آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ادبیات > شعر > اشعار شعرا

پاسخ
    نمایش ها: 874 - پاسخ ها: 2  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-25-2009, 02:11 PM   #1
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,412 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
Arrow شعر کربلا

شعر کربلا

شاعر : عباس رسولى

طبع مي‏خواهد که وصف زينب کبرى کند
ليک، قطره کى تواند صحبت از دريا کند؟
توسن طبعم در اينجا پاى در گل مانده است
مرغ بي‏پر چون سفر بر عرصه عنقا کند؟
نطق گويا عاجز است از شرح و ذکر وصف او
کى تواند خامه مدح آن ملک‏سيما کند؟
جد پاکش مصطفي، باب کبارش مرتضاست
مادرش زهرا که مدحش ايزد يکتا کند
چون حسين و چون حسن دارد برادر، هر يکي
ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عيسى کند
در شهامت‏ بود وارث بر على مرتضي
همت والاى او تفسير " کرمنا " کند
دختر زهرا که در حجب و حيا و عصمتش
نقش مادر را به خوبى در جهان ايفا کند
در شجاعت چون حسين و در صبورى چون حسن
در عبادت پيروى از مادرش زهرا کند
در درياى عفاف و گوهر گنج‏حياست
عفتش ياد از حياى مريم عذرا کند
گاه در آغوش گيرد اصغر لب تشنه را
تا بخوابد آب را در خواب خود رؤيا کند
گاه دلدارى دهد بر مادران سوکوار
گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها کند
گاه آيد بر سر نعش برادر از خيم
از ته دل ناله و فرياد و وا ويلا کند
گاه هم گيرد ز دست دختران بي‏پناه
از خيام سوخته رو جانب صحرا کند
کيست چون زينب کسى کو در ديار کربلا
ناله جانسوز او تاثير در دلها کند؟
کيست چون زينب که با يک جلوه از نور رخش
رخنه‏ها در قلب موسي، در دل سينا کند؟
کيست چون زينب که در راه رواج دين حق
مو به مو برنامه دين خدا اجرا کند؟
کيست چون زينب کسى کو در ره دين خدا
در جهان دار و ندار خويشتن اهدا کند؟
کيست چون زينب کسى کو با اسيرى خودش
خون پاک کشتگان کربلا احيا کند؟
کيست چون زينب که با تدبير مظلومه‏اش
دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا کند؟
کيست چون زينب کسى کو در ميان دشمنان
چون على مرتضى در نطق خود غوغا کند؟
کيست چون زينب که در بزم يزيد بي‏حياء
خطبه‏اى ايراد کرده محشرى برپا کند؟
کيست چون زينب که او با يک کلام آتشين
تنگ و تاريک اين جهان در ديده اعداء کند؟
دختر شير خدا بود و خودش هم شير بود
کس نديده شير را کز روبهان پروا کند
در جهان املاء دين را کرده انشاء مو به مو
کيست چون زينب که اين املاء را انشاء کند؟
پيروى بايد کند از دخت زهرا و علي
هر که مي‏خواهد که راه دين حق پيدا کند
روز محشر گر به شکوه لب گشايد بي‏گمان
محشرى ديگر بپا در محشر کبرا کند
دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب
دوستانش هم مقر در سايه طوبا کند
اى "رسولي" غم مدار از گيرودار روز حشر
دختر زهرا اگر از راه لطف ايما کند
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-25-2009, 10:10 PM   #2
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,412 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : شعر کربلا

در تقویم فرهنگی هر جامعه‌ای، روزهایی بی‌مانند می‌توان یافت که تموّج آنها، تمام آن فرهنگ را در تحت الشعاع خود می‌گیرد؛ آن روزهای بی‌مانند، برگه‌ی هویت جوامع‌اند، که گروه‌های انسانی را بدان می‌شناسد.

«عاشورا» در فرهنگ شیعه، جایگاهی ویژه دارد، به گونه‌ای که شیعه را در هر جای عالم، بدان می‌شناسد؛ اما خیزاب امواج آن، مرزهای فکری و جغرافیایی شیعه را در نوردیده، و هر انسانی را که به مصاف «احسن تقویم» با «اسفل سافلین» دیده دوخته، به خود مشغول داشته است.

***
شعر کربلا، فریاد رسای برخاسته از آن روز بی‌مانند است.
آن روز بی‌مانند، در سوزی بی‌نظیر جلوه کرد که آن را «شعر کربلا» نام نهاده‌اند، فریاد عدالت خواهی انسان در طول قرون و اعصار، که تحقق معنای عدالت در ظاهر جامعه و باطن فرد را می‌نمایاند، و عدالت را در سلوک با خالق و مخلوق نشان می‌دهد.

شعر کربلا، از جنس کلمات نیست، بلکه پاره‌های جگر گوینده و خواننده و شنونده است که سرخی خود را از بیرق خونین سرور مظلومان صلوات الله علیه به وام دارد؛ تا روزی که آن بیرق خونین بر فراز قبه‌ی آن مظلوم در اهتزاز است، دل‌های محبّان، از هر ملت و کشور و دین و عقیده – در سوز و گداز است.

***

آن سالک مجذوب، از روزی که دلش را آتش زدند و چنان شعر جاوادنه‌ی جان سوزی سرود، همچنان در صدر توجه حسینی سرایان دل سوخته جای دارد.

آن ترکیب بند ماندگار، از زمان حیات سراینده‌ی آن تاکنون، همچنان زبان حال مرثیه سرایان است، بدان سان که به تغبیر محدث قمی: « مثل مصیبت حضرت ابوعبدالله علیه السلام، به هیچ وجه مندرس نمی شود.»

گسترش و کثرت استقبال‌ها، تضمین‌ها، تخمیس‌ها و نقدها و تحلیل‌ها از این ترکیب‌بند، اوج عروج آن را می‌نمایاند، که بی‌تردید، دست عنایت خاندان نور صلوات اله علیهم را نشان می‌دهد.

***

پرونده این پژوهش در سال ۱۳۶۱گشوده شد. در آن زمان، چند ترکیب بند در استقبال از محتشم گرد آمد. و پرسشی مطرح شد که: آیا دامنه‌ نفوذ شعر محتشم تا همین جاست؟ همین پرسش، نگارنده را بر آن داشت که منابع چاپی و خطی، نشریات و دیگر موارد را بکاود، تاببیند که این شعر، تا کجا رفته است.

در آن زمان، جوانی بود و رمقی بود و مجالی، و فرصت و توفیقی ... اما کار به آن سال‌ها محدود نشد. و اکنون که عمر، از چهل گذشته و هیچ یکی از آنها نمانده، هنوز هم یکی از دغدغه‌های نگارنده، یافتن رد پایی از محتشم در ادبیات است.

***

یکی از کسانی که در تابش امواج فکری در محتشم کاشانی قرار گرفته، فقیه و محدّث بزرگ شیعه، علامه سید محمد مهدی بحر العلوم ( متوفی ۱۲۱۲) است.

آن بزرگ مرد؛ ترکیب‌بندی به زبان عربی سرود، که یازده بند از آن موجود است و با این بیت شروع می‌شود:
الله اکبر! ماذا الحادث الجلل فقد تزلزل سهل الارض و الجبل

در خلال این پژوهش‌ها، رواج و گسترش این قصیده عربی – که ۱۳۲بیت دارد – در قرن سیزدهم را یافتیم، که در همان سده، دست کم پنچ شرح و یک تخمیس بر آن نگاشته شده است.

گزیده‌ای از این شرح‌ها و آن تخمیس‌ که در یک مجموعه، تحقیق و منتشر شده – اثر پذیری علامه بحرالعلوم از مضامین شعر محتشم را نشان می‌دهد. و همین تأثر، ارزش شعر محتشم را، گواهی بس گویا است.

***

اکنون در این فرصت کوتاه، فقط فهرستی گذرا از نام‌های شاعرانی که به استقبال محتشم رفته‌اند، عرضه می‌شود. این فهرست، براساس ترتیب الفبابی نام‌ها یا تخلّص‌های شاعران مرتب شده و تاریخ تولد و وفات آنها در حد امکان یافته و یاد شده است.

ناگفته پیداست که این پژوهش، پس از گذشت ۲۲سال، گامی کوتاه در راهی بلند است؛ نیز نیاز به تذکر ندارد که همین توفیق، مرهون الطاف خاصه عزادار قرن‌های غیبت و غربت، صاحب خون آن مقتول مظلوم، یعنی امام منصور و مغتنم، صاحب العصر و الزمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – است. امید که مقبول درگاه حضرتش افتد.

آ
۱. آتش اصفهانی، میرزا حسن (م.۱۳۴۹)
۲. آثم – ۱۲بند
۳. آشوب آشتیانی ( قرن ۱۴) – ۱۴بند.
۴. آمرزیده کاشانی، سید فرج الله ( قرن ۱۳)- ۲۰بند.

الف
۵. ادیب الممالک فراهانی (۱۲۷۷– ۱۳۳۶ق.) ۱۴.
۶. ازهار، احمد علی( معاصر) – ۱۲.
۷. اشراق آصفی، محمد (۱۲۱۹– ۱۲۸۰ق.) ۱۴بند
۸. اشراقی، سید عبدالله ( معاصر) – ۱۲بند
۹. الفت کاشانی، میرزا محمد قلی ( م ۱۳۴۰ق.) ۱۳بند.
۱۰. امیر امیری فیروز کوهی، سیدکریم ( ۱۲۸۸– ۱۳۶۳ش) – ۵بند.
۱۱. انصاری قمی، محمد علی ( قرن 15) – ۲۴بند.

ب-ث
۱۲. بیدل شیرازی، میرزا رحیم طیب ( م ۱۲۸۵ق) – ۳۳بند
۱۳. پرتو اصفهانی، میرزا علیرضا ( قرن ۱۳).
۱۴. تأثیر تبریزی، میرزا محسن ( م ۱۱۳۱ق).
۱۵. ثاقب ( قرن ۱۴) – تخمیس محتشم.

ج-خ
۱۶. جوزا ( قرن ۱۳) ۱۳بند
۱۷. جوهری ( قرن ۱۳) – ۱۴بند.
۱۸.حزین شوشتری، محمد علی ( م ۱۳۳۹ق.) – ۱۰بند.
۱۹. حزین لاهیجی، محمد علی ( 1103- 1180ق.) – ۷ بند.
۲۰. حیرانی، اسماعیل( معاصر)- ۷بند، ۶ بند، ۵ بند.
۲۱. خاقان، فتحعلی شاه قاجار ( ۱۲۵۰ق.) ۱۲بند.
۲۲. خاوری کوزه کنانی، میرزا معصوم( قرن ۱۳)- ۲۰بند.
۲۳. خباز کاشانی، حبیب الله ( معاصر) – ۱۲بند.
۲۴. خرمشاهی، بهاء‌الدین ( معاصر) – ۱۲بند.

د- ذ
۲۵. دشتی فارسی، محمد خان ( م۱۲۹۹ق.) چهار ۱۲بند.
۲۶. دولتشاه ( قرن ۱۳).
۲۷. ذاکر، میرزا احمد ( معاصر) – ۷بند.
۲۸. ذوقی اصفهانی، میرزا ابوالقاسم ( م ۱۳۳۶ق.) – ۱۴بند، ۱۲بند، ۳بند.


منبع

ر-ژ
۲۹. راثی، میرزا هادی‌‌ ( قرن ۱۳) – ۱۴بند.
۳۰. راجی اصفهانی، ابوالقاسم ( م 1301ق.)- ۸بند، ۸بند.
۳۱. روشن اردستانی،‌میرزا محمد صادق ( م 1305ق.) – ۲۷بند، ۱۸بند.
۳۲. ریاضی – مهاجر هروی، محمد یوسف ( قرن ۱۴) – ۱۲بند، تخمیس محتشم.
۳۳. ژولیده نیشابوری ( معاصر) – دو ۱۲بند.
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-25-2009, 11:28 PM   #3
حاجی جفرسون
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,448
تشکرها: 4,128
در 8,041 پست 26,412 بار تشکر شده
Points: 61,444, Level: 100
Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100 Points: 61,444, Level: 100
Activity: 6%
Activity: 6% Activity: 6% Activity: 6%
پیش فرض پاسخ : شعر کربلا

فارس:

عليرضا قزوه غزلي را با نام «خون خدا» در رثاي سومين امام شيعيان جهان سروده است.

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌ هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي‌صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل، ‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه‎ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
تاملي كوتاه درباره نينواي عليزاده .غروبي دلگير؛ بعد از واقعه کربلا حاجی جفرسون تالار هنر 0 12-25-2009 02:03 PM
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست (اشعار محتشم کاشانی) حاجی جفرسون اشعار شعرا 2 01-07-2009 07:21 PM
متن کامل ترجيع بند معروف محتشم کاشاني باز اين چه شورش است که در جان واژه ها است؟ مهدی 313 شعر 0 01-06-2009 11:58 AM
مصری ها با شعار "لبیک یا نصرالله"به خيابان‌ها ريختند مهدی 313 خبر سیاسی 2 12-29-2008 09:48 PM
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟ فابیان تالار فرهنگ 3 10-30-2008 06:13 PM


ساعت جاری 08:51 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT