آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > بین الملل > خبر سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 7967 - پاسخ ها: 42  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-19-2010, 07:46 PM   #1
Warrior
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 3,619
تشکرها: 9,449
در 3,298 پست 16,072 بار تشکر شده
Points: 45,981, Level: 100
Points: 45,981, Level: 100 Points: 45,981, Level: 100 Points: 45,981, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

عنایت فانی
بی بی سی

"ایران و آمریکا: سوء تفاهم ها روی هم انباشته شده"

جان ليمبرت، مهمان اين هفته برنامه به عبارت ديگر، مسئولیت دشواری برعهده دارد. به عنوان معاون مدیر کل وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در امور ایران، مسئولیت مستقیم او تلاش برای گفت و گو با ایران با هدف بهبود روابط دو کشوراست. خود او خاطرات تلخ و شیرینی از ایران دارد، دلبسته زبان، تاریخ و فرهنگ ایران است، سال ها در ایران زندگی کرده و همسرش ایرانی است و فرزندانش زاده ایران هستند و با اینکه 444 روز گروگان ایران بوده است، همواره از سیاست بهبود روابط با ایران حمایت کرده است. حال که این مسئولیت خطیر برعهده خود او قرار گرفته، چقدر به آینده بهبود روابط دو کشور امیدوار است؟
آقای لیمبرت بیش از یک سال از تغییر سیاست آمریکا در قبال ایران و وعده آقای اوباما برای مذاکره بدون قید و شرط با ایران می گذرد. طی این مدت چه حاصلی داشته اید شما؟
عرض شود این مساله ای است که حتی قبل از اینکه آقای اوباما رییس جمهوری بشود، مطرح شده بود. آقای اوباما در حین فعالیت های انتخاباتی در باره ضرورت تغییر روابط و بهبود روابط بین ایران و آمریکا زیاد صحبت کرد. البته الان طی دوران یک سال و نیمی که رئیس جمهوری شده، بارها گفته که مصمم است این راه را ادامه بدهد، البته بر کسی پنهان نیست که این سیاست جدید یا به اصطلاح خود رئیس جمهوری آغاز نوین تا حالا نتیجه خیلی شایان و مثبتی نداشته است.
اجازه بدهید من سوالی را بپرسم که خودتان معمولا مطرح می کردید. زمانی که شما درس می دادید به دانشجویان علوم سیاسی معمولا این سوال اساسی را از دانشجویان خود می پرسیدید که چرا بعد از سی سال روابط آمریکا و ایران بد است و پیشرفتی حاصل نکرده است، حال من این سوال را از خود شما می کنم، جواب خود شما به این سوال خودتان چيست؟

این امتحان نهایی بچه ها است. البته نباید انتظار داشته باشيم که خودم بتوانم به این سوال جواب بدهم، ولی فکر کنم دلیل اصلی در همان دوران سی سال تیرگی روابط و سی سالی که می گویند دوران بیهودگی است که این قدر الان بدگمانی و به اصطلاح سوءتفاهمات روی هم انباشته شده که خیلی مشکل است که یک طرف بخواهد بیاید جلو و بگوید ما می خواهیم این وضعیت را تغییر بدهیم و روابط را بهبود ببخشیم، هر وقت یک طرف بیاید جلو آن طرف دیگر می گوید حتما یک هدف و برنامه ای دارند و با سوء ظن به این تلاش نگاه می کنند.



یعنی به تعبیر ایرانیان یعنی شاید کاسه ای زیر نیم کاسه باشد
این اصطلاح عامیانه است ولی درست است یعنی به اصطلاح دیگر باید یک کلکی در کار باشد.
بسیار خوب، ولی بعد از اینکه آقای خاتمی به سر کار آمد به نظر می رسید که یک امیدی ممکن است پیدا شده باشد برای بهبود روابط. آن امید به جایی نرسید، آقای اوباما هم که سر کار آمد باز به دليل شیوه برخورد و پیغام هايی که به مناسبت های مختلف هم برای مردم ایران و هم برای رهبران ایران فرستاد به نظر می رسید که ممکن است این دفعه یک امیدی باشد؛ اما این هم ظاهرا به نتیجه نمی رسد، مشکل واقعا چیست؟

بله شما به یک واقعیت دشواری اشاره کردید که در این چند سال اخیر، شاید سی سال اخیر هر وقت یک طرفی خواست قدری بیاد جلو و دست به طرف مقابل دراز کند، طرف دیگر به دلایل مختلف یا به بدشانسی برخورد می کرد، یا اینکه طرف دیگر حاضر نبود که به طور مثبت جواب بدهد.
بعد از اینکه آقای اوباما به هر حال دست دوستی را دراز کرد، واکنش آقای خامنه ای این بود که این یک دست چدنی است که روی آن یک دستکش مخملی است. آیا صرف نظر از لحن رهبر ایران در برخود به این پیشنهاد آقای اوباما شما علائمی می بینید که واقعا تمایلی از طرف ایران برای بهبود روابط وجود داشته باشد؟
"اینها (مقامات ایران) برایشان دشوار است که به سیاست جدید آمریکا و خواسته های رییس جمهور آمریکا چه واکنشی نشان بدهند."


این برای کسی پنهان نیست. این معلوم است که در خود دستگاه رهبری ایران الان بحث و اختلاف هست. به نظر من اینها برایشان دشوار است که به این سیاست جدید آمریکا و خواسته های رییس جمهور آمریکا چه واکنشی نشان بدهند. به طور خلاصه می توانم بگویم که به دولت قبلی آمریکا واکنش نشان دادن خیلی راحت تر بود، چون به آن به عنوان یک دشمن نگاه می کردند، ولی الان خیلی دشوار است، چون واقعا نمی شود گفت که اوباما با شما دشمن است، الان دولت آمریکا بارها گفته که ما هدفمان این است که به این وضعیت بیهوده سی ساله خاتمه بدهیم، حالا اینها بین خودشان چگونه عکس العمل نشان بدهند، مثل اینکه هنوز داخل خودشان بحث هست.

اجازه بدهید من سوالم را به نحوه دیگری مطرح کنم. شما الان بیشتر از شش ماه است که مسئولیت مستقیم روابط ایران با آمریکا را به عنوان معاون مدیر کل وزات امور خارجه برعهده دارید. شما طی این مدت علائمی دیده اید یا صحبت هایی با کسانی کرده اید که نشان بدهد تمایلی در داخل ایران وجود دارد که این مذاکره به جای برسد؟

در حرفه ما، یعنی دیپلماسی شما باید خوش بین باشید. همیشه جای امید را باید ببینیم و باید اعتقاد داشته باشیم که پیشرفت و امید هست، خوب علائم خیلی ضد و نقیض است. یعنی الان همان طور که قبلا عرض کردم از آنجایی که اطلاع دارید درهمان داخل دستگاه رهبری ایران اختلاف نظر زیاد هست، یک عده ای هستند که تمایل دارند و یک عده ای هستند که تمایل ندارند و ممکن است اصلا ربطی به آمریکا نداشته باشد، یعنی اختلاف بین خودشان است، یعنی یک طرف نخواهد که طرف دیگر پیشرفت بکند و به آن طرف بگوید که ما این کار را کردیم یعنی ما به این وضعیت خاتمه دهیم به همین دلیل علائم به قول خودتان خیلی ضد و نقیض است و خیلی تشخیص آن مشکل است.

شما اصولا طی این مدت با کسی صحبت کرده اید که از جانب ایران یا واسطه ای بین ایران و آمریکا باشد؟ شما مستقیم با کسی مستقیما صحبت کرده اید؟

متاسفانه در عرض این هیجده ماه حاصلش تنها یک جلسه رسمی در سطح بالا در ماه اکتبر گذشته در ژنو بین معاون وزیر امور خارجه یعنی آقای برنز و آقای جلیلی از طرف ایران بوده است و خوب بازهم این برای همه خیلی واضح است که اگر رابطه با آمریکا بخواهد بهبود پیدا کند، بالاخره باید تماس مستقیم و سیاسی باشد، حالا به هر طریقی، حالا سری باشد یا علنی. متاسفانه تا حالا این تماس ها که فکر کنم لازمه بهبود روابط است، زیاداتفاق نیفتاده است.

شما کتابی منتشر کرده اید تحت عنوان "مذاکره با ایران، درگیری با ارواح تاریخ"، در این کتاب که خیلی ها آن را کتاب راهنما برای دیپلمات های عمدتا آمريکایی می دانند که می خواهند با ایران مذاکره بکنند ، شما به چهارده مورد اشاره می کنید زیر عنوان گام هايی برای موفقیت. من به چند مورد از اين چهارده مورد اشاره می کنم: دوری از مباحث حقوقی، توجه به رنج ها و عظمت تاریخی ایران، انتخاب هوشمند واسطه ها و درک اهمیت بقای جمهوری اسلامی ایران برای رهبران این کشور؛ شما خودتان که حالا مسئولیت مستقیم دارید این توصیه ها را چقدر به کار می برید؟
امیدوارم که همه آنها را به کار ببریم، ولی من حرف دیگری زده ام در این مورد که با وجود این سی سال تیرگی روابط شما ممکن است تمام این اصول را به کار ببرید و مطابق آن عمل کنید و باز هم پیشرفت نکنید و باز هم به موفقیت نرسید.

در مورد بحث دوری از مباحث حقوقی، شما دقيقا منظورتان چيست؟
منظور این است که اگر می خواهید موفق باشید، نباید این را به حقوقدانان یا وکلا بسپارید که مثلا طبق یک قرارداد باید عمل کنند. این در گذشته زیاد نتیجه موفقی نداشته است که من به چند مورد تاریخی هم در این کتاب اشاره کرده ام.

پس منظورتان این است که به جای اینکه دقیق بشوید روی این موارد حقوقی، بیشتر روی موارد جاری و کلی صحبت بشود
البته جاری . یک چیزی که خیلی به آن اشاره کردم و خیلی در فرهنگ و تاریخ سیاسی ایران مهم است مساله عدالت است که البته ریشه تاریخی، ملی و مذهبی دارد.

بله، وقتی که شما از عدالت در جاهای مختلف کتاب صحبت می کنید، همین طور در مصاحبه های مختلفی که در گذشته انجام داده اید، اشاره می کنید که بالاخره اجحاف هایی در حق مردم ایران و کشور ایران از سوی کشورهای بزرگ شده، منظورتان این است که اینها هم در مذاکرات در نظر گرفته بشود؟
البته این ممکن است دلیل سوء ظن هايی باشد که قبلا به آن اشاره کردم. مثلا وقتی می خواهند نشان بدهند که در سی سال، صد سال یا دویست سال گذشته تاریخ ایران این طور بوده کشورهای خارجی همیشه از ضعف ایران سوء استفاده کرده اند این درمذاکرت فعلی و برخورد فعلی چه اثری خواهد گذاشت.
شما دقيقا می دانید خواسته ایران از آمریکا چیست؟
ما البته گفتیم که ما تا با هم ننشینیم و با هم صحبت نکنیم، نمی شود فهميد. نه اینکه با یک سخنرانی یا یک جلسه فورا با هم دوست بشویم و وضع فورا به سی و چهل سال پیش برگردد، منظور این نیست، منظور این است که بتوانیم مثل دو کشور با هم صحبت کنیم و به جای اینکه توهین و اتهامات رد و بدل کنیم بشینیم سر یک میز و این اختلاف را از طریق یک گفت و گو حل و فصل کنیم.
ولی سوال من این بود که آقای لیمبرت شما می دانید خواسته های ایران چیست؟ چون به هر حال ممکن است که مستقیما در مذاکرات روبه رو مطرح نشده باشد، چون مذاکراتی وجود نداشته است، اما رهبران ایران اینجا و آنجا صحبت کرده اند که از آمریکا چه می خواهند؟

اگر یک چیزهایی از آمریکا می خواهند راه رسیدن به آن چیست؟ یعنی آيا راهش به اصطلاح تکرار کردن شعارهای تو خالی است و یا یک جایی گرد و خاک کردن است؟ ببخشید که این اصطلاح را به کار بردم، یا نشستن سر میز و نشستن سر یک گفت و گو، یعنی آدم یک هدف هایی دارد، یک مقصدهایی دارد، یعنی آدم چگونه به این هدف ها خواهد رسید؟
بخشی از این مطالباتی که ایرانی ها می کنند یا صحبت هایی که در باره آمریکا می کنند این است که آقای اوباما از یک طرف دست دوستی را دراز می کند ولی از طرف دیگر تلاش می کند که برای ایران تحریم اتفاق بیفتد. می گویند این دوتا باهم نمی خواند؟
این مساله تحریم یک جایی نیست که خود آمریکا و دولت آمریکا می خواست، کاش در مورد آن اصلا بحث نمی کردیم و وارد گفت و گو می شدیم، اما چون به درخواست رییس جمهور، جواب مثبتی داده نشد، الان ما تقریبا مجبور شده ایم که یک راه دیگر برویم، ولی این راه تحریم راهی نیست که ما آن را ترجیح بدهیم.
یعنی در واقع مجبور شدید به این کار و وادار شدید به این کار ؟

وادار شدیم، ما ترجیح می دهیم از یک راه دیگر برویم، از راه تعامل و گفت و گو این اختلاف بین دو کشور را حل و فصل کنیم.
آقای لیمبرت چند مورد هست که رهبران ایران بارها چه تلویحا و چه تصریحا این را اعلام کرده اند که بایستی یک گام های عملی از طرف امریکا برداشته شود که ما باور کنیم که وقتی صحبت از تغییر سیاست می شود و صحبت از اینکه ما می خواهیم روابطمان بهتر بکنیم، واقعا منظور دقیقی در این مورد دارند، از جمله این موارد یکی این است که دارای هایی که توسط آمریکا توقیف شده باید آزاد بشود، صحبت از این می کنند که باید تضمین امنیتی داده بشود که آمریکا هیچ وقت به ایران حمله نمی کند و تحریم ها لغوبشود، هیچ کدام از این مسیرها را آمریکا تا حالا حتی شروع نکرده است.

البته ما به ایرانی ها گفتیم بارها گفتیم زمان آقای کلینتون هم گفتیم که ما حاضریم بدون هیچ پیش شرطی وارد گفت و گو بشویم و این مسائل را که شما گفتید حل و فصل کنیم، ولی به نظر بنده این حرف هایی که شما زدید یک حالت پیش شرط دارد، یعنی آن طرف می گوید قبل از اینکه ما وارد گفت و گو شویم، شما باید این کار و آن کار بکنید، اگرما می خواهیم این کار انجام بشود، فرض کنیم تحریم ها برداشته شود از چه طریقی؟ بدون گفت و گو و تعامل هیچ وقت اینها انجام نمی شود.

اخیرا وزیر امور خارجه ترکیه پیشنهاد کرده است که یک جلسه ای تشکيل شود که سعید جلیلی مذاکرکننده ارشد ایران در مساله هسته ای و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از جانب گروه 1+5 با هم بشینند و مذاکره کنند، آقای متکی وزیر امور خارجه ایران هم از این طرح استقبال کرده است. موضع آمریکا در این باره چیست ؟

من هم یک چیزهایی شنیده ام، ولی بیشتر از طریق مطبوعات، یعنی اطلاعات دقیق و موثق در باره این برنامه نداریم، واقعا پیشنهاد رسمی از طریق دولت نداریم و من نمی توانم در باره آن اظهار نظر کنم.
آقای لیمبرت در ایران صحبت از این است همین طور که خود شما گفتید که ممکن است اختلاف نظر در هیات حاکمه ایران در برخورد با آمریکا و جواب به پیشنهاد هایی که از طرف آمریکا داده می شود وجود داشته باشد، در آمریکا چه طور؟ شما تا چه حد اندازه زیر فشار مخالفان جمهوری خواهتان هستید؟
خوب این البته یک چیزطبیعی است. سیستم دموکراسی است و هر کسی یک نظری دارد، ولی آنجا که رییس جمهور خط و مشی سیاست خارجی تعیین می کند برای همه واضح است که آقای اوباما که بیشتر از یک سال و نیم پیش در باره لزوم تغییر روابط و بهبود روابط صحبت کرده است هنوز هم در این باره مصمم است.
اتفاقاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران افتاد که منجر به ظهور پدیده ای به نام جنبش سبز شد، تا چه حد بر نحوه برخورد آقای اوباما با ایران تاثیر گذاشته است؟
معلوم است که خیلی اثر گذاشته، ولی اگر به عنوان یک مورخ نگاه کنیم، می بینم که مردم ایران صد سال و یا بیشتر برای رسیدن به حقوقشان دارند مبارزه می کنند. یعنی از همان زمان مشروطیت تا حالا، بازهم بدون اینکه کسی بگوید که ما در سیاست داخلی ایران دخالت می کنیم، ما از همان سال اول تا به امروز از این حق مسلم و جهانی مردم ایران دفاع و طرفداری کرده ايم.
یعنی موضع شما در قبال اتفاقاتی که افتاده دفاع از مردم ایران است؟ اما به چه شکل؟ یعنی شما به چه شکل از مردم ایران دفاع می کنید؟
مردم ایران مثل تمام مردم جهان حق این را دارند که آزادانه نظر خودشان را بیان کنند، آزادی مطبوعات داشته باشند، آزادی کلام داشته باشند و یک دولتی داشته باشند که با آنها به طور انسانی رفتار کند، آنها را شکنجه نکند، به آنها شلیک نکند، آنها را به خاطر عقایدشان زندانی نکند، این حق مسلم تمام مردم کشور است و این تعهداتی که خود ایران با قراردادهایی بین المللی به آنها متعهد شده، اما متاسفانه رضایت بخش عمل نکرده است.

ممکن است خیلی ها نه تنها از آمريکا بلکه از کشورهای غربی انتقاد کنند که اصولا تمام هم و غمشان را گذاشته اند روی مساله هسته ای ایران و توجه و نگرانی شان را روی مساله هسته ای متمرکز کرده اند و توجهی به نقض حقوق بشر در ایران ندارند

من هیچ وقت این حرف را قبول نمی کنم. من مطمئنم که سیاست ما و دیپلماسی ما نه، تنها ما، بلکه کشورهای دیگر بهتر از این است. یعنی ما می توانیم هم به مسائل هسته ای و هم مساله حقوق بشر و حقوق مسلم مردم ایران در آن واحد بپردازیم.
موضوع دیگری که مطرح می شود مساله تحریم ها است. دولت آمریکا و متحدانش به شدت در تلاش هستند که به توافقی برسند و چین و روسیه را هم همراه خود کنند که علیه ایران تحریم اعمال بشود. ولی در عین حال چه نوع تحریمی؟ چون بحث بر سر این است که این تحریم ها ممکن است بیشتر به مردم ایران لطمه بزند تا به رهبران ایران؟
مساله این نیست که مردم ایران ضرر بکنند، هدف از این اقدامات حمایت از مردم ایران است و تحریم ها به کسانی که با مردم ایران با خشونت و از طریق غیر انسانی رفتار می کنند ضرر می رساند، نه به خود مردم ایران.
یعنی شما چه نوع تحریمی را در نظر دارید؟
آنهایی که خیلی از بنده واردتر هستند و تخصصی در این رشته دارند سر این موضوع بحث و مذاکره می کنند. البته خودتان بهتر می دانید ممکن است از راه مالی باشد، مسائل بانکی باشد، مسائل مسافرتی باشد که به یک قشر بخصوص برسد.
شما چقدر نزدیک هستید به یک نوع توافق در این مساله؟ چون خیلی از کشورهایی که عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل نیستند طرف ایران را گرفته اند و ممکن است شما آن آراء لازم را در شورای امنیت جمع نکنید که بتوانید برای تحریم قطعنامه ای صادر کنید.
بر کسی پنهان نیست که به توافق رسیدن يک مذاکره دقیق، صبر وحوصله می خواهد. ولی من می توانم به شما بگویم که ما دائما با اعضای دائمی و با اعضای غیردائمی یعنی گروه ده شورای امنیت مشغول مذاکره هستیم که به توافق برسیم.
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/20..._limbert.shtml
Warrior آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از Warrior بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-19-2010, 08:23 PM   #2
faramarz
 
faramarz's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
پست ها: 214
تشکرها: 635
در 126 پست 545 بار تشکر شده
Points: 4,767, Level: 44
Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
شما دقيقا می دانید خواسته ایران از آمریکا چیست؟
ما البته گفتیم که ما تا با هم ننشینیم و با هم صحبت نکنیم، نمی شود فهميد. نه اینکه با یک سخنرانی یا یک جلسه فورا با هم دوست بشویم و وضع فورا به سی و چهل سال پیش برگردد، منظور این نیست، منظور این است که بتوانیم مثل دو کشور با هم صحبت کنیم و به جای اینکه توهین و اتهامات رد و بدل کنیم بشینیم سر یک میز و این اختلاف را از طریق یک گفت و گو حل و فصل کنیم.
این مسئله بسیار کلیدی است. این نه بهترین راه حل بلکه تنها راه حل است. راه های دیگر رفته شده و نتیجه اش دیده شده. این یکی باید امتحان شود.
faramarz آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از faramarz بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 04:18 AM   #3
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,830 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

ممنون از فرامرز عزیز و طبق معمول نکته سنجی و نظر کوتاه و مفید. من در تاپیک دیگری به همین موضوع اشاره کردم. هیچ راهی جز مذاکره مستقیم نیست. داستان هسته ای راهی است خطرناک و بی سرانجام برای هر دو طرف. موضوع محوری کاهش اختلاف بین تهران و واشنگتن است وگرنه آتشی که بپا می شود ایران و غرب و منطقه را با هم می سوزاند. اعلام مذاکره بدون پیش شرط "مستقیم و تنها با آمریکا" از سوی ایران آمریکا را نه تنها در صحنه ی بین المللی بلکه در داخل خود آمریکا با تضاد روبرو می کند. جریان پر قدرتی که توسط افراد کلیدی مانند بایدن حمایت می شود موافق کاهش تشنج و صلح با ایران است اما وزارت خارجه با این جریان در تضاد است. کسی که باید حرف آخر را بزند بایدن را انتخاب کرده اما کلینتون را به اجبار و در یک معامله مشروط پذیرفته است. شانس موفقیت مذاکرات بین ایران و آمریکا بیش از پنجاه درصد است.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 12:22 PM   #4
خوابزده
 
خوابزده's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Tehran
پست ها: 2,619
تشکرها: 23,375
در 2,432 پست 17,097 بار تشکر شده
Points: 29,745, Level: 99
Points: 29,745, Level: 99 Points: 29,745, Level: 99 Points: 29,745, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

وقتی قرار شد داسیلوا به ایران بیاید ، خانم کلینتون در اظهار نظری گفت که (یا نقل به مضمون) بعید می دانم آقای داسیلوا بتواند به توافقی دست یابد . ظن من این بود که این جمله یعنی اینکه حتی اگر هم به توافقی دست یافت ،آن توافق ارزشی ندارد. لب کلام اینجاست که ایران برای حل مشکلش باید فقط با آمریکا مذاکره کند . مذاکرات اینچنینی حتی با روسیه و چین نیز مسئله را حل نمی کند . وقتی بلافاصله پس از بیانیه تهران خانم کلینتون صحبت از ارجاع پیش نویس قطعنامه با توافق روسیه و چین می کند یعنی اینکه در نظام مقبول قدرتها ، ترکیه و برزیل جایی ندارند.
البته نباید از حق گذشت که بیانیه تهران می تواند روی افکار عمومی جهان تاثیر خوبی بگذارد و شاید زهر تحریمها را هم کم اثر تر کند.
خوابزده آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از خوابزده بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 12:46 PM   #5
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

خوابزده عزیز من هم با تحلیل شما کاملا موافقم. متاسفانه لایحه بسیار و خطرناکی با لابیگری لیبرمن در حال تهیه در کنگره و سنا است. اگر چیز هائی که بیرون درز کرده حقیقت داشته باشد حقیقتا این راهی به سوی جنگ است. در پیش نویس قطعنامه هم یک مورد ناجور بازرسی کشتی هائی است که مشکوک به حمل موارد ممنوعه به ایران هستند. کافی است دو بار کشتی های به مقصد ایران را نگهدارند و یا ضبط کنند. داستان عمل متقابل از طرف ایران و اول گرفتاری.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 01:14 PM   #6
خوابزده
 
خوابزده's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Tehran
پست ها: 2,619
تشکرها: 23,375
در 2,432 پست 17,097 بار تشکر شده
Points: 29,745, Level: 99
Points: 29,745, Level: 99 Points: 29,745, Level: 99 Points: 29,745, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

البته در قطعنامه سوم هم کشورها به بازرسی کشتی ها و هواپیماهای حامل کالا به مقصد ایران در بنادر و فرودگاه ها ، ملتزم شده بودند.
۱۰- شورا از تمامی كشورها می خواهد مطابق با قوانین و اختیارات حقوقی ملی خود و مطابق با قوانین بین المللی محموله هایی را كه توسط كشتی ها و هواپیماهایی كه به سمت ایران و یا از ایران توسط شركت هواپیمایی ایران و یا شركت حمل و نقل دریایی جمهوری اسلامی ایران وارد فرودگاه ها و بنادر آنها می شوند را مورد بازرسی قرار دهند، زیرا دلایل منطقی وجود دارد كه تصور كنیم آن كشتی یا هواپیما در حال حمل كالاهایی است كه بر اساس این قطعنامه و قطعنامه ۱۷۳۷ یا قطعنامه ۱۷۴۷ ممنوع اعلام شده اند.
خوابزده آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از خوابزده بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 02:02 PM   #7
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

در قطعنامه قبلی بازرسی منحصر بود به کشتی هائی که owned or operated by Iran Air Cargo and Islamic Republic of Iran یعنی کشتی هائی که در مالکیت ایران و زیر پرچم ایران است. در این پیشنویس صحبت بر سر هر کشتی تحت نام و زیر پرچم هر کشور است (بعد از گرفتن مجوز از کشور مزبور)
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 02:56 PM   #8
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,701 بار تشکر شده
Points: 21,638, Level: 92
Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

با عرض سلام خدمت دوستان
من نمیدانم آیا منظور شما از لزوم مذاکره مستقیم با آمریکا علنی بودن و از پیش اعلام شدن این مذاکرات هست یا خیر ؟
اگر منظور مذاکره علنی هست ! آیا مضرات این نوع مذاکره در برابر منافع احتمالی آن را در نظر گرفته اید ؟ مثلا 1-جنجال تبلیغاتی بر اینکه ایران در موضع ضعف بوده برای توافق حاضر است هم پیمانان منطقه ای خود یعنی سوریه حزب الله حماس را فدا کند و این منجر به تغییر رویه این هم پیمانان شده و عملا برگی از دست ایران خارج شود ! 2- از طرفی نیروهای مخالف داخلی هم با تحلیل ضعف حکومت جنب وجوش تازه ای بیابند چه به قصد فروپاشی حکومت وچه به قصد به دست گرفتن قدرت در داخل حکومت که هردو عوارض خاص خود را برای کشور دارد ! 3- تبلیغ کوتاه آمدن ایران در برابر آمریکا و تغییر روحیه مردم طرفدار حکومت در داخل ایران و نیز منطقه
این مضرات همه از جنس تبلیغی بوده وبا توجه به قدرت تبلیغات بیشتر غرب ! شاید به زودی قابل جبران نباشد !
اما منفعت چیست ؟ آیا آمریکا حاضر است ایران را بعنوان قدرت منطقه ای شناسایی کند ؟ چرا آمریکا باید در صورت اعلام علنی پیشنهاد مذاکره احساس نکند که امکان تغییر جایگاه ایران با ادامه فشارها ممکن است ؟
حال بعد از اینهمه فشار روانی تبلیغاتی مذاکره علنی انجام شد ؟ آمریکا در صورت عدم دستیابی به خواسته های بعضا قلدرمنشانه خود مذاکرات را ترک کرده با این بهانه که "ما حاضر نیستیم حقوق بشر در ایران را فدای فعالیت هسته ای ایران کنیم " و یا "برای ایالات متحده رعایت حقوق بشر برای مردم ایران الویتی غیر قابل اجتناب است "
اما اگر مذاکره غیر علنی مورد توجه دوستان است از کجا معلوم که این مذاکرات مخفیانه تاکنون انجام نشده و بی نتیجه بوده است ؟! مگر اوباما پیام تبریک احمدی نژاد را بی پاسخ نگذاشت ؟ مگر نامه دوم احمدی نژاد را بی جواب نگذاشت ؟ مگر اوبام حتی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ایران و چند هفته بعد از سخنرانی نوروزی مشهد برای آقای خامنه ای نامه ننوشت و بعدا بقول آقای خامنه ای رفتاری مغایر با نامه قبلی خود را در پیش نگرفت ؟ آیا مذاکرات مخفی نیز با همین گونه پاسخها همراه نبوده است !؟
به نظر من مذاکره خوب هست اما غیر علنی که احتمالا تا کنون انجام شده اما بی نتیجه بوده است و علت بی نتیجه بودن آنهم همان تصور دولت امریکا مبنی بر نتیجه گیری از فشارها میباشد ! اما چگونه میتوان این تصور را تغییر داد ؟! مسلما با مذاکره تنها تغییری ایجاد نمیشود بلکه باید عملا برگه های برنده را به آمریکا نشان داد ! کاری که هم اکنون ایران در حال انجام آن است و باید هنوز صبر کرد !
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 04:42 PM   #9
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,830 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

درود بر آقا صادق عزیز،


این روش، روش حل مسائل سیاسی نیست. اگر ترس از مانور های طرف مقابل باشد تا ابد باید در حال مخاصمه و نشان دادن کارت برنده باشیم. آخرش چی؟ اینکه چه کسی چه تفسیری از یک حرکت سیاسی دارد به عوامل متعددی از جمله بینش و perception طرف مقابل هم دارد. یک مخالف حکومت ایران همین حرکت فعلی را کاملا از موضع ضعف می بیند (حتی در آمریکا هم چنین برداشته هایی شده و برای همین هم گروهی میگویند فشار ها دارد به نتیجه میرسد ) و یک عده هم آن را یک دیپلماسی هوشمندانه تلقی میکنند (در آمریکا هم این تز طرفدار دارد). ضعف و قدرت زمانی مشخص میشود که شما بر سر میز مذاکره بنشینید نه اینکه زمانی که اعلام آمادگی برای مذاکره کنید. شناختن روانشناسی و فرهنگ طرف مقابل هم در برخورد سیاسی فوق العاده مهم است. اینکه آقای اوباما از یک طرف دستش را برای دوستی دراز کند و از طرف دیگر تهدید هم بکند و حرف های ناخوش آیند از نظر رهبری ایران بزند بخشی از مسئله سیاسی است که باید با تدبیر سیاسی حل شود. قبول دارم ممکن است این برخورد دو جانبه خوب و اخلاقی نباشد اما باید محدودیت های یک رئیس جمهور آمریکا را هم که در میان لابی ها و گروههای فشار منگنه شده درک کرد. آمریکا ایران نیست که رهبرش بر اساس ایمان و باور و عقیده و تحلیل خودش (که البته می تواند نتیجه مشورت هم باشد) حکم کند و عمل کند. در آمریکا شرایط دیپلماتیک بسیار پیچیده ای حاکم است که بقول اینجائی ها رئیس جمهور باید joggle کند. علت اینکه بر روی تخصص باید قدری بیشتر تکیه شود همین ضرورت هاست. آقای خامنه ای بعد از تجربه بیش از بیست سال چیز های زیادی آموخته اند اما در مورد فرهنگ سیاسی حاکم بر سیستم آمریکائی اطلاعاتشان تا چه حد است؟ اگر بحث تخصص در مورد تفسیر مسائل دینی توسط متخصصین و روحانیون پذیرفته باشد به همان ترتیب تخصص در مسائل سیاسی و شناخت شرایط بین المللی نیز می باید مورد نظر قرار گیرد. شما در برخورد با پیشنهاد اوباما باید قسمت مثبت قضیه را بگیرید و قسمت منفی را فعلا بایگانی کنید تا ببینید در سر میز مذاکره چه پیش میآید. قصاص قبل از جنایت نمیشود کرد. ممکن است آمریکا وسط کار بازی درآورد و جر بزند. بله ممکن است. ممکن است حقایق را وارونه کند بله ممکن است. اما نباید از ترس این مسائل وارد مذاکره مستقیم نشد. خطرناکترین کار هم مذاکره محرمانه است چون حرف ها میتواند اینطرف آنطرف شود و جامعه جهانی گیج و سردرگم شود که مقصر بهم خوردن بازی کی بوده. برای رفع این مشکل اتفاقا باید نه تنها مذاکره علنی باشد بلکه ناظر از طرف چند کشور با طرف و بیطرف هم داشته باشد که طرف جر زننده نتواند شلوغ کاری راه بیندازد.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 05:17 PM   #10
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

آیا پیدا کردن منافع مشترک و مذاکره محرمانه در مورد آنها راه خوبی برای آغاز مذاکره نیست؟ یعنی موضوع مذاکره طوری باشد که دو طرف با حسن نیت وارد مذاکره شوند و از هیاهو هم دور باشند (و طرف ایرانی از ضعیف قلمداد شدن نترسد - به نظر من این مانعی جدی است)، صرفا برای این که با دیدگاههای یکدیگر آشنا شوند. مثل مذاکره در مورد افغانستان بعد از سقوط طالبان که فکر کنم بین این چند بار موفقترین مذاکره ما با آمریکا بوده.
شروع از این موضوعات فرعی تر ممکن است بین دو طرف اعتماد به وجود بیاورد برای رسیدن به موضوعات جدی تر. حالا بوش در شرایط خاصی بود و نشد از فرصت مذاکرات موفق افغانستان استفاده کنیم ولی شاید یک بار دیگر امتحان کردن بد نباشد. این بار هم می تواند در مورد مبارزه با طالبان و القاعده و کشت مواد مخدر باشد. البته نمی دانم آمریکا این بار هم به کمک ایران احساس نیاز می کند یا نه.
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از محمدجواد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 06:03 PM   #11
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,625 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

چند سؤال هنوز در ذهنم باقی مانده:
* آیا در تاریخ 30 ساله جمهوری اسلامی، مذاکرۀ موفقی میان ایران و آمریکا انجام شده؟
* چرا ما (کاربران فوروم که منافعی جز دل‌بستگی به کشورمان نداریم) و نمایندگان ارتش - وزارت خارجه آمریکا نمی‌توانیم در یک بحث ساده به نتیجه برسیم؟ چگونه انتظار داریم وقتی تضاد منافع کلان در مذاکرات رسمی بین نمایندگان دو کشور وجود داشته باشد، مذاکرات به نتیجه برسد؟
این بخش از مصاحبه با لیمبرت را ببینید:
نقل قول:
پس منظورتان این است که به جای اینکه دقیق بشوید روی این موارد حقوقی، بیشتر روی موارد جاری و کلی صحبت بشود
البته جاری . یک چیزی که خیلی به آن اشاره کردم و خیلی در فرهنگ و تاریخ سیاسی ایران مهم است مساله عدالت است که البته ریشه تاریخی، ملی و مذهبی دارد.
این‌جا می‌گوید باید بر سر کلیات بحث کنیم. وقتی میان ما و آن‌ها شکاف بسیار عظیمی هست که حتی در مورد کلیات هم اختلافات مبنائی بسیار داریم، چگونه می‌توانیم به جائی برسیم که دربارۀ جزئیات و منافع به توافق برسیم؟
یک جای دیگر از گفتار صحبت از میلیاردها دلار پول و اموال بلوکه شدۀ ایران می‌شود که بخش اعظم آن در دادگاه‌های صوری به نفع شهروندان آمریکائی مصادره شده است. لیمبرت در آن‌جا پاسخ مشخصی نمی‌دهد و بحث در مورد آن را به مذاکره موکول می‌کند. این‌ها مشکلات اساسی است، اما وقتی در کلیات با هم مشکل داریم، اصلاً کار به داوری در این‌گونه مسائل نمی‌رسد.
اصلاً فکر کنید دوباره آمریکا در ایران سفارت باز کرده. آیا آمریکا راضی می‌شود از رویۀ معمولش دست بردارد، از فرصتش در ایران برای فعالیت‌های خرابکارانه و جاسوسی دست بردارد و مثلاً با ایرانی‌ها مثل اسرائیلی‌ها رفتار کند؟ مثلاً یک مسلمان معتقد آمریکایی را در ایران سفیر کند؟ (با فرض محال که چنین فردی به به دولت راه یابد!) یا برعکس مانند انگلستان مانند انگلستان، یک یهودی انگلیسی را در ایران کاردار سفارت می‌کند که با توجه به هم‌دلی با اسرائیل خصومت دیرینه‌ای با ایران دارد؟
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-20-2010, 06:24 PM   #12
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

حسینی جان، پس بنظر شما چکار باید کرد؟ جنگ جنگ تا پیروزی؟ راه حل چیست قربانت گردم؟ خصومت و دشمنی؟ مانعی ندارد این هم فکری است. منتها در دنیائی که جهان از جمله خود ایران را نیروی گلوبالیزشن دارد با خود میبرد ( از نمود های آن همین ارتباطی است که من و شما با هم داریم و میدانید که اینترنت توسط ارتش آمریکا develop و به دنیا عرضه شد و از طرفی ریشه همین مشکلات اجتماعی بعد از انتخابات که متاسفانه گارانتی میکنم که حتی اگر سالها طول بکشد با موجی بزرگتر بر خواهد گشت همین موضوع گلوبالیزیشن است) سئوالی که باید به آن جواب داد این است؟ خصومت و دشمنی تا کی؟ قبلا هم گفته شد حتی اگر جنگ هم بشود بعدش باید صلح شود مگر اینکه استثنائا در مورد ایران و آمریکا جنگ تا قیامت ادامه داشته باشد.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 06:40 PM   #13
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,701 بار تشکر شده
Points: 21,638, Level: 92
Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
درود بر آقا صادق عزیز،


این روش، روش حل مسائل سیاسی نیست. اگر ترس از مانور های طرف مقابل باشد تا ابد باید در حال مخاصمه و نشان دادن کارت برنده باشیم. آخرش چی؟ اینکه چه کسی چه تفسیری از یک حرکت سیاسی دارد به عوامل متعددی از جمله بینش و perception طرف مقابل هم دارد. یک مخالف حکومت ایران همین حرکت فعلی را کاملا از موضع ضعف می بیند (حتی در آمریکا هم چنین برداشته هایی شده و برای همین هم گروهی میگویند فشار ها دارد به نتیجه میرسد ) و یک عده هم آن را یک دیپلماسی هوشمندانه تلقی میکنند (در آمریکا هم این تز طرفدار دارد). ضعف و قدرت زمانی مشخص میشود که شما بر سر میز مذاکره بنشینید نه اینکه زمانی که اعلام آمادگی برای مذاکره کنید. شناختن روانشناسی و فرهنگ طرف مقابل هم در برخورد سیاسی فوق العاده مهم است. اینکه آقای اوباما از یک طرف دستش را برای دوستی دراز کند و از طرف دیگر تهدید هم بکند و حرف های ناخوش آیند از نظر رهبری ایران بزند بخشی از مسئله سیاسی است که باید با تدبیر سیاسی حل شود. قبول دارم ممکن است این برخورد دو جانبه خوب و اخلاقی نباشد اما باید محدودیت های یک رئیس جمهور آمریکا را هم که در میان لابی ها و گروههای فشار منگنه شده درک کرد. آمریکا ایران نیست که رهبرش بر اساس ایمان و باور و عقیده و تحلیل خودش (که البته می تواند نتیجه مشورت هم باشد) حکم کند و عمل کند. در آمریکا شرایط دیپلماتیک بسیار پیچیده ای حاکم است که بقول اینجائی ها رئیس جمهور باید joggle کند. علت اینکه بر روی تخصص باید قدری بیشتر تکیه شود همین ضرورت هاست. آقای خامنه ای بعد از تجربه بیش از بیست سال چیز های زیادی آموخته اند اما در مورد فرهنگ سیاسی حاکم بر سیستم آمریکائی اطلاعاتشان تا چه حد است؟ اگر بحث تخصص در مورد تفسیر مسائل دینی توسط متخصصین و روحانیون پذیرفته باشد به همان ترتیب تخصص در مسائل سیاسی و شناخت شرایط بین المللی نیز می باید مورد نظر قرار گیرد. شما در برخورد با پیشنهاد اوباما باید قسمت مثبت قضیه را بگیرید و قسمت منفی را فعلا بایگانی کنید تا ببینید در سر میز مذاکره چه پیش میآید. قصاص قبل از جنایت نمیشود کرد. ممکن است آمریکا وسط کار بازی درآورد و جر بزند. بله ممکن است. ممکن است حقایق را وارونه کند بله ممکن است. اما نباید از ترس این مسائل وارد مذاکره مستقیم نشد. خطرناکترین کار هم مذاکره محرمانه است چون حرف ها میتواند اینطرف آنطرف شود و جامعه جهانی گیج و سردرگم شود که مقصر بهم خوردن بازی کی بوده. برای رفع این مشکل اتفاقا باید نه تنها مذاکره علنی باشد بلکه ناظر از طرف چند کشور با طرف و بیطرف هم داشته باشد که طرف جر زننده نتواند شلوغ کاری راه بیندازد.
استاد گرامی آقا شهاب عزیز این فقط ترس از یک مانور تبلیغاتی نیست ! این مانور تبلیغاتی واقعا میتواند روی سوریه حزب الله و حماس تاثیر بگذارد . بسیار طبیعی است که در این جنگ روانی آنها هم به فکر موجودیت خود باشند پس منافع خود را در چارچوب جدید بازتعریف کنند ! و در این بازتعریف احتمال دور شدن از ایران زیاد است . اینجا فقط یک "درک " یا " احساس " در مقامات آمریکایی نیست بلکه "درک " در یکی از برگهای برنده ایران است .نمیدانم خوب است اینرا بگویم یا نه ؟ اگر خوب نبود خودتان زحمت حذفش را بکشید ! در جریان حمله آمریکا به طالبان ایران به آمریکا کمک کرد و بعدا مقامات مختلف ایرانی از این کمک گفتند و از بی صداقتی آمریکاییها ! اما اگر یادتان باشد آقای خامنه ای قبل از حمله در سخنرانی گفتند :آمدند (یعنی آمریکاییها ) گفتند ما پایگاه هوایی میخواهیم ! امکانات میخواهیم و چه وچه ! من گفتم هرگز ! ما هیچی نمیدهیم ! اینها میخواستند به دنیا بقبولانند که بله ایران هم در برخی جاها با مسلمان کشی هم موافق است !
می بینید شهاب گرامی ! و فقط چند روز پس از همین سخنرانی ایران بنابر گفتار مقامات ایران به آمریکا در سقوط طالبان کمک کرد ! اما برخلاف پاکستان حاضر نشد اینکار را علنا بکند چون از عواقب آن میترسید ! و اینبار این ترس فقط منوط به افکار عمومی مسلمانان نمیشود بلکه میتواند واقعا روی متحدان ایران تاثیر گذار باشد ! ولذا جدی گرفتن عوارض این مانور تبلیغاتی مهم است اما در مذاکره مخفیانه بفرض هم که مطلبی درز کند (که بعید است درز کند مگر آنکه یکی از طرفین بخواهد درز بدهد !) براحتی قابل تکذیب است . مگر مسافرت مک فارلین تا چند هفته مکتوم نماند و بعد هم ایران آنرا به نفع خود مدیریت نکرد ! یا شنیده ام چند سال پیش دیک چنی در بیمارستان پارس تهران بستری بوده و آنزمان هم هیچ کس نفهمیده !
اما نکته جالب که من اصلا بفکرم هم نمیرسید گفتید و آن این مطلب است :
"برای رفع این مشکل اتفاقا باید نه تنها مذاکره علنی باشد بلکه ناظر از طرف چند کشور با طرف و بیطرف هم داشته باشد که طرف جر زننده نتواند شلوغ کاری راه بیندازد."
بعبارتی مذاکره بین ایران - آمریکا و نظارت از سوی سایر کشورها ونه مذاکرات چند جانبه !
آیا اساسا چنین مذاکراتی در 100 اخیر در دنیا انجام شده است ! آیا مثالی وجود دارد ؟
معمولا در مذاکرات بعضا پای اسرار " مگو " به میان میاید ! آیا در صورت وجود چند ناظر خارجی میتوان به صراحت مذاکره کرد ؟ بهرحال اگر اینکار عملی باشد چیزی شبیه به همان فراخوانی احمدی نژاد از بوش یا اوباما برای مناظره در سازمان ملل هست که بی پاسخ ماند !
در پایان از امکان گیج شدن جامعه جهانی حین مذاکرات محرمانه گفتید ! واقعا کدام جامعه جهانی ؟!
آن قسمتش که متحدان ایران هستند که با تکذیب قاطع ایران تفاوتی ایجاد نمیشود و قسمتی که برعلیه ایران هستند هم بهتر که گیج و سر در گم شوند !و قسمتی هم که عملا (نه فقط در صحبت ) تاثیری برای ایران ندارند بازهم چه فرقی میکند که گیج شوند یا نه !
نهایتا من فکر میکنم مذاکرات محرمانه انجام شده و حتی ممکن است در حال انجام باشد اما و صد اما طرفین هنوز فکر میکنند که میتوانند با کش دادن قضیه طرف مقابل را از موضع خود پایین بیاورند ! خدا بخیر کند !
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 06:53 PM   #14
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
در جریان حمله آمریکا به طالبان ایران به آمریکا کمک کرد و بعدا مقامات مختلف ایرانی از این کمک گفتند و از بی صداقتی آمریکاییها ! اما اگر یادتان باشد آقای خامنه ای قبل از حمله در سخنرانی گفتند :آمدند (یعنی آمریکاییها ) گفتند ما پایگاه هوایی میخواهیم ! امکانات میخواهیم و چه وچه ! من گفتم هرگز ! ما هیچی نمیدهیم ! اینها میخواستند به دنیا بقبولانند که بله ایران هم در برخی جاها با مسلمان کشی هم موافق است !
می بینید شهاب گرامی ! و فقط چند روز پس از همین سخنرانی ایران بنابر گفتار مقامات ایران به آمریکا در سقوط طالبان کمک کرد ! اما برخلاف پاکستان حاضر نشد اینکار را علنا بکند چون از عواقب آن میترسید ! و اینبار این ترس فقط منوط به افکار عمومی مسلمانان نمیشود بلکه میتواند واقعا روی متحدان ایران تاثیر گذار باشد !
صادق جان سر این قسمت خواستم بگویم که کمک به سقوط طالبان با کمک به بمباران افغانستان و کمک نظامی به آمریکا فرق دارد. ایران سالها بود به ائتلاف شمال برای جنگیدن با طالبان کمک می کرد و فکر نمی کنم این چیز پنهانی بوده باشد. ایران حتی سال 76 تقریبا داشت وارد جنگ با طالبان می شد و هیچ وقت دشمنیش با طالبان را پنهان نکرد. چون سقوط طالبان عمدتا توسط نیروهای ائتلاف شمال انجام شد (با پشتیبانی هوایی آمریکا) و آمریکا برای سقوط طالبان نیروی زمینی کمی پیاده کرد معلوم است که راه کمک ایران به سقوط طالبان چه بوده. این خیلی فرق دارد با کمک به بمبارانهایی که چه بسا مردم بیگناه هم در آنها کشته می شدند آن هم مستقیما به دست آمریکا. ایران از اول مشخص کرد که با لشکرکشی آمریکا مخالف ولی با سقوط طالبان موافق است.
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از محمدجواد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-20-2010, 07:00 PM   #15
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

بین لینکهای پیشنهادی که در پایین صفحه دیده می شوند مصاحبه پارسال پرس تی وی با برژینسکی توجهم را جلب کرد. به خصوص بخشی از این گفتگو خیلی برایم جالب بود و مرتبط به بحث ماست (آقای حسینی این رو ببینید):
نقل قول:
سوال: مقامات ایرانی خواهان اقدام عملی شده اند و می گویند عمل گویا تر از کلام است. آیا شما فکر می کنید صرف این چند جمله به عنوان سهم آمریکا در بهبود رابطه با ایران کافی باشد؟
برژینسکی: رابطه باید با کمک هر دو طرف برقرار شود. رابطه بین قدرتهای مهم تنها با درخواست و التماس برقرار نمی شود. اگر میل حقیقی برای برقراری رابطه دوجانبه وجود داشته باشد، اقدام عملی همانند کلام باید از سوی دو طرف به کارگرفته شود. کلمات معمولا آغازی برای گفتمان دیپلماتیک هستند. به گمان من پرزیدنت اوباما واقعا قدمی تاریخی برداشته است که می تواند به نتیجه ای منجر شود. ولی اگر ما بنشینیم و به یکدیگر اشاره کنیم و تنها از دیگری بخواهیم که برای اقدام پیش قدم شود، نتیجه چندان موثری نخواهیم گرفت.
سوائل: به نظر هیچ یک از دو طرف اکنون در جای مناسبی قرار ندارند. به نظر من صحه گذاشتن بر این که ایران جمهوری اسلامی ایران است قطعا قدم صحیحی است با این حال برخی تحلیلگران اعتقاد دارند، آمریکا لازم است دست از تعیین پیش شرط برای مذاکره با ایران بر دارد. شما نمی توانید برای آغاز پیش مذاکرات یا مذاکرات شرایط تعیین کنید.
آیا به نظر شما آمریکا طبق نظر برخی تحلیلگران سیاست "چماق و هویج" خود را کنار خواهد گذاشت؟
برژینسکی: شما دو چیز را مخلوط می کنید. پیش شرط مذاکرات یک سوی سیاست آمریکا است و "چماق و هویج تنها توضیح کلی سوی دیگر سیاستهای این کشور. من در اظهاراتم در کنگره یا نوشته هایم گفته ام، اگر قرار است مذاکره ای باشد نمی تواند تنها با ارائه پیش شرط از سوی یک طرف ماجرا باشد. ایالات متحده نباید بر پیش شرطهای خود به صورت یک طرفه پافشاری کند. طرفین باید بتوانند به نوبت یا تقریبا همزمان پیش شرطهای خود را برای مذاکرات وطرح کنند.
ولی این فرآیند تنها در صورتی شکل می گیرد که عزم جدی برای انجام نشست نشان داده شود و پیام واضحی در این باره به طرف مقابل ارسال شود. این موثر نیست که یک طرف تنها بنشیند و از طرف مقابل تقاضای اقدام کند و بعد بگوید که این اقدام مورد قبول او بوده یا نه.
این تنها روشی برای به بن بست کشیدن جریان است.
بنابراین امیدوارم رهبران دو کشور با پختگی و با در نظر گرفتن مسئولیت خود درباره آینده منطقه و نقش مهم دو کشور در جهان به طور هماهنگ تلاش کنند، شرایطی فراهم شود که ما بتوانیم با استفاده از آن مذاکرات را که مردم دو کشور به شدت آماده آن هستند، آغاز کنیم.
سوال: از نظر آمریکا چه اقدامی در این شرایط زمانی اساسی تلقی می شود؟ نکته اساسی که آمریکا منتظر دیدن آن از سوی ایران برای آغاز گفتگوها است، چیست؟
برژینسکی: میل به مذاکره. فقط همین
.
سوال:آیا ایالات متحده نه تنها کلام بلکه سیاستها و عملکرد خود را تغییر خواهد داد؟
برژینسکی: خوب من هم می توانم همین سوال را از شما بپرسم. با این تفاوت که اینجا شما مصاحبه کننده هستید و من مصاحبه شونده.
مجری پرس تی وی: جواب من این است که مقامات ایران.....
برژینسکی: اگر شما یکی از افراد صاحب مقام در دولت ایران بودید، سوال من این بود که شما آماده هستید چه قدمهایی بردارید؟
من در حال مذاکره نیستم و اجازه هم مذاکره ندارم. من تنها می توانم از طرف خودم صحبت کنم. ولی به عنوان کسی که چیزهایی درباره روابط بین الملل می داند می توانم بگویم، تا وقتی یک طرف برای اقدام طرف مقابل پافشاری کند و بعد باید دید نظر او درباره اقدام انجام شده چیست، نمی توان به مذاکره رسید. مذاکره با مباحثه جدی میان دو طرف آغاز می شود.
به نظر من آنچه آقای اوباما انجام داده است در اصل آغاز یک فرآیند از سوی آمریکا به شیوه ای سازنده است. این تصمیم ایران خواهد بود که قدم خود را با توجه به نگاه این کشور به تاریخ و منافع خود، چگونه بردارد و اینکه آیا این کشور می خواهد با آمریکا رابطه برقرار کند یا نه؟
من امیدوارم ایران بخواهد این رابطه برقرار شود زیرا به نظر من چنین اقدامی برای جهان، آمریکا و ایران مفید خواهد بود ولی این قضاوتی است که هر یک از دو طرف باید خود به آن برسد.
سوال: هر چند من مقام رسمی ندارم ولی تا آنجا که شنیده ام، مقامات ایرانی به نوبه خود گفته اند، آماده مذاکره هستند به شرطی که در سیاستهای آمریکا نسبت به ایران تغییراتی ببینند و هنگامی که شرایط مناسب باشد طبیعتا مذاکرات به نفع هر دو طرف خواهد بود.
برژینسکی: گمان نمی کنم شما متوجه نکته ای که گفتم شده باشید. اگر انتظار دولتمردان ایران این است که گفتگوها تنها زمانی آغاز شود که آنها شواهد تغییر در سیاستهای آمریکا را مشاهده کنند آنگاه به نظر می رسد، ایران آن نکته مهمی را که رخ داده ببیند. این نکته همان مقدمه و پیش درآمد ارائه شده از سوی آمریکا است. این اقدام چه از نظر ذاتی و چه تاریخی سازنده است و پاسخ مناسب به آن این نیست که شما بگویید، ما صبر می کنیم تا ببینیم شما با اقدام عملی خود به ما اثبات کنید و ما این اقدام شما را ارزیابی می کنیم. این راه مناسبی برای آغاز مذاکره جدی نیست.
سوال: پس به نظر شما تغییر در لحن آمریکا همان اقدام این کشور است؟
برژینسکی: در دیپلماسی و روابط بین الملل لحن اهمیت زیادی دارد. از سوی دیگر لحن تهاجمی، متهم کننده و توهین آمیز نیز از روشهای مذاکره هستند. اما اگر چنین لحنی هایی از سوی افراد هوشمندی به کار برده شود که به آنچه می گویند آگاه هستند، آنگاه این گفته ها به طور واضح با هدف جلوگیری از آغاز مذاکره اظهار شده اند.کسی که خیلی ساده لوح یا بسیار بسیار سیاست باز باشد ممکن است از این لحن ها استفاده کند. ولی تنها زمانی که نخواهید مذاکرات موفق باشد باید با لحن حاوی توهین، تهاجم یا اتهام شروع کنید.
این برای من خیلی جالب و جدید بود. به نظر می رسد مقامات و همچنین مردم ایران نیاز به مقداری آموزش دیپلماسی دارند! البته ایران بارها گفته که در وضعیت تهاجمی آمریکا مذاکره معنی ندارد و این حرف شاید منطقی باشد چون ایران می داند که آمریکا آنقدرها هم انگیزه یا توان برای فشار خردکننده به ایران ندارد و شاید روش فعلی واقعا مطابق منافع ایران باشد، چنان که در چند سال گذشته با وجود تشدید دشمنی با آمریکا قدرت ایران بیشتر شده.
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از محمدجواد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 07:34 PM   #16
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,625 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
حسینی جان، پس بنظر شما چکار باید کرد؟ جنگ جنگ تا پیروزی؟ راه حل چیست قربانت گردم؟ خصومت و دشمنی؟ مانعی ندارد این هم فکری است.
]
من نمی‌گویم چه کار باید کرد. می‌پرسم هدف از مذاکره رسیدن به چیست؟ در تئوری باید هدفی و نهایتی برای این مذاکرات ببینیم و بعد به سوی آن بشتابیم. این مذاکرات با مشکلات اساسی میان ایران و آمریکا (که قصد کوتاه آمدن از مواضعشان را هم ندارند) نهایتاً به کجا می‌تواند ختم شود؟ یعنی ما از این مذاکرات به چه چیزی می‌خواهیم / می‌توانیم برسیم؟
مثلاً اگر لغو تحریم‌ها و ارزان‌تر تهیه کردن کالاها و خدمات غیراستراتژیک از آمریکا باشد، ارزش این همه دردسر را ندارد. فناوری‌های استراتژیک را هم که به هر صورت آمریکا در اختیار ایران نمی‌گذارد؛ چون حتی اسرائیل هم به این فناوری‌های دسترسی ندارد و موارد مهم، استراتژیک و با ارزش بالای نظامی و تجاری را از آمریکا به سرقت می‌برد و از روش‌های غیرقانونی تهیه می‌کند. هر چند آمریکا به دلیل محذورات متعدد در مقابل این رژیم، نمی‌تواند اقدامی بکند.
اما اگر هدف‌گذاری‌ها بالاتر از این حرف‌هاست و به فکر متحد استراتژیک آمریکا شدن هستیم، باید بیش از 30 سال به عقب بازگردیم و از 250 هزار کشتۀ جنگ و بسیاری دیگر از هزینه‌های داده شده کوتاه بیائیم و بگوئیم: شما درست زور می‌گوئید! (همان مسئلۀ عدالت که آقای لیمبرت هم بر آن تأکید کرده)
درست است که این تحریم‌ها مشکلات زیادی برای کشور ایجاد کرده، اما از آن طرف ایران هم به دنبال راه‌های جایگزینی رفته که در بسیاری از موارد اصل قضیه تحریم را منتفی کرده، چون ایران توانسته مشکلاتش را در بسیاری از فناوری‌ها حل کند.
البته فقط مسئلۀ فناوری نیست؛ تبادلات اقتصادی بین المللی، مسائل فرهنگی و بسیاری مسائل دیگر هم هست که باید به آن‌ها هم پرداخت. شاید مهم‌ترین چالش برای ایران، همان تبادلات مالی و اقتصادی بین المللی، و سازمان تجارت جهانی باشد که با گسترش آن، کار برای ایران دشوارتر می‌شود.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-20-2010, 07:39 PM   #17
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,625 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

در تکمیل مطلب قبلی، اشاره به تلاش ایران برای منعقد کردن پیمان‌های نظامی، اقتصادی، امنیتی و قضائی با کشورهای همسایه و نیز کشورهای مسلمان، خود نشان دهندۀ عزم ایران برای حذر کردن از عضویت در پیمان‌هائی است که با رویکرد مورد پسند کشورهای غربی و از جمله آمریکا پدید آمده‌اند.
وقتی ایران به عینه می‌بیند که از حضور در پیمان‌هائی مانند NPT چیزی عایدش نمی‌شود، چون از مبنا با نگاه به منفعت برخی کشورها تنظیم شده، راه حل ایجاد پیمان‌هائی بین المللی با کشورهائی که با آن‌ها مبانی مشترک دارد، می‌تواند یک جایگزین خوب باشد.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-20-2010, 08:01 PM   #18
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
می‌پرسم هدف از مذاکره رسیدن به چیست؟ در تئوری باید هدفی و نهایتی برای این مذاکرات ببینیم و بعد به سوی آن بشتابیم. این مذاکرات با مشکلات اساسی میان ایران و آمریکا (که قصد کوتاه آمدن از مواضعشان را هم ندارند) نهایتاً به کجا می‌تواند ختم شود؟ یعنی ما از این مذاکرات به چه چیزی می‌خواهیم / می‌توانیم برسیم؟
در راستای همین سؤال، آیا مذاکره صرفا برای تفهیم نگرانیهای متقابل کاری منطقی و پذیرفته شده است؟ چون فکر نکنم بتوانیم سر هیچ یک از نقاط اختلاف عمده به توافق برسیم. آیا مذاکره برای رفع سوء تفاهم اصلا معنی دارد؟
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-20-2010, 08:19 PM   #19
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

حسینی جان، برادر، هدف شما نمیدانی چیست؟ حکومت ایران بابت چی این مانور را انجام داد؟ بیکار بود یا عاشق آقای لولو و اردوغان؟ بروید از آقای احمدی نژاد بپرسید چه نیازی بود که این کار را انجام بدهید؟ هیچ مشکلی را این مانور یا کار های مشابه حل نمیکند چون ریشه مشکل با آمریکاست و نظام بین المللی چه ما دوست داشته باشیم چه نه (که البته من شخصا دوست ندارم) تحت تاثیر آمریکاست. زندگی در این نظام با دشمنی و خصومت با آمریکا آسان نیست. جزئیات مشکلات را فکر کنید حتما با ذکاوت و معلوماتی که دارید پیدا خواهید کرد. کار سیاسی با احساسات آشتی ندارد و کار انسان گره میخورد.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-20-2010, 08:27 PM   #20
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,625 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
در راستای همین سؤال، آیا مذاکره صرفا برای تفهیم نگرانیهای متقابل کاری منطقی و پذیرفته شده است؟ چون فکر نکنم بتوانیم سر هیچ یک از نقاط اختلاف عمده به توافق برسیم. آیا مذاکره برای رفع سوء تفاهم اصلا معنی دارد؟
فکر می‌کنم که معنی دارد. اما در مواردی مانند طالبان، القاعده و دیگر دشمنان مشترک (یا برخی منافع مشترک). کما این‌که در عمل همین اتفاق افتاده و در هر دو مورد، ایران و آمریکا پای میز مذاکره نشسته‌اند.
اما در مواردی که اختلاف جدی است، مذاکرات گذشته موفق نبوده. مثلاً قضیه مک فارلین، اصلش ماجرای حزب ا... و اسرائیل بود. نهایتش چه شد؟ برای هر دو دولت مشکل ایجاد شده و این ماجرا به یک دردسر واقعی تبدیل گشت. در ایران هاشمی مجبور شد هر طور شده قضیه را رفع و رجوع کند؛ از طریق اعلام آن در نماز جمعه، و بعد انتشار کتاب‌هائی که خود را از اتهام مبری کند. آن طرف هم قضیه به دادگاه کشید، البته در نهایت چند سال بعد با بخشش جورج بوش پدر متهمین بخشیده شدند. هر چند اتهامات دو طرف «مذاکره» نبود، اما همین اتهامات نشان می‌دهد که چه دردسرهائی برای مذاکره در موارد این‌چنین هست. دردسرهائی که دولت‌ها را از نزدیک شدن به این موضوعات برحذر می‌دارد.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-20-2010, 08:42 PM   #21
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

آقا صادق بحث بحث مذاکرات صلح و آشتی است مناظره چیه؟ مذاکرات صلح با نظارت عناصر خارج از طرفین سابقه دارد. ایران و عراق برای نهائی کردن قرار داد صلح در ابتدا از سازمان ملل و خود دکوئیار استفاده کردند. از آن گذشته سابقه نداشته باشد مهم نیست. پیشنهادی قابل طرح است. مگر سابق داشته کشوری مسئله هسته ای اش را با شش کشور حل کند بجای اینکه با سازمان انرژی اتمی کار کند؟ آقا صادق از این مسائلی که شما مطرح کردید چند برابرش نزد حقیر است. راه حل ارائه بفرمائید. جنگ جنگ تا پیروزی؟ یا شما هم معتقدید که اصلا نیازی به آشتی نیست. در این صورت باید دید چرا دولت ایران دست به مانور اخیر که بسیار از نظر من از روی رعب و ترس و برای عقب انداختن تحریم ها بود، زد.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-20-2010, 09:08 PM   #22
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,935 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
یعنی ما از این مذاکرات به چه چیزی می‌خواهیم / می‌توانیم برسیم؟
کاهش سطح بی اعتمادی و کاهش تشنج چیزی که در دوران جنگ سرد به دتانت معروف بود.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 09:35 PM   #23
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,701 بار تشکر شده
Points: 21,638, Level: 92
Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط alireza نمایش پست ها
آقا صادق بحث بحث مذاکرات صلح و آشتی است مناظره چیه؟ مذاکرات صلح با نظارت عناصر خارج از طرفین سابقه دارد. ایران و عراق برای نهائی کردن قرار داد صلح در ابتدا از سازمان ملل و خود دکوئیار استفاده کردند. از آن گذشته سابقه نداشته باشد مهم نیست. پیشنهادی قابل طرح است. مگر سابق داشته کشوری مسئله هسته ای اش را با شش کشور حل کند بجای اینکه با سازمان انرژی اتمی کار کند؟ آقا صادق از این مسائلی که شما مطرح کردید چند برابرش نزد حقیر است. راه حل ارائه بفرمائید. جنگ جنگ تا پیروزی؟ یا شما هم معتقدید که اصلا نیازی به آشتی نیست. در این صورت باید دید چرا دولت ایران دست به مانور اخیر که بسیار از نظر من از روی رعب و ترس و برای عقب انداختن تحریم ها بود، زد.
علیرضای عزیز مذاکرات صلح با عراق تحت فشار شورای امنیت و وضع بد اقتصادی نظامی ایران و بین دو حریف هم رتبه از لحاظ قدرت بود اما اینا با امریکا مواجهیم که داعیه آقایی جهان را دارد و درست یا غلط قدرت نشان دادن این ادعا را هم دارد ! اگر آمریکا حاضر به پذیرش نظارت خارجی بود که اصلا این مشکلات پیش نمیامد ! وقتی میگوییم رفتار آمریکا زورگویی یا قلدری است یعنی همین که خود را مجبور به رفتار در چارچوب موازین بین المللی نمیکند و لذا مسئله هسته ای ایران را سیاسی میکند و در خارج از چارچوب قانونی (آژانس ) آنرا پیگیری میکند !
اما وجود سابقه به نظر من مهم است ! حداقل میتوان از آن درس گرفت ! اما آیا واقعا چنین سابقه ای وجود دارد !
نهایتا من هم با مذاکره موافقم اما اختلاف نظرم با شما و آقا شهاب آنستکه مذاکره علنی به نفع ایران نیست(بدلایلی که قبلا گفتم )و مذاکره مخفیانه هم با احتمال زیاد چندین بار انجام شده است اما بی نتیجه ! البته اگر واقعا مذاکره علنی همراه با نظارت چند کشور ثالث عملی باشد قابل قبول است اما آیا آمریکا این را قبول میکند ؟! یا اینکه با بهانه آنکه موضوع هسته ای ایران موجب نگرانی "جامعه جهانی " است و نه فقط آمریکا و لذا مذاکره دوطرف موضوعیت ندارد و فقط میتوان چندجانبه بحث کرد کار را از ابتدا به بن بست میکشاند همانگونه که تاکنون چنین کرده است ! بماند که مانور تبلیغاتی حقوق بشر و حمایت از تروریسم !در جای خود محفوظ خواهد بود !
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 11:03 PM   #24
faramarz
 
faramarz's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
پست ها: 214
تشکرها: 635
در 126 پست 545 بار تشکر شده
Points: 4,767, Level: 44
Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

فرضیاتی که ما در اینجا میکنیم از اینکه در صورت پیشنهاد مذاکره آمریکا موضعش چنین و چنان خواهد بود وقتی ارزش دارد که آلترناتیو و جایگزین بهتری معرفی کنیم. یعنی بگوئیم بجای اینکه پیشنهاد مذاکره صلح بدهیم و با فلان عکس العمل روبرو شویم بگوئیم بهتر است اینکار را بکنیم که نهایتا فلان نتیجه را بگیریم. بقول علیرضا راه حل چه دارید؟ با این فرض کردن ها کار سیاسی نمیشود کرد. باید پیشنهاد داد عکس العمل را دید بعد نظر داد و فکر کرد و باز هم راه حل پیدا کرد. چه ما دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم در یک دنیای unipolar که یک کشور با ارز خود دنیا را به گروگان گرفته نمیتوان تا ابد در حالت دشمنی با آن بسر برد. آخرش یا جنگ میشود و یا باید صلح شود. وضعیت بی ثبات را هیچ سیستمی تحمل نمیکند حتی سیستم فیزیکی.
faramarz آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از faramarz بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-20-2010, 11:44 PM   #25
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,701 بار تشکر شده
Points: 21,638, Level: 92
Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92 Points: 21,638, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جان ليمبرت: نشستن پشت ميز مذاکره تنها راه است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط faramarz نمایش پست ها
فرضیاتی که ما در اینجا میکنیم از اینکه در صورت پیشنهاد مذاکره آمریکا موضعش چنین و چنان خواهد بود وقتی ارزش دارد که آلترناتیو و جایگزین بهتری معرفی کنیم. یعنی بگوئیم بجای اینکه پیشنهاد مذاکره صلح بدهیم و با فلان عکس العمل روبرو شویم بگوئیم بهتر است اینکار را بکنیم که نهایتا فلان نتیجه را بگیریم. بقول علیرضا راه حل چه دارید؟ با این فرض کردن ها کار سیاسی نمیشود کرد. باید پیشنهاد داد عکس العمل را دید بعد نظر داد و فکر کرد و باز هم راه حل پیدا کرد. چه ما دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم در یک دنیای unipolar که یک کشور با ارز خود دنیا را به گروگان گرفته نمیتوان تا ابد در حالت دشمنی با آن بسر برد. آخرش یا جنگ میشود و یا باید صلح شود. وضعیت بی ثبات را هیچ سیستمی تحمل نمیکند حتی سیستم فیزیکی.
در طی مسیر و لزوم مذاکره که کسی مخالفتی نکرده بلکه اینجا بحث بر سر نحوه مذاکره بود !
من فقط گفتم مذاکره علنی و با اعلام قبلی به ضرر ایران تمام میشود و مذاکره مخفیانه هم به احتمال زیاد صورت گرفته اما علت به سرانجلم نرسیدن آن "عدم مذاکره " یا "مذاکره بد " نبوده است بلکه ایجاد این احساس در آمریکاست که میتوان با ادامه فشار حکومت ایران را بر زمین زد ! حال اینکه چگونه باید این احساس دولتمردان آمریکایی را تغییر داد ؟! به زمان همراه با هوشمندی نیاز است .یادمان باشد در شروع اعلان داشتن چرخه سوخت توسط آقای خاتمی آمریکا اساسا به وجود راکتور اتمی در ایران معترض بود اما گذشت 7 سال به جایی رسیده که فعلا اعتراض آمریکا به غنی سازی 20% است و نه 5% ! و از طرفی در این سالها چندین مذاکره با اروپاییها صورت گرفت و بنا بر گفته آقای البرداعی دوبار به موفقیت کامل نزدیک شد اما آمریکای دوران بوش با این فکر که ایران در موضع ضعف است با آن توافق مخالفت کرد .! آیا مذاکره مستقیم میتواند این فکر آمریکا را تغییر دهد ؟ به نظر من خیر بلکه به داشتن برگه های برنده نیاز است ! برگه هایی که بعضا در طول زمان نصیب خواهد شد .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
87 درصد از جمهوری اسلامی راضی اند salehmansur بخش اجتماعی 3 07-31-2010 05:59 PM
اصول و فنون مذاکره امید بخش اجتماعی 5 10-06-2009 09:52 AM
مصاحبه پرس تی وی با ژیبگنیف برژینسکی...تحلیلی خواندنی از پدیده سیاست خارجی آمریکا arash54 خبر سیاسی 1 04-29-2009 06:05 AM
آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 10 11-13-2008 09:49 AM


ساعت جاری 05:13 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT