آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران

پاسخ
    نمایش ها: 5775 - پاسخ ها: 3  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-31-2010, 08:52 PM   #1
Aram.
 
تاریخ عضویت: May 2010
پست ها: 54
تشکرها: 59
در 41 پست 129 بار تشکر شده
Points: 382, Level: 7
Points: 382, Level: 7 Points: 382, Level: 7 Points: 382, Level: 7
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا

مدیریت محترم: با سلام. از آنجا که پیام خداحافظی من درج نگردید این مطلب (با تغییرات جزئی در اصل آن ) ارسال می گردد. با تشکر

ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا

در اولین روزهای ماه مه 2003، چند روز پس از سقوط حکومت صدام حسین در بغداد، "تام گولدیمن"Tom Guldiman سفیر وقت سوئیس در تهران به واشنگتن آمد. ظاهرآ وی حامل پیشنهادی از طرف ایران برای حل تمامی مسائل موجود بین ایران و آمریکا و یک "معامله بزرگ" بین دو کشور بود. این ابتکار و پاسخ آمریکا به آن، بمدت سه سال مخفی ماند تا آنکه در اوائل سال 2006 و پس از آنکه پرونده اتمی رژیم ایران به شورای امنیت ارسال شد، تریتا پارسی، رئیس "شورای ملی آمریکائیان ایرانی تبار" یا "NIAC"، نسخه ای از این پیشنهاد را در اختیار خبرنگاران قرار داد. وی اظهار داشت که یکی از مقامات بلند پایه ایران این سند را در اختیار وی گذاشته است. 2
داستان این "معامله بزرگ" و باصطلاح نرمش ایران در مقابل آمریکا، به پایه و اساس تبلیغاتی لابی ایران در آمریکا تبدیل گردیده و در بسیاری از تحلیل ها و بحث هائیکه در مورد ایران انجام میشود، داستان این فرصت سوزی ایالات متحده نقشی محوری داشته است. به ادعای آنان، واقعه مزبور نشان میدهد که ایران خواهان کنار آمدن با آمریکاست و گناه بن بست در روابط بین دو کشور بر دوش ساکنان کاخ سفید است که با جواب منفی به این پیشنهاد و ادامه سیاست "تغییر رژیم"، راه را بر هر گونه مصالحه بسته اند.
شبکه لابی ایران در آمریکا از این نیز فراتر رفته و در بیانیه ایکه "تریتا پارسی" به امضای تعدادی از گروههای ضد جنگ آمریکا رساند، مدعی گردید که "طی بیست و شش سال گذشته آمریکا از دیالوگ با رژیم ایران امتناع کرده است." 3
داستان "معامله بزرگ" پس از گزارش اطلاعاتی جدید آمریکا، باعث افزایش فشارهای شرکتهای نفتی و تجاری و لابیهای آنها روی آمریکا برای لغو تحریمها شد. بلافاصله پس از انتشار این گزارش، تلویزیون سی ان ان برنامه ویژه ای تهیه نمود و تریتا پارسی به بحث در مورد پیشنهاد "معامله بزرگ" از طرف ایران پرداخت. "شورای روابط خارجی آمریکا" Council on Foreign Relations که مهترین انستیتوی تحقیقاتی در این کشور است نیز از وی برای بحث در مورد روابط ایران و آمریکا و "معامله بزرگ" دعوت به سخنرانی نمود.
در گزارش کنونی نقش ویژه تریتا پارسی و تشکیلات مربوط به وی در دستگاه سیاست خارجی ایران را در معرض قضاوت گذاشته شده است.

پروژه "معامله بزرگ" با طراحی "صادق خرازی" پدرخوانده لابی ایران در آمریکا و با همکاری "تریتا پارسی" و "باب نی" به اجراء در آمد. هدف اصلی آن، نه حل مسائل جدی با آمریکا و جهان غرب بلکه تنها و تنها کاهش و تخفیف موقتی تشنج بمنظور جلوگیری از سیاست های تخاصمی آمریکا علیه ایران در آن مقطع خاص بود.

مذاکرات آمریکا با ایران
در حالیکه صادق خرازی با سفیر سوئیس برای طراحی "معامله بزرگ" ملاقات و گفتگو میکرد، در همان زمان و بطور موازی، مسئولان ارشد سیاست خارجی ایران در حال مذاکرات رسمی و پنهان با مقامات آمریکائی بودند. شاید برای بسیاری، قبول این واقعیت که آمریکا و ایران از مدتها قبل بطور مشترک برای سرنگونی صدام حسین به معامله و بده بستان مشغول بوده اند، امری باور نکردنی و دور از ذهن بنظر برسد. واقعیت اما نشان میدهد که قبل از آنکه مردم آمریکا و بسیاری از سیاستمداران این کشور در مورد تصمیم نهائی کاخ سفید برای حمله به عراق مطلع گردند، ایران و نمایندگان ایالات متحده در حال همکاری و نقشه کشی برای آینده عراق بوده اند. 4-5

مذاکرات و همکاری پنهان دو کشور در آستانه حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 شروع شد و این مذاکرات در مورد عراق نیز ادامه یافت. این مذاکرات در بالاترین سطح بین نمایندگان دو کشور بمدت نزدیک به 18 ماه ادامه یافت و از طرف ایران، محمد جواد ظریف، نماینده وقت ایران در سازمان ملل و همچنین شخص کمال خرازی وزیر خارجه در این گفتگو ها شرکت داشتند. از طرف آمریکا میتوان به "زلمای خلیل زاد" نماینده کاخ سفید و "رایان کروکر" از وزارت خارجه اشاره نمود. "هوشنگ امیر احمدی" رئیس شورای آمریکائی-ایرانی AIC که مهمترین تشکل لابی به نفع ایران تا سال 2002 بود، شخصا در جریان این مذاکرات قرار داشت و پس از افشای داستان "معامله بزرگ" توسط تریتا پارسی، وی نیز وارد معرکه شد و روزشمار این گفتگوها را بصورت رسمی منتشر نمود.
آخرین باری که نمایندگان دو کشور به گفتگو نشستند، در سوم ماه مه 2003 در ژنو بود. دراین ملاقات، خلیل زاد به محمد جواد ظریف گوشزد نمود که طبق اطلاعات آمریکا، قرار است بزودی یک عملیات تروریستی توسط سازمان القاعده در منطقه خاورمیانه انجام شود. خلیل زاد از مقامات ایران خواست که از مسئولین این سازمان تروریستی که در ایران حضور دارند و به ادعای ایران در زندان به سر میبردند، در مورد این عملیات بازجوئی و کسب اطلاعات کنند.

ایران که تا آنزمان به بسیاری از اهداف خود در عراق دست یافته بود، این درخواست آمریکا را بی جواب گذاشت و در 12 ماه مه، چند انفجار تروریستی در عربستان به وقوع پیوست که منجمله 7 سرباز آمریکائی کشته شدند. مسئولان آمریکا بطور رسمی اعلام نمودند که عاملان این انفجار با رهبران القاعده در تهران تماس تلفنی داشته اند و ایران مستقیما مسئول این عملیات میباشد. 7

در 24 ماه مه، "محمد جواد ظریف" برای ملاقات مجدد با هیئت آمریکایی به ژنو رفت اما نمایندگان ایالات متحده در این جلسه حضور نیافتند و به مذاکرات 18 ماهه خود در آن مقطع با ایران پایان دادند. از نظر آمریکاییها، حکومت ایران در حالیکه ظاهرآ به دوستی و مذاکره با آمریکا مشغول بود، در حال ضربه زدن به منافع ایالات متحده با استفاده از تمامی امکانات خویش بود و از اینرو این مذاکرات تنها برای خام کردن مسئولان آمریکائی دنبال میگردید. البته توقف مذاکرات با ایران به معنای روی آوردن آمریکا به سوی سیاست تغییر رژیم نبود.

تام گولدیمن، سفیر سوئیس در تهران درست زمانی وارد واشنگتن شد که آمریکا از ایران درخواست کمک کرده ولی هنوز انفجار عربستان به وقوع نپیوسته بود.

نقشه راه برای "معامله بزرگ"
پیشنهاد ایران برای معامله بزرگ که روی یک برگ کاغذ بدون امضاء تایپ شده بود، بهمراه یک یادداشت ضمیمه یک صفحه ای سفیر سوئیس، روز 4 ماه مه از طریق وزارت خارجه سوئیس به وزارت خارجه آمریکا فاکس شد.8 این پیشنهاد شامل دو بخش بود که بخش اول آن به خواسته های ایران مربوط میشد. به ادعای سفیر سوئیس، این پیشنهاد نتیجه چند دیدار وی با صادق خرازی سفیر ایران در فرانسه و جمع بندی نظرات دو طرف بود. به گفته خرازی، بالاترین مقام ایران با حدود 85 درصد نوشته های این پیشنهاد موافق بوده است که البته معلوم نیست که 15 در صد بقیه کدام قسمت بوده است. ایران 6 درخواست از آمریکا داشته است که به قرار زیر هستند:
1- دولت آمریکا نباید با دخالت های خود در امور ایران، بدنبال تغییر سیستم سیاسی در ایران باشد .
2- لغو کلیه تحریم های اقتصادی علیه ایران، آزاد سازی دارائی های ایران و همچنین کمک به عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی
3- عراق: کمک به تحویل اعضای مجاهدین خلق (منافقین) به ایران، حمایت از درخواست ایران برای غرامت جنگی از عراق، جلوگیری از ورود نظامی ترکیه به شمال عراق، احترام به منافع ملی ایران در داخل عراق و قبول ارتباطات مذهبی ایران با نجف و کربلا
4- دستیابی ایران به تکنولوژی صلح آمیز هسته ای
5- قبول منافع مشروع امنیتی ایران در منطقه و قبول توان دفاعی متناسب با این منافع برای ایران
6-تروریسم: اقدام علیه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و گروههای وابسته به آن در داخل آمریکا
بخش دوم پیشنهاد ایران، مربوط به خواسته های آمریکاست که از نظر ایران، میتوان در مذاکرات دوطرفه مورد بحث قرار داد. از نظر ایران، میتوان در باره صلح در خاورمیانه و عدم حمایت ایران از گروههای تندروی فلسطینی و تبدیل حزب الله به سازمانی سیاسی به گفتگو نشست.

عجیب ترین بخش داستان "معامله بزرگ" و پیشنهاد ایران
پس ازآنکه پیشنهاد ایران از طریق وزارت خارجه سوئیس به وزارت خارجه آمریکا فاکس گردید، تام گولدیمن به واشنگتن آمد تا این پیشنهاد تاریخی را شخصا در اختیار مسئولان آمریکائی قرار دهد. وی به ملاقات نمایندگان وزارت خارجه رفت و در اینمورد با آنان به گفتگو نشست. برای مسئولان آمریکائی شگفت آور آن بود که چرا ایران که در بالاترین سطح در حال مذاکره با نمایندگان کاخ سفید و وزارت خارجه بود و دو تیم مذاکره کننده پس از 18 ماه نشست و برخاست، به درجه بالائی از نزدیکی به یکدیگر رسیده بودند، از این فرصت برای ارائه پیشنهاد معامله بزرگ خود استفاده نکرده و از سفیر سوئیس که تاکنون دخالتی در این مذاکرات نداشته درخواست کمک کرده بود. حتی محمد جواد ظریف که یکروز قبل از فاکس شدن پیشنهاد ایران، با خلیل زاد دیدار کرده بود، هیچ صحبتی از این موضوع بمیان نیاورده بود.
پس از دیدار سفیر سوئیس با مسئولان وزارت خارجه آمریکا در واشنگتن، ازآنجا که هر سفیری وابسته به وزارت خارجه است، طبیعتا مسئولیت وی در همینجا خاتمه یافته بود ولی نامبرده که برای خویش وظائف دیگری نیز در نظر داشت، تصمیم به ارسال نسخه ای از پیشنهاد ایران به کاخ سفید گرفت. شاید از نظر وی، مسئولان وزارت خارجه این پیام را به کاخ سفید نمی رسانده اند. تام گولدیمن در یادداشت ضمیمه خود به وزارت خارجه آمریکا نوشته بود:8
« صادق خرازی از من خواست که پیشنهاد ایران را به یکنفر از مسئولین بالای وزارت خارجه آمریکا برسانم تا ببینم عکس العمل آمریکا چیست. خرازی تأکید کرد که بعلت عدم اعتماد بین دو کشور، ایران مجبور به رعایت حداکثر مخفی کاری و مراقبت است. پس از گفتگو با خرازی فهمیدم که اگر این ابتکار به نتیجه ای نرسیده یا اینکه به مطبوعات درج کند، ایران آنرا انکار خواهد نمود
ظاهرآ، بر خلاف درخواست خرازی، سفیر سوئیس تصمیم به ارسال نسخه ای از این پیشنهاد به کاخ سفید میگیرد. (در خلال برنامه ای در سی ان ان یکی از کارشناسان آمریکایی گفت که دولت سوئیس، بعدا تام گولدیمن را توبیخ کرده بود) اما عجیب ترین بخش داستان "معامله بزرگ" آن است که تام گولدیمن، حافظ منافع آمریکا در ایران، خود را ناتوان از ارسال این پیام به کاخ سفید دانسته و به سراغ "باب نی"، یکی از نمایندگان کنگره آمریکا و دستیار ایرانی وی "تریتا پارسی" میرود. خود تریتا پارسی در اینمورد میگوید: 9
« تام گولدیمن به واشنگتن آمد و برای توجیه مسئولان وزارت خارجه با آنان دیدار نمود. پس از آن، وی به دیدن باب نی آمد. من در آنزمان مشاور وی بودم. گولدیمن پیشنهاد ایران را به باب نی داد و او نیز آنرا به کاخ سفید فرستاد. حدود دو ساعت بعد، کارل رو، مشاور ارشد جرج بوش به باب نی تلفن زد و در مورد اعتبار این پیشنهاد از وی سوالاتی نمود.»
تریتا پارسی در مورد نقش خود به خبرنگاران گفت که "وی از طرف باب نی برای انجام درست این مأموریت یعنی ارسال پیام ایران به کاخ سفید انتخاب شده بود." 10
قابل توجه است که "کارل رو" به باب نی تلفن زده و در مورد صحت و سقم و میزان اعتبار پیشنهاد ایران از وی سوال میکند. مشاور ارشد جرج بوش، از سفیر سوئیس در تهران که حافظ منافع آمریکا در ایران است و با صادق خرازی نیز مستقیما در تماس بوده، سوال نکرده و به سراغ باب نی، نماینده ای از کنگره میرود که اصولا وظائف قانونی وی ربطی به سیاست خارجی آمریکا یا ایران نداشته است. "باب نی" یکی از صدها نماینده کنگره آمریکاست و اصولا چه به لحاظ مسئولیت های خود در کنگره، چه بخاطر جایگاه سیاسی اش و چه بدلیل اعتبار خود در دستگاه سیاسی آمریکا، هیچ دلیل موجهی برای مراجعه سفیر سوئیس به وی وجود نداشت.
در واقع "باب نی" و مشاور وی "تریتا پارسی" شبکه لابی ایران در آمریکا را هدایت می کردند. باب نی بعدا به فساد مالی و منجمله دریافت رشوه از قاچاقچیان بین المللی محکوم شد. برای درک وضعیت ایران در اینمورد باید به این بخش از یادداشت سفیر سوئیس توجه نمود: 8
«خرازی به من گفت که وی دو بار با بالاترین مقام ایران دیدار کرده و در مورد این پیشنهاد بحث کرده است و این ملاقات ها هر بار دو ساعت طول کشیده اند. از آنجا که این مسئله بسیار محرمانه است، در ایران فقط چهار نفر یعنی رهبر، محمد خاتمی رئیس جمهور، کمال خرازی وزیر خارجه و صادق خرازی در جریان این ابتکار قرار دارند و هیچکس دیگر از آن خبر ندارد.»

به ادعای سفیر سوئیس، پیشنهاد ایران برای معامله بزرگ که گویا چرخشی تاریخی در رابطه با آمریکا بود، آنقدر مخفیانه بود که فقط چهار نفر از آن مطلع بودند. بنابراین، کابینه دولت، سپاه پاسداران، شورای عالی امنیت ملی ایران و حتی مجلس نیز در جریان آن نبوده اند. طبیعی است که چنین ادعائی با سیستم تصمیم گیری در داخل ایران همخوانی نداشته و نباید آنرا جدی گرفت.
اما نکته اصلی دراینجاست که آیا تریتا پارسی از رهبران سپاه پاسداران، رفسنجانی، کروبی رئیس مجلس و دیگران بیشتر مورد اعتماد بوده است؟ طبعآ سفیر سوئیس نمی توانسته با تصمیم شخصی خود به سراغ باب نی و تریتا پارسی برود زیرا اگر خرازی مشخصا چنین درخواستی را از وی نکرده بود، در جریان گذاشتن یکی از نمایندگان کنگره و همچنین دستیار ایرانی وی کل این جریان کاملا سری را به خطر می انداخت. چنین بی ملاحظگی و بی گدار به آب زدن از سفیر کارکشته سوئیس دور از انتظار است. در تأیید این نظریه که انتخاب تریتا پارسی تصادفی و یا به تصمیم سفیر سوئیس نبوده است، باید در نظر داشت که سه سال بعد یعنی در 2006 و در حالیکه هنوز هیچکس در ایران یا آمریکا این مسئله را علنی نکرده بود و ایران نیاز به افشای این ماجرا داشت، باز هم به سراغ تریتا پارسی رفت.2 این مسئله گویای جایگاه ویژه تریتا پارسی در داستان "معامله بزرگ" و سیاست خارجی و لابی ایران است.

در حقیقت، این سومین بار در عرض یکسال بود که ایران برای نیازهای ویژه ایکه در واشنگتن داشت، مستقیما به سراغ باب نی و تریتا پارسی رفته بود و دیدار سفیر سوئیس با آنان اصلآ تصادفی نبود.

تریتا پارسی و باب نی

همان روزیکه تام گولدیمن سفیر سوئیس با "باب نی" دیدار نمود تا پیشنهاد رژیم برای معامله بزرگ را به وی تحویل دهد، نامبرده در تدارک سفر دوم خود به لندن برای دیدار با دو قاچاقچی بین المللی بنام "فواد الزیات" و "نایجل وینفیلد" بود. این دو تن با وزارت دفاع ایران برای خرید یک هواپیمای تشریفاتی از سلطان برونئی قرار داد بسته بودند.11 این هواپیمای تشریفاتی برای استفاده مقامات بلند پایه ایران در نظر گرفته شده بود. از آنجا که فروش هواپیمای بوئینگ شامل تحریم های آمریکا میشد و ایران مستقیما قادر به خرید آن نبود، به سراغ این دو دلال رفت. بخشی از قرارداد ایران با این دو ، به دریافت اجازه مخصوص از آمریکا مربوط میشد. دو دلال لندنی برای حل و فصل این معامله شیرین که دهها میلیون دلار به جیب آنان سرازیر نمود، به سراغ "روی کافی" یکی از معروفترین لابیست های آمریکا که نزدیک به جرج بوش بود رفتند. اسناد مندرجه در دادگاه لندن، وزارت دادگستری آمریکا و همچنین روزنامه های ایران به روشنی ابعاد این ارتباطات پشت پرده را نشان میدهد. (به لینک های مربوطه مراجعه کنید) 11

"روی کافی" Roy Coffee یکی از با نفوذترین و گرانترین لابیست های واشنگتن که قبلا از مسئولان تیم انتخاباتی جرج بوش در تگزاس بود، توسط این دو دلال لندنی استخدام شد. وی نیز به سراغ "دی استفانو" دستیار سابق" باب نی" که به تازگی لابیست شده بود رفت و این دو نفر بهمراه "باب نی" در ماه فوریه 2003 (سه ماه قبل از "معامله بزرگ") برای دیدار با دو قاچاقچی به لندن رفتند. از آنجا که حاصل این سفر برای باب نی بسیار دلپذیر بود، وی یکبار دیگر نیز بهمراه یکی دیگر از دستیاران خود در ماه اگوست 2003 به لندن رفت و در بازگشت از این سفر "توریستی" و ملاقات با دلال ، بیش از 50 هزار دلار پول نقد بهمراه خود به آمریکا آورد. بخشی از اسناد وزارت دادگستری آمریکا در مورد فساد مالی باب نی مربوط به همین پول و دریافت رشوه از دلالان مرتبط با ایران است.

تیم "روی کافی" و "باب نی" بمنظور برداشتن تحریم فروش هواپیما، منجمله با "کالین پاول" که وزیر خارجه وقت آمریکا بود دیدار کردند. با توجه به این ملاقات ها و همچنین رابطه نزدیک "روی کافی" با "جرج بوش"، میتوان به این باور رسید که کاخ سفید از رابطه ویژه باب نی با ایران مطلع بوده است.

این دو دلال معامله کننده با ایران و مقیم لندن بطور تصادفی به سراغ باند باب نی نرفته بودند. قبل از آن، یکبار دیگر نیز باب نی و تریتا پارسی مورد مراجعه و التفات چنین افرادی قرار گرفته بودند و آن، در سال 2002 و در رابطه با تأسیس انجمن نایاک یعنی همان شورای تریتا پارسی بود. "روی کافی"، لابیست گرانقیمت واشنگتن، در سال 2006 که افتضاحات مالی و رشوه گیری مربوط به "باب نی" علنی شد و داستان به روزنامه ها کشید، برای رفع اتهام از خود، نامه ای به یکی از روزنامه های تگزاس نوشت و در بخشی ازاین نامه به راه اندازی تشکیلاتی برای تریتا پارسی اشاره کرد. این بار نیز، دست بر قضا یکنفر از ایران به واشنگتن آمده و بطور "کاملا تصادفی" به سراغ این گروه "ایراندوست" رفته بود: 12
« در اواسط سال 2002 یکی از همکلاسی های سابق من که یک ایرانی بنام "داریوش بقائی" است (وکیل ساکن بورلی هیلز) برای دیدار خانوادگی به ایران رفت. وی قبل از انقلاب به آمریکا آمده و تاکنون به کشورش بازنگشته بود. وی پس ار بازگشت از ایران به من تلفن زد و تعریف کرد که چگونه اقتصاد ایران رونق گرفته و آمریکا دارد فرصت ها را از دست میدهد. وی هنچنین گفت که ایرانیها با بهانه کردن تحریم های آمریکا علیه ایران برای رفتار خود یک توجیه پیدا کرده اند و بهترین کمک به مردم ایران برداشتن تحریم ها و بهبود روابط دو کشور است. من او را نزد باب نی بردم و ملاقات ایندو که قرار بود یکربع باشد یکساعت و نیم طول کشید که بیشتر به فارسی بود و آنان از احساسات عمیق در مورد آرزوهای خود برای مردم ایران باهم صحبت کردند. نتیجه آن شد که من، دی استفانو، بقائی و تریتا پارسی که یک ایرانی-آمریکائی است تصمیم گرفتیم که یک کمیته فعالیت سیاسی با عضویت ایرانی-آمریکائیان راه بیندازیم که بتوانیم استراتژی خودمان که عادی سازی روابط بین ایران و آمریکا بود را دنبال کنیم. ما چهارنفر با هم 9 ماه تمام فعالیت کردیم تا این تشکل را راه اندازی کنیم.»
بنابراین، از آوریل 2002 تا ماه مه 2003، گروه "روی کافی"، "باب نی" و دستیار ایرانی اش یعنی "تریتا پارسی"، برای سه مأموریت مختلف که مستقیما برای ایران بود، مورد مراجعه قرار گرفتند. ازاینرو میتوان بطور طبیعی به این نتیجه رسید که در جریان پیشنهاد "معامله بزرگ" نیز سفیر سوئیس بطور تصادفی به سراغ باب نی نرفته بود.

حال باید دید که ایران از این گروه یعنی "باب نی و تریتا پارسی" چه انتظاری داشت و از آنان چه کاری ساخته بود که دیپلمات های کارکشته ایران مثل محمد جواد ظریف قادر به انجام آن نبودند؟ قبل از آن باید دید که اصولا آنطور که لابی ایران مدعی است، آیا دولت ایران با ارسال پیشنهاد موسوم به "معامله بزرگ" واقعا در صدد حل مسائل خود با آمریکا و یا شروع مذاکراتی در این زمینه بود یا اساسآ این داستان از پایه چیزی بجز یک تاکتیک و "بازی سیاسی" نبود؟

هدف ایران از ارسال پیشنهاد معامله بزرگ

آنطور که تریتا پارسی و لابی ایران ادعا میکنند، ج.ا. در سال 2003 مصمم به کنار آمدن با آمریکا و خواستار مذاکره ای همه جانبه برای حل تمامی مسائل بین دو کشور بود از اینرو دولت خاتمی و مسئولان وزارت خارجه از طرف رهبر وظیفه داشتند تا در این زمینه اقدام کنند ولی مسئولان درجه اول ایران در آنزمان به روشنی در اینمورد اظهار نظر کرده و پاسخی صریح و آشکار به این مسئله داده اند.

محسن امین زاده معاون ارشد وزارت خارجه در زمان معامله بزرگ:
« دولت خاتمي اجازه يافت تا برسر افغانستان و عراق با آمريكا به گفت‌وگو بنشيند و حتي با نوعي همكاري غيرمستقيم بر سر اين كشورها موافقت شد اما از مذاكره برسر رفع مشكلات توسعه‌ي ملي ايران و از جمله تحريم‌ها عليه ايران منع شد. پاسخ عده‌اي به اين سؤال كه چرا دولت آقاي خاتمي اجازه نيافت از فرصت‌هايي كه براي كاهش بحران روابط ايران و آمريكا به‌دست آورده بود استفاده كند و اين فرصت‌ها را به منافع ملي و كاهش موانع توسعه در ايران تبديل نمايد، اين است كه در ايران، گروهي آمادگي نداشت كه بزرگ‌ترين مشكل سياست خارجي و حتي روابط اقتصادي خارجي ايران در دوره‌ي رياست‌جمهوري آقاي خاتمي حل شود.»

حال اگر ایران تصمیم به حل جدی مسائل خود با آمریکا را نداشت،13-14 پس هدف از ارسال پیشنهاد برای معامله بزرگ چه بود. صادق خرازی، مبتکر این پیشنهاد میگوید: 15
«در سال 2003 ديوار بي اعتمادي بلندي ميان ايران و آمريكا وجود داشت و هر لحظه ممكن بود آمريكا به ما حمله كند(!)، به همين خاطر به پيشنهاد من دولت هشتم نامه اي به آمريكا نوشت و همراهي اش با برخي سياست هاي خاورميانه اي آمريكا مثل سازش در فلسطين و لزوم تبديل حزب الله لبنان به يك حزب سياسي و شفاف سازي فعاليت هاي هسته اي ايران را اعلام كرد.»

آنطور که از اظهارات خرازی پیداست، هدف از ارسال این پیشنهاد جلوگیری از حمله احتمالی آمریکا از طریق کاهش تخاصمات بوده است و هیچ صحبتی از حل مسائل بین دو کشور نیست. حتی وی از این نیز فراتر رفته و اصولا شرایط عینی برای یک معامله بزرگ، متوسط یا کوچک در دوره خاتمی را فراهم نمی داند: 16
«براي خاتمي موقعيت فرصت مذاکره با امريکا را فراهم نياوردند. هم رقيب و هم رفيق (جناحهای ایران) در اين مساله دچار اشتباه و انحراف شدند.مقدمه چيني و زمينه سازي هايي براي از بين بردن بي اعتمادي ها شد ولي در همان حد مقدمه باقي ماند. چه در داخل امريکا و چه در ايران شرايط عيني براي مذاکره فراهم نبود.»

از آنجا که شرائط عینی برای مذاکره فراهم نبود و به گفته امین زاده، دولت خاتمی اجازه گفتگو با آمریکا در مورد مسائل مهم را نداشت، پس هدف از ارسال این پیشنهاد چه بود؟ حمید رضا ترقی، از رهبران هیئت موتلفه در مناظره ایکه با محسن آرمین از مجاهدین انقلاب اسلامی داشت در مورد مذاکرات پنهان ایران با آمریکا و همچنین اهداف آن میگوید: (رادیو گفتگو، 11 بهمن 85)
« بعد از 11 سپتامبر هم چنين نگراني هایی در داخل كشور ما به وجودآمده بود كه منجر به نامه‌اي به مقام معظم رهبري شد. در تحليلي كه نمايندگان مجلس در آن مقطع ارايه دادند، پيش‌بيني‌شان اين بود كه با اين روند، ما شرايط جنگ جهاني دوم را دوباره پيدا خواهيم كرد و ايران اشغال خواهد شد ولهذا از رهبری خواستند در برابر آمريكا كوتاه بيايند و موضع متعادلي را اتخاذ كنند. خب رهبر هم با درايت، اين شرايط بحراني بعد از 11 سپتامبر را با كمك مسوولان نظام به ويژه رياست جمهوري مديريت كردند و با سياست‌هاي تنش‌زدايي که دولت دنبال مي‌كرد در مجموع با تدبيرهايي كه به كار گرفته شد، كشور ما شرايط بحراني بعد از 11 سپتامبر را به خوبي پشت‌سر گذاشت، بدون اين‌كه تهديدات آمريكا عملي شود.» 17
رضایت "ترقی" از نحوه مدیریت این دوران بحرانی نشان میدهد که هدف ایران چیزی بجز کاهش تشنج برای عبور از این گردنه و بعبارت دیگر خرید وقت برای محکم کردن موقعیت خویش نبوده است. همینجاست که میتوان به این سوال اساسی پاسخ داد که چرا ایران از کانال های رسمی و دیپلماتیک خود که در همان دوره مشغول مذاکره و بده بستان با آمریکا بودند، برای ارسال پیشنهاد "معامله بزرگ" استفاده نکرد. اگر این پیشنهاد را مثلا "محمد جواد ظریف" داده بود و دولت آمریکا نیز به آن پاسخ مثبتی میداد، ایران بایستی وارد فعل و انفعالات جدی و علنی با آمریکا میشد و ایران نیز هیچگاه چنین تصمیمی نداشت.

هدف ایران به اعتراف مقامات سیاست خارجی ، چیزی بجز ارسال پیامی آشتی جویانه به آمریکا نبود تا از بار تنش موجود بین دو کشور کاسته شده و نتیجتا احتمال درگیری نظامی یا فشارهای سیاسی-اقتصادی نیز کاهش پیدا کند. از اینرو بجای محمد جواد ظریف و دیپلمات های رسمی خود، از سفیر سوئیس استفاده نمود تا محافل تصمیم گیرنده در آمریکا مدتی پیرامون آن به بحث نشسته و به گفته علی لاریجانی دچار تردید در مورد نیات واقعی ایران گردند. جالب اینجاست که درست در همین ایام، علی لاریجانی به تبلیغ تئوری "خرد گریزی عقلائی" در سیاست خارجی ایران پرداخت که به گفته وی، برای گیج کردن دشمنان خارجی انقلاب طراحی گردیده بود. از نظر لاریجانی، باید در برخی از مسائل و مقاطع، بطور حساب شده و عقلائی، به یک سیاست خارجی خرد گریزانه روی آورد و با ارسال سیگنال های مختلف و گاها متضاد و با استفاده از کانال های متعدد، دشمن را دچار سرگیجه نمود تا از درک نیات عاجز شود. (روزنامه ایران، 9 تیر 1382)

پیشنهاد ایران برای "معامله بزرگ" بدون امضاء و بدون پشتوانه جدی سیاسی بود و حتی آن بخش از سیاستمداران آمریکائی که همواره خواهان کنارآمدن با ایران بوده اند نیز در جدی بودن آن، معتبر بودنش و اینکه نویسنده واقعی آن کیست تردید داشتند. 18 به بیان ساده، اگر آمریکا جواب مثبتی نیز به این ابتکار میداد، معلوم نبود که باید با چه کسی وارد معامله شود. باب نی، سفیر سوئیس، صادق خرازی یا رهبری که با 15 درصد پیشنهادات مخالف است.

نکته اساسی در این داستان، زمان ارسال پیشنهاد "معامله بزرگ" است زیرا مذاکرات پشت پرده و رسمی، به مراحل حساس و جدی رسیده بود. تا آن مرحله، ایران به بسیاری از خواسته های خود در عراق مثل ورود ظفرمندانه طرفداران "حکیم" و "مقتدی صدر" به این کشور و بدست گیری قدرت و همچنین بمباران گروهک منافقین دست یافته بود. از این مرحله ببعد، ایران بایستی بطور جدی با آمریکا در عراق همکاری میکرد که به تبع آن میبایست بسوی تشنج زدائی جدی در روابط دو کشور و مسائل منطقه پیش میرفت. در چنین حالتی، طبیعی است که کانال مذاکرات رسمی از طریق محمد جواد ظریف روش معقول و مناسب برای تعامل و یا حتی "معامله بزرگ" بود. روی آوردن به " بازی" دیپلماتیک، استفاده از یک برگ کاغذ بدون پشتوانه و کنار زدن محمد جواد ظریف، نشان میداد که ازآن پس، راه ایران از آمریکا جدا شده بود و برای کاستن از آثار منفی این دوران جدید، بایستی برای مدتی حریف را گیج و ناتوان از تصمیم گیری میکرد.

اما سوال اصلی در اینجاست که چرا سفیر سوئیس در سال 2003 به سراغ تریتا پارسی و باب نی رفت؟ اگر هدف تنها گیج کردن مقامات آمریکا و خرید وقت در آن دوره بود، ارسال این پیشنهاد توسط سفیر سوئیس به تنهائی کفایت میکرد. واقعیت آن است که ایران هدف درازمدت و مهم دیگری را نیز دنبال مینمود که امروز نیز مبنای لابی ایران در آمریکا قرار گرفته است. تنها با درک این هدف میتوان دلیلی برای مراجعه سفیر سوئیس به باب نی و تریتا پارسی و دخالت آنان در ارسال پیشنهاد ایران به کاخ سفید پیدا کرد.

ساختار تبلیغاتی لابی ایران در آمریکا

برای درک داستان "معامله بزرگ" بایستی به دو چهره اصلی این داستان یعنی "صادق خرازی" از یکطرف و "تریتا پارسی" از طرف دیگر نگاه کرده و از خود بپرسیم که چرا از میان اینهمه مسئول در سیاست خارجی در داخل ایران، صادق خرازی (سفیر وقت در فرانسه) آرشیتکت این ابتکار بود و چرا سفیر سوئیس به سراغ تریتا پارسی و باب نی رفت.

در گزارشات قبلی بطور مفصل به نقش صادق خرازی (برادر زاده کمال خرازی) در راه اندازی لابی ایران در آمریکا و سازماندهی این شبکه از سال 1997 ببعد اشاره کرده و گفتیم که تریتا پارسی به کمک باب نی، در سال 2002 سازمان "نایاک" را که مهمترین تشکل لابی ایران در آمریکاست براه انداخت. 6

مهمترین وظیفه این لابی، همچنانکه از آغاز تأسیس در سرلوحه اهداف آن قرار داشته است، برداشتن فشار از روی ایران و جلوگیری از اتخاذ سیاست های تند از طرف آمریکا علیه ایران بوده است. این هدف را سایت آفتاب پس از افشای سند "معامله بزرگ" توسط تریتا پارسی بخوبی توضیح میدهد. "آفتاب"، در مقدمه مصاحبه ای با تریتا پارسی نوشت : (به تیتر مقاله آفتاب در کنار عکس تریتا پارسی نگاه کنید) 19

«لابی ایرانی در آمریکا فعال می‌شود؟
زورآزمایی ایران و غرب بر سر پرونده هسته‌ای با تصویب قطعنامه تحریم در شورای امنیت سازمان ملل متحد و اقدام متقابل مجلس در ملزم ساختن دولت به تجدید نظر در همکاری‌ها با آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای وارد مرحله خطیری شده است. در چنین شرایطی استفاده از تمامی ابزارهای موجود برای پاسداری از منافع ملی نکته‌ای است که بی‌شک می‌بایست در دستور کار مسئولان دستگاه دیپلماسی قرار بگیرد. در این میان وجود جامعه نسبتا بزرگی از ایرانیان در خاک آمریکا پتانسیل بالقوه‌ای برای تاثیر گذاری و تعدیل سیاستهای تندروانه کاخ سفید تلقی می‌شود که البته تاکنون چنانکه باید وشاید مورد توجه قرار نگرفته است... نباید از یاد برد که به اعتقاد بیشتر صاحب نظران در جهان امروز استفاده هوشمندانه از «دیپلماسی غیر رسمی‌» نقش بسیار پراهمیتی در پیشبرد و تحقق اهداف دیپلماسی رسمی دارد.»

یکی از نویسندگان روزنامه شرق بنام "نبی الله ابراهیمی" هدف مرحله ای این لابی را بخوبی توضیح میدهد:20
«تلاش برای جلب افکار عمومی غرب میتواند در ترفیع امنیت ملی کشور مفید ظاهر شود. مثلا تظاهرات ضد جنگ یا مخالفت افکار عمومی و احزاب با تحریم های اقتصادی علیه ایران خود یک کارت برنده در دست مجریان سیاست خارجی است.»
لابی ایران با تکیه بر این داستان، سعی میکند تا ایران را عمل گرا و اهل معامله نشان دهد. در این تبلیغات، دلیل اصلی بن بست بین ایران و آمریکا، ناشی از سیاست های ایران نیست و ریشه آن در نیات خصمانه واشنگتن قرار دارد. از اینرو، دلیلی برای فشار یا تحریم علیه حکومت ایران وجود ندارد. مصرف تبلیغاتی از بازی "معامله بزرگ" آنچنان عیان و روشن است که حتی "ری تکیه" که بعنوان کارشناس مسائل ایران در آمریکا نیز به همین موضوع اشاره میکند: 21

« از نظر من پیشنهاد معامله بزرگ از نظر اعتبار و اینکه چه کسی مبتکر آن بوده چه کسی با آن موافق بوده و بسیاری از نکات دیگر زیر علامت سوال است. این داستان فقط بدرد این میخورد که آنرا بگیرید و توی سر دولت بوش بزنید. مثلا بروید و بگوئید که کاندالیزا رایس و بوش دروغ میگویند. این داستان برای این خوب است که آنرا چماقی بکنید و بر سر دولت بوش بکوبید که چرا یک فرصت تاریخی برای حل مسائل بین دو کشور را از دست داد.»

هنگامیکه در سال 2006 تریتا پارسی این سند را در اختیار خبرنگاران قرار داد، از وی سوال شد که چرا سه سال سکوت کرده و زودتر آنرا علنی نکرده است. وی در پاسخ گفت که چون اکنون صحبت از اتخاذ سیاست های تند علیه ایران میرود من میخواهم نشان دهم که ایران اهل مصالحه است و میشود با آن کنار آمد و احتیاجی به سیاست های تند نیست. 22

در حقیقت، سفیر سوئیس به درخواست صادق خرازی، نزد باب نی و تریتا پارسی، افراد مورد اعتماد ایران رفت و از آنان خواست که شخصا مسئولیت ارسال پیشنهاد ایران به کاخ سفید را بعهده گیرند. تا بدین ترتیب، دولت آمریکا و سیاستمداران این کشور بدانند که این دو نفر بعنوان شاهد داستان در جریان امور هستند و هروقت که دولت آمریکا در صدد تغییر سیاست در مقابل ایران باشد، این دوستان میتوانند با استفاده تبلیغاتی از "معامله بزرگ" افکار عمومی بسیج کنند. این اتفاق در سال 2006 با ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل بوقوع پیوست و از آنزمان تا کنون، لابی ایران در آمریکا، کارزار بزرگ تبلیغاتی خود را شروع کرده است.

"معامله بزرگ" و "گزارش اطلاعاتی آمریکا"

چه رابطه ای بین "معامله بزرگ" با شرایط کنونی وجود دارد و چرا لابی ایران تا این میزان روی آن تبلیغ میکند؟ در شرائط کنونی، با فروکش کردن احتمال جنگ، فضای سیاسی برای گفتگو و حل مسائل بین ایران با غرب بخصوص در زمینه اتمی فراهم شده و بقول بسیاری از کارشناسان، آمریکا ظاهرآ شاخه زیتونی به سوی ایران دراز کرده است. ازاینرو، توپ در زمین حکومت ایران است تا با برداشتن گام های واقعی و عملی و حل مسائل خویش با جامعه بین المللی، از این فرصت نوظهور بخوبی استفاده کند.

بسیاری از رهبران ایران، این فرصت بزرگ و در ضمن این گردنه خطرناک را بخوبی درک میکنند و به مقامات و احمدی نژاد اخطار میکنند که اگر این فرصت را از دست دهند، راه برای اجماع جهانی و فشار بیشتر به ایران و در نهایت در خطر قرار گرفتن ایران باز میشود. محمد حسین عادلی، رئیس سابق بانک مرکزی و سفیر سابق ایران در لندن و یکی از باتجربه ترین کارگزاران می نویسد: (امروز، 19 دیماه 1386)

« بايد دانست که کنار رفتن ابرهاى تيره و مساعد شدن فضا ديرزمانى نخواهد پاييد و دشمنان ايران با توسل به انواع وسايل خواهند کوشيد بار ديگر تصویری نامناسب از کشورمان ارائه دهند. کسى نمى‌داند که چندى ديگر زمانى که مجددا براى قطعنامه سوم تحريم اقتصادى فضاى تبليغاتى اوج مى‌گيرد، وضع چگونه است. بنابراین باید در فرصت کوتاه به‌دست آمده براى نماياندن هر چه بيشتر حقانيت نيات و عملکرد کشورمان بهره گرفت.
در اين ميان،‌ ایران می تواند بدون توجه به نتیجه کار، آمادگی خود را براى مذاکره بى قید و شرط با آمریکا در باره همه مسائل فیمابین اعلام کند. این موضع، گرچه گهگاه از سوى برخی مقامات و سخنگویان کشورمان اعلام شده، ولی لازم است با صدايى رساتر و در سطوحى بالاتر اعلام شود تا بتواند موج مناسب و اثرگذار را در سطح بین‌المللی ايجاد کند.
درک درست از شرایط موجود و آینده‌نگری واقع‌گرایانه می‌تواند ما را به اتخاذ رویکردی مناسب رهنمون شود. تحلیل‌گران کشورمان همواره‌ نگران فرصت‌سوزی‌ها بوده‌اند. اين بار بايد با تدبير، فرصت‌ها را ساخت.»

آنطور که از اظهارات بالا پیداست، ایران باید بسوی حل تخاصمات خود با جامعه بین المللی حرکت کند. به گفته عادلی، یکی از مشخصه های این سیاست جدید باید بهبود روابط با آمریکا باشد. آیا ایران به سوی گفتگو و حل مسائل خود با آمریکا حرکت میکند و قادر به انجام این چرخش کیفی در سیاست خارجی خویش است؟ مهدی تاجیک، یکی از روزنامه نگاران با تجربه ، در پاسخ به اظهارات خوش بینانه بسیاری از محافل طرفدار ایران ، در مقاله ای تحت عنوان "انتظار معجزه نداشته باشید" در روزنامه اعتماد 13 دیماه می نویسد:
«تحلیل گران واقع گرا، انتظاری برای وقوع معجزه در روابط ایران و آمریکا در سال 2008 ندارند و موانع موجود بر سر برقراری روابط بین دو کشور نیز گواهی میدهد که نباید انتظار وقوع معجزه ای ازاین دست را داشت. شاید واقع بینانه تر این باشد که امیدوار باشیم که تنش های میان دو کشور، ازآن چیزی که هست بالاتر نرود. دست کم برای چنین امیدی، قرائنی وجوددارد.»

موانع موجود بر سر عادی سازی روابط دو کشور چیست که ایران از حل آن عاجز است؟ احمد زید آبادی، تحلیل گر بی بی سی در این زمینه میگوید: (بی بی سی، 24 دسامبر 2007)

«در مجموع چنین به نظر می رسد که تمایل دولت آمریکا به حل اختلاف های خود با ایران از طریقی غیر از توسل به زور و علاقه دولت ایران به کاهش تشنج در روابط خود با ایالات متحده در ماههای مشرف به انتخابات مجلس، زمینه ای برای تعامل بیشتر بین طرفین ایجاد کند. اگر چنین تعاملی شکل گیرد، فرصتی تاریخی برای رفع خصومت بین ایران و آمریکا ظهور خواهد کرد، هر چند که حرکت در این مسیر برای نظام جمهوری اسلامی تا حد تن دادن به یک استحاله بنیادین هزینه بر خواهد بود، از همین رو، کار سهل و آسانی به نظر نمی رسد.»

محسن امین زاده، معاون وزیر خارجه دولت خاتمی گفته بود که برای جناح اصولگرا، رابطه با آمریکا و عادی سازی روابط، خطری بالقوه محسوب میشود که ازآن دوری میجویند: 23

«(جناح حاکم) تصور می کند که گشايش در روابط با آمريکا باعث آسيب پذيری بيشتر کشور می شود و لذا از هر راه حلی در جهت کاهش تنش گريزان است. به همين دليل اين طرز تفکر از تشديد تنش با آمريکا خشنود می شود و برقراری ارتباط با آمريکا را تحت هر شرايطی برای کشور خطرناک می داند.»

اظهارات فوق را امین زاده بیان داشته بود ولی بازتاب آنرا می توان در موضعگیری بالاترین مقام ایران مشاهده نمود: (15 دیماه 1386)

«قطع رابطه با آمريكا از سياستهاي اساسي ماست البته ما هيچ گاه نگفته ايم اين رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرايط دولت آمريكا به گونه اي است كه ايجاد اين رابطه، اكنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمي كنيم.
اولاً اين رابطه خطر آمريكا را كاهش نمي دهد چرا كه آمريكا در حالي به عراق حمله كرد كه با آن كشور رابطه سياسي داشت ثانياً ايجاد رابطه، امكان نفوذ آمريكاييها و زمينه رفت و آمد مأموران اطلاعاتي و جاسوسي آنها در ايران را فراهم مي سازد به همين علت برخلاف ادعاي برخي افراد پرگو، رابطه با آمريكا در حال حاضر براي ملت ايران نفعي ندارد»

1- مجله American Chronicle : http://www.americanchronicle.com/articles/viewArticle.asp?articleID=46522
مجله Intellectual Conservative : http://www.intellectualconservative.com/2007/12/18/iran%E2%80%99s-2003-grand-bargain-offer-secrets-lies-and-manipulation/
مجله Global Politician : http://www.globalpolitician.com/articleshow.asp?ID=3901 &cid=2 &sid=4
2- http://www.commondreams.org/headlines06/0525-05.htm
3- http://www.downsizedc.org/blog/2007/mar/08/no_war_with_iran_coalition
4- http://www.american-iranian.org/pubs/articles/The_Grand_Bargain_April-May_2007.pdf
5- http://kristof.blogs.nytimes.com/2007/04/28/
6- http://iranianlobby.com/
7- گذشته از روز شمار هوشنگ امیر احمدی و نیکلا کریستف در نیویورک تایمز، به گزارش شورای روابط خارجی در مورد ایران که در سال 2004 به سرپرستی برژینسکی و رابرت گیتس چاپ شد نیز نگاه کنید (صفحه 29) http://www.cfr.org/content/publications/attachments/Iran_TF.pdf
8- http://media.washingtonpost.com/wp-srv/world/documents/us_iran_roadmap.pdf
9- http://www.democracynow.org/2007/2/26/ex_congressional_aide_karl_rove_personally
10- http://www.huffingtonpost.com/steve-clemons/what-did-rove-do-with-200_b_41472.html
11- برای مطالعه پرونده باب نی و ارتباط دو دلال لندنی با ایران و وزارت دفاع به لینک های زیر مراجعه کنید:
وزارت دادگستری آمریکا: : http://www.usdoj.gov/opa/pr/2007/January/07_crm_027.html
گزارش مطبوعاتی از پرونده باب نی: http://www.sourcewatch.org/index.php?title=Bob_Ney
سایت بازتاب: http://baztab.com/news/24835.php
دادگاه لندن برای حل دعوای رژیم با دو قاچاقچی: http://business.timesonline.co.uk/tol/business/law/article2576175.ece
12- : http://frontburner.dmagazine.com/archives/013069.html
13- بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد رابطه با آمریکا http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=9194 &p=1
14- عصر امروز در همین مورد http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=6047 &p=1
15- http://www.rajanews.com/News/?6235
16- صادق خرازی، روزنامه روز، 26 بهمن 1385 http://www.roozonline.com/archives/2007/02/post_1194.php
17- http://www.bardianews.com/archives/1386/01/post_423.php
18- به گزارش نیوزویک 19 فوریه 2007، کالین پاول و ریچارد آرمیتاژ به این ابتکار مشکوک بوده و آرمیتاژ شخصا فکر میکرد که این کار خود سفیر سوئیس است.
19- سایت آفتاب: http://www.aftabnews.ir/vdchzqn23vnq-.html
20- آفتاب 16 تیر 1386 به نقل از روزنامه شرق http://www.aftab.ir/articles/politics/iran/c1c1183822467p1.php
21- ری تکیه، کارشناس ارشد شورای روابط خارجی، http://www.cfr.org/publication/12718/time_for_detente_with_iran.html?breadcrumb=%2Fbios %2F112%2Fgideon_rose
22- http://www.democracynow.org/article.pl?sid=07/02/26/157241
23- سياست خارجی ایران، انتقال از چارچوب فکری اصلاحات به رهيافت مهاجم و تندرو، محسن امین زاده. سایت امروز، 13 فروردین 85



پ. ن. ارسال مطلب فوق الذکر به معنای تایید محتویات آن نمی باشد و قضاوت در مورد آن به افراد مطلع واگذار می گردد.
Aram. آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
14 کاربر از Aram. بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-31-2010, 11:07 PM   #2
aHad
 
aHad's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,286
تشکرها: 9,162
در 1,847 پست 11,339 بار تشکر شده
Points: 29,707, Level: 99
Points: 29,707, Level: 99 Points: 29,707, Level: 99 Points: 29,707, Level: 99
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا

ببخشید آرام عزیز پیام خداحافظی چه کسی؟؟!!
__________________
www.amorzide.com
aHad آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-10-2011, 09:58 PM   #3
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,068
تشکرها: 31,035
در 4,953 پست 27,253 بار تشکر شده
Points: 57,674, Level: 100
Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا

دوست عزیز
فراموش نکنیم که ایران دومین منابع گازجهان را داراست وسومین منابع نفت جهان
کشوری وسیع ،حاصل خیز ،غنی ازمنابع معدنی،درمجموع آب وهوای مناسب وتمدن چند هزار ساله
کشوری با 75میلون جمعیت که14میلیون آنهادانش آموز و8/3 میلیون نفر دانشجوهستند.اگرچه انقلاب وجنگ صدمات بسیاری براقتصاد وارد کرد وتبعات وخیمی درعرصه های مختلف ببار آورد اما ازسوی دیگر
شاید غربیها اشتباه کردند که چنین کشوری را باتحریم مواجه نمودند چرا که تحریمها فقط موجب فشار نبود بلکه محدودیتها سبب ایجاد فرصتهایی استثنایی برای بسیاری از پتانسیلهای داخلی نیز بود که با حمایت اجتباب ناپذیر دولت ومردم وتقریبا بدور از رقبای خارجی گلیم خود را از آب بکشند ودر بعضی حوزه ها بدرخشند.
منکرانحصار طلبیها،فرصت طلبیهاوچپاولها در داخل نیستم ولی تعداد خدمتگزاران بی ادعا نیز کم نبود.مردم هم خواسته یا ناخواسته به تولیدات داخلی روی آوردند که درکنار تحریمها وسیاستهای گمرکی به تقویت صنایع داخلی انجامید.وشعار خود باوری به واقعیت مبدل شد.
اگر این اوضاع همچنان ادامه یابد قطعا ایرانیان همچنان درپی گزینه های جایگزین جدیدتر خواهند بود وفرصتهای جدیدتری رانیز خواهند یافت.که این مهم مسلما ازچشم جهانیان پوشیده نیست.
به آمار معاملات اقتصادی نگاهی بیندازید وببینید که همانهایی که بیشتر شعارتحریم میدهند بیشتراز دیگران " با دست پس میزنند وبا پا پیش میکشند".
زمانی آگروماندیسمان کردن "ایران اتمی وجنگ طلب" موجب عقد قرادادهای کلان تسلیحاتی واقتصادی با دولتمردان منطقه بود
چراغهای قرمز و سبز ،سرمایه های مستقیم وغیر مستقیم را نسیب آنها مینمود اما اکنون اوضاع عوض شده.هرچه میخواستند بدوشند دوشیدندمثلا 60 میلیارد دلار اسلحه به عربستان فوختند که طی ده سال آینده تحویل دهند. حالا بقیه سناریو را خواهیم دید.حقوق بشر در خواستگاه القاعده وتعلیق تحویل سلاح وبلوکه نمودن داراییها وغیرو
و اما ایران
اگر از این ببعد همانگونه بگذرد آنها بیشتر ضرر میکنند.
گزینه نظامی از چندین منظر مردود است.سرنگونی نظام نیزتئوری سوخته ای است.روند پیشرفت نیز اگرکند باشدولی مستمر است.
آیا زمانی فراخواهد رسید که ایران مشتریهای انرژی را خود انتخاب کند؟
کدام ساده لوحی میپذیرد که با ایران قرارداد تامین گازبخشی از اروپا را منعقد کنند وشکی در ثبات حاکمیت داشته باشند.بلایی راکه روسیه با قطع گاز از طریق اکراین برسرشان آورد را بیاد بیاورید.
بنابراین بهتر است ما ایرانیها برخلاف منافع خودمان کاسه داغ تر از آش نشویم.
البته از زحمتی که aram برای نوشتن مطلب کشیده شده تشکرمیکنم که برایم مفید بود ونظرم را تا حدی جهت درد دل باهموطنانم نوشتم
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 04-10-2011, 11:04 PM   #4
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,697
تشکرها: 14,149
در 2,495 پست 13,683 بار تشکر شده
Points: 29,132, Level: 99
Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا

آفرین و سپاس به "Aram." گرامی که چنین سرنگاری را در اینجا قرار دادند. مطلب بسیار جالبی بود. همچنین "منبع مداری" و سندگذاری در آن بسیار درخور ستایش و توجه است. امیدوارم سرنگارهای بیشتری را با این شیوه در اینجا ببینیم. خیلی خوشحال کننده است که چنین همراهانی را در این فوروم داریم.

این بخش از سرنگار بویژه برای من جالب بود:

"خرد گریزی عقلائی" در سیاست خارجی ایران پرداخت که به گفته وی، برای گیج کردن دشمنان خارجی انقلاب طراحی گردیده بود. از نظر لاریجانی، باید در برخی از مسائل و مقاطع، بطور حساب شده و عقلائی، به یک سیاست خارجی خرد گریزانه روی آورد و با ارسال سیگنال های مختلف و گاها متضاد و با استفاده از کانال های متعدد، دشمن را دچار سرگیجه نمود تا از درک نیات عاجز شود.

یادم هست که در گذشته پستی زده شده بود که پیامی همسان نوشته ی بالا را در می گرفت:

نقل قول:
دشواری آمریکا اینجاست که به سختی گرفتار مرزهای یک رویکرد خردمدار است. آمریکا نمیفهمد که ژرفای یک رویکرد "پادخرد‍" تا کجاست؟ ایران در مهار احمدی نژاد به خوبی نشان داده است که در برابر هیولای آمریکایی، بدنبال بازی با کارتهای خردمدارانه نیست. چه، میداند که در این میدان یارای برد را نخواهد داشت. بنابراین، دلبستگی ویژه ای به بردن بازی از یک میز خردین آمریکایی به یک تخته ی آشوبناک ایرانی دارد. جایگاهی که چارجوبش را خود ریخته است. در این میدان، هر چینشی ریشه در نبود چینشی خردمدارانه دارد! کرانه ای برای این رفتار نمیتوان یافت. آمریکا در بازی اینچنینی ناتوان است.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
روسیه زمانی اس 300 را تحویل می دهد که ایران به سمت مدیریت رابطه با آمریکا برود. alihallo تحلیل سیاسی 0 03-30-2010 03:55 AM
رسالت تاریخی مهندس میرحسین موسوی و مبانی هویت ملی ایران Azad موضوعات مورد بحث 2 06-12-2009 01:56 PM
آنگاه که اسرائیل و ایران درخفا ارتباط برقرار می کردند(لوموند دیپلماتیک) akbar تحلیل سیاسی 0 03-28-2009 05:47 PM
اوباما : نرمش کلامی، سختگیری عملی در برابر ایران حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 12-10-2008 09:50 PM
نویدهاو زنهارهای ایران درحاکمیت جزایر سه گانه سمک عیار تحلیل سیاسی 4 12-07-2008 01:18 AM


ساعت جاری 02:40 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT