آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش تاریخ

پاسخ
    نمایش ها: 4310 - پاسخ ها: 6  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-19-2008, 10:55 PM   #1
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

به گزارش پارسینه، شاه سلطان حسین آخرین پادشاه از خاندان صفوی بود که در ۱۱۰۵ه.ق به جای پدر بر تخت سلطنت نشست و توانست مدتی رسما بر کل کشور ایران حکومت نماید. سلطنت وی با شورش افغانها و اشغال اصفهان به دست آنها پایان یافت. وی مردی بسیار هوسران و ضعیف النفس بود. در دوره حکومت وی آخرین بازمانده‌های نظم حکومتی و ساختار اداری که با تلاشهای شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس کبیر ایجاد شده بود از میان رفت.

وی عملا هیچ قدرتی در اداره امور نداشت و حتی علاقه‌ای هم به دانستن اتفاقاتی که در اطرافش می‌افتاد نشان نمی‌داد. کشور در هرج و مرج نابسامانی فرو رفت و هر نوع فسق و فجوری بدون هیچ ممانعتی حتی در پایتخت رخ می‌داد. شرح برخی هوسرانی‌ها و نابسامانی‌های دوره حکومت وی در کتاب رستم التواریخ در اوایل حکومت فتحعلی شاه قاجار نوشته شده‌است.

روس‌ها که تعرضات خود را از زمان شاه اسماعیل دوم آغاز کرده بودند در زمان شاه سلطان حسین شروع به مداخله در امور قفقازیه کرده و حتی سواحل دریای خزر از دربند تا استرآباد(گرگان فعلی) را به تصرف خود درآوردند.

در دوران وی همچنی شورش‌های افغانان غلجایی و ابدالی بی‌پاسخ ماند و در نهایت منجر به استیلای محمود افغان از طایفه غلزایی و تصرف اصفهان به دست وی گشت،سلطان حسین به شکلی باور ناپذیر و منحصر به فرد درماندگی و ناتوانی خویش را با گذاشتن تاج بر سر محمود افغان در ۱۲ محرم ۱۱۳۵ه.ق به اثبات رسانید.

شاه سلطان حسین پادشاهی که همانند دیگر پادشاهان پرورده دست غلامان و حرمسرا بود ، پس ازبه سلطنت رسیدن شیوه زندگی پیشین را پی گیری کرده و اداره کشور را به وزیران سپرد.

شاه سلطان حسین صفوی


آنگاه که اراده به انجام کاری می کرد جز با مشورت پیشگویان و اندرزهای خرافی آنان نبود. همزمان با چنین رهبری در ایران، کشور روسیه زیر فرمان پطر کبیر در شمال، سلطان محمد عثمانی در غرب، و کشور های اروپائی ( انگلیس، هلند و فرانسه) با فرمانروایان آزموده همه از نابسامانی و ضعف سلسله صفوی آگاه شده و هر یک به گونه ای چشم به ایران دوخته و برای سود جوئی از این میدان بی سردار نقشه های شیطانی می کشیدند. از سوی دیگر فرمانداران داخلی هر یک سر شورش برداشتند که از میان آنان محمود پسرمیر ویس گوی را ربود.

میرویس کلانتر قندهار بود. پس از درگذشت او، برادرش میر عبدالعزیز جانشین او شد و به دست محمود کشته شد و امیران و سران غلزائی محمود را همراهی کرده و به لشگر کشی به ایران و ستیز با سلطان حسین یاری دادند.

محمود که با پادشاهی بی اراده و ضعیف روبرو بود به آسانی توانست شهر های ایران را یکی پس از دیگری تسخیر کرده و به سوی پایتخت بشتابد. در این هنگام به شاه نامه نوشت و از او در خواست کرد که فرمانداری قندها و خراسان و کرمان را به خاندان او نسل به نسل واگذارد و نیز دختر او را خواستگاری کرد. شاه سلطان حسین در جواب نوشت:« مطالب شما که نوشتید، همه امکان دارد که صورت پذیرد، اما دختردادن شیعه به سنی ممکن نیست، و شاه به رعیت خود دختر دادن را صلاح نمی بیند.»

محمود کرمان را گرفت و چون به اصفهان نزدیک می شد، شاه به او پیام فرستاد که آنچه راکه می خواستی پذیرفتم. محمود پاسخ داد که دیگر چیزی در اختیار شما نیست که به من ببخشی!! و بدین روی پس از رسیدن محمود به اصفهان ، شاه سلطان حسین با دست خود تاج شاهی کشور ایران را بر سر محمود نهاد. به گفته احمد پناهی سمنانی:« تاجی را که شاه اسماعیل اول، با دلیریها یش به مدد شمشیر کج قزلباش ها بر سر نهاده بود، شاه سلطان حسین، با زبونی و خفت تام، بر سر یکی ازکم اهمیت ترین رعایای افغانی خود گذاشت.»

در این هنگام محمود نه تنها دختر بلکه از چهار صد زن نواب همایون فقط چهار زن را در اختیار سلطان گذاشت. اما در این شکست و تراژدی تاریخ ایران،تنها شاه سلطان حسین و ضعف و سستی او گنه کار نبود، بلکه تاریخ دیروز هر کشور ی در ساختار سرنوشت امروز ملت و ملک نقش دارد. بزرگترین عواملی که در فروپاشی سلسله 228 ساله صفوی مؤثربودند و زمانها پیش از روی کار آمدن شاه سلطان حسین پایه گذاری شده بودند به ترتیب زیر است.

1- نبودن نیروی نظامی آراسته به هنگام حمله محمود برای جلوگیری از پیشرفت تند و نابهنگام دشمن.
2- نبودن همبستگی میان پادشاهی و مذهب، آنچنانکه این همبستگی در آغاز پایه گذار حکومت صفوی بود.
3- نفوذ، قدرت و تصمیم گیری ملکه ها و خواجه سرایان حرمسرا در ساختار اداره امور سیاسی و کشوری.
4- خوش گذرانی، زن بارگی و شرابخواری شاه و سرداران و بی خبری آنان از مسائل سیاسی و نارضایتی مردم.
5- حرم پروردگی ولیعهد و شاهزاگان و دور بودن آنها از هر گونه آموزش نظامی و سیاسی.
6- بی خبری از مشکلات روزانه مردم و شکاف بین حکومت و ملت، همه با هم در فروپاشی سلسله صفوی نقش داشتند.


زمینه جدایی افغانستان از ایران نیز در دوران شاه سلطان حسین نهاده شد، شاه سلطان حسین به توصیه درباریان مغرض و نا آگاه خود گرگین خان گرجی را بدون توجه به این كه وی با آداب و رسوم پشتون ها نا آشنا ست و كار را خرابتر خواهد كرد و بر وخامت اوضاع خواهد افزود به حكومت قندهار بر گزید تا اوضاع منطقه را آرام كند. به اسلام گرویدن گرگین خان دلیل عمده گماردن او به حكمرانی قندهار و موفق بودن او در سركوب كردن بلوچها كه خطه كرمان را...


«میرویس» بزرگ قندهاری ها كه برای تظلم از جور و ستم عبد الله خان حكمران اعزامی دولت صفویان رنج سفر به اصفهان را بر خود هموار كرده بود ولی موفق به دیدار شاه سلطان حسین نشده بود ۱۹ نوامبر سال ۱۶۹۹ (۱۰۷۸ خورشیدی) با دست خالی به قندهار باز گشت و سران طوایف ناحیه را به باغ خود دعوت كرد و وجود ضعف در اركان دولتی و رواج فساد اداری و چاپلوسی در دربار صفوی را برایشان بیان داشت و گفت كه شاه در محاصره عده ای كوته نظر آزمند است و كسی نمی تواند، حتی برای تظلم به او دسترسی یابد و احكام انتصابات خرید و فروش می شود و دلسوز وجود ندارد.

پشتونهای قندهار تا آن زمان سابقه نافرمانی و ضدیت با دولت متبوع، ایران، را نداشتند، شروع به نافرمانی کردند.

در قندهار، میر ویس فتاوی روحانیون سنی را كه به دست آورده بود به سران طوایف كه تا آن زمان حاضر به این درجه از تمرد نبودند نشان داد و قتل گرگین خان را مباح دانست، میرویس سپس با بكار بردن نیرنگ گرگین خان را به باغ خود دعوت كرد و در آنجا اورا بكشت.

شورش میرویس موفق شد زیرا كه شاه سلطان حسین بی كفایت قبلا طایفه ابدالی را از خود رنجانده بود تا از آنان كمك گیرد و ملك محمود سیستانی حاكم «فراه» را هم كشته بود و مردم آن ایالت ناراضی بودند.

پس از مرگ میر ویس درسال ۱۷۱۱ میلادی، برادرش میر عبدالله (پدر اشرف افغان كه سكه های اشرفی یادگار زمان اوست) جایش را گرفت كه میر محمود پسر میر ویس عموی خود را كشت و به كرمان حمله برد.

سکه ای که به نام شاه سلطان حسین ضرب شده است


لطفعلیخان حاكم فارس به كمك كرمان شتافت و میر محمود را به قندهار فراری داد. شاه بی خرد اندكی بعد لطفعلیخان را معزول ساخت؛ این خبر كه به گوش میر محمود رسید در سال ۱۷۲۵ میلادی با ۲۵ هزار تن به كرمان حمله آورد و این شهررا متصرف شد و از آنجا از طریق یزد عازم اصفهان گردید. وی موفق به تصرف یزد نشد، ولی اصفهان را در ۱۲ اكتبر سال ۱۷۲۲ میلادی تصرف كرد و عملا به عمر دودمان صفویان پایان داد.

میر محمود، خود در سال ۱۷۲۴ به دست پسر عمویش اشرف كشته شد. اشرف با قتل محمود انتقام خون پدرش را از او گرفت. بساط اشرف نیز ضمن سه جنگ به دست نادر برچیده شد.

به گزارش پارسینه داستان این مرد افغانى و اینكه چگونه توانست با حداكثر چهل هزار نفر افغان پایتخت با عظمت سلاطین صفوى را تصرف و خاندان دویست و هفتاد ساله این سلسله را منقرض نماید از شگفتیهاى تاریخ است.

محمود افغان در همین احوال روزى در دیوانخانه مى‏گذشت ناگهان آتش جنونش مشتعل شد و دستور داد كه پسران و برادران و خویشان و اولاد ذكور شاه سلطان حسین را كه در دیوانخانه بودند جمع كرده دست و پاى آنها را با كمربندشان بسته بیاورند. افغانان امتثال كرده و صد و پنجاه و نه نفر از اولاد شاه‏ عباس كه بعضى از آنها هم از زمان شاه سلیمان نابینا شده و دربند بوده، بحضور محمود آوردند.

محمود دستور داد از اول تا آخر آنها را گردن بزنند. جلادان بى‏ایمان شروع بكشتار كردند. خواجه ‏سرایان و خدمتگذاران گریبان چاك كرده مى‏گریستند، شاه سلطان حسین نیز كه حاضر بود بیش از همه فریاد و فغان مى‏نمود. افتان و خیزان نزد محمود آمد و عهد و میثاق قدیم را بیاد او آورد و براى نجات نور دیدگان خود با گریه و زارى بپاى محمود افتاد و پیشانى بخاك مالید ولى اینهمه گریه و التماس مؤثر واقع نشد دو نفر از شاهزادگان خود را در آغوش پدر انداخته شاه صورت خود را بروى اولاد گذاشت و مى‏گریست سلطان حسین گفت مرا بكش و این بیگناهان را نكش. عاقبت در دل سنگ و سخت محمود قدرى تأثیر كرد و بشاه سلطان حسین رو نمود كه آنها را بتو بخشیدم ولى چه فایده كه این بیگاناهان از شدت ترس زهره‏شان چاك شده و هر دو وفات یافته بودند.

قبر شاه سلطان حسین در قم و بقعه خاور بنا واقع است،در بقعه مدفن شاه سلطان حسین بالای کتیبه سراسری گچ بری شده کتیبه دیگری به خط نستعلیق و برروی کاشی دیده می شود.
http://www.parsine.com/pages/?cid=2646
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از مهدی 313 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-20-2008, 07:49 PM   #2
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

کیهان و خصوصیات بارز شاه سلطان حسین صفوی در خاتمی!
بنابراین اگرچه کیهان آقای خاتمی را شاه سلطان حسین لقب نداده بود ولی بارها به کنایه از وجود همان خصوصیات (وادادگی در مقابل دشمنان خارجی و داخلی) در آقای خاتمی خبر داده بود.
عصرایران - روزنامه کیهان در ستون "خبر ویژه" امروز خود ، ضمن انتقاد از سایت دعوت از خاتمی برای کاندیداتوری(یاری نیوز) به دلیل نحوه انتشار خبری درباره موضع حسین شریعتمداری راجع به نسبت شاه سلطان حسین و خاتمی ، نوشت که کیهان "بارها به کنایه از وجود خصوصیات سلطلن حسین (وادادگی در مقابل دشمنان خارجی و داخلی) در آقای خاتمی خبر داده بود.

متن خبر کیهان بدون پیشداوری درباره آن به شرح زیر است:
سایت یاری نیوز(خاتمی نیوز) برای گزارش خود از جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ مدیر مسئول روزنامه کیهان در دانشگاه فردوسی مشهد، تیتر «حسین شریعتمداری: خاتمی شاه سلطان حسین نیست» را برگزیده و نوشته است «شریعتمداری که در دانشگاه فردوسی مشهد سخن می گفت در مقام توجیه توقیف مطبوعات اصلاح طلب در سال 79 گفت: وقتی همین روزنامه های دوم خردادی به آقای خاتمی اهانت کردند و او را با شاه سلطان حسین صفوی و گورباچف مقایسه کردند تنها یک روزنامه از ایشان حمایت کرد و آن هم کیهان بود.»
جمله فوق به طور گزینشی و با حذف بخشی از سخنان مدیر مسئول کیهان نقل شده است. توضیح آن که شریعتمداری در پاسخ به این سؤال که چرا کیهان به دولت آقای خاتمی انتقاد می کرد؟ گفت؛ «از کسانی که آزادی بیان و انتقاد را رسالت مطبوعات می دانند طرح این سؤال تعجب آور است. نگوئید چرا انتقاد می کردید؟ بلکه بگوئید کدام یک از آن انتقادها بی مورد بوده است؟ اما، از سوی دیگر روزنامه های زنجیره ای بودند که آقای خاتمی را با گورباچف مقایسه می کردند و یا در مقابل پخش عکس های خاتمی بر سر میز شراب سکوت کردند و یا خاتمی را به خاطر این که در اجرای خواسته های آنها کوتاهی می کرد با شاه سلطان حسین صفوی مقایسه کردند.»
مدیر مسئول کیهان در ادامه همین سخنان گفت؛ «در آن هنگام فقط روزنامه کیهان بود که با افشای آنچه در همایش دانشگاه استنفورد آمریکا گذشته بود نشان داد مقایسه خاتمی با گورباچف طرح «گیل لاپیداس» است و در مورد عکس ها نیز به طور مستند نشان داد عکس ها جعلی هستند.»
مدیر مسئول کیهان هرگز جمله «خاتمی شاه سلطان حسین نیست» را بر زبان نیاورده است چرا که بارها به قلم خود از وادادگی آقای خاتمی در مقابل برخی از اطرافیان خود انتقاد کرده بود و حتی در یادداشتی با عنوان «برای هاشمی و خاتمی» خطاب به روسای جمهور وقت و اسبق هشدار داده بود که مدعیان اصلاحات فقط هنگامی از این آقایان راضی خواهند بود که به سکولاریزم مورد نظر آنها تن داده و از ارزش های اسلامی و انقلابی دست بردارند. و بعد از آن که آقای خاتمی از ریاست جمهوری خود با عنوان «تدارکچی» یاد کرد، شریعتمداری با نقل این خبر خطاب به وی نوشته بود؛ «تدارکچی چه کسانی؟ تدارکچی آنهایی که با کمال بی شرمی در حضور شما شعار توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد؟! و...»
بنابراین اگرچه کیهان آقای خاتمی را شاه سلطان حسین لقب نداده بود ولی بارها به کنایه از وجود همان خصوصیات (وادادگی در مقابل دشمنان خارجی و داخلی) در آقای خاتمی خبر داده بود.
سایت یاری نیوز دست به ترفند دیگری هم زده و نوشته است، در پی بیانات مقام معظم رهبری که نسبت به حضور شاه سلطان حسین ها هشدار داده بودند، شریعتمداری گفت خاتمی شاه سلطان حسین نیست! این در حالی است که مدیر مسئول کیهان بعد از بیانات رهبر معظم انقلاب شخصا تیتر «کار مملکت با آمدن شاه سلطان حسین ها تمام است» را به عنوان تیتر اول روزنامه برگزیده بود.
و بالاخره معلوم نیست چرا یاران آقای خاتمی ایشان را مصداق «شاه سلطان حسین صفوی » می دانند!


کیهان همچنین در همان صفحه ای که این خبر را منتشر کرده ، در ستون پیام های خوانندگانش نیز این دو متن را چاپ کرده است:
*از انتخاب تیتر واقعی دوشنبه 87.9.25 «کار مملکت با آمدن شاه سلطان حسین ها تمام است» تشکر می کنم و به عرض آقایان می رسانم که طی سالها که کشور در دستتان بود چرا به فکر نجات مملکت و ملت برنیامدید که حالا می خواهید مملکت را نجات دهید آیا کمی تا قسمتی دیر نیست؟! فأین تذهبون؟
حیدری

*سخن حکیمانه و نغز رهبرمعظم انقلاب که فرمودند کار مملکت با آمدن شاه سلطان حسین ها تمام است چرا که مسئولان ترسو ملتهای شجاع را نیز ضعیف می کنند حکایت پرتاب لنگه کفش خبرنگار بغدادی به سمت بوش است. در اینجا لازم می دانیم اعلام نمائیم که ملت شجاع ایران اسلامی دیگر اجازه حضور مدیران نالایق و ترسو را در عرصه کشور به کسی نمی دهد و از گذشته و گذشتگان درس عبرت گرفته است.
محمود
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از مهدی 313 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-21-2008, 10:14 PM   #3
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

سعیدی:شاه سلطان حسين نمي خواهيم
حجت‌الاسلام والمسلمين سعيدي اضافه کرد: در دوره اصلاحات افرادي در بدنه دولت حضور داشتند که به اصول جهان‌بيني توحيدي اعتقادي نداشتند که بسيار مايه تاسف بود.
نماينده ولي فقيه در سپاه تاکيد کرد: از رييس‌جمهوري ليبرال و سکولار توقع پياده‌سازي نظام اسلامي را نبايد داشت و حاکميت حکومت ديني به رييس‌جمهوري، مومن، شجاع، متدين، متعهد که از مظلومين حمايت کند نياز دارد.

به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي سپاه، حجت‌الاسلام والمسلمين علي سعيدي در همايش تخصصي مسئولان روابط عمومي سپاه افزود: رييس‌جمهوري که بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب روحيه شاه سلطان حسيني داشته باشد نمي‌تواند اين انقلاب را به اهداف خود برساند.

وي تصريح کرد: براي تحقق حکومت ديني رييس‌جمهوري مومن و شجاع که بتواند در صحنه هاي بين‌المللي در مقابل استکبار جهاني و دشمنان ايستاده و از مظلوم و عدالت دفاع کرده و در برابر دشمن ترس و واهمه نداشته باشد، بايد در راس اين قوه مجريه قرار بگيرد.
وي افزود: ما معتقديم حکومت ما حکومتي ديني و خدايي است و مردم در انتخابات خبرگان، قوه مجريه و قوه مقننه و شوراها مسئوليت خيلي سنگيني به عهده دارند و در اين راه مردم بايد به جهان‌بيني توحيدي توجه ويژه‌اي داشته باشند، همانگونه که رکن اساسي دولت اصولگرا نيز جهان‌بيني توحيدي است.

حجت‌الاسلام والمسلمين سعيدي اضافه کرد: در دوره اصلاحات افرادي در بدنه دولت حضور داشتند که به اصول جهان‌بيني توحيدي اعتقادي نداشتند که بسيار مايه تاسف بود.

وي انقلاب اسلامي، نظام اسلامي که قانون اساسي مبتني بر قرآن و سنت است، دولت اسلامي، جامعه اسلامي و کشور اسلامي را مراحل تحقق حاکميت ديني برشمرد.

عصرایران
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از مهدی 313 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-21-2008, 10:50 PM   #4
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

بالاخره خاتمی «شاه سلطان حسین» است یا نه؟



اعظم طالقاني گفت: آنچه در مورد«شاه سلطان حسین» بودن خاتمی گفته می‏شود با توجه به عملکرد گذشته بیربط نیست بلکه کاملا صداقت دارد چرا که خاتمی توان دفاع از مسوول دفترش را هم نداشت.
به گزارش خبرنگار پلاک‏نیوز، اعظم طالقاني عضو گروه ملی- مذهبی‏ها در جلسه ماهانه جامعه زنان انقلاب اسلامی افزود: خاتمي در عمل نيز ثابت کرده است نمي‏تواند ملاحظات را کنار بگذارد و موضع سخت و پايداري از خود نشان دهد.
وی افزود: خاتمي در بسياري موارد سکوت کرد و حرف‏ها را در ذهن خود نگاه داشت که ظاهراً در مواردي همين ملاحظات به ضرر جريان اصلاحات تمام شد.
وی اضاف کرد: خاتمی را با احمدی‏نژاد مقایسه نکنید نمي توان خاتمي را با احمدی‏نژاد مقايسه کرد. احمدی‏نژاد وقتي تصميم به اجراي کاري مي گيرد منتظر حرف و نظر هيچ مقام و مسوولي و سفارشی نمي‏ماند و به هر ترتيب نظرش را اعمال مي کند. ولي خاتمي از اين حيث در نقطه مقابل احمدي نژاد قرار مي گيرد و عرضه هیچ تصمیمی را ندارد.
وی اضافه کرد: آقاي خاتمي هم اگر قرار است کانديداتوري را بپذيرد، بايد از خود جنم نشان دهد و جهت احقاق حقوق مشروع ايرانيان ايستادگي کند نه مانند گذشته بی عرضه گی داشته باشند
براساس گزارش خبرنگار پلاک‏نیوز از ادامه این جلسه، اعظم طالقاني با طرح این موضوع که «کاندیداتوری خاتمی موجب انسجام در جبهه رقیب می‏شود» گفت: خود خاتمي حساسيت برانگيز است، به محض ورود خاتمي به عرصه انتخابات، گروه‏هاي منسجم با برنامه ريزي جهت حرکت علیه وی فعال مي‏شوند تا هم خاتمي را تضعيف کنند و هم جريان اصلاحات را منکوب کنند.
وی افزود: خاتمي نيز مجبور خواهد شد تمام انرژي‏اش را صرف مقابله با اين مشکلات و بحران‏ها کند که نمی‏کند و با ورود خاتمی همچون گذشته هر 9 روز يک بحران خواهیم داشتيم. به همين دليل هم مجدد سرخوردگي کامل به وجود مي آيد و گروهي از مردم که مطالبات شان تعميق نيافته، شرايط را برنمي تابند و از کل اصلاحات نااميد مي شوند. حال چرا بايد آقاي خاتمي بیاید؟ و کشور را بیخود و بی جهت دچار بحران کند؟
لازم به یادآریست شاه سلطان حسین آخرین پادشاه از خاندان صفوی بود که در ۱۱۰۵ه.ق به جای پدر بر تخت سلطنت نشست و توانست مدتی رسما بر کل کشور ایران حکومت نماید. سلطنت وی با شورش افغانها و اشغال اصفهان به دست آنها پایان یافت. وی مردی بسیار هوسران و ضعیف النفس بود. در دوره حکومت وی آخرین بازمانده‌های نظم حکومتی و ساختار اداری که با تلاشهای شاه اسماعیل، شاه طهماسب و شاه عباس کبیر ایجاد شده بود از میان رفت.
وی عملا هیچ قدرتی در اداره امور نداشت و حتی علاقه‌ای هم به دانستن اتفاقاتی که در اطرافش می‌افتاد نشان نمی‌داد. کشور در هرج و مرج نابسامانی فرو رفت و هر نوع فسق و فجوری بدون هیچ ممانعتی حتی در پایتخت رخ می‌داد. شرح برخی هوسرانی‌ها و نابسامانی‌های دوره حکومت وی در کتاب رستم التواریخ در اوایل حکومت فتحعلی شاه قاجار نوشته شده‌است.
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از مهدی 313 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-22-2008, 12:19 AM   #5
hoshang
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 53
تشکرها: 59
در 32 پست 53 بار تشکر شده
Points: 1,597, Level: 22
Points: 1,597, Level: 22 Points: 1,597, Level: 22 Points: 1,597, Level: 22
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

آقا مهدی چرا از دوستان اصلاح طلب و عشاق سینه چاک جناب آقای خاتمی که در موضوعات مخالف این متن ما شاهد هجوم انها هستیم در این گونه موضوعات خبری نیست . یعنی کسی نیست که جواب خانم طالقانی را در تعریف خصوصیاتی که از آقای خاتمی داشته بدهد . اگر کسی نیست خودمان از رییس جمهور قبلی ملت دفاع کنیم .
hoshang آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از hoshang بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-22-2008, 09:14 AM   #6
youme
 
youme's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 854
تشکرها: 1,288
در 551 پست 1,417 بار تشکر شده
Points: 9,086, Level: 64
Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hoshang نمایش پست ها
آقا مهدی چرا از دوستان اصلاح طلب و عشاق سینه چاک جناب آقای خاتمی که در موضوعات مخالف این متن ما شاهد هجوم انها هستیم در این گونه موضوعات خبری نیست . یعنی کسی نیست که جواب خانم طالقانی را در تعریف خصوصیاتی که از آقای خاتمی داشته بدهد . اگر کسی نیست خودمان از رییس جمهور قبلی ملت دفاع کنیم .
اتفاقا هوشنگ عزیز، چیزی که توی این فوروم به شدت کمه، عشاق سینه چاک آقای خاتمیه. بالعکس، چند نفری توی فوروم هستند که از انوار قدسی احمدی نژادی به شدت مستفیضند. خدائیش شما و بقیه دوستان در کنار حمایت از احمدی نژاد از خاتمی هم دفاع کنین که بالاخره خدا جای حق نشسته و جای دوری نمی ره!
البته این حرف من واقعا در مقام شوخی نیست. امیدوارم اگه کسی در جرگه عشاق سینه چاک آقای خاتمی هست بیاد و اعلام کنه تا ما هم با ایشون آشنا بشیم.

علیرغم همه این حرفا، اطلاق شاه سلطان حسین رو به خاتمی توهین بزرگی به همه مردم این سرزمین می دونم. چرا که خاتمی سعی و تلاش خودش رو برای سربلندی ایران انجام داد. حالا اگه نتونست باید بررسی کنیم که چرا نتونست.

از طرف دیگه نه همه نظرات خانم طالقانی، که بیشتر اونا حرف تازه ای نیست. تقریبا همه دوستانی که در این فوروم طرفدار اصلاحات هستند، همین گلایه ها و انتقادات و نظرات و دغدغه ها و نگرانی ها رو دارند.

توی این انتقادات ما و شما مسیر کمابیش مشترکی داریم.
__________________
آنانکه با کلام و نوشتار در صدد توجیه ظالم بر می آیند در ظلم او و خون بی گناهان شریکند.
فروختن آخرت خود، به دنیای دیگران؟!
youme آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از youme بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-24-2008, 08:19 PM   #7
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بازخوانی تاریخ/ شاه سلطان حسین کیست؟

كار ايران با آمدن شاه سلطان حسين ها تمام است
شاه سلطان حسين (درگذشته به سال ۱۱۰۵ خ/۱۱۳۹ ق/۱۷۲۶ م)آخرين پادشاه سلسله صفوي است. اين از آن لحاظ اهميت دارد كه سلسله صفوي به عنوان آخرين رمق هاي حيات فرهنگ و تمدن اسلامي شناخته مي شود. دوران زنديه و افشاريه هر چند واجد خصوصياتي قابل توجه در حوزه استقلال سياسي و تجليات فرهنگي و هنري است ولي هيچگاه نمي تواند در مسير روبه افول تمدن ايراني-اسلامي دوران مغرور كننده و رضايت بخشي باشد و از همين رو زمينه ساز دوران نكبت و سرافكندگي سياسي، فرهنگي و اجتماعي قاجار و پهلوي است.
شاه سلیمان هفت پسر داشت که بزرگترین ایشان، سلطان حسین میرزا بود. امرا و خواجه سرایان شاه سلیمان، به توصیه خود او، این فرد نالایق را جانشین شاه مرده کردند. چرا که شاه سلیمان به هنگام مرگ زودرس خود که در سن چهل و هفت سالگى اتفاق افتاد به درباریان خویش گفته بود؛ اگر طالب آسایش هستند بعد از وى پسرش حسین میرزا را به سلطنت بردارند و اگر جویاى نام و تعالى و افتخار، میرزا مرتضى، پسر دیگرش را بر تخت بنشانند.
حسين ميرزا تا آن هنگام یعنى بیست و شش سالگى از حرم بیرون نیامده بود پس از آن نيز شاه على رغم خروج از حرم خانه و جلوس بر تخت پادشاهى، از نظر فکرى از آن محیط و تأثیراتش بیرون نیامد و همواره تحت نفوذ خواجه سرایان و زنان حرم سرا قرار داشت.
شاه بى خبر از امور، و نزاع درباریان در کسب هر چه بیشتر ثروت که گه گاه مناقشاتى را هم به همراه داشت و پادشاه از آن بى اطلاع مى‏ماند، موجب بروز اوضاع نابسامان داخلى در همه زمینه‏ها شد. راهها امنیت خود را از دست داد و مأموران تأمین - راهدارها - خود به ضرورت، قافله غارت مى‏کردند. گه گاه نیز، براى آن که به دربار نشان دهند تا چه حد وظیفه شناس هستند و اغلب به منظور کسب پاداش و انعام، سر مردگان قبرستان را به عنون سر دزدان و راهزنان بر نیزه کرده به پیشکش همایونى مى‏فرستادند.

نتیجه آن که، شاه سلطان حسین در دوره زمامداریش مواجه با شورشهاى داخلى و خارجى نظير شورش بلوچ ها و افغان ها شد و تنها چاره کار آن دید که در 12 محرم 1135 به فرح آباد، نزد محمود افغان رود و تاج و تخت تسلیم بیگانه نماید.
گفته مي شود فقدان مراکز مقاومت در برابر اغتشاشهاى داخلى، میل شدید امیران درگاه به راحت طلبى و ثروت اندوزى، در ایجاد و اسباب این انحطاط بى تأثیر نبود.
علي الظاهر دوراني كه در آن به سر مي بريم زماني است كه بايد از ظهور دوباره كساني كه ممكن است راه تحقق تمدن اسلامي را منحرف كنند و با تذبذب، ترس و ضعف نفس خود دستاوردهاي فرهنگي و سياسي ايراني هاي نخبه و دلير را به باد دهند، نگران كننده است.
اين مسئله از اهميت بسياري برخوردار است چرا که به تعبير مقام معظم رهبري در ديدار دانشجويان دانشگاه علم و صنعت: « اگر روزي در ميان مسئولان کشور مسئولان بي جرئت و ضعيفي همچون شاه سلطان حسين پيدا شوند، حتي اگر در ميان مردم نيز شجاعت و آمادگي وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوري اسلامي تمام است چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملتهاي شجاع را نيز به ملتهاي ضعيف تبديل مي کنند»
اين ابراز نگراني معظم له بي ترديد ناشي از نگرش عميق ايشان نسبت به آينده ي ايران و اسلام است، چراكه بارها از زبان ايشان انقلاب اسلامي، نظام اسلامي، دولت اسلامي و كشور اسلامي، مقدمه اي براي تحقق تمدن اسلامي معرفي شده است. مقدمه اي كه با نفوذ جريان سكولار به بدنه ي مديريتي كشور(مطلبي كه معظم له در ديدار با هيأت دولت در 2/6/87 عنوان كردند) و حاكميت اشباه شاه سلطان حسين ها كه بيشتر بدنبال تنش زدايي ناشي از ترس ديپلماتيك هستند تا صدور انقلاب اسلامي، حتماً سد خواهد شد.
http://kistiema.blogfa.com/post-11.aspx
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 04:45 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT