آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > بین الملل > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 1383 - پاسخ ها: 0  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-27-2009, 10:41 AM   #1
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,246
تشکرها: 1,867
در 700 پست 1,580 بار تشکر شده
Points: 20,873, Level: 91
Points: 20,873, Level: 91 Points: 20,873, Level: 91 Points: 20,873, Level: 91
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Exclamation آژاکس 2

گزينه‌هاي استراتژي جديد امريکا در قبال ايران/2

«آژاکس 2»‌ طرحي براي كودتاي مخملي غرب در ايران





در قسمت اول این گزارش مهم، بخش‌هایی از گزينه‌هاي استراتژي جديد امريکا در قبال ايران، 6 تن ازاستراتژيست‌هاي وابسته به انستيتو بروکينگز امریکا (کنت ام پولاک، دانيل ال باي من، مارتين اينديک، سوزان مالوني، مايکل اي اُ هانلون، بوروس ريدل)، در قسمت دوم، محورهای بعدی این گزارش آمده است:
فصل پنجم: واگذاري به بنيامين نتانياهو
تشويق اسراييل به حمله‌ي نظامي
- در سي سال اخير امریکا و ايران مشکلات فراواني داشته‌اند، اما ايران هيچ‌گاه رو در رو با امریکا درگيري نظامي نداشته و اقدام به عمليات تروريستي عليه امریکا ننموده است. اما اسراييل همواره ايران را يک خطر جدي عليه خود مي‌داند. اسراييل همواره در اين فکر بوده است که به تأسيسات هسته‌اي ايران حمله کند.
هدف
- نابودي تأسيسات هسته‌اي ايران.
- ممکن است امریکا اسراييل را تشويق و حتي کمک کند تا اين حمله انجام شود.
چارچوب زماني
- اگر امریکا اسراييل را تشويق به حمله کند، اين اقدام سريعتر از زماني که خودش قصد حمله داشته باشد انجام مي‌شود.
- واکنش ايران به اسراييل يا امریکا مشخص نيست. لذا چهار چوب زماني اين اقدام کاملآ نامشخص است.
نگرش کلي به اين سياست
- هواپيماهاي اسراييل بايد از خاک فلسطين به پرواز در آمده و از آسمان اردن و عراق بگذرند.
- اسراييل مجهز به بمب افکن‌هاي استراتژيک شبيه B1، B2، B52 نيست.
- اسراييل براي حمله به ايران در چند موج بايد اقدام کند، در حالي که تنها در يک موج مي‌تواند عمليات کند.
- فاصله‌ي اهداف در ايران از خاک فلسطين اشغالي زياد است و کار هواپيماي F15 و F16 اسراييل براي رسيدن به آن اهداف بسيار دشوار است.
- اين سناريو، به هر شکلي موجب مي‌شود که پاي امریکا به درگيري کشيده شود.
گزينه‌هاي امریکا
- امریکا به اسراييل چراغ سبز نشان دهد و در برنامه ريزي حمله همکاري کند.
- امریکا هيچ چراغي به اسراييل ندهد،و اسراييل خود به انتخاب خود عمل کند. ندادن چراغ نيز همچون چراغ سبز ارزيابي مي‌شود.
الزامات
-گزارش IISS حاکي است که اسراييل ششمين قدرت هسته‌اي جهان است، و اين عامل بازدارنده‌ي مهمي است که مي‌تواند مانع واکنش ايران شود.
- امریکا مي‌تواند به جاي اسراييل واکنش نشان دهد، يا اسراييل را به عضويت ناتو در آورد.
محاسن
- اسراييل با سرعت بيشتري نسبت به امریکا مي‌تواند اقدام کند.
- اسراييل مسئول حمله شناخته مي‌شود نه امریکا.
معايب
- در هر صورت ممکن است پاي امریکا به ميان آمده و مقصر شناخته مي‌شود.
- ميزان تخريب حمله‌ي اسراييل کمتر از امریکا خواهد بود و اين به معني عدم موفقعيت چنين تهاجمي است.
بخش سوم: فرو ريختن تهران
تغيير حکومت
- بسياري از سران امریکا نه گزينه ‌ي ديپلماتيک را مي‌پذيرند و نه گزينه‌ي نظامي را، و معتقدند کل نظام جمهوري اسلامي را به دليل اين که با منافع امریکا در تعارض است بايد واژگون کرد.
- جنبش رفرميستي- اصلاح طلبان- تنها راه تغيير حکومت نيست، بلکه از راه هايي چون شعله‌ور کردن مسايل قوميتي و يا کودتا نيز مي‌توان به تغيير حکومت دست زد.
فصل ششم:انقلاب مخملي
- مناسب‌ترين راه براي تغيير حکومت، حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران است.
- اين گزينه‌ي سياسي بهترين راه حل مشکلات امریکا با ايران است که کم‌ترين هزينه را در بر دارد.
هدف
- هدف اصلي اين گزينه، براندازي حکومت ايران، و ايجاد حکومتي است که بيشترين همراهي را با منافع امریکا داشته باشد.
- تعامل با اپوزيسيون داخلي جمهوري اسلامي، برگ برنده‌اي در دست امریکاست که از طريق آن به ايران فشار وارد ساخته و رفتار حکومت ايران را تغيير دهد.
چار چوب زماني
- انقلاب مخملي نيازمند وجود رهبران محلي در صحنه است، و لذا چارچوب زماني آن منوط به شرايط حادث شده و پيدايش اين رهبران محلي، در آن شرايط خاص است که ممکن است در چند هفته يا چند سال پديد آيد.
نگرش کلي به اين سياست
- اين که چگونه مي‌توان جرقه‌اي زد تا انقلاب مخملي صورت بگيرد، هنوز مبهم است، زيرا انقلاب‌هاي مخملي بسيار پيچيده‌اند.
- گفته مي‌شود که مخالفان جمهوري اسلامي، علاقه‌مند به امریکا هستند، لذا مي‌توانند انقلابي را رقم زنند که به منافع امریکا کمک کند.
- ممکن است برخي رهبران پراگماتيست درون جمهوري اسلامي، متوجه اصلاح دروني سيستم شوند و اتفاقي مشابه پرسترويکا و گلاس‌نوست شوروي در ايران پديد آيد که طي آن ابعاد رفرم با مباني آن حکومت در تعارض قرار گيرد و موجب فروپاشي و تحقق انقلاب مخملي شود.
- هم چنين ممکن است آشوب‌هاي خياباني مانند آنچه در عصر چائوشسکو در روماني و فرديناند مارکوس در فيليپين، جمهوري اسلامي را متزلزل ساخته و فرو بپاشاند.
- امریکا بايد چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملي در ايران ايفا کند، از جمله واگذاري کمک‌هاي مالي، و حمايت از رهبران محلي انقلاب مخملي.
ريموندتانتر از کميته سياست ايران مي‌گويد که ما بايد از دانشجويان و ساير گروه‌ها، براي انقلاب مخملي حمايت مخفي کنيم: اينان‌پول، فکس، اينترنت، و حمايت نياز دارند.
- امریکا از طريق رسانه‌هايي که تحت حمايت او هستند مانند VOA و راديو فردا، بايد افراد منتقد کم‌تر شناخته شده را به جامعه‌ي ايران معرفي کند.
- لايحه‌ي حمايت از ايران آزاد که در سال 2006 تصويب شد به حمايت مالي و سياسي از انجمن‌هاي جامعه مدني و حقوق بشري مطبوعات ضد حکومت مي‌پردازد.
- دولت امریکا برنامه‌هايي تصويب نموده که از طرح‌هاي تغيير حکومت در ايران حمايت مي‌کند.
الزامات
- امریکا بايد اپوزيسيون ايراني را پيدا و حمايت کند.
- امریکا بايد از رهبران محلي اپوزيسيون حمايت کند.
- بايد دستگاه‌هاي امنيتي ايران که توان‌مندي خود را اثبات کرده‌اند، در مقابله با انقلاب مخملي يا نخواهند يا نتوانند برخورد کنند.
- از الزامات جدي انقلاب مخملي، نيازمندي به اطلاعات بي‌نظير و دقيق و هم‌چنين پول قابل توجه است.
رهبران
- يافتن رهبران محلي مناسب، که شريک‌هاي بومي خوبي براي امریکا در ايجاد آشوب و اغتشاش باشند.
- طيف‌شناسي عناصر اپوزيسيون که مي‌توانند انقلاب مخملي را براي امریکا توليد کنند:
1- اصلاح طلبان. شواهد نشان مي‌دهد که رفرميست‌ها در صدد ايجاد يک حکومت سکولار در ايران هستند.
2- روشنفکران. اين روشنفکران در دوره‌ي پرزيدنت خاتمي مشروعيت ديني نظام ايران را زير سوال مي‌بردند و اکنون نيز مي‌برند، اما با سانسور روبرو شده‌اند.
3- سازمان‌هاي دانشجويي،کارگري و جامعه مدني. دانشجويان و کارگران پياده نظام انقلاب مخملي هستند، که در واقعه 18 تير 1378 در حمايت از خاتمي به صحنه آمدند. دفتر تحکيم وحدت، اکنون خود بر سر اتخاذ استراتژي، درگير کشمکش‌هاي دروني است.
4- رضا پهلوي. وي به عنوان فرزند شاه سابق، خود را کاتاليزوري مي‌شناسد که سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوري اسلامي دنبال مي‌کند، اما هواداري در ايران ندارد.
- بسياري از رهبران اپوزيسيون بر ضد يکديگر عمل مي‌کنند. اکبر گنجي از ژورناليست‌هاي اپوزيسيون مي‌گويد که اپوزيسيون سازمان يافته نيست و ما رهبر نداريم.
- تا کنون رهبر کاريزماتيکي براي اپوزيسيون ايران پيدا نشده است.
پول
- برنامه‌ريزي براي حمايت از انقلاب مخملي در ايران خيلي بيش از آن که تا کنون واشنگتن کمک کرده است، براي ارتباطات و هزينه‌هاي سفرها و...، پول نياز دارد.
- امریکا بايد واقعيت فساد مالي در اپوزيسيون، و هدر رفت بخشي از اين پول‌ها را بپذيرد.
اطلاعات عالي
- مداخله در امور داخلي يک کشور ديگر، براي موفقيت نيازمند اطلاعات دقيق است.
- امریکا بايد از رهبراني در انقلاب مخملي حمايت کند که توانمند باشند و توسط دستگاه امنيتي ايران خريداري نشوند.
- متاسفانه ما (امریکا) در ايران سفارت‌خانه نداريم و امکان سازماندهي رهبران و اپوزيسيون را نداشته و ائتلاف‌هاي درون ايران را متوجه نمي‌شويم.
- جامعه‌ي اطلاعاتي امریکا (شامل 16 سازمان اطلاعاتي) بايد براي کسب اطلاعات از درون ايران به جستجوي خود شتاب دهد.
مداخله‌ي نظامي
- براي تحقق يک انقلاب مخملي، حکومت ايران بايد اراده‌ي خود را براي برخورد و سرکوب انتظامي آن از دست بدهد.
- بعيد به نظر مي‌رسد که حکومت ايران توانايي برخورد قهرآميز با انقلاب مخملي را نداشته باشد.
- اگر تجمعاتي در ايران صورت گيرد و ارتش و سپاه پاسداران و بسيج و پليس، آن گونه تضعيف نشده باشند که کنار بنشينند، در آن صورت امریکا بايد براي مداخله‌ي نظامي و دفاع از آن تجمع کننده‌ها آماده شود.
محاسن
- رژيم چنج (تغيير حکومت) کم‌ترين هزينه و بيشترين فايده را دارد.
- اگر انقلاب مخملي موفق شود، امریکا يکي از دشمنان اصلي خود را از سر راه برداشته و هزينه‌ي آن بسيار ارزان‌تر از يک تهاجم تمام عيار بوده است.
- حتي اگر تحقق انقلاب مخملي امکان‌پذير نباشد، اما حمايت از کساني که به چنين اقدامي دست مي‌زنند از سوي امریکا، مي-تواند موجب تضعيف حکومت ايران و تغيير رفتار آن شود.
- قوي‌تر کردن نفوذ اطلاعاتي امریکا در ايران، در مجموع به نفع امریکاست، حتي اگر به تحقق کامل انقلاب مخملي نيانجامد.
- با انتخاب گزينه‌ي تغيير حکومت در ايران، امریکا تعهد خود را به ايده‌آل‌هاي امریکايي از جمله دموکراسي نشان مي‌دهد و از اين سرزنش که در خاورميانه در جستجوي دموکراسي نيست، رهايي مي‌يابد.
معايب
- ايران براي ممانعت از انقلاب مخملي، به خوبي سنگرسازي کرده است. سوزان ملاني معتقد است جمهوري اسلامي همه نوع فاجعه‌اي غير از طاعون را سپري کرده است: جنگ، ايزوله شدن، بي‌ثباتي، حملات تروريستي، انتقال رهبري، خشکسالي، زلزله‌هاي عجيب، و... لذا حکومت بسيار مستحکم است.
- نتايج رژيم چنج و تغيير حکومت مشخص نيست، از کجا معلوم که حکومت جايگزين، به نفع امریکا کار کند. اميدواري در اين است که ميزان تنفر کمتر از دوره‌‌ي جمهوري اسلامي باشد.
- حمايت امریکا، موجب نفرت بيشتر ايرانيان مي‌شود و از آن به «بوسه‌ي مرگ» ياد مي‌گردد. دکتر عباس ميلاني مي‌گويد که حتي اصلاح طلبان نيز از امریکا مي‌خواهند که کمتر به آنها پول بدهد، زيرا در چشم مردم بد مي‌شوند.
- نظام جمهوري اسلامي در برابر انقلاب مخملي، حاضر است به خاطر ايدئولوژي خود مقاومت کند.
فصل هفتم: الهام بخشيدن به شورش
حمايت از اقليت‌ها و گروه‌هاي اپوزيسيون
- اين گزينه‌ قائل به شورش از طريق اقليت‌هاي قومي و گروه‌هاي اپوزيسيون است.
- امریکا مي‌تواند به گروه‌هاي اپوزيسيون خارج از ايران کمک مالي و نظامي کند تا به شورش گران حرفه‌اي تبديل شوند. براي نمونه مي‌تواند به گروه مجاهدين خلق کمک کند و آن‌ها را از تحريم خارج ساخته و بر عليه ايران تجهيز نمايد.
هدف
- حمايت از شورش دو هدف متفاوت مي‌تواند داشته باشد.
- هدف نخست براندازي حکومت است.
- هدف دوم ايجاد فشار بر روي حکومت، به ويژه به عنوان اهرم فشار در هنگام مذاکره‌ي امریکا با ايران است.
- چون امریکا احتمال براندازي را از طريق شورش قوميت‌ها و گروه‌هاي اپوزيسيون ضعيف مي‌داند در نتيجه هدف اصلي حمايت آن کشور، به خاطر داشتن برگ برنده هنگام مذاکره است.
چهار چوب زماني
- شورش، براي موفقيت خود نيازمند زمان است: جذب، سازماندهي، لجستيک، تجهيز، عمليات مسلحانه و... در يک دوره‌ي بلند مدت محقق مي‌شود.
نگاهي کلان به اين سياست
- مفهوم بنيادين اين سياست آن است که امریکا گروه‌هاي اپوزيسيون را شناسايي نموده و از آن‌ها با سلاح، پول، آموزش، و سازماندهي حمايت کند. مطبوعات و رسانه‌هاي امریکا مي‌توانند عقايد اين گروه‌ها را تبليغ و رهبران آن را از طريق رسانه‌هاي خود تبديل به ستاره کنند.
- امریکا کمک مي‌کند تا اين گروه‌ها در کشور همسايه‌ي ايران به ايجاد پايگاه دست بزنند و کشور ميزبان را قانع به همکاري مي‌کند، و آن‌ها را ياري مي‌دهد تا زير ساخت‌هاي خود را براي عمليات عليه ايران توسعه دهند.
- پرسش کليدي که امریکا بايد پاسخ دهد اين است که چقدر بايد به اين گروه‌ها کمک نظامي کند!
- سازمان CIA مي‌تواند مسئامات تجهيز و آموزش اين گروه‌ها را عهده دار شود، همان‌گونه که در چند دهه‌ي اخير در سرتاسر جهان عمل کرده است.
- اما واشنگتن بايد تصميم بگيرد که آيا حمايت مستقيم نظامي هم از اين گروه‌ها صورت بدهد يا نه! اين انتخاب مبتني بر سه سناريو زير انجام مي‌شود:
1- حمايت عمومي که احتمال موفقيت اين گروه‌ها را تسريع و تقويت کند، مانند حمايت امریکا از نيروهاي ائتلاف شمال در افغانستان.
2- جلوگيري از کشته شدن شورش گران مسلح. مانند واقعه‌ي خليج خوک‌ها در کوبا.
3- سناريو حمايت از کشورهاي همسايه‌ي ايران که به گروه‌هاي شورشي پناه داده‌اند. زيرا ممکن است ايران به کشورهاي همسايه براي اخراج آن گروه‌ها فشار آورد، مانند پناه بردن ويت کنگ‌هاي ويتنام جنوبي به ويتنام شمالي.
الزامات
- دو الزام: الف- پيدا کردن گروه چريکي، ب- مشخص کردن کشور همسايه به عنوان پناهگاه.
- حمايت ازشورش هزينه دارد اما از هزينه‌هاي يک جنگ منظم براي اشغال بسيار کمتر است.
يافتن گروه پراکسي
- مهم‌ترين گروه اپوزيسيون که مورد توجه امریکاست، سازمان مجاهدين خلق است. ريموند تانتر، مدرس دانشگاه جرج تاون و از حاميان اين سازمان معتقد است گروه رجوي بهترين گزينه براي تغيير حکومت به شکل مسلحانه و هم‌چنين بهترين عامل براي جمع‌آوري اطلاعات از درون ايران است. مهم‌ترين موفقيت اطلاعاتي اين گروه، کسب وگردآوري اخبار هسته‌اي ايران و انتقال آن به امریکا بود. اين گروه در سال 1981 در يک عمليات بمب‌گذاري، هفتاد مقام عالي رتبه‌ي ايراني را کشت.
يافتن کشور پناهگاه
- امریکا بايد کشورهاي همسايه را براي آموزش و سازماندهي و تجهيز اين گروه‌ها هماهنگ نمايد.
محاسن
- اين گزينه به سادگي قابل حمايت از خارج از ايران است.
- اين گزينه، بسيار کم‌هزينه است.
- در اين مورد، امریکا بسيار با تجربه است و در جهان نمونه‌هاي مشابه متعددي داشته است.
- چون حمايت‌ها مخفي است، کمتر موجب خدشه دار شدن موضع امریکا مي‌شود.
معايب
- احتمال موفقعيت زياد را نمي‌توان براي شورش پيش‌بيني کرد، زيرا رژيم چنج بيشتر از طريق انقلاب مخملي صورت مي-پذيرد و کمتر از طريق شورش محقق مي‌شود.
- يک شورش قومي موفق به اهداف محدودتري منتج مي‌شود، مانند جدايي يک منطقه از ايران.
- واکنش ايران به دليل قوت نيروهاي عمليات نامتقارن آن مي‌تواند خطرناک باشد.
- تنها گروه غير قومي که سازمان يافته است، گروه مجاهدين خلق است که مقبامات مردمي ندارد.
فصل هشتم: کودتا
حمايت از تحرکات نظامي عليه ايران
- از شواهد و قرائن اينگونه برمي‌آيد که تحريک مردم ايران براي انجام يک انقلاب، کار مشکلي خواهد بود. اينجاست که بعضي از امریکايي‌ها مسئله‌ي کودتاي نظامي را مورد بررسي قرار داده‌اند. نيروهاي نظامي هر کشور هميشه اين پتانسيل را دارند تا دولت را معزول کنند.
- با علم به احتمال کودتاي نظامي، مهندسي نيروهاي نظامي در ايران به گونه اي صورت گرفته که شانس اين اقدام را به حداقل مي‌رساند. دو نيروي نظامي کامل در ايران وجود دارد: ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، که هر دو براي برآوردن منويات رژيم با هم رقابت دارند و براي مراقبت از يکديگر و ايجاد تعادل مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
- به علاوه ايران داراي دستگاه اطلاعاتي و امنيتي فراگيري است که مراقب هر گونه خيانت يا تماس خارجي نيروهاي نظامي خويش است.
هدف
- هدف نهايي اين سياست حمايت از کودتاي نظامي عليه تهران است تا در پي آن دولتي که هماهنگي بيشتري با منافع امریکا در خاورميانه و آسياي مرکزي دارد، جايگزين دولت جمهوري اسلامي گردد.
چارچوب زماني
- زمان‌بندي کودتا به دو دليل مشکل است. اول، اين که غير ممکن است تا معلوم گردد چقدر زمان لازم است تا با هدايت-کنندگان اصلي کودتا تماس حاصل شود. دليل اصلي هم عدم حضور رسمي و ديپلماتيک ايالات متحده در ايران است.
- اگر اين مشکل مرتفع گردد، سنجش اينکه کودتا در چه زماني اتفاق بيافتد کار مشکلي خواهد بود.
نگرشي به اين سياست
- برپايي کودتا زماني سخت‌تر به نظر مي‌رسد که با کشور پارانوييد در مورد دخالت‌هاي خارجي مانند ايران روبرو باشيد. ايالات متحده در وهله‌ي اول بايد با نيروهاي نظامي ايران تماس برقرار کند که اين با حساسيت بالايي که در ايران نسبت به امریکا وجود دارد خيلي سخت است. امریکا بايد به کشورهاي ثالث که به نيابت از امریکا در صحنه حضور دارند اطمينان کند. اين مسئله پيچيدگي کار را دو چندان مي‌کند.
- سرعت عمل، کنترل نيروهاي تحت امر و سرکوب مخالفين از ديگر اجزاي اين طرح هستند.
- يک نمونه‌ي تاريخي برجسته از کودتاهاي خارجي در ايران عمليات آژاکس در سال 1953 است که منجر به سرنگوني دولت مصدق گرديد.
- امروزه براي مهندسي کودتا، ايالات متحده مي‌تواند نقش چندگانه‌اي را ايفا کند.
- يک مسئله مهم اين است که واشنگتن مي‌بايست نسبت به مداخله‌ي نظامي براي کمک به کودتاگران قبل از شروع کودتا، به تصميم برسد. هر چند آماده‌سازي نيروها براي اينکار در اطراف ايران، ممکن است ايران را حساس کند و منجر به افشاي طرح کودتا گردد. از طرفي حمايت نظامي مي‌تواند مشروعيت طراحان کودتا را خدشه‌دار کند. از همه مهم‌تر، مداخله‌ي مستقيم نظامي در صورت شکست کودتا منجر به جنگ ميان ايالات متحده و ايران خواهد شد.
الزامات
- مهمترين رکن اين کودتا اين است که اطلاعات هوشمند قابل ملاحظه‌اي در دسترس باشد. نبود اين اطلاعات منجر به شکست کودتا و کشف عوامل کودتا خواهد شد.
محاسن
- حتي يک طرح کودتاي ناموفق ممکن است باعث شود تا ايران به همکاري بيشتري تن در دهد و به امور داخلي خود مشغول شود.
- اگر طراحان کودتا موفق گردند، آنها از حمايت‌هاي امریکا ممنون خواهند شد و به همين دليل روابط خوبي را با امریکا خواهند داشت.
بخش چهارم: بازدارندگي تهران
تحديد (محدودسازي)
- وقتي کشوري براي سازش ديپلماتيک بيش از اندازه متاخصم است، و براي تهاجم بيش از اندازه قويست، و براي گزينه‌ي شورش بيش از اندازه سرکوب‌گر است، بالطبع تنها راه باقي‌مانده تحديد خواهد بود.
- به دليل شکست واشنگتن در گزينه‌هاي ديگر، مي‌توان گفت تحديد پيش‌فرض سياست امریکا در قبال ايران در سي سال گذشته بوده است.
- عنصر اصلي اين سياست، تحريم‌هاي اجرا شده از سوي امریکاست. و علاوه بر آن امریکا سعي نموده ساير کشورها را از تجارت و سرمايه‌گذاري در ايران و فروش اسلحه به ايران دلسرد نمايد.
- غير از موارد معدودي که نيت امریکا تعامل با ايران بوده است، امریکا به صورت کلي سعي نموده تا ايران را از جنبه‌هاي ديپلماتيک، اقتصادي و نظامي و هر راه امکان‌پذير ديگري در جهان ايزوله کند.
- موفقيت سياست تحديد در اين‌دوره متغير بودن آن‌ است. امروزه‌ به نظر مي‌رسد که ايران يک نيروي قوي‌تر در معادلات خاورميانه نسبت به تمامي زمان‌هاي پس از انقلاب است. فلذا به دليل اين نتيجه‌ي برعکس، سياست تحديد نيز شکست خورده است.
فصل نهم: پذيرش غير قابل قبول‌ها
تحديد
- مانند گذشته، شايد انتخاب تحديد، آخرين گزينه‌ي پيش‌روي امریکا باشد.
- اگر واشنگتن نتواند تهران را از برنامه‌هاي هسته‌اي، و رفتارهاي مسأله‌ساز آن منصرف سازد، و نتواند و يا نخواهد که رژيم را سرنگون کند، ونتواند و يا نخواهد تهاجم کرده ويا از حمله‌ي هوايي استفاده کند و يا از حمله‌ي هوايي اسرائيل بر عليه ايران اتمي سود ببرد، تنها راه انتخاب تحديد خواهد بود.
هدف
- هدف استراتژي تحديد عليه ايران، ممانعت تهران از آسيب‌رساندن به منافع امریکا در آسياي مرکزي و خاورميانه است.
- از نظر نظامي، هدف، ممانعت از رفتار تهاجمي ايران است.
- از نظر ديپلماتيک، هدف ممانعت از به‌دست آوردن هم‌پيمان توسط ايران است.
- از نظر اقتصادي، هدف ضعيف نمودن ايران است.
- احتمال اين وجود دارد که تحديد، بتواند ايران را از دست‌يابي به سلاح هسته‌اي منصرف کرده و يا حتي به سرنگوني حکومت آن دست يازد.
چارچوب زماني
- تحديد ساده‌ترين چارچوب زماني را دارد، چرا که به سرعت اجرا شده و تا پايان حکومت جمهوري اسلامي باقي مي‌ماند.
نگاه کلان به اين سياست
‌- تحديد ممکن است ساده‌ترين گزينه باشد زيرا در 30 سال اخير بر عليه جمهوري اسلامي، و در جنگ سرد بر عليه شوروي، و برعليه کوبا و کره شمالي به کار رفته است.
- مانند تحديد عليه شوروي، تحديد عليه ايران به دنبال تضعيف آن است و توقع مي‌رود ناکارآمدي نظام باعث نابودي خودش شود.
تحريم‌ها
‌- عملکرد کليدي در تحديد، تحريم‌هاي قوي هستند.
- ليست تحريم‌هاي ممکن:
1- منع فروش‌هاي نظامي به ايران.
2- منع فروش تکنولوژي‌هاي سطح بالا به ايران.
3- تحريم سرمايه‌گذاري و تجارت با ايران.
4- محدود کردن سفرهاي کارمندان ايراني.
5- محدود کردن انتقال پول نقد به ايران.
6- محدوديت خريد و فروش نفت و گاز ايران.
- با توجه به اين‌که امریکا تمامي اين تحريم‌ها را تاکنون به اجرا درآورده است، مشکل اصلي قبولاندن اين تحريم‌ها عليه ايران به کشورهاي ديگر همچون اروپا، روسيه، چين، آسياي شرقي و هند است.
الزامات ديپلماتيک
- امریکا بايد با کشورهاي منطقه براي ايجاد و حفظ پايگاه‌هاي نظامي خود همکاري ديپلماتيک داشته باشد.
الزامات ضد چريکي
- ايران در جنگ نا متقارن توانايي منحصر به فردي دارد و امریکا در مقابله با اين موضوع محدوديت‌هاي گسترده‌اي دارد.
الزامات سياسي
- گزينه‌ي محدود کردن ايران کار ساده‌اي نيست، و از سوي ديگر نيز همزيستي با ايران هسته‌اي امکان‌پذير نيست. لذا گزينه-ي محدود سازي ايران نيازمند اقناع سياسي مردم امریکاست.
نتيجه
مهندسي سياست يکپارچه‌ي ايران: تجميع گزينه‌ها
- هيچکدام از سياست‌ها در قبال ايران، حتي در صورت تعيين موفقيت توسط مقامات مسئول، شانس موفقيت بالايي را ندارند. هيچ گزينه‌اي تمامي منافع ملي امریکا را با هزينه‌ي کم و حداقل ريسک تأمين نمي‌کند.
- به بيان ديگر، کليه‌ي سياست‌ها، پتانسيل بالايي در نقش‌آفريني با يکديگر را دارند.
- در واقع، مشکل ايران به قدري بزرگ است که، هر سياست واقع‌مدارانه در قبال ايران حداقل بايد از دو گزينه يا بيشتر تشکيل شده باشد.
- حکومت اُباما متوجه اين واقعيت شده است.
- از اين گذشته، تمامي اين سناريوها مي‌تواند به عنوان تهديدات ضمني در رويکرد اقناعي مطرح باشد، که در اين صورت از به‌کارگيري هرکدامشان بهتر خواهد بود. به بيان ديگر، ايالات متحده مي‌تواند عدم تمايل ايران بر سر مذاکرات را به عنوان سخت‌-تر شدن گزينه‌هاي خود اعلام کند، که در آن صورت گزينه‌ي نظامي مقبوليتي بيش از آن‌چه اکنون دارد پيدا خواهد کرد. استنباط بر اين است که اگر تهران تمايل به سازش ندارد، پس خودش را در جنگي قرار داده‌است که تمايلش را ندارد. اين تهديدات قابليت اين را دارند که به عنوان جايگزين در سياست ايالات متحده در قبال عدم پذيرش سازش از سوي ايران مطرح شده، همچنانکه اُباما مرتباً عدم دور کردن گزينه‌ي نظامي در تصميم‌گيري را تکرار مي‌کند.
- در صورت رد مذاکرات ايران در سياست اقناعي، تمامي رويکردهاي تغيير رژيم هم‌چنان، به عنوان روش‌هاي جذاب‌تر مطرح خواهند بود. و مطمئناً روش‌هاي تغيير رژيم، تبعات ديپلماتيک کمتري از سوي منطقه و دولت‌هاي اروپايي عليه امریکا خواهد داشت.
تغيير رژيم
- اگرچه مطالعه‌ي هر سياست در تلفيق با گزينه‌هاي ديگر کاري غيرعملي مي‌نمايد، اما در مطالعه‌ي تطبيقي و ارائه‌ي استراتژي‌هاي متفاوت همه‌جانبه‌اي که دولت اُباما بتواند در غالب آن گزينه‌هاي متفاوت را يکپارچه کند، سودمند خواهدبود. تغيير رژيم، استراتژي ديگري است که نقش بسياري از متغيرها را در برخواهد گرفت.
- تاجايي‌که امکان بهره‌گيري از هر سه روش تغيير رژيم - انقلاب مخملين، شورش و کودتا - وجود دارد، دولت امریکا پيگيري هر سه مورد با هم را در دستورکار خود قرار مي‌دهد، تا شانس موفقيت بيشتر از پيگيري هر مورد به تنهايي باشد. انتخاب هر سه روش به دليل اثر هم‌افزايي و سينرژي نيز بهتر خواهد بود. به علاوه، اين فشار چند جانبه بر تهران، سبب خسته‌شدن توانايي‌هاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم در روند تصميم‌گيري شده، و احتمال انجام خطا را بيشتر کرده تا ساير روش‌ها موفق شوند.
- سياست براندازنده‌ي حکومت ايران بايد شامل طرح‌ تهاجم تمام عيار باشد تا بتواند در صورت بروز اتفاقات افراطي مورد استفاده قرار گيرد. مطمئناً در صورت شکست حمايت‌هاي آشکار و پنهان، در سياست تغيير رژيم، رئيس‌جمهور بايد آماده تنها راه حل باقيمانده يعني تهاجم باشد.
- در نهايت بايد اذعان داشت که کليه‌ي راه‌هاي تغيير رژيم نيازمند موافقت دولت امریکا هستند به جهت آن‌که در صورت مقابله به مثل ايران، بتوانند از پشيباني نظامي (حداقل به صورت حمله‌ي هوايي) برخوردار باشند. انقلابات مردمي تنها زماني به نتيجه مي‌رسند که دولت‌ها نخواهند و يا نتوانند از نيروهاي نظامي خود عليه مردم استفاده کنند، دفع شورش‌ها نيز نياز به مداخله‌ي نظامي مستقيم دارد، چه در هنگام رخداد يک فاجعه، مانند آن‌چه در خليج خوک‌ها رخ داد، و چه در هنگام نزديک شدن به پيروزي نهايي، مانند افغانستان در سال 2001. کودتا نيز در اغلب اوقات نياز به خنثي کردن واحدها و تأسيسات ويژه‌اي دارند که به آن‌ها اجازه مي‌دهد تا گسترش يابند.
- به‌علاوه، تغيير رژيم نيازمند پيگيري همزمان با گزينه‌ي تحديد مي‌باشد. در صورتي‌که امریکا اقدام به براندازي حکومت ايران کند، شرارت ايران در خارج سبب گسترده شدن منازعه به بحران اقتصادي، سياسي و نظامي مي‌شود. ايالات متحده مي‌خواهد با انکار ايران، به تهديد عليه همسايگاني دست بزند که به گروه‌هاي مخالف و شورش‌ها کمک مي‌کنند. جريمه، بازدارندگي نظامي، انزوا و مبارزه‌ي اقتصادي عناصر کليدي تحديد را به تصوير مي‌کشند، تا به اين عنوان بتوان، به سياست تغيير رژيم کمک کنند.
- همان‌طور که در بخش‌هاي قبلي بيان شد، دليل بسيار مهم يکپارچه کردن سياست‌هاي متفاوت در قبال ايران، همان است که بتوان تغييرات را در صورت شکست يک يا چند گزينه پيش برد. توجه به پيامدهاي غيرمنتظره سياست جديد، بسيار حائز اهميت است چرا که طبيعت چندگانه و ديناميک خاورميانه مستعد پيآمدهاي غيرمنتظره و تصادفي است. پيچيدگي و تناوب سياست در قبال ايران، نتيجه‌ي بازه‌ي وسيع تغييرات و حساسيت بالاي آن‌هاست.
- ظهور يک رهبر کاريزماتيک اپوزيسيون در ايران مي‌تواند تمامي معادلات امریکا در خصوص ايران را چينش مجدد کند. اما اگر ايران شکست خورده و يک نفر سربربياورد و محبوبيت عامه يافته و برتري جويد، آنگاه تفکر امریکايي با ظهور يک ماندلا، هاول، بوليوار و يا يک لخ ‌والساي ايران - کسي که بتواند وحدت اپوزيسيون ايراني و اجماع توده را به وجود آورد، -تغيير شکل مي‌يابد. اولا ظهور اين مرد يا زن، مي‌تواند گزينه‌ي تغيير رژيم را محتمل‌تر از زمان حال کند. (وما پشتيباني امریکا از انقلاب مردمي را در بروز حتمي يک رهبر رد نخواهيم کرد.) و دوم آن‌که براي ايالات متحده خوشايند نخواهد بود که به شخصي خيانت کند که توانسته است يک اپوزيسيون دموکراتيک را از طريق گالوانيزه کردن مردم سازماندهي کند. ممکن است دولت امریکا متقاعد گردد با پشتياني از شورش‌ها و حمله هوايي، ايران را تحت فشار قرار دهد تا از کشتن و زنداني کردن آن رهبر کاريزمايتک توسط ايران ممانعت به‌عمل آورد. و اگر ايران دست به چنين کاري بزند، آن‌گاه حمايت سياسي داخلي امریکا و حمايت ديپلماتيک بين‌المللي، براي سياست‌هاي بيشتر تهاجمي امریکا از جمله تهاجم زميني فراهم مي‌شود. و اگر اين رهبر از ايالات متحده درخواست عدم تحريک قوميت‌ها و عدم حمله‌ي نظامي را بنمايد تا اين‌که تلاش‌هايش خراب نشود، آن‌گاه امریکا قطعاً گزينه‌هاي تهاجمي را کنار خواهد گذاشت.
- آخرين نکته، برجستگي سياست‌هاي ايران در ميان کليه‌ي مسائل پيش‌روي امریکاست. واضح‌ترين موضوع اين است که دولت اوباما در شرايطي بايد تصميم خود مبني بر اولويت‌بندي در سياست ايران را بگيرد که در ميانه‌ي بدترين بحران اقتصادي در 80 سال اخير قرار گرفته است. در اين شرايط رقابتي بر سر مهمتر بودن، بين سياست‌هاي مطرح شده در قبال ايران و نيازهاي اقتصادي امریکا صورت مي‌گيرد.
کدام راه به سوي ايران؟
- يکپارچه کردن سياست‌ها در قبال ايران، موضوعي بسيار پيچيده و مبهم است.
- ناديده انگاشتن ايران ديگر مانند گذشته يک راه واقع‌گرايانه نيست. ايران در يک بازه‌ي وسيع عمل مي‌کند و موجبات نگراني امریکا را فراهم مي‌کند و در اين ميان اهميتي به سردرگمي امریکا نمي‌دهد.
- و ما به دنبال زماني هستيم که نه تنها ايران براي امریکا سمي در خاورميانه محسوب نشود که حتي دوست او باشد.
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:39 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT