آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش تاریخ

پاسخ
    نمایش ها: 17179 - پاسخ ها: 35  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-15-2014, 03:51 PM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,361
تشکرها: 18,395
در 10,315 پست 32,980 بار تشکر شده
Points: 146,627, Level: 100
Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

دی ماه هر سال، یادآور دو عملیات پی در پی عملیات کربلای چهار و پنج در جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۵ است. با وجود برخی موفقیت های به دست آمده در جریان عملیات کربلای پنج، عملیات قبلی آن -کربلای چهار- احتمالا بزرگترین شکست نظامی ایران در جنگ با عراق به شمار می رود.
اخیرا محمداسماعیل کوثری از فرماندهان سپاه در زمان جنگ در مصاحبه ای نقل کرده که شدت شکست در عملیات کربلای ۴ به حدی بوده که اکبر هاشمی رفسنجانی در جلسه فرماندهان سپاه به آنها گفته نمی تواند خطبه های نمازجمعه تهران را بخواند چون نمی داند باید به مردم چه بگوید. وی افزوده که هاشمی رفسنجانی با انتقاد از آشفتگی فرماندهان گفته است که در همین جلسه "۲۵ نفر از فرماندهان سپاه آمدند و صحبت کردند و حرف ۲ نفرشان هم یک جور نبود". (فارس – ۱۷ دی ۱۳۹۲)
پیش از آن، قاسم سلیمانی فرمانده کنونی سپاه قدس، در پیامی به مراسم گرامیداشت شهدای عملیات کربلای۴ در کرمان گفته بود: "در کربلای چهار، جوی‌های خون کوچکی روان بود و من این جوی‌های خون را به چشم خودم دیدم و دیدم چگونه آن‌ها بدون ذره‌ای ابهام، ترس و تردید به اروند زدند، در حالی که دشمن در بالای خاکریز‌ها به آن‌ها نگاه می‌کرد و تک تک آن‌ها را با تیربارهای خود نشانه می‌رفت و آن‌ها ذره‌ای ترس به خودشان راه ندادند." (ایسنا - ۶ دی ۱۳۹۲)
"سال سرنوشت"

عملیات کربلای چهار، سوم دی ماه ۱۳۶۵ آغاز شد و کمتر از دو روز ادامه داشت. این عملیات با شکست کامل و کشتار هزاران نفر از نیروهای ایران به پایان رسید. به فاصله حدود دوهفته، عملیات کربلای پنج انجام شد که آن نیز با تلفاتی سنگین به اهداف تعیین شده‌اش از جمله تصرف بصره نرسید. عملیات کربلای پنج، چند هفته طول کشید و پس از آنکه مشخص شد امکان تسخیر بصره ممکن نیست، متوقف شد.
بعد از عملیات والفجر هشت، در فروردین ۱۳۶۵، که موجب تصرف فاو شد، فرماندهان جنگ مایل بودند که عملیات کربلای چهار را بلافصله آغاز کند، اما کمبود نیرو و گستردگی اهداف کربلای چهار اجازه این کار را نمی‌داد. پیروزی نسبی عملیات این امید را به وجود آورده بود که می‌توان پیروزی‌های بزرگتری هم به دست آورد.
چندی پیش حسین علایی از فرماندهان سپاه در زمان جنگ از اینکه از فرصت والفجر هشت برای پایان جنگ استفاده نشد، انتقاد کرد‌. (خبرآنلاین-۲۰ بهمن ۱۳۸۹) پیروزی در فاو می‌توانست زمینه‌ای برای پایان جنگ باشد، اما گویا فرماندهان جنگ به‌دنبال چیز دیگری بودند. در محافل سیاسی، سال ۱۳۶۵ را سال "سرنوشت" جنگ نامگذاری کردند و قرار بود با یک عملیات بزرگ و تصرف بخشی استراتژیک از خاک عراق، زمینه پایان جنگ فراهم شود.
تردید آیت الله خمینی

طرح اشغال خاک عراق برای قرار گرفتن در موضع برتر و به دست آوردن موقعیت چانه‌زنی سیاسی، بعد از فتح خرمشهر برنامه‌ریزی شد. هاشمی رفسنجانی چند روز بعد از فتح خرمشهردر خاطرات خود با اشاره به موضع آیت‌الله خمینی که "توافقی برای ورود به خاک عراق" نداشت، می‌نویسد: "در جلسه عصر هم خدمت امام، فرماندهان نظامی با حضور ما با امام بحث کردند و کارشناسانه ثابت کردند که ادامه جنگ با منع ورود به خاک عراق سازگار نیست." (پس از بحران، ۶ خرداد ۱۳۶۱)
هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز۲۰ خرداد ۱۳۶۱ نیز از رایزنی با آیت‌الله خمینی و ادامه مخالفت او با ورود به خاک عراق نوشته است. گفته می‌شود در آن زمان آیت‌الله خمینی حتی موافق با ادامه جنگ هم نبود. (گفتگو با سید احمد خمینی- روزنامه جمهوری اسلامی - چهاردهم فروردین ۱۳۷۴)





محسن رضایی که فرماندهی سپاه پاسداران در زمان جنگ را بر عهده داشت، بعدها در گفتگویی به این جلسه اشاره کرده و گفت: "استدلال‌های برخی دوستان سیاسی این بود که اگر ما وارد خاک عراق شویم، از حداقلی در مذاکره برای گرفتن حقوق خود دارا خواهیم بود، استدلال نظامی‌ها این بود که ماندن در لب مرز امنیت شهرهای مرزی ما را حفظ نمی‌کند… در نهایت امام وقتی همه نظرات را شنیدند، قبول کردند که وارد خاک عراق شویم." (ایسنا – سوم خرداد ۱۳۸۲)
هاشمی رفسنجانی بعدها در گفتگویی خبر داد: "بعد از عملیات خیبر من که مسئول جنگ بودم، سیاستی داشتم که هیچ وقت مورد تصویب امام قرار نگرفت، اما رد هم نشد. امام می‌دانستند من چنین سیاستی دارم. [...] این سیاست مبتنی بر تصرف مناطقی با ارزش در داخل عراق بود که بتوانیم با تکیه بر آن اولاً عراق را با استفاده از مکانیسم مبادله زمین از کشور خودمان بیرون کنیم، ثانیاً حقوق خودمان را بگیریم." رفسنجانی افزود: "برخی از پاسداران با من مخالف بودند و می‌گفتند، امام می‌گوید ‘جنگ جنگ تا پیروزی’ و شما می‌گویید ‘جنگ جنگ تا یک پیروزی’، من می‌گفتم، در هر حال از امام اطاعت خواهم کرد، اما نظر من این است، می‌گفتم اگر این کار را بکنید، جنگ تمام می‌شود. اما آنها قبول نداشتند." (همشهری- یکم مهر۱۳۸۲)
هاشمی رفسنجانی از اسفند ۱۳۶۲، مسئولیت جنگ را برعهده گرفت. او در خاطرات خود به جلسه‌ای با فرماندهان نظامی در این سال اشاره کرده ومی‌نویسد: "برای اولین بار، بحث مهمی را با آنها در میان گذاشتم که عکس‌العمل‌های متفاوتی داشت؛ بعضی پسندیدند و بعضی نپسندیدند. گفتم، نظر من و بعضی از مسئولان رده بالای نظام این است که اگر یک عملیات موفق در داخل خاک عراق انجام دهیم و منطقه‌ای از دشمن را تصرف نماییم که با آن بشود بعد از [پذیرش] آتش‌بس، بر عراق فشار آوریم و حق‌مان را بگیریم، باید با آتش‌بس موافقت شود... آنها که مخالف بودند، گفتند شعار ‘جنگ جنگ تا پیروزی’ یا ‘جنگ جنگ تا دفع فتنه از جهان’ تبدیل به ‘جنگ جنگ تا یک پیروزی’ شده و گفتند اظهار این نظر، ممکن است باعث دلسردی رزمندگان شود." (آرامش و چالش، ، یکم اسفند ۱۳۶۲)





محسن رضایی هم دراین‌باره گفته است: "عراق و آمریکا و کشورهای عربی و غربی، دست ایران را خوانده بودند و لذا در مواجهه با سیاستمداران ما می‌دانستند که قضیه چیست، هرچند امام‌خمینی می‌گفتند: ما جنگ را تا دفع فتنه ادامه می‌دهیم، اما آنها می‌دانستند این حرف امام و رزمنده‌هاست. آنچه آنها در عمل می‌دیدند 'جنگ جنگ تا یک عملیات' بود. یعنی دشمن می‌دانست جنگ جنگ تا پیروزی مطرح نیست، بلکه جنگ جنگ تا یک پیروزی هدف است." (همشهری‌آنلاین- یکم خرداد ۱۳۸۷)
"معاملات پشت جبهه"

به این ترتیب سیاست نظامی ایران، دستیابی به یک پیروزی چشم‌گیر و تصرف بخشی مهم از خاک عراق بود. پس از انتشار خاطرات سال ۱۳۶۵ هاشمی رفسنجانی، دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، زیر نظرعباس سلیمی نمین، نقدی منتشر کرد که در آن از سیاست "جنگ جنگ تا یک پیروزی" رفسنجانی انتقاد کرده و از او پرسیده بود: " آیا طرح بحث‌هایی در جمع فرماندهان در مورد تعیین سرنوشت جنگ در پای میز مذاکرات سیاسیون در این زمینه [شکست‌های نظامی سال ۶۵] تأثیرگذار نبوده است؟ آیا نمی‌توان تصور کرد توجه فرماندهان نظامی به این مساله که سیاسیون با حاصل تلاش آنها چه خواهند کرد، آنها را به وادی معادلات پشت جبهه سوق داده باشد؟" (مجله پانزده خرداد - پاییز ۱۳۸۸ - شماره ۲۱- ص۲۴۱) اما این "معادلات پشت جبهه"، اشاره به کدام مساله دارد؟
هاشمی رفسنجانی از مقطع عملیات بدر سیاست جنگ تا یک پیروزی را اجرا کرد. اما هیچ کدام از عملیات‌هایی که برای پایان جنگ طراحی می‌شد، به نتایج مورد نظر دست پیدا نمی‌کرد و با شکست مواجه می‌شد. او در خرداد سال ۱۳۹۰ طی گفتگویی با سایت آینده به بخشی از تاریخ جنگ پرداخته و درباره عملیات بدر می‌گوید: " نتوانستیم به اهداف آن عملیات برسیم. حتی مشکلاتی هم درست شد. چون جبهه سختی در جزیره مجنون برای ما باز شد که تدارکش آسان نبود. [...] ولی پیشرفت خوبی داشتیم و از جهاتی هم مهم بود. چون منابع نفتی در آنجا خیلی زیاد است. آن موقع مطرح کردیم که اینجا می‌تواند هنگام ختم جنگ بابت غرامت واگذار شود."





او سپس به ماجرای فاو و عملیات والفجر هشت اشاره می‌کند: "آن سیاست یعنی گرفتن جاهای مهمی از خاک عراق، تا پایان جنگ ادامه داشت. می‌خواستیم جایی را بگیریم تا قدرت ما در بحث‌های سیاسی برای پایان جنگ زیاد باشد. در یک مقطع به سراغ فاو رفتیم. هدف ما رسیدن به‌ ام‌القصر بود تا دست عراق را به کلی از دریا قطع کنیم." هاشمی رفسنجانی می افزاید: "گفتیم که اگر به اهداف این عملیات برسیم، می‌توانیم به طرف ختم جنگ برویم. به علاوه در آن صورت همسایه کویت می‌شویم و قدرت سیاسی ما بالا می‌رود." اما حتی والفجر هشت هم به اهداف کامل عملیات دست پیدا نکرد.
اکبر هاشمی رفسنجانی در اینجا به نکته مهمی اشاره می‌کند: "عملیات خوبی بود و خوب هم انجام شد، ولی به همه اهدافش نرسیدیم. تا کارخانه نمک رفتیم که عراقی‌ها جلوی ما را گرفتند. بعضی‌ها آن موقع سوءظن داشتند و می‌گفتند: سپاه نخواست جنگ به مرحله‌ای برسد که تمام شود. من قبول نداشتم و هنوز هم قبول ندارم. می‌خواستند، منتها مشکل بود. البته فرماندهان سپاه بعد‌ها اعلام کردند:‌ ام‌‌القصر جزو اهداف ما نبود. به هر حال آنجا هم نشد."
رفسنجانی توضیح نمی‌دهد که چه کسانی معتقد بودند "سپاه نخواست جنگ به مرحله‌ای برسد که تمام شود"، اما شاید "وادی معادلات پشت جبهه" که سلیمی نمین از آن سخن گفته بود، اشاره به همین ماجرا باشد.
"سوء ظن"


در سال ۱۳۶۳ هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود نوشته بود: " حاج احمد آقا آمد. گفت آقای محسن رضایی فرمانده سپاه، مرتباً به امام نامه می‌نویسد که فشار و عجله در انجام عملیات نشود. سوء‌ظن دیگری برای بعضی پیش آمده که فرماندهان سپاه از طریق تأخیر در عملیات، در صدد کسب امتیازات بیشترند؛ من این سوءظن را قبول ندارم." (به سوی سرنوشت- ۲۷ مرداد ۱۳۶۳) رفسنجانی توضیح نمی‌دهد که فرماندهان سپاه احتمالا به دنبال چه امتیازاتی بودند.
والفجر هشت در فروردین ماه ۱۳۶۵ انجام شد. پس از آن، عملیات کربلای چهار طراحی شد تا با تسخیر بصره، امکان چانه‌زنی در مذاکرات صلح بالا رود. شکست در کربلای چهار سنگین‌ترین شکست ایران در تمام دوران جنگ است. نباید فراموش کرد که ماجرای مک‌فارلین هم در همین سال اتفاق افتاد. او در خرداد سال ۱۳۶۵ به ایران سفر کرده بود و به نظر می‌رسید که ایران تلاش می کند موازنه سیاسی را به سود خود تغییر دهد. اما افشای ماجرا همه چیز را تغییر داد.





در حالی که اختلاف فرماندهان نظامی و اکبر هاشمی رفسنجانی برای ادامه جنگ یا تلاش برای پایان آن با یک پیروزی بزرگ ادامه داشت، عملیات کربلای چهار شکستی بزرگ برای آن سیاست تلقی شد. هاشمی‌رفسنجانی در جایی گفته است: "دو عامل اساسی وجود داشت که تصمیم مناسبی برای پایان دادن به جنگ گرفته نشد. یکی سپاه بود که طرح پایان دادن به جنگ از نظر سپاه چیزی شبیه کفر بود. مساله بعدی امام بود که لحظه‌ای اجازه نمی‌داد درباره ختم جنگ بحث کنیم. در مجلس هم عده‌ای بودند به نام ‘مجمع عقلا’ و آقای روحانی [که برای پایان دادن به جنگ فعالیت می‌کردند]، امام آنها را سرجایشان نشاند." (روند پایان جنگ- محمد درودیان- مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ - ص۲۸)
گفته می‌شود که سپاه برای انجام عملیات کربلای چهار درخواست ۱۵۰۰ گردان داشت که برای تامین آن، جمع‌آوری حدود چهارصد و پنجاه هزار نیروی داوطلب ضروری بود. اما به دلیل عدم استقبال مردم، امکان بسیج این نیرو وجود نداشت و در نهایت عملیات با ۳۰۰ گردان انجام شد. (اطلس جنگ ایران و عراق- مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ - حسن دری) حتی همین بسیج نیرو هم بزرگترین نیرویی است که در تمام دوران جنگ اتفاق افتاده است. تلاش برای اعزام نیم میلیون داوطلب برای یک عملیات جنگی، نشان از استراتژی شبه نظامی سپاه پاسداران در تکیه به "امواج انسانی" در جنگ با عراق داشت.
آیت‌الله طاهری‌ اصفهانی‌، امام جمعه سابق اصفهان درباره تجربه خودش از این جنگ گفته است: "عملیات‌ کربلای‌ چهار بود. [...] به‌ خط‌ مقدم‌ که‌ رسیدیم‌، دیدم‌ که‌ عراقی‌ها از منورهایی‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ شب‌ را مانند روز روشن‌ می‌کند. به‌ خرازی‌ گفتم‌ خودت‌ را به‌ آقای‌هاشمی‌ برسان‌ و بگو که‌ عملیات‌ لو رفته‌ است‌. خرازی‌ رفت‌ و برگشت‌ و گفت‌ که‌ آقای‌هاشمی‌ گفته‌ که‌ من‌ مقلد امام‌ هستم‌ و باید عملیات‌ انجام‌ شود. من‌ پاسخ‌ دادم‌ که‌ امام‌ هم‌ اگر شرایط‌ را ببینند، اجازه‌ عملیات‌ نخواهند داد. اما به‌ هر حال‌ عملیات‌ انجام‌ شد. بچه‌های‌ ما چند دسته‌ بودند، گروهی‌ که‌ زیر آب‌ می‌رفتند و یک‌ لوله‌هایی‌ برای‌ نفس‌کشیدن‌ از بالای‌ سرشان‌ روی‌ آب‌ بیرون‌ می‌آمد و عده‌ای‌ هم‌ که‌ با قایق‌ می‌رفتند. عراقی‌ها این‌ لوله‌ها را می‌زدند و وقتی‌ بچه‌های‌ ما مجبور می‌شدند سرشان‌ را بالا بیاورند، آنان‌ را شهید می‌کردند. خلاصه‌ تعداد زیادی‌ از بچه‌های‌ ما را شهید کردند." (اعتماد ملی، ۹ خرداد ۱۳۸۵)
هاشمی رفسنجانی اما در خاطرات خود نوشته است: "ارتباط با قرارگاه مقدم نداشتیم. معلوم نبود که امشب حمله آغاز می‌شود یا خیر؟ آقای سنجقی را به منطقه فرستادیم. نزدیک ساعت ده خبر دادند که عملیات با نام کربلای چهار آغاز شده‌است؛ غافلگیر شدیم." (اوج دفاع- ۳ دی‌ ۱۳۶۵) مشخص نیست که عملیات بزرگ کربلای چهار پس از هماهنگی با هاشمی رفسنجانی - فرمانده جنگ - آغاز شده است یا نه؟ آیا فرماندهان سپاه حاضر به هماهنگی با اکبر هاشمی رفسنجانی نبودند؟







عبدالله عراقی از فرماندهان جنگ درباره فاجعه این عملیات می‌گوید: " کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند." او به‌یاد می‌آورد: "عملیات کربلای چهار به شدت در آن زمان گره خورده بود و مجبور بودیم نیروهای باقیمانده را که به ام‌الرصاص نفوذ کرده بودند از اروند دوباره عبور داده و بازگردانیم و این مهم با اولویت‌بندی رزمندگان صورت گرفت."(خبرگزاری فارس- ۵ دی ۱۳۹۱) با اولویت‌بندی رزمندگان، هزاران نیروی ایرانی در آن سوی اروند باقی ماندند و قتل عام شدند.
رفسنجانی بعدها در خاطرات خود نوشت: "آقای شمخانی اطلاعات لازم را در خصوص نتایج عملیات شکست خورده کربلای چهار داد. خیلی بدتر از آنچه تا به حال گفته‌بودند: نزدیک ۱۰۰۰ شهید و ۳۹۰۰ مفقودالاثر داشتیم که اکثر آنها را باید شهید حساب کرد و حدود ۱۱ هزار مجروح ." (اوج دفاع - ۲۵ اسفند ۱۳۶۵) عراق این درگیری را حصادالاکبر - دروی بزرگ - نامید. (مجله سیاست دفاعی - تابستان ۱۳۸۵ - شماره ۵۵- ص۱۴۴) چند روز بعد، عملیات همزمان ارتش برای تسخیر نفت‌شهر نیز با شکست مواجه شد. هاشمی رفسنجانی این عملیات را کربلای شش نامیده است. (اوج دفاع-۲۳ دی ۱۳۶۵)
با شکست سنگین کربلای چهار، فرماندهان جنگ تصمیم گرفتند که به فاصله دو هفته عملیات دیگری را با همان نیروها آغاز کنند. به گفته اکبر هاشمی رفسنجانی "آقایان [محسن]رضایی و [علی] شمخانی موافق و آقایان [غلامعلی] رشید و رحیم [صفوی] مخالف" بودند.(اوج دفاع- ۱۷ دی ۱۳۶۵)
از کربلای چهار به کربلای پنج

دو هفته بعد کربلای پنج آغاز شد که آن هم به اهداف خود نرسید و تلفات بسیار سنگینی داشت. حسین علایی از فرماندهان زمان جنگ، درباره عملیات کربلای چهار گفته است: " عملیات کربلای چهار که عظیم‌ترین بسیج نیرو برای آن در طول جنگ انجام شده بود، به موفقیت منجر نشد. بنابراین ما نتوانستیم شرایطی را فراهم کنیم که ارتش عراق دچار شکست فاحش بشود. [...] انجام عملیات کربلای چهار نشان داد که توان ما توان محدودی است. توان ما در همین حد است که یک عملیات بزرگی مثل فاو را انجام بدهیم." او همچنین با اشاره به تلفات گسترده نیروهای ایران در کربلای پنج می‌گوید: "عملیات کربلای پنج از نظر نظامی پیروزی است، اما هم ما و هم عراق از لحاظ قوا خیلی آسیب دیدیم."(خبرآنلاین- ۲۰ بهمن ۱۳۸۹)





بر اساس آمار رسمی بیش از یازده هزار نفر در کربلای پنج کشته یا مفقود‌الاثر شدند. به گفته رحیم صفوی در این عملیات "هفت هزار و ۶۵۱ رزمنده ایرانی به شهادت رسیدند که ۴۰۰ نفر از آنها از فرماندهان بودند. همچنین ۵۳ هزار و ۲۹۹ نفر مجروح و ۳ هزار و ۵۲۲ نفر نیز مفقودالااثر شدند." (ایرنا – ۲۴ دی ۱۳۸۹)
تکیه بر "امواج انسانی" در جنگ از سال ۱۳۶۳، موجب اعتراض‌هایی در درون سپاه شد. آیت‌الله منتظری در خاطرات خود می‌نویسد: "گاهی بعضی از فرماندهان در کارشان شبهه می‎کردند و می‎گفتند ما داریم زمینه کشته شدن بعضی از این جوان ها را فراهم می‎کنیم، امکانات به ما نمی‌دهند، به جای امکانات ما از نیروهای مخلص استفاده می‎کنیم، فرماندهی قوی نیست، برنامه‌ریزی‌ها قوی نیست، برنامه‌هایمان لو می‎رود،خیلی از برنامه‌هایی که تنظیم شده بود لو رفت و بچه‌های مردم شهید شدند." او می‌افزاید: " یک روز چهل نفر از اینها آمدند منزل ما و اشکالاتی داشتند که اشکالاتشان هم وارد بود، از امام هم وقت گرفته بودند که خدمت ایشان بروند اما مخالفان آنها این وقت را لغو کرده بودند، با این که از طرف امام به آنها قول داده شده بود ولی به آنها اجازه نمی‌دادند بروند حرفشان را بزنند، بعد اینها برگشتند رفتند به جبهه و خیلی از آنها شهید شدند، دل پرخونی داشتند از بی‌برنامگی‌ها، از خط بازی‌ها و مشکلات دیگری که وجود داشت." (خاطرات آیت‌الله حسینعلی منتظری- اتحاد ناشران ایرانی در اروپا- چاپ دوم – ص۳۱۷)
چند سال پیش محسن رضایی در یک سخنرانی خبر داد که در زمان جنگ و بعد از عملیات خیبر در میان فرماندهان سپاه، اختلافاتی وجود داشته است. او با اشاره به ماجرای پادگان ولی‌عصر گفته بود: "بعد از آن عملیات، ابهاماتی بین فرماندهان به‎وجود آمد، چون عملیات‌های بعد از فتح خرمشهر مثل رمضان، والفجر مقدماتی، والفجر۱ و خیبر به نتایج مطلوبی نرسیده بود، لذا بین برخی از فرماندهان همچون شهید رستگار و شهید بهمنی ابهاماتی به‏وجود آمده بود که باید به همین سبک به جنگ ادامه دهیم یا سبک دیگری را انتخاب کنیم. بنابراین اعتراضاتی در سپاه تهران شکل گرفت که این اعتراضات عمدتا درباره نحوه ادامه عملیات‌ها بود." محسن رضایی از حضور اکبر گنجی در میان معترضان هم خبر داده و گفته بود: "گروهی دیگر امثال اکبر گنجی که از همان ابتدا هم امام را قبول نداشتند، سپاه را ترک کردند و به جبهه هم نیامدند. " (خبرگزاری فارس- ۱۲ اسفند ۱۳۸۹)





گنجی بعدها در مقاله‌ای مفصل به محسن رضایی پاسخ داد و نوشت که عمده اختلافات او، رستگار و بهمنی با فرمانده سپاه چه بوده است. گنجی مهمترین دلایل اعتراض‌ خود و دوستانش را چنین شرح داده بود: "مدعای من- و جمع دیگری از همراهان- این بود که سپاه نباید در سیاست دخالت کند." و "دومین محل نزاع، موضوع جنگ بود. مدعای ما این بود که فرماندهی سپاه به آیت‌الله خمینی و مردم دروغ می‌گوید و دائماً پیروزی در جنگ را وعده می‌دهند. هر عملیاتی را آخرین عملیات و سرنگونی صدام قلمداد می‌کنند و هزاران تن را به کشتن می‌دهند." (رادیو زمانه- ۲۴ شهریور۱۳۹۲)
بر اساس آمار رسمی منتشر شده هزینه انسانی جنگ برای ایران، ۲۲۱ هزار و ۶۸۲ نفر کشته، ۵۵۴ هزار و ۸۵۸ جانباز و ۴۲ هزار و ۴۱ نفر اسیر بود. به گزارش خبرگزاری مهر "آمار جانبازان مطرح شده از سوی بنیاد شهید آمار واقعی نیست، چرا که بسیاری از قربانیان جنگ تحمیلی هیچ اقدامی برای ثبت نام خود در لیست جانبازی و قربانیان جنگ نکرده‌اند." (یکم مهر ۱۳۹۱) اواخر آذرماه گذشته نیز هماهنگ کننده امور حمایتی و جستجوی کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در ایران خبر داد: "از مجموع ۶۰ هزار نفر مفقودین نیروهای ایرانی و عراقی در جریان جنگ هشت ساله، حدود ۱۰ هزار نفر از آنها مربوط به ایران است." (ایرنا- ۲۴ آذر ۱۳۹۲)
صدها هزار کشته و زخمی در جنگ، نتیجه استراتژی شبه‌نظامی ایران در استفاده از "امواج انسانی" برای مقابله با ارتش عراق بود.
سعید حجاریان زمانی گفته بود: "من چند بار در شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد دادم که بیاییم صادقانه جنگ را نقد کنیم. الان نمی‌خواهیم کسی را کیفر و پاداش دهیم، اما ببینیم کجاها ضعف داشتیم، کجاها استراتژی ما اشتباه بود، کجا می‌توانستیم قطعنامه را بپذیریم، کجا نمی‌بایست بپذیریم، ما همه‌اش جنگ را توصیف کردیم، در حالی که مهم، تبیین است." او تاکید داشت: "ما نقد جانانه نکردیم و تا نقد نکنیم مشکلات به قوت خود باقی است. اگر خدای نکرده دوباره درگیر جنگ جدیدی بشویم، دوباره همان استراتژی امواج انسانی دنبال خواهد شد؟" (روزنامه نوروز –ویژه جنگ- ۲ مهر ۱۳۸۰)
تاکید روحانی به خاتمه جنگ

هاشمی رفسنجانی در آخرین روز سال ۱۳۶۵ در خاطرات خود می‌نویسد: "سال ۶۵ هم تمام شد، اما امیدهایی که به ختم جنگ با یک پیروزی قاطع داشتیم، ناتمام ماند. [...] ناکامی در [عملیات] کربلای چهار مشکل آفرین شد و خوشبختانه با تصمیم خوب ادامه عملیات در قالب عملیات کربلای پنج، تا حدود زیادی ناکامی کربلای چهار را جبران کرد، لکن نتوانستیم به همه اهداف کربلای پنج برسیم که کنترل کامل بصره و کوتاه کردن دست صدامیان از دریا بود." (اوج دفاع-۲۹ اسفند ۱۳۶۵)
سال بعد و پس از آنکه مشخص شد امکان پیروزی بزرگ وجود ندارد، تلاش‌های سیاسی در درون حکومت برای پایان جنگ بیشتر شد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود می‌نویسد: "عصر با دکتر روحانی، مدتی در محل سپاه قدم زدیم و درباره جنگ و مشکلات ادامه آن و نداشتن راهی برای ختم جنگ بحث کردیم. ایشان تقریباً معتقد است جنگ را باید از موضع قدرت خاتمه بدهیم و منتظر فتح سرنوشت‌ساز نمانیم، ولی چون برخلاف نظر امام است، صراحت ندارد." (دفاع و سیاست،۲۱ فروردین ۱۳۶۶)
طولانی شدن جنگ، سیاست "جنگ تا یک پیروزی" را هم نافرجام کرده بود. بعد از عملیات والفجر۱۰ در منطقه حلبچه، عراق بصورتی گسترده به فاو حمله کرد و آن منطقه را پس گرفت. به این ترتیب موازنه قوا کاملا به سود دشمن برهم خورد و ارتش عراق پس از آن توانست تمام مناطق اشغال شده توسط ایران را بازپس گرفته و حتی بار دیگر وارد خاک ایران شود. چاره‌ای جز پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نمانده بود. (مجله مطالعات راهبردی بسیج - پاییز ۱۳۸۵ - شماره ۳۲- ص۱۴۰)
محسن رضایی دراینباره گفته است: "آن زمانی که امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته، ایران در اوج شکست‌های خودش بوده و در مردادماه که جنگ تمام می‌شود، ایران در اوج پیروزی‌های خودش بوده" (خبرآنلاین- ۲۶ تیر۱۳۸۹) فرماندهان نظامی سپاه پاسداران هنوز هم می‌کوشند که پایان جنگ را در "اوج پیروزی" تصویر کنند.


امضاء محفوظ
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-15-2014, 06:44 PM   #2
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

با این فرهنگ مشکلدار ایرونی چه کنیم؟ فرهنگی که توهم از سر و رویش می بارد. حتی کشته شدن هزاران انسان هم نمی تواند مغز برخی ها را تکان دهد و اقرار به ضعف خود کنند. فرهنگی که توهماتش به هزاران کشته جنگی و هزاران معتاد سرخورده منجر شده است و ... فرهنگی که به زیردست زور میگوید و حرف غیرمنطقی میزند (امواج انسانی در جنگ و ...) اما از بالادست زور میشنود و جرئت بیان آزاد نظرش را ندارد و هر چه که هزینه میدهد عبرت نمیگیرد ... ای وای از این روزگار ...
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-17-2014, 05:51 PM   #3
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,701
تشکرها: 14,151
در 2,496 پست 13,689 بار تشکر شده
Points: 29,720, Level: 99
Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

"اصولا ادعایی "درست" است که مایه ی خرسندی ما شود وگرنه دروغی بیش نیست!"
هیچ سازمان و هسته ی انسانی ای وجود ندارد که در آن انسانها با هم صددرصد هم باور و کاملا موافق یکدیگر باشند. همچنین همیشه و در همه ی گروهها و سازمانها هستند برخی که با برخی دیگر به هر دلیلی سازگارترند و با برخی دیگر هم برعکس. اینها همگی ویژگی های انسانی است و در همه ی سازمانها و جامعه های انسانی وجود دارد. حالا این سازمان یا گروه یا دسته انسانی می خواهد دولت باشد یا سپاه یا ارتش یا هرچیز دیگر. ما نمی توانیم و نباید انتظار داشته باشیم که چون جنگ بود و انقلاب و عده ای هم نمازخوان و ضدشاه، ناگهان همه سپاهی ها، ارتشی ها و سیاست گذاران خصیصه های سرشتین شان را کنار بگذارند و دردم به آدم آهنی هایی کاملا هم عقیده و با انگیزهای یکسان تبدیل شوند! اینکه ما ایرانی ها معمولا انسانها را بدلیل انسان بودنشان نکوهش می کنیم نگران کننده است!
پس اختلاف نظر و اصلا اصطکاک های شخصیتی و درونی طبیعی است همانطور که تشکیل شبکه های درون سازمانی و برخورد منافع طبیعی است. البته این مساله هم هست که ما ایرانی ها دوست داریم همیشه پس از پایان ماجرا انگشت اتهام را به سمت بغل دستی نشانه برویم.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-17-2014, 06:31 PM   #4
sayeh
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 96
تشکرها: 279
در 89 پست 400 بار تشکر شده
Points: 7,003, Level: 55
Points: 7,003, Level: 55 Points: 7,003, Level: 55 Points: 7,003, Level: 55
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نوشتن در مورد این جنگ شبیه از دست دادن دوباره عزیزان است و تازه کردن دردها .
واقعیت این جنگ لعنتی آن است که یطرف میخواست انقلاب خود را صادر کند و طرف دیگر هم میخواست که شکستی را که در الجزایر پذیرفته بود التیام و تکه ای از خاک ایران را هم ضمیمه خاک خود کند. آمریکا هم با مشاهده این بگو مگو ها و با در نظر گرفتن گرونگانگیری کارمندان سفارت خود در تهران و نیز برای جلو گیری از رشد انقلاب ایران با دیدن این در گیریهای لفظی بین ایران و عراق به سفیری رامزفیلد پرید وسط میدان و بر آتش سوسو زننده این جنگ دمید تا شعله ور تر و شعله ورتر گردد و زبانه بکشد . نتیجه همه این ندانمکاریها در رابطه با سیاست هم برایمان مشخص است. در این میان این فرزندان محروم دو ملت ایران و عراق بودند که تا وان این سیاستها را دادند و هزاران هزار بار در میدانهای نبرد نابرابر تکه تکه شدند و مظلومانه در خون خود غلتیدند . رفسنحانی سالیانی بعد در یک نماز جمعه اعتراف کرد که اگر مسئولیتن ایران بعد از انقلاب از تجربه کافی برخوردار بودند میتوانستند که از بروز این جنگ جلو گیری نمایند . همه نارسائیها بی تجربگیها ندانمکاریها دست در دست هم دادند و این جنگ لعنتی آغاز شوم خود را یافت .
__________________

sayeh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از sayeh بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-17-2014, 07:40 PM   #5
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
هیچ سازمان و هسته ی انسانی ای وجود ندارد که در آن انسانها با هم صددرصد هم باور و کاملا موافق یکدیگر باشند. همچنین همیشه و در همه ی گروهها و سازمانها هستند برخی که با برخی دیگر به هر دلیلی سازگارترند و با برخی دیگر هم برعکس. اینها همگی ویژگی های انسانی است و در همه ی سازمانها و جامعه های انسانی وجود دارد. حالا این سازمان یا گروه یا دسته انسانی می خواهد دولت باشد یا سپاه یا ارتش یا هرچیز دیگر. ما نمی توانیم و نباید انتظار داشته باشیم که چون جنگ بود و انقلاب و عده ای هم نمازخوان و ضدشاه، ناگهان همه سپاهی ها، ارتشی ها و سیاست گذاران خصیصه های سرشتین شان را کنار بگذارند و دردم به آدم آهنی هایی کاملا هم عقیده و با انگیزهای یکسان تبدیل شوند! اینکه ما ایرانی ها معمولا انسانها را بدلیل انسان بودنشان نکوهش می کنیم نگران کننده است!
پس اختلاف نظر و اصلا اصطکاک های شخصیتی و درونی طبیعی است همانطور که تشکیل شبکه های درون سازمانی و برخورد منافع طبیعی است.
ای کاش این واقعیت آشکار و بدیهی در زمان جنگ، نه تنها در جبهه ها، بلکه در پشت جبهه ها هم محترم شمرده میشد. نشاط فضای سیاسی و اجتماعی به بهانه اینکه جنگ شده، پژمرده نمیشد. در اختلاف نظرات حزبی و جناحی طرف را به خیانت به خون رزمندگان و کارشکنی در جنگ و ستون پنجم دشمن بودن و ... متهم نمیکردند.
.
خارج از موضوع خواهد شد، اما همان تنگ نظریها، کج سلیقگی ها، توهم ها، لاف زدن ها، محاسبات اشتباه که کردند کشور را تباه، زیرآب زدنها، حق خوریها، ... که در آن زمان بود، در سالهای بعد هم دیده شد و میشود که کشور هنوز از باتلاق مشکلات بیرون نیامده و در آنها دست و پا میزنیم.
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-17-2014, 10:22 PM   #6
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,701
تشکرها: 14,151
در 2,496 پست 13,689 بار تشکر شده
Points: 29,720, Level: 99
Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
خارج از موضوع خواهد شد، اما همان تنگ نظریها، کج سلیقگی ها، توهم ها، لاف زدن ها، محاسبات اشتباه که کردند کشور را تباه، زیرآب زدنها، حق خوریها
mansouryar گرامی
واقعا این "حق" چیست؟! کیست که واقعا بتواند "حق سره" را شناسایی کند و دچار پیشداوری هایی نشود؟ از نگاه من این حق چیزی نیست مگر برداشتهای شخصی ما از یک پدیده ی موهوم و پیچیده ی حل ناپذیر...
معمولا چون ما توانایی خوانش نیت درونی بسیاری از انسانها را نداریم و ازقضا از موقعیت واقعی آنها آگاه نیستیم، بعید است بتوانیم مفهوم هایی چون لاف زدن، توهم و دیگر چیزهایی را که فرمودید بطور شسته و رفته شناسایی و بعد هم تعریف کنیم. قضیه پیچیده است.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-18-2014, 01:37 AM   #7
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
mansouryar گرامی
واقعا این "حق" چیست؟! کیست که واقعا بتواند "حق سره" را شناسایی کند و دچار پیشداوری هایی نشود؟ از نگاه من این حق چیزی نیست مگر برداشتهای شخصی ما از یک پدیده ی موهوم و پیچیده ی حل ناپذیر...
شمشیری گرامی، بله قضیه آن چنان ساده هم نیست. اما به نظرم برخی چیزها را باید به عقل سلیم واگذار کرد. مثلا مخالفین نجیبی چون نهضت آزادی حق داشتند به جنگ انتقاد کنند و حق نبود سرکوب شوند. مطبوعات آن دوره حق داشتند به عملیاتهای نظامی انتقاد کنند و متهم به تضعیف روحیه سربازان نشوند. شاید این کار موجب تجدیدنظر در برخی راهبردهای جنگ میشد و جلوی آسیبهای بیشتری گرفته میشد. مثلا بهانه "تنبیه متجاوز" برای ورود به خاک عراق شاید در نگاه اول جالب باشد، اما اکنون معلوم شده چه فجایعی به بار آورده، میشد در لب مرز بمانیم و از داخل قوای خود را تقویت کنیم تا صدام بترسد، نه اینکه به هوس گوشمالی صدام وارد خاک عراق بشویم.

حق مردم این بود شادی کنند، نه اینکه تا صدای خنده و موسیقی بلند شود عده ای (کمیته؟) بریزند و بساط خوشی ملت را جمع کنند که جوانان در جبهه ها دارند شهید میشوند آنوقت شما چرا سر خوش هستید؟! اصلا چرا زنده هستید و هنوز شهید نشده اید؟ بسیجیان با وجود رشادت در جبهه ها حق نداشتند این کار را چماق کنند و به خانمهای بدحجاب بتازند که چرا لباستان این طور است؟ باید میفهمیدند این مسائل ربطی به هم ندارد.

اکنون شما میبینید در بعضی کشورهای متمدن و بالغ، مردم در اعتراض به نیروهای نظامی نظرشان را بیان میکنند و ترسی ندارند، همچنین رسانه ها. تظاهرات میشود و حتی برخی نمی پذیرند به اجبار به جبهه بروند و مشکلی هم پیش نمیاید. با اتمسفر دهه 60 در ایران همه این خرده گیران و معترضان را باید به گلوله می بستند که چرا فداکاری سربازان در حال جنگ را زیر سوال برده و نظر دیگری دارند!
نقل قول:
معمولا چون ما توانایی خوانش نیت درونی بسیاری از انسانها را نداریم و ازقضا از موقعیت واقعی آنها آگاه نیستیم، بعید است بتوانیم مفهوم هایی چون لاف زدن، توهم و دیگر چیزهایی را که فرمودید بطور شسته و رفته شناسایی و بعد هم تعریف کنیم. قضیه پیچیده است.
باز هم مثال میزنم: توجه کرده اید سالهاست عبارت پیروزی در جنگ را در تبلیغات رسمی به کار نمی برند. بله اگر ملاک عدم واگذاری خاک باشد، ایران پیروز شد. اما اگر ملاک شعارهای تخیلی چون تسخیر کربلا و آزادسازی قدس و رفع فتنه از عالم و ... باشد، ایران شکست سختی خورد. منظور مشخص من از لاف زدن چنین شعارهایی بود. یا توهم "تنبیه متجاوز" که فراتر از توان نظامی ما بود.
اکنون هم متاسفانه این پدیده را می بینید و خسارتهای وارده درس عبرت نشده است. مثلا بعد از احمدی نژاد که مجسمه توهم بود، روحانی به تازگی در خوزستان گفته توافق ژنو یعنی پیروزی ما و تسلیم غرب! اجباری نبود برای اینکه به مردم سختی کشیده خوزستان غرور بفروشد، چنین حرفی را بزند که بهانه دست تندروهای آنطرفی باشد که اینها تحریم انگار کمشان است. چه نیازی است جلوی عشایر لر و عرب و بختیاری برای 6 کشور قوی دنیا رجز بخواند؟ چرا سطح امور خطیر مملکتی مانند پرونده هسته ای را به سطح گرم کردن مجلس یک جلسه استانی با معدودی مخاطب غیرکارشناس پایین میاورند؟
کدام پیروزی؟ اصلا وضع فعلی ایران کدام پیروزی را دارد؟ در مقایسه با سوریه بله ما برد کردیم، ولی در مقایسه با دیگر کشورها چه؟ چرا نباید شهرهای بزرگ ما به آبادی دبی باشد، توان اقتصادی ما شبیه قطر باشد، رفاه مالی اندازه کویت، اعتبار بین المللی مانند عمان و ترکیه و فناوری ما به پیشرفتگی اسرائیل و آزادی اجتماعی و رسانه ای ما شبیه لبنان؟ اگر قرار به مقایسه باشد باید با این همسایگان خود را مقایسه کنیم، نه اینکه چون مثل سوریه (یا عراق و افغانستان) نشدیم پس غرب کم آورده؟! بله درست می فرمایید، بحث پیچیده است و همچنین طولانی میتواند بشود ...
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-18-2014, 11:00 AM   #8
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,852
تشکرها: 23,344
در 4,524 پست 26,545 بار تشکر شده
Points: 64,126, Level: 100
Points: 64,126, Level: 100 Points: 64,126, Level: 100 Points: 64,126, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

از دي ماه 1365 تا اسفند همان سال خيلي ها در محله كوچك ما عزادار بودند بدون اينكه بخواهند يا مجال اين را داشته باشند كه به اين فكر كنند كه "حق" چيست
جوانان محله ما وقتي شهادت عباس رعيتي پدر حمزه را ديدند كه در چگونه مظلومانه به شهادت رسيدند ، به اين فكر نكردند كه آيا استراتژي جنگ درست بود يا غلط ، ترديد نكردند و از جبهه ها برنگشتند
چند وقت بعد در عمليات كربلاي 5 وقتي برادرم شهيد شد ، سه برادر ديگرم پوتين هايشان را آويزان نكردند و برنگشتند تا به اين فكر كنند از دست رفتن عزيزشان حق بود يا ناحق
حقيقت از ديد مردمان آن محله كوچك از دست رفتن حسين موقر و اصغرارمك و علي خيرخواهان و علي قانعي محمد حسين زاده و ...... برادارن من و عباس و محمد و جواد بودند
مرداني كه فقط ميجنگيدند ، به قرارداد الجزاير حتي فكر هم نميكرد ، چون دشمن پشت دروازه هاي شهر بود
حقيقت در آنروزها مردانگي غلام اوصيا فرمانده گروهاني بود كه دوستان نزديكش برايم گفتند وقتي از بين دو زخمي ( برادر خودش و ديگري ) ديگري را به دوش گرفت و از زير گلوله باران به عقب كشيد و وقتي برگشت تا برادر خودش را هم برگرداند برادرش نفس به نفس ملائك داده بود
حقيقت آنروز ها مفقود الاثر شدن برادر من بود كه تا ده سال بعد حتي استخواني از او نبود تا غروب هاي پنجشنبه ي مادر مرا قراري باشد(و كيست كه بداند مادر باشي و فرزند از دست داده باشي و غروب پنجشنبه باشد و مزاري را براي درد دل نداشته باشي كه بروي ، كه حرف بزني كه گريه كني تا سبك شوي )
حقيقت اما اين روزها انگار كمي دچار تغيير شده ، حقيقت را سخت ميشود بين خاطرات آقاي هاشمي كه كيلومتر ها از فرماندهان و صحنه جنگ دور بوده يافت ، با اينحال ، خاطرات او را كه ميخوانيد ، بد نيست غروب ها پنجشبه سري هم به بهشت زهرا بزنيد و خاطرات مادران هنوز داغذار را هم بشنويد
حقيقت آنروزها فرماندهاني چون همت و باكري و زين الدين و باقري و .... بودند كه خدا را شكر نيستند تا متهم به متوهم بودن نشون

خون آنروز هاي برادران من و شما حرمت دارد و خاطراتش درد
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-18-2014, 12:23 PM   #9
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,146
تشکرها: 14,525
در 3,990 پست 18,695 بار تشکر شده
Points: 38,729, Level: 100
Points: 38,729, Level: 100 Points: 38,729, Level: 100 Points: 38,729, Level: 100
Activity: 30%
Activity: 30% Activity: 30% Activity: 30%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

حق با همه دوستان است, این دردی است که تا آخر عمرمان همه ما را همراهی خواهد کرد و استخوانهای شهدای این جنگ که هنورز بعد از گذشت 25 سال از آن دوران در شهر ها وکوی و برزن حمل میشوند با زهم برای یک سیاست بخصوصی انجام میگیرند.

درد من و شما از آنجا هم بیشتر و بیشتر میشود که در مورد این جنگ تا کنون بصورت بی طرفانه کسی وارد بحثی تاریخی و علمی نشده است. آنچیزی که همه میدانند اسم یک "جنگ تحمیلی" است و بس و در پی آن شعارهائی که همه از آن آگاهی داریم. ولی اینکه چه عواملی باعث بروز این جنگ شد را کسی تا بحال بصورت علمی و بی طرفانه مورد بر رسی قرار نداده است. این قبیل مسائل هم بدبختیهای یک جامعه عقب مانده شبیه جامعه ماست که با بت سازیهای خود, خود را در منگنه قرار میدهد ویارای بررسی درست وقایع و توان گره گشائی واقعی برای جامعه خود را از دست میدهد!

بعنوان مثال:
- بلافاصله بعد از انقلاب چرا میبایست که دست رد به سینه صدام حسین که بعد از انقلاب خواهان آمدن به ایران و تبریک گوئی انقلاب بود زده میشد و به وی این چنین از جانب ایران توهین میشد؟ اگر ما خود را وصی مردم عراق نمیدانستیم, آیا بهترین روش این نبود که حتی خودمان وی را به تهران دعوت میکردیم و از وی نه بعنوان یک دیکتاتور احمق بلکه بعنوان رئیس جمهور کشور همسایه (چه ما میخواستیم و چه نمیخواستیم وی این مقام را داشت) آنهم در جهت بهبود روابط و جلو گیری از همه دسیسه هائی که از جانب ضد انقلاب و مخالفین انقلاب ایران در خارج از مرزهای ایران در حال شکل گرفتن بود پذیرائی محترمانه میکردیم؟ ما نه اینکه دست رد به سینه وی زدیم, بلکه با

- سیاست صدور انقلاب که در آن روزها غیر از عراق نمیتوانست به جای دیگری صادر شود در تحریک صدام حسین برای حمله به ایران خودمان نقش تعیین کننده ای را بازی کردیم و با

- حمله و یورش به سفارت آمریکا بعنوان "بخشی از خاک و حاکمیت آمریکا" علنآ خودمان به آمریکا اعلام جنگ دادیم و با گرونگانگیری و چرخاندن آنها در مقابل دروربینهای بین المللی حتی زمینه یک تهاجم وحشتناک نظامی آمریکا به ایران را خود با دست خود فراهم کردیم که اگر در آن دوران رئیس جمهوری مثل بوش بر سر کار بود میتوانست ایران را تار و مار هم بکند! شانس آوردیم که جیمی کارتر این انسان صلح دوست بر سر کار بود و نه فرد دیگری. که اگر هم به ایران حمله میشد در سطح بین المللی مقصر ما بودیم و نه آمریکا! و نیز

- شعارهای منفی و بعضآ مزخرفی که بصورت میلیونی در دهان مردم و رسانه انداخته شده بود چه نقشی در دشمن سازی دیگران با انقلاب ایران بازی کرده و آتش این جنگ را شعله ور تر کرده بود؟

بدبختی فرهنگی ما ملت در این است که همواره خود تقصیری را به گردن نمیگیریم و برایمان خیلی ساده و گوارا است که تقصیر و نتایج همه ندانمکاریهای خود را به گردن این و آن بیندازیم! و این روش هم گویا در سیستم ذهنی ما به روش معمول بدل شده و در انتخاب این روش گویا از بخشهای تحتانی مغز خود و نه از قشر حاکستری آن کمک میگیریم! و در نتیجه به این سرنوشت همیشگی بدبختی دچار میشویم که:

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند


این قبیل مسائل هم بعد از دردهای آن جنگ ویران کننده, خودشان دردهای تاریخی ما هستند و زجر آور هم. چرا مسائل دوران بعد از انقلاب حد اقل یک بار هم که شده بصورت علمی و بی طرفانه مورد نقد علمای سیاست, تاریخ, سوسیولوژی و روانشناسی قرار نگرفته است؟ بنظر میرسد که دلیل اصلی آن باشد که متاسفانه در میان این اندیشمندان به اندازه کافی برای ورود به این مسائل آزادی فکری و گسستن از دگم های شناخته شده احساس نمیشود. آیا بعد از اینهمه شهید و قربانی از همه خانواده های ایرانی و حتی عراقی ضرورت یک بررسی علمی و حقیقی در این مورد احساس نمیشود؟ داستان هنوز تمام نشده است و اگر روزی بررسی درست نشود بصورت یک غده درد و زجر آور در تن تاریخی ایران خواهد ماند.

.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 12:46 PM   #10
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,701
تشکرها: 14,151
در 2,496 پست 13,689 بار تشکر شده
Points: 29,720, Level: 99
Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
شمشیری گرامی، بله قضیه آن چنان ساده هم نیست. اما به نظرم برخی چیزها را باید به عقل سلیم واگذار کرد. مثلا مخالفین نجیبی چون نهضت آزادی حق داشتند به جنگ انتقاد کنند و حق نبود سرکوب شوند. مطبوعات آن دوره حق داشتند به عملیاتهای نظامی انتقاد کنند و متهم به تضعیف روحیه سربازان نشوند. شاید این کار موجب تجدیدنظر در برخی راهبردهای جنگ میشد و جلوی آسیبهای بیشتری گرفته میشد.
درباره ی اینکه فرمودید نباید پنجره های نقد بسته می شد و نباید عده ای سرکوب می شدند، با شما مخالفتی ندارم. اما، یک نکته و آن اینکه پیش از داوری در این باره، بدنیست سطح بلوغ فکری ما مردم ایران را هم در نظر بگیریم. می شود از یک کودک 4 ساله انتظار داشت مانند یک مرد 40 ساله به کنشهای زندگی واکنش نشان دهد؟ باید بپذیریم که بلوغ فکری اجتماع ایرانی پایین تر از آن چیزی بود که بتواند چیزهایی را که فرمودید هضم کرده و بپذیرد. به نظر من این اراده ی شیطانی نبود بلکه نابالغی بود ناشی از دلیلهایی که جای بحثش اینجا نیست. اما امروز، مرکز تاریخ نیست و بالاخره ما هم "خواهیم رسید". پرسش اصلی این است که "کِی"؟

نقل قول:
مثلا بهانه "تنبیه متجاوز" برای ورود به خاک عراق شاید در نگاه اول جالب باشد، اما اکنون معلوم شده چه فجایعی به بار آورده، میشد در لب مرز بمانیم و از داخل قوای خود را تقویت کنیم تا صدام بترسد، نه اینکه به هوس گوشمالی صدام وارد خاک عراق بشویم.
اگر آنروز ما فرصت "جانگیری" دوباره را به صدام می دادیم، اعراب و غرب آنچنان او را "روبراه" می کردند که اینبار ممکن بود تا مرزهای اصفهان هم پیش بیاید. شوخی نبود، دلارهای کویت و عربستان سرازیر شده بود و سلاحهای فرانسه و انگلیس و آمریکا از سوی دیگر؛ و مشخصا صدام هم نیروهایش را بازسازی می کرد. برخی فرصتها تنها یکبار پیش می آیند و درهرصورت باید ریسک های محاسبه شده ای را پذیرفت. شما ریتم ِبازی را بدست می گیرید و چارچوب آن را تغییر می دهید و گاهی سودمند است. همچنین، "هیچکس" نمی تواند پیش بینی کند چنانچه ما آنروز آهنگِ ورود به عراق را نمی کردیم، چه فرجامی پیش می آمد. شاید اوضاع بدتر می شد؟ درباره ی یک دنیای "انتزاعی" و گزینه های آن، هیچ چیز قطعی نیست. اصولا زمانیکه تصمیمی گرفته شد، دیگر ایجاد جو دودلی و ابهام در آن به صلاح نیست؛ آنهم در شرایطی که منابع ما محدود است و منابع طرف مقابل، نسبتا نامحدود.
یک اشتباه شناختی که گاهی پیش می آید این است که ما می پنداریم اگر در گذشته گزینه ی دیگری را برگزیده بودیم، دیگران نیز به همین شکل امروزیشان باقی می ماندند "پس" تصمیم ما بهینه نبوده است؛ اما غافل از آنکه در اصل این خود "گزینش" های ما هستند که رفتارهای کنونی دیگران را ساخته است.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 05:02 PM   #11
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
بدنیست سطح بلوغ فکری ما مردم ایران را هم در نظر بگیریم. می شود از یک کودک 4 ساله انتظار داشت مانند یک مرد 40 ساله به کنشهای زندگی واکنش نشان دهد؟ باید بپذیریم که بلوغ فکری اجتماع ایرانی پایین تر از آن چیزی بود که بتواند چیزهایی را که فرمودید هضم کرده و بپذیرد. به نظر من این اراده ی شیطانی نبود بلکه نابالغی بود ناشی از دلیلهایی که جای بحثش اینجا نیست. اما امروز، مرکز تاریخ نیست و بالاخره ما هم "خواهیم رسید". پرسش اصلی این است که "کِی"؟
در تئوری که ما خیلی ادعا داریم تمدن باستانی فلان داریم و میراث اسلامی چنان داریم. پس چه شد؟ خفقان سیاسی زمان شاه جلوی بلوغ جریانات سیاسی را گرفته بود و ویروس منحوس چپگرایی هم زیانهای عظیمی زد. جریانات اسلامی هم تعریفی نداشتند. ما که ادعای زیاد داریم، چرا مانند افریقای جنوبی نشدیم که شاید بعضی عوام یاد آدمخواری و قبیله گرایی بیفتند، وقتی نام افریقا را میشنوند. آنجا ماندلا داشت که افتخار نوع بشر شد، ما هم گروههای مذهبی مانند مجاهد خلق و پیرو خط امام و موتلفه و غیره را داشتیم که بعد از پیروزی به جان هم افتادند و تا میتوانستند از هم کشتند! آنجا ماندلا زندانبانش را بخشید و پس از یک دوره قدرت کنار رفت، اینجا هم با بسم قاسم الجبارین کار را دست امثال خلخالی دادند که معرف حضور هست. اینکه میفرمایید "خواهیم رسید"، دقیقا از زمانی شروع میشود که گذشته پر درد و رنج را نقد کنیم و عبرت بگیریم.
نقل قول:
اگر آنروز ما فرصت "جانگیری" دوباره را به صدام می دادیم، اعراب و غرب آنچنان او را "روبراه" می کردند که اینبار ممکن بود تا مرزهای اصفهان هم پیش بیاید. شوخی نبود، دلارهای کویت و عربستان سرازیر شده بود و سلاحهای فرانسه و انگلیس و آمریکا از سوی دیگر؛ و مشخصا صدام هم نیروهایش را بازسازی می کرد. برخی فرصتها تنها یکبار پیش می آیند و درهرصورت باید ریسک های محاسبه شده ای را پذیرفت. شما ریتم ِبازی را بدست می گیرید و چارچوب آن را تغییر می دهید و گاهی سودمند است. همچنین، "هیچکس" نمی تواند پیش بینی کند چنانچه ما آنروز آهنگِ ورود به عراق را نمی کردیم، چه فرجامی پیش می آمد. شاید اوضاع بدتر می شد؟ درباره ی یک دنیای "انتزاعی" و گزینه های آن، هیچ چیز قطعی نیست. اصولا زمانیکه تصمیمی گرفته شد، دیگر ایجاد جو دودلی و ابهام در آن به صلاح نیست؛ آنهم در شرایطی که منابع ما محدود است و منابع طرف مقابل، نسبتا نامحدود.
یک اشتباه شناختی که گاهی پیش می آید این است که ما می پنداریم اگر در گذشته گزینه ی دیگری را برگزیده بودیم، دیگران نیز به همین شکل امروزیشان باقی می ماندند "پس" تصمیم ما بهینه نبوده است؛ اما غافل از آنکه در اصل این خود "گزینش" های ما هستند که رفتارهای کنونی دیگران را ساخته است.
اکنون که نتایج فاجعه بار اقدام "تنبیه متجاوز" و "داخل شدن به خاک عراق" آشکار شده، انتظار نداشتم این استدلال را مطرح کنید. رزمندگان از پیروزی یکی دو عملیات سرمست شدند و خیال کردند حالا که اینجوره پس تا بغداد بتازیم! در نوشته نخست هم می بینید برای خودنمایی نیروهای سپاه وارد خاک عراق شدند و شکست خوردند، اما ارتش توان نداشت شهر ایرانی نفت شهر را آزاد کند، یعنی اشتباه در تعیین اولویت ها.

من هم این جمله را قبول دارم که "اگر خواهان صلح هستی، آماده جنگ باش"، اما ورود به خاک عراق برای امتیازگیری یا دیگر موهومات نشان میدهد ایران خواهان صلح نبود. میتوانست وقتی خاک ایران آزاد شد، در داخل بماند، در صنایع نظامی پیشرفت کند، جلوی نابودی بیشتر استانهایمان بر اثر جنگ را بگیرد. اقتصاد را تقویت کند، با قدرتهای جهانی رابطه را قوی کند (آن زمان ما با همه قدرتها سر جنگ داشتیم و به زمین و زمان فحش میدادیم! بقای ایران واقعا یک شانس و معجزه است. البته تا پیش از جریان هسته ای ایران را خیلی جدی نمی گرفتند) و از همه مهمتر، در داخل رضایت مردم را کسب کند. خب وقتی صدام میدید مردم از حکومت راضی اند و توان نظامی خوب است، جرئت حمله دوباره نداشت. ولی وقتی بخاطر نارضایتی مردم نیروهای جبهه کم میشد و بخاطر ندانمکاری در پایان جنگ بند پوتین هم برای سربازان نداشتیم، صدام دوباره فکر حمله میکرد، طبیعی هم بود.
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 05:56 PM   #12
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,701
تشکرها: 14,151
در 2,496 پست 13,689 بار تشکر شده
Points: 29,720, Level: 99
Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99 Points: 29,720, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
کنون که نتایج فاجعه بار اقدام "تنبیه متجاوز" و "داخل شدن به خاک عراق" آشکار شده، انتظار نداشتم این استدلال را مطرح کنید. رزمندگان از پیروزی یکی دو عملیات سرمست شدند و خیال کردند حالا که اینجوره پس تا بغداد بتازیم! در نوشته نخست هم می بینید برای خودنمایی نیروهای سپاه وارد خاک عراق شدند و شکست خوردند، اما ارتش توان نداشت شهر ایرانی نفت شهر را آزاد کند، یعنی اشتباه در تعیین اولویت ها.
mansouryar گرامی؛
در اینکه نتیجه ی جنگ ما فاجعه بار بود شکی نیست و این برای ایران و عراق هردو صادق است، اما سوال این است، اگر این راه را نمی رفتیم از کجا و بر اساس چه مستنداتی می توان به این برداشت قطعی رسید که "نتیجه ی فاجعه بار تری" ببار نمی آمد؟
در مورد اینکه آیا همه ی رزمندگان از پیروزی ها سرمست شده بودند یا خیر و اینکه اصلا چنین چیزی زمینه ساز "فاجعه" شده باشد یا نه، نمی توان با یکی دو نوشته ی اینچنینی آنهم با "امضای محفوظ" به قاضی رفت. این منصفانه نیست که همه ی شخصیت رزمندگان را در عده ای سرمست خودنما جمع کنیم که می خواهد برای ارضای روحیه ی ساده لوحانه اش تا روی میدان مین برود. این به هیچ عنوان منصفانه نیست.
در مورد اولویت بندی های نظامی که فرمودید؛ دیدگاه من این است که معقولانه ترین گزینه الزاما بهترین گزینه نیست چون گاهی خوانش گزینه های منطقی توسط طرف مقابل آسان تر از گزینه های پیش بینی ناپذیرتر است.
اما در مورد درس گرفتن از گذشته با شما مخالفتی ندارم.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 08:24 PM   #13
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,627 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

پیش از این هم در فوروم دربارۀ عملیات کربلای 4 و 5 و نیز بحث پایان جنگ بحث شده بود، اما با وجود نظرات مخالف و متفاوت، حداقل ضرورت ارائه سند و مدرک و پایبند بودن به استدلال در گفتگوها واضح بود. متأسفم که در تکرار این بحث‌ها، این بار با نگاهی عجیب، هم حملۀ صدام به ایران توجیه می‌گردد و تقصیر آن به گردن ایرانی‌ها انداخته می‌شود و هم برای توجیه ناتوانی و خودبزرگ‌بینی برخی افراد خاص، امام و رزمندگانِ مسلمان ایرانی که در شهامت، ابتکار در جنگ و اطاعت از فرماندهی و استفادۀ حداکثری از تجهیزات حداقلی بی‌نظیر بودند، مقصر جلوه داده می‌شوند.
اگر امام دلبستۀ بسیجیان بود، به دلیل فداکاری و پایبندی آن‌ها به اسلام و از خودگذشتگی‌شان بود. اگر در این بین، عده‌ای با خودبزرگ‌بینی به جای اسلام، خود را می‌دیدند و به جای اهداف دینی و ملی خیالات خود را در سر می‌پروراندند، چرا حق‌طلبی و حماسه‌آفرینی رزمندگان را زیر سؤال می‌برید؟ نظر امام این بود که فتح خرمشهر بهترین زمان برای پایان جنگ بود، اما آقایانی گفتند حسینی می‌جنگیم و می‌ایستیم. با حساب کردن روی رزمندگان قول دادند. و مگر جبهه رفته‌ها کم گذاشتند که به جای گله از منافقین برای تیغ کشیدن به روی رزمنده‌ها و نارنجک مهمان کردنشان، به آن‌ها می‌تازید؟ مگر جبهه رفته‌ها کم گذاشتند که به جای گلایه از محتکرین و قاعدین جهاد و آن‌ها که فرزندانشان را به آن سوی آب می‌فرستادند، به بسیجی‌ها طعنه می‌زنید که چرا به خوشی و بدحجابی اعتراض کرده‌اند؟ نه جناب، در محنت مردم خوش باشید. جهاد، شهادت و فداکاری، در راه دین و در راه میهن نصیب هر کسی نمی‌شود.
از نظر امام فتح خرمشهر بهترین زمان برای پایان جنگ بود
http://www.asriran.com/fa/news/56255
نقل قول:
ایران خواهان صلح نبود. میتوانست وقتی خاک ایران آزاد شد، در داخل بماند، در صنایع نظامی پیشرفت کند، جلوی نابودی بیشتر استانهایمان بر اثر جنگ را بگیرد. اقتصاد را تقویت کند، با قدرتهای جهانی رابطه را قوی کند.
مضحک این‌جاست که آن‌ها که پس از مدتی مدعی همین استراتژی‌ها شدند، همان‌ها بودند که با امام مخالفت کردند و خواستار ادامه یافتن جنگ شدند، چون آن زمان مدعی بودند که مسئله تنها «زمان» سقوط صدام است.
نقل قول:
کدام پیروزی؟ اصلا وضع فعلی ایران کدام پیروزی را دارد؟ در مقایسه با سوریه بله ما برد کردیم، ولی در مقایسه با دیگر کشورها چه؟ چرا نباید شهرهای بزرگ ما به آبادی دبی باشد، توان اقتصادی ما شبیه قطر باشد، رفاه مالی اندازه کویت، اعتبار بین المللی مانند عمان و ترکیه و فناوری ما به پیشرفتگی اسرائیل و آزادی اجتماعی و رسانه ای ما شبیه لبنان؟ اگر قرار به مقایسه باشد باید با این همسایگان خود را مقایسه کنیم، نه اینکه چون مثل سوریه (یا عراق و افغانستان) نشدیم پس غرب کم آورده؟! بله درست می فرمایید، بحث پیچیده است و همچنین طولانی میتواند بشود ...
آیا درک این مسئله این همه دشوار است که پیروزی نظامی در مقابل دشمنی که بسیاری از کشورهای دنیا از آن حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کردند، پیروزی بزرگی است، اما به معنی به دست آوردن رفاه مالی به مانند کویت، بخش نفت‌خیزِ جدا شده از عراق که توسط همان استعمارگران اداره می‌شود، نیست؟ ترکیه تا دیروز به عنوان الگوئی برای ایران معرفی می‌شد. چه شد که امروز بی‌اعتبار شده است؟
نقل قول:
اکنون شما میبینید در بعضی کشورهای متمدن و بالغ، مردم در اعتراض به نیروهای نظامی نظرشان را بیان میکنند و ترسی ندارند، همچنین رسانه ها. تظاهرات میشود و حتی برخی نمی پذیرند به اجبار به جبهه بروند و مشکلی هم پیش نمیاید. با اتمسفر دهه 60 در ایران همه این خرده گیران و معترضان را باید به گلوله می بستند که چرا فداکاری سربازان در حال جنگ را زیر سوال برده و نظر دیگری دارند!
باید به گلوله می‌بستند؟ یعنی پیشنهاد می‌کنید یا در تخیل دیده‌اید؟ اگر ندیده‌اید بروید و جنایات ارتش آمریکا در دانشگاه کنت در اعتراض به کشتار مردم ویتنام و کامبوج در زمان نیکسون را ببینید. البته ناگفته نماند «مجاهدین خلق»ای هم در اعتراض و خرده‌گیری با توسل با «نارنجک» کم نگذاشتند. تفاوت کوچکی هم هست، دانشجویان در مقابل سربازان مسلح به متجاوز معترض بودند و مجاهدین خلقِ مسلح، در مقابل مردم ِ ایستاده در مقابل متجاوزی چون صدام، اسلحه می‌کشیدند. تفاوت «اندکی» است که ممکن است برای برخی خیلی مهم نباشد!
نقل قول:
با این فرهنگ مشکلدار ایرونی چه کنیم؟ فرهنگی که توهم از سر و رویش می بارد. حتی کشته شدن هزاران انسان هم نمی تواند مغز برخی ها را تکان دهد و اقرار به ضعف خود کنند. فرهنگی که توهماتش به هزاران کشته جنگی و هزاران معتاد سرخورده منجر شده است و ... فرهنگی که به زیردست زور میگوید و حرف غیرمنطقی میزند (امواج انسانی در جنگ و ...) اما از بالادست زور میشنود و جرئت بیان آزاد نظرش را ندارد و هر چه که هزینه میدهد عبرت نمیگیرد ... ای وای از این روزگار ...
با این فرهنگ وارداتی چه کنیم که مردم خودش را تحقیر می‌کند و گوش مخاطب را که مفت ببیند، حملۀ صدام که هیچ، حملۀ مغول و تاتار را هم برایت توجیه می‌کند! فرهنگی که سرمنشأش مشتی معتاد ملنگِ بریده از مردم ِ مرده با خودکشی است. فرهنگی که در برابر حماسه‌آفرینی مردم، مدعی می‌شود که «سر بقای ایران، پفیوزی ماست»!
وای از این روزگار...
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 10:52 PM   #14
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
پیش از این هم در فوروم دربارۀ عملیات کربلای 4 و 5 و نیز بحث پایان جنگ بحث شده بود، اما با وجود نظرات مخالف و متفاوت، حداقل ضرورت ارائه سند و مدرک و پایبند بودن به استدلال در گفتگوها واضح بود.
به پست شماره یک مراجعه شود.
نقل قول:
متأسفم که در تکرار این بحث‌ها، این بار با نگاهی عجیب، هم حملۀ صدام به ایران توجیه می‌گردد و تقصیر آن به گردن ایرانی‌ها انداخته می‌شود
کسی حمله صدام را توجیه نکرد. گرچه دلایلی هست که ایران میتوانست جلوی این جنگ را بگیرد. اگر تیمسارهای ارتش شاه را اعدام نمی کرد، اگر فضای داخلی چنان مغشوش نبود، اگر به بهانه صدور انقلاب در عراق تحریکهایی ایجاد نمیشد، اگر با صدام محترمانه رفتار میشد و به درخواستش مبنی بر دیدار از ایران پاسخ محترمانه داده میشد، اگر شروع به عربده کشی برای شرق و غرب عالم نمیکردیم که فقط کره شمالی و سوریه و لیبی برایمان بمانند و در آخر هم آنچنان بی اعتبار شویم که اسلحه قاچاق از گنگسترها بخریم (قضیه مک فارلین)، ... اگر ایرانیها بی تدبیری نمیکردند میشد جنگ نشود یا سریع و محدود تمام شود، اگرها زیاد است ...
نقل قول:
و هم برای توجیه ناتوانی و خودبزرگ‌بینی برخی افراد خاص، امام و رزمندگانِ مسلمان ایرانی که در شهامت، ابتکار در جنگ و اطاعت از فرماندهی و استفادۀ حداکثری از تجهیزات حداقلی بی‌نظیر بودند، مقصر جلوه داده می‌شوند.
اگر امام دلبستۀ بسیجیان بود، به دلیل فداکاری و پایبندی آن‌ها به اسلام و از خودگذشتگی‌شان بود.
افراد خاص یعنی چه کسانی؟ نام ببرید. اینها که عنوان شد در عمل باعث نگردید اهداف جنگ برای ایران تامین شود: آزادسازی قدس و رفع فتنه از عالم! و ... اگر این ویژگیهای خوب با تدبیرهای مناسبتر و تسلیحات پیشرفته آمیخته میشد، نتیجه بهتر بود. گرچه کشور بالغ و عاقل کاری میکند که اصلا وارد جنگ نشود و اگر مردمانش هنری دارند، بجای تخریب در سازندگی استفاده شود.
نقل قول:
اگر در این بین، عده‌ای با خودبزرگ‌بینی به جای اسلام، خود را می‌دیدند و به جای اهداف دینی و ملی خیالات خود را در سر می‌پروراندند،
"عده‌ای با خودبزرگ‌بینی" یعنی چه کسانی؟ اسم ببرید.
نقل قول:
نظر امام این بود که فتح خرمشهر بهترین زمان برای پایان جنگ بود،
این مهم نیست. مهم اینست که در عمل چه شد. من هم در ذهنم خیلی نظرها دارم، اما مهم اینست کدامشان را عملی میکنم؟
نقل قول:
اما آقایانی گفتند حسینی می‌جنگیم و می‌ایستیم. با حساب کردن روی رزمندگان قول دادند.
بیخود کردند قول دادند. باید در حد توانشان قول میدادند. درست است مسئولی در ایران با "حساب کردن" روی ارتش و سپاه وعده تسخیر امریکا را بدهد؟ چرا برآورد درستی از توان و استعداد موجود نکردند؟
نقل قول:
و مگر جبهه رفته‌ها کم گذاشتند که به جای گله از منافقین برای تیغ کشیدن به روی رزمنده‌ها و نارنجک مهمان کردنشان، به آن‌ها می‌تازید؟
کم نگذاشتند، اما چون راهبرد کلان تنبیه متجاوز و "داخل شدن به خاک عراق" از اساس غلط بود، نتیجه زحمتهایشان هدر رفت. در نبرد چالدران هم سپاهیان شاه اسماعیل صفوی رشادتهای تاریخی کردند، اما چون راهبرد فرمانده شان از اساس غلط بود (نبرد با شمشیر، چون استفاده از توپ خلاف آیین جوانمردی است)، شکست خوردند. اینجا حرفی از منافقین نشد.
نقل قول:
مگر جبهه رفته‌ها کم گذاشتند که به جای گلایه از محتکرین و قاعدین جهاد و آن‌ها که فرزندانشان را به آن سوی آب می‌فرستادند، به بسیجی‌ها طعنه می‌زنید که چرا به خوشی و بدحجابی اعتراض کرده‌اند؟ نه جناب، در محنت مردم خوش باشید. جهاد، شهادت و فداکاری، در راه دین و در راه میهن نصیب هر کسی نمی‌شود.
سوء تفاهم نشود، کسی از محتکرین و فراریان سربازی دفاع نکرد. وارد شدن بسیجی ها یا هر کس دیگر در حوزه شخصی افراد هم ربطی به جنگیدن با دشمن خارجی ندارد. قابل تصور است شرکت کنندگان جبهه ها به شهر بیایند و در بانک توی صف بزنند و بگویند پول مردم را به ما بدهید چون داریم میجنگیم؟ به نظرم خیر. به همین ترتیب نباید افرادی با بهانه جنگ به لباس و حجاب مردم کار میداشتند، بماند که حجاب را از بیخ قبول ندارم. در محنت مردم هم خوش نیستم. هر کس در راه میهن فداکاری کرده هم پاداشش محفوظ و احترامش واجب، اما چشم بر رفتاری غلط نمی بندم و راهبردهای فاجعه بار را تصدیق نمی کنم.
نقل قول:
از نظر امام فتح خرمشهر بهترین زمان برای پایان جنگ بود
http://www.asriran.com/fa/news/56255
مضحک این‌جاست که آن‌ها که پس از مدتی مدعی همین استراتژی‌ها شدند، همان‌ها بودند که با امام مخالفت کردند و خواستار ادامه یافتن جنگ شدند، چون آن زمان مدعی بودند که مسئله تنها «زمان» سقوط صدام است.
همان‌ها، آنها، اونها، اینها، ... منظور چه کسانی هستند؟ اسم که دارند؟ آقای خمینی هر نظری داشته، در عمل کدام را پیاده کرده؟ شاید ایشان نظر داشته در قم بماند و حکومت نکند، اما در عمل به تهران رفته و ولایت فقیه را پیاده کرده، مهم عمل است.
نقل قول:
آیا درک این مسئله این همه دشوار است که پیروزی نظامی در مقابل دشمنی که بسیاری از کشورهای دنیا از آن حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کردند، پیروزی بزرگی است، اما به معنی به دست آوردن رفاه مالی به مانند کویت، بخش نفت‌خیزِ جدا شده از عراق که توسط همان استعمارگران اداره می‌شود، نیست؟ ترکیه تا دیروز به عنوان الگوئی برای ایران معرفی می‌شد. چه شد که امروز بی‌اعتبار شده است؟
از ایران هم کشورهایی حمایت میکردند. نباید سیاست خارجی ما چنان افتضاح می بود که کسی در دنیا رغبتی به ایران نداشته باشد، شبیه دوران سیاه احمدی نژاد. عدم واگذاری خاک پیروزی بود، اما نرسیدن به شعارهای تخیلی در تبلیغات اگر شکست نیست پس چیست؟
در ضمن، میخواهم رفاه مالی مردم ایران مانند کویت باشد که ضرب المثل شده، مشکلی هست؟ درباره ترکیه هم گفتم اعتبار، با دقت بخوانید. ترکیه و عمان را بعنوان کشورهای دارای اعتبار جهانی در خاورمیانه مثال زدم.
نقل قول:
باید به گلوله می‌بستند؟ یعنی پیشنهاد می‌کنید یا در تخیل دیده‌اید؟ اگر ندیده‌اید بروید و جنایات ارتش آمریکا در دانشگاه کنت در اعتراض به کشتار مردم ویتنام و کامبوج در زمان نیکسون را ببینید.
دوباره شروع شد! پیدا کردن موردی ناجور از غرب و مطرح کردنش. اینها اتمسفر سنگین دهه 60 ایران را توجیه نمیکند. اگر اشتباهی در امریکا شده به من چه؟ چرا مثالهای دیگر را نمیزنید؟ اروپا و حتی اسرائیل؟ درباره مطبوعات و رسانه ها چه؟ این بازی قدیمی که نقائص در ایران با یک مثال از غرب (ترجیحا امریکا!) ماست مالی شود، بر من اثر ندارد.
نقل قول:
البته ناگفته نماند «مجاهدین خلق»ای هم در اعتراض و خرده‌گیری با توسل با «نارنجک» کم نگذاشتند. تفاوت کوچکی هم هست، دانشجویان در مقابل سربازان مسلح به متجاوز معترض بودند و مجاهدین خلقِ مسلح، در مقابل مردم ِ ایستاده در مقابل متجاوزی چون صدام، اسلحه می‌کشیدند. تفاوت «اندکی» است که ممکن است برای برخی خیلی مهم نباشد!
حالا چه کسی از مجاهدین خلق دفاع کرد؟ این نوچه های رجوی به نظرم افرادی خائن و احمق هستند. بحث چه ربطی به اینها دارد؟ یعنی اگر هر کسی در دهه 60 به روشهای جنگ انتقاد میکرد همدست سازمان رجوی بود؟ در عمل که این اتهام را راحت خرج میکردند و منتقد را بیچاره میکردند. میان ابراز نظر و قلم زدن در رسانه ها با نارنجک پرت کردن به سرباز خودی هم "تفاوت «اندکی» است که ممکن است برای برخی خیلی مهم نباشد!"
نقل قول:
با این فرهنگ وارداتی چه کنیم که مردم خودش را تحقیر می‌کند
مردم خودمان را تحقیر نکنیم، اما توهم برتری هم نزنیم. حد و اندازه خودمان را بشناسیم.
پس از یک دهه ماراتون نفسگیر هسته ای ایران فهمید پایش را اندازه گلیمش دراز کند وگرنه بیچاره اش میکنند. سالها پول و زمان صرف شد تا اورانیوم غنی شود، اکنون قرار است پول و زمان صرف شود تا اورانیوم رقیق شود! این وسط سرمایه و فرصتهای کشور به باد رفت ...
نقل قول:
و گوش مخاطب را که مفت ببیند،
اگر ناراحتی، نوشته هایم را نخوان.
نقل قول:
حملۀ صدام که هیچ، حملۀ مغول و تاتار را هم برایت توجیه می‌کند!
تفاوت خوب بحث نوشتاری با بحث کلامی اینست که چنین شانتاژهایی در آن راه ندارد. من چیزی از حمله مغول و تاتار گفتم و توجیه کردم؟ اگر بخواهد درباره بحث گذشته احساس توهین پیدا کنیم پیشرفت نخواهیم کرد. حمله صدام خوب بررسی نشد، دوران 8 ساله احمدی نژاد فرا رسید که برای خودش مانند جنگ 8 ساله خسارتهای اقتصادی و ... به بار آورد.
نقل قول:
فرهنگی که سرمنشأش مشتی معتاد ملنگِ بریده از مردم ِ مرده با خودکشی است. فرهنگی که در برابر حماسه‌آفرینی مردم، مدعی می‌شود که «سر بقای ایران، پفیوزی ماست»!
وای از این روزگار...
اینجا را ترجیح میدهم احساس توهین به خودم نگیرم. گرچه بلدم در همینجا یا پیام خصوصی جواب در همین سطح بدهم. فقط درباره جمله آخر، به قول مهندس بازرگان ملتی که در برابر هر مهاجم تسلیم شده و کمی از فرهنگش را گرفته و کمی از فرهنگ خود به آنها داده، چرا باید منقرض شود؟
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-19-2014, 10:58 PM   #15
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
این منصفانه نیست که همه ی شخصیت رزمندگان را در عده ای سرمست خودنما جمع کنیم که می خواهد برای ارضای روحیه ی ساده لوحانه اش تا روی میدان مین برود. این به هیچ عنوان منصفانه نیست.
در مورد اولویت بندی های نظامی که فرمودید؛ دیدگاه من این است که معقولانه ترین گزینه الزاما بهترین گزینه نیست چون گاهی خوانش گزینه های منطقی توسط طرف مقابل آسان تر از گزینه های پیش بینی ناپذیرتر است.
اما در مورد درس گرفتن از گذشته با شما مخالفتی ندارم.
شمشیری گرامی، اگر رزمندگانی هم صلح طلب بودند و مخالف وارد شدن به خاک عراق، در عمل نظرشان پیش نرفت.
.
درباره امور نظامی هم متخصص نیستم که آن برهه گرفتن کدام منطقه به صلاح بوده، نظرم بیشتر روی راهبرد کلان بود که نباید از ایران خروج میکردیم. خوشحالم که اشتراک نظرهایی هم داریم.
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-19-2014, 11:57 PM   #16
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,627 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
کسی حمله صدام را توجیه نکرد. گرچه دلایلی هست که ایران میتوانست جلوی این جنگ را بگیرد. اگر تیمسارهای ارتش شاه را اعدام نمی کرد، اگر فضای داخلی چنان مغشوش نبود، اگر به بهانه صدور انقلاب در عراق تحریکهایی ایجاد نمیشد، اگر با صدام محترمانه رفتار میشد و به درخواستش مبنی بر دیدار از ایران پاسخ محترمانه داده میشد، اگر شروع به عربده کشی برای شرق و غرب عالم نمیکردیم که فقط کره شمالی و سوریه و لیبی برایمان بمانند
آن‌چه شما نوشتید، دقیقاً توجیه‌تراشی جنایات صدام و حملۀ وحشیانۀ او به ایران است. عربده‌کشی؟ کمی از سخیف‌نویسی بکاهید ضرر ندارد.
نقل قول:
و در آخر هم آنچنان بی اعتبار شویم که اسلحه قاچاق از گنگسترها بخریم (قضیه مک فارلین)، ... اگر ایرانیها بی تدبیری نمیکردند میشد جنگ نشود یا سریع و محدود تمام شود، اگرها زیاد است ...
تا به حال می‌گفتند ایران از اسرائیل اسلحه خریده است که البته از اساس دروغ بود. اکنون از گنگسترها نام می‌برید! نکند اسرائیل که تا دیروز از آن دفاع می‌کردید گنگستر شده؟
نقل قول:
اگر ناراحتی، نوشته هایم را نخوان.
بنده هم می‌توانم به سبک خودت پاسخ بدهم که "کسی ازت دعوت نکرده این‌جا بنویسی". در چارچوبۀ قوانین فوروم و اخلاق انسانی، خودم و شما را مجاز به نوشتن می‌دانم و برای خواندن، فهمیدن و نوشتن پاسخ از شما اجازه نمی‌گیرم. من نوشته‌های خاله‌زنکی را می‌بینم و می‌گذرم. ولی وقتی از حد می‌گذرد و کار به سخیف‌نویسی و توهین -به تصریح و تلویح- می‌رسد، و آن هم نه توهین به بنده، بلکه توهین به برترین‌های این مرز و بوم -به لحاظ اخلاق، دین، فداکاری و انسانیت- پاسخ را حق خود می‌دانم.
نقل قول:
سوء تفاهم نشود، کسی از محتکرین و فراریان سربازی دفاع نکرد. وارد شدن بسیجی ها یا هر کس دیگر در حوزه شخصی افراد هم ربطی به جنگیدن با دشمن خارجی ندارد. قابل تصور است شرکت کنندگان جبهه ها به شهر بیایند و در بانک توی صف بزنند و بگویند پول مردم را به ما بدهید چون داریم میجنگیم؟ به نظرم خیر. به همین ترتیب نباید افرادی با بهانه جنگ به لباس و حجاب مردم کار میداشتند، بماند که حجاب را از بیخ قبول ندارم. در محنت مردم هم خوش نیستم. هر کس در راه میهن فداکاری کرده هم پاداشش محفوظ و احترامش واجب، اما چشم بر رفتاری غلط نمی بندم و راهبردهای فاجعه بار را تصدیق نمی کنم.
سوء تفاهم نیست. گاهی به تصریح و گاهی به تلویح، تهمت‌هائی را روانۀ رزمندگانی می‌کنید که بی هیچ چشمداشتی از وطن دفاع کردند. "شرکت کنندگان جبهه ها به شهر بیایند و در بانک توی صف بزنند و بگویند پول مردم را به ما بدهید چون داریم میجنگیم" یعنی دزدی دیگر! بالاخره پس از مدت‌ها بودن در فوروم و دیدن نوشته‌های برخی، یکی به نعل و یکی به میخ زدن و توهین گاهی به تصریح و گاهی به تلویح برای بنده و دیگران خیلی دشوار نیست. نه، شرکت کنندگان در جنگ دزد نبوده و نیستند. برعکس، از جان و مالشان برای این مردم و این دین و آئین صرف کرده‌اند. حجاب و امر به معروف هم نه تنها رفتار غلط و فاجعه‌باری نیستند، بلکه وظیفۀ هر مسلمان است. هم حجاب و هم امر به معروف از واجبات دینی هستند. دخالت در حریم خصوصی مردم هم ربطی به موضوع جبهه ندارد. کمیته کارش چیز دیگری است، نیروهای نظامی در خط مقدم کارشان چیز دیگری بوده است.
نقل قول:
تفاوت خوب بحث نوشتاری با بحث کلامی اینست که چنین شانتاژهایی در آن راه ندارد. من چیزی از حمله مغول و تاتار گفتم و توجیه کردم؟ اگر بخواهد درباره بحث گذشته احساس توهین پیدا کنیم پیشرفت نخواهیم کرد. حمله صدام خوب بررسی نشد، دوران 8 ساله احمدی نژاد فرا رسید که برای خودش مانند جنگ 8 ساله خسارتهای اقتصادی و ... به بار آورد.
شما در جنگی که ایران مورد تهاجم ظالمانه قرار گرفته است، دفاع را که حق بشر است، نفی می‌کنی. با تکیه بر منطق شما (اگر بشود نامش را منطق نهاد) می‌توان حملۀ مغول و تاتار به ایران را نیز توجیه کرد.
نقل قول:
افراد خاص یعنی چه کسانی؟ نام ببرید.
به گفتگوهای پیشین مراجعه کنید.
نقل قول:
اینها که عنوان شد در عمل باعث نگردید اهداف جنگ برای ایران تامین شود: آزادسازی قدس و رفع فتنه از عالم! و ... اگر این ویژگیهای خوب با تدبیرهای مناسبتر و تسلیحات پیشرفته آمیخته میشد، نتیجه بهتر بود. گرچه کشور بالغ و عاقل کاری میکند که اصلا وارد جنگ نشود و اگر مردمانش هنری دارند، بجای تخریب در سازندگی استفاده شود.
خیلی عجیب است که متوجه این واضحات نمی‌شوید:
1. به ایران حملۀ نظامی شد. این‌که گفته شود ایران نباید وارد جنگ نمی‌شد عقلاً ناممکن است.
2. هدف ایران دفاع بود که در جنگ تحمیلی به بهترین شکل ممکن شد. عاقل و بالغ آن است که در شرایطی که دشمن او را ناجوانمردانه مورد حملۀ نظامی قرار می‌دهد، از خود دفاع کند و اگر در دفاع موفق باشد، پیروز خواهد بود. بلوغ، عقل و هنر مردمان ایران را هم باید منصفانِ بیرون از گود بسنجند، وگرنه در ترازوی عده‌ای، صرف بودن زنده بودن عده‌ای ایرانی دین‌دار متمدن، جرمی نابخشودنی است.
نقل قول:
ز ایران هم کشورهایی حمایت میکردند. نباید سیاست خارجی ما چنان افتضاح می بود که کسی در دنیا رغبتی به ایران نداشته باشد، شبیه دوران سیاه احمدی نژاد. عدم واگذاری خاک پیروزی بود، اما نرسیدن به شعارهای تخیلی در تبلیغات اگر شکست نیست پس چیست؟ در ضمن، میخواهم رفاه مالی مردم ایران مانند کویت باشد که ضرب المثل شده، مشکلی هست؟ درباره ترکیه هم گفتم اعتبار، با دقت بخوانید. ترکیه و عمان را بعنوان کشورهای دارای اعتبار جهانی در خاورمیانه مثال زدم.
حرف روشنی زدم که پاسخی ندادید. دوباره عرض می‌کنم:
آیا درک این مسئله این همه دشوار است که پیروزی نظامی در مقابل دشمنی که بسیاری از کشورهای دنیا از آن حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کردند، پیروزی بزرگی است، اما به معنی به دست آوردن رفاه مالی به مانند کویت، بخش نفت‌خیزِ جدا شده از عراق که توسط همان استعمارگران اداره می‌شود، نیست؟ ترکیه تا دیروز به عنوان الگوئی برای ایران معرفی می‌شد. چه شد که امروز بی‌اعتبار شده است؟
نقل قول:
دوباره شروع شد! پیدا کردن موردی ناجور از غرب و مطرح کردنش. اینها اتمسفر سنگین دهه 60 ایران را توجیه نمیکند. اگر اشتباهی در امریکا شده به من چه؟ چرا مثالهای دیگر را نمیزنید؟ اروپا و حتی اسرائیل؟ درباره مطبوعات و رسانه ها چه؟ این بازی قدیمی که نقائص در ایران با یک مثال از غرب (ترجیحا امریکا!) ماست مالی شود، بر من اثر ندارد.
اگر نوشتار بنده را به دقت نخوانده‌اید، حداقل نوشتار خودتان را بخوانید:
اکنون شما میبینید در بعضی کشورهای متمدن و بالغ، مردم در اعتراض به نیروهای نظامی نظرشان را بیان میکنند و ترسی ندارند، همچنین رسانه ها. تظاهرات میشود و حتی برخی نمی پذیرند به اجبار به جبهه بروند و مشکلی هم پیش نمیاید.
پاسخ منطقی به چنین ادعای مضحکی، نمونه آوردن از کشورهائی مانند آمریکا است که به زعم شما متمدن و بالغ شناخته می‌شوند، اما هیچ مواردی که آورده‌اید در آن‌ها مصداقی ندارد. کشتار در دانشگاه کنت، زندانی کردن کسانی که به سربازی نمی‌روند در آمریکا و اسرائیل به خوبی نشان می‌دهد که حرف شما اشتباه است. مگر این‌که بخواهید آمریکا و اسرائیل را هم کشورهائی به دور از تمدن و بلوغ دانسته و آن‌ها را هم در کنار مردم هم‌زبان خودتان در ایران «نامتمدن و نابالغ» بخوانید. البته تحقیر نژادی که علاوه بر ایرانیان روانۀ دیگران هم بشود، متأسفانه بی‌فایده از آب درخواهد آمد!
نقل قول:
حالا چه کسی از مجاهدین خلق دفاع کرد؟ این نوچه های رجوی به نظرم افرادی خائن و احمق هستند. بحث چه ربطی به اینها دارد؟ یعنی اگر هر کسی در دهه 60 به روشهای جنگ انتقاد میکرد همدست سازمان رجوی بود؟ در عمل که این اتهام را راحت خرج میکردند و منتقد را بیچاره میکردند. میان ابراز نظر و قلم زدن در رسانه ها با نارنجک پرت کردن به سرباز خودی هم "تفاوت «اندکی» است که ممکن است برای برخی خیلی مهم نباشد!"
بالاتر نوشته‌ای "انتقاد از جنگ" و اکنون می‌نویسی "انتقاد از روش‌های جنگ". این دو تفاوت «زیادی» دارند. انتقاد از جنگ؟ با فراموش کردن این نکته که به ایران تهاجم نظامی شده است و ایران به عراق حمله نکرده، تفاوت «اندکی» میان دفاع مشروع از کشور خود و حمله به کشور دیگر وجود دارد که آن را نادیده گرفتی.
نقل قول:
مردم خودمان را تحقیر نکنیم، اما توهم برتری هم نزنیم. حد و اندازه خودمان را بشناسیم.
توهم برتری؟ دفاع از آب و خاک، شرف و ناموس کشور، توهم برتری نیست. حد و اندازۀ ایران مشخص است و به طور خاص، در مسئلۀ هسته‌ای، خواسته‌های ایران متکی بر معاهدات مشخص بین المللی و به طور خاص NPT است.
نقل قول:
پس از یک دهه ماراتون نفسگیر هسته ای ایران فهمید پایش را اندازه گلیمش دراز کند وگرنه بیچاره اش میکنند. سالها پول و زمان صرف شد تا اورانیوم غنی شود، اکنون قرار است پول و زمان صرف شود تا اورانیوم رقیق شود! این وسط سرمایه و فرصتهای کشور به باد رفت ...
برتری‌طلبی و هژمونی آمریکا در جهان، قابل توجیه نیست. اگر امروز به واسطۀ تحریم‌های ظالمانه و فشارهای غیرقانونی ایران مجبور به پذیرش تعلیق غنی‌سازی 20 درصد شده، این به معنی توجیه رفتارهای آمریکائی‌ها نیست. تا ابد که نمی‌توانند چنین فشارهائی را بر ایران ادامه دهند. در گذشته ایران داوطلبانه کل فعالیت‌های هسته‌ای را داوطلبانه تعلیق کرد، اکنون غنی‌سازی 20 درصدش را تعلیق کرده است. اگر باز هم نیاز به تأمین سوخت رآکتور هسته‌ای تهران برای تأمین رادیودارو و .... باشد و به ایران سوخت ندهند، این غنی‌سازی می‌تواند بر اساس نیاز ادامه یابد.
این نکتۀ واضح را هم نادیده گرفتید که پیش از دست‌یابی به دانش غنی‌سازی 20 درصد، سوختی با این غنا به ایران داده نمی‌شد، اما پس از رسیدن به این توان علمی و فنی، غرب حاضر شد این سوخت را در اختیار ایران قرار دهد. وقتی در حساب و کتابتان بسیاری از واضحات را نادیده می‌گیرید، معلوم است که به نتیجۀ غلطی می‌رسید.
نقل قول:
درباره امور نظامی هم متخصص نیستم که آن برهه گرفتن کدام منطقه به صلاح بوده، نظرم بیشتر روی راهبرد کلان بود که نباید از ایران خروج میکردیم.
اگر در امور نظامی تخصصی ندارید، چرا این‌گونه با ژست متخصص و آسیب‌شناس دربارۀ جنگ تحمیلی داد سخن می‌دهید؟ البته هر کسی می‌تواند دربارۀ جنگ از دریچۀ نگاه خود اظهار نظری داشته باشد، اما این‌گونه تاختن به رزمندگانی که جان خود را در جنگ فدای این کشور کرده‌اند، آن هم بدون اندک دانشی دربارۀ جنگ هیچ توجیهی به لحاظ اخلاقی و عقلی ندارد.
نقل قول:
خوشحالم که اشتراک نظرهایی هم داریم.
به جای یارگیری در بحث، سعی در بهبود منطق، راهکار بهتری برای حضور بهتر در فوروم است. هر چند فورومی‌های حاضر در این بحث، آنقدر این‌جا بوده‌اند و کاربران مختلف را تجربه کرده‌اند که چنین حرف‌هائی بر نگاهشان به موضوع بحث -هر چه که باشد- مؤثر نیافتد.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-20-2014, 01:42 AM   #17
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط حسینی نمایش پست ها
آن‌چه شما نوشتید، دقیقاً توجیه‌تراشی جنایات صدام و حملۀ وحشیانۀ او به ایران است.
صدام نباید به ایران حمله میکرد. از اینکه مانند موش فاضلاب از سوراخ او را بیرون کشیدند و دار زدند هم دلم خنک شد. اما باید قبول کنیم ایران هم اشتباهاتی کرد که نباید میکرد. در ضمن، بحث اصلی درباره ورود به خاک عراق و شکست عملیات کربلای چهار است، نه دلایل آغاز جنگ.
نقل قول:
عربده‌کشی؟ کمی از سخیف‌نویسی بکاهید ضرر ندارد.
حداقل حمله به سفارت امریکا و گروگانگیری فراتر از داد و هوار بود و عملی بود که در واقعیت انجام شد. تاسیس دفتر نهضتهای آزادیبخش در سپاه، اقدامات رادیکال محمد منتظری و امثالهم، ... ایران اوایل انقلاب در هر چه کم داشت، در شعار کم نداشت.
نقل قول:
تا به حال می‌گفتند ایران از اسرائیل اسلحه خریده است که البته از اساس دروغ بود. اکنون از گنگسترها نام می‌برید! نکند اسرائیل که تا دیروز از آن دفاع می‌کردید گنگستر شده؟
در ماجرای ایران کنترا چند عامل دخیل بودند: دلالان اسلحه، شورشیان نیکاراگوئه، سازمان سیا، مقاماتی از ایران، اسرائیل ... اسناد سخن میگویند ...
نقل قول:
بنده هم می‌توانم به سبک خودت پاسخ بدهم که "کسی ازت دعوت نکرده این‌جا بنویسی". در چارچوبۀ قوانین فوروم و اخلاق انسانی، خودم و شما را مجاز به نوشتن می‌دانم و برای خواندن، فهمیدن و نوشتن پاسخ از شما اجازه نمی‌گیرم.
به دعوت شما اینجا نیامدم که به نهیب شما بروم.
نقل قول:
من نوشته‌های خاله‌زنکی را می‌بینم و می‌گذرم. ولی وقتی از حد می‌گذرد و کار به سخیف‌نویسی و توهین -به تصریح و تلویح- می‌رسد، و آن هم نه توهین به بنده، بلکه توهین به برترین‌های این مرز و بوم -به لحاظ اخلاق، دین، فداکاری و انسانیت- پاسخ را حق خود می‌دانم.
سوء تفاهم نیست.
اینها را از روی دلسوزی مینویسم و توهین فرض نکنید. حدود 5000 ارسال به فروم داشته اید، به چند تای آنها جواب داده ام؟
نقل قول:
گاهی به تصریح و گاهی به تلویح، تهمت‌هائی را روانۀ رزمندگانی می‌کنید که بی هیچ چشمداشتی از وطن دفاع کردند.
همچین بدون چشمداشت هم نبود. وصیت نامه های ایشان را بخوانید که چقدر در آداب شخصی به مردم توصیه میکردند. احترام فداکاری آنها واجب، اما هر کس باید حد و اندازه خود را بشناسد.
نقل قول:
"شرکت کنندگان جبهه ها به شهر بیایند و در بانک توی صف بزنند و بگویند پول مردم را به ما بدهید چون داریم میجنگیم" یعنی دزدی دیگر!
مثالی فرضی زدم، مثاااااااااااااااال. به معنی پشت مثال توجه کنید.
نقل قول:
شرکت کنندگان در جنگ دزد نبوده و نیستند. برعکس، از جان و مالشان برای این مردم و این دین و آئین صرف کرده‌اند. حجاب و امر به معروف هم نه تنها رفتار غلط و فاجعه‌باری نیستند، بلکه وظیفۀ هر مسلمان است. هم حجاب و هم امر به معروف از واجبات دینی هستند.
جبهه رفتن بهانه دخالت در زندگی شخصی دیگران نمیشود. قرار نیست همه در این کشور مسلمان باشند، همچنین قرار نیست همه مسلمانها به حجاب و امر به معروف از دریچه حکومتی نگاه کنند. چطور بدحجابها موقع انتخابات برای دوربین تلویزیون عزیز میشوند، اما در دیگر مواقع بهشان توهین میشود؟ ما ایرانیها باید یاد بگیریم در اموری که بهمان مربوط نیست فضولی نکنیم، وگرنه خود را در معرض ایرادهای روا و ناروا قرار میدهیم.
نقل قول:
شما در جنگی که ایران مورد تهاجم ظالمانه قرار گرفته است، دفاع را که حق بشر است، نفی می‌کنی. با تکیه بر منطق شما (اگر بشود نامش را منطق نهاد) می‌توان حملۀ مغول و تاتار به ایران را نیز توجیه کرد.
چرا دقت نمی کنی؟ تمرکزم روی نقد راهبرد کلیدی "داخل شدن به خاک عراق" است که 6 سال جنگ را بیشتر کرد و خسارات عظیم به جا نهاد. همچنین اینکه اگر برخی موارد رعایت میشد اصلا جنگی در نمیگرفت و شاید کوتاه میشد. مگر گفتم دفاع از خاک اشتباه بود؟ چقدر توضیح واضحات بدهم کافی است؟ اینجا صدام را نفرین کنم و ذکر مصیبت شهدا را بخوانم خوب است؟
نقل قول:
2. هدف ایران دفاع بود که در جنگ تحمیلی به بهترین شکل ممکن شد.
فقط دفاع؟ فقط دفاع؟ فقط دفاع؟ پس شعارهای احساسی رسیدن به کربلا و قدس و رفع فتنه از عالم و نابودی مستکبران و ... اینها تکلیفش چه میشود؟
نقل قول:
پاسخ منطقی به چنین ادعای مضحکی، نمونه آوردن از کشورهائی مانند آمریکا است که به زعم شما متمدن و بالغ شناخته می‌شوند، اما هیچ مواردی که آورده‌اید در آن‌ها مصداقی ندارد.
هیچ مواردی؟ پس دیگر بحثی نیست. وقتی موارد متعدد تظاهراتهای بزرگ ضدجنگ در اروپا و امریکا (از جنگ جهانی دوم به این سو) و بحثهای داغ، آزادانه و جاندار رسانه ای در نقد جنگ را در نظر نمی گیرید و به موارد خارج از قاعده می پردازید، یعنی هدف مچ گیری است، نه حقیقت.
اگر همه دنیای غرب هم اشتباه کند، دلیلی بر توجیه رفتارهای نادرست در ایران نمیشود. کاش کشوری بودیم که ادعای ایدئولوژیک نداشتیم، حکومتی که شعار نه شرقی نه غربی میدهد و به نمایندگی از مستضعفان خود را وارث زمین میداند، باید به سرکوب دانشجوها در امریکا استناد کند که پس فقط ما کتک نمیزنیم، بقیه هم میزنند؟!!! چطور در بحث حجاب به فرهنگ بومی استناد میشود، ولی در بحث سرکوب طوری نشان داده میشود که انگار رفتاری مقبول در جهان است؟
نقل قول:
تفاوت «اندکی» میان دفاع مشروع از کشور خود و حمله به کشور دیگر وجود دارد که آن را نادیده گرفتی.
دقت نکردی، دوباره تکرار میکنم: دفاع از کشور جایز بود و هست. اما داخل شدن به خاک کشوری دیگر اشتباه بود، توانش را هم نداشتیم که ادامه بدهیم. در بحبوحه جنگ انجام برخی امور جایز است، مثلا رفتن به کشور متخاصم برای جمع آوری اطلاعات، ترور، خرابکاری و اینها. اما لشگرکشی به خاک کشوری دیگر به هدف تسخیر آن و سرنگونی حکومت یا امتیازگیری سیاسی، داستان متفاوتی است، که چوبش را خوردیم.
نقل قول:
توهم برتری؟ دفاع از آب و خاک، شرف و ناموس کشور، توهم برتری نیست. حد و اندازۀ ایران مشخص است و به طور خاص، در مسئلۀ هسته‌ای، خواسته‌های ایران متکی بر معاهدات مشخص بین المللی و به طور خاص NPT است.
ایران یک درصد مساحت دنیا و یک درصد جمعیت دنیا را دارد، اما در دیگر آمارها چه؟ فساد اداری، آلودگی هوا، فرار مغزها، کشته های رانندگی، ... با این اوصاف خنده دار است ژست مغرورانه بگیریم، سرمان به کار خودمان باشد و کشور را بسازیم. در دعوای دیگران هم داخل نشویم.
این "معاهدات بین المللی" که میفرمایید فقط NPT نیست. ایران و اسرائیل هر دو عضو سازمان ملل هستند، چرا ایران موجودیت آن را قبول نمیکند و تهدید به محو و نابودی میکند؟ اینجا "معاهدات بین المللی" یعنی کشک؟ اگر جواب اینست که اسرائیل هم تهدید به حمله نظامی میکند همه عالم و آدم میدانند که ایران دعوا را شروع کرد. اسرائیل کشور کوچکی است و جواب تهدیدهای ایران را میدهد، اما ایران بزرگ است و تهدید به حمله که هیچ، تهدید به محو کردن از روی نقشه کرده ... حالا نقش "معاهدات بین المللی" درباره حقوق بشر و ... را عنوان نمیکنم.
نقل قول:
اگر باز هم نیاز به تأمین سوخت رآکتور هسته‌ای تهران برای تأمین رادیودارو و .... باشد و به ایران سوخت ندهند، این غنی‌سازی می‌تواند بر اساس نیاز ادامه یابد.
همه مشکل پزشکی کشور رادیو دارو نیست. تحریمها خیلی زیاد به بخش پزشکی ضربه زده اند، چقدر این قضیه رادیودارو را مطرح میکنند؟
نقل قول:
اگر در امور نظامی تخصصی ندارید، چرا این‌گونه با ژست متخصص و آسیب‌شناس دربارۀ جنگ تحمیلی داد سخن می‌دهید؟ البته هر کسی می‌تواند دربارۀ جنگ از دریچۀ نگاه خود اظهار نظری داشته باشد،
صادقانه گفتم در امور نظامی تخصص ندارم. اما به عنوان یک شهروند عادی نظرم این هست که نباید وارد خاک عراق میشدیم. تاریخ نشان داد حرف من درست بوده، متجاوز تنبیه نشد، ایران بیشتر خسارت دید.
نقل قول:
اما این‌گونه تاختن به رزمندگانی که جان خود را در جنگ فدای این کشور کرده‌اند، آن هم بدون اندک دانشی دربارۀ جنگ هیچ توجیهی به لحاظ اخلاقی و عقلی ندارد.
مانند آنکه بازیکنان فوتبال زحمت بسیاری در زمین بکشند اما نتیجه نگیرند، به احترام دویدن ها و زحمتهای آنها نباید روشهای تیم نقد شود؟ ایراد اصلی به فرماندهان و تصمیم گیران بوده، وگرنه یک رزمنده معمولی که گناهی ندارد.
نقل قول:
به جای یارگیری در بحث، سعی در بهبود منطق، راهکار بهتری برای حضور بهتر در فوروم است. هر چند فورومی‌های حاضر در این بحث، آنقدر این‌جا بوده‌اند و کاربران مختلف را تجربه کرده‌اند که چنین حرف‌هائی بر نگاهشان به موضوع بحث -هر چه که باشد- مؤثر نیافتد.
اشتباه گرفتید جناب. کدام یارگیری؟ در این فروم ملاحظه یک نفر را هم نمیکنم و حرف خودم را میزنم.
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-20-2014, 10:27 AM   #18
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,361
تشکرها: 18,395
در 10,315 پست 32,980 بار تشکر شده
Points: 146,627, Level: 100
Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

متاسفانه هميشه همين بوده و هست تا اين نگاه تقدس گرايي بر امور از بين نرود نميشود به يك تحليل درست دست يافت به قول اقاي محمد مطهري فرزند استاد مطهري " تا گروه اندک هتاکان طرفدار نظام کنترل نشوند و اخلاق دفاع از نظام اسلامی نیاموزند بسیاری از خواص به سخن نمی آیند، خواصی که در موضعی عادلانه، در نهایت، بالاترین حمایت ها را از رهبری و نظام خواهند کرد "
اصلا اين گونه برخورد در خون و رگ ايراني ها است يا انقدر به اميد مرور زمان مصامحه ميكنند كه ديگر نميشود بعد از ساليان به درستي حتي نقل قول ها پي برد و يا انقدر قضيه را شاخ و برگ ميدهند كه بعد از گره خوردن قضيه بايد با دندان ان را باز كنند ...
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-20-2014, 10:43 AM   #19
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,308
تشکرها: 2,241
در 1,046 پست 3,057 بار تشکر شده
Points: 12,911, Level: 74
Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74 Points: 12,911, Level: 74
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

خب طبق معمول آخرین پاسخ من به کاربر حسینی سانسور شد. آشکار است که ظرفیت چنین بحثهایی هنور نیست و زود است. امیدوارم تا همینجا برای فروم مشکل ساز نشود. با سپاس.
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
اگه یه روز ایران و آمریکا با همدیگه صلح کنن، یه رستوران می‌زنم اسمشو می‌ذارم: واشنگتن دیزی
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 01-21-2014, 03:33 AM   #20
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,146
تشکرها: 14,525
در 3,990 پست 18,695 بار تشکر شده
Points: 38,729, Level: 100
Points: 38,729, Level: 100 Points: 38,729, Level: 100 Points: 38,729, Level: 100
Activity: 30%
Activity: 30% Activity: 30% Activity: 30%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

ضمن درود هزاران باره به روان پاکترین فرزندان و شهدای صد ها هزاری این مرزو بوم و این ملت و از جمله وابستگان خودم که در جنگی نابرابر و با گذشتی غیر قابل تصور و عاشورائی از همه چیز خود از استقلال و شرف این ملت دفاع جانانه کردند, هنوز بر این عقیده هستم که:

نقل قول:
در مورد این جنگ تا کنون بصورت بی طرفانه کسی وارد بحثی تاریخی و علمی نشده است. آنچیزی که همه میدانند اسم یک "جنگ تحمیلی" است و بس و در پی آن شعارهائی که همه از آن آگاهی داریم. ولی اینکه چه عواملی باعث بروز این جنگ شد را کسی تا بحال بصورت علمی و بی طرفانه مورد بر رسی قرار نداده است.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-07-2015, 07:32 PM   #21
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,361
تشکرها: 18,395
در 10,315 پست 32,980 بار تشکر شده
Points: 146,627, Level: 100
Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

نقل قول:


مرحوم آیت الله طاهری اصفهانی در مصاحبه با رونامه اعتماد ملی در 9 خرداد ماه 1385 به مقاطع مهمی از جنگ اشاره کرد و سخنان مهمی را در این باره گفت.وی در آن زمان امام جمعه اصفهان بود و نقش مهمی در اعزام نیرو به جبهه های جنگ داشت.

آیت الله طاهری اصفهانی که از نزدیک در جریان آن عملیات بوده است پیرامون کربلای 4 در خاطرات خود گفته بود:

"عملیات‌ کربلای‌ چهار بود. [...] به‌ خط‌ مقدم‌ که‌ رسیدیم‌، دیدم‌ که‌ عراقی‌ها از منورهایی‌ استفاده‌ می‌کنند که‌ شب‌ را مانند روز روشن‌ می‌کند. به‌ خرازی‌ گفتم‌ خودت‌ را به‌ آقای‌هاشمی‌ برسان‌ و بگو که‌ عملیات‌ لو رفته‌ است‌. خرازی‌ رفت‌ و برگشت‌ و گفت‌ که‌ آقای‌هاشمی‌ گفته‌ که‌ من‌ مقلد امام‌ هستم‌ و باید عملیات‌ انجام‌ شود. من‌ پاسخ‌ دادم‌ که‌ امام‌ هم‌ اگر شرایط‌ را ببینند، اجازه‌ عملیات‌ نخواهند داد. اما به‌ هر حال‌ عملیات‌ انجام‌ شد. بچه‌های‌ ما چند دسته‌ بودند، گروهی‌ که‌ زیر آب‌ می‌رفتند و یک‌ لوله‌هایی‌ برای‌ نفس‌کشیدن‌ از بالای‌ سرشان‌ روی‌ آب‌ بیرون‌ می‌آمد و عده‌ای‌ هم‌ که‌ با قایق‌ می‌رفتند. عراقی‌ها این‌ لوله‌ها را می‌زدند و وقتی‌ بچه‌های‌ ما مجبور می‌شدند سرشان‌ را بالا بیاورند، آنان‌ را شهید می‌کردند. خلاصه‌ تعداد زیادی‌ از بچه‌های‌ ما را شهید کردند." (اعتماد ملی، ۹ خرداد ۱۳۸۵)


در حاشیه نشست خبری سردار "سیدمحمد باقرزاده" فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح که صبح امروز در معراج شهدای تهران برگزار شد، پیکر مطهر یکی از شهدای غواص و خط شکن دست بسته نیز در محل نشست خبری در معرض دید خبرنگاران قرار گرفت.


سردار باقرزاده در این زمینه گفت: نقطه ای که شهدای غواص پیدا شدند با خط مقدم 15 کیلومتر فاصله داشت. بی بی سی تلاش می‌کند موضوع غواصان را به بی تدبیری فرماندهان نسبت دهد.


گفتنی است 28 اردیبهشت پیکرهای مطهر 270 شهید دوران دفاع مقدس از مرز شلمچه وارد کشور شد که از این تعداد 175 شهید غواص خط شکن در عملیات کربلای 4 با دستان بسته به شهادت رسیده بودند.
عکس های محمدعلی مریزاد عکاس تسنیم از پیکر مطهر این شهید را در زیر می بینید.













__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-08-2015, 12:23 AM   #22
Lantern
 
Lantern's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2015
پست ها: 415
تشکرها: 937
در 320 پست 708 بار تشکر شده
Points: 4,751, Level: 44
Points: 4,751, Level: 44 Points: 4,751, Level: 44 Points: 4,751, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

A Soldier
He is that fallen lance that lies as hurled,
That lies unlifted now, come dew, come rust,
But still lies pointed as it plowed the dust.
If we who sight along it round the world,
See nothing worthy to have been its mark,
It is because like men we look too near,
Forgetting that as fitted to the sphere,
Our missiles always make too short an arc.
They fall, they rip the grass, they intersect
The curve of earth, and striking, break their own;
They make us cringe for metal-point on stone.
But this we know, the obstacle that checked
And tripped the body, shot the spirit on
Further than target ever showed or shone.
by Robert Frost
سرباز
و همان نیزه ی واژگونی است
که چون پرتاب شده درازکش افتاده
و اکنون خوابیده ست
بی آنکه بتوان بلندش کرد

شبنم می آید
غبار و زنگار می آید
و او هنوز آرمیده ست
جناغی و تیز
چون تیری که خاک را شیار می زند
و اگر دور جهان را
در امتدادش نشانه برویم
چیزی را که ارزش هدف او را داشته باشد
نخواهیم یافت
زیرا شبیه این مردان را
بسیار نزدیک می بینیم

ما فراموش می کنیم
گویی در کره ی زمین
چون سلاحی کاشته شده ایم
و موشک هامان
همیشه قوس جرقه اش کوتاه است

آنها می افتند
آنها علفزار را می شکافند
و از وسط قطع می کنند کمان زمین را
و ضربه می زنند
و تکه پاره می کنند خودشان را
و دچار حس حقارت مان می کنند
از تماشای یک شاهکار
نقاشی فلز روی سنگ

مسأله، پابندی است
ما همین قدر می دانیم
ماشه جسم را می چکاند
روح را شلیک می کند
به سوی بهترین هدفی که
تا کنون نشان داده شده است.
رابرت فراست
Lantern آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از Lantern بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-08-2015, 09:56 AM   #23
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,361
تشکرها: 18,395
در 10,315 پست 32,980 بار تشکر شده
Points: 146,627, Level: 100
Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

این روزها پیکر 175 شهید غواص عملیات کربلای 4 که تعدادی از آنها دست بسته و با تیر خلاص به شهادت رسیده اند، فضا را عطر آگین کرده است.اما همه غواصان شهید کربلای 4 این عزیزان نبودند.

عملیات کربلای 5 به فاصله کمی از کربلای 4 با موفقیت انجام شد. جزیره بوارین کم عرض اما به طول چند کیلومتر بود. پر از نیزار و گل و لای و مین. قرار بود پاک سازی شود تا شرایط برای استقرار نیروهای پدافندی و تجهیزات مهیا گردد.

بچه های تخریب به سمت جنوب جزیره و زیر آتش سنگین مین ها را خنثی می کردند که عمدتا مین های جهنده والمری و ضد نفر بود. درست در محل تقاطع جنوبی ترین نقطه جزیره بوارین با ام الرصاص و در میانه ی نیزارها، به یکباره به تعداد زیادی از شهدای غواص عملیات کربلای 4 برخوردیم که بعضی روی هم ریخته بودند، نیمی از بدن برخی در قایق های تک نفره و نیمی بیرون بود، و پیکر پاک عده ای دیگر هم هنوز درون آب بود.

نیروهای عراقی قبلا زمان و نقطه نفوذ آنها را از آمریکاییها گرفته بودند. عدنان خیرالله از ریگان تشکر کرد. بچه ها را نه با گلوله سلاحهای سبک، بلکه حتی با ضد هوایی هدف قرار داده بودند. صحنه، قابل وصف نیست. در میان پیکر مطهر شهدا، بدن یکی از این عزیزان سالم و تازه بود. انگار چند لحظه پیش شهید شده بود. نورانی و خندان. چندان که جمالش همه را متعجب کرده بود. جز در خاطره، عکسی از او و سایر همراهان شهیدش نداریم. نصف تاریخ عاشقی "آب" است... یاد آنها هم بخیر

پرویز اسماعیلی
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-08-2015, 12:20 PM   #24
Lantern
 
Lantern's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2015
پست ها: 415
تشکرها: 937
در 320 پست 708 بار تشکر شده
Points: 4,751, Level: 44
Points: 4,751, Level: 44 Points: 4,751, Level: 44 Points: 4,751, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

موميايي عشق

تو موميايي عشقي مرواريد ابوفلوس !
دستبند هايت دلم را بسته تا در دام شيطان نلغزم و نفروشم خود را به بگانگان.

تو را ديگر نبايد به خاك سپرد
قبري از شيشه شايد
برتارك تاريخ اين سرزمين
به اجتهاد من.

تلالوي سيم هايي كه دستانت را با آن بستند
كور را بينا مي كند.

كور رسوب خاك را بر آن نميبيند
ولي
نور سبز فام بهشتي آن را مي بيند
اما كوردل بيچاره است و تو را هم نمي بيند.

در عجبم
چه خاكي دارد
چه آبي دارد
آن حوالي
كه تو سالها در آن خفته بودي
دانه دانه زيب لباست را به مرواريد تبديل كرده
چه صدفي
در عجبم از اين صدف بيرحم.

من مسكين را كاش
كسي دريابد
با كمي از گل گل رويت
تا سرمه اي سازم براي روز مبادا
وقتي ابليس سحر و جادو مي كند ما را
كور ميشويم
و تورا ديگر نمي بينيم
بينا مي كند ما را در آنوقت،‌ گل گل رويت.

By Lanten
Lantern آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از Lantern بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-10-2015, 09:32 AM   #25
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,361
تشکرها: 18,395
در 10,315 پست 32,980 بار تشکر شده
Points: 146,627, Level: 100
Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100 Points: 146,627, Level: 100
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض پاسخ : کربلای چهار غم‌بارترین و سخت‌ترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون می‌افتادند.

محمداسماعیل کوثری درباره نقش نهضت آزادی در لو رفتن عملیات کربلای 4 اظهار داشت: این مهم مربوط به سال 65 است.به نوشته مشرق وی با بیان اینکه برخی افراد که اقدام جهت لو دادن عملیات کردند، دستگیر شده بودند، ادامه داد: استکبار جهانی با عوامل خود همیشه فعالیت داشتند و عاملان این موضوع نیز همان موقع دستگیر شدند و اظهارات اخیر بنده هم بر این اساس بوده است.

کوثری در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه دقیقاً عاملین لو رفتن این عملیات چه کسانی بودند؟ گفت: اسامی دقیق افراد در ذهنم نیست اما مطالبی که درباره عوامل لو دهنده عملیات مطرح کردم بر اساس مستندات بوده است.

وی به نقش منافقین در لو رفتن عملیات والفجر مقدماتی اشاره و خاطر نشان کرد: در این عملیات هم افرادی بودند که جزو غواص‌های منافقین بودند و اسناد و مدارک بردند و با طراحی باعث لو رفتن عملیات شدند؛ اکنون هم پناهنده هستند.گفتنی است، محمداسماعیل کوثری فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله(ص) در عملیات کربلای 5، در مصاحبه‌ای از نقش نهضت آزادی در جمع‌آوری اطلاعات مربوط به عملیات کربلای ۴ و انتقال این اطلاعات به سرویس‌های جاسوسی غرب و در نهایت دستگاه امنیتی عراق پرده برداشته بود.
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
کی بیدار شویم؟ elahi بخش اجتماعی 106 01-16-2012 03:43 PM
«اسلام سیاسی»؛ دیروز و امروز alisosho موضوعات مورد بحث 0 02-10-2011 02:06 PM
بزرگترین حمله هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم: حمله به H3 خوابزده تالار مقالات نظامی 5 01-07-2011 11:01 AM
حقوق انسان از دیدگاه آیت الله العظمی بیات زنجانی ablogsh بخش اجتماعی 0 12-09-2010 09:56 AM
فردا، خرمشهر آزاد می شود مرتضی ایران 5 05-24-2010 09:20 AM


ساعت جاری 01:26 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT