آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > مقالات کاربران

پاسخ
    نمایش ها: 86 - پاسخ ها: 0  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-10-2019, 04:15 AM   #1
امیر حسین
 
تاریخ عضویت: Jan 2012
پست ها: 564
تشکرها: 827
در 525 پست 1,986 بار تشکر شده
Points: 11,257, Level: 70
Points: 11,257, Level: 70 Points: 11,257, Level: 70 Points: 11,257, Level: 70
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض سالهای دور از تحریم!

زمانی که برجام در سال ۲۰۱۵ توسط ایران و شش کشور دیگر امضا شد، میشد کاملا پیشبینی کرد که بسیاری از شرکتهای ایرانی نگاه خود را از سازندگان چینی به سمت سازندگان اروپایی به خصوص اروپای غربی تغییر خواهند داد. فضای حاکم بر صنایع ایران در انروزها تا ۸ می سال ۲۰۱۸ به نوعی در حال رقم خوردن بود که بسیاری از کسانی که سالها با چینی ها در حال مراوده و تجارت بودند احساس خطر کردند و خود نیز تا حدودی دست به کار شدند تا با اروپاییها کار کنند.
گروههای اقتصادی در صنایع مختلف راهی اروپا شدند تا بتوانند از شرایط موجود استفاده وشرکای قابل اروپایی رو شناسایی و با خود همراه کنند. صنایع غذایی، صنایع کشاورزی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی، دارویی و ورزشی و غیره همگی درگیر این فضا بودند. نمایشگاه های نفت و گاز ، اب، کشاورزی به سان سالهای دوران اصلاحات مجددا پر از شرکتها و سازندگان اروپای غربی بود که تشنه کار و تجارت در بازار بسیار نوپا و خوب ایران بودند. تورهای تجاری سیاحتی بسیار زیادی به سوی ایران راه اندازی شدند. هواپیماها به خصوص ایران ایر پر از مهمانان خارجی بود که یا قصد سیاحت داشتند و یا قصد تجارت. بسیاری از ایرانیان مقیم خارج از کشور شروع به بازاریابی و همراه کردن شرکتهای اروپایی با خود به قصد تجارت شدند. فضای اقتصادی جدیدی در حال شکل گیری بود. اما فارغ از تصمیم دولت آمریکا پس از سه سال از امضای برجام مبنی بر کناره گیری از ان که در واقع ضربه بسیار شدیدی بر آن وارد کرد ، این فضا شامل اشکالات اساسی زیادی بود که اجازه نمی داد شرکتها به سادگی به مبادلات تجاری و همکاری با یکدیگر بپردازند. در واقع بسیاری از شرکتهای ایرانی نتوانستند از این فرصت حداقل سه ساله استفاده چندانی ببرند زیرا ساختارهای لازم جهت انجام آن یا اصلا نبود یا در حال شکل گیری بود که در نهایت فرصت آن را پیدا نکرد.
مهمترین این ساختارها عبارت بودند از به طور بسیار خلاصه)
۱.عدم حضور یک سیستم بانکی که به سیستمهای بانکی جهانی متصل باشد تا بتوان مبادلات مالی را به سادگی انجام داد.
۲. عدم ثبات سیاسی داخلی که باعث افزایش ریسک سرمایه گذاری در ایران میشد.
۳. عدم پشتوانه مالی دولت از پروژه های داخلی به جهت سرمایه گذاری . در واقع ما با یک دولت بی پول وارد این فضا شدیم.
۴. عدم وجود مدیران کارآمد در رده های بالای تصمیم گیری و حضور سنگین سایه بوروکراسی بر تصمیمات . البته به این به این معنا نیست که همگی مدیران ما ناکارآمد هستند بلکه به این معنی است که اکثریت با ناکارامدهاست.

در مورد موارد یک تا ۳ اساتید فن زیادی هستند که بتوانند به درستی این سه عامل را در عدم نتیجه گیری شرکتها تشریح کنند و بنده از آنجا که سواد و تخصص در حد بسیار سطحی در این سه مورد دارم از آنها چشم پوشی میکنم و صرفا در مورد آیتم شماره ۴ که نتیجه این سه سال فعالیت شبانه روزی در کنار شرکتهای اروپایی و ایرانی بوده می پردازم.

از نظر من به صورت بسیار ساده مدیری کارآمد است که دو عنصر اساسی زیر را داشته باشد:
۱. برنامه همراه با نیروی متخصص
۲. مذاکره گر ( کامیونیکیتور)
مدیری که این دو عنصر اساسی را به همراه نداشته باشد میتواند سرمایه های مالی و انسانی سازمان را به سادگی هدر دهد.
نبود هر دوی این عنصر در اکثر جلسات انجام شده مابین طرف ایرانی و اروپایی باعث میشد تا زمان مذاکرات بر روی مسایل بسیار پیش پا افتاده حتی به بیش از یک سال طول بکشد در حالیکه این زمان کافی بود که خود پروژه به مرحله بهره برداری برسد. مثالهای زیل مثالهای کاملا واقعی است که در سه سال گذشته اتفاق افتاده است.

مثال ۱: عدم داشتن هنر معرفی کردن
یک هیات بلندمرتبه نفتی ایرانی در همان روزهای بعد از امضای فرجام بنا به دعوت یک سازمان تجاری به اروپا دعوت شد تا زمینه های همکاری بین ایران و اروپا را بررسی کنند. زمان جلسه چهار ساعت و مدت زمان حضور این هیات در اروپا یک هفته بود. مطالب عنوان شده در جلسه:
" ما در ایران پروژه های بسیار زیادی داریم که شما در صورت داشتن سرمایه میتوانید در آنها مشارکت کنید."
" ساخت پالایشگاه، ساخت پتروشیمی ساخت تاسیسات شیمیایی"
سخنگوی هیات که تسلط بسیار پایینی به زبان انگلیسی داشت به صراحت و با لهن جدی گفت: اگر پول ندارید این جلسه برای شما یک اشتباه بوده است.
این کل مطلب چهار ساعت همایش یک هیات تقریبا بلندمرتبه نفتی ایرانی بود. مدیر ما حتی نمی دانست پروژه ای که نه پول دارد و نه برنامه اصولا پروژه نیست بلکه یک رویاست. او فکر میکرد که اروپاییها کمبود پروژه دارند و میخواهند آن را در ایران جبران کنند.
نحوه پرزنتیشن ، صحبت کردن و مشتاق کردن حضار به دلیل سطح بسیار پایین زبان انگلیسی حتی در سطح کلاسهای پایه اروپایی هم نبود. البته اروپاییها تا آنجا که من میشناسمشان یهو زیر میز مذاکره نمی زنند و صرفا جلسه ای را به این دلایل ترک نمیکنند منتها از آن جلسه چیز خاصی عایدشان نشد. در نهایت بسیاری از آنها به رد و بدل کردن چند کارت ویزیت قناعت کردند.

مثال ۲: تیم همراه ناکارامد

یک هیات ۱۲ نفره !! شامل نمایندگان مجلس ، مدیران اداره اب و فاضلاب ، مدیران سازمان برق منطقه ای یکی از استانهای ما برای یک جلسه هماهنگی برای مشارکت دوجانبه با یک شرکت اروپایی به اروپا عازم میشوند. هیچ کدام از این افراد حتی در حد پایه قادر به صحبت کردن انگلیسی نبوده که البته مشکل اساسی خاصی نبود چون بنده و یکی دیگر از دوستان در حد توانمان مطالب را به دو زبان برای این دوستان و همکاران اروپایی خودمان ترجمه کردیم. مشکل اساسی ما دوباره همان پروژه های رویایی بود که نه پولی داشتند و نه برنامه ای.
تا انتهای جلسه دو نفر از این عزیزان مشغول به صحبت بودند و ما هیچ وقت نفهمیدیم حکایت آن ده نفری که ساکت در جلسه صرفا در حال مشق نوشتن و صورت جلسه بودند چه بود. این جلسه که با حضور سه شرکت بسیار قدرتمند اروپایی در زمینه لایروبی رودخانه و تصفیه فاضلاب بود هیچ گاه به جایی نرسید و ما هیچ وقت از آن هیات ۱۲ نفره حتی یک ایمیل دل خوش خنکی هم دریافت نکردیم.

مثال ۳. عدم حضور تیم متخصص
جلسه ای در تهران با حضور مدیران مهندسی یکی ار بزرگترین کارخانجات تولیدی در ایران و نیز حضور دو شرکت اروپایی اروپایی برگزار میشود. موضوع جلسه بررسی و بهینه سازی تصفیه خانه موجود. مجددا عدم دانش کافی نماینده کارفرما در مورد موضوع بحث ، عدم دانستن زبان انگلیسی ، پرزنتیشن بسیار بد با کلمات فارسی باعث شد که این جلسه صرفا با رد و بدل کردن کارت ویزیت خاتمه پیدا کند. بعدها هیچ گونه تماسی از طرف آنها برقرار نشد. این کارخانه همچنان فاضلاب صنعتی خود رو در یکی از بزرگترین رودخانه های کشور سرازیر میکند.

مثال ۴. تیم همراه ناکارامد

یک هیات ۴۰ نفره از نمایندگان سازمان آب و فاضلاب استان های کشور جهت یک سفر سه روزه به اروپا میاید.
مجددا عدم دانش زبان انگلیسی، نبود یک فرد کارآمد که بتواند مشکلات صنایع آب و فاضلاب ما را در استانهای مختلف توجیح کند و باز گو کردن همان پروژه های بدون پول و برنامه باعث شد که این سفر در حد بازدید از یکی از تصفیه خانه های بسیار معمولی بماند و سوال همگی حضار از نماینده شرکت اروپایی که : چرا تصفیه خانه شما بوی بد نمیدهد به کار خود خاتمه داد.

مثال ۵: اهداف کوتاه مدت و گران قیمت

بسیاری از شرکتها و کارخانجات ایرانی که در این سه سال اعلام قصد همکاری با ما کرده بودند به دنبال خرید دستگاه های مختلف راهی اروپا میشدند. به جرات میتوان گفت که هیچ کدام از این شرکتها برای خرید سواد و تجربه به اروپا سفر نمی کرد. بسیاری از دستگاه های خواسته شده میتوانست خریداری نشود اگر در بخش مهندسی پروژه، زمان و سواد و تخصص بیشتری به کار برده میشد. به جرات میتوان گفت که بسیاری از پروژه های ایرانی را میتوان با هزینه های بسیار پایین و در زمان کوتاه بهینه کرد ولیکن تفکر مدیر مربوطه صرفا خرید تجهیزات گران قیمت جهت حل معضل در کوتاه مدت بود. در این راستا میتونم از شرکتهای بسیار بزرگ غذایی، نوشیدنی، پتروشیمی پالایشگاهی شیمیایی نام ببرم که اکثریت مدیران بر این اعتقاد بودند که راه حل مشکلات آنها صرفا خرید تجهیزات بسیار گران قیمت اروپای غربی است و نه مهندسی درست و پایه ای.

مثال ۶. عدم دسترسی به اطلاعات روز اروپا
بسیاری از مدیرانی که ما در سه سال گذشته ملاقات کردیم به اطلاعات روز به خصوص در اروپا دسترسی نداشتند. اونها حتی نمی دانستند که برای خرید همان تجهیزات گران قیمت به زمان و پول و سیستم های بانکی قوی احتیاج دارند لذا بسیاری از آنها وقت مفید انجام پروژه را در صف ارز به هدر میدادند و پروژه های ارزون قیمت رو به شدت گرون میکردند. اونها حتی واقف به تمامی شرایط تحریم سابق که بسیاری از ان حتی با وجود برجام باقی ماتده بود نبودند لذا تمامی برنامه های خود را بدون در نظر گرفتن شرایط موجود در اروپا میریختند که همگی با تاخیرهای طولانی مواجه شد. در واقع عدم حضور مطالعات اولیه و پایه در اکثر شرکتها و کارخانجات ما به روشنی به چشم میخورد.

مثال ۷: آخر هفته

یکی دیگر از مواردی که به نظر ساده ولی در مرحله اجرا بسیار دست و پا گیر بود تعطیلات آخر هفته بود که هیچ تناسبی با تعطیلات اروپاییها نداشت و البته ندارد که بسیار هزینه بر بوده. در واقع زمان انجام ملاقاتها فقط سه روز در هفته بود که کفایت جلسات طولانی با کارفرماها را نمی داد ِلذا بسیاری از مکاتبات طرفین در زمان طولانی تری انجام میشد که باعث افزایش ناخواسته زمان پروژه میشد. این موضوع شاید مستقیم در حیطه اختیارات یک مدیر نباشد اما به نظر من یک مدیر کارآمد برای این معضل حتما راه کار متناسب با سازمان خود را دارد.

مثال ۸: عدم به روز رسانی تیمهای مهندسی در سالهای گذشته
اطلاعات موجود در شرکتهای مهندسی در سالهای گذشته همچنان بدون تغییر مانده هست. بسیاری از مدارک مهندسی و مدیریتی همچنان به همان سبک و روشهای قدیمی ارائه میشود و با استانداردهای اروپایی بسیار فاصله دارد. به غیر از دو شرکت یکی در صنایع غذایی و دیگری در صنایع نیروگاهی، مابقی گروه های مهندسی به هیچ عنوان با مطالب روز آشنا نبودند. از همه اینها که بگذریم سواد مهندسی و تجاری تیمهای مهندسی بسیار کاهش پیدا کرده بود.

۸ مثال فوق در سه سال گذشته به وفور در جلسات مختلف با شرکتهای مختلف ایرانی در صنایع مختلف دیده شد که باعث میشد خواسته یا ناخواسته زمان و هزینه انجام پروژه ها افزایش یابد ویا اصولا پروژه انجام نشود.
بسیاری از شرکتها از این فرصت رفع تحریم استفاده کردند تا صرفا به خرید تجهیزات گران قیمت اروپایی که آنهم با دردسرهای فراوان همراه بود بپردازند. بسیاری از آنها به دنبال مارکها و برندهایی بودند که بسیاری از آنها حتی زمان برای پاسخ گویی به کارفرمای ایرانی را نداشتند چه برسد به فروش تجهیزات. شرکتهای متوسط و کوچک اروپایی که تشنه کار با ایران بودند کنار گذاشته شدند و این درحالی بود که همان برندهای معروف و اسم دهان پر کن بعد از دستور ترامپ پروژه های تازه شروع شده را پس از سه سال مذاکره و رفت و امد رها کردند و حتی به پشت سرشان نیز نگاه نکردند.
در واقع این سه سال خارج از تحریمها به دلایل عدم برنامه ریزی در سطح کلان پروژه ها، نداشتن اطلاعات کافی و بروز ، نداشتن نیروی متخصص در جایگاه های درست و در نهایت تصمیمکیریهای کوتاه مدت نتوانست آنطور که میبایست به نفع شرکتهای ایرانی و اروپایی در یکی از بهترین بازارهای در حال حآضر جهان شود.

البته نباید فراموش کرد برای ساختاری که مدت زمان زیادی ایزوله شده است، سه سال زمان بسیار کمی برای بازیابی و بهبود است و مطمئنا صنعت ما نیاز به زمان بیشتری داشت تا بتواند خود واقعیش را بازیابد منتها آنچه مسلم بود این است که ایزوله شدن انهم در این زمان مدرن ، صنعت ما اقتصاد ما و زندگی ما را به شدت تحت تاثیرات منفی قراررمیدهد. مدیرانی بار میاورد ناکارامد که هزینه های بازیابی اش بسیار سنگین خواهد بود.

پی نوشت: از دوستان دیگر اگر تجربه های مشابه یا متفاوتی در این زمینه دارند ممنون میشم که زیر این پست به اشتراک بگذارند.
__________________
زیرکی را گفتم این احوال دید خندید و گفت:

صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی.
امیر حسین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از امیر حسین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 08:46 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT