آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ترجمه > تالار مطالب اجتماعی (ترجمه)

پاسخ
    نمایش ها: 15373 - پاسخ ها: 59  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-25-2010, 07:34 PM   #26
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟


نوبت به "توسعه پایدار" می رسد. (فرشیر عزیز به "Sustainable development" اشاره کرد)
آن روزی که هری ترومن در سخنرانیش کمک به کشورهای عقب مانده را مطرح کرد، مردم آمریکا به هیچ عنوان فکر نمی کردند که یک روز بشریت با محدودیت منابع طبیعی روبرو خواهد شد. از سالهای 1970 و دو شوک نفتی 1973 و 1979 ، غرب کم کم این محدودیت را درک می کند.
فکرش را بکنید اگر همه کشورهای کره زمین نحوه زندگی آمریکایی ها یا American Way Of Life را داشته باشند (آمریکا با داشتن 5% جمعیت جهان 25% منابع را مصرف می کند) به 5 یا 6 سیاره دیگر نیاز است تا پاسخگوی مصرف مردم جهان باشد(WWF.)
انقلاب صنعتی قرن نوزدهم، شاخصهای "رشد" را معرفی کرد. اما اساسا این رشد را اقتصادی می دید که به راحتی قابل سنجش است. اینچنین بود که "تولید ناخالص داخلی" که اصلش به سالهای 1930 برمی گردد به عنوان شاخص سنجش ثروت یک کشور جا افتاد. از نیمه دوم قرن نوزدهم پیشرفتهای مهم "اجتماعی" حاصل شد و اصطلاح "اقتصاد و اجتماع" وارد لغتنامه ها شد. اما با درک محدودیت منابع؛ غرب به این نتیجه رسید که بعد سومی به نام "محیط زیست" را از نظر دور داشته.
مدل توسعه صنعتی در چهارچوب محیط زیست قابلیت تداوم را ندارد و اجازه توسعه ای را نمی دهد که "پایدار" باشد.
محدودیت مواد اولیه، انرژی فسیلی، شکاف در اکوسیستم، کاهش تنوع بیولوژیک یا گرمایش زمین و گازهای گلخانه ای و عموما آلودگی ناشی از فعالیت بشر مسائلی بودند که باید برایشان چاره ای پیدا می شد. در نظر داشته باشیم فقرا بیش از اغنیا از بحران محیط زیست و تغییرات آب و هوایی آسیب می بینند.
توسعه صرفا مصرفی با بهره گیری از منابع غیر قابل تمدید نگران کننده جلوه می کند و مدل جدیدی می طلبد. سال 1987 "کومیسیون جهانی محیط زیست و توسعه"، توسعه پایدار را اینگونه تعریف می کند :
"توسعه ای که پاسخگوی نیازهای نسلهای حاضر باشد بدون آنکه ظرفیت نسلهای آینده را در پاسخگویی به نیازهایشان زیر سوال ببرد."
هدف توسعه پایدار آشتی دادن 3 بعد اقتصاد، اجتماع و محیط زیست است که دولتها، شرکتها و عموم مردم را به اهتمام فرا می خواند و تعادل متناسب و قابل حیات در درازمدت را بین 3 عرصه تجویز می کند.
مسئله پیشرفت تکنولوژیک در توسعه اقتصادی نسبت به مسایل محیط زیست و اجتماعی متفکران را به خود مشغول کرده است. هانس یوناس Hans Jonas در سال 1979 در کتاب "اصل مسئولیت" با اشاره به بحران های دوره ای اقتصادی و رکود رشد اقتصادی و کاپیتالیزم تولیدگرای کشورهای غرب، وضعیت را بحرانی می بیند. تا آنجا که برنارد په ره Bernard Perret اقتصاددان فرانسوی حتی از خود می پرسد "آیا کاپیتالیزم پایداراست ؟"
در بخش دیگر مفصلا به تناقضات نهفته در مفاهیم توسعه می پردازیم.
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-26-2010, 06:02 PM   #27
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

این 13 تا کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت را باید خواند تا ببینیم از کجا آمده ایم، ولی خدا می داند که بشر به کجا می رود. زندگی بشر بدون برنامه و بیشتر با امتحان و اشتباه پیش رفته است.
trial and error

پرتو رول Pareto rule
Pareto_principle
می گوید بیست هشتاد.
نقل قول:
(آمریکا با داشتن 5% جمعیت جهان 25% منابع را مصرف می کند
آیا می توان گفت:
جمعیت امریکا بیست درصد جمعیت دنیا را تشکیل نمی دهد ولی دست کم هشتاد در صد آشغال دنیا را تولید می کنند؟
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-26-2010, 07:44 PM   #28
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

ونسان شنه Vincent Cheynet متولد سال 1966 به طور موازی هم فعال سیاسی و هم اجتماعی است. 10 سال مدیر هنری در شرکت چند ملیتی تبلیغاتی (Publicis Lyon) بوده قبل از آنکه به شغل قدیمیش پشت کند. در سال 1999 بنیاد و مجله ای به اسم "داغون کنندگان تبلیغات" (Casseurs de pub) را تاسیس می کند. از سال 2003 او روزنامه La Décroissance (غیر قابل ترجمه، شاید ضد رشد، دوستی پیشنهاد "نقصان" داد) را منتشر می کند، "روزنامه شادی و زندگی"، و ماهنامه ای که سردبیرش است.
ترجمه متن کنفرانس او را در جمع شاگردان مقطع Master دانشگاه لیون با موضوع "اخلاق و توسعه پایدار" به صورت کامل و در دو قسمت می نویسم:
چطور می توان از توسعه انتقاد کرد ؟
برای جواب به این سوال می خواهم به عنوان یک کارشناس ارتباطات با شما صحبت کنم. اعتراف می کنم 10 سالی مدیر هنری در اولین گروه اروپایی ارتباطات بودم. نگران نباشید امروز از توابین تبلیغات هستم! ولی از آن دوران چند قاعده ارتباطی را آموخته ام.
یکی از ابتدایی ترینشان این است: "چیزی که شما می گویید و نحوه ای که شنیده خواهد شد". چه بسا بسیار متفاوت و حتی در تقابل باشد.
حرف شما شاید برعکس آن چیزی که فکرش را می کردید شنیده شود. به عنوان مثال، فرض کنیم بر حسب تصادف، من از کلمه "توسعه" استفاده کنم. فرهنگ لغات آنرا اینچنین تعریف می کند: بزرگی بخشیدن، قوت بخشیدن، گسترش دادن. قاطعانه همه به نظر مثبت می رسند.
ولی اگر واژه "توسعه" را در مورد جامعه کنونی خودمان به کار ببرم چگونه شنیده خواهد شد؟ آنچیزی که در دنیای ما حرف اول را می زند اقتصادگرایی است. یعنی ما در جهانی زندگی می کنیم غرق در واژگونیهای ارزشها، جایی که اقتصاد نه یک ابزار بلکه هدف است. هر کلمه ای که از دور یا نزدیک به درد اقتصاد بخورد، ابتدا در ابعاد اقتصادی فهمیده می شود. اگر به شما بگویم رشد، شما "رشد اقتصادی" می شنوید. اگر به شما بگویم لیبرالیسم، شما به لیبرالیسم فلسفی توسعه یافته از فیلسوفان عصر روشنگری فکر نخواهید کرد، لیبرالیسمی که بنیانگذار انقلاب بود، شما به لیبرالیسم اقتصادی فکر می کنید.
"توسعه" هم در جامعه ما به طور طبیعی "توسعه اقتصادی" شنیده خواهد شد.
جامعه ما، "توسعه یافته" را جوامع مصرفی می داند. بقیه ساکنان زمین "در حال توسعه" یا "عقب مانده" هستند. با این اوصاف تمدن خودرو، تلویزیون و موبایل به عنوان کمال منطقی و غیر قابل چشم پوشی جوامع بشری شناخته می شوند. باز هم تحت واژه های متفاوت، انسان سفیدپوست از شوقش پرده برداری می کند. توسعه واقعی موجود در حقیقت چیزی نیست جز غربی کردن جهان.
و اما "توسعه پایدار"؟
منطقا اینگونه فهمیده می شود: "توسعه ای که در درازمدت تداوم داشته باشد" با چاشنی رنگ "سبز" با قلم موی تبلیغاتچی ها برای خام کردن ما و به اسم طرفداری از محیط زیست.
اجازه دهید تعریف میشل دو فابیانی مدیرکل بریتیش پترولیوم را از "توسعه پایدار" در سال 2001 برایتان بازگو کنم: "توسعه پایدار قبل از همه تولید بیشتر انرژی، نفت، گاز، شاید زغال سنگ و هسته ای و مطمئنا تولید بیشتر انرژی قابل تمدید است. در عین حال باید اطمینان داشت که این تولیدات به محیط زیست آسیب نرساند."
معنیش می شود: آلودگی بیشتر همراه با نجات محیط زیست. همانطور که یک اکولوژیست (طرفدار محیط زیست) معاون دوم شهردار لیون می گوید: "توسعه پایدار آشتی دادن رشد با حامیان محیط زیست است"
این دیگر بارها و بارها ثابت شده است که افزایش رشد اقتصادی، یعنی آلودگی بیشتر. رشد سبز، رشد تمیز، رشد قابل تحمل مانند توسعه پایدار، oxymores است یعنی در کنار هم قرار گرفتن دو واژه ای که با هم در تضاد هستند.
لویی شوایتزر مدیر کل "رنو" در ماهنامه "Enjeux Les Echos" دسامبر 2004 می گوید: "توسعه پایدار نه آرمانشهر است نه حتی یک اعتراض، بلکه صحبت از بقای اقتصاد بازار است". وقتی شوایتزر از "اقتصاد بازار" سخن می گوید از "اقتصاد بازارها" حرف نمی زند. آن اقتصادی که در اندازه های انسانی باشد و به محیط زیست احترام بگذارد و بنیانش با مجموعه های کوچک اقتصادی شکل گرفته باشد. او از کاپیتالیسم حرف می زند.
دوسال پیش سناتور مارسل دنو که یک چپ گرا نیست و دست راستی است در گزارشش راجع به روند و گسترش تغییرات آب و هوا، نتیجه می گیرد: "در نگاه اول کانسپت توسعه پایدار می تواند همه آرا را به یک توافق برساند به شرطی که محتوای خیلی مشروحی از آن دریافت نشود. بعضی از این اصطلاح کلمه اولش "توسعه" را می گیرند به این عنوان که توسعه ای که تا به حال پیش می رفته باید ادامه پیدا کرده و تشدید شود و البته به صورت "پایدار". بعضی دیگر برداشتشان از صفت "پایدار" زیر سوال بردن افراط در توسعه کنونی است که تخلیه منابع طبیعی، آلودگی، گازهای گلخانه ای ... را موجب شده است. ابهام اصطلاح "توسعه پایدار" ضامن موفقیتش است. منجمله (حتی باید گفت مخصوصا) در مذاکرات بین المللی از این نظر که اعلام شده "پایدار"، بار منفی ندارد و به مثابه مدلی مطلق که می توان عمومیتش داد و بر مجموعه کره زمین به کرسیش نشاند."
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-27-2010, 10:12 AM   #29
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

آن ها به دنبال چه می گردند؟
http://en.wikipedia.org/wiki/Carl_Jung
کارل یانگ در یکی از کتاب هایش گفت و گوی با یکی از بومیان آمریکا ، کسی که متعقد بود سفید پوستان قیافه هایی عصبی ، چشمانی زل زده و رفتاری خشن دارند. او گفته است "آنها همیشه در جست و جوی چیزی هستند. آنها به دنبال چه میگردنند؟
سفید پوستان همواره گمشده ای دارند.
آن ها مدام بیقرار و ناراحت اند. ما نمی دانیم خواسته های آنها چیست . به نظر ما آنها دیوانه اند."
بدیهی است احساس نهفته ی ناخشنودی ، پیش از ظهور تمدن صنعتی غرب پیدا شد. آما در تمدن غرب که می رود الگوهای خود را بر جهان تحمیل کند - این احساس شدید تر است . احساس ناخشنودی ، در زمان مسیح نیز بوده است .و پیش از آن ، در زمان بودا نیز بوده است . چرا تو همواره اضطراب داری؟
مسیح از یکی از حواریو ن خود پرسید " آیا دغدغه های تو می تواند یک روز به عمر تو اضافه کند؟ "
بودا گفته است "خاستگاه درد و رنج آدمی . خواست و ارزوست."(1)
مقاومت در برابر لحضه ی حال و عدم رضایت و تسلیم، ریشه در عدم اعتماد ما به هستی دارد. ناآگاهی نسبت به هستی ، سرچشمه ی تمدن صنعتی تهی از انسانیت ماست.
فروید نیز این احساس نهفته ناخرسندی را فهمیده و در کتاب خود با عنوان" تمدن و ناخرسندی هایش" درباره ی آن سخن گفته است. اما او ریشه ناخرسندی را تشخیض نداد و ندانست که آزادی از این ناخرسندی ، کاری ی ست ممکن. کار کرد غلط جمعی ، تمدنی ناشاد و بی اندازه خشن به بار آورده است که نه تنها خود را ، بلکه کل زندگی را برروی کره زمین تهدید می کند.
Power of Now
Eckhart Tolle

در قرن بیستم ، آدم ها (؟) به دست خود صد میلیون آدم دیگر را کشته اند. چرا ؟ چرا آدم چنین درد و رنج عظیمی را بر خود تحمیل می کنند؟ اگر شمار خشونت های روانی. عاطفی و فیزیکی را و اگر شکنجه ها و دردهای گوناگون را به این رقم اضافه کنیم ، حماقت و جنون بشر از حد تصور بیرون می رود. ایا آدم ها چنین اند. زیرا با ذات حقیقی خود در ارتباطند، همان ذاتی که سرچشمه ی همه شادمانی ها و خوبی و زیبای هاست؟
البته که نه.
تنها آدمهایی که در حالتی کاملا منفی قرار دارند، تنها کسانی که احساس خوبی ندارند می توانند چنین فاجعه هایی را به بار بیاورند. این فاجعه ها ، انعکاس آن چیزی ست که در درون آنها می گذرذ. هم اکنون همین آدمها هستند که طبیعت را ویران می کنند و به یغما می برند، طبیعتی که ضامن حیات بر روی کره زمین است . باور کردنی نیست. اما حقیقت دارد . انسان، موجودی ست ظلوم و جهول. انسان ،موجودی ست خطرناک و بیمار. این، قضاوت نیست . بیان واقعیت است. اما این نیز واقعیت است که انسان توان آن را دارد که برتر از فرشته ها بنشیند. زیر لایه های دیوانگی انسان ، چشمه های زلال بصیرت نهفته است. شفا و بهبودی ،در دسترس انسان است: در لحظه ی حال
نیروی حال
اکتارت تول

(1)Maslow's hirarchy of needs
http://en.wikipedia.org/wiki/Maslow'...archy_of_needsوقتی شخصی گمراه از جنگ حمایت می کند و برای توجیح لشکرکشی و فروش اسلحه هزاران کلمه نادرست می نویسد ، ما در این فوروم نمی توانیم این شخص را هدایت کنیم .
اگر ارتش امریکا در افغانستان انجیل مقدس را توضیع می کند، ایا بهتر نیست که محتویات آنرا اول اجرا کنند؟
آیا بهتر نبود که بجای لشکر کشی ،از اول بخشش اجرا می شد؟
forgiveness
ایا این همان چیزی نیست که مسیح در انجیل موعضه می کند؟
At least practice what you preach.
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-27-2010, 10:14 PM   #30
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

پرسشهایی مطرح شد که دوستان پاسخی ندادند.
مثلا دراین پست، از تعریف آموزشی فرانسه انتقاد کردم و پرسیدم شما چطور ؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط پرسشگر نمایش پست ها
....
توسعه یعنی ترکیبی از تغییرات ذهنی و اجتماعی یک جمعیت در جهت رشد پایدار تولیدات واقعی و کلی
تعریفی که در کتابهای سال آخر دبیرستان فرانسه تدریس می کنند تعریف آخری است و در سه مقطع توضیح داده شده (عین آنرا برایتان ترجمه می کنم) :
مقطع اول :
تغییرات ذهنی : به عنوان مثال ارزش بخشیدن به عقل و منطق ، علم بر علیه باورهای سنتی، مذهب و همچنین ارزش به اختراع و ابداع و روحیه ای ضد عادات و روزمرگی را شامل می شود.
تغییرات اجتماعی : به عنوان مثال شهرنشینی، رشد تحصیلات، بهبود بهداشت و سلامتی، نزول زاد و ولد و غیره را شامل می شود.
مقطع دوم :
طبق این تعریف، توسعه دلیلیست برای رشد اقتصادی. در واقع علم موجب پیشرفت فن می شود که سرچشمه رشد است. گسترش تحصیلات پیشرفت علم را به همراه خواهد داشت که باز موجب رشد می شود. مثالی دیگر : با نزول زاد و ولد خانواده ها می توانند پس انداز بیشتری داشته باشند که خود باعث سرمایه گذاری بیشتر می شود که آن هم از سرچشمه های رشد است.
مقطع سوم :
از طرف دیگر، توسعه سبب بهبود رفاه مجموعه جمعیت می شود. به عنوان مثال گونارمیردال برنده نوبل اقتصاد سال 1974(G. Myrdal) توسعه را "جنبشی در جهت بالا برای ارتقا کل بدنه اجتماعی" می داند. در زمینه نیازهای بنیادی (غذا، دسترسی به آب آشامیدنی، بهداشت، تحصیل،تفریح و غیره)
از نظر آمارتیا سن برنده نوبل 1998 (A. Sen) توسعه یعنی روند گسترش آزادی های واقعی همه افراد. این آزادی، آزادی اتخاب بین شیوه های متفاوت وممکن زندگی را نیز شامل می شود.
پی نوشت : دوست ندارم توسعه را به فرزندم اینگونه توضیح داده و تدریس کنند شما چطور ؟
آیا سکوت شما علامت رضا بود. رضا به تعریفی از توسعه که با پست شماره 28 کاملا در تضاد است ؟
با کدامیک از این تعاریف موافقید ؟
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2010, 12:46 AM   #31
رامین
 
رامین's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 3,968
تشکرها: 13,218
در 2,825 پست 15,116 بار تشکر شده
Points: 32,680, Level: 100
Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100 Points: 32,680, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

پرسشگر عزیز این بحث به خودی خود تا آنجا که سواد ناقص من اجازه می دهد در عین جذابیت دارای گستره بسیار است و از هر دری که وارد شویم یک در دیگر گشوده می شود و شاید هم چند در ! در همین لحظه هم باز تعاریف و مفاهیمی حتی گاه متناقض و متضاد را درباره این بحث می شنویم شاید در مفهومی کلی تر تعریف توسعه یعنی انسان . از نظر من بحث جذابی است که اگر هر کدام از کاربران و دوستان توانسته باشند روند آهسته و تعریفی اولیه بحث را بگذرانند در این چند پست و ادامه این بحث شاهد مبحث زیبایی خواهند بود که به همه جا سرک خواهد کشید . شاید هم من اشتباه می کنم ؟ در هر صورت من با لذت فراوان سرا پا گوشم .
با سپاس و ارادت

رامین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از رامین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2010, 01:22 AM   #32
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط رامین نمایش پست ها

... شاید در مفهومی کلی تر تعریف توسعه یعنی انسان .
آیا انسان می تواند جدا از محیط زیستش تعریف شود ؟
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2010, 08:27 AM   #33
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

Man is part of nature
Aristotle.
انسان جزوی از طبیعت است
ارسطو
Of all the wonders of the universe man is the greatest
Aristotle
از همه شگفتیهای کائنات، انسان عالیترین است
ارسطو
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2010, 12:18 PM   #34
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

قسمت دوم کنفرانس ونسان شنه :
برای دانشجویان حاضر در اینجا، به مجله کاپیتال رجوع می کنم. شماره ژوئیه 2004 این ماهنامه اختصاص داده شده بود به "شغل های آینده و چگونه خود را آماده کنیم". یکی از این شغلها، مسئول توسعه پایدار است که در تعریفش نوشته شده : "ایده آلیست ها حواسشان را جمع کنند ! مسئول توسعه پایدار قرار نیست ناجی کره زمین باشد. وظیفه او نظارت بر این است که شرکت به معیارهای جدید محیط زیست احترام بگذارد و مانع کشمکش و درگیری با مصرف کنندگان شود"
صحبت از توسعه به مفهوم رشد اقتصادی فاقد معنا برای کشورهای غربی است. کشورهای ثروتمند با 20% جمعیت دنیا، 80% منابع طبیعی را مصرف می کنند.
سطح توسعه اقتصادی ما، هدفش تاراج سیستماتیک آنچیزی است که هنوز روی کره زمین باقی مانده و محروم کردن اقتصادی کل جمعیت جهان. همین حالا هم سطح "بیش توسعه" کشورهای ثروتمند برای طبیعت غیر قابل تحمل است. تعمیم دادن آن به مابقی (80%) جمعیت دنیا مطمئنا انجام پذیر نیست. تازه تاراج کنندگان بعدی کدامیند که قرار است به نوبت خود توسعه یافته شوند ؟
جمله ای از سرژ لاتوش Serge Latouche پروفسور اقتصاد را می آورم :
"اینچنین است که توسعه پایدار، این ترم متناقض هم وحشتناک است هم نا امید کننده ! لااقل با توسعه غیر پایدار و انجام ناپذیر، امیدی بود که این روند مرگبار پایانی داشته باشد. پایانی که زاییده تناقضات، شکستها، جنبه غیر قابل تحملش و تخلیه منابع طبیعی... خواهد بود. در آن صورت می توانستیم بیندیشیم و کار کنیم بر روی "پسا توسعه"، یک پست مدرنیته ای قابل قبول سرهم کنیم . خصوصا اجتماع و سیاست را در مناسبات اقتصادی بازتعریف کنیم. تعریفی جدید از رفاه جمعی و زندگی خوب در قالب تجارت اجتماعی پیدا کنیم. توسعه پایدار اما همه چشم اندازها ی خروج را از ما می گیرد و به ما قول توسعه ابدی می دهد !"
این نقد، جدید نیست : سال 1993 سرژ لاتوش تیتر یکی از مقالاتش را گذاشته بود : " کلاه برداری توسعه پایدار" دو سال قبل از آن نیکولاس جورجسکیو-روگن Nicholas Georgescu-Roegen پدر بیواکونومی bioéconomie زنگ خطر را به صدا در آورده بود : " کوچکترین شکی نیست که توسعه پایدار یکی از مخرب ترین کانسپت ها است".
خوب به ما پاسخ می دهند : "بله ولی توسعه ای که ما از آن حرف می زنیم توسعه ای انسانی یا اجتماعی است، توسعه ای پایدار چنانچه تعریف شده". مسئله اینجاست، اگر شما تصمیم بگیرید چکش را "گاز انبر" بنامید و با نام بردن از چکش از هم دوره ای های خود بخواهید به شما یک گازانبر بدهند غیر ممکن است.
شما نمی توانید تافته ای باشید جدا بافته از دنیایی که در آن زندگی می کنید و معنایی که به واژه ها داده می شود. بنا براین با استفاده از ترم "توسعه پایدار"، کاری که می کنید تجهیز ابرماشین مخرب بشر و طبیعت است.
این سیستم دارای یک ظرفیت فوق العاده "مصادره به مطلوب است" و با اعتراضات بد، بیشتر تغزیه می شود. نه توسعه و نه رشد در ابعاد اقتصادی که معرفی شده اند نمی توانند پایدار باشند چون آنها "علت" تخریبتمدن ما هستند. اینشتین می گفت : "نمی توان یک مسئله را با شیوه تفکری که آن مسئله را به وجود آورده حل کرد" با تجویز دارویی که موجب بیماری ما شده نمی توانیم به سمت دنیایی برویم که در آن محیط زیست محترم شمرده شود.
اما دلیل توفیق زیاد این کانسپت چیست ؟
در گذشته اکولوژیست ها (حامیان محیط زیست) از قدرت کنار گذاشته شده بودند. شعارهای آنها برای حاکمیت زیادی آزاردهنده بود. توسعه پایدار اجازه آشتی به همه چیز و هرمخالفی را می دهد. از این رهگذر حاکمیت توانست انتقادات اکولوژیست ها را به نفع خود مصادره و رقیق کند و مشوق ایجاد طبقه ای شد به نام "توسعه گراها" با سیاست نجات منافع خودش.
La décroissance (ضد رشد، نقصان*) در تقابل با این انحراف است. به ما یادآوری می کند که باید دست از بی مسئولیتی در علم-فن technoscience برداریم. که مسئله بشر و محیط زیست قبل از هر چیز فلسفی و سیاسی است. آنچیزی که بیش از همه به آن نیاز داریم علم و فن نیست بلکه خرد و تعاون است.
متن اصلی فرانسه را اینجا پیدا می کنید
·از دوستان خواهش می کنم ترجمه ای مناسب برای La décroissance (ضد رشد، نقصان) پیشنهاد دهند زیرا در چند سال اخیر جنبشی به همین نام در فرانسه متولد شده و از سال 2005 رسما به عنوان یک حزب سیاسی اعلام موجودیت کرده است.
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-04-2010, 09:40 AM   #35
mory291
 
mory291's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: IRAN
پست ها: 2,635
تشکرها: 6,904
در 2,363 پست 14,849 بار تشکر شده
Points: 32,301, Level: 100
Points: 32,301, Level: 100 Points: 32,301, Level: 100 Points: 32,301, Level: 100
Activity: 71%
Activity: 71% Activity: 71% Activity: 71%
پیش فرض تحلیلی بر این واقعیت : چرا عقب مانده‌ايم؟!


چرا عقب مانده‌ايم؟!



يادداشتى از دکتر کاوه احمدى على آبادى، عضو هيئت علمى دانشگاه آبردين



ديپلماسى ايرانى: توسعه حتى هنگامى که ملاک‌هاى اساسى آن، شاخص‌هاى اقتصادى در نظر گرفته شود، باز ناگزير از توجه به ابعاد اجتماعى و فرهنگى است. هيچ تغيير رفتار اقتصادى رخ نمي‏دهد، مگر اين که در نگرش‌ها، هنجارها، تفکرّات قالبى، باورها، کنش‌ها و الگوهاى مألوف انسانى و اجتماعى، تغييراتى اساسى داده شود. در بسيارى از ديدگاه‏هاى ديگرى از توسعه که بعد اقتصادى را مهمترين بعد توسعه نمي‏انگارند، عوامل اجتماعى را نه تنها مقدم، بلکه اساسي‏تر از توسعه اقتصادى مي‏نگرند. امروزه در توسعه مشارکتى نکته کليدى آن است که اعضاى يک جامعه، فرآيندهاى بنيادى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى را بر عهده گرفته و نه تنها روش‌هاى آن، بلکه اهداف و اولويت‏هاى آن‌ها را تعيين کنند.
بسيارى از نظريه پردازان و پژوهشگران در جستجو براى تجزيه و تحليل عواملى گشتند که موجب توسعه فزاينده برخى از جوامع و عقب ماندن جوامع ديگر مى شود. ماکس وبر –جامعه شناس و نظريه پرداز معروف- يکى از مطرح ترين آن‌ها بود، که نظريات اش از معدود آرايى بود که توانست در اوج اقتدار نظريات مارکسيستى، نظريه اى متفاوت ارائه کند، که "انديشه‌ها" را در مقابل عوامل اقتصادى، براى هر پيشرفتى کليدى معرفى کند. او هم در اثر مطرح اش "اخلاق پروتستان و روح سرمايه دارى" به مبانى کلان آن پرداخته است و هم با طرح ابعاد خردتر از طريق کنش‌ها، آن را تبيين کرده است. نمونه آن تفکر عقلايى است که يکى از اصلي‏ترين عوامل پيشرفت در غرب ارزيابى مي‏شود که امکان طرح‏ريزى، برنامه‏ريزى و ارزيابى علمى را فراهم مي‏آورد، در حالى که تفکر سنتى در شرق از يک طرف، بيشتر احساسى و عاطفى و از طرف ديگر مبتنى بر سنت و رسم است که مورد توجه و مطالعه نظريه پردازان و برنامه‏ريزان قرار گرفته است. در کشور ما نيز نمونه‏هايى از اين الگوها را مي‏توان شناسايى و تجزيه و تحليل نمود. اما مباحث وبر و نظريه پردازان ديگر هنوز به شکلى مکفى پاسخگوى طرح مسئله ما نيست و ما با تداوم آن راه، علل ديگرى براى پيشرفت جوامع مختلف بيان مى کنيم.

نقش جهان بينى‌ها در پيشرفت جوامع
از منظر ما، جهان بينى مردم هر جامعه، کليدى ترين نقش را در تحول جوامع بازى مى کنند و آن زمانى مهمتر جلوه مى کند که بخواهيم در ابعاد تحولات کلان، آن را دنبال کنيم. در سطح خرد نگارنده در مقالات گذشته و در مجامع علمى مختلف، کنش‌هايى که براى توسعه مفيد و کنش‌هايى را که مانع از آن مى شود، ارائه و تبيين کرد و اينک پرداختن مجدد بدان‌ها را ضرورى نمى بينم و تنها مى خواهم به نقش عوامل کلان تحول جوامع که به زعم ما از جهان بينى‌هاى مختلف ناشى مى شود، بپردازم.

جهان بينى جاهلى و بدوى؛ جهان بينى منفى
مردم شناسانى که به ملانزى سفر کرده و اقدام به مطالعه و پژوهش در جوامع بدوى آن منطقه کرده اند، گزارش نموده اند که بسيارى از مردم فقير ملانزى که تنها محصول و درآمد مهم زندگى شان را سيب زمينى‌هاى هندى تشکيل مى دهند، اما بيش از آن که نگران فقر خود باشند، در جستجوى آن اند که زمين همسايگان شان چقدر محصول داده است. آن‌ها حتى با وجود تنگدستى مبالغ هنگفتى خرج مى کنند و به جادوگران قبايل مى دهند تا از طريق سحر باعث خرابى و کم بارى محصولات همسايگان شان شوند! آنان مدام بدين رقابت منفى و حتى دشمنى ادامه مى دهند و بر فقر و فلاکت خود مى افزايند. مى دانيد چرا؟ چون بنا بر توضيحات فوق، چنين استنباط مى شود که آنان حاضرند، حتى به قيمت بدبختى خود، ديگران بدبخت شوند! اين است جهان بينى عقب ماندگى مداوم. مردمى که ارضا مى شوند حتى به قيمت بدبختى خود، ديگران را بدبخت ببينند و بدبخت کنند. اين است جهان بينى جوامع بدوى و جاهلى که خود را رها کرده اند و به ديگران چسبيده اند و ديگران را نيز بسان دشمن مى بينند و همچون دشمن با آنان رفتار مى کنند و طبعاً ديگران حتى اگر ابتدا با آنان دشمن نيز نباشند، به سبب تداوم رفتار منفى آنان، عملاً به دشمن بدل مى شوند و چنين جامعه اى محکوم به عقب رفتن مداوم است.

جهان بينى خنثى
جهان بينى ديگر به جوامعى مربوط مى شود که اصطلاحاً جهان سوم خوانده شدند و امروزه در حال توسعه ناميده مى شوند و دوره گذار از عقب ماندگى به پيشرفت را آهسته طى مى کنند و بين سنت و مدرن دست و پا مى زنند. در نزد مردم اين جامعه، سود يک نفر به مفهوم ضرر ديگرى است و وقتى کسى دارد از طريقى منفعت مى بيند، حتماً دارد کسى ضرر مى کند! و سود ديگران مساوى با ضرر خودشان است و سود خودشان به مفهوم ضرر ديگران تعبير مى شود. مثالى مى زنم تا قضيه روشن تر شود. در اين جهان بينى نفس داشتن ثروت زياد به مفهوم ضرر رسانيدن به ديگران و دزدى است و کافى است چنين جامعه اى در اخلاقيات سقوط کرده باشد تا در عمل نيز چنين باشد و راه‌هاى غيرقانونى و مهمتر از آن غيرانسانى براى کسب دارايى‌ها در جامعه متداول شود. در سطح تصميمات کلان وقتى اين جهان بينى در سياستگزاران و برنامه ريزان جامعه متجلى مى شود، نتيجه اش اين است که اگر کشورى در مجاورت ما دارد سود مى برد، پس ما حتماً داريم ضرر مى کنيم! و اگر کشورى منفعتى در برنامه پروژه اى دارد، حتماً به ضرر ماست و بايد به طريقى جلوى آن گرفته شود. اين جهان بينى خنثى است که اگر تحولى نيز در جامعه رخ مى دهند، بنيادى نيست و بيشتر صورى است و مبتنى بر ظواهر و تکنيک‌هاى جديد است، و پيشرفت مى کند، اما کند و آرام و تحولاتش تا حد زيادى به حوادث و تحولات غيرقابل پيشبينى و برنامه وابسته است. اين نظريه به خوبى توضيح دهنده تفاوت پيشرفت در کشورهايى است که همزمان به برنامه‌هاى توسعه روى آوردند و حتى بعضاً برخى زودتر از جوامع ديگر گام در اين مسير گذاشتند، اما هرگز به توسعه همپاى کشورهاى ديگر نرسيدند. اين تفاوت، يکى از بزرگترين مسائل امروز برنامه ريزان و نظريه پردازان توسعه در 50 سال اخير است که ما به کمک نظريه جهان بينى‌هاى متفاوت به توضيح اش مبادرت ورزيديم. جوامعى که با وجود مدرن سازى، پيشرفت نکردند و جوامعى که در همان مدت اينک به کشورى پيشرفته بدل شدند؛ همچون ژاپن و کره جنوبى که با وجود تفاوت در بسيارى از زمينه‌ها با جوامع غربى، همچون آنان پيشرفت کردند، در حالى که بسيارى از کشورهاى در حال توسعه و آمريکاى لاتين در اين راه چندان موفق نبوده اند.

جهان بينى عامل پيشرفت مداوم؛ جهان بينى مثبت
اما جهان بينى اى که منتهى به پيشرفت مداوم و تصاعدى مى شود. مردم اين جوامع، سود ديگران را به مفهوم ضرر خود نمى بينند و تصور مى کنند که نه تنها سود ديگران مى تواند همراه با سود آنان باشد، بلکه چه بسا منجر به سود بيشتر آنان نيز شود. همچون زمانى که در يک کار تجارى با هم مشارکت مى کنند و سرمايه گذارى مشترک مى کنند، هم همگى سود مى کنند و حتى کسانى نيز که با آن‌ها طرف معامله هستند، سود مى برند. در اين جهان بينى دشمنان به تدريج به رقيب بدل مى شوند و رقبا چه بسا به اتحاديه‌هايى مشترک المنافع. اين جهان بينى ياد مى دهد، حتى راه مقابله با دشمنان، افتادن در دام جهان بينى خنثى و منفى نيست، بلکه آنان بايد به جهان بينى مثبت خود پايبند باشد. اين است راز پيشرفت جوامع و کشورهايى که به شکلى فزاينده ترقى مى کنند و در هر جا که منافع خود را دنبال مى کنند، با اشتراک با کشورهاى ديگر و چه بسا کشورهاى منطقه، بدنبال اهداف شان هستند، چون سود ديگرى را به معناى ضرر خود نمى بينند و بر برنامه‌هاى مشترک در جهت منافع همه طرف‌ها- حتى رقيب- روى مى آورند. در اين جوامع، سياستمداران مدام در حال اثبات اين نکته نيستند که کشورى ديگر چون بدنبال منافع خود است، پس ما بايد مانع آن شويم، زيرا منفعت ديگرى به معناى ضرر خودشان نيست و بى شک هر کشورى بدنبال منافع خويش است، ولى اين به مفهوم خسران ديگرى نيست و آنان مى توانند به منافع مشترک شان بيانديشند. نکته اى که بيشتر کشورهاى اسلامى و خاورماينه از آن غافل مانده اند.
__________________
ASPIRE YOUR INSPIRE! BEFORE YOUR EXPIRE
mory291 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از mory291 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-05-2010, 09:33 AM   #36
mory291
 
mory291's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: IRAN
پست ها: 2,635
تشکرها: 6,904
در 2,363 پست 14,849 بار تشکر شده
Points: 32,301, Level: 100
Points: 32,301, Level: 100 Points: 32,301, Level: 100 Points: 32,301, Level: 100
Activity: 71%
Activity: 71% Activity: 71% Activity: 71%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

سلام به همه دوستان
و ضمن تشکر از پرسشگر عزیز و تعذر از اینکه خیلی دیر به این بحث ملحق می شوم.
متعاقب بحثی که با حمید عزیز در یک گفتگوی خصوصی داشتیم ، بحث به "تکنولوژی بومی" رسید. من بد ندیدم که این بحث را بصورت عمومی در فروم مطرح کنم و البته به دلیلی ارتباطی که با موضوع جهان سوم داشت ، بهتر دیدم که در این تاپیک مطرح شود تا از نظرات دوستان بیشتری استفاده کنیم . البته امیدوارم به این طریق باعث خلل در بحث اصلی فروم نشویم و این بحث به صورت مرتبط با بحث اصلی پی گیری شود. من نظر اولیه خود را برای مطلع بحث اعلام میکنم و امیدوارم دوستان علاقمند ضمن عنایت به بحث اصلی تاپیک، این موضوع را نیز روشن تر کنند.
واقعا معنا و ضرورت مقوله ای به نام "تکنولوژی بومی" چیست؟ از نظر من مقوله ی "تکنولوژی بومی" به معنای عمومی آن نوعی توهم جهان سومی است و طرح چنین موضوعی بیش از هر چیز نشانگر عدم شناخت ضوابط جهانی و عدم برخورداری از توان لازم برای انطباق پذیری با جریان جامعه جهانی است.
برای باز کردن موضوع باید به برخی رفتار های اجتماعی و نیازهای جامعه بشری به صورت عام توجه کرد. انسان نیاز های مشخصی دارد و البته در فرهنگ ها و عادات و سنن متفاوت، نیازها هم به نوعی تغییر می کنند. اما اصل موضوع یکی است.
با کوچک شدن دنیا _ بر اساس تکنولوژی عام و زبان مشترک ارتباطات _ فواصل بسیار کم شده و نیاز های جوامع مختلف بسیار به هم نزدیک می شود. همه نیاز به یک سیستم نوین و یکپارچه مالی را حس می کنند. همه جا پروتکل های سیستم های مخابرات با استاندارد های مشترک تولید می شود. اتومبیل ها از سیستم های یکپارچه و مشابه و تکنولوژی های استاندارد بهره می برند. تجارت دارای ضوابط عام می شود. در دنیای صنعت دیگر مرزها معنی و مفهوم عام خود را از دست داده اند و مرز های صنعتی و اقتصادی ، کاملا ورای مرزهای جغرافیائی شکل گرفته اند. کنوانسیون ها و اتحادیه های بین المللی بر اساس همین ضرورت ها شکل می گیرند تا موانع داد و ستد و ارتباط صنعتی و تکنیکی را حذف کنند و خلاصه اینکه مرزها فقط در خاطرات باقی می مانند. (اینجا موضوع نظم نوین جهانی مطرح نیست و بحث کاملا غیر سیاسی است. )
اتفاقا کشورهای پیشرفته صنعتی در ایجاد این یگانگی پیش قدمند و اتحادیه اروپا نمونه بارز آن است. یعنی هرچه کشورها از نظر صنعتی و اقتصادی قوی تر می شوند، بر لزوم اتحاد اقتصادی و صنعتی و هماهنگی تکنولوژیک بیشتر واقف شده و از تکروی پرهیز می کنند. آنها به خوبی واقفند که بهره مندی از تجارب مشترک راه را کوتاه می کند و بر عکس و تک صدائی و ایجاد راه های موازی فقط به صرف انرژی و از دست دادن زمان و عقب ماندن از قافله خواهد انجامید. مرزها در این کشورها برداشته شده و ارتباط آسان شده است. تقریبا هیچ دو کشور اروپائی بر سر آب و خاک جدلی ندارند و این بحث ها را برای جهان سوم باقی گذاشته اند.
خلاصه اینکه بحت "تکنولوژی" هم از این مقوله مستثنی نیست. دنیای پیشرو به "اتحاد تکنولوژی" می اندیشد و دنیای جهان سومی به "تکنولوژی بومی"! بدیهی است که برخورداری از تکنولوژی و توان لازم صنعتی آرزوی هر ملت و زیربنای ابراز وجود در جامعه جهانی است. اما نباید فراموش کرد که ارزش ملل پیشرو به دوباره پیمودن راه هائی نیست که دیگران سال ها پیش رفته اند، بلکه به آموختن راه هائی است که تاکنون پیموده شده و تلاش در گشایش راه های جدیدی است که دیگران از پیمودن آن عاجز بوده اند! این مهم هم تنها با تحقیق و مطالعه به دست می آید. چیزی که ما ذاتا در آن ضعف داریم و همیشه سعی کرده ایم به جای آن از تعصب و غرور استفاده کنیم!
به واقع می توان گفت که امروز دیگر مقطعی و منطقه ای اندیشیدن و خود را تافته جدا بافته دیدن نوعی تعصب و واپسگرائی است. جهانی اندیشیدن هم ضوابطی دارد که باید آموخته شود و با ایجاد تعامل سازنده با دنیای پیرامون ، ضمن فرا گرفتن دانش موجود بشری، برای ابداع روش های جدید با دیگران همکاری و مساعدت کنیم.
اما قدم اول این است که مفهوم جهانی شدن را درک کنیم و سهم و وظیفه خود را در جامعه جهانی بشناسیم . این خودش گام بزرگی است که تصور می کنم هنوز بر نداشته ایم.
__________________
ASPIRE YOUR INSPIRE! BEFORE YOUR EXPIRE
mory291 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از mory291 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-05-2010, 01:26 PM   #37
Warrior
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 3,619
تشکرها: 9,449
در 3,299 پست 16,076 بار تشکر شده
Points: 47,648, Level: 100
Points: 47,648, Level: 100 Points: 47,648, Level: 100 Points: 47,648, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

نقل قول:
بحث به "تکنولوژی بومی" رسید. من بد ندیدم که این بحث را بصورت عمومی در فروم مطرح کنم و البته به دلیلی ارتباطی که با موضوع جهان سوم داشت
من هم مانند شما موافقم که نباید به شکل افراطی به فکر بومی سازی در هر زمینه ای باشیم چه بسا آن زمینه ارزش افزوده پایینی داشته باشد و گذشته از آن منابع ما محدود است مگر روی چند زمینه می توانیم سرمایه گذاری کنیم. و در نهایت سرمایه گذاری روی همه چیز مگر چقدر جواب می دهد. آخر می شویم همه کاره و هیچ کاره. کسی که در هر زمینه ای وارد شده و در هیچ کدام از آنها به جای مطلوبی نرسیده است.
اما موری جان فکر می کنم شما بیشتر با دو چیز مخالف هستید

1.بومی سازی افراطی (سرمایه گذاری بر روی چیزهایی که ارزش افزوده بالا دارد.)
2.عدم اختراع مجدد چرخ و استفاده از توانمندی دیگران به عنوان تکنولوژی پایه حرکت. (البته به شرطی که آنچیز را 50 سال تولید نکنیم بلکه تحقیق و توسعه را بر اساس آن تکنولوژی پایه شروع کنیم.)
وقتی که حرکت کشورهایی مانند ژاپن را نگاه می کنیم می بینیم آنها در ابتدا توانستند تکنولوژی های برتر را از آمریکا جذب کنند و سپس بر اساس آن حرکت خود را شروع کردند.بی گمان امروزه روشهای بسیار مختلفی برای جذب تکنولوژی روز و پیشرفته وجود دارد که باید از آنها استفاده کردند .امروزه کشورها حتی از طریق بازار بزرگ خود بر شرکت های بزرگ فشار می آورند که آنها حالا که از بازار آنها سود می برند بخشی از تکنولوژی خود را در اختیار آنها قرار دهند.مثلا شرکت های خارجی در سال 88 نزدیک به نیم میلیارد دلار در کشور ما LCD فروختند ما باید بتوانیم آنها را مجاب کنیم که دستکم بخشی از خطوط تولید خود را وارد کشور کنند تا حداقل باعث اشتغالزایی شود.
در کل راز پیشرفت به نظر من این است که تکنولوژی های high tech آینده را شناسایی و بر روی آنها تمرکز کنیم. مثلا اگر فاصله ما در بخش میکرو الکترونیک با جهان 50 سال است این فاصله در بخش نانوالکترونیک ممکن است 5 سال باشد.
Warrior آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از Warrior بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-06-2010, 05:47 PM   #38
مرتضی
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,484
در 2,080 پست 10,717 بار تشکر شده
Points: 23,622, Level: 94
Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

قسمتی از سخنرانی رهبر در تاپیکی که هادی عزیز پست کرده مرتبط با این موضوع و دیدگاه حاکمیت ایران از مسئله است:

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Hadi نمایش پست ها
... در زمينه‌ى مفردات اين جمله، بحثهاى خوبى كردند؛ «الگوى اسلامى - ايرانىِ پيشرفت». درباره‌ى اينكه الگو معنايش چيست، ايرانى به چه لحاظ، اسلامى به چه لحاظ، و پيشرفت در چه جهات، بحثهاى خوبى انجام گرفت. آنچه كه من ميخواهم اضافه كنم، اين است كه اولاً كلمه‌ى «پيشرفت» را ما با دقت انتخاب كرديم؛ تعمداً نخواستيم كلمه‌ى «توسعه» را به كار ببريم. علت اين است كه كلمه‌ى توسعه، يك بار ارزشى و معنائى دارد؛ التزاماتى با خودش همراه دارد كه احياناً ما با آن التزامات همراه نيستيم، موافق نيستيم. ما نميخواهيم يك اصطلاح جاافتاده‌ى متعارف جهانى را كه معناى خاصى را از آن ميفهمند، بياوريم داخل مجموعه‌ى كار خودمان بكنيم. ما مفهومى را كه مورد نظر خودمان است، مطرح و عرضه ميكنيم؛ اين مفهوم عبارت است از «پيشرفت». معادل معناى فارسى پيشرفت را ميدانيم؛ ميدانيم مراد از پيشرفت چيست. تعريف هم خواهيم كرد كه منظور ما از اين پيشرفتى كه در فارسى معنايش روشن است، چيست؛ پيشرفت در چه ساحتهائى است، به چه سمتى است. ما اين وام نگرفتن مفاهيم را در موارد ديگرى هم در انقلاب داشته‌ايم. ما از كلمه‌ى «امپرياليسم» استفاده نكرديم؛ كلمه‌ى «استكبار» را آورديم. ممكن است يك زوايائى در معناى امپرياليسم وجود داشته باشد كه مورد نظر ما نيست. حساسيت ما بر روى آن زوايا نيست؛ حساسيت ما بر روى آن معنائى است كه از كلمه‌ى «استكبار» به دست مى‌آيد. لذا اين را مطرح كرديم، در انقلاب جا افتاد؛ دنيا هم امروز منظور ما را ميفهمد. و همچنين مفاهيم ديگرى.

مفهوم پيشرفت، براى ما مفهوم روشنى است. ما «پيشرفت» را به كار ميبريم و تعريف ميكنيم كه مقصود ما از پيشرفت چيست. در خصوص ايرانى بودن الگو، علاوه بر آنچه كه دوستان گفتند؛ كه خوب، شرائط تاريخى، شرائط جغرافيائى، شرائط فرهنگى، شرائط اقليمى، شرائط جغرافياى سياسى در تشكيل اين الگو تأثير ميگذارد - كه قطعاً اينها درست است - اين نكته هم مطرح است كه طراحان آن، متفكران ايرانى هستند؛ اين كاملاً وجه مناسبى است براى عنوان ايرانى؛ يعنى ما نميخواهيم اين را از ديگران بگيريم؛ ما ميخواهيم آنچه را كه خودمان لازم ميدانيم، مصلحت كشورمان ميدانيم، آينده‌مان را ميتوانيم با آن تصوير و ترسيم كنيم، اين را در يك قالبى بريزيم. بنابراين، اين الگو ايرانى است. از طرف ديگر، اسلامى است؛ به خاطر اينكه غايات، اهداف، ارزشها و شيوه‌هاى كار، همه از اسلام مايه خواهد گرفت...
اگر علاقه داشتید متن كامل بيانات رهبر در نخستين نشست "انديشه‌های راهبردی" را ملاحظه کنید. همچنین نوشته ای از عماد افروغ در این زمینه:
تفاوت های ما و غرب در تعریف پیشرفت و توسعه
مرتضی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از مرتضی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-07-2011, 10:27 PM   #39
مرتضی
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,484
در 2,080 پست 10,717 بار تشکر شده
Points: 23,622, Level: 94
Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

یادداشت زیر نقدی بر دیدگاه های فرهنگی مطرح در موضوع این تاپیک است که برای اختصار بخشهایی از آن در ادامه آمده. متن کامل را اینجا ملاحظه کنید.

کاربردی کردن فرهنگ مردمی (فلکلور): راهی برای مدرنیته ایرانی

نزدیک به صد سال است که برای سامان یافتن موقعیتی که اغلب نابسامان قلمداد می شود و هر کس به فراخور وضعیت خود و خط مشی یا سلایق و سبک زندگی اش، آن را دچار کاستی های بسیار(ولی همواره متناقض) می پندارد و یا در واقع از آن رنج می برد، رسیدن به مدرنیته و «تجدد» به عنوان راه حلی معجزه آسا پیشنهاد می شود. راه رسیدن به این مدرنیته نیز که ظاهرا برای آن یک الگوی جهانشمول متصور است، پای گذاشتن در راهی عنوان می شود که پیش از ما «کشورهای پیشرفته» بر آن قدم گذاشته اند و امروز از ثمره آن صاحب دولت های ملی و قانونیت و عقلانیتی شده اند که در سایه آنها می توانند زندگی آسوده و مرفه ای را تجربه کنند. و این باز هم ظاهرا همان گونه از زندگی است که بخش بزرگی از مردمان دنیا، که این راه را نپیموده و «در جا زده اند» و یا به تعبیر گروهی دیگر «عقب نگه داشته شدند»، از آن به بی بهره اند.

با این وصف، امروز نظریات انسان شناسی فرهنگی و فرهنگ شناسی جدید بیش از هر زمان دیگری بر این نکته تاکید دارند که اصولا این تصور که «راه واحد» و جهانشمولی برای رسیدن به موقعیت های سامان یافته تمدنی وجود دارد، نه تنها تصوری بی پایه است، بلکه تصور خطرناکی نیز هست، زیرا نتیجه مستقیم آن ، این است که همچون در چارچوب نظریه های توسعه مبتنی بر نوسازی، هر اندازه ما در تخریب و از میان برداشتن «سنت ها» و «اشکال پیشین سازمان یافتگی» جوامع انسانی غیر غربی، به صورت ریشه ای تر و پر شتاب تری عمل کنیم و پس از آن هر چه سریعتر و با دقت بیشتری دیکته تجدد را از «روی دست دیگران» بهتر تقلید کنیم، به نتایج مفید تر و موثرتری هم خواهیم رسید.

اما نتیجه بیش از 50 سال اجرای چنین سیاست هایی، امروز در تمام کشورهای در حال توسعه و از جمله در کشور خود ما در پیش رویمان است: تخریب سنت ها و از میان رفتن وجدان های جمعی و حافظه ها و میراث فرهنگی و مناسک و رسوم و آیین ها و ساختارهای جوامعی که قرنها و بلکه هزاران سال، بر اساس همین سازوکارها زیسته اند، نه فقط به شکلی خودکار به ایجاد تجدد و تمدن و مدرنیته و عقلانیت و سازمان یافتگی نمی انجامد و نیانجامیده است، بلکه می تواند دوزخی از بی سامانی و بی هویتی و سردرگمی فرهنگی با مصیبت های بی شمار اجتماعی در کوتاه و دراز مدت به وجود بیاورد که شاید نسل های متمادی نیاز به زمان وجود داشته باشد تا بتوان آنها را جبران کرد و راه به سوی بهبود برد.

در باور بسیاری از روشنفکران دوران مشروطه، که متاسفانه تفکرشان در برخی از موارد تا امروز نیز تداوم یافته و خود از دلایل اصلی واکنش های متحجرانه در سطح کل جامعه نیز بوده و هست، دلیل تمام مشکلات و دردهای کشوری مانند ایران در سنت های «خشک» و «غیر قابل انعطاف» جستجو می شد... این بحث به هیچ رو به دنبال آن نیست که به سنت نوعی تقدس ببخشد و آن را عاری از عیب و نقص بداند و یا حتی بر آن باشد که این سنت نباید تغییر می کرد و باید تا به ابد به همان صورت باقی می ماند. بحث بر سر آن است که این سنت ها ، همچون همه سنت های دیگر حاصل سالیان درازی از تجربه روزمره و تغییر ترکیب با سنت ها و فرهنگ های دیگر بودند و به تدریج در چرخه های زمانی – تجربی صیقل خورده بودند و به همین دلیل نیز می توانستیم و هنوز هم می توانیم ، در مواردی که چیزی از آنها باقی مانده باشد، به مثابه ابزارها و عناصری برای گذار به مدرنیته ای قابل تداوم یافتن در کشورمان از آنها استفاده کنیم.

... در این میان، انسان شناسی یا مردم شناسی مسئولیتی سنگین تری بر عهده داشته و دارند. اگر صد سال است که در این دیار بسیاری بر این باورند که راه رسیدن به سعادت دنیوی گذار به مدنیت متجددانه است، نیم قرن است که بسیاری از مردم شناسان، تا اندازه ای بدون توجه به این محور اساسی بحث ها و دلایلی که این بحث ها را به وجود آورده است، از جمله تغییر جهان و الگوهای زیستی در آن که خواسته یا ناخواسته ما را ناچار به تبعیت از فرایند عمومی اروپایی شدن جهان کرده است، به دنبال آن بوده اند و هستند که میراث و فرهنگ مردمی یا فلکلور را تنها در قالب هایی موزه شناسانه ببینند و درک کنند... آیا می توان امروز نیز پذیرفت که ما همچنان با رویکری موزه نگارنه در این زمینه ها ادامه دهیم و چشم خود را بر جامعه ای جوان ، آکنده از انرژی و متمایل به تغییرات گسترده که ابعاد حیات خود را دیگر نه فقط در یک روستا و یک حتی یک شهر، بلکه در جهان تعریف می کند ببندیم؟ و اگر نخواسته باشیم چنین کنیم آیا بار دیگر چاره ای جز آن داریم که به سخن مدعیان لزوم از میان بردن سنت و بنا کردن مدرنیته ای تقلیدی بر خاکسترهای آن سنت و براساس الگوهای جهان شمول داشته باشیم؟

پاسخ ما به این پرسش، پاسخی روشن و خوش بینانه است: ساختن مدرنیته ای ایرانی یعنی مدرنیته ای بر اساس نیازها و ویژگی های جامعه ایرانی امروز با تمامی تنوع های فرهنگی، قومی، محلی، زبانی و غیره اش کاری است ممکن ، هر چند بسیار بسیار دشوار. اما برای انجام این کار باید توجه داشت که آنچه ساده ترین راه ، به نظر می رسد بی شک نادرست ترین راه نیز هست: تقلید و الگوداربرداری از سیستم های ناهمگون با ما، که با شتابی بی امان در سالهای قبل از انقلاب اسلامی به انجام رسید، نمی توانست با واکنشی به شدتی که با آن برخورد کرد، روبرو نشود. هم از این رو امروز باید بار دیگر به اندیشه نشست و برای رسیدن به چنین مدرنیته ای، به سراغ سنت ها رفت، اما با توشه و کوله باری نه فقط از تجربه تاریخی بلکه همچنین از نظریه ها و ساختارهای فکری تازه و جدیدی که تنها از خلال دانش جدید انسان شناسی می توان بدان دست یافت.

شاخه دانش بومی در انسان شناسی و همچنین شاخه انسان شناسی کاربردی این هدف را دنبال می کنند که با استفاده از ساختارهای سنتی و با کاربردی کردن آنها راه را برای استقرار نظام های مدرنی که با شرایط ویژه فرهنگی هر کشوری انطباق داشته باشد، بگشایند. این امری است که در هر زمینه ای می توان به انجام رساند و ما امیدواریم در مقالاتی که در آینده در همین نشریه به انتشار خواهیم رساند نشان دهیم که چگونه می توان در زمینه هایی بسیار متفاوت و متنوع از شاهنامه شناسی و فلکلور روستایی گرفته تا باورهای مردمی، دانش های محلی و بومی و غیره به جدیدترین ابداع ها در زمینه های کاربردی دست یافت.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز بدان داریم که چشمان خود را بگشاییم و با نگاه کردن دوباره به جهان امروز ببینیم تنها کشورهایی در گذار به مدرنیته خود موفق بوده اند که توانسته اند سنت ها و میراث فرهنگی خود را در بازتولیدی ابتکاری و هوشمندانه کاربردی کنند. و برعکس تمام کشورهایی که تصور کرده اند می توانند با خط بطلان کشیدن بر میراث گذشته خویش و با تقلید کورکورانه از الگوهایی از پیش آماده در جوامع دیگر برای خود مدرنیته ای دست پا کنند در نهایت به موقعیتی بدتر از آن گذشته ها سقوط کرده اند.
مرتضی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از مرتضی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-07-2011, 11:39 PM   #40
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,627 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم ؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mory291 نمایش پست ها
سلام به همه دوستان
و ضمن تشکر از پرسشگر عزیز و تعذر از اینکه خیلی دیر به این بحث ملحق می شوم.
متعاقب بحثی که با حمید عزیز در یک گفتگوی خصوصی داشتیم ، بحث به "تکنولوژی بومی" رسید. من بد ندیدم که این بحث را بصورت عمومی در فروم مطرح کنم و البته به دلیلی ارتباطی که با موضوع جهان سوم داشت ، بهتر دیدم که در این تاپیک مطرح شود تا از نظرات دوستان بیشتری استفاده کنیم . البته امیدوارم به این طریق باعث خلل در بحث اصلی فروم نشویم و این بحث به صورت مرتبط با بحث اصلی پی گیری شود. من نظر اولیه خود را برای مطلع بحث اعلام میکنم و امیدوارم دوستان علاقمند ضمن عنایت به بحث اصلی تاپیک، این موضوع را نیز روشن تر کنند.
واقعا معنا و ضرورت مقوله ای به نام "تکنولوژی بومی" چیست؟ از نظر من مقوله ی "تکنولوژی بومی" به معنای عمومی آن نوعی توهم جهان سومی است و طرح چنین موضوعی بیش از هر چیز نشانگر عدم شناخت ضوابط جهانی و عدم برخورداری از توان لازم برای انطباق پذیری با جریان جامعه جهانی است.
موافق نیستم. شما خود در ادامه حرفتان را نقض می‌کنید:
نقل قول:
جهانی اندیشیدن هم ضوابطی دارد که باید آموخته شود و با ایجاد تعامل سازنده با دنیای پیرامون ، ضمن فرا گرفتن دانش موجود بشری، برای ابداع روش های جدید با دیگران همکاری و مساعدت کنیم.
آموختن دانش [فنی] دستاورد بشر، به دست آوردن فناوری بومی است.
نقل قول:
خلاصه اینکه بحت "تکنولوژی" هم از این مقوله مستثنی نیست. دنیای پیشرو به "اتحاد تکنولوژی" می اندیشد و دنیای جهان سومی به "تکنولوژی بومی"! بدیهی است که برخورداری از تکنولوژی و توان لازم صنعتی آرزوی هر ملت و زیربنای ابراز وجود در جامعه جهانی است. اما نباید فراموش کرد که ارزش ملل پیشرو به دوباره پیمودن راه هائی نیست که دیگران سال ها پیش رفته اند، بلکه به آموختن راه هائی است که تاکنون پیموده شده و تلاش در گشایش راه های جدیدی است که دیگران از پیمودن آن عاجز بوده اند! این مهم هم تنها با تحقیق و مطالعه به دست می آید. چیزی که ما ذاتا در آن ضعف داریم و همیشه سعی کرده ایم به جای آن از تعصب و غرور استفاده کنیم!
ببخشید، «اتحاد تکنولوژی» دیگر چیست؟ اگر به بازار گسترده جهانی نگاهی بیاندازیم، نه تنها «اتحاد تکنولوژی» را نمی‌بینیم، بلکه ده‌ها محصول را می‌بینیم که برای یک هدف یکسان، تولید شده‌اند. فناوری‌های رقیبی که به جهت کسب درصد بیشتری از بازار، چرخ را بارها و چند باره اختراع کرده‌اند، و البته هر کدام از این فناوری‌ها، ویژگی‌های متفاوتی را عرضه کرده‌اند و امکاناتی را فراهم کرده‌اند که در بازار گستردۀ جهانی، بتوانند مشتریان را جذب کرده و برتری خود را در زمینه‌های مختلف به رخ دیگران بکشند.
برای جلوگیری از «اتحاد تکنولوژی» قوانین سفت و سخت «مالکیت معنوی» تدوین گشته‌اند که همۀ مراحل تولید و توزیع را در بر می‌گیرند. «ثبت اختراع» (Patent)، حق کپی (Copyright) و نیز نام تجاری (Trade Mark)، چتری از قوانین را فراهم کرده‌اند که راه را برای کپی‌برداری و استفاده از امکانات شرکت‌های رقیب را محدود می‌کنند.
با این همه، هر ساله شاهد شکایت‌های متعدد نقض این قوانین و دست‌اندازی شرکت‌ها به «مالکیت معنوی» شرکت‌های رقیب هستیم؛ در این بازار جهانی، شرکت‌ها سعی می‌کنند به هر طریق رقیب را کنار بزنند و در این راه، از جاسوسی صنعتی هم گریزان نیستند. کپی‌برداری از فناوری‌های رقیب، به یک روش غیرمنصفانه -ولی رایج- در بازار تبدیل جهانی شده است.
در کمال احترام باید بگویم این «اتحاد تکنولوژی» هم از آن نسخه‌های توهمی است که برای کشورهای جهان سوم پیچیده‌اند تا از لاک مصرف‌گرائی، سرشان را بیرون نیاورند و به ماهیت فناوری فکر نکنند.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-08-2011, 10:07 AM   #41
Yar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
پست ها: 295
تشکرها: 4,802
در 294 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 6,605, Level: 53
Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

از چند ساعت پیش که این سرنگار را دیدم در حال سرزنش کردن خودم هستم که چرا سرنگار به این مهمی را تا بحال متوجه نشده ام. برای کمتر شدن عذاب وجدانم و لاپوشانی کم کاری ام، یک مقدار فرافکنی میکنم! و با نشانه گرفتن دیوار کوتاه مدیران سایت از آنها خواهش می کنم برای موضوعات ورای روزمره گی ها یک بخش مجزا تشکیل دهند. شاید از دل این فوروم یک اندیشکده متولد شود.
Yar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از Yar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-08-2011, 01:26 PM   #42
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Yar نمایش پست ها
از چند ساعت پیش که این سرنگار را دیدم در حال سرزنش کردن خودم هستم که چرا سرنگار به این مهمی را تا بحال متوجه نشده ام. برای کمتر شدن عذاب وجدانم و لاپوشانی کم کاری ام، یک مقدار فرافکنی میکنم! و با نشانه گرفتن دیوار کوتاه مدیران سایت از آنها خواهش می کنم برای موضوعات ورای روزمره گی ها یک بخش مجزا تشکیل دهند. شاید از دل این فوروم یک اندیشکده متولد شود.
Yar عزیز سلام بر شما. مایه خوشبختیست که سرنگار را مهم تلقی می کنید و به جمع علاقه مندان می پیوندید. با دانشی که از شما سراغ داریم حتما نظراتتان موجب غنای مبحث خواهد شد.
این رسم فوروم است که سرنگارها عمری چند روزه دارند. شخصا روز اولی که موضوع را شروع کردم، با توجه به سنگینی مطلب، فکر نمی کردم بیش از صد بازدیدکننده داشته باشد. اما استقبال و تشویق دوستان انگیزه ای شد که دهها ساعت را به جستجوی منابع، ترجمه و سنتز اختصاص دهم.
بنده هم فکر می کنم با ایجاد یک بخش مجزا از سرنگارهایی که محتوایش صرفا کپی پیست نیست و کاربران زحمت تحقیق، گردآوری و احیانا ترجمه را می کشند عمر بیشتری به آنها بدهیم و هم انگیزه ای برای داوطلبان.
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
14 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-09-2011, 01:39 PM   #43
Yar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
پست ها: 295
تشکرها: 4,802
در 294 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 6,605, Level: 53
Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

پرسشگر عزیز، سلام. نظر تان نسبت به این حقیر نشانه بزرگواری شما است. بدون تعارف های معمول عرض می کنم که آدمی با اطلاعات محدودی هستم. ولی وقتی مطالب فوروم را می بینم و این همه تبادل افکار در محیط بدور از افراط و تفریط را؛ به ذوق می آیم.
متاسفانه، بحث هایی هستند که علیرغم اهمیت بدلیل محدودیت ها جایی برای طرح و مجادله ندارند. ولی دراین سرنگار خیلی مهم امکان «وصل شدن» بیشتر از «فصل شدن» است.
فکر می کنم ایران به لحاظ توان نیروی انسانی و مالی به نقطه سرنوشت سازی رسیده است. به جائی رسیده که ابزار های پیشرفت را دارد ولی هنوز تعریف پیشرفت مشخص نیست، نه برای خواص(
elite) و نه برای عموم. خواص هنوز موفق به تبدیل تئوری ها به عمل نشده اند چون دائما در حال کپی برداری اند. یک زمانی کعبه آمال و الگو ژاپن است و زمانی دیگر جائی دیگر.
اجازه دهید مثالی در زمینه ای که آشنائی بیشتری دارم بزنم:
اگر به بخشی از تحقیقات در حوزه مهندسی و علوم طبیعی در 10 سال اخیر نگاه کنید متوحه تب «نانوتکنولوژی» خواهید شد. آن قدر سرمایه و نیروی انسانی صرف این«تب» کرده ایم که فراموشمان شد که بسیاری از نیازهایمان هنوز تکنولوژی غیر«نانو» است. از صنایع نفت و گاز تا ماشین سازی و تا شهر سازی و ساختمان سازی مشکل داریم. کمبود آب داریم ولی هنوز کشاورزی مان مثل سابق است.

وزارت علوم تازه بفکر افتاده است:

"به گزارش ايسنا، معاون پژوهشي وزير علوم در ادامه اظهار كرد: در اين آيين‌ نامه امتياز به كساني تعلق مي‌گيرد كه طرح‌ها و پروژه‌هاي تحقيقاتي آنها در خدمت رفع نيازهاي جامعه باشد و اين نيازها شناسايي و به شيوه علمي برطرف شود."
معنی عبارت بالا:
1. تحقیقات مان در جهت نیاز هایمان نیست.
2. هنوز نیاز هایمان را نمی دانیم و باید «شناسايي» شوند.

کلید پیشرفت، تشخیص درست زنجیره نیاز های واقعی ماست. یک مثال ساده:

در شهرنشینی نیاز به دفع فاضلاب است:

روش اول پاسخ به این نیاز: کندن چاهای فاضلاب یا ریختن به دریا و رودخانه--> نیاز به نیروی انسانی ماهر نیست(شغل با دستمزد پائین)؛ نیاز حفظ محیط زیست هم خودبخود منتفی است.

روش دوم پاسخ به این نیاز: ساختن سیستم تصفیه فاضلاب--> نیاز به نیروی انسانی ماهر(شغل با دستمزد بالا) و صنعت است--> نیاز به آموزش و تحقیقات--> نیاز به سیستم پشتیبان مالی --> نیاز به سیستم مالیاتی --> ...؛ نیاز حفظ محیط زیست هم خودبخود بهتر جواب داده می شود.

روش اول: شغل کمتر، درآمد کمتر، اقتصاد کوچکتر، مردم و محیط زیست ناسالم تر
روش دوم: شغل بیشتر، درآمد بیشتر، اقتصاد بزرگتر، مردم و محیط زیست سالم تر

سوال این جاست که چرا در بیشتر مناطق کشورمان روش و روش های اول را انتخاب کرده ایم؟
Yar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از Yar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-09-2011, 02:06 PM   #44
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,144
تشکرها: 19,938
در 2,119 پست 13,759 بار تشکر شده
Points: 32,834, Level: 100
Points: 32,834, Level: 100 Points: 32,834, Level: 100 Points: 32,834, Level: 100
Activity: 14%
Activity: 14% Activity: 14% Activity: 14%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

yar عزيز، من هم فكر مي كنم نياز سنجي، بسيار مهم است. اما مهمتر از آن ايجاد يك پل ارتباطي بين تحقيقات دانشگاهي و مراكز تصميم گيري وجود دارد. متاسفانه تصميم گيران ارشد ما، بدون نياز سنجي و بدون مراجعه به تجارب اندوخته شده و بدون مشاوره با صاحبنظران، تصميم هايي در حوزه هاي مختلف مي گيرند كه باعث اتلاف منابع اعم از مالي و انساني مي شود. در مثال شما، چه كسي بايد روش دوم را انتخاب كند و براساس آن برنامه عملياتي تعريف نمايد و ابلاغ كند؟
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-09-2011, 02:25 PM   #45
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,695
تشکرها: 14,144
در 2,489 پست 13,666 بار تشکر شده
Points: 28,998, Level: 99
Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99 Points: 28,998, Level: 99
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

Yar گرامی وضعیت کنونی ما بسیار جالب است. ما مهندس و دانشمند و نخبه در دانشهای فنی کم نداریم. اما بزرگترین کمبود ما در بخش مدیریت است. چه بسا ما دانای علوم انسانی کم داریم. پیشرفت در نانو خوب است و باید باشد. اما پیشرفت در برآوردن نیازهای پایه ای "بهتر" است و نیاز به آن بیشتر. همین که ما پیشرفت ناهمگون داریم و برپایه ی نیازهای بنیادیمان پیش نمی رویم نمایشگر نبود مدیریت درست و کارآمد است.
استادی داشتیم در دوران دانشجویی می گفت اگر ساختن یک میز 10 در 10 هدف باشد نقش و دایره ی دیدِ هر مهندس باید به یک تکه ی 1 در 1 کرانمنمد شود! اما این مدیر است که باید نخست پاسخگو باشد و دیگر اینکه دریابد کدام دانش برای کدام بخش میز نیاز است و با در نظر گرفتن کیفیت و هزینه و زمان آن را برآورد. یعنی قدرت در دستان مدیر باشد بجای اینکه مهندس و دانشمند همه کاره شود! شاید این سخن پیش از این هم در این انجمن زده شده است اما در ایران کمتر رخ می دهد تا کسی که رتبه ی دانشگاهی خوبی دارد و فکر ریاضی نیرومندی دارد برود و مدیریت را برگزیند. بیشتر رتبه بالا ها رشته های فنی را برمی گزینند. اصلن این قدسیتی که رشته های فنی در ایران دارند منحصربفرد است! در غرب وارون همین داستان درجریان است. چون اندازه ی مهندس به همان تکه ی 1 در 1 تعریف شده است.
هرم مدیریتی در ایران نیازمند یک خانه تکانی است و جایگاه مدیریت و رشته های مدیریتی باید از پایه دگرگون شود. ما به جامعه ی مدیرمدار نیاز داریم نه جامعه ی مهندس مدار. به عبارت دیگر نیاز ما جامعه ی "مهندسی مدار" است تا "مهندس مدار"! مهندسی مداری هم تنها با مدیریت مداری برآورده خواهد شد.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-09-2011, 06:08 PM   #46
پرسشگر
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 2,493
تشکرها: 11,370
در 2,422 پست 17,069 بار تشکر شده
Points: 25,312, Level: 95
Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95 Points: 25,312, Level: 95
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

اگر اجازه دهید، از آنجایی که بحث محیط زیست به طور کلی هیچگاه (تا آنجایی که من اطلاع دارم) به طور جدی در انجمن بررسی نشده، دنباله مطلب yar گرامی را بگیرم.
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Yar نمایش پست ها
... ولی هنوز تعریف پیشرفت مشخص نیست، نه برای خواص(elite) و نه برای عموم. خواص هنوز موفق به تبدیل تئوری ها به عمل نشده اند چون دائما در حال کپی برداری اند. یک زمانی کعبه آمال و الگو ژاپن است و زمانی دیگر جائی دیگر.
بنده از همه دعوت می کنم با کلید "قرآن و محیط زیست" جستجویی در گوگل کنند و تعداد بیشمار منابع را رؤیت کرده و جایگاه انسان و محیط زیست را از نظر این کتاب آسمانی جویا شوند.
با آشنایی با این همه احترام به طبیعت و مسئولیتی که دین مبین اسلام در این رابطه بر دوش فرد و حکومت گذاشته است باید از خود پرسید در این حوزه تا چه حد سیاستهای کلان ما بر پایه جهان بینی اسلامی استوار بوده ؟
از بدو تاسیس جمهوری اسلامی مشکل "ربا" و راهکارهای حذف آن در یک سیستم کاپیتالیستی مطرح بوده و هست. اما به نظر من بزرگترین چالش یک حکومت اسلامی تطبیق اقتصاد مصرفی با قواعدی است که قرآن مجید در مقوله محیط زیست بر روی آنها تاکید دارد.
"به امید روزی که هر ایرانی یک پیکان داشته باشد"، یادتان هست ؟ حالا اگر به جای پیکان، پراید یا پژو داشته باشند می شود "پیشرفت" ؟
آیا اسلام با این "پیشرفت" موافق است ؟
پرسشگر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از پرسشگر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-09-2011, 10:01 PM   #47
مرتضی
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,484
در 2,080 پست 10,717 بار تشکر شده
Points: 23,622, Level: 94
Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

تاپیک دیگری که بحثهای دانشگاهی مشابه چند پست آخر اینجا در آن مطرح شده بود: رشد تولید علم و فناوری در ايران ‪ ۱۱‬برابر سرعت جهانی است

و تاپیک جالب دیگری که در مورد توسعه کشورهای مسلمان در آن بحث شده: چرا ما (مسلمانان) عقب مانده ايم؟
مرتضی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از مرتضی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-10-2011, 12:51 PM   #48
Yar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
پست ها: 295
تشکرها: 4,802
در 294 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 6,605, Level: 53
Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

درست زمانی که اروپا، آمریکای شمالی و ژاپن بیدار می شدند ما در ایران تصیمم گرفتیم که بخوابیم. به فاصله سالهای 1850 تا 1950 نگاه کنید. بیشتر دانشمندان بی نظیر غرب در این سالها بودند. وقتی که در حمام فین کاشان رگ یکی از بزرگترین مدیران ایران را می زدند (1852)، ژاپنی ها مقدمات انقلاب صنعتی شان را در دوران میجی (Meiji period) آماده می کردند. فکر میکنم که باید انتظار از خودمان را واقعی کنیم. با جمعیتی کمتر از 10 میلیون در سال 1850 و بیسوادی گسترده ما عملا هیچ شانسی برای پیشرفت نداشتیم و با تمام وقایعی که هم اتفاق افتاد، این وضعیت تا مدت طولانی تغییر نکرد. و وقتی هم که شروع به تغییر کرد، بنا به طبیعت بشر و پیشرفت، آهسته و گام به گام است. عمده ترین مشکل ایران که باعث و بانی بدبختی ها بوده، بی سوادی گسترده بود. از کوزه همان تراود که در اوست؛ شاید برای ما ایرانی های مغرور قبول کردن این مساله سخت باشد ولی واقعیت دارد: از یک جامعه بیسواد، هر قدر هم که مستعد، باهوش و حتی سخت کوش هم باشد نه مدیر خوب در می آید و نه عالم خوب. اگر هم در بیاید آنقدر کم تعداد است که اثرگذار نیست. حالا وضع عوض شده است. تنها ببینید افزایش جمعیت دانشجو و دانش آموز چه دستاورد هایی داشته. و این تازه یک دستاورد کمیتی است و نه کیفیتی( هرچند بقولی Quantity has a quality all of its own). خیزش واقعی ایران وقتی بروز خواهد کرد که که کیفیت به کمیت بپیوندد.
هر جا که نیاز واقعی و اضطراری وجود داشته ارتباط بین علم و عمل
، فارغ از عقاید و دسته بندی ها، خود را حاکم کرده؛ مانند صنایع دفاعی مان.
جنگ ایران و عراق تلنگر بیداریمان بود.
بیدار شده ایم ولی هنوز بپا نخاسته ایم. تنمان از این خواب طولانی هنوز نحیف است؛ سرگیجه هم داریم. به خاطر این سرگیجه هم نمی دانیم که کدام سمتی هستیم و چه می خواهیم و چه قدر.
Yar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از Yar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-10-2011, 01:42 PM   #49
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,144
تشکرها: 19,938
در 2,119 پست 13,759 بار تشکر شده
Points: 32,834, Level: 100
Points: 32,834, Level: 100 Points: 32,834, Level: 100 Points: 32,834, Level: 100
Activity: 14%
Activity: 14% Activity: 14% Activity: 14%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

اتفاقادر برنامه ی «دیروز امروز ، فردا» ( دیشب) ، محسن رضایی به همین مسئله اشاره کرد که در زمان انقلاب و جنگ تحمیلی خیلی از جوانان شناسایی شدند و مسئولیتهای مهمی به آنها واگذار شد و اشاره کردند که الان هم مثل شهید باکری و شهید همت و ... در جامعه وجود دارد و باید شناسایی شوند و این به مدیریت جامعه بستگی دارد که فرصت ها را شناسایی کرده و شکوفا نماید. متاسفانه مجری برنامه خیلی ظریف بحث را عوض کرد.
بحث مدیریت منابع انسانی و نیروی انسانی متخصص در ایران از اهمیت کمی برخورداراست و بیشتر مدیران برنامه ریز و استراتژی نویس به سمت و سوی تئوری سازی و نظریه پردازی سوق داده می شوند.
یک مثال می زنم ، ما می خواستیم یک نظام جامع آموزشی را طراحی نماییم. از سازمان مدیریت برنامه و چند دانشگاه دعوت کردیم تا نیروی متخصص برای برنامه ریزی به ما معرفی کنند . فکر می کنید چه نتیجه ای عاید این همه جلسه و بریز و بپاش شد. یک مجلدی به نام نظام جامع آموزش تهیه گردید، عده ای از قبل آن هزینه پژوهش دریافت کردند و این مجلد هم ، شناسنامه و رزومه ی کاری مدیر وقت شد تا در پست بالاتر قرار بگیرد. این مجلد حاوی تئوری ها و نظریه های نظام جامع آموزشی ژاپن و آمریکا و... است. حتی نمودارها و تقسیم بندی های که جهت سهولت اجرای برنامه های آموزشی انجام یافته است اینقدر کلی است که به نظر من فقط برای تزیین کتابخانه مدیریت به کار می آید.
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-10-2011, 02:24 PM   #50
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,937 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

نقل قول:
از یک جامعه بیسواد، هر قدر هم که مستعد، باهوش و حتی سخت کوش هم باشد نه مدیر خوب در می آید و نه عالم خوب.
این حرف درست است اما خطر اینجاست که ملتی فکر کنند با با سواد شدن مردم مشکل توسعه و پیشرفت حل میشود. من لیست 10 کشور برتر دنیا را از حیث میزان با سوادی برایتان مینویسم تا متوجه این خطای ارزیابی بشوید. موضوع توسعه multi-factorial است و عوامل بسیار پیچیده ای از جمله مسئله جغرافیا (و از جمله موضوع آب) تاریخ، فرهنگ و به تعبیر دانشمندان علوم سیاسی امروز "دین" در آنها موثر است. یک سری از این عوامل مشترکند (مثل اینکه کشور های اسلامی "عموما" از نظر توسعه عقب مانده اند و یا کشور های دارای منابع طبیعی پیشرفت صنعتی "عموما" پیدا نمیکننند) و یک سری هم به هر کشور خاص مربوط میشود که باید مطالعات عمیقی صورت گیرد تا پارامتر های اصلی با تکیه به آمار و ارقام و با روش مقایسه ای comparative بدست بیایند. اما لیست 10 کشور برتر از حیث میزان سواد (در صد با سوادی):
گرجستان
کوبا
استونی
لاتویا
باربدوس
اسلونیا
بلوروس
لیتوانیا
اوکرائین
ارمنستان

این تقسیم بندی که خیلی هاش به شوروی سابق مربوط میشود چندین دهه است که بهمین حالت بوده یعنی مردم این مناطق از دهه 50 و 60 از بقیه دنیا جلوتر بوده اند و نتایج چندانی هم نداشته و حداقل 20 سال هم هست که مستقل بوده اند اما حتی توسعه سیاسی هم پیدا نکرده اند. من بدلیل شغلم بار ها به این کشور ها سفر داشته ام و وضع آنها حقیقتا اسفناک است. اگر هم بگوئیم این ها همگی در واقع یک کشور بوده اند دچار دو مشکل میشویم. اول اینکه همین کشور ها تاریخ زیادی را جزو ایران بوده اند که خب نتایجش را دیده ایم و بعد هم که جدا شدند و با سواد هم شدند باز قضیه فرقی نکرد. مشکل دیگر اینکه اگر دست بدامن توضیحات دیگر (مثل تبعیض و غیره در شوروی سابق) بشویم همان میشود که من عرض کردم که باید موضوع توسعه را multi-factoral دید و نه صرفا بیسوادی را ریشه همه چیز دید. چه بسا که خود بیسوادی معلول علت دیگری باشد که فعلا از نظر پنهان است. باید دید پروسه ای مانند دوران روشنگری enlightenment و آغاز سیستم وستفالین WESTPHALIAN SYSTEM OF STATES چرا در ایران صورت نگرفت و یا چرا اصولا در کل منطقه صورت نگرفت در حالی که در اروپا صورت گرفت .
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ

برجسب ها
اختصاصی فوروم, توسعه, جهان سوم, عقب ماندگی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
ملانصرالدين Azad تالار فرهنگ 8 12-23-2013 03:45 PM
درباره inception mohsen.h نقد فیلم 10 04-11-2011 08:19 PM
آغاز و انجام هستی در صحبت‌های (دکتر بهرام مبشر ) Warrior تالار دانش و فناوری 0 09-14-2010 12:48 PM
نگاهی کوتاه به قصه آغاز و پایان جهان mory291 تالار دانش و فناوری 1 08-16-2010 10:05 PM
سيلاب هاي تند انقلاب انرژي در راه است حاجی جفرسون بخش اقتصادی 1 12-23-2008 09:04 PM


ساعت جاری 03:50 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT