آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 3355 - پاسخ ها: 10  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-12-2008, 04:08 AM   #1
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Lightbulb آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

هومان دورانديش

ماشاءالله شمس الواعظين پيروزي اوباما در انتخابات امريکا را سرآغاز دوران تازه يي در روابط ايران و امريکا مي داند. وي معتقد است که اختلافات ايران و امريکا بنيادي نيست و اکنون دو کشور به اين نتيجه رسيده اند که بايد از در مذاکره مستقيم درآيند. سردبير روزنامه جامعه، در اين مصاحبه با پيش بيني بودن تک دوره يي بودن رياست جمهوري احمدي نژاد، شم سياسي خود را در معرض آزموني آشکار قرار داد.

---

-با توجه به انتخاب اوباما به عنوان رئيس جمهور امريکا، جنابعالي چشم انداز رابطه ايران و امريکا را مثبت ارزيابي مي کنيد يا اينکه همانند برخي از تحليلگران سياسي، اميدي به بهبود رابطه ايران و امريکا لااقل در کوتاه مدت نداريد؟

من پيروزي باراک اوباما در انتخابات رياست جمهوري امريکا را در ارتباط با ايران يک فرصت مي دانم اما استفاده از اين فرصت بستگي به نوع رفتار مقامات جمهوري اسلامي ايران در مورد شروع مذاکرات مستقيم براي حل و فصل بسياري از پرونده هاي معلق دارد. درازمدت بودن بحران روابط ايران و امريکا، طبيعتاً پرونده هاي انبوهي پيش روي مقامات دو کشور قرار خواهد داد و به همين دليل استفاده از فرصت پديد آمده کنوني به رفتار مقامات جمهوري اسلامي ايران بستگي دارد. اين رفتار به ميزاني که معطوف به استفاده از فرصت به وجود آمده در جهت تغيير روندهاي پيشين باشد، موفق خواهد شد. در غير اين صورت ما وارد بحران ديگري خواهيم شد. از منظر داخلي شرايط چنين است اما از منظر ايالات متحده امريکا، به نظر مي رسد حتي اگر باراک اوباما به پيروزي نمي رسيد و جان مک کين بر سر کار مي آمد، حداقل نقطه مشترک جمهوريخواهان و دموکرات ها در قبال پرونده ايران، کاهش تنش ها مي بود چرا که هر دو حزب ايالات متحده امريکا معتقد بودند سياست هاي جرج بوش به نتايج دلخواه و رضايتمندانه نرسيده و سياست خارجي امريکا بايد دستخوش تغيير شود. بنابراين حال که باراک اوباما پيش از روي کار آمدن وعده داده است به طور مستقيم با مقامات جمهوري اسلامي وارد مذاکره خواهد شد، اين امر موجب افزايش فرصت براي بهبود روابط دو کشور مي شود اما از سوي ديگر ما نبايد زياد در خوشبيني مبالغه کنيم. البته خوشبيني هاي منطقي و معقول ايرادي ندارد کمااينکه در حال حاضر نسبت به انتخابات امريکا، نوعي خوشبيني بر ادبيات واکنشي جهان حاکم است. ولي من معتقدم در اين زمينه نبايد مبالغه کرد به ويژه اينکه هنوز چيدماني در تيم باراک اوباما صورت نگرفته است. با اين حال معاون اول اوباما، يعني جوزف بايدن، يکي از تندروهاي حزب دموکرات است و از بازها محسوب مي شود و درخصوص مساله کشمکش اعراب و اسرائيل آنقدر افراطي و جانبدار اسرائيل است که در جريان انتخابات، از سوي حزب دموکرات امريکا از هرگونه اظهارنظر در مورد کشمکش اعراب و اسرائيل و مساله فلسطين منع شد. اين نشانگر آن است که ما بايد کمي خويشتن داري کنيم تا ببينيم با چيدمان کابينه باراک اوباما چه چهره هايي در پست هاي کليدي منصوب مي شوند و اين افراد چه پيشينه يي دارند و چه نوع استراتژي هايي را تدوين خواهند کرد. اما من معتقدم امريکا در مجموع رو به تحول خواهد بود يعني هم سياست خارجي اين کشور و هم بالطبع سياست هاي داخلي اش در معرض تغيير قرار خواهد گرفت.

-به نظر مي رسد در جمهوري اسلامي در ميان اصولگرايان يا همان جناح راست، در حال حاضر کنش دوگانه يي در قبال امريکا وجود دارد يعني برخي از اصولگرايان معتقدند اختلافات ايران و امريکا، اختلافاتي بنيادين است اما از سوي ديگر، احمدي نژاد چنان نامه يي براي باراک اوباما مي نويسد. در روزهاي اخير نيز تيترهاي مطبوعه اصلي جناح راست درصدد القاي اين نکته بود که هيچ چشم انداز روشني در روابط ايران و امريکا مشهود نيست و کسي نبايد به بهبود روابط دو کشور اميدي ببندد. اين کنش هاي دوگانه راستگرايان در قبال امريکا را چطور مي توان ارزيابي کرد؟ آيا واقعاً جناح راست درخصوص مساله رابطه با امريکا دچار تناقض است يا اين کنش هاي متکثر و متعارض در خدمت هدف واحدي هستند؟

من معتقد نيستم اختلافات ما با ايالات متحده، اختلافاتي بنيادين است. من نمي دانم اين بنيادها از کجا آمده اند. اختلافات بنيادين يعني اختلافات ريشه يي عقيدتي. بحث اصلي بر سر حوزه منافع است. وقتي مادلين آلبرايت وزير خارجه بيل کلينتون به خواست ايران بابت دخالت هاي امريکا در کودتاي 1953 عليه مرحوم مصدق عذرخواهي کرد، ما بايد از آن فرصت طلايي براي بهبود رابطه با امريکا استفاده مي کرديم زيرا هر اندازه که برقراري رابطه ميان ايران و امريکا به تاخير بيفتد، انبوهي و انباشتگي مشکلات موجب شکل گيري چنين باوري مي شود که اختلافات دو کشور بنيادين است. من اشاره جناح محافظه کار به «اختلافات بنيادين» را به معناي انبوهي و انباشتگي مشکلات تفسير مي کنم و نه لاينحل بودن مشکلات چرا که اگر اين مشکلات لاينحل بود، آقاي احمدي نژاد به عنوان يکي از عاملان جريان محافظه کار در ايران، مقامات امريکايي را به مناظره يا مذاکره مستقيم دعوت نمي کرد. اصلاً تابوي مذاکرات مستقيم با ايالات متحده در دوره آقاي احمد ي نژاد شکسته شد. در حالي که در دوره آقاي خاتمي، حتي عکس گرفتن با بيل کلينتون خط قرمز محسوب مي شد، الان کار به جايي رسيده است که مقامات دولت احمدي نژاد اعلام مي کنند ما براي شروع مذاکره به مقامات امريکايي التماس نخواهيم کرد. اين نشان مي دهد در حال حاضر امريکايي ها با پيشنهاد مذاکره مخالفت مي کنند. زماني امريکايي ها مايل به مذاکره بودند و ما مخالفت مي کرديم اما حالا ما مايل به مذاکره هستيم و آنها مخالفت مي کنند.

-به هرحال به نظر شما کنش ها و سياست دوگانه جناح راست در قبال امريکا اصالت دارد يا اينکه حرکتي حساب شده و توام با تقسيم وظايف براي رسيدن به نتيجه يي واحد است. بدين صورت که مثلاً «کيهان» موضع مخالف مذاکره با امريکا اتخاذ کند و احمدي نژاد امريکا را دعوت به مذاکره کند و به اوباما نامه بنويسد اما در عين حال در اين زمينه با انتقاد «کيهان» نيز مواجه نشود. در صورتي که اگر خاتمي چنين سياستي را در پيش مي گرفت، با انتقاد شديد «کيهان» روبه رو مي شد. اگر مشخصاً اين دوگانگي مشهود در رفتار جناح راست در قبال امريکا را تحليل بفرماييد، ممنون مي شوم.

من معتقد نيستم که اين يک بازي است. مي توان گفت اين رفتار نوعي تقسيم نقش هوشمندانه در استراتژي کلان محافظه کاران است يعني مثلاً يکي بايد انعطاف داشته باشد و ديگري بايد تندرو باشد. اين نوع تقسيم نقش در مديريت يک بحران يا در برخورد با يک مقوله بد نيست. اصلاً ما در حوزه سياست در بسياري از موارد شاهد چنين طيف بندي هايي براي کنترل گرايش هاي متفاوت در درون يک اردوگاه و منظومه سياسي بوده ايم. چنين رويکردي همچنين مانع از آن مي شود که محافظه کاران به گونه يي در برابر ايالات متحده امريکا نرمش نشان دهند که مقامات امريکايي احساس کنند نوعي وادادگي در اردوي محافظه کاران يا در اردوي حکومت در ايران پيدا شده است. من معتقد نيستم چنين سياستي نادرست و نامطلوب است ولي ما بايد يک نکته را ثبت کنيم و آن اينکه به هرحال اين محافظه کاران بودند که تابوي رابطه با امريکا را در ايران شکستند. البته آنها کار خوبي کردند اما نبايد فراموش کنند که خودشان مبتکر و مجري چنين چيزي بودند که مخالفان خود را به آن متهم مي کردند يعني آنها رقباي داخلي خود را به داشتن روابط با غرب و امريکا متهم مي کردند اما اکنون خودشان تابوي رابطه با امريکا را شکسته اند. آنها بايد اين نکته را به نام خودشان ثبت نموده و به آن افتخار کنند. اين مفتخر بودن از نظر ما هم ايرادي ندارد چون ما از اين گرايش مثبتي که آنها از خودشان نشان داده اند، دفاع مي کنيم. اما اين دوگانگي در برخوردها را به ما نفروشند. اين يک نوع نقش سياسي احزاب است و طبيعي هم هست. چنين رفتاري بين بازها و کبوترهاي اردوهاي سياسي معمول است و اين برخورد نفي کننده «کيهان» و نظام رسانه يي محافظه کاران در برابر آن رفتار جلب کننده دولت در قبال امريکا، ناشي از نوعي تقسيم نقش است و ايرادي هم ندارد. در واقع اين تقسيم نقش را بايد در آن منظومه ارزيابي کرد. ما مثل محافظه کاران نيستيم که به دليل داشتن گرايش هاي انعطاف پذير در برابر امريکا، آنها را متهم به جاسوسي و بيگانه دوستي بکنيم.

- به نظر شما با فرض آغاز رسمي مذاکرات بين ايران و امريکا، احتمال دستيابي دموکرات هاي امريکايي و جريان راست راديکال در ايران به پاره يي از توافقات اساسي، تا چه حد است؟

اجازه بدهيد من اول يک نکته را در اينجا عرض کنم که شايد جوابم به سوال شما را طولاني کند، اما براي خوانندگان اين مصاحبه مي تواند مفيد باشد. آن نکته اين است که من به عنوان يک ايراني از پيام تبريک آقاي احمدي نژاد به باراک اوباما متاسف شدم يعني متاسفانه براي من سخت است که بگويم به داشتن چنين رئيس جمهوري افتخار مي کنم. چرا؟ براي اينکه ما اگر واقعاً پيام تبريک مي فرستيم، ديگر نصيحت و توهين به يک رئيس جمهور منتخب معنايي ندارد. پيام آقاي احمدي نژاد متضمن چنين چيزهايي بود. نکته ديگر اينکه آقاي احمدي نژاد بايد نقش انبيايي خود را کنار بگذارد. ايشان رئيس يک نهاد خدماتي است. قوه مجريه در ايران نهادي خدماتي است. نصيحت کردن به رئيس جمهور امريکا در مورد اولويت هاي سياست هاي امريکا چه معنايي دارد؟ مگر آقاي احمدي نژاد رئيس کابينه آينده امريکا است؟ ظاهراً ايشان چون در مسائل داخلي نمي تواند چنين نصيحت هايي بکند ترجيح مي دهد در مسائل بين المللي اين پند و اندرزهاي حکيمانه و ريش سفيدانه را ارائه بدهد. بنابراين من توصيه مي کنم که سياستمداران و دولتمردان مان اين ادبيات را کنار بگذارند. در حقيقت آنها سياستمدار نيستند چرا که اگر سياستمدار بودند، چنين لحن و ادبياتي را در پيام هاي تبريک شان تعبيه نمي کردند. آيا آقاي احمدي نژاد با ارسال پيامي با اين مضمون و محتوا درصدد بوده منتقدان بالقوه پيام تبريک به رئيس جمهور امريکا را پيشاپيش مهار کند. يعني بگويد من در پيام خودم به ايشان توصيه هايي کردم و پيامم عمدتاً ارشادي است تا شادمانانه. چنين رويه يي به مصلحت منافع ملي نيست، چرا که آدم هاي آن طرف هم بالاخره عقل دارند و به چنين پيام هايي نگاه مي کنند و ممکن است به ما پوزخند بزنند. من از کريدور اين بحث وارد پاسخ سوال شما مي شوم. من معتقد نيستم آقاي احمدي نژاد شخصيت مناسبي براي دوره مذاکره مستقيم با ايالات متحده است، بلکه ايشان در انتخابات آتي ايران حتي به وسيله اردوي محافظه کاران، متناسب با وضعيتي که در جهان امروز پيش آمده است، تغيير خواهد کرد. چهره مذاکره با امريکا، چهره برخورد راديکال با اين کشور نيست. آقاي احمدي نژاد براي دوره برخورد راديکال امريکا با ايران شخصيتي مناسب بود ولي براي شروع يک دوران جديد در روابط ايران و امريکا، چهره و شخصيتي مناسب نخواهد بود. لذا بخشي از اين رقابت هاي دروني محافظه کاران بر سر احراز پست رياست جمهوري، ناشي از ناکارآمدي اين چهره و اين دولت در برخورد با مسائل و پيچيدگي هاي حاکم بر روابط بين الملل فعلي است. اين چهره براي نشان دادن عضلات ايران در قبال تندروي هاي ايالات متحده امريکا چه در برخورد با پرونده هسته يي و چه در برخورد با مسائل عراق و افغانستان مناسب بود. اما به نظر مي رسد در دوران همزيستي و مذاکرات مبتني بر حفظ منافع دو طرف، چنين چهره يي مناسب نخواهد بود. لذا يکي از پيش بيني هاي من اين است که دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد با دوران حيات سياسي جرج بوش گره خورده بود و با کنار رفتن جرج بوش، کارآمدي آقاي احمدي نژاد هم در صحنه سياست بين المللي ايران کاهش پيدا خواهد کرد و شايد هم به صفر برسد. در واقع راديکاليسم در برابر راديکاليسم قرار مي گيرد و در صورت ظهور انعطاف پذيري از آن سو، ما نيز شخصيت انعطاف پذيرتري خواهيم داشت که خانواده بين المللي او را بپذيرند و او بتواند مذاکره نموده و روابط بين دو کشور را برقرار کند و اين شخصيت، احمدي نژاد نخواهد بود.

-اگر بخواهيم به صورت کلي و فقط برحسب موضع گيري ها و عقبه سياسي افرادي که نام مي برم، يک تقسيم بندي کلي از جناح راست داشته باشيم، مي توان احمدي نژاد را نماينده راست راديکال، لاريجاني را نماينده راست سنتي (بدين معنا که عقبه سياسي اش حزب موتلفه و نيروهاي سنتي تر عرصه سياست ايران هستند) و قاليباف را نماينده راست عملگراي جديد بدانيم، يعني جرياني به غير از آن راست عملگرايي که هاشمي رفسنجاني در نيمه اول دهه 1370 آن را نمايندگي مي کرد و کارگزاران از دل آنها بيرون آمد. حال با توجه به رقابت بالقوه احمدي نژاد، لاريجاني و قاليباف براي کسب مقام رياست جمهوري در انتخابات سال آينده، مطابق تحليل شما در باب لزوم به قدرت رسيدن رئيس جمهور انعطاف پذير، احتمال شکل گيري اراده يي در جناح راست جهت کنار گذاشتن احمدي نژاد و به قدرت رساندن لاريجاني يا قاليباف بالا خواهد بود. با اين نظر موافقيد؟

بله، اما يادتان نرود که ارائه تقسيم بندي هاي جديد از محافظه کاران، در حال حاضر خيلي زودرس است، چراکه اين تقسيم بندي ها بايد براساس موقعيت هر يک از گرايش ها و جريان هاي سياسي در طبقات اجتماعي و نمايندگي هايي که آنها بر عهده دارند، انجام شود. در حقيقت اين تقسيم بندي ها بايد خيلي جامعه شناسانه صورت بگيرد. الان محافظه کاران دوران کشمکش هاي درون اردويي را طي مي کنند و جناح محافظه کار هنوز زايش نکرده است. ببينيد در دوره هشت ساله اصلاحات، جناح چپ و راست جبهه اصلاحات به خوبي مشخص شدند و معلوم شد که اصلاح طلبان محافظه کار و تندرو چه کساني هستند و شيخ اصلاحات و سيد اصلاحات کيست. اين گرايش ها در جنبش اصلاحات کاملاً معلوم است، اما در اردوي جناح محافظه کار چنين تفکيک روشني وجود ندارد. کشمکش ميان آنها هنوز ادامه دارد و اين کشمکش ها تا زمان زايش يک جريان سياسي با ثبات همراه با يک پلت فورم دقيق و همه جانبه، ما را از ارائه تصوير و تقسيم بندي درست از محافظه کاران پرهيز خواهند داد. لذا الان اختلاف نظرهاي محافظه کاران، عمدتاً اختلاف نظرهاي ناشي از رقابت بر سر احراز يا تکفل مسووليت هاي برتر در درون اردوي محافظه کاران است. من در حال حاضر وضعيت دروني محافظه کاران را اينگونه تفسير مي کنم و معتقدم هنوز زود است که ما بتوانيم تقسيم بندي هاي باثباتي در مورد محافظه کاران ارائه بکنيم.

-بله، من هم اين تقسيم بندي را مسامحتاً و فقط از منظر بررسي رقابت احمدي نژاد، لاريجاني و قاليباف ذکر کردم. اما فارغ از اين نکته، در باب تقابل ايران و امريکا بايد گفت که معمولاً سنت مواجهه بازها با بازها و کبوترها با کبوترها در روابط دو کشور حاکم بوده است. با توجه به شرايط جديد در امريکا، اگر اراده محکمي براي تجديد دوره رياست جمهوري احمدي نژاد وجود داشته باشد، در واقع اين اراده بدين معنا است که جمهوري اسلامي مي خواهد يک باز را در برابر يک کبوتر قرار دهد و برخلاف نظر شما که احمدي نژاد را چهره مناسبي براي مذاکرات نمي دانيد، ممکن است بر مبناي قراردادن يک باز در برابر يک کبوتر به احمدي نژاد و آينده سياسي وي نگريسته شود و از اين منظر احمدي نژاد فرد مناسبي براي مذاکره با امريکا تلقي شود. به نظر شما چنين نگاهي به احمدي نژاد در جمهوري اسلامي ايران وجود دارد و آيا ممکن است جمهوري اسلامي براساس تز تقابل يک باز با يک کبوتر، مذاکره با امريکا را آغاز کند و به پيش ببرد.

خيلي بعيد مي دانم. اتفاقاً تمايل در ايران، نشان دادن انعطاف در صورت مشاهده انعطاف از سوي حريف است يعني همان مذاکره از موضع عزت ايران مي گويد من مذاکره مي کنم ولي از موضع عزت يعني تا زماني که موضع عزتي به وجود نيامده است من صبر مي کنم و اين چالش را تحت کنترل خودم درمي آورم. عملاً هم تاکنون همين کار را کرده است. اما اگر شرايط انعطاف پذيري را در حريف خود مشاهده کند، ديگر اين چهره راديکالي که اصلاً براي نشان دادن چنگ و دندان به حريف بر سر کار آمده است، مناسب مرحله جديد نخواهد بود. يعني بايد به تغيير مهره ها بپردازد. شما در بازي شطرنج ممکن است قلعه را جلو بگذاريد. اين حرکت يعني اينکه شما مي خواهيد پايداري کنيد. اما گاهي نيز اسب را جلو مي فرستيد. گاهي نيز با فيل بازي کرده و ضربدري حرکت مي کنيد، يعني انعطافي در حرکت شما مشاهده مي شود. بنابراين نقش احمدي نژاد به همان اندازه که در يک مرحله مهم و تعيين کننده بوده است، در مرحله بعدي که در آن انعطاف هايي از سوي حريف براي به رسميت شناختن نقش و حق ايران ديده مي شود، مي تواند خطرناک و- به قول علما- در حکم نقض غرض باشد. اين نقش در مرحله جديد ويرانگر خواهد بود و به جاي دوران سازي، دوران سوزي خواهد کرد.اتفاقاً در اين زمينه هوشياري وجود دارد. بر مبناي همين هوشياري هم بود که در انتخابات رياست جمهوري پيشين تمايلي نبود هاشمي رفسنجاني بر سر کار بيايد، چرا که مي ديد جرج بوش در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي، ايران را در محور شرارت قرار داد. يعني نظام جمهوري اسلامي ايران، بوش را آدم جنگ طلبي مي ديد که بايد آدمي مناسب را در برابر او قرار داد و بر اساس چنين نگاهي، به تحريک مهره ها پرداخت. بازي هوشمندانه يي بود. احمدي نژاد مهره يک بازي ماهرانه در حوزه شطرنج سياست بين المللي ايران بود. اما استفاده از مهره اين بازي ماهرانه در يک مرحله، در مرحله ديگر عامل باخت خواهد شد.نظام جمهوري اسلامي اين فوت و فن ها را کاملاً مي فهمد و به تغيير مهره ها مبادرت خواهد ورزيد. البته اين تغيير بدين معنا نخواهد بود که از جناح رقيب در اين بازي استفاده خواهد شد و مثلاً آقاي هاشمي به قدرت خواهد رسيد، بلکه - به قول شما - از آقاي لاريجاني يا ساير شخصيت هاي انعطاف پذيرتر استفاده خواهد شد تا بتوان مرحله بعدي را به درستي و به خوبي مديريت کرد.

-پيش بيني شما در باب تک دوره يي شدن رياست جمهوري احمدي نژاد درواقع مبتني بر اين پيش فرض است که ايران عزم خود را جزم کرده است که باب مذاکره با امريکا را باز کند. آيا اين برداشت من درست است؟

بله.

-به نظر شما چه شواهد و قرائني وجود دارد که نشان مي دهد در لايه هاي اصلي قدرت در نظام سياسي ايران، چنين تصميمي اتخاذ شده است؟

به نظر من چند نشانه براي تحقق اين امر وجود دارد. بخشي از اين نشانه ها علمي اند. يعني همواره وقتي يک بحران به نقطه اوج و مرحله برگشت ناپذير خود مي رسد، دو راه حل براي آن وجود دارد؛ اول اينکه ممکن است رويارويي يا جنگ رخ دهد و دوم اينکه ممکن است ما به سمت ميز مذاکره برويم. بحران ايالات متحده و ايران بر سر مساله هسته يي و بسياري از مسائل معلق، بحراني نبوده است که به رويارويي بينجامد اما آنچنان بوده که کار روابط دو کشور را به لبه پرتگاه بکشاند. ما مدت ها بود بر لبه پرتگاه حرکت مي کرديم. يعني يک طرف مغاک جنگ بود و طرف ديگر، افق مذاکره. ظاهراً دوطرف به ضرورت مذاکرات مستقيم پي برده اند. اين نکته حتي در باب جمهوريخواهان کنوني، يعني دولت بوش نيز صادق است. ماجراي ويليام برنز و مذاکرات ايران و امريکا بر سر عراق و نيز اعلام آمادگي آقاي احمدي نژاد براي شکستن تابوي مذاکره با امريکا را بايد از نشانه هاي مويد اين مدعا دانست. زماني بود که بحث مذاکره مستقيم با امريکا در اين کشور مجازات زندان داشت، اما الان همه در طرح اين بحث با يکديگر مسابقه گذاشته اند. سوم اينکه در ايالات متحده امريکا اتفاقي افتاده است که استراتژي هاي کلان امريکا را، چه در برخورد با مسائل بين المللي و چه در مسائل منطقه يي، دستخوش تغيير خواهد کرد.

به نظر مي رسد دموکرات ها عامل اين تغيير در امريکا خواهند بود. ايالات متحده امريکا به اندازه يک سال توليد ناخالص ملي اش يعني حدود 12تريليون دلار بدهي دارد. امريکا از اين بحران مالي به سختي عبور خواهد کرد. 400 پايگاه نظامي امريکا در آسيا، 400 پايگاه نظامي در اروپا و نيز400 پايگاه نظامي در خاک خود امريکا بر دوش بودجه ايالات متحده سنگيني مي کند. مديريت 1200 پايگاه نظامي، غير از پايگاه هايي مثل پايگاه هاي اقيانوس آرام، گوانتانامو و... که پايگاه هاي نظامي مهم ايالات متحده به صورت پراکنده اند و در مجموع حدود 350 پايگاه مي شوند، کار بسيار دشواري است. تغييرات پيش روي ايالات متحده تغييرات ناشي از تحول استراتژي اين کشور پس از جنگ جهاني دوم است. امريکا از جنگ جهاني دوم تا سقوط اتحاد جماهير شوروي و برچيده شدن ديوار برلين استراتژي اش را در حوزه سياست خارجي عوض نکرد. در حالي که پس از پايان جنگ سرد اتحاد جماهير شوروي از معادله قدرت در جهان خارج شد و جهان تک قطبي شد و تمام مسووليت ها بر دوش ايالات متحده قرار گرفت. اما امريکا به تنهايي قادر به مديريت مسائل جهاني نيست لذا دموکرات ها عامل تغييرات تدريجي و آرام در اين زمينه خواهند شد. در اين تغييرات آرام، ما شاهد ايجاد منظومه هاي منطقه يي خواهيم بود. اين تحول را در چهار سال يا هشت سال آينده شاهد خواهيم بود. علاوه بر اين شاهد کاهش حضور امريکا و تغيير آرايش نيروهاي امريکايي در مقياس بين المللي خواهيم بود. حالا ما به مسائل شرق آسيا و حوزه بين الملل کاري نداريم. اما در منطقه خودمان شاهد پيدايش منظومه هاي منطقه يي خواهيم بود. پيدايش و برپايي منظومه هاي منطقه يي بدون داشتن بازيگران منطقه يي ممکن نيست. ايران به دليل موقعيت ژئوپولتيک و ژئواستراتژيک اش يکي از نامزدهاي مهم عهده داري نقش منطقه يي تعيين کننده در منظومه هاي آتي منطقه يي است. معناي اين حرف اين نيست که ايران عهده دار نقش ايالات متحده خواهد شد. مدلول اين کلام اين است که ايالات متحده از استراتژي پيروسازي و دنباله روسازي به استراتژي مبتني بر شراکت با نيروهاي منطقه يي و بين المللي تغيير جهت خواهد داد. اين پيش فرض ما در قبال دوران جديد باراک اوباما است. لذا ما در برخورد امريکا با ايران شاهد موقعيت جديدي خواهيم بود. حرف من اين است که ايران اين فرصت را نبايد از دست بدهد. ايران از موقعيت بسيار بالايي برخوردار است و نه تنها نبايد خودش را از اين فرصت ها محروم سازد بلکه بايد در تقويت اين فرصت ها بکوشد.

-با توجه به نظر شما در باب وقوع اين تغييرات گسترده در نقش امريکا در منطقه در آينده نزديک و نيز با توجه به اينکه در چهار سال گذشته ايران همواره با خطر حمله نظامي امريکا مواجه بود ولي احمدي نژاد به هر شکل ممکن در اين چهار سال موفق شد اين وضعيت خطرناک را پشت سر بگذارد آيا ما در مجموع نمي توانيم سياست خارجي احمدي نژاد را موفق بدانيم؟ يعني سياست خارجي وي واجد يکسري اهداف بنيادين بوده و به رغم هزينه ها يي که دولت نهم در اين حوزه متحمل شده است به آن اهداف که مهم ترين آنها از سرگيري فعاليت هسته يي ايران در عين پيشگيري از وقوع جنگ و حفظ نظام جمهوري اسلامي بوده، رسيده است؟

من هميشه اين نکته را گفته ام که معدل سياست خارجي مهم است. معدل سياست خارجي دولت احمدي نژاد در مقايسه با دولت هاي پيشين، با توجه به ضرورت ها و چالش هاي پيش روي ايران، معدل قابل قبولي است. البته بخشي از اين چالش ها را مثل چالشي که در اثر طرح مساله نابودي اسرائيل از سوي آقاي احمدي نژاد پديد آمد، خود ما به وجود مي آوريم. اگر اين چالش ها و نيز تخريب موقعيت ايران در ميان خانواده بين المللي را که دستاورد دولت خاتمي بود منها کنيم، معدل سياست خارجي آقاي احمدي نژاد معدل پاييني خواهد بود. اما اگر اين چالش ها و شرايط را به علاوه کنيم، بدين معنا که بگوييم به هر حال ما با اين وضعيت مواجه بوديم، سياست خارجي دولت احمدي نژاد معدل قابل قبول تري داشته است؛ چرا که حريف خود را پيش از دست زدن به هرگونه آفند يا حمله به ايران، در معرض تفکر بسيار زيادي قرار داد. همچنين ايالات متحده را در عراق و افغانستان در موضع پدافندي قرار داد. در مورد مساله هسته يي ايران نيز حريف را در موضع چالش سنگين اما برابر قرار داد. چون ما در دوران جرج بوش با امريکا برابري کرديم يعني دوره احمدي نژاد مناسب دوران جرج بوش بود و در مجموع ايران در اين دوران توانست خطر حمله نظامي را از سر بگذراند. با اين ارزيابي معدل سياست خارجي دولت احمدي نژاد نسبت به دوره هاي قبل معدل قابل قبول تر و بهتري است.

-اگر جمهوري اسلامي وارد فاز مذاکره با امريکا شود و اين مذاکرات تحقق آن اهداف بلندمدت مورد اشاره شما را نيز در پي داشته باشد، آيا مي توان گفت استراتژي نظام جمهوري اسلامي در حوزه روابط بين الملل تغيير کرده است يعني مي توان از تغيير استراتژي نظام در حوزه سياست خارجي سخن گفت؟

بله، مي توانيم.

-در اين صورت اگر اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده به قدرت برسند، طبيعتاً باب مذاکره با امريکا مجدداً بسته مي شود. يعني مذاکره با امريکا حتي اگر بنابر عدم تداوم رياست جمهوري احمدي نژاد باشد، منوط به قدرت يابي کسي مثل علي لاريجاني يا همانندان وي است. بنابراين پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري مانع از تغيير اساسي استراتژي نظام جمهوري اسلامي در حوزه روابط بين الملل خواهد شد. آيا ما از اين نکته نمي توانيم به اين نتيجه برسيم که شانس اصلاح طلبان براي به قدرت رسيدن خيلي کم است و به قدرت رسيدن آنها منوط به شکل گيري مجدد جنبشي مثل جنبش دوم خرداد است تا به رغم آن ملاحظه کلان استراتژيک، چيزي نتواند مانع از به قدرت رسيدن اصلاح طلبان شود؟

در اينجا خطايي در حال رخ دادن است. يعني ما اين بحث را با اين سوال خيلي غبارآلود مي کنيم. اشکالي هم ندارد چون حقيقت بايد از لابه لاي همين خطاها و غبارها بيرون آيد و آشکار شود. ببينيد مرحله جديد در مناسبات بين المللي ايران، يک ضرورت تاريخي پس از اثبات قدرتمندي ايران است. شما نمي توانيد در موضع قدرت باشيد و بگوييد من مذاکره نمي کنم. اصلاً چنين چيزي ممکن نيست. آدم قدرتمند مذاکره مي کند اما آدم ضعيف نه مذاکره، که مقاومت مي کند. مقاومت متعلق به ضعفا و مذاکره متعلق به قدرتمندان است. اين يک معادله است. بنابراين در اين زمينه آنچه براي نظام جمهوري اسلامي اهميت دارد، بازيگر اجرايي کشور نيست. در صورت تغيير چهره سياست خارجي نظام، هر کسي بازيگر اجرايي شود به مذاکره تن مي دهد . گاه مذاکره ضرورت يک مرحله است. چنانکه پيشتر نيز براي ايالات متحده، مذاکره ضرورت يک مرحله بود. من اشاره کردم دموکرات ها «عامل» اين تغيير هستند. بنابراين اگر اصلاح طلبان در انتخابات ايران پيروز شوند، آنها نيز صرفاً «عامل» اين مرحله خواهند بود. بنابراين چه لايه هاي معتدل محافظه کاران پيروز شوند و چه اصلاح طلبان، هر دو ناگزير از مديريت اين دوران هستند و من در اين زمينه ترديد ندارم. بازيگران عناصر اجرايي يک ماجرا هستند. حکومت متشکل از ساختارها و نهادها است و در نهايت اين حکومت است که تصميم مي گيرد اين مرحله، مرحله مذاکره باشد يا خير. سياست مثل جنگ است. يعني مراحل عقب نشيني، تک، مشغول کردن حريف و القاي اين توهم به حريف که حمله يي در کار است و... را در دل خود دارد. همه اينها بازي هايي است از روي حساب و کتاب. به هر حال به نظر مي رسد اگر ايران مساله مذاکره با ايالات متحده را در دستور کار خود قرار دهد، کاري به ماهيت و شناسنامه بازيگران اين مرحله نخواهد داشت.

-حتي اگر اين بازيگران قبلاً به نفوذي بودن متهم شده باشند؟

بله. من در پاسخ به يکي از سوالات شما خطاب به محافظه کاران گفتم رقيبتان را متهم نکنيد چون خودتان هم متمايل به مذاکره با امريکا و مشغول طي کردن مسير منتهي به همين نقطه هستيد.

-آخر محافظه کاران مي گويند اصلاح طلبان يک مجموعه غرب زده اند که مي خواهيد با غرب مذاکره کنيد ولي ما يک مجموعه اصولگرا و اسلامگرا هستيم.

خب، حالا معلوم شد که اصولگرايان به امريکا چراغ سبز نشان مي دهند. اين موضوع الان ديگر روشن شده است. البته آنها کار خوبي هم انجام مي دهند. اما ما به آنها مي گوييم اگر رقيب شما اين کار را انجام مي داد، نبايد متهمش مي کرديد. حالا ياد بگيريد که از اين به بعد رقيبتان را متهم نکنيد.

http://www.etemaad.ir/Released/87-08-22/166.htm
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-12-2008, 08:54 AM   #2
ژوسپین
میهمان
 
پست ها: n/a
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

اشتباهی که نگارنده مقاله می کند این است که فکر می کند با حلوا حلوا کردن دهان شیرین می شود. اینکه بگوییم اختلاف ایران و امریکا بنیادی نیست و یا سطحی در نظر بگیریم نشان دهنده آن است که یا نمی دانیم و یا خود را به نادانی می زنیم. شاید من نوعی مشکلی با سیاست امریکا نداشته باشم. اما ساختار حکومت ایران همواره بر این اساس بوده که تداوم در حفظ دشمنی و نداشتن رابطه است. واقعا این مملکت به ظاهر بزرگ سر شار از افرادی کوچک است. افرادی که فقط قیافه ها و حرفهای بزرگ دارند ولی عمق اندیشه ها بسیار ناچیز است. از این تعجب می کنم که این اقا چطور هنوز لایه های اصلی نظام و خط مش فکری انها را درست نشناخته اند.؟
  پاسخ با نقل قول
این کاربر از بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-12-2008, 08:57 AM   #3
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ژوسپین نمایش پست ها
اشتباهی که نگارنده مقاله می کند این است که فکر می کند با حلوا حلوا کردن دهان شیرین می شود. اینکه بگوییم اختلاف ایران و امریکا بنیادی نیست و یا سطحی در نظر بگیریم نشان دهنده آن است که یا نمی دانیم و یا خود را به نادانی می زنیم. شاید من نوعی مشکلی با سیاست امریکا نداشته باشم. اما ساختار حکومت ایران همواره بر این اساس بوده که تداوم در حفظ دشمنی و نداشتن رابطه است. واقعا این مملکت به ظاهر بزرگ سر شار از افرادی کوچک است. افرادی که فقط قیافه ها و حرفهای بزرگ دارند ولی عمق اندیشه ها بسیار ناچیز است. از این تعجب می کنم که این اقا چطور هنوز لایه های اصلی نظام و خط مش فکری انها را درست نشناخته اند.؟
ایشان به عنوان یکی از بهترین تحلیل گران سیاسی ایران شناخته شده اند. ادمین
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-12-2008, 03:53 PM   #4
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

من معتقدم تمام افکار و نظرات را باید خواند و تصمیم گرفت فرق بین صحیح از نا صحیح با اتکا به دانش و هوش و مطالعات مربوطه که بنوان در هر تحلیلی به یک نتیجه درست رسید. شاید دیدگاه شهیر شهید ثالث با ماشالله شمس الواعظین یکسان نباشد عقاید هر فرد جایگاه خودش را دارد و احترام افراد واجب و لزومی ندارد چون فردی همتای ما نمی اندیشد مورد خطابه تیز قلم ما برود و کلیت وجودیش زیر سئوال برود و فراموش نشود شمس الواعظین با تمامی نقد هایی که به ایشان به شخصه دارم برای اولین بار در تاریخ مطبوعات ایران نشریه جامعه را منتشر کرد که در تاریخ مطبوعات ایران بی سابقه بود و هنوز همتای برای این نشریه چاپ نشده است. ایشان یک مطبوعات چی فعال و حرفه ایی هستند و سالها در زندان بهای پرداخت عقاید خود را داده است و اگر در زمینه ایران و امریکا با نظر شهیر جان نظر یکسانی ندارد دلیل بر این نمی شود یک نقد کلی و هجو شخصیتی و برداشت یک سویه مبتنی بر استیضاح فردی را جایگزین نقد خط به خط و اشکال صحیح گرفتن بر پایه برداشت ذهنی مخاطب کرد.در اینجا در بسیار از نوشته های آقای شمس دوست خوب ما شهیر جان موافقت داشته اند و در بسیار افکار ایشان با وی متفاوت بوده است. خطای سی سال گذشته عدم تفاهم در رسیدن به خرد جمعی را لطفا در اینجا تکرار نکنیم و اگر کاریران در این موضوع وحدت عقیده داشته باشند رسیدن به این هدف دور از دست رس نیست. بهرحال تمام عقاید برای هر فرد محترم است.
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2008, 10:16 PM   #5
عادل
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,301
تشکرها: 11,168
در 1,035 پست 4,901 بار تشکر شده
Points: 13,987, Level: 76
Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

بنظر من مصاحبه شمس الواعظين بدور از حساسیت حزبی بوده و رعایت عدالت را در برخورد با دولت فعلی کرده است. در مورد صحبت بعضی از دوستان که ایشان درک درستی از امشکلات ایران و آمریکا ندارد را من متوجه نمیشم چگونه استنباط کرده اند. اگه فرض کنیم نظر ایشان مبنی بر بنیادی نبودن مشکل ایران و آمریکا غلط است چه نتیجه گیری میخواهیم بکنیم؟ آیا بعد از 30 سال شاخ و شونه کشیدن و قطع رابطه مذاکره عزتمندانه خوب است یا نه؟ حال میخاد مشکل بنیادی باشد یا غیر بنیادی! ایشان که تاکید بر مذاکره عزتمندانه کرده است و تاکید کرده که تابوی مذاکره توسط دولت فعلی شکسته شده و دولت مترصد مذاکره است البته توسط تیم خودش و نه گروههای رقیب. فکر میکنم همه موافق باشند علی رغم مشکلات ما با آمریکا منافع مشترکی نیز ما با آمریکا داریم که اگه نصایح انبیایی خود را تعدیل کنیم میتوان مذاکرات را در جهت منافع ملی هدایت کرد.
عادل آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2008, 11:06 PM   #6
ژوسپین
میهمان
 
پست ها: n/a
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

عادل عزیز. مشکل سر این نیست که حاکمان نظام صلاح مملکت را می دانند یا نمی دانند. بلکه مشکل اصلی این است که طیف اصلی و حاکم صلاح خود ( و نه مملکت را) بر نداشتن رابطه با آمریکا می بینند. اینکه چه کسانی این استراتژی را تعیین کرده و بر آن پا فشاری می کنند زیاد مهم نیست. بلکه مهمترین قضیه این است که رابطه با آمریکا تمام ساختار بسته نظام فعلی را می شکند. و زمینه ایجاد یک سری از مسایل را به وجود می اورد. ببینید فقط در یک نظام بسته و محدود است که می تواند کنترل راحت تری دات و حکومت کرد. اینها دغدغه ای ندارند جزء حکومت کردن و حاکم بودن. معتقدم که اشتباه ما این است که از زاویه خود به مسایل نگاه می کنیم. در حالیکه باید از زاویه انها به مسایل نگاه کنیم.دغدغه من شما میهن ماست. آینده خود و فرزندان این اب و خاک است. و...
دغدغه اینها چیز دیگری است. تعجب من از شمس الواعظین به همین دلیل است که خودش با اینکه به این لایه ها نزدیک است چطور از ارتباط با امریکا می گوید. اگر هم احمدی نژاد از ازتباط می گوید این هم تاکتیکی در راستای استراتژی اصلی است. خودمان بگویم : همه را سر کار گذاشته اند. چند سال را هم به این منوال می گذرانند.

در ضمن در جواب ادمین عزیز بگویم : صرف معروف بودن و در جلوی چشم بودن دلیل قابلیت یک تحلیل گر نیست. من کسانی را می شناسم که در سال 58 روزهای اینچنینی را مثل روز پیش بینی کرده بودند. خدا رحمت کند شوهر خاله من را که معلمی در یک ده دور افتاده بیش نبود. اما تحلیل گر قابلی بود. چرا؟
چون سالها با طیف حاکم دم خور بود. اما شاید شمس الواعظین خواسته عنوان کند که راهی جز ارتباط بر قرار کردن نداریم و خواسته ایران و آمریکا را در مقابل هم و در مقابل عمل انجام شده بداند.!!! واقعا نمی دانم.

اما اگر حدس اولیه من درست باشد واقعا ناشی از شناخت بسیار سطحی از ظیف حاکم است.
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2008, 11:19 PM   #7
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ژوسپین نمایش پست ها
عادل عزیز. مشکل سر این نیست که حاکمان نظام صلاح مملکت را می دانند یا نمی دانند. بلکه مشکل اصلی این است که طیف اصلی و حاکم صلاح خود ( و نه مملکت را) بر نداشتن رابطه با آمریکا می بینند. اینکه چه کسانی این استراتژی را تعیین کرده و بر آن پا فشاری می کنند زیاد مهم نیست. بلکه مهمترین قضیه این است که رابطه با آمریکا تمام ساختار بسته نظام فعلی را می شکند. و زمینه ایجاد یک سری از مسایل را به وجود می اورد. ببینید فقط در یک نظام بسته و محدود است که می تواند کنترل راحت تری دات و حکومت کرد. اینها دغدغه ای ندارند جزء حکومت کردن و حاکم بودن. معتقدم که اشتباه ما این است که از زاویه خود به مسایل نگاه می کنیم. در حالیکه باید از زاویه انها به مسایل نگاه کنیم.دغدغه من شما میهن ماست. آینده خود و فرزندان این اب و خاک است. و...
دغدغه اینها چیز دیگری است. تعجب من از شمس الواعظین به همین دلیل است که خودش با اینکه به این لایه ها نزدیک است چطور از ارتباط با امریکا می گوید. اگر هم احمدی نژاد از ازتباط می گوید این هم تاکتیکی در راستای استراتژی اصلی است. خودمان بگویم : همه را سر کار گذاشته اند. چند سال را هم به این منوال می گذرانند.

در ضمن در جواب ادمین عزیز بگویم : صرف معروف بودن و در جلوی چشم بودن دلیل قابلیت یک تحلیل گر نیست. من کسانی را می شناسم که در سال 58 روزهای اینچنینی را مثل روز پیش بینی کرده بودند. خدا رحمت کند شوهر خاله من را که معلمی در یک ده دور افتاده بیش نبود. اما تحلیل گر قابلی بود. چرا؟
چون سالها با طیف حاکم دم خور بود. اما شاید شمس الواعظین خواسته عنوان کند که راهی جز ارتباط بر قرار کردن نداریم و خواسته ایران و آمریکا را در مقابل هم و در مقابل عمل انجام شده بداند.!!! واقعا نمی دانم.

اما اگر حدس اولیه من درست باشد واقعا ناشی از شناخت بسیار سطحی از ظیف حاکم است.

من کاملا با نظر شما موافقم. منظور من این بود که ایشان با وجود اینکه از بهترین های ایران هستند بوضوح قابلیت تحلیل شرایط و تضاد آشتی ناپذیر یک جریان را در درون حکومت ایران با آمریکا و ریشه یابی تاریخی و فرهنگی این تضاد را ندارند. قدرت تحلیل آقای شمس پائین و اغلب احساسی است. در گذشته هم از این دست تحلیل های ضعیف داشته اند. دوست دارند تضاد بنیادی نباشد و اگر هم باشد راه حلی برای آن ندارند لذا دنیا را اینگونه می بینند. ادمین
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2008, 11:42 PM   #8
عادل
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,301
تشکرها: 11,168
در 1,035 پست 4,901 بار تشکر شده
Points: 13,987, Level: 76
Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

در هر حال امیدوارم دوستان منتقد در این رابطه یک تحلیل عمیق و قوی با ارایه راه حلهای بنیادی برای حل مشکلات بنیادی ارایه دهند. اما توصیه میکنم قبل از آن یکبار دیگر متن مصاحبه را کامل بخوانند کاری که من میخواهم همین الان نیز برای بار سوم انجام دهم! چرا که متوجه نشدم چگونه نتیجه گیری شده است که:
"شاید شمس الواعظین خواسته عنوان کند که راهی جز ارتباط بر قرار کردن نداریم و خواسته ایران و آمریکا را در مقابل هم و در مقابل عمل انجام شده بداند.!!! "
ممنون.
عادل آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-12-2008, 11:43 PM   #9
ژوسپین
میهمان
 
پست ها: n/a
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

ادمین عزیزم بسیار سپاس گزارم از دقت نظر جنابعالی. بله دقیقا همین طور است که فرمودید.
قبل از حمله عوامل ... به کوی دانشگاه در سالهای گذشته ؛ دوستی داشتم که در خوابگاه گفت :
کسانی در مملکت صبح تا شب فکر می کنند تا همواره تاکتیک های جدید را در راستای استراتژی نظام طراحی کنند. حتی آن موقع می گفت : یکی از بستگانش غیر از حقوقی که برای این کار می گیرد از انواع در آمدهای رانتی نیز برخوردار است.

تصور بفرمایید این حرف را چه سالی می زد!!!

این دوست فاش کرد که فامیل شان طرح هایی تحت عنوان گذر از گلوگاه 1390 را طراحی و تنظیم کرده بود. فامیل ایشان دکترا مدیریت استراتژیک داشت( فکر می کنم عنوان دکترای اش همین بود).

وقتی از وی جزییات طرح را پرسیدم مظالبی را عنوان کرد که مو به تن ادم راست می کرد.

کلیات طرح این بود: در سالهای ابتدایی سال 1390 ایران با بحران جوان و مشکلات جوانی روبرو می شود. این قشر عظیم که بین سنین 25 تا 35 سالگی قرار دارند پتانسیل شورش و انقلاب را دارند. لذا باید در سالهای قبل از آن نظام تغییر تاکتیک داده و از تاکتیک های تازه و شعار ها و چهر های جدید استفاده نماید. و... باید به فکر گذر از این برهه بود.
گلوگاه اصلی نظام عبور از دختران و پسران این نسل می باشد.

تصور بفرمایید از 10 سال قبل برنامه ریزی می شود تا فشار جمعیت جوان کنترل شود.جوانی که نه کار دارد. نه درآمد نه همسر و فرزندی و نه امید -می تواند به سیم آخر بزند.و...
بله نظام برای هر چیزی برنامه نداشته باشد برای حفظ خود عجیب برنامه های دقیق و منظمی دارد.
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-13-2008, 12:29 AM   #10
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,845 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

هر نظامی در دنیا از دموکراسی های غربی گرفته تا ایران برنامه ریزی هائی برای حفظ قدرت دارند. بحث بر سر این است که در چارچوب واقعیات روشنفکر باید راه حل پبش پای جامعه بگذارد. از اینجور تحلیل ها مثل مال آقای شمس راه حل بیرون نمی آید چون مبتنی بر واقعیت نیست و بدتر مردم را گیج می کند. ادمین
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-13-2008, 09:49 AM   #11
عادل
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,301
تشکرها: 11,168
در 1,035 پست 4,901 بار تشکر شده
Points: 13,987, Level: 76
Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76 Points: 13,987, Level: 76
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : آينده روابط ايران و امريکا در گفت وگو با ماشاءالله شمس الواعظين

خدمت شهیر عزیز:
من مقاله شما و این مقاله (شمس الواعظین) و مقاله اخیر آقای عبدی (در همین فروم) را که همگی در مورد روابط ایران و آمریکاسب را یکبار دیگر خواندم. بحق مقاله شما از عمق خوبی برخورد دار بوده و تحلیل مناسبی داشتید هر چند با چند بند آن موافق نیستم (در زیر اشاره میکنم). در مجموع نظرات شما و آقای عبدی بسیار نزدیک بهم است. اما بواقع شما هم راه حلی ارایه نکرده اید. مشکل نسبتا خوب تحلیل شده است ولی بدون ارایه راه حل. آقای عبدی نیز راه حلی ارایه نکرده است. البته فکر میکنم شاید راه حلهایی هم مد نظر بوده که بلحاظ ملاحظاتی ارایه نشده باشد.
در ضمن با این بخشهای مقاله شما (زیر) نیز موافق نیستم:
- "حتی بخش هائی از روشنفکران مانند اصلاح طلبان داخل و خارج حکومتی که پیش زمینه های اندیشه دینی دارند استعداد این را دارند که بسرعت جذب فرهنگ تعدیل شده غربی شوند"
- "حکومت ایران هر گامی که در راه توسعه فضای سیاسی بردارد خود را با خطر غلطیدن کشور در دست نیروهای لیبرال هوادار غرب مواجه می بیند"

زیرا طرفداری از مدرنیته و ارتباط با جهان با طرفداری از غرب متفاوت است و این تمایز اصلی بین محافظه کاران سنتی و اصلاح طلبان است. و نکته دیگر مظاهر تمدن غربی فقط در آمریکا نهفته نشده است و اروپا در بسیاری از مظاهر از آمریکا غربی تر است! شرکتهای اروپایی جندملیتی نظیر پژو هم که در ایران خوب جولان میدهند. بیشترین تظاد با دین اسلام هم که در کشورهای اروپایی مطرح بوده است. حمایت آنها هم که از اسراییل دست کمی از آمریکا ندارد. شرکتهای آلمانی فرانسوی و انگلیسی هم که در زمان جنگ تامین کننده تجهیزات نظامی و بخصوص سلاح های شیمیایی عراق بودند دولتهای انگلیس و فرانسه نیز که بیشترین خصومت را با دولت ایران داشته اند و ...
نتیجه میگیرم که دولت ایران علاوه بر مشکلات ایدولوژیکی با غرب با آمریکا مشکل امنیتی دارد که شما هم بخوبی به این نکته در موارد مختلف اشاره کرده اید. از دیگر سو حیات آرمانگرایی انقلابی وابسته به یک دشمن کمین کرده است. حفظ قدرت و سرکوب مخالفین و برچسب وابستگی و خیانت به آنها نیاز به وجود یک دشمن کمین کرده دارد. توجیه مشکلات اقتصادی و اجتماعی و عدم کفایت در برنامه ریزی و اجرا نیاز به یک دشمن کمین کرده دارد.
لذا هر تحلیلی که ادعا کند هر فرد یا گروه سیاسی با دیدگاهی متفاوت از سیاست فعلی کشور در دام آمریکاست یا هوادار غرب یا آمریکاست کم لطفی محض میباشد. ممنون.
عادل آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از عادل بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 10:59 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT