آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نوشته های شهیر > مقالات اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 12049 - پاسخ ها: 34  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-28-2010, 03:20 AM   #26
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

"مشارکت های مدنی و همدلی های شهروندی که نماد مسئولیت فرد در برابر جامعه شهری است تقریبا از میان رفته. "

ایرانی ها همیشه مردمان مسؤولیت پذیر ، اجتماعی ، مهربان و شادی هستند اگر بگذارند !
در حال حاضر هم تلاش می کنند که این مشارکت و همدلی از دست رفته را باز یابند و تا زمانی که محدودیتی برایشان ایجاد نشود در حد توان فردی خویش احساس مسؤولیت کرده و در صحنه های مختلف دستگیر هم هستند و برای همین است که با تمام ناملایمات و بی عدالتی ها و
با داشتن محرومیت های زیاد و تحمل درد ی که از بیماری های نوظهور جهان امروز در همه ی ابعاد زندگی گریبانگیر آنهاست هنوز سرپا هستند .
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-28-2010, 09:34 AM   #27
سردرگم
 
سردرگم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: نزديکي هاي کوير بالاي بلندي.
پست ها: 1,163
تشکرها: 12,883
در 1,074 پست 5,694 بار تشکر شده
Points: 12,282, Level: 72
Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

سلام
ادامه مطلب کجاست؟
__________________
سردرگمی از آنجا آغاز میشود که ارزشهایی را زیر پا میگذاریم که شعارمان مقاومت برای حفظ و انتشار آنهاست.
سردرگم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از سردرگم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 03-28-2010, 12:50 PM   #28
ghorbani
 
ghorbani's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,852
تشکرها: 12,086
در 1,769 پست 10,296 بار تشکر شده
Points: 28,555, Level: 99
Points: 28,555, Level: 99 Points: 28,555, Level: 99 Points: 28,555, Level: 99
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

با سلام به همه دوستان
اواخر سال 88 فرصتی دست داد تا به اتفاق خانواده سفری به کشور چین داشته باشیم اتفاقا این ایام مصادف بود با سال نو چینی ودر بعضی روزهای خاص آن جشن وآتش بازی فوق العاده ای جریان داشت و مردم شب تا صبح مشغول آتش بازی با وسائل مجاز بوده وتنها دخالت دولت این بود که به تمیز کردن محل های آتش بازی بپردازد و واقعا تمام انرژی ذخیره شده پیر وجوان تخلیه شد.حال این مسئله را با چهارشنبه سوری ما مقایسه کنید مراسمی که در سالهای دور به آرامی وبا سوزاندن تعدادی بوته وبعضی رسوم بی ضرر مرسوم انجام میشد اینک به خاطر برخورد ناصحیح مقامات تبدیل به میدان جنگ وانفجار نارنجک شده است و از مدتها قبل دو دو طرف خود را برای جنگ آماده می کنند "امسال که شاهد صدور فتواهای مختلف هم بودیم" آیا نمی شود این رسم قدیمی ایرانی که نابود شدنی هم نیست را بهانه ای برای شاد کردن مردم وتخلیه انرژی جوانان قرار دهیم و با تهیه مواد مجاز وبی خطر ومحل های مناسب از خطر و نفرت آسیب رسانی جلوگیری کنیم؟
ghorbani آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از ghorbani بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-28-2012, 10:01 PM   #29
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,160
تشکرها: 20,012
در 2,135 پست 13,810 بار تشکر شده
Points: 34,076, Level: 100
Points: 34,076, Level: 100 Points: 34,076, Level: 100 Points: 34,076, Level: 100
Activity: 30%
Activity: 30% Activity: 30% Activity: 30%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها


عصبی بودن و خشونت چه از نوع کلامی و چه فیزیکی ناشی از آن بصورت یکی از خصیصه های ژنتیکی ما ایرانیها درآمده. من در این نوشته بدنبال بررسی آکادمیک و علمی قضیه نیستم اما بر اساس آنچه که می خوانم و می شنوم و از همه مهمتر ایمیل های بسیاری که دوستهای خوب جوانم از ایران می فرستند و در آنها از زوایا و دیدگاههای مختلف نسبت به وضعیت اجتماعی موجود شکایت می کنند می خواهم به موضوع عصبی بودن جامعه ایران بپردازم.
...اگر از هر یک از ما پرسیده شود که ریشه این وضعیت عصبی در جامعه چیست هر کدام تعدادی از عناصر را که می توانند در شکل دادن به این شرایط موثر باشند برخواهیم شمرد. گرانی و مشکل مسکن، تورم و گرانی بطور عام، کمی وقت برای استراحت، کمبود فضاهای تفریحی و فراغتی، آلودگی بخصوص آلودگی صدا، راهبندان های نفس گیر و ترافیک طاقت فرسا، وضعیت رانندگی نابسامان و فاجعه آمیز و عدم رعایت حق تقدم در همه مکانها و همه شئونات جامعه تنها گوشه ای از این پارامترهای موثر در تبدیل "ایرانی" به موجودی عصبی و کم طاقت است.

در اینجا می خواهم جمع بندی که من به آن رسیده ام با شما در میان بگذارم...
هر چقدر در احوال جامعه جستجو کردم جز دو عامل اصلی به چیز دیگری نرسیدم. اول اینکه طبیعت کاستاریکا بطور مبهوت کننده ای زیباست و فوق العاده با مردم همراه است. شما روزها می توانید در جنگلهای حاره ای این کشور بسر ببرید و از میوه های درختان استفاده کنید بدون اینکه نیازی به ماده غذائی دیگری داشته باشید. آب فراوان در این کشور و حاصل خیزی زمین مردم را بی نیاز از جنگ با طبیعت برای بدست آوردن لقمه ای نان کرده است. در گذشته "آب" در ایران یکی از موضوعات مورد نزاع و خشونت بود که گاه کار به جنگ و قتلهای گروهی می کشید. آب هنوز هم در ایران مسئله است و کمبود آن مشکلات عدیده ای بوجود می آورد که نهایتا به عصبانیت های اجتماعی دامن می زند.
موضوع دیگری که بنظر من در ایجاد یک چنین آرامش غبطه خوردنی در کاستاریکا موثر بوده تجربه بیش از یک قرن دموکراسی و بیش از نیم قرن رها بودن از حضور ارتش و نیروی نظامی است. در چنین محیط و فضای بی فشاری دلیلی برای بروز عصبانیت های فردی و سپس شیوع آن چون یک اپیدمی نیست. این جوّ آرام محلی برای خشونت های بی مورد و دشمنی های بی دلیل باقی نگذاشته است.
.
شهیر عزیز مردم شمال ایران یکی از فاکتورهای مهمی که شما اشاره کردید رو دارن " طبیعت و دریا". آیا شادتر از مردم جنوب و یا غرب و شرق و مرکز ایران هستند؟
نقل قول:
نوشته اصلی توسط aHad نمایش پست ها
با سلام دوباره
یک سوال دارم:
آیا در زمان قبل از انقلاب هم وضع به همین منوال بود؟
اتفاقا من هم همین سوال را دارم. آیا با وجود مراکز فرهنگی و تفریحی خاص آن دوره ، ایرانی ها شادتر از الان بودند؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهاب نمایش پست ها
علیرضا جان من مانده ام معطل که این ویدئو ها را چطور پیدا کردی چون نمی شود ویدیوئی از کاستاریکا باشد و در آن مسائل ناموسی! نباشد. زحمت کشیدی خیلی ممنون.
غیر از طبیعت و دموکراسی...!




نقل قول:
نوشته اصلی توسط alihallo نمایش پست ها
با عرض ادب و احترام؛




شهاب جان این کار به سختی و با دقت تمام صورت گرفت اما تجربه هجده ماه همکاری با فوروم و شناخت از موقعیت و هدف بقای این مکان آموزشی مجازی، مرا در این راه کمک نمود. به هر حال ظرفیت محیطی انجام هر کاری، تلاش برای پرداخت هر هزینه ای را جبران می کند. با تشکر/
جناب همدانی حضور پر خیرتان مستدام باد

پ.ن: من فکر می کنم "احساسی بودن ما " ، هم مزید بر علت است.
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-30-2012, 07:01 PM   #30
رستم
 
رستم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
محل سکونت: ایلام
پست ها: 1,156
تشکرها: 2,402
در 1,045 پست 3,553 بار تشکر شده
Points: 7,221, Level: 56
Points: 7,221, Level: 56 Points: 7,221, Level: 56 Points: 7,221, Level: 56
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

برای شادمانی دلیلی لازم است از قبیل:
1- احساس آزادی , هر گاه در انتخاب و گزینش هر آنچه به ما مربوط میشود احساس داشتن حق انتخاب و آزادی کنیم احساس شادی می کنیم بر عکس زمانی که دیگری خود را بهتر و داناتر از ما می داند و به جای ما انتخاب می کند ,( خود هم میبرد و خود میدوزد) حتی اگر شرایط مطلوب هم باشد شادمانی گم میشود .
2- احساس مالکیت , وقتی صاحب یک فرزند سالم و زیبا می شویم, خانه مورد علاقه خود را تکمیل می کنیم , مدرکی میگیریم , احساس شادمانی به سراغ ما می آید, اما اگر جهان پر از گل و بلبل گرد اما ما صاحب چیزی نباشیم برای ما فرقی نمی کند به قول اخوان ثالث{پرتفاوت نکند شنبه و آدینه من}
اگر بهترین ویلاها و ماشین ها در داخل کشور تولید شوند ولی قدرت خرید ما اجازه استفاده از آنها را نمی دهد دلیلی برای شادمانی نخواهیم داشت.
3- احساس موثر بودن , وقتی در یک پیروزی ملی نقش داشته باشیم , یک کار جمعی را به نتیجه رسانده ایم , در تحولات مفید و مثبت نقش داریم و به حساب می آئیم شادمان خواهیم بود, اما اگر همه خوبیها برای گروهی مصادره میشود و ما مسئول و مقصر بدیها باشیم چرا شادی کنیم.
4- فایده بردن -منتفع شدن - وقتی پیشرفت ها و تحولات اقتصادی و اجتماعی برای ما و کسانی که دوستشان داریم ارمغانی از بهتر شدن شرایط باشند ما را به شادمانی وا می دارند , اما زمانی که فرصت ها و امکانات برای ما سودی نداشته باشند , شادمان نخواهیم شد.
5- احساس تعالی و پیشرفت, هر گاه روز به روز شرایط ما و اطرافیان بهتر میشود و این موضوع را احساس می کنیم شادمان میشویم , اما اگر به حال گذشته غبطه می خوریم و محدودیتها هر روز بیشتر از دیروز آزار دهنده میشوند شادمانی ما رو به زوال خواهد بود.
6- امیدواری , گاهی امید به فردا تحمل سختی های امروز را آسان می کند و شادمانی را سبب میگردد
7- عدالت , عدالت به ما این اطمینان را می دهد که آنچه حق ماست را کسان دیگری صاحب نخواهند شد و تلاش ما برای ما و به نام ما خواهد بود.
8- سیاست و مشارکت سیاسی ,مشارکت در سیاست به عنوان نماد تعیین سرنوشت است و بیشترین تاثیر را در سرزندگی و نشاط اجتماعی کشور دارد, توده های اجتماعی وقتی میدانند که قادرند قدرت را جابجا کنند و تحولات سیاسی را سبب گردند, در چهارچوب های فکری و احزاب به بحث و فعالیت های نظری میپردازند , در رسانه ها مناظره می کنند , و سخن خود را بیان می دارند در نتیجه تخلیه شده و با نشاط و سرزنده خواهند بود , اما برعکس تک صدائی بسیار خسته کننده و ملال آور بوده و ضد شادی گروهی است.
9-امنیت و اطمینان , وقتی احساس کنیم شرایط برای تحقق آرمانهای ما وجود دارد و این اطمینان که می توانیم روی همه چیز خود حساب کنیم احساس شادمانی خواهیم کرد, اما زمانی که شغل ما , درآمد ما, هزینه های درمان, تحصیل و... نگرانی ما را سبب میشوند پس چه چیز می تواند ما را شادمان نماید
10- احساس سربلندی, وقتی در برخورد با همدیگر , خارجیان , اقشار مختلف , صاحب منصبان حکومتی و.. میتوانیم با سربلندی ظاهر شویم و حرف خود را بزنیم , منافع خود را دنبال کنیم , یقینا شادمان خواهیم بود.
- عوامل شادی بخش از قبیل محیط زیست , با هم بودن و اتحاد , بهداشت , خلق نمودن اثر و تولید , تضارب اندیشه ها, دانا شدن بر مسایل و حل آنها و... وجود دارند که لیست کردن آنها وقت فراوان و بضاعت علمی می طلبد اما به هر حال آنچه امروزه سرلیست مشکلات ماست موارد بالا هستند.
به یاد دارم که در ایام کودکی برای فرا رسیدن شب و شنیدن داستانها از بزرگترها لحظه شماری میکردیم , بازیهای محلی , گرمای دهکده , احترام ریش سفیدان, پرورش دامها , اسب سواری و خیلی عوامل دیگر شادی آفرین بودند.
رستم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از رستم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-01-2012, 03:31 AM   #31
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض

لبخند نهاد بر لب من.. بر غنچه ٔ گل شکفتن آموخت
ایرج میرزا


لبخند حالتی از چهرهٔ انسان است که با تکان خوردن عضلات نزدیک به دو گوشهٔ دهان شکل می‌گیرد. اثر خنده را می‌توان در کنار چشم‌ها نیز مشاهده نمود. لبخند معمولا بیانگر شادی و تفریح و لذت درونی انسان‌هاست. لبخند زبان بین المللی جهان است.
مطالعات میان فرهنگی نشان داده‌اند که لبخند روشی برای برقراری ارتباط احساسی در سراسر جهان است، گرچه تفاوت زیادی میان فرهنگ‌های مختلف وجود دارد. لبخند می‌تواند بی‌اختیار (معمولا شادی ایجاد انگیزه برای خندیدن می‌نماید)، یا ساختگی باشد (وقتی حس‌کنند که باید لبخند بزنند).

بیشتر بخوانید در ویکیپدیا
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-05-2012, 08:51 PM   #32
امیر حسین
 
تاریخ عضویت: Jan 2012
پست ها: 567
تشکرها: 836
در 527 پست 1,994 بار تشکر شده
Points: 11,291, Level: 70
Points: 11,291, Level: 70 Points: 11,291, Level: 70 Points: 11,291, Level: 70
Activity: 24%
Activity: 24% Activity: 24% Activity: 24%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

با سپاس از شهیر عزیز و با اجازه از دوستان عزیز خواستم چند مطلب رو اضافه کنم از این رو که در این زمان کوتاه اقامتم در اروپا ناخواسته خانه قبلی‌ رو با خانه جدید هزاران بار مقایسه کرده ام.و لذا این دریافت‌ها رو خدمت شما عزیزان ارائه میدهام.دریافت هایی که به نوعی ریشه بسیاری از مصیبتهائی فردی و اجتماعی ما ایرانیهاست.میگم ما ایرانیها چون اعتقاد دارم حتا ایرانیهایی که خارج از ایران بزرگ شده هستند هم به نوعی درگیر این مصیبتها میباشند لذا تفاوتی‌ میان خارج و داخل نمی‌‌گذارم.

۱.(برداشت یک)من فکر می‌کنم ما ایرانیها به طور ناا خود آگاه شاه پرست هستیم،نه اینکه رضا خان رو دوست داشته باشیم یا فلان شاه رو بلکه اصولاً با وجود فردی که قلدر باشه و بسیاری از کارها رو فردی انجام بدهد و به ما نیازی ناداشته باشد موافقیم.این تعرض فکر رو ما در تمام امور زندگی میبینیم.از انتخابات در نمایندهگان مجلس تا ریاست جمهوری.در واقع ما رئیس جمهور انتخاب نمی‌کنیم که رهبری کارها به عهده بگیره ما یک فرد رو جهت انجام کارها مان بالا می‌بریم و بعد از آن همه چیز را به خودش می‌سپاریم.یه نگاه به همین تاریخ ۳۳ ساله که نزدیک خودمان هست بیاندازید.هیچ وقت ما خودمان را مسول حوادث نمی‌‌دانیم مسئولین نظام هستند که مسول همه چیز هستند و آنها هستند که باید کارها را پیش ببرند نه ما.لذا در تصمیم گیری‌ها اصولاً نقشی‌ نداریم.
۲.(برداشت دو)در یک خانواده ایرانی‌ پدر نان آور،مادر آشپز و فرزندان وصله پینه زندگی هستند.
احساس مالکیت بر اعضای خانواده در جامعه ایرانی‌ بسیار زیاد و بیش از حد استاندارد هست.در واقع احساس مراقبت جای خودش را با احساس مالکیت عوض کرده است.در واقع ما ایرانیها خوی دیکتاتوری داریم.به روابط بین اقوام نگاهی‌ بیاندازید.
۳.(برداشت ۳)واژه کنترل در جامعه ایرانی‌ بسیار زیاد استفاده میشود.به چند دلیل
الف)نوع حکومت مستقر در ایران اسلامی است.
ب)نبود قانون حقوقی -حقیقی‌ قدرتمند
س)نبود مجری قانون قوی
لذا یک ایرانی‌ از آنجا که هیچ آینده مشخصی‌ برای خودش نمی‌بیند لذا سعی‌ می‌کند همه چیز را تحت کنترل درورد.
شما این کنترل شخصی‌ را با کنترل حکومتی جمع کنید می‌رسید:
۱.ما ایرانیها پول پرست شدیم.
۲.ما ایرانیها قانون گریز شدیم
۳.ما ایرانیها هیچ هدفی‌ از زندگی کردن نداریم

۴.(برداشت ۴) احساس مالکیت در ما ایرانیها باعث پدید آمدن احساسی‌ دیگر شده به اسم توقّع داشتن.
ما ایرانیها از هم دیگر توقع بیجا زیاد داریم.
۵.(برداشت ۵) حریم شخصی‌ در ما ایرانیها تعریف نشده است.لذا نه احترامی از کسی‌ بابت آن میبینیم نه احترامی میگذریم.
من معتقد هستم یکی‌ از مصیبت‌های ما جمله امر به معروف و نهی از منکر هست.
................
لذا ما با فردی روبرو هستیم که :شاه پرست(مسئولیت ناپذیر)،دیکتاتور،بی‌ هدف در زندگی،قانون گریز،تحت کنترل،متوقع از همه کس،بدون حریم شخصی‌.چه انتظاری میشه از این فرد داشت.؟؟؟؟
به تمامی‌ مورد فوق همان فرهنگ غم و غصه بر آمده از دل خرافات مذهبی‌ رو اضافه کنید.
حالا چی‌ میبینیم؟
؟؟؟؟؟؟؟؟
یک غار نشین.ما ایرانیها غار نشینانی شده ایم که تحت تجاوز جامعه خود ساخته خودمان با دستان خودمان قرار گرفتیم.
غار نشینانی غمگین و افسرده که نقاب‌ تمدن بر چهره زدیم تا شاید از بر این همه غم بکاهیم.

من بعید میدونم اهالی کاستاریکا خشونتی به حد و اندازه خشونت موجود در ما ایرانیها دیده باشند.وگرنه طبیعت ایران ما اگر بهتر نباشه بد تر نیست.

برداشت آخر:
به نظر من راه حل این مساله در دست خود ما ایرانیهاست که بیش تر جنبه روحی‌ روانی‌ داره تا مادّی.
ابتدا باید خصوصیت‌های زشتمان را خودمان برطرف کنیم.و سپس با تغییر نوع حکومت و قوانین که معتقد هستم به طور اتومات تغییر خواهد کرد شادی و نشاط را به جامعه ایرانی‌ باز گردانیم.
__________________
زیرکی را گفتم این احوال دید خندید و گفت:

صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی.
امیر حسین آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از امیر حسین بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-06-2012, 01:56 PM   #33
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

تا در میکده ها باز نگردد مپسند
که نشیند به تظاهر بِلَبم صد لبخند
یک دل شاد به از جمع عزاداران است
ریشه ی غصه و ترحیم و عزا باید کند.
الخ
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-06-2012, 03:00 PM   #34
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

مصاحبه روزنامه شرق با با دکتر سعيد معيد فر
شادى چيست؟ حالتى درونى كه هيچ ارتباطى با عوامل بيرونى ندارد يا احساسى كه محيط اجتماعى بر آن تاثير مى گذارد؟ انتخاب هركدام از دو تعريف فوق از آنجا مهم است كه راه هاى متفاوتى براى نيل به شادى و فرحى پيش روى افراد مى گذارد. درونى انگاشتن مطلق شادى با كسب آن از طرق معنوى گره خورده و بر پايدارى و گذرا نبودن اين حالت تاكيد دارد. با اين تعريف، شادى به عنوان سرور و انسان هاى شاد به عنوان انسان هاى سعادتمند تلقى مى شوند. در كتب دينى افرادى كه شاد، مسرور و متهيج هستند و بر شادى هاى مقطعى و گذرا دل خوش نمى كنند انسان هاى سعادتمند معرفى شده اند. ابوعلى سينا در كتاب «بهجت و سعادت» بر اين اعتقاد است كه سعادت، نوع خاصى از لذت است كه با دخالت قوه عاقله پديد مى آيد.

بنابراين انسان تا به عرصه عقل و كمالات مربوط به آن وارد نشده و در محدوده حس، خيال، وهم و لذايذ آن باقى بماند به سعادت، شادى و شادابى متناسب با آن نمى رسد. به اين ترتيب سعادت مراتب مختلفى دارد كه شامل شادى روحانى و نشاط و سرور جسمانى است.

مطابق تعابير دينى جايگاه شادى هاى طبيعى و دنيوى [پايدار] كه با لذت هاى محسوس همراهند در زندگى مادى و جايگاه شادى هاى معنوى و اخروى [پايدار] در جنت رضوان الهى است. نكته مهم اينكه در آموزه هاى دينى، ممنوع و مقيد شدن برخى از مراتب و اقسام شادى در بعضى حالات، به سبب مزاحمتى كه بين آن رتبه با مرتبه بهتر و برترى از شادى و سرور وجود دارد، توصيه شده است. اديان الهى براى رفع غم و اندوه، شادى هاى مستقل را نهى كرده و آنان را موجب تشديد غم و اندوه دانسته اند. در عين حال اما بر شادى و سرور حقيقى سفارش شده و برخى انواع غم كه حسب ذات افراد انسانى، آنان را به سوى مطلوب و محبوب يعنى رضايت و شادى نامحدود و بيكران مى رساند نيز مطلوب دانسته اند.

علاوه بر تعاريف و مصاديق شادى در دين، اين مقوله مورد علاقه جامعه شناسان، روانشناسان، مردم شناسان و متخصصان ساير علوم نيز هست. در اين ميان، جامعه شناسى، شادى را علاوه بر حالتى درونى به مثابه پديده اى اجتماعى درنظر مى گيرد و بر تاثير مولفه هاى اجتماعى و فرهنگى بر آن صحه مى گذارد. دكتر سعيد معيدفر عضو هيات علمى دانشكده علوم اجتماعى دانشگاه تهران، صورت واضح شادى را تجلى حالت فرحى در چهره، رفتار و برخوردهاى افراد مى داند و مى گويد: پايه اصلى شادى و غم در درون انسان است اما چون انسان موجودى اجتماعى است شادى و غم او تا حد زيادى تحت تاثير روابط با ديگران، ميزان كسب موفقيت ها، تامين نيازها و انتظاراتش از محيط اجتماعى و حتى خدا است.

گرچه امروزه راه هاى متفاوت تجلى و نيل به شادى در فرهنگ هاى گوناگون به رسميت شناخته شده است اما به طور كلى خنده، هيجان و حالت وجد به عنوان نماد جهانى شادى در نظر گرفته مى شود. برخى نيز با اعتقاد بر اينكه صور بيرونى رفتار انسان حسب صورت، قابل شناسايى نيست بر فهم و درك آن رفتار و حركت بر اساس يك فرهنگ خاص تاكيد مى كنند. معيدفر در اين خصوص مى گويد: نيات آدم ها در پشت رفتارشان تا حد زيادى تعيين كننده است. گاهى افراد مى خندند اما خنده آنها از سرشادى نيست، ناشى از يك نوع افسردگى، عدم موفقيت، طعنه به خود يا ديگرى است.

آرامش به عنوان يكى از زمينه هاى ايجاد شادى اگرچه در گرو عوامل مختلفى است اما رضايت از حيات، اعتقاد به وجود و نيز حمايت از سوى خداوند خصوصاً در آدم هاى ديندار در ايجاد اين حالت در انسان مهم است. كارشناسان بر دعا به عنوان حالتى روحانى كه موجب انبساط خاطر شده تاكيد كرده اما استفاده از نعمات دنيوى را هم فراموش نمى كنند. آنان با اشاره به اينكه توصيه هاى دين در استفاده از نعمات و آفريده هاى الهى، تنظيم روابط اجتماعى و ايجاد صلح نبايد تحت تسلط ساير جنبه ها قرار گيرد. معتقدند بسيارى از شادى ها در ارتباط با اجتماع [خانواده و دوستان] و نيز درك متقابل و همكارى ميان افراد يك گروه ايجاد مى شود. معيدفر در مواجهه با اين موضوع تاكيد مى كند: كسانى كه دين را صرفاً در وجوه غمبار آن خلاصه مى كنند درك صواب و درستى ندارند. خداوند نعمت هاى بسيارى براى بشر آفريده است كه استفاده از آنها انسان را شاد مى كند، برگزارى همه روزه به صورت يكنواخت و به يك سبك، حتى مى تواند حالات روحانى را كه به انسان شادى مى دهد زير سئوال ببرد.

وى در عين حال بر تائيد بسيارى از رسوم شادى آور ملى و باستانى ايرانى از سوى اسلام اشاره مى كند و سيره پيامبر و ائمه در بروز شادى و پنهان كردن غم را دليل توجه ويژه اسلام به شادى و نهى غم و عبوسى مى داند. از آنجا كه خارج كردن بسيارى از مراسم ملى- دينى از حالت جمعى به تضعيف هويت جمعى كه منبع شادى است مى انجامد تقويت روح جمعى در فعاليت هاى گسترده اجتماعى به نبود احساس گسست از اجتماع ميان تك تك افراد جامعه منتهى مى شود.

عرصه عمومى از نبود شادى رنج مى برد

شرايط تاريخى، جغرافيايى هر كشورى، در ايجاد ذهنيت افراد آن اجتماع از پديده هاى روانى- فرهنگى نقش ترديد ناپذيرى دارد. برخى پديده ها به خصوص در حالت هاى بحرانى ايجاد ذهنيت نسلى كرده، به يك نسل هويتى متمايز مى بخشد. ويژگى هاى يك نسل چه بسا توسط نسل هاى قبلى يا بعدى نيز استفاده شود، اما براى آنها حكم چارچوب شكل دهنده را نداشته باشد. به رغم دگرگونى ذهنيت نسلى، برخى ذهنيت ها توسط نسل هاى الهام بخش تداوم مى يابند و به نسل هاى آينده حمله مى كنند.

سرزمين ما ايران به عنوان كشورى با شرايط اقليمى- استراتژيك خاص، در معرض انواع بلاياى طبيعى و حمله اقوام مختلف غربى و شرقى نيز دستخوش بحران هاى داخلى بسيار بوده است. نبود ثبات و آرامش يا شرايط استبداد، افراد اجتماع را يا به سمت گروه هاى كوچك تر قومى- منطقه اى سوق مى داد و يا به خاطر تسلط مطلق حاكميت مستبد اجازه هرگونه ابزار وجود را از آنان سلب مى كرد. گروه هاى قومى به خاطر قدرت فرهنگى خود علاوه بر تامين نيازهاى روحى افراد آن قوم، در كشاكش اتفاقات روزمره و حتى بحران ها تكيه گاه محكمى محسوب مى شدند. علاوه بر اعتقادات دينى، در اين ميان آداب و رسوم قومى با مراسم مختلف و وسيعى براى هر امر [خرمن كوبى، گلاب گيرى، عروسى، نوروز و...] علاوه بر توجه ويژه به آن، با التفاط زبان، موسيقى، حركات موزون و رنگ به نياز ذاتى انسان براى احساس شادى و نشاط به خوبى پاسخ مى دادند. به تدريج كه قدرت قوميت ها در عرصه عمومى كمتر مى شد و دولت هاى غير ملى يكى پس از ديگرى شكل مى گرفتند و از هم مى پاشيدند، كاركردهاى وسيع و همه جانبه قومى مورد تعرض قرار مى گرفتند.

دولت هاى زورگو با بى توجهى به مصالح عمومى اجازه هرگونه ابراز وجود جدى و تمام عيار را كه لازمه شادى است از مردم سلب مى كردند و با ايجاد شرايط سخت فرصتى، فراغتى و درآمدى براى كسى باقى نمى گذاشتند تا به شادى بينديشد. اين روند گرچه به منزله محو كامل رسوم قومى و نشاط منتج از آن نبود اما روزبه روز سيطره حاكميت بر عرصه هاى خصوصى زندگى افراد را افزايش داد.

حوادث قبل و بعد از انقلاب اسلامى، جنگ، بحران هاى اقتصادى و ساير اتفاقاتى كه به تجربه در همه انقلاب هاى دنيا در قالب هاى مختلف ظاهر شده است، وضعيت شادى و نشاط در ميان افراد اجتماع را وارد مرحله جديدى كرد. ايدئولوژيك بودن انقلاب، گسترش قدرت حاكميت و نيز شرايط سختى كه پيشتر ذكر شد، شادى را به صورت مقوله اى در حوزه اخلاق مطرح كرد. معيدفر استاد جامعه شناسى دانشگاه تهران در اين خصوص مى گويد: بعد از همه انقلاب ها تلاش گسترده اى مى شود تا جنبه هاى عادى شادى مردم محدود شود. به خاطر تغيير معيارهاى اخلاقى و نيز شرايط سخت و الزام آور بعد از انقلاب ها به شادى هاى مردمى به صورت مقولات مبتذل و غير اخلاقى نگريسته شده و در واقع شادى در قرنطينه قرار مى گيرد.

وى مى افزايد: به تدريج كه شرايط ويژه پس از انقلاب ها مى گذرد همه چيز به حال عادى باز مى گردد. با سپرى شدن روزهاى سخت- كه بر جنبه هاى خاص و بيشتر غم انگيز تكيه مى شود- بايد جنبه هاى مغفول مانده در فرهنگ را تقويت كرد و به تعادل رسيد.

ادامه برخى شيوه هاى سختگيرانه و بى اعتمادى مردم به برخى از بخش ها به ويژه درپى برخى سخت گيرى ها نسبت به بديهيات عناصر فرهنگى، كار را به جايى رساند كه به زعم اكثر صاحب نظران اكنون ما داراى دو عرصه فرهنگى در كشور هستيم، عرصه خصوصى و عرصه عمومى. با وجود حاكميت افزون تر شادى بر گروه هاى كوچك خانواده، دوستان و خويشاوندان، عرصه عمومى هنوز از نبود تعادل در اين زمينه رنج مى برد. معيدفر با اشاره به برطرف شدن خلاء شادى در عرصه خصوصى معتقد است: مشكل در عرصه عمومى است چرا كه مديريت اين عرصه با دولت است و به خاطر رويكردهاى خاص حكومت به ويژه در دوران هاى گذشته جنبه هاى غم انگيز در اين عرصه تسلط دارند. وى مى افزايد: در گذشته تصور بر اين بوده كه تاكيد بر جنبه هاى غم انگيز فرهنگ باعث پالايش و تذهيب بيشتر جامعه مى شود ولى امروز مشخص شده است كه اصرار بيش از اندازه در اين زمينه به يك عكس العمل منفى منجر شده و حتى مى تواند باعث تقويت ابتذال و شادى هاى مبتذل در جامعه شود.بنابرآنچه گذشت براى ايجاد تعادل در وضعيت روانى جامعه، نقش دولت در ايجاد و تبليغ مراسم شادى آور در عرصه عمومى و تقويت و اجازه ابراز شادى در حوزه خصوصى، انكارناپذير است.

از آنجا كه امروزه بخشى از سرنوشت ما در دست دولت هاست گره بسيارى از مسائل شخصى و فردى ما نيز به دست آنها باز مى شود. افزايش اشتغال به خصوص براى جوانان كه شادى از طريق آنان به جامعه تسرى مى يابد، تلاشى براى حاكميت عدالت اجتماعى و كاهش فاصله طبقاتى، تنظيم اوقات فراغت، ترغيب فرهنگ گردشگرى، رواج شادى و نه لودگى از طريق راديو و تلويزيون، تنظيم شيوه هاى مناسب تعليم و تربيت همراه با شادى، توجه نسبت به شيوه هاى مديريتى مناسب و پر نشاط در سازمان هاى دولتى و حتى غير دولتى و ايجاد تعادل جنسيتى در معادله شادى به صورت برنامه هاى كوتاه مدت و بلند مدت براى ايجاد انگيزه در افراد و نيز زدودن رخوت، پوچى و افسردگى از جامعه ضرورى به نظر مى رسد.

مهم تر از همه ترويج آزادى، احترام به باورهاى شخصى و خرده فرهنگ هاى موجود و درك نيازهاى زمانه است. شادى براى زيباتر و قابل تحمل كردن زندگى رابطه مستقيمى با ابراز وجود و احساس امنيت دارد احساس امنيتى كه ناشى از توان ابراز وجود در تمامى ابعاد طبيعى و كسب كليه حقوق انسانى است. به گفته دكتر معيدفر، مى توان شاد بود و جامعه مبتذلى نداشت و مى توان غمگين اما سرتاپا آلوده به ابتذال بود
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 07-06-2012, 03:41 PM   #35
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : ایران منزلگه جامعه ای که لبخند نمی زند (شهیر)

مى توان شاد بود و جامعه مبتذلى نداشت و مى توان غمگين اما سرتاپا آلوده به ابتذال بود

ادامه برخى شيوه هاى سختگيرانه و بى اعتمادى مردم به برخى از بخش ها به ويژه درپى برخى سخت گيرى ها نسبت به بديهيات عناصر فرهنگى، كار را به جايى رساند كه به زعم اكثر صاحب نظران اكنون ما داراى دو عرصه فرهنگى در كشور هستيم، عرصه خصوصى و عرصه عمومى


سخت گیری هایی که اخیرا نیروی انتظامی آن هم با بدترین شیوه برخورد با مردم عادی پدید آورده روز به روز جامعه ایی غمگین و مبتذل را خواهد ساخت و هر چه بیشتر فاصله عرصه عمومی با عرصه خصوصی شکل می گیرد.روش غلطی که در سی و چهار سال گذشته جواب نداده و باز هم جواب نخواهد گرفت.چیزی که با زور نمی توان حل کرد راه حل آرام تری هم دارد که البته کجاست گوش شنوا.
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
آینده ایران و دیپلماسی اروپایی حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 01-06-2009 10:01 PM
مجلس ایران: چرا آمریکا به ایران حمله نکرد صالح تحلیل سیاسی 2 01-04-2009 01:07 PM
دو تحلیلگر برجسته عضو سابق شورای امنیتی آمریکا : زمان کوتاه آمدن در برابر ایران فرارسیده است alireza تحلیل سیاسی 0 11-30-2008 05:52 AM
اسراییل نمی تواند به مراکز هسته ای ایران حمله کند شهاب تحلیل سیاسی 0 11-13-2008 07:20 AM
خاتمی : بيداري و رشد جامعه هر سحري راباطل مي‌كند حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 11-10-2008 04:04 AM


ساعت جاری 05:47 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT