آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نوشته های شهیر > مقالات اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 62658 - پاسخ ها: 176  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-28-2009, 07:10 AM   #1
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

با اجازه از شهیر و همه دوستان این نوشته را در یک تاپیک جداگانه برای مراجعه های بعدی قرار دادم. با تشکر

قصد از نوشتن این مطلب کوتاه اثبات وجود خداوند نیست بلکه تنها اشاره به سر فصل هائی است که می تواند برای علاقه مندان راهگشای مطالعه ی بیشترباشد.

آنچه که در زندگی روزمره و علم و فلسفه بنام "علیت" از آن یاد می شود با رعایت احتیاط هائی برای اثبات وجود خداوند باید از آن استفاده گردد.

الف- رابطه "علّی" بین علت و معلول اثبات منطقی (logical proof) نشده بلکه برداشت و تجربه انسان از جهان خارج است. این روش در علم جایگاه ویژه ای دارد اما زمانی که نوبت به اثبات یکی از پیچیده ترین مقولات فلسفی تاریخ تفکر بشر یعنی اثبات وجود خدا می رسد مدعیان سئوال می کنند که کلیت و جهان شمول بودن این اصل را اثبات کنید تا بعد به مسائل دیگر بپردازیم.

ب- با پیدایش تئوری بیگ بنگ یکی از فلاسفه حاضر جهان William Lane Craigبحث جدیدی را در اثبات وجود خداوند پدید آورد که با نام "جدل کیهانی" (Cosmological Argument) معروف شده است. خلاصه بحث اینست که:

1- هر چه پا به عرصه وجود می گذارد (حادث می شود) باید علتی داشته باشد
2- کائنات بر اساس تئوری بیگ بنگ آغازی داشته اند
3- بنابراین باید علتی حادث شدن کائنات را باعث شده باشد

انتقادهائی که به این نظریه می شود (از جمله از سوی ستیفن هاوکینگ Stephen Hawking نابغه فیزیک و کاشف سیاهچاله ها ) گذشته از ایرادات وارد بر علیت اینست که زمانی که ما به عقب باز می گردیم و به نقطه "صفر" پیدایش کائنات که در اصطلاح فیزیک به آن Singularity می گویند، می رسیم، از آنجا که "ماده" وجود ندارد "زمان" هم وجود ندارد ( نسبیت انشتین... هنوز یکی از معما ها برای من این است که چطور ملاصدرا هم به این مسئله اعتقاد داشته که زمان از خواص ماده است) بعبارت دیگر، اینکه قبل از بیگ بنگ موجودی بنام خدا بوده و یا نبوده حرف بی پایه ایست چرا که اصولا به singularity که می رسیم دیگر زمانی مطرح نیست که "قبل از آن" چیزی وجود داشته باشد. هاوکینگ این نظر را تشبیه می کند به این سئوال که بگوئیم بر روی زمین در شمال قطب شمال چه چیزی وجود دارد.

ج- ایراد دیگری که به "جدل کیهانی" گرفته می شود اینست که یکی از قویترین نظریه های فیزیک نظری امروز می گوید که تنها 4 درصد از کائنات (universe) از آن چیزی ساخته شده که ما در آن بسر می بریم یعنی "ماده"! 96 درصد بقیه از جنس پدیده هائی است که به علت اینکه هنوز هیچگونه شناختی به ماهیت آن ندارند آن را "ماده تاریک" (Dark Matter) و انرژی تاریک (Dark Energy) می خوانند. (لازم به ذکر است که نه ماده تاریک و نه انرژی تاریک قابل دریافت و ردیابی لابراتواری نیستند). بنابراین آنچه که از آن به عنوان "علیت" و یا "اصل علیت" یاد می شود (که تنها بر پایه تجربه بشر به ذهنش چسبیده است) ممکن است در 96 درصد جهان ناشناخته اعتبار نداشته باشد (شاید هم داشته باشد).

د- مشکل دیگر علیت با فیزیک کوانتیک است که بقدری این امر برای کسانی که آشنائی با کوانتوم مکانیک ندارند عجیب است که هضم آن مشکل بنظر می رسد (من دوباره به این مطلب برخواهم گشت). در فیزیک کوانتیک ذرات زیر اتمی وجود قطعی نداشته و تنها بصورت موجی از احتمال (Wave of probability) وجود دارند. این ذرات تنها زمانی "موجودیت" و حیات پیدا می کنند که توسط یک ناظر خارجی (این ناظر می تواند حتی یک دستگاه اندازه گیری باشد) مشاهده شوند و بلافاصله پس از قطع مشاهده (Observation) دوباره بصورت یک موج احتمالی در می آیند! برای درک این مفهوم ثقیل فرض کنید که در بیابانی هستید که هر چند دقیقه یکبار به قله کوهی نگاه می کنید. به محض اینکه به قله بنگرید یک درخت "هویت و موجودیت" پیدا کند و تا شما چشمتان را برگردانید درخت محو شود. توجه داشته باشید که این خاصیت که نتیجه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است "از خواص ماده است" مانند اینکه ماده جرم و حجم دارد و نه ضعف انسان در مشاهده . باین ترتیب در جهانی از احتمالات و عدم قطعیت سخن گفتن از علیت بی معناست . (برای اطلاعات بیشتر به تفسیر کپنهاگ از اصل عدم قطعیت مراجعه بفرمائید...(نیلز بوهر برنده نوبل فیزیک و از پیشروان فیزیک کوانتیک می گوید اگر کسی از نتایج فیزیک کوانتیک شوکه نشود معلوم است درست آنرا نفمیده است. از جمله کسانی که سخت با این نظریه در دعوا و مناقشه بود آلبرت انشتین بود)

در سالهای اخیر دو متفکر و فیلسوف بزرگ به دو روش متفاوت و در دو عرصه فلسفی کاملا متفاوت دست به اثبات وجود خدا زده اند. نوآوری این دو در تاریخ تفکر فلسفه کم نظیر است.

"آلوین پلانتینگا" (Alvin Plantinga) و "ریچارد سوین برن" (Richard Swinburne) کسانی هستند که در برابر فلاسفه "بی خدا و مدرک گرا" (Atheist Evidentialists) قد برافراشتند. مدرک گرائی فلسفی که ریشه در افکار "هیوم" (Hume) در قرن 18 دارد بر دو پایه استوار گردیده. یکی اینکه قبول هر مطلبی بدون دلیل کافی جایز نیست. دیگر اینکه نمی توان هیچ اصلی را به درجه ای قویتر از دلائلی که آنرا اثبات می کنند پذیرفت. بعبارت دیگر ارزش هر موضوعی به اندازه ارزش دلائلی است که آنرا اثبات می کند. این فلاسفه ]جدیدترین آنان "کیت پارسونز" (Kate Parsons) [ عنوان می کنند که "بار مسئولیت اثبات" (Burden of Proof) بر دوش خداپرستان است که وجود خداوند را اثبات کنند و اگر با دلائل کافی این امر اثبات نشود جائی برای پذیرش این تفکر وجود ندارد. اینان هم چنین می گویند که تنها با فدا کردن عقلانیت (Rationale) است که انسان می تواند به خدا ایمان آورد.

دو فیلسوف فوق الذکر در دو عرصه مختلف و با دو روش کاملا متفاوت به مقابله با این مکتب پرداخته اند.

این چالش را که برای قبول عقلانی خداوند باید مدرک کافی وجود داشته باشد "سوین برن" با آغوش باز می پذیرد. سپس او با بکارگیری "تئوری تصدیق" (Confirmation Theory) و تئوری احتمالات "بیس" (Bayes Theorem of Probability) مجموعه ای را فراهم می آورد که اثبات می کند وجود خدا "بهترین توضیحی است" که می تواند اساسی ترین داده های بشر (اعم از علمی و فلسفی) را اقناع کند. بعبارت ساده تر او قبول وجود خدا را فرضیه ای"توضیحی با برتری منطقی" نسبت به هر فرضیه دیگر (از جمله اعتقاد به عدم وجود خدا) معرفی می کند.

اما پلانتینگا مسئله را بکلی از منظر دیگری می نگرد. او می گوید در باره بحث وجود خدا "کافیست ما ثابت کنیم که باور داشتن خداوند غیرعقلانی نیست". چرا؟ برای اینکه حتی "مدرک گرایان" (Evidentialists) نیز باید قبول کنند که هر گزاره ای نیازمند "مدرک" و اثبات نیست. باین دلیل که هر گاه ما برای اثبات گزاره ای از گزاره هائی استفاده کنیم که خود آنان نیز نیاز به اثبات داشته باشند آنوقت سری گزاره های بعدی نیز محتاج به اثبات خواهند بود و به این ترتیب هرگز موفق به اثبات هیچ گزاره ای نخواهیم شد و این قضیه تا بینهایت ادامه پیدا می کند. باین ترتیب عقلا و منطقا باید این اصل را قائل شویم که هستند گزاره هائی که نیازمند اثبات نیستند. حال به چه دلیل گزاره هائی که قائل به وجود خدا هستند از این دست گزاره ها نباشند که نیازی به اثبات نداشته باشند؟ مثال می زنیم.

ما نمی توانیم ثابت کنیم که جهان خارج وجود دارد. چرا که به محض اینکه شروع به اثبات این امر کنیم از گزاره هائی استفاده می کنیم که از خود دنیای خارج وام گرفته ایم. اینکه با استفاده از خود دنیای خارج به اثبات دنیای خارج بپردازیم به این مفهوم است که ابتدا با یک پیش فرض دنیای خارج را اثبات شده تلقی کرده ایم که در فلسفه آنرا مصادره به مطلوب می خوانند و خروج از روش استدلال منطقی است. اما چه کسی است که در "وجود" دنیای خارج شک داشته باشد حال آنکه هیچ کس قادر به اثبات آن نیست.

از قضا به لحاظ علمی نیز واقعیت با "مدرک گرائی" در تعارض قرار می گیرد. الکترون تا زمانی که مورد مطالعه و مشاهده قرار نگرفته بصورت موجی از احتمال (Wave of Probability) و تنها یک احتمال وجود دارد. بعبارت دیگر این ذرات اتمی تنها یک احتمال هستند و تا زمانی که مورد مطالعه قرار نگرفته اند هیچ دلیلی "و مدرکی" برای وجود آنان وجود ندارد. این عدم یقین آنچنان انشتین را زجر می داد که خطاب به نیلز بوهر (Neils Bohr) گفت، "خدا تاس بازی نمی کند" (God does not play dice). و "نیلز بوهر در پاسخ او گفت انشتین به خدا نگو چکار باید بکند. زمان ثابت کرد که انشتین در اشتباه بوده است. (گروهی اینک استدلال می کنند از آنجا که هیچ ذره اتمی بدون وجود یک ناظر از حالت احتمال به حالت واقعیت در نمی آید بنابراین در کل کائنات برای "تحقق" هستی actualization of existence ناظری لازم است که در همه جا حضور د اشته باشد)

از بحث دور نشوم، پلانتینگا می گوید مخالفان وجود خدا اشکالشان در اینست که خداباوری را نیازمند مدرک می بینند (evidence-essential belief) ولی آنان متاسفانه همین امر را نمی توانند با هیچ گونه مدرکی اثبات کنند (که خداباوری الزاما احتیاج به مدرک دارد). پس خود فلسفه خود را نقض می کنند. بنظر پلانتینگا اعتقاد به خدا عقلانی است ولی نیاز به اثبات ندارد. هم چنانکه بسیار گزاره های دیگر واقعی و عقلانی اند بی آنکه نیازی برای اثبات منطقی آنان وجود داشته باشد.

شرمنده از اینکه بدلیل نبودن وقت سئوالات را در این زمینه نمی توانم پاسخگو باشم چون بقول مهران مدیری وقتی جو گیر بشم دیگه هیچی جلودارم نیست. اما امیدوارم راهی برای علاقمندان مطالعات بعدی گشوده شده باشد.

فرصت نشد که توضیح دهم اما لطفا پارادکس هیلبرت در گراند هتل را مطالعه بفرمائید. هم چنین در مورد چند راهه لورنتس Lorentz Manifold که در آن یک حادثه می تواند خودش عامل ایجاد خودش باشد در اینجا بخوانید.

در خاتمه می خواهم سئوالی را که امروز حتی در سطوح بالا در باب بحث وجود خدا مطرح می شود برای ورزش فکری دوستان مطرح کنم. سئوالی که مطرح می شود اینست که هر چقدر از جامعه تحصیلکرده و علمی دور شویم و به سمت طبقات کم سواد و بیسواد جامعه حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا بیشتر و گسترده تر می شود (این امر با نظرسنجی های متعدد تایید شده است)و بالعکس هر چه از سمت بیسوادان به سمت تحصیلکرده ها حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا سست تر می گردد. شما به عنوان یک خداپرست چگونه با این نظر مقابله می کنید.

با آرزوی بهترین ها - شهیر
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
17 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2009, 12:01 PM   #2
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

چگونه مى‌توان خدا را ثابت كرد؟
ارتباط انسان با خدا بيش از آنكه "اثباتي" باشد ، ارتباطي "ايماني" است . "اثبات" (در باب افعال) ، ثابت و مستقر كردن چيزي در مكاني مشخص است . اينگونه اثباتِ وجود خدا , هر چند كار فلاسفه و اهل كلام را راحت مي‌كند ، امّا ايماني از آن زائيده نمي‌شود و دنيا و آخرت كسي را آباد نمي‌كند . نه خداوند در كتابش از ما خواسته او را "اثبات" كنيم (حتي براي يكبار)، و نه دينداري امري ذهني و تجريدي است .
"عقيده" داشتن به خدا هم كه محصول "اثبات" وجود اوست ، گر چه اصطلاحي فراگير است ، امّا پايه محكمي ندارد ! هرگز در قرآن از ما خواسته نشده‌است به خدا "عقيده" داشته باشيم . "مؤمن" بودن مورد تمجيد قرار گرفته است ، اما سخني از "معتقد" بودن وجود ندارد . اعتقاد از ريشه "عقد" به معناي گره خوردن و به چيزي پيوند پيدا كردن پديد آمده‌است . اين اصطلاحي كلامي است كه مسلمانان قرون اوليه در برخورد با انديشه هاي فلسفي يونان براي بيان و مشخص‌كردن مواضع فكري خود آن را ابداع كردند تا نشان دهند با چه انديشه‌هايي گره خورده‌اند .
واژة "باور" نيز ، كه معادل ايمان گرفته مي‌شود ، نارساي رابطه انسان با خدا مي‌باشد و "باور داشتن خدا" هرگز عمق معنائي ايمان را نشان نمي‌دهد . به تعبير مرحوم طالقاني ؛ "ايمان" از ريشه امن ناشي شده و در باب اِفعال (ايمان) معناي گرويدن و به "امنيت" رساندنِ خود و ديگران را مي‌دهد. همچنانكه اسلام (در باب افعال) از سِلم به معناي صلح و آشتي مي‌آيد و مفهوم به "سلامت" رسيدن دارد.
اينك اين سئوال مطرح مي‌شود كه چرا در ارتباط انسان با خدا، "اثبات" و "اعتقاد" و "باور" و كلماتي از اين قبيل ، كفايت كننده نيستند و ما به جاي اثبات "او"، بايد "خود" را به "امنيتِ" ايمان و "سلامتِ" آن برسانيم !
كدام خطر و خسران و كدام ضرر و زياني متوجه ماست كه نيازمند چنان ارتباطي از امن و امان هستيم؟
پزشكان بيش از بقيه مردم به مضرّات مشروب و سيگار "اعتقاد" دارند و با هزار دليل عوارض آنها را "اثبات" مي‌نمايند و به آثار وخيم آنها هم عميقاً "باور" دارند ، اما آيا اين آگاهي‌هاي گسترده علمي الزاماً آنها را از اين اشتغالات بر كنار مي‌دارد؟... يا اراده‌اي استوار براي تسلط به نفس( تقوا ) و مهار آن به هنگام غليان غرايز و شهوات لازم است تا آدمي را به "امنيت" (از خطر و خسارت) و "سلامت" برساند؟
"اثبات وجود خدا" و "اعتقاد" به آفريدگار جهان هم چيزي در همان مقوله است ! ما برحسب تحصيلات و تخصص خود به صدها يا هزاران اصل علمي اعتقاد پيدا كرده ‌و "اثبات" آنها را با فرمول‌هاي رياضي تمرين كرده‌ايم . ما همه آنها را قبول داريم ، ولي در طاقچه كتابخانه خود قرار داده‌ايم تا اگر روزي احتياج داشتيم خاك و غبارش را بزداييم و جلدش را بگشائيم.

اكثريت غالب مردم جهان اجمالاً به وجود خدايي به عنوان خالق هستي اعتقاد دارند و احياناً با دلايلي هم او را اثبات مي‌نمايند . ولي اكثريت آنان كاري با خدا ندارند ، زندگي و كار خود را مي‌كنند و كم و بيش همان رفتارهايي را دارند كه بي‌خدايان دارند . البته اگر گرفتاريها و مشكلاتي در زندگي پيدا كنند و به بن ‌بست برسند ، اغلب متوجه و متذكر او مي‌شوند. اما اين نوع خداشناسي كه در اثبات و اعتقاد متوقف مانده، ارتباطِ امنيت بخشي ايجاد نمي‌كند.
درست است كه ايمان از تصديق (در برابر تكذيب) آغاز مي‌گردد ، كه مفهوم باور كردن دارد ولي تصديق نيز (همچون ايمان) عملي است ، نه زباني. هر چند از احساس قلبي و اعتراف زباني آغاز مي‌گردد ، ولي تا به عمل نيايد، "تصديق" شناخته نمي‌شود.
به اين ترتيب "ايمان" طيفي است از احساس تا عمل براي درك خطر و پناه بردن به مأمن مطمئن. "ايمان" تلاش تجريدي ذهن و كنجكاوي مستقل "عقل" نيست كه از فرآيند فلسفه و كلام حاصل گردد ، به تعبير قرآن : ايمان "محبوب دل آدمي" و "زينت قلبي" اوست كه آفريدگار انسان در سرشت بشر نهاده ‌است:
وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ
همچنانكه عشق مادري، يا عشق جنسي و ساير تمايلات غريزي در جان ما ريشه دارد ، "ايمان" نيز امري فطري است كه جاذبه معشوق در دل عاشق پرتو مي افكند . هر چند بيشتر مردم اين نور را نديده مي‌گيرند و آن را مي‌پوشانند.
واژة مقابل "ايمان" در قرآن ،"كفر" است. كفر معناي پوشاندن دارد . به ابر مي‌گويند: كافر، چون خورشيد جهانتاب را مي‌پوشاند. همچنين "كفّارهِ" گناه ، عملي است كه آثار آن را مي‌پوشاند. كفر به خدا، حق، قرآن و ... يعني نديده گرفتن ، به حساب نياوردن و اعتنا نكردن به آن. انگار چنين حقايقي وجود ندارند .
كسي كه ايمان مي‌آورد، مي‌پذيرد كه جهان حساب و كتاب و صاحبي دارد و نظم و مقررات و مشيتي در عالم برقرار است كه بايد با آن هماهنگ و به آن "تسليم" شد تا به "امنيت و سلامت" رسيد. همچنانكه در همه جوامع انساني با نظامات حقوقي و قوانين اساسي‌ چنين شرطي حاكم است.
كافر قوانين و مقررات هستي را نديده مي‌گيرد و به دليل خود بزرگ ‌بيني ، از تسليم در برابر حق و اطاعت و انقياد نسبت به آن شانه خالي مي‌كند و سرانجام نيز به خاطر حفظ منافع خود آن را پوشانده و انكار مي‌نمايد. "كفر" تنها از يك زاويه ضد ايمان را نشان مي‌دهد. قرآن با سه واژه، سه وجه مقابل ايمان را به نمايش گذاشته ‌است:
۱- كفر
2- فسوق
۳- عصيان
نگاه كنيد به همان آيه سابق با دنباله آن:
وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُونَ
خداوند ايمان را محبوب شما و زينت دلتان قرار داده و كفر و فسوق و عصيان را ناپسندتان ساخته است . به راستي مؤمنان همان رشد يافتگان‌اند.
از شعب سه‌گانه بي‌ايماني مي‌توان به ابعاد سه‌گانه ايمان آگاهي بيشتر يافت و عمق معنائي آن را بهتر درك كرد. كفر را توضيح داديم ، شعبه دوم "فسق" است.
معناي فسق، خروج از پوستهِ محافظ و مرز و محدوده مقررات مي‌باشد. فاسق كسي است كه حريم و حدود و حرام و حلال‌ها را ناديده مي‌گيرد و موجب فساد مي‌گردد. در جهت معكوس نيز مؤمن كسي است كه به نيروي "تقوا" خود را مهار مي‌كند و با كنترل نفس و اراده ايماني، در چارچوب قوانين الهي (حلال و حرام‌ها و حدود ديني) مقيد و منضبط مي گردد.
واژه مقابل "عصيان" نيز "اطاعت" است. يعني فرمانبري با طوع و رغبت ، به جاي نافرماني و تجاوز و تعدي طغيان‌گرانه.
به اين ترتيب تفاوت عميق "ايماني" را كه قرآن در ارتباط انسان با خدا طلب مي‌كند ،در مقايسه با اعتقاد و اثبات وجود او درك مي‌كنيم.

عبدالعلی بازرگان
http://ffariman.ir/fa_Default.asp?RP...=NewId&P1V=167



__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-28-2009, 12:48 PM   #3
aHad
 
aHad's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,286
تشکرها: 9,162
در 1,847 پست 11,339 بار تشکر شده
Points: 29,707, Level: 99
Points: 29,707, Level: 99 Points: 29,707, Level: 99 Points: 29,707, Level: 99
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

شهاب جان اگر همینطور پیش برود بزودی شاهد صدها تایپک برای اثبات وجود خدا خواهیم بود و دنبال کردن همه آنها برای رسیدن به نتیجه غیرممکن خواهد بود!
__________________
www.amorzide.com
aHad آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-29-2009, 04:12 AM   #4
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

احد جان نتیجه ای اصولا از این بحث ها انتظار نداشته باشید. من عرض کردم که این مسئله در سطح بهترین های دنیا هنوز محل بحث و درگیری است. در این مقاله شهیر دیدید که دو تن از بزرگان دنیا (یکی از آنان رئیس سابق انجمن فلسفه آمریکا) که هر دو در پی اثبات وجود خدا هستند چگونه موضوع را تغییر به صورت مسئله های جدید داده اند. این بحث به شدت در حیطه فیزیک و فلسفه ادامه دارد.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-29-2009, 04:26 AM   #5
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

این موضوع اثبات وجود خدا جدا از اینکه در مبحث دیگری بصورت یک گفتمان طولانی ادامه دار گذاشته شده است بنظرم در یک تایپیک جداگانه فقط با محوریت شهیر جان بنظرم لازم است و غیر آن، عیر لازم.چون هم اکنون بحث بین حجت السلام های فرووم ادامه دارد و این موضوع جدا از اینکه نزدیک است تبدیل به خلط مطلب شود، شبیه داستان بی پایان اول مرغ بود یا تخم مرغ میشود.بنظرم این تایپیک اگر تکرار آن تایپیک قبلی کاربران فرووم است که نتیجه ایی حاصل نمی شود.مهم این است که اینجا فقط با محوریت شهیر جان مدیریت شود ولاغیر.
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 08-22-2010, 03:04 PM   #6
Photon
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
محل سکونت: اروپا
پست ها: 472
تشکرها: 962
در 434 پست 2,069 بار تشکر شده
Points: 8,609, Level: 62
Points: 8,609, Level: 62 Points: 8,609, Level: 62 Points: 8,609, Level: 62
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
در خاتمه می خواهم سئوالی را که امروز حتی در سطوح بالا در باب بحث وجود خدا مطرح می شود برای ورزش فکری دوستان مطرح کنم. سئوالی که مطرح می شود اینست که هر چقدر از جامعه تحصیلکرده و علمی دور شویم و به سمت طبقات کم سواد و بیسواد جامعه حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا بیشتر و گسترده تر می شود (این امر با نظرسنجی های متعدد تایید شده است)و بالعکس هر چه از سمت بیسوادان به سمت تحصیلکرده ها حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا سست تر می گردد. شما به عنوان یک خداپرست چگونه با این نظر مقابله می کنید.
جواب این سوال چه شد؟
Photon آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از Photon بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 08-22-2010, 06:07 PM   #7
حسینی
 
حسینی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 4,935
تشکرها: 11,931
در 4,213 پست 17,627 بار تشکر شده
Points: 54,971, Level: 100
Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100 Points: 54,971, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
در خاتمه می خواهم سئوالی را که امروز حتی در سطوح بالا در باب بحث وجود خدا مطرح می شود برای ورزش فکری دوستان مطرح کنم. سئوالی که مطرح می شود اینست که هر چقدر از جامعه تحصیلکرده و علمی دور شویم و به سمت طبقات کم سواد و بیسواد جامعه حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا بیشتر و گسترده تر می شود (این امر با نظرسنجی های متعدد تایید شده است)و بالعکس هر چه از سمت بیسوادان به سمت تحصیلکرده ها حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا سست تر می گردد. شما به عنوان یک خداپرست چگونه با این نظر مقابله می کنید.
جسارتاً عرض می‌کنم آن‌چه با آن برخورد کرده‌ام دقیقاً بر حرف شما منطبق نبوده. آن‌چه دیده‌ام این بوده که قشر مرفه کمتر به خدا معتقدند و اقشار ضعیف جامعه به لحاظ درآمد، درک بهتری از این موضوع دارند. یعنی بحث سواد و بی‌سوادی نیست. نکته است که برخی فکر می‌کنند بدون کمک خدا هم می‌توانند مشکلاتشان را حل کنند. ممکن است این فکر یک پولدار باشد یا یک فن‌سالار (تکنوکرات) یا کسانی که به لحاظ مالی به آن‌ها وابسته‌اند. گسترش آته‌ایسم در برخی دانشگاه‌ها را هم پیرو این وابستگی مالی به تکنوکراسی می‌دانم و جبری که تحصیل‌کرده‌های برخی رشته‌های دانشگاهی به قبول این باور دارند. بدون تکیه بر سرمایه‌داران و تکنوکرات‌ها، زندگی برای این تحصیل کرده‌ها دشوار و حتی غیرممکن به نظر می‌رسد. بنابراین، برخی از محققین ترجیح می‌دهند بر روی درک درونیشان پا بگذارند، با هدایت جریان حاکم بر رشد فناوری حتی به پژوهش‌هائی مغایر با اخلاق دست بزنند تا چرخ زندگیشان بچرخد. این حتماً نیازمند نوعی توجیه است تا وجدان چنین افرادی از درست بودن کارشان آسوده شود.
اما، نگاهی که یک فن‌سالار به علم و فناوری دارد، با نگاه یک محقق کاملاً متفاوت است. بنده که نگاه تکنوکرات‌ها را ترکیبی از بی‌مسئولیتی، بی‌توجهی و کم‌اطلاعی می‌دانم که مشکلات عدیده‌ای را برای جامعه پدید می‌آورد.
در عوض، نگاه مسئولانۀ متکی بر اعتماد به خدا و دستورات دینی در عرصۀ جامعه، می‌تواند حلال بسیاری از مشکلات اجتماعی باشد که اینک در حل آن درمانده‌ایم و هیچ راه فناورانه‌ی هم برای آن سراغ نداریم.
نقل قول:
د- مشکل دیگر علیت با فیزیک کوانتیک است که بقدری این امر برای کسانی که آشنائی با کوانتوم مکانیک ندارند عجیب است که هضم آن مشکل بنظر می رسد (من دوباره به این مطلب برخواهم گشت). در فیزیک کوانتیک ذرات زیر اتمی وجود قطعی نداشته و تنها بصورت موجی از احتمال (Wave of probability) وجود دارند. این ذرات تنها زمانی "موجودیت" و حیات پیدا می کنند که توسط یک ناظر خارجی (این ناظر می تواند حتی یک دستگاه اندازه گیری باشد) مشاهده شوند و بلافاصله پس از قطع مشاهده (Observation) دوباره بصورت یک موج احتمالی در می آیند! برای درک این مفهوم ثقیل فرض کنید که در بیابانی هستید که هر چند دقیقه یکبار به قله کوهی نگاه می کنید. به محض اینکه به قله بنگرید یک درخت "هویت و موجودیت" پیدا کند و تا شما چشمتان را برگردانید درخت محو شود. توجه داشته باشید که این خاصیت که نتیجه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ است "از خواص ماده است" مانند اینکه ماده جرم و حجم دارد و نه ضعف انسان در مشاهده . باین ترتیب در جهانی از احتمالات و عدم قطعیت سخن گفتن از علیت بی معناست . (برای اطلاعات بیشتر به تفسیر کپنهاگ از اصل عدم قطعیت مراجعه بفرمائید...(نیلز بوهر برنده نوبل فیزیک و از پیشروان فیزیک کوانتیک می گوید اگر کسی از نتایج فیزیک کوانتیک شوکه نشود معلوم است درست آنرا نفمیده است. از جمله کسانی که سخت با این نظریه در دعوا و مناقشه بود آلبرت انشتین بود)

و اما درباره عدم قطعیت هایزنبرگ: متأسفانه مطالعات دقیقی در این باره ندارم، و فکر می‌کنم بدون مطالعۀ دقیق و نگرش جامع به این موضوع، نمی‌توان در موردش نظر داد. اما با یکی از صاحب‌نظران که صحبت می‌کردم، می‌گفت که آن نگاهی که هایزنبرگ دارد، خود چالش‌های بسیاری را در درک مسائل پدید آورده و این سؤال را به وجود می‌آورد که آیا این درک اصلاً مدل‌سازی خوبی هست یا خیر. یعنی شاید درک دیگری از مسئله موجود باشد که بتواند بهتر از این توجیه‌گر مشاهدات بوده و در عین حال نقاط مبهم و غیرقابل توجیه کمتری داشته باشد.
__________________
«آدم غرب زده هرهری مذهب است؛ به هیچ چیز اعتقاد ندارد، اما به هیچ چیز هم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است و نان به نرخ روز خور است؛ همه چیز برایش علی‌السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد، دیگر بود و نبود پل هیچ است».
مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب‌زدگی
حسینی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حسینی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-02-2010, 02:39 PM   #8
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,712
تشکرها: 1,974
در 1,361 پست 5,430 بار تشکر شده
Points: 21,596, Level: 92
Points: 21,596, Level: 92 Points: 21,596, Level: 92 Points: 21,596, Level: 92
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

این مستند هم باید جالب باشه، من که نتونستم تهیه اش کنم، دوستان اگه موفق به دیدنش شدن برای ما تعریف کنن که چطور بود.

موضوع درباره استادهای دانشگاه و دانشمندایی که به تکامل باور ندارند و طرفدار Intelligent Design هستند. و یه طوری از موسسه ها و دانشگاهاشون به خاطر همین باورشون اخراج شدن. البته این ظاهر ماجرا هست چون تو توضیحات و نقداش چیز دیگه ای نوشته، البته مثل اینکه تو پخش و فروشش هم مشکلاتی به وجود آوردن.


Ben Stein shows us a world where Academia’s freedom of inquiry might not be so free. This should be a concern for anyone and everyone. This undermines the concept that we will be teaching facts and truth in our universities. However, if you watch how this documentary is formatted you will find that this documentary is overly biased, delving into spectrums of propaganda! Let me explain. Stein sets about proving his premise by interviewing scientists that have been rejected by the establishment. Scientists who have allegedly had their lives ruined because of their belief in something called “Intelligent Design.” Science isn’t here to persecute people’s beliefs and this concept would probably outrage anyone… that is until you realize the lengths he goes to paint science as the root of this evil.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از ilia786 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-02-2010, 05:51 PM   #9
Nezam
 
Nezam's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Iran
پست ها: 1,169
تشکرها: 7,172
در 1,072 پست 4,677 بار تشکر شده
Points: 18,491, Level: 86
Points: 18,491, Level: 86 Points: 18,491, Level: 86 Points: 18,491, Level: 86
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ilia786 نمایش پست ها
این مستند هم باید جالب باشه، من که نتونستم تهیه اش کنم، دوستان اگه موفق به دیدنش شدن برای ما تعریف کنن که چطور بود.

موضوع درباره استادهای دانشگاه و دانشمندایی که به تکامل باور ندارند و طرفدار Intelligent Design هستند. و یه طوری از موسسه ها و دانشگاهاشون به خاطر همین باورشون اخراج شدن. البته این ظاهر ماجرا هست چون تو توضیحات و نقداش چیز دیگه ای نوشته، البته مثل اینکه تو پخش و فروشش هم مشکلاتی به وجود آوردن.
.[/URL]
سلام ایلیا جان. این فیلم[(Expelled No Intelligence Allowed(2008] دردسترس من هست. اگه خواستی شاید بتونم جایی آپلود کنم یا بهت برسونم.
بنده تهرانم.
Nezam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از Nezam بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 09-02-2010, 06:17 PM   #10
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,712
تشکرها: 1,974
در 1,361 پست 5,430 بار تشکر شده
Points: 21,596, Level: 92
Points: 21,596, Level: 92 Points: 21,596, Level: 92 Points: 21,596, Level: 92
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

ممنون نظام جان، ولی می خواهم ببینم اصلا فیلم به آنچه که ادعایش را دارد پرداخته یا مثل بقیه تنها ادعا هایی خالی از واقعیت می باشد، چون در ادامه توضیحات بالا حمله های شدیدی به فیلم شده است. باز هم ممنون از لطفت، اگر واقعا ارزشش را داشته باشد می توانم از اینترنت دانلود کنم.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-02-2010, 06:50 PM   #11
ablogsh
 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: USA
پست ها: 199
تشکرها: 1,050
در 191 پست 837 بار تشکر شده
Points: 8,964, Level: 63
Points: 8,964, Level: 63 Points: 8,964, Level: 63 Points: 8,964, Level: 63
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

هوکینگ: خلقت بدون خدا هم ممکن است




استیون هوکینگ، یکی از شاخص ترین فیزیکدانان جهان، می گوید نظرش را در باره نقش احتمالی خدا در خلق کهکشان تغییر داده است.
پرفسور هوکینگ گفته است که در نظریه هایی که در باره خلقت کهکشان وجود دارد جایی برای خدا نیست.
او می گوید نظریه های جدید علمی خلقت خودزا را به عنوان دلیلی معقول برای این که چیزی وجود داشته باشد، نه این که وجود نداشته باشد، می پذیرد.
استیون هوکینگ در تازه ترین کتاب خود با عنوان "طرح بزرگ" آورده که نظریه انفجار بزرگ (مهبانگ)، نه تنها اتفاقی یا به خواست خدا نبوده بلکه نتیجه ای اجتناب ناپذیر از قوانین فیزیک بوده است.
نظریه مهبانگ (بیگ بنگ)، به عنوان منشاء کهکشان به طور گسترده در میان دانشمندان مورد قبول بوده است.
معروفترین فیزیکدان بریتانیا قبلا گفته بود که احتمال خلقت کهکشان توسط خدا با درک علمی از کهکشان سازگار است.
پرفسور هوکینگ در کتاب پرفروش خود "تاریخچه زمان" (سال 1988)، نقش خدا در خلقت کهکشان را پذیرفته بود.
اکنون او در کتاب جدید خود، که با لئونارد ملودینو، فیزیکدان آمریکایی، تالیف شده، می گوید که محتمل است کهکشان از هیچ به وجود آمده باشد.
او می گوید از آنجایی که قوانین فیزیک مانند قانون جاذبه وجود دارد، خلقت خودجوش کاملا قابل قبول است.
این نظریه نیاز به خدایی که قرار است جهان را خلق کرده باشد، مرتفع می کند.
نظر پرفسور هوکینگ باور نیوتن را که که کهکشان باید توسط خدا طراحی شده باشد چون نمی توانسته از درون آشفتگی ظهور کرده باشد، نقض می کند.
بنا به کتاب هوکینگ همچنین فیزیکدانان بزودی نظریه دست نیافتی "همه چیز" را، که همه مشخصه های طبیعت را توضیح می دهد، خواهند یافت.
آقای هوکینگ می گوید کشف فیزیکدانان یک معادله واحد از همه چیز نخواهد بود بلکه رشته ای از نظریه های به هم متصل خواهد بود که نقشه جنبه های متفاوت از جهان مادی را ترسیم خواهد کرد.
کتاب استیون هوکینگ در ماه سپتامبر منتشر می شود.


http://www.bbc.co.uk/persian/science...king_god.shtml
ablogsh آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از ablogsh بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-03-2010, 12:37 AM   #12
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: فعلا کهکشان راه شیری-ایران
پست ها: 1,482
تشکرها: 1,267
در 1,025 پست 3,406 بار تشکر شده
Points: 20,417, Level: 90
Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
استیون هوکینگ در تازه ترین کتاب خود با عنوان "طرح بزرگ" آورده که نظریه انفجار بزرگ (مهبانگ)، نه تنها اتفاقی یا به خواست خدا نبوده بلکه نتیجه ای اجتناب ناپذیر از قوانین فیزیک بوده است.
نظریه مهبانگ (بیگ بنگ)، به عنوان منشاء کهکشان به طور گسترده در میان دانشمندان مورد قبول بوده است.
تردید در صحت نظریه مهبانگ

طبق نظریه‌ مهبانگ جهان حدود ۱۳ الی ۱۴ میلیارد سال پیش بر اثر یک انفجار بزرگ به وجود آمده است . یعنی هنگامی که یک توده‌ بسیار متراکم و به شدت داغ ساخته شده از ذرات بنیادی بر اثر یک نیروی غیر قابل تصور از هم پاشیده است . در این انفجار بزرگ اتم‌های هیدروژن ، نخستین اتم‌هایی بوده‌اند که به هستی پا نهاده‌اند . بنابه این نظریه کل جرم و انرژی فعلی هستی ، قبل از انفجار بزرگ در گوی بسیار کوچک و چگالی جای داشته است .

در ابتدا ما سعی خواهیم کرد تا یک انفجار کلاسیک واقعی را در یک سه بعدی برسی کنیم !
در تمامی انفجارهای کلاسیک (یعنی رها شدن سریع مقادیر قابل توجهی انرژی و ذرات انفجار در فضا به هر صورت ممکن) انرژی و ماده هر کدام به صورت یکنواخت در محیط سه بعدی و کروی شکل توسعه می‌یابند ، یعنی جهت تمامی نیروهای حاصل از انفجار به صورت یکنواخت در کل محیط سه بعدی مرکز انفجار به صورت کره گسترش می‌یابد ، لازم به ذکر است که انرژی انفجار همواره پیشروتر از مواد حاصل از انفجار است ، برای اینکه سرعت انتشار انرژی سرعت نور است ولی با توجه به قوانین نسبیت ، سرعت پرتاب ذرات کمتر از سرعت نور خواهد بود . تصویر فوق عکس‌هایی از مراسم آتشبازی را نشان میدهد . این انفجارها همگی در حوزه‌ جاذبه‌ سیاره زمین روی داده و مرکز انفجار دارای سرعت اولیه بوده است ولی چون قدرت و سرعت انفجار نسبتا زیاد بوده است ، همگی انفجارها در لحظات اولیه به صورت کره بوده‌اند ، همانطور که مشخص است با کم شدن انرژی جنبشی ذرات به علت مقاومت هوا ، ذرات تحت تاثیر نیروی گرانش زمین به طرف پایین منحرف شده و سقوط می‌کنند . ولی در انفجار بزرگ هیچ نیروی خارجی وجود نداشته است تا مسیر حرکت ذرات را تحت تاثیر خود قرار دهد و با توجه به اینکه مرکز انفجار نیز ساکن بوده است و به روایت این نظریه ، مکان انفجار نقطه‌ صفر فضا – زمان بوده است ، در نتیجه امروزه حاصل این انفجار بزرگ می‌بایست عالمی کروی شکل ، در حال انبساط با سرعت ثابت و به شعاع چند میلیارد سال نوری باشد !
برسی انفجار بزرگ از دیدگاه نسبیت :
فیزیکدانان در گذشته چنین پیش بینی کردند که اگر جرم یک ستاره ، نسبتا بیشتر از جرم خورشید ما باشد ، در پایان عمر آن ستاره ، فشار گرانشی میتواند چنان جرم این ستاره را در هم پیچیده و متراکم کند که فضای خالی درون اتم از بین رفته و چگالی به صورت فوق‌العاده زیادی افزایش یابد . از طرفی نسبیت بیان می‌کرد که نیرویی به نام گرانش نیوتنی اصلا وجود ندارد بلکه علت جاذبه ، انحنای فضا – زمان است که در این صورت ، فضا – زمان در پیرامون این اجرام سماوی فوق‌العاده چگال ، به صورت بسته و خیلی انحنا یافته در می‌آید که اصطلاحا به آن تکینگی گفته میشود که تعاریف متداول و رایج ما از علم فیزیک در آنها دگرگون و غیر قابل پیش بینی و درک میشود . اینک اگر این نگرش انتزاعی را به قبل از انفجار بزرگ انتقال دهیم با تراکم کل جرم کیهان فعلی در مکانی به نام گوی چگال ، ما با یک تکینگی اولیه و ابتدایی به نام انفراد روبرو میشویم که فضا – زمان در آن کلا بسته و مسدود شده ، یعنی صفر خواهد بود ، چون نسبیت اجازه حجم صفر به این گویچه فوق چگال را می‌دهد ، چون در این شرایط متر ما صفر و زمان ما توقف کرده است . اینک این سوال بسیار مهم مطرح میشود که اگر گرانش کلاسیک همان انحنای فضا – زمان نسبیت است و قبل از انفجار بزرگ ، فضا – زمانی وجود نداشته است و اگر وجود داشته بعد از تشکیل گوی صفر شده است ، پس چگونه نیروی جاذبه تحت این شرایط ، اعمال و باعث پیوند ذرات تشکیل دهنده گویچه (یکپارچگی آن) و همچنین باعث ثبات و بقای آن تا قبل از انفجار بزرگ شده است ؟
چنین به نظر میرسد که گویا قبل از انفجار بزرگ و یا پدیدار شدن گویچه ، فضا – زمانی وجود داشته است که بعدا این فضا – زمان به واسطه تجمع جرم کل کیهان قبلی ، انحنا و انقباض شدیدی یافته و در نهایت صفر شده است ، یعنی همان نظریه big crunch (برخورد بزرگ) که بیان می‌کند در نهایت ، انبساط عالم متوقف شده و کیهان شروع به انقباض می‌کند و گویچه اولیه ، مجددا شکل خواهد گرفت ، یعنی انفجارهای متوالی و پدیدار شدن دنیاهای پی در پی . ولی این مشکل جدی پیش می‌آید که با صفر شدن فضا – زمان (پدیدار شدن تکینگی) نیروی جاذبه نسبیتی یا همان انحنای فضا – زمان ، مفهوم و موجودیت خود را کلا از دست می‌دهد ، برای اینکه دیگر محیطی برای اعمال آن وجود نخواهد داشت ( فضا – زمانی نیست تا انحنا یابد ) و مشکل تکینگی خود به خود مرتفع میشود ، چون گرانش از بین می‌رود یا منتفی میشود . موضوع بسیار مهم این است که در این وضعیت نو شناخته شده ، تکلیف این همه جرم متراکم چه میشود و چه چیزی یا عاملی باعث داغ شدن گویچه چگال و بدنبال آن انفجار بزرگ و حتی ثبات یا پایداری آن گوی میشود ؟
به هر حال نظریه پردازان چنین مطرح می‌کنند که بعد از انفجار بزرگ ، فضا – زمان پدیدار شده و شروع به انبساط کرده است و جرم کل کیهان همواره به فضا – زمان کیهان انحنا می‌دهد و کیهان همانند سطح یک بادکنک گرد ، در حال انبساط است . یعنی شبیه شکل زیر :

برسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که سرعت دور شدن کهکشانها از یکدیگر و در کل ، سرعت توسعه کیهان ثابت نیست ، بلکه لحظه به لحظه در حال افزایش است و اینگونه افزایش سرعتها ، نیرویی پیوسته میخواهد که به صورت مداوم به اجرام سماوی نیرو وارد کند و پیوسته به سرعت آنها بیافزاید و اصطلاحا حرکت شتابدار باشد ، این در حالی است که انرژی انفجار ، لحظه‌ای بوده و پیوسته نمی‌باشد ، در واقع نیروی انفجار در یک لحظه آزاد و تخلیه شده و یکبار به ذرات انفجار نیرو وارد میکند که این نیرو باعث حرکت ذرات با سرعت ثابت میشود ، البته اگر ذرات تحت تاثیر نیروی خارجی قرار نگرفته باشند ، از اینرو نظریه‌ای به نام انرژی تاریک ارایه شده است که عنوان میکند در عالم انرژی و نیرویی دائمی در خلا وجود دارد که باعث میشود به جای اینکه کهکشانها یکدیگر را بربایند باعث میشود تا آنها یکدیگر را به شدت از هم برانند و علت اصلی شتاب در توسعه عالم از انرژی تاریک است ، شاید این نیرو خاصیت ضد گرانشی نیز داشته باشد !
آیا انرژی تاریک وجود دارد ؟ و اگر وجود دارد ماهیت آن چیست ؟ در مباحث دیگر به آن پرداخته شده است . ولی موضوع بسیار مهم اینکه این انرژی هرچه که باشد نمی‌تواند حاصل یک انفجار بزرگ بوده باشد . چرا که سرعت حرکت و انتشار انرژی انفجار ثابت است برای اینکه سرعت امواج الکترومغناطیس در عالم ثابت اندازه‌گیری شده است ، البته در محیطهای یکسان و همگن و از اینرو نظریه نسبیت ارایه شده است و پایه و اساس آن ثابت بودن سرعت حرکت و انتشار نور در فضاست . انرژی انفجار شاید در لحظات اولیه بتواند سرعت شتابداری را سبب شود ولی انرژی انفجار سریعا به صفر میرسد و سرعت در لحظه آخر ثابت می‌شود ، از اینرو اگر عالم بر اثر انفجار بزرگ شکل گرفته باشد ، پس سرعت انبساط آن نیز باید ثابت باشد که اینگونه نیست ! بلکه سرعت انبساط عالم افزاینده و شتابدار است و آیا این شتاب ثابت است یا خود این شتاب نیز فزاینده است ؟ سوالی است که آینده به آن پاسخ خواهد داد ! قدر مسلم اینکه امروزه انرژی حاصل از انفجار بزرگ در عالم به آن مقدار مشهود نیست که به صورت پیوسته به اجرام نیرو وارد کند و باعث شتاب آنها و افزایش سرعت توسعه عالم شود !
شکل ۱ نمودار سرعت ثابت را نشان میدهدشکل ۲ نمودار سرعت با شتاب ثابت را نشان میدهد که تقریبا برای انبساط فعلی عالم مناسب است .شکل ۳ نمودار سرعت ذرات انفجار را در فضا بدون تاثیر نیروی گرانش و یا مقاومت هوا نشان میدهد که با نظریه‌ انفجار بزرگ سازگار است که نمی‌تواند سرعت انبساط فعلی عالم را توجیه نماید.
از طرفی اگر انرژی تاریک وجود دارد و باعث شتاب در توسعه کیهان میشود مسلما خود این نیرو میتواند توسعه کیهان را توجیه کند و نیازی به نظریه انفجار بزرگ نیست در حالی که چنین به نظر میرسد چون نظریه انفجار بزرگ از توجیه توسعه شتابدار کیهان درمانده شده است ، نظریه انرژی تاریک به عنوان یک تبصره به آن افزوده شده است . نظریه انفجار بزرگ ، آغاز کاینات را از یک هسته ( گوی ) به اندازه یک اتم در فضا – زمان صفر میداند ، زیرا آن هنگام هنوز فضا – زمان آغاز نشده بود که در این صورت متر ما همواره در حال بلند شدن ( انبساط فضا ) و زمان ما در حال تند شدن خواهد بود و در این حالت ، علی‌رغم اینکه سرعت نور را همواره ثابت اندازه‌گیری خواهیم کرد ، ما هرگز متوجه انبساط عالم نیز نخواهیم شده ، چه برسد به انبساط شتابدار آن . ولی ما همیشه متوجه توسعه شتابدار عالم میشویم ، پس این نظریه نمی‌تواند درست.
طبق نظریه انفجار بزرگ ، انبساط جهان به قدری شدید رخ داده که از اندازه کوچکتر از یک هسته اتم در یک لحظه به اندازه کره زمین بزرگ می‌شده ، یعنی انبساط و تورم بعد از بیگ بنگ شروع شده بود ، اما هنوز کهکشانها به وجود نیامده بودند . با توجه به جرم خیلی زیاد و حجم این گوی که در پاره‌ای موارد صفر هم در نظر گرفته میشود ما میتوانیم سرعت فرار برای ذرات ماده یا ذرات انفجار را محاسبه کنیم . این سرعت بینهایت است و چون دسترسی به سرعت بینهایت برای ماده غیر قابل تصور و از طرفی متناقض با نسبیت است ، پس بعد از انفجار بزرگ ، ماده و انرژی مجبور بوده‌اند به طرف گوی برگردانده شوند و این گوی به صورت مکان بسته‌ای باقی بماند ، پس این نظریه نیز نمی‌تواند درست باشد.
طبق نظریه انفجار بزرگ پیدایش عالم چند مرحله داشته است :
مرحله اول – صفر تا ۴۳-^۱۰ ثانیه
این مسئله هنوز برایمان کاملا روشن نیست که در این اولین اجزای ثانیه‌ها چه چیزی تبدیل به گلوله آتشینی شد که کیهان باید بعدا از آن ایجاد گردد . هیچ معادله و یا فرمول‌های اندازه گیری برای درجه حرارت بسیار بالا و غیر قابل تصوری که در این زمان حاکم بود در دست نمی باشد .
مرحله دوم – ۴۳-^۱۰ تا ۳۲-^ ۱۰ ثانیه
طبق مفاهیم فعلی اولین سنگ بناهای ماده مثلا کوارک‌ها و الکترون‌ها و پاد ذره‌های آنها از برخورد پرتوها با یکدیگر به وجود می‌آیند . قسمتی از این سنگ بناها دوباره با یکدیگر برخورد می‌کنند و به صورت تشعشع فرو می‌پاشند . در لحظه های بسیار بسیار اولیه ، ذرات فوق سنگین نیز می توانسته اند به وجود آمده باشند . این ذرات دارای این ویژگی هستند که هنگام فروپاشی ، ماده بیشتری نسبت به ضد ماده و مثلا کوارک های بیشتری نسبت به آنتی کوارک ها ایجاد می کنند . ذرات که فقط در همان اولین اجزای بسیار کوچک ثانیه‌ها وجود داشتند برای ما میراث مهمی به جا گذاردند که عبارت بود از : افزونی ماده در برابر ضد ماده
و …
همانطور که می‌دانیم دما به علت جذب یا شارژ انرژی امواج الکترومغناطیس در لایه‌ها و زیر لایه‌ها (ترازها) بالا می‌رود و اصولا موج الکترومغناطیس حامل انرژی است و موج الکترومغناطیس توسط ذرات باردار الکتریکی و اتمها تولید و منتشر میشود و توسط همین ذرات و اتمها جذب میشوند و دما اینگونه رد و بدل و تعریف میشود . طبق نظریه انفجار بزرگ در مرحله اول ، ماده باریونی و ذرات باردار و اتمها وجود نداشته‌اند ، منجمله کوارک‌ها و الکترونها و اگر این ذرات باردار و اتمها وجود نداشته‌اند امواج الکترومغناطیسی چگونه تولید و تشدید و حتی تمرکز یافته و در چه چیزی جذب و شارژ و باعث بالا رفتن دما شده‌اند ؟ و اصولا دما قبل از پدیدار شدن این ذرات و اتمها چه تعریفی داشته و چگونه توضیح داده میشود . سوالی است که نظریه پردازان انفجار بزرگ باید به آن جواب دهند ! در حقیقت در مرحله اول چیزی به نام بار الکتریکی و امواج الکترومغناطیسی وجود نداشته است تا حرارت تعریف و مفهومی برای خود داشته باشد ، پس هیچ عاملی برای انفجار بزرگ و یا انبساط عالم وجود نداشته است ، یعنی انفجاری در کار نبوده برای اینکه عاملی برای آن نبوده است . و از همه مهمتر اینکه تمامی نیروهای شناخته شده منجمله گرانش ، الکترومغناطیس ، هسته ای قوی و ضعیف منشاء واحدی دارند (طبق نظریه وحدت) . کما اینکه نیروی الکترومغناطیس و هسته ای ضعیف با هم متحد شده اند و چنین پیش بینی میشود که در انرژی های بسیار بالا ، تمامی نیروها با هم متحد شوند و اگر نظریه انفجار بزرگ درست بوده باشد قبل از انفجار بزرگ ، این نیرو و یا منشاء واحد در گویچه حاکم بوده است که نمی‌توانیم عبارت حرارت را به آن اطلاق کنیم چون حرارت و دما نتیجه بوجود آمدن نیروی الکترومغناطیس است . و بسیار بعید به نظر میرسد که این مقدار گرانش غیر قابل تصور و درک در گویچه اجازه تولید ، انتشار و تراکم امواج الکترومغناطیس را بدهد .
در نظریه نسبیت چاله‌های فضایی پیرامون اجرام نوترونی تشکیل شده از ماده باریونی (نوکلئونها) مطرح میشود ، طبق نظریه انفجار بزرگ جنس گوی آتشین از ماده باریونی نبوده است بلکه جنس آن ماده اولیه یا پیش ماده باریونی بوده است و مدتی بعد از انفجار بزرگ ، ماده باریونی تشکیل شده است و این در حالی است که ما، بار الکتریکی و جرم و گرانش را جزو صفات ماده باریونی می‌شناسیم. چاله‌های فضایی ثمره تجمع ماده باریونی با چگالی بالاست و اینک نظریه پردازان انفجار بزرگ جرم و گرانش را چگونه برای ماده اولیه یا پیش ماده باریونی تصور می‌کنند ؟
آیا قبل از انفجار بزرگ گرانش و جرم معنی و مفهوم داشته است ، و اصولا اگر جرم و گرانش معنی نداشته است چگونه این گوی به این مقدار از تراکم و حرارت دست یافته است؟… و این موضوع یکی از نقاط ضعف نظریه انفجار بزرگ است !
همانطور که می‌دانیم بار الکتریکی نوترونها تقریبا صفر است و به همین دلیل چون نیروی گرانشی بین نوترونها برقرار است به این چگالی بالا دست می‌یابند و اصولا این سوال مطرح میشود که آیا جنس این گوی آتشین از چه بوده است؟ بار داشته است؟ جرم و گرانش داشته است و اصولا چه علتی باعث این تجمیع و این افزایش چگالی در گوی شده است؟ آیا ما نگرشی را که به کیهان متشکله از ماده باریونی داریم می‌توانیم به قبل از پیدایش آن منتقل کنیم ؟ آیا این قوانین فیزیکی قبل از پیدایش کیهان حاکم بوده‌اند؟
ناسا نظریه دکتر بهرام مبشر را پذیرفت :

تیم‌های تلسکوپ‌های فضایی «اسپیتزر» و «هابل» قدمی تازه برای شناخت یک بچه کهکشان در عالم نوزاد برداشتند. تلسکوپ‌های فضایی هابل و اسپیتزر یک کهکشان فوق‌العاده پر جرم را در فضا شناسایی کردند که در دورترین فاصله‌هایی که تاکنون شناخته شده است، رصد شده‌اند. این مسئله از آن جهت برای اخترشناسان تعجب آور بود که اولین کهکشانها در عالم عرفان این گمان را به یدک می کشند که این توده‌های ستاره‌ای بسیار کوچکتر از آن هستند که پس از چندی با یکدیگر برخورد کنند و پدیدآور کهکشانهای بزرگتری چون راه شیری ما باشند .
دکتر بهرام مبشر از موسسه علوم تلسکوپ‌های فضایی که کاشف این کهکشان بوده است ، گفت: به نظر می رسد این کهکشان در ظرف صد میلیون سال اولیه پس از انفجار بزرگ به سرعت و به طرزی شگفت انگیز، عظیم‌الجثه تر شده است. وی افزود: این کهکشان تقریباً ۸ بار بیشتر از راه شیری در ستارگان جرم سازی کرده است و تنها در یک لحظه شکل گیری ستارگان در آن متوقف شده است. به نظر می رسد این کهکشان به طور نابهنگامی رشد کرده است. این کهکشان با دقت زیادی به تقریباً ۱۰ هزار کهکشان دیگر که در بسته‌ای کوچک از آسمان قرار دارند و میدان های فراژرف هابل نامیده می شوند، اشاره می کند. در سایه تحقیقات هابل این منطقه ژرفترین مناظر و تصاویر را به صورت مریی و نزدیک به طول موج فرو سرخ از عالم به دست می دهد و نیز در عمیقترین زمینه دید تلسکوپ فضایی اسپیتزر است که البته این دو بزرگترین رصدخانه های بنیادین پیمایش عمقی در آسمان هستند.
این کهکشان به دوری دورترین اجرام و کوازارهایی است که تاکنون شناخته شده‌اند. نوری که امروز از آن به ما می رسد، در واقع سفر خود را زمانی آغاز کرده است که هستی تنها ۸۰۰ میلیون سال عمر داشته است . دانشمندان با عکاسی از آن گمان می بردند کهکشانی بسیار جوان یا اصطلاحاً کهکشانی نوزاد را یافته‌اند اما در عوض کهکشانی نوجوان را آشکار کرده بودند که نسبت به کهکشانهای هم عصر کیهانی خود بسیار بزرگتر بوده است و پیش از این کاملاً به حد بلوغ رسیده بوده است. دوربین پیشرفته پیمایش آسمان هابل (ACS) هرگز موفق به رویت این کهکشان نشده است. این در حالی است که در حقیقت میدان فرا ژرف هابل دورترین تصویر تهیه شده‌ای است که تاکنون در نور مریی از اعماق جهان به دست آمده است و نمایانگر این واقعیت است که نور آبی آن به جهت سفری از نوع سال نوری و گذر از میان گازهای هیدروژن حایل جذب شده بوده است (همچون تلاش برای دیدن کف دریاچه‌ای که مملو از لجن است). فی‌الواقع این کهکشان با استفاده از دوربین فرو سرخ هابل و طیف نمایی چند جزیی (NICMOS) و نیز با یک دوربین فروسرخی که برروی تلسکوپ بسیار بزرگی (VLT) واقع در رصدخانه جنوبی اروپا نصب است رویت شده است. اما در این طول موجها کهکشان بسیار کم نور و قرمز رنگ است. با این حال تعجب واقعی در آنجا است که چقدر این کهکشان در تصاویر اسپیتزر درخشانتر و واضح تر است و به راحتی آن را در طول موجی ۵ بار بلندتر از طول موج رویت شده به وسیله هابل آشکار می کند .
اسپیتزر به نور دریافتی از ستارگان پیرتر که باید بیشتر جرم کهکشان را شامل شوند حساستر است و درخشندگی کهکشان به راستی بر این مدعا که کهکشان بسیار پر جرم است ، اشاره دارد . «مارک دیکینسون» از رصدخانه ملی مریی (NOAO) گفت: این کهکشان امروز باید یک زوج کهکشان عظیم باشد. وی افزود: در آن زمان که گیتی تنها ۸۰۰ میلیون سال سن داشته است این کهکشان واقعاً و به طور قطع غول پیکر بوده است. دکتر مبشر و همکاران او از طریق آمیختن اطلاعات ناشی از رصدهای هابل ، اسپیتزر و VLT فاصله تا این کهکشان را تخمین زدند. این رصدها جمعاً ردپای وسیعی را از طیف الکترومغناطیس _ از طول موج مریی تا نیمه های فرو سرخ ( از۴/۰ تا ۸ میکرون )_ را پوشش می دهد.
درخشندگی نسبی این کهکشان در طول موجهای مختلف با نظریه انبساط عالم به خوبی توافق دارد و به اخترشناسان اجازه می دهد تا با استفاده از سایر روشها فاصله را با تقریب مناسبی تخمین بزنند. آنها در این زمان همچنین میتوانند تصویری از پیشروی کهکشان چه از نظر جرم و یا سن ستارگان به دست آورند. این تیم همچنان تلاش می کند تا فاصله تخمینی را به وسیله سنجش طیف نمایی با بزرگترین تلسکوپ های مستقر در زمین یعنی VLT ، KECK و رصدخانه های GEMINI به درستی تثبیت کنند. اما این کهکشان اثبات کرده است که برای رصدهای زمینی سوژه‌ای بس کم نور و ضعیف است؛ اگرچه در نتیجه رصدهای بسیاری در طول موجهای متفاوت تاثیر رنگ در آن بسیار منحصر به فرد به نظر می رسد و آن را از حیث جرم و اندازه بسیار عظیم‌الجثه معرفی می کند.
بسیاری از اخترشناسان بر این باورند که کهکشانها، پس از چندی اقدام به کوچک شدن می کنند و به ازای آن جرم خود را تقویت می کنند. هرچند این موضوع به دکتر مبشر و همکاران او نظریاتی سنتی و قدیمی را گوشزد می کند که در آنها برخی کهکشانها به طور یکپارچه متولد می شوند و به سرعت شکل می گیرند و در جمع کل همچون گذشته هستند. برای چنین کهکشان بزرگی این باید به صورت یک رویداد انفجاری هولناک بوده باشد و انرژی حاصل از ظهور سریع ستارگان احتمالاً به گرم کردن عالمی که پس از انفجار بزرگ سرد شده بوده است کمک کرده است . این حادثه زود هنگام ( ۵ درصد اولیه عمر هستی) زمینه‌ای پر ثمر برای انتظار تلسکوپ فضایی James Web است که حساسیتی فرو سرخی دارد تا شاید به تماشای ستارگان بسیار قدیمی که پس از مهبانگ مشتعل شده اند ، بپردازد .
در نظریه انفجار بزرگ چنین تصور شده است که کل ماده فعلی موجود در کیهان در مدت زمان کسری از ثانیه بعد از انفجار بزرگ پدیدار شده یا بوجود آمده است. ولی بررسی‌های جدید که توسط این اخترشناس انجام گرفته، میتوانند موید این موضوع مهم باشد که اجرام سماوی وجود دارند که پیدایش آنها از قانون کلی وضع شده توسط تئوری انفجار بزرگ برای کیهان، پیروی نمی‌کنند و با فاصله زمانی بسیار زیادی از سایر اجرام شکل گرفته‌اند که بیانگر این موضوع است که خداوند کل کیهان را یکجا نیافریده، بلکه خلقت خداوند مرحله به مرحله است، یعنی همان آیاتی که به آنها در قرآن اشاره شده و همین امروز نیز مقداری از دخان (ماده تاریک با تعاریف جدید) در حال تبدیل شدن به گاز هیدروژن و… و پدیدار شدن ستارگان و کهکشانهای جدید است. ساده و خلاصه مطلب مهم اینکه، ما در کیهان امروزی ماده با تاریخ تولید (خلقت) متفاوت داریم، همچنین کهکشانهایی که خیلی قبل از تاریخ پیش بینی شده توسط نظریه انفجار بزرگ برای پیدایش کیهان پدیدار شده‌اند و این مدارک میتواند نظریه انفجار بزرگ را نقض و مردود کند .
نظریه انفجار بزرگ به زودی مردود میشود :
” تصویر فرا ژرف با تلفیق تصاویر و داده‌های تلسکوپ‌های فضایی در ناحیه مریی و آشکارساز ” نیکموس” در ناحیه مادون قرمز و “اسپیتزر” – در طول موج‌های بلندتر – و نیز برخی تلسکوپ‌های زمینی ۸ متری و ۱۰ متری نظیر کک ، جمینا و سوبارو حاصل شده و امکان بررسی روند شکل‌گیری کهکشان‌ها را فراهم می‌کند .
نماینده آژانس فضایی اروپا (ESA) در موسسه تلسکوپ فضایی “هابل” درباره تصویر فرا ژرف تهیه شده توسط هابل گفت : “فرا ژرف” عمیق‌ترین تصویری است که تاکنون بشر دیده است . وقتی به اعماق فضا می‌نگریم – به دلیل محدود بودن سرعت نور و در نتیجه زمانی که طول می‌کشد تا نور به ما برسد -، گویی در زمان به عقب نگاه می‌کنیم ، در نتیجه کهکشان‌ها را آن طور که بوده‌اند می‌بینیم ، نه آن طور که در حال حاضر هستند و هر چه دورتر برویم ، گویی به ابتدای جهان نزدیک‌تر می‌شویم .
در تصویر فرا ژرف ، کهکشانی را رویت کردیم که حدود ۶۰۰ میلیون سال پس از “بیگ بنگ” ( انفجار بزرگ ) به وجود آمده و فاصله آن با ما ۱۲ میلیارد سال است و جرمی نزدیک به صد هزار میلیون برابر جرم خورشید دارد و این سوال پیش می‌آید که در مدت زمان کوتاهی از ابتدای جهان ، چطور توانسته چنین جرم زیادی را کسب کند .
در ادامه مطالعات ، تعداد بیشتری از این نوع کهکشان‌ها را پیدا کردیم و مشغول مطالعه هستیم که در صورت صحیح بودن نتایج ، تئوری‌های موجود در زمینه پیدایش کهکشان‌ها را زیر سؤال می‌برد .
دکتر مبشر تصریح کرد : این کهکشان‌ها از ستاره‌های پیر تشکیل شده‌اند و اگر فرض کنیم تمام جهان به یک شکل و نظیر همان نقطه‌ای است که ما این مطالعات را انجام داده‌ایم ؛ پس در کل جهان این کهکشان‌های غول پیکر پراکنده هستند .
براساس تئوری‌های موجود ، کهکشان‌های بزرگ در اثر ادغام کهکشان‌های کوچکتر به وجود می‌آیند ، اما نکته اینجاست که کهکشان‌های یاد شده آنقدر زود در طول عمر جهان به وجود آمده‌اند که فرصتی نبوده تا کهکشان‌های کوچک به وجود آمده و با هم ادغام شوند و تنها در صورت تلقی پیدایش ناگهانی این کهکشان‌ها در اثر توده گاز و ابر ، می‌توان این مساله را توجیه کرد که صحت این تئوری هنوز به اثبات نرسیده است .
اگر با قبول و پذیرش نظریه انفجار بزرگ به این کهکشان رصد شده نگاه کنیم یک چنین استنباطی خواهیم داشت که ۸ برابر سرعت کهکشان راه شیری ستاره سازی و رشد کرد است ولی اگر فرض کنیم که این کهکشان با روال طبیعی خود ، یعنی همانند سایر کهکشانها ستاره سازی و رشد نموده ، عمر آن در نظر اول تقریبا هشت برابر کهکشان راه شیری تخمین زده میشود .
همانطور که میدانیم مشاهدات فیزیکدانی به نام هابل نشان داد که کهکشانها با سرعت V در حال دور شدن از یکدیگر هستند که از رابطه :
V=HX
به دست می‌آید که در آن H ثابت هابل و X فاصله از زمین است . در واقع این رابطه را برای هر نقطه از جهان می‌توان بکار برد . به طور خلاصه به ازای هر یک میلیون سال نوری فاصله از ما ، سرعت تقریبا ۲۰ کیلومتر در ثانیه افزایش پیدا می‌کند . فاصله کهکشان مورد نظر ۱۲ میلیارد سال نوری یا ۱۲٫۰۰۰ میلیون سال نوری تخمین زده شده است که سرعت فرار آن معادل ۱۲٫۰۰۰*۲۰=۲۴۰٫۰۰۰ کیلومتر در ثانیه میباشد . به استناد معادلات لورنتس در مورد رابطه سرعت و زمان :
در واقع اگر برای کهکشان راه شیری ۱۳٫۷ میلیارد سال سپری شده باشد برای کهکشان رصد شده زمان ۸٫۲۲ میلیارد سال سپری شده که علی‌رغم بعد مکانی ؛ کهکشان مورد نظر میبایست خیلی جوان تر از پیش بینی اخترشناسان رویت می‌شد که چنین نشده . پس با وضعیت رصد شده برای این کهکشان میتوان سن آن را حساب کرد .
برای اینکه هشت برابر بیشتر از کهکشان ما فعالیت کرده پس سن آن میبایست هشت برابر باشد و در ثانی گذشت زمان را ۰٫۶ کندتر احساس کرده که به سن آن افزوده میشود البته این سن با زمان و تقویم ما محاسبه شده است . در نهایت اینکه خود این کهکشان اینک سن ۰٫۶*۱۸۲٫۶۶= ۱۰۹٫۶ میلیارد سالگی را تجربه می‌کند که ممکن است فعلا وجود نداشته و مدتها پیش مضمحل و در هم فرو ریخته است و از طرفی چون محاسبه سن عالم بر پایه نظریه انفجار بزرگ استوار شده ، چنین به نظر میرسد که درست نباشد و …. ، به هر حال مشاهدات بیانگر این واقعیت است که موجودیت بعضی از اجرام به قبل از نظریه پیدایش ماده توسط انفجار بزرگ بر می‌گردد ، یعنی همانطور که نظریه انفجار بزرگ برای توجیه انبساط شتابدار عالم شکست خورده است و مجبوریم نظریه انرژی تاریک را به آن اضافه کنیم ، این نظریه در توجیه زمان پیدایش ماده و کاینات نیز شکست خورده و عاجز است و بهتر است این نظریه به فراموشی سپرده شود . هر چند که این نظریه در نهایت برای اثبات صحت خود به پدیده انبساط عالم متوسل شده است ، یعنی پدیده‌ای که قرار بود آن را توجیه کند که نتوانسته است . جدا مایه تاسف است که بعضی ها توسعه کیهان را مدرکی برای صحت نظریه انفجار بزرگ می‌دانند ، شاید آنها از تاریخ علم و روند تکامل آن ناآگاه باشند .
اینک فرض می‌کنیم که کهکشان مشاهده شده ثابت و ما با سرعت ۲۴۰٫۰۰۰ کیلومتر در ثانیه در حال دور شدن از آن هستیم که مسلما زمان ما ۰٫۶ کندتر از زمان کهکشان مشاهده شده حرکت خواهد کرد که هرگز ۸ برابر سرعت ستاره سازی آن را توجیه نخواهد کرد.
آنچه که مسلم است اینکه کیهان منطبق بر الگوی یک فرکتال بسیار جالبی در حال توسعه است که توزیع ماده در آن همیشه یکنواخت باقی می‌ماند و خیلی ها روی طرح و معادله ریاضی این فرکتال شگفت انگیز در حال کار هستند ، چون در بعضی موارد نزدیک شدن و ادغام کهکشانها مشاهده میشود و اشاره به مسیر حرکت به خصوصی برای کهکشانها دارد .
سرعت گریز از سطح زمین ۴/۱۱ کیلومتر بر ثانیه است. حال اگر پرتابه ای با سرعت کمتر بخواهد از جو زمین خارج شود، سرعت آن رفته رفته کمتر شده و گرانش زمین این اجازه را به آن نمی‌دهد و پرتابه به سوی زمین باز می‌گردد و سرعت سقوط آن لحظه به لحظه بیشتر میشود . پس اگر سرعت نسبی دو کهکشان از سرعت گریزشان کمتر باشد روزی انبساط پایان یافته و کیهان آغاز به انقباض می کند و اگر سرعت گریزشان بیشتر باشد ، انبساط عالم ادامه خواهد داشت . چون سرعت دور شدن کهکشانها از یکدیگر در حال افزایش است پس نتیجه می‌گیریم که این سرعت بیشتر از سرعت گریز و یا فرار لازم است پس کیهان تا پایان عمر خود در حال توسعه خواهد بود .
__________________
۱-زمان تحقق آرمان نور در جامعه کهکشانی ما و فراتر از آن فرا رسیده است.
۲-به زودی به دوستانم در سایر کرات و کهکشانها میپیوندم ( انسانم آرزوست ).
۳-عمرمان پر برکت باد و همیشه شاد ، صحیح و سالم باشیم.
۴-آرامش و خیر و برکت و پر آبی در ایران و مناطق دیگر موج می زند.
۵-تنها در روشنایی است که صلح و رشد و توسعه متوازن و پایدار به دست می آید.
۶-کشور واحد جهانی در زمین به فرمان سرچشمه مقدس نور و به مرکزیت ایران به زودی تشکیل میشود.
۷-خیر پیروز است و نور همچنان جاری است.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-04-2010, 05:17 AM   #13
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: فعلا کهکشان راه شیری-ایران
پست ها: 1,482
تشکرها: 1,267
در 1,025 پست 3,406 بار تشکر شده
Points: 20,417, Level: 90
Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
در خاتمه می خواهم سئوالی را که امروز حتی در سطوح بالا در باب بحث وجود خدا مطرح می شود برای ورزش فکری دوستان مطرح کنم. سئوالی که مطرح می شود اینست که هر چقدر از جامعه تحصیلکرده و علمی دور شویم و به سمت طبقات کم سواد و بیسواد جامعه حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا بیشتر و گسترده تر می شود (این امر با نظرسنجی های متعدد تایید شده است)و بالعکس هر چه از سمت بیسوادان به سمت تحصیلکرده ها حرکت کنیم اعتقاد به وجود خدا سست تر می گردد. شما به عنوان یک خداپرست چگونه با این نظر مقابله می کنید.
به باور من یکی از پاسخهای احتمالی پرسش بالا می تواند این باشد : غرور
همان گناهی که سبب رانده شدن شیطان از درگاه حق گردید.

اما باید دید زمینه پیدایش غرور در انسانها چه می تواند باشد؟

علم به خودی خود ابزار بسیار سودمندی برای بشر است, اما کسب ان می تواند همچنین ,نیرویی منفی را در انسان پدیدار سازد که از ان به عنوان یکی از هفت گناه مرگبار یاد شده است.

چه در غیر این صورت ما بایستی شاهد استفاده ناصحیح از علم از قبیل ابداع سلاحهای کشتار جمعی,... نمی بودیم.

جهان علم به سوی خدا باز می گردد!
__________________
۱-زمان تحقق آرمان نور در جامعه کهکشانی ما و فراتر از آن فرا رسیده است.
۲-به زودی به دوستانم در سایر کرات و کهکشانها میپیوندم ( انسانم آرزوست ).
۳-عمرمان پر برکت باد و همیشه شاد ، صحیح و سالم باشیم.
۴-آرامش و خیر و برکت و پر آبی در ایران و مناطق دیگر موج می زند.
۵-تنها در روشنایی است که صلح و رشد و توسعه متوازن و پایدار به دست می آید.
۶-کشور واحد جهانی در زمین به فرمان سرچشمه مقدس نور و به مرکزیت ایران به زودی تشکیل میشود.
۷-خیر پیروز است و نور همچنان جاری است.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-04-2010, 06:35 AM   #14
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
محمد صادق جان نظرتان راجع به کتاب جدید هاوکینگ که سر و صدای عجیبی بپا کرده چیست؟ مقاله زیر را ببینید :

Why God Did Not Create the Universe
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-04-2010, 05:11 PM   #15
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: فعلا کهکشان راه شیری-ایران
پست ها: 1,482
تشکرها: 1,267
در 1,025 پست 3,406 بار تشکر شده
Points: 20,417, Level: 90
Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90 Points: 20,417, Level: 90
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها

محمد صادق جان نظرتان راجع به کتاب جدید هاوکینگ که سر و صدای عجیبی بپا کرده چیست؟ مقاله زیر را ببینید :

Why God Did Not Create the Universe
نقل قول:

As recent advances in cosmology suggest, the laws of gravity and quantum theory allow universes to appear spontaneously from nothing. Spontaneous creation is the reason there is something rather than nothing, why the universe exists, why we exist. It is not necessary to invoke God to light the blue touch paper and set the universe going.

اقای هاوکینگ اعتقاد دارد که جهان بر طبق تئوریهای جاذبه و کوانتوم ,به طور ناگهانی و خودبه خودی از هیچ به وجود امده است. بسیار خوب قبول. تا اینجای کار درست.


اما ایراد کار در اینجا هویدا می شود که چطور ما می توانیم ثابت کنیم که به وجود امدن خود به خودی نیاز به خالق ندارد؟ با کدام تئوری ؟ جاذبه و یا مکانیک کوانتوم ؟ از کجا معلوم که خدا خود به خود بخواهد چیزی را به وجود اورد؟

Is it necessary to ignore God to light the blue touch paper and set the universe going?

The Possible answer is : not necessarily.

پس در اینجا باز هم به فلسفه رسیدیم. باز دوباره به یاد پاسخ نیلز بوهر به اینشتین افتادم :
نقل قول:
این عدم یقین آنچنان انشتین را زجر می داد که خطاب به نیلز بوهر (Neils Bohr) گفت، "خدا تاس بازی نمی کند" (God does not play dice). و "نیلز بوهر در پاسخ او گفت انشتین به خدا نگو چکار باید بکند. زمان ثابت کرد که انشتین در اشتباه بوده است.
__________________
۱-زمان تحقق آرمان نور در جامعه کهکشانی ما و فراتر از آن فرا رسیده است.
۲-به زودی به دوستانم در سایر کرات و کهکشانها میپیوندم ( انسانم آرزوست ).
۳-عمرمان پر برکت باد و همیشه شاد ، صحیح و سالم باشیم.
۴-آرامش و خیر و برکت و پر آبی در ایران و مناطق دیگر موج می زند.
۵-تنها در روشنایی است که صلح و رشد و توسعه متوازن و پایدار به دست می آید.
۶-کشور واحد جهانی در زمین به فرمان سرچشمه مقدس نور و به مرکزیت ایران به زودی تشکیل میشود.
۷-خیر پیروز است و نور همچنان جاری است.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-04-2010, 10:31 PM   #16
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

دوستان دیگر پاسخی به هاوکینگ بنظرشان می رسد.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 09-04-2010, 11:16 PM   #17
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,045
تشکرها: 5,637
در 2,351 پست 10,422 بار تشکر شده
Points: 25,840, Level: 96
Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

به نظر من یکی از اشکالات عمده در درک مفهوم "علیت " معنی این عبارت است که در نقل قول آورده ام .و آنرا با نظر فلاسفه مسلمان مقایسه میکنم .اگر کسی خواست از اینجا شروع و ادامه میدهم .
نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
الف- رابطه "علّی" بین علت و معلول اثبات منطقی (logical proof) نشده بلکه برداشت و تجربه انسان از جهان خارج است.
حال نظر یک فیلسوف مسلمان معاصر ! لطفا اگر نقدی وجود دارد بفرمایید تا بعد سراغ جهانشمولی اصل علیت برویم .بازهم خاطر نشان میکنم که این عبارتی که در داخل نقل قول گذاشته ام یکی از اصلی ترین دلایل انحراف در درک اصل علیت است .
"بسيارى از فلاسفه غربى پنداشته اند كه مفهوم علّت و معلول، از ملاحظه تقارن يا تعاقب دو پديده بطور منظّم، بدست مى آيد يعنى هنگامى كه مى بينيم آتش و حرارت پيوسته با يكديگر يا پى در پى تحقّق مى يابند، مفهوم علّت و معلول را از آنها انتزاع مى كنيم و در حقيقت، محتواى اين دو مفهوم، چيزى بيش از همزمانى يا پى در پى آمدن منظّم دو پديده نيست.
ولى اين، پندار نادرستى است زيرا در بسيارى از موارد، دو پديده منظّماً با هم يا پى در پى تحقّق مى يابند در حالى كه هيچكدام از آنها را نمى توان علّت ديگرى بحساب آورد. چنانكه نور و حرارت در لامپ برق هميشه با هم پديد مى آيند و روز و شب همواره پى در پى بوجود مى آيند ولى هيچكدام از آنها علّت پيدايش ديگرى نيست.
ممكن است گفته شود: هنگامى كه پديده اى را مورد آزمايشهاى مكرّر، قرار مى دهيم و مى بينيم كه بدون موجود ديگرى تحقّق نمى يابد در اين صورت، مفهوم علّت و معلول را از آنها انتزاع مى كنيم .
ولى مى دانيم كه آزمايشگران پيش از اقدام به انجام آزمايش معتقدند كه ميان پديده ها رابطه عليّت، برقرار است و هدفشان از آزمايش اين است كه علّتها و معلولهاى خاص را بشناسند و بفهمند چه چيزى علّت پيدايش چه پديده اى است. پس سؤال به اين صورت، مطرح مى شود كه ايشان قبل از انجام دادن آزمايش، از كجا به مفهوم علّت و معلول، پى برده اند؟ و از كجا دانسته اند كه در ميان موجودات، چنين رابطه اى وجود دارد تا بر اساس آن، در صدد كشف روابط خاص علّى و معلولى برآيند؟
بنظر مى رسد كه انسان، نخستين بار، اين رابطه را در درون خود و با علم حضورى مى يابد و مثلاً ملاحظه مى كند كه فعّاليتهاى روانى و تصميم گيريها و تصرّفاتى كه در مفاهيم و صورتهاى ذهنى مى كند كارهايى است كه از خودش سر مى زند و وجود آنها وابسته به وجود خودش مى باشد در حالى كه وجود خودش وابسته به آنها نيست. و با اين ملاحظه است كه مفهوم علّت و معلول را انتزاع مى كند و سپس آنها را به ساير موجودات تعميم مى دهد."

صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-04-2010, 11:53 PM   #18
dream
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 524
تشکرها: 12,910
در 508 پست 3,201 بار تشکر شده
Points: 10,454, Level: 68
Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
آزمايشگران پيش از اقدام به انجام آزمايش معتقدند كه ميان پديده ها رابطه عليّت، برقرار است و هدفشان از آزمايش اين است كه علّتها و معلولهاى خاص را بشناسند و بفهمند چه چيزى علّت پيدايش چه پديده اى است. پس سؤال به اين صورت، مطرح مى شود كه ايشان قبل از انجام دادن آزمايش، از كجا به مفهوم علّت و معلول، پى برده اند؟ و از كجا دانسته اند كه در ميان موجودات، چنين رابطه اى وجود دارد تا بر اساس آن، در صدد كشف روابط خاص علّى و معلولى برآيند؟

من در متن فوق هیچ دلیلی بر حضوری بودن یا اکتسابی نبودن درک رابطه علت ومعلول نمیبینم
همه ما از دوران کودکی در محیطی پر از علت ومعلول بزرگ میشویم و ذهن ما این را به عنوان یک قانون بر اساس تجربیاتش میپذیرد
همانند بسیاری چیزهای دیگر که چون از کودکی با آنها بزرگ شدیم برایمان بدیهی است در صورتیکه میتوانند کاملا درست نباشند یا دارای مثال نقض باشند
ولی نکته دیگر که من در متن شما متوجه نشدم این هست که اگر علم حضوری باشد اثبات منطقی شده است ؟ یعنی هر چیزی که در وجود ما انسانها باشد قانونی برای تمام عالم هستی است ؟
dream آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از dream بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 09-05-2010, 12:00 AM   #19
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,045
تشکرها: 5,637
در 2,351 پست 10,422 بار تشکر شده
Points: 25,840, Level: 96
Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط dream نمایش پست ها
من در متن فوق هیچ دلیلی بر حضوری بودن یا اکتسابی نبودن درک رابطه علت ومعلول نمیبینم
همه ما از دوران کودکی در محیطی پر از علت ومعلول بزرگ میشویم و ذهن ما این را به عنوان یک قانون بر اساس تجربیاتش میپذیرد
همانند بسیاری چیزهای دیگر که چون از کودکی با آنها بزرگ شدیم برایمان بدیهی است در صورتیکه میتوانند کاملا درست نباشند یا دارای مثال نقض باشند
ولی نکته دیگر که من در متن شما متوجه نشدم این هست که اگر علم حضوری باشد اثبات منطقی شده است ؟ یعنی هر چیزی که در وجود ما انسانها باشد قانونی برای تمام عالم هستی است ؟
اینکه ماهیت درک رابطه علیت براساس علم حضوری هست یا خیر را فعلا دنبال نمیکنم و فقط بطور واضح این دو سئوال را تکرار میکنم .
1-اگر درک رابطه علیت بدلیل همزمانی یا پی در پی بودن رویدادها است ! پس چرا ما به رابطه علیت در باره برخی پدیده های همزمان یا پی در پی باور نداریم مانند شب و روز یا گرم شدن لامپ رشته ای و نور !
2-چرا هر انسانی برای درک رابطه علیت بین پدیده ها دست به آزمایش میزند بعبارتی از ابتدا وجود رابطه علیت را باور دارد ؟! بازهم مثالی میزنم .هنگامی که ماشین در حال حرکت خاموش میکند الزاما بدنبال علتی برای خاموش شدن میگردیم ؟!یا برای خاموش شدن ماشین و پدیده دیگری رابطه علیت را باور داریم .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 09-05-2010, 12:09 AM   #20
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
بسيارى از فلاسفه غربى پنداشته اند كه مفهوم علّت و معلول، از ملاحظه تقارن يا تعاقب دو پديده بطور منظّم، بدست مى آيد
مسئله Correlation does not imply causation از ابتدائی ترین مسائل فلسفه و منطق است.از کجا اینگونه برداشت شده که "بسیاری از فلاسفه غربی" این تفاوت را درک نکرده اند. اما بحث هاوکینگ اصولا چیز دیگری است.در کتاب قبلی اش خلق جهان را توسط خداوند در تضاد با علم نمی دید. در کتاب جدید می گوید نظرم عوض شده.


نقل قول:
There is no place for God in theories on the creation of the Universe, Professor Stephen Hawking has said.




شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-05-2010, 12:17 AM   #21
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,045
تشکرها: 5,637
در 2,351 پست 10,422 بار تشکر شده
Points: 25,840, Level: 96
Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
مسئله Correlation does not imply causation از ابتدائی ترین مسائل فلسفه و منطق است.از کجا اینگونه برداشت شده که "بسیاری از فلاسفه غربی" این تفاوت را درک نکرده اند. اما بحث هاوکینگ اصولا چیز دیگری است.در کتاب قبلی اش خلق جهان را توسط خداوند در تضاد با علم نمی دید. در کتاب جدید می گوید نظرم عوض شده.
آقاشهاب ضمن تشکر از پاسخ اگر درست متوجه شده باشم معنی این عبارت این است "رابطه دلیلی بر علیت نیست " .
خب این که مورد نظر من یا محل اختلاف نظر نبود . من قبلا گفتم ما یا به وجود رابطه علت و معلول بین پدیده ها باور داریم یا نداریم ؟
اگر باور داریم چرا ؟ اگر صرفا در اثر تعاقب یا تناظر زمانی بوده چرا بین برخی پدیده های متعاقب یا متناظر چنین رابطه ای را درک نمیکنیم !آیا نمیتوان نتیجه گرفت که درک رابطه علیت چیزی بیش از تعاقب یا تناظر صرف است ؟!بعبارتی کدام رابطه را دلیلی بر علیت میدانیم ؟!
اگر این سئوالات به ترتیب پاسخ داده شود پاسخ هاوکینگ هم داده میشود چه ما نظریه مهبانگ را بپذیریم و چه مانند پست شماره 12 نپذیریم .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-05-2010, 12:33 AM   #22
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
اگر این سئوالات به ترتیب پاسخ داده شود پاسخ هاوکینگ هم داده میشود چه ما نظریه مهبانگ را بپذیریم و چه مانند پست شماره 12 نپذیریم .
ببخشید من ارتباط آنرا با ادعای هاوکینگ متوجه نمی شوم. هاوکینگ می گوید پیدایش هستی طبق قوانین فیزیکی بدون حضور خداوند میسر است و سپس به جزئیات می پردازد..
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-05-2010, 12:38 AM   #23
dream
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 524
تشکرها: 12,910
در 508 پست 3,201 بار تشکر شده
Points: 10,454, Level: 68
Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

جواب سوال اول از دید من :
توالی زمانی بین علت و معلول یک رابطه عرضی است ، در زندگی که ما تا به امروز تجربه کرده ایم همه چیز در بستر زمان بوده است ، بنا بر مشاهده ما روی دادن یک معلول در اثر یک علت دارای توالی زمانی است چون مشاهدات ما در بستر زمان است
به همین دلیل توالی زمانی برای یک رابطه علی در جهان شناخته شده برای ما شرط لازم است ولی کافی نیست
بهمین دلیل هر توالی زمانی بین دو پدیده به تنهایی دلیل بر وجود رابطه علت و معلولی بین آنها نیست

جواب سوال دوم را در پست قبلی نوشته ام اگر واضح نیست بیشتر توضیح بدهم
dream آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از dream بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 09-05-2010, 12:54 AM   #24
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,045
تشکرها: 5,637
در 2,351 پست 10,422 بار تشکر شده
Points: 25,840, Level: 96
Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96 Points: 25,840, Level: 96
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
ببخشید من ارتباط آنرا با ادعای هاوکینگ متوجه نمی شوم. هاوکینگ می گوید پیدایش هستی طبق قوانین فیزیکی بدون حضور خداوند میسر است و سپس به جزئیات می پردازد..
چشم آقا شهاب من رابطه آنرا بطور خلاصه توضیح میدهم .البته کاملا خلاصه و در طول بحث میتوان آنرا به نتیجه رسانید .
وقتی ما قبول کردیم که درک رابطه علت و معلولی چیزی بیش از تعاقب یا تناظر زمانی است به این سئوال برمیخوریم که پس به چه چیز معلول و به چه چیز علت گفته میشود یا بعبارتی ملاک معلولیت چیست ؟ و پاسخ آن این است "فلاسفه معتقدند كه ملاک معلولیت «ممكن بودن » است يعنى هر موجودى كه ذاتاً امكان عدم داشته باشد و فرض نبودن آن، محال نباشد نيازمند به علّت خواهد بود."
توجه داشته باشید همینکه شما میتوانید عدم وجود کره زمین را تصور کنید کره زمین ممکن است و همانگونه تمام دنیای مادی در دامنه "امکان " قرار میگیرند و حتما نیاز نیست که مثلا "زمانی کره زمین " وجود نداشته باشد بلکه فقط تصور عدم آن کافی است !
بعد وقتی "ممکن بودن " را بمعنی معلول بودن دانستیم از آنجاییکه به هرچه نگاه کنیم (به حس ما بیاید با ابزار یا بدون ابزار ) ذاتا امکان عدم دارد و لذا "ممکن " است و در نتیجه معلول است و نیازمند علت !
بنابراین هرچه از آن 96% ماده تاریک را کشف کنیم با هر ابزاری که باشد در دامنه "امکان " آمده و تحت تاثیر اصل علیت قرار میگیرد و اینگونه جهانشمول بودن اصل علیت آشکار میگردد و از طرفی ما چه به مهبانگ باور داشته باشیم یا نداشته باشیم چون در باره "ممکنات " یا همان "معلولها " سخن میگوییم همگی نیازمند علت خواهند بود .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-05-2010, 12:58 AM   #25
dream
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 524
تشکرها: 12,910
در 508 پست 3,201 بار تشکر شده
Points: 10,454, Level: 68
Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68 Points: 10,454, Level: 68
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : بحثی درباره وجود خدا (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
خب این که مورد نظر من یا محل اختلاف نظر نبود . من قبلا گفتم ما یا به وجود رابطه علت و معلول بین پدیده ها باور داریم یا نداریم ؟
فکر کنم همه به وجود رابطه علت و معلول بین پدیده های شناخته شده باور داریم تنها مشکل بر سر جهان شمول بودن این رابطه هست

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
اگر باور داریم چرا ؟ اگر صرفا در اثر تعاقب یا تناظر زمانی بوده چرا بین برخی پدیده های متعاقب یا متناظر چنین رابطه ای را درک نمیکنیم !آیا نمیتوان نتیجه گرفت که درک رابطه علیت چیزی بیش از تعاقب یا تناظر صرف است ؟!بعبارتی کدام رابطه را دلیلی بر علیت میدانیم ؟!
اگر رابطه علیت صرفا بخاطر رابطه زمانی بود و دلیل دیگری نبود این همه دانشمند بیکار میشدند چون دلیل وجود رابطه علی بین همه چیز را میدانستیم که زمان است
همان طور که خودتان فرمودید
درک رابطه علیت چیزی بیش از تعاقب یا تناظر صرف است
dream آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از dream بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ

برجسب ها
بحث داغ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
حوزه سیاسی - مقاله ای از پیر بوردیو خوابزده بخش اجتماعی 0 09-01-2009 12:23 PM
هرکسی هرچی میگه درسته ؟! صالح بخش اجتماعی 8 07-02-2009 05:09 PM
نخستین گفتگوی میر حسین با خبرنگاران بین المللی حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 05-30-2009 03:05 AM
گفت وگو با ابراهيم يزدي :ترکيه الگوي تعامل اسلامگرايان با لائيک ها حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 02-08-2009 12:22 AM
علیت در نگاه علامه طباطبایی چگونه است؟ حاجی جفرسون تالار فرهنگ 0 11-30-2008 03:47 PM


ساعت جاری 06:34 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT