آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > بین الملل > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 1677 - پاسخ ها: 0  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-25-2009, 09:41 PM   #1
محسن
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
محل سکونت: Birmingham/UK
پست ها: 44
تشکرها: 32
در 30 پست 86 بار تشکر شده
Points: 1,759, Level: 24
Points: 1,759, Level: 24 Points: 1,759, Level: 24 Points: 1,759, Level: 24
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض گفت‌وگوی اختصاصی با نوآم چامسکی بدون سانسورهای روزنامه اعتماد

[این مصاحبه طولانی تر از این بخش است اما به دلیل اینکه ظاهراسیستم وبسایت فوروم مطالب طولانی را قبول نمیکند فقط نیمه ی اول این مصاحبه را اینجا آوردم. برای خواندن ادامه اش از لینک منبع میتوانید استفاده کنید.]


گفت‌وگوی اختصاصی با «نوآم چامسکی» - بدون اعمال ممیزی مدیرمسئول روزنامه
خرداد ۳م, ۱۳۸۸

سعید کمالی‌دهقان، اعتماد:[گفت‌وگوی زیر با اعمال ممیزی‌ مدیرمسئول در روزنامه‌ی اعتماد منتشر شده، قسمت‌های حذفی آن با رنگ قرمز مشخص شده است.]
«نوآم چامسکی» اندیشمند پیری‌است که هشتاد سالگی را پشت‌سر گذاشته اما هنوز هم به‌خوبی گذشته، پیگیر مسائل روز جهان‌ است. پیگیری مصرانه‌اش از اتفاقات جهانی از نیم‌قرن پیش تا به امروز و گستردگی بی‌نظیر اطلاعاتش، از زبان‌شناسی و تاریخ و فلسفه گرفته تا سیاست، مهم‌ترین ویژگی‌است که به اعتقاد من او را از اندیشمندان و روشنفکران امروز جهان متمایز می‌کند. این روزها اما چامسکی بیشتر از هر چیزی به‌خاطر انتقادات شدیدش از سیاست خارجی آمریکا شهرت دارد و از این بابت مخالفان شدیدی برای خودش دست‌وپا کرده که او را پیرمردی همیشه ناراضی، خسته‌کننده و کسل‌آور می‌دانند، در حالی‌که چامسکی بر این باور است که فاجعه‌ی امروز جهان همین ترفند «عادی شدن» اتفاقاتی‌است که در جهان امروز رخ می‌دهد و ما از روی تکرار آن‌ها را ملال‌آور می‌پنداریم. از جهتی دیگر نیز، چامسکی طرفدارانی پیدا کرده و طبق نظرسنجی ماهنامه‌ی انگلیسی «پراسپکت» به‌‌عنوان برترین روشنفکر زنده‌ی جهان شناخته شده و حتی از او به‌عنوان یکی از ده فیلسوفی یاد می‌شود که بیش از هر کس دیگری در جهان به آرا و نوشته‌هایش استناد شده است.
چامسکی آنارشیستی‌ا‌ست که در برابر جریان‌های تاریخی، سیاسی و فرهنگی کشورش سکوت نکرده و با وجودی که نامش آشکارا در لیست سیاه روشنفکران آمریکایی دیده شده، از همان ابتدا در جرگه‌ی مخالفان اصلی جنگ آمریکا در ویتنام بوده و بعدها به شدت به حمایت‌های ایالات متحده از جنایات اسرائیل در فلسطین اعتراض کرده و امروزه نیز آمریکا را مسئول بسیاری از ناآرامی‌های جهان می‌داند. زندگی نوآم چامسکی دوران «رکود بزرگ اقتصاد آمریکا» در سالیان پایانی دهه‌ی بیست و آغازین دهه‌ی سی آمریکا تا «بحران اقتصادی» در دنیای امروز را در بر می‌گیرد. چامسکی همچنین با ایران و تاریخ و فرهنگ‌اش آشنایی دارد، سال‌های سال پیش، از منتقدان کودتای آمریکا و انگلیس علیه مصدق بوده و بعدها تلاش مردم ایران برای رهایی از دیکتاتوری شاه را ستوده است. نوآم چامسکی اندیشمند پیر اما باحوصله‌ای‌است، گفت‌وگویم با او نزدیک به یک ساعت به طول انجامید و در این مدت به‌آرامی و با صدایی جوان‌تر از چهره‌اش در دفتر کار خود در دانشگاه ام‌آی‌تی ایالت ماساچوستس آمریکا به سئوالاتم پاسخ گفت و از محمود احمدی‌نژاد به‌خاطر سیاست‌ خارجی‌اش در چهار سال گذشته به‌شدت انتقاد کرد.
باراک اوباما حالا بیش از صد روز است که بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده‌ی آمریکا تکیه زده. به‌عنوان اندیشمندی که به نارضایتی از سیاست‌های خارجی آمریکا در سالیان گذشته شهرت دارید، چه تفاوتی بین سیاست خارجی باراک اوباما و رئیس‌جمهورهای اسبق کشورتان می‌بینید؟
لحن سیاست خارجی آمریکا تغییر کرده. به‌جای خشونت یا تحقیر آرای جامعه‌ی جهانی که لااقل ویژگی اصلی دوره‌ی اول ریاست جمهوری جورج بوش بود، حالا آمریکا از خودش سازش بیشتری نشان می‌دهد. آمریکا همچنین اندک تغییراتی در رفتارش نشان داده اما واقعیت این است که به نظر من هیچ تغییر اساسی رخ نداده است.
تعداد زیادی از مردم ایران بر این اعتقادند که سیاست خارجی ایالات متحده در قبال خاورمیانه آن‌قدر در سی سال گذشته ثابت بوده که با به‌روی‌ کار آمدن یک رئیس‌جمهور جدید در آمریکا نمی‌توان امید چندانی به تغییر اساسی در سیاست خارجی آمریکا در منطقه داشت. شما در این باره چه فکر می‌کنید؟
رئیس‌جمهور ایالات متحده اگر بخواهد تغییری در سیاست خارجی‌اش اعمال کند، حتما از عهده‌ی آن بر می‌آید اما من هیچ نشانه‌ای نمی‌بینم که اوباما حتی علاقه‌ای به تغییر سیاست خارجی‌ آمریکا داشته باشد. می‌توانید به وب‌سایت تبلیغاتی اوباما پیش از انتخابات مراجعه کنید. اوباما در آنجا اهداف سیاست خارجی خود را تشریح کرده بود، اهداف نامتعارفی که بیشتر شبیه اهداف همه‌ی آدم‌های «دموکرات میانه‌رو» است. من معتقدم که باراک اوباما هم دموکراتی میانه‌رو است و از این راه به اهدافش سر و سامان می‌دهد. اگر رئیس‌جمهور بخواهد که سیاست خارجی‌ آمریکا را تغییر بدهد، فرصت‌های زیادی دارد نه فقط درباره‌ی خاورمیانه، بلکه درباره‌ی تمام جهان. آن‌قدرها هم دور نرویم، به کوبا نگاه کنید. در سالیان اخیر می‌توانم بگویم که اکثر جامعه‌ی آمریکا خواهان اتمام خشونت تاریخی بین آمریکا و کوبا بودند و عادی‌سازی روابط بین دو کشور را خواهان‌اند. این درخواست به‌منزله‌ی آن است که آمریکا تحریم‌هایش را علیه کوبا قطع کند و دست از سر تهدید‌های خشونت‌‌آمیزش علیه این کشور بردارد. هنوز هم اکثریت مردم آمریکا به خصوص اکثر آمریکایی- کوبایی‌ها طرفدار این تغییر هستند اما آمریکا دست به هیچ‌کاری نزده است. حتی بخش عظیمی از اقتصاد آمریکا هم طرفدار عادی‌سازی روابط با کشور کوبا هستند اما می‌توانم متاسفانه باید بگویم که آمریکا می‌خواد همین‌طور سیاست خارجی خود را ادامه دهد، پس آمریکا نه‌تنها در خاورمیانه بلکه در بسیاری از نقاط دیگر جهان هم سیاست خود را مثل گذشته ادامه داده است. بله، این روزها سبک و سیاق سیاست آمریکا کمی تغییر کرده است، مثلا کمی در مناسبات دیپلماتیک خود تغییراتی ایجاد کرده‌اند یا اندک تغییراتی در رفتار خود نشان داده‌اند اما این تغییرات کوچک شگفتی مرا برنمی‌انگیزد چون سیاست به طور طبیعی هم تغییر می‌کند. مثلا به موضوع فلسطین و اسرائیل که یکی از موضوعات مهم سیاست خارجی آمریکا در منطقه‌ی خاورمیانه است، نگاه کنید. در آخرین ماه‌های ریاست جمهوری بیل کلینتون در ژانویه ۲۰۰۱، آمریکا در مذاکرات مصر با طرف‌های بلندمرتبه‌ی فلسطینی و اسرائیلی کمی از خودش تحمل نشان داد و برای نخستین بار کارشکنی نکرد تا اینکه برای نخستین بار می‌توان گفت که نتایجی سیاسی بدست آمد و تقریبا به اجماع جهانی درباره‌ی مسئله‌ی فلسطین و اسرائیل نزدیک شدند. در کنفرانس مطبوعاتی رم نیز حتی گفتند که اگر کمی بیشتر وقت‌داشتیم حتی به نتایجی هم دست پیدا می‌کردیم و جالب آنکه کلینتون مانع این امر نشد و در داخل آمریکا هم هیچ لابی یا اعتراضی صورت نگرفت اما در نهایت نتایجی حاصل نشد چون اسرائیل حاضر نشد حتی کمی از خودش پختگی نشان بدهد. بله، رئیس‌جمهورهای قبلی آمریکا هم تغییرات اندکی در سیاست خارجی خود نشان داده‌اند، تغییراتی که مثلا در راستای اجماع جهانی درباره‌ی موضوعی بوده است اما متاسفانه من هیچ نشانه‌ای از اینکه اوباما قصد تغییر داشته باشد، نمی‌بینم.
مهم‌ترین عامل قطع روابط ایران و آمریکا را چه می‌دانید؟
دقیقا همان دلایلی که باعث شد آمریکا و انگلیس آن کودتا را علیه دکتر مصدق در ایران به‌راه بیاندازند تا دیکتاتوری شاه ادامه پیدا کند. ایران از سال ۱۹۷۹ به سمت استقلال پیش رفت و این چیزی بود که آمریکا تحمل آن را نداشت. ایران به‌سمت استقلال‌طلبی پیش‌رفت و آمریکا این را نپذیرفت. اندونزی هم وقتی به‌سمت استقلال‌طلبی پیش‌رفت آمریکا آن را نپذیرفت. می‌شود گفت که آمریکا استقلال‌طلبی اغلب کشورهای تولیدکننده‌ی نفت را نمی پذیرد. سیاست آمریکا در خاورمیانه پس از اتمام جنگ جهانی دوم این بود که اقتدار منطقه را از انگلستان به دست بگیرد و در خاورمیانه حکفرمایی کند و این نیازمند فرمان ‌برداری جهان از آمریکا است و مسلما استقلال ایران مانع این امر می‌شد. همین اتفاق در کوبا هم رخ داد. چرا آمریکا با کوبا این‌قدر خشونت‌آمیز برخورد می‌کند؟ خب، دلیل همه‌ی این نوع برخوردها در دسترس ماست. برخورد آمریکا در برابر کوبا به همان دلایلی‌ست که سیاستمداران لیبرال حاکم بر دهه‌ی شصت آن را «مقاومت موفقیت‌آمیز کوبا در برابر سیاست آمریکا» نامیدند. این به دکترین «جیمز مونرو» بر می‌گردد، یعنی دکترین آمریکا در سال‌های ۱۸۲۰، به دکترینی که می‌خواست نصف جهان را تحت فرمان خود قرار دهد و خاورمیانه بخشی بود که پس از جنگ جهانی دوم به دست آمریکا افتاد و قرار شد به‌جای فرانسه و انگلیس در آن منطقه حکمفرمایی کند.
آمریکا در سال‌های گذشته ایران را «محور شرارت» نامیده و از طرفی هم ایران آمریکا را «شیطان بزرگ» و «جهان‌خوار» صدا کرده است. این در حالی‌است که تعدادی از تحلیل‌گران معتقدند که قطع ارتباط بین این دو کشور به هر دوی آن‌ها این فرصت را داده که بیش از همه، یک دشمنی خیالی بیآفرینند. به نظر شما این دشمن خیالی چه کارکردی برای هر دوی این کشورها داشته است؟
به هر دو این مجوز را داده که جامعه‌‌اشان را کنترل کنند. در مورد ایران باید بگویم که نه‌تنها باعث شده که دولت مردم را کنترل کند، بلکه باعث شده فشار بیشتری بر مردم بیاورد و آزادی بیان و گروه‌های مستقل داخل کشور را محدود کند. تهدید خارجی همیشه چنین کارکردهایی دارد. در آمریکا دولت نمی‌تواند از این موضوع بهره‌برداری کند چون به سختی می‌توان مردم آمریکا را متقاعد کرد که ایران دشمن بزرگی برای آمریکا است. در ایران دولت تلاش کرده که آمریکا را دشمن بزرگی برای مردمش نشان دهد و این کار اصلا مشکلی نیست چون آمریکا از خیلی وقت پیش اتمام حجت کرده و ایران را تهدید کرده که ما برای حمله به شما همه‌ی امکانات را داریم و اگر بخواهیم این کار را می‌کنیم. این درحالی است که در طول تاریخ ایران به مکزیک و کانادا تجاوز نکرده است اما ایالات متحده این کار را کرده. آمریکا به دو کشوری که با ایران هم‌مرز هستند هم تجاوز کرده، پس ایران می‌تواند به مردمش بقبولاند که آمریکا یک تهدید واقعی است و از این موضوع استفاده کند تا قدرت خودش را بیشتر اعمال کند و جریان‌های دموکراسی‌خواهی و حقوق‌بشر را در کشور تحت فشار قرار دهد و گروه‌های مستقلی چون گروه کارگران را کنترل کند. متاسفانه دولت‌ها همیشه در چنین مواقعی از دشمن خیالی سوءاستفاده می‌کنند.
به نظر شما بزرگترین مانع برای از سرگیری روابط بین ایران و آمریکا چیست؟
مهم‌ترین مانع به‌نظرم برنامه‌ی تسلیحاتی ایران است. ایران به اندازه‌ی کافی جامعه‌ی بین‌المللی را متقاعد نکرده که به ساخت سلاح‌های هسته‌ای تمایلی ندارد. از طرفی دیگر، آمریکا نیز به‌طور ناعادلانه‌ای اصرار دارد که ایران تمام اقداماتش را برای دسترسی به تکنولوژی هسته‌ای به حالت تعلیق درآورد. در این باره باید بگویم که اکثر جهان از موضع ایران حمایت می‌کنند و قبول دارند که ایران حق دارد اورانیوم را غنی کند، اما نظر جهان برای آمریکا اهمیتی ندارد، چون از نظر آمریکا بقیه‌ی جهان قدرتی ندارد. حتی در آمریکا هم خیلی از مردم حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم را قبول دارند اما باز هم دولت اهمیتی نمی‌دهد. این در حالی‌است که ایران هم در این مسیر، بازرسی جامعه‌ی جهانی و آژانس‌های بین‌المللی را از ایران هموار نکرده است و بازرسان به راحتی نمی‌توانند از کشور بازدید به عمل آورند و مهم‌تر از همه اینکه ایران در سالیان اخیر مواضع‌ ابهام‌آمیزی اتخاذ کرده است و این مواضع‌ ابهام‌آمیز به ضرر ایران بوده است چون به دشمنان ایران این فرصت را داده که راحت‌تر به این اجماع برسند که ایران در تلاش برای ساخت سلاح‌های هسته‌ای است و از این جهت به نظرم موضع ایران خیلی ریاکارانه است. چون مثلا اسرائیل سلاح هسته‌ای دارد اما هیچ‌وقت نمی‌گوید که من سلاح هسته‌ای ندارم. به‌نظرم راه‌حل این است که ایران با صداقت در مورد برنامه‌ی هسته‌ای خود حرف بزند و دولت‌مردان داخل ایران با اتخاذ مواضع مبهم کشورهای دنیا را گیج نکنند. موضوع اصلی این است که تمام کشورهای مجهز به سلاح هسته‌ای بایست خلع سلاح شوند، چه ایران باشد و چه اسرائیل. دولت ایالات متحده هم شاید برای از سرگیری روابط بین دو کشور تلاش‌هایی کرده اما در واقع فکر نمی‌کنم که تمایل چندانی به آن داشته باشد. موضوع دیگری هم وجود دارد و آن این است که آمریکا می‌خواهد نیروهایی را که در منطقه تحت کنترل خود ندارد، پاک‌سازی کند، مثل حماس یا حزب‌الله اما ایران با با این قضیه کاملا مخالف است. در کل اما به نظرم امکان برقراری ارتباط بین دو کشور وجود دارد و اولین قدم به نظرم همان حرف نخستینم است، یعنی ایران با صداقت درباره‌ی برنامه‌ی تسلیحاتی خود حرف بزند. ایران استقلال دارد و به استقلالش هم اصرار می‌ورزد و باید به این نکته توجه کرد که کشورهای مستقلی چون ایران تا وقتی که بخواهند بر استقلالشان پافشاری کنند، تحملش برای قدرت‌های بزرگ جهان همچون آمریکا که خواهان سلطه‌گری در تمام جهان هستند، بسیار سخت خواهد بود.
در ایران احمدی‌نژاد به‌خاطر سیاست خارجی‌اش در چهار سال گذشته بسیار مورد انتقاد قرار گرفته است، این در حالی‌است که رئیس‌جمهور ایران به‌خاطر ایستادگی‌اش در برابر آمریکا بین دولت‌های عربی محبوبیت زیادی پیدا کرده. درباره‌ی سیاست خارجی محمود احمدی‌نژاد چه فکر می‌کنید؟
سیاست خارجی محمود احمدی‌نژاد بیشتر از هر چیزی حرف است. یعنی تا جایی که من دولت ایران را درک می‌کنم، باید بگویم که احمدی‌نژاد در سیاست‌خارجی هیچ قدرتی ندارد و تنها لفاظی می‌کند. ایران در سال‌های گذشته خودش را از مناقشات منطقه بسیار کنار کشیده و به نظرم این موضوع به شدت به‌ضرر ایران است. حتی از نظر یک ایرانی هم اگر بخواهم حرف بزنم باز باید بگویم که این کناره‌گیری به ضرر ایران بوده است. کناره‌گیری دولت محمود احمدی‌نژاد از شرکت در مباحث منطقه این به نفع دشمنان ایران بوده و از این جهت، این سیاست خارجی دولت ایران هدیه‌ای بوده برای دشمنان ایران.
بسیاری از تحلیل‌گران احمدی‌نژاد را یک رئیس‌جمهور پوپولیست در نظر می‌گیرند. در همین حال، مفهوم «مهندسی رضایتی» که شما بارها در فلسفه‌ی خود مطرح کرده‌اید، هم توسط احمدی‌نژاد درایران مورد بهره‌برداری قرار گرفته و هم در ایالات متحده، با وجودی که دولت آمریکا دولت پوپولیستی نیست. کارکرد «مهندسی رضایت» به طور همزمان در این دو کشور با سیستم‌های حکومتی کاملا متفاوت را چه‌طور توجیه می‌کنید؟
من اصلا این کارکرد همزمان را توجیه نمی‌کنم. به نظر من این یک تراژدی مدرن است. یک تراژدی در دنیای مدرن. مفهوم مهندسی رضایت اول در کشورهای آزاد و دموکرات اتفاق افتاد، کشورهایی همچون انگلستان و ایالات متحده و این به قبل از جنگ‌های جهانی بر می‌گرددچون آن موقع خیلی مشکل بود که جمعیت را با اعمال زور کنترل کرد بلکه به چیز دیگری نیاز بود، چیزی مثل مهندسی رضایت. در ایران به نظر من راحت‌تر می‌توان جمعیت را با اعمال زور کنترل کرد. به اعتقاد من، اعمال فشار بر مردم در ایالات متحده یا انگلستان بیست‌برابر مشکل‌تر از اعمال فشار بر مردم در ایران است. در فرانسه حقوق شهروندی زیادی حاصل شده است، زن‌ها به حقوقی دست پیدا کرده‌اند. کارگران نماینده مجلس شده‌اند، در حالیکه جریان کارگری در همان زمانی که در فرانسه به حقوقی دست‌ پیدا کرده بودند، در آمریکا تحت فشار بود. بعدها حاصبان قدرت و روشنفکران فهمیدند که در جوامع آزاد و دموکرات نمی‌توان عامه‌ی مردم را با زور کنترل کرد و باید به مهندسی رضایت یا تولید رضایت روی آورد. سیستم‌های پیچیده‌ای که بتوان از طریق آن ذهن و اراده‌ی مردم را تحت کنترل قرار داد چرا که دیگر نمی‌شود مردم را توسط زور کنترل کرد. اصول اولیه‌ی مهندسی رضایت در دست ارتباطات و صنایع بزرگ بود یعنی صنایع بزرگی که در آمریکا انتخابات را برعهده دارند. پس به سوی مهندسی رضایت روی آوردند و بعدها مفاهیم مصرف‌گرایی یا آمریکایی‌گرایی هم به‌میان آمد و دولت‌مردان به سمت تمام ابزار آلاتی رفتند که به کمک آن‌ها می‌شود در یک جامعه‌ی آزاد، عامه‌ی مردم را نه توسط زور بلکه از طرق دیگر تحت کنترل قرار داد. امروزه بقیه‌ی کشورهای جهان هم از این روش بهره‌برده‌اند. کشور آلمان نمونه‌ی بارزی از تقلید از این سیستم است. مثلا آلمان آشکارا از تبلیغات آمریکایی بهره برد تا بتواند مردم کشورش را کنترل کند. سیاست‌مداران آلمانی‌ها تقریبا از همان سیستم مهندسی رضایتی بهره‌ جستند که آمریکا استفاده کرده. کشورهای دیگر نیز از طرق مختلف مهندسی رضایت را مورد استفاده قرار می‌دهند. مثلا مهندسی رضایت را در متون رسمی و آموزشی خودشان وارد کرده‌اند و بعضی‌ از کشورهای دنیا هم خیلی رسمی و در کمال پررویی آن را آشکارا به کار می‌برند.
منبع
__________________
We cannot be taught wisdom, we have to discover it for ourselves by a journey which no one can undertake for us, an effort which no one can spare us. Marcel Proust
محسن آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از محسن بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ

برجسب ها
چامسکی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
روزنامه هاي سياسي در ايران روزهاي پرالتهابي را مي گذرانند حاجی جفرسون خبر سیاسی 0 05-09-2009 07:14 AM
امیدی به اوباما نیست. « گفت‌وگوی بشار اسد با روزنامه استاندارد. » alihallo تحلیل سیاسی 0 04-21-2009 07:08 AM
روزنامه نگاران روزنامه اعتماد ملی در اعتراض به کروبی استعفا می دهند! حاجی جفرسون خبر سیاسی 0 02-23-2009 03:08 PM
افسانه مردی که رسانه‌ها را اختاپوسی می‌بلعد. alihallo تحلیل سیاسی 0 02-06-2009 03:27 PM
چامسکی؛ روشنفکر ناراضی در هشتاد سالگی . alihallo تالار فرهنگ 2 12-08-2008 09:26 PM


ساعت جاری 04:49 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT