آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ادبیات > نوشته های کوتاه ادبی

پاسخ
    نمایش ها: 16832 - پاسخ ها: 106  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-19-2012, 10:19 AM   #101
sismir
 
sismir's Avatar
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: tehran
پست ها: 1,629
تشکرها: 10,429
در 1,537 پست 9,512 بار تشکر شده
Points: 19,520, Level: 88
Points: 19,520, Level: 88 Points: 19,520, Level: 88 Points: 19,520, Level: 88
Activity: 19%
Activity: 19% Activity: 19% Activity: 19%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

سنگ
آری سنگ
رئوف تر از دلی است که
به سنگدلی تظاهر می کند.

تولد صدمین مینی مال
__________________
از نقاب مجاز بیزارم ...
میترسم در لابه لای سطر سطر نوشته هایم گم شوم.

گرم ترین نگاهت را نصیب کسی کن که در سردترین لحظات با تو باشد.
sismir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از sismir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-19-2012, 12:40 PM   #102
zoaughi
 
zoaughi's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
پست ها: 151
تشکرها: 1,543
در 140 پست 710 بار تشکر شده
Points: 688, Level: 13
Points: 688, Level: 13 Points: 688, Level: 13 Points: 688, Level: 13
Activity: 64%
Activity: 64% Activity: 64% Activity: 64%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

یک عدد دل ، ترک خورده ولی بسیار وسیع و جادار به قیمت یک نگاه بفروش میرسد.
zoaughi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از zoaughi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-02-2012, 02:44 PM   #103
zoaughi
 
zoaughi's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2012
پست ها: 151
تشکرها: 1,543
در 140 پست 710 بار تشکر شده
Points: 688, Level: 13
Points: 688, Level: 13 Points: 688, Level: 13 Points: 688, Level: 13
Activity: 64%
Activity: 64% Activity: 64% Activity: 64%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

زن با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.از زن اصرار و از شوهر انکار.در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد ، به شرط و شروط ها.
زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را." تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی

. زن با کمال میل می‌پذیرد.در دفتر خانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده . زن می‌پذیرد."چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌. زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری.مرد با آرامی گفت :آری . زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامه‌ای در کیفش بود .با تعجب بازش کرد .خطّ همسر سابقش بود.نوشته بود: " فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر. نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد.برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود.شمارهٔ همسر جدیدش بود.تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد . صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت : باور نکردی؟، گفتم فکر نمیکردم اینقدر احمق باشی‌.این روزها میتوان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار را از شرّ زنان احمق با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند.




zoaughi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از zoaughi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-02-2012, 06:21 PM   #104
alimirzaee
 
alimirzaee's Avatar
 
تاریخ عضویت: Apr 2011
پست ها: 1,930
تشکرها: 11,344
در 1,879 پست 9,627 بار تشکر شده
Points: 13,796, Level: 76
Points: 13,796, Level: 76 Points: 13,796, Level: 76 Points: 13,796, Level: 76
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zoaughi نمایش پست ها
یک عدد دل ، ترک خورده ولی بسیار وسیع و جادار به قیمت یک نگاه بفروش میرسد.
حیف که الان جدید شده.اگه قدیم بود می شد خوند:
ای دختر گل فروش، گل رو ارزون نفروش...
__________________
« ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نمیروم» ستارخان
alimirzaee آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-02-2012, 06:26 PM   #105
alimirzaee
 
alimirzaee's Avatar
 
تاریخ عضویت: Apr 2011
پست ها: 1,930
تشکرها: 11,344
در 1,879 پست 9,627 بار تشکر شده
Points: 13,796, Level: 76
Points: 13,796, Level: 76 Points: 13,796, Level: 76 Points: 13,796, Level: 76
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zoaughi نمایش پست ها
یک عدد دل ، ترک خورده ولی بسیار وسیع و جادار به قیمت یک نگاه بفروش میرسد.
حیف که الان جدید شده.اگه قدیم بود می شد خوند:
ای دختر گل فروش، گل رو ارزون نفروش...
__________________
« ژنرال كنسول، من مي خواهم كه هفت دولت به زير بيرقِ دولت ايران بيايند، من زير بيرقِ بيگانه نمیروم» ستارخان
alimirzaee آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از alimirzaee بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-15-2012, 05:43 AM   #106
بامداد
 
بامداد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
پست ها: 1,189
تشکرها: 4,312
در 1,111 پست 5,749 بار تشکر شده
Points: 10,193, Level: 67
Points: 10,193, Level: 67 Points: 10,193, Level: 67 Points: 10,193, Level: 67
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

. . . ـ بازم که چشمات پف داره!
جدی؟! دیگه دلیلش رو خودت باس بدونی.
. . . ـ بله. طبق معمول اینترنت لعنتی... .
چه بی اعصاب! حالا چرا لعنتی؟ بی خوابیش رو من میکشم، تو دلت پره؟!
. . . ـ من نمی دونم از این همه شب بیداری و هزینه که پای نت میذاری چی عایدت میشه؟ واقعاً تهش چی برات داره؟
خوب اگه منفعت نداشت که مریض نبودم اینهمه ریاضت بکشم که...
. . . ـ میشه لطف کنی یه دونه از این منافع رو بهم بگی؟ بلکه منم به شما ملحق شدم.
خوب...
. . . ـ نه جان من. بیا یه بارم شده رو راست باش و فکر کن داری به خودت جواب میدی. از اینترنت پولی کسب میکنی؟ دوره ای چیزی که به مدارج علمیت اضافه کنه پشت سرمیذاری؟ با کسی رفیقی؟...
ای بابااااااااا. آخه اجازه نمیدی شما که. ماشالله...
. . . ـ چشم. من سکوت. شما بفرما
میدونی؟ هیچ کدوم از اینا که گفتی نیست و تقریباً همه شون هست. البته پول که نه. رفیقم نه به اون معنا که آدما تصور میکنن. مدرکم نه. ولی چیزایی هست که باعث میشه از سرشب تا الهه ی صبح چشم به مانیتور بدوزم و تو کوچه پس کوچه های نت پرسه بزنم. اینکه خواب در رختخواب رو فدای خواب در بیداری کنم. آره؛ رؤیا پای نت.!
. . . ـ مرسی. همه رو گفتی جز جواب سؤالم. این چیزی که تو رو جذب خودش کرده چجور موجودیه آخه؟
عشق عزیز.
. . . ـ عشق؟!
آره. اونجا با آدمایی آشنا میشم که جز یه اسم چیزی برای رؤیت ندارن. نه هرگز شکل و شمایلشون رو دیدم، نه هیچ وقت امید به دیدارشون دارم. موجوداتی که حتا از جنسیت هم اطمینان نداریم. اینایی که گفتم رفیقای من هستن. من ازشون چیز یاد می گیرم.
. . . ـ آهاااااان...! دوستان تخیـّـلی.
باشه. شما بگو خیالی. اما من همین دوستان خیالی رو که واقعاً باهام دوستن، به یه جماعت دوست واقعی که خیال میکنن با هم دوستیم، ترجیح میدم.
. . . ـ چه رمانتیک.!
ببینم؟ شما هیچ گم شده ای نداری؟
. . . ـ گمون نکنم. باید داشته باشم؟
بگذریم
. . . ـ من نمیدونم واسه اینترنت چقدر خرج میکنی، ولی عوارضش رو اینجا می بینم. این تأخیرهای هر روزه ات، کسر کار. اون گوشی لامصب که از دستت نمی افته و باعث شکایت رییس شده. این پف زیر چشم که دیگه داره واقعاً قیافه ات رو تابلو میکنه...
بی خیال بابا
. . . ـ همین دیگه. ته بحث میشه بی خیالی. تو سر و ته خطت همینه. یه بی خیالی مدام...
کاش معنی گمشده رو می فهمیدی. شاید اون وقت کمتر نیشم میزدی. هرچند نه. کاش هیچ بنی بشری، این داغ رو تجربه نکنه. کاش چشمی تو خواب از دل کسی قرار نبره. سالها ست که دوستی در دنیا رو دارم تجربه میکنم. تا بحال هرچی بوده سر نخودچی کیشمیش بوده. دوستی هایی که نافش به قرارداد بنده. یه قدم تو یه قدم من... . من تو نت از آدمای مجازی و گاهاً بچه سال چیزایی یاد گرفتم که به اندازه ی ده تا مرشد تو این دنیا تکونم داده. دخترکانی که قائده ی یه کرور مرد جیگر داشتن. آدم مجازی هایی که بی دلیل بهم قوت قلب دادن. تولدمو تبریک گفتن و برام آرزوی سلامتی کردن. بچه هایی که وقت مشاجره بالاخواهم در اومدن و برا من سینه چاک کردن، بی هیچ توقع و چشمداشتی. نه برا من، که اونجا منی وجود نداره. واسه یه آی دی. محض دلخوشی خودشون که یه رفیق دارن. همین. دم همشون گرم.
درضمن یادم باشه این دمشگرم رو ترک کنم. اینجا که بگم متهم به لات بودن میشم.
اونجا، هرچند پایین، اما اندک پروازی میسّره. این که بی تجسد و ماده خاطرخواه یه جماعت بشی. جمعیتی که رفته رفته گمون میکنی زاده ی توهم خودت هستن. شاید نتونی به زبون و قلم بهشون بگی چقدر دوسشون داری، اما مطمئنی همه شون از ته دلت باخبرن.
آره آبجی
تو حق داری. اما این قمار شیرین تر از اونیه که بتونم ترکش کنم. من معتاد رفاقت با دوستان خیالی ام.
تا حالا تاوانش رو دادم، بازم میدم.
راستی؛ می خواستم بگم چند وقتیه با خط مستقیم که صحبت میکنم، احساس می کنم کسی داره دزدکی به حرفام گوش میده.!
ولش کن. اینم میذارم به حساب همون بی خیالیه مدام. ممنون که دلواپسمی. فقط یه لطفی کن پاشو برو اتاق خودت تا رییس نیومده. مبادا از شمام شاکی بشه.
در رو هم پشت سر خودت ببند.
ممنون


بشنوید: Danse Macabre


بامداد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از بامداد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-11-2014, 11:12 PM   #107
sismir
 
sismir's Avatar
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: tehran
پست ها: 1,629
تشکرها: 10,429
در 1,537 پست 9,512 بار تشکر شده
Points: 19,520, Level: 88
Points: 19,520, Level: 88 Points: 19,520, Level: 88 Points: 19,520, Level: 88
Activity: 19%
Activity: 19% Activity: 19% Activity: 19%
پیش فرض پاسخ : مینی مال...

ناگهان دلت می گیرد...
از فاصله بین آنچه می خواستی
و آنچه که هستی..

ژوان هریس
__________________
از نقاب مجاز بیزارم ...
میترسم در لابه لای سطر سطر نوشته هایم گم شوم.

گرم ترین نگاهت را نصیب کسی کن که در سردترین لحظات با تو باشد.
sismir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از sismir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
رایانه قدیمی دهه 90 همچنان مورد علاقه فرانسویها Amirhood تالار دانش و فناوری 0 09-24-2010 03:26 AM
ادبیات مهاجرت مرتضی اشعار شعرا 20 08-31-2010 10:41 PM
داستانهای مینی مالیستی باران نوشته های کوتاه ادبی 4 05-05-2010 03:07 PM
مشاوران بیكار آقای وزیر باحقوق میلیونی به اندازه یك مینی بوس! آزاد خبر سیاسی 0 10-27-2009 06:58 PM


ساعت جاری 12:58 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT