آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 21745 - پاسخ ها: 82  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-07-2014, 05:15 PM   #26
arman
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 475
تشکرها: 15,303
در 451 پست 2,400 بار تشکر شده
Points: 13,362, Level: 75
Points: 13,362, Level: 75 Points: 13,362, Level: 75 Points: 13,362, Level: 75
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

قرار است دولت با وزاری 1000 میلیاردی اش ان شا ا.. عدالت را برای ما رقم بزنند. داشتن 1000 میلیارد و بیشتر هم اصلاً مصداق اهل کنز نیست ان شا ا...
باز هم خدا راشکر که امثال توکلی و ناردان گاهی چیزکی میگویند.
وزرای 1000میلیاردی دولت یازدهم چه کسانی هستند؟

مسکن مهر را هم نیمه تعطیل کرده اند که یک وقت مجبور نشوند با مالیات گرفتن از میلیاردرها جلوی تورم را بگیرند و اصلا تورم 50 درصد اش تقصیر مسکن مهر بود، که لااقل هزاران خانواده ی کم در آمد با آن خانه دار شدند.
arman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از arman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-08-2014, 09:36 AM   #27
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,054
تشکرها: 6,639
در 2,023 پست 21,967 بار تشکر شده
Points: 40,487, Level: 100
Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

بچه پولدار های ایران در رسانه های غرب سر و صدائی بپا کرده اند. اینجا تهرانه یا بورلی هیلز؟


http://www.businessinsider.com/rich-...ampaign=buffer
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-08-2014, 10:24 AM   #28
Hadi
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 1,101
تشکرها: 4,232
در 1,005 پست 5,614 بار تشکر شده
Points: 21,124, Level: 91
Points: 21,124, Level: 91 Points: 21,124, Level: 91 Points: 21,124, Level: 91
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

قانون اساسي
فصل چهارم ‎: اقتصاد و امور مالی

اصل‏ چهل و سوم: برای‏ تأمین‏ استقلال‏ اقتصادی‏ جامعه‏ و ریشه‏ کن‏ کردن‏ فقر و محرومیت‏ و برآوردن‏ نیازهای‏ انسان‏ در جریان‏ رشد، با حفظ آزادی‏ او، اقتصاد جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ بر اساس‏ ضوابط زیر استوار می‏ شود:

‎‎‎‎‎‎1 - تأمین‏ نیازهای‏ اساسی‏: مسکن‏، خوراک‏، پوشاک‏، بهداشت‏، درمان‏، آموزش‏ و پرورش‏ و امکانات‏ لازم‏ برای‏ تشکیل‏ خانواده‏ برای‏ همه‏.
‎‎‎‎‎‎2 - تأمین‏ شرایط و امکانات‏ کار برای‏ همه‏ به‏ منظور رسیدن‏ به‏ اشتغال‏ کامل‏ و قرار دادن‏ وسایل‏ کار در اختیار همه‏ کسانی‏ که‏ قادر به‏ کارند ولی‏ وسایل‏ کار ندارند، در شکل‏ تعاونی‏، از راه‏ وام‏ بدون‏ بهره‏ یا هر راه‏ مشروع‏ دیگر که‏ نه‏ به‏ تمرکز و تداول‏ ثروت‏ در دست‏ افراد و گروه‏ های‏ خاص‏ منتهی‏ شود و نه‏ دولت‏ را به‏ صورت‏ یک‏ کارفرمای‏ بزرگ‏ مطلق‏ درآورد. این‏ اقدام‏ باید
با رعایت‏ ضرورت‏ های‏ حاکم‏ بر برنامه‏ریزی‏ عمومی‏ اقتصاد کشور در هر یک‏ از مراحل‏ رشد صورت‏ گیرد.
‎‎‎‎‎‎3 - تنظیم‏ برنامه‏ اقتصادی‏ کشور به‏ صورتی‏ که‏ شکل‏ و محتوا و ساعت‏ کار چنان‏ باشد که‏ هر فرد علاوه‏ بر تلاش‏ شغلی‏، فرصت‏ و توان‏ کافی‏ برای‏ خودسازی‏ معنوی‏، سیاسی‏ و اجتماعی‏ و شرکت‏ فعال‏ در رهبری‏ کشور و افزایش‏ مهارت‏ و ابتکار داشته‏ باشد.

وادامه .....
__________________
مبارزه با فساد بزرگترین چالش 35 سال گذشته است
بند 9 از ابلاغيه اقتصاد مقاومتي : شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی وغيره.
Hadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از Hadi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-08-2014, 07:06 PM   #29
زنده
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 467
تشکرها: 1,108
در 454 پست 2,079 بار تشکر شده
Points: 6,274, Level: 51
Points: 6,274, Level: 51 Points: 6,274, Level: 51 Points: 6,274, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

آن طرف قضیه را هم باید دید: اصلاً چرا کسی باید رفاه داشته باشد؟

آیت الله علم الهدی: توسعه رفاه مورد تأیید اسلام نیست.
... آیت‌الله علم‌الهدی گفت: توسعه رفاه در زندگی، دید اسلامی نیست و اگر اصطلاحات دینی را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که قرآن به کسانی که به دنبال توسعه رفاه هستند "مترف" می‌گوید. در سوره مبارکه واقعه در تعریف اصحاب شمال آمده است اصحاب شمال، قبل از اینکه وارد عرصه آخرت بشوند در دنیا مترفین بودند؛ مترف مرادف توسعه در رفاه و زندگی است.

...عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما توسعه در حد اقتصاد، در جریان‌های کشاورزی و جریان‌های مولد ساز را قبول داریم، اما توسعه در رفاه باعث رکود توسعه اقتصادی، اختلاف طبقاتی و هم عامل تساهل و تسامح فرهنگی می شود...

منبع: خبرگزاری مهر

ویرایش: اشتباهاً به جای علم الهدی احمد خاتمی نوشته بودم.
زنده آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از زنده بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-15-2014, 11:20 AM   #30
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

با پراید به لکسوس نزنید/بیمه خسارت بالای خودروهای خارجی را نمی دهد.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-09-2014, 12:11 PM   #31
فرارو
 
فرارو's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: درپناه میهن
پست ها: 471
تشکرها: 991
در 437 پست 1,664 بار تشکر شده
Points: 9,344, Level: 64
Points: 9,344, Level: 64 Points: 9,344, Level: 64 Points: 9,344, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

بابا ديگر نان ندارد بدهد!

حكایت نانِ نسیه بر سر سفره‌های ساده، تنها روایت زندگی این روزهای محله اسماعیل‌آباد نیست. در یافت‌آباد شمالی، همانجا که نامش برای آدم‌های آن طرفِ شهر، برای ساكنان جغرافیای بالایِ خط فقر به‌معنای مركزی برای خرید مبلمان لوكس و تكمیل تجملات زندگی است، آدم‌هایی زندگی می‌کنند که خیلی‌وقت‌ها برای خرید چند لقمه نان، دست‌هایشان خالی است. کنار همین خانه‌ها در یک نانوایی قدیمی، شاطر کمندعلی، نان تافتون می‌فروشد، هر تافتون ٤٢٥تومان و به آنهایی که با دست‌های خالی و صورت‌های سرخ می‌آیند نان، نسیه می‌دهد: «به روشان نمی‌آوریم. خیلی‌هاشون را می‌شناسیم؛ از ساكنان قدیمی این محله‌اند. هنوز اجاره‌نشینن. می‌دونم که وسعشان نمی‌رسد. می‌گم ببرین بعدا بیارین، نمی‌دونم که می‌یارن یا نه اما نمی‌گذاریم دست خالی برن.»

نان، این طرفِ شهر برای کارگرانی که بسیاری از آنها با ٦٥٠هزار تومان حقوق ماهیانه و مقرری یارانه‌هایشان زندگی می‌کنند، بخشی از مهم‌ترین مخارج ماهیانه است. آنها با احتساب خط فقر که در تهران یک‌میلیون و ٨٥٠‌هزار تومان اعلام شده و حقوق ٦٥٠‌هزارتومانی‌شان، ماهی یک‌میلیون و ٢٠٠‌هزار تومان از زندگی عقبند. ماه به نیمه برج نرسیده خرج زندگی دخلِ درآمد را آورده و اگر نسیه نباشد سیلی هم صورتِ بابای خانه را سرخ نمی‌کند: «گاهی هم بچه‌هایشان را می‌فرستند که «بابام گفته نون بگیرم خودش بعد می‌یاد حساب می‌کنه»، خودشان‌رو ندارند که بیایند. نه که ما چیزی گفته باشیم. خدا شاهده یک لقمه نان ارزش این حرف‌ها را نداره. اما برایشان سخته که بیان نان نسیه ببرند. بیشتر هم لواش می‌خورند. بربری و سنگک برایشان گران است، میهمان داشته باشند سنگک و بربری می‌برند. وقتی بیایند هم صاف و سرراست نمی‌گویند که نداریم نسیه می‌خواهیم. نان را که می‌گیرند شروع می‌کنند به گشتن جیب‌هایشان و می‌گویند: ‌ای وای کیفم جا موند یا پول خرد ندارم بعد می‌آرم...»

روایت سفره‌های خالی در خانه‌های ساده آدم‌های جنوب تهران تلخ است و تكان‌دهنده و شاید برای خیلی از ساكنان آن طرفِ شهر باورنكردنی. روایتِ کمتر شنیده‌شده از زندگی روزمره شهری است که اختلاف طبقاتی در آن به نقطه‌ای رسیده که عده‌ای در یک طرف روزشان را با انواع نان‌های فرانسوی و ایتالیایی، نانِ سیب و کشمش، نانِ گردو و غلات و نانِ نسكافه و قهوه شروع می‌کنند و آن طرف شهر عده‌ای دیگر برای آوردن نان ساده بر سر سفره‌های خالی نان را نسیه می‌برند. با همه اینها در کوچه پس‌کوچه‌های جنوبی تهران در محله‌های مناطق ١٧ و ١٨ و ١٩ یعنی همان مناطقی نان نسیه دادن به آدم‌ها بخشی از روزمرگی‌های بسیاری از نانوایی‌هاست کمتر مغازه‌ای هست که پشت شیشه‌اش نوشته باشد «نان نسیه نمی‌دهیم.»

علی‌اكبر شاطر یک نانوایی سنگکی در شادآباد می‌گوید زندگی در این محله‌ها فرق می‌کند، رابطه آدم‌ها با هم فرق دارد، اصلا مغازه‌ای نیست که حساب دفتری نداشته باشد. به گفته او تا چند‌سال پیش مردم کمتر نان نسیه می‌گرفتند: «‌آدم‌هایِ این‌قدر ضعیف که نان را هم نسیه ببرند کم بودند. چند ساله بیشتر. اگر این یارانه نباشد نان هم ندارند بخورند. اوایل خودم خجالت می‌کشیدم وقتی کسی می‌آمد و نان نسیه می‌خواست الان دیگر آن‌قدر آمدند و گرفتند عادی شده. اگر معتاد خیابان بودند آدم این‌قدر شرمنده نمی‌شد اما آدم‌های آبرودارند، خانواده دارند... زورشان نمی‌رسد دیگر.»

قصه نان در کوچه پس‌کوچه‌های جنوب تهران تنها روایت نداری و تنگدستی نیست، حكایت جوانمردی و بخشش هم هست. حكایتی که روی دیگری از زندگی اجتماعی را در جغرافیای فقرِ تهران نشان می‌دهد. روایتِ زنده‌ماندن روحیه جوانمردی در آدم‌هایی که دست‌هایشان هنوز بخشنده است.
پ ن:
...وگرنه ،اینچا هنوز همان تهران است وصدا ،همچنان صدای اعتدال!
__________________
پرگاری را که در زندگی به فراخورِ احوالِ نگاهمان بر هستی دایره می کِشد، می بینید که نوکِ تیز "پایه استقرارش" را "صفحه گیتی" چه بی وقفه می لغزاند ..!؟
فرارو آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از فرارو بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-11-2014, 07:38 AM   #32
Saman
 
Saman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
پست ها: 611
تشکرها: 1,710
در 601 پست 3,963 بار تشکر شده
Points: 13,514, Level: 75
Points: 13,514, Level: 75 Points: 13,514, Level: 75 Points: 13,514, Level: 75
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

این مستند را از دست ندهید: ماهی‌ها در سکوت می‌میرند
Saman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از Saman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-06-2015, 07:39 PM   #33
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض کشف خانه فساد یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی

به دنبال دستگیری یکی از بزرگترین بدهکاران بانکی و مفسد اقتصادی توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) در سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تصاویری از یکی از خانه های فساد وی به دست آمده است.
مشرق نوشت:
این مفسد اقتصادی و بدهکار کلان سیستم بانکی کشور که با همراهی برادران خود و دیگر عوامل نفوذی، اقدام به راه اندازی شبکه فساد اقتصادی و سوء استفاده از شرایط تحریم کشور کرده بودند، جهت تعمیق فعالیت ها و رسیدن به اهداف شوم مورد نظر خود، اقدام به آلوده سازی افراد از طریق پرداخت رشوه های بسیار کلان و سازماندهی خانه ی فساد می نمودند.

آقای "ح.ا" مشهور به داریوش که یکی از محکومین اصلی پرونده فساد اقتصادی معروف در سال ۷۶ می باشد و موارد اتهامی و پرونده های مختلفی از جمله اخلال در نظم اقتصادی کشور، قاچاق ارز، قاچاق کالا، قاچاق عتیقه و پرداخت رشوه های کلان در دستگاه قضایی دارد، با راه اندازی و تجهیز خانه های فساد، اقدام به آلوده سازی و باج گیری از افراد مرتبط با شبکه فساد اقتصادی نموده است. تصاویری از این وسایل موجود در این خانه فساد را از نظر می گذرانید:











دوباره باید از سلام عزیز پرسید آیا
نقل قول:
الناس مسلطون علی اموالهم
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-06-2015, 10:05 PM   #34
ali110
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: Shiraz
پست ها: 657
تشکرها: 2,208
در 520 پست 1,309 بار تشکر شده
Points: 7,908, Level: 59
Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

به دوستان خصوصا شهیرجان و mehdi گرامی توصیه می کنم حال که چند زمانی از تاریخ شروع این سرنگار گذشته است خالی از احساسات یکبار دیگر نوشته ای خود را مرور کنند و در باره کامنت های خود نظر دهند. انتظار می رفت این سرنگار ارزشمند نتیجه گیری های بهتری داشته باشد. ظاهرا دوستان احساسات خود را خالی کرده اند و بس !
اگر دوستان تمایل دارند 1- طرح مسئله : بصورت کاملا روشن بیان نمایند که آیا مثلا عبور از سطح مشخصی از ثروت مطابق بنا به ایدولوژی که بدان تمایل دارند (چپ, راست ؛ اسلامی ....) را شایسته می دانند یا خیر و دلایل و استلال های خود را نیز بیان فرمایند. 2- راهکار های عملی و اجرایی خود را با ذکر تجارب گذشنه گان بیان فرمایند خوشبختانه موضوع ثروت قدمت چند ده هزار ساله دارد!!

نطر حقیر این است همه ما (هم فورومی ها) کم بیش درد مشترک داریم و آن دلسوزی است و نگران جامعه و کشور عزیزمان ایران و محرومینی که دور و برمان زندگی می کنند هستیم اما شیر داغ دهانمان را در دو دهه گذشته سوزانیده است به ماست فوت می کنیم .

از این بچه مفتخورها که بگذریم بسیار دیده ام که بعضی از همکاران حقیر(بخش دولتی) در مواجه با هم سن و سالهای خود که طرف حساب ما هستند(پیمانکاران جرء بخش خصوصی) رفتاری بسیار ناشایست از خود (حسادت ووووو......) نشان می دهند . اینها که دیگر مفتخور نیستند گرچه بعضی وفت ها اگر نظارت نکنی شیطنت می کنند و ...
همه ما کم و بیش دوست داریم کشورمان از لحاظ اقتصادی مثل آمریکا و غربی ها شود ولی غافل از آنیم که این رشد اقتصادی بدون زیر ساخت های اجتماعی و فرهنگی برتر ممکن نیست.
نحمل مخالف اولین نکته است (وقتی به قدرت رسیدیم گذشتمان بیشتر شود نه اینکه تا طرف را راهی قبرستان نکنیم ول من ماحرا نباشیم) , دومی کنترل حسادت دومی ؛ سوی پرهیز از ریاکاری و دروغ .....وووو

وقتی کم و بیش خودمان دلمان برای راندن این اتوموبیل غش برود نمی توانیم استدلال های درست و حسابی از خود در کنیم ! البنه کنجکاوی موضوع دیگری است.
ali110 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از ali110 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 04-26-2015, 06:10 PM   #35
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

جولان دادن برخی جوان‌های سرمست غرور ثروت با خودروهای گران‌قیمت درخیابان‌ها از مظاهر ایجاد ناامنی روانی در جامعه است.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-02-2015, 07:01 PM   #36
arman
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 475
تشکرها: 15,303
در 451 پست 2,400 بار تشکر شده
Points: 13,362, Level: 75
Points: 13,362, Level: 75 Points: 13,362, Level: 75 Points: 13,362, Level: 75
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

تصادف مرگبار پورشه در تهران و خشم طبقه متوسط از طبقه مرفه

نیویورک تایمز می نویسد: تصادف مرگبار یک دستگاه خودرو پورشه در تهران، خشم طبقه متوسط از طبقه مرفه را برانگیخته است.
ساعت پنج صبح بود که یک پورشه زردرنگ در بلوار شریعتی در تهران به یک درخت برخورد کرد. تصاویر گرفته شده از دوربین های این خیابان نشان می داد که این پورشه 120 مایل را تنها در ده ثانیه پیموده است و این ماشین کمیاب شش سیلندر در خیابان های خالی در آن وقت صبح ویراژ می داده است.
البته در شمال تهران، مشاهده خودروهای گرانقیمت عادی است چرا که در آنجا تعداد فرزندان مرفهی که به همین سبک زندگی می کنند زیاد است، در حالی که در این کشور ظاهرا قوانین محدود کننده اسلامی برای افراد دیگری نوشته شده است. خودروهای لوکس نشانه ای از یک نابرابری فزاینده در ایران است.

چند ساعت بیشتر از این تصادف نگذشته بود که تصاویری از خودروی تصادفی در رسانه های اجتماعی ایران منتشر شد. اندکی بعد بود که هویت قربانیان این حادثه نیز فاش شد.
این وضع، طوفانی را در شبکه های اجتماعی به راه انداخت.
براساس یک گزارش که در ماه سپتامبر منتشر شده است،‌حدود صد هزار خودروی لوکس از سال 2009 وارد ایران شده است ، و این در حالی است که صاحبان این خودروها مجبورند مالیات صدو چهل درصدی آن را بپردازند. یک پورشه 2015 بوکسچر جی تی اس شبیه آن خودرویی که در تصادف از بین رفت در آمریکا حدود هفتاد و پنج هزار دلار است و در ایران بسته به در دسترس بودن آن، حداقل 178 هزار دلار خرید و فروش می شود.
برخی دارندگان خودروهای لوکس دور شهر می چرخند تا دختران را سوار کنند که در ایران به آن «دور دور» می گویند.
نادر کریمی جونی یک تحلیلگر و جامعه شناس درباره خشم برانگیخته شده طبقه متوسط از تصادف مرگبار پورشه می گوید:‌لباس پوشیدن، حرف زدن و کارهای این تازه به دوران رسیده ها، کاملا متفاوت با عرف شهری و مدنی است. آنها در خیابان ها، وضع مالی خودشان را به رخ دیگران می کشند و از تحقیر دیگران لذت می برند.
حتی آیت الله خامنه ای، در سخنرانی این هفته خود، آنها را جوانانی سرمست و مغرور از ثروت توصیف کرد که با خودروهای گرانقیمت خود در خیابان ها نمایش می دهند. وی این افراد را عامل ناامنی روانی در جامعه توصیف کرد وخواستار اقدام پلیس برای مقابله با آن ها شد.
ایشان همچنین خواستار مقابله با مفسدان اقتصادی شد و اظهار داشت فقط نگویید فلان کس دزد است، علیه آنها اقدام کنید.
arman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از arman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-02-2015, 07:18 PM   #37
Saman
 
Saman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
پست ها: 611
تشکرها: 1,710
در 601 پست 3,963 بار تشکر شده
Points: 13,514, Level: 75
Points: 13,514, Level: 75 Points: 13,514, Level: 75 Points: 13,514, Level: 75
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

ماجرای تصادف این پورشه، دیروز روی صفحه‌ی اول نیویورک‌تایمز بود:


Saman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Saman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-02-2015, 08:18 PM   #38
mahdavi3d
 
تاریخ عضویت: Jul 2013
پست ها: 479
تشکرها: 396
در 449 پست 1,403 بار تشکر شده
Points: 11,875, Level: 71
Points: 11,875, Level: 71 Points: 11,875, Level: 71 Points: 11,875, Level: 71
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

آیا این داستان بچه پولدار و پروشه و امثالهم روشی برای انحراف اذهان و شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها نیست؟ به نظر بنده که چنین است! به عنوان مثال، یک مشکل مملکت ما تردد 5 میلیون پراید با داستان‌هایی که ازش می‌دانیم است و یا چشم دیدن چند تا پورشه و... را نداشتن؟ دغدغه حکومت باید اندیشیدن به وضعیت میلیون‌ها باشد یا صدها و هزاران؟
mahdavi3d آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از mahdavi3d بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-04-2015, 12:20 PM   #39
دشت
 
دشت's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2014
پست ها: 670
تشکرها: 929
در 504 پست 1,068 بار تشکر شده
Points: 3,068, Level: 34
Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahdavi3d نمایش پست ها
آیا این داستان بچه پولدار و پروشه و امثالهم روشی برای انحراف اذهان و شانه خالی کردن از مسئولیت‌ها نیست؟ به نظر بنده که چنین است! به عنوان مثال، یک مشکل مملکت ما تردد 5 میلیون پراید با داستان‌هایی که ازش می‌دانیم است و یا چشم دیدن چند تا پورشه و... را نداشتن؟ دغدغه حکومت باید اندیشیدن به وضعیت میلیون‌ها باشد یا صدها و هزاران؟
بلی پراید مشکل دارد ولی بحث سر چشم دیدن چند تا پورشه نیست . مشکل منبع تحصیل این اموال است که غیر شفاف است و غالبا از محل رانتهای دولتی به این امکانات نائل امده اند . من به شخصه برای کسانی که برند اتووبیل و یا لباسشان را به رخ میکشند متاسفم و مشکلی با پورشه و بوگاتی و مازراتی ندارم چون به این پدیده ها به صورت نمادهای دشت مشوش مینگرم . اما کامنت گذارانی که جانباختگان پورشه سوار را نواختند نیز نمادی از این دشت مشوشند . مردمانی که برای یک وام دومیلیونی کلی مجبورند بدوند و ایا موفق به دریافت وام شوند یانه ؟ مردمانی که برای داروهای بیماران خاص باید در صف هلال احمر بایستند یا جوانان بیکار و...... چه انتظاری از این خیل جماعت ناراضی و ناکام باید داشت؟ محرومیت ،انگاه ناکامی و سپس پرخاشگری . این یک نظریه پذیرفته شده و تایید شده در روانشناسی اجتماعی است .
در عین اینکه پورشه سوار آقازاده ای بود و شاهدی عینی بر یغماگری چپاولگران ایران :
صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه میخورد
پاردمش دراز باد این حیوان خوش علف
برای ان دو جوان بی اغراق متاسف شدم که هردو قربانی بودند و شنیدن خبر فوت یک جوان به اندازه کافی ازاردهنده هست انهم در ایران که در بیشتر مواقع این اخبار در ارتباط مستقیم با سوء مدیریت است .
پراید و جاده ها و راننده ها همه مشکل دارند و اینها همه باعث وقوع حوادث جاده ای میشود . اگر سفری به کرستان داشته باشید جانان من دیگه اندوه لبنان شمارا نمیکشد . جاده ای که من نوروز 4 سال پیش در کردستان دیدیم آه از نهادم براورد . نه گاردریل نه راهنما نه شبرنگ هیچ . بعضی قسمتهای این محور مصداق مسلم حادثه خیز بودن است . بخصوص از بانه به مریوان . انوقت اتوبان قم - تهران مجهز به سیستم روشنایی است و با این وجود باز هم شاهد تصادفیم . ایا لازم بود این اتوبان مجهز به روشنایی باشد . پروژه ای که هزینه مستمر دارد و پیمانکار ی که در ابتدای پروژه منحصرا وارد این کار شد و از این بابت سود سرشاری را منتفع شد .بد نیود اگر تمام راههایمان تجهیز میشدند انوقت اتوبان هم مجهز به سیستم روشنایی میشد ولی وقتی محورهای دیگر از حداقل ها محرومند این پروژه ها مصداقی دارد ؟
شاید باید این پست رادر مشکل مملکت ما میگذاشتم ولی درادامه نقل قول مهدوی گرامی به اینجا انجامید .
رندان تشنه لب را ابی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
دشت آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10-30-2015, 02:19 PM   #40
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

هدیه تولد ناقابل یک بچه پولدار
https://instagram.com/p/879M2XPN0n/
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2015, 02:13 PM   #41
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض خواب آشفته معتادان در شوش

خواب آشفته معتادان در شوش

معصومه اصغری: قول جمع‌آوری چندهفته‌ای و چندماهه مسئولان شهری برای ساماندهی معتادان پرخطر در محله هرندی تهران آن‌قدر عملی نشد تا اینکه دیروز بالاخره مردم خودشان به میدان این پارک پر آسیب و خطر رفتند و معتادان را پخش و پلا کردند. حوالی ساعت ١٠:٣٠ است، صدای آژیر و بوق و تلفیقی از نعره‌های مردانه در محوطه پارک هرندی پیچیده. آتش و دود از هر طرف فضا را گرفته و مأموران شهرداری با لباس‌هایی فسفری در هر گوشه‌ای به چشم می‌خورند. افرادی که گفته می‌شود مردم محلی هرندی هستند، با چماق‌هایی دور و اطراف پارک می‌چرخند. برخی بطری‌های بنزین به دست دارند و با پراکنده‌کردن معتادان داخل آلونک‌ها و چادرها، همه جا را به آتش می‌کشند. کارتن‌خواب‌ها کتک‌ خورده و گریان در حال فرار هستند و برای توضیحی کوتاه هم نمی‌مانند. مردمی که بسیار عصبانی به نظر می‌رسند از مأموران شهرداری می‌خواهند با آنها همراه شوند اما مأموران شهرداری داد می‌زنند و به کارگران شهری تأکید می‌کنند دخالت نکنند و کنار بایستند.
مشخص است‌بخش‌های آتش‌گرفته، سرپناه‌ها و چادرهای معتادان است که مردم آتش زده‌اند. صدای فریاد از داخل پارک بیشتر و بیشتر می‌شود. نیروی انتظامی هم حضور دارد اما دخالتی نمی‌کند. آنها هم خودشان را وارد این غائله نکرده‌‌اند اما حضور دارند.
یکی از شاهدان که از ابتدای ماجرا در پارک هرندی حضور داشته به خبرنگار «شرق» می‌گوید: اینها همه مردم همین محله هستند، مغازه‌دارها و ساکنانی که زن و بچه‌شان در این چند ماه عذاب کشیده‌اند. صبح با دادوفریاد سمت پارک راه افتادند و بلند و با فریاد می‌گفتند که می‌خواهیم خودمان برای اینجا تعیین تکلیف کنیم، کسی به داد ما نمی‌رسد! این شاهد عینی ماجرا به «شرق» گفت: به نظر می‌رسید که این مردم از چیزی عصبانی شده‌‌اند و به دلیلی یکباره اعتراض کرده‌‌اند اما ما نفهمیدیم چه شده! البته بعضی‌ها می‌گفتند به دلیل گزارش تلویزیون و نشان‌دادن اشک‌های یک پسربچه خیلی ناراحت شده‌اند. او در ادامه گفت: فکر نمی‌کنم شهرداری در این موضوع دخالتی داشته باشد، شهرداری خودش را بی‌خودی قاطی این ماجرا کرده و حالا دارد چوبش را می‌خورد! چند نفر از ساکنان محله هرندی گفتند: «ما جرئت نداریم زن و بچه‌مان را در این محله تنها بگذاریم، هرآن ممکن است به ما حمله کنند». «با شورای محله و کلانتری همکاری کردیم و امروز این کار را شروع کردیم تا پارک را تمیز کنیم اما شهرداری و بهزیستی با ما همکاری نکردند». «شهرداری می‌گوید من کار خودم را می‌کنم و امنیت پارک به من ربطی ندارد». آنها که در این محله نیستند اما هر شب ماشین‌های ما را خالی می‌کنند و به زنان و دختران ما حمله می‌کنند».
این شاهد عینی، تصریح کرد: معتادانی که امروز پخش‌وپلا کردند، به سمت شرق پارک و میدان شوش پراکنده شدند. درهمین‌حال سیدعابد ملکی- شهردار منطقه ١٢- در این مورد به «شرق» گفت: شهرداری تهران قانونا امکان برخورد با این اقدامات یا همکاری با آنها را ندارد و در این مورد هم مأموران شهرداری هیچ همکاری‌ای با افرادی که از مردم محلی بوده‌‌اند، نداشته‌اند. وی با تأیید این مطلب که افراد حمله‌کرده به معتادان متجاهر در پارک هرندی، از ساکنان محله هرندی بوده‌‌اند، گفت: عمده‌ای از این افراد منازلشان در نزدیکی پارک قرار داشته و در این مدت بیشتر در معرض مشکلات بوده‌اند. طبق آنچه من مطلع شدم مردم، معتادان را از محدوده نزدیک خانه‌های خودشان پراکنده کرده‌‌اند که بخشی از آنها به قسمت جنوبی پارک رفته‌اند و بخشی دیگر هم پراکنده شده‌اند. البته به نظر می‌رسد تا چند ساعت دیگر مجدد پارک از معتادان پر شود چراکه آنها نمی‌توانند جای دوری بروند. شهردار منطقه ١٢ شهر تهران با بیان اینکه ساماندهی این مشکلات نیاز به همراهی و زمان دارد، گفت: شهرداری تهران برای بهبود شرایط این محله اقدامات جایگزین زیادی را آغاز کرده تا شرایط را برای مردم محله هرندی مساعدتر کند اما مسئله اینجاست که سایر ارگان‌های مسئول، وظایفشان را درست و کامل انجام نمی‌دهند. ساماندهی این مشکلات در محله‌ای با این همه آسیب، نیاز به هزینه‌ها و زیرساخت‌های بسیار دارد و باید در این مورد به شهرداری کمک کنند.
چند شب قبل و در یک برنامه زنده تلویزیونی مسئولان ارگان‌های مختلف از جمله ستاد مبارزه با مواد مخدر و نیروی انتظامی، اقدامات صورت‌گرفته برای جمع‌آوری و ساماندهی معتادان متجاهر را بازخوانی کردند. پرویز افشار- معاون کاهش تقاضا و توسعه مشارکت‌های مردمی ستاد مبارزه با موادمخدر- که میهمان این برنامه بود، درمورد تفاهم با شهرداری تهران، افزایش ظرفیت برای نگهداری معتادان طبق ماده ١٥، بازسازی مراکز اقامتی معتادان و... صحبت‌هایی داشت که امیدوارکننده بود اما همانند سایر حرف‌ها و قول‌هایی که در این چند ماه داده ‌شده، به درد کف خیابان و محله‌هایی چون هرندی نخورده است و درنهایت مردم به فکر نجات خودشان افتاده‌اند. برنامه‌‌ای که به کتک‌خوردن و پراکنده‌کردن تعدادی معتاد پرخطر در شهر انجامیده است.
همین هفته گذشته حسین حاج قربانی، دبیر شورایاری منطقه١٤ میهمان صحن علنی شورای شهر تهران بود و درمورد کوچ معتادان پرخطر به محله‌های منطقه ١٤ هشدار داد. وی با اشاره به فرسوده‌بودن بخش‌های زیادی از بافت مسکونی این منطقه و فضاهای پرخطر شهری، از پدیده نوظهور معتادان خیابانی در منطقه ١٤ سخن گفت و افزود: از زمانی که برخورد با این پدیده در منطقه ١٢ تشدید شده است، بسیاری از معتادان و بی‌خانمان‌ها به منطقه ١٤ مهاجرت کرده‌اند و در فضاهای بی‌دفاع شهری چادر زده و بیتوته کرده‌اند. زن و مرد، پیر و جوان در این چادرها زندگی می‌کنند و چهره منطقه را تحت‌تأثیر قرار داده‌اند.
-------------------------------------------
٤ ساعت پس از واقعه در پارک حقانی
شهرزاد همتی: هوا نیمه‌ابری است و باران تقریبا بند آمده. از مترو شوش که رد بشوی، کمی بالاتر درست آن طرف خیابان، خیابان علیزاده پیداست. ماشین پشت چراغ ایستاده و پلیس برگ جریمه‌اش را در هوا تکان می‌دهد. شیشه را پایین می‌کشم و از پلیس راهنمایی می‌پرسم که در جریان ماجرای صبح خیابان هرندی هست یا نه. اما در جواب اینکه کار چه کسی بود، ترجیح می‌دهد سوت سفیدش را در دهان بگذارد و صدای تیز سوتش در میان همهمه ماشین‌های سنگینی که خودشان را به بنگاه‌های حمل‌ونقل می‌رسانند گم شود. از یک خیابان فرعی وارد می‌شویم تا به پشت پارک حقانی برسیم. مرد میوه‌فروشی جلوی یک قهوه‌خانه ایستاده و دستمال به روی پرتقال‌های خوش‌رنگش می‌کشد. شیشه را پایین کشیده‌ام و از او درباره ماجرای صبح سؤال می‌کنم، مرد خوش‌برخورد است و می‌گوید: «صبح بود، این بندگان خدا یک پلاستیک می‌کشیدند روی سرشون و دواشون رو مصرف می‌کردند. بعد یک‌دفعه من نمی‌دونم چی شد که ریختن تو پارک، صداشون همه خیابون رو برداشته بود. فکر کنم کار شهرداری بود». می‌پرسم: «یعنی شما می‌گویید کار مردم نبود؟» مرد منکر می‌شود و ناگهان صاحب قهوه‌خانه با عصبانیت و سینه ستبر جلوی ماشین ظاهر می‌شود و می‌گوید: «خانم اینا مارو عاصی کردن. مردم همین محله، مردم آبرودار این محله خسته‌ شدن به خدا. دیگه طاقت نداشتن. ریختن این معتادارو جمع کردن». پرتقال‌فروش اما عصبانی می‌شود. پشتش را می‌کند به من و خطاب به مرد می‌گوید: «عباس آقا این خانم اومده می‌پرسه که کار کی بود. این خانم خبرنگاره... منم بهش می‌گم که مردم اینجا چایی درست می‌کنن میارن می‌دن دست این معتادا، کار مردم اینجا نیست. هست؟» مرد کمی خیره نگاه می‌کند و می‌گوید: «نه خانم... کار مردم نبوده... مردم که کاره‌ای نیستن.. این شهرداری هر کاری دلش بخواد بکنه می‌کنه. مگه حرف مردم هم مهمه؟» پرسان‌پرسان فهمیده‌ام آب‌ها که از آسیاب افتاده، کارتن‌خواب‌ها بند و بساطشان را ته پارک آورده‌اند. از پنجره ماشین تماشایشان می‌کنم، گله‌به‌گله توی پارک نشسته‌‌اند و زرورق می‌پیچند. حالا یک طرف پارک جمع شده‌‌اند تعدادشان بیشتر است. وارد پارک که می‌شوم همه چیز عادی به نظر می‌رسد. اما هنوز می‌شود رد دود را دید... بوی پلاستیک آب‌شده هنوز می‌آید و دیوارهای گلی پارک دودگرفته و سیاه شده‌اند. مردی جلو می‌آید و می‌گوید: «الان دیگه برا شب چادر نداریم. چادرا رو آتیش زدن، عوضش پتو می‌فروشم. پتوی پلنگی فرد اعلا...».
دخترک با چشمان نیمه‌باز و موهایی که توی صورتش ریخته با ولع به قلیان پک می‌زند. یک جمع چهار نفری هستند. دو مرد و دو زن. یکی از پسرها لباس‌هایش از بقیه ‌تروتمیزتر است. پایپش را از جیبش درمی‌آورد و روی موتور می‌نشیند. از او درباه ماجرای صبح می‌پرسم. می‌گوید اسمش فرهاد است، سیگارش را از کنار گوشش برمی‌دارد و با زبانش خیس می‌کند و بعد می‌گوید: «خوابیده بودم تو چادر. ساعتش یادم نیست... . درسا اینها هم تو چادر بغلی خواب بودن. یه‌دفعه خیس شدم، فکر کردم بارونه، اما بنزین بود...». خنده‌هایش تلخ است فرهاد، سیگارش روشن نمی‌شود... دوباره و سه‌باره تلاش می‌کند و دستش می‌لرزد و سیگار می‌افتد روی زمین... فرهاد شاکی شده. دوباره آن را برمی‌دارد و می‌گوید: «داد می‌زدند که آتیشمان می‌زنند و اتفاقا زدند. یعنی نمی‌جنبیدم الان داشتی با جزغاله‌م مصاحبه می‌کردی... کار خود خود مردم بود، این پایگاه‌های محلی...». می‌پرسم چرا؟ همان دختری که قلیان می‌کشید می‌گوید: «چه می‌دونم! ... می‌گن سلب آسایشه... خب کجا برم من؟» اسمش درسا است. موهایش از شدت چرک به هم چسبیده. سرش را بالا می‌کند و صورتش را نگاه می‌کنم، چشم‌هایش سبز سبز است، از همان چشم‌های قشنگ سینمایی. درسا می‌گوید با خاله‌اش توی پارک زندگی می‌کند و حالا دنبال گرفتن یک اتاق هستند. وقتی سؤال می‌کنم معتادی؟ خیلی جدی می‌گوید: «نه بابا... فقط قلیون می‌کشم، اونم واسه تفریح... اما شما بنویس اینا می‌گن بودن ماها براشون تو دروازه‌غار افت داره. ریکس نمی‌کنن بچه‌هاشون از جولوی ما رد بشن...». بهمن از موادفروش‌های پارک است، می‌گوید فقط خودش گهگاهی دوا (هروئین) مصرف می‌کند. می‌گوید مردم به‌تنهایی از عهده این کار برنمی‌آیند. کار شهرداری است و قطعا مردم همراهی‌شان کرده‌اند. پایپ‌فروش پارک هم که پایپ‌هایش را دانه‌ای دو هزارتومان می‌فروشد برایمان تعریف می‌کند که چقدر کتک خورده. اما حالا همه‌چیز عادی است و زندگی به شیوه پارک حقانی جریان دارد.
زرورق‌فروش‌ها یک گوشه، لباس‌فروش‌ها هم گوشه دیگر... مردی هم شیشه خرد می‌کند و سر قیمت با زنی که تهدید به خودکشی می‌کند چانه می‌زند. راننده شیشه‌های ماشین را تا آخر بالا کشیده و به صورت آدم‌ها هم نگاه نمی‌کند... جلوی یک مغازه می‌ایستم و از مرد داستان صبح را می‌پرسم مرد می‌گوید: «کار شهربانی بود. اما مردم هم اومدن کمکشون... خانم ما بچه‌مدرسه‌ای داریم. شما فکر کن آخه چطور می‌شه من بچه‌م رو از این محله با این اوضاع رد بکنم؟ دیگه نذاشتم بره مدرسه...».
به همین راحتی به خاطر حضور معتادان، یک بچه از مدرسه‌رفتن محروم می‌شود... به قول یکی از کارتن‌خواب‌ها حالا به آنها گفته شده در پارک ساعی و ملت مستقر شوند. ساعت از چهار بعدازظهر گذشته و زندگی در پارک حقانی به شیوه دوافروش‌ها هنوز جاری است...
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-13-2015, 02:08 AM   #42
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,054
تشکرها: 6,639
در 2,023 پست 21,967 بار تشکر شده
Points: 40,487, Level: 100
Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

تکان دهنده است.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 02-05-2016, 12:10 PM   #43
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض فیلم/ یک روز در میان نان و مربا/ روایت زندگی یک خانواده زندانی

خبرگزاری مهر، گروه جامعه-سید هادی کسایی زاده: ۲۵ کیلومتر دورتر از مرکز پایتخت در شهر بومهن و در خارج شهر، تپه ای به نام «تپه» است. وقتی با ماشین وارد شهرک شدم یاد دره های خطرناک هراز افتادم. اگر کل حواسم به رانندگی نبود در یک چشم بر هم زدن از جاده خارج و از تپه پرتاب می شدم. انگار اصلا در این منطقه از تهران پای هیچ مسئولی باز نشده است. آسفالت، شبکه گاز رسانی، شبکه آب رسانی، امنیت و .... را در این مسیری که طی کردم ندیدم.

قرارمان دیدار با یک خانواده زندانی بود که کمی حاشیه های شهر و مشکلاتش حواسمان را پرت کرد. داستان در مورد ناهید و ستایش و ابوالفضل است. ناهید ۹ سال قبل با یکی از اهالی روستا که پسرکی کارگر بود ازدواج می کند. اما به دلیل کمردرد شدید و مشکلات درمانی مجبور می شوند به تهران نقل مکان کنند. با ۲ میلیون ودیعه و ماهی ۲۰۰ هزار تومان سهمشان از خانه های پایتخت خانه ای ۲۵ متری در تپه واقع در بومهن می شود. ستایش ۷ ساله و ابوالفضل ۴ ساله هم فرزندان این خانواده هستند. در هر حال به دلیل وقوع جرمی سرپرست خانواده یا همان همسر ناهید به زندان می رود که حکمش ۶ سال حبس است.

حالا ناهید مانده و ۲ فرزند همراه با بیماری قلبی ابوالفضل و کمردردهای شدیدی که دارد. کرایه خانه ۴ ماه عقب افتاده؛ یخچال سوخته؛ آب گرمکن خراب است؛ تلویزیون تصویر ندرد؛ گاز ندارند؛ بخاری دست ساز است؛ فقط با یارانه سر می کنند؛ درآمدی ندارند؛ پدر و مادر ناهید فوت کرده اند؛ سواد درستی ندارد و الی آخر ...

ناهید باید دراز بکشد و ستایش هم مادری می کند... از پخت غذایی که وجود ندارد تا شستن ظرف ها؛ فکر کنم همین بخش از روایت زندگی این خانواده زندانی کافی باشد. انجمن حمایت از خانواده زندانیان مرکز هم قرار است ۶ ماه مستمری ۱۵۰ هزارتومانی بدهد که قطعا چاره کار نیست. حالا این گزارش و این هم دستان گرم خیرین و مسئولان... یا علی
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-29-2016, 05:45 PM   #44
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,922
تشکرها: 2,766
در 1,752 پست 7,992 بار تشکر شده
Points: 19,134, Level: 87
Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87 Points: 19,134, Level: 87
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض خودسوزی یک دستفروش در تهران

آفتاب: شهروند نوشت: «امیر» تا چند روز پیش در کوچه برلن روسری می‌فروخت. دو روز پیش بنزین را روی خودش ریخت و چند دقیقه بعد شعله‌ور شد. با پیکر آتش گرفته از این‌سو به آن‌سو می‌دوید و مردم به دنبالش؛ حالا او در آی.سی‌.یو. بستری است و کسی نمی‌داند که سرانجامش چه می‌شود؛ در تهران اما جمع‌آوری دستفروشان همچنان ادامه دارد.

یک روز قبل از انتخابات مجلس، ظهر پنجشنبه‌ که تهران در انتظار فردای انتخابات بود، در کوچه برلن آتشی به پا شد. مردم آمده بودند خرید شب عید که دیدند یک نفر شعله‌ور در حاشیه پیاده‎‌رو می‌دود. او از سر اتفاق آتش نگرفته بود، خودسوزی تصمیم خودش بود؛ یک لیتر بنزین، جرقه آتش و بعد تمام. پیش از آن‌که ماموران آتش‌نشانی برسند، مردم و دوستانش کار را تمام کرده بودند؛ در خیابان بقایای بساط او مانده بود و خودش در راه بیمارستان. حالا سه‌روز از آن حادثه گذشته و آنها که امیر را به بیمارستان رساندند هنوز منتظرند که خبر خوشی برسد، مثلا بگویند خوب شد، اما خبرهایی که از بیمارستان مطهری می‌رسد، خوش نیست.
نخستین خبر این خودسوزی همان روز پنجشنبه در میان خبرهای داغ انتخاباتی مخابره شد و چندان هم شنیده نشد، اما دیروز انتشار یک ویدیوی چنددقیقه‌ای در شبکه‌های اجتماعی که صحنه خودسوزی امیر را ثبت کرده بود، بار دیگر این خبر را به جریان انداخت. تماشای این ویدیوی چنددقیقه‌ای مثل تمام حوادث مشابه چند ماه اخیر تلخ و تکان‌دهنده بود و خیلی‌ها پرسیدند چرا دستفروشان در تهران روی خط حادثه افتاده‌اند؟

دستفروشان روی خط حادثه

خودسوزی «امیر»، نخستین حادثه برای دستفروشان نیست؛ نه فقط در تهران که در شهرهای دیگر هم. بیست‌وسوم اسفند پارسال هم یک دستفروش خرمشهری، وقتی یک هفته مانده به ‌سال نو بساطش را جمع کردند و بردند، مقابل شهرداری خرمشهر ایستاد و خودش را کشت، خودش را سوزاند. در تهران در یک‌سال اخیر به‌ویژه نیمه دوم همین ‌سال ٩٤، دستفروشان حوادثی را گذرانده‌اند که بیش از گذشته خبرساز شده است.

پیش از این انتشار تصاویری در ارتباط با برخورد ماموران شهرداری با بعضی از دستفروشان تهرانی ازجمله لبوفروشی که چرخ‌دستی‌اش واژگون شده بود یا دستفروشی که میوه‌هایش را مقابل ایستگاه شادمان نقش بر زمین کردند و حوادث مشابه دیگر، واکنش‌های اجتماعی زیادی را متوجه شهرداری تهران کرد. منتقدان می‌گویند ساماندهی مسائل و آسیب‌های اجتماعی لازم است اما نه با این همه خشونت. با وجود این‌که در ماه‌های اخیر یک پای ثابت خبرهای مربوط به حوادث دستفروشی در تهران ماموران شهرداری بوده‌اند، در حادثه کوچه برلن و خودسوزی امیر، آنها در صحنه برخورد و جمع‌آوری بساط او حضور نداشتند.

«شهرام گیل‌آبادی»، مدیر مرکز ارتباطات و روابط بین‌الملل شهرداری تهران دیروز درباره جزییات این حادثه به «شهروند»، گفت: «متاسفانه این حادثه در خیابان لاله‌زار، کوچه برلن اتفاق افتاده است و پیش از آن‌که ماموران آتش‌نشانی به محل حادثه برسند، مردم و دوستان فرد، آتش را خاموش و او را به بیمارستان منتقل کرده بودند. در محل این حادثه هیچ یک از ماموران شهرداری تهران حضور نداشتند و ما از جزییات این حادثه اطلاعات دقیقی نداریم و روایت‌های متفاوتی وجود دارد.»

در خبرهای اولیه این حادثه گفته شده، ماموران کلانتری به امیر تذکر داده و خواستار جمع‌آوری بساط او شده بودند. به گفته گیل‌آبادی، درباره این حادثه چند روایت وجود دارد. از سویی گفته می‌شود این فرد به‌دلیل این‌که از طرف ماموران کلانتری تذکر گرفته، خودسوزی کرده است اما روایت دیگری هم هست و آن این‌که گفته می‌شود تصمیم و اقدام به خودسوزی تحت‌تاثیر اختلاف و درگیری بین فرد آسیب‌دیده و برخی همکاران و مغازه‌داران در محل بوده است.

سه‌روز پس از این حادثه، احوال امیر در بیمارستان مطهری تهران نسبت به روزهای گذشته که او را آورده‌اند، تغییری نکرده است. وقتی آخرین وضع او را از پذیرش بیمارستان می‌پرسیم، می‌گویند: «ممنوع‌الملاقات و در آی.سی.یو بستری است و نمی‌توانید او را ببینید. به دلیل سوختگی در صورت انتقال به بخش در هفته‌های آینده هم امکان ملاقات حضوری ندارد.» و حالش؟ «مساعد نیست و رو به وخامت است.»

حقانی: دستفروشی در دوراهی اخلاق و قانون است


با وجود حوادث و پیامدهای اجتماعی که برخورد با دستفروشی در تهران در ماه‌های اخیر داشته و بخشی از آن هم دور از انتظار نبوده، در شورای شهر تهران، تقریبا اکثریت اعضای شورا از ایده کلی جمع‌آوری دستفروشان از سطح شهر دفاع می‌کنند، البته «با توجه به کرامت انسانی افراد و با رعایت اخلاق». این جمله را «محمد حقانی»، عضو شورا و رئیس کمیته محیط‌زیست با تاکید زیادی می‌گوید و بعد به قوانینی اشاره می‌کند که جمع‌آوری دستفروشان را الزامی کرده است. او به «شهروند» می‌گوید: «براساس بند ٢٠ ماده ٥٥ شهرداری‌ها، سد معابر عمومی و اشغال پیاده‌روها و استفاده غیرمجاز و غیرمعمول از این فضاها چه در پیاده‌راه‎‌ها و چه در میدان‌ها و پارک‌ها برای کسب‌وکار و سکونت یا هر عنوان دیگری ممنوع است. همین قانون شهرداری را مکلف کرده که در این زمینه اقدام و معابر را آزادسازی کند. براساس قانون، شهرداری می‌تواند و باید در این زمینه رأسا و به وسیله ماموران خود اقدام کند.»

او ماده ٦٩٠ قانون مجازات اسلامی را هم به‌عنوان مستندی مورد توجه قرار می‌دهد، همان قانونی که می‌گوید هر فردی که اقدام به تجاوز و تصرف عدوانی یا ایجاد مزاحمت و ممانعت از حق در املاک متعلق به شهرداری کند یک ماه تا یک‌سال به حبس محکوم می‌شود. به گفته او براساس فتواهایی که در این زمینه صادر شده هم اگر دستفروشی موجب مزاحمت برای عابران شود، باید در این زمینه اقدام شود و خلاف است. به گفته او، دستفروشی به لحاظ شرعی، قانونی و عرفی ممنوع است و قابل دفاع نیست.

رئیس کمیته محیط‌زیست شورا با تاکید بر این‌که شهرداری ملزم به جمع‌آوری دستفروشان از سطح شهر است، به این نکته اشاره می‌کند که اساسا در سال‌های گذشته نباید اجازه داده می‌‎شد دستفروشی در تهران آسان شود: «وقتی شما در ارتباط با سد معبر و دستفروشی سهل‌گیری کنید، به سرعت بر تعداد آنها افزوده می‌شود. دستفروشی در دوراهی اخلاق و قانون است. از یک‌سو سد معبر و اجرای قانون مطرح است که به‌هرحال پیاده‌راه‌ها قابل استفاده افراد و قابل واگذاری نیست و سد معبر نوعی انسداد در حقوق شهروندی است، اما نکته دیگر این‌که بخشی از فرآیند دستفروشی در شهر زاییده فقر و بی‌عدالتی است و ما کمتر به مسائل اجتماعی ترتیب اثر می‌دهیم. باید در این زمینه راه میانه‌ای پیدا کنیم.»

به گفته حقانی، اگر قرار باشد شهرداری به دستفروشان جا و مکان بدهد، این پدیده مسائل بعدی را به دنبال دارد؛ مثلا این موضوع موجب می‌شود هر روز و هر شب مردم از گوشه و کنار ایران به تهران بیایند. آنها به اهالی دیگر شهرها اطلاع می‌دهند که بیایید، اینجا جایی هست برای دستفروشی و بنابراین شغل‌های کاذب و غیرمولد اضافه می‌شود.

این عضو شورای شهر ادامه می‌دهد: «ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم که تهران شهر دستفروشان شود؛ نه فقط در معابر، در تمام ایستگاه‌های مترو هم ما با شبکه دستفروشی مواجه هستیم و نمی‌توانیم از این شبکه به این بهانه که آنها کار ندارند، دفاع کنیم. به‌هرحال دستفروشی یک اقتصاد ناسالم است و نمی‌توانیم از آن دفاع کنیم. موضوع اما اینجاست که درحال حاضر دو طیف دستفروشان و ماموران شهرداری روبه‌روی هم قرار گرفته‌اند. ما می‌دانیم که تعداد زیادی از دستفروشان از نظر تحصیلاتی در سطوح پایین‌اند و نیازمند این هستند که زندگی‌شان را بگذرانند و در مقابل افرادی که از طرف شهرداری مامورند، آموزش‌های لازم را برای برخورد با دستفروشان ندیده‌اند.»

پیشنهاد برایاصلاح قانون مبارزه با دستفروشی


در ادامه طرح و برنامه برخورد با دستفروشی در تهران، دیروز نادر شکری، مدیرکل تدوین قوانین و امور شورای شهرداری تهران، اصلاح و رفع خلأ قانونی تبصره یکم بند دوم ماده ٥٥ قانون شهرداری که از سد معابر عمومی به‌عنوان ملک عمومی حفاظت و از تجاوز اشخاص نسبت به آنها جلوگیری می‌کند را خواستار شد.

او در گفت‌وگو با «آنا» گفته است که: «اگرچه برای مجریان شیوه‌های مختلف سد معابر عمومی و استفاده غیرمجاز از آنها و سایر اماکن مذکور در قانون به تجربه شناخته شده، اما روشن نبودن مصادیق و روش‌های برخورد با دستفروشی موجب اختلاف نظر و مشکلاتی در این زمینه شده است.»

به گفته مدیرکل تدوین قوانین و امور شورای شهرداری تهران، لازم است برای رفع خلأ قانونی موجود در تبصره یکم بند دوم ماده ٥٥ قانون شهرداری اصلاحاتی به شرح ذیل اعمال شود: «نخست این‌که در صورتی که متخلف یا متخلفان در مقابل ماموران شهرداری مقاومت ‌کنند یا به تخلف خود اصرار داشته باشند، نیروی انتظامی با اعمال این قبیل افراد به‌مثابه جرم مشهود برخورد کند. دومین مورد اصلاحی پیشنهادی اینکه، قانون‌گذار با وضع مقررات نسبت به تعریف و تعیین مصادیق و نحوه جلوگیری از سد معابر عمومی توسط ماموران شهرداری و تعیین تکلیف نسبت به اموال جمع‌آوری شده از سد معابر عمومی اقدام کند.» فراتر از تلاش شهرداری تهران برای بسامان کردن تهران از نظر آسیب‌های اجتماعی، جامعه‌شناسان می‌گویند، به‌دلیل سیاست‌های اقتصادی چند‌‌سال گذشته، فقر در ایران گسترش پیدا کرده و آمارها نشان می‌دهد که حتی بخشی از طبقه متوسط جامعه به طبقه فقیر سقوط کرده‌اند و افرادی که رو به دستفروشی می‌آورند، قادر به تامین هزینه‌های زندگیشان به طرق معمول نیستند و مجبورند دستفروشی را برای فرار از بیکاری یا به‌عنوان شغل دوم و سوم انجام دهند و در برنامه‌ریزی‌هایی که در این زمینه انجام می‌شود باید این شرایط جدید را در نظر گرفت و تنها اقدامات سلبی و حذفی نتیجه‌بخش نخواهد بود.

این روزها چند هفته بیشتر تا آغاز‌ سال نو نمانده است؛ از قدیم این جمله بین دستفروشان تهرانی زیاد شنیده می‌شد که «شب عید است و کاری ندارند»، حالا اما روزهای دیگری است، قرار است تا شب عید چهره تهران، عاری از دستفروشان و متکدیان و همه آن کسانی باشد که به اعتقاد مسئولان سیمای اجتماعی پایتخت را آشفته کرده‌اند! این تصمیمی است که همه آنها با هم گرفته‌اند. در چنین شرایطی است که امیر به‌هوش بیاید یا نه، طرح جمع‌آوری و برخورد با دستفروشان تهرانی، به‌ویژه در مرکز شهر تهران ادامه پیدا می‌کند.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-01-2016, 03:07 PM   #45
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,369 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

از نظر اقتصادی زندگی در حال حاضر برای مردم ایران بسیار سخت است.هر کس که در ایران زندگی کند این را به وضوح می فهمد.کارگران بر روی خط فلاکت زندگی می کنند و هزینه های زندگی سرسام آور است.تشکل های صنفی کارگری حق فعالیت ندارند و این ظلم مضاعفی در حق کارگران است.حقوق کارمندان و بازنشستگان بسیار پایین است و کفاف هزینه های زندگی را نمی دهد چه برسد به اینکه بخواهند پس انداز کنند.با این حال گاها اختلاس ها و فسادهایی صورت می گیرد که اشک انسان را در می آورد.بانک ها سود بسیار زیادی را در قبال تسهیلاتشان دریافت می کنند.چرا دولت نباید به کمک بانک ها بیاید تا آنها هم بتوانند سود تسهیلات خود را کمتر کنند و یا آن را حذف کنند؟
در حال حاضر نظام "زندگی قسطی" بر جامعه ما حاکم شده است که چیز خوبی نیست.باید قونین بانکداری اصلاح شود و منابع خارجی آزاد شده به کمک تولید بیاید و به تشکل های کارگری اجازه فعالیت داده شود و برای افراد دست اندر کار آن محدودیت ایجاد نشود.
اینها مشکلاتی است که وجود دارد و مجلس آینده بایستی به جد این مطالبات را مد نظر قرار دهد و برای اصلاح وضع معیشتی ایرانیان اقدام کند.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-10-2017, 04:03 PM   #46
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,369 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

در راستای تایید این تاپیک بهتر است نگاهی به خبر زیر افکنده شود، تا ابعاد ماجرا بیشتر روشن شود:
نقل قول:
اخیراً ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن یک کامیون حامل مواد غذایی برای دفن این مواد در شهرستان میناب مورد حمله مردم فقیر و گرسنه قرار می‌گیرد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، باشگاه خبرنگاران جوان ضمن انتشار این ویدیو، این مواد را «مواد غذایی فاسد» ذکر کرده و این‌گونه نوشته است: «چندی پیش یک کامیون حامل مواد فاسد برای دفن در میناب حاضر شد که مورد حمله گرسنگان قرار گرفت و به غارت رفت. لودری که برای دفن مواد غذایی فاسد در محل حاضر شده بود کنار کشید تا مردم فقیر سر مواد آمدند و آنها را با رضایت با خود بردند.»
پیش از این، معاون وزیر بهداشت اظهار داشته بود: «در حال حاضر ۳۰ درصد مردم کشور گرسنه اند و نان خوردن ندارند که این آمار را وزارت رفاه هم تائید می کند.»
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-11-2017, 04:25 PM   #47
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,369 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

دیه کارگران جان باخته معدن فقط 17 میلیون!
در حالی که شرکت بیمه آسیا در سایت خود اعلام کرده که برای پرداخت بیمه مسئولیت کارگران معدن آزادشهر یورت در حال بررسی‌هایی است تا دیه‌ای به بازماندگانشان پرداخت کند، بررسی‌ها نشان می‌دهد که "طبق ماده ۱۰ قانون بیمه" به بازماندگان این فاجعه ملی بابت دیه عزیزان‌شان تنها حدود ۱۷ میلیون تومان می‌رسد!

به گزارش ايسنا، معدن چند روزی است که از فاجعه معدن زمستان آزاد شهر یورت می‌گذرد. در این روزها تعداد زیادی از خانواده‌های کارگرانی که در این معدن محبوس شده‌اند، همچنان چشم‌انتظارند تا شاید عزیزشان زنده از عمق ۱۳۰۰ متری عمق زمین بیرون بیاید.

حتی شاید نتوان تصورش را هم کرد که زنان، مادران و بستگانِ کارگرانی که تنها امیدشان به خداست، وقتی می‌دیدند جسد بی‌جانِ دیگر کارگران از اعماق زمین بیرون کشیده می‌شود چه حال و روزی داشتند، اما کافی است چشممان را لحظه‌ای ببندیم و آن روزهایی که هر ثانیه‌اش مانند یک عمر برای خانواده‌های منتظر می‌گذشت را در ذهنمان مجسم کنیم تا رنگی به رخسارمان نماند.

در این میان اگر بدانیم حقوق اندک آن کارگران در آن شرایط طاقت‌فرسا حتی تا یک سال عقب افتاده بود و اکثریت آنها از بیمه تامین اجتماعی و درمان هم محروم بوده‌اند، شاید به یاد کتاب‌های تاریخی بیافتیم که از ساخت اهرام ثلاثه مصر در قرن‌های گذشته می‌گفت و تلنگری بر خود بزنیم که ظاهرا هنوز آن دوران چندان هم تمام نشده است.

برخی می‌پرسند که آیا کارگران آن معدن بیمه حادثه داشتند؟ آیا آنها بیمه مسئولیت کارفرمایان در مقابل کارکنان داشتند؟ برخی دیگر می‌گویند که آیا آنها بیمه عمر و سرمایه‌گذاری داشتند؟ وقتی در چنین اوضاعی این سولات را می‌شنویم نمی‌دانیم که از سوز دل، گریه کنیم یا از فرط تعجب ... چرا که بدون این که مسئولی از بیمه مرکزی یا هر شرکت بیمه‌ای در این موارد بخواهد اظهار نظر کند، اگر خودمان کلاه خود را قاضی کنیم به راحتی می‌توانیم به پاسخ این سوالات دست یابیم و از خود بپرسیم وقتی کارگرانی حدود یک سال حتی از حقوق ماهانه‌شان محروم بودند امکان دارد که بیمه حادثه داشته باشند؟ وقتی که آنها از بیمه‌های درمانی که رایج‌ترین نوع بیمه‌ها در هر کشوری از جمله ایران است، محروم بوده‌اند، امکان دارد که "کارفرما"ی خصوصی آنها را بیمه عمر و سرمایه‌گذاری کرده و برای تک تکِ آنها بیمه مسئولیتِ مدنی خریداری کرده باشد؟

اما با این که مشخص شده که کارگران این معدن بیمه حادثه، عمر و سرمایه‌گذاری نداشته‌اند و درباره داشتن بیمه مسئولیت آنها شک و شبهه‌های زیادی وجود دارد، شرکت بیمه آسیا در بحبوحه آن حادثه، خبری را روی سایت خود منتشر کرده و آن را در اختیار رسانه‌ها قرار داده است. این شرکت در آن خبر خیلی کوتاه نوشته که «معدنکاران زمستان یورت تحت پوشش بیمه آسیا بودند» و «خسارت وارد شده به معدنکاران زمستان یورت در کوتاه‌ترین زمان ممکن بررسی و پرداخت خواهد شد»، ولی برخلاف رویه‌های معمول اصلا در آن خبر اعلام نشده که چه تعداد از کارگران این معدن تحت پوشش بیمه‌ای قرار داشته و سقف تعهدات این شرکت نسبت به کارگران معدن یورت چقدر بوده است.

حتی این شرکت اعلام نکرده بیمه مسئولیتی که برای آن کارکنان در نظر گرفته شده "با نام" است یا "بی نام" و حتی مسئولان این شرکت حاضر نشده‌اند برای پاسخ گویی به این پرسش‌ها با رسانه‌ها گفت‌وگویی داشته باشند. تنها روابط عمومی این شرکت در پاسخ می‌گوید که به صلاح نیست آماری در این مورد بدهند!

اما طبق بررسی‌های ایسنا کارفرمای این شرکت برای تعداد کمی از آن کارگران "بیمه مسئولیت بی‌نام" تهیه کرده و این درحالی است که گفته شده این معدن حدود ۵۰۰ کارگر داشته است.

همچنین سعید مازندرانی- مدیرکل اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان - اعلام کرده که "کارگران معدن یورت آزاد شهر «تا سقف ۴۰ نفر» زیرپوشش بیمه مسئولیت مدنی نزد شرکت آسیا هستند که در پی تماس تلفنی وزیر تعاون از محل معدن با مدیرعامل بیمه فوق مقرر شد در کوتاه ترین زمان دیه این عزیزان پرداخت شود." جالب اینکه این خبر ۱۹ اردیبهشت‌ماه در سایت رسمی شرکت بیمه آسیا هم بازنشر شد و جالب‌تر اینکه در زمان بازنشر این خبر تعداد کشته شدگان این حادثه ۳۵ نفر بود؛ یعنی ۵ نفر کمتر از تعدادی که سعید مازندرانی به عنوان سقف پوشش بیمه اعلام کرده است، اما تا امروز تعداد کشته‌شدگان این فاجعه ملی ۴۳ نفر عنوان شده است. این در حالی است که شنیده می‌شود تعداد افرادی که در این حادثه بیمه مسئولیت بوده‌اند شاید به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد! ولی بیاید بررسی کنیم که اگر همین ۴۰ نفر آماری که داده شده درست باشد قانونا چه اتفاقی می‌افتد.

چنانچه کارگاهی ١٠ کارگر داشته باشد و ظرفیت آن کارگاه چنین موضوعی را ثابت کند و کارفرما فقط دو نفر را تحت پوشش بیمه قرار داده باشد «طبق ماده ۱۰ قانون بیمه» بابت خسارت، با توجه به «قاعده نسبی»، مبلغی پرداخت خواهد شد؛ یعنی کارفرما ۲۰ درصد حق بیمه را پرداخت کرده، پس ۲۰ درصد خسارت پرداخت خواهد شد. یعنی به عنوان مثال در یک خسارت فوتی که ۲۱۰ میلیون تومان دیه تعلق می‌گیرد، تنها ۴۲ میلیون تومان ( ۲۰ درصد از ۲۱۰ میلیون تومان) به خانواده کارگر معدن پرداخت می‌شود.

حالا با توجه به این که تنها ۴۰ نفر از کارگران معدن یورت بیمه مسئولیت داشتند و آن معدن حدود ۵۰۰ نفر کارگر داشته است، یعنی تنها ۸ درصد (۴۰.۵۰۰) از حق بیمه پرداخت شده است و در نتیجه بیمه گر بابت دیه قانونا باید ۸ درصد از مبلغ دیه که ۲۱۰ میلیون تومان است را به بیمه‌گذار پرداخت کند. یعنی فقط و فقط «۱۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان»! و این یعنی به بازماندگان کارگرانی که در اعماق زمین پرپر شده‌اند بابت دیه عزیزانشان فقط حدود ۱۷ میلیون تومان دیه تعلق می‌گیرد!
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-25-2017, 11:33 PM   #48
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,054
تشکرها: 6,639
در 2,023 پست 21,967 بار تشکر شده
Points: 40,487, Level: 100
Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

تفریح تازه و عجیب بچه پولدارهای تهران + عکس

در ضمن به انگشتان مانیکور شده لاک زده هم توجه کنید. چی فکر می کردیم چی شد!
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-29-2017, 02:40 PM   #49
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,145
تشکرها: 19,943
در 2,120 پست 13,761 بار تشکر شده
Points: 33,019, Level: 100
Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهیر نمایش پست ها
تفریح تازه و عجیب بچه پولدارهای تهران + عکس

در ضمن به انگشتان مانیکور شده لاک زده هم توجه کنید. چی فکر می کردیم چی شد!
سلام و خدا قوت
در حالی پست شما را دیدم که از صبح نگاه ساعت میکنم تا بلکه برسه 3:45 برم خونه
اینروزا اداره ها بدجوری خفقان شده همه کارها تقریبا خوابیده. همه منتظر کابینه جدید هستند و ما کارمندا مثل کسی که هر روز باید بره سلول انفرادی باید بیایم روزمون رو بدون هدف بگذرونیم
شهیر عزیز الان دارم به این فکر میکنم که من باید چقدر حرف و حدیث بشنوم و وقت تلف کنم تا بتونم اون نخلهای طلایی نه ببخشید اون نخ های طلایی سیگار رو دود کنم؟
یعنی حال آدم خوب میشه؟ حاضرم یه برج حقوقمو بدم و یه پک بزنم
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-30-2017, 09:05 PM   #50
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,054
تشکرها: 6,639
در 2,023 پست 21,967 بار تشکر شده
Points: 40,487, Level: 100
Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100 Points: 40,487, Level: 100
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : این است مفهوم عدالت

هزار چهره گرامی مشکل فقط در سیستم سیاسی نیست که نسبت به نابرابری های اقتصادی و اجتماعی بی تفاوت است بلکه به نظر من گره اصلی در بطن خود جامعه ماست مردمی که کمترین واکنشی به این وضع چندش آور و این شکاف طبقاتی عظیم که در ایران دهان بازکرده نشان نمی دهند. ببینید چند نفر از نوشته بالای من (که تازه 10 سال است در این فوروم در مورد عدالت اجتماعی و اقتصادی می نویسم) تشکر کرده اند. چندی قبل من مقاله ای با عنوان "چپ" در ایران مرده است نوشتم. خواندنش بد نیست.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:00 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT