحنه ی بین المللی چه چیزی جز رفراندوم و غالب بودن نظر اکثریت بود؟)
پاسخ انست که یک حکومت مشروع بدون حضور مردم توان اعمال حاکمیت را ندارد (یا حداقل برایش مشکل می شود ).همچنین امام عالمی اگاه به مسائل زمان بود .
از طرفی می دانست که مردم در رفراندوم به نظر وی (جمهوری اسلامی )قطعا رای می دهند . و از طرفی دیگر اگر الان رفراندوم نشود در اینده برای نظام ممکن است بهانه تراشی های بیشتری امریکا و دول غربی بنمایند .
خوب امامی که می دانست نتیجه رفراندوم حتما (بدون کمتری شکی )بر خواست وی منطبق است چرا نباید این موضوع را بپذیرد؟
همچنین نتیجه این رفراندوم پاسخ منطقی محکمی بود به کسانی که اعمال حکومت را از طریق دموکراسی می خواستند .چون با این کار به انها گفت که من از طریق راه مورد نظر خود شما وارد شدم .
یعنی امام باهوش و بزرگوار ملت با یک رفراندوم هم نتیجه مورد علاقه خود را حاصل می کرد و هم از روش خود مخالفان به انها اعلام می کرد که من از طریق همان راه مورد انتظار شما این نظام را تثبیت کردم .

اما شهاب گرامی مهمتر از این مبحث موضوع دیگری است که باید عرض شود .
ان هم چگونگی پذیرش حکومت و چگونه پذیرش تدوام ان توسط حاکم اسلامی است .


نمونه والای ما امیرالمومنین (ع)است .

به این دو موضوع دقت کنیم متوجه می شویم .
امیرالمومنین (ع) در ابتدا حکومت را نمی پذیرند .اما وقتی حضور مردم را می بینند
آنجا خطبه ای را ایراد می فرمایند که "لولا حضور الحاضر و قیام الحجت به وجود الناصر ... لالقیت حبلها علی غاربها" اگر شماها حاضر نشده بودید و اگر نبود که با وجود یاران و ناصران حجت بر من تمام است، باز هم خلافت را رها می کردم.


اما مدتی گذشت همین مردمی که به زور حضرتش را به حکومت کشانده بودندو حضرت به انها می گفت بگذارید در کنار شما باشم (مشاور شما )تا امیر شما .همین مردم مدتی بعد تاب تحمل عدالت را نیاوردند ایا حالا که امام (ع)رای مردم را تا حدی از دست داده بود (حال نمی دانم اقلیت یا اکثریت )باید کنار می کشید؟
ایا حضرت فرمودند که شمایی که مرا اوردید حالا هم مثلا خواسته اید بروم من می روم ؟
خير ایشان ایستادند و حتي براي اولين بار به روي عده اي كه عنوان مسلمان داشتند شمشير كشيدند و حتي در جنگ نهروان 4 هزار مسلمان، آن هم چه مسلماناني با چه سابقه درخشاني را سر بريدندو فرمودند: من چشم فتنه را بيرون آوردم.


اقای شهاب عزیز شما این پارادوکس را چگونه می بینید ؟

__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-21-2010, 04:32 AM   #6
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,695
تشکرها: 14,144
در 2,489 پست 13,666 بار تشکر شده
Points: 28,998, Level: 99
Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
Exclamation پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

دوران خلیفه گرایی و سلطان و درباری به پایان راه رسیده است اما مثل اینکه هنوز جریانی برای زنده کردن این خاطرات در ذهن خاورمیانه است. میزان رای ملت است یعنی "میزان رای ملت است" دیگر این چهار کلمه که اینقدر پیچش ندارد. رویکرد پیچاندن روشنی ها دقیقا همانند رویکردی است که اهل سنت در برابر جریان غدیر در پیش گرفته اند. من کنت مولاه فهذا علی مولاه که دیگر روشن است..پس چرا عده ای هنوز به معنای دوستی کلمۀ مولا اشاره میکنند تا رهبر؟ دلیل خاصی داشته که بر معنی دورتر این واژه بجای معنی نزدیکتر آن پافشاری میکنند؟
برافراشتن حکومت اسلامی بدلیل عدم وجود وحی و نبود معصومیتی که خود دوستان هم به آن اشاره کردند:
نقل قول:
ببینید امام راحل که حقیقتا برای کمتر غیر معصومی به اندازه ایشان برایش احترام قائلم با همه بزرگواری و عظمتش خالی از اشتباه نبود .

به صلاح اسلام و مسلمین نیست. نه تنها امام خمینی که رهبری هم خالی از اشتباه نیستند. اما چطور شده است که آن قسمت از فرمایشان ایشان که ظاهرا به ضرر جناح خاصی تمام میشود باید جزو اشتباهات اینها محسوب گردد؟! امام خمینی در آنزمان هم اگر هدف حکومت اسلامی داشتند مسلما زیربار واژۀ جمهوری اسلامی نمیرفتند. البته ممکن است که مجبور شده اند که در اینصورت رهبری که زیر بار مصلحت گرایی برود دیگر نمیتوانسته که شایستگی برقرای حکومت اسلامی را داشته باشد. آیا ما میخواهیم ایران را به دورۀ عباسی و صفوی بازگردانیم؟ در زمان صفوی هم شاه اسماعیل به عنوان مرشد، خود را کاملا دست نایافتنی میخواند. علاقۀ عجیبی به بازگرداندن ایران به دوران کلیسایی غرب و مذهب دولتی دیده میشود!
نقل قول:
خوب امامی که می دانست نتیجه رفراندوم حتما (بدون کمتری شکی )بر خواست وی منطبق است چرا نباید این موضوع را بپذیرد؟
مردم از شاهنشاهی خسته شده بودند و انقلابی صورت گرفت در جهت رهایی از این نظام. در این میان خواست امام خمینی چه بوده خیلی مهم نیست. مهم خواست مردم است که رهبریش را امام خمینی برعهده گرفته بود. پیامبر هم خواستش را اینطور ارجح بر مردم نمیدانسته است اما آنچه که مطرح بوده خواست خدا بوده که بواسطۀ وجود وحی در آنزمان به مردم ابلاغ میشده است. امروز وحی در کار نیست و بنابراین بازگشادن تصویر اسلام در برابر تخریب وارده از سوی "یک دین دولتی بودن" به نوعی آسیب رساندن به پایه های این دین است. اینکه بخواهیم امروز به هرقیمتی حکومت اسلامی برافرازیم و با چماق آنچه را که عده ای از اسلام فهمیده اند( که مسلما در درستی آن میتوان مانند هر اندیشه ای شک کرد) را بر سر ملت بکوبیم آیا در جهت تقویت اسلام گام برداشته ایم؟!
در جهانی که ملتها اینگونه به هم مرتبط شده اند آیا تلاش برای خرد کردن آنچه مردم میخواهند و تحمیل آنچه که من میخواهم به یک ملت چه چیزی عاید دین من و ملت من خواهد شد؟ چند صباحی بمانیم و بکشیم و خرد کنیم و زندانی کنیم و در پایان هم سرنوشتی جز کسری و قیصر در انتظارمان نخواهد بود. بماند که قدرت امروزی حاکمیت ایران در برابرآنچه که کسری و شاپور ساسانی بود مانند ریگی در برابر اقیانوس است.
قرنهاست که خود کلیسا فهمیده است که توانایی اداره کردن جامعه را ندارد اما در این گوشه از جهان اشتباه 600 سال پیش غرب دوباره در حال تکرار است. امام علی در بارۀ سرگذشت گذشتگان به عنوان یک عبرت یاد میکند. اما متاسفانه برای ما اشتباه گذشتگان سرمشق درس زندگی سیاسی مان است. خلاصه اینکه در برقراری حکومت اسلامی اینچنینی با زور شمشیر اگر عمربن خطاب هم بشویم هنر کرده ایم!
خوارج سلاح کشیدند و آنطور با آنها برخورد شد در نظام ما هنوز کسی دست به سلاح نشده موبدان حکم محاربه و مفسد فی الارضی او را مهر زده اند! این نظام با این رویه در بهترین حالت میشود صفویه که بهترینش عباس بود و بدترینش سلطان حسین! امروز حتی زور ما به اندازۀ صفویه هم نیست. هنوز که هنوز است بنزینمان را باید بشکه بشکه بهمان صادر کنند و عرضۀ پالایش نداریم. هنوز که هنوز است عرضۀ ساخت یک خودروی درجۀ چندم را ندارین. هنوز که هنوز است جرات آزادی مطبوعات را نداریم و هنوز که هنوز است مدیریت اقتصادی و سیاسی و علمی مان از وبای بی لیاقتی و ضعف نجات نیافته است. حال چطور میخواهیم با این بدبختی ها حکومت اسلامی هم برپاییم؟! الله اعلم!
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-21-2010, 10:50 AM   #7
Hadi
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 1,101
تشکرها: 4,232
در 1,005 پست 5,614 بار تشکر شده
Points: 21,087, Level: 91
Points: 21,087, Level: 91 Points: 21,087, Level: 91 Points: 21,087, Level: 91
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سلام نمایش پست ها
ایا حضرت فرمودند که شمایی که مرا اوردید حالا هم مثلا خواسته اید بروم من می روم ؟
خير ایشان ایستادند و حتي براي اولين بار به روي عده اي كه عنوان مسلمان داشتند شمشير كشيدند و حتي در جنگ نهروان 4 هزار مسلمان، آن هم چه مسلماناني با چه سابقه درخشاني را سر بريدندو فرمودند: من چشم فتنه را بيرون آوردم.
سلام گرامي،
موضوع عجيب و جالبي در خصوص امام علي (ع) عنوان نموديد كه براي من تازگي داشت. امكان دارد كه منبع اين گفتار خود را براي تحقيقات بيشتر مرقوم بفرماييد.
__________________
مبارزه با فساد بزرگترین چالش 35 سال گذشته است
بند 9 از ابلاغيه اقتصاد مقاومتي : شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی وغيره.
Hadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-21-2010, 02:18 PM   #8
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,369 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

با سلام به دوستان

انچه که من از معنای لغوی جمهوری اسلامی برداشت می کنم این است که ما دارای جمهوری هستیم که باید با قوانین اسلام منطبق باشد. قوانینی که ما داریم دو نوع هستند: یکی قانون اساسی که فصل الخطاب است و در سطحی بالاتر از تمام قوانین قرار دارد که اصول ان کمتر در معرض تغییر قرار دارند و دیگری قوانینی هستند که از طرف قانونگذار تصویب و با تایید مراجع مذهبی, در سطح جامعه ساری و جاری می شوند. این قوانین ممکن است با مرور زمان دچار تغییر شده و یا اینکه بنا به اقتضاء ممکن است جاری نشوند.

بنابراین تمام قوانین در جمهوری اسلامی باید بر قوانین اسلامی منطبق باشند و عمل تطبیق به وسیله فقها انجام می گیرد. بنابراین این قوانین اسلام است که در نهایت حرف اخر را خواهند زد و یا این فقها هستند که مرجع تطبیق می باشند و این واقعیتی است که قابل چشم پوشی نیست.

اما بحثی که در این میان ممکن است مطرح شود بحث مشروعیت مردمی چنان نظامی است, که با برگذاری انتخابات مختلف تامین مشروعیت پیش بینی شده است. توجه کنید که ما از جمهوری اسلامی صحبت می کنیم و نه از حکومت اسلامی . نکته ای که کمتر به ان توجه می شود این است که از نظر لغوی بین این دو عبارت تفاوت وجود دارد چرا که حکومت اسلامی یعنی حاکمیت صرف اسلامی و یا اجرای صرف قوانین اسلام است. شیوه عمل حاکمان اسلامی گذشته نشان می دهد که حتی در ان برهه زمانی نیز نقش مردم در رویدادهای صدر اسلام اهمیت داشته است چنانکه امام علی, با اصرار حاضر به پذیرش حکومت می شود و در قیام امام حسین هم دعوت مردم کوفه و مساعد بودن شرایط برای برقراری حکومت اسلامی, در جهت اقدام به قیام نقشی مهم و غیر قابل انکار داشته است. حتما این جمله را شنیده اید که ایشان می فرمایند من برای اصلاح امت و ... قیام کرده ام. و یا امام حسن که مردم او را تنها گذاشته اند اقدام به صلح با معاویه می کند ( ر.ک به اینجا و اینجا). نمونه های بی شماری را می توان ذکر کرد که انجا که حرکتی انجام می شود, مردم هم باید باشند.

این شرایطی بوده است که در زمانهای گذشته حاکم بوده است. اما کنون ما در جهان گلوبالیزه ای زندگی می کنیم که دموکراسی یکی از پایه های اساسی ان است. گذشته از ان, همانطور که معنای لغوی جمهوری اسلامی تداعی می کند, معنای جمهوری در چنین سیستمی با چنین تعریفی بایستی حتما تحقق پیدا کند و گرنه دیگر ان نظام یک جمهوری نیست و ممکن است بسته به شرایط چیزدیگری شود و فقط ظاهری از جمهوری داشته باشد.

اینکه چنین چیزی حادث بشود یا نه و یا اگر حادث شد چه معایب و مضراتی ممکن است داشته باشد این دیگر موضوع بحث من نیست و من در اینجا سعی کردم به این شبهه پاسخ دهم.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-21-2010, 04:00 PM   #9
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,937 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
سلام : ...خير ایشان ایستادند و حتي براي اولين بار به روي عده اي كه عنوان مسلمان داشتند شمشير كشيدند و حتي در جنگ نهروان 4 هزار مسلمان، آن هم چه مسلماناني با چه سابقه درخشاني را سر بريدندو فرمودند: من چشم فتنه را بيرون آوردم.
اقای شهاب عزیز شما این پارادوکس را چگونه می بینید ؟
با احازه، من از نوشته خود شهاب جواب شما را میدهم

نقل قول:
بهر حال از نظر تعاریف موجود در باره ی نظام های حکومتی، اگر شرایطی برسد که به هر دلیلی و با هر نشانه ای، احراز شود که حکومت در موضع اقلیت قرار گرفته (و قدرت را با اعمال خشونت بخواهد حفظ کند)، هر توجیه و تفسیری بکار برود مهم نیست، بلکه نهایتا سیستم به عنوان یک سیستم دیکتاتوری شناخته می شود که در برابر شهروندانش قرار گرفته. آیا در آن صورت باز هم نظام بر این امر پا فشاری خواهد کرد که هر چقدر هم در اقلیت باشد مهم نیست مهم این است که اسلام را با تعابیر خود پیاده می کند و آیا قبول خواهد کرد که بله اصلا حکومت یک نظام دیکتاتوری و بر علیه خواست اکثریت است اما اسلامی است؟ من تصور نمی کنم. این است پارادوکسی که شهیر از آن نام برده
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-21-2010, 11:44 PM   #10
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
دوران خلیفه گرایی و سلطان و درباری به پایان راه رسیده است اما مثل اینکه هنوز جریانی برای زنده کردن این خاطرات در ذهن خاورمیانه است. میزان رای ملت است یعنی "میزان رای ملت است" دیگر این چهار کلمه که اینقدر پیچش ندارد. رویکرد پیچاندن روشنی ها دقیقا همانند رویکردی است که اهل سنت در برابر جریان غدیر در پیش گرفته اند. من کنت مولاه فهذا علی مولاه که دیگر روشن است..پس چرا عده ای هنوز به معنای دوستی کلمۀ مولا اشاره میکنند تا رهبر؟ دلیل خاصی داشته که بر معنی دورتر این واژه بجای معنی نزدیکتر آن پافشاری میکنند؟
برافراشتن حکومت اسلامی بدلیل عدم وجود وحی و نبود معصومیتی که خود دوستان هم به آن اشاره کردند:
به صلاح اسلام و مسلمین نیست.
کاربر محترم شمشیری .سعی کنیم عصبیت را کنار بگذاریم .
ببینید مهم نیست که من یا شما بگوییم دوران فلان چیز گذشته یا فلان چیز مد شده .من چه کاره ام که بگویم دوران فلان مساله گذشته یا دوران فلان مساله نگذشته .ایا بهتر نیست منطقی و به دور از عصبانیت اگر نظری دارم بیان کنم و اگر حقیقتی را دیدم بپذیرم؟
اما در صورتی که تمایل دارید وارد این بحث ضوید عرض می شود که شهاب گرامی و شهیر گرامی نظراتی داشته اند .
شهاب گرامی امد در مورد سخنان امام راحل که میزان رای ملت است دفاعیاتی داشته اند .
بنده هم عرض کرده ام این نمی تواند به صورت تام منظور امام راحل را بیان کند .
ضمن اینکه پرسش هایی داشته ام که اگر امام می دید که مردم خلاف نظر اسلام هم رای می دهند باز هم اسلام می گفت که میزان رای ملت است یا اینکه دید رای ملت را و بعد اینگونه سخن گفت.
نکته دوم بنده هم ان بوده است که امام راحل هم که معصوم نیست و ممکن است اشتباه کند (اگر چه در این بین میزان رای ملت است بعید می بینم امام اشتباه کرده باشند و فقط محتملا در استفاده از لغات کوتاهی داشته اند ).
اما در زمینه قبول نمودن حاکمیت و چگونگی تداوم ان بیاناتی داشته ام که در پستی که به شهاب گرامی پاسخش را داده ام بیان نموده ام .
خلاصه اش این است که (امیر المومنین (ص)در ابتدا حکومت را نمی پذیرند تا مردم به اصرار حضرتش را حاکم خود می کنند .حضرت می فرماید اگر درکنار شما باشم بهتر است تا امیر شما باشم (نقل به مضمون).اما مردم اصرار می کنند تا حضرت مجبور به پذیرش حکومت می شوند (که قضایایش طولانی است).اما همین مردم (منجمله نهروانیان وقتی تاب عدالت را نداشتند علیه حکومت حضرت می اشوبند ).حال اینها یا اقل ارا را داشتند یا اکثرش را.
ایا امام ایا دید که اینها دیگر از انتخاب خود پشیمان شده اند حکومت را به انها واگذارد یا با ان محاربان جنگید؟)
پاسخ این مساله خیلی از شبهه ها را در مورد حکومت اسلامی رفع می کند .



نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
امام خمینی در آنزمان هم اگر هدف حکومت اسلامی داشتند مسلما زیربار واژۀ جمهوری اسلامی نمیرفتند. البته ممکن است که مجبور شده اند که در اینصورت رهبری که زیر بار مصلحت گرایی برود دیگر نمیتوانسته که شایستگی برقرای حکومت اسلامی را داشته باشد.
ببینید اگر ما ابتدا یک اشتباه داشته باشیم چه میزان می توانیم نتیجه گیری اشتباه بگیریم؟
شمشیری گرامی حکومت اسلامی=جمهوری اسلامی در زمان غیبت است.
بنابراین این نتیجه گیری شما که (
البته ممکن است که مجبور شده اند که در اینصورت رهبری که زیر بار مصلحت گرایی برود دیگر نمیتوانسته که شایستگی برقرای حکومت اسلامی را داشته باشد.)با کمال تاسف نادرست می باشد .
اما باید معنای جمهوری اسلامی را در نظر داشته باشید که یعنی جمهوری در چارچوب اسلام با محتوای اسلام.
(یک مثال ساده :
سیب سرخ .در بین یک گونی سیب های رنگارن فقط انهایی را که سرخ باشند در بر می گیرد)




نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
آیا ما میخواهیم ایران را به دورۀ عباسی و صفوی بازگردانیم؟ در زمان صفوی هم شاه اسماعیل به عنوان مرشد، خود را کاملا دست نایافتنی میخواند. علاقۀ عجیبی به بازگرداندن ایران به دوران کلیسایی غرب و مذهب دولتی دیده میشود!
خیر.دوران یک حاکم عادل با یک شاه ستمگر متفاوت است.
ضمن اینکه در جمهوری اسلامی =حکومت اسلامی .
(شاورهم فی الامر)وجود دارد یعنی با مردم مشورت کن .
ولی فقیه از طریق انتخابات با مردم مشورت می کند .
ضمنا مسیحیت تحریف شده باعث شد که چهره نورانی عیسی بن مریم (س)و انجیل نزد غربیان خدشه دار شود که بدلیل انکه ان مبحث مفصل است اینجا مطرح نمی شود .


نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
مردم از شاهنشاهی خسته شده بودند و انقلابی صورت گرفت در جهت رهایی از این نظام. در این میان خواست امام خمینی چه بوده خیلی مهم نیست. مهم خواست مردم است که رهبریش را امام خمینی برعهده گرفته بود.
مردم خواست امام را می خواستند .اگر در زمان رفراندوم امام می گفت من به جمهوری دموکراتیک رای می دهم مردم هم رای می دادند .اگر می گفت جمهوری اسلامی هم همینطور بود .و امثال ان.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
اینکه بخواهیم امروز به هرقیمتی حکومت اسلامی برافرازیم و با چماق آنچه را که عده ای از اسلام فهمیده اند( که مسلما در درستی آن میتوان مانند هر اندیشه ای شک کرد) را بر سر ملت بکوبیم آیا در جهت تقویت اسلام گام برداشته ایم؟!
خیر .اما یادمان باشد اگر جمهوری اسلامی ضربه ای بخورد انچنان اسلام ضربه می خورد که تا سالها نمی تواند کمر راست کند.به هر حال درست یا نادرست اسلام و جمهوری اسلامی به هم مرتبطند .و هر حکومت دیگری هم فعلا بر سر کار باشد از جمهوری اسلامی به اسلام نزدیک تر نیست.


نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
در جهانی که ملتها اینگونه به هم مرتبط شده اند آیا تلاش برای خرد کردن آنچه مردم میخواهند و تحمیل آنچه که من میخواهم به یک ملت چه چیزی عاید دین من و ملت من خواهد شد؟
اگر روزی اکثریت ملت خواستند که ویروس مثلا ایدز بگیرند ایا ما حق داریم که مانع این کارشان شویم؟
اگر پاسخ اری است بدانیم که روح از جسم برای بدن مهمتر است.



نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
قرنهاست که خود کلیسا فهمیده است که توانایی اداره کردن جامعه را ندارد اما در این گوشه از جهان اشتباه 600 سال پیش غرب دوباره در حال تکرار است
کلیسا مسیحیت حقیقی نبود .تحریفی از مسیحیت که خلاف مسیحیت گام بر می داشت بود .اصل اول مسیحیت طبق اعتقادات ما توحید است که کلیسا ان را هم نداشت.کلیسا مخالف علم بود .
کلیسا مدرک اصلیش یک کتاب تحریف شده بود نه یک انجیل اصیل.
ضمن انکه اصولا مسیحیت را نباید با اسلام مقایسه کرد.



.
[/QUOTE]
امروز حتی زور ما به اندازۀ صفویه هم نیست. هنوز که هنوز است بنزینمان را باید بشکه بشکه بهمان صادر کنند و عرضۀ پالایش نداریم. هنوز که هنوز است عرضۀ ساخت یک خودروی درجۀ چندم را ندارین. هنوز که هنوز است جرات آزادی مطبوعات را نداریم و هنوز که هنوز است مدیریت اقتصادی و سیاسی و علمی مان از وبای بی لیاقتی و ضعف نجات نیافته است. حال چطور میخواهیم با این بدبختی ها حکومت اسلامی هم برپاییم؟! الله اعلم! [/QUOTE]
اینها مشکلاتی است که وجود دارد .ولی باید از یک جا شروع کرد .
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-21-2010, 11:58 PM   #11
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi نمایش پست ها
سلام گرامي،
موضوع عجيب و جالبي در خصوص امام علي (ع) عنوان نموديد كه براي من تازگي داشت. امكان دارد كه منبع اين گفتار خود را براي تحقيقات بيشتر مرقوم بفرماييد.
هادی گرامی عدد چهار هزار نفر تعداد نسبی خوارج را نشان می دهد .
از طرفی می دانیم که نزدیک به همه اهل خوارج در جنگ نهروان از پای در امدند .
وقتی عرض شد چهار هزار نفر نه انکه حضرت به تنهایی همه انان را به درک واصل نمودند .بلکه منظور انست که در مجموع توسط سپاه اسلام انان از میان برداشته شدند .
خود امام (ص)هم از اینده این جنگ خبر داده بودند که (و الله لا يفلت منهم عشرة و لا يهلك منكم عشرة)این گفته امام به حقیقت پیوست و کمتر از 10نفر از خوارج زنده ماندند.
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 12:05 AM   #12
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط محمد صادق نمایش پست ها
با سلام به دوستان

انچه که من از معنای لغوی جمهوری اسلامی برداشت می کنم این است که ما دارای جمهوری هستیم که باید با قوانین اسلام منطبق باشد. قوانینی که ما داریم دو نوع هستند: یکی قانون اساسی که فصل الخطاب است و در سطحی بالاتر از تمام قوانین قرار دارد که اصول ان کمتر در معرض تغییر قرار دارند و دیگری قوانینی هستند که از طرف قانونگذار تصویب و با تایید مراجع مذهبی, در سطح جامعه ساری و جاری می شوند. این قوانین ممکن است با مرور زمان دچار تغییر شده و یا اینکه بنا به اقتضاء ممکن است جاری نشوند.

بنابراین تمام قوانین در جمهوری اسلامی باید بر قوانین اسلامی منطبق باشند و عمل تطبیق به وسیله فقها انجام می گیرد. بنابراین این قوانین اسلام است که در نهایت حرف اخر را خواهند زد و یا این فقها هستند که مرجع تطبیق می باشند و این واقعیتی است که قابل چشم پوشی نیست.

اما بحثی که در این میان ممکن است مطرح شود بحث مشروعیت مردمی چنان نظامی است, که با برگذاری انتخابات مختلف تامین مشروعیت پیش بینی شده است. توجه کنید که ما از جمهوری اسلامی صحبت می کنیم و نه از حکومت اسلامی . نکته ای که کمتر به ان توجه می شود این است که از نظر لغوی بین این دو عبارت تفاوت وجود دارد چرا که حکومت اسلامی یعنی حاکمیت صرف اسلامی و یا اجرای صرف قوانین اسلام است. شیوه عمل حاکمان اسلامی گذشته نشان می دهد که حتی در ان برهه زمانی نیز نقش مردم در رویدادهای صدر اسلام اهمیت داشته است چنانکه امام علی, با اصرار حاضر به پذیرش حکومت می شود و در قیام امام حسین هم دعوت مردم کوفه و مساعد بودن شرایط برای برقراری حکومت اسلامی, در جهت اقدام به قیام نقشی مهم و غیر قابل انکار داشته است. حتما این جمله را شنیده اید که ایشان می فرمایند من برای اصلاح امت و ... قیام کرده ام. و یا امام حسن که مردم او را تنها گذاشته اند اقدام به صلح با معاویه می کند ( ر.ک به اینجا و اینجا). نمونه های بی شماری را می توان ذکر کرد که انجا که حرکتی انجام می شود, مردم هم باید باشند.

این شرایطی بوده است که در زمانهای گذشته حاکم بوده است. اما کنون ما در جهان گلوبالیزه ای زندگی می کنیم که دموکراسی یکی از پایه های اساسی ان است. گذشته از ان, همانطور که معنای لغوی جمهوری اسلامی تداعی می کند, معنای جمهوری در چنین سیستمی با چنین تعریفی بایستی حتما تحقق پیدا کند و گرنه دیگر ان نظام یک جمهوری نیست و ممکن است بسته به شرایط چیزدیگری شود و فقط ظاهری از جمهوری داشته باشد.

اینکه چنین چیزی حادث بشود یا نه و یا اگر حادث شد چه معایب و مضراتی ممکن است داشته باشد این دیگر موضوع بحث من نیست و من در اینجا سعی کردم به این شبهه پاسخ دهم.
علیک السلام .
چند نکته .
اول انکه مقبولیت با مشروعیت متفاوت است .
دوم انکه حکومت اسلامی =جمهوری اسلامی است (در زمان غیبت)
سوم انکه در لفظ جمهوری اسلامی جمهور به وسیله اسلام حصر شده است .ضمنا انکه محتوای اسلامی هم در جمهوری اسلامی وجود دارد .
پس محتوا اسلامی است و در عین حال جمهوریت درچارچوب اسلام معنا دارد .
و این مساله با دموکراسی که انسان محوری در ان وجود دارد متفاوت است
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 12:11 AM   #13
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

سلام عزیز درود.
دوست عزیز ظاهرا شما در عالم تئوری زندگی میکنی و با تعالیم مترقی را مد نظر داری . فناتیزم شما و عصبیت همراهش با عملکرد عینی مسئولین تفاوت دارد. آنچه باید بشود نشد و نخواهد شد. اینکه میگوئید از جمهوری اسلامی به اسلام نزدیکتر نیست . کفر محض است . به عقیده این حقیر. و حقیران متعددی دیگر. و حتی علمای اعلام. تحریف مسیحیت و تبدیل اسلام و تناسخ بودیسم و تحقیر یهودیسم و دیگر ادیان . همه بهانه است. خصوصا تمسک به ائمه اطهار. و تشابهات بی مورد به صدر اسلام. با عرض معذرت
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-22-2010, 12:45 AM   #14
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط alireza نمایش پست ها
با احازه، من از نوشته خود شهاب جواب شما را میدهم

علیرضای گرامی .
انچه که مطرح شد این است کهمن شما را نمی شناسم .اما بنا را براین گذاشته ام که دو مسلم که اصول اولیه مشترکی دارند در این بحث با هم شرکت کرده اند)به صورت ساده:
امیرالمومنین (ص) در ابتدا حکومت را نپذیرفتند.مردم انقدر اصرار کردند که به الاجبار و البته با احساس مسئولیتی که (خدا بر گردن عالمان گذاشته )حکومت را پذیرفتند .
درصدی از همان مردم بیعت کننده به هر دلیلی از جمله اینکه پس از مدتی دیدند که نمی توانند با عدالت امام علی (ع)کنار بیایند (هر یک به یک بهانه از شاید نیاز به توضیح در اینجا نباشد).علیه امام شوریدند ( اکثریت یا اقلیتش را نمی دانم).
حقیر سخنم انست که امامی که معصوم بود و طبق فرض ما در اینجا (دو نفر مسلم با هم بحث می نماییم) کلام و عمل امام حجت است ایا به انها گفت چون دیگر درصدی از شما مرا نمی خواهید من کنار می روم و هرکس را خواستید سر کار بیاورید یا اول با انان صحبت کرد و وقتی شمشیر کشیدند حتی با انان جنگید ولی حکومت را ترک نکرد با اینکه به زور حضرتش را به حکومت رسانده بودند و حضرت هم مدام به انان می فرمود که بهتر است در کنار شما باشم تا امیر شما (به مضمون).
اقای علیرضای گرامی سخن بنده ان است که مسئولیت ها تا قبل از پذیرش حکومت و بعد از ان فرق می کند .
شما وقتی حاکم شدی باید مردم را هدایت کنی نه انکه توسط انان هدایت شوی.
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 12:48 AM   #15
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط فابیان کربلائی نمایش پست ها
سلام عزیز درود.
دوست عزیز ظاهرا شما در عالم تئوری زندگی میکنی و با تعالیم مترقی را مد نظر داری . فناتیزم شما و عصبیت همراهش با عملکرد عینی مسئولین تفاوت دارد. آنچه باید بشود نشد و نخواهد شد. اینکه میگوئید از جمهوری اسلامی به اسلام نزدیکتر نیست . کفر محض است . به عقیده این حقیر. و حقیران متعددی دیگر. و حتی علمای اعلام. تحریف مسیحیت و تبدیل اسلام و تناسخ بودیسم و تحقیر یهودیسم و دیگر ادیان . همه بهانه است. خصوصا تمسک به ائمه اطهار. و تشابهات بی مورد به صدر اسلام. با عرض معذرت
علیک السلام .خواهش می کنم .موفق باشید.
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 01:47 AM   #16
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,369 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سلام نمایش پست ها
علیک السلام .
چند نکته .
اول انکه مقبولیت با مشروعیت متفاوت است .
دوم انکه حکومت اسلامی =جمهوری اسلامی است (در زمان غیبت)
سوم انکه در لفظ جمهوری اسلامی جمهور به وسیله اسلام حصر شده است .ضمنا انکه محتوای اسلامی هم در جمهوری اسلامی وجود دارد .
پس محتوا اسلامی است و در عین حال جمهوریت درچارچوب اسلام معنا دارد .
و این مساله با دموکراسی که انسان محوری در ان وجود دارد متفاوت است
با تشکر از پاسخ شما
فرموده اید که حکومت اسلامی =جمهوری اسلامی

مرجع و معیار و ملاک شما برای بیان این جمله چیست ؟ لطفا در بیان ادله خود سند هم بیاورید.

من برای شما مثالهایی اوردم که حتی در یک حکومت اسلامی هم در مواقعی برای حفظ اساس دین باید مردم با حاکمیت همراه باشند.

جریان غدیر خم را که به خوبی مطلعید. ایا علی نمی توانست با استناد به این واقعه داعیه دار حکومت شود و بگوید که در حکومت اسلامی به همراهی مردم نیازی نیست ؟ ایا خانه نشینی علی برای مدت بیش از 20 سال مسولیتی را متوجه ایشان خواهد کرد ؟ مسلما خیر.

چرا که در واقعه غدیر حجت بر مردم تمام شده و ولی به انها معرفی شده بود.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 03:22 AM   #17
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,695
تشکرها: 14,144
در 2,489 پست 13,666 بار تشکر شده
Points: 28,998, Level: 99
Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
Lightbulb پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
کاربر محترم شمشیری .سعی کنیم عصبیت را کنار بگذاریم .
ببینید مهم نیست که من یا شما بگوییم دوران فلان چیز گذشته یا فلان چیز مد شده .من چه کاره ام که بگویم دوران فلان مساله گذشته یا دوران فلان مساله نگذشته .ایا بهتر نیست منطقی و به دور از عصبانیت اگر نظری دارم بیان کنم و اگر حقیقتی را دیدم بپذیرم؟
کاربر محترم جناب سلام! بنده به هیچ عنوان عصبی نیستم. نمیدانم این را از کجای نوشتۀ من بیرون کشیدید؟! در هرصورت، برای من هم چندان مهم نیست که شما یا هر کس دیگری بگوید فلان چیز مد شده است یا دوران فلان مساله گذشته. در اینکه میفرمایید "من چه کاره ام که چنینی چیزی بگویم" هم با شما کاملا موافقم. شما پست پیشین را کاملا به خود گرفتید اما منظور من در بخش نخست آن جریانی بود نه شخص کاربر سلام.
نقل قول:
اما در صورتی که تمایل دارید وارد این بحث ضوید عرض می شود که شهاب گرامی و شهیر گرامی نظراتی داشته اند .
نخیر تمایلی به وارد شدن به بحث نیست دوست گرامی. هرچند نظرات همه محترم است.

نقل قول:
شهاب گرامی امد در مورد سخنان امام راحل که میزان رای ملت است دفاعیاتی داشته اند .
بنده هم عرض کرده ام این نمی تواند به صورت تام منظور امام راحل را بیان کند .
ضمن اینکه پرسش هایی داشته ام که اگر امام می دید که مردم خلاف نظر اسلام هم رای می دهند باز هم اسلام می گفت که میزان رای ملت است یا اینکه دید رای ملت را و بعد اینگونه سخن گفت.
نقل قول:
نکته دوم بنده هم ان بوده است که امام راحل هم که معصوم نیست و ممکن است اشتباه کند (اگر چه در این بین میزان رای ملت است بعید می بینم امام اشتباه کرده باشند و فقط محتملا در استفاده از لغات کوتاهی داشته اند ).
دوست عزیز با این روش برخورد پس پیامبر هم در غدیر در مورد خلافت علی(ع) در لغت کوتاهی کردند. پیامبر هم میتوانستند بگویند من کنت مولاه فهذا علی مولا. و ادامه دهند که منظور من از مولا "دوستی" نیست که رهبری است. درست؟ برادر عزیز با این روش جنابعالی آشکارترین گزاره ها را میتوان دستخوش تحریف کرد. دوست عزیز اگر ملت ایران نبودند نه آیت الله خمینی و نه خیلی بعدی ها حتی مجال منبر رفتن هم پیدا نمیکردند چه برسد به مجلس رفتن و مکانهای بلندتر. شما این ملت را خیلی دست کم میگیرید.

نقل قول:
....اما همین مردم (منجمله نهروانیان وقتی تاب عدالت را نداشتند علیه حکومت حضرت می اشوبند ).حال اینها یا اقل ارا را داشتند یا اکثرش را.
ایا امام ایا دید که اینها دیگر از انتخاب خود پشیمان شده اند حکومت را به انها واگذارد یا با ان محاربان جنگید؟)
پاسخ این مساله خیلی از شبهه ها را در مورد حکومت اسلامی رفع می کند .
سلام عزیز شما گفتید 4000 نفر نهروانی چطور اینها را به همۀ امت اسلام گسترش میدهید؟ یعنی جمعیت کل جهان اسلام 4000 نفر بود که بعدش هم نهروانی شدند و سرشان بریده شد؟ اینها عدۀ قلیلی بودند که دست به اسلحه شدند. امام هم ایستادگی کردند.

نقل قول:
شمشیری گرامی حکومت اسلامی=جمهوری اسلامی در زمان غیبت است.
جدا؟ پس چرا امام گفتند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه کلمه کمتر؟ حتما اینرا هم میگذارید پای اشتباهات امام خمینی؟ شاید هم اما مجبور شده بودند تا تقیه کنند و بعدها پرده ها کنار برود و همه بفهمند که حکومت اسلامی نه جمهوری اسلامی. اصلا چه نیازی به بخش جمهور این ترکیب وجود دارد؟ خب اینرا بردارند شبهه ها هم برطرف میشود شما هم به مراد دل میرسید.


نقل قول:
اینها مشکلاتی است که وجود دارد .ولی باید از یک جا شروع کرد .


بهترین نقطۀ آغاز همانا پایان دادن به دست کم گرفتن مردم و خودداری از حاکم سازی بجای برگزیده سازی است. ما در ایران سلطان نمیخواهیم. شاید برخی علاقه به این جایگاه داشته باشند. اما مطمئن باشید اگر قرار میبود که سلطان محمود غزنوی تازه ای در ایران تاج گذاری کند دیگر برچیدن نظام پهلوی بزرگترین اشتباه میبود.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-22-2010, 03:44 AM   #18
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

سلام گرامی، ضمن تشکر از کلام آرام و استدلال محور شما،
مسئله شما و دوستان این است که شما معتقدید حاکم اسلامی حتی اگر در اقلیت قرار گرفت باید به هر قیمتی حکومت را حفظ کند و دوستان معتقدند باید تن به خواست اکثریت بدهد. من فکر میکنم که حاکم اسلامی باید حکومت را حفظ کند اما نه به قیمت وهن اسلام، به عبارت دیگر باید فارغ از این که اکثریت است یا اقلیت، تحلیل کند که آیا ماندنش در مجموع به نفع گسترش اسلام خواهد بود یا برعکس، باعث زده شدن مردم از اسلام خواهد شد (به عبارتی ما حکومت اسلامی را برای اسلام و در نهایت رضای خدا میخواهیم نه اسلام را برای حکومت اسلامی). شما جمله ای گفتید که فکر کنم از آقای خمینی باشد که اگر جمهوری اسلامی از بین برود اسلام تا مدتها نمیتواند کمر راست کند. به نظر من این امر بستگی به شرایط دارد و ممکن است اصرار بیش از حد بر ماندن در حکومت (که به وهن اسلام بینجامد) بدتر باعث شکستن کمر اسلام شود. شاید بتوان از صلح امام حسن علیه السلام با معاویه این نتیجه را گرفت.
در مورد جنگ امام علی علیه السلام با خوارج، اتفاقا به نظر میرسد که شرایط فوق برقرار بوده است. اولا خوارج حتما اقلیت بودند چون جمعیت مسلمانان خیلی بیشتر از چند ده هزار نفر بوده (حتی در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) در حالی که خوارج فقط چهار هزار تن بوده اند. ثانیا شما شرایط را در نظر بگیرید. خوارج علنا به محاربه و به اصطلاح امروزی اعمال تروریستی (حملات متعدد به هر کسی که کافر میدانستند، شبیه وهابیون امروز یا حتی مجاهدین خلق خودمان در دهه شصت. ماجرای پاره کردن شکم زنان حامله را که شنیده اید) پرداختند. حتی دموکراسی های سکولار هم امروزه با این نوع افراد به شدت برخورد میکنند. ثالثا شما نگاه کنید که حضرت علی علیه السلام چقدر به آنها فرصت دادند، پیش از جنگ نهروان چند بار اتمام حجت کردند (که باعث شد بسیاری از سپاه خوارج برگشتند) و تا وقتی آنها دست به شمشیر نبرده بودند با آنها برخورد قهرآمیز نشد. رابعا آیا جنگ نهروان باعث از بین رفتن مقبولیت حضرت علی علیه السلام در بین اکثریت مردم شد؟ من فکر نمی کنم. چون بعید می دانم خوارج با این اعمالشان بین اکثریت مردم محبوب بوده باشند و احتمالا مردم خود نیز خواستار برخورد با خوارج بودند (نمی دانم ماجرای آن عضو خوارج را شنیده اید که (مضمون را عرض میکنم، جزییات یادم نیست) هنگام خطبه حضرت علی (ع) سخنان ایشان را با شعار و اعتراض قطع کرد. اصحاب خواستند با او برخورد کنند ولی حضرت منعشان کردند و سکوت کردند تا طرف رفت.).
بر همین اساس به نظر من خیلی از اعمال امروز جمهوری اسلامی، به خصوص در نحوه برخورد با مخالفان، به اسلام ضربه می زند و منطبق با روش حضرت علی علیه السلام نیست.
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-22-2010, 07:59 AM   #19
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
شما وقتی حاکم شدی باید مردم را هدایت کنی نه انکه توسط انان هدایت شوی.
سلام عزیز در سقیفه چه اتفاقی افتاد؟ چرا حضرت علی(ع) آنجا شمشیر نکشید؟ چرا با ابوبکر و عمر بیعت کرد؟ چرا صبر کرد تا مردم به او روی بیاورند؟ پس نظر مردم جایگاه جدی دارد "حتی اگر بنا بر مصلحت نظام اسلامی باشد". بعد هم جان من هدایت یک چیز است اما برخی از روش های بکار رفته امروز شباهتی به هدایت ندارد. در مورد خوارج هم اولا آن ها عده ای خونریز و جانی بودند در ثانی یک فرض بزرگی که تشیع دارد این است که ایشان امام معصوم بودند بنابراین هیچ حرکت ایشان قابل تسری به افراد غیر معصوم (از جمله من و شما) که تحت تاثیر عوامل روانشناسانه و ژنتیک و محیطی و دنیوی و تاریخی و جغرافیائی هستیم ندارد. و بالاخره و از همه مهمتر شما حرف های حقیر را گزینه ای مطالعه نفرمائید.....کدام اسلام؟ دفاع از کدام اسلام بر عهده جمهوری اسلامی است؟ اسلام به تعبیر شما، آقای جنتی و مصباح و یا آقایان منتظری و صانعی؟ اگر گروه اول نماینده اسلام واقعی هستند چرا؟ و اگر گروه دوم هستند باز هم چرا؟ گره اصلی اینجاست. هر یک از ما حتی مراجع هم (که در عمل هم دیده ایم) برداشت خود را از اسلام داریم. این برداشت ها سخت تابع شرایطی است که فرد غیر معصوم در آن ها رشد کرده از جمله شرایط تاریخی. نظر آیت الله خمینی در مورد زنان را که در قرن بیستم میلادی ذکر کرده اند با نظرات ملا صدرا در قرن 16 و 17 میلادی مقایسه کنید. ملا صدرا در اسفار زنان را نوعی از حیوانات می داند (و منها تولد الحیوانات المختلفه... بعضها للاکل... و بعضها للرکوب و الزینه... و بعضها للحمل... و بعضها للتجمل و الراحه... و بعضها للنکاح... و بعضها للملابس و البیت و الاثاث). و ملا هادی سبزواری هم همین نظر را تایید می کند و با وضوح بیشتر می گوید (فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا....). حال اگر آقای "سلام" ما در قرن 17 حکومت را بدست گرفته بود و تحت تاثیر این آقایان قرار داشت و می خواست اسلام را پیاده کند تکلیف زنان چه بود؟ ما از برداشت های غیر معصومانه خود نباید جلوه "حق مطلق" بسازیم چرا که همگی در معرض خطائیم. چون اینگونه ایم باید خیلی خیلی محتاط با انسان های دیگر "بنام اسلام" برخورد کنیم. با این قسمت آخر شما موافقید؟
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 01:00 PM   #20
سردرگم
 
سردرگم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: نزديکي هاي کوير بالاي بلندي.
پست ها: 1,163
تشکرها: 12,883
در 1,074 پست 5,694 بار تشکر شده
Points: 12,282, Level: 72
Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

با سلام
سوال:
1-چرا در اسلام غیر سياسی وجود برداشتهای مختلف از احکام رواست و هر مجتهد می تواند رساله احکام خود را دارا باشد اما در اسلام سیاسی ( به روایت بعضی از علما نه همه) فقط یک برداشت صحیح به حساب آورده می شود و بقیه باید فقط اطاعت کنند؟
2- در بعد اول برداشت انسانها از اسلام است که دوستان اشاره کردند متفاوت است. اما در بعد دوم چه کسی با اطمینان می تواند بگوید خواسته خداوند هم از همه در قبال اسلام شکل واحد دارد؟
سردرگم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از سردرگم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-24-2010, 08:53 PM   #21
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط محمد صادق نمایش پست ها
با تشکر از پاسخ شما
فرموده اید که حکومت اسلامی =جمهوری اسلامی

مرجع و معیار و ملاک شما برای بیان این جمله چیست ؟ لطفا در بیان ادله خود سند هم بیاورید.

من برای شما مثالهایی اوردم که حتی در یک حکومت اسلامی هم در مواقعی برای حفظ اساس دین باید مردم با حاکمیت همراه باشند.

جریان غدیر خم را که به خوبی مطلعید. ایا علی نمی توانست با استناد به این واقعه داعیه دار حکومت شود و بگوید که در حکومت اسلامی به همراهی مردم نیازی نیست ؟ ایا خانه نشینی علی برای مدت بیش از 20 سال مسولیتی را متوجه ایشان خواهد کرد ؟ مسلما خیر.

چرا که در واقعه غدیر حجت بر مردم تمام شده و ولی به انها معرفی شده بود.
محمد صادق گرامی .
سوال شما ان است که ملاک بنده برای انکه عرض شد حکومت اسلامی =جمهوری اسلامی
چیست؟

برای پاسخ به این سوال اجازه بدهید کمی این مساله را بشکافیم .
به نظر بنده این مساله باعث می شود که برداشتهای احیانا ناصواب تعدیل شود.

اما چرا عرض شد حکومت اسلامی = جمهوری اسلامی(حداقل در زمان غیبت معصوم(عج)).
پاسخ انست که این تفکر از بیان نورانی قران عظیم نشات گرفته .

خواهش می کنم این قسمت را اندکی بیشتر تامل کنیم .
چند فرض مهم :
1-رسول خدا(ص)و 14معصوم(ص)عصمت دارند و ما بی بهره از درجه عصمت انان هستیم .
2-خداوند در کتاب خود می فرماید که در رسول خدا (ص) برای شما اسوه حسنه ای است .

ایا جمع این دو باعث نمی شود که دریابیم با انکه نمی توانیم مثل رسول خدا(ص) باشیم حداقل باید سعی کنیم در مسیر راه حضرتش حرکت کنیم ؟
اگر می شود که ظاهرا پاسخ اری است .یک ایراد در اینجا نفی می شود .
ان ایراد هم انست که کسی نگوید که رسول خدا(ص)معصوم بود و ما نیستیم .پس راه حکومت وی با ما کاملا متفاوت است .

3-خدا در کتاب عظیمش به رسول معظمش (ص) می فرماید .(شاورهم فی الامر).
یعنی با انان (مردم )مشورت کن در کار.
حال طبق فرض های پیشین ما نتیجه گرفتیم که باید سعی کنیم پیرو رسول خدا(ص) باشیم .
خوب .ایا ایشان حکومت تشکیل ندادند؟
پاسخ اری هست .(محمد صادق عزیز سعیم انست که حتی یک نتیجه گیری کوچک هم بی مرجع و منطق نباشد).
اگر اری هست و از طرفی طبق فرض 2 هم اسوه حسنه ما هستند ما نیز باید سعی کنیم حکومت اسلامی تشکیل بدهیم.
در حکومت اسلامی هم طبق فرض 3رسول خدا (ص) مامور به مشورت با مردم است .
پس رییس حکومت اسلامی کنونی هم باید با مردم مشورت کند .
اما مشورت کنونی چگونه است ؟
ایا جز این است که رییس فعلی حکومت اسلامی نمی تواند همه ملت را در یک جا جمع کند (یا درصد زیادی از انها را)و بگوید که نظرتان را بگویید در فلان مساله.
پس نتیجه ان می شود که از طریق رای گیری رییس حکومت با مردم مشورت می کند .
پس ریس حکومت اسلامی در کارها با مردم در زمان حاضر بوسیله صندوق رای مشورت می کند و این همان معنای جمهوری اسلامی است که منطبق بر حکومت اسلامی شد .
اگر ابهامی باقی مانده سعی می شود با توضیح ذیل رفع شود .
ببینید .فرض کنید کشور ما که یک جمعیت 70میلیونی را در بر می گیرد احتیاج دارد به عده ای که در ان بر اساس اسلام قانونگذاری کنند .
خوب رهبر حکومت اسلامی که فرصت ان را ندارد که به همه امور قانونگذاری هم برسد و از طرفی مامور است (طبق فرض های 2 و 3)به مشورت با مردم .
بنابراین از طریق صندوق رای با مردم مشورت می کند و عده ای را برای قانونگذاری به وسیله مشورت با مردم بر می گزیند .خوب ایا این جز جمهوری اسلامی است؟
در حوزه اجرا هم همین وضع حاکم است .
خوب ایا جز این شد که حکومت اسلامی تطبیق بر جمهوری اسلامی یافت و در اصل هر دو یکی شدند؟(حداقل در زمان غیبت امام زمان (عج)).

باز هم جزییاتی وجود دارد که ان شائ الله اگر لازم شود عرض می شود .

اما در باب امیرالمومنین (ص) نوشته اید .
به نظر حقیر در این مورد در پست های قبلی توضیح داده ام .اگر پس از مطالعه ان توضیحات قانع نشدید بفرمایید .
با تشکر.
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-24-2010, 09:03 PM   #22
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
جدا؟ پس چرا امام گفتند جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه کلمه کمتر؟ حتما اینرا هم میگذارید پای اشتباهات امام خمینی؟ شاید هم اما مجبور شده بودند تا تقیه کنند و بعدها پرده ها کنار برود و همه بفهمند که حکومت اسلامی نه جمهوری اسلامی. اصلا چه نیازی به بخش جمهور این ترکیب وجود دارد؟ خب اینرا بردارند شبهه ها هم برطرف میشود شما هم به مراد دل میرسید.
جناب شمشیری به نظر بنده پاسخی را که به محمد صادق گرامی عرض کرده ام مطالعه بفرمایید .
در ان پاسخ مستندا بیان شده که جمهوری اسلامی = حکومت اسلامی.
پرسیده اید که چه نیازی به بخش جمهور این ترکیب وجود دارد ؟
پاسخ انست که (شاور هم فی الامر)یعنی( با انان مشورت کن)در ترکیب جمهوری اسلامی نمایان تر از ترکیب حکومت اسلامی خود را نشان می دهد .
ورنه هر دو یکی است

__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-24-2010, 09:17 PM   #23
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط محمدجواد نمایش پست ها
سلام گرامی، ضمن تشکر از کلام آرام و استدلال محور شما،
مسئله شما و دوستان این است که شما معتقدید حاکم اسلامی حتی اگر در اقلیت قرار گرفت باید به هر قیمتی حکومت را حفظ کند و دوستان معتقدند باید تن به خواست اکثریت بدهد. من فکر میکنم که حاکم اسلامی باید حکومت را حفظ کند اما نه به قیمت وهن اسلام، به عبارت دیگر باید فارغ از این که اکثریت است یا اقلیت، تحلیل کند که آیا ماندنش در مجموع به نفع گسترش اسلام خواهد بود یا برعکس، باعث زده شدن مردم از اسلام خواهد شد (به عبارتی ما حکومت اسلامی را برای اسلام و در نهایت رضای خدا میخواهیم نه اسلام را برای حکومت اسلامی). شما جمله ای گفتید که فکر کنم از آقای خمینی باشد که اگر جمهوری اسلامی از بین برود اسلام تا مدتها نمیتواند کمر راست کند. به نظر من این امر بستگی به شرایط دارد و ممکن است اصرار بیش از حد بر ماندن در حکومت (که به وهن اسلام بینجامد) بدتر باعث شکستن کمر اسلام شود. شاید بتوان از صلح امام حسن علیه السلام با معاویه این نتیجه را گرفت.
در مورد جنگ امام علی علیه السلام با خوارج، اتفاقا به نظر میرسد که شرایط فوق برقرار بوده است. اولا خوارج حتما اقلیت بودند چون جمعیت مسلمانان خیلی بیشتر از چند ده هزار نفر بوده (حتی در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) در حالی که خوارج فقط چهار هزار تن بوده اند. ثانیا شما شرایط را در نظر بگیرید. خوارج علنا به محاربه و به اصطلاح امروزی اعمال تروریستی (حملات متعدد به هر کسی که کافر میدانستند، شبیه وهابیون امروز یا حتی مجاهدین خلق خودمان در دهه شصت. ماجرای پاره کردن شکم زنان حامله را که شنیده اید) پرداختند. حتی دموکراسی های سکولار هم امروزه با این نوع افراد به شدت برخورد میکنند. ثالثا شما نگاه کنید که حضرت علی علیه السلام چقدر به آنها فرصت دادند، پیش از جنگ نهروان چند بار اتمام حجت کردند (که باعث شد بسیاری از سپاه خوارج برگشتند) و تا وقتی آنها دست به شمشیر نبرده بودند با آنها برخورد قهرآمیز نشد. رابعا آیا جنگ نهروان باعث از بین رفتن مقبولیت حضرت علی علیه السلام در بین اکثریت مردم شد؟ من فکر نمی کنم. چون بعید می دانم خوارج با این اعمالشان بین اکثریت مردم محبوب بوده باشند و احتمالا مردم خود نیز خواستار برخورد با خوارج بودند (نمی دانم ماجرای آن عضو خوارج را شنیده اید که (مضمون را عرض میکنم، جزییات یادم نیست) هنگام خطبه حضرت علی (ع) سخنان ایشان را با شعار و اعتراض قطع کرد. اصحاب خواستند با او برخورد کنند ولی حضرت منعشان کردند و سکوت کردند تا طرف رفت.).
بر همین اساس به نظر من خیلی از اعمال امروز جمهوری اسلامی، به خصوص در نحوه برخورد با مخالفان، به اسلام ضربه می زند و منطبق با روش حضرت علی علیه السلام نیست.
محمد جواد گرامی .
ببینید به نظربنده برای مسائلی که اگر با استدلال جلو برویم راه طولانی می شود برای رسیدن به پاسخ .می توانیم حجت ها را دلیل بیاوریم .
ببینید شما می فرمایید که (من فکر میکنم که حاکم اسلامی باید حکومت را حفظ کند اما نه به قیمت وهن اسلام، به عبارت دیگر باید فارغ از این که اکثریت است یا اقلیت، تحلیل کند که آیا ماندنش در مجموع به نفع گسترش اسلام خواهد بود یا برعکس، باعث زده شدن مردم از اسلام خواهد شد.
ببینید ایا این گفته شما با جمله (الذين ان مکناهم في الارض اقاموا الصلوة و اتو الزکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر) در تضاد نیست؟
ایا کنار کشیدن حاکم اسلامی بخصوص در شرایطی (این بخصوص را دقت بفرماییم بیشتر)که می داند در صورت نبودش همین درصد کم احیای این چهار امر فرموده شده در بیان نورانی قران کمرنگ تر می شود به صلاح اسلام است ؟
ایا این منطقی است که با وجود انکه می دانیم اگر حاکم کنار بکشد همان مقدار کم اسلامیت هم کمرنگ تر می شود باز هم حاکم کنار بکشد؟
محمد جواد عزیز نباید زمان امام حسن (ص) را با امروز مقایسه کرد .
انزمان اگر امام صلح نمی کرد اطرافیان خود امام امام را کتف بسته به معاویه ملعون تحویل می دادند .معلوم نبود که معاویه (لعنت الله علیه)که افکار عمومی را در اختیار داشت با امام چه برخوردی می کرد .
بعید نبود که امام را به قتل برساند کل بنی هاشم را یکجا سر به نیست کند برای انان مراسم ختمی هم بگیرد و فاتحه اسلام را بخواند .
بله .شرایط ازمان امام حسن مجتبی (ص)زمانی محقق می شود که رهبری حکومت اسلامی فعلی در کل زمین کمتر از هزار نفر (یا همین حدود )یار وفادار داشته باشد و از طرفی جو تبلیغات هم کاملا بر ضدش باشد و بداند که اگر لحظه ای در حکومت بماند همین هزار نفر هم از بین می روند .و اصل اسلام در خطر کا مل است و این متفاوت است با انکه رهبری در ایران میلیون ها حامی داشته باشد و حامیان وی از نیجریه تا سوریه و عربستان و کویت و بحرین و لبنان و پاکستان و اندونزی و مالزی (ولو با درصد اندکی -حتی در حد کمک تبلیغاتی -)حضور داشته باشند .
اما اینکه گفته اید که (بر همین اساس به نظر من خیلی از اعمال امروز جمهوری اسلامی، به خصوص در نحوه برخورد با مخالفان، به اسلام ضربه می زند و منطبق با روش حضرت علی علیه السلام نیست)این مساله به نظر بنده هم تا حدی محل بحث دارد که مکان دیگری می طلبد .فقط عرض شود بنده هم در این مورد تا حدی با شما.
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-25-2010, 01:14 AM   #24
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,695
تشکرها: 14,144
در 2,489 پست 13,666 بار تشکر شده
Points: 28,998, Level: 99
Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط سلام نمایش پست ها
جناب شمشیری به نظر بنده پاسخی را که به محمد صادق گرامی عرض کرده ام مطالعه بفرمایید .
نقل قول:
نوشته اصلی توسط سلام نمایش پست ها
در ان پاسخ مستندا بیان شده که جمهوری اسلامی = حکومت اسلامی.
پرسیده اید که چه نیازی به بخش جمهور این ترکیب وجود دارد ؟
پاسخ انست که (شاور هم فی الامر)یعنی( با انان مشورت کن)در ترکیب جمهوری اسلامی نمایان تر از ترکیب حکومت اسلامی خود را نشان می دهد .
ورنه هر دو یکی است
دوست عزیز برای ما اسلام مهم است. جمهوری اسلامی هم برای اسلام است که برای ما اهمیت داشته است. ما نمیتوانیم هدف را به قربانگاه "ابزار" ببریم. از شما خواهش میکنم به مواردی که مطرح شده پاسخ دهید. نفرمودید چرا در غدیر در "لغت" کوتاهی شده بود؟ مگر نمیفرمایید که امام خمینی در لغت کوتاهی کردند؟ خب بفرمایید نظر شما راجع به رهاکردن امت اسلام در یک گرداب جدایی بنام تشیع و تسنن چیست زمانیکه پیامبر با برخورداری از وحی تنها به "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" بسنده کردند؟ چرا پیامبر طبق برداشت شما "حجت را در لغت تمام نکردند" و نگفتند که منظور من از مولا رهبر است و نه تنها یک "دوست"؟ این خود بهترین گواه بر عدم صحت رویکرد سیاه کردن واضحات است. اینرا عرض کردم تا روشن شود میتوان هر گزارۀ آشکاری را به نوعی دچار تحریف معنی کرد.

شما در پست پیشین گفتید که" 4000 نهروانی بدست امام علی سربریده شدند" نخست لطف کنید سند و مدرک موجهی راجع به این لفظ "سربریدن" ارائه دهید و سپس بفرمایید چه شد که شما کل جمعیت امت اسلام را 4000 نفر "تخمین زدید"؟ آیا نهروانیها همۀ امت اسلام بودند یا خیر؟ اگر نه پس لطف کنید دلیل موجهی برای تخمین مصلحتی شمار امت اسلام به 4000 نفر ارائه بفرمایید.

"جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر". شما این گزاره را مستند میدانید؟ فکر میکنید چرا چنین جمله ای از سوی "معمار جمهوری اسلامی" گفته شده است؟ آیا علتی وجود داشته که اینطور روی این ترکیب تاکید کرده اند؟ آیا اینرا از "اشتباهات" امام خمینی میدانید؟ اگر مصلحتی بوده پس چگونه حاکمیتی را که اینگونه حقیقت را فدای مصلحت کرده "حکومت اسلام بر روی زمین" میخوانید؟ با درنظر گرفتن چنین حاکمیتی بعنوان حاکمیت اسلامی پس مطمئننا حکومت بنی امیه و بنی عباس هم باید نام "حکومت اسلامی" بخود بگیرند و نمایندۀ اسلام بر روی زمین شوند. میتوان این توجیه را هم کرد که در زمان معاویه و البته یزید شکوه اسلام ایجاب میکرده که معاویه ای که مرزهای اسلام را به غرب گسترانده بود بر سر قدرت بماند و امام حسین هم میبایست با یزید بیعت میکرد و از تضعیف هرچه بیشتر اسلام جلوگیری. بنابراین غمنامۀ عاشورا هم توجیه "اسلامی" پیدا میکند و زهرخوراندن به امام حسن یک امر غیر قابل اجتناب. دوست عزیز این میشود نتیجۀ نگهداری حکومت "به هر قیمتی". آن زمان هم معاویه و بنی امیه حکومت خود را حکومت اسلامی میخواندند و دشمنانشان را دشمن اسلام و مسلمین.

بنابراین همانطور که خود بدرستی اشاره کردید جامعۀ اسلامی امروز یک فرق بسیار بزرگ با زمان پیامبر دارد و آن نبود عصمت حاکمیان است. اگر جمهوری اسلامی قرار است به اسلام کمک کند در اینصورت شایستۀ پشتیبانیست و در غیر اینصورت هیچ تفاوتی با حکومت طاغوت نخواهد داشت. خوشبختانه نسل من بدنبال برقراری تشیع "سفیانی" در ایران نیستیم. در جایی خواندم زمانیکه در سقیفه آنطور حق امام علی پایملانده شد ابوسفیان اولین کسی بود که از امام علی درخواست شروع جنگ مسلحانه برعلیه شیخین را کرد. امام علی میتوانستند به زعم شما برای "برقراری اسلام" دست به شمشیر برده و "حکومت اسلامی" را برپایند و پیروز میدان حق و باطل باشند. درست؟ چه شد که اینکار انجام نشد؟ چون دوست عزیز : یکم در اکثریت نبودند و دوم قصد برقراری حکومت اسلامی را به هر قیمتی نداشتند. اینها خوشبختانه در پیشینۀ رهبران ما وجود داشته است. اینها با درنظر گرفتن این موضوع است که براساس باور تشیع ایشان معصوم هم بوده اند.

مشکل این است که هیچ کس نمیتواند ادعا کند که اسلام را بطور کامل درک کرده است و نه میتواند ادعا کند که میتواند کاملا آنرا اجرا کند.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-25-2010, 04:00 PM   #25
سلام
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 698
تشکرها: 319
در 440 پست 1,252 بار تشکر شده
Points: 7,392, Level: 57
Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57 Points: 7,392, Level: 57
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : گپ و گفتگو با شهیر (3)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
سلام عزیز در سقیفه چه اتفاقی افتاد؟ چرا حضرت علی(ع) آنجا شمشیر نکشید؟ چرا با ابوبکر و عمر بیعت کرد؟ چرا صبر کرد تا مردم به او روی بیاورند؟ پس نظر مردم جایگاه جدی دارد "حتی اگر بنا بر مصلحت نظام اسلامی باشد".
شهاب گرامی چرا فکر می کنیم که امیرالمومنین (ص)سعی در شمشیر کشیدن نداشت ؟
انچه که اتفاق افتاد ان بود که هنگامی که امیر مؤمنان علی(ع) مسلمانان را به حمایت از خود دعوت فرمود سلمان یکی از چهار نفری بود که ندای حضرت را اجابت کرد. پس از بیعت مردم با ابوبکر؛ حضرت علی(ع) نیمه­ های شب به همراه حضرت زهرا(س) و حسنین به خانه­ های مهاجر و انصار می رفت و فضایل خود را بیان کرد و از آن­ها یاری ­خواست. از میان جمعیت مهاجر و انصار چند نفر وعده­ نصرت و یاری دادند، حضرت به آن­ها فرمود: فردا اول وقت با سلاح حاضر شوند ولی از این عده جز چند نفر وفا نکردند. سلمان و ابوذر و مقداد و زبیر.(به صور متفاوت هم شاید این قضیه گفته شده باشد )از جمله این ماجرا تا سه شب تکرار شد، اما این بار نیز جز چند نفر کس دیگری خواسته حضرت علی(ع) را اجابت نکرد. هنگامی که حضرت علی(ع) این وضعیت را دید تصمیم گرفت در خانه بماند .پس شهاب گرامی اینطور نبود که حضرت دست به سلاح نبرده باشد .
حضرت حتی دست به سلاح هم می برد ولی می بیند یار به تعداد کافی ندارد .
بیعت با ان افراد ظالم هم از روی اجبار بود .انان حتی همسر حضرتش را که دختر پیامبر (ص) بود در این قضیه به شهادت رساندند و درب خانه حضرتش را ظاهرا اتش زدند .
بنده هم در پستهای پیشین هرگز نگفتم که برای بدست اوردن حکومت یاری مردم نیاز نیست .
شهاب گرامی من عرضم در ذیل دوباره می اید .

امیرالمومنین (ع) در ابتدا حکومت را نمی پذیرند .اما وقتی حضور مردم را می بینند
آنجا خطبه ای را ایراد می فرمایند که "لولا حضور الحاضر و قیام الحجت به وجود الناصر ... لالقیت حبلها علی غاربها" اگر شماها حاضر نشده بودید و اگر نبود که با وجود یاران و ناصران حجت بر من تمام است، باز هم خلافت را رها می کردم.
(پس بنده ار ابتدا هم حضور حاضر را اوردم و عرض کردم که برای تشکیل حکومت حضور مردم لازم است .اما اقلیت یا اکثریت مطرح نشد .فقط حضور حاضر در حدی که انسان بتواند با اتکای بر انها حاکمیت را در دست بگیرد-ملاک بنده هم همین حضور حاضر برای تشکیل حکومت است-)
اما مدتی گذشت همین مردمی که به زور حضرتش را به حکومت کشانده بودندو حضرت به انها می گفت بگذارید در کنار شما باشم (مشاور شما )تا امیر شما .همین مردم مدتی بعد تاب تحمل عدالت را نیاوردند ایا حالا که امام (ع)رای مردم را تا حدی از دست داده بود (حال نمی دانم اقلیت یا اکثریت )باید کنار می کشید؟
ایا حضرت فرمودند که شمایی که مرا اوردید حالا هم مثلا خواسته اید بروم من می روم ؟(این سوال بسیار مهم و اساسی است )
خير ایشان ایستادند و حتي براي اولين بار به روي عده اي كه عنوان مسلمان داشتند شمشير كشيدند و حتي در جنگ نهروان 4 هزار مسلمان، آن هم چه مسلماناني با چه سابقه درخشاني را سر بريدندو فرمودند: من چشم فتنه را بيرون آوردم.
خوب .ایا در این مثال تفاوت حضور حاضر (انهم نه اقلیت یا اکثریت -فقط حضور در حدی که انسان احساس کند می تواند با کمک انان قدرت را در دست بگیرد)با زمانی که حکومت تشکیل شده که حتی ممکن است عده ای از موافقان ان حکومت حالا مخالف شده باشند دیده نمی شود؟
(این ادرس در باب سقیفه و چگونگی بیعت پاسخهای خوبی می دهد http://www.rasekhoon.net/article/show-44556.aspx)
ضمن اینکه به اعتقاد بسیاری از بزرگان حضرت علی (ع) هرگز با ابوبکر بیعت نکرد .





نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
بعد هم جان من هدایت یک چیز است اما برخی از روش های بکار رفته امروز شباهتی به هدایت ندارد. در مورد خوارج هم اولا آن ها عده ای خونریز و جانی بودند در ثانی یک فرض بزرگی که تشیع دارد این است که ایشان امام معصوم بودند بنابراین هیچ حرکت ایشان قابل تسری به افراد غیر معصوم (از جمله من و شما) که تحت تاثیر عوامل روانشناسانه و ژنتیک و محیطی و دنیوی و تاریخی و جغرافیائی هستیم ندارد.
ببینید وقتی بحث از هدایت می اید ان است که رهبر نباید مطیع خواست مردم باشد .بلکه مردم باید مطیع خواست رهبر عادل متقی باشند .شما چگونه می اندیشید وقتی که انتظار داشته باشید مردم رهبر را انتخاب کنند و سپس توسط خود وی هدایت شوند؟
ایا جز اینست که مردم شخصی را انتخاب می کنند (در دموکراسی)که خواسته اش به خواسته انان نزدیکتر باشد ؟ایا چنین رهبر انتخاب شده از طریق دموکراسی (نه مردمسالاری دینی )که طبعا مردم انتخاب کرده اند تا خواسته انان را تحقق بخشد می تواند خواسته خود را پس از انتخاب محقق کند؟
(اصلا یک پارادوکس در اینجا حاصل نمی شود؟)
پس شما نمی توانید دموکراسی و هدایت مردم توسط رهبر را با هم جمع کنید (حال می خواهید هر بعدی از رشد و هدایت را انتخاب کنید ).
اما فرموده اید که هیچ حرکت امام معصوم قابل تسری به غیر معصوم نیست .
شهاب گرامی در این جمله نیز با عرض پوزش مغلطه ای دیده می شود .
ببینید اگر اینطور باشد پس چگونه خدا در قران می فرماید که در رسول خدا(ص) برای شما اسوه حسنه ای است ؟
اگر اعمال رسول خدا (ص) برای ما قابل تسری نیست پس ایشان چگونه می توانند اسوه ما باشند ؟
اسوه ان است که حرفش را بشنویم و سعی کنیم که پیروی کنیم رفتارش را .
درست است ؟
(به نظر حقیر یک استثنا وجود دارد و ان هم اعمالی خاص از معصوم است که به عصمت ایشان بر می گردد که قابل تسری به غیر معصوم نیست .مثلا اگر معصوم به شخصی بگوید که تو باید همسرت را طلاق بدهی یا بروی در اتش بر ان فرد واجب است که پیروی کند ولی این حکم در مورد ولی فقیه می تواند صادق نباشد -نظر امام خمینی هم فکر کنم به همین نظر نزدیک باشد -.)اما اعمال عادی معصوم برای سایرین قابل پیروی می باشد .


نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
و بالاخره و از همه مهمتر شما حرف های حقیر را گزینه ای مطالعه نفرمائید.....کدام اسلام؟ دفاع از کدام اسلام بر عهده جمهوری اسلامی است؟ اسلام به تعبیر شما، آقای جنتی و مصباح و یا آقایان منتظری و صانعی؟ اگر گروه اول نماینده اسلام واقعی هستند چرا؟ و اگر گروه دوم هستند باز هم چرا؟ گره اصلی اینجاست. هر یک از ما حتی مراجع هم (که در عمل هم دیده ایم) برداشت خود را از اسلام داریم. این برداشت ها سخت تابع شرایطی است که فرد غیر معصوم در آن ها رشد کرده از جمله شرایط تاریخی. نظر آیت الله خمینی در مورد زنان را که در قرن بیستم میلادی ذکر کرده اند با نظرات ملا صدرا در قرن 16 و 17 میلادی مقایسه کنید. ملا صدرا در اسفار زنان را نوعی از حیوانات می داند (و منها تولد الحیوانات المختلفه... بعضها للاکل... و بعضها للرکوب و الزینه... و بعضها للحمل... و بعضها للتجمل و الراحه... و بعضها للنکاح... و بعضها للملابس و البیت و الاثاث). و ملا هادی سبزواری هم همین نظر را تایید می کند و با وضوح بیشتر می گوید (فی ادراجها فی سلک الحیوانات ایماء لطیف الی ان النساء لضعف عقولهن و جمودهن علی ادراک الجزئیات و رغبتهن الی زخارف الدنیا....). حال اگر آقای "سلام" ما در قرن 17 حکومت را بدست گرفته بود و تحت تاثیر این آقایان قرار داشت و می خواست اسلام را پیاده کند تکلیف زنان چه بود؟ ما از برداشت های غیر معصومانه خود نباید جلوه "حق مطلق" بسازیم چرا که همگی در معرض خطائیم. چون اینگونه ایم باید خیلی خیلی محتاط با انسان های دیگر "بنام اسلام" برخورد کنیم. با این قسمت آخر شما موافقید؟
اقای شهاب .ببینید ما در اسلام یک سری محکمات داریم .اینها از اغاز اسلام تاکنون هم اینچنین بوده است .
مثلا خدا در قران می فرماید که اگر کسی را ما در زمین تمکین دادیم وظیفه اش ان است که نماز برپا کند .زکات .امر به معروف .نهی از منکر.
یعنی اگر به من نوعی حکومت داده شده و من نوعی مدعی بودم که حکومتم اسلامی است باید این چهار وظیفه را اجرا کنم .
اقای شهاب یادم می اید اقای تاجزاده چند سال قبل در جایی گفته بود که اگر هیچ کاری نکرده باشیم (در دوران اصلاحات )جز اینکه یک کار کرده باشیم (قریب به مضمون)همان هم دارای ارزش است و ان کار جا انداختن بحث قرائت های مختلف از دین است .
اقای شهاب این بلایی بود که بعضی ها با خلط مبحث اجتهاد فقها (که مثلا در بعضی مباحث فقها فتاوای مختلف دادند )با بعضی مسائل دیگر سعی کردند در ذهن درصدی از افراد این مباحث را جا بیندازند .
خدا توفیق دهد ایه الله مصباح را (که با انکه در بعضی امور ممکن است کمی دیدگاه ایشان را
نپسندم )اما در این بحث عالمانه و نقادانه وارد شد و خوب توانست جلوی پلورالیسم خواهان دینی را سد کند .
به نظر حقیر ما نباید در دام پلورالیسم دینی بیفتیم .
__________________
امیرالمومنین (ص) :
به خدا سوگند اگر شب تا صبح، بیدار بر خار سعدان به سر برم، يا مرا در غل و زنجير به روي زمين كشند نزد من محبوبتر از آن است كه خدا و رسول را در قیامت در حالي ديدار كنم كه بنده ای از بندگان را ستم نموده يا چيزي از متاع دنيا براي خود غصب كرده باشم. والله اگر هفت اقليم را با همه آنچه در زير آسمان آنهاست به من دهند تا با گرفتن پوست جوي از دهان مورچه اي خدا را نافرمانی کنم هرگز چنین نخواهم كرد.
سلام آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برجسب ها
بحث داغ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
نامزدهای ریاست جمهوری ایران در 30 سال گذشته youme ایران 0 05-16-2009 03:26 PM
دو تحلیلگر برجسته عضو سابق شورای امنیتی آمریکا : زمان کوتاه آمدن در برابر ایران فرارسیده است alireza تحلیل سیاسی 0 11-30-2008 04:52 AM


ساعت جاری 06:25 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT