آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 3437 - پاسخ ها: 1  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-31-2008, 01:21 AM   #1
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Smile موسوی لاری: ماجرای سه کیلو گلابی در انتخابات خبرگان

حجت الاسلام سید عبدالواحد موسوی لاری٬ در نشست اصلاح طلبان استان قم که از سوی ستاد جوانان حامی خاتمی در استان قم و جبهه اصلاحات این استان برگزار شد، با بیان اینکه ما معمولا خود را با واژه هایی مشخص و عنوانی مشخص تعریف می کنیم، گفت:«این تعریف یا تعریف ایده ها و آرمان ها و برداشت ها است و یا تعریف عملکردها، کارکردها، کارنامه ها و پیشینه ها است.»
وی ادامه داد:« از نیمه سال 1375 به بعد حرکتی در ایران اسلامی شروع شد که جمعی از همراهان، پیشقراولان و سامان دهندگان این حرکت بودند که توانستند در دوم خرداد 1376 این حرکت را به ثمر برسانند.این جمع از خرداد 76 به بعد به عنوان جریان دوم خرداد مطرح شدند و توانستند کاندیدای خودشان را به عنوان مدیر اجرایی کشور بر مسند امور اجرایی کشور قرار دهند.»
اصلاح طلبان موفق شدند بر خلاف مسیر آب شنا کنند
موسوی لاری با بیان اینکه از آن به بعد این جمع اهداف و آرمان های خود را دنبال کرد، گفت:«این جمع دوم خردادی که تا آن روز صرفا از طریق شعارها و بیان دیدگاه ها شناخته شده بودند بعد از آن تحت عنوان جریان اصلاح طلب معرفی شدند.»
وی با طرح این سوال که این عنوان بیانگر چیست، افزود:«عنوان دوم خرداد یعنی مجموعه ای که تا قبل از انتخابات و پیروزی این جمع بر خلاف نظر و سلیقه حاکم که همه امکانات کشور را در اختیار داشت موفق شدند بر خلاف مسیر آب آن روز شنا کنند و موفق شوند.»
وزیر کشور دوران اصلاحات همه امکانات را امکاناتی از قبیل تریبون های نماز جمعه، صدا و سیما و ارگان های رسمی و مختلفی که می بایست در کشور نقش فراجناحی و بیطرفی داشته باشند، ذکر کرد و گفت:«همه اینها در یک طرف بودند و برا ی به پیروزی رساندن یک فرد٬ یک جناح و یا یک طیف تلاش می کردند و در برابر اینها٬ مجموعه دوم خردادی ها بودند که با حداقل امکانات وارد عرصه شدند و مردم را با خودشان همراه کردند و حرف های آنها در جامعه طنین واقعی یافت و نتیجه آن شد که در دوم خرداد توانستند موفق شوند.»
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه این مجموعه در تداوم راه به عنوان اصلاح طلب معرفی شدند، اظهار داشت:«جامعه ما از اوایل پیروزی انقلاب٬ مشمول این طیف بندی ها بود البته نه به شکل امروزی آن. در آن زمان جریان ها به نام های خط امامی و جریان مقابل خط امامی و یا چپ و راست مطرح بودند که جریان خط امامی در دوم خرداد حرکت خود را به نتیجه رساند.»
موسوی لاری ادامه داد:«جریان خط امامی و جریان چپ مصطلح سیاسی آن روز جامعه و جریان اصلاح طلب امروز همگی از یک طیف بودند و به صورت یک سلسله یکپارچه و به عقیده ی من به یکدیگر پیوسته بودند. در حقیقت هر یک از این اسامی عنوان مشاع را برای معرفی همین مجموعه داشتند. اگر چه ممکن است افراد این مجموعه قالب های دیگری به صورت احزاب و تشکل های صنفی و سیاسی و یا گروه ها برای خود داشته باشند اما همه در قالب یک عنوان کلی جریان اصلاح طلب می گنجند که ریشه در جریان دوم خرداد و جریان دوم خرداد ریشه در جریان خط امام و ریشه در جریان چپ اسلامی جامعه دارد.»
مردم، کسانی را که خواستار انقلاب منهای امام بودند طرد کردند
وی در معرفی ایده ها و افکار و آرمان های این مجموعه گفت:«این ها همان کسانی هستند که امام از سپیده دم انقلاب به عنوان پیشوا و الگو اسوه و مراد و مرشد این جمع و مقتدای فکری آنها مطرح بود. در همان زمانی که زاویه های کوچکی در جهت فاصله گرفتن از امام٬ توسط جریاناتی که در متن جامعه بودند مطرح شده بود این جمع خود را مقید می دانست که در مسیری قرار بگیرد که امام در آن مسیر به عنوان اسوه و الگو باشد.»
وزیر کشور کابینه خاتمی تصریح کرد:«منظور من از زاویه آن جریاناتی نیست که در همان ماه های اول پس از پیروزی انقلاب در مقابل امام قرار گرفتند و خواستار انقلاب منهای امام بودند که آنها در همان ماه های آغازین توسط مردم پس زده شدند و مردم آنها را طرد کردند. این زاویه کوچک به نوع نگاه به امام و خط امام و فکر امام در درون مجموعه ای که علاقمند به امام بود و طرفدار امام بود و امام را به عنوان مرجع تقلید٬ به عنوان پایه گذار نظام و به عنوان لیدر و پیشوای نظام می دانستند، بر می گردد.»
وی افزود:«در این مجموعه کسانی بودند که از یک طرف زاویه های اندکی را با امام پیدا کرده بودند و در مورد نوع نگاه امام٬ نظریات امام و فرامین ایشان٬ اما و اگرهایی داشتند و در مقابل هم کسانی بودند که از امام تبعیت کامل داشتند و خط راستین امام را دنبال می کردند. .شاید اولین جرقه اختلافی که در این مجموعه به وجود آمد در انتخابات مجلس سوم در سال 66 بود که اختلاف نظرها جدی تر شد و جریانی که هم اساس انقلاب اسلامی را قبول داشت، هم رهبری امام را قبول داشت و هم تبعیت از امام به عنوان ولی فقیه و مرجع تقلید و پیشوای انقلاب را قبول داشت با دو قرائت با امام مواجه شدند.»
موسوی لاری در توضیح این دو قرائت ادامه داد:«یک گروهی که در آن زمان برخی از تصمیمات امام را بر نمی تافتند و بعضی از موضع گیری های امام را قبول نداشتند یا تردید داشتند و به برخی از تصمیمات امام انتقاد داشتند. آنها کسانی بودند که برخی نامه های انتقادی به امام می نوشتند که یکی ار آن نامه ها به حدی تند بود که امام فرموده بودند٬ اگر فحش ها و ناسزا های آن را حذف کنیم، تازه می شود نامه نهضت آزادی. یک طرف هم کسانی بودند که نظرات امام را به عنوان معمار انقلاب قبول داشتند و از نظرات امام به عنوان نیروهای خط امامی تبعیت کامل داشتند.»
وی مهم ترین و شاخص ترین تفاوت این دو جریان را به نگاهی که امام به ملت، مردم، شهروندان و آحاد جامعه داشت، مربوط دانست و گفت:«دو تلقی در شکل گیری نظام مربوط به مردم وجود داشت؛ بعضی معتقد بودند که رای و نظر مردم در تکوین و شکل گیری نظام و در تمشیت امور نظام، یک امر حمایتی هست و مردم بعد از اینکه ولی فقیه تصمیم گرفت، بیایند از ولی فقیه حمایت کنند و ولی فقیه را در انجام امور نظام تقویت کنند؛ تا ما با محوریت ولی فقیه به نتیجه برسیم. یک نگاه هم نگاهی بود که معتقد بود رای مردم در شکل گیری نظام و در تکوین و برپایی نظام نقش سازنده دارد، نقش تزیینی ندارد و صرفا حمایتی نیست بلکه این رای مردم هست که به مدیران جامعه قدرت تصرف و دخالت در امور را می دهد. همه آنهایی که به نحوی در جامعه مسوولیت دارند، علاوه بر آن ویژگی هایی که باید در آنها وجود داشته باشد تا مسئولیتی را عهده دار بشوند، رای مردم هم باید پشتوانه کارشان باشد.»
تلقی از رای مردم این نبود که رای مردم یک رای تزیینی هست
موسوی لاری با بیان اینکه امام یک خط شاخص برای این مجموعه بود، اظهار داشت:«تلقی از رای مردم این نبود که رای مردم یک رای تزیینی هست و مردم فقط باید در حد حمایت از تصمیمات مقامات مسوول در صحنه حاضر شوند.»
وی تصریح کرد:«اولین جرقه اختلاف حدودا در سال 66 بود و البته بگومگوهای رسانه ای هم وجود داشت. اما نماد و بروز و ظهورش در انتخابات مجلس سوم بود، وقتی چنین اتفاقی افتاد در نیمه دوم سال 66 بود که یک سری از روحانیونی که در پیدایش انقلاب نقش داشتند و در حوزه های مسوولیتی و اجرایی جامعه هم بودند قرائت خود را از فکر و اندیشه و خط امام مبنا قرار دادند و گفتند که برداشت ما این است که امام، حضور مردم را حضوری صرفا حمایتی نمی داند، بلکه برای مردم حق تعیین سرنوشت قائل است.»
ماجرای سه کیلو گلابی در انتخابات خبرگان
وزیر کشور دوران اصلاحات با بیان اینکه برداشت من این است که در انتخابات مجلس سوم بحث بر سر این بود که مردم قدرت گزینش و انتخاب داشته باشند و بتوانند از بین نیرو های متدین و صالح آن هایی را که خودشان شایسته می دانند ٬ انتخاب کنند، گفت:«مرحوم آیت الله آذری قمی خیلی صریح و شفاف بود و حرف هایش را بسیار رک و صریح می زد و من همیشه به خاطر همین صراحت لهجه به ایشان علاقمند بودم اگر چه اختلاف نظر مبنایی هم داشتیم. داستان سه کیلو گلابی را ایشان در تبیین اندیشه جناحی که خودش جزو آن جناح بود بیان کرده بود و آن این بود که در انتخابات خبرگان برای استانی سه نماینده لازم بود و شورای محترم نگهبان هم همه کاندیدا ها را به نحوی کنار گذاشته بود و تنها سه نماینده را باقی گذاشته بود و مردم هم باید می آمدند پای صندوق و به همین سه نفر رای می دادند٬ اعتراض شد که آخر این چه جور انتخابی است؟ چه جور رای دادنی است؟ ایشان گفتند که نه خیر این انتخاب و گزینش هست و در تبیین دیدگاه خودشان گفتند که شما فرض کنید که نصف شب هست و برای شما مهمان می آید و می روید میوه فروشی و می گویید که آقا سه کیلو گلابی بدهید و میوه فروش ظرف میوه را نشان می دهد و در آن تنها سه کیلو گلابی باقی مانده است. شما همان سه کیلو را می خرید و می برید٬ خوب انتخاب کرده اید دیگر. »
وی ادامه داد:«این یک نوع نگاه بود که در آن، جامعه و مردم به سمتی برده می شدند که حد اختیارش بین انتخاب و عدم انتخاب باشد، یا بیاید در صحنه و به این آقایی که ما می گوییم رای دهد و یا کنار بکشد و راه سومی وجود ندارد. تلقی این افراد از رای مردم و قدرت انتخاب و گرایش مردم و جمهوری اسلامی و جمهوریت نظام و خط امام در همین حد بود. انتخاب مردم انتخاب در قالب آن چیزی است که برای آنها تعیین می کنند نه بیشتر از آن. همین ها بودند که یکی از تئوریسین ها و نظریه پردازان شان به دانشگاه تهران رفته بود و گفته بود یعنی چه که مردم باید در صحنه سیاست حضور داشته باشند، سیاست یعنی تدبیر امور جامعه و اداره کردن امور جامعه که باید به دست فقها باشد و توده های مردم حق ندارند که وارد این مقوله شوند.»
موسوی لاری با اشاره به موضوع سه کیلو گلابی و اظهارات آن نظریه پرداز غیر روحانی، گفت:«فراموش نمی کنیم که امام از این موضوع چقدر ناراحت و عصبانی شدند و فرمودند که این روی دیگر سکه ای است که می گفتند روحانیون در سیاست دخالت نکنند. یک روزی می گفتند که روحانیون نباید در سیاست وارد شوند و هر روحانی که می خواست در سیاست وارد شود می گفتند که آقا نباید شما در سیاست وارد شوی و به قداست شما لطمه وارد می شود و اکنون این روی سکه آن است که می گویند فقط روحانیون باید در عرصه سیاست باشند و دیگران نباید باشند.»
وی تصریح کرد:«امام این دو سلیقه را که یکی مربوط به دوران ستمشاهی بود و دیگری این نظریه را که در انقلاب از سوی برخی عنوان شده بود را دو روی یک سکه و یکی می دانستند. نتیجه نیز این شد که در انتخابات مجلس سوم تشکل روحانی به دو تشکل روحانیون و روحانیت تبدیل شد.»
چگونگی انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز
موسوی لاری با بیان اینکه مجمع روحانیون مبارز با آن قرائت از نظر و خط امام که مردم را ولی نعمت و صاحب حق می دانست، رای مردم را تزیینی نمی دانست و برای رای مردم اصالت قائل بود، توسط عده ای از یاران امام شکل گرفت؛ گفت:«در همان اوایل تشکیل این جمع خود ما این دغدغه را داشتیم که امام با شکل گیری این تشکل موافقت می کنند یا نه؟ و اما چرا دغدغه داشتیم. برای این که ما هر چه از امام شنیده بودیم٬ دعوت به وحدت و انسجام بود و شکل گیری یک تشکل در کنار تشکل قبلی جامعه روحانیت شاید تلقی یک پیام در جامعه را داشت که اختلاف وجود دارد. یک گروه این طرف و یک گروه آن طرف و این بر خلاف نظر و راه امام بود.»
وی با اشاره به کسب تکلیف موسسان مجمع روحانیون مبارز از امام پیش از اعلام موجودیت رسمی، گفت:«همین دغدغه باعث شد که ما قبل از اینکه شکل گیری و سامان یابی تشکل مجمع روحانیون مبارز را اعلام کنیم و قبل از اینکه رسما وارد عرصه شویم گفتیم خدمت حضرت امام برسیم و به ایشان بگوییم که ما با دوستان جامعه روحانیت و جامعه مدرسین در پاره ای از مسائل اختلاف جدی داریم و مهم ترین آن هم همین مساله هست که برداشت ما این است که تفاوت جمهوری اسلامی با حکومت های گذشته و یا با خلافت های اسلامی که ظاهری اسلامی دارند و مردم در آن نقشی ندارند و شما به عنوان معمار این نظام جمهوری اسلامی هستید، این است که این نظام به جمهور مردم تکیه دارد و این طور نیست که حضور جمهور مردم تزیینی است.»
وزیر کشور دوران اصلاحات ادامه داد:«این اولین اختلاف ماست و ما فکر می کنیم که ما و برخی از دوستان که در ابتدا عضو جامعه روحانیت بوده اند و بعدا به مجمع روحانیون پیوستند امروز به نقطه ای رسیده اند که از نظر فهم قرائت رسمی از امام و خط امام با دوستان جامعه روحانیت دچار مشکل شده اند و به همین دلیل هم می خواهیم تشکلی را سامان دهیم که تداوم راه امام و خط امام هست؛ با همین شاخصی که مطرح می کنیم. در آن زمان آقای موسوی خوئینی ها و اگر اشتباه نکنم آقای امام جمارانی و آقای آشتیانی رفتند خدمت حضرت امام و موضوع را مطرح کردند. ایشان هم بسیار استقبال کردند و فرمودند اینکه یک تشکل روحانی دیگر که بخواهد اهداف نظام و انقلاب را دنبال کند به وجود بیاید به معنای اختلاف نیست. وقتی ما این خبر را شنیدیم بسیار خوشحال شدیم که برداشت ما بد نبوده است و قرائت ما از فکر و اندیشه و خط امام دچار خدشه نیست.»
وی افزود:«به همین دلیل آن نامه معروف را خدمت ایشان نوشتیم و ایشان هم با خط خودشان این تشکل را تایید کردند و به آن رسمیت بخشیدند. تلقی من این است که دغدغه های ما و دغدغه حضرت امام در اینجا به هم گره خورد و رسما یکدیگر را پیدا کردند. یعنی برداشت ما از آنچه که در جامعه اتفاق افتاده بود برداشت اشتباهی نبود.»
موسوی لاری با بیان اینکه نمی خواهیم بگوییم که آنها خدای ناخواسته انحراف های اعتقادی و یا انحراف دیگری داشتند، گفت:«خیلی از آنها هم انسان های علاقمند، معتقد و متدینی بودند تنها برداشت آنها این بود و این قرائت از جمهوری اسلامی را می پسندیدند و فکر می کردند جمهوری اسلامی٬ یعنی همین که آنها می گویند. این حرکت هم ادامه پیدا کرد و بعد از امام هم اتفاقاتی به خصوص در مجلس چهارم رخ داد که می توان گفت پاتک جریان مقابل بود به جریان خط امام. پاتک آنها این بود که در جریان انتخابات مجلس چهارم از مجموعه کاندیداهای موسوم به خط امام فقط 44 نفر از نمایندگان موجود در مجلس سوم را که منتسب به جریان خط امام بودند را رد صلاحیت کردند و برای اولین بار مولودی به نام نظارت استصوابی پا به عرصه وجود گذاشت و اتفاقات بعدی هم بر اساس آن سامان گرفت.»
وی با تاکید بر اینکه همان نگرانی که ما داشتیم و فکر می کردیم که بعد ها ادامه پیدا خواهد کرد اولین اثر خود را در انتخابات مجلس چهارم نشان داد، گفت:«در آن زمان تحت عنوان نظارت استصوابی عده زیادی از کسانی را که سلیقه مخالف شان را داشتند از حضور در عرصه انتخابات حذف کردند که منتهی شد به کنار کشیدن مجمع روحانیون و نیروهای خط امام در انتخابات مجلس پنجم.»
تبیین اصلاحات توسط خاتمی به معنای مشخص نبودن چارچوب های اصلاحات نیست
وزیر کشور دوران اصلاحات ادامه داد:«اخیرا وقتی تبیین بحث اصلاحات توسط جناب آقای خاتمی مطرح شد من دیدم که هم بعضی از دوستان خود ما و هم طرف مقابل ما گاه به طنز و گاه به جد گفتند که بعد از ده سال جریان اصلاحات آقایان تازه به فکرشان رسیده است که باید مبانی اصلاحات را تبیین کرد. خیر این گونه نیست. قرائت هایی که در جامعه وجود داشت و وجود دارد و وجود خواهد داشت و خیلی از سلیقه ها و چهره هایی که در جامعه به نام اصلاحات حرف می زنند، به نام خط امام سخن می گویند و به نام جریانی که خواستار تحول در نگرش ها و منش ها و روش ها است این ذهنیت را به وجود آورد که تلقی ما بالاخره از اصلاحات چیست؟ این موضوع به این معنا نیست که اصلاحات مانیفست و چارچوب نداشته و روش ها و ایده ها وآرمان هایش، مشخص نبودند بلکه به صورت علم اجمالی، همه آن کسانی که در خرداد ماه 76 در صحنه حاضر شدند و پایه گذاران و گردانندگان آن جریان بودند می دانستند که چه می خواهند و تلقی شان از اصلاحات مشخص بود.»
وی تصریح کرد:«مهم ترین شاخصه ای که وجود داشته و وجود دارد این بود که یک جریان معتقد به تزیینی بودن رای مردم و فرمایشی بودن حضور مردم است و حضور مردم را فقط برای تایید و توجیه و تقویت نظام می خواهد و یک جریان می گوید که این باشد اما حضور در تعیین سرنوشت هم باشد. یعنی جریانی که بنده به عنوان جریان خط امام و اصلاحات نام می برم نمی گوید که مردم در عرصه های حمایت از نظام نباشند، در روز قدس در صحنه نباشند و یا در تظاهرات و راهپیمایی هایی نظیر 22 بهمن شرکت نکنند، یا در مراسم نماز جمعه حضور نیابند. بلکه معتقدیم که همه این ها باید باشد. این ها نماد حضور مردم و گرایش به حاکمیت و نظام هست که باید باشد و هر چه پر رنگ تر باشد به نفع جامعه است.هر چه حضور قوی تر باشد به نفع نظام است.»
خطیب جمعه نباید از موضع یک قشر و حزب خاص با مردم صحبت کند
موسوی لاری با بیان اینکه شرایط برای حضور باید طوری فراهم شود که همه بتوانند حضور پیدا کنند، گفت:«به عنوان مثال در مراسم هایی نظیر نماز جمعه باید آن حداقل های حضور برای همگان فراهم باشد که همه بتوانند حضور یابند. در نماز جمعه باید خطیب جمعه از موضع اینکه خطابه جمعه است٬ با مردم صحبت کند نه از موضع اینکه نماینده یک قشر خاص و یا یک حزب و یک گروه است.وقتی خطیب جمعه نماینده سلیقه کوچکی از جامعه شد همان قشر و عده کوچک در نماز جمعه اش شرکت می کنند اما وقتی خطیب جمعه به نمایندگی از عامه مردم صحبت می کند و از زبان عامه مردم سخن می گوید عامه مردم هم در نماز جمعه اش شرکت می کنند. این مطالب در آفت شناسی نماد های حضور مردم بحث می شود که ما خیلی حرف راجع به این موضوع داریم.»
وی خاطرنشان کرد:«بنابراین روی این موضوع که در یک مقاطعی عامه مردم باید به لحاظ حمایتی از حکومت و نظام در صحنه حضور داشته باشند نه تنها تردیدی نداریم بلکه لازم هم می دانیم ولی کافی نمی دانیم. ما معتقدیم که مردم را فقط برای 22 بهمن و روز قدس و نماز جمعه ها نمی خواهیم؛ بلکه در آن جاهایی که سه کیلو گلابی را اصل قرار می دهیم هم می خواهیم. ما مردم را نمی خواهیم به صحنه بکشانیم و سه کیلو گلابی ارائه دهیم و بگوییم همین سه کیلو گلابی را فقط می توانید بخرید. مردم باید در صحنه تعیین سرنوشت واقعی خویش حضور داشته باشند. یعنی رای مردم تزیینی نباشد.»
موسوی لاری با اشاره به اینکه در زیر مجموعه مطالب مربوط به تبارشناسی جریان اصلاحات و ایده ها و روش ها و سلیقه ها مسائل دیگری نیز وجود دارد، گفت:«از جمله در رفتار با مخالفین و منتقدین و نحوه سامان یابی احزاب و تشکل ها وNGO ها و این موضوع که اگر برای تک تک افراد جامعه حق قائل شدیم که آری یا نه بگویند آن وقت این حق در همه جا باید ظهور یابد. وقتی آنها بخواهند یک تشکل سیاسی داشته باشند نباید با موانع روبرو شوند وقتی آنها بخواهند یک NGO تشکیل دهند که در زمینه های اجتماعی به صورت یک تشکل تخصصی مثل محیط زیست و یا در زمینه مسائل فرهنگیان به صحنه وارد شوند و یا در زمینه های صنفی وارد شوند٬ همه اینها زیر مجموعه های آن اصل پذیرش حق مردم است.»
چرا واژه اصلاحات پس از دوم خرداد مطرح شد؟
وی با طرح این سوال که چرا واژه اصلاحات پس از دوم خرداد مطرح شد، اظهار داشت:«به این دلیل بود که این جریان به دلیل انزوا در مجلس چهارم و عدم حضور در مجلس پنجم مجددا پا به عرصه گذاشته بود تا بعضی از رفتارهایی را که به نفع جامعه و مردم نیست اصلاح شود. یعنی جریانی که فکر می کرد در متن جامعه هست، ریشه در اصل انقلاب دارد و با امام و فکر امام پیوند خورده است، می گفت که پاره ای از روش ها ما را به ناکجا آباد می کشاند و آن روش ها باید اصلاح شود. وقتی اصلاح آن روش ها و تبیین بنیان های اصلاحی از طرف این جمع مطرح شد، عنوان اصلاح طلب بر این افراد اطلاق شد. یعنی این جمع گفتند درست است که ما به مبانی اصلی نظام و انقلاب معتقدیم و راه ما٬ راه امام و فکر واندیشه های امام تابلوی راهنمای ماست اما رفتار های ما در پاره ای از موارد از راه امام فاصله گرفته است و باید اصلاح شود و آن رفتارها در کجا باید به صورت اولین مورد اصلاح بیان شود؟ این برمی گردد به نگاهی که بعد از تفسیر نظارت استصوابی بر جامعه حاکم شد.»
موسوی لاری ادامه داد:«اگر بخواهم یک مقطعی از تاریخ نظام را بیان کنیم باید بگوییم از اول انقلاب تا سال 1369 که تفسیر اصل 99 قانون اساسی مبنی بر نظارت استصوابی مطرح شد و به دنبال آن چهره های زیادی از وفادارترین نیروها به امام و انقلاب و آرمان ها و خط امام از گردونه خارج شدند، یک مقطع است. از آن به بعد هم یک مقطع است.»
وی با بیان اینکه سخن جریان اصلاحات این بود که این نگاه باید تغییر یابد، گفت: «جریان اصلاحات معتقد است مردم صغیر نیستند، مردم می فهمند، درک دارند و می توانند خوب و بدشان را تشخیص بدهند. دو مرحله ای شدن حرکت های اجتماعی به صورتی که یک عده بگویند به این افرادی که ما تعیین کرده ایم رای دهید و مردم هم ناچار شوند فقط همان سه کیلو گلابی را انتخاب کنند، را جریان اصلاحات نمی پسندید و نمی پسندد. اصلاح این نگرش و همه زیر مجموعه هایش مورد نظر اصلاحات بود.»
وزیر کشور دولت اصلاحات،مطبوعات آزاد را رکن اصلی در این تفکر خواند و افزود:«وقتی می پذیریم که مردم باید در صحنه حضور داشته باشند، باید تریبونی برای ارائه دیدگاه های شان به آنها داده شود. داشتن احزاب و تشکل های سیاسی، یکی از زیر مجموعه های همین تفکر است. مردم حق دارند اما نمی توانند حزب داشته باشند. مردم حق حضور دارند اما نمی توانند NGOهایی را تشکیل دهند که سلایق خودشان را در قالب آن NGOها در جامعه مطرح کنند و خیلی دیگر از مسائل دیگری که تحت عنوان توسعه سیاسی در آن روز مطرح شد و البته پایه و اساس توسعه سیاسی، حضور و مشارکت مردم بود. »
وی خاطرنشان کرد:« اما در مقابل آنها هم به این توسعه سیاسی حمله کردند و گفتند که این ها معتقد به توسعه سیاسی هستند و از معیشت و اقتصاد مردم غافل شدند و بعد هم گفتند که باید به معیشت مردم برسیم و پول نفت را بر سر سفره های مردم بیاوریم. »
موسوی لاری پس از تبار شناسی جریان اصلاحات وآرمان ها و باور های آن به کارکردها و عملکرد ها و کارنامه اصلاحات پرداخت و گفت:«از نظر کارنامه ای هم باید بتوانیم خودمان را معرفی کنیم .باید کارنامه هشت سال دولت اصلاحات واکاوی شود و قابل طرح باشد. در حوزه اقتصاد و مدیریت اجتماعی کارنامه اصلاحات چیست؟ در حوزه سیاست خارجی و امنیت و یا فرهنگ و توسعه زیربناهای فرهنگی کارنامه آن چیست؟»
کارنامه دوره اصلاحات درخشان ترین دوره پس از انقلاب
وی کارنامه دوره اصلاحات را درخشان ترین دوره پس از انقلاب دانست و افزود:«اگر بنا بر کارنامه خوانی باشد و فرصت به صورت برابر به دستگاه های مسوول دیروز و امروز داده شود٬ درخشان ترین دوره از ادوار تاریخ بعد از انقلاب این هشت ساله هست. نمی گویم در گذشته٬ دوران های درخشان دیگر نبوده چراکه هشت ساله دفاع مقدس٬ درخشان ترین دوران حضور مردم در دفاع از کیان ایران و جمهوری اسلامی بوده که همه ما به آن افتخار می کنیم. افتخار امروز ما این است که فرزندان آن دوره هستیم و به آن دوره به عنوان دوران درخشان تاریخ معاصر ایران که فرزندان ایران با محوریت امام و با مرکزیت نظام جمهوری اسلامی جانفشانی کردند نگاه می کنیم.»
دبیر مجمع روحانیون مبارز ادامه داد:«در دوران سازندگی نیز تلاش های بسیاری در جهت آبادانی و عمران زیرساخت های صنعتی و اقتصادی کشور صورت گرفت اما در دولت اصلاحات٬ به دلیل بهره گیری از تجربه های دو دوره گذشته٬ یعنی دوران دفاع مقدس و دوران سازندگی و آشنایی بسیار خوبی که مدیران آن دوره از تجربه های گذشته و مدیریتی جامعه داشتند و فضای بین المللی بسیار خوبی که به دلیل سیاست های صحیح تنش زدایی به وجود آمد توانستیم علیرغم همه مشکلاتی که در آن روز وجود داشت٬ کارنامه درخشانی را ارائه بدهیم.»
سال 77 سخت ترین سال برای دولت اصلاحات بود
وی با اشاره به اینکه 29 مرداد ماه سال1376اولین جلسه آشنایی وزیران دولت هفتم بود، گفت:«جلسه بعدی که در تاریخ اول و یا دوم شهریور ماه بود دکتر نجفی رییس سازمان برنامه و بودجه وقت گفتند که اگر اصلاحیه بودجه به مجلس ندهیم، در پرداخت حقوق کارمندان در آبان ماه مشکل خواهیم داشت. در پایان سال 76 قیمت نفت به بشکه ای حدود ده دلار و زیر ده دلار رسید. سال 77 سخت ترین سال برای دولت، به لحاظ مالی و درآمدها و خشکسالی و ناامنی های شرق کشور و بسیاری مسائل دیگر بود. این شروع کار دولت بود .»
موسوی لاری تصریح کرد:«پایان کار دولت هم به گونه ای بود که همه پروژه هایی که به عنوان پروژه های اصلی امروز در دولت فقط افتتاحیه هایش را می شنوید٬ پروژه هایی است که در آن روز شروع شده است. پروژه عسلویه متعلق به آن دوره است آن هم بودجه کم. همین پروژه آب قم مربوط به سال 82 است که امروز هم با تاخیر آن را ادامه می دهند و یا راه آهن بافق به سرخس که 970 کیلومتر بود که در سال 81 یا 80 شروع شد و در اواخر سال 83 به بهره برداری رسید. اما راه آهن اصفهان به شیراز که بیش از 470 کیلومتر است و عمده کار زیرساختی آن تا سال 84 انجام شده بود، امیدواری می دهند که تا سال آینده به بهره برداری برسد. حالا می توانید فاصله ها را ببینید.»
وی با تاکید بر اینکه امروز منتقدین دولت اصلاحات، می گویند که آن دولت شعار توسعه سیاسی داد و از معیشت مردم غفلت کرد، اظهار داشت:«باید پرسید حالا که شما آمده اید و شعار آوردن پول نفت سر سفره های مردم را می دهید چه کاری برای مردم کرده اید؟ در این جا٬ ما کاری به کار مسائل سیاسی نداریم. کارنامه همین دو مقوله را بررسی کنیم و به مصادیق عینی بپردازیم. دولت اصلاحات با نفت ده دلار کارش را شروع کرد و شما با نفت حدود صد دلار. کارهایی که در دولت اصلاحات شروع شده بود و شما آن را افتتاح کردید را کنار بگذارید. کارهایی که شما در این سه و سال و نیم انجام داده اید را عرضه کنید و واقعی با مردم صحبت کنید.»
عزت بین المللی یعنی درآوردن کفش ها در فرودگاه دوبی و بازرسی بدنی؟!
وزیر کشور دوران اصلاحات ادامه داد:«به عنوان مثال یک آقایی داشت مصاحبه می کرد که در این دولت هزینه های عمرانی چند برابر شده است. باید از آن آقا پرسید با آن هزینه های عمرانی که در دولت اصلاحات بوده به عنوان مثال چند کیلومتر راه می شد ساخت و با این هزینه های عمرانی شما که می گویید چند برابر شده است چند کیلومتر راه می شود ساخت؟ آیا می توانید به این شکل با یکدیگر مقایسه کنید؟ پولی برای فعالیت های عمرانی هزینه شده است ولی ما به ازای آن در خارج وجود ندارد و کار های عمرانی نشده است. وضعیت کنونی ما چنین است. شعار پول نفت سر سفره های مردم دادید، اما زندگی مردم روز به روز بدتر شد. عزت بین المللی را به گونه ای تفسیر کردید که در فرودگاه دبی کفش های شما را در می آورند و بازرسی می کنند و این شده است عزت برای ما.»
وی با بیان اینکه تداوم وضعیت موجود به از بین رفتن زیر ساخت های اقتصادی و از بین رفتن همه اهرم هایی خواهد انجامید که ما می توانیم برای پیشرفت در اختیار داشته باشیم، گفت:«اگر این واقعیت را می پذیریم که کسانی با نفت 140 دلاری نتوانستند مشکلات معیشتی مردم را حل کنند و اکنون با روند نزولی نفت که پیش بینی می شود تا 25 دلار برسد مطمئنا نخواهند توانست که مشکلات مردم و جامعه را حل کنند و با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند شد.»
موسوی لاری با تاکید بر اینکه در حوزه سیاست خارجی هم وضعیت امروز ما مشخص است، خاطرنشان کرد:«با پذیرش واقعیت های فوق، همان اهتمام سال 75 و سال 76 برای خروج از این وضعیتی که الان حاکم شده لازم است و من اسم آن را اتحاد ملی و یا وحدت ملی نه نجات ملی نمی گذارم.»
وحدت ملی را آقایان خودشان مطرح کردند و ناگهان شروع کردند به فحش دادن به اصلاح طلبان
وی با اشاره به طرح وحدت ملی از سوی اصولگرایان گفت:«این موضوع جالبی است. آقایان خودشان آن را مطرح کردند. خود آقای ناطق نوری دولت وحدت ملی را مطرح کرد و برداشت عموم این بود که این چیزی که الان است نباید باشد. یک مرتبه متوجه شدند و شروع کردند به فحش دادن به اصلاح طلبان که اصلاح طلبان گفته اند وحدت ملی.»
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز ادامه داد:«ما که از اول گفته ایم که کاندیدای ما مشخص است. مجمع روحانیون رسما اعلام کرد که ما در صورت حضور آقای سید محمد خاتمی فقط از ایشان حمایت خواهیم کرد. هیچ وقت هم وارد این بحث نشدیم که وحدت ملی، اتحاد ملی و ائتلاف ملی را مطرح کنیم. این حرف ها هم مال آقایان بود، بعد خودشان نشستند فکر کردند که عجب حرف عجیبی است. نتیجه این حرف این است که ما وضعیت موجود را قبول نداریم و باید این وضعیت تغییر یابد و بعد روزنامه کیهان می نویسد که پیشنهاد وحدت ملی از ده سال پیش مال آقای خاتمی بوده است. از پنج سال پیش مال چه کی بوده است؟ و شروع می کنند به گفتن این قبیل حرف ها.»
وی با تاکید بر اینکه امروز باید با همان عزم، اراده و تصمیم اواخر پاییز سال 75 به کارمان استمرار بخشیم، گفت:«جامعه ما خود را نشان داده است. ما تا دو سال پیش نمی توانستیم از کارنامه خودمان به راحتی دفاع کنیم. نمی توانستیم کارنامه سال های 76، 77و 78 را با کارنامه84، 85 و86 به راحتی مقایسه کنیم. اما امروز مردم، خیلی راحت دیروز را با امروز مقایسه می کنند .امروز مهم این است که فعالان عرصه اصلاح طلبی در همه گروه ها و تشکل ها و احزاب زیر مجموعه اصلاحات دلسرد نشوند، حضور داشته باشند، کارنامه ها را مقایسه کنند، بگویند، فعال باشند و مردم را توجیه کنند.»
امروز هم تصمیم گرفته اند که فلانی باشد...
موسوی لاری با اشاره به موانع بسیار در این راه اظهار داشت:«در همان اواخر سال 75 گل آقا نوشته بود بنویسید خاتمی٬ بخوانید...... چرا؟ چون در فضای عمومی آن روز هم عده ای می گفتند که نمی گذارند شما موفق شوید. اینها تصمیم گرفته اند که فلانی باشد و شما نباشید؛ اما چه شد؟مردم حرکت کردند و یک خط بطلان به این تفکر کشیدند. الان هم وضعیت همین است. می گویند که تصمیم گرفته اند که فلانی باشد٬ خوب تصمیم گرفته باشند. خداوندی هست، اراده ای مافوق اراده های بشری وجود دارد و اراده خداوند از طریق اراده عامه مردم محقق می شود٬ نه از طریق اراده خاص یک نفر.»
وی با اشاره به آیه ید الله مع الجماعه، ادامه داد:«ید به معنای قدرت است. اگر با همدیگر جمع شویم٬ به امید خدا پیروزی با ما خواهد بود.»
نباید از خاتمی توقع داشت به جای اینکه بگوید زنده باد مخالف من، توی سر مخالفش بزند
در بخش پرسش و پاسخ یکی از حضار از نظری مطرح کرد مبنی بر اینکه خاتمی نباید به انتخابات وارد شود زیرا اولا مشروعیت می دهد٬ ثانیا بار مشکلات موجود آن قدر زیاد است که اصلاح طلبان توانایی حل مشکلات را ندارند و باعث بی آبرویی آنها می شود و ثالثا آقای خاتمی هنوز هم مرد رودربایستی است و ماخوذ به حیا بودن ایشان سبب می شود که قاطعیت لازم را نداشته باشند. موسوی لاری در پاسخ به این اظهار نظر گفت:« این که آقای خاتمی بیاید یا نیاید به عهده خود ایشان است و نقطه نظرات دوستان به ایشان منتقل شده است و اکنون هم در حال جمع بندی هستند. سوالی را که شما مطرح کردید٬ شبیه به آن را در سفر به ساری شخصی از من پرسید و من گفتم که شما بگویید که به نظر شما٬ بدون رودربایستی٬ بدون مجامله و بدون حب و بغض از بین همه کاندیداهای موجود٬ چه در بین راست محافظه کار و چپ خط امامی و اصلاح طلب و غیره اگر ده نفر را نام ببرید خاتمی کجاست؟ از نظر مقبولیت مردمی٬ خاتمی کجاست؟ نمی خواهم چیزی بگویید که خودمان خوشمان بیاید، واقعیت را بگویید؟ اصلا به عنوان یک منتقد بگویید که خاتمی کجاست؟ آن شخص گفت که خاتمی نفر اول است با فاصله زیاد از بقیه. گفتم که یعنی همچنان توده های مردم و عامه مردم خاتمی را قبول دارند و دوست دارند و مطلوبشان است. درست است؟ گفت، درست است. گفتم کدام خاتمی را مردم دوست دارند؟ خاتمی که در ذهن من و شماست یا آن خاتمی که در عینیت زندگی هشت سال مردم بود، با همه کمی ها، کاستی ها، رودربایستی ها، خجالت ها و ضعف هایش. حالا اگر این خاتمی عوض شد آیا مقبولیت دارد یا ندارد؟ »
وی تصریح کرد:«ما از یک خاتمی حرف می زنیم که هشت سال مردم با او خو گرفته اند، ضعف داشته است، قدرت داشته است، رودربایستی داشته است، جایی کوتاه آمده است، گاهی تند رفته، گاهی کند رفته، گاهی تصمیماتی قاطعانه باید می گرفته که نگرفته و قاطعیت لازم را نداشته است، این خاتمی به اعتراف همه الان مقبول ترین است. حالا این خاتمی را عوضش می کنیم. می گوییم که یک خاتمی بیاید که ببرد، بزند، به جای اینکه بگوید زنده باد مخالف من، توی سر مخالفش بزند، به جای اینکه بگوید من فراجناحیم، فقط دوستان خودش را بیاورد. همه را از گردونه خارج کند. تحت عنوان مهرورزی، کینه توزی کند. آیا این آقای خاتمی اگر آمد٬ باز هم همان خاتمی خواهد بود که امروز مقبول است؟ آن شخص کمی فکر کرد و گفت که نه. گفتم پس چرا می خواهی که خاتمی عوض شود؟ بله خاتمی هم یک انسان هست٬ اشتباهاتی داشته٬ کمی هایی داشته٬ کاستی هایی داشته و هر کسی بعد از هشت سال تجربه٬ حتما می خواهد ضعف هایش را بر طرف کند. اگر نخواهد ضعف هایش را بر طرف کند که در همین زمان نمی ماند و بر می گردد به ده سال پیش. پس خاتمی که می آید٬ حتما با لحاظ کردن آن نقطه ضعف هایش می آید. اگر جایی رودربایستی کرده٬ آن رو در بایستی اش را کنار می گذارد. منتها این خاتمی در لباس جدید و قامت جدید ٬ متناسب با شرایط جدید٬ خاتمی دیگری نمی شود. همان خاتمی است اما ضعف هایش را کم می کند.»
وزیر کشور کابینه خاتمی تصریح کرد:«اگر ما عزم را بر پیروزی گذاشته ایم و اگر باورمان این است که وضعیت موجود وضعیت مطلوب نیستف حالا به انگیزه های آقایان که الان در راس امور اجرایی هستند٬ کاری نداریم. انشاالله که انگیزه همه خدمت باشد ام وضعیت موجود و کارنامه شان نشان می دهد که نتوانستند خدمت بکنند٬ همه بنیان های تصمیم گیری کارشناسی کشور را ویران کرده اند. کشور بر روی هیچ ریلی٬ حرکت نمی کند. نه برنامه چشم انداز بیست ساله مطرح است، نه برنامه چهارم توسعه؛ نه کانون کارشناسی کشور که شورای مدیریت و برنامه ریزی بود دیگر وجود دارد؛ نه شوراهای تصمیم گیری کننده ای مثل شورای اقتصاد و شورای پول و اعتباری دیگر وجود دارد٬ که نظارت کننده و کنترل کننده بودند. می شود گفت که آشفته بازاری در حوزه مدیریتی کشور به وجود آمده است و اگر امروز فکر می کنید که این آشفته بازار باید اصلاح شود٬ باید کسی بیاید که بیشترین تجربه و بیشترین مقبولیت را دارد.»
چون از خاتمی می ترسند او را تخریب می کنند
وی با بیان اینکه هر کسی از دوستان اصلاح طلب که بیاید با مشکلات عدیده ای هم برای رای آوردن و هم پس از رای آوردن روبرو خواهد شد، گفت:«این را باید بپذیریم که تمام تلاش جریان مقابل این است که بگوید خاتمی نمی آید. اول گفتند رد صلاحیت می شود٬ بعد گفتند که حالا بیاید ببینیم چه می شود و حالا تمام امکانات کشور را بسیج کرده اند برای تخریب خاتمی. الان مطمئن شده اند که خاتمی می خواهد بیاید. آنها مطمئن شده اند ولی من و شما هنوز مطمئن نشده ایم. اینکه آقایان امروز به این جمع بندی رسیده اند و از آمدنش می ترسند، به خاطر این است که زمینه رای او را می دانند که او را این چنین تخریب می کنند. چرا از دیگران نمی ترسند و دیگران را تخریب نمی کنند؟ به خاطر اینکه زمینه رای او را می بینند، تخریب او را شروع کرده اند٬ خوب حالا تخریب کردن و رای نیاوردن برای آقای خاتمی٬ چیز منفی است؟»
موسوی لاری با تاکید بر اینکه خاتمی یک سرباز این نظام است و آبرویی که دارد از طریق رای مردم و علاقه مردم به دست آورده است، گفت:«الان که مردم به او احتیاج دارند٬ باید بیاید. برداشت من این هست که باید بیاید. حالا اگر یک نفر دیگری بیاید که زمینه رای بهتری دارد و مقبولیتش بهتر است و خاتمی هم به این جمع بندی رسید و ممکن است که من و شما هم به این جمع بندی برسیم که یک کس دیگری پیدا شده است که زمینه رای بیشتری دارد٬ خوب از آن فرد حمایت می کنیم. اگر در این مورد بگوییم خاتمی نیاید، یک بحث جداگانه است اما اگر الان بگوییم خاتمی نیاید تا خراب نشود فکر می کنم منطق درستی نیست.»
خاتمی بنا دارد که بیاید
به گزارش یاری، وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا اطلاع دارید که خاتمی می آید یا نمی آید، گفت:«تلقی من و برداشت من از مجموعه صحبت هایی که با ایشان داشته ام و مجموعه کار هایی که ایشان دنبال کرده است این است که ایشان بنا دارد که بیاید.»
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با بیان اینکه برداشت من این است که آقای خاتمی با توجه به مجموع شرایط باید مسیر آمدن را انتخاب کند، گفت:«آقای خاتمی برای آمدن بیشتر آمادگی دارد تا نیامدن.»
وی در پاسخ به این سوال که چرا اصلاح طلبان اجماع کلی برای انتخابات ریاست جمهوری ندارند و آیا این موضوع به شکست اصلاح طلبان نمی انجامد، اظهار داشت:«من برای این چرا پاسخی ندارم. اما معتقدم رمز موفقیت ما در خرداد 76 در اجماع بود و اگر در جستجوی موفقیت باشیم باید به همان رمز برگردیم. در خرداد و تیر 84 هم دلیل شکست دوستان ما در عدم اجماع و عدم انسجام بود.»
موسوی لاری درباره برخی ادعاها در خصوص تقلب های انتخاباتی سال 84 که یکی از دلایل آن را تمدید سه باره انتخابات ذکر می کنند، اظهار داشت:«تمدید در همه دوره ها بوده و تا زمانی که مردم پای صندوق ها حضور می یافتند ما زمان انتخابات را تا آن جایی که قانون اجازه می داد تمدید می کردیم این نکته را هم بگویم که انتخابات به لحاظ روز اخذ رای و شمارش آرا هیچ مشکلی نداشت اما مقدمات انتخابات اشکال داشت که آقایان به آن نمی پردازند.»
با وزیر کشوری مانند محصولی که به سردار میلیاردی معروف است، انتخابات به صورتی بدتر از پادگانی در نمی آید
وزیر کشور دوران اصلاحات در پاسخ به این سوال که چرا شما اقدامی در مورد نظارت استصوابی شورای نگهبان انجام ندادید، گفت:«ما در این زمینه قدم هایی را برداشتیم مانند مصوبه مجمع تشخیص مصلحت راجع به نحوه رسیدگی به صلاحیت داوطلبان و پاسخگو کردن شورای نگهبان در مورد رد صلاحیت کاندیداها که تصمیم بسیار مهمی بود. یا آن لایحه که تحت عنوان اصلاح قانون انتخابات، با لایحه اختیارات ریاست جمهوری و با عنوان لوایح دو قلو مطرح شد، قدم هایی بود که برای قانونمند کردن تاثیر گذاری رای مردم برداشته شد اما متاسفانه عملی نشد.»
وی با بیان اینکه این طور نیست که هر آنچه که ما اراده می کنیم، همان بشود، اظهار داشت:« بالاخره دیگران هم راه هایی دارند و روش هایی که استفاده می کنند.
یکی از حضار از موسوی لاری سوال کرد شما در انتخابات ریاست جمهوری نهم مسوول برگزاری انتخاباتی بودید که آقای آرمین و تاج زاده از آن به عنوان انتخابات پادگانی نام بردند،آیا اکنون با وزیر کشوری مانند محصولی که به سردار میلیاردی معروف است، انتخابات به صورتی بدتر از پادگانی در نمی آید و تقلب های گسترده ای صورت نمی گیرد؟ وی در این باره گفت: واژه پادگانی که آقایان به آن اشاره داشتند، مربوط به مقدمات انتخابات بوده و آنها هیچ کدام معتقد به تقلب در روز اخذ رای نبودند و نیستند. اما مقدمات انتخابات و آن تخریب هایی که صورت گرفت، آن سی دی هایی که میلیونی توزیع شد و چهره هایی که زیر سوال رفت، آن سازمان دهی که برای آوردن افراد پای صندوق ها ی اخذ رای صورت گرفت، مسائلی است که آقایان به آن پرداختند و الا بنده به شما عرض می کنم که انتخابات نهم سالم ترین انتخابات از نظر روز اخذ رای و شمارش آرا بوده است اما مقدماتش هم مشکلاتی را داشت که آقایان هم گله مند بودند.»
وزیر کشور دولت اصلاحات ادامه داد:«در جریان انتخابات مجلس ششم و هفتم و ریاست جمهوری نهم تقابل جدی و روشنی بین دستگاه اجرا و نظارت بود. به گونه ای مجموعه نیروهای ناظرین انتخابات٬ با تمام قوا نیرو های ما را کنترل می کردند و مجموعه نیرو های ما تحت عنوان بازرسین وزارت کشور و هیئت های اجرایی، مجموعه حرکات و سکنات متولیان انتخابات را کنترل می کردند و این تقابل دو جریان، زمینه سوءاستفاده در روز اخذ رای را به حداقل رسانده بود و امکان نداشت که تقلب گسترده ای در شمارش آرا صورت گرفته باشد اما اکنون این ذهنیت وجود دارد که ناظرین و مجریان که هر دو از یک خاستگاه و یک فکر و یک جهت گیری هستند و در انتخابات حضور می یابند چه تضمینی برای سلامت انتخابات وجود دارد؟ »
اگر حضور مردم گسترده باشد تقلبی که بتواند سرنوشت کشور را عوض کند، نمی تواند صورت گیرد
وی با بیان اینکه این سوالی است که همه مطرح می کنند، گفت:«باید هم شورای نگهبان و هم دستگاه های اجرایی کشور، مکانیزمی را به مردم ارائه دهند که مردم اطمینان یابند.»
موسوی لاری تصریح کرد:«اگر میزان حضور و مشارکت مردم به صورت جدی باشد، مطمئن باشید که فضای عمومی کشور به سمتی خواهد رفت که متقلبان امکان تقلب گسترده را پیدا نمی کنند، نمی گویم تقلبی صورت نمی گیرد اما اگر حضور مردم گسترده باشد تقلبی که بتواند سرنوشت کشور را عوض کند، نمی تواند صورت گیرد. به همین دلیل باید مردم را به حضور گسترده تشویق کنیم.»
وی با بیان اینکه جریان مقابل هم اکنون تمایلی به حضور گسترده و انبوه مردم در انتخابات ندارد، گفت:«باید مکانیزم های نظارتی و اهرم هایی فراتر از مکانیزم های رسمی و قانونی و نظارتی را مطابق قوانین موجود تقویت کنیم. این کار نیز با اراده و عزم مردم شدنی هست. البته کارهایی هم صورت گرفته است و برنامه ریزی هایی را در حال انجام است. باید در این زمینه کار و با احتمالات مقابله کنیم.»
عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز همچنین با اشاره به دانشگاهیان و دانشجویان، اظهار داشت:«بنده معتقدم که تا دو یا سه سال پیش و شاید اواخر دولت آقای خاتمی هم فضایی در دانشگاه ها ایجاد شده بود که دوستان ما در دانشگاه ها به مطالبات حداکثری فکر می کردند در حالی که عرصه عمل مطالبات حداقلی را دیکته می کرد. نتیجه عملی تعارض بین آنچه در عرصه محقق می شد و در آرمان ها جستجو می شد نوعی بی تفاوتی بود. شاید یکی از دلایلی که ما از جمله در جریان انتخابات شوراها موفق نبودیم همین بی تفاوتی جریان دانشجویی بود که می توانست موتور حرکت باشد. »
وی با بیان اینکه دانشگاه ها که یکی از کانون های جوشان حرکت و جنبش های حرکتی بوده آن نگاه بدبینانه به شرایط و آن مطالبات حداکثری را متعادل ساخته است، گفت:«بسیاری از دوستان جوان ما که مطالبات حداکثری خود را مبنا قرار می دادند و با محک مطالبات حداکثری کارکردها را محک می زدند و نمره منفی در کارنامه می دادند٬ هم اکنون به شکل دیگری وارد شده اند و پذیرفته اند که ما با عینیت جامعه و متناسب با شرایط به پیش می رویم و باید مطالبات مان را با عینیت جامعه و واقعیات موجود تطبیق دهیم بدون اینکه آرمان هایمان را نادیده بگیریم.»
موسوی لاری تصریح کرد:«باید به سمت آرمان هایمان حرکت کنیم اما نگوییم که اگر صد نشد، ما هفتاد هم نمی خواهیم، هشتاد هم نمی خواهیم. یعنی برای دستیابی به صد حرکت می کنیم ولی اگر به هشتاد یا هفتاد یا شصت هم رسیدیم آن را از دست نمی دهیم. این ذهنیت من است و فکر می کنم ذهنیت خوبی است و می تواند آن موج حرکتی را که می تواند شایسته انتخابات سال 88 است را سامان دهد.»


منبع: نواندیش

__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-31-2008, 03:55 PM   #2
poneh
 
poneh's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 175
تشکرها: 393
در 78 پست 110 بار تشکر شده
Points: 1,758, Level: 24
Points: 1,758, Level: 24 Points: 1,758, Level: 24 Points: 1,758, Level: 24
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : موسوی لاری: ماجرای سه کیلو گلابی در انتخابات خبرگان

وقتی کسی که مجری امر انتخابات است و نظارت بر آن را بر عهده دارد انتخابات را به میوه فروشی اشاره می کند مسلما نام آن کار هم انتخابات نیست احتمالا نامش مغازه انتخابات است مردم هم باید همانی که مانده را بخرند .
سئوال این است که چگونه کسی مانند قمی با این دیدگاه! رشد نموده و بر این دستگاه نشسته است !

با صجبتهای آقای لاری هم موافق نیستم اینکه از سال 75 عده ایی کار کردند و خاتمی را خرداد 76 آوردند اشتباه است .
مردم معترض بودند
شخص مقابل خاتمی محبوبیت نداشت
تغییر خواست مردم بود
نتیجه آنکه قرعه شانس به نام خاتمی خورد
...
__________________

به حال سرزمینی که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست . ارد بزرگ
poneh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 12:02 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT