آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار فرهنگ و هنر > تالار هنر

پاسخ
    نمایش ها: 905 - پاسخ ها: 2  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-18-2015, 09:27 AM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,742
تشکرها: 18,732
در 10,553 پست 33,440 بار تشکر شده
Points: 152,724, Level: 100
Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض رحیم معینی کرمانشاهی درگذشت


رحیم معینی کرمانشاهی،‌ شاعر و ترانه سرا درگذشت.

به گزارش ایسنا، این شاعر و ترانه سرای پیشکسوت امروز (سه شنبه 26 آبان ماه) در بیمارستان جم از دنیا رفت. معینی کرمانشاهی از سال 87 به دلیل کهولت سن،‌ با بیماری نفس‌تنگی و ناراحتی سینه دست و پنجه نرم می‌کرد.

رحیم معینی کرمانشاهی سال ۱۳۰۱ خورشیدی در کرمانشاه دیده به جهان گشود. از سال ۱۳۴۱به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذاشت که از جمله تابلوی حضرت مسیح (ع) با کار سیاه‌قلم است. او در ضمن کارهای نقاشی، به نظم شعر می‌پردازد و داستان اختر و منوچهر را در چهار تابلو به رشته نظم کشیده است.

او ضمن سرودن شعر به تصنیف‌سازی هم پرداخت و تصنیف‌هایش که توسط خوانندگان رادیو خوانده می‌شد از شهرت نیز برخوردار شد. این شاعر و ترانه‌سرا تا کنون کتاب‌هایی را همچون «ای شمع ها بسوزید»، «فطرت»، «خورشید شب»، «حافظ برخیز» و دوره‌ی منظوم تاریخ ایران با عنوان «شاهکار» منتشر کرده است. همچنین همکاری با علی‌ تجویدی، پرویز یاحقی و همایون خرم در تولید آثار موسیقایی از دیگر فعالیت‌های این هنرمند است.
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-18-2015, 09:28 AM   #2
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,742
تشکرها: 18,732
در 10,553 پست 33,440 بار تشکر شده
Points: 152,724, Level: 100
Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : رحیم معینی کرمانشاهی درگذشت

رحیم معینی کرمانشاهی از شاعران معاصر که با شعر « عجب صبری خدا دارد » نامش در ذهن های مردم جاگرفت ، در 15 بهمن ماه سال 1304 در یک خانواده اصیل در کرمانشاه دیه به جهان گشود . پدرش کریم معینی ، ملقب به سالارمعظم ، مردی شجاع و دلیر بود و به واسطه ی رفاقتی که با نصرت الدّوله فیروز داشت ، چندی از طرف وی به حکومت فارس منصوب شد و مدتی نیز برای سرکوبی یاغیان کردستان با سپهبد امیر احمدی همکاری کرد و پس از فوت نصرت الدّوله برای همیشه از کارهای سیاسی کناره گیری کرد و در گوشه ی انزوا به سر بُرد . نیای معینی کرمانشاهی ، حسین خان معین الرّعایا مردی لایق و با سواد و مردم دار بود و از نظر بخشش و کمکی که به مردم می کرد مورد توجه و احترام بود و نسبت به ائمه ی اطهار (ع) اخلاص فراوان داشت و حسینیه ‌ای در کرمانشاه بنا کرد که اکنون هم به نام او مشهور است و در نهضت مشروطه و استبداد به دست مردی ناشناس به تحریک عده‌ ای از مالکین کشته شد .
رحیم تحصیلات خود را در زادگاهش گذراند . از کودکی به هنر نقاشی ،کتب ادبی و تاریخی علاقه داشت . از ۱۳۲۷هـ .ش فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد ، در زمره طرفداران دکتر محمد مصدق درآمد ، عضو جبهه ملی شد و فعالیت گسترده ‌ای را علیه حکومت مرکزی و جهانشاه صمصام بختیاری ، استاندار کرمانشاه ، آغاز کرد . در فاصله دوران نخست وزیری ساعد به همراه علی منصور به عنوان کارمند بانک سپه و روزنامه‌نگار به کار پرداخت و همچنان از حامیان ملی کردن صنعت نفت بود .
معینی کرمانشاهی با انتشار روزنامه « سلحشوران غرب » در ۱۳۲۸هـ .ش و درج سرمقاله ‌های تند در آن به مبارزات خود ادامه داد . در دوران نخست وزیری علی رزم ‌آرا نیز نوشتن مقالات را در روزنامه « سلحشوران غرب » ، « باختر امروز » و « شاهد » ادامه داد ؛ از این رو ، در دی ماه ۱۳۲۹هـ .ش دستگیر و در اول اسفند ماه همان سال به قلعه فلک ‌الافلاک در خرم‌ آباد تبعید شد اما دو هفته بعد با واقعه قتل رزم ‌آرا از تبعید رهایی یافت . بعد با دکتر حسین فاطمی آشنا شد . رحیم معینی که بر اثر فعالیت‌ های سیاسی و رفتن به زندان شغل خود را از دست داده بود ، در ۱۳۳۰هـ .ش اولین شغل اداری خود را در تهران با دستور کتبی دکتر مصدق به عنوان خبرنگار پارلمانی آغاز کرد و همراه دکتر محمد مشیریان و محمد کشاورزیان به تهیه اخبار رادیویی مجلس پرداخت . پس از چندی رییس دفتر خبرگزاری پارس و بعد رییس اخبار شبانه و مدت کوتاهی نیز به جای رییس خبرگزاری پارس فعالیت کرد . چندی بعد بنا به تقاضای رییس رادیو به آن سازمان منتقل و به عنوان رییس دفتر بایگانی رادیو به کار پرداخت .
معینی کرمانشاهی شاعری توانا و خوش ذوق بود و در شعر ابتدا « عشقی » و بعد « شوقی » و سپس « امید » و سرانجام «معینی» تخلص می ‌کرد . او ضمن سرودن شعر، چندی به تصنیف‌ سازی پرداخت و تصانیف معینی که توسط خوانندگان رادیو خوانده می‌ شد ، شهرت بسزایی یافت . معینی ترانه سرایی را از اوایل ۱۳۳۰ هـ .ش و با کار در رادیو تهران و وارد کردن مضمون ‌های تازه و تأکید بر تصویرسازی در ترانه سرایی آغاز کرد . معینی کرمانشاهی در کنار استاد تجویدی ۴۰ ترانه ماندگار بر جای گذاشت و با اساتیدی چون پرویز یاحقی و همایون خرم نیز همکاری کرد .
همچنین همراه محمدرضا رحمانی ( اوستا ) ، مظاهر مصفا و سعیدی سیرجانی در جلسات ادبی تحت عنوان « شب ‌های شیراز » شرکت کرد . مدتی رییس انتشارات و تبلیغات بنگاه خالصات کشور ، معاون انتشارات و تبلیغات وزارت کشاورزی و رییس بازرسی اداره کل انتشارات و رادیو شد . از ۱۳۴۱ هـ .ش به کار نقاشی پرداخت و تابلوهایی از خود به یادگار گذاشت. از جمله تابلوهای رحیم معینی ، حضرت مسیح (ع) با کار سیاه قلم است . معینی کرمانشاهی داستان « اختر و منوچهر » را به رشته نظم کشید و در آن حقایقی از اجتماع زمان خود را بیان کرد . معینی کرمانشاهی در ۱۳۴۴هـ .ش با انتشار مقاله‌ ای انتقادآمیز در مجله « سپید و سیاه » تحت عنوان « مرگ مرتضی خان محجوبی » ، متولیان فرهنگ و هنر کشور را مورد حمله‌ای شدید قرار داد .
معینی کرمانشاهی در مقدمه دیوان خود که در سال 1344 نوشت ؛ شاعر دردمند و متعهد را چنین توصیف می کند :
« زحمت کشیدگان همیشه در آتش رنج دیگران می سوزند و شاعر واقعی نمونه ی زنده ای از این سوز و ساز است . دردهای روحی و سخنان غم آلود یک شاعر برجسته نمی تواند انفرادی و شخصی باشد . او در سایه ی سعادت اجتماعی ، سعادت فردی خود را می جوید . همیشه در اختلافات شدید طبقاتی و ظلم های فاحشی که ناشی از این تلاطم اجتماعی بوده است . هنرمندان و شعرای برجسته در ملت های آلوده به این مفاسد ظهور کرده و آیینه ی شفاف تصویر نمای زمان خویش بوده اند »

معینی سال‌ها عضو کمیسیون نمایش بود ولی در ۱۳۴۶هـ .ش از همکاری با آن سازمان سرباز زد . چندی بعد به عنوان دبیر کمیته شعر و ترانه منصوب شد که اعضای آن پژمان بختیاری ، سیمین بهبهانی ، نیره سعیدی ، فریدون مشیری ، ابراهیم صهبا ، یدالله رویایی و بیژن جلالی بودند . رحیم معینی کرمانشاهی در ۱۳۵۴هـ .ش بازنشسته شد . آثار متعددی از این شاعر معاصر باقی مانده است که از آن جمله می‌توان به « ای شمع‌ها بسوزید » ، «فطرت» ، « خورشید شب » ، « حافظ برخیز » و « دوره تاریخ ایران » ( منظوم ) اشاره کرد .
معینی کرمانشاهی از سال ۱۳۸۷ به دلیل کهولت سن و بیماری از به نظم کشیدن تاریخ ایران دست کشید و درمنزل شخصی بستری شد .
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-18-2015, 09:33 AM   #3
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,742
تشکرها: 18,732
در 10,553 پست 33,440 بار تشکر شده
Points: 152,724, Level: 100
Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100 Points: 152,724, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : رحیم معینی کرمانشاهی درگذشت

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

همان یک لحظه اول ،

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،

جهان را با همه زیبایی و زشتی ،

به روی یکدیگر ، ویرانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ،

نخستین نعره مستانه را خاموش آن دم ،

بر لب پیمانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین

زمین و آسمان را

واژگون ، مستانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

نه طاعت می پذیرفتم ،

نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،

پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

سبحه ی ، صد دانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

آواره و ، دیوانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

به گرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،

سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

پروانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

تا که می دیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ،

گردش این چرخ را

وارونه ، بی صبرانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم .

که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه ی این علم عالم سوز مردم کش ،

به جز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

در این دنیای پر افسانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم .

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،

تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد !

و گر نه من به جای او چو بودم ،

یک نفس کی عادلانه سازشی ،

با جاهل و فرزانه می کردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 11:57 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT