آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران

پاسخ
    نمایش ها: 60 - پاسخ ها: 1  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-23-2020, 03:06 PM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,666
تشکرها: 18,685
در 10,512 پست 33,366 بار تشکر شده
Points: 151,238, Level: 100
Points: 151,238, Level: 100 Points: 151,238, Level: 100 Points: 151,238, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض محمد علی صفا و همرزمانش ، مدافعان گمنام خرمشهر

"محمد علی صفا" را می‌شناسید؟ اصلا نامی از او شنیده‌اید؟ می‌دانید و می‌دانند نسلِ امروز که به دنبال قهرمان همه سوی جهان را می‌کاوند می‌دانند او کیست و چه کرده است؟ تلویزیون آیا نسبت او را با خرمشهر برای مردم بیان کرده است؟ رسانه ملی می‌خواند خودش را، اما از این سرباز قهرمان وطن نامی به میان آورده است آیا؟ از تنفگ داران دریایی چطور؟ همان‌هایی که هم در روز‌های مقاومت خرمشهر، حماسه آفریدند و هم در فتح خرمشهر نقشی احترام برانگیز داشتند؟ اصلا از ارتش نامی درمیان هست در این حماسه؟

نمی‌خواهم نقد کنم برنامه‌های پخش شده تا کنون را که به عنوان کوچکترین بسیجی دفاع مقدس می‌دانم همه برادرانم در نیرو‌های مسلح چه مجاهدت‌هایی کرده اند که از یک "جنگِ جهانی" که متفقین و متحدین علیه ما اتفاق کرده بودند- و از آواکس آمریکایی، تا میراژ و سوپراتاندارد فرانسوی، تا بمب‌های شیمیایی آلمانی تا همه مرگ افزار‌های روسی در برابر ما بودند- سرفراز بیرون آمدیم.

من به محمد جهان آرا، عبدالرضا موسوی، بهروز مرادی، بهنام محمدی و... ایمان دارم و می‌دانم که به جای خون، غیرت در رگ هاشان جاری بود تا به خلق حماسه‌ای چنان سترگ موفق شدند و آوازه نام بلند ایران را به گوش جهان رساندند و سیلی را چنان نواختند که صدایش در جهان پیچید.

من در برابر عظمت احمد متوسلیان و کاظمی و خرازی و سلیمانی و کریمی و قاآنی و قربانی و غلامپور و رشید و رحیم و... تعظیم می‌کنم و آنان را سند‌های افتخار و پرچم‌های در اهتزازِ عزت وطن می‌دانم و معتقدم باید همه رسانه‌ها به ویژه تلویزیون و سینما و... باید ویژه‌تر از این به آن‌ها بپردازند، ولی حرف این قلم در این نوشته این است که باید مقاومت خرمشهر را همه جانبه و فراگیر تبیین و تشریح کرد. باید آزاد سازی خرمشهر را هم تمام ساحتی و ناظر به همه نیرو‌های عمل کننده بیان داشت.

قطعا این تکریم جهان آرا و موسوی و متوسلیان و کاظمی و... نیست که صفا و ناخدا صمدی و سیاری و نیاکی منفرد و آبشناسان و... غریب بمانند و حق شان ادا نشود. اتفاقا تکریم متوسلیان با تعظیم نیاکی منفرد کامل می‌شود و بهروز مرادی زمانی بیشتر جلوه‌گری می‌کند که محمد علی صفا را بشناسیم. مقاومت خرمشهر زمانی تمام ساحتی مطرح می‌شود که نقش تفنگ‌داران ارتشی بیان شود.

نسل امروز باید آن قهرمان نوجوان، بهنام محمدی که قل دوم شهید فهمیده است را به خوبی بشناسد و باید بداند در میان مدافعان خرمشهر یک قهرمان خراسانی به نام محمد علی صفا هم بود که رکورد شکار تانک را در جهان شکست و دو لشکر‌های مکانیزه عراق را زمین گیر کرد. باید بداند که پرچم در پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان به خاطر شهادت او سه روز نیمه افراشته بود. باید بداند و بدانیم همه مان که این تکاور نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی چه آبرویی به آب و زمین بخشید.

بدانیم که کفرانِ نعمت این حماسه آفرینان هرگز به معنای شکرانه پهلوانی سبز پوشان نیست بلکه کفران نعمت وجود آن دلاوران نیز هست. ببینیم همه زوایا را به دقت ببینیم که نسل امروز و فردای وطن به شناخت قهرمانان واقعی، قوت مضاعف خواهد یافت برای عظمت ایران و دیگر سخن این که تکریم حماسه آزادسازی خرمشهر و ادای دین به شهیدان را باید در توسعه و آبادانی خرمشهر و همه مناطق جنگی، پی گرفت.

نمی‌شود نام خرمشهر را فریاد کرد، اما وضعیت آن را از یاد برد. باید خرمشهر این نماد مقاومت و پیروزی به نماد توسعه یافتگی و پیشرفت هم تبدیل شود. حق خرمشهر، حق ایران، اینگونه ادا می‌شود.

بنی اسدی
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-24-2020, 09:19 PM   #2
habibam
 
habibam's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2019
محل سکونت: تورنتو
پست ها: 61
تشکرها: 158
در 33 پست 57 بار تشکر شده
Points: 1,171, Level: 18
Points: 1,171, Level: 18 Points: 1,171, Level: 18 Points: 1,171, Level: 18
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : محمد علی صفا و همرزمانش ، مدافعان گمنام خرمشهر

واقعیت هایی در باره آزادسازی خرمشهر به صورت طنز (تلخ) از زبان سرهنگ ارتشی در بین دانشجویان دانشگاه افسری ارتش در اینترنت هست که نتوانستم ارسال کنم.

🔹سرداران سپاه پاسداران نقش ارتش را در جنگ با عراق و دفاع از میهن را کم رنگ و حتی ناچیز جلوه داده اند بطوری که در فیلم های ساخته شده یک بسیجی با اسلحه کلاشنیکف یک گروهان عراقی را از بین می برد اما واقعیت چیز دیگریست ارتش عراق آن زمان ارتشی کلاسیک و آماده بود و فقط یک ارتش آماده و آموزش دیده می توانست در مقابل آن طرح های عملیاتی (آفندی و پدافندی) طرح ریزی و اجرا کند
و از انجا که نام سردار شهید جهان ارا را اشاره کردید بظرم بد نیست این مصاحبه که هرگز منتشر نشد را هم بخوانید
شما هم برای دیگران تعریف کن.
سه نقطه
بمناسبت فرارسیدن سوم خرداد روز شادی و آزادی خرمشهر (گزارش منتشر نشده خبرنگار همشهری)


✅ اعدام حسن جهان‌آرا/ برادر شهید محمد جهان‌آرا

ممد نبودی ببینی که هیئت حاکمه اعدام، چگونه برادر نوجوان و بی‌گناهِ تو را در تابستان ۶۷ اعدام کردند!!!

✍️ ژیلا بنی‌یعقوب/ به اتهام همراهی با مجاهدین خلق:

خیلی جوان بودم، خرداد 76 را تازه پشت سر گذاشته بودیم، سردبیر همشهری گفت با خانواده شهدا مصاحبه کنم، به مناسبت بزرگداشت هفته جنگ.

خیلی زود خانواده "محمد جهان‌آرا" را انتخاب کردم، همیشه برایم جذابیت داشت، نمی‌دانم چرا؟ شاید بخاطر آهنگ ممد نبودی ببینی.

خانه محقر، ساده و فقیرانه‌شان حوالی میدان گرگان بود.
آن روز، هم مادر محمد که به پرسش‌ها پاسخ می‌داد بود، هم خاله‌اش، که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی بود.

خاله‌ی محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه می‌گفت، و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.

می‌دانستم سه شهید دارند؛ "محمد" که فرمانده سپاه خرمشهر بود،
"علی" که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود،
"محسن" که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود.

به دیوار روبرو که نگاه کردم، نه عکس سه نفر، که عکس "چهار نفر" را دیدم.

مادرش تا دید به عکس‌ها نگاه می‌کنم، آهی بلند کشید و گفت:
«آن ‌یکی "حسن" است، دانشجوی پزشکی بود.
سال شصت در تظاهرات سازمان مجاهدین بازداشت شد،
همان روز که بازداشت شد، "محمد" آمد خانه و به من گفت؛ توی یک ساک، برایش لباس و وسایل ضروری بگذارم.

گفت، نگران نباش! ما همه می‌دانیم که حسن هیچ کاری نکرده، جز خواندن روزنامه، و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد می‌شود.

مادر جهان آراها تند و تند از حسن می‌گفت. من از محمد و بقیه پسرهای شهیدش می‌پرسیدم، و او از حسن می‌گفت.

انگار دلش می‌خواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود!!!

همه‌ی بچه‌هام خوب بودند،

اما "حسن" از همه خوب‌تر و باتقواتر بود.

با خودم گفتم شاید این ممنوع بودنِ نامش، او را در چشم مادر این‌ همه عزیزتر کرده!!

به چهار تابلوی کنار هم نگاه کرد و گفت:
هر بار از بنیاد شهید می‌آیند و می‌گویند؛ عکس "حسن" را بردارید!

بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما می‌آورد. به مهمانان می‌گویند؛ این‌ها خانواده سه شهید هستند! به ما می‌گویند اگر عکس "حسن" هم باشد درباره او چه می‌خواهید بگویید؟!

بارها اشک توی چشمانش جمع شد!

گفت: «حتی نمی‌گذارند عکس پسرم را به دیوار بزنیم!، برای من هر چهار تا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟!»

دلش پر از حرف‌های ناگفته بود،
پر از غصه:
«ناراحتی‌ام بیشتر از این است که اگر می‌خواستند پسرم را اعدام کنند، چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند؟ زندانِ خیلی سختی بود، می‌گفت؛ توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام می‌کردند، می‌گفت که...»

بغض داشت و حرف می‌زد:
من می‌دانم پسرم بی‌گناه بود، محمد هم، این را می‌دانست.
همش می‌گفت؛ مادر غصه نخور. "حسن" بی‌گناه است، "روزنامه خواندن" که جرم نیست. محمد شهید شد، و ندید برادرش که بی‌گناه بود، و هشت سال حکم زندان داشت، بعد از هفت سال اعدام شد!.»

مادر "جهان‌آرا" تند و تند حرف می‌زد؛
از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از "حسن".

می‌گفتم: مادر، اجازه نمی‌دهند این حرف‌های شما را چاپ کنم.
می‌گفت؛ برای خودت می‌گویم. نمی‌توانی بنویسی، اما می‌توانی برای چند نفر تعریف کنی.

پدر کمی حرف‌های همسرش را گوش داد و بی‌هیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچک بقالی داشت همان اطراف، و زندگی‌شان از همان می‌گذشت.

زندگی‌شان بیش ‌از حد ساده و محقر بود. سهمشان از زندگی و انقلاب همین چهار پسر بود که جز "محمد" کسی از سه نفر دیگر حرفی نمی‌زد!

سکوتِ پدر بدجور سنگین بود!!

انگار دلش نمی‌خواست در این ‌باره حرفی بزند، شاید حتی نمی‌خواست حرف‌های همسرش را بشنود، که بلند شد و رفت.

پدر "جهان آراها" که رفت، مادر گفت:

«پدرشان برای نجاتِ حسن همه‌جا رفت، پیش هرکس که دستش رسید، بهشان می‌گفت؛ سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما این‌ یکی را به ما ببخشید.
اما هیچ‌کس قبول نکرد، هیچ‌کس.

کاش پسرم را همان اول اعدام می‌کردند که رنج هفت سال زندان را نمی‌کشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود؟، چرا کشتندش؟!»

بعدها در خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم؛ پدر "جهان آرا"ها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود؛ نتوانستم برایش کاری کنم!!

مادر محمد حرف می‌زد و من یادداشت برمی‌داشتم.
یادداشت‌هایی که می‌دانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد!، اما یادداشت‌ها را نگه داشتم، به مادرانِ جهان‌آرا قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
habibam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از habibam بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:35 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT