آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ادبیات > نوشته های کوتاه ادبی

پاسخ
    نمایش ها: 911 - پاسخ ها: 0  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-30-2014, 02:09 PM   #1
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,146
تشکرها: 19,945
در 2,121 پست 13,766 بار تشکر شده
Points: 33,214, Level: 100
Points: 33,214, Level: 100 Points: 33,214, Level: 100 Points: 33,214, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض نوروز نود و سه

عيد امسال با سالهاي ديگه فرق داره. اتفاقهاي خوب و بد... يه عقد براي دو جوان دوست داشتني ما. پيمان زندگي مشترك خواهر همسرم با پسر جوون و همشهري و هم رشته اي ....تازه عروس و دامادي كه بهترين لباساشون رو مي پوشن و از اين خونه به اون خونه دعوت ميشن و كلي هم عيدي ميگيرن. بهترين عيدي براي دو زوج جوان...بهشون گفتم قدر اين دوران رو بدونيد كه ديگه تكرار نميشه....آخيش...
اتفاق ديگه ...
همسرم وقتي ديد پدر اين خانواده ظرف دوماه وزن كم كرده بزور راضيش كرد قبل از عيد ببردش يكي از بيمارستان هاي خصوصي تهران و بعد از اندوسكوپي و هزار كوفت و زهرمارديگه كپي برداري ..دكترش گفت: بيمار شما از نوع بدخيمش رو داره...عجب اتفاقي؟ ...قول داديم به هيچكي نگيم. فقط عموش كه دكتر هست و پسراش بايد بدونن . هيچ كس حتي خودش و همسرش و مخصوصا عروس و داماد نبايد بويي ببرن. سخته...فيلم بازي كردن و خنديدني كه از صد تا گريه كردن عذاب آورترهست...
اما هيچ بهانه اي وجود نداره كه به فكر استقبال از نوروز نباشيم. تا زنده ايم بايد زندگي كنيم و خوش باشيم و نگذاريم به ديگران سخت بگذره ... اين صحبت هايي بود كه من و همسرم بدور از بچه ها و پدرش زمزمه مي كرديم غافل از اينكه مرد 67 ساله ي بيمار ما هم ، عليرغم بدن رنجور و بيمارش با لبخندهاي غرورآميزش و غيرت و مردانگي بي همتايش با دعوت ما به مشاعره و ذكر خاطرات جالب و شنيدني اش در طول راه تهران - اصفهان اجازه نميداد تا پسر و عروسش متوجه درد عذاب آورش شوند.
امسال به بركت عروس و داماد و اتفاق غير منتظره بيماري بزرگ خانواده، لحظه سال تحويل يه حال و هواي ديگه اي داشت. معمولا در لحظه تحويل سال در كنار سفره هفت سين، مادر خانواده كه صداي خوبي داره، دعاي توسل مي خونه و ما همه چشم به تلويزيون و دهان رهبر منتظر مي مونديم تا ببينيم پيش بيني كداممون براي شعار سال درست از آب درمياد؟ اما امسال هيچ كدوممون به تلوزيون نگاه نمي كرديم. همه به صداي گرم همسر بيماري گوش مي كرديم كه متفاوت از سالهاي گذشته هر كدام از ائمه را با حزن و اندوه صدا ميزد...انگار كه مادر خانه هم ميدانست كه چه اتفاقي در پيش روست و او هم با خنده هايش مرا به فكر فرو برد كه يعني فهميده؟ يعني نقش بازي ميكنه؟يا اينكه ...
دخترم: عيد امسال خيلي غمگين بود.
و من: اتفاقا خوب بود. امسال خدا رو در كنارمون ديديم.
ديدم كه چگونه همه ما با خلوص نيت دعا كرديم. عيد امسال همسر من با تضرع و متوسل شدن به ائمه و نذر 40 شب سوره الرحمن و واقعه خدا را صداميزند و من هم توفيق پيدا كردم ختم قرآن نذركنم. قرآني كه در سوره بقره در شب اول ، آب پاكي دستم ريخت و گفت " همه از خداييم و به سوي خدا ميرويم "
و ديشب در سوره انفال گفت:
إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُرْدِفِينَ ﴿۹﴾
{به ياد آوريد} زمانى را كه پروردگار خود را به فرياد مى‏طلبيديد پس دعاى شما را اجابت كرد كه من شما را با هزار فرشته پياپى يارى خواهم كرد (۹)
و اين [وعده] را خداوند جز نويدى [براى شما] قرار نداد و تا آنكه دلهاى شما بدان اطمينان يابد و پيروزى جز از نزد خدا نيست كه خدا شكست ناپذير [و] حكيم است (۱۰)
و ما نمي دانيم چه دعايي قرار است مستجاب شود. خير ما در چيست؟
امسال هم فاطمه زهرا (س) در شب وفاتش به من عيدي خواهد داد.
الهم اشف كل مريض
حول حالنا الي احسن الحال...
عيد مبارك...
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:23 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT