آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 4504 - پاسخ ها: 16  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-21-2011, 05:01 PM   #1
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض روش تحلیل سیاسی

این مطالب از وبلاگ آقای بهشتی پور برای دوستانی که به روش تحلیل علاقه مندند نقل شده است

مقدمـــه :
روش تحليل سياسي در واقع شيوه درك مفاهيم پيچيده سياسي را به ما مي آموزد.
با آموختن اين روش مي توان پديده هاي سياسي را كه به سهولت در اذهان عمومي قابل درك نيستند ، از طريق آموزش هاي ويژه براي اكثر مردم قابل فهم كرد .
بسياري از پديده هاي سياسي داراي دو وجه متمايز از هم هستند .
1- وجه آشكار ، كه درك آن براي افراد عادي بطور معمول امكان پذير است .
2- وجه پنهـان ، كه كار تحليل گر سياسي شناخت و شناساندن اين وجه پديده سياسي به مخاطبان خود است .
در اينجا مي كوشم طي گام هاي دهگانه كه طراحي كرده ام نوجوانان و جوانان را با شيوه هاي ساده تحليل پديده هاي سياسي آشنا كنم.در مرحله بعد روش هاي ابتدايي نوشتن تفسير سياسي معرفي مي شود تا علاقه مندان به نوشتن تفسير سياسي بدانند كه بايد از كجا آغاز كنند و چه مراحلي را طي كنند تا بتوانند به عنوان مفسر سياسي ، مسائل مهم روز سياسي ايران و جهان را تحليل و تفسير نمايند .
درباره روش تحليل سياسي تاكنون كتابهاي متعددي منتشر شده است اما در اين كتابها يا به مفاهيم كلي ونظريتحليل سياسي پرداخته شده و يا تنها به معرفي ابزارهايي جهت تحليل پديده هاي سياسي ، اكتفا شده است .
در اين وب لاگ نگارنده با بهره جويي از تجربه بيست سال خود علاوه برتبيين مفاهيم كلي لازم براي تحليل سياسي ، سعي مي كنم با ذكر مثال هاي متنوع روش هاي كاربردي تحليل سياسي را به علا قه مندان ارائه دهم . به همين دليل از طرح مسائل پيچيده و سطح بالاي تحليل سياسي اجتناب گرديده تا بتوان درگام هاي اوليه تحليل سياسي انگيزه لازم را براي نوجوانان وجوانان عزيز كه مخاطبان اصلي اين وب لاگ هستند ، ايجاد كرد .
بدون شك اين تجربه داراي كاستي هايي است كه با تذكر انديشمندان و بزرگان برطرف خواهد شد .اگر توفيق رفيق حال نگارنده گردد در مطالب بعدي سعي خواهد شد براي سطوح بالاتر تفسير وتحليل مسائل سياسي ، موضوعات اساسي تر و پيچيده تر مطرح شود
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-21-2011, 05:03 PM   #2
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام اول آشنائی با مفاهیم کلی تحلیل سیاسی


2-1-1 تعریف واژه تحلیل

ریشه کلمه « تحلیل » عربی است که در زبان فارسی به معناهای مختلف به کار می رود . در لغت نامه عمید تحلیل به معنای حلال کردن ، حل کردن ، گشودن و تجزیه کردن آمده است .در فرهنگ معین در ذیل کلمه تحلیل آمده است .1- حلال کردن ، رواشمردن ، رواداشتن 2- دو یا چند بخش کردن لفظی را و هر بخش معینی را علی حده گرفتن و بعضی را به حال خود گذاشتن ، همچنین به معنای تجزیه کردن و از هم گذاشتن و به معنی تکبیر گفتن نیز آمده است .
آنچه که در روش تحلیل سیاسی مورد نظر است معادل کلمه انگلیسی ANALYSIS است ونه آنچه که در زبان انگلیسی معادل INTERPRETATION به معنای تشریح و تبیین بکار برده می شود . در واقع تجزیه کردن مفاهیم پیچیده سیاسی به مفاهیم جداگانه ساده تر به منظور ارائه نگاهی دقیق تر به آن پدیده سیاسی تنها بخشی از مفهوم تحلیل است ، که اساسی ترین بخش بشمار می رود . اما نمی توان همه مفهوم « تحلیل » را به « تجزیه کردن » محدود کنیم .
تحلیل کردن در واقع تلاش ذهنی تحلیل گر برای
۱-ساده کردن مفاهیم پیچیده
۲- درک اجزای تشکیل دهنده یک پدیده سیاسی
۳- درک ارتباط بین پدیده مورد تحلیل با سایر پدیده ها
۴- پیش بینی تحولات آتی با اتکا به استدلال های منطقی وعقلی است .
بنابر این برای تحلیل کردن پدیده های سیاسی تنها به تشریح و تبیین پدیده موردتحلیل اکتفاء نمی شود بلکه تحلیل گر با کاوشی ذهنی سعی می کند از ظواهر پدیده به امور پنهانی دست یابد و مفاهیمی را که افراد عادی قادر به درک آنها نیستند به زبان ساده و قابل درک به دیگران متنقل کند .
مثال:

1


« اسلو بودان میلو سوویچ رئیس جمهور ی صربستان در پاسخ به خودداری صربهای بوسنی از پذیرش طرح صلح بین المللی اخیر ، راههای تجاری بر روی این کشور را مسدود کرد و دیگر به سیاستمداران صرب بوسنی اجازه صحبت در تلویزیون صربستان را نمی دهد و یک مبارزه بی سابقه و بدون هدف با ناسزاگویی به رادوان کارازدیچ رهبر صربهای بوسنی به راه انداخته است . این شکاف جدید اگر به پذیرش صلح از جانب صربهای بوسنی ودر پی آن کاهش تحریم ها بیانجامد ، می تواند نقطه عطفی در جنگ باشد اما آیا حقیقتا این یک شکاف واقعی بین میلو سویچ و کارازدیچ است ؟ یا اینکه رهبران صربها همانند کشتی گیران تلویزیون ، بصورت نمایشی با یکدیگر دست و پنجه نرم می کنند.»

اکونومیست – 13 اوت1994 به نقل از کتاب مقاله نویسی در مطبوعات تألیف حسین قندی صفحه 45

در این مثال تنها به تشریح و توضیح ماجرای اختلاف نظر میلو سوویچ و کارازدیچ پرداخته و این سؤال مهم را مطرح کرده است که آیا این اختلاف نظر جدی است یا تنها برای بازار گرمی مطرح می شود؟اگر تحلیل گر به سؤال مطرح شده پاسخ دهد و کنکاش در مورد انگیزه های پنهانی میلوسویچ برای آنکه خود را مخالف کارازدیچ نشان دهد ، بپردازد دراین مرحله می توان گفت تحلیل ارائه شده است.
« میلوسوویچ سعی می کندازیکطرف خودرامخالف کارازدیچ نشان دهد تا بتواندبه بهانه مخالفت با کارازدیچ،از آمریکا بیشتر امتیاز کسب کند.واز طرف دیگرباحمایت از کارازدیچ بصورت پنهانی موقعیت اورادربرابرمسلمانان بوسنی تقویت نماید."

3-1-1 تعریف سیاست
درفرهنگ فارسی معین درذیل لغت سیاسی آمده است:
« حکم راندن بررعیت واداره کردن امور مملکت،حکومت کردن،ریاست کردن»
اما دراصطلاح علمی تعریف های مختلفی ازسیاست ارائه شده که شایدجامع ترین تعریف موریس دوروژه باشد
«سیاست علم حکومت داری است که به ما نشان میدهد قدرت را چگونه بدست آوریم و مهمتر آنکه چگونه به کار گرفته شود.»
براساس این تعریف موضوع اصلی سیاست «قدرت»است.علم سیاست در واقع روش صحیح کاربرد قدرت رابه مانشان می دهد.
در زبان فارسی«یای»نسبت،نشان دهنده وجه انتساب است يعني سیاست + ی به معنای آنچه که مربوط به سیاست است در کل به آن موضوعاتی که به نوعی به سیاست مربوط می شود« سیاسی» می گویندبر این اساس امور مربوط به سیاست درموضوعات مختلف سیاسی مطرح می گرددمانند علوم سیاسی،تاریخ سیاسی، جغرافیای سیاسی و... .
تحلیل سیاسی نیز یکی از موضوعاتی است که در اینجا بررسی می شود ووجه تمایز آن با تحلیل مسائل اقتصادی وتحلیل مسائل فرهنگی روشن است.

4-1-1 تعريف روش تحليل سياسي
با توجه به معناي واژه هاي سه گانه « روش » ، « تحليل » و « سياسي » بايد گفت از تركيب اين سه واژه معناي مستقلي به دست مي آيد كه با وجود ارتباط به معناي لغوي هر سه واژه ، اما ترکیب این سه واژه مفهوم خاص خود را بدست می دهد .که عبارت است از :

روش تحليل سياسي اصول و شيوه هاي تحليل صحيح از پديده هاي سياسي است كه آموختن اين روش ، تحليلگر سياسي را قادر مي سازد تا با استفاده از آن بتواند به ساده ترين راه ممكن مفاهيم پيچيده سياسي را ارزيابي كرده و به ديگران منتقل كند .

بنابراين آشنايي با اصول روش تحليل سياسي تحليلگر را قادر مي سازد تا بتواند مفاهيم پيچيده سياسي را به زبان ساده تجزيه و تحليل كند همچنين مي تواند با ارزيابي عملكرد بازيگران سياسي ، يعني عناصر تأثير گذار بر تحولات سياسي يك جامعه به پيش بيني تحولات آينده ان جامعه مبادرت ورزد .
در ادامه گام هاي بعدي بيشتر با مفهوم « تحليل سياسي » و روش صحيح به كارگيري آن در ارزيابي تحولات سياسي جامعه آشنا خواهيم شد .

2-1 انواع تحليل سياسي
تحليل يك پديده سياسي ، از نگاههاي مختلف قابل تقسيم به انواع گوناگوني است كه در اينجا به مهم ترين آنها اشاره مي شود .

1-2-1 تحليل كل به جزء ( قياسي )
در اين نوع تحليل معمولاً از مفاهيم كلي سياسي براي اثبات تحليل سياسي مورد نظر استفاده مي شود.
مثـال: در بررسي علل فروپاشي شوروي از اصل كلي :
« نظام هاي كفر والحاد سرانجام محكوم به فناو نيستي هستند »
تحليلگر سياسي استفاده مي كند و بر اين اساس مي نويسد :
« از آنجا كه نظام شوروي با هر گونه دين باوري مخالفت مي كرد همين عامل موجب شد تا با توجه به اثرات منفي غفلت از معنويت ديني در جامعه ، نظام الحادي اين كشور از درون پوسيده شود و در نهايت با فراهم شدن ساير عوامل از جمله مشكلات اقتصادي و نارضايتي عمومي سيستم ناكارآمد شوروي از هم گسسسته شود. "
همانطور كه در مثال فوق مي توان كاملاً مشاهده كرد تحليل گر سياسي به خوبي توانسته است از يك اصل كلي استفاده كند و با تعميم دادن آن به مصداق جزئي كه « شوروي » باشد تحليل خودرا براي مخاطب عرضه نمايد. اين روش اگر چه در بسياري موارد كاربرد دارد اما گاهي بدليل مصداق يابي غلط توسط تحليل گر ، اصل تحليل با خدشه رو برو مي شود به همين دليل در ادامه مباحث آينده به چگونگي استفاده صحيح از اين روش بيشتر پرداخته خواهد شد.

2-2-1 تحليل جزء به كل ( استقراء )
با استفاده از اين روش تحليل گر سياسي مي كوشد با تجزيه پديده سياسي مورد نظر به عوامل مختلف ، نتايج مورد نظر خود را به اثبات برساند. در واقع با تجزيه كردن يك پديده سياسي تحليل خود را در موردپديده مورد نظر ، براي مخاطب به اثبات مي رساند.
مثـال :
با توجه به مثال قبلي در اين مدل تحليل گر سياسي مي كوشد عوامل فروپاشي شوروي را به چند دسته تقسيم كند بعنوان نمونه عوامل داخلي و عوامل خارجي .
سپس عوامل داخلي خود به چند دسته تقسيم مي شوند مانند مشكلات اقتصادي سياست سركوب ك ، گ ، ب ، سياستهاي دين ستيزي و مخالفت با باورهاي مذهبي و . . . عوامل خارجي مانند رقابتهاي تسليحاتي شوروي با آمريكا كه معضلات زيادي را به اين كشور تحميل كرد ، توطئه هاي آمريكا در جهت ترغيب عوامل غرب گرا در داخل شوروي ، مخالفت مردم كشورهاي تحت سلطه شوروي از جمله كشورهاي اروپايي شرقي با سياستهاي تحميلي از سوي مسكو و . . . .
با در نظر گرفتن مثال فوق به خوبي روشن است كه تحليل گر سياسي با دسته بندي پديده سياسي مورد نظر يعني « عوامل فروپاشي » تلاش كرده است به مخاطب خود القا كند كه اين عوامل به چند دسته تقسيم مي شوند و هر دسته به سهم خود نقشي در فروپاشي داشته است . بنابراين برخلاف ديدگاه كل به جزء در اين تحليل تنها به يك عامل اهمیت داده نشده بلكه عوامل متعددي را در فروپاشي شوروي دخيل دانسته است .
3-2-1 تحليل ايستا ( مكانيكي )
وقتي تحليل گر سياسي به دو عامل مهم در تحليل خود توجه نکند ، تحليلي را كه ارائه می دهد بعنوان تحليل « ايسـتا » مطرح مي شود .
اول عامـل زمـان : در هر تحليل سياسي ، تحليل گر بايد تلاش كند نگاه مقطعي به پديده سياسي مورد نظر نداشته باشد . معمولاً تحليل گران مبتدي براي راحتي كار و يا تحليل گران حرفه اي براياغواي مخاطب خود ، با يك برش زماني سعي مي كنند بدون توجه به تحولات پديده سياسي مورد نظردر طي زمان گذشته ، صرفاً بر اساس موقعيت فعلي آن پديده ، تحولات مربوط به انرا بررسي مي كنند .

دوم عامل عمق بخشي و خارج شدن از سطحي نگري :
در تحليل ايستا تحليل گر سياسي تنها به ظواهر پديده سياسي توجه دارد و به عمق پديده نمي پردازد در نتيجه پايه هاي تحليل او هم ممكن است ظاهري كاملاً منطقي داشته باشد. اما با گذشت زمان و يا كمي تيز بيني مخاطب و كشف ساير ابعاد پديده سياسي مورد نظر بي پايه بودن آن تحليل و يا كم اعتباري آن تحليل ، اثبات مي شود .
بنابراين تحليل ايستا به تحليلي گفته مي شود؛ كه به عامل زمان توجه ندارد و از سطح ظاهري پديده هاي سياسي به عمق آن نمي رود . و بطور خلاصه يكي از مشخصات مهم تحليل ايستا آن است كه با گذشت زمان اعتبارش يا به كلي از دست مي رود يا كمتر مي شود .

مثـال: رودررويي ارتش عراق با آمريكا در سال 1991

اگر به گذشته صدام حسين رئيس جمهور عراق توجه نداشته باشيم در يك تحليل ايستا از عملكرد اودر جنگ آمريكا عليه عراق براي بيرون راندن ارتش صدام از كويت مي توان يك چهره كاملاً ضد آمريكايي از صدام حسين به افكار عمومي معرفي كرد به ويژه آنكه صدام براي اولين بار تل آويو مركز رژيم صهيونيستي را با موشك مورد حمله قرارداد . شعارهاي ضد آمريكايي صدام حسين و نيز مخالفت او با حكومتهاي متحد آمريكا درمنطقه خليج فارس از جمله دلايل ديگري است كه مي توان در يك تحليل ايستا براي اثبات ماهيت ضد آمريكايي حكومت صدام ارائه داد !

4-2-1 تحليل پويـا ( ديناميكي )
تحليل پويا به تحليلي گفته مي شود كه تحليل گر سياسي ضمن توجه به عامل زمان در تغييرات سياست هاي موجود ، به عمق مسائل توجه كرده و از ظواهر پديده سياسي عبور كرده به مسائل پشت پرده توجه مي نمايد . به عبارت ديگر تحليل پويا در جهت مخالفت تحليل ايستا قراردارد . در اين نوع تحليل گذشته پديده سياسي از آن جهت كه در واقع پيش زمينه هاي شكل گيري همان پديده را روشن مي سازد ، بسيار اهميت دارد .
مثـال: موضوع رودروئي صدام حسين با آمريكا در سال 1991
در يك تحليل پويا قبل از هر چيز به سابقه عملكرد صدام حسين در قبال آمريكا توجه مي شود با در نظرگرفتن اين واقعيت كه آمريكا يكي از مشوّقين اصلي صدام در تجاوز به ايران و تائيد كننده ضمني حمله به كويت بود و حتي در دهه 1980 يكي از تأمين كنندگان اصلي كمكهاي مالي و غير نظامي به عراق محسوب مي شد ، در مورد دلايل رودروئي صدام با آمريكا با تعمق بيشتري برخورد مي كند . در واقع بر اساس اين تحليل جاه طلبي هاي صدام حسين براي بدست گرفتن رهبري كشورهاي عربي ، موقعيت بسيار خوبي براي آمريكافراهم كرد،تا با استفاده از اين خصيصه صدام حسين با تشويق او براي حمله به ايران ، حتي الامكان انقلاب اسلامي را در سالهاي اوليه پيروزي خود زمين گير كند و در صورت امكان با تحميل جنگ وسيع به حكومت ايران ،رژيم جديد را سرنگون كند . اما وقتي چنين هدفي محقق نشد، امريكا با چراغ سبز نشان داد به صدام حسين براي حمله به كويت زمينه رابراي تثبيت حضور نظامي خود در منطقه فراهم ساخت . بطوريكه عراق بعد ها مجبور شد با پذيرش قطعنامه موسوم به نفت دربرابر غذا ضمن جبران خسارات وارده به كويت حتي هزينه نيروهاي سازمان ملل را كه در عراق مأموريت انهدام سلاحهاي عراق را بر عهده داشتند، تامين نمايد. بنابراين صدام در واقع نه تنها بعنوان عنصر ضدآمريكايي شناخته نمي شود بلكه درست برعكسبعنوان عنصري در خدمت غيرمستقيم آمريكا بود كه سياستهاي جاه طلبانه او زمينه ساز اجراي سياستهاي توسعه طلبانه واشنگتن درمنطقه خاورميانه شد.
اينكه تحليل فوق تا چه حد صحيح و تا چه از واقعيتهاي امروزي دور است چندان مهم نيست مهم آن است كه در تحليل فوق دقيقاً به شرايط ارائه يك تحليل پويا توجه شده است. چرا كه اولاً به سابقه عملكرد صدام توجه شده است ( توجه به عامل زمان ) و ثانياً از ظواهر ماجرا يعني شعارهاي ضد آمريكايي صدام جدا شده و به عمق مسائل يعني اهداف آمريكا در ماجراي مخالفت نكردن سفير آمريكا در عراق با حمله صدام حسين به كويت توجه شده است.يعني به موضوع پنهاني كه اهداف پشت پرده آمريكا و نفعي كه واشنگتن از تجاوزعراق به ايران و كويت داشته به خوبي توجه شده است . درتحليل پويا توجه به گذشته يك پديده سياسي همانقدر اهميت دارد كه نگاه به تحولات آينده اهميت خواهد داشت.
در تحليل پويا عامل« پيش بینی » در كنار نگاه به سابقه پديده سياسي اهميت ويژه دارد.

3-1 چكيده مباحث گـام اول
الف : « روش » ، « تحليل » و « سياسي » سه كلمه كليدي هستند كه معناي هر كدام بطور مجزا با تركيب آنها در كنار هم متفاوت است .
ب : روش تحليل سياسي فرايندي ذهني است كه بر اصول شناخته شده اي مبتنی است تحلیل گر سیاسی با استفاده از این اصول مي تواند پديده هاي سياسي ورخدادهاي جهان سياست را بررسي كرد .

ج: تحليل سياسي خود به انواع و اقسام مختلفي تقسيم مي شود بر اساس نگاه تحليل گر سياسي و ابزار هايي كه به كار مي برد ، تحليل سياسي را مي توان به انواع مختلف تقسيم كرد .
د : تحليل سياسي از لحاظ شكل به دو نوع از جزء به كل و از كل به جزء تقسيم مي شود و براساس محتوي تحليل به دو شكل تحليل ايستا و تحليل پويا تقسيم مي گردد.


1- كل به جزء
الف : از لحاظ شكل تحليل
2- جزئي به كل
انواع تحلیل سياسي
1- ايستــا
ب : از لحاظ محنوي تحليل
2-پويـــا


پرسش هاي گام اول
سؤال اول :
تفاوت اصلي مفهوم شيوه با روش به معناي خاص آن در تحليل سياسي چيست ؟
سؤال دوم :
آيا با اتخاذ يك روش غلط مي توان تحليل صحيح ارائه كرد ؟ چرا ؟
سؤال سوم :
كار اصلي تحليل گر سياسي چيست ؟
سؤال چهارم :
چه تفاوتي بين تحليل از كل به جزء با تحليل از جزء به كل وجود دارد ؟
سؤال پنجم :
فرق اصلي بين تحليل ايستا با تحليل پويا چيست ؟


تمرينات گام اول :

تمرين 1) :
يك تفسير سياسي را از هر نشريه اي كه به آن دسترسي داريد انتخاب كنيد ببينيد آيا مي توانيد تحليل هاي سياسي را در آن تفسير انتخاب شده مشخص كنيد نويسنده در تفسير سياسي خود چند تحليل ارائه كرده است آيا اين تحليل ها همديگر را كامل مي كنند و به هم مربوط هستند ؟ يا ارتباط منطقي با هم ندارند .

تمرين 2) :
دلايل حمله عراق به كويت را با استفاده از ديدگاههاي صاحب نظرات بررسي كنيد

تمرين 3) :
تفاوت دو تحليل جداگانه در مورد يك حادثه را بررسي كنيد .


تحليل ماجراي واتركيت در آمريكا

تحليل اول :
موضوع دست داشتن نيكسون رئيس جمهور وقت آمريكا در سال 1973 در ماجراي موسوم به « واتركيت » تنها يكي از دهها نمونه تقلب در انتخابات هاي رياست جمهوري در آمريكا به شمار مي رود . فاش كردن سوء استفاده كاخ سفيد و دفتر مركزي رئيس جمهور از مكاتبات تلفني رهبران حزب رقيب ( دمكرات ) تحت تأثير درگير شدن دو جناح نفتي ( طرفداران نيكسون جمهوريخواه ) با جناح صنايع مصرفي آمريكا ( طرفدار حزب دمكرات ) در آمريكا بود اين درگيري در نهايت منجر به كناره گيري نيكسون از مقام رياست جمهوري در سال 1973 و جانشيني جرالدفورد معاون وي به جاي او شد .

تحليل دوم :
افشاي ماجراي واتركيت در آمريكا توسط دو خبرنگار زبده روزنامه واشنگتن بست نشان دهنده آزادي مطبوعاتي در آمريكا و نقش سازنده دو خبرنگارامريكائي است كه توانستند براي اولين بار موضوع سوء استفاده مقامات كاخ سفيد از رقابتهاي انتخابات را به صحنه جامعه آمريكا بكشانند. در نهايت اين ماجرا استقلال قوه قضائيه آمريكا وهمچنين مجلس سناي اين كشور را در برابرنهاد رياست جمهوري نشان مي دهد چيزي كه عاقبت منجر به آن شد كه ريچارد نيكسون رسماً استعفاء دهد تا توسط كنگر ه (نشست مشترك مجلس نمايندگان و مجلس سناي امريكا )، بر كنار شود . جالب آنكه معاون او يعني فورد زماني كه بعنوان رياست جمهوري سوگند ياد كرد از اختيارات ويژه رئيس جمهوري استفاده كرد وقرارمنع تعقيب نيكسون را صادر نمود .
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:03 PM   #3
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام دوم آشنایی با ارکان تحلیل سیاسی


« گام دوم »
اركان تحليل سياسي
هر تحليل سياسي سه ركن اساسي دارد.
1- خبر
2- اطلاعات درباره آن خبر
3- ارتباط بين خبرواطلاعات آن ازديدگاه تحليل گرسياسي
از آن جهت به اين سه جزء اصلي هر تحليل سياسي ركن مي گويند كه در واقع مبناي هر تحليل بر پايه اين سه مفهوم استوار است . به همين دليل هر كدام از اين سه ركن دچار مشكل باشد ، در واقع اساس تحليل با مشكل روبرو مي شود .
توجه: وقتي خبريك تحليل سياسي غلط باشد بدون شك تحليل آن خبر هم ناصحيح است . چرا كه امكان ندارد وقتي كذب يك خبري اثبات شده باشد تحليل آن خبر درست باشد . علاوه بر اين وقتي اطلاعات مربوط به يك رويداد غلط ارائه شده باشد بطور قطع تحليل همان رويداد نيز اشتباه خواهد بود. همچنانكه اگر يك تحليل گر سياسي نتواند بين خبر و اطلاعات موجود در حافظه يا بايگاني شخصي خود ارتباط دقيقي با نقطه نظر خود ، درباره آن رويداد برقرار كند ، بدون شك تحليل او دچار مشكل اساسي مي شود. بنابراين تحليل گر سياسي سعي مي كند در تحليل خود اطلاعاتي را درباره رويداد اتفاق افتاده ارائه كند كه در نهايت به اثبات ديدگاه تحليل گر سياسي كمك كند .
بر اساس آنچه كه گفته شد هر تحليل گر سياسي در ابتدا سعي مي كند خبر خود را از لحاظ صحت يا سقم بررسي كند و در مرحله بعد اطلاعات جامعي درباره آن رويداد بدست آورد و سپس با استفاده از آن اطلاعات ديدگاه خود را درباره رويداد مورد بررسي،ارائه نمايد . در اين فرايند اقدامات ديگري نيز ضرورت دارد كه در گام هاي آينده به آنها مي پردازيم . در اينجا لازم است اركان يك تحليل سياسي را در قالب مثال مورد بررسي قراردهيم .
مثال : تجاوز ارتش عراق به كويت در دوم اوت 1990
براي تحليل اين خبر تحليل گر سياسي بايد اطلاعات جامعي در مورد موقعيت عراق و كويت داشته باشد اطلاعاتي از قبيل آنكه توان نظامي ارتش عراق و كويت چقدر است ؟ سابقه تاريخي اختلافات كويت و عراق چه بوده است ؟ چه تحولاتي در مناسبات عراق و كويت در سال 1990 بوجود آمده است ؟ روحيات صدام حسين و داعيه رهبري كشورهاي عرب ، سياستهاوادعاهاي ارضي صدام عليه كويت و دهها اطلاعات ديگري كه مي تواند به ارائه ديدگاه تحليل گر سياسي كمك كند . روشن است كه تنها داشتن اطلاعات دقيق و گسترده درباره يك رويداد سياسي ، كافي نخواهد بود . بلكه تحليل گر سياسي بايد بخوبي بتواند بين خبر و اطلاعات خود از يكسو با ديدگاه تحليلي خود درباره آن رويداد از سوي ديگر، ارتباط منطقي برقرار كند .تا تحليل ارائه شده دچار مشكل نشود.
هر چقدر كه يك تحليل گر سياسي در برقراري ارتباط منطقي بين ديدگاه خود (مثلا درباره دلايل وقوع آن رخداد و يا هر موضوع مرتبط ديگري )با خبر و اطلاعات ارائه شده در تحليل دچار مشكل شود .بدون شك تحليل او نيز متزلزل خواهد شد.
بنابراين در تحليل دلايل تجاوز ارتش عراق به كويت علاوه بر اطلاعات صحيح به عوامل ديگري بايد توجه كرد كه به مرور در طي گام هاي بعدي با آنها آشنا مي شويم .
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:04 PM   #4
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام سوم اطلاعات و کاربرد ان در تحلیل سیاسی قسمت اول

1-3 تعريف اطلاعات
از آنجا كه در زبان فارسي واژه ((اطلاعات))معاني متعددي دارد براي سهولت كار در اينجا به دو معنا ي آن توجه مي شود. اول اطلاعات به معناي عام كلمه و دوم اطلاعات به معنايي كه در تحليل و تفسیر سياسي كاربرد دارد.
**اطلاعات به معناي عام
((به مجموعه داده هاي علمي در مورد وقايعي گفته مي شود كه پردازش شده باشند . تا براي دريافت كننده آن داده ها معني خاصي را منتقل كند.
**اطلاعات به معناي خاص كاربرد ان در تحليل سياسي:
((اطلاعات به مجموعه مفاهيم و يا داده هايي گفته مي شود كه از پيش ازوقوع يك رويداد توسط تحليل گر سياسي مورد شناسايي ، گرد آوري ، دسته بندي و ارزيابي قرارگرفته اند . تا در متن تفسير يا تحليل در جاي مناسب مورد استفاده قرار گيرند.))
روشن است كه تنهاارائه تعريف اطلاعات ، مشكل تحليل گر سياسي را حل نمي كند .
بلكه اين مفاهيم پايه اي تعريف مي شوندتازمينه براي شناخت اطلاعات و جايگاه آن
در تحليل سياسي فراهم شود . شناخت اطلاعات بيش از كسب اطلاعات اهميت دارد .
يعني بايدتحليل گرسياسي بتواند با معيارهاي شناخت و بدست اوردن اطلاعات آشنا باشد.تازمينه براي تجزيه و تحليل آن اطلاعات فراهم شود. بنابراين در ابتدا با راههاي كلي كسب اطلاعات واخبارآشنا می شويم و سپس به شناخت و راههای ارزیابی اطلاعات مي پردازيم .
2-3 راههاي كسب اطلاعات
به طور كلي منابع كسب اطلاعت را از نگاه چگونگي بدست آوردن اطلاعات مي توان به
سه گروه متمايز از هم تقسيم كرد:
الف: منابع كلي و عمومي
ب: منابع تخصصي
ج: منابع اختصاصي
بنابراين با شناخت دقيق راههاي كسب اطلاعات ،مي توان بصورت سريع تربه اطلاعات موثق تر و دقيق تر دست پيدا كرد و دراين صورت مي توان گفت براي تحليل گر سياسي نيمي از راه طي شده است.
1-2-3 منابع كلي و عمومي كسب اطلاعات
اين گروه از منابع كاراصلي شان اطلاع رساني به عموم مردم در زمينه ي هاي متنوع است. راديو ، تلويزيون ، نشریات اعم از روزنامه،هفته نامه، ماهنامه يا هر رسانه ي ديگري مانند شبكه هاي مختلف ماهواره اي ويا اينترنت يا كتابخانه هاي عمومي كه همه در انتقال آزاد و عمومي بخش مهمي از اطلاعات موجود در جهان نقش ايفا مي كنند. همانطور كه همه مردم به اين منابع دسترسي دارند تحليل گر سياسي نيز مي تواند با مراجعه به اين منابع، اطلاعات مورد نظر خود را بدست آورد . اما فرق مهمي بين عامه مردم و تحليل گر سياسي خبره وجوددارد.
يك تحليل گر سياسي براساس تجربه اي كه طي سالها ي طولاني کسب می کند،
كم كم ياد مي گيرد كه چه اطلاعاتي را از كجا بدست آورد و در كجا بايگاني كند.تادر زمان مناسب بتواند از آن اطلاعات در تحليل هاي خوددر کم ترین زمان ممکن بهره بگيرد.
بنابراين خيلي مهم است كه تحليل گر سياسي مانند افراد عادي با اخبار و رويداد هايي
كه مي خواند يا مي شنود و يا مي بيند برخورد نكند.بلكه دقيقاً سعي كندبخش هاي مهم رويدادها را انتخاب كرده وبراساس نظم منطقي که نمونه اي از آن در بخش دسته بندي اطلاعات ارائه مي گردد آنها را بايگاني كندتادرجاي مناسب از آن استفاده نماید.
2-2-3 منابع تخصصي كسب اطلاعات :
اين دسته ازمنابع شامل مؤسسات پژوهشی، دانشگاهي ، مراكزتحقيقاتي ارگانهاي ملي يا بين المللي و سازمانهاي رسمي يا نهادهاي غير رسمي غير دولتي مي شوند كه درباره يك يا چند موضوع تخصصي فعاليت مي كنند . اين مراكز معمولاً اطلاعات خود را از طريق نشريات تخصصي يا سايتهاي اينترنتي و يا كتاب منتشر مي كنند . از جمله اين مراكز مي توان به مراكز اطلاع رساني سازمان تجارت جهاني بر روی اینترنت،اشاره كرد كه اطلاعات مربوطه به صادرات و واردات جهان و مسائل مربوطه به بازرگاني بين المللي را منتشر مي كند . همچنين مؤسسه تحقيقاتي در موردبحرانهاي بين المللي كه برروي اينترنت مطالب خود را منتشر مي سازد و كارش بررسي تحولات مربوط به بحران هاي منطقه اي و بين المللي است.
به اين قبيل منابع اطلاع رساني افراد عادي جامعه كمتر مراجعه مي كنند اما تحليل گران سياسي بيشتر مراجعه خواهندداشت. بدليل تنوع و كثرت اين مراكز تخصصي اطلاع رساني، امروزه يكي از مهمترين سؤالات تحليل گران اين است كه در چه زماني به كدام مؤسسه تحقيقاتي يا تخصصي بايد مراجعه كنند تا دچار به اصطلاح ((سرگيجه ي اطلاعاتي ))نشوند. براي اجتناب از اين پديده مضر اما فراگير سفارش اكيدمي شود كه در هر زمان متناسب با موضوع تحليل به سايتهاي تخصصي برروي اينترنت و يا مجلات گوناگون و كتابهاي تخصصي مراجعه نمايند .
براي كساني كه كار تحليل سياسي را جديداً آغاز كرده اند، مشورت با اساتيد فن براي شناخت مؤسسات معتبر تر و جدي تر براي پرهيز از اتلاف وقت و انرژي توصيه مي گردد . البته تحليل گر سياسي به مرور زمان مي توانند از ميان انبوه مراكز و مؤسسات ، آنهايي كه بصورت تخصصي تر موضوع موردنظررا دنبال مي كنند، انتخاب نمايند. مهم آن است كه پس از انتخاب منبع كسب اطلاعات،بدانيم كه چگونه از اطلاعات بدست آمده استفاده كنيم . اما قبل از آن لازم است
براين نكته مهم تاكيد شود كه فرايند كسب اطلاعات نمي تواند جدا از مرحله بايگاني ، دسته بندي ، شناخت و ارزيابي و در نهايت تجزيه و تحليل اطلاعات باشد .بنابراين پيوستگي اين مراحل خود بعنوان عامل مهمي در كاربردي كردن يا غير كاربردي كردن اطلاعات بدست آمده نقش اساسي دارد. در بخش هاي بعدي اين بحث با آنها آشنا مي شويم اما در اين جا لازم است به منبع ديگري از كسب اطلاعات توجه كنيم كه جنبه ي ((ويژه ))دارد.
3-2-3 منابع اختصاصي (ويژه) كسب اطلاعات
اين منابع معمولاً با افراد حقيقي يا نهادهاي حقوقي مؤثر در نظام سياسي كشور هاي مختلف در ارتباط هستند . دسترسي به اين قبيل منابع اطلاعاتي براي همه افراد مقدور و ممكن نيست . اينگونه منابع مي توانند اطلاعات كاملاً سري و خيلي محرمانه را بدون آنكه جنبه جا سو سي داشته باشنددراختياربعضي از افراد قراردهند.در مواردي هم بدليل اقتضا مسائل سياسي، اطلاعات محدودي را در مورد يك موضوع خاص در اختيار افراد ويژه قرار مي دهند .
معمولاً اين قبيل اطلاعات از سه راه بدست مي آيند.
اول : اطاعاتی که مسئولان مربوطه بدليل آنكه مي خواهند با انتشار بخشي از ان به ارزيابيي مقدماتي واكنش افكار عمومي بپردازند. بدون آنكه مسئوليت عواقب انتشار آن خبر يا اطلاعات را بر عهده بگيرند .
مثال : ايران و مصر تصميم داشتندمناسبات سياسي خودرا برقرار كنند اما براي آنكه تبعات بعدي انتشار اين خبر سنجيده شود .درهمان زمان از زبان بعضي افرادمطلع خبر ان اعلام گرديد. وقتي واكنش هاي مثبت و منفي در ایران و مصر بررسي شد،متناسب با ان واکنش ها ، تصميم گرفته مي شود كه فعلا مساله مسكوت گذارده شود.
دوم: اطلاعاتي كه بدليل رابطه ويژه اي كه بين تحليل گر سياسي و مسئول وزارتخانه يا نهادي كه با او در ارتباط است ، برقرار شده و بصورت دوستانه منتقل مي گردد.اين قبيل اطلاعات معمولاً تنها بخشي از اطلاعات است و كمتر جزئيات را شامل مي شود .با اين وجود مي تواند به واقع بيني و درك صحيح از تحولات جاري و آتي تحليل گر سياسي كمك كند .
مثال : اطلاعاتي كه بوسيله يكي از شركت كنندگان در مذاكرات دو جانبه بين مسئولين دوكشور در اختيار يك تحليل گر سياسي قرار داده مي شود.نقش کلیدی در تحلیل رویدادهائی خواهد داشت که پس از ان نشست اتفاق افتاده است
سوم: اطلاعاتي كه به از طريق خريد ویا فروش اطلاعات متقابل بدست مي آيد.
به طور معمول بعضي از تحليل گران حرفه اي در جهان غرب با استفاده از سرمايه گذاري
رسانه اي كه آن تحليل گر با او در ارتباط است، مي كوشنداز طریق برقراري تماس با افراد مؤثر در كشور هاي جهان سوم با دادن هدايا ، دعوت به مجالس ناهار يا شام غير رسمي و ارائه پول به صورت مستقيم يا غير مستقيم ، اطلاعات ذي قيمتي را بدست آورند كه در گزارش هاي ويژه ، مطبوعات بدون ذكر مبلغ منتشر مي شوند.اين قبيل گزارش ها معمولاً موجب شهرت نويسنده مي شود.از جمله اين اقدام ها مي توان به مجموعه مقاله هاي هریس در روزنامه واشنگتن پست اشاره كرد كه موجب انتشاراخبار مربوط به شكنجه زندانیان عراقی توسط نظامیان امریکائی در زندان ابو غريب بغداد شد. حتي در مواردي مقام هاي رسمي نيز پس از انتشار اين قبيل اطلاعات مجبور به
كناره گيري مي شوند . اما به هر حال دستيابي به اين قبيل اطلاعات امروزه يكي از
مهم تر ين منابع كسب اطلاعات به شمار مي رود.
3-3 شناخت اطلاعات
پس از كسب اطلاعات از هر منبعي به هر وسيله اي ، تحليل گر بايد شناخت دقيقي نسبت به ماهيت اطلاعات بدست آمده داشته باشد.براي پي بردن به ماهيت اطلاعات و شناخت جزئيات آن هر تحليل گر سياسي لازم است به چهار سؤال اساسي ذيل پاسخ دهد .
سؤال اول : منشاء اطلاعات كدام است يعني نحوه بدست آوردن اطلاعات از چه طريق بوده است./
سؤال دوم: منبع اطلاعات چيست يا كيست ./
سؤال سوم : منبع اطلاعات تا چه حد معتبر است./
سؤال چهارم: وابستگي منبع اطلاعات به كدام جريان فكري يا جناح حا كمیت است ./
در واقع تحليل گر سياسي بايدشناخت دقيقي از چهارپایه اصلي اطلاعاتی كه بدست آورده است ، داشته باشد . بنابراين صرف بدست آوردن اطلاعات كفايت نمي كند بلكه براي تحليل رويداد هاي سياسي بايد شناخت دقيق تري درباره ماهيت اطلاعات بدست آمده ، كسب نمائيم . بدليل اهميت اساسي كه اين موضوعات دارند با تفصيل بيشتري آنها را بررسي مي كنيم.


1-3-3 شناسايي منشأ كسب اطلاعات
تحليل گر سياسي بايد بداند منشاء اطلاعاتي كه بدست آورده است از چه طريقي بوده است تا بتواند در مورد صحت يا سقم اطلاعات خود قضاوت دقيق تري داشته باشد .در حقيقت آسان تر ين راه پي بردن به ماهيت واقعي و يا غير واقعي بودن يك سري اطلاعات ، شناخت منشاء توليد يا صدور اين اطلاعات است . بنابراين تحليل گر سياسي قبل از آن كه به سراغ منبع خبر يا منبع انتشار اطلاعات باشد بايد به سراغ منشأ توليد آن خبر يا آن اطلاعات برود.
بطور معمول اگر منشاء توليد يك اطلاعات شناخته شد، تحليل گر سياسي راحت تر مي تواند در مورد آن اطلاعات از لحاظ صحت و سقم يا كامل بود ن يا ناقص بودن ، معتبر بودن يا بي اعتباري اطلاعات ، قضاوت كند.
از آنجا كه معمولاً بدست آوردن منشأ اطلاعات يا توليد كننده اصلي اطلاعات بسيار دشوار است اغلب تحليل گران سياسي براي شناخت ماهيت اطلاعات خود به منبع اطلاعات رجوع مي كنند. اما به هر حال تحليل گر سياسي نمي تواند به سابقه اطلاعات بدست آمده رجوع نكند . براي شناخت سابقه اطلاعات در نهايت مجبور خواهد شد علاوه بر منبع اطلاعات به منشاء ايجادآن اطلاعات و نه فقط منبع انتشار ان توجه نمايد.
در نهايت شناخت منشأ توليد اطلاعات و سابقه آن در گذشته دور نسبت به رويداد ي كه
آن اطلاعات مرتبط با آن تنظيم شده است بسيار اهميت دارد. ذكر مثالي در اين مورد
مي تواند راهگشا باشد.
مثال: عمده اطلاعاتي كه مسئولین آمريكايي در مورد سلاح هاي كشتار جمعي رژیم صدام داشتند از مخالفان صدام حسين بدست اورده بودند.به همين دليل سرانجام روشن شد كه بي توجهي عمدي يا غيرعمدي آمريكای ها به تعارض هاي موجود ميان صدام و مخالفانش موجب افشاء غير واقعي بودن ان اطلاعات و در نتيجه بي آبرويي جهاني براي دولت آمريكادر موردپيدا نشدن سلاح هاي كشتارجمعي در عراق شد . اگر آمريكايي ها مي خواستندمي توانستند به اين اصل بديهي توجه كنند كه مخالفان صدام ممكن است به دليل دشمني با صدام و تحريك آمريكا براي براندازي حكومت ظالمانه او در مورد فعاليت هاي رژیم صدام در توليد سلاح ها ي كشتارجمعي دروغ گفته باشند يا بزرگ نمائي كرده باشند.
2-3-3 شناخت منبع اطلاعات
معمولاً پس از آنكه منشأ توليد اطلاعات را شناختيم يا حتي زمانی که در مورد شناسايي
دقيق آن ناكام مانديم مي توان به منبع انتشار اين اطلاعات توجه كرد.
امروزه اخبار و اطلاعات بصورت هماهنگ شده و كاملاً دستكاري شده به اطلاع افكار عمومي مي رسد . يعني كليه مراكز اطلاع رساني اهم از خبرگزاري ها، راديو تلويزيون ها، روزنامه ها و غيره چه آنها كه ادعاي بي طرفي در ارسال اخبار دارند و چه آنهايي كه ادعايي در اين موارد ندارند. همه بدون استثناء اخبار و اطلاعات را به صورتی كه مايل هستند منتشر مي كنند و از فيلترهاي خود مي گذارنند.اين بدان معنا نيست كه همه آنها سانسور مي كنند" نه" بلكه همه آنهاتلاش مي كنند اطلاعات و اخبار را در جهت اهداف رسانه هاي خود، سازمان دهي وسپس منتشر كنند.
بنابراين براي تحليل گرتازه كار بسيار اهميت دارد قبل از هر چيز بداند منبع انتشاراين اطلاعات فرد است يا سازمان حقوقي؟ اگر فرد است سوابق آن فرد را پيدا كند و او را از لحاظ اعتبار سياسي يا اعتبار تخصصي مربوط به موضوع بدست آمده بررسي نمايد.اگر سازمان حقوقي يا تخصصي است اين سازمان داراي چه سوابقي است و چه گرايش هايي داشته است كه در بخش هاي بعدي به آن مي پردازيم . در نهايت بدست آوردن منبع خبر و شناخت چيستي يا كيستي آن براي قضاوت دقيق درباره صحت اطلاعات مورد بررسي ،بسیار مهم است .
مثال : برگزاري انتخابات رياست جمهوري در اوكراين چرا به شروع بحران سياسي در اين كشور از اول آذر ماه 1383 انجاميد؟
براي تحليل اين رويداد نياز داريم كه اطلاعات دقيقي در مورد مطالب زير داشته باشيم :
1-چه كساني در انتخابات كانديدا شده بودند.
2- تفاوتهاي بين كانديداهاي مطرح در كجا است .
3- چرا آمريكا و اتحاديه اروپا از پوشچنكو يكي از كانديد هاي مطرح حمايت مي كردند.
4-چرا روسيه و بعضي از كشور هاي منطقه از یاناكوپچ يكي ديگر از كانديد هاي مطرح ك كه در زمان انتخابات پست نخست وزيري داشت،حمايت مي كردند.
5- چرا اكثريت مردم شرق اوكراين از یاناكوپچ و اكثريت مردم غرب اوكراين از پوشجنكو حمايت مي كردند.
6- تفاوت در آمدي مردم شرق و جنوب شرق صنعتي اوكراين با غرب عمدتاً كشاورزي و خدماتي اوكراين تا چه ميزان بر روي شكل دهي به آراء آنها اثر داشته است.؟
7- حمايت دستگاه هاي تبليغاتي غرب از یوشچنكو تا چه ميزان بر تهیج طرفداران او براي ريختن به خيابان ها مؤثر بود؟
روشن است كه تحليل گر سياسي بايد قبل از تحليل ماجراي بحران انتخابات رياست جمهوري در اوكراين اطلاعات پايه اي فوق را بدست آورده باشد اما نكته مهم آن است كه تحليل گر سياسي این اطلاعات را از کدام منبع بدست اورده است ؟چرا که منابع خبری متناسب با گرایش ها و منافع صاحبان خود، به اطلاعاتی که ارائه مي دهند جهت و موضع خاص خود را می دهند . به عبارت دقیق تر انها می کوشند اطلاعات را به گونه ای ارائه کنند که در نهایت نقطه نظر خاصی که دارند القاء شود .
بنابراین با توجه به مثال فوق تحلیل گر سیاسی بايد مطمئن شود كه به راستي روند ايجاد نزديكي بين پوشچنكو و غرب وجود دارد . اگر اين اطلاعات غلط باشد يا تنها يكطرفه باشد يعني غرب از او حمايت مي كند اما او از غرب حمايت نمي كند تحليل ماجرا كاملاً متفاوت مي شود. همانطور در مورد آقاي پاناكويچ بايد تحليلگرسياسي مطمئن باشد او از سوي روسيه حمايت مي شود و دلايل اين حمايت را به خوبي بررسي كند. براي دستيابي به اين موضوع لازم است كه در موردگرایش ها ومنافع منابع اطلاعاتی موجود در رسانه هاي گروهي درباره ي شخصيت پوشچنكو و پاناكويچ بخوبي اطلاع داشته باشد.در بعضی موارد که این اطلاعات دقیق موجود نیست تحلیل گر سیاسی می تواند با استفاده از فرائن يا شواهد موجود و همچنين سوابق منابع اطلاعات منتشر شده درباره اين دو كانديداي اصلي ، تشخيص دهد كه موارد ادعاشده عليه آنها در مورد وابستگي پوشچنكو به غرب و پاناكويچ به روسيه صحت دارد يا صرفاً يك جريان سازي خبري براي خراب كردن چهره آنها است. در باره سایر موارد مطرح شده در سئوالات نیز می توان اراین الگو پیروی کرد .
نکته مهم:
فرق منشاء اطلاعات با منبع اطلاعات در این است که منشاء اطلاعات تولید کننده اطلاعات ویا خبر است در صورتی که منبع اطلاعات منتشر کننده خبر یا اطلاعات مورد نظر است .
3-3-3 اعتبار منبع اطلاعات
دشوارترين بخش شناخت ماهيت اطلاعات ، قضاوت درباره اعتبار منبع اطلاعات بدست آمده است .
چرا كه از يك طرف اگر منبع بي اعتبار باشد كل اطلاعات محل ترديد قرار مي گيرد و كاربرد خود را تقريباًاز دست مي دهد . مگر منبع معتبر ديگري پيدا شود تا آن اطلاعات را تائيد كند . از طرف ديگر معيار دقيقي براي اعتبار يا بي اعتباري منابع اطلاعاتي وجود ندارد و تنها مي توان به سوابق آنها استناد كرد به اين معنا هر چقدر منابع اطلاعاتي داراي سوابق روشن و دقيق در ارائه اطلاعات باشند مي توان بيشتر به آنها اعتماد كرد و در نتيجه اعتبار بيشتري براي ما دارند بنابراين رابطه معناداري بين اعتماد گيرنده اطلاعات با اعتبار انتشار دهنده اطلاعات وجود دارد .و چون اعتماد و اعتبار هر دو كاملاً قابل انطباق بر مناسبات افراد هستندو درزمان هاو مكان هاي مختلف مي توانند حالت هاي گوناگون پيدا كنند،به همين دليل نمي شود قانون كلي براي آن استخراج كرد. با اين وجود نبايد به هيچ وجه از سابقه منبع اطلاعاتي غفلت ورزيد . يعني اصل برآن است كه يك منبع اطلاعاتي كه در سابقه گذشته خود هميشه صداقت داشته است در مورد اطلاعات مورد نظر ما هم صادق باشد مگر خلاف آن ثابت گردد . همينطور در مورد منبع اطلاعاتي كه هميشه اطلاعات مخدوش منتشر كرده است .اصل بر آن است كه فرض بگيريم اطلاعات مورد نظر ما هم ممكن است صحيح نباشد و از راههاي ديگري كه بحث خواهد شد در مورد آنها بررسي لازم به عمل آيد.ولي مشكل در اين مرحله حل نخواهد شد زيرا هر تحليل گر سياسي دقيقاًنمي تواند در مورد عملكرد گذشته منابع اطلاعاتي ثبت و ضبط دقيق داشته باشد تنها افراد حرفه اي و كار آزموده ، كه سالها بايگاني مرتبي از اخبار اطلاعات منتشر شده از سازمانهاي خبري و اطلاع رساني دارند، مي توانند در اين قبيل موارد قضاوت نسبتاًدقيقي داشته باشند. بنابراين نوجوانان تحليل گر بايد از همان ابتدا كار بايگاني مرتبي براساس اصول منظمي كه در ادامه این مطلب بعضی از انها معرفي شده است ، تشكيل دهند. تا در زمان مناسب بتوانند هم اطلاعات صحيحي از رويدادها داشته باشند وهم سوابق منابع خبري را بصورت نظام مند شده داشته باشند.

4-3-3 گرايش هاي سياسي اعتقادي ، فرهنگي و اقتصادي منبع انتشار اطلاعات
از آنجا كه وابستگي هاي سياسي – اعتقادي يا فرهنگي و حتي اقتصادي منابع اطلاعات تأثير بسيار تعيين كننده اي بر عملكرد آنها در مورد چگونگي انتشار اخبار و اطلاعات دارند، شناخت دقيق اين گرايش ها مي تواند به تحليل گر سياسي كمك كند تا بهتر بتواند در مورد وثوق اطلاعات منتشر شده از سوي آن منبع تصميم گير كند. ذكر مثال قبلي در مورد اطلاعات غلطي كه مخالفان صدام و امريكا داده بودند در اين مورد نيز كاربرد دارد. در واقع گرايش هاي اعتقادي نيز در مواردي موجب مي شوداطلاعاتي به غلط منتشر شود و يا ملاحظات اعتقادي مانع از انتشار صحيح اطلاعات در مورد يك پديده سياسي مي شود از جمله در مورد در گيري هاي مذهبي بين پيروان اهل سنت و اهل تشيع در پاكستان در منابع خبري معمولاً متناسب با آنكه شيعه يا سني هستند روايتهاي مختلفي نقل مي شود كه تحليل گر سياسي بايد به ظرافت هاي آن توجه نمايد. در مورد گرايش هاي قومي و ملي نيز كه در مواردي جنبه هاي قومي اعتقادي نيز پيدا مي كند معمولاً موضوع به همين شكل بايد مورد توجه قرار گيرد . از جمله در مورد اخبار كشورهاي عربي معمولاً وقتي بحث كشورهاي عربي و غير عربي مطرح است اخبار هميشه تحت تأثير گرايش هاي قومي عربي در رسانه هاي كشورهاي عربي قرار دارد.
در مورد گرايش هاي فرهنگي نيز در مواردي ملاحظه مي شودكه فرهنگ حاكم بر يك رسانه يا كشوري كه منبع انتشار اطلاعات است در جهت دهي آن اطلاعات نقش كليدي داشته است. توجه به اين واقعيت مي تواند به شناخت دقيق منبع اطلاعات كمك كند .بعنوان مثال فرهنگ ديد و بازديد عيد نوروز در ميان ايرانيان و تأثير آن در انتقال اخبار و اطلاعات در ايام تعطيلي كشور مي تواند كمك بزرگي به تحليل گر سياسي در مورد رسيدن به منشاء و منبع بي پايه بسياري از اطلاعاتي باشد كه در اين ايام در اذعان عمومي مطرح مي شود.
گرايش هاي اقتصادي نيز مانند وابستگي به كمپاني هاي بزرگ در آمد زا مي توانند در شكل دهي اطلاعات و اخبار نقش داشته باشند و مسلماً توجه به آنها مي تواند به تحليل دقيق تر موضوع كمك كند . بعنوان مثال وقتي از وابستگي شركت بزرگ نفتي هالي برتون آمريكا به ديگ چيني معاون رئيس جمهوري آمريكا اطلاع داشته باشيم به خوبي مي توان به دليل اين واقعيت بيشتر پي برد كه چرا اكثر سرمايه گذاري هاي نفتي در عراق به شركتهاي هالي برتون سپرده شده است .درنتيجه اخباري را كه شبكه فاكس نيوز وابسته به مردوك صاحب نفوذ در رسانه ها ي امريكا كه دوست نزديك ديك چني است در باره فعاليتهاي نفتي شركت هالي برتون در عراق منتشر مي كند،بايد با احتياط پذيرفت.


4-3 ارزيابي اطلاعات
ارزيابي اطلاعات در چهار چوب مباحث مربوط به تحليل سياسي در واقع بررسي صحت و سقم ، كامل بودن يا ناقص بودن اطلاعات قابل دسترسي است . علي رغم تلاش تحليل گر سياسي براي دستيابي به اطلاعات دقيق و صحيح در بسياري از موارد اطلاعاتي كه بدست مي آورد دچار مشكلات اساسي است . اگر بار ديگر چهار مرحله اي كه در مورد شناخت ماهيت اطلاعات مطرح شده مرور كنيم مي توانيم در مرحله ارزيابي اطلاعات وارد شويم .
شناخت منشاء اطلاعات شناخت منبع اطلاعات بررسي اعتبار منبع اطلاعات
بررسي گرايش هاي منبع اطلاعات بدست آمده .
اين چهار مرحله در واقع اگر بطور كامل انجام شده باشد كار تحليل گر در مرحله ارزيابي اطلاعات ساده تر خواهد بود . براي آنكه ارزيابي اطلاعات با روش واحدي انجام گيرد معيارهايي را كه براي ارزيابي اطلاعات بايد بكار گرفته شوند، معرفي مي كنيم.
بطور معمول اطلاعات گرد آوري شده ممكن است از سه جنبه كاملاً متفاوت، مورد ارزيابي قرار گيرند
اول از لحاظ منشاء منبع اطلاعات كه با استفاده از روش تطبيق مي كوشيم بين منابع مختلف در دسترس ، اطلاعات موجود را باهم مقايسه كنيم .
دوم از جهت محتوي اطلاعات كه اگر دچار تناقص داخلي اطلاعات يا نقص اطلاعات است پايد از طريق مراجعه به ساير منابع تكميلي و يا پرسش از اهل نظر و كارشناسي نواقص موجود را رفع كرد.
سوم از لحاظ سابقه اطلاعات موجود كه هميشه به عنوان پس زمينه مناسب برا ي هر تحليل سياسي شناخته مي شود.
بر اين اساس تحليل گر سياسي براي ارزيابي اطلاعات موجود پس از طي مراحل سه گانه فوق اگر به موردي مشكوك برخورد كرد، بايداز روش هاي ذيل براي ارزيابي اطلاعات بدست امده استفاده نمايد.
1-4-3 كاربرد اصل "تطبيق منابع" در ارزيابي اطلاعات
در بسياري موارد اطلاعاتي كه بدست آورده ايم از طريق بررسي در چند منبع مختلف قابل اصلاح هستند. اين اصلاح ممكن است تكميل موارد ناقص باشد و يا اساساً منجر به تصحيح اطلاعات اشتباهي شوند كه توسط رسانه ها سهواً يا عمداً منتشر شده اند.
مثال : در خبري آمده است ((صدها هزار تن از كارگران كره جنوبي دست به اعتصاب زده اند كه در اثر اين اعتصاب ميليونها دلار به صنايع اين كشور زيان وارد آمده است.))
در نگاه اول تحليل گر سياسي ممكن است تصور كند با توجه به مشاركت صدها هزار تن از كارگران در كره جنوبي و وارد آمدن ميليونها دلار خسارت ، اين اعتصاب مي تواند به سرنگوني دولت كره جنوبي منتهي شود .اما براي ارائه اين تحليل كه به دليل اين انتخابات دولت كره جنوبي بزودي سرنگون مي شود، با اين اطلاعات محدود و ناقص نمي توان قضاوت دقيق كرد . زيرا اولاً معلوم نيست اين اعتصاب از چه زماني شروع شده و تا كي ادامه دارد و ثالثاً كدام بخش هاي كره جنوبي را شامل مي شود.
با مراجعه به ساير منابع خبري در مي يابيم كه اولاً اين اعتصاب به مدت دو سال است كه هر ماهه به مدت يك روز برگزار مي شود.در واقع اين اعتصاب نه يك اعتصاب گسترده طويل المدت، بلكه يك اعتصاب يك روزه " هشدار دهنده" به دولت محسوب مي مي گردد. ثانيا اين اعتصاب تنها شامل كارگران صنايع كشتي سازي و اتومبيل سازي كره را شامل مي شود و اتحاديه سراسري كارگران كره جنوبي به دليل اختلاف نظر با رهبران اعتصابي ، از آن حمايت نكرده اند.
با توجه به اطلاعات تكميلي كه از مراجعه به منابع ديگر بدست مي آيد به خوبي مي توان فهميد كه تحليل گر سياسي نبايد درارائه تحليل خود عجله كند و گاهي اطلاعات ناقص در تحليل سياسي انحراف ايجاد مي كند . چرا كه اعتصاب هر ماهه آن هر تنها يك روز نمي تواند به سقوط دولت منجر شود ثانياً مخالفت اتحاد يه بزرگ كارگري كره جنوبي با اين اعتصاب از اثر بخش بودن آن به شدت مي كاهد.

2-4-3 كاربرد اصل ((استفاده از اطلاعات پيشين )) براي اصلاح اطلاعات جديد
داشتن اطلاعات پايه درباره كشورهاي مختلف در زمينه هاي گوناگون سياسي ، اقتصادي و فرهنگي موجب مي شود كه در مواردي بعضي از اطلاعات كه بدست تحليل گر سياسي مي رسد با توجه به اندوخته هاي قبلي او تصحيح شود.
مثال: در خبري درباره اكتشاف چاه جديد نفت در جمهوري آذربايجان اطلاعات تكميلي ارائه شده است كه در آن قسمت اعلام شده است ميزان توليد روزانه نفت جمهوري آذربايجان يكصد ميليون بشكه نفت در روز است . اگر تحليل گر ما از آمار توليد جهاني نفت در روز كه پيش از هفتاد ميليون بشكه است اطلاع داشته باشد بطور قطع به اشتباه بودن اين اطلاعات پي مي برد زيرا امكان ندارد جمهوري آذربايجان بتواند سي ميليون بشكه نفت بيش از توليد روزانه ي نفت كل جهان توليد كند .
بنابراين تحليل گر سياسي مي تواند با استفاده از اطلاعات پايه اي خود اطلاعات بدست آمده را تصحيح يا تكميل كند.
3-4-3 استفاده از اصل كشف تناقص براي اصلاح اطلاعات
با استفاده از اصل منطقي تناقص مي توان اشكالاتي را كه در مورد بعضي از منابع اطلاعاتي بوجود مي آيد اولاً شناسايي كرد و ثانياً در صدد رفع آنها برآمد. در مواردي پيش مي آيد در يك منبع اطلاعاتي مواردي عنوان شده است كه نقيض هم هستند يعني پذيرش هر يك از اطلاعات عنوان شده مستلزم رد شدن بخش ديگري از اطلاعاتي است كه توسط همان منبع اطلاعات منتشر شده است. در اين قبيل موارد تحليل گر سياسي مي كوشد در ابتدا به صحت اطلاعات بدست آمده شك كند و در مرحله بعد با مراجعه به منابع مرجع يا معتبر دست اول تناقص موجود را برطرف كند.
مثال :در خبرها آمده بود ((در اثر درگيري بين دو گروه قومي در نامبيا 60 تن مجروح و 8 نفر زخمي شدند گفته مي شود در جريان اين درگيريها بين دو گروه قومي توتسي ها و هوتو ها كه بر سر تقسيم آب رودخانه اي در يك روستاي مركزي نامبيا اختلاف دارند،ميليونها دلار خسارت بر جاي مانده است .))
در ارزيابي اطلاعاتي كه در اين خبر آمده است به خوبي مي توان تناقص را مشاهده كرد به شرط آنكه با كشور نامبيا در جنوب غرب آفريقا و همچنين اقوام هوتو و توتسي در شرق آفريقا آشنا باشيم . از آنجا كه در كشور نامبيا اقوام هوتو و توتسي زندگي نمي كنند بنابراين يا محل درگيري در كشورهايي نظير رواندايابروندي يا كنگو بوده است كه اقوام توتسي و هوتو در آنجا زندگي مي كنند و يا نام اقوام موجود در مركز نامبيا اشتباه عنوان شده است. بنابراين در اين قبيل موارد كه تناقص اطلاعات وجود دارد بايد با استفاده از منابع مرجع و معتبر به سمت حل و فصل مشكل پيش رفت.
البته همانطور كه مشاهده مي شود اصل تناقص بيشتر به كشف اشكال در اطلاعات موجود كمك مي كند و كمتر مي تواند به اصلاح اطلاعات بيانجامد.
4-4-3 استفاده از اصل ((ترجيح)) براي اصلاح اطلاعات
در مواردي يك سري اطلاعات از سوي چند منبع منتشر مي شوند با آنكه موضوع آن اطلاعات ،يكي است اما اطلاعات متفاوتي را دو منبع يا چند منبع مختلف ذكر كرده اند.كه نمي توان پذيرفت در باره يك موضوع امار يا اطلاعات متفاوت ارائه شود. در اين قبيل موارد در درجه اول تلاش مي كنند از طريق مراجعه به منابع مرجع و معتبر مشكل موجود حل شود. در صورتي كه به هر دليل دسترسي به منابع معتبر ممكن نبود منبعي كه به حادثه مورد وقوع نزديكتر باشد به منابعي كه از نقاط دورتر گزارش كرده اند ((ترجيح)) داده مي شوند . اگرچه سابقه عملكرد آن منبع اطلاع رساني نيز مهم است ولي حتي بر فرض اعتبار هر دو منبع آن منبعي كه به حادثه نزديكتر بوده است مي تواند براي تحليل گر مورد استناد قرار گيرد. بنابراين اولويت اول اعتبار منبع است و در هر مرحله بعد منبعي كه به محل رويداد يا كشوري كه اطلاعات در مورد آن مطرح شده است، نزديكتر باشد.
مثال: در يك خبر آمده است كه در سراسر فرانسه سه اتحاديه بزرگ كارگري وجود دارد درحالي كه منبع ديگر مي گويد اين اعتصاب سراسري توسط پنج اتحاديه بزرگ كارگري در فرانسه سازمان دهي شده اند. با مقايسه دو منبع در مي يابيم كه منبع اول خبرگزاري فرانسه بوده و منبع دوم خبرگزاري رويتر است از آنجا كه خبرگزاري فرانسه در مورد تحولات فرانسه احتمالا اطلاعات دقيق تري منتشر مي كند فرض ميگيريم كه اطلاعات ارائه شده از سوي خبرگزاري فرانسه دقيق تراست . البته همانطور كه گفته شد قبل از آن بايد مطمئن شد در مراجع قابل دسترسي ، در مورد تعداد اتحاديه هاي موجود در فرانسه منبع معتبري موجود نباشد.چرا كه در صورت موجود بودن منابع مرجع ، مانند دايره المعارف ها ان مراجع بر هر منبع ديگري اولويت دارند .
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:06 PM   #5
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام سوم اطلاعات قسمت دوم

1-5-3 طبقه بندي براساس موضوع اطلاعات
مجموعه اطلاعات بدست آمده را مي توان براساس موضوع آن اطلاعات ، طبقه بندي كرد.
1- هسته اي
مثال 1: سلاح هاي كشتارجمعي 2- شيميايي
3- ميكروبي
4- هيدروژني
1- انواع خودروهاي رزمي مجهز به سلاح
مثال 2: سلاح هاي متعارف 2- انواع تانكها
3- انواع توپها
4- انواع خمپاره ها
1- تروريسم كور
مثال 3: تروريسم 2- تروريسم دولتي
3- تروريسم انحرافي
4- تروريسم آلت دست بيگانه



1- ميزان توليد جهاني نفت
2- ميزان صادرات و واردات جهاني نفت
مثال4: تجارت جهاني نفت 3- سهم توليد كشورهاي توسعه يافته در توليد نفت
4- سهم كشورهاي توسعه يافته در توليد صنعت
5- سهم كشورهاي توسعه يافته در مصرف نفت
6- سهم كشورهاي توسعه يافته در مصرف نفت

2-5-3 طبقه بندي اطلاعات براساس موقعيت جغرافيايي اطلاعات
در اين مدل به مكاني كه اطلاعات بدست آمده مربوط به آنجا مي شود توجه محوري مي شود و به همين دليل اطلاعات متناسب با قاره ،منطقه، كشور استان يا شهر طبقه بندي مي گردند كه براي طبقه هاي پائين تر موضوعات يا مناطق جزئي تر در نظر گرفته مي شوند:
1-بحران هاي سياسي (بحران شبه جزيره كره ، بحران ميانمار، ، بحران كشمير، بحران عراق و غيره .
2- بحرانهاي اقتصادي(بحران جنوب شرق آسيا درسال 1996)
مثال 1:قاره اي 3- بحرانهاي اجتماعي پيشرفت روزافزون بيماري ايدز و بحران
جمعيت
بعنوان نمونه آسيا 4- تهديدات نظامي ( افغانستان – عراق – كشمير)
5- تفاوت هاي ريشه اي بين شرق و غرب آسيا

1- بودجه نظامي
1- مسائل نظامي 2- نفرات ارتش
3- پيمان هاي نظامي
1- انتخابات پارلمان و رياست جمهوري
مثال 2: كشور ي 2- مسائل داخلي 2- عزل و نصب مقام هاي مهم
حكومتي
نمونه ايران 3- تشكيلات سياسي ، حزبي
1- بيكاري و تأثيرات آن
3- مسائل اجتماعي 2- بزهكاري ها و دلايل آن
3- گرايش هاي قومي ، نژادي و
مذهبي
4- ميزان رشد اقتصادي و ساير شاخص
هاي مهم اقتصادي


1- روابط در جامعه با ساير كشورها
2- روابط بين منطقه اي
4-روابط خارجي 3- عضويت درسازمانهاي منطقه اي
و جهاني
4- جايگاه در روابط بين المللي و ميزان تأثير گذاري آن
1- مسائل اعراب و اسرائيل
1- خاورميانه 2- موقعيت اسلام گرايان در خاورميانه 3- بحران كمبود آب
1- بحران هويت يابي
مثال 3: منطقه اي 2- آسياي مركزي 2- محل گرايي همراه با قوم گرايي
3- مداخله قدرتهاي بازيگر خارجي
1-بحران قره باغ (ارمنستان – آذربايجان)
3- قفقاز 2- بحران آبخازي و اوستياي جنوبي در گرجستان
3- اختلافات ارمنستان با تركيه ( قتل عام ارامنه 1915)
1- بحران در شبه جزيره كره
4- خاور دور 2- رقابتهاي سياسي ، اقتصادي
3- بحران مالي شرق آسيا و اثرات آن
3-5-3 طبقه بندي براساس تخصص ويژه
در اين طبقه بندي تحليل گر سياسي متناسب با حوزه تخصصي خود سعي مي كند مطالب را به گونه اي در كنار هم قرار دهد كه در بلند مدت به مجموعه اي پيوسته درباره يك يا چند موضوع مورد علاقه تحليل گر سياسي تبديل شود. بعنوان نمونه بعضي از تحليل گران سياسي ترجيح ميدهند صرفاً مطالبي را بايگاني كنند كه ديدگاه كلان در سياست را دنبال مي كند و از وارد شدن به مسائل جزئي اجتناب ميكنند زيرا معتقدند تحليل هاي خرد و جزئي معمولاً از طريق كتابخانه ها، روزنامه ها، تلكس خبرگزاري ها دردسترس دائمي قراردارند بنابراين اين عده از تحليل گران مي كوشند اطلاعاتي را كه مسائل بين المللي و منطقه اي و يا حتي كشوري را به صورت عام مورد توجه قرار مي دهند ثبت و ضبط كنند و كمتر وارد مطالب جزئي روزمره سياسي مي شوند.
در مقابل اين نظر تعدادي از تحليل گران سياسي با توجه به تحليل ها و اطلاعات جزئي نگر به مسائل خرد در سياست اهميت اساسي ميدهند و مي كوشند اطلاعات خود را براساس تخصص مورد علاقه مثلاً روابط بين المللي ، خلع سلاح ، حقوق بشر يا هر موضوع ديگر دسته بندي نمايند بدون آنكه وارد موضوع هاي ديگري شوند.
4-5-3 روش تركيبي
در مرحله آموزش ،تحليل گر سياسي تازه كار بايد تلاش كند بطور كلي از هر سه شيوه متناسب با نياز و امكان خود استفاده كند. تلاش عمده او براين قرار مي گيرد كه بتواند در كوتاه ترين زمان ممكن به اطلاعات مورد نياز خود دست پيدا كند. نكته حائز اهميت آن است كه اتخاذ هر شيوه ا ي براي طبقه بندي بايد بعنوان يك الگوي رفتاري ادامه يابد تا بايگاني را دچار آشفتگي نسازد . پيرايش اطلاعات زايد كه در اثر مرور زمان كارائي خود را از دست داده اند و خلاصه كردن مطالب طولاني از جمله مهم ترين نكاتي است كه بايد در بايگاني اطلاعات مورد توجه قرار گيرد . يكي از تخصص هاي مهم كه در اثر تجربه بدست مي آيد تشخيص اطلاعات مهم از اطلاعات غير مهم است. زيرا اگر هر اطلاعاتي بايگاني شود پس از مدت كوتاهي با انبوهي از اطلاعات رو به رو هستيم . پيدا كردن معياري براي فهم اين مهم كه چه مطالبي بايد بايگاني شوند و چه مطالبي به كنار گذارده شوند نياز به سالها تجربه دارد كه تنها مي توان با استفاده از شيوه هاي علمي مرسوم آن را كارآمد تر كرد.
6-3 كاربرد و چگونگي ارائه اطلاعات در تحليل سياسي
با توجه به مطالبي كه درباره اطلاعات تاكنون آورده شد به خوبي اهميت و جايگاه اطلاعات در تحليل سياسي روشن شد. اكنون بايد به اين مهم توجه كنيم كه اطلاعات دقيقاً در كدام بخش تحليل سياسي جاي مي گيرد و كارد برد آن براي تحليل سياسي چيست؟
هرتحليل سياسي درباره يك يا چند پديده سياسي به سه ركن اساسي ارتباط مستقيم پيدا مي كند
1-خبر 2- اطلاعات مربوط به همان خبر 3- برقراري رابطه بين همان خبر با اطلاعات موجود
براين اساس تحليل گر سياسي براي آنكه بتواند يك پديده سياسي را تحليل كند بايد اخبار مربوطه به آن پديده را به كمك اطلاعاتي كه دارد مورد تجزيه و بررسي قرار دهد.
بنابراين اطلاعات صحيح و دقيق و كنكاش لازم در مورد آن به تحليل گر سياسي كمك مي كند كه بتواند كار تحليل اخبار مربوطه به يك يا چند پديده سياسي را به راحتي انجام دهد . هرگونه نقصي در اطلاعات و يا آشفتگي در ارائه اطلاعات مي تواند اساسي تحليل را با مخاطره رو به رو سازد.
دراين مرحله اين سؤال اساسي مطرح مي شود كه اطلاعات را بايد چگونه درقالب يك تحليل ارائه كرد؟ براي پاسخ به اين سؤال مهم دو روش كاملاً متفاوت ارائه مي شود .

روش اول
عده اي از تحليل گران سياسي معتقدند ابتدا خبر مورد نظر بصورت دقيق ارائه مي گردد. سپس اطلاعات مربوطه به آن بصورت كامل عرضه مي شود ودرمرحله آخرتحليل مورد نظر براساس اطلاعات ارائه شده مطرح مي شود در واقع مستنداتي كه مي توانند يك تحليل سياسي رادرذهن مخاطب قابل باور سازد ، همان اطلاعات دقيقي است كه از سوي تحليل گر سياسي بصورت دسته بندي شده در اختيار مخاطب قرار مي گيرد.
مثال : در جريان بمب گذاري هاي عراق طي دو روز گذشته حداقل 20 نفر كشته و 50 نفر زخمي شدند.
پس از يك دوره كاهش بمب گذاري ها در عراق در يك ماه اخير ،انفجار دو بمب قوي در بغداد و كاظميه نشان دهنده شروع دور جديد عمليات بمب گذاري در عراق است . عملياتي كه از شروع اشغال عراق تا كنون بيش از پنجاه هزار كشته بر جاي گذارده است .
تحليل گران سياسي معتقدند پس از به بن بست رسيدن مذاكرات مربوط به اشتي ملي دور جديد بمب گذاري ها در عراق اغاز شده است . در واقع اين اقدامات براي قدرت نمائي بعثي هاي عراق و سهم خواهي انها در نظام جديد عراق است .
همانطور كه ملاحظه مي شود در اين روش ابتدا خبر مربوط به بمب گذاري در عراق در يك سطر امده است .سپس در ادامه دو سطر ونيم اطلاعات پايه اي و تكميلي در مورد خبر ارائه شده است و در پارگراف بعد تحليل مورد نظر در باره دليل شروع مجدد بمب گذاري ها پس از يك وقفه يكماهه عنوان شده است .
روش دوم
عده ديگري از تحليل گران معتقدند تفكيك بين خبر و اطلاعات يك تحليل در عمل امكان پذير نيست و حتي اگر هم چنين تفكيكي مقدور باشد مطلوب نيست . بر اساس اين نظر تحليل گر سياسي خبر و اطلاعات مربوط به خبر را به گونه اي در هم مي آميزد كه در نهايت مخاطب تحليل ارائه شده را باور كند . بنابراين در اين روش خبرواطلاعات بصورت متداول ارائه نمي گردند.بلكه بصورتي كه سليقه و تشخيص تحليلگر سياسي ايجاب مي كند، در كنار هم و بصورت تركيبي ارائه مي شود .

مثال:
با عنايت به مثال قبلي ، تنظيم خبر و اطلاعات و تحليل ان به صورت ذيل خواهد شد .
در جريان بمب گذاري هاي دو روز گذشته در بغداد و كاظميه عراق دها نفر كشته و زخمي شدند . حوادث دو روز گذشته نشان مي دهد بي نتيجه ماندن مذاكرات مربوط به روند اشتي ملي در عراق نظاميان بعثي را بران داشته است تا با انجام عمليات بمب گذاري در شهر هاي مختلف عراق پس از يك وقفه يكماهه بار ديگر حضور و نفوذ خود را براي بر هم زدن امنيت شهر هاي عراق به نمايش گذارند . همچنانكه انها موفق شده اند طي سه سالي كه از زمان اشغال عراق مي گذرد حداقل 500 مورد عمليات بمب گذاري را سازمان دهي و اجرا كنند . اما اين تحركات بدليل انكه قربانيان بمب گذاري ها عمدتا مردم عادي بوده اند موجب انزواي بيشتر بعثي ها در ميان مردم عراق شده است
همانطور كه ملاحظه مي شود تفاوت اساسي بين نتايج دو روش وجود ندارد بلكه صرفا انتخاب اين دو روش به سليقه و تمايل تحليل گر سياسي و تبهر او در بكار گيري هر كدام از اين دو روش بستگي دارد .
بعضي از تحليگران سياسي مي كوشند متناسب با موضوع تحليل خود از هر دو روش در جاي مناسبي كه تشخيص مي دهند، استفاده كنند .
چكيده مباحث گام سوم
1-دستيابي به اطلاعات صحيح و جامع درباره يك خبر نقش كليدي و اساسي در ارائه تحليل همان خبر دارد.
2-اطلاعات به معناي آنچه كه در تحليل سياسي كاربرد دارد عبارت است از:
((اطلاعات به مجموعه مفاهيم وياداده هايي گفته مي شود كه از پيش وقوع يك رويداد، توسط تحليل گر سياسي مورد شناسايي ، گردآوري ، دسته بندي و ارزيابي قرار گرفته اند تا در متن تفسير يا تحليل در جاي مناسب مورد استفاده قرار گيرند.))
3- منابع كسب اطلاعات از نگاه چگونگي بدست آوردن اطلاعات عبارتند از :
الف) منابع كلي و عمومي
ب) منابع تخصصي و ج) منابع اختصاصي
4- براي شناخت ماهيت اطلاعات و پي بردن به جزئيات آن از لحاظ صحت و سقم آن بايد به چهار سؤال پاسخ داده شود اول منشاء اطلاعات كدامند؟ دوم منبع اطلاعات چيست يا كيست؟ سوم منبع اطلاعات تا چه حد معتبر است؟ چهارم منبع اطلاعات چه نوع وابستگي سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و عقيدتي دارد؟ و به كجا؟
5- ارزيابي اطلاعات از طريق روش هاي مختلف انجام مي شود كه مهم ترين آنها كه متكي به روش تجربي تحليل گر سياسي است عبارتند از:
الف: استفاده از اصل ((تطبيق)) داده منابع مختلف خبري و اطلاعاتي.
ب: استفاده از اطلاعات پايه قبلي براي اصلاح اطلاعات جديد.
ج: استفاده از اصل" كشف تناقص" براي اصلاح اطلاعات .
د:استفاده ازقاعده ((ترجيح)) براي اصلاح اطلاعات .
ه: تجزيه و تحليل اطلاعات با تكيه بر جزئيات آن.
6- اطلاعات را ميتوان با روش هاي متعددي دسته بندي كرد كه مهم ترين آنها عبارتند از :
الف: دسته بندي براساس موضوعات مختلف .
ب: دسته بندي براساس مناطق جغرافيايي گوناگون .
ج: طبقه بندي براساس گرايش و يا تخصص تحليل گر سياسي .
د: روش تركيبي.
7- براي ارائه اطلاعات در تحليل سياسي از دو روش استفاده مي كنند
الف:روش ارائه خبر و اطلاعات و تحليل بصورت تفكيك شده
ب: روش تركيبي ارائه خبر به همراه اطلاعات و تحليل
8-سه پايه مهم تحليل سياسي عبارتند از خبر ، اطلاعات و ارتباط بين خبر و اطلاعات موجود در باره همان خبر
پرسش هاي گام سوم
1-اهميت اطلاعات در تحليل سياسي در چيست؟
2-مفهوم ديكتاتوري اطلاعات را توضيح دهيد.
3-منابع كسب اطلاعات كدامند و به چند دسته تقسيم مي شوند؟
4-تفاوت اطلاعات تخصصي با اطلاعات ويژه چيست؟
5-در دسته بندي يا طبقه بندي اطلاعات بايد به كدام عوامل توجه كرد؟
6-تعريف اطلاعات براساس آنچه كه در تحليل سياسي كاربرد دارد ، چيست؟
7-سه قاعده مهم براي ارزيابي خبر و اطلاعات مطرح شده در خبر را توضيح دهيد.
8-تفاوت منشاء اطلاعات با منبع اطلاعات چيست ؟
9-اگر بخشي از اطلاعات يك تحليل گر سياسي در باره يك خبر ي كه قصد تحليل انرا دارد غلط باشد امكان دارد تحليل ارائه شده توسط همان تحليلگر صحيح باشد ؟ چرا
10-چرا دسترسي به اطلاعات موثق و دقيق در تحليل سياسي اهميت دارد؟


تمرين ها:
1-خبري را از روزنامه ها انتخاب كرده و با توجه به اطلاعاتي كه در مورد آن خبر بدست مي آوريد سعي كنيد بين آن خبر و اطلاعاتي كه بدست آورده ايد ارتباط برقرار سازيد.
2-يكي از تفسير هاي سياسي موجود در مطبوعات را انتخاب كرده و تلاش كنيد زير اطلاعات ارائه شده بوسيله تحليل گر سياسي با خودكار قرمز خط بكشيد سپس تلاش كنيد ارتباط برقرار شده بين خبر مورد تحليل و اطلاعات ارائه شده را پيدا كنيد.
3-يك خبر مهم روز را از روزنامه ها انتخاب كنيد با استفاده از اطلاعاتي كه داريد و يا كسب مي كنيد نقطه نظرات خود را در مورد آن خبر برروي كاغذ بنويسيد سپس سعي كنيد با چند صاحب نظر در مورد آن موضوع صحبت كنيد و يا از طريق منابع خبري اطلاعات جديد و بيشتري در مورد آن خبر كسب نمائيد. پس از آن مطالبي را كه يادداشت كرده ايد با اطلاعات جديدي كه بدست آورده ايد مقايسه كنيد نتيجه بدست آمده را بار ديگر مرور كنيد به بررسي اين موضوع بپردازيد كه آيا تفاوتي در نقطه نظرات شما ايجاد شده است ؟ چرا؟
3-5-3 طبقه بندي براساس تخصص ويژه
در اين طبقه بندي تحليل گر سياسي متناسب با حوزه تخصصي خود سعي مي كند مطالب را به گونه اي در كنار هم قرار دهد كه در بلند مدت به مجموعه اي پيوسته درباره يك يا چند موضوع مورد علاقه تحليل گر سياسي تبديل شود. بعنوان نمونه بعضي از تحليل گران سياسي ترجيح ميدهند صرفاً مطالبي را بايگاني كنند كه ديدگاه كلان در سياست را دنبال مي كند و از وارد شدن به مسائل جزئي اجتناب ميكنند زيرا معتقدند تحليل هاي خرد و جزئي معمولاً از طريق كتابخانه ها، روزنامه ها، تلكس خبرگزاري ها دردسترس دائمي قراردارند بنابراين اين عده از تحليل گران مي كوشند اطلاعاتي را كه مسائل بين المللي و منطقه اي و يا حتي كشوري را به صورت عام مورد توجه قرار مي دهند ثبت و ضبط كنند و كمتر وارد مطالب جزئي روزمره سياسي مي شوند.
در مقابل اين نظر تعدادي از تحليل گران سياسي با توجه به تحليل ها و اطلاعات جزئي نگر به مسائل خرد در سياست اهميت اساسي ميدهند و مي كوشند اطلاعات خود را براساس تخصص مورد علاقه مثلاً روابط بين المللي ، خلع سلاح ، حقوق بشر يا هر موضوع ديگر دسته بندي نمايند بدون آنكه وارد موضوع هاي ديگري شوند.
4-5-3 روش تركيبي
در مرحله آموزش ،تحليل گر سياسي تازه كار بايد تلاش كند بطور كلي از هر سه شيوه متناسب با نياز و امكان خود استفاده كند. تلاش عمده او براين قرار مي گيرد كه بتواند در كوتاه ترين زمان ممكن به اطلاعات مورد نياز خود دست پيدا كند. نكته حائز اهميت آن است كه اتخاذ هر شيوه ا ي براي طبقه بندي بايد بعنوان يك الگوي رفتاري ادامه يابد تا بايگاني را دچار آشفتگي نسازد . پيرايش اطلاعات زايد كه در اثر مرور زمان كارائي خود را از دست داده اند و خلاصه كردن مطالب طولاني از جمله مهم ترين نكاتي است كه بايد در بايگاني اطلاعات مورد توجه قرار گيرد . يكي از تخصص هاي مهم كه در اثر تجربه بدست مي آيد تشخيص اطلاعات مهم از اطلاعات غير مهم است. زيرا اگر هر اطلاعاتي بايگاني شود پس از مدت كوتاهي با انبوهي از اطلاعات رو به رو هستيم . پيدا كردن معياري براي فهم اين مهم كه چه مطالبي بايد بايگاني شوند و چه مطالبي به كنار گذارده شوند نياز به سالها تجربه دارد كه تنها مي توان با استفاده از شيوه هاي علمي مرسوم آن را كارآمد تر كرد.
6-3 كاربرد و چگونگي ارائه اطلاعات در تحليل سياسي
با توجه به مطالبي كه درباره اطلاعات تاكنون آورده شد به خوبي اهميت و جايگاه اطلاعات در تحليل سياسي روشن شد. اكنون بايد به اين مهم توجه كنيم كه اطلاعات دقيقاً در كدام بخش تحليل سياسي جاي مي گيرد و كارد برد آن براي تحليل سياسي چيست؟
هرتحليل سياسي درباره يك يا چند پديده سياسي به سه ركن اساسي ارتباط مستقيم پيدا مي كند
1-خبر 2- اطلاعات مربوط به همان خبر 3- برقراري رابطه بين همان خبر با اطلاعات موجود
براين اساس تحليل گر سياسي براي آنكه بتواند يك پديده سياسي را تحليل كند بايد اخبار مربوطه به آن پديده را به كمك اطلاعاتي كه دارد مورد تجزيه و بررسي قرار دهد.
بنابراين اطلاعات صحيح و دقيق و كنكاش لازم در مورد آن به تحليل گر سياسي كمك مي كند كه بتواند كار تحليل اخبار مربوطه به يك يا چند پديده سياسي را به راحتي انجام دهد . هرگونه نقصي در اطلاعات و يا آشفتگي در ارائه اطلاعات مي تواند اساسي تحليل را با مخاطره رو به رو سازد.
دراين مرحله اين سؤال اساسي مطرح مي شود كه اطلاعات را بايد چگونه درقالب يك تحليل ارائه كرد؟ براي پاسخ به اين سؤال مهم دو روش كاملاً متفاوت ارائه مي شود .
روش اول
عده اي از تحليل گران سياسي معتقدند ابتدا خبر مورد نظر بصورت دقيق ارائه مي گردد. سپس اطلاعات مربوطه به آن بصورت كامل عرضه مي شود ودرمرحله آخرتحليل مورد نظر براساس اطلاعات ارائه شده مطرح مي شود در واقع مستنداتي كه مي توانند يك تحليل سياسي رادرذهن مخاطب قابل باور سازد ، همان اطلاعات دقيقي است كه از سوي تحليل گر سياسي بصورت دسته بندي شده در اختيار مخاطب قرار مي گيرد.
مثال : در جريان بمب گذاري هاي عراق طي دو روز گذشته حداقل 20 نفر كشته و 50 نفر زخمي شدند.
پس از يك دوره كاهش بمب گذاري ها در عراق در يك ماه اخير ،انفجار دو بمب قوي در بغداد و كاظميه نشان دهنده شروع دور جديد عمليات بمب گذاري در عراق است . عملياتي كه از شروع اشغال عراق تا كنون بيش از پنجاه هزار كشته بر جاي گذارده است .
تحليل گران سياسي معتقدند پس از به بن بست رسيدن مذاكرات مربوط به اشتي ملي دور جديد بمب گذاري ها در عراق اغاز شده است . در واقع اين اقدامات براي قدرت نمائي بعثي هاي عراق و سهم خواهي انها در نظام جديد عراق است .
همانطور كه ملاحظه مي شود در اين روش ابتدا خبر مربوط به بمب گذاري در عراق در يك سطر امده است .سپس در ادامه دو سطر ونيم اطلاعات پايه اي و تكميلي در مورد خبر ارائه شده است و در پارگراف بعد تحليل مورد نظر در باره دليل شروع مجدد بمب گذاري ها پس از يك وقفه يكماهه عنوان شده است .
روش دوم
عده ديگري از تحليل گران معتقدند تفكيك بين خبر و اطلاعات يك تحليل در عمل امكان پذير نيست و حتي اگر هم چنين تفكيكي مقدور باشد مطلوب نيست . بر اساس اين نظر تحليل گر سياسي خبر و اطلاعات مربوط به خبر را به گونه اي در هم مي آميزد كه در نهايت مخاطب تحليل ارائه شده را باور كند . بنابراين در اين روش خبرواطلاعات بصورت متداول ارائه نمي گردند.بلكه بصورتي كه سليقه و تشخيص تحليلگر سياسي ايجاب مي كند، در كنار هم و بصورت تركيبي ارائه مي شود .

مثال:
با عنايت به مثال قبلي ، تنظيم خبر و اطلاعات و تحليل ان به صورت ذيل خواهد شد .
در جريان بمب گذاري هاي دو روز گذشته در بغداد و كاظميه عراق دها نفر كشته و زخمي شدند . حوادث دو روز گذشته نشان مي دهد بي نتيجه ماندن مذاكرات مربوط به روند اشتي ملي در عراق نظاميان بعثي را بران داشته است تا با انجام عمليات بمب گذاري در شهر هاي مختلف عراق پس از يك وقفه يكماهه بار ديگر حضور و نفوذ خود را براي بر هم زدن امنيت شهر هاي عراق به نمايش گذارند . همچنانكه انها موفق شده اند طي سه سالي كه از زمان اشغال عراق مي گذرد حداقل 500 مورد عمليات بمب گذاري را سازمان دهي و اجرا كنند . اما اين تحركات بدليل انكه قربانيان بمب گذاري ها عمدتا مردم عادي بوده اند موجب انزواي بيشتر بعثي ها در ميان مردم عراق شده است
همانطور كه ملاحظه مي شود تفاوت اساسي بين نتايج دو روش وجود ندارد بلكه صرفا انتخاب اين دو روش به سليقه و تمايل تحليل گر سياسي و تبهر او در بكار گيري هر كدام از اين دو روش بستگي دارد .
بعضي از تحليگران سياسي مي كوشند متناسب با موضوع تحليل خود از هر دو روش در جاي مناسبي كه تشخيص مي دهند، استفاده كنند .
چكيده مباحث گام سوم
1-دستيابي به اطلاعات صحيح و جامع درباره يك خبر نقش كليدي و اساسي در ارائه تحليل همان خبر دارد.
2-اطلاعات به معناي آنچه كه در تحليل سياسي كاربرد دارد عبارت است از:
((اطلاعات به مجموعه مفاهيم وياداده هايي گفته مي شود كه از پيش وقوع يك رويداد، توسط تحليل گر سياسي مورد شناسايي ، گردآوري ، دسته بندي و ارزيابي قرار گرفته اند تا در متن تفسير يا تحليل در جاي مناسب مورد استفاده قرار گيرند.))
3- منابع كسب اطلاعات از نگاه چگونگي بدست آوردن اطلاعات عبارتند از :
الف) منابع كلي و عمومي
ب) منابع تخصصي و ج) منابع اختصاصي
4- براي شناخت ماهيت اطلاعات و پي بردن به جزئيات آن از لحاظ صحت و سقم آن بايد به چهار سؤال پاسخ داده شود اول منشاء اطلاعات كدامند؟ دوم منبع اطلاعات چيست يا كيست؟ سوم منبع اطلاعات تا چه حد معتبر است؟ چهارم منبع اطلاعات چه نوع وابستگي سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و عقيدتي دارد؟ و به كجا؟
5- ارزيابي اطلاعات از طريق روش هاي مختلف انجام مي شود كه مهم ترين آنها كه متكي به روش تجربي تحليل گر سياسي است عبارتند از:
الف: استفاده از اصل ((تطبيق)) داده منابع مختلف خبري و اطلاعاتي.
ب: استفاده از اطلاعات پايه قبلي براي اصلاح اطلاعات جديد.
ج: استفاده از اصل" كشف تناقص" براي اصلاح اطلاعات .
د:استفاده ازقاعده ((ترجيح)) براي اصلاح اطلاعات .
ه: تجزيه و تحليل اطلاعات با تكيه بر جزئيات آن.
6- اطلاعات را ميتوان با روش هاي متعددي دسته بندي كرد كه مهم ترين آنها عبارتند از :
الف: دسته بندي براساس موضوعات مختلف .
ب: دسته بندي براساس مناطق جغرافيايي گوناگون .
ج: طبقه بندي براساس گرايش و يا تخصص تحليل گر سياسي .
د: روش تركيبي.
7- براي ارائه اطلاعات در تحليل سياسي از دو روش استفاده مي كنند
الف:روش ارائه خبر و اطلاعات و تحليل بصورت تفكيك شده
ب: روش تركيبي ارائه خبر به همراه اطلاعات و تحليل
8-سه پايه مهم تحليل سياسي عبارتند از خبر ، اطلاعات و ارتباط بين خبر و اطلاعات موجود در باره همان خبر
پرسش هاي گام سوم
1-اهميت اطلاعات در تحليل سياسي در چيست؟
2-مفهوم ديكتاتوري اطلاعات را توضيح دهيد.
3-منابع كسب اطلاعات كدامند و به چند دسته تقسيم مي شوند؟
4-تفاوت اطلاعات تخصصي با اطلاعات ويژه چيست؟
5-در دسته بندي يا طبقه بندي اطلاعات بايد به كدام عوامل توجه كرد؟
6-تعريف اطلاعات براساس آنچه كه در تحليل سياسي كاربرد دارد ، چيست؟
7-سه قاعده مهم براي ارزيابي خبر و اطلاعات مطرح شده در خبر را توضيح دهيد.
8-تفاوت منشاء اطلاعات با منبع اطلاعات چيست ؟
9-اگر بخشي از اطلاعات يك تحليل گر سياسي در باره يك خبر ي كه قصد تحليل انرا دارد غلط باشد امكان دارد تحليل ارائه شده توسط همان تحليلگر صحيح باشد ؟ چرا
10-چرا دسترسي به اطلاعات موثق و دقيق در تحليل سياسي اهميت دارد؟


تمرين ها:
1-خبري را از روزنامه ها انتخاب كرده و با توجه به اطلاعاتي كه در مورد آن خبر بدست مي آوريد سعي كنيد بين آن خبر و اطلاعاتي كه بدست آورده ايد ارتباط برقرار سازيد.
2-يكي از تفسير هاي سياسي موجود در مطبوعات را انتخاب كرده و تلاش كنيد زير اطلاعات ارائه شده بوسيله تحليل گر سياسي با خودكار قرمز خط بكشيد سپس تلاش كنيد ارتباط برقرار شده بين خبر مورد تحليل و اطلاعات ارائه شده را پيدا كنيد.
3-يك خبر مهم روز را از روزنامه ها انتخاب كنيد با استفاده از اطلاعاتي كه داريد و يا كسب مي كنيد نقطه نظرات خود را در مورد آن خبر برروي كاغذ بنويسيد سپس سعي كنيد با چند صاحب نظر در مورد آن موضوع صحبت كنيد و يا از طريق منابع خبري اطلاعات جديد و بيشتري در مورد آن خبر كسب نمائيد. پس از آن مطالبي را كه يادداشت كرده ايد با اطلاعات جديدي كه بدست آورده ايد مقايسه كنيد نتيجه بدست آمده را بار ديگر مرور كنيد به بررسي اين موضوع بپردازيد كه آيا تفاوتي در نقطه نظرات شما ايجاد شده است ؟ چرا؟
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:07 PM   #6
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام چهارم ارتباط

1_5 تعريف ارتباط در تحليل سياسي
از واژه ارتباط متناسب با موضوع مورد توجه صاحب نظران، تعاريف مختلفي ارائه شده است. مجموعه واژگان ربط ، رابط، رابطه، ارتباط و روابط از يك خانواده هستند و معناي مشتركي را ميرسانند.
در لغتنامه دهخدا ربط به معناي بر بستن چيزي ، سخت بر بستن ، رابطه بستگي ، وابستگي معنا شده است در ذيل كلمه رابطه نيز آمده است هر چيزي كه بستگي به چيز ديگري داشته باشد. كه در اصطلاح عمومي رابطه به معناي پيوستگي و بستگي بين دو چيز يا دو مفهوم است. بنابراين اينگونه برقراري رابطه بين دو طرف منجر به ارتباط مي شود كه جمع ارتباط هم روابط است. اما آنچه كه در تحليل سياسي كاربرد دارد به معناي خاص آن عبارت است از:
((برقراري رابطه بين خبر مورد تحليل با معلومات قبلي در مورد آن حادثه و يا ربط دادن در امور مجهول درباره يك خبر به اموري كه قطعي و معلوم هستند به منظور رسيدن به تحليل يا تفسير همان خبر ))
با توجه به تعريفي كه ارائه شد مي توان به اين نكته مهم توجه داشت كه هدف اصلي تحليل گر سياسي براي برقراري ارتباط بين يك پديده با ساير پديده ها رسيدن به نقاط روشن ذهن و خارج شدن از تاريكي ها و ابهام در مورد تحولات سياسي مربوط به خبر يك پديده سياسي است.
يكي از راههاي متداول براي روشن شدن ذهن انسان در مورد دلايل وقوع يك حادثه و ميزان تأثيرات آن بر تحولات آتي مربوط به آن ، برقراري ارتباط بين آنچه كه رخ داده با آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده است.(توجه به سوابق تاريخي خبر يا پديده موردنظر)
براين اساس بايد با استفاده از قانون تأثير متقابل بين پديده ها ي سياسي ، در برقراري هرگونه ارتباطي توجه عميق به قانون تاثير گذاري و تاثير پذيري متقابل داشت. چرا كه تا زماني كه ارتباطي بين يك پديده با چند پديده ديگر برقرار نشده است ، تأثير پذيري و تأثيرگذاري مطرح نيست .اما به محض برقراري ارتباط به هر شكل بين پديده هاي سياسي ، موضوع تأثير گذاري و تأثير پذيري متقابل بين چند پديده سياسي بصورت عيني مطرح مي شود . بطور قطع كشف اينگونه ارتباطات و تأثيرات به تحليل گر سياسي كمك مي كند كه بتواند موضوع مورد توجه خود را بهتر و دقيق تر تحليل كند. ذكر مثالي در اين مورد مي تواند به درك بهتر اين موضوع كمك كند.
مثال: براي تحليل پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بعنوان يكي از مهم تر ين پديده هاي سياسي قرن بيستم ، تحليل گر سياسي مي تواند با كشف عوامل پيروزي انقلاب و رابطه آن با احياء تفكر اسلامي بعنوان ايدئولوژي انقلاب به بحث مربوط به ميزان تأثير پذيري حركت انقلاب اسلامي از جنبش هاي اسلامي قبل از انقلاب بپردازد . و در مرحله بعد به سراغ ميزان تأثير گذاري پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بر روند حركت انقلابي و اسلامي در اقصي نقاط جهان پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ، برود.
البته در مراحل پيچيده تر مي توان به تحليل ابعاد ديگر پيروزي انقلاب اسلامي در ايران توجه كرد.
براي آنكه بدانيم يك ارتباط صحيح منطقي در تحليل سياسي چگونه برقرار مي گردد. لازم است ابتدا با انواع ارتباطات ممكن در يك تحليل سياسي آشنا شويم.
2-5 انواع ارتباط در تحليل سياسي
تحليل گر سياسي پس از آنكه با يك خبر و يا پديده سياسي روبرو شد بر اساس مواردي كه در گام دوٌم توضيح داده شد به بررسي مقدماتي آن خبر يا پديده سياسي مي پردازد در مرحله بعد براساس انچه در گام سوٌم توضيح داده شده اطلاعات موجود درباره آن خبر يا پديده سياسي را بررسي مي كند. در مرحله سوٌم پس از اطمينان از صحت خبر و گرد آوري اطلاعات لازم درباره آن خبر، تلاش مي كند با استفاده از ذهن فعال خود ،بين خبر و اطلاعات گردآوري شده به نوعي ارتباط برقرار كند اما اين ارتباط بر اساس اصولي بايد برقرار شود كه در جريان آشنا شدن با انواع ارتباطات موجود مي توان با اين اصول هم آشناشد.
1-2-5 ارتباط خبر يا اطلاعات قبلي تحليل گر (رابطه نقلي)
مقدماتي ترين كاري كه يك تحليل گر سياسي قبل از برقراري هر نوع ارتباطي انجام مي دهد، توجه به رابطه بين آنچه كه در خبر آمده با آنچه كه در اطلاعات همان خبر موجود است، يا در بايگاني تحليل گر بصورت دسته بندي شده نگهداري مي شود. ذكر مثالي در اين مورد مي تواند مفهوم اين نوع ارتباط را بيشتر روشن سازد.

مثال:
(( در خبرها آمده است جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا با صدور فرماني براي چند مين سال پي در پي يكبار ديگر تحريم عليه ايران را تمديد كرد .))
براي تحليل دلايل و اثرات ادامه اين تحريم لازم است در ابتدا اطلاعات موجود در خبر با بايگاني را مرور كنيم مهمترين مسائلي كه در اين رابطه مطرح مي شوند عبارتند از:
1- اين تحريم ها از چه سالي عليه ايران اعمال شدند.
2- آمريكا براي اعمال چنين تحريم هايي چه دلايلي را اعلام كرده است.
3- اين تحريم ها در چه مواردي هستند و چه بخش هايي را در اقتصاد ايران تحت تاثير قرار مي دهند.
4- اثرات اين تحريم ها به چه ميزان بوده اند. آيا اثر آنها اندك بوده يا اثرات تخريبي قابل توجه داشته اند.
در صورتي كه تحليل گر سياسي اطلاعاتي در مورد پاسخ به سؤالات چهار گانه فوق در خبرهاي موجود و يا بايگاني خود داشته باشد به راحتي مي تواند با برقراري رابطه بين آن اطلاعات و خبر تمديد تحريم ها عليه ايران، تحليلي صحيح درباره تحريم هاي آمريكا عليه ايران ارائه دهد. براي آنكه چنين ارتباطي در ذهن شكل بگيرد لازم است به مواردي كه در گام هاي بعدي ارائه مي شود، توجه كافي داشته باشيم.
2-2-5 ارتباط بين معلومات قبلي تحليل گر با مجهولات او ( رابطه عقلي )
در جريان تحليل سياسي مواردي پيش مي آيد كه تحليل گر سياسي درباره يك خبر يا يك پديده سياسي مثل واقعه يازدهم سپتامبر سؤالات اساسي بي جوابي دارد كه ما به آنها مجهولات يك تحليل مي گوييم . اما علي رغم آن سؤالات بي جواب، تحليل گر سياسي اندوخته هاي علمي و اطلاعات پايه اي در مورد آن خبر يا پديده سياسي از قبل دارد كه به آن اطلاعات‹‹ معلومات پايه اي ›› تحليل گر سياسي گفته مي شود. در بعضي موارد مي توان از طريق برقراري پيوند صحيح بين معلومات قبلي با خبر مورد تحليل يا پديده سياسي مورد ارزيابي، به كشف مجهولات يا ارائه حدس و گمان علمي درباره آن پديده سياسي دست يافت.
مثال:
تحليل واقعه يازدهم سپتامبر كه در جريان آن چهار هواپيماي مسافربري ربوده شدند و در نهايت موجب انهدام دو ساختمان مركز تجارت جهاني در نيويورك و ساختمان پنتاگون ( وزارت دفاع آمريكا ) در واشنگتن و ساقط شدن هواپيماي چهارم در پنسيلوانياي آمريكا، گرديدند.
در مورد تحليل اين پديده سياسي كه پيچيده گي ها و مجهولات خاص خود را دارد اظهار نظرات گوناگون و بعضاً متناقضي مطرح شده و مي شود كه بررسي هر كدام در جاي خود ضرورت دارد اما در اينجا به بررسي سؤالاتي مي پردازيم كه در نگاه اوٌل پاسخ دقيقي نمي توان براي آنها پيدا كرد اما با مرور بر معلومات قبلي خود ، مي توان حدس گمان هاي منطقي در مورد آن سؤالات مطرح كرد.
سؤال اوٌل آنكه بن لادن و همكارانش چگونه توانستند از كنترل هاي امنيتي فرودگاه هاي آمريكا بدون مزاحمت، خارج شوند.
اطلاعات قبلي ما در اين مورد به ما كمك مي كند كه پاسخ اين سؤال دشوار را تا حدودي پيدا كنيم .در بسياري از فرودگاه هاي آمريكا و از جمله فرودگاه هاي مورد نظر كنترل رفت و آمد در اختيار بخش خصوصي است و پليس بر چهار فرودگاهي كه هواپيماها از آنجا ربوده شدند كنترل نداشته است . بنابراين مي توان حدس زد كه بي احتياطي يا كم توجهي مسؤلين بخش خصوصي مربوط به اداره فرودگاه ها موجب شده است كه همكاران بن لادن بتوانند از كنترل هاي امنيتي خارج شوند. البته بي سابقه بودن حركت آنها نيز به موفقيت آنها كمك كرده است.
سؤال دوٌم
چگونه ربايندگان هواپيما، خلبان را مجبور كرده اند كه هواپيما را به ساختمان هاي مورد نظر بكوبد. خلباني كه مي داند در هر حال جان خود را از دست مي دهد به هيچ وجه حاضر به چنين اقدامي نخواهد شد؟
براي پاسخ به اين سؤال مهم نيز بايد توجه داشت حداقل چهار نفر از ربايندگان دوره آموزش خلباني ديده اند و آنها با كمك همكاران خود توانسته اند پس از در اختيار گرفتن كنترل هواپيما، خلبان و كادر پرواز را در عمل حذف كنند. اطلاعات بعدي كه از ربايندگان منتشر شد نشان مي دهد چهار نفر رباينده دوره آموزش خلباني را در آمريكا ديده اند . بنا براين ميتوان حدس زد فقط همان چهار نفر در چهار هواپيما مي دانستند دقيقاً چه اقدامي مي خواهند انجام دهند احتمالاً بقيه همكاران انها فقط تصور مي كردند اين يك عمليات ساده هواپيما ربايي است. پنهان كاري دقيق در اين مورد ضريب موفقيت كار را بالا برده است.
3-2-5 ارتباط بين يك خبر يا پديده سياسي با ساير پديده ها
يكي ازاصلي ترين كارهايي كه تحليل گر سياسي در برخورد با يك خبر و يا يك پديده سياسي انجام مي دهد، برقراري ارتباط بين ان پديده سياسي با ساير پديده هاي سياسي است .تحليل گر سياسي به دلايل گوناگوني معتقد است كه ان پديده سياسي با پديده هاي سياسي مورد توجه مرتبط است.در اين مرحله تحليل گرتازه كار بايد بياموزد كدام پديده ها را به كداميك از پديده هاي ديگر مرتبط سازد. شناسايي اينكه چه اخباري را ميتوان به كدام خبرها يا پديده هاي سياسي ديگر مرتبط ساخت ، دقيقاً به هوش، دقت ، تجربه و بينش عميق سياسي تحليل گر بستگي دارد. به كساني كه مقدٌمات تحليل سياسي را آموزش مي بينند توصيه مي شود براي برقراري يك ارتباط صحيح به اصولي كه در ادامه بحث خواهد آمد توجه كنند. چرا كه بسياري از تحليل هايي كه غلط بودن تحليل آنها بعدها به اثبات رسيده بدليل خطاي بزرگي است كه تحليل گر در مورد ارتباط برقرار كردن بين يك خبر يا دو يا چند پديده سياسي انجام داده است كه در واقعيت با هم مرتبط نبودند و يا ارتباط بسيار اندكي داشته اند.
مثال:
در خبرها مي خوانيم كه قيمت نفت بالا رفته است اگر چه در ظاهر امر در يك تحليل اقتصادي كاهش عرضه نفت يا افزايش تقاضا براي نفت موجب افزايش قيمت شده است اما تحليل گر سياسي با دقت در تحولات سياسي دنيا در مي يابد عوامل ديگر غير اقتصادي و بعضاً سياسي بر افزايش قيمت نفت اثر مستقيم گذاشته است.از جمله افزايش تهديدهاي آمريكا عليه ايران (بعنوان يكي از بزرگترين توليد كنندگان نفت) بمب گذاري در خطوط لوله نفت عربستان صعودي (بعنوان بزرگترين توليد كننده نفت) و ناامن شدن مناطق نفت خيز روسيه بدليل تحريكات چچني ها مجموعه عواملي هستند كه بر نگراني مصرف كنندگان نفت تاًثير مستقيم گذاشته ودرنتيجه موجب افزايش قيمت نفت در بازار جهاني شده است.
بنابراين مي بينيم كه حتي در مورد پديده افزايش قيمت نفت چند پديده ديگر مانند تهديد آمريكا عليه ايران، بمب گذاري در خطوط لو له نفتي عربستان و ناامن شدن مناطق نفت خيز روسيه كاملاً تاًثير گذار است كشف چنين رابطه اي بين پديده هاي سياسي يا اقتصادي از جمله مهمترين اقدام هايي است كه يك تحليل گر سياسي انجام مي دهد.
در مورد مثال كه ذكر شد برقراري چنين ارتباطي دقيقاً بر اساس تجربه، تخصص و هوش تحليل گر سياسي انجام مي شود . ارتباطي كه هميشه به اين سادگي نيست و در بعضي از موارد پيچيده تر و غير قابل كشف براي افراد عادي است.
نكته مهم:
بايد توجه داشت تنها دانستن انكه كدام پديده ها را بايد به كدام خبر يا پديده سياسي يا غير سياسي ارتباط داد، كافي نيست پس از ان و شايد مهم تر انكه بدانيم اين ارتباط را چگونه و تحت چه شرايطي مي توان برقرار كرد
4-2-5 ارتباط بين يك خبر و اطلاعات مربوط به آن خبر، با فرضيه موجود در ذهن تحليل گر
ذهن جستجو گر و كنجكاو تحليل گر سياسي به محض برخورد با يك خبر به واكنش فعال كشيده مي شود به گونه اي كه تحليل گر سياسي با استفاده از اطلاعات قبلي خود درباره آن خبر مي كوشد در ذهن خود فرضيه اي را درباره علل آن حادثه، تاًثيرات آن بر ساير تحولات و دهها موضوع ديگر طراحي كند. پس از آنكه اين فرضيه در ذهن تحليل گر سياسي شكل گرفت، از طريق كاوش هاي نظري تلاش مي كند اخبار و اطلاعات جديدي را كه فرضيه تحليل گر را به اثبات مي رساند، بدست آورد. در نهايت تحليلگر سياسي بابرقراري ارتباط منطقي بين اخبار بدست آمده واطلاعات موجود فرضيه خو درا به اثبات مي رساند و يا حداقل تلاش مي كند فرضيه طراحي شده در ذهن بعنوان يك احتمال قوي مطرح شود. در گام هاي بعدي به چگونگي ارائه فرضيه در تحليل سياسي بيشتر خواهم پرداخت در اينجا تاًكيد مي شود كه يكي از راههاي اصلي تحليل سياسي برقراري ارتباط بين اخبار، اطلاعات با فرضيه نقش بسته در ذهن تحليل گر سياسي است.
مثال:
در خبرها آمده است در اثر انفجار مهيبي كه در قطار متروي مادريد پايتخت اسپانيا رخ داده است، دهها نفر كشته و صدها نفر زخمي شده اند.
براي تحليل اين خبر ابتدا اخبار تكميلي با ذكر جزئيات آن مرور مي شود اولين موضوعي كه تحليل گر سياسي به آن توجه دارد اين است كه چه سازمان يا گروهي مسؤليت اين انفجار را بر عهده گرفته است سپس به اين موضوع توجه مي كند كه اين حادثه تحت تاًثير كدام عوامل قرار داشته است. با بدست آوردن اين اطلاع كه اسپانيا در آستانه برگزاري انتخابات پارلماني است اين فرضيه در ذهن تحليل گر ايجاد مي شود كه ممكن است اين اقدام براي تاًثير گذاري بر نتايج انتخابات پارلماني اسپانيا انجام شده باشد. اما نتايج اين انتخابات براي چه گروهي مهم است كه بخواهد از طريق انجام عمليات تروريستي اين اقدام را انجام داده باشد؟ براي پاسخ به اين سؤال مهم فرضيه دوم در ذهن تحليل گر سياسي با استفاده از اطلاعات قبلي خود در مورد مبارزات جدائي طلبان پاسك اسپانيا،نقش مي بندد .بر اساس فرضيه دوٌم تحليلگر سياسي نتيجه مي گيرد احتمالاً گروه جدايي طلب اتا در باسك اين اقدام را انجام داده است تا دولت ازنار نخست وزير وقت اسپانيا را به سقوط بكشاند. چرا كه سازمان اتا سالها براي استقلال منطقه باسك از اسپانيا، مبارزه كرده است و سابق فعاليتهاي تروريستي هم دارد. بنابراين مي تواند فرضيه مطرح شده با سوابق تاريخي گروه اتا نيز تائيد شود.
اما ماجرا به همين سادگي نيست براي تحليل دقيق تر بايد بيشتر جستجو شود و مسائل ديگري كه در مباحث آتي دنبال مي شود، مورد توجه قرار گيرد. زيرا عقب افتادن زمان انتخابات كمكي به اتا نمي كند ضمن انكه گروه اتا مي داند دست زدن به چنين اقدامي موقعيت را براي گروه تنگتر از گذشته مي كند و دولت مي تواند با اتكا به اين عمليات كه بيگناهان زيادي را به خاك و خون كشيد ، سركوب شديدي را عليه اتا اغازكند.
5-2-5 برقراري خبر بين خبر و اطلاعات با نظريات علوم سياسي
يكي ديگر از راههاي تحليل سياسي برقراري ارتباط بين خبر يا پديده سياسي با نظريات مطرح شده در علم سياست است. تحليلگر سياسي براي آنكه بتواند به خوبي اخبار و تحولات سياسي را تحليل كند بايد با نظريه هاي علمي اثبات شده در علم سياست آشنا باشد تا بتواند در مواردي كه يك خبر يا يك پديده سياسي با يك نظريه شناخته شده درعلم سياست مرتبط است با استفاده ازاين ارتباط كه معمولاً موضوعي است به اثبات فرضيه خوديااحتمال مطرح شده درتحليل سياسي بپردازد.استفاده ازنظريه هاي علمي درتحليل سياسي ضمن اعتباربخشيدن به تحليل مطرح شده موجب باور پذيري بيشتر آن تحليل براي مخاطب خواهد شد. مهم آن است كه تحليل گر سياسي در مورد نظريات مطرح شده در علم سياست اطلاعات و تخصص لازم را داشته باشد.
مثال:
جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا در اولين سخنراني خود پس از حادثه يازده سپتامبر و حمله به برج هاي دو قلوي آمريكا و ساختمان مركزي پنتاگون در واشنگتن اعلام كرد مبارزه پي گيري را عليه تروريسم و حاميان تروريست ها دنبال خواهد كرد. او به صراحت گفت ‹‹ اين جنگ جنگ صليبي است كه عليه ما تدارك ديده شده است ›› به نقل ازتلكس واحد مركزي خبر 21/6/80
در تحليل سخنان بوش ضمن آنكه اين سخنراني در تعارض مستقيم با اصول شناخته شده دمكراسي است كه آقاي بوش خود را حامي آن معرفي مي كند اما مي توان اصل بيان چنين سخناني را با اتكا به نظريه بر خورد تمدن ها كه از سوي نظريه پرداز آمريكايي ساموئل هانتپنگتون در سال 1996 مطرح شده است، ارزيابي كرد . در واقع جرج بوش با اتكا به نظريه ها نتپنگتون كه جنگ سرنوشت ساز دنيا را، جنگ تمدن غرب در برابر تمدن اسلام مي داند، مي كوشد جنايت عده اي "كج فهم از اسلام" را به حساب مسلمانان بگذارد و با يادآوري جنگهاي صليبي بين مسيحيان و مسلمانان در قرون وسطي، در عمل به سياست هاي سلطه جويانه خود، مشروعيت مذهبي ببخشد. در نگاه آقاي جرج بوش آمريكا بعنوان مظهر پاكي و حامي دمكراسي، آزادي و حقوق بشر در برابر مسلمانان قرار دارد كه مظهر شرارت هستند و بايد آنها را ريشه كن كرد . اگرچه آقاي بوش بعدها با دلجويي از مسلمانان تلاش كرد جنگ عليه تروريسم را به جنگ ديني تبديل نكند. اما در اصل اين بحث كه محافظه كاران در حاكميت آمريكا بر اساس انديشه ‹‹ برخورد تمدن ها ›› سياست هاي توسعه طلبانه خود را توجيه مي كنند، ترديدي باقي نمي ماند.
3-5 شرايط برقراري يك ارتباط صحيح
پس آنكه با انواع ارتباطاتي كه مي توان بين يك خبر و اطلاعات مربوط به آن خبر با ساير اخبار و يا پديده هاي سياسي برقرار كرد، آشنا شديم . بايد به اين سؤال مهم پاسخ دهيم چگونه مي توان يك ارتباط صحيح بين خبر و اطلاعات موجود با ساير پديده ها ي سياسي برقرار كرد؟ علاوه بر اين براي برقراري چنين ارتباطي كدام پديده هاي سياسي در اولويت قرار دارند؟ و آيا اصولاً مي توان در تحليل هاي سياسي به پديده هاي غير سياسي مرتبط اعم از اقتصادي ، فرهنگي و غيره توجه نمود؟ بطور خلاصه به دنبال روش برقراري ارتباطي هستيم تا اولاً براي كساني كه كار تحليل سياسي را آموزش مي بينند موضوع به طور ساده قابل درك باشد و ثانياً روش واحدي را به دست بياوريم تا به به وحدت نظر درباره " روش تحليل سياسي " دست پيدا كنيم. چرا كه يكي از دلايل اختلاف نظر هاي موجود در مورد " روش تحليل پديده هاي سياسي " به اختلاف روش تحليل گران و سليقه اي بودن روش آنان براي برقراري چنين ارتباطي مربوط مي شود. در حالي كه اگر ما بتوانيم در مورد نكات اساسي كه بايد در برقراري ارتباط بين اجزاء تشكيل دهنده يك پديده سياسي و همچنين ارتباط متقابل بين پديده هاي مرتبط با هم به روش واحدي دست پيدا كنيم ، بدون شك مي توان به روش نقد كردن تحليل سياسي بر اساس اصول علمي كمك كنيم.
دو يا چند رويداد يا پديده سياسي به اشكال مختلف ميتوانند با همديگر ارتباط داشته باشند. تحليل گر سياسي گاهي اين ارتباط را بيان مي كند مثل ارتباط آشكاري كه بين تحركات نظامي روسيه در آسياي مركزي با تحولات مربوط به سازمان همكاري هاي شانگهاي وجود دارد. و گاهي اين ارتباط بصورت آشكار قابل فهم نيست بلكه اين تحليل گر سياسي است كه بايد اين ارتباط را كشف كند و سپس با استدلال منطقي و ارائه دلايل نظري ارتباطي را كه حدس مي زند بين دو يا چند پديده سياسي ممكن است وجود داشته باشد، مطرح سازد. تا بتواند تحليل كلي خود را به اثبات برساند. مانند ارتباط خروج نيروهاي آمريكايي از پايگاه خان آباد در ازبكستان با تحركات سياسي روسيه براي افزايش نفوذ بيشتر در آسياي مركزي.
بر اين اساس ارتباطاتي را كه ممكن است بين دو يا چند پديده سياسي برقرار شوند، مي توان به انواع ذيل تقسيم كرد.
1-3-5 ارتباط آشكار:
اين نوع ارتباط در خارج ذهن تحليل گر سياسي وجود دارد، تحليلگر سياسي لازم است تنها اين ارتباط را شناسايي و در تحليل خود از آن استفاده كند. بطور معمول چنين ارتباطي يا بدليل اشتراك موضوعي است يعني هر دو پديده داراي موضوع واحدي هستند. و ياان دو يا چند پديده با هم ارتباط تاريخي دارند. اما مشكل آنجا است كه اين ارتباط گاهي مستقيماً قابل درك نيست. يعني ذهن جستجوگر تحليل گر بايد چنين ارتباطي را اگرچه آشكار و عيني است، بصورت غير مستقيم كشف كند. به همين دليل است كه تحليل گران سياسي بيشتر مي كوشند ابتدا ارتباطات آشكار و مستقيم را درك كرده و در اثبات تحليل خود از آنها بهره گيري كنند.
مثال: كمك آمريكا به نيروهاي ائتلاف شمال افغانستان براي سرنگون كردن حكومت طالبان ارتباط آشكار و مستقيمي با سياست آمريكا در آسياي مركزي پس از تحولات يازده سپتامبر دارد چرا كه ايالت متحده آمريكا بخوبي دريافت كه ديگر نمي تواند از افغانستان غافل بماند. شرط اجراي سياست آمريكا در آسياي مركزي حضور مستقيم نظامي در اين منطقه حساس است. روشن است بهره گيري از نيروهاي مبارز داخلي افغانستان كه عليه طالبان مبارزه ميكردند و در چهار چوب سياست هاي كلي آمريكا در منطقه قرار داشتند، بسيار ضروري بود. به همين علت آمريكا از نيروهاي موسوم به ائتلاف شمال حمايت كرد و كليه امكانات لازم را براي رسيدن به اين هدف در اختيار آنان قرار داد.در نتيجه پايگاه خان اباد در ازبكستان نقش مهمي براي پشتيباني نيروهاي طرفدار امريكا در منطقه پيدا كرد . اين مساله اگرچه در زمان مبارزه عليه طالبان با مخالفت روسيه روبرو نشد چراكه روسيه نيز دشمن طالبان در افغانستان بود اما پس از شكست طالبان ،روسيه كم كم مخالفت خود را با حضور امريكا در منطقه اسياي مركزي و بويژه در پايگاه خان اباد ازبكستان نشان داد.
بنابراين زماني ما مي توانيم بين دو يا چند پديده سياسي ارتباط برقرار كنيم كه از لحاظ موضوع آنها موضوع واحد يا سوابق تاريخي مشتركي داشته باشند.
2-3-5 ارتباط پنهان
در مواردي ارتباط بين دو پديده سياسي وجود دارد اما اين ارتباط به هر دليل براي افراد عادي قابل درك نيست. تحليلگر سياسي با استفاده از اطلاعات قبلي خود و ذهن پويا و خلاقي كه دارد مي كوشد از طريق استدلال منطقي يا قرائن و شواهد موجود ارتباطاتي را كه بين دو يا چند پديده سياسي وجود دارد كشف كند و با مطرح ساختن آنها ذهن مخاطب خود را به سمتي كه در جهت اثبات تحليل او قرار دارد حركت دهد.
مثال: با توجه به مثال قبلي دلايل كمك آمريكا به نيروهاي ائتلاف شمال تقريباً براي هر كسي روشن و آشكار است. اما روشن نيست كه چگونه آمريكا از يكسو با طالبان درگير است واز سوي ديگر با مهم ترين متحد طالبان يعني پاكستان روابط بسيار نزديكي دارد؟ در واقع ارتباط آمريكا با طالبان روشن است مبارزه آمريكا عليه طالبان هم كاملاً آشكاراست اما چگونه آمريكا با پاكستان مناسبات نزديك دارددر حالي كه مي داند مهم ترين پشتيباني كننده رژيم طالبان در افغانستان حكومت پاكستان بوده و گفته مي شود كه در حال حاضر هم بيشترين كمكها به آنها از طريق مرزهاي پاكستان انجام مي شود؟
براي پاسخ به اين سؤال مهم بايد ارتباطات پنهاني كه در گذشته بين مناسبات آمريكا و حكومت طالبان بر قرار بوده است براي مخاطب كشف شود. يعني تحليلگر سياسي با استفاده از اطلاعات گذشته خود درباره سياست خارجي آمريكا در افغانستان و دلايل حمايت آمريكا از طالبان در سالهاي گذشته مي تواند به اين سؤال پاسخ دهد كه چگونه پاكستان به عنوان متحد نزديك آمريكا در منطقه، طالبان را در مهر ماه 1373 بوجود آورد تا بتواند از نفوذ ايران و روسيه در افغانستان بكاهد. اما در تحولات بعدي همين حكومت طالبان بستر مناسبي را براي بن لادن و همكارانش فراهم كرد تا بتوانند منافع آمريكا را مستقيماً هدف قرار دهند. بدليل پيچيدگي اين تحليل در اين مرحله به همين اشاره كفايت مي كنيم تا درمراحل بعدي بازهم به اين موضوع بپردازيم.
بنابراين نبايد فراموش كرد شرط دوم براي برقراري يك ارتباط صحيح بين دو يا چند پديده سياسي توجه به ارتباطات پنهان بين آن پديده ها است. اين ارتباط پنهان زماني مي تواند به شكل صحيح برقرار شود كه تحليل گر سياسي دلايل كافي و يا مستندات موثٌق براي اثبات آن ارائه كند. بر اين اساس اگر تحليل گر سياسي ارتباط پنهان و غير آشكاري بين دو يا چند پديده سياسي كشف مي كند بايد بتواند دلايل كافي و مستندات موثٌق براي برقراري اين ارتباط ارائه دهد تا تحليل او صحيح باشد در حالي كه در مورد ارتباط آشكار، نيازچنداني به ارائه مستندات يا دلايل عقلي نيست. همين قدر كه دو يا چند پديده داراي موضوع واحد و يا سابقه تاريخي مشترك باشند، برقراري چنين ارتباطي براي تحليل آن رويداد كفايت مي كند.
3-3-5 ارتباط عقيدتي يا فكري
براي تحليل سياسي در مواردي افراد مرتبط با يك يا چند پديده سياسي مورد توجه قرار مي گيرند در اين حالت بجاي توجه به موضوع مشترك بين پديده ها به افراد موثر بر ان پديه ها توجه مي كنيم در اين حالت يكي از مهم ترين موارد توجه به ريشه هاي اعتقادي و فكري عناصر تشكيل دهنده پديده سياسي مورد تحليل با ساير پديده هائي كه پيوند مشترك اعتقادي و يا فكري دارند . در چنين شرايط تحليل گر از طريق شناسايي اعتقاد، بينش يا تفكر مشترك ميان افراد تشكيل دهنده يا تاثير گذار بر
پديده هاي سياسي مورد نظر بين آنها ارتباط برقرار مي سازد. بر اين اساس مي توان گفت در مواردي بين افراد مؤثر بر يك پديده سياسي با افراد مؤثر بر پديده هاي سياسي ديگر اشتراكات اعتقادي، فكري يا بينش وجود دارد. تحليل گر سياسي با استفاده از چنين اشتراكاتي مي تواند بين پديده هاي سياسي تاًثير پذير از آن افراد، ارتباط برقرار سازد.
مثال: براي تحليل دلايل ارتباط قوي بين طالبان و گروه القاعده لازم است به ارتباط عميق عقيدتي بين محمد عمر رهبر طالبان و اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده توجه كنيم. بطور قطع انگيزه اصلي ملا محمد عمر براي تحويل ندادن بن لادن به آمريكا همبستگي قوي اعتقادي بين محمد عمر و بن لادن بود كه هر دو از سني هاي سلفي هستند. ( سني هاي سلفي تفكر متحجري است كه معتقدند چهار خليفه جانشين پيامبر، اسلام راستين را پياده كرده اند و بقيه رهبران مسلمان طي سالهاي بعد اسلام را از مسير اصلي خود منحرف ساختند بنابر اين بايد مسلمانان به انديشه هاي سلف صالح پيامبر يعني خلفاي راشدين مراجعه كنند ) درك ارتباط عميق موجود بين جنبش طالبان در افغانستان و حركت القاعده نياز به شناخت اعتقادات ملا محمد عمر و اسامه بن لادن دارد.
بر اساس آنچه كه گفته شد روشن است كه تحليل گر سياسي براي برقراري ارتباط بين دو پديده يا چند پديده با هم زماني كه افراد با عناصر تاًثير گذار آن پديده ها با يكديگر اشتراك عقيده يا فكري روشن آشكار دارند مي تواند چنين ارتباطي را برقراركند. در صورتيكه به هر دليل چنين اشتراك فكري روشن نبا شد تحليل گر سياسي نمي تواند صرفاً با حدس گمان و احتمالات چنين ارتباطي را از طريق ساختن اعتقادات مشترك بين افراد بازيگر در يك پديده سياسي ، ارتباط تحليلي برقرار سازد.نمونه برقراري چنين ارتباطا ت ساختگي در بسياري از تحليل هاي رسانه هاي گروهي جهان وجود دارد.
4-3-5 ارتباط پايدار و ناپايدار
تحليل گر سياسي زماني مي تواند ارتباط صحيح ببين دو يا چند پديده سياسي برقرار سازد، كه اين ارتباط پايدار باشد يعني در طول زمان با ثبات مانده باشد يك ارتباط كوتاه مدت و ناپايدار بين دو پديده سياسي نمي تواند مبناي تحليل سياسي قرار گيرد. بنابراين عامل زمان در اين مورد تعيين كننده است اگر ارتباطي به صورت مستمر و حداقل 6ماه بين دو پديده سياسي وجود داشته مي تواند مبنائي براي تحليل سياسي باشد ارتباطاتي كمتر از شش ماه اصولاً چندان مستمر و قوي نيستند كه بتوان بر اساس اين نوع ارتباطات تحليل سياسي را مستند كرد. اما گذشته از عامل زمان ،براي شناسايي يك ارتباط پايدار بايد به دو عامل مهم ديگر توجه كرد ارتباطات پايدار معمولاً آشكار هستند به همين دليل براي عموم مردم قابل درك هستند ارتباطات پنهان كمتر ممكن است به ارتباطي مستمر تبديل شوند.
عامل دوٌم كه مهمتر از عامل اوٌل است، '' منافع مشترك بين دو يا چند پديده سياسي " است. بطور معمول اگراين "منافع مشترك" نتوانند در "حوزه منافع واحد"قرار گيرند، ارتباط پايدار هم تحقق نمي يابد. بطور خلاصه براي آنكه بتوانيم عامل ارتباط پايدار را شناسايي نمائيم لازم است به:
1- عامل زمان 2- آشكار بودن ارتباط 3- منافع مشترك بين اعضاي تشكيل دهنده دو يا چند پديده سياسي يا حتي غير سياسي توجه كنيم.
بطور معمول وقتي ارتباطي در طول زمان شكل گرفت به احتمال زياد منافع مشترك هم وجود داشته است اما هميشه هم اين قانون صادق نيست به همين دليل تحليل گر سياسي بايد به دنبال كشف ارتباطاتي باشد كه اوٌلاً طولاني مدت ترند ثانياً منافع مشترك بين بازيگران مؤثر بر آن پديده هاي سياسي وجود دارد و ثالثاً اين ارتباطات آشكار و علني هستند در مورد ارتباطات غير علني و پنهان بطور معمول تحليل گر سياسي بر اساس استدلال هاي عقلي و مستندات سرٌي يا محرمانه مي كوشد ارتباط موجود بين پديده هاي سياسي را برقرار كند.
نكته مهم :
زماني يك تحليل گر سياسي مي تواند از ارتباط پايدار بين دو يا چند پديده در تحليل خود استفاده كند كه اوٌلاً ارتباط بين دو يا چند پديده مستمر ( زمان طولاني ) باشند ثانياً آشكار و علني باشند و ثالثاً داراي منافع مشترك شناخته شده باشند.
مثال:
با توجه به مثال قبلي ارتباط بين طالبان و بن لادن مي توان به ارتباط ديگري توجه كرد. ارتباط بين طالبان و دولت پاكستان اين ارتباط براي تحليل عملكرد دولت پاكستان در افغانستان بسيار اهميٌت دارد . اوٌلاً اين ارتباطامروز آشكار و علني است چرا كه ديگر افشا شده است دولت پاكستان در زمان خانم بي نظير بوتو در سال 1373 رسماً وزير كشور وقت خود ژنرال باربد را مسئول سازمان دهي طلاب افغاني كرد كه در پيشاور پاكستان درس مي خواندند اين طلاب با كمك ارتش پاكستان و كمونيست هاي قديمي حركتي را در شهر جلال آباد افغانستان آغاز كردند كه در اداء آن موفق شدند شهرهاي مهم افغانستان مانند قندهار ، هرات و كابل را يكي پس از ديگري فتح كنند و موفقيت خود را در سراسر افغانستان تثبيت نمايند.
ثانياً ارتباط طالبان و دولت پاكستان بر اساس منافع مشترك شكل گرفت چرا كه پاكستاني ها كوشيدند با تثبيت طالبان در سراسر افغانستان گروههاي رقيب را از صحنه قدرت خارج كنند و طالبان نيز مي دانستند بدون پشتيباني لجستيكي نظامي و اقتصادي پاكستان نمي توانند قدرت كامل رادر افغانستان بدست آورند . به همين دليل با دولت پاكستان همكاري نزديك داشتند.
ثالثاً اين ارتباط پايدار بود چرا كه حداقل هفت سال بصورت مستمر ادامه داشت.
بنابراين تحليل گر سياسي مي تواند با پرداختن به جزئيات ارتباط طالبان و پاكستان ، سياست خارجي دولت پاكستان را بين سالهاي مهر ماه 1373 ( زمان اعلام موجوديت طالبان در جلال آباد افغانستان ) تا20 شهريور 1380 ( روز حادثه حمله به برج هاي دو قلو در نيويورك ) بررسي كند.
5-3-5 ارتباط مستقيم و غير مستقيم
در موارد بسياري دو پديده يا چند پديده با هم ارتباط مستقيم دارند يعني براي برقراري رابطه بين آنها نياز به عامل سوٌم يا واسطه نيست مانند ارتباط پديده جنگ با پديده خرابي، بي خانماني، آوارگي ازخانه، مستقيم است از آن جهت كه يكي عامل بوجود آمدن ديگري است. براي درك اين ارتباط نياز چنداني به استدلال نيست در واقعيت خارج از ذهن انسان وجود دارد و معمولا هم آشكار است. بنا بر اين لازم نيست چنين ارتباطي بوسيله تحليل گر سياسي برقرار شود چرا كه اصولاً اين ارتباط در جهان خارج از ذهن حقيقت دارد. بنابر اين شناخت و بكار بردن اين نوع ارتباط براي تحليل گر سياسي از آن جهت اهميت دارد كه بوسيله آن مي تواند ساير ارتباطات از قبيل ارتباط پنهاني و يا ارتباط غير مستقيم را معرفي كند.
ارتباط غير مستقيم بين دو يا چند پديده سياسي زماني مطرح مي شود كه برقراري چنين ارتباطي به عامل واسطه اي نياز دارد تا رابطه بين دو يا چند پديده سياسي برقرار شود. مانند ارتباط بين پديده جنگ با خودكفايي اقتصادي. براي درك اين ارتباط نياز است تا عامل مهم ديگري را شناساي كنيم كه كمبود هاي اقتصادي ناشي از تحريم هاي خارجي و نياز مبرم به كالاهاي ساخت خارج كشور است. در اين صورت است كه مي بينيم در زمان جنگ و برقراري تحريم ها و يا محدود شدن عبور و مروركشتي ها و هواپيماها بدليل نگراني از نا امني هاي موجود ناشي از جنگ ، عده اي براي تاُمين نيازهاي داخلي تلاش مي كنند كالاهاي وارداتي را در داخل كشور توليدكنند. كم كم چنين حركتي موجب خودكفايي اقتصادي كشور در زمينه توليد بعضي را كالاها مي شود.
بر اين اساس مي توان گفت معمولاً ارتباط غير مستقيم براي همه كس قابل درك نيست اما تحليل گر سياسي مي تواند با استدلال هاي منطقي خود اين ارتباط را براي مخاطب خود در تحليل سياسي روشن سازد. به همين دليل بر اين نكته تاكيد مي شود كه ارتباط غير مستقيم در خارج از ذهن تحليل گر سياسي بعنوان يك حقيقت وجود دارد و بر خلاف ارتباط پنهان كه تحليل گر با استدلال عقلي و مستندات عيني آن را كشف مي كند، ارتباط غير مستقيم نياز به كشف ندارد تنها به دليل آنكه نياز به درك واسطه ارتباط است، چنين ارتباطي بايد با شناسايي و معرفي تحليل گر سياسي باز شناخته شود. از همين جا مي توان به تفاوت ارتباط مستقيم با ارتباط آشكار و ارتباط غير مستقيم با ارتباط پنهان، دست پيدا كرد.
ارتباط آشكار در مورد پديده هايي مطرح است كه از لحاظ موضوعي و تاريخي با هم مرتبط هستند در حالي كه در ارتباط مستقيم توجه تحليل گر به نوع رابطه است كه مستقيماً برقرار مي شود و نيازي به واسطه براي ارتباط نيست.
ارتباط پنهان نيز در نتيجه استدلال هاي عقلي و يا مستندات عيني برقرار مي شود در حالي كه در ارتباط غير مستقيم تنها به عامل واسطه در برقراري رابطه توجه مي شود و از آنجا كه اين ارتباط مثل ارتباط مستقيم در خارج از ذهن وجود دارد يراي درك آن نياز به تخصص هاي ويژه و درك بالاي سياسي احساس نمي شود.
در هر صورت تحليل گر سياسي تنها در شرايطي مي تواند از ارتباط مستقيم يا غير مستقيم در تحليل هاي خود بهره گيري كند كه اولاً اين ارتباط ذهني نباشد يعني خارج از ذهن تحليل گر سياسي كاملاً مشهود و علني براي اكثر مردم قابل فهم باشد و ثانياً براي درك چنين ارتباطي نياز به استدلال عقلي و منطقي نباشد. در آن صورت مي توان از اين نوع ارتباط براي تحليل هاي سياسي كمك گرفت. البته معلوم است كه چنين دسته بندي هايي تنها براي آن است كه تحليل گر سياسي توجه داشته باشد كه نمي تواند بي هيچ ضابطه اي بين يك پديده سياسي يا چند پديده سياسي ديگر ارتباط برقرار كند. در درس هاي منطق قوانين محكمي براي آنكه بتوان ارتباطات موجود را بين مفاهيم و پديده ها توضيح و تبيين كرد وجود دارد اما اين مباحث بدليل پيچيدگي كه دارند بايد در سطوح بالاتر مورد توجه قرار گيرد. در اين سطح به ذكر نمونه هايي از ارتباطهاي منطقي بين دو يا چند پديده سياسي اكتفا شده است.
4-5 درك ارتباط هاي پيچيده
ما در اين گام براي ساده تر شدن مباحث تلاش كرديم مفاهيم پيچيده را به ساده ترين شكل ممكن مطرح كنيم تا زمينه براي انتقال مفاهيم پيچيده تر در تحليل سياسي آماده شود بنابراين جوانان علاقه مند به تحليل سياسي توجه دارند كه روند برقراري ارتباط بين دو يا چند پديده سياسي اولاً بصورت بسيط و كاملاً جدا شده از ساير مفاهيم تحليل سياسي نيست بلكه كاملاً مركب و داراي اجزاي گوناگون است. ثانياً انواع ارتباطات ديگري نيز وجود دارد كه براي دوري از پيچيده شدن موضوع، توضيح و تشريح آنها را به ارائه سطوح بالاتر وعده مي دهيم. در اينجا تنها اشاره مي شود كه ارتباط در تحليل سياسي بعنوان يكي از اركان سه گانه مطرح است و مي توان ارتباطات را به انواع ديگري چون ارتباط منطقي يا غير منطقي، عمقي در برابر ارتباط سطحي، ارتباط ظاهري (براي فريب مخاطب) در مقابل ارتباط باطني (براي جذب مخاطب)، ارتباط عاطفي در برابر ارتباط ارتباط عقلي و استدلالي، ارتباط ارگانيك يا سازماني در برابر ارتباط انفرادي (ميان اجزاء يك پديده با اجزاء پديده ديگر)، ارتباط مفهومي مثل ارتباط اقتصادي، اطلاعاتي، فرهنگي و غيره را تقسيم كرد.
شناسايي همه اين نوع ارتباطات به ما كمك مي كند تا بهتر بتوانيم بين اخبار موجود و پديده هاي مرتبط با آن اخبار، رابطه اي منطقي كشف يا برقرار سازيم.
بايد توجه داشت زماني به يك ارتباط ‹‹ پيچيده ›› گفته مي شود كه:
1- رابطه اي چند وجهي و مركب بين پديده هاي سياسي برقرار شود.
2- اين ارتباطات از سطح به عمق نفوذ كرده اند.
3- درك آن براي هر كسي امكان پذير نيست.
4- ممكن است ارتباط مورد نظر در خارج از ذهن تحليل گر وجود دارد و همه بر وجود چنين ارتباطي اذعان داشته باشند اما تحليل گر سياسي ارتباطي را در ذهن بين دو پديده يا چند پديده سياسي مورد نظر برقرار مي كند كه همان ارتباطي نيست كه اكثريت افراد در خارج از ذهن تحليل گر آنرا مي شناسند .
روشن است براي برقراري ارتباط پيچيده نيز تحليل گر سياسي هم به استدلال هاي منطقي و عقلي نياز دارد و هم به مستندات عيني و قابل دسترسي. در حالي كه براي اثبات وجود ارتباط غير پيچيده، استدلال عقلي يا مستندات عيني به تنهايي كافي خواهد بود. به تحليل گر سياسي كه كار خود را تازه شروع كرده است سفارش كرده مي شود كار خود را با شناسايي ارتباطات آشكار، مستقيم و پايدار آغاز كند و كم كم به سوي كشف ارتباط پنهان، غير مستقيم و پيچيده حركت نمايد.
5-5 عوامل مؤثر در برقراري ارتباط
با توجه به مواردي كه تا كنون توضيح داده شد مي توان گفت براي برقراري هر نوع ارتباطي بين پديده هاي سياسي به چهار عامل مهم بايد توجه عميق كرد:
1- وحدت موضوعي بين پديده هاي سياسي يعني نمي توان بين دو پديده اي كه از لحاظ موضوعي هيچ ربطي با هم ندارند ارتباط برقرار كرد.
2- اشتراك تاريخي: يعني در بعضي موارد دو يا چند پديده سياسي از لحاظ تاريخي سرنوشت مشتركي داشته و يا دارند. تحليل گر سياسي با توجه به همين اشتراك تاريخي،بين آنها ارتباط برقرار مي كند.
3- زمان وقوع مشترك: يعني هر دو پديده در يك زمان اتفاق افتاده اند و احتمالاً تحت تاُثير عوامل مشتركي قرار گرفته اند.
4- مكان مشترك: در اين مورد نيز معمولاً پديده هاي سياسي كه از لحاظ مكاني با هم مشترك هستند مي توانند ارتباط منطقي، مستقيم يا غير مستقيم با يكديگر داشته باشند. اين تحليل گر سياسي است كه براي شناخت ارتباطات موجود بايد شناخت خوبي از مكان مورد نظر ويژه گي هاي مردم آنجا از لحاظ سياسي فرهنگي و اقتصادي داشته باشد.
6-5 كشف تاُثير متقابل
روشن است كه وقتي تحليل گر سياسي بتواند بين يك يا چند پديده سياسي تاُثيرات متعدد اعم از يكطرفه يا دو طرفه را كشف كند بدون شك بين آن پديده ها ارتباطاتي وجود داشته و يا دارد. بنا بر اين كافي است كه تحليل گر سياسي بتواند تاُثير گذاري و تاُثير پذيري بين پديده هاي سياسي مورد نظر را كشف كرده و در تحليل سياسي خود از آنها بهره بگيرد. در نهايت بدون برقراري ارتباط بين پديده هاي سياسي، كشف تاُثيرات متقابل آنها بر يكديگر، در عمل امكان پذير نخواهد بود.
مثال: فعاليت احزاب سياسي در ايران بعنوان يك پديده سياسي تاُ ثير گذار بر روند توسعه سياسي در ايران بسيار مهم است. همچنانكه روند توسعه سياسي در ايران بدون فعاليت آزاد و قانونمند احزاب سياسي پيش نمي رود بنا بر اين تحليل گر سياسي وقتي مي خواهد روند توسعه سياسي را به عنوان يك پديده جرياني در ايران مورد مطالعه و تحليل قرار دهد نياز دارد به جريان فعاليت احزاب سياسي و فرايند حركتي آنها طي سالهاي اخير توجه كافي نمايد.
بدون در نظر گرفتن تاُثير متقابل دو پديده نمي توان تحليل جامعي درباره روند توسعه سياسي در ايران ارائه داد.
7-5 چكيده بحث گام چهارم
1- بر اساس قانون ارتباط و تاُثير متقابل مي توان با كشف روابط بين پديده هاي سياسي، تحليل خود را مستدل يا مستند كرد.
2- ارتباط در تحليل سياسي پس از خبر و اطلاعات ركن سوٌم محسوب مي شود.
3- ارتباط در تحليل سياسي يعني برقراري رابطه بين خبر مورد تحليل با معلومات قبلي تحليل گر سياسي در مورد آن حادثه و يا ربط دادن امور مجهول درباره يك خبر به اموري قطعي و معلوم به منظور رسيدن به تحليل و يا تفسير خبر.
4- ارتباط در يك تحليل سياسي از راههاي گوناگوني برقرار مي شود كه مهم ترين آنها عبارتند از
الف: ارتباط خبر با اطلاعات قبلي تحليل گر ( ارتباط نقلي )
ب: ارتباط بين معلومات قبلي تحليل گر با مجهولات او (ارتباط عقلي )
ج: ارتباط بين يك خبر يا پديده سياسي با ساير اخبار و پديده هاي سياسي ديگر.
د: ارتباط بين يك خبر با فرضيه موجود در ذهن تحليل گر سياسي.
ه: برقراري ارتباط بين يك خبر با نظرات شناخته شده در علم سياست.
5- براي برقراري يك ارتباط صحيح بايد به عوامل مختلف از جمله وحدت موضوعي، تاريخي، منطقي، استدلال توجه كرد. علاوه بر اين تحليل گر سياسي با شناسايي نوع ارتباط مي تواند به برقراري ارتباط صحيح بين دو يا چند پديده سياسي در تحليل كمك كند. توجه به تفاوت هايي كه بين ارتباط آشكار با پنهان وجود دارد. فرق ارتباط مستقيم با غير مستقيم را بشناسد و بداند كه چگونه مي توان با كشف اشتراكات عقيدتي، تاريخي در مكان ها و زمان هاي يكسان به برقراري ارتباط صحيح بين دو يا چند پديده سياسي رسيد.
6- عوامل مؤثر در برقراري ارتباط عبارتند از : 1- وحدت موضوع 2- اشتراك تاريخي 3- اشتراك زماني 4- اشتراك مكاني

پرسش هاي گام چهارم:
سؤال اوٌل: موضوع قانون ارتباط و تاُثير متقابل چيست و اين قانون چه كمكي به تحليل گر سياسي مي كند؟
سؤال دوٌم: جايگاه ارتباط در تحليل سياسي چيست؟ و چه اهميتي دارد؟
سؤال سوٌم: فرق ارتباط آشكار با ارتباط مستقيم چيست و چه تفاوتي بين ارتباط پنهان با ارتباط غير مستقيم وجود دارد؟
سؤال چهارم: شرايط برقراري يك ارتباط صحيح در تحليل سياسي كدامند؟
سؤال پنجم: در تحليل سياسي ارتباط بر چند نوع تقسيم مي شود و كدام يك از آنها بايد به صورت مقدماتي مورد توجه تحليل گر سياسي تازه كار قرار گيرد؟


تمرين هاي گام چهارم:
تمرين اوٌل: تلاش كنيد از طريق مطالعه و بررسي تاريخ جنگ 1999 در كوزوو ارتباط ميان تمايلات جدايي طلبان مسلمان آلباني تبار در كوزوو را با سياست هاي سركوب گرايانه دولت بلگراد در دوران حكومت ميلوشوويچ رئيس جمهور سابق يوگسلاوي كشف كنيد.
تمرين دوٌم: تلاش كنيد ارتباط بين بسته شدن روزنامه سلام با برگزاري تظاهرات دانشجويان در كوي دانشگاه تهران را در هجدهم تير ماه كشف كنيد.
تمرين سوٌم :با مطالعه دقيق ماجراي يازده سپتامبر 2001 سعي كنيد ارتباط اين ماجرا را با حملات آمريكا به افغانستان بررسي كنيد.
تمرين چهارم: در صورت كشف ارتباط آشكار بين حادثه يازده سپتامبر با حمله آمريكا به افغانستان آنرا با ارتباط 11سپتامبر با حمله آمريكا به عراق مقايسه كنيد.
تمرين پنجم: يك تحليل سياسي در روزنامه را به دلخواه خود انتخاب كنيد بر زير پاراگراف هاي مربوط به ارتباطات بين پديده ها خط بكشيد.
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:09 PM   #7
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام پنجم تجزیه قسمت اول
۱- 6 تعریف تجزیه :
تجزیه درلغت به معنای جزء جزء کردن آمده است. اما درتحلیل سیاسی ،تجزیه به معنای شناسایی و تقسیم عوامل تشکیل دهنده و تأثیر گذاربر یک پدیده سیاسی به منظورتحليل آن پدیده، برا ی مخاطب به شمار می رود. به همین دلیل پس ازخبر، اطلاعات ورابطه بین این دو، که سه رکن اصلی هر تحلیل سیاسی می باشند، تجزیه مهم ترین رکن فرعی یک تحلیل سیاسی محسوب می شود.
نكته مهم:
اگر بخاطر داشته باشيد گفتيم ركن اصلي هر عامل يا پديده ان ا ست كه وقتي حذف شود ماهيت ان پديده كاملا تغيير مي كند در تحليل سياسي خبر يك ركن اصلي است زيرا وقتي خبري نباشد ديگر تحليل ضرورت پيدا نمي كند . اطلاعات يك ركن اصلي ديگر تحليل است زيرا اگر در باره يك خبر اطلاعات دقيق ،موثق و كافي نداشته باشيم نمي توانيم پديده موردنظررا تحليل كنيم.برقراري ارتباط بين خبر، اطلاعات مربوط به همان خبر و ارتباطي كه بين اين دو با ذهن تحليگر سياسي برقرار مي شود.ركن اصلي ديگر تحليل سياسي است . بنابراين هر تحليل سياسي با اين تعريف سه ركن اصلي دارد خبر ، اطلاعات مربوط به همان خبر و بالاخره ارتباط بين ان دو كه بوسيله تحيلل گر و درذهن او برقرار مي شود.
اما تحليل سياسي اركان فرعي نيز دارد .ركن فرعي به عاملي گفته مي شود كه اهميت اساسي دارد اما حذف ان به معناي تغيير ماهيت يك پديده سياسي نيست . مانند عامل تجزيه در پديده سياسي كه نقش كليدي اساسي دارد به همين دليل جزء اركان محسوب مي شود اما درمقايسه با سه ركن اصلي كه گفته شد فرعي محسوب مي شود.چرا كه اگر تجزيه به هر دليل ازتحليل، حذف گردد، اساس تحليل سياسي دچار تزلزل نمي شود .
دراين گام با جزييات بيشترمفهوم تجزيه ونقش ان در تحليل سياسي آشنا مي شويم واز همه
مهم تر بررسي مي كنيم كه چگونه مي شود يك پديده سياسي را با روش صحيح تجزيه كرد .
همانطور که در مباحث قبلی مطرح شد پدیده های سیاسی که همان اخبار و رویداد های سیاسی مهم روز هستند، از جهت ماهیت سیاسی و خبری به دو دسته جداگانه تقسیم می شوند.
الف:پدیده های ساده که معمولاً نیازی به تحلیل ندارند
ب: پدیده های پیچیده که عمدتاً برای درک صحیح ماهیت اصلی آنها ،نیازبه تبیین،تشریح وتحليل دارند.
به پدیده هايی "پیچیده " گفته شود که اکثریت مردم در همان نگاه اوّل نمی توانند ابعاد گسترده و مرکب آنها را با جزئیات مربوط به آنها،درک کنند.بنابراین تفاوت اصلی بین پدیده ساده با پدیده پیچیده ، در دو عامل اصلی خلاصه می شود.
اوّل : پدیده ساده برای عموم مردم با حداقل اطلاعات قابل درک است مانند درک نتایج یک انتخابات محلی که در سطح شوراهای محلی در یک روستا کوچک برگزار می شود . بدلیل شناخت افراد دریک ده کوچک از يكديگر وداشتن گرایش های روشن ؛ مردم عادی نیازی به تحلیل سیاسی نتایج انتخابات شورای ده ندارند .
دوّم : پدیده های ساده نیازبه تجزيه ندارند .به دلیل آنکه عوامل معدودی برروی پدیده ساده تأثیرگذار هستند، نیاز نيست تا ازطريق تجزيه ،عوامل تشكيل دهنده پديده سياسي موردنظررا شناسايي كنيم .
درحالی که پدیده ها ی پیچیده به دلیل آنکه عوامل متعددی در شکل گرفتن آنها دخیل هستند ،باید اجزاء آنها را شناسایی و تجزیه کرد.
مثال :
انهدام دیوار برلین توسط مردم آلمان و سقوط نظام اقتدار گرا در شرق آلمان ، به عنوان یک پدیده سیاسی مهم در سال 1368 ( 1989 م ) مورد توجه تحلیل گران سیاسی قرار گرفت که برای تحلیل این رویداد بزرگ لازم است عوامل تشکیل دهنده این رویداد رااز یکدیگر باز شناسایی کنیم .
برای شناخت عوامل مهمی که در نهایت به فرو پاشی دیوار برلین ودولت كمونيستي آلمان شرقي منجر شد ، نیاز است این عوامل از یکدیگر تفکیک شوند. تا بتوان آنها را ساده تر بررسی و شناخت در واقع تحلیل گرسیاسی برای تحلیل سقوط دیوار برلین بايد اطلاعات دقیق و عمیق درباره تحولاتی که پس از جنگ جهانی دوم موجب تجزیه آلمان به دو کشور با دو نظام کاملاً متضاد شد ه بود، داشته باشد. با استفاده از این اطلاعات تحلیل گر سیاسی ، می تواند عوامل سقوط دیواربرلین را بررسی کند. معمولاً در این موارد با طرح سوالات اساسی روند تجزیه کردن آغازمی شوداما همیشه هم لازم نیست برای تجزیه کردن یک پدیده سیاسی ، سوال های اساسی در موردآن پدیده سیاسی مطرح شود . در ادامه بحث ببینیم راه های تجزیه پدیده های سیاسی کدامند؟

2-6 چگونه تجزیه می کنیم

برای پاسخ دقیق به این سوال روش علمی شناخته شده ای که به صورت همه جانبه در مورد کلیه

پدیده های سیاسی کاربرد داشته باشد ، وجود ندارد . بنابراین معمولاً هر تحلیل گر سیاسی

متناسب با موضوع پدیده سیاسی مورد نظر ، روش مناسب را برای تجزیه یک پدیده سیاسی

انتخاب می کند.

باید توجه داشت هدف اصلی از تجزیه پدیده های سیاسی ، ارائه دیدگاه تازه ای درباره آن پدیده ها

و ارائه جزئیات بیشتری درباره آنها است . بنابراین هر روشی را برای تجزیه یک پدیده سیاسی

انتخاب می کنیم باید دارای دو ویژگی باشد.

الف : از شیوه صحیح برای تجزیه استفاده شده باشد . مهم ترین ملاک برای شناخت شیوه صحیح

از شیوه غلط آن است که عمل تجزیه موجب پیچیده تر شدن درک پدیده سیاسی مورد نظر نشده

باشد.

ب : هر پدیده سیاسی باید متناسب با موضوع و ماهیت آن پدیده تجزیه شود.یعنی اگر پدیده

سیاسی در محل ويا درباره یک کشور اقتدار گرا است ،نمی توان با توجه به ماهیت نظام

اقتدارگرایی آن کشور ؛ به عواملي كه مربوط به جوامع دمکراتیک و مشارکت گرا است توجه کنيم.

مثال : درباره سقوط دیوار برلین قبل از هر چیز باید با استفاده از اطلاعات قبلی خود درباره دو

نظام حاکم آلمان غربی و آلمان شرقی بتوانیم دلایل تمایل آلمان ها را برای فروريختن دیوار برلین،

شناسایی کنیم . شناخت نظام اقتدار گراي حاکم بر آلمان شرقی و محدودیت های بسیاری که

برای مردم شرق آلمان در نظر می گرفت؛ می تواند به تحلیل گر سیاسی کمک کند تا روش

صحیحی را برای تجزیه این پدیده سیاسی انتخاب کند. بطور قطع این روش الزاماً مناسب تحلیل

عملکرد نظام آلمان غربی که مبتنی بر نظام سرمایه داری لیبرالیسم و فداراليسم است ، نخواهد

بود. بنابراین در همینجا تحلیل گر سیاسی تلاش می کند بین عواملی که موجب سقوط دیوار

برلین در شرق آلمان شد با عواملی که بر روي تمايل مردم براي وحدت دو آلمان اثرداشت، تفکیک

قائل شود . زیرا نمی توان دلایل سقوط دیوار برلین را تنها به شرق یا غرب آلمان محدود کرد . بلکه

باید هر دو جنبه را با هم در نظر گرفت .در اینجا به این نکته ظریف می رسیم که تحلیل گر سیاسی

در همان حالی که عوامل یک پدیده را تجزیه می کند در همان حال بر اساس قانون ارتباط متقابل

این عوامل را در کنار یکدیگر در نظر می گیرد تا بتواند به نتایج صحیح دست یابد.

3- 6 روش های صحیح تجزیه یک پدیده سیاسی

همانطور که گفته شد روش واحدی كه بتواند برای تجزیه همه پدیده های سیاسی مناسب باشد ،

وجود ندارد . با این حال روش های کلی و متداولی بكار برده مي شوند که می توانند برای تحلیل

گران سیاسی تازه کار، بعنوان الگوهای مناسبی مطرح شوند. اگرچه این روش ها کلی بوده و بر

اساس تجربه بدست آمده اند اما کارایی بسیار زیادی دارند که در اغلب مواردمورد استفاده تحلیل گران سیاسی قرار می گیرند.

1-3-6 تجزیه یک پدیده سیاسی بر اساس عوامل بوجود آورنده

در این روش تحلیل گر سیاسی می کوشد با شناخت دقیق عوامل بوجود آورنده یا تشکیل دهنده

یک پدیده سیاسی آنها را برای درک بیشتر مخاطب به دو دسته جداگانه تقسیم ( تجزیه ) کند.

الف :عوامل اصلی ب : عوامل فرعی

بطور قطع اینگونه تقسیم بندی به تحلیل پدیده سیاسی از آن جهت کمک می کند که مخاطب

تحلیل به عوامل اصلی شکل دهنده یک پدیده سیاسی بیشتر توجه کند و به تبع آن می تواند

درک دقیق تری درباره آن پدیده را منتقل كند.

نکته مهم :

معیار دقیق برای تفکیک عوامل اصلی از عوامل فرعی ، میزان اهمیت و نقش آن عوامل در شکل

دادن و بوجود آوردن آن پدیده است. به عبارت روشن تر هر کدام از عوامل که نقش تعیین کننده تری

برای بوجود آمدن آن پدیده داشته است عامل اصلی و هر کدام نقش کمتر یا حاشیه ای داشته

است عامل فرعی شناخته می شوند.

برای اینکه راحت تر بتوان این عوامل را تفکیک کرد می توان به این موضوع توجه داشت که حذف

یکی از عوامل اصلی می تواند که سیر پدیده سیاسی را تغییر دهد در حالی که عامل فرعی به

تنهایی برای تغییر سیر تحولات منجر به بوجود آمدن آ« پدیده مورد نظر کفایت نمی کند اگر چه

ممکن است از نگاه تحلیل گران سیاسی در بعضی موارد در انتخاب عوامل اصلی یا فرعی اختلاف

نظر داشته باشد . ولی معمولاً در مواردی که موضوع روشن و آشکار است در این مورد کمتر

اختلاف نظر بوجود می آید. بلکه بیشتر اختلاف نظرها در موارد عوامل پیچیده ، غیر آشکار و

محرمانه است در هر حال مهم آن است که هر تحلیل گر سیاسی برای تحلیل یک پدیده قبل از هر

چیز بتواند عوامل بوجود آورنده آن پدیده سیاسی را به عوامل اصلی و فرعی تقسیم کند تا درک

روشن تری را از دیدگاه خود به مخاطب ارائه دهد.

مثال :

در مورد مثال سقوط دیوار برلین می توان عوامل اصلی را به شرح ذیل معرفی کرد.

1- سیاستهای سرکوب دولت آلمان شرقی علیه مردم این کشور.

2- تجدید نظر مسکو در سیاستهای حمایتی خود از دولتهای وابسته به خود در شرق اروپا

3- تمایل شدید مردم دو سوی آلمان برای اتحاد با یکدیگر .

همچنانکه می توان عوامل فرعی در بوجود آمدن این رویداد بزرگ را به شرح ذیل دسته بندی کرد:

1- سیاستهای حمایتی غرب از مردم دو سوی آلمان برای اتحاد و یکپارچگی.

2- مشکلات اقتصادی موجود در شرق آلمان .

3- به بن بست رسیدن برنامه های سیاسی و اجتماعی نظام کمونیستی در شرق آلمان .

4- تبلیغات گسترده رسانه های غربی برای ایجاد انگیزه در مردم شرق آلمان برای پيوستن به

غرب ودر نهايت مسأله دار شدن آنها در قبال نظام كمونيستي حاكم بر كشورشان .

2-3-6 تجزیه بر اساس عوامل موثر بر پدیده سیاسی

در این روش تحلیل گر سیاسی به جای آنکه به عوامل تشکیل دهنده یا بوجود آورنده پدیده

سیاسی توجه کند به عوامل موثر بر اجزا یک پدیده سیاسی توجه می نماید. در مباحث قبل گفته

شد که یک پدیده سیاسی نمی تواند بی تاثیر از سایر پدیده های سیاسی مرتبط با خود باشد.

در قانون ارتباط متقابل ما با این موضوع مهم آشنا شدیم که پدیده های سیاسی مرتبط با

هم(از لحاظ موضوع) بر یکدیگر تاثیرمی گذارند و تاثیر می پذیرند.

دراینجا می خواهیم به این واقعیت توجه کنیم که همان طورکه پدیده های سیاسی مختلف

بر یکدیگر اثر می گذارند، اجزاء بوجود آورنده یک پدیده سیاسی نيز بر یکدیگر تاثیر دارند.همچنانكه

ارتباط تنگاتنگ بين اجزاء انها بر قرار است.

بنابراین ارتباطات بین پدیده های سیاسی را باید از ارتباط میان اجزا تشکیل دهنده یک پدیده

سیاسی جدا کرد.همانگونه که تاثیرات بین پدیده ها را از تاثیر متقابل بین اجزا ء یک پدیده بصورت

جداگانه در نظر می گیریم . اینگونه تفکیک ها صرفاً برای درک بهتر پدیده های سیاسی انجام

می شود چرا که در جهان خارج از ذهن تحلیل گر سیاسی، اصولاً پدیده ها بصورت واقعی و مرکب هستند .پس به ياد داشته باشيم كه تجزیه مفاهیم مربوط به پدیده های سیاسی صرفاً در ذهن

تحلیل گر سیاسی برای بیان و تشریح منطقی پدیده ها پیچیده انجام می شود.

نکته: تحلیل گر سیاسی می کوشد مولفه های تشکیل دهنده یا بوجود آورنده یک پدیده

سیاسی را خوب بشناسد . برای شناسایی این مولفه ها باید پدیده سیاسی را تجزیه کند .

سپس از طریق شناسایی و یا کشف چگونگی ارتباط بین آن مولفه ها تحلیل خود را سامان دهد

برای موفقیت در چنین فرآیندی باید به دو عامل مهم توجه کافی شود.

1- ارتباط میان اجزاء تشکیل دهنده یک پدیده

2- تأثیرات متقابل بین اجزاء تشکیل دهنده همان پدیده

تحلیل گر سیاسی نمی تواند بدون در نظر گرفتن دو عامل (( ارتباط )) و (( تأثیر )) در درون پدیده

سیاسی ، یک پدیده سیاسی را تجزيه کند. زمانی که تحلیل گر سیاسی ارتباط بین اجزاء تشکیل

دهنده یک پدیده سیاسی را به همراه تأثیرات اجزاء آن پدیده بر یکدیگر را شناسایی کرد می تواند

از روش تجزیه بر اساس عوامل موثر استفاده کند . با استفاده از این روش تحلیل گر سیاسی

تلاش می کند عوامل تأثیر گذار از بیرون و درون یک پدیده سیاسی را از یکدیگر شناسایی کند.

در اینجا درک مفهوم درون یا بیرون یک پدیده سیاسی بسیار حائز اهمیت است.

الف: مفهوم عامل بیرونی در پدیده سیاسی

منظور از عامل بیرونی برای هر پدیده سیاسی ، نیرو یا قدرت تأثیر گذاری است که متناسب با

وضعیت جغرافیایی ، قومی ، زبانی یا هر عامل متمايز کننده دیگري كه برای شناخت و معرفي

ماهيت آن پدیده سیاسی ،مطرح باشد.بعنوان مثال زمانی که تحولی درباره ایران بررسی

می شود هر عامل تأثیر گذاری که خارج از حوزه جغرافیایی ایران باشد دراین تحلیل عامل بیرونی

محسوب می شود . بدیهی است اگر موضوع پدیده مورد تحلیل مربوط به یکی از اقوام ایرانی مثلاً

کردها یا ترکها و غیره باشد؛ عامل بیرونی، دیگر خارج از جغرافیای ایران نیست بلکه اگر موضوع

کرد ها مورد توجه قرار گيرد، سایر اقوام و نیروها ی تأثیر گذار، بیرونی محسوب می شوند .

ب: مفهوم عامل درونی در پدیده سیاسی

تعریف عامل درونی با توجه به باز شدن مفهوم عامل بیرونی مشخص می شود . همانطور که

گفته شد متناسب با موضوع پدیده سیاسی مورد تحلیل ، یک تحلیل گر سیاسی می تواند

عوامل بیرونی یا درونی تأثیر گذار بر همان پدیده سیاسی را از یکدیگرباز شناسي و تجزیه کند.

تا در نهایت بتواند تحلیل مورد نظر خود را به مخاطب منتقل کند.اگر عامل جغرافیایی درمورد یک

پدیده سیاسی در نظر گرفته شودهمانند مثال مربوط به سقوط دیوار برلین، هر آنچه که درداخل

جغرافیای آلمان قراردارد درونی و هر آنچه که بیرون است مانند قدرت های شوروی و آمریکا، عوامل

تأثیر گذار بیرونی محسوب می شوند.

به عبارت دیگر تحلیل گر سیاسی در این روش سعی می کند عوامل فرو پاشی دیوار برلین از

درون آلمان را از عوامل سقوط دیوار برلین در خارج آلمان تفکیک کرده و نقش و سهم هر کدام از

ان عوامل را برای مخاطب توضیح دهد.

از آنجا که روابط میان اجزاء یک پدیده سیاسی هميشه قابل تعمیم دادن به سایر پدیده های

سیاسی نیست؛ به تبع آن تأثیرات میان اجزاء یک پدیده سیاسی الزاماً قابل تعمیم دادن به

سایر پدیده های سیاسی مشابه نیست .به همین دلیل نمی توان به صرف شناخت این

روابط و تأثیرات متقابل درباره یک پدیده سیاسی آنرا به سایر پدیده ها نیز تسّری بخشيد.

اما از آنجا که خوشبختانه قانون مندی کلی بر روابط میان اجزاء یک پدیده و تأثیرات متقابل

بین آنها ، حاکم است. می توان به روشمندي تجربي برای تجزیه پدیده ها ی سیاسی دست

یافت .

همانطور كه توضيح داده شد، یکی از اين روش ها شناسایی عوامل موثر برآن پدیده است .

در این روش مراحل چهارگانه ذیل به دقت مورد بررسی قرار می گيرد.

الف: شناسایی عوامل درونی تأثیر گذار بر ایجاد پدیده سیاسی مورد نظر و میزان تأثیر گذاری

آنها بر شکل دهی آن پدیده .

ب: شناسایی عوامل بیرونی تأثیر گذار بر ایجاد پدیده سیاسی مورد نظر و بررسی میزان

تأثیر گذاری آنها بر شکل دهی و ایجاد آن پدیده

ج:کشف ارتباطات احتمالی بین عوامل بیرونی و درونی پدیده سیاسی مورد نظر و تفکیک آنها

از یکدیگر .

د: کشف میزان ارتباط و تأثیرگذاری سایرپدیده های سیاسی براجزاء تشکیل دهنده پدیده

سیاسی موردنظر.

در اینجا برای درک بهتر مراحل چهار گانه فوق با ذکر مثال قبلی این مراحل را براي تجزيه

پديده سقوط ديوار برلين مورد بررسی بیشتر قرار می دهیم .







الف:شناسایی عوامل درونی

به طور قطع نارضایتی عمومی از سیاستهای سرکوب دولت آلمان شرقی میان مردم شرق

آلمان ، برای اتحاد دو آلمان به منظور رسیدن به قدرت اوّل اروپا با داشتن بیشتر ین جمعیت

و وسعت در این قاره ، از جمله مهم ترین عوامل درونی ( از نگاه جغرافیایی آلمان) محسوب

می شود.

ب: شناسایی عوامل بیرونی

مجوز گورباچف دبيركل وقت حزب كمونيست شوروي در مورد آنکه مردم آلمان بتوانندبدون

مداخله نظامی شوروي ،سرنوشت خود را تعيين كنند و نیز سياست حمایتی

( بازار مشترک اروپا ) و آمریکا از اتحاد دو آلمان مهم ترین عوامل بيروني سقوط دیوار برلین

محسوب می شوند.

ج : ارتباطات عوامل بیرونی و درونی

روشن است که ارتباط تنگاتنگی میان سیاست شوروی ( عامل بیرونی) و خواست مردم دو آلمان ( عامل درونی ) وجود داشت که در نهایت منجر به سقوط دیوار برلین گردید.به عبارت ديگر

شوروي چون مي ديد اتحاد دو آلمان خواست اكثريت آلمانها در بخش هاي غربي و شرقي

اين كشور است ،ترجيح داد با گرفتن امتياز هاي كلان اقتصادي از المان با اين خواسته انها

موافقت كند . همانطور که تأثیر تعیین کننده ای سیاست های حمایتی غرب بویژه آمریکا براي

تحقق این خواسته داشت. يعني اگر آمريكا به هر دليل با اين خواسته مخالفت مي كرد با توجه

به استقرار هزاران سرباز آمريكائي و صدها موشك اتمي در غرب آلمان امكان وحدت دو آلمان

وجود نداشت .

د: ارتباط و تأثیر گذاری سایر پدیده ها براجزاء پدیده مورد نظر

گذشته از عوامل درونی و بیرونی موثر بر ایجاد پدیده سیاسی سقوط دیوار برلین ،سایر پدیده های سیاسی مرتبط با این رویداد بر شکل گیری آن تأثیر تعیین کننده داشت . از جمله دکتر پن گورپاچف دبیر کل

وقت حزب کمونیست و رهبر شوروی در آن زمان بود این دکتر پن سیاسی دو محور اساسی

تحت عنوان پرستوریکا ( بازسازی اقتصادی ) و گلاس نوست ( فضای بازسازی ) داشت.نظریه

سیاسی گورپاچف که خود بعنوان یک پدیده سیاسی مهم در سال 1985 مطرح شد .تأثیر

بسیار تعیین کننده ای بر ایجاد فضای باز سیاسی در کشورهای شرق اروپا بویژه در آلمان

شرقی داشت . همین پدیده سیاسی ( گلاس نوست در شوروی) موجب ایجاد فضای تازه ای

در سیاست خارجي شوروی در قبال کشورهای موسوم به بلوک شرق شد.اگرچه همانطور كه

توضيح داده شد عوامل متعدد ديگري نيزي دخيل بود تا درنهایت به توافق تاريخي برای وحدت

دو آلمان انجامید .

بنابراین بصورت دقیق مشخص است که پدیده سیاسی مربوط به شوروی بر اجزا پدیده

سیاسی دیگر در مورد آلمان و سقوط دیوار برلین تأثیر تعیین کننده داشته است.مهم ان

است كه تحلیل گر سیاسی از طریق شناسایی این ارتباط و این تأثیرات بتواند تحلیل مورد

نظر خود را برای مخاطب توضیح دهد.

3-3-6 تجزیه براساس عوامل ساختاری حاکم بر یک پدیده سیاسی

در این روش تحلیل گر سیاسی به جای آنکه به عوامل بوجود آورنده و یا عوامل تأثیر گذار بر

اجزاء یک پدیده سیاسی توجه کند . به ساختارهای نظام حاکم بر محل وقوع پدیده مورد نظر

توجه می کند. چرا که در بسیاری از موارد درک صحیح ساختار موجود در یک کشور می تواند

به شناخت بهتر یک پدیده سیاسی کمک کند . اما برای آنکه بهتر بتوان این روش را توضیح داد

لازم است ابتدا ساختار تعریف شود.

تعریف ساختار سیاسی:

به عقیده انديشمندان سیاسی ،در جوامع بشری، انسان ها به شکلی پیوسته عمل می کنند

یعنی رفتارهای گذشته پدران و مادران خود را بارها و بارها در برابر همنوعان خود، تکرار می کنند ،

وقتی این رفتارهای تعاملی بین اعضا ی یک جامعه در یک دوره زمانی معین تکرار شوند،

(( ساخت)) به وجود می آید.

مجموعه ای از این ساخت ها که براساس ارزش های پذیرفته شده در جامعه با شكل معيني

در كنار هم قرارمي گيرند ، ساختار نامیده مي شوند. مانند تعیین بودجه و تصویب نهایی آن در

مجلس شورای اسلامی که یک ساختار مشخص بودجه ای دارد که همه ساله تکرار می شود .

و یا ساختار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که ساختار مخصوص به خود را دارد که

براساس سه اصل عزت ، حکمت و مصلحت طراحی شده است.

اکنون با توجه به تعریف ارائه شده می توان گفت تحلیل گر سیاسی با استفاده ازروش تجزیه

عوامل ساختاری یک پدیده سیاسی می کوشد

الف:ساخت هاي تشكيل دهنده ساختار يك پديده سياسي را شناسايي واز هم تفكيك كند .

ب:ارزش هاي و يا قوانين حاكم بر ساختار همان پديده سياسي را شناسايي و در صورت لزوم

جدا كند .

ج:ارتباط مستمر و اصلی میان بخشش های یک ساختار حاکم بر محل وقوع و رویداد یا محل

شکل گیری پدیده سیاسی مورد نظر را تشخیص داده و به مخاطب خود معرفی کند.

مثال:

همه می دانند کار مجلس شورای اسلامی تصویب قوانین کشور و نظارت بر اجرای قانون است.

برای آنکه یک تحلیل گر سیاسی بتواند انتخابات مجلس شورای اسلامی را برای مخاطب خود،

تحلیل کند نیاز دارد ساختار حکومت جمهوری اسلامی ایران را با استفاده از قانون اسلامی

جمهوری اسلامی ایران خوب بشناسد و بداند که شرایط انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان

چیست؟ و جایگاه مجلس در كشور كجاست، چه اختياراتی دارد وبا چه وظایفی روبرو است.

بدون شك شناخت دقیق ساختار حکومت در ايران و ساختار مجلس و عناصر تشكيل دهنده

اين ساختار،مي تواند به تحليل دقيق انتخابات مجلس شورای اسلامی كمك كند.اما روشن

است كه اين روش نمي تواند بدون شناخت عناصر تشكيل دهنده و تاثیر گذار بر انتخابات،

كارايي لازم را داشته باشد.

نکته مهم:

براي تفكيك عوامل ساختاري يك پديده سياسي از عوامل غير ساختاري معیار هاي متعددی

وجود دارد كه براي ساده تر شدن بحث در اين مرحله تنها به يكي از مهم ترین آنها اشاره

مي كنيم.

همانطور كه گفته شد يك ساختار از چند ((ساخت)) تشكيل مي شود كه با هم ارتباط مستمر

دارند. براي شناخت دقیق يك ساختار مي توان به اين موضوع توجه كرد كه اگر در زنجیره های

ارتباطی ميان اجزای يك ساختار تغييري در يكي از اجزا ايجاد شود باید بلافاصله اين تغيير بر

سایر اجزا تغيير ایجاد كند. اگر این تغيير ايجاد شد،‌ساختار را درست تشخیص دادیم.اما اگر هر

نوع تغييري در يكي از اجزاء موجب تغيير در سایر اجزاء نشد ، بطور قطع ساختار را درست

تشخیص نداده ايم . به عبارت ساده تر در يك ساختار واحد ، اجزاء به قدری به هم پیوسته و

وابسته هستند كه تغيير در هر جزء از اين ساختار تغيير متقابل در سایر اجزاهاي ساختار را در

پي خواهد داشت . اين نكته از آن جهت اهمييت دارد كه اگر تحلیل گر سياسي به غلط ساختار

پدپده سياسي را شناسايي كند اساس تحليل او ممكن است دچار تزلزل شود.

بنابراين با استفاده از اين روش تحليل گر سياسي قبل از هر چيز تلاش مي كند ساختار يك

پديده سياسي را بشناسد ، علاوه بر آن ساختا رحاكم بر محل وقوع آن رويداد و يا محلي كه

پديده مورد نظر در آن شكل گرفته و تكامل يافته ، بررسي كند . بطور قطع شناخت دقيق اجزاء‌

تشكيل دهنده ساختار حاكم بر آن پديده سياسي به شناخت دقيق همان پديده كمك مي كند

در مواردي نتايجي كه يك ساختار بر يك پديده سياسي به همراه دارد كاملاً آشكار است . اما

در اغلب موارد تأثيرات يك ساختار سياسي بر پديده سياسي مورد نظر ، كاملاً آشكار نيست .

در اين قبيل موارد تحليل گر سياسي بايد با تفكر و تعمق بيشتر بتواند كاركردهاي غير آشكار
ساختار مورد نظر را كشف كند.
در اين حالت تحليل گر سياسي با استفاده از نظريه احتمالات و فرضيه سازي كه در گام بعدي بررسي خواهد شد ، مشكل خود را حل مي كند.در اين جا تنها براين نكته تأكيدمي شودكه تحليل گرسياسي برا ي تجزيه يك پديده مي تواند با استفاده از ساختار حكومتي و شناخت نظام حاكم بر پديده مورد نظر، به تحليل منطقي آن پديده كمك كند.
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-21-2011, 05:11 PM   #8
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام پنجم تجزیه قسمت دوم

الف)‌عوامل سياسي :

توجه تحليل گر سياسي به عوامل كه موجب بو جود آمدن يك رویداد يا پدپده سياسي شده است.

مانند تأثيرات ميزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری ایران كه عامل مهمي برا ي

تعيين نتايج اين انتخابات به شمار مي رود.



ب) عوامل اقتصادي :

در موارد بسيار زيادي پديده هاي سياسي متأثر از عوامل اقتصادی هستند و يا در اغلب موارد

عوامل اقتصادي تأثير تعيين كننده اي بر تحولات سياسي دارند. به عنوان نمونه عملکرد اقتصادی

خوب يك دولت بدون شك نقش تعيين كننده اي بر پيروزي آن دولت در انتخابات بعدي دارد.حتي

در بعضي از كشور ها نفوذ شرکت هاي بزرگ اقتصادی در ميان سیاستمداران موجب بوجود آمدن

حركت هاي سياسي مهمي مي شود كه سالهاي سال زندگي مردم آن كشور را تحت تأثير قرار

مي دهد.

ج )عوامل اجتماعي و فرهنگي:

گاهي تحليل يك پديده سياسي بدون شناخت عوامل اجتماعي و فرهنگي كه موجب ايجاد آن

پديده شده است و يا تاثيراتي كه عوامل مذكور بر تغييرات يا تحولات آتي پديده سياسي مورد

نظر ما دارد، امكان پذير نخواهد بود . مثلا كساني كه مي خواهند پديده جنگ تحميلي عراق

عليه ايران را تحليل كنند درك سنت عاشورا در فرهنگ ايراني و تاثيرات عميقي كه اين فرهنگ

در ايجاد انگيزه براي دفاع از ايران در برابر تجاوزر عراق داشته مي تواند به تجزيه صحيح پديده

جنگ كمك كند . همچنانكه شناخت مناسبات ويژه اجتماعي بين قبايل و عشاير موجود در

عراق به تحليل گر سياسي كمك مي كند تا درك واقع بينانه تري براي تجزيه پديده جنگ ميان

ايران و عراق پيدا كند .

در واقع تحليل گر سياسي بايد سعي كند با شناخت عميق عوامل بوجود آورنده ويا موثر

فرهنگي و اجتماعي بر روي پديده سياسي مورد نظر خود ، از طريق تجزيه انها از يكديگر

نقش ها ،كاركردها وتاثيرات آنها را به مخاطب معرفي كند . تا در نهايت تحليل خود را به

اثبات برساند .

به باور اكثر صاحب نظران ،عوامل اجتماعي و فرهنگي به دليل آنكه نقش بنيادي و عميق در

شكل دهي آرمان ها و خواسته هاي ملتهاي جهان دارند،شناخت آنها و ميزان تاثيراتشان

در تجزيه و تحليل صحيح نقش بسيار بااهميتي دارند. بر اين اساس تحليل گرسياسي با

تجزيه عواملي فرهنگي و اجتماعي ،نشان مي دهد چه مولفه هاي اجتماعي و فرهنگي

بر كدام تحركات سياسي تاثير گذاشته تا منجر به شكل گيري پديده سياسي مورد بررسي اش

شده است.



د)‌عوامل قومي ، زباني و ملي :

روشن است شناخت اقوام يك كشور و يا زبان هاي متداول در آن كشور مي تواند به ریشه يابي

بسیاری از اختلاف هاي سياسي در همان كشور ، كمك كند. امروز ه بويژه در كشورهاي توسعه

نيافته در اکثر كشورهايي كه قوميتهاي مختلف با زبان هاي گوناگون در كنار هم زندگي مي كنند

، يكي از عوامل اساسی بوجود آمدن اختلاف ها كه منجر به درگیری ها و تنش های سياسي

مي شود ، همين اختلاف هاي قومی ، عشیره اي زبانی يا ملي است .

تحليل گر سياسي كه تحولات سال 1994 رواندا را در جهت پي گيري مسائلي كه منجر به كشتار

۸00 هزار نفر در اين كشور آفريقايي شد، دنبال مي كند؛ نمي تواند بدون شناخت از اقوام توتسي

ها و هوتو ها در رواندا، اين تحول تاريخي را تحليل كند . و يا در بررسي دلايل اختلاف هاي كردها

با دولت تركيه نمي توان از اختلاف زباني بين كردها و يا ترك ها در تركيه چشم پوشي كرد .

تحليل گر سياسي براي تجزيه بحران رواندا به نقش عوامل قومي توجه مي كند تا بتواندنشان

دهد چگونه اين گونه اختلاف ها موجب بروز يكي از بزرگترين فاجعه هاي قرن بیستم شده است.

همچنان كه در تجزيه بحران در شرق تركيه به اختلاف هاي زباني و قومي بين كردها و تركهاي

تركيه عنايت مي نمايد.

هـ : عوامل نظامي و امنيتي

تحليل گر سياسي براي رسيدن به دلايل وقوع يك پديده سياسي قبل از هر چيز به عوامل موثر

بر آن پديده سياسي به صورت كلان توجه دارد. يكي از اين عوامل مهم مسائل نظامي و امنيتي

كشور محل وقوع آن پديده سياسي است . گاهي موقعيت ژئوپوليتيكي يك كشور موجب توجه

قدرتهاي سلطه گر به آن كشور مي شود و يا در بعضي موارد قدرتهاي خارجي با انگيزه بدست

آوردن حاكميت منطقه سوق الجيشي، در آنجا مداخله نظامي مي كنند. مانند تنگه ي

جبل الطارق در شمال آفريقا كه در واقع نزديك ترين منطقه به جنوب اروپا محسوب مي شود.

راه آبي درپاي مديترانه را به اقيانوس اطلس متصل مي سازد . دولت بريتانيا براي بدست آوردن

اين موقعيت حساس نظامي در منطقه با استفاده از زور توانست دولت هاي مراكش و اسپانيا

را از ميدان خارج كند.

در مواردي عوامل امنيتي كه مستقيماً بر منافع ملي يك كشور تأثير دارد موجب مي شوند تا

تحولات سياسي دريك منطقه شكل بگيردازآنجا كه عوامل امنيتي خود به دسته هاي مختلف

تقسيم مي شوند و هر كدام تأثيرات خاص خود را دارند برا ي اجتناب از پيچيده شدن مباحث

مطرح شده در اينجا تنها به اشاره كلي نقش عوامل نظامي و امنيتي در تجزيه پديده هاي

سياسي بسنده مي كنيم تا در مباحث سطوح بالاتر اين موضوع مهم بیشتر شکافته شود.

و: عوامل تاريخي :

مطالعه تاريخ و تحولات بين المللي ، منطقه اي و ملي به تحليل گرسياسي كمك مي كند

تا اطلاعات بسيار مفيدي درباره ريشه يابي تحولات سياسي درهر منطقه از جهان داشته باشد .

يكي از روش هاي متداول برا ي تجزيه پديده هاي سياسي توجه به سابقه تاريخي آن پديده

سياسي است . زيرا هيچ تحولي بدون آنكه پيش از آن بستر سازي هاي لازم براي انجام آن

تحول بوجود آمده باشد،ايجاد نمي شود.

بنابراين تحليل گر سياسي مي تواند در كنار ساير عوامل موثر در شكل گيري يك پديده سياسي

به منظور تجزيه آن پديده به عامل تاريخي و گذشته آن پديده و كشور محل وقوع آن ، توجه نمايد . بعنوان نمونه در تحليل اختلاف هاي روس ها با چچني ها و ايجاد بحران در جمهوري خود مختار

چچنستان كه در نهايت به سركوب وسيع مردم مسلمان اين منطقه منجر شد، نمي توان به

سوابق تاريخي ورود روسيه به منطقه قفقاز از اوايل قرن هفدهم ميلادي توجه نكرد و بايد مبارزات

بيش از 6 دهه از مسلمانان قفقاز عليه حكومت تزار هاي روس را در قرن نوزدهم مورد توجه قرار

داد. تا بتوان دلايل استقلال طلبي در بخشي از جمهوري هاي مسلمان نشين روسيه را

درمنطقه قفقاز شمالي بخوبي تحليل كرد.

بنابر آنچه گفته شد در تجزيه يك پديده سياسي بر اثر عوامل موضوعي مي توان متناسب با

موضوع پديده سياسي ، تجزيه را براساس مولفه هاي كلي چون عوامل اقتصادي ، سياسي ،

فرهنگي ، اجتماعي ، نظامي ، امنيتي و تاريخي ،‌انجام داد . بديهي است تحليل گر سياسي

نمي تواند ارتباط تنگاتنگي كه بين اين عوامل وجود دارد ناديده بگيرد . اما تحليل گر سياسي

به مرور زمان و با كسب تجربه بيشتر ياد مي گيرد كه در تجزيه پديده هاي سياسي به كدام يك

از اين عوامل بيشتر توجه كند. چرا كه معمولاً‌ در مورد كليه پديده هاي سياسي اين عوامل

مي توانند بصورت كلي مورد توجه قرار گيرند اما براساس شم سياسي تحليل گر و تجربه اي

كه آموخته است متناسب با موضوع پديده سياسي مورد تحليل ،‌بعضي از اين عوامل عمده

مي شوند و به بعضي از آنها كمتر توجه مي گردد و حتي ممكن است بدليل اجتناب از اطاله

كلام بعضي از اين عوامل اساساً ناديده گرفته شوند. ولي به هر حال تحليل گر سياسي زماني

موفق تر است كه با استفاده از اطلاعات جامعي كه از قبل اندوخته و يا كسب مي كند بتواند

نگاه جامع تري را به مخاطب خود القاء كند.

5- 3 -6 تجزيه براساس روش تركيبي

متداول ترين روش در تجزيه پديده هاي سياسي كه اكثر تحليل گران با تجربه نيز ازآن استفاده

مي كنند ، تجربه براساس روش تركيبي است .

در اين روش تحليل گر سياسي با استفاده از مجموع روش هاي چهارگانه قبلي كه توضيح

داده شده مي كوشد پديده سياسي مورد نظر خود را تجزيه كند. در واقع براي ساده تر شدن

درك مفهوم تجزيه پديده سياسي روش تركيبي را به چهار روش ساده تر تقسيم كرديم تا

بتوانيم درك روشن تر از اين موضوع پيچيده روش تحليل سياسي داشته باشيم . براين اساس

مي توان گفت اصل تجزيه پديده سياسي باروش تركيبي انجام مي شود كه مي تواند مراحل

چهارگانه ذيل را داشته باشد.

مرحله اوِّل :

شناسايي معرفي عوامل بوجود آورنده يك پديده سياسي و تجزيه آنهابه عوامل دروني يا

عوامل بيروني .

مرحله دوّم :

شناسايي و معرفي عوامل تأثير گذار بر پديده سياسي مورد نظر و تجزيه آن عوامل متناسب

با ميزان تأثير گذاري آنها.

مرحله سوّم :

شناسايي و معرفي ساختارحاكم بر پديده سياسي مورد نظر و تأثيرات آن.





مرحله چهارم :

شناخت عوامل موضوعي موثر در ايجاد يك پديده سياسي از جمله عوامل سياسي اقتصادي،

اجتماعي ، فرهنگي ، نظامي امنيتي و تاريخي .

توجه به ترتيب مراحل چهارگانه مذكور اهميت اساسي دارد يعني تحليل گر سياسي براي آنكه

بتواند با استفاده از روش تركيبي ، تجزيه يك پديده سياسي را ساده تر و دقيق تر انجام دهد

لازم است ابتدا از مرحله اوّل شروع كند و در نهايت به مرحله چهارم برسد.همانطور كه گفته شد

اين مراحل براساس تجربه بدست آمده اند و تأكيد بر آنها صرفاً جنبه آموزشي دارد . يعني اگر

كسي در تحليل خود بخواهد ار روش تجزيه استفاده كند ناچار است يكي از روش هاي پيش

گفته را بپذيرد مگر آنكه به روش جديدي رسیده باشد كه قبلاً تجربه نشده باشد .

در هر حال در بحث تجزيه مراحل مهم ذيل در هر تحليلي مي تواند مفيد باشد.

الف: توجه به عوامل بوجود آورنده پديده سياسي مورد نظر و تجزيه آن به عوامل دروني و عوامل

بيروني.

ب: شناسايي و معرفي عوامل دروني و تقسيم آنها بر اساس ميزان تأثيرگذاري و تأثير پذيري

آنها از ساير پديده ها به عنوان عوامل اصلي (‌ميزان تأثير بالا )‌و عوامل فرعي (‌باميزان تأثير پايين) .

ج:‌كشف ارتباطات بين اجزاء تشكيل دهنده يك پديده به همراه درك و شناساندن ارتباطات يك

پديده سياسي با ساير پديده هاي سياسي مرتبط از لحاظ موضوع.

د: شناسايي و معرفي عوامل بيروني و تقسيم آنها براساس ميزان تأثير گذاري آنها بر پديده

سياسي مورد نظر و تقسيم آنها بر عوامل اصلي و فرعي.

در نهايت بايد گفت استفاده از روش تركيبي مستلزم تجربه و تخصص لازم براي تجزيه صحيح پديده

هاي سياسي است به همين دليل به كساني كه در آغاز راه آموزش تحليل سياسي هستند

پيشنهادي شود ابتدا از روش هاي اوّل و دوّم استفاده كنند پس از آنكه بر اندوخته هاي اطلاعاتي

و تاريخي خود افزودند از روش هاي سوّم و چهارم و در نهايت پس از حداقل يكسال تجربه در

اين كار از روش تركيبي استفاده نمايند.


4- 6 چكيده بحث گام پنجم

1- تجزيه يكي از اركان فرعي هر تحليل سياسي است كه اگر درست انجام شود مي تواند نقش

تعيين كننده اي درجهت حل مسأله داشته باشد.

2-تجزيه به معناي شناخت و تقسيم عوامل تشكيل دهنده ، و تأثير گذار بر يك پديده سياسي

برا ي معرفي دقيق تر آن برا ي مخاطب به شمار مي رود.

3- پديده هاي سياسي به پديده هاي ساده و پيچيده تقسيم مي شوند .معمولاً پديده هاي

نياز به تجزيه شدن دارند تا بتوان درك بهتري از آنها را منتقل كرد.

4- براي استفاده صحيح از روش تجزيه پديده هاي سياسي اولاً بايد به موضوع آن پديده توجه

كرد و ثانياً متناسب با موضوع آن پديده از روشهاي پنجگانه متداول استفاده شود.

5- يكي از روشهاي مهم برا ي تجزيه پديده هاي سياسي، تقسيم آنها براساس عوامل

بيروني و عوامل دروني است كه هر كدام از آنها مي توانند براساس ميزان تأثير گذاري كه

دارند به عوامل اصلي و عوامل فرعي تقسيم شوند.

6- يكي ديگر از روشهاي تجزيه استفاده از عوامل ساختاري و شناخت اين عوامل و ميراث

تأثير گذاري آنها ير پديده سياسي مورد نظر است.

7- توجه به تقسيمات موضوعي مانند سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، اجتماعي، نظامي،

امنيتي و تاريخي در موضوع تجزيه يك پديده سياسي مي تواند كمك موثري برا ي تحليل گر

سياسي باشد .اين روش نياز به اطلاعات جامع در مورد محل وقوع يك رويداد دارد.

8- روش تركيبي كه در واقع تركيبي از چهار روش متداول برا ي تجزيه پديده هاي سياسي

است كامل ترين روش براي دستيابي به نتايج منطقي يك تجزيه و تحليل به شمار مي رود.

اما به هر حال پيچيده ترين روش نيز محسوب مي شود .

اكنون برای آنكه بتوانيد ارزيابي دقيق تري درباره آنچه كه در اين گام آموخته ايد ، داشته باشيم. به سوالات زير پاسخ دهيد.

سوال اوّل

درچه زماني تحليل گر سياسي براي ارائه تحليل خود ، پديده سياسي مورد نظر را تجزيه مي كند؟

سوال دوّم

اهميت و تأثير تجزيه پديده سياسي در تحليل چيست؟

سوال سوم

چه تفاوتي ميان تجزيه براساس روش عوامل موثر با روش تجزيه براساس عوامل بوجود آورنده ،

پديده سياسي ، است؟

سوال چهارم

تقسيم براساس عوامل بيروني و دروني چه ارتباط منطقي با تقسيم براساس عوامل اصلي و

فرعي دارد؟

سوال پنجم

چرا توجه به ساختار حاكم بر محل وقوع يك پديده سياسي در تحليل آن پديده موثر است و

اصولاً شناخت سياستهاي حاكم بريك كشور يا يك سازمان چه تأثيري برتحليل پديده مورد

نظر دارد؟

سوال ششم :

پديده سياسي مورد نظر ما داراي چه مشخصاتي بايد باشد تا ما از روش تجزيه براساس

موضوع هاي سياسي ، نظامي ، امنيتي ، اقتصادي، و غيره استفاده كنيم؟

سوال هفتم :

استفاده از روش تركيبي در كدام شرايط براي تجزيه پديده هاي سياسي مفيد است؟ آيا اين

روش به تنهايي مي تواند جايگزين روشهاي چهارگانه باشد؟ چرا؟

سوال هشتم :

چگونه مي توان عوامل دروني را از عوامل بيروني باز شناسايي كرد به عبارت ديگر معياربراي

شناسايي عوامل بيرون يا درون چيست؟



سوال نهم :

ارتباطات ميان اجزا تشكيل دهنده يك پديده سياسي را چگونه مي توان كشف كرد؟

سوال دهم :

پديده هاي سياسي برروي يكديگر تأثير دارند آيا اين تأثير بر عوامل تشكيل دهنده يك پديده است

يا تأثير بطور كلي وجود دارد و نمي توان آنرا تجزيه كرد؟به عبارت دقيق تر اجزا تشكيل دهنده

پديده هاي سياسي بريكديگر تأثير مي گذارند و يا هر پديده سياسي بطور كلي بر پديده

سياسي ديگر تأثير دارد و تفكيك آن امكان پذير نيست؟

به منظور بررسي دقيق تر آنچه كه در اين گام گفته شد لازم است تمرين ارائه شده را به صورت

دقيق و موشكافانه انجام دهيد تا در عمل آنچه را كه آموخته ايد به محک تجربه در آوريد.

تمرين مهم :

يك پديده سياسي را به دلخواه خود از موضوع هاي داخلي يا خارجي انتخاب كنيد سپس

تلاش نمائيد به سوالات ذيل براي تجزيه آن پديده سياسي كه انتخاب كرديد ،‌پاسخ مناسب دهيد

1- عوامل بوجود آورنده و زمينه ساز دروني ( داخلي)‌ پدیده کدامند؟

2- پديده سياسي مورد نظر چگونه شکل گرفته است ؟(چگونگی تکوین پدیده مورد نظر است )

3- عوامل بوجود آورنده و زمينه ساز بيروني ( خارجي)‌براي شكل دادن به آن پديده كدامند؟

براي پاسخ دادن به سوالات سه گانه فوق تلاش كنيد به سوابق تاريخي و عوامل

غير آشكاري كه درنگاه اوّل توجه همه مخاطبان را جلب نمي كند، بيشتر توجه نمائيد.

4- چه عواملي و به چه ميزان برپديده سياسي مورد نظر ، ثأثير گذار است؟

5- اجزاء يا عناصر تشكيل دهنده پديده سياسي مورد نظر كدامند؟

در اين مرحله تحليل گر سياسي اگر خوب بتواند اجزاء يك پديده سياسي را بشناسد

به احتمال زياد مي تواند ارتباط دقيق و منطقي بين آنها را كشف و تحليل كند.

6- پديده مورد نظر بركدام پديده هاي ديگر موثر است و از كدام يك از پديده هاي بيروني ( خارجي )

تأثير مي پذيرد ميزان اين تأثيرگذاري و يا ثأثير پذيري چقدر است؟
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:12 PM   #9
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام ششم احتمال

1-6 نظريه احتمالات : احتمالاً انگيزه برنده شدن در شرط بندي ها يا هر مسابقه شانسي ديگر، پايه گذار نظريه احتمالات بوده است.اولين كوشش ها در جهت تعريفي جامع براي احتمالات را منتسب به لاپاس رياضي دان بزرگ قرن 19 مي دانند. او با ارائه نظريات خود باعث ايجاد تمايل رياضيدانان براي انجام بررسي هاي منطقي رياضي در مورد نظريه احتمالات شد.كه در نهايت باگذشت زمان نظريه احتمالات در رشته هاي مختلف از قبيل آمار، رياضيات،فيزيك ، بيولوژي ، مهندسي و علوم رايانه اي مورد استفاده قرار گرفت وتكميل شد.
بنابراين نظريه احتمالات راههاي صحيح محاسبه درصد احتمال وقوع يك حادثه مورد نظر را در شرايط مختلف به ما نشان مي دهد .
مثال : رياضي دانان عددي بين صفر و يك را به عنوان احتمال يك رويداد تصادفي مي دانند . احتمال شير آوردن در پرتاب يك سكه ½ است همانطور كه احتمال خط آوردن هم ½ است . چرا كه دو وضعيت بيشتر براي پرتاب يك سكه سالم اتفاق نمي افتد . اگر وضعيت زمين عادي باشد احتمال نيامدن شير يا خط صفر است و احتمال آنكه شير يا خط بيامد يك است چرا كه جمع ½ به علاوه ½ مي شود يك.
رشد و تكميل قوانين مربوط به احتمالات، موجب گسترش نظريه احتمالات در بازرگاني و اقتصاد هم شد. امروزه از اين نظريه در مباحث تحليل سياسي و پيش بيني رفتارهاي سياستمداران به خوبي استفاده مي شود.
اما بايد توجه داشت به دليل انكه موضوع كاربرد نظريه احتمالات در مباحث سياسي كاملا جديد هستند، در كتابها ي مربوط به علوم سياسي و بويژه در تحليل سياسي تحولات منطقه اي وبين المللي هنوز تئوريزه نشده اند .با وجود انكه معمولا در تحليل هاي ارائه شده در رسانه هاي گروهي و مطبوعات از اين نظريه در موارد بسيار زيادي استفاده مي شود ،اما جاي تدريس ان در دانشكده هاي علوم سياسي وبه تبع ان در رساله هاي فوق ليسانس و دكترا خالي است .اما به هرحال نگارنده بر اساس تجربه و مطالعات محدود خود در اين بخش مباحث پايه اي را در مورد چگونگي استفاده از نظريه احتمالات در تحليل سياسي مطرح كرده است شايد علاقه مندان به اين مباحث بتوانند مطالعات وتجربه هاي خود را در سطح دانشگاه ها و مجامع علمي ارائه دهند .
2-6 كاربرد نظريه احتمالات در تحليل سياسي
براي آنكه يك تحليل گر سياسي بتواند تحولات مربوط به يك پديده سياسي را بررسي كند از سه جنبه مي تواند از نظريه احتمالات كمك بگيرد
اوّل : بررسي حدس و گمان ها در مورد دلايل وقوع يك حادثه .
دوّم : بررسي احتمالات موجود درباره تأثيرات وقوع يك رويداد .
سوّم : بررسي تحولات آينده يك پديده سياسي و احتمالاتي كه ممكن است در مورد آن پديده در آينده رخ دهد.
قبل از هر چيز بايد گفت براي آنكه يك تحليل گر سياسي بتواند از نظريه احتمالات در تحليل خود استفاده كند، لازم است با قوانين عمومي (( منطق )) آشنا باشد.
منطق در واقع قانون و راه صحيح فكر كردن را به انسان مي آموزد .
يعني با استفاده از قوانين ((منطق) مي توانيم احتمالات منطقي يك پديده سياسي را شناسايي و معرفي كنيم.علاوه براين (( منطق )) معيارها و مقياس هايي را به ما مي آموزد كه با استفاده از آن معيارها ، مي توانيم ازغلط بودن يا صحيح بودن احتمالاتي كه درمورديك پديده سياسي درنظر گرفته ايم،مطلع شويم بنابراين لازم در ابتداي بحث با آن دسته قوانين منطقي كه در نظريه احتمالات در تحليل سياسي كاربرد دارد آشنا شويم.
1-2-6 قوانين عمومي (( منطق )) و كاربرد آن در احتمالات مربوط به يك پديده سياسي
براي آنكه بتوانيم در تحليل يك رويداد سياسي احتمالات صحيحي را در نظر بگيريم لازم است از قوانين عمومي (( منطق )) درجاي مناسب خود استفاده كنيم .بنابراين در اينجا با تعدادي از اين قوانين كه ساده تر هستند ودر فرضيه سازي و احتمال پردازي در يك تحليل سياسي كاربرد دارند ،آشنا مي شويم .
• چگونه فرضيه سازي كنيم
• تعريف فرضيه سازي :
ارائه دلايل منطقي و عقلي براي توجيه يك رويداد سياسي در راستاي كشف عواملي كه موجب بوجود امدن ان رويداد شده و يا تاثيراتي كه پديده مورد نظر بر ساير تحولات مرتبط با ان خواهد گذاشت .
براي كشف دليل يا دلايل وقوع يك رويداد يا تشكيل يك پديده سياسي بايد فرضيه هاي مختلف را در نظر گرفت . اين اقدام از جمله مهم ترين فعاليت هاي ذهني است كه يك تحليل گر بايد انجام دهد. هر چقدر اين فرضيه سازي منطبق با واقعيت ها ي موجود در خارج از ذهن تحليل گر سياسي باشد، آن فرضيه سازي به حقيقت نزديك تر است و امكان غلط بودن آن كمتر است.براي فرضيه سازي بايد از قوانين احتمالات و منطق استفاده كرد تا در اين راه ،راحتر و دقيق تر و مطمئن تر گام برداريم .
• نكته مهم:
بايد توجه داشت فرضيه سازي در تحليل سياسي با نظريه پردازي در علوم سياسي تفاوت اساسي و كلي دارد و نبايد اين دو موضوع را باهم يكي دانست. درفرضيه سازي تحليل گر سياسي با استفاده از قوانين منطقي ودرك وانديشه شخصي خود وبا بهره گيري از تجربه هاي گذشته سعي مي كند احتمالاتي را كه صحيح مي داند در قالب فرضيه هاي مختلف در باره يك يا چند رويداد مرتبط با هم مطرح كند.در حالي كه در مباحث مربوط به نظريه پردازي، دانشمندان كوشش مي كنند به سئوال هاي اساسي و پايه اي جامعه پاسخ دهند .نظريه پردازان براي ارائه اين پاسخ ها سال ها مطالعه و تحقيق مي كنند و از شيوه هاي علمي براي ارائه نظرات خود بهره مي گيرند.معمولا اگر اين پاسخ هاي علمي به سئوال هاي اساسي از طرف ساير دانشمندان و كارشناسان عالي رتبه پذيرفته شد ،در اين شرايط يك "نظريه " جديد شكل گرفته است .البته هيچ نظريه اي مطلق نيست و ممكن است پس از گذشت سالها بخشي از ان يا حتي همه ان بوسيله صاحب نظران ديگر نقد وبررسي ويا حتي رد شود.

اكنون كه باتعريف فرضيه سازي و تفاوت آن با نظريه پردازي آشنا شديم دراينجا بايد به اين سئوال اساسي پاسخ داده شودكه كدام قوانين منطقي درفرضيه سازي براي تحليل سياسي رويدادها به ما كمك ميكنند ؟ در پاسخ به اين سئوال مهم سه مورد ازمهم ترين قوانين منطقي را ذكر مي كنيم همينجا توجه مي دهيم كه براي ساده تر شدن بحث از پرداختن به همه قوانين منطقي مرتبط با اين موضوع اجتناب كرده ايم علاقه مندان مي توانند براي آشنا شدن بيشتر بااين مباحث به كتابهاي مربوط به آموزش منطق مراجعه كنند.
2-2-6-قوانين منطقي كه در فرضيه سازي كاربرد دارند
قانون اول :اجتناب از شبيه سازي هاي غلط

هر گردوي گرد است اما هر گردي گردو نيست
اين ضرب المثل ساده يكي از پايه اي ترين مباحثي را كه هر تحليل گر سياسي بايد در فرضيه سازي به آن توجه داشته باشد،دربرمي گيرد.پيام اصلي اين قانون ان است كه نبايد هر رويدادي را به صرف شباهت هاي ظاهري داشتن با رويداد ديگر ،به ان ربط دا د و نتايج يكساني از ان به دست آورد .
مثال:همانطور كه آمريكا عراق را كمتر از سه هفته به اشغال خود در آورد به همين دليل مي تواند ايران را به راحتي اشغال كند . واضح است كه اين تحليل غلط بر اساس فرضيه اي غير منطقي عنوان شده كه "عراق مثل ايران"است.علت ارائه اين فرضيه غلط كه منجر به تحليل اشتباه شده است ،ناديده گرفتن قانون منطقي است كه ذكر شد.حالا چرا عراق شبيه ايران نيست بايد در جاي خود بررسي شود در اين مرحله براي آسان تر شدن مباحث فرض مي گيريم كه شما هم با نگارنده موافق هستيد كه از بسياري جهات وضعيت ايران مشابه وضعيت عراق در سال 1382 نيست.بنابراين براي انكه بتوان تحليل صحيحي ارائه كرد ،يكي از راههاي آن توجه به قوانين منطقي است كه در تحليل سياسي كاربرد دارد.

قانون دوم :شناسايي و استفاده از شباهتها و نقاط اشتراك پديده ها

اگر حسن شبيه حسين است . و حسين شبيه علي است .احتمالا حسن شبيه علي خواهدبود.اين قانون ساده نيز به ماكمك مي كند تا بر اساس ان بتوانيم احتمالات موجود در مورد دلايل وقوع يك حادثه را شناسايي كرده و بر اساس انها فرضيه سازي كنيم .
درمورد تحولات سياسي هم مي توان گفت اگر حادثه "الف"از لحاظ شكل و محتوا، وجوه مشترك يا شباهتهاي تاريخي،فرهنگي و غيره با حادثه ب دارد و حادثه "ب" خودهمان شباهتها را كمتر يا بيشتربا رويدا د "ج"دارد كه جديدا اتفاق افتاده است ،احتمالا مي توان همان نتايجي را كه در گذشته بدنبال وقوع حادثه الف بوجود آمده است به نتايج حاصل از حادثه "ج" در آينده تعميم داد.وبر اساس ان تحولات آتي را پيش بيني كرده و يا در قالب فرضيه سازي مطرح ساخت .

قانون سوم:تعميم خصوصيات كلي يك پديده بر عناصر جزئي همان پديده هر تهراني ايراني است وهيچ ايراني چيني محسوب نمي شود.پس هيچ تهراني بطور قطع چيني نيست.
در اين قانون كلي بجاي تهراني ايراني و چيني مي توان كلمات مناسب را با در نظر گرفتن كليه شرايط منطقي قرارداد. روشن است اين مثال صرفا براي بيان يك قانون عمومي منطقي ارائه شده است بنابراين براي استفاده دقيق از ان بايد به شرايط زماني مكاني و محتوائي مفاهيم به كار برده شده دقت كافي كرد . بعنوان نمونه در مثال فوق فرض شده كساني تهراني محسوب شوند كه از خارج كشور به تهران نيامده اند و تابعيت مضاعف كشور ديگري از جمله چين را ندارند.وقبلا در چين به دنيا نيامده اند .
معمولا زماني از اين قانون درفرضيه پردازي ها استفاده مي شود كه مي خواهيم شرايط كلي يك پديده را به اجزاي همان پديده تعميم بدهيم .
مثال :
مشكلات همه كشورهاي توسعه نيافته در قالب مباحث پايه اي كشورهاي جهان سوم تجزيه وتحليل مي شوند. از انجا كه يكي از مشخصات اصلي كشورهاي جهان سوم شكاف درامدي قابل توجه بين اقشار كم درامد (كه اكثريت را تشكيل مي دهند )و اقشار پردرآمد (كه بخش ناچيزي از جمعيت را شامل مي شوند)است.مي توان نتيجه گرفت كه به مرور زمان شاهد اعتراضات عمومي در كشورهاي توسعه نيافته عليه حكومتهايشان براي ايجاد تغييرات لازم در راستاي كاهش يا از بين بردن اين شكاف درامدي عميق باشيم . با در نظر گرفتن اين واقعيت مي توان گفت دولتهاي كشورهاي توسعه نيافته مجبور خواهندشد قبل از ايجاد شورش هاي فراگير ،خود پيشاپيش دست به اصلاحاتي بزنند كه به مرور زمان شكاف درامدي موجود بين فقرا و اغنيا كاهش يابد. البته معلوم است كه روند چنين حركتي در همه اين قبيل كشورها يكسان نخواهد بود. همچنانكه بعضي از دولتها زماني به اين واقعيت تلخ توجه مي كنند كه ديگر زمان را از دست داده اند.
باكمي دقت درمثال فوق ميتوان رابطه كشورهاي توسعه نيافته كه جزئي از كشورهاي جهان سوم محسوب مي شوندبا شكاف درامدي بين اقشار فقير و غني را كشف كرد (كشورهاي موسوم به جهان سوم شامل كشورهاي توسعه نيافته،كمترتوسعه يافته ودرحال توسعه مي شود)از سوئي همه اين كشورها تقريبا از بيماري شكاف درامدي درجامعه بصورت بحراني رنج مي برند.درست است كه در بسياري ازكشورهاي توسعه يافته هم بيماري شكاف درامدي وجوددارد،امادرانجاها بدليل وجودنظام سياسي واقتصادي با ثبات از طريق تثبيت كننده هاي خود كار اين بيماري مهار مي شود.به همين دليل به تغييرات حكومتي نمي انجامد.

3-6رزيابي احتمالات مطرح شده با استفاده از قوانين منطقي از انجا كه ممكن است يك تحليل گر به دليل توجه نكردن به مفاهيم اساسي ويا شرايط زماني و مكاني يك رويداد،در مصداق يابي آن فرمول هاي كلي اشتباه كرده باشد . لازم است تحليل گر سياسي قوانين مربوط به شيوه هاي صحيح استدلال كردن را بياموزد و انها را براي ارزيابي فرضيه هاي مطرح شده به كار بگيرد . بنابراين كافي است ابتدا اين فرمول هاي كلي را شناسايي كنيم و سپس در مصداق يابي آنها دقت لازم را به كار گيريم.ازانجا كه اين فرمول ها بدون شك صحيح هستندچون براساس منطق عقلي شكل گرفته اند مي توان به نتايج حاصل از انها اطمينان كرد .
1-3-6 فرمول هاي كلي براي ارزيابي صحت ودقت فرضيه سازي مطرح شده درتحليل ها
فرمول اوّل :
در ارزيابي شناخت عوامل بوجود آورنده يك خير يا حادثه مورد نظر اگر عامل (( الف )) موجب بوجود آمدن رخداد (( ب )) شده باشد و اگر بدانيم رخداد (( ب)) خود عامل بوجود آمدن پديده (( ج )) است احتمالاً رابطه منطقي بين دو عامل (( الف)) و (( ج )) برقرار است ، بنابراين ما مي توانيم در تحليل خود احتمال آنكه
(( الف)) عامل به وجودآمدن (( ج)) بوده را مطرح كنيم .
بايد توجه داشت اين فرمول كلي زماني كارائي لازم را براي ارزيابي فرضيه هاي مطرح شده دارد كه اولا تنها براي شناخت عوامل بوجود آورنده يك پديده سياسي در نظر گرفته شده باشد و ثانيا در مصداق يابي شرايط زماني و مكاني اشتباهي رخ نداده باشد.

مثال : در اغلب جوامع توسعه نيافته ناكارآمدي مديران ( عامل الف ) موجب بروز كمبودها و مشكلات سياسي،اجتماعي،فرهنگي و اقتصادي ( عامل ب ) مي شود. از آنجايي كه يكي ازدلاي لايجادناآرامي هاي سياسي در اكثر جوامع توسعه نيافته (عامل ج) ، اعتراض به كمبودها و مشكلات سياسي همان جامعه است ( عامل ب ) مي تواند نتيجه گرفت .
احتمالاً نا كار آمدي مديران ( عامل الف ) موجب بروز نا آرامي هاي سياسي ( عامل ج ) در آن جامعه شده باشد. اگر در اين مثال مهم دقت كنيد نا كار آمدي مديران ( عامل الف ) بروز كمبود و مشكلات ( عامل ب ) به ايجاد نا آرامي هاي سياسي ( عامل ج ) ارتباط داده شده و يك احتمال را مطرح كرده است كه از لحاظ منطقي مشكلي ندارد.
نكته مهم:
نتايج فرمول اوّل را نمي توان به حالت عكس آن تعميم داد. يعني در اين فرمول ( الف ) عامل (ب) و ( ب) عامل به وجود آمدن ( ج ) است پس نمي توان نتيجه گرفت ( ج ) هم عامل ( ب ) و ( ب ) هم عامل ( الف ) باشد. بنابراين احتمالاً ( ج ) عامل به وجود آمدن ( الف ) است .
توجه:
در بررسي تحولات سياسي معمولاً به دليل پيچيدگي هاي موجود ؛نمي توان تنها يك عامل را براي ايجاد و شكل گرفتن يك پديده سياسي در نظر گرفت.زيرا به طور معمول چند عامل موجب بروز يك حادثه يا شكل گرفتن يك پديده سياسي مي شوند.امادراين بحث براي ساده كردن تحليل يك پديده سياسي و آموزش راههاي مختلف فرضيه سازي با استفاده از نظريه احتمالات ؛ساير متغير ها يا ناديده گرفته مي شوند ويا فرض مي گيرم كه ثابت وبدون تاثير گذاري باشند. تحليل گر سياسي به مرور زمان فرا مي گيرد كه چگونه پديده هاي سياسي پيچيده را بافرمول هاي منطقي ساده و قابل فهم كند. آنچه كه اهميت دارد دانستن اين واقعيت است كه نمي توان قوانين كلي منطقي را به همه پديده ها در همه زمان ها و مكان ها تعميم داد.اين تحليل گر سياسي است كه با تمرين و ممارست زياد قوانين منطقي را به همراه قوانين نظريه احتمالات خوب فرا مي گيرد تا به اصطلاح ملكه ذهنش شود . در اين مرحله او مي توان عوامل مختلف را در وضعيتهاي گوناگون شناسائي كرده ودرتحليل هاي خود متناسب با وضعيت و شرايط هر پديده سياسي از ان قواعد منطقي و قوانين مربوط به نظريه احتمالات استفاده كرده انها را با مباني تحليلي ارائه شده تطبق دهد. ودر نهايت نتايج دقيق و صحيحي از انها در اختيار مخاطب خودقرار دهد.

فرمول دوّم ( شناخت عوامل تأثير گذار و تأثير پذير)براي ارزيابي اينكه آيا فرضيه ساخته شده ما در مورد يك رويداد تا چه ميزان صحيح است در مواردي كه فرضيه سازي ما به جاي پرداختن به عوامل بوجود امدن ان پديده به تاثير گذاري ويا تاثير پذيري ان پديده بر رويدادهاي مرتبط با ان توجه دارد از فرمول ذيل استفاده مي كنيم :
اگر عامل الف بر عامل ب تأثير بگذارد و بدانيم عامل ب هم بر عامل ج تأثير دارد مي توان نتيجه گرفت احتمالاً عامل الف بر عامل ج تأثير گذار است.
اين قالب كلي يكي از فرمولهائي است كه در بررسي تاثيرات متقابل پديده ها بر هم كابرد بسيار زيادي دارد

مثال : بحران سياسي ( عامل الف ) تأثير تعيين كننده اي بر ايجاد بحران اقتصادي ( عامل ب ) دارد همچنان كه بحران اقتصادي نيز بر بحران اجتماعي و فرهنگي ( عامل ج ) در همان كشور تأثير گذار است .بنابراين در تحليل مان مي توانيم ادعا كنيم دلايل ايجاد بحران اجتماعي يا قومي بحران سياسي موجود نقش مهمي ايفا مي كند.يعني اگر بحران سياسي در جامعه حل شود تا حدود زيادي مي توان اميدوار بود بحران اجتماعي يا قومي موجود نيز قابل حل و فصل خواهد بود . در اينجا با استفاده از اصل كلي قانون تأثير گذاري و تأثير پذيري متقابل پديده هاي سياسي از يكديگر تحليل گر سياسي مي تواند ادعا كند حل و فصل بحران هاي اقتصادي و اجتماعي بر حل معضلات سياسي جامعه نيز تأثير گذار خواهد بود . بر اين اساس بر خلاف فرمول اوّل كه به عوامل بوجود آورنده يك پديده سياسي توجه مي كرد و نمي توانستيم عكس همان قضيه را تعميم بدهيم . درفرمول دوّم عكس قضيه نيز صادق است منتهي بر اساس شرايط زماني و مكاني و متناسب با موضوع پديده ميزان تأثير گذاري يا تأثير پذيري تفاوت مي كند.
فرمول سوّم :براي پيش بيني آينده
يكي از عوامل مهمي كه قدرت تحليل گر سياسي را در مباحث تحليلي نشان مي دهد پيش بيني تحولات آتي است .با وجود انكه در گام هاي بعدي به اين موضوع بسيار مهم بصورت مشروح خواهيم پرداخت اما به دليل ارتباط تنگاتنگ بين "احتمالات" و "پيش بيني هاي سياسي" در اينجا بصورت خلاصه در حد لازم اشاره مي شود.
اگر عامل الف شرايط تاريخي يا مكاني مشتركي با عامل ب دارد . احتمالاً همان نتايجي كه براي عامل ب در گذشته پيش آمده و يا اتفاق افتاده در مورد عامل الف هم تكرار خواهد شد . به شرط آنكه از لحاظ عوامل تشكيل دهنده پديده سياسي يا تأثير گذاري بر ساير عوامل با يكديگر شبيه باشند . در اين صورت ما مي توانيم با استفاده از اين شباهت تاريخي نتايج مترتب بر پديده سياسي مورد نظر را در آينده ، پيش بيني كنيم فقط بايد دقت كنيم زماني مي توان از شباهت هاي تاريخي استفاده كرد . كه شرايط محيطي و مكاني و عوامل بوجود آورنده يك پديده سياسي با پديده اي كه در گذشته اتفاق افتاده است كاملاً يا تا حد زيادي با هم شبيه باشند ، چه بسا در تحليل هاي بعضي از تحليلگران از وقايع تاريخي استفاده مي شود اما بعد از گذشت زمان معلوم مي شود چنين استفاده اي غلط بوده است به خاطر آنكه شرايط لازم براي تكرار تجربه هاي تاريخي در تحليل ملاحظه نشده است.
مثال : پيروزي حركت انقلاب اسلامي دز ايران با اتكاء به تاكتيك استفاده از متن مردم در جريان مبارزات عليه شاه اتفاق افتاد . در واقع رهبري انقلاب اسلامي ايران امام خميني با هوشياري توانست به جاي اتكاء به مبارزات سازماني ، گروهي يا حزبي عليه شاه با بسيج توده هاي مردم در خيابان ها در قالب تظاهرات چند صد هزار نفري كه درمواردي به تظاهرات ميليوني نيز تبديل شد،حركت انقلاب اسلامي رابه پيروزي برساند . در زمان وقوع حركت انتفاضه فلسطين اكثر تحليل گران سياسي گفتند رهبري فلسطين بدليل بي نتيجه بودن حركت فتح كه يك سازمان چرپكي بود، به مبارزه اي مردمي روي آورده است تا با اين حركت اسرائيل را مجبور به آزادي مناطق اشغالي فلسطين در سال 1967 كند . همين تحليل گران با استفاده از شباهت هاي ظاهري انتفاضه فلسطين با تظاهرات مردم ايران در سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي نتيجه گرفتند رهبري فلسطيني ها با الهام از انقلاب اسلامي ايران اسرائيل را به زانو در خواهند آورد. اما ديديم كه چنين نشد .چرا كه شرايط تاريخي ، سرزمين فلسطين با شرايط تاريخي ايران تفاوت اساسي دارد علاوه براين رهبري فلسطين با رهبري انقلاب اسلامي ايران نيز تفاوتهاي آشكار داشت و البته مردم ايران هم با مردم فلسطين در نوع آرمانها و خواسته هايشان متفاوت بوده وهستند .البته دلايل ديگري نيز در اين مورد وجود دارد كه در جاي خود مي تواند مورد توجه قرار گيرد. بنابراين نبايد به صرف شباهتهاي شكلي و ظاهري دو پديده يا رويدا د را با هم يكي فرض گرفت و در مورد تحولات آتي ان همان تحولات مربوط به رويداد ديگر را كه در زمان دور تري اتفاق افتاده است در قالب پيش بيني سياسي تكرار پذير دانست.
نكته مهم :
شايد بتوان ده ها فرمول ديگر نيز در اين مورد مطرح كرد كه در اين سطح از مباحث تحليل سياسي قابل ذكر نيست . به طور كلي بايد توجه داشت يكي از كارهاي اصلي تحليل گر سياسي در هر تحليلي به دست آوردن تمامي (( احتمال هاي ممكن )) در باره يك حادثه ، خبر يا يك پديده سياسي است كه قصد تحليل آن را دارد.

4-6احتمال پردازي چيست
احتمال پردازي يعني درنظرگرفتن همه احتمالهاي ممكن الوقوع درمورد تحولات مربوط به يك پديده سياسي
به عبارت ديگر در زماني كه تحليل گر در ذهن خود تلاش مي كند براي پرسش هاي اصلي خود در باره دلايل بوجود امدن يك رويداد و تاثيرات ان بر تحولات آتي وميزان تاثير پذيري همان رويداد از ساير تحولات جاري ، پاسخ هاي مناسب را پيدا كند؛ به احتمال پردازي مبادرت ميكند.اما تحليل گر سياسي به منظورارائه احتمالات پردازش شده در تحليل سياسي خود براي مخاطبان، ناچار به فرضيه سازي بر اساس همان احتمالاتي كه در ذهن خود پردازش كرده است ، مي شود.
بررسي تمام دلايلي كه منجر به وقوع يك رويداد شده و يا عواملي كه برايجاد ويا تداوم ان، تأثير گذاشته و يا تأثير خواهد داشت براي پيش بيني هاي آينده مورد توجه قرار مي گيرند .
بنابراين بايد توجه داشت شناخت نظريه احتمالات به تحليل گر سياسي در دو جنبه كمك مي كند اوّل براي احتمال پردازي در ارتباط با تمامي جوانب پديده مورد نظر در ذهن تحليل گر و دوّم درباره فرضيه سازي درباره دلايل وقوع يك حادثه يا يك پديده و تأثيراتي كه ساير عوامل بر آن پديده داشته يا خواهند داشت .
علاوه بر اين شناخت قوانين احتمالات به تحليل گر كمك مي كند درباره تأئيد يا تكذيب يك خبر و همچنين در ارتباط دادن يك خبر به اخبار مرتبط با آن با دقت بيشتري عمل كند.ذكر مثال تاريخي در مورد اهميت تحليل هاي سياسي مبتني بر احتمال سازي مي تواند راه گشا باشد.

مثال :
در ژوئن سال 1943 سفير آلمان در ليسبون ( پايتخت پرتقال ) به استناداطلاعاتي كه تا آن زمان در اختيار ((سرويس خبر گيري رايش سوّم )) قرار گرفته بود، گزارشي تهيه كرد كه در آن ثابت مي شد در صورت تصميم منتفقين به حمله به قاره اروپا و اشغال مواضع آلمان ها ، چنين حمله اي فقط ممكن است سواحل جنوبي انگليس به سوي نرماندي صورت گيرد.در احتمال پردازي در گزارش سفير آلمان در ليبسون حتي اظهار نظر شد كه با توجه به اطلاعات جوّ ي ، بعيد نيست كه زاويه و حاشيه اشتباه را به توان به ده روز تقليل داد (فرضيه سازي اين سفير در مورد زمان حمله و موقعيت آن ).يك سال بعد همين حمله توسط متفقين عملي شد كه در نهايت به شكست آلمان نازي منجر گرديد. چرا دولت آلمان نازي با وجود گزارش دقيق ديپلمات خود كه كليه امكانات منطقي ، عملي و انساني و نظامي را كه متفقين ممكن بود براي حمله به مواضع آلمان ها مورد استفاده قرار دهند ، پيش بيني كرده بود ، ناديده گرفتند ؟
در پاسخ به اين سؤال مهم بايد گفت دستگاه تبليغاتي متفقين درآن زمان خط فريب را براي آلمان ها به اجرا گذاردند بدين ترتيب متفقين مرتباًاخباري بصورت علني و مخفيانه منتشر مي ساختند كه قصددارند
((نقشه حمله ويكينگ ))يعني حمله از راه ممالك اسكانديناوي ( سوئد ، نروژ و فنلاند ) را به مورد اجرا گذارند متفقين وانمود مي كردند قصد دارند راه نفوذ شوروي را به سوي مركز اروپا سد كنند . در اين جنگ اطلاعاتي، متفقين پيروز شدند تا زمينه براي موفقيت آنها در جنگ واقعي در جبهه جنوب ( يعني نرماندي ) فراهم گشت . با وجود آنكه با يك نگاه سطحي به نقش اروپا هر نظامي خبره اي مي تواند بفهمد براي حمله به اروپا بهترين مكان همان جبهه نرماندي در جنوب است اما آلمان ها فريب جنگ اطلاعاتي متفقين را خوردند و مواضع خود را در جبهه شمال تقويت كردند و از جبهه جنوب غافل ماندند كه در نهايت موجب شكستشان شد.(به نقل ازكتاب تربيت سياسي اسلام جلد دوّم صفحه 39 نوشته سعيد حسيني تهران 1368 )

1-4-6تفاوت احتمال پردازي با فرضيه سازي در تحليل سياسي
بر اساس آنچه كه گفته شد دو فرق اساسي بين احتمال پردازي و فرضيه سازي وجود دارد.
1-احتمال پردازي ابتدا در ذهن تحليل گر سياسي انجام مي شود اما بيان يا نوشته نمي شود .در مرحله بعد تحليل گر بر اساس همان احتمالات پردازش شده فرضيه هاي خود را خلق مي كند ودر قالب نوشته ويا بيان مطرح مي سازد .
2-بطور كلي براي احتمال پردازي يك تحليل گر سياسي بايد تمام توان ذهني و عيني خود را به كار بگيرد تا در باره چرائي ها و چگونگي ها يك رويداد ويا يك پديده سياسي در ذهن خود پاسخ هاي مناسب را پيدا كند پس از انكه پاسخ هاي مناسب بدست امد روند فرضيه سازي اغاز مي شود . يعني مي توان احتمال هاي گوناگوني را در ذهن تحليل گر سياسي در نظر گرفت اما همه انها به فرضيه سازي تبديل نمي شوند بلكه تنها وتنها ان دسته از احتمالاتي كه دلايل انها در ذهن تحليل گر متقن شده ويا پاسخ مناسب براي سئوالات احتمالي پيدا كرده است ؛به فرضيه سازي تبديل خواهند شد.
ذكر مثالي در اين مورد مي تواند تفاوتهاي موجود را بيشتر آشكار كند .
مثال:
در مورد دلايل حمله حزب الله لبنان به مواضع ارتش رژيم صهيونيستي مي توان ابتدا در ذهن احتمالات متعددي را بررسي كرد از جمله :
1- احتمال دارد حزب الله از حمله قريب الوقوع ارتش اسرائيل از منابع اطلاعاتي خود اطلاع كسب كرده و براي استفاده از عامل غافلگيري دشمن اقدام به عمليات پيشگيرانه كرده باشد.
2- حزب الله مي دانست بزودي تحت فشار غرب و گروههاي موسوم به چهارده مارس در لبنان براي اجراي قطعنامه 1659 شوراي امنيت سازمان ملل كه خواهان خلع سلاح حزب الله لبنان شده است ،تحت فشار قرار مي گيرد .بنابراين با اجراي عمليات عليه رژيم صهيونيستي از يكسو نشان داددر صورت حمله اسرائيل به لبنان هيچ نيروئي جزحزب الله ياراي مقاومت در برابر ارتش اسرائيل نيست و از سوي ديگر قدرت تشكيلاتي و نظامي خود را در برابر مخالفان خود در لبنان به نمايش گذارد تا موضوع خلع سلاح حزب الله در عمل منتفي شود.
3- حزب الله احتمالا براي آزادي اسراي خود دست به چنين اقدامي زد تا با گروگان گرفتن سربازان اسرائيلي زمينه را براي تبادل اسراي خود آماده سازد همچنانكه در چند سال قبل دهها اسير خود را با بقاياي جنازه دو سرباز اسرائيلي با ميانجيگري آلمان فراهم ساخت .
شايد بتوان دهها احتمال ديگر را در ذهن پروراند اما تنها احتمالاتي كه دلايل متقن و قوي براي انها پيدا
مي شود در قالب نظريه پردازي در تحليل جنگ 34 روزه لبنان در سال جاري (1385) به مخاطبان ارائه مي گردد.

5- 6 ملاحظات احتمال پردازي و فرضيه سازي
يكي از راه هاي ايجاد مهارت هاي كافي براي احتمال پردازي و فرضيه سازي صحيح به منظور پيش بيني تحولات آتي ، در نظر گرفتن ملاحظاتي است كه در هر فرضيه سازي و احتمال پردازي بايدمورد توجه قرار گيرد. در اينجا به مهم ترين ملاحظات اشاره مي شود اما بايد توجه داشت كه اين موارد تنها مهم ترين مباحثي است كه در هر تحليلي عموميت دارد. اما موارد خاص براي هر تحليل بصورت جداگانه وجود دارد كه تحليل گر سياسي بايد براي هر كدام از آنها ملاحظات خاص خود را داشته باشد. اين دقيقا بستگي به معلومات و اطلاعات و هوشياري تحليگر سياسي دارد كه تا چه ميزان بتواند در احتمال پردازي ها و فرضيه سازي هاي خود از آفت هاي مطرح شده در ادامه بحث دوري كند.
1-5- 6 واقع بيني
واقع بيني يكي از اساسي ترين مباحثي است كه تحليل گران سياسي بايدمورد توجه قرار دهند . بسياري ازكساني كه درارائه تحليل هاي صحيح باشكست روبرو مي شوند بخاطرآن است كه درفرضيه هاي ذهني خود به واقعيت هاي موجود يا توجه نكرده اند و يا اساساً بدليل دور بودن مكاني از محل حادثه از آن واقعيت ها بي اطلاع بوده اند . در نتيجه فرضيه ها و احتمالاتي كه در نظر گرفته اند غير واقعي بوده است . نتيجه كار هم مشخص است وقتي تحليل گر سياسي نتواند واقعيت هاي موجود در صحنه يك رويداد يا يك پديده را خوب بشناسد بطور قطع نمي تواند تحليل صحيحي از آن ارائه كند.
بنابراين براي آنكه تحليل گر سياسي بتواند فرضيه سازي منطقي و بدور از احساسات و ذهنيت هاي كاذب ارائه كند لازم است واقع بين باشد. براي واقع بين بودن نيز لازم است تلاش كند خود را از باورهاي غلط و احساسات غيرمنطقي دور كرده و حتي الامكان رويداد را آنگونه كه هست مورد بررسي قرار دهد .
سياه و سفيد ديدن رويداد ها ، مطلق انگاري ها درباره پديده هاي سياسي و تعميم دادن غلط قوانين
حاكم بر مناسبات سياسي در جوامع مختلف از جمله مهم ترين آفت هايي است كه يك تحليل گر سياسي را از واقع بيني دور مي سازد.برعكس هر چه تحليل گر سياسي تلاش كند امور سياسي را بصورت نسبي ارزيابي كندو از هر گونه يكجانبه نگري كه آفت مهم هر تحليل سياسي است ، اجتناب نمايد مي تواند كم يا بيش مطمئن شود كه در تحليل خود اصول اوّليه را براي واقع بيني رعايت كرده است . ذكر مثالي در اين مورد مي تواند راهگشا باشد.
مثال :
يكي از اولين اقدام هايي كه ارتش اشغالگر آمريكا در عراق انجام داد ، انجلال ارتش بعثي عراق بود. بعدها ((برمر)) نماينده تام الاختيار آمريكا در عراق در مصاحبه اي ادعا كرد بزرگترين اشتباه آمريكا در عراق انحلال ارتش اين كشور بود كه به درخواست و اصرار يكي از مهم ترين دوستانمان انجام شد.
يك تحليل گر سياسي كه از دوستان نزديك نگارنده است براي اينجانب تعريف مي كرد كه در آن زمان من در تحليل خود به اين نتيجه رسيدم كه منظور از دوست نزديك آمريكا، قطعاً اسرائيل بوده است چون در آن زمان رژيم صهيونيستي مايل بود با انحلال ارتش عراق يكي از بزرگترين ارتش هاي عربي منحل شود تا ضمن تامين امنيتي بيشتر براي آينده رژيم صهيونيستي ،شرايط براي ايجاد آشوب بوسيله كساني كه كار خود را در ارتش از دست داده اند ،فراهم گردد . در حالي كه پس از گذشت يكسال چلبي يكي از شخصيت هاي با نفوذ و متحد آمريكا در عراق در مصاحبه اي اعلام كرد من از طرف آيت الله سيستاني مأمور شدم كه از برمر بخواهم كه آمريكا ارتش عراق را منحل اعلام كند. در واقع بدليل آنكه دوست تحليل گر ما بدون توجه به واقعيت هاي موجود در عراق پس از اشغال ،صرفاً براساس معيارهاي ذهني خود تحليل غلطي را از رفتار آمريكا در عراق ارائه كرده بود.

2 – 5- 6 موضوع شناسي
در مواردي تحليل گر سياسي سعي مي كند واقع بين باشد اما بدليل آنكه موضوع پديده مورد تحليل را به خوبي نشناخته است دچار مشكل مي شود.تقريباً تمام تحليل هاي سياسي با موضوع هاي معيني قابل شناسايي هستند . موضوع شناسي يكي از اركان مهم احتمال پردازي و فرضيه سازي است.
يك پديده سياسي با مفاهيمي سروكار دارد كه براي شناخت آن پديده بسيار ضروري هستند . بعنوان مثال براي شناخت پديده طالبان در افغانستان درك مفهوم (( اسلام آمريكايي )) بسيار ضروري است . اگر تحليل گر سياسي نتواند بين مفهوم (( اسلام آمريكايي )) يا (( اسلام متحجرين )) تفكيك قائل شود، نخواهد توانست پديده طالبان را بعنوان يك موضوع مورد بررسي قرار دهد. به تبع آن هم نمي تواند در مورد تحركات نيروهاي طالبان در صحنه افغانستان امروز ، فرضيه هاي سياسي معتبري را مطرح سازد و يا براي پيش بيني تحركات سياسي آنها در آينده افغانستان احتمالات منطقي مطرح نمايد.
بنابراين تحليل گر سياسي لازم است قبل از هر چيزي درك صحيحي از موضوع مورد بررسي پيدا كند و در مراحل بعدي احتمال پردازي و فرضيه سازي ارائه دهد. تجربه گذشته نشان مي دهد هر گونه عدم شناخت درباره موضوع پديده مورد تحليل منجر به ارائه فرضيه هاي باطلي مي شود كه در اساس تحليل گر سياسي را با اشكال روبرومي سازد.

3 –5 – 6 تفكيك هدف از نتيجه
از جمله انحرافات شايعي كه در فرضيه سازي ها و احتمال پردازي ها مرتباً تكرار مي شود . جابه جايي يا نشناختن و يا تفكيك نكردن بين هدف از نتيجه است .
از آنجا كه (( هدف )) بايد از پيش تعيين شده باشد ، نبايد آنرا با (( نتيجه )) كه تابع تحولات جاري يك پديده است ،اشتباه گرفت . بطور كلي در هر تحليل سياسي شناخت اهداف و نتايج تحولات يك پديده سياسي و تفكيك صحيح آنها از يكديگر بسيار اهميت دارد. گاهي تحليل گران سياسي فرضيه هاي غلطي را مطرح مي كنند به خاطر آنكه اساساً هدف را درست تشخيص نداده اند و يا نتيجه يك تحولي را كه در طول زمان انجام گرفته بعنوان هدف آن پديده معرفي كرده اند . كه در نهايت موجب انحراف مباحث مطرح شده از سوي تحيل گر سياسي شده است.
مثال :
تحليل گري در تحليل خود مي نويسد:
(( هدف چين از راي منفي دادن به عضويت مقدونيه در سازمان ملل بخاطر مناسبات ويژه اي است كه در گذشته بين دولت مقدونيه و دولت تايوان برقرار شده است ؟)) در واقع اين تحليل گر بدون توجه به اينكه نتيجه اقدام مقدونيه در برقراري مناسبات با تايوان ، اقدام چين درمورد وتوي عضويت مقدونيه در شوراي امنيت سازمان ملل است به فرضيه سازي غلط اقدام كرده است.
در واقع تحليل گر سياسي نتوانسته است درست تشخيص دهد كه هدف چين حفظ يكپارچگي اين كشور است نه وتو كردن قطنامه مربوط به عضويت مقدونيه در سازمان ملل، چرا كه از نگاه پكن ، جزيره تايوان جز غير قابل تفكيك چين محسوب مي شود . بنابراين چين در مناسبات خود با هر كشور ، كه تايوان را به عنوان يك كشور مستقل به رسميت بشناسد ، دچار مشكل مي شود، بنابراين تحليل دقيق موضوع بر اساس اين فرضيه شكيل مي گيرد كه هدف دولت پكن حفظ تماميت ارضي چين است براين اساس با استقلال تايوان مخالف است ؛به همين دليل پكن در واكنش به مناسبات مقدونيه با تايوان ،از طريق رأي منفي دادن در شوراي امنيت سازمان ملل از خود نارضايتي نشان مي دهد.
بنابراين اصل اين فرضيه كه هدف چين در مورد رأي منفي دادن به عضويت مقدونيه در سازمان ملل ، اعتراض به مناسبات ويژه مقدونيه و تايوان بوده است در ماهيتش صحيح به نظر مي رسداما هدف چين نبوده بلكه نتيجه سياست خارجي مقدونيه در قبال تايوان بوده است .

4 – 4 – 6 تشخيص صحيح علت و معلول
اگر چه در گام هاي بعدي به موضوع استدلال و راه هاي ارائه استدلال هاي منطقي اشاره خواهد شد كه يكي از عوامل مهم آن توجه به قانون علت و معلول است . اما در اينجا لازم است اشاره اي كلي به يك موضوع اساسي داشته باشيم كه اغلب موجب انحراف در احتمال پردازي وفرضيه سازي ودر نتيجه غلط شدن تحليل سياسي مي شود .
تحليل گران سياسي ناشي در مواردي در ارائه فر ضيه هاي خود درباره دلايل پيدايش يك پديده سياسي به جاي پرداختن به ريشه ها و دلايل اصلي به معلول ها توجه مي كنند در نتيجه فرضيه يا احتمالي كه مطرح ساخته اند در ماهيت خود دچار اشكال اساسي مي گردد . بنابراين بايد توجه داشت در ريشه يابي دلايل و عواملي كه موجب بوجود آمدن يك پديده سياسي يا يك جريان مي شوند به عوامل اصلي و ريشه اي توجه شود و دلايل و عواملي كه اساسا در ايجاد پديده مورد نظر دخالت نداشته اند به خطا وارد مباحث نشوند در اين مورد در مباحث گام بعدي توضيحات بيشتري ارائه خواهد شد . اما در اينجا ذكر مثالي مي تواند راهگشا باشد.
مثال :
(( دليل اصلي پيروزي خاتمي در دوّم خرداد 1376 به كار گرفتن تبليغات نادرست توسط رقباي او بود.)) در اين تحليل يك فرضيه ناصحيح مطرح شده است.
چرا كه به كار گرفتن تبليغات ناصحيح توسط رقباي آقاي خاتمي در انتخابات سال 76 رياست جمهوري در ايران علت پيروزي آقاي خاتمي نبوده است بلكه اين پيروزي تحت تأثير عوامل متعددي بوجود آمد كه تبليغات غلط رقبا در واقع يكي از عوامل شكست رقيبان آقاي خاتمي محسوب مي شود نه پيروزي او .
در اينگونه موارد اساساً علت واقعي به صورت صحيح شناخته نمي شود بلكه علت فرعي براي يك پديده ديگر به جاي آن علت معرفي مي گردد كه روشن است فرضيه ساخته شده هم غلط ارزيابي مي شود . اما در همين مورد عده ديگري علت پيروزي خاتمي را مخالفت با نظام جمهوري اسلامي ايران تحليل كردند و گفتند همه كساني كه نمي خواستند آقاي ناطق نوري كه كانديداي نظام جمهوري اسلامي ايران بود، راي بياورد ، به خاتمي رأي داده اند . در اين مورد نيز تحليل گر سياسي سعي كرده است معلول يك پديده را علت حادثه جا بياندازد كه در نتيجه فرضيه غلطي را مطرح كرده است . در واقع پيروزي آقاي خاتمي نقشي در رأي نياوردن آقاي ناطق نوري نداشته است و بالعكس رأي ندادن به ناطق نوري دليل مخالفت با نظام نبوده است چرا كه اساساً اين فرضيه كه ناطق نوري كانديداي نظام جمهوري اسلامي ايران بوده غلط است زيرا نظام صلاحيت چهار نفر را تأئيد كرده بود و نه فقط يك نفر را . ضمن آنكه به هيچ وجه نمي توان گفت همه كساني كه به خاتمي رأي داده اند به خاطر آنكه ناطق نوري رأي نياورد به اين كار اقدام كرده اند. زيرا بسياري نيز بودند كه به دليل شناختي كه از آقاي خاتمي داشتند و از برنامه هاي بسيار مناسبي كه برايش طراحي شده بود، استقبال كردند .شعارهاي آقاي خاتمي در انتخابات سال1376 تأثير شگرفي بر افكار عمومي و جذب آرا كساني داشت كه تاكنون در انتخابات شركت نكرده بودند .همين عامل مهم نيز يكي ديگر از دلايل اصلي پيروزي خاتمي به شمار مي رفت.

5 – 4 – 6 باورهاي غلط تحليل گر
يكي از مهم ترين آفت هاي فرضيه سازي و احتمالات آينده تحليل گر سياسي ، باورهاي غلطي است كه يك تحليل گر به مرور زمان براساس اطلاعات غلط در ذهن خود ساخته يا به دست آورده است .
باورهاي غلط به موضوعات جزئي و ساده و موضوعات كلي و پيچيده مي تواند مربوط باشد آنچه كه اهميت دارد اين واقعيت است كه تحليل گر سياسي براي آنكه بتواند احتمال پردازي ويا فرضيه سازي صحيحي داشته باشد؛ بايد از هر گونه پيش داوري يا باورهاي غلط مبتني بر اطلاعات نادرست اجتناب كند. در زندگي روزمره بسياري افراد هستند كه باورهاي غلطي در امور سياسي ،ا جتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي ، و غيره دارند كه خودشان هم نمي دانند اين باورها صحيح نيستند و يا اصولا از كجا بدست آورده اند. بنابراين مشكل بزرگتر تشخيص اين باورهاي غلط و تفكيك كردن آنها از باورهاي صحيح است . براي آنكه بتوانيم اين باورها را شناسايي كرده و آنها را از باورهاي صحيح تفكيك كنيم ، فرمول كلي وجود ندارد اما مي توان با استفاده از فرضيه هاي علمي در علوم سياسي و تاريخي اين باورها را به محك تجربه گذاشت و قبل از آن لازم است تحليل گر سياسي براي فرضيه سازي و يا بررسي احتمالات آتي در زماني كه باورهاي خود رجوع مي كند آن باورها را از لحاظ صحت با معيار هاي علمي و واقعيت هاي موجود در خارج ذهن خود تطبيق دهد. در غير اين صورت به احتمال زياد ممكن است دچار خطا يا اشتباه شود. مشورت كردن با متخصصان و مطالعه نظريات صاحب نظران نيز در اين ميان راهگشا خواهد بود.
مثال :
يكي از باورهاي غلطي كه استعمار گران سالهاي طولاني سعي كرده اند در اذهان عمومي مردم جهان تبليغ كنند اين مسأله است كه هيچ حركت مستقلي در جهان نمي تواند خارج از محدوده قدرت ، عناصر قدرتمند شكل بگيرد.بر اين اساس صاحبان شركت هاي چند مليتي بزرگ دنيا ، سياستمداران را بر كشورهاي بزرگ حاكم مي كنند و آنها هستند كه براساس منافع شان تصميم مي گيرند. تدبير امور در جهان تنها در دست انها است بوسيله انها مشخص مي شود كه سياست دنيا به كدام سو برود . در اين باور غلط امور كشورهاي تحت سلطه آمريكا و ديگر كشورها توسط صاحبان شركت هاي بزرگ چند مليتي شكل مي گيرد براساس اين باور كليه حركت هاي رهاي بخش و استقلال طلبانه محكوم به شكست است و در واقع موجب عقب ماندگي كشورهايشان مي شوند. اين در حالي است كه تا كنون بارها و بارها به اثبات رسيده است كه قدرتهاي بزرگ در همه موارد نتوانسته اند جهان را به سمتي كه طراحي كرده اند پيش ببرند و با تحولاتي كه بوجود آمده است مجبور شده اند برنامه هاي خود را تغيير دهند. ضمن انكه باور كردن اين انديشه در واقع خدمت بزرگي به كساني است كه منافعشان از طريق شركتهاي بزرگ چند مليتي اداره مي شود . اين يك واقعيت تلخ است كه در دنياي امروز شركتهاي بزرگ چند مليتي توانسته اند با استفاده از نفوذ مالي خود بسياري از رهبران جهان را به خدمت خود درآورند اما اين به هيچ وجه نمي تواند كليه مبارزات استقلال طلبانه ملتها را بيهوده و كاري عبث جلوه دهد .واقعيت ان است كه علي رغم تلاش رهبران و صاحبان اين شركتها در دنياي امروز تعدادقابل توجهي از تحركات سياسي و بين المللي شكل مي گيرد كه علي رغم خواست همان شركتها مدعي اداره امور جهان بوده است.

5-6-جمع بندي بحث
در يك جمع بندي كلي از مباحث اين گام مي توان گفت استفاده صحيح از نظريه احتمالات و قوانين عمومي منطق در باره شيوه هاي استدلال صحيح ،ما را قادر مي سازد كه اولا به دلايل وقوع يك رويداد بيشتر آگاه شويم وبتوانيم احتمالات و فرضيه هاي مختلفي را در مورد چرايي ها و چگونگي ها مربوط به يك پديده سياسي را حدس بزنيم واحتمالا پيش بيني ها صحيحي را درمورد تحولات آتي همان پديده ارائه كنيم .حتي اگردر هيچكدام از اين دو زمينه موفق نشويم مي توانيم به بررسي تاثيرات متقابل ان پديده بر ساير پديده ها ونيز تاثير پذيري از انها بپردازيم . به شرط انكه بتوانيم خود را از آفات گفته شده در بخش ملاحظلات احتمال پردازي و فرضيه سازي ،دور سازيم.

6 – 6 چكيده بحث گام ششم
1- براي آنكه بتوانيم تحليل صحيحي از تحولات جاري و يا آينده يك پديده سياسي ارائه دهيم لازم است از تئوري احتمالات و فرضيه پردازي استفاده كنيم ./
2- براي آنكه يك تحليل گر سياسي بتواند از تئوري احتمالات استفاده كند لازم است با قوانين عمومي (( منطق )) آشنا شود./
3- قوانين عمومي منطق به ما مي آموزد كه چگونه صحيح فكر كنيم و از معلومات خود براي كشف مجهولاتمان استفاده نمائيم./
4- بايد بدانيم كه ياد گرفتن قوانين عمومي منطق براي تحليل گر سياسي واجب است اما نمي توان اين قوانين كلي را به همه پديده ها در همه زمان ها و مكان ها تعميم داد./
5- فرق احتمال پردازي با فرضيه سازي در دو عامل مشخص است
الف:احتمال پردازي ابتدا در ذهن تحليل گر سياسي انجام مي شود اما بيان يا نوشته نمي شود .در مرحله بعد تحليل گر بر اساس همان احتمالات پردازش شده فرضيه هاي خود را خلق مي كند ودر قالب نوشته ويا بيان، مطرح مي سازد .
ب: مي توان احتمال هاي گوناگوني را در ذهن تحليل گر سياسي در نظر گرفت اما همه انها به فرضيه سازي تبديل نمي شوند بلكه تنها وتنها ان دسته از احتمالاتي كه دلايل انها در ذهن تحليل گر متقن شده ويا پاسخ مناسب براي سئوالات احتمالي پيدا كرده است ؛به فرضيه سازي تبديل خواهند شد.
6-براي آنكه بتوانيم فرضيه هاي صحيحي را همراه با احتمالات مربوطه ارائه كنيم بايد همه فرض ها و احتمال هاي ممكن رابررسي كنيم وهم به شرايط تاريخي و زماني و مكاني توجه كافي داشته باشيم./
7-فرضيه سازي بايد با ملاحظات ذيل انجام شود:
الف:واقع بيني ج: تفكيك هدف از نتيجه
ب: موضوع شناسي د: تشخيص صحيح علت و معلول
ه : كنار گذاشتن باورهاي غلط تحليل گر
8 – براي پيش بيني تحولات آتي ، تحليل گر سياسي يا بايد از تجربه هاي تاريخي گذشته كه تكرار پذير
هستند ، در تحليل خود استفاده كند، يا فريضيه هاي موجود در علوم سياسي در مورد شناخت روند
تحولات يك پديده سياسي را به كار گيرد.
9 – پيش بيني در تحليل سياسي زماني علمي ودقيق است كه اولاً مبتني بر واقعيت هاي موجود باشد و
ثانياً ازروش هاي مناسب براي شناخت تحولات آينده استفاده كنيم.
10 – تحليل گر سياسي كه درتحليل خود احتمال پردازي وفرضيه سازي نكرده باشد چندان مورد توجه قرار
نمي گيرد.

پرسش ها ي گام ششم
سؤال اول : چگونه از نظريه احتمالات در تحليل سياسي كمك مي گيريم ؟
سؤال دوم : فرق فرضيه سازي با احتمال پردازي درچيست ؟
سؤال سوم: چگونه مي توان يك فرضيه خوب براي شناخت دلايل بوجودآمدن يك پديده سياسي ارائه داد؟
سؤال چهارم :آيا در يك تحليل سياسي مي توان يك فرضيه ارائه داد كه با احتمال مطرح شده درباره تحولات آتي همان پديده در در تعارض باشد؟
سؤال پنجم : چگونه مي توان از قوانين عمومي منطق براي احتمال پردازي و فرضيه سازي بهره گرفت ؟
سؤال ششم : آيا مي توان قوانين عمومي منطق را براي همه پديده هاي سياسي در هر شرايطي و در هر مكاني تعميم داد؟ چرا؟
سؤال هفتم : براي ارائه يك فرضيه مناسب بايك احتمال پردازي صحيح بايد كدام ملاحظات را در نظرگرفت؟
سؤال هشتم: براي آنكه يك تحليل گر سياسي واقع بين باشد بايد چه كارهايي انجام دهد؟
سؤال نهم : براي تشخيص به موقع باورهاي غلط يك تحليل گر سياسي بايد چه اقدام هايي انجام دهد؟
سؤال دهم : پيش بيني دقيق و علمي بايد داراي چه شرايطي باشد؟
تمرين هاي مربوط به گام ششم :
تمرين اول :
نتايج برگزاري انتخابات دوره نهم رياست جمهوري ايران را كه در سوّم تير ماه 1384 برگزار شد بعنوان يك پديده سياسي در ايران بررسي كنيد.تلاش كنيددرمورد دلايل پيروزي آقاي احمدي نژاد در اين انتخابات فرضيه سازي نمائيد و در مورد احتمالات انتخابات آتي احتمال پردازي كنيد.
تمرين دوم :
با توجه به مطالبي كه در مورد تحليل سياسي در شش گام گذشته مطرح شده است در مورد تحولات آتي پرونده هسته اي جمهوري اسلامي ايران در شوراي امنيت سازمان ملل فرضيه سازي كرده و به بررسي احتمالات آينده اهتمام داشته باشيد.
تمرين سوّم :
يكي ازتحليل هاي موجود در روزنامه هاي كثير الانتشار كشور را انتخاب كرده و فرضيه ها و احتمالات مطرح شده در آن را استخراج كرده و از لحاظ صحت يا عدم صحت ارزيابي نمائيد.
تمرين چهارم :
يكي از تحولات جاري بين المللي را به انتخاب خودتان مورد بررسي تحليلي قرار دهيد تلاش كنيد در مورد آينده اين تحول پيش بيني لازم را انجام دهيد.
تمرين پنجم :احتمالات مطرح شده در مورد دلايل حمله حزب الله به مواضع ارتش اسرائيل راكه منجر به گروگان گرفتن دو سرباز اسرائيلي شد، با استفاده از قوانين منطق مورد ارزيابي قرار دهيد .
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:13 PM   #10
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

گام هفتم استدلال

در این گام به بررسی موارد ذیل پرداخته می شود :
۱- چگونه با روش صحیح در تحلیل سیاسی استدلال خود را ارائه دهیم ؟
۲- چگونه استدلال هایی را که ظاهر یا شکل منطقی و صحیحی دارند اما در واقع اعتباری ندارند/شناسائی کنیم ؟
۳- از قواعد منطق صوری چگونه در تحلیل سیاسی استفاده می کنیم ؟
۴- چگونه می توان با استفاده از قوانین منطقی از خطا در ارائه استدلال در تحلیل مان مصون بمانیم ؟
۱-7 تعریف استدلال :
در منطق گفته اند عالی ترین و پیچیده ترین عمل ذهن انسان، استدلال است.استدال عبارت است از "کشف قضایای مجهول به وسیله قضایای معلوم " برای اطلاعات بیشتر به کتاب آموزش منطق نوشته محسن غرویان چاپ انتشارات دارالعلم قم از صفحه ۹۸ تا ۱۲۸ مراجعه شود .
در تحلیل سیاسی هم تحلیل گر سعی می کند بر اساس اطلاعات و معلومات خود به سئوال های اساسی که در باره هر پدیده سیاسی مطرح مي شود پاسخ دهد . این سئوال ها همان مجهولاتی است که در منطق تلاش می کنند پاسخ آنها را از روش های صحیح بدست آورند. بنابراین هدف ما در این گام آن است که با روش صحیح استدلال کردن آشنا شویم یعنی آنکه چگونه می توانیم به اطلاعات و معلومات خود در باره یک پدیده سیاسی نظم واسنجامی بدهیم که بتواند به سئوالات اساسی که همان مجهولات ما در باره یک پدیده است، پاسخ دهد . علاوه براین مانع از ان شویم که فکر ما به خطا، استدلال غلطی را برای مخاطب خود ارائه کند.
در تعريف منطقی از استدلال ، وقتي مي گويند كشف قضاياي مجهول به وسيله قضاياي معلوم ،تعريف دقيقي از "قضيه" ارائه مي دهند كه براي درك دقيق تر مفهوم استدلال لازم است به تعريف قضيه از نگاه منطق توجه شود.
1-1-7 تعريف قضيه
در منطق به هر جمله خبري "قضيه" گفته مي شود زيرا قضاوت يا حكمي را به مخاطب خود انتقال مي دهد .مانند آب در صد درجه حرارت در ارتفاع معادل سطح درياهاي آزاد ، جوش مي آيد.درموردمثال سياسي وقتي مي گويند "ايران بزرگترين قدرت منطقه است ." در حقيقت يك قضيه منطقي را بيان كرده اند .
باتوجه به اين تعريف،جمله هاي امري يا نهيی يا سئوالي ونظايرآن؛ قضيه محسوب نمي شوند.زيرا قضاوت يا حكمي درآن اثبات يا ردنمي گردد.
درعلوم رياضي وتجربي نيز،قوانين علمي به صورت اِخباري بيان ميشوند.
مانند دو به علاوه دو مي شود چهار ويا گازاكسيژن قابل احتراق است . بايد توجه داشت "قضيه"مي تواند صحيح يا ناصحيح باشد . بنابراين درستي يا نادرستي جملات خبري خدشه اي بر تعريف قضيه از نظر منطقي وارد نمي كند. مهم آن است كه بدانيم تنها و تنها جملات خبري در چهارچوب تعريف منطقي قضيه وارد مي شوند و جملاتي مانند فلان كار را بكن يا به فلان جا نرو يا آيا آمريكا درعراق موفق خواهدشد؟ و مانند اينها در چهار چوب تعريف قضيه وارد نمي شوند .
با اين بحث به كاربرد" قضيه" در تحليل سياسي مي رسيم .
2-1-7 كاربرد قضيه در تحليل سياسي
در تحليل سياسي كليه اخبار و رويدادها يي كه وقوع يك پديده سياسي را به مخاطب اطلاع مي دهند،مقدمه بيان قضيه محسوب مي شوند. زماني كه تحليل گر سياسي اخبارمربوط به يك حادثه رابررسي مي كند پس از دسته بندي و پردازش انها ، مقدمات لازم را براي طرح مساله براي مخاطب آماده مي سازد .
درتحليل سياسي طرح مساله براي مخاطب با كمك يك يا چند قضيه مطرح مي شود.درواقع تحليل گر سياسي قبل از هر چيز سعي مي كند به مخاطب بگويد مساله اصلي چيست . براي پاسخ به اين سئوال مهم تحليل گر سياسي بايد ابتدا موضوع را براي مخاطب خود تشريح كند تا او را با خود همراه سازد . براي اين منظور اوبايد موضوعاتي را كه به مخاطب كمك مي كند تا با مساله اساسي آشنا شود در قالب قضاياي مختلف ،مطرح کند .
اگراين مرحله به درستي انجام شود اولا مخاطب با او بهتر همراه
مي شود و ثانيا روش صحيحي براي طرح مساله در ذهن مخاطب ، در پيش گرفته شده است كه به او كمك مي كند تا موضوعات پيچيده را ساده تر درك كند.بنابراين قضيه در تحليل سياسي صرفا بيان چند خبر مرتبط با موضوع تحليل نيست بلكه تحليل گر سياسي با گزينش و پردازش چند خبر به همراه اطلاعات ومعلومات خود درباره موضوع موردتحليل، قضيه را در تحليل خود به كار مي برد.
اكنون ببينيم قضاياي فكري در تحليل سياسي چگونه بدست مي ايند و از آن مهم ترچگونه مطرح مي شوند؟براي پاسخ به اين دوسئوال مهم بايد باز گرديم به بحث منطق درباره انواع قضيه كه مي تواندبه مباحث ما كمك كند.
3-1-7 انواع قضيه در منطق
در منطق انواع مختلفي از قضيه معرفي مي شوداما به دليل انكه قضاياي معلوم و قضاياي مجهول در تحليل سياسي كاربرد بيشتري دارند در اين قسمت به بررسي آنها مي پردازيم .
(علاقه مندان براي كسب اطلاعات بيشتر در باره انواع قضيه در منطق مي توانندبه كتاب منطق صوري نوشته دكتر محمد خوانساري چاپ انتشارات آگاه صفحات 191تا 237مراجعه كنند)
الف: قضيه معلوم
در منطق به قضيه اي كه بديهي است و نياز به اثبات ندارد ،قضيه معلوم گفته مي شود .مثل آنكه يخ سرد است ،كره زمين گرد است ، در كره زمين همه كشورها ي مستقل حداقل يك نام مشخص با يك پرچم معين و يك نوع حكومت با سرزميني معين دارند.
ب: قضيه مجهول به قضيه اي كه بديهي نيست وبراي اثبات صحت ان به استدلال نياز است ، قضيه مجهول مي گويند . مانند "استعمارگران باعث عقب ماندگي كشورهاي تحت استعمار خود شده اند.
با در نظر گرفتن دو تعريف مذكور از انواع قضيه در منطق ،مي توان گفت :
1- براي ارائه استدلال منطقي خود درتحليل سياسي ؛ درابتدا لازم است اخبار و اطلاعات كلي و بديهي مرتبط با موضوع خبرهاي پردازش شده خود راكه نيازي به اثبات براي مخاطب ندارند،درقالب قضيه هاي مقدماتي عرضه كنيم . زيرا در بيان هر استدلالي ضرورت دارد ابتدا از مشتركات ونقاط مورد توافق همه براي ارائه ديدگاه هاي خود استفاده شود .
2- در مرحله بعد تلاش مي كنيم از ساده ترين مباحث استدلالي براي اثبات فرضيه ها ي خود كه همان قضاياي مجهول هستند بهره بگيريم .
نكته مهم :
قضيه معلوم در تحليل سياسي نكات بديهي هستند كه با توجه به اخبارواطلاعات و معلومات تحليل گرسياسي بصورت مقدمات استدلال تحليلي مطرح مي شوند تا زمينه براي اثبات فرضيه هاي تحليل گر در باره علل بوجود آمدن رويدادمورد نظر و يا تاثيراتي كه خواهندداشت ، مطرح شوند .در اين مرحله اين فرضيه ها همان قضاياي مجهولي هستند كه در استدلال قرار است به اثبات برسند.
توجه :
اينكه كدام قضيه معلوم براي اثبات كدام قضيه مجهول در تحليل سياسي استفاده شود دقيقا كاراصلي تحليل گر سياسي به منظور اثبات استدلال خودبراي مخاطب است.بنابراين فراگرفتن روشهاي معرفي شده و تمرين زياد در اين باره مي تواند به ما در جهت ارائه استدلال هاي منطقي كمك كند .
بطور كلي در تحليل سياسي هر تحليل گر سعي دارد براي اثبات ديدگاه هاي خود در باره يك رويداد، از طريق تنظيم و تاليف يك سلسله قضاياي منطقي به سئوالاتي كه در اذهان عمومي مطرح شده پاسخ دقيق ارائه كند ويا در مواردي با برقرار كردن ارتباط منطقي بين چند قضيه مرتبط با موضوع آن رويداد ،نتيجه مورد نظر خود را به ذهن مخاطب القاء نمايد.
مثال :
فرض بگيريم تحليل گر سياسي مي خواهد در تحليل خود اشتباه بودن تصميم آمريكا را در مورد حمله به عراق به اثبات برساند
به اين منظور قبل از هر چيز چند قضيه بديهي را براي مخاطب عنوان مي كند
1-آمريكا خود مي دانست هدف اصلي اش در عراق فقط حذف صدام حسين نيست
2-ماهواره هاي تجسسي آمريكا، هيچ گونه تصويري از سلاح هاي كشتار جمعي در عراق بدست نياوردند .
3- ساقط كردن حكومت صدام مقدمه هر اقدامي براي تسلط بر عراق بود
4- آمريكا نمي توانست از طريق كمك كردن به مخالفان صدام حكومت اين كشور را تغيير دهد .
در مرحله بعد چند قضيه ديگر كه براي اثبات ان نياز به استدلال است مطرح مي شود اما تحليل گر در همينجا به اين نكته توجه دارد كه در ارائه مطلب از قضاياي ساده تر آغاز كند ودر مراحل بعدي به قضايا ي پيچيده برسد.
1- آمريكا براي سرنگون كردن نظام بعثي حاكم بر عراق از حمايت اكثريت مردم اين كشور برخوردار بود زيرا طي بيش از سي سال حكومت بعثي ها اكثر مردم عراق به جز دوميليون نفري كه عضو حزب بعث بودند تحت فشار و خفقان وظلم زندگي مي كردند .
2- تجاوز به خاك يك كشور مستقل بدون كسب مجوز از سوي سازمان ملل به موقعيت بين المللي آمريكا در جهان ضربه جدي وارد كرد چرا كه هيچ عقل سليمي نمي پذيرفت آمريكا فقط براي آزادي مردم عراق ميليلرد ها دلار خرج كرده است .
3- هدف اصلي آمريكا بدست آوردن كنترل عراق به منظور غارت نفت اين كشور بود زيرا اولا هيچ سلاح كشتار جمعي در عراق پيدا نشد و اين دروغ بودن تبليغات آمريكا را درباره آنكه هدفش نابود كردن سلاح هاي كشتار جمعي عراق است ، به اثبات رساند و ثانيا عملكرد آمريكا در مرود به دست گرفتن كامل صادرات نفت عراق توسط شركتهاي امريكائي ترديد هاي موجود در اين مورد را از بين برد
با در نظر گرفتن قضايائي كه مطرح گرديد مي توان استدلال اصلي خودرا درباره اشتباه بودن تصميم آمريكائي ها براي مخاطب مطرح ساخت .
استدلال اصلي در باره اشتباه بودن تصمیم آمریکا برای حمله به عراق :
از آنجا كه مقام هاي آمريكائي اطلاعات دقيقي از اوضاع داخل عراق نداشتند و بيشتر اطلاعات خود را از طريق مخالفين عراقي مقيم خارج كشور بدست مي آوردند در ارزيابي هاي خود در مورد شرايط پس از سقوط صدام دچار اشتباه فاحش محاسباتي شدند .آنها هرگز تصور نمي كردند مردمي كه از سقوط حكومت ديكتاتورشان اينچنين شادمان شده اند پس از چند ما ه در باره ماندن نيروهاي اشغالگر در كشورشان ديدگاه منفي پيدا كنند . ضمن انكه آنها هرگز در محاسبات خود ورود نيروهاي طرفدار القاعده به عراق و استفاده آنها از جو ضد آمريكائي موجود در ميان اعراب اهل سنت را وارد نكرده بودند .در اين شرايط آمريكائي ها كه در ظرف سه هفته توانستند بر كل عراق بدون مقاومت جدي ارتش اين كشور ، مسلط شوند ،در مراحل بعدي در باتلاقي گير كردند كه هرگز تصور انرا نداشتند .
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:14 PM   #11
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

ادامه گام هفتم انواع استدلال

۲-7 انواع استدلال
همه ما در طول شبانه روز با انواع مختلفي از استدلال روبرو مي شويم يا خودمان براي اثبات ديدگاه هايمان از روش هاي گوناگون استدلال ،بهره مي جوئيم. بنابراين با انكه روش هاي مختلف استدلال كاربرد زياد در مباحث كلي و يا جزئي زندگي انسان ها دارد ،اكثر مردم كمتر به انواع استدلال و تقسيمات مهم ان توجه دارند . به عنوان مثال وقتي ماشين آتش نشاني در حال آژير خطر كشيدن با سرعت درخيابان در حال حركت ديده مي شود ، اكثر مردم مي گويند احتمالا جايي اتش گرفته و اگر دود غليظي را هم مشاهده كنند با اطمينان کامل مي گويند آتش سوزی رخ داده است.يا وقتي مردم مي شنوند دولت قصد دارد بنزين را سهميه بندي كند ،اكثر مردم مي گويند احتمالا بنزين گران خواهد شد.
در مباحث سياسي روز هم بدون توجه به شرايط يك استدلال درست و منطقي ،اكثر مردم نقطه نظرات خود را در قالب استدلال هاي گوناگون آگاهانه يا حتي نا آگاهانه صحيح يا ناصحيح ،مطرح مي كنند .
اما تحليل گر سياسي چون نبايد مثل افراد عادي استدلال كند لازم است با شيوه ها ي مختلف استدلال آشنا باشد و در جاي مناسب خود از آن شيوه استفاده كند . براين اساس بخش مهمي از روش تحليل سياسي آموزش روش صحيح استدلال كردن و جايگاه مناسب ان در تحليل سياسي است .
در منطق به طور كلي استدلال به سه نوع تقسيم مي شود استدلال قياسي ،استدلال استقرائي و استدلال تمثيلي . به دليل اهميت هر سه مورد و كاربرد وسيعي كه در تحليل سياسي دارند با تفصيل بيشتري به بررسي انها مي پردازيم . از انجا كه كارما در این مباحث آموزش منطق نيست علاقه مندان براي انكه بتوانند با كاربرد استدلال در تحليل سياسي آشنا شوند و از ان مهم تر بدانند كه چگونه
مي توان استدلال هاي خود را با روشي صحيح در تحليل سياسي ارائه كرد لازم است مباني پايه اي استدلال را در منطق فرا گرفته باشند بنابراين فرض بر آن است كه شما با اين مباني آشنا هستيد كساني كه در اين مورد احساس نياز به مطالعات پايه اي دارند لازم است به منابع ذيل مراجعه كنند:
1- کتاب آموزش منطق نوشته محسن غرویان چاپ انتشارات دارالعلم قم از صفحه 98 تا 144(مطالعه اين كتاب به دليل بيان ساده تر بيشتر تاكيد مي شود)
2- كتاب منطق صوري نوشته دكتر محمد خوانساري چاپ انتشارات آگاه صفحات 298تا 380
3- کتاب منطق كاربردي نوشته علي اصغر خندان چاپ سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)موسسه فرهنگي طه از صفحه 112 تا 169
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:15 PM   #12
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

ادامه گام هفتم استدلال قیاسی

در ادامه مباحث مربوط به استدلال در این بخش به استدلال قیاسی و کاربرد ان در تحلیل سیاسی می رسیم با مطالعه این بخش شما می توانید به پاسخ سه سئوال اساسی ذیل برسید:
1- استدلال قياسي به زبان ساده چيست ؟
2- از اين نوع استدلال در چه مواقعي در تحليل سياسي استفاده مي كنيم ؟
3- چگونه مي شودازاين روش استدلال درتحليل سياسي استفاده كرد؟

۱-2-7 استدلال قياسي Deduction inference
در منطق تعريف هاي متعددي از استدلال قياسي شده است كه در اينجا يكي از ساده ترين و در عين حال جامع ترين تعريف ها از كتاب منطق كاربردي نوشته آقاي علي اصغر خندان نقل مي شود.
« قياس مجموعه اي مركب از دو يا چند قضيه است كه اگر آنها را صادق و درست فرض كنيم ؛ قضيه ديگري نتيجه مي شود كه قطعا صادق خواهد بود .
مثال: هر فلزي رسا است ، نقره فلز است ، پس نقره رسانا است . »
به نقل از کتاب منطق کاربردی صفحه ۱۲۲
همانطور كه ملاحظه مي كنيد اين تعريف بيشتر در منطق كاربرد دارد اما درمورد كاربرد استدلال قياسي در تحليل سياسي مابا سه سئوال اساسي روبرو هستيم :
1- استدلال قياسي به زبان ساده چيست ؟
2- از اين نوع استدلال در چه مواقعي در تحليل سياسي استفاده مي كنيم ؟
3- چگونه مي شود از اين روش استدلال در تحليل سياسي استفاده كرد؟
در پاسخ به سئوال اول بايد توجه داشت از آنجا كه استدلال قياسي در چهارچوب منطق صوري مطرح مي شود ؛ تمركز و توجه عميق به شكل استدلال دارد يعني در درجه اول تلاش مي كند مدل هاي صحيح استدلال كردن را از لحاظ شكلي ، به ما معرفي كند. اما اين به معناي غفلت از محتوي نيست . در استدلال قياسي حتما به محتوي هم توجه شده و راههاي ان بصورت تفصيلي در منطق تحت عنوان صناعات خمس (مهارت هاي پنج گانه در باره برهان ، جدل ، مغالطه ، خطابه و شعر ) توضيح داده مي شود.
نكته اساسي ان است كه ما بدانيم از روش استدلال قياسي در تحليل سياسي براي ارائه مدل هاي صحيح ارائه استدلال ازجهت شكل ان استفاده مي كنيم .براي اطمينان از صحت محتواي تحليل مان بايد در مباحث ديگر تبحر داشت كه در ادامه همين مطالب ارائه مي شود
با توجه به مطالب فوق مي توان گفت :
ان دسته از استدلال هائي كه از يك مفهوم كلي بعنوان پايه مباحث استفاده
مي كنند و بخشي از ان مفهوم كلي را به بخش ديگري از همان مفهوم كلي ارتباط
مي دهند به اصطلاح از يك كل به جزئي از همان كل مي رسند؛ روش استدلال قياسي خوانده مي شود. ذكر مثالي در اين مورد راهگشا خواهد بود.
مثال : اگر كشورهاي اوپك به دنبال افزايش نفوذ خود در بازار نفت هستند قرار داد همكاري دسته جمعي راامضا خواهند كرد . از آنجا كه كشورهاي عضو اوپك به دنبال افزايش نفوذ در بازار نفت هستند پس حتما قرارداد پيشنهادي ايران را براي همكاري دسته جمعي امضا خواهند كرد .
با دقت در اين مثال به راحتي مي توان دريافت كه فرض ما از لحاظ شكلي كاملا منطقي و صحيح است اما از لحاظ محتوي ممكن است با اين اشكال روبرو شود كه تا متنِ كامل قرار داد دسته جمعي پيشنهادي كاملا روشن مطرح نشود ،نمي توان بصورت قطعي گفت همه كشورهاي عضو اوپك اين قرار داد را امضا مي كنند ؛بلكه بايد گفت علي اصول اگر به منافع جمعي توجه داشته باشند به احتمال زياد امضا خواهند كرد .از همينجا مي توان به يك نكته ديگر كه در تحليل هاي سياسي كه كاربرد كليدي دارد، توجه كنيم .
حتي اگر استدلال ما بصورت منطقي كاملا صحيح باشد، اما در تحليل سياسي در اكثر قريب به اتفاق موارد بايد از كلي گوئي و مطلق انديشي و قضاوت هاي حتمي اجتناب كنيم و بيشتربايد مباحث را در قالب احتمالات پيش روي بررسي و تجزيه و تحليل كرد.
در اين مرحله مي رسيم به پاسخ سئوال دوم كه مهم تر است
براي تشخيص اينكه در چه زماني بايد از روش استدلال قياسي استفاده كنيم لازم است به سه نكته توجه نمائيم :
اول انكه استدلال ما از لحاظ محتوي براي مخاطب به قدري روشن و بديهي باشد كه نياز به اثبات محتوي استدلال مطرح شده نداشته باشيم
دوم انكه بتوانيم مطالب كلي وريشه اي مربوط به پديده سياسي مورد نظر را تشخيص دهيم .
سوم آنكه بتوانيم شكل مناسبي را براي استدلال خود انتخاب نمائيم
اما پاسخ سئوال سوم اساسي ترين موضوع بحث در اين قسمت به شمار مي رود
براي استفاده صحيح از روش استدلال قياسي درتحليل سياسي علاوه بر توجه به سه نكته اساسي فوق بايد مراحل چهار گانه ذيل را طي كرد
اول درك عميق رويداد مورد بررسي از جهت آنكه با روش استدلال قياسي قابل ارائه است ياخير
دوم پيدا كردن موضوع كلي كه با موضوع رويدا د يا پديد مورد نظر ما براي تحليل مشترك باشد يعني موضوع آنها يكي باشد.
سوم شناخت اجزائ پديده مورد نظر و برقراري ارتباط بين آن اجزائي كه بيشترين ارتباط را با كليت استدلال ما دارد
چهارم پيدا كردن فصل مشترك يا آنگونه كه منطقيون مي گويند "حد وسط" براي ارائه استدلال قياسي است منظور از فصل مشترك عامل اساسي است كه اجزاي مفاهيم استدلال ما را اعم از كلي و جزئي به يكديگر پيوند مي دهد . بايد گفت دشوار ترين بخش در استدلال قياسي پيدا كردن همين فصل مشترك است .
در هر استدلال منطقي ما يك مقدمات داريم كه اساس استدلال را تشكيل مي دهند در مثال قبلي دوجمله ذيل مقدمات مابودكه بر اساس تعريف هاي قبلي دو قضيه اثبات شده فرض مي شوند:
" اگر كشورهاي اوپك به دنبال افزايش نفوذ خود در بازار نفت هستند" مقدمه اول
" قرار داد همكاري دسته جمعي راامضا خواهند كرد ." مقدمه دوم
و يك نتيجه استدلال حاصل شد كه در مثال قبلي جمله يا قضيه ذيل بود:
" پس حتما قرارداد همكاري دسته جمعي امضا خواهند كرد ". نتيجه
بر اين اساس از مقدمات منطقي به نتيجه مورد نظر مي رسيم بايد مراقب باشيم:
1- مقدمات ما از لحاظ محتوي صحيح باشند
2- فصل مشترك انها بايد در نتيجه گيري حتما تكرار شده باشد
3- از يك كل به اجزا همان كل برسيم نه به اجزائ كلي ديگر كه مورد بحث ما نيست
آيا مي دانيد فصل مشترك يا حد وسط مثال ما كه مقدمات را با نتيجه استدلال به هم ارتباط منطقي مي دهد كدام است ؟
همانطور كه در مثال مشاهده مي كنيد فصل مشترك
" قراردادهمكاري دسته جمعي" است كه در جمله دوم و سوم عينا تكرار شده است .
بديهي است در صورت توجه نكردن به شرايط فوق استدلال ما مبناي صحيح از لحاظ شكلي نداشته و حتي اگر از لحاظ محتوي هم درست باشد، قابل اثبات و يا دفاع نيست .
بسياري از افرادي كه در تحليل هاي خود دچار خطا مي شوند و يا قصد فريب مخاطب را دارند تلاش مي كنند از مقدمات صحيح نتايج ناصحيح خود را با ظاهري منطقي به مخاطب القاء كنند. براي جلوگيري از اين خطا ها و يا خواندن دست سفسطه گرايان در ادامه بحث مطالب بيشتري مطرح خواهد شد.
· انواع استدلال قياسي
در منطق استدلال قياسي را به انواع مختلفي از جمله قياس استثنائي و قياس اقتراني تقسيم كرده اند كه هر كدام از آنها نيز به نوبه خود به چند نوع ديگر تقسيم مي شوند . اطلاع از انواع استدلال قياسي مي تواند تبحر فرد را براي ارائه استدلال هاي بيشتر و متنوع تر بالا ببرد . اما موضوع بحث ما در اينجا روش تحليل سياسي است . بنابراين در مباحث منطق تا آنجا وارد مي شويم كه براي آموزش روش تحليل و ارائه استدلال ضرورت دارد.آنچه كه فوق العاده اهميت دارد جديد بودن مباحث مربوط به شيوه هاي تطبيق قوانين منطق در تحليل سياسي است كه براي اولين بار در اينجا ارائه مي شود به همين علت ممكن است با خطا همراه باشد . اما به هر حال انجام اين مهم با كمك اساتيد منطق بسيار ضرورت دارد كه با رفع مشكلات احتمالي مباحث دقيق و عميق منطق در تحليل سياسي جلوه گر شود.

ادامه دارد بحث بعدی
استدلال استقرائی و کاربرد ان در تحلیل سیاسی
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:15 PM   #13
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

ادامه گام هفتم استدلال استقرایی


2-2-7استدلال استقرايي induction inference
يكي ديگر از انواع استدلال ها كه با استفاده ازآن تحليل گر سياسي سعي مي كند ديدگاه خود را از طريق تعميم دادن نتايج بررسي چند رويداد مرتبط باهم، به يك نتيجه كلي برساند در اصطلاح منطقي به آن استقراء مي گويند.
* تعريف استدلال استقرايي
درمنطق به استدلالي كه درآن حكم به دست آمده از بررسي چندين مورد از يك مجموعه ، به همه افراد آن مجموعه تعميم داده مي شود،استدلال استقرايي گفته مي شود.
" به نقل از كتاب منطق كاربردي نوشته علي اصغر خندان صفحه 135 چاپ موسسه فرهنگي طه چاپ سوم تابستان 1384 تهران

تحليل گرسياسي يا از راه اصول شناخته شده منطقي وعقلي نتايج حاصل از چند پديده سياسي را به يك نتيجه كلي تعميم مي دهد ويا از راه مشاهده وبررسي اتفاقاتي كه درگذشته روي داده است تحليلي كلي ارائه مي كندوگاهي نتايج آن تحليل را به تحولات آينده نيز تعميم مي دهد.
مثال :
بررسي هاي كارشناسي دردهه 1960 نشان مي دهد به موازات افزايش جنگها درمناطق مختلف ، بيكاري دركشورهاي درگيرجنگ افزايش يافته است . از آنجا كه همين روند دردهه هاي 1970و1980 نيزتكرار شده وبه نتايج مشابه رسيده است.تحليل گر سياسي مي تواند درتحليل خود با استفادهاز منطق استقرابه اين نتيجه كلي برسدكه همواره گسترش ميدان هاي جنگ باعث افزايش بيكاري مي شود.
انواع استدلال استقراري
منطقبون استدلال استقراري را به دو نوع تقسيم مي كنند .
الف : استقراء تام :
استقرايي است كه درآن افراد مورد بررسي محصور ومعدود از لحاظ كمي باشند بطوري كه بتوان همه موارد موردبررسي را به دقت مورد ازمايش قرار داد.در اين نوع استدلال پس از انكه كليه موارد مورد بررسي بدون كم و كاست مورد مطالعه قرار گرفت حكم كلي يا تحليل كلي درموردرويداد يا پديده سياسي صادر مي شودداده شود.
مثال:
درروستايي همه مردم را تك تك مورد آزمايش خون قرار مي دهيم ومتوجه مي شويم همه آنها مبتلا به بيماري هپاتيت A هستند بـر اين اساس نتيجـه مي گيـريـم همه مردم اين روستا مبتلا به بيماري هپاتيـت A هستنـد از آنجا كه درتحليل سياسي معمولا" امكـان بـررسي همـه مـوارد مـورد نظـر تحليل گرسياسي وجود ندارد از روش استدلال استقراري تام اساسا" استفاده نمي شود به همين دليل از وارد شدن به جزئيات اين بحث منطقي خود داري مي شود.در اينجا فقط به خاطر درك دقيق تر مفهوم استدلال استقرايي ارائه شد.
ب : استقراء ناقص
استقرايي است كه درآن افراد يا موضوعات مورد مطالعه وبررسي غير قابل شمارش باشند . دراين موارد ويژه گي مشترك تعدادي از آنها مورد توجه قرارمي گيرد. وآنگاه آن ويژگي به همه موارد مشابه تعميم داده مي شوند.
روش استدلال استقراري ناقص اگر چه كاربرد متعددي در تحليل سياسي دارد اما از آنجاكه صحيح بودن نتايج حال از استدلال استقرايي ناقص ،هميشه مورد اطمينان صددر صد نيست بايد براي استفاده از اين روش به موارد ذيل توجه كرد.
1- صحيح بودن مقدمات استدلال
يكي از راههاي ارائه يك استدلال منطقي با استفاده از روش استقرايي ناقص ، توجه دقيق به صحيح بودن مقدماتي است كه درتعميم به آنها استفاده شده است . دراين مورد معمولا" دونكته حائز اهميت است اول آنكه شواهد مورد استفاده درمقدمات استدلال واقعا" وجود داشته باشند ودوم آنكه برداشت يا تفسيري كه از‌آن مقدمات به نتايج رسيده ايم صحيح باشد ،بر اين اساس زماني كه درمقدمات استدلال ما شواهد مورد استناد واقعا" وجود ندارد بطور قطع تحليل ما هم غلط خواهد شد .علاوه بر اين بايد مراقب باشيم كهدر مواردي شواهد وجود دارد و به دقت انتخاب شده اند اما برداشت وتحليل ما از آن مقدمات نادرست است .در اين حالت باز هم استدلال ما غير منطقي وناصحيح خواهد شد ذكر مثالي در اين مورد مي تواند راهگشا باد .
مثال :
درانتخابات رياست جمهوري سال 1376 نقريبا" اكثر كارشناسان وتحليل گران سياسي داخل وخارج كشور پيش بيني مي كردند آقاي ناطق نوري برنده انتخابات خواهد بود اما درميان تعجب وناباوري اكثر كارشناسان آقاي محمد خاتمي توانست با كسب اكثريت قاطع آراء پيروز انتخابات باشد. درواقع تحليل گران آن روز از جمله موسسه معتبر مطالعات استراتژيك لندن با مطالعه موردي برروي افكار عمومي مردم ايران چنينن تصور كرده بودند كه اكثريت شركت كنندگان درانتخابات به آقاي ناطق نوري راي مي دهند درحالي كه بعدا" ثابت شد نمونه هاي مورد بررسي آنها از مردم ايران كاملا" اشتباه انتخاب شده است ونبايد نتايج حاصل ازآن نمونه ها را به كل مردم ايران تعميم مي دادند.در اين مثال خاص عده اي از تحليل گران سياسي اطلاعات اشتباه از جامعه ايران داشتند و عده ديگري كه اطلاعات درست داشتند در برداشت خود ازآن اطلاعات اشتباه كرده بودند.آنهاروش استدلال غلطي رابه كار بردند كه در نتيجه پيش بيني غلطي هم داشتند.اينجانب هم اعتراف مي كنم كه علي رغم اشنائي با شيوه صحيح استدلال استقراي به دليل ناديده انگاشتن ساير عوامل موثر در انتخابات سال 1376 پيش بيني غلطي از نتايج انتخابات داشتم در واقع درتفسير نتايج نظر سنجي ها وشرايط حاكم بر آن روز جامعهايران دچار خطاي فاحشي شده بودم .درهرحال براي دور شدن از چنين خطاهايي بايد به صورت همه جانبه و دقيقتر كليه پارامترها ي موثر در تحليل سياسي را در نظر گرفت .
2- انتخاب صحيح نمونه ها وشواهد موجود
بطور معمول زماني كه مي خواهيم در تحليل هاي خود ازموارد جزئي به قوانين كلي برسيم، لازم است به دوموضوع دقت كافي داشته باشيم اول آنكه كليه شواهد مورد بررسي بر اساس نتايج به دست آمده به ميزان كافي تكرار شده باشند. يعني نمي توان به صرف اينكه يك حادثه در دو مورد نتايج يكساني داشته است بلافاصله ان نتايج را به ساير پديده هاي سياسي يا رويداد هاي مشابه تعميم بدهيم .بلكه بايد به ميزان كافي آن رويداد ها تكرار شده باشند و نتايج تقريبا يكساني حاصل شده باشد.از آن جهت بر واژه كافي تاكيد مي شود كه نمي توان ميزان لازم را براي تكرار رويداد ها به يك اندازه مشخص كرد با توجه به ماهيت و موضوع هر رويدا ممكن است ميزان لازم تفاوت كند اما معمولا اختلاف به ان اندازه نيست كه ما را دچار بن بست علمي سازد. دوم آنكه كيفيت انتخاب نمونه ها صحيح باشد وبه راحتي دچار خدشه نشوند.يعني نمونه گيري براي جامعه آماري با روش هاي دقيق و سنجيده و از طرق شيوه هاي علمي پذيرفته شده انجام شود. براي اجتناب از پيچيده تر شدن بحث از وارد شدن به توضيحات بيشترخوداري مي شود در مباحث آينده در جاي مناسب خود به اين موضوع باز مي گرديم
مثال:
با بررسي تحولات يك جامعه مانند افغانستان درمي يابيم كه نقش عشاير وقبايل دراين كشور تأ ثير تعيين كننده اي بر تحولات سياسي واقتصادي اين كشوردارد. بنابراين در تحليل تحولات سياسي اين كشور تلاش مي كنيم موضع ريش سفيدان و رهبران قبايل رادر باره رويدادي كه قصد تحليل انرا در باره افغانستان داريم ، كشف كرده وبا مطلع شدن از مواضع آنها رونـد تحولات آتـي را حدس بزنيم .دراين مورد خاص بايـد تـوجه داشت كه اولا نقش روساي قبايـل وريش سفيدان درهمه اقوام افغانستان اعم پشتوها، تاجيكها، ازبكها،هزاره هاوتركمن ها وغيره قابل توجه است. ثانيا" اين خصوصيت را درمورد مسائلي كه ارتباط نزديكـي با نقش وكاركرد قبايل وريش سفيدان درافغانستان ندارد تعميم ندهيم . به عنوان نمونه ممكن است يك خصوصيت درميان پشتوها باشد كه درميان ازبكها نيست ويا برعكس آن موردي درميان ، ازبكها مورد توجه خاص است درحالي كه براي پشتون ها اهميتي ندارد.
3- دقت وصحت درنتيجه گيري
درارائه يك استدلال در تحليل سياسي با استفاده از روش استقرايي ممكن است مقدماتي كه دراستدلال به كاربرديم كاملا" درست باشند وشواهد ونمونه ها هم از لحاظ كميت وكيفيت كافي وصحيح باشند.امانتيجه اي كه ازآن مقدمات گرفته شده باشد، صحيح نباشد.دراين صورت استدلال ماهم بطور قطع غلط خواهد بود.
براي دوري از اين خطاي فاحش بايد براي يك نتيجه گيري صحيح از مقدمات صحيح با حفظ شرايط لازم براي مطالعه نمونه ها وشواهد موجودبه نكات ذيل توجه كرد :
الف : برقراري وايجادارتباط صحيح بين مقدمات ونتيجه گيري
درارائه تحليل سياسي زماني كه استدلال خود را براساس هرروشي از جمله روش استقرايي مطرح مي كنيم، بايد بين مقدمات ونتيجه گيري رابطه صحيح برقرارشود.زماني يك رابطه صحيح بين مقدمات ونتيجه گيري برقرار مي گردد كه كلمات ومفاهيمي كه درمقدمات استدلال به كار رفته است درنتيجه گيري هم با همان معنا ومفهوم مغايرت نداشته باشند.درغير اينصورت نمي توان پذيرفت كه اين نتيجه ازآن مقدمات حاصل شده باشد.
مثال:
دربررسي اقتصاد كشور A درمي يابيم كه يكي از دلايل مشكلات اقتصادي اين كشور فساداداري است كه درسه وزارت خانه مورد بررسي ما وجود داشته است . به همين دليل در تحليل خود اعلام مي كنيم دليل حل نشدن مشكلات اقتصادي اين كشور ، فساد اداري موجود دروزارتخانه هاي اقتصادي كشورA است .
تحليل گر سياسي فرضي ما دراين مثال به چند عامل توجه نكرده است اولا" نمي توان كل مشكلات اقتصادي يك كشور را ناشي از يك عامل فرض گرفت ثانيا" رابطه فساداداري در وزارت خانه با حل وفصل مشكلات اقتصاد كل اين كشور روشن نيست.يعني بايد در تحليل روشن شود كه فساد اداري در سه وزارت خانه كشور A چگونه به مشكلات اقتصادي براي كل كشور دامن مي زند. ثالثا" معلوم نيست مشكلات اقتصادي كشور A موجب ايجاد فساد اداري درسه وزرات خانه شده است يا همانطور كه تحليل گر فرضي ما مدعي شده است فساد اداري موجود،علت اصلي براي مشكلات فعلي دراقتصاد اين كشور است .
بنابراين مي بينيم نتيجه بدست آمده از مقدمات منطبق با واقعيت ها نيست و يكي از دلايل اين اشتباه به كار بردن مفاهيم وكلمات جداگانه در مقدمات ونتيجه گيري است . آيا شما مي دانيد كدام مفاهيم در مقدمات اين استدلال با نتايج ان يكسان نيست كه موجب برداشت غلط تحليل گر شده است ؟
همين تحليل گرمي توانست با محدود كردن چهرچوب استدلال خودتحليل صحيحي راارائه كند.چگونه؟به نظر شما اگر اين تحليل گر مي نوشت "در صورت حل وفصل مشكلات ناشي از فساداداري درسه وزارت خانه اقتصادي كشورA ،مشكلات اقتصادي اين كشورتا حدودي كاهش مي يافت ." آيا تحليل او واقعي تر و منطقي تر به نظر نمي رسيد؟
ب:كلي گويي غيردقيق وغيرلازم پرهيزازمطلق گويي درارائه استدلال
ازآنجا كه درارائه استدلال با استفاده از روش استقرايي هدف ما رسيدن به نتايج وتحليل هاي كلي از مفاهيم جزئي ودقيق است؛ زماني ما مي توانيم نتايج حاصل از بررسي هاي موردي را به اموري كلي تعميم بدهيم كه ازمقدمات صحيح نتايج دقيق گرفته باشيم . درارائه بعضي استدلال هادر تحليل سياسي بدون آنكه ارائه نتايج كلي ضرورت داشته باشد از واژه هاي مانند همه يا هيچ استفاده مي كنيم كه بيانگر نوعي مطلق انديشي در تحليل سياسي است اين موضوع ضمن انكه مباني استلال و تحليل ما را دچار خدشه مي سازد موجب مي شود كه مخاطب ما كمتر تحليل ما را باور كند .به همين دليل سفارش اكيد مي شود تنها و تنها در جاهايي كه استلال ما دقيق و حتمي است از واژه ها و مفاهيم كلي استفاده كنيم ودر غير اين صورت تلاش كنيم نقطه نظرات و استدلال هاي خود را درواژه هاومفاهيم نسبي منتقل كنيم كه از لحاظ منطقي پايه واساس دقيق داشته واز لحاظ تجربي بتوان آن نتايج را بصورت كلي پذيرفت . براي دوري از اين موضوع به تحليل گران سياسي توصيه مي شود دراستدلال هاي خود بويژه درمواردي كه از روش استقرايي استفاده مي كنند از به كار بردن كلماتي نظير " همه " يا" هيچ خودداري كنند و به بجاي آن اكثرا" يا به ندرت وغيره كه درعين كلي بودن ، مطلق نيستند ، استفاده شود.
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:16 PM   #14
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

ادامه گام هفتم قسمت سوم استدلال تمثیلی

Argument from analogy استدلال تمثیلی 3-2-7
درمواردی در تحلیل سیاسی ما نه می توانیم از استدلال قیاسی استفاده کنیم و نه از استدلال استقرایی زیرا ازموضوع مطرح شده نه آنقدر اطلاعات کلی داریم که بتوانیم تحلیل خود را با قطعیت از نظر چهارچوب های منطقی ارائه کنیم و نه از لحاظ مطالب و اطلاعات جزئیات دقیقی در دست داریم که بتوانیم با استفاده ازاستدلال استقرایی - تحلیل خودمان را برای مخاطب مستد ل کنیم دراین قبیل موارد تحلیل گرسیاسی به سراغ استدلال تمثیلی
می رود
استدلال تمثیلی چیست ؟
:تمثیلی تعریف استد لا ل
سرایت دادن نتایج حاصله ازوقوع یک امر به امردیگربه دلیل وجود مشابهت میا ن ان دو، تمثیل خوانده می شود. به نقل ازکتاب منطق کاربردی نوشته اقای علی خندان صفحه ۱۴۷
با استفاده ازتعریف فوق می توان گفت تحلیل گرسیاسی بعداز کشف مشابهت رویداد الف با رویداد ب
می تواند در تحلیل رویداد الف با استفاده ازاستدلال تمثیلی نتایج حاصل شده از رویداد ب را که درگذشته اتفاق افتاده است به عنوان نتایج قابل پیش بینی برای رویدا د الف مطرح کند .
درفرض هم زمانی هردورویداد الف وب تحلیل گر سیاسی با استناد برشباهت این دو رویداد نتا یج قابل پیش بینی برای هردو رویداد را با استفاده ازاستدلال تمثیلی برای مخاطب خودارائه می نماید .
مثال :
تحلیل گر سیاسی با استفاده از شباهت های موجود بین حمله امریکا به ویتنام در 1960 و حمله امریکا به عراق در سال 2003 چنین نتیجه می گیرد:
همانطور که درزمان حمله آمریکا به ویتنام ،کاخ سفید در نهایت مجبور شد با تحمل شکست سفیر خود را از سایگون پایتخت ویتنام جنوبی با بالگرد فراری دهد،در عراق نیز سرانجام مجبور خواهد شد نیروهای خود را از بغداد وسایر شهرهای عراق خارج کند.
با دقت دراین مثال به خوبی می توان شباهت ظاهری عملکرد امریکا درویتنام وعراق را درک کرد تحلیل گرسیاسی با استفاده ازهمین شباهت ظاهری تلاش کرده استدلال تمثیلی خود را درجهت اثبات تحلیل خود که شکست نهایی آمریکا درعراق است ،به کارگیرد. اما آیا این تحلیل برای شما پذیرفتنی است؟ چرا؟
پاسخ شما در این مرحله هرچه باشد مبتنی بر ذهنیت شما نسبت به دو حادثه مورد اشاره و نیز اطلاعاتی است که در باره عملکرد آمریکا در ویتنام و عراق دارید . اما ایا اصولی داریم که بتوان با رعایت آن از خطا کردن درباره استدلال تمثیلی اجتناب کرد ؟
برای پاسخ دادن به این سئوال اساسی لازم است با شرایط ارائه یک استدلال تمثیلی خوب اشنا شویم .
شرایط استدلال تمثیلی
برای ارائه یک استدلال تمثیلی مناسب باید به سه نکته اساسی توجه کرد:
- اول تشخیص ضرورت استفاده از استدلال تمثیلی
دراین مرحله تحلیل گرسیاسی به پاسخ این سئوال مهم توجه دارد که درچه زمانی باید ازاستدلال تمثیلی استفاده کند ؟ به عبارت دیگر درچه شرایطی تحلیل گر سیاسی اجازه دارد برای اثبات دیدگاه خود برای مخاطب ازاستدلال تمثیلی استفاده کند؟ چراکه همیشه اجازه نداریم در هر شرایطی بلافاصله ازاین روش استفاده کنیم زیرا در صورتی که اشتباه کرده باشیم مخاطب اساس تحلیل ما را نخواهد پذیرفت و در نهایت باور پذیری تحلیل ارائه شده به شدت ضربه می بیند.
بطورکلی تحلیل گرسیاسی درارئه استدلال های خود باید تلاش کند تا انجایی که ممکن باشدازاستدلال قیاسی که نتایج ان حتمی و دقیق است استفاده کند. زیرا دراستدلال قیاسی که ازکل به جزئیات رسیدن است درصورت مراعات مبانی استدلال قیاسی ،نتایج حاصل ازآ ن حتمی و غیرقابل تردید است . اما مشکل از انجا شروع می شود که معمولا در تحلیل پدیده های سیاسی موضوعات به قدری به جزئیات مرتبط است وبخاطر انکه با انسانها سرو کار دارد ؛رفتارهای انها غیر قابل پیش بینی و تاحدود زیادی محرمانه وغیر قابل دسترسی است به همین دلیل و دهها دلیل دیگر همیشه نمی توانیم از روش قیاسی استفاده کنیم وبناچاربه سراغ روش استقرایی می رویم تا بتوانیم حداقل با استفاده از این نوع استدلال مخاطب خود را متقاعد کنیم . ولی متاسفانه در موارد بسیاری پیش می اید که به دلیل ناکافی بودن اطلاعات ما ازجزئیات یک رویداد،نمی توانیم ازروش استقرایی هم دراستدلال خود استفاده کنیم . در این حالت ناچار خواهیم شد با استفاده ازاستدلال تمثیلی ، تحلیل خودمان را ارائه کنیم .
بنابراین تحلیل گرسیاسی تلاش می کند به ترتیب اولویت ازاستدلال قیاسی و بعد درصورت وجود هر مشکلی ازاستدلال استقرایی ودرنهایت وقتی این هردوامکان پذیر نبودازاستدلال تمثیلی استفاده کند.
نکته مهم
این درست است که دراولویت بندی برای انتخاب نوع استدلال ازاستدلال قیاسی شروع کرده وبه استدلال تمثیلی می رسیم . ولی باید توجه داشت ممکن است بر اساس ضرورت، تحلیل گر سیاسی از هرسه روش استفاده کند. یعنی برای اثبات بخش های مختلف تحلیل خود برا ساس ضرورتی که تشخیص می دهد از روش های مختلف استدلال قیاسی ،استقرایی ویا تمثیلی استفاده نماید. بنابراین الزامی ندارد که دریک تحلیل، تنها از یک روش استفاده کنیم؛ بلکه می توان با توجه به ضرورتهای موجود در بحث و پیچیده گی هایی که معمولا دراین قبیل مباحث مطرح است از یک یا دو و یا سه نوع استدلال اما به صورت جدا و نه ترکیبی استفاده نمایم.
- دوم معیارهای تشخیص شباهت میان دو یا چند پدیده سیاسی
در این مرحله این سئوال برای تحلیل گر سیاسی مطرح می شود که با توجه به کدام مشخصات
باید شباهت موجود بین دو یا چند رویداد را تشخیص داد؟به عبارت ساده تر چگونه می توان شباهتهای بین دو یا چند رویداد را به دست اورد و ملاک های ما برای این شباهت ها کدامند؟
ازآنجا که هرنوع شباهت ظاهری بین دو یا چند پدیده سیاسی نمی تواند ملاک مناسبی برای تعمیم دادن نتایج حاصل از وقوع یک رویداد به رویداد دیگر باشد،لازم است "وجه مشابهت "را بین پدیده های مورد بررسی پیدا کنیم . وجه مشابهت بین دو یا چند رویداد با توجه به پنج ویژه گی بدست می آید
1- شباهت در عناصر تشکیل دهنده
یکی از راههای ساده برای کشف شباهتهای واقعی بین دویا چند پدیده سیاسی توجه به عناصر یا اجزاء تشکیل دهنده آن دو پدیده است اگر دو رویدا د مورد بررسی از نظر همه یا بخشی از عناصر و اجزاء تشکیل دهنده یکی بودند در ان صورت می توان تصور کرد که احتمالا نتایج حاصل از آن دو یا چند رویداد نیز مشابه هم خواهد بو د اما به هیچ وجه این موضوع فراگیر نیست و در همه موارد صدق نمی کند . همانطور که در مباحث مربوط به گام پنجم تحت عنوان تجزیه یک پدیده به اجزاء و عناصر تشکیل دهنده ان مطرح شد .تحلیل گر سیاسی می تواند دو یا چند رویداد مورد نظر را در ابتدا به طریقی که در گام پنجم آموزش داده شد تجزیه کرده و سپس با یکدیگر مقایسه کند.
2- شباهت درعوامل بوجود اورنده
تحلیل گر سیاسی می تواند با تشخیص صحیح و دقیق عوامل بوجود اورنده دو یا چند پدیده بااستفاده از روش هایی که در گام پنجم ارائه شد .عوامل بوجود اورنده دو یا چند پدیده سیاسی را بازشناسی کرده و از نظر شباهت با هم مقایسه کند در صورتی که دردو یا چند مورد عوامل بوجود اورنده انها یکی بود به احتمال زیاد نتایج حاصله از آنها هم یکی خواهد بود .
3- شباهت بین ساختارهای موجود
دراین مورد تحلیل گرسیاسی به جای آنکه به عناصر تشکیل دهنده و یا عوامل بوجود آورنده دو یا چند رویداد توجه کند، به اشتراکات ساختاری بین آنها عنا یت نشان می دهد. زیرادر بسیاری از موارد درک صحیح ساختارسیاسی نظام حاکم برمحل وقوع یک رویدا د و یا یک پدیده سیاسی ، به شناخت بهترهمان پدیده سیاسی و نقاط مشترک ان با سایر پدیده های سیاسی ، کمک می کند . (برای توضیح بیشتر در مورد مفهوم ساختارونقش ان در تحلیل به گام پنجم همین مباحث مراجعه شود )
4- شباهت در عوامل تاثیر گذار
تحلیل گرموفق کسی است که بتواند هم زمان به چند عامل مهم و تاثیرگداربرپدیده های سیاسی ورویدادهای مهم جاری و یا آنچه که درگذشته اتفاق افتاده است ،توجه کند. درهمین حال اوباید بتواند
بین مطالب پیچیده و دقیق وظریف ،تفکیک لازم را به عمل آورد. ازجمله مهم ترین کارتحلیل گر، تفکیک صحیح بین عناصر یا اجزاء تشکیل دهنده با عوامل بوجود اورنده همان پدیده است. علاوه براین کاردشوارترتشخیص وتفکیک این هردوازعوامل تاثیرگذاربرهمان پدیده یا رویداد مورد بررسی است . بطورطبیعی این کاردرمورد چند پدیده بسیاردشوارتربه نظرمی رسد. تفصیل این مباحث درگام پنجم آورده شده است آنچه که دراینجا بیشترتاکید می شود .بهره گرفتن ازاین واقعیت است که وقتی عوامل تاثیرگذاربرروی یک یا چند پدیده سیاسی یکی باشند به احتمال زیاد نتایج حاصل ازآن پدیده ها نیزمشابه هم خواهد بود.اگرچه این شباهت درمقایسه با سه مورد قبل کمتر نتایج دقیق دارد اما به هر حال نمی توان آنرا نادیده گرفت.
5- اشتراک در زمان و یا مکان
گاهی دو رویداد درزمان معیین اما در دو مکان متفاوت اتفاق می افتند به شرط انکه فاعل یا انجام دهنده هر دو رویداد یکی باشد تحلیل گر سیاسی می تواند از این هم زمانی برای ارائه استدلال تمثیلی خود استفاده کند .مانند پدیده جنگ درکوزوو وآوارگی بیش ازهشتصد هزارنفر آلبانی تبارهای کوزوو ازآنجا که عامل هر دو رویداد صربها بودند تحلیل گر سیاسی می تواند با استفاده ازاستدلال تمثیلی ، عامل اصلی بحران در کوزوو را صربستان معرفی کند .
گاهی هم دورویداد دردوزمان مختلف اما دریک مکان رخ داده اند مانند تجاوزارتش سرخ به افغانستان و تجاوز امریکا به افغانستان . دراین مورد تحلیل گرسیاسی با استفاده ازشباهت مکانی (در اینجا افغانستان) می کوشد تحلیل خود را چنین القاءکند که همچنانکه تجاوزشوروی به افغانستان به نتیجه مورد دلخواه شوروی نرسید تجاوزامریکا به افغانستان هم به نتایج مورد نظرآمریکا منتهی نمی شود .
باید گفت این شباهت هم مانند شباهت چهارم چندان عاملی کارساز برای ایجاد استدلال قوی به نظر نمی رسد اما در بسیاری موارد اگر به دقت و با درنظر گرفتن جمیع جهات وسایرعوامل به کاربرده شود ؛ تعیین کننده خواهد بود .
با توجه به توضیح معیارهای پنج گانه فوق به منظور کشف شباهت های موجود در پدیده های سیاسی اکنون به بحث پایانی این گام می رسیم که شرایط لازم برای تعمیم دادن صحیح پدیده های سیاسی با استفاده از استدلال تمثیلی است .
- سوم شرایط لازم و کافی برای تعمیم دادن یک رویداد به رویداد دیگر
در این مرحله پس ازآنکه به کاربردن استدلال تمثیلی بوسیله تحلیل گربه هردلیل ضروری تشخیص داده شد ،وبعد از انکه شباهتهای موجود بین دو یا چند پدیده سیاسی محرز گردید ؛ تحلیل گر سیاسی می تواند با استفاده ازاستدلال تمثیلی نتایج حاصل از یک رویداد را به رویداد دیگری که یا در جریان است ویا به پایان رسیده ، تعمیم دهد. اما برای انکه در این تعمیم دادن دچار خطا نشده و یا حداقل خطا را داشته باشد ، لازم است به مورد ذیل توجه کند .
1- اشتراک دردو یا چند عامل از عوامل پنج گانه
اگر بین دو یا چند پدیده سیاسی حداقل دو یا چند اشتراک درموارد پنج گانه فوق باشد تعمیم دادن انها اگربا قید احتما ل باشد بدون نقص است وموردی ندارد
مثال :
در تحلیل جنگ 33 روزه لبنان، می توانیم عناصر تشکیل دهنده این رویداد را ازیکدیگر تفکیک کرده و با ماجرای جنگ اسرائیل علیه فلسطینی ها در غزه مقایسه کنیم زیرا در هر دو جنگ عناصر تشکیل دهنده بحران از یکسو جریان مقاومت اسلامی است که در برابرارتش اسرائیل مقاومت می کند و از سوی دیگر رژیم تل آویو است که به بهانه به اسارت درآمدن دو سربازش در مرزبا لبنان و یک سربازش در فلسطین ، مردم غیر نظامی را در لبنان و فلسطین به خاک وخون می کشد. در همین حال در بررسی عوامل بوجود اورنده این دو پدیده سیاسی می بینیم با زهم عواملی چون سلطه جویی و توسعه طلبی در طرف اسرائیلی واتحاد و یکپارچگی و خواست عمومی برای استقلال و آزادی در طرف مقاومت اسلامی بصورت کاملا واضح به چشم می خورد . بر این اساس می توان نتایج بحران در فلسطین را به نتایج بحران درجنگ 33 روزه لبنان به صورت احتمالی تعمیم داد.
2- احتیاط در اشتراک زمانی و مکانی
همانطور که گفته شد در تعمیم دادن پدیده های که از لحاظ زمانی و یا مکانی با هم شباهت دارند باید جانب احتیاط را رعایت کرد مگر در مواردی که علاوه بر اشتراک زمانی یا مکانی اشتراک در عناصر تشکیل دهنده و یا عوامل تاثیرگذارو تاثیرپذیر هم وجود داشته باشد .
3- احتیاط در توجه به عوامل تاثیرگذار
در این مورد هم نباید به تنهایی پس از قطعیت یافتن اشتراک بین دو پدیده بلافاصله نتایج انها تعمیم داده شود بلکه باید به سایر عوامل از جمله عوامل بوجود اورنده یا عناصر تشکیل دهنده نیز توجه کنیم در صورتی که یکی ازاین عوامل هم مشترک بود دیگر جایی برای تردید در تعمیم دادن نتایج ان دو یا چند پدیده باقی نمی ماند.
4- تعمیم دادن نتایج در شرایط ساختار مشترک
شناخت ساختارهای حاکم بر رویدادها و پدیده های سیاسی و تاثیراتی که بر شکل دادن به تحولات جاری منطقه ای و بین المللی دارند برای تحلیل گر سیاسی بدون درنظرداشتن سایرعوامل نمی تواند مفید فایده باشد بر این اساس لازم است استدلال تمثیلی دراین مورد نیزتنها زمانی بکارگرفته شود که حداقل یک عامل مهم مشترک دیگر،ترجیحا عامل اجرایی مشترک وجود داشته باشد .
نکته مهم :
درصورت توجه به همه نکاتی که ارائه شد می توان از استدلال تمثیلی در تحلیل سیاسی بصورت احتمالی و نه مطلق استفاده کرد . به عبارت دیگرعلی رغم همه ملاحظاتی که مطرح شد تحلیل گر سیاسی نباید در ارائه استدلالهای تمثیلی خود قطعیت به خرج دهد بلکه باید بر اساس قانون احتمالات که در گام ششم توضیح داده شد مباحث خود را ارائه نماید .
اکنون که با انواع استدلال آشنا شدیم به یکی دیگر از موضوع های پایه در روش تحلیل سیاسی می رسیم وآن اینکه استدلال درتحلیل سیاسی چگونه ارائه می شود و چگونه می توان از خطا دراین مورد خاص اجتناب کرد . درگام هشتم که تحت عنوان قانون علت و معلول ارائه می شود در این مقوله بیشتر بحث خواهد شد
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:17 PM   #15
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

نتیجه گیری و چکیده گام هفتم در تحلیل سیاسی

پرسش ها و تمرین ها ی گام هفتم
به منظور مرور مطالب گام هفتم ویاد اوری آنها سعی کنید به ده پرسش اساسی ذیل پاسخ دهید
سئوال اول : استدلال چیست وچگونه در تحلیل سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد ؟
سئوال دوم : رابطه استدلال با تحلیل سیاسی چیست ؟
سئوال سوم : استدلال برچند نوع تقسیم می شود و از نظر انتخاب اولویت کدامیک اولویت انتخاب دارد؟
سئوال چهارم : از انواع استدلال کدامیک نتایج دقیق تر و یقینی تر دارد و کدامیک کاربرد بیشتری دارد؟
سئوال پنجم : تفاوت اساس استدلال قیاسی با استدلال استقرایی در چیست ؟
سئوال ششم : استدلال استقرایی ناقص چه تفاوتی با استدلال تمثیلی دارد ؟
سئوال هفتم : چهار پایه اساسی استدلال قیاسی کدامند؟
سئوال هشتم : قضیه معلوم با قضیه مجهول چه فرقی دارند
سئوال نهم : شرایط صحت استدلال استقرایی ناقص کدامند ؟
سئوال دهم : برای آنکه وجه شباهت بین دو یا چند پدیده سیاسی را به درستی تشخیص دهیم چه شرایطی را درتحلیل سیاسی باید رعایت کنیم ؟

به منظوراستفاده عملی ازانواع استدلال در تحلیل سیاسی تمرینات ذیل را انجام دهید
تمرین اول : چند تحلیل سیاسی را از مطبوعات یا اینترنت انتخاب کنید استدلال های ارائه شده را انتخاب کرده و از لحاظ نوع استدلال و نحوه ارائه آنها بررسی نمائید .
تمرین دوم : درتحلیل های که انتخاب کردید بررسی نمائید اگر استدلال ها را حذف کنیم به تحلیل های ارائه شده چه صدمه ای وارد می شود .
تمرین سوم : یک موضوع سیاسی داخل یا خارج از کشور را انتخاب کرده بر اساس هر سه نوع استدلال تلاش کنید ان موضوع را تحلیل کنید در مرحله بعد هرسه مورد را با هم مقایسه نمائید .
تمرین چهارم : یک تحلیل سیاسی را به دلخواه خود انتخاب کنید استدلال های ارائه شده را از لحاظ منطقی مورد بررسی قرار دهید وتلاش کنید استدلال های ارائه شده را از لحاظ صحت و دقت در ارئه آنها نقد کنید .
تمرین پنجم : به مطالب و سخنانی که در طول روز از سوی مردم می شنوید دقت نمائید چند نوع استدلال در سخنان آنها مطرح می شود
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:24 PM   #16
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

کتاب شناسی در باره روش تحلیل سیاسی
کتابهایی که موضوع اصلی آنها درباره روش تحلیل سیاسی است
1- مبانی دانش تحلیل سیاسی یا متدولوژی پولتیک
نویسنده : علی اکبر مسعودپور بهار 1384 چاپ اوّل ناشر سازمان
عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران (دفتر سیاسی ) تهران
صندوق پستی 3334- 16765 شاپک 5-22-7863- 964
ثبت کتابخانه ملی 1848 – 284
این کتاب شامل چهار فصل می شود که هر فصل به پنج بخش تقسیم شده است
درمجموع 274 صفحه

2- تربیت سیاسی اسلام جلد دوّم تحلیل ها و برخوردها تالیف سعید حسینی چاپ اوّل 1368 ناشر موسسه اسلامی ولی امر (عج)

3- روش تحلیل پدیده های سیاسی مولف غلام رضا مهدوی.
چاپ اوّل 1380 انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی (دفتر سیاسی )
شابک 9- 5 – 930 – 964 کتابخانه ملی ایران 14979-280

4- شناخت روش علمی در پردازش اخبار و بررسی اطلاعات (پایه تفسیر )
تألیف علی رضا عاصف چاپ اوّل 1379 انتشارات مدیریت تحقیقات سپاه .

5- مقدمه ای بر تحلیل سیاسی نویسندگان: دی .آ . استریکلند
وال .وید :آر. جانستون
ترجمه دکتر علی معنوی انتشارات آگهچاپ اوّل پائیز 1380 .
شابک 5- 181 – 416 – 964 ثبت کتابخانه ملی 3616 – 280

6- متد تحلیل پدیده های سیاسی نوشته سید موسی میر مدرسی قم حوزه
علمیه 1370

7- فن تحلیل سیاسی نوشته حمید فرهادی نیا تهران 1364 انتشارات فرهنگ
انقلاب اسلامی

8- مبانی روش تحلیل سیاسی نوشته اسدالله بادامچیان تهران سازمان
تبلیغات اسلامی 1374

9- روش های تحلیل منطقه ای نوشته وات ایزارد ترجمه داریوش کاظم زاده چاپ
دانشگاه ملی تهران 1357 .

10 – فن تحلیل سیاسی نویسنده : حسن بلغاری تهران 1379 ناشر حسن افرا .

11- شناخت و تحلیل سیاسی نوشته جواد منصوری انتشارات شرکت به نشر
تهران 1377

12- روش تحلیل سیاسی نوشته امیر محمد حاجی یوسفی قم 1382
انتشارات پارسایان.

13- متدلوژی تفسیر سیاسی نوشته احمد جهان بزرگی ، تهران 1379
انتشارات موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.

14- روش های تحقیق در علوم سیاسی (تحلیل تحربی ) نوشته یارول مانهایم
ترجمه لیلا سازگارمرکزنشر دانشگاهي تهران 1377.

رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-21-2011, 05:24 PM   #17
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : روش تحلیل سیاسی

منابع قابل مراجعه برای تحلیل سیاسی
۱- روش تحلیل در علوم سیاسی و روابط بین المللی نوشته دکتر محمودسریع القلم تهران ، نشر پژوهش فرزان روز 1380 چاپ اوّل.
شابک 0 – 115 – 321 – 964 شماره کتابخانه ملی 3251 -80م
آدرس انتشارات : خیابان کریم خان ، خیابان شهید حسینی (مدیری ) شماره 16
تهران 15597
تلفن 4- 88310253 فاکس 88310255 صندوق پستی 576/19615
E-mail : farzan6 mail .dci .co. ir
Web :http ://www.apadana .com /farzan
مقدمه هشت صفحه + 247 صفحه متن اصلی
2- اصول خبر نویسی ( شناخت، جمع آوری و انتشار اخبار نوشته اکبر نصراللهي )
تهران انتشارات سروش 1383 چاپ سوم شابک 2- 114 – 376- 964
شماره ثبت کتابخانه ملی 13813- 282
آدرس انتشارات خیابان استاد شهید مطهری ، تقاطع شهید دکتر مفتح ،
ساختمان جام جم
تلفن 5- 88954870 http://www.sorousheress.com
3- روانشناسی تحلیل اطلاعات نوشته ریچاردزجی – هوور
ترجمه دکتر جواد جواد علاقبندراد تهران 1380
مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه چاپ اوّل .
شابک 4- 045 – 361 – 946 شماره ثبت کتابخانه ملی ایران 11754-380
آدرس دفتر مرکزی و فروشگاه شماره 2 تهران ، خیابان شهید با هنر ،
خیابان شهید آقایی .
صندوق پستی 4746- 19395 تلفن 22802662 223 صفحه
4- روزنامه نگاری نوین تألیف نعيم بديعي و حسین قندی تهران 1380 انتشارات
دانشگاه علامه طباطبایی چاپ دوم . شابک 0 – 51 – 6543 – 946
آدرس دانشگاه علامه طباطبایی سازمان مرکزی تهران ، خیابان کریم خان زند،
خیابان شهید حسن عضدی ( آیات شمالی ) صندوق پستی 3487/5815
5- روزنامه نگاری ( با فصلی جدید در بازنگری روزنامه نگاری معاصر نوشته
دکتر کاظم معتمد نژادبا همکاري دکتر ابوالقاسم منصفی مرکز نشر سپهر
تهران 1368 چاپ سوّم
6- روش تحقیق در محتوی مطبوعات ( با کلیاتی درباره تجزیه و تحلیل محتوی
ارتباطات جمعی ) نوشته دکتر کاظم معتمد نژاد انتشارات دانشکده
علوم ارتباطات اجتماعی 1356 تهران.
7- مقاله نویسی در مطبوعات تألیف حسین قندی انتشارات دانشگاه
علامه طباطبایی تهران 1380 چاپ دوّم .شابک 0 – 03 – 6543-964
تعداد صفحات 144 صفحه
8- ارتباط شناسی ، ارتباطات انسانی ( میان فردی ، گروهی، جمعی )
تهران انتشارات سروش 1369
9- در میان مطبوعات و سیاست ، نوشته حسنین هیکل ترجمه
محمد کاظم موساتی انتشارات شرکت الفبا ، تهران 1364 .
10- اصول کاربردی خبرنگاری و خبررسانی در رادیو و تلویزیون نوشته
حجت الله عباسی انتشارات سروش تهران 1379 شابک 7- 425 – 435 – 964
شماره ثبت کتابخانه ملی ایران 25283 -378 186 صفحه .
11- ژئوبولتیک اطلاعات نوشته آنتونی اسمیت ترجمه فریدون شیروانی
انتشارات سروش تهران 1369.
12- امپریالیسم تبلیغی یا تبلیغات بین المللی نوشته محمد علی العوینی
ترجمه محمد سپهری انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی تهران سال 1369.
13- یک جهان چندین صدا نوشته مک برایدمنن ترجمه ایرج پاد انتشارات سروش
تهران 1369 .
14- روش های مصاحبه خبری نوشته مهدی محسنیان راد انتشارات
مرکز مطالعات و تحقیقات رسانها تهران 1371.
15- جریان بین المللی اطلاعات نوشته حمید مولانا ترجمه یونس شکرخوا ه،
انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات ریانه ها ، رسانه ها 1371
16- روزنامه نگاری در عصر الکترونیک نوشته مارتین ال گیبسون ترجمه محسن
تقوی انتشارات آینه کتاب تهران 1371.
17- طبقه بندی مفاهیم در ارتباطات نوشته ریدبلیک و ادوین هارولدمن ترجمه
مسعود اوحدی انتشارات سروش تهرا 1378 چاپ اوّل شابک 9-133 – 435-۹۶۴
شماره ثبت کتابخانه ملی ایران 7573 -77م
18 – ارتباطات سیاسی دیویدل بالتز ترجمه مهدی سنقفتی انتشارات سروش
تهران 1380 .
شابک 2- 632 – 435 – 964 شماره ثبت کتابخانه ملی ایران 231316 – 79 م
۳۹۲صفحه
19- تحلیل پیام های رسانه ای ( کاربرد تحلیل محتوای کمی در تحقیق
نویسندگان :دانیل راف ، استفن لیسی و فیدریک جی . فیکو
ترجمه مهدخت بروجردی علوی
انتشارات سروش چاپ اوّل تهران 1381 .
شابک 9- 732 – 435 – 164 - شماره ثبت کتابخانه ملی 4234- 81 م
20- اصول علم سیاست نوشته موریس دوورژه ترجمه محمد کاظمی
21- مبانی سیاست نوشته عبدالحمید ابوالحمد
22- مبانی وکلیات علوم سیاسی نوشته دکتر سید جلال الدین مدنی
23- مبانی تحلیل سیاست بین الملل نوشته کی. جی هالستي .
ترجمه بهرام مستقيمي
24- فلسفه سیاسی نوشته آنتونی کوئینتین ترجمه مرتضی اسعدی
25- آشنایی با علم سیاست نوشته کارلتون کلایمررودی ترجمه ملکوتی
26- شناخت مقدماتی علوم سیاسی نوشته سید سلمان صفوي
27- تاریخ فلسفه سیاسی نوشته دکتر بهاء الدین بازارگاد
28- استراتژی و تحولات ژئوپولوتیک نوشته ناصر ثقفی عامری
29- حقوق دیپلماتیک نوشته عباس معین زاده
30- دیپلماتیک و دیپلماسی نوشته علی آلادپوش، توتونچیان
31- دیپلماسی نوين نوشته سید علی اصغر کاظمی
32- راهنمای دیپلماتیک نوشته آر.جی. فلت هام . ترجمه قنبری
33- تحیل دمکراسی نوشته الکس دوتوکویل ترجمه مقدم
34- اصول سیاستها و احزاب نوشته عباس ایزد پناه
35- احزاب سیاسی نوشته موریس دوورژه ترجمه علوی
36- گزارش نویسی در مطبوعات انتشارات مؤسسه ایران نوشته احمد توکلی
تهران 1376
37- گزارش نویسی نوشته حبيب تبريانشارات امیر کبیر تهران 1355
38- شیوه های مصاحبه در مطبوعات نوشته سوزان دان ترجمه علي ايثاري
انشارات روزنامه ايران چاپ 1376
39- تحلیل موضوعی و نمايه سازي نوشته پیترفاگمن ترجمه علی فرتيانی
کتابخانه ملی سال 1374
40- فلسفه تحیلی و تقریرات استاد دکتر مهدی حائری یزدی به کوشش عبدالله
مصري مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر چاپ اول زمستان 1379
شابک 2-19-7329-164 شماره ثبت در کتابخانه ملی 19946-79 م
41- روش و بینش در سیاست نوشته علی اصغر کاظمی دفتر مطالعات سیاسی
و بین المللی وزارت امور خارجه سال 1374
42- فن روزنامه نگاری نوشته فیلیپ گایار ترجمه فضل الله جلوه انتشارات علمی
فرهنگی 1374
43- اصول گزارش نویسی نوشته جودیت ویدال ترجمه محمد تقی مهدوی
انتشارات مرکز اسناد ومدارک علمی 1366
44- فهم نظریه های سیاسی نوشته توماس اسپریگنز ترجمه فرهنگ رجایی
انتشارات آگه تهران چاپ چهارم پاییز 1382
45- نقش اطلاعات در مدیریت بحران نوشته شاون پی مک کارتی ترجمه
دکتر محمد رضا تاجیک
46- فراگرد تخمین در سیاست و اطلاعات نویسندگان ارمعانبن اسرائیل ،
پائولا سگالینگر ،مایکل دوتوان ترجمه مهدی سلطانی
مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری چاپ اول 1381
رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
ملاحظات ژئوپلیتیک در شرایط جدید سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران رامین تحلیل سیاسی 1 12-08-2013 02:20 PM
پرسش و پاسخ با شهیر mehdi تحلیل سیاسی 4 10-04-2011 08:13 AM
اقتصاد سیاسی نفت و جامعه مدنی در ایران . alihallo بخش اقتصادی 1 07-27-2010 11:52 AM
رتبه یک برای فوروم ایران آمریکا youme موضوعات مورد بحث 34 10-06-2009 11:58 AM
حوزه سیاسی - مقاله ای از پیر بوردیو خوابزده بخش اجتماعی 0 09-01-2009 12:23 PM


ساعت جاری 06:37 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT