آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش تاریخ

پاسخ
    نمایش ها: 1121 - پاسخ ها: 1  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 09-12-2015, 09:42 AM   #1
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,141
تشکرها: 14,466
در 3,985 پست 18,675 بار تشکر شده
Points: 37,694, Level: 100
Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض طالقانی؛ نواندیش دینیِ آزادی خواه

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :


نگاه نواندیشانه به دین و آزادی خواهی را می توان بن مایه اندیشه و رفتار آیت الله «سیدمحمود طالقانی» دانست. او در برابر تحجر مذهبی بود و استبداد را در هر شکلی از آن بر نمی تابید.
طالقانی به سال 1289 خورشیدی در روستای گلیرد طالقان به دنیا آمد. وی آموزش ابتدایی را نزد پدر آغاز کرد و پس از آن تحصیل را در مدارس «رضویه» و «فیضیه» ی قم تا درجه ی اجتهاد ادامه داد و از استادانی همچون «عبدالکریم حائری» و «سید ابوالحسن اصفهانی» اجازه ی اجتهاد گرفت.

طالقانی پس از دریافت اجازه ی اجتهاد به سال 1318 برای تدریس در مدرسه ی «سپهسالار» راهی تهران شد. وی درست زمان کشاکش جنگ دوم جهانی وارد تهران شد و فعالیت های علمی، سیاسی و فرهنگی خود را جهت مبارزه با استبداد و مکتب های مادی آغاز کرد.

طالقانی پس از شهریور 1320 به دلیل علاقمندی به فعالیت های فرهنگی و تبلیغی «کانون اسلام» را تاسیس کرد. در جلسه های تفسیر قرآن کانون اسلام گروه های مختلف و به ویژه دانشجویان شرکت می کردند.

طالقانی همچنین به همراه مبارزان ملی گرا و مذهبی ها به فعالیت سیاسی پرداخت و یکی از حامیان نهضت ملی کردن صنعت نفت شد.

وی مشکل اصلی و اساسی جامعه ی ایران در زمان خودش را سلب آزادی و عنصر استبداد می دانست و در مسیر ارایه ی راه حل ابتدا به تبیین مفاهیم آزادی و استبداد پرداخت و سپس مقوله هایی چون حکومت مشروطه و مقیده و در نهایت نظام شورایی برای همه ی عرصه های زندگی اجتماعی انسان را مطرح کرد.

طالقانی در سال های 1342 تا 1357 به دلیل فعالیت های سیاسی بارها به زندان افتاد یا تبعید شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمد. وی نخستین امام جمعه ی تهران پس از انقلاب بود.

طالقانی پیش از پیروزی انقلاب، نظام شورایی را مطرح کرد و در آستانه ی پیروزی و هنگام تدوین قانون اساسی، نظام شورایی را برای همه ی سطوح جامعه پیشنهاد داد.(1) وی سرانجام در 19 شهریور 1358 به دلیل عارضه ی قلبی چشم از جهان فرو بست.

طالقانی دارای مجموعه ی سخنرانی ها و نوشته های بسیار است. از آثار وی می توان به «ترجمه و توضیح بخشی از نهج البلاغه»، «پرتوی از قرآن» در6جلد، «اسلام و مالکیت» اشاره کرد. در زمینه ی شرح و توضیح نیز می توان از مقدمه و شرح کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» نوشته ی «علامه نائینی» یاد کرد.

یکی از برجسته ترین ویژگی های شخصیتی و علمی طالقانی تولید فکر و اندیشه ی دینی است. وی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارای دیدگاه است که همین نیز متاثر از توجه ویژه ی وی به جامعه و فضای اجتماعی و فکری زمانه ی خود است.

اگر بخواهیم به صورت کلی برخی از چارچوب های فکری وی را مورد بررسی قرار دهیم باید بگوییم وی در اقتصاد معتقد به عدالت اجتماعی و برقراری قسط، در زمینه ی سیاسی معتقد به آزادی و الگوی شورایی و در رفتار اجتماعی، دارای نگرشی همراه با تسامح و مدارا است.(2)

***دلایل عقلی و نقلی شورا

طالقانی برای اثبات نظریه ی خود در مساله ی شورا و به ویژه تاکید بر شورا در ساختار سیاسی از 2 دلیل عقلی و نقلی استفاده می کند. همچنین دلیل نقلی را نیز به 2 دسته ی قرآن و سنت تقسیم می کند؛ در نتیجه سه گانه یی مطرح می شود.

وی نخستین دلیل را جایگاه «عقلی» در شورا می داند به این معنا که حفظ و رعایت مصالح نظام در بسیاری از موارد جز به وسیله ی مشورت با خردمندان و متخصصان میسر نیست چرا که مشورت در امور بر همه ی کارگزاران و تصمیم گیران لازم است.

دلیل دوم وی برگرفته از«قرآن» است که در این زمینه به سه آیه از قرآن اشاره می کند؛ نخست آیه ی «و شاورهم فی الامر»( 159 سوره آل عمران)، دوم آیه ی «و امرهم شوری بینهم» (آیه38 سوره شوری) و سوم آیه ی 233 سوره ی بقره.

با توجه به آیات ذکر شده، به ویژه سوره های آل عمران و شورا، می توان نتیجه گرفت که مشورت در امور بر ائمه ی اطهار علیهم السلام و نایبان ایشان و همه ی مدیران و تصمیم گیران در نظام اسلامی لازم است.

دلیل سوم طالقانی برگرفته از «سنت» است که وی در این قسمت برای نمونه به سیره ی پیامبر اشاره می کند. (3)

با پذیرش اصل مسلم اسلامی و قرآنی شورا، سوالی که مطرح می شود این است که با چه شیوه و معیاری باید مشورت کرد؟ به عبارت دیگر راه شور و مشورت در اسلام و قرآن یا متون دینی و سنت معصومان چگونه است. آیا ائمه و رهبران دینی شیوه یی خاص برای این امر در نظر گرفته اند که به همان شیوه در همه ی مکان ها و زمان ها، شور و مشورت صورت گیرد یا این که این مساله در شرایط زمانی و مکانی تغییر می کند؟

طالقانی شور و مشورت را در همه ی سطوح زندگی اجتماعی می داند و برخلاف پیشینیان خود مثل نائینی که شور و مشورت را در تشکیل مجلس می دانست، آن را به پارلمان محدود نکرد و معتقد بود که اصل قرآنی در تمام سطوح زندگی مردم لازم الاجرا است.

وی از شور و مشورت به نظام شورایی می رسد؛ نظامی که در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی باید به آن شیوه عمل کرد. بر همین اساس شورا در افتای مراجع و مجتهدان، مجلس شورای ملی و شوراهای محلی (شهر و روستا) را پیشنهاد می کند.(4)

*** آزادی و استبداد

در دایره ی واژگانی آثار و اندیشه های طالقانی 2 واژه ی استبداد و آزادی از پر کابردترین و مهمترین واژه ها هستند. طالقانی با تاثیر از کواکبی متفکر برجسته ی سوری 2 مقاله ی «کواکبی و استبداد» و «طبایع الاستبداد کواکبی» را نوشت. بی شک کتاب «طبایع الاستبداد و مصارع الاستعباد» اثر کواکبی یکی از آثار مهمی است که در تاریخ اندیشه ی دینی ضمن ارایه ی مباحث تحلیلی از ماهیت استبداد، یک تئوری ضد استبداد دینی و سیاسی را بر اساس مبانی اسلام و آیات قرآنی می پروراند.

یکی دیگر از اندیشمندانی که طالقانی بر کتابش مقدمه و توضیح نوشت، علامه ی نائینی نویسنده ی «تنبیه الامه و تنزیه المله» بود. علامه ی نائینی در این کتاب حکومت استبدادی را به حکومت های «تملکیه»، «استبدایه»، «استعبادیه»، «اعتسافیه»، «تسلطیه» و «تحکیمیه» تقسیم بندی می کند.

طالقانی در حوزه و عرصه ی اندیشه ی سیاسی معتقد است که نظام سیاسی در کشورها به ویژه حکومت اسلامی بر 2 رکن اساسی آزادی و برابری (مساوات) استوار است.

وی آزادی را، آزادی از اراده ی دیگران تعریف می کند و معتقد است که پیشرفت شگفت انگیز حکومت اسلامی در صدر اسلام از اجرای آزادی سرچشمه می گرفت.

طالقانی آزادی و تحمیل نکردن اندیشه را از اساس مورد تاکید اسلام می داند. وی در برخی از نوشته های خود معتقد است که اگر یک مکتب، مذهب یا نظام سیاسی آزادی اندیشه و فکر را محدود کند یا اندیشه ی خدادادی را از او بگیرد، آن مکتب و مذهب ضد انسانی است.(5)

***اقتصاد در اندیشه ی طالقانی

یکی از دغدغه های جدی طالقانی از سال 1327 که کتاب «اسلام و مالکیت» را نوشت، مسایل اقتصادی بود. وی در تفسیرها، سخنرانی ها و مصاحبه ها اهمیت امر اقتصادی را با روش مدرن و علمی بیان کرد.

در واقع طالقانی نخستین روحانی است که به مساله ی اقتصاد با روش جدید پرداخته است. پس از وی آیت الله «سید محمدباقر صدر» کتاب «اقتصاد ما» و شهید مطهری کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را نوشتند، هر چند کتاب شهید مطهری منتشر نشد.(6)

طالقانی صریح و شفاف نظراتش را در رابطه با اساسی ترین مبانی اقتصاد جهان بیان کرده است. این مبانی شامل سرمایه داری، استثمار، قسط، ربا و مالکیت است که چارچوب نظری اقتصاد اسلامی را در دیدگاه طالقانی بیان می کند.

در واقع طالقانی با بیان دیدگاه های خود، دارای یک مکتب اقتصادی است که کم و بیش دیدگاه های وی در بخش اقتصادی قانون اساسی هم تجلی یافته است.(7)

***روشنفکری دینی

قرائت و روایت هایی که نسبت به روشنفکری دینی می شود بیشتر از زاویه ی ارتباط میان 2واژه «روشنفکری» و «دینداری» است که خود موجد این خوانش های متفاوت نسبت به آن شده است. در واقع روشنفکر دینی تعادل لازم بین مذهب و جامعه ی مدرن را ایجاد می کند.

«غلامعباس توسلی»، روشنفکری دینی قبل از انقلاب را به سه دسته تقسیم می کند؛ دسته ی نخست «جریان مشهد»، دسته ی دوم «جریان پاریس» و دسته ی سوم «جریان تهران» است که به نوعی ادامه ی همان فعالیت های جریان مشهد بود و طالقانی را جزو جریان تهران می آورد. (8)
از طرفی باید یادآور شد روشنفکران مذهبی از شریعتی تا انجمن اسلامی مهندسین و بسیاری دیگر از روشنفکران دینی خود را متاثر از طالقانی می دانند و معتقدند که ایدیولوژی و تفسیر قرآن وی روی آنها بسیار تاثیر گذاشته است.

طالقانی در تفسیر «پرتویی از قرآن» سعی کرده است قرآن کریم را در صحنه ی زندگی و جامعه ی بشری از زوایای شخصی تا اجتماعی و سیاسی وارد کند. این امر نشانگر توجه به مقتضیات زمان است که یکی از شاخصه های اصلی روشنفکران دینی است.

*پی نوشت ها:
1- شیرخانی علی، نظام شورایی در اندیشه سیاسی آیة الله طالقانی، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 14
2- رفیعی حسین، طالقانی و سوسیال دموکراسی دینی، ماهنامه نسیم بیداری، شماره ی 10 آبان1389،ص74
3- نائینی محمد حسین ، تنبیه الامه و تنزیه المله، مقدمه و پاورقی سید محمود طالقانی، نشر شرکت سهامی انتشار 1361، ص82
4- شیرخانی علی، نظام شورایی در اندیشه سیاسی آیة الله طالقانی، فصلنامه علوم سیاسی، شماره 14
5- شیر خانی علی، زندگی و اندیشه سیاسی آیت الله طالقانی، مجله علوم سیاسی، شماره 2
6- رفیعی حسین، طالقانی و سوسیال دموکراسی دینی، ماهنامه نسیم بیداری، شماره ی 10 آبان1389،ص72
7- منبع پیشین، ص73
8- تاج الدینی محمدباقر، سیری در زندگی و اندیشه استاد غلامعباس توسلی، نشر جامعه
شناسان، چاپ اول 1393، ص69

.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-16-2019, 02:44 PM   #2
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,352
تشکرها: 18,341
در 10,307 پست 32,956 بار تشکر شده
Points: 142,075, Level: 100
Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : طالقانی؛ نواندیش دینیِ آزادی خواه

سرویس سیاسی «انتخاب»؛ سعید شمس: مهدی طالقانی، فرزند مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی می گوید: بعد از قضیهِ گروگانگیری در سفارت آمریکا، آمریکایی­ ها شروع به ­انتقام­ گیری کردند و در همین راستا، به­ صدام حسین گفتند، با حمایت همه­ جانبه آنها می­ تواند ظرف 4 روز تهران را بگیرد. اگر ایشان (آیت الله طالقانی) زنده بود، نه سفارتی گرفته می­ شد، نه آن دشمنی به ­وجود می­آمد و نه جنگی شروع می ­شد.
او در گفت و گویی تفصیلی با «انتخاب» به بیان مواضع و خاطراتی از مرحوم طالقانی در حوزه های مختلف از جمله حجاب، حضور روحانیون در سیاست، پیشنهاد ریاست جمهوری به او، رابطه اش با دکتر شریعتی و آیت الله هاشمی، اظهارات موسوی خوئینی ها، نحوه فوت آیت الله طالقانی و ... پرداخته است.
مشروح مصاحبه «انتخاب» با مهدی طالقانی به شرح زیر است:
این روزها مصادف با ایام سالگرد انقلاب است. آیت الله طالقانی از چهره های موثر در پیروزی نهضت بود. لطفا به عنوان مقدمه، شرحی در مورد شخصیت و منش ایشان بدهید.
مرحوم طالقانی به ­هرحال یک آخوند بود و ما هم در خانه یک آخوند بودیم. یک مثال می­زنم. مادرمان صبح­ به­ صبح ما را با داد بیدار می­کرد و می­گفت، بلند شوید و نماز بخوانید. ما هم شل و ول بودیم و به مادرمان غر می­زدیم و پس از آن به زور برای نماز خواندن بلند می­ شدیم. یک روز آقا داد زد و به مادرم گفت، خانم این چه کاری است که شما انجام می­دهید. این نمازی که می­خوانند، نه به داد خدا می­رسد و نه به داد خلق خدا. باید کار به­ جایی برسد که خودشان بدانند نماز خواندن به دردشان می­خورد که برای من این شد. خیلی پیش آمده که احساس کردم در چیزهای عجیب و غریبی که سر نماز از خدا می­خواستم، برآورده می­شد. حتی با لسان خودش هم نمی­خواستم، اما خداوند ارحم­الراحمین خواسته­ هایم را برآورده می­کرد. همچنین یکی از خواهرهای من با روسری رفت و آمد می­ کرد. یک روز که یک آخوندی میهمان ما بود، خواهرم با چادر چای برده بود که پدرم گفته بود؛ این چه کاری است که انجام می­ دهی. همانطور که در بیرون چادر سر نمی­کنی، اینجا هم لازم نیست، فیلم بازی کنی.
یک زمانی، رادیو را خیلی از علما تحریم کرده بودند، ایشان، طالقان یا هر جایی که می ­رفت، رادیو را با خودش می ­برد. در یکی از سفرها، بعضی از علمای طالقان که به دیدار آقا رفته بودند، به ایشان گفته بودند که رادیو حرام است که در جواب گفته بودند، برای شما حرام است و برای من واجب. یا قبلا حمام­ های خزانه بود که باعث بیماری­ های زیادی می ­شد، از جمله برادر کوچک من که کچلی گرفت. آقا تصمیم گرفت، در روستا حمام دوش درست کند. نمی ­دانید علما چه کردند که «آب کر نیست» و ...اما آقا پای کارش ایستاد و پولش را هم از خود روستایی­ ها جمع کرد. اینها چیزهایی بود که خیلی از آقایان بر نمی ­تافتند. در ختم مرحوم دکتر مطهری ایشان گفت، از سال 20 شروع به تفسیر قران کردم که از دو جناح من را کوبیدند. هم چپ­ ها و کمونیست­ ها و هم خشکه مقدس ­هایی که اعتقاد داشتند، قران را نباید تفسیر کرد و اگر یک دزد یا جانی مُرد، بالای سرش جنت­ مکان بخوانند و به معنی­اش هم کاری نداشته باشند که این عینِ حرفی است که آقا به آنها زده بود. بعدها تفسیر کذایی را در مسجد هدایت جلسات منظم تفسیر قران راه ­اندازی کرد که از دل آن جلسه ­ها آدم­هایی مثل چمران و رجایی در آمدند.
به توصیه پدرتان در مورد حجاب خواهرتان اشاره کردید. ایشان جمله معروفی هم در این رابطه دارد.
ایشان اگر زنده بود، صددرصد رفتارها درباره حجاب را کنترل می­ کرد. بعد از سخنرانی معروف آقا درباره اختیاری بودن حجاب، امام هم گفتند، نظرم همان نظر آقای طالقانی است و تا زمانی که آقای طالقانی در قید حیات بود، حجابِ اجباری هم نبود. بعد از فوت ایشان حجاب اجباری می­شود، بعد از فوت ایشان می­ریزند درون سفارت آمریکا، بعد از فوت ایشان مسایل دیگری پیش می­ آید.
* گفته می شود تظاهرات تاسوعا که ایشان نقش ویژه ای در برگزاری آن داشتند، نقش ویژه ای در پیروزی انقلاب داشت. لطفا در این باره توضیح دهید.
در آذر ماه سال 57 مصادف با روز جهانی حقوق­ بشر بود، یک راه­پیمایی بود که می­گویند کمر رژیم را شکست. مرحوم طالقانی اعلامیه داد که مردم از میدان امام­ حسین تا میدان آزادی که آن­ روزها شهیاد نام داشت، پیاده ­روی کنند. خدا رحمت کند، یک آقایی به ­نام علی­ بابایی بود که در دادگاه نهضت­ آزادی هم حضور داشت، از طرف پدر مامور می­شود تا به علما بگوید که پای اعلامیه را امضاء کنند، اما آنها گفته بودند، چون امکان تیراندازی وجود دارد با راه­پیمایی مخالفت کرده و اعلامیه را امضاء نکرده بودند.
*چه کسانی امضاء کردند؟
بحث آقای طالقانی این بود که اگر زیاده ­روی و افراط نشود مشکلی پیش نمی ­آید. ساواک آمد جلوی خانه ما تا آقا را به زندان ببرند. معمولا آقا همیشه ساک­ش را آماده می­ کرد و وقتی ماموران می­ آمدند، می­گفت ساکم را بدید تا بروم. اما از آبان تا بهمن مردم زیادی هر شب جلوی در خانه ما بودند تا حرف­های آقا را بشنوند، اینبار به مامورین گفت که دیگر حاضر نیست به زندان برود و اگر می ­توانند از میان جمعیتی که در کوچه بودند، بگیرنش و به زندان ببرندش و گفت اگر نمی­ توانید، بنده دیگر با پای خودم با شما به زندان نمی­ روم. ساواکی­ها از طالقانی می خواهند، اقلا اعلامیه را پس بگیرد که ایشان باز قبول نمی­ کنند. ساواکی­ها هم به جای پدر دکتر بهشتی را دستگیر می­کنند. صبح فردا خیلی کنترل شده راه­پیمایی شروع شد و قرار بر این شد تا حرف­های تندی زده نشود. راه­پیمایی دو و نیم ­ملیونی در شرایطی برگزار شد که جمعیت آن موقع تهران فقط چهار ملیون بود. ظاهرا شاه هم با هلی­کوپتر در جریان قرار گرفته و به اطرافیانش می­ گوید «چطور می­گویید تهران در امن و امان است» و تصمیم به رفتن از ایران می­ گیرد. راه­پیمایی با اقامه نماز ظهر در میدان آزادی تمام شد و عکس­هایی که الان در برج آزادی هست، نشان می­دهد، غیر از آقای طالقانی و مرحوم کمره ­ای و دو سه آخوند دیگر، هیچ روحانی دیگری در صف نماز تاسوعا دیده نمی­شود. اما بعد از اینکه فهمیدند، اشکالی در کار نیست و مردم هم به خوبی استقبال کردند، در راه­پیمایی عاشورا همه آنها امضاء کردند و راه­پیمایی بسیار بزرگتری در ظهر عاشورا اتفاق افتاد.
*قبل از انقلاب ظاهرا گروه 11 نفره­ ای برای پیگیری امور مبارزه تشکیل شده بود. آقای طالقانی هم جزء آنها بود؟
آقای طالقانی آبانِ 56 از زندان بیرون می­آید. حدودا 20 روز بعد خانه­ ما به دفتر مبارزه تبدیل می­شود ما از آنجا را ترک کردیم. در یکی از شب­ها، آقا، آقایان هاشمی و خامنه ای را به همراه بازرگان و سحابی به خانه دعوت کرده و تشکیل شورای انقلاب را پیشنهاد می­ دهد. همچنین به هاشمی گفته بود که نه اینها لولو خرخره هستند و نه شما برای آنها مشکلی ایجاد خواهید کرد. این شورا، به عنوان شورای مخفی انقلاب تشکیل شد.
*آقای مصباح هم در این شورای (11 نفره مربوط به قبل از انقلاب) بودند؟
نه. شهید بهشتی و مطهری و ... بودند و آقای مصباح هیچ حضوری نداشت.
*رابطه آیت الله طالقانی با مرحوم هاشمی چطور بود؟
آقا، هاشمی را رفیق خودش می­دانست و هاشمی حرمت پدر را خیلی نگه می­ داشت. ما در روزهای ملاقات در چادر با آقا دیدار می­کردیم، روزهایی که ملاقات ­کنندگان زیاد می­ شد در یک چادر دیدار می­ کردیم که یک روز آقا به ­هاشمی گفت، تو ریشت در نیامده، این همه بچه را از کجا آورده ­ای.
*درباره جلسه شورای انقلاب خاطره­ ای دارید؟
آقا گفت، با آقای هاشمی کار دارم و باید بروم به دیدن­شان که در دزاشیب بود. یادم می­آید آقای دکتر شیبانی هم با ما آمد که در همان جمع تصمیم گرفتند تا شورایانقلاب را درست کنند. دکتر شیبانی گفت، باید هر مسجد یک وزارت­خانه باشد که آقای هاشمی مسخره کرد و همه خندیدند.
*درباره دکتر شریعتی، آقای طالقانی چه نظری داشتند. به هر حال در حوزه دو نوع نگاه متفاوت نسبت به ایشان وجود داشت.
شریعتی را من خودم خیلی قبولش داشتم و پدرم هم، هم با خودش و هم با پدرش خیلی رفیق بود. پدر دکتر شریعتی تقریبا هر سال به مسجد هدایت می­رفت و سخنرانی می­کرد.
ما در مسجد هدایت، هیچ­ وقت منبر نداشتیم و سخنرانان، حتی خود پدر روی یک صندلی می­ نشستند و سخنرانی می­ کردند. یعنی ساواکی­ ها گفته بودند که آقا نباید منبر برود، نباید بنشیند و نباید بایستد و انواع و اقسام دستورها. کلا مسجد هدایت با منبر مشکل داشت. برگردیم به بحث دکتر شریعتی. مشکل دکتر شریعتی از زمان حسینیه ارشاد شروع شد. آقای مطهری بر نمی ­تافت که از سخنرانی شریعتی استقبال شود، چون استقبال از منبر دکتر خیلی بیشتر از شهید مطهری بود.
*یعنی اختلاف شان بر اساس نوع جهان بینی شان نبود؟
اصلا. آقای مطهری یک حرف­هایی زد که به دکتر شریعتی نمی­­ چسبید. مثلا اینکه شریعتی ساواکی است و یا شریعتی انقلابیون را در کمیته مشترک لو می­داد. این حرف­ها در حالی زده می­شد که شریعتی دو سال در کمیته ضدخرابکاری حبس بود.
*باتوجه به ­اینکه شهید چمران عضو نهضت­ آزادی بود، رابطه ایشان با آقای طالقانی چگونه بود؟
بله، ایشان هر وقت به ­ایران بر می­گشت، در مسجد هدایت به ­دیدار آقا می ­آمد. اگر در یوتیوب «چمران و طالقانی» را سرچ کنید، در فیلمی شهید چمران اینطور می­گوید که در مسجد هدایت بود که جا افتادم و فهمیدم دنیا در دست چه کسی است و راه و رمز مبارزه را یاد گرفتم.
*اخیرا بحث هایی در مورد مخالفت امام موسی صدر با نهضت منتهی به انقلاب شده؛ آیت­ الله طالقانی به ­امام موسی صدر چه نوع نگاهی داشتند؟
امثال چمران و موسی ­صدر که تکلیف­شان معلوم است. البته آقا با ایشان ارتباط خاصی نداشت، اما می­­دانم که بسیار دوستش داشت.
*آن­ موقع این تلقی وجود داشت که صدر موفق مبارزه و فعالیت­های انقلابیون نیست؟
نه. البته انقلاب از اواسط 56 به ­بعد وارد این موضوع شدیم که قرار است، انقلابی صورت بگیرد. در واقع قبل از آن، همه به ­فکر اصلاحات بودند.
امام موسی صدر در آن روزهای پر سر و صدا، دیداری با شاه داشت.
این می­تواند اتفاقی معمولی باشد. چون ملاقات با شاه دلیلی بر مخالفت با نهضت نبود. همچنین باید گفت، امام موسی صدر نیازی به ­شاه نداشت. آن مرحوم در لبنان پایگاه بسیار قوی ­ای در میان مردم داشت و واقعا احتیاجی نداشت که چشم به­ کمک شاه باشد. شاید برای آزادی تعدادی از زندانیان رفته بود که من هم بودم، همین ­کار را می­کردم و می ­رفتم می­گفتم، تو را به­ حضرت عباس آزادشان کنید.
*قبل از انقلاب، ظاهرا آقای طالقانی به مجاهدین هم نزدیک بودند.
با مجاهدین اولیه. در واقع خواستگاه اولیه امثالی چون حنیف­ نژاد و ولی­ زادگان و ....مسجد هدایت بود. آنها بسیار انسان­های متدینی بودند، البته من کاری به روش­های اقتصادی­ شان ندارم. همیشه قران در جیب حنیف­ نژاد بود که در کوه همیشه تفسیر قران داشتند. اینکه اینها انحراف پیدا کردند، مربوط به ­بعد از سال 51 بود و در آن سال قبلی­ ها همه اعدام شدند.
*اوج گیری اختلاف شان، به بعد از انشعاب برمی گردد؟
آقا را تهدید به مرگ کرده بودند. حاج مهدی غیوران که الان هم هستند، از طرف آقا مامور بود، وجوهاتی جمع کرده و به آنها کمک کند. یک روز با تقی شهرام قرار گذاشته و به ­پدر می­گویند که ما تغییر ایدئولوژی داده ­ایم. آقا هم می­ گوید شما غلط کردید که آنها از تلاش برای ترور و گردن ساواک انداختن صحبت می­ کنند که در جواب می­ شنوند، «شما غلط کردید، ساواک هم همچین غلطی را نتوانسته انجام بدهد، چه برسد به شما و بعد از آن هم قهر می­ کند و بیرون می­ رود و به غیوران می­ گوید، دیناری به اینها کمک نکند که این در خاطرات آقای غیوران است»
*از بهمن ۵۷ تا آبان ۵۸ که آیت‌الله طالقانی فوت می‌کند، بحثی درباره ریاست جمهوری ایشان پیش آمد؟
یکبار پیشنهاد شد که آقا به طعنه گفته بودند از خوشحالی ۴شبانه روز خوابم نبرد. ایشان می‌گفت، ما نباید مسوولیت بگیریم. آقا حتی برای رفتن به مجلس خبرگان هم رغبتی نداشت و به توصیه امام در انتخابات شرکت کرد و بالای دو ملیون رای آورد که نسبت به نفر دوم، یک میلیون بیشتر رای داشت.
*نگاه آیت ­الله به­ اعدام­ های خلخالی چطور بود؟
بسیار منفی؛ یکبار در منزل احمدآقا به­شدت آقا با خلخالی دعوا کرد و گفت، قرآن این همه رحمن­ الرحیم دارد، اما فقط قاصم الجبارین را یاد گرفته ­ای که خلخالی ناراحت شد و بیرون رفت. البته امام هم ناراحت بود، اما عده ­ای از خلخالی حمایت می ­کردند.

*آیت­ الله طالقانی به­ کدام یک از جریان­های فکریِ انقلاب بیش از دیگری، نزدیک بود؟
نهضت­ آزادی؛ در سال 40 مرحوم مهندس بازرگان و دکتر سحابی از آقای طالقانی خواستند تا در این حزب شرکت کنند. با اینکه ایشان خیلی به استخاره اعتقاد نداشت، مشخصا در این موضوع استخاره کردند که اتفاقا خوب هم آمد و ایشان جزیی از نهضت ­آزادی می­ شود. بعد از سال 46 که زندان­شان بخشیده می­شود و به بیرون می ­آیند، مبارزرات اعضای دیگر نهضت­آ زادی در چارچوب نوشتاری و در کتاب­ها می­ گنجید. مرحوم طالقانی از بقیه تندتر سخنرانی می­کرد که یکی از ساواکی ­ها به ایشان گفته بود که شما فقط آیات کمونیستی قران را تفسیر می­کنید که آقا گفته بودند، قران آیه شاهنشاهی ندارد و اگر پیدا کنم، چشم آنها را هم تفسیر می­کنم. حتی پدر چندین بار به زندان و تبعید طولانی محکوم شد، در حالی که دوستان دیگر در بین زندان و بیرون رفت و آمد داشتند و حبس­شان طول نمی­ کشید. تا اینکه با شروع انقلاب ایشان از نهضت­ آزادی بیرون آمد.
*چرا؟
آقا اینطور گفت، من باتوجه به ­اینکه مورد توجه همگانی هستم، نمی­توانم در چارچوب­های حزبی فعالیتی داشته باشم که باید گفت، هم خواسته خود ایشان بود و هم­اینکه آقای مهندس بازرگان پیشنهاد جدایی را به آقا پیشنهاد داده بود. دلیل هم این بود که اعتقاد داشتند که آقا متعلق به یک گروه و دسته نیستند و باید فراجناحی بمانند.
*پروسه کنار گذاشته شدن جبهه هملی و نهضت­ آزادی هم بعد از فوت آقای طالقانی اتفاق افتاد؟
بله. در واقع تا زمانی که آقا زنده بود، اصلا این بحث را پیش نکشیده بودند. حتی توده­ ای­ها در تلویزیون با شهید بهشتی مناظره می­ کردند.
*شما جایی گفته بودید که اگر مرحوم ­طالقانی بودند، جنگ شروع نمی­ شد.
بله. در واقع بعد از قضیهِ گروگانگیری در سفارت آمریکا، آمریکایی­ ها شروع به ­انتقام­ گیری کردند و در همین راستا، به­ صدام حسین گفتند، با حمایت همه­ جانبه آنها می­ تواند ظرف 4 روز تهران را بگیرد. اگر ایشان زنده بود، نه سفارتی گرفته می­ شد، نه آن دشمنی به ­وجود می­آمد و نه جنگی شروع می ­شد.
*و دولت موقت هم استعفاء نمی ­­داد.
دقیقا! همه آن اتفاق­ ها ظرف یک­ماه بعد از فوت پدر رخ دادند.
*ظاهرا در زمان حیات آیت الله طالقانی، دوسه بار هم به ایشان تسخیر سفارت پیشنهاد شده بود.
گروه ­هایی آمدند و از آمادگی گرفتن سفارت آمریکا گفتند که آقا به ­ما گفت، بیاندازیدشان بیرون که ما هم همین کار را کردیم. اما 20 روز بعد از فوت ایشان ریختند و سفارت را گرفتند که جناب آقای موسوی­ خویینی­ ها هم در بین­ شان بود.
* از جناب موسوی خوئینی گفتید. رابطه ایشان و آیت الله طالقانی چگونه بود.
او در قواره ای نبود که با آقا رابطه­ ای داشته باشد. البته می­دانم که آقای خویینی­ ها نه پرونده خوبی دارد و نه داشت.
*چطور؟
می­گفتند بیشتر آن طرفی است تا این طرفی.
*کدام طرفی؟
اینطور می­گفتند که آنها وابسته به شوروی بودند. ظاهرا پدرشان زمان فتنه آذربایجان دخالت داشت و خودش هم از این قائله خوشش می ­آمد و شاید به ­همین دلیل نرفتند سفارت شوروی را بگیرند. اصلا ایشان چکاره بود که وسط حیاط سفارت آمریکا سجاده بیاندازد و نماز بخواند. یکی از آقایان گفته بود که این زمین غصبی است که موسوی ­خویینی ­ها در جواب نامه که دست پسر این مرحوم است، بدون اینکه لفظ آیت­ الله را به­ کار ببرد، اینطور نوشته بود به ایشان که خوب است که نامه را بدهم روزنامه ­ها تا آبرویت برود!
*علی الظاهر به آیت الله طالقانی بعد از انقلاب، پیشنهاد مناصب ارشدی شده بود. صحت دارد؟
آقای طالقانی حتی برای رفتن به­ مجلس خبرگان هم راضی نبود و بعد از اینکه احمدآقا از سوی امام آمدند، ایشان قبول کرد. آقای احمدجلالی اینطور نقل می­کند که امام گفته بودند، مجلس خبرگان بدون شما چیزی نمی­ شود.
*آیا ایشان پیش از فوت نگرانی هایی در مورد برخی روندهای شکل گرفته در کشور داشتند؟
من گمان می‌کنم، یک عده واقعا می‌خواستند، به دست و مقام و الاف و علوف برسند و اینها تا زمانی که طالقانی زنده بود،‌ طالقانی را سد راه خودشان می‌دانستند. بعضی­ ها مرگ طالقانی را مشکوک می‌دانند که من هم می‌گویم، مشکوک ‌است. اگر آقا زنده بود،‌‌ نمی‌گذاشت خیلی از اتفاقات ‌بیافتد. مثلاً می‌گفت، روحانی ‌باید برود در مسجد بنشیند و آدم ترتیب کند. نه اینکه فلان وزارت خانه را در دست بگیرد و نداند زبر دستش چه می‌گذرد.
* گفتید مرگ آیت الله مشکوک بوده، در این باره لطفا بیشتر توضیح دهید.
ظاهراً قرار بر کالبد شکافی بود. آقای آسیدجوادی گفتند که کالبد شکافی شود، اما گفته شد، صلاح نیست یک مجتهد کالبد شکافی شوند.
چرا مشکوک؟
آقای طالقانی ‌دو‌‌ تا خانه در تهران داشت که در خیابان­ های طالقانی امروز و ایران قرار داشتند. جالب، این است که هر دو خط تلفن در یک ساعت قطع شده بود.‌ راننده­ای که قرار بود همیشه با آقا باشد، مرخص شده بود. وقتی قلب آقا ناراحت می‌شود، آقای چه­پور ‌در حالی که در اطراف منزل ۵ بیمارستان بود، با پای پیاده تا میدان عشرت­ آباد می‌رود تا دکتر عباس شیبانی را بیاورد که ایشان هم در خانه نبودند. آقای چه­پور‌ بعد از فوت آقا پست‌های مختلفی در نخست‌وزیری و .. می‌گیرد. البته من گناه ایشان را نمی­شویم.
آقای چهپور‌ به کدام جریان در آن زمان تعلق داشت؟ یا با مجاهدین ارتباط داشتند؟
نه. مجاهدین در زمان حیات آقا فعال بودند.
اقای طالقانی نشانه خاصی از انحراف مجاهدین خلق (منافقین) ندیده بود؟
اتفاقاً در سخنرانی آخر می‌گوید، تا حالا ساکت بودم، اما از الان حرف می‌زنم و اگر لازم باشد، پشت تانک می‌نشینم. یکی از گزینه‌هایی که گفته می‌شود، مسبب مرگ پدر بودند، همین مجاهدین هستند.
اقای چه­پو دفاعی نداشتند؟
چرا مصاحبه کرده و ادعا کرده است که من طالقانی را تا آن روز حفظ کردم. ظاهراً خیلی‌ها از مرگ آقا خوشحال شدند. دامادمان شنیده بود که در مراسم ختم بعضی­ها گفته بودند، الحمدلله این هم رفت.
ظاهرا در موقع فوت آیت‌الله، مبلغی زیادی در حساب ایشان بود، درست است؟
بله بیش از یک میلیارد تومان پول بود که وجوهات و کمک های مردم بود. ما قبل از انقلاب یک کمیته ­امداد هم درست کرده بودیم که کمیته­ امدادی که بعدها درست شد، نشات گرفته از کمیته ما بود. به ­نیازمندان از وجوهاتی که جمع می­شد، کمک می­کردیم. همچنین یک کمیته­ امداد دارودرمان راه ­اندازی کردیم که ساختمانش روبری بیمارستان ایرانشهر بود که سرباز فراری­ها اسلحه ­ها را آنجا به­ما تحویل می­دادند. بعد از انقلاب کمیته دارو درمان کمیته­ای اساسی شد. آقا به­ ما گفته بود که کمیته ­های تشکیل شده حساب و کتابی ندارند و به­ همین دلیل من بازرسی­ ای برای این کمیته ­ها گذاشتم و که گزارش­های ما را به­ آقای مهدوی­ کنی می­ دادند.
اقای طالقانی امام جمعه تهران بودند. آن نمازجمعه با نماز جمعه­ های الان قابل قیاس است؟
نه .‌نماز جمعه ­های الان خیلی افتضاح هستند. اولا اینکه، اگر قرار باشد ستاد برگزاری نماز جمعه بگوید که امام جمعه چه چیزی بگوید، به هیچ دردی نمی‌خورد. حالا این آقای علی­ اکبری آمده است، که امیدوارم، خطبه ه­ایش‌ خوب باشد.
شما در این سال‌ها، در نماز جمعه شرکت کرده ­اید؟
نه.
بعد از انقلاب پست یا مقامی داشتید؟
هیچکدام از فرزندان آقای طالقانی دنبال منصب نبودند. البته دو تا از همشیره­ ها در انتخابات شرکت کرده و نماینده مجلس شدند.
*این اواخر، ظاهرا نقاشی آیت ­الله در خیابان طالقانی پاک شده بود و شما اعتراضی کرده بودید، ماجرایش چه بود دقیقا؟
سال 88 به­ ما گفتند، قرار است، عکسی از آقای طالقانی کشیده شود که شد، اما چند وقت پیش عکس را پاک کرده و تبلیغات محصولات زیبایی را به­ جایش گذاشته بودند که من اعتراض کردم و حتی در بهشت ­زهرا هم آقای حناچی را دیدم که اطرافیانش گفتند، به ­شهردار چیزی نگویم. ظاهرا آن تبلیغ هم پاک شده است. به­ ما گفتند، صاحبخانه راضی نیست، این در حالی است که مالکیت دیوارها با شهرداری است. من می­خواهم به آقای حناچی پیشنهاد بدهم که اسم آقا را از خیابان طالقانی بردارند.
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 08:25 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT