آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران

پاسخ
    نمایش ها: 431 - پاسخ ها: 3  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-14-2018, 10:48 AM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,353
تشکرها: 18,341
در 10,308 پست 32,960 بار تشکر شده
Points: 145,375, Level: 100
Points: 145,375, Level: 100 Points: 145,375, Level: 100 Points: 145,375, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض عباس امیر انتظام متهم یا مجرم

عباس امیر انتظام جزء لایحه های خاکستری جمهوری اسلامی ایران میباشد و اگر زیاده گویی نباشد جز ء خاکستری ترین ها است و به گونه ای که رتبه اش فراتر از شخصی چون لاهوتی قرار میگیرد.
امیر انتظام ساعت 8 صبح 21 تیر ماه سال 97 در اثر تشنج در منزل مسکونی خود در سن 86 سالگی دار فانی را وداع می گوید و با هزاران حرف نگفته تن به زیر خاک آسوده میسپارد.
دو برش از دو طیف فکری در مورد عباس امیرانتظام در زیر می آید تا قضاوتی نکرده باشیم در مورد این شخص که بار قضاوت های بسیاری را بر دوش داشته و خواهد داشت:

1-
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، عباس امیرانتظام از مسئولان دولت موقت بازرگان، صبح امروز بر اثر ایست قلبی، در تهران درگذشت.
امیرانتظام فرزند میرزا یعقوب رفوگر است که در سال 1311 در تهران متولد شد. وی دوران کودکی و نوجوانی را در کنار پدر و عموی یهودی خود که به فرقه ضاله بهائیت گرویده بودند، گذراند.
امیرانتظام در سال 1329 دانشجوی رشته الکترومکانیک دانشگاه تهران شد و در دانشکده فنی با مهندس مهدی بازرگان آشنا شد. او از همان زمان سعی داشت که وارد تشکیلات نهضت آزادی شود.
در کتاب شماره 10 اسناد لانه جاسوسی درباره عباس امیرانتظام آمده که وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در دی ماه سال 1357 در پی ملاقاتی با ریچارد کاتم که تحت عنوان نماینده حقوق بشر آمریکا به ایران بازگشته بود، ابراز تمایل می‌کند که با سفارت آمریکا در تهران در تماس باشد که کاتم هم او را به این موضوع، تشویق می‌کند.
وی در 19 دی ماه سال 1357 تحت عنوان عضو کمیته مرکزی نهضت آزادی با استمپل که تحت پوشش کارشناس سیاسی سفارت آمریکا در تهران معرفی شده بود، ملاقات کرده و در این دیدار درباره موضوعات روز کشور تبادل نظر کرده و از قول نهضت آزادی به طرف آمریکایی می‌گوید که، "با دولت شاپور بختیار مقابله نخواهد شد".
در 23 بهمن حکم سخنگویی دولت موقت و معاونت اداری نخست وزیری برای امیرانتظام صادر می‌شود اما او 4 ماه بعد به مأموریتی تازه اعزام شده و به‌عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی راهی استکهلم می‌شود. طبق اطلاعات منتشرشده، تماس و ارتباط امیرانتظام با آمریکایی‌ها در سوئد بیشتر می‌شود.
سرانجام در 27 آذر 1358، عباس امیرانتظام به‌اتهام همکاری با سازمان جاسوسی آمریکا CIA و ارتباط پنهانی با دولت آمریکا، به‌محض بازگشت به کشور از مأموریت استکهلم، با حکم دادستانی‌کل انقلاب در فرودگاه بازداشت می‌شود. جاسوسی امیرانتظام زمانی کشف می‌شود که در ساختمان معروف به بیژن در لانه جاسوسی، توسط دانشجویان پیرو خط امام اسنادی پیدا می‌شود که بیانگر ارتباط پنهان امیرانتظام با آمریکا بود.
طبق اسناد کشف‌شده، مشخص می‌شود که "اس.دی پلاد(1)"، "اس.د. آهسته‌رو.1" و "ادوارد" در اسناد کشف‌شده از لانه جاسوسی، همان عباس امیرانتظام است. آمریکایی‌ها هم همان زمان اعلام می‌کنند که آمریکایی‌هایی که با امیرانتظام ملاقات کرده‌اند از جمله ریچارد کاتم، جرج کیو، جان استمپل و . . . عضو رسمی سازمان جاسوسی آمریکا بوده‌اند.
در روز 26 اسفند ماه سال 1359 عباس امیرانتظام در دادگاهی به‌ریاست آیت‌الله محمدی گیلانی محاکمه شده و سرانجام پس از 15 جلسه رسیدگی، دادگاه وی را به‌دلیل انجام ملاقات‌ها و تماس‌های محرمانه با بیگانگان، ارائه اطلاعات داخلی به دشمن، فراری دادن سران رژیم شاه، فراری دادن مأموران سیاسی سفارت رژیم صهیونیستی در تهران و. . .، به اعدام محکوم می‌شود اما با تلاش‌ها و فشارهای بازرگان حکمش به حبس ابد تقلیل می‌یابد.
وی در اواسط دهه 70 به‌بهانه بیماری، مرخصی‌های پی‌درپی‌ دریافت می‌کند و نهایتاً وی به همین دلیل، از زندان به خانه امنی در شمال تهران با امکانات رفاهی بسیار بیشتری، منتقل می‌شود. او بعدها از خانه امن نیز خارج شده و تبدیل به یک فرد عادی می‌شود و با رسانه‌های مختلف مصاحبه انجام داده و حتی در سال 81 از روزنامه اعتماد بازدید می‌کند.


2-

روزنامه شرق(97/01/26) نوشت: «حسین دهباشی، سری جدید خشت خام خود را در گفت‌وگویی با عباس امیرانتظام کلید زد؛ چند روز مانده به تحویل سال اما برشی از این گفت‌وگو آن‌ قدر در فضای مجازی و توییتر بازنشر شد که بار دیگر موضوع امیرانتظام سر زبان‌ها افتاد. همین مصاحبه کافی بود تا موافقان و مخالفان تئوری جاسوسی امیرانتظام مقابل هم صف‌آرایی کنند و بار دیگر به دفاع از نظریات خود بپردازند.
اگر ماجرا در روزهای منتهی به سال نو و روزهای آغازین سال جدید به توییتر محدود شده بود اما روز گذشته، محسن میردامادی، دبیرکل سابق جبهه مشارکت و از رهبران دانشجویان اشغال‌کننده سفارت آمریکا، وارد میدان شد و اعلام کرد که امیرانتظام جاسوس نبوده است. این اظهار نظر از این نظر مهم به نظر می‌رسد که امیرانتظام را به استناد اسناد کشف‌ شده از سوی دانشجویان اشغال‌کننده سفارت آمریکا با ترفندی، به ایران فراخوانده و به اتهام جاسوسی به‌ نفع آمریکایی‌ها بازداشت کردند. حالا رهبر آن جریان بعد از ٢٩ سال ابراز کرده از آن اسناد، جاسوسی مستفاد نمی‌شود. اگر چه سازمان اسناد انقلاب اسلامی و برخی طیف‌های سیاسی همچنان مستند به این اسناد، امیرانتظام را به سبب مراوداتش با آمریکایی‌ها جاسوس قلمداد می‌کنند. میردامادی اما به سایت تاریخ ایرانی گفته است: «موضوع آقای امیرانتظام و مشکلاتی که برای ایشان پیش آمد دغدغه ذهنی من و احتمالا امثال من بوده است. به همین دلیل من اسناد سفارت آمریکا در رابطه با امیرانتظام را که پس از اشغال سفارت منتشر شد بار دیگر مطالعه کردم. در شرایط فعلی که آن هیجان‌زدگی فضای عمومی دوران انقلاب و به‌ خصوص ماه‌های پس از اشغال سفارت دیگر وجود ندارد، طبعا منصفانه‌تر می‌توان در این‌گونه موارد قضاوت کرد. من در این اسناد هیچ مطلبی که بر جاسوس‌ بودن امیرانتظام دلالت کند ندیدم. در بررسی‌هایی که اخیرا کردم، پس از ارائه اسناد سفارت به مراجع ذی‌ربط گروهی که مسئول بررسی آن اسناد و انجام تحقیقات از آقای امیرانتظام شده بودند نیز در همان زمان به این نتیجه رسیده بودند که اتهام جاسوسی متوجه ایشان نیست... در واقع از همان سال‌های اول انقلاب بحث اتهام جاسوسی نسبت‌ داده‌ شده به ایشان مورد پرسش و ابهام بوده است ولی امروز در فضای کنونی خیلی قاطع‌تر می‌توان گفت که اتهام جاسوسی درست نبوده است. این نوع نگاه به شیوه عملکرد افراد عمدتا متأثر از حال‌وهوا و فضای به‌ شدت انقلابی آن سال‌ها بوده است، ولی جاسوسی معنای روشن و مشخصی دارد که شرایط زمانی یا حال‌وهوای انقلاب آن معنا و مفهوم را تغییر نمی‌دهد و نمی‌توان با تعاریفی متغیر و غیرحقوقی چنین اتهامی را به افراد وارد کرد.»
هاشمی هم می‌گفت جاسوس نبوده
اکبر هاشمی‌ رفسنجانی در کتاب خاطراتش نوشته: «شاید یکی از پرسروصداترین افشاگری‌های دانشجویان، انتشار اسناد مربوط به عباس امیرانتظام بود که بر مبنای آن، دانشجویان او را به جاسوسی برای سازمان سیا متهم کردند و با هماهنگی دادستانی انقلاب، وی را که سفیر ایران در استکهلم بود و در تاریخ ٢٩ آذر ١٣٥٨ به ایران فراخوانده شده بود، دستگیر و رهسپار زندان کردند... در این مورد به‌ خصوص، نظر برخی از ما این بود که اسناد فاش‌شده تا آن زمان، نشان‌دهنده جاسوسی امیرانتظام نبود و در این زمینه حرف‌های آقای بازرگان را که ایشان را جاسوس نمی‌دانست، تأیید می‌کردیم. البته نمی‌خواستیم بگوییم که دانشجویان دروغ می‌گویند، بلکه معتقد بودیم اسنادی که آنها افشا کرده‌اند، نشان‌دهنده جاسوسی نیست.»
عباس امیرانتظام به استناد اسنادی که از سفارت آمریکا در ایران و از سوی دانشجویان تسخیرکننده سفارت به دست می‌آید، درحالی‌که سفیر ایران در سوئد بود، به ایران فراخوانده شده و یک روز بعد به اتهام جاسوسی بازداشت می‌شود و نزدیک به ١٥ماه را در انفرادی سپری می‌کند. او خودش در گفت‌وگو با روزنامه جامعه به تاریخ اردیبهشت ٧٧ درباره این اتهام می‌گوید: «... شما اطلاع دارید که در دولت موقت من معاون نخست‌وزیر، سخنگوی دولت و مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانه‌ها در داخل کشور بودم، از جمله آمریکا و ما با آمریکا بیشترین قراردادها را داشتیم، چیزی حدود هزارو ۲۰۰ قرارداد؛ بنابراین مراجعه آنها برای ارتباط با دولت بیشتر با نخست‌وزیری انجام شد. چه آقای سولیوان به ‌طور شخصی یا کاردار ایشان یا از طریق مکاتباتی که با ما صورت می‌گرفت؛ بنابراین ملاقات‌ها به صورت روزانه یا چند بار در هفته انجام می‌شد. ملاقات‌ها کاملا رسمی و در دفتر نخست‌وزیری انجام می‌گرفت و معمولا در حضور عده‌ای از همکاران من که در قسمت سیاسی کار می‌کردند، در دفتر خودم اتفاق می‌افتاد. نامه‌هایی را که نمایندگی‌های دولت‌های خارجی در ایران به نخست‌وزیری می‌نوشتند، من مطالعه می‌کردم و نتیجه را به مهندس بازرگان، نخست‌وزیر، اطلاع می‌دادم. این مسئولیت را آقای بازرگان به من داده بودند. ما با همه سفارتخانه‌ها مکاتبه می‌کردیم و جواب نامه‌های آنها را می‌دادیم؛ از جمله سفارت آمریکا. بعدها وقتی در آبان ۱۳۵۸ سفارت آمریکا اشغال شد و اسمش را گذاشتند جاسوس‌خانه، تمام مکاتباتی را که از آنجا به دست آوردند، به‌ عنوان اسناد لانه جاسوسی تلقی کردند؛ درحالی‌که این اسناد مکاتباتی رسمی و قانونی است که بین دولت آمریکا و دولت ایران انجام شده و بخشی از آنها را من از طرف نخست‌وزیر امضا کردم اما آنهایی که سفارت را اشغال کردند، این نامه‌ها را به‌عنوان اسناد جاسوسی علیه دولت وقت و شخص من استفاده کردند. مطلقا چیز دیگری نبود، مطلقا... .»
اتهام به عباس عبدی
امیرانتظام همچنین در کتاب خود نوشته بود که اسناد جعلی و ساخته دست دانشجویان بوده است. عبدی در پاسخ به این موضوع در مصاحبه‌ای گفته بود: «آقای امیرانتظام مرتکب جرمی شده که مجازات آن را باید تحمل کند... . اگر آن مدارک جعلی بود، آمریکایی‌ها واکنش تندی نشان می‌دادند؛ از چند دانشجو که زبان انگلیسی نمی‌دانستند، بعید بود که بتوانند مدارک آمریکایی‌ها را جعل کنند.»
او گفته بود: «من را با شخصی به نام حسن عباسی که نامش نه مستعار، بلکه واقعی است، اشتباه گرفته است... . زندان او طولانی شد و پنج سال حبس وی را کفایت می‌کرد.»
اشاره عبدی به روایت امیرانتظام از نگهبانی او در روزهای نخست بازداشت است. محسن میردامادی هم در گفت‌وگوی تازه خود با تاریخ ایرانی، بازجویی و نگهبانی از امیرانتظام توسط عباس عبدی را تکذیب کرده و گفته است: «این اظهار نظر آقای امیرانتظام که آقای عبدی مأمور مراقبت از ایشان بوده است، صحیح نیست. حوزه کاری آقای عبدی اصولا این نوع امور نبود. فردی که آقای امیرانتظام با آقای عبدی اشتباه می‌گیرد، یکی دیگر از دانشجویان بود که نام کوچک او نیز عباس بود و با توجه به این که آنجا افراد نوعا با اسم کوچک یکدیگر را صدا می‌کردند، احتمالا این تشابه اسم باعث این برداشت اشتباه شده است.»
میردامادی در پاسخ به این سؤال که آیا آن فرد را می‌شناسد، گفته: «بله، می‌شناسم. هنوز آن‌ قدر آلزایمر نگرفته‌ام.»
ماجرای عبدی و امیرانتظام
عباس امیرانتظام، در کتاب خاطرات خود با عنوان آن سوی اتهام، به روایت روزهای نخست بازداشت و نیز دلایل بازداشت و البته شرح دادگاه‌هایش پرداخته است. امیرانتظام در آن بخش از خاطرات، عباس عبدی را فردی معرفی می‌کند که در منزل او نگهبانی داده و همواره با ادبیات نامناسب و حقارت‌آمیزی با او صحبت کرده است. مثلا در روایت بیست‌ونهم بهمن ٥٨ آورده است: «دیروز بعدازظهر یکی از این دانشجوها به‌عنوان مستعار حسن عباسی (عباس عبدی) به ‌خاطر تلفنی که به بنی‌صدر کردم، فوق‌العاده ناراحتم کرد و اعتراض داشت که به چه حقی به رئیس‌جمهور تلفن کرده‌ام و مانند بچه‌ها در را به هم زد و تلفن‌ها را قایم کرد. اینها خیال دارند تا ابد من را تا اینجا نگه دارند... . تا می‌گویم آخر دانشجو، من یک آدم شناخته‌شده‌ هستم. سفیر این مملکت بوده‌ام... باید روزی به وضع من رسیدگی شود. همه مطالب را کنار می‌گذارد و با پرخاش به من می‌گوید ارزش یک اوباش بیشتر از توست. چه حقی داری خودت را با دیگران مقایسه کنی؟ خدایا خودت کمک کن.»
اما عباس عبدی نه‌ تنها این روایت را بارها تکذیب کرده که تأکید هم کرده که این نام‌ بردن از او صرفا به خاطر تشابه اسمی بوده است. محمد هاشمی قبلا در گفت‌وگو با «شرق» دراین‌باره گفته بود: «خود او (امیرانتظام) درباره یک عباس‌نامی که احتمالا عباس زریباف باشد و با او برخورد کرده، همچنان می‌گوید عباس عبدی بوده است؛ در حالی‌ که آقای عبدی به طور کامل این موضوع را رد می‌کند.»
عباس امیرانتظام و حمایت بازرگان
عباس امیرانتظام، متولد ١٣١١ در تهران و دارای مدرک کارشناسی ارشد ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا در سال ١٣٤٥ است. او از هواداران نهضت ملی نفت و مصدق بود و البته با تأسیس نهضت آزادی ایران، به این گروه پیوست. امیرانتظام همچنین از دوستان و وفاداران به مرحوم مهدی بازرگان بود و شاید همین دوستی و رفاقت بود که بازرگان را تا لحظات سخت امیرانتظام در دادگاه، به‌ عنوان حامی او حفظ کرد؛ آن‌ هم در شرایطی که نهضتی‌ها از عضو خود دست کشیده بودند. بازرگان نه‌ تنها در جلسات دادگاه به دفاع از امیرانتظام پرداخت بلکه به روایت فرشته، دختر مرحوم مهندس بازرگان، امیرانتظام یکی از دغدغه‌های مهندس تا پایان عمر او بوده است. امیرانتظام همین موضوع را در مصاحبه‌ای این‌گونه روایت کرده بود: «من در سال ۱۳۳۰ شمسی وارد دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم و مهندس بازرگان آن زمان رئیس دانشکده فنی بودند. هر دو ملی بودیم البته با اختلاف سن، اما از همان زمان جذب یکدیگر شدیم... در زندان تماس حضوری نداشتیم اما همیشه پیام‌ها و دغدغه‌های خود از وضع کشور را از طریق فامیل به یکدیگر می‌رساندیم. اگر حمل بر بزرگی نشود، یکی از دغدغه‌هایشان من بودم. زمانی که مسعود بهنود به تهران آمده بودند و برای نوشتن کتاب ۲۵۷ روز با مهندس بازرگان صحبت کرده بودند، وقتی از ایران رفتند یک نامه‌ای برای ما نوشتند که آقای بازرگان به ایشان گفته او می‌رود اما تا زمانی که مشکل امیرانتظام حل نشود، یک دست او از قبر بیرون است. آن مرد شریف و پاک و وطن‌پرست، هیچ‌چیز جز بزرگی و آزادی ایران نمی‌خواست. ایشان تنها مرد بزرگی در تاریخ ایران بود که آمد و مسئولیت تمام کارها را بر عهده گرفت. مهندس گفتند: «من بودم که از امیرانتظام خواستم به سفارت آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه و هلند برود و برای ما اطلاعات جمع کند و بگیرد. من شهادت می‌دهم که ایشان در تمام مدت اطلاعات گرفته و به دولت من داده است نه این که اطلاعات بدهد.»
در آنجا نمونه‌هایش را هم ذکر کرده بودند؛ به‌ طوری‌ که سه ساعت سخنرانی ایشان در دادگاه طول کشید و در تمام این مدت شرافتمندانه از من دفاع کردند و گفتند: «اگر قرار است کسی را محاکمه کنید، بیایید من را یعنی مهندس بازرگان را محاکمه کنید.»
بعد از پیروزی انقلاب، امیرانتظام به‌ عنوان معاون نخست‌وزیر (بازرگان) و سخنگوی دولت موقت انتخاب می‌شود. پس از آن هم به دلیل فشارها علیه امیرانتظام، بازرگان او را به‌ عنوان سفیر ایران در حوزه کشورهای اسکاندیناوی انتخاب کرده و روانه سوئد می‌کند. مرحوم عزت‌الله سحابی درباره امیرانتظام و مخالفت‌ها با انتخاب او در کتاب خاطرات خود توضیحات مفصلی داده است: «پس از ورود مهندس بازرگان به جلسه نارضایتی اعضای شورای انقلاب با ایشان در میان گذاشته شد. مهندس بازرگان پس از شنیدن اعتراضات رو به من کرد و با حالت عصبانی به من گفت، از تو دیگر انتظار نداشتم [...] این اعتراضات بیشتر به دلیل آن بود که افراد، آقای امیرانتظام را عضو نهضت نمی‌دانستند... . دلیل دیگر هم، ظاهر شیک‌پوش و آراسته ایشان بود که با جو و فضای انقلابی آن روز، شباهتی نداشت!»
نهضت آزادی پس از آن بیانیه داده و اعلام کردند که امیرانتظام عضو نهضت نیست و تنها سه ماه سابقه فعالیت با نهضت داشته است.
طرح انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی
اما دلیل مخالفت شورای انقلابی و طیف روحانیت با امیرانتظام به طرح او درباره انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی می‌رسد. در حالی‌ که این مجلس در حال تصویب اصول مربوط به بحث ولایت فقیه در قانون اساسی بود، برخی اعضای دولت موقت به محوریت امیرانتظام نامه‌ای در جهت انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی با ١٨ امضا تهیه کردند. طرحی که با مخالفت امام خمینی مواجه می‌شود. بعد از آن که امیرانتظام به‌ عنوان سفیر در سوئد به ایفای نقش پرداخته بود، روز ۲۸ آذر ۱۳۵۸ از استکهلم به تهران مراجعت کرد و به اتهام همکاری با سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» بازداشت شد. این فراخوان از سوی معاون وزیر خارجه وقت، «قطب‌زاده»، یعنی کمال خرازی به بهانه بررسی برخی موارد و مشورت انجام می‌شود. دانشجویان پیرو خط امام در این فاصله او را جاسوس و عامل آمریکا معرفی کردند. امیرانتظام که در زمان بازداشت ۴۷ساله بود، بیش از یک سال بعد از بازداشت در دادگاهی به ریاست مرحوم گیلانی به اعدام محکوم شد اما با تلاش‌های مهندس بازرگان، رئیس دولت موقت، این حکم به حبس ابد کاهش یافت. بعد از گذراندن ١٨ سال در سال ٧٧ از زندان اوین خارج می‌شود اما بعد از ترور دادستان انقلاب تهران در ابتدای انقلاب تا پایان دهه ٦٠، او در مصاحبه‌ای عباراتی را درباره او طرح می‌کند که با شکایت فرزند لاجوردی دوباره بازداشت می‌شود. به دلیل وضعیت جسمانی دو سال بعد از زندان به بیمارستان منتقل می‌شود. امیرانتظام هم‌اکنون سال‌هاست که در منزل خود و توسط همسرش نگهداری می‌شود؛ در حالی‌ که وضعیت جسمانی مناسبی ندارد. سال ١٣٩٢ وقتی آیت‌الله گیلانی که حکم حبس ابدش را امضا کرده بود، در بستر بیماری بود، به ملاقات او رفت.»
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-15-2018, 02:05 AM   #2
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,279
تشکرها: 2,087
در 1,034 پست 3,038 بار تشکر شده
Points: 12,654, Level: 73
Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : عباس امیر انتظام متهم یا مجرم

مقاله ای خواندنی در عصرایران:
.
.
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-15-2018, 08:36 AM   #3
No Fear
 
No Fear's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2013
پست ها: 1,042
تشکرها: 1,444
در 732 پست 1,792 بار تشکر شده
Points: 10,391, Level: 67
Points: 10,391, Level: 67 Points: 10,391, Level: 67 Points: 10,391, Level: 67
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : عباس امیر انتظام متهم یا مجرم

ده نکته ‏در باب تهمت جاسوسی به عباس امیرانتظام

حسین دهباشی

یک:
نگارنده هم گمانم به قدر سایر دوستان متن فارسی و انگلیسی سفارت آمریکا را خوانده است. و متوجه نشده است کدام سند و مشخصا چه جمله‌ای فرد مذکور را جاسوس می‌کند؟ و احیانا چه اطلاعات محرمانه‌ای به آمریکایی‌ها داده است؟ شما می‌دانید؟

دو:
سطح ومیزان تماس فردمذکور مشخصا با سطح ومیزان تماس شهید آیت‌الله ‎بهشتی با سفارت آمریکا برابری می‌کند. نوع مباحث وگفتگوهایی که در جلسات مطرح می‌شود نیز. ضمن آنکه امیرانتظام از سوی دولت موقت اجازه و ماموریت داشته و شهید بهشتی خیر. خب؟

سه:
سوال پیش نمی‌آید که چرا مدارک مذاکرات فرد مذکور با آب و تاب فراوان و در کوران التهابات ابتدای انقلاب منتشر شده و مدارک مذاکرات مشابه شهید ‎بهشتی تا مدت‌ها پنهان می‌شود؟ گرایش سیاسی افشاگران موجب برخورد گزینشی با افراد و اسناد نبوده؟

چهار:
آیا مهمترین هدف دانشجویان مسلمان خط امام و جناح چپ ابتدای انقلاب (‎اصلاح‌طلبان فعلی) از اشغال سفارت آمریکا، گروگانگیری و انتشار گزینشی مدارک و تهمت جاسوسی به فرد مذکور حذف رقیب (مهندس بازرگان، جبهه ملی و نهضت آزادی) نبود؟

پنج:
مهمترین اقدام نادرست و غیردموکراتیک فرد مذکور، تلاش برای ترغیب دولت موقت به انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی در جلوگیری از تصویب اصل ولایت فقیه بود. گرچه از این جهت محکوم نشد اما آیا اتهام جاسوسی به او و محکومیت به سال‌ها زندان، در واقع بهانه و انتقامی به همین خاطر نبود؟

شش:
الان شاید عجیب باشد اما یکی از معیارهای نفرت از افراد در ابتدای انقلاب، ظاهر آن‌ها و مشخصا کراوات بود. تا آنجا که افراد بسیاری چون شهید ‎رجایی نیز پس از مسولیت دولتی کراوات‌شان را بازکرده و البسه کهنه‌شان را پوشیدند. آیا یکی از دلایل اتهامات بی‌مبنای افرادی چون جناب مهندس میرحسین موسوی که به تعبیر خودشان سنجاق کراوات امیرانتظام را چون سوزنی در چشم خود می‌دیدند همین خوش‌لباسی بارز او نبود؟

هفت:
احتیاط مرسوم همه نمایندگی‌های سیاسی (از جمله سفارت‌های فعلی ج.ا) که با مخالفان دولتِ مستقر گفتگو می‌کنند مخفی کردن هویت آن‌ها در نامه‌ها است. مبادا با لو رفتن این مذاکرات از سوی کشور میزبان دچار دردسر شوند. امیرانتظام هم از دهه چهل رابط مخالفان شاه با خارجیان بوده. استفاده از نام مستعار برای او واقعا چه چیزی را ثابت می‌کند؟

هشت:
عمده اشغالگران سفارت آمریکا و افشاکنندگان مدارک و اصلی‌ترین مدعیان مخالف فرد مذکور از جمله آقایان خاتمی، اصغرزاده، میردامادی، تاج‌زاده و... دیگران، اکنون معترف و عذرخواهند که اتهامات‌شان به امیرانتظام کاملا نادرست بوده است. این چیزی را ثابت نمی‌کند؟

نُه:
آیا می‌دانستید که نامبرده هرگز در دادگاهی متعارف و برخوردار از حقوق قانونی از جمله مطالعه اوراق پرونده و داشتن وکیل مدافع و حضور هیات منصفه محاکمه و محکوم نشد؟

ده:
اقبال او آن‌قدر بلند بود که خواست خدا و دست از گور بیرون مانده مهندس مهدی بازرگان کاری کند در دوران حیات‌اش به نوعی اعاده حیثیت شده و خوش‌نامی خود را پس بگیرد.

امیرانتظام‌های دیگر اما چه؟
No Fear آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از No Fear بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-22-2018, 03:33 PM   #4
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,353
تشکرها: 18,341
در 10,308 پست 32,960 بار تشکر شده
Points: 145,375, Level: 100
Points: 145,375, Level: 100 Points: 145,375, Level: 100 Points: 145,375, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : عباس امیر انتظام متهم یا مجرم

«۳۰ آذر ۱۳۵۸، دو روز پس از بازگشت عباس امیرانتظام، سفیر ایران در اسکاندیناوی به تهران و بازداشت او، سایروس ونس، وزیر امور خارجه آمریکا در نامه‌ای محرمانه به کاخ سفید و طرف آلمانی، امیرانتظام را یکی از «ایرانیان میهن‌پرست» خواند و تاکید کرد او «قطعا عامل آمریکا نیست.»
"تاریخ ایرانی" این سند از میان اسناد منتشرشده در ویکی‌لیکس یافته همراه با متن مذاکره امیرانتظام با نماینده سفارت آمریکا در تهران در دوم بهمن ۱۳۵۷ که موضوع آن بازگشت امام خمینی به ایران است.
نهضت آزادی می‌خواهد آمریکا به شاه فشار بیاورد
۲۲ ژانویه ۱۹۷۹ [۲ بهمن ۱۳۵۷]
۱. متن کامل
۲. خلاصه: انتظام که از اعضای نهضت آزادی است به نمایندهٔ سفارت گفت که نهضت آزادی به طور فوری خواستار ملاقات با افسران عالی‌رتبهٔ ارتش است تا شرایط ورود آسان و بی‌دردسری را برای [آیت‌الله] خمینی فراهم کنند. نهضت آزادی از آمریکا می‌خواهد که نخست‌وزیر، مجلس و شورای سلطنت را تحت فشار قرار دهد تا کناره‌گیری کنند. نمایندهٔ سفارت به طور خلاصه گفت که این کاری نیست که از عهدهٔ آمریکا بربیاید و کوچکترین اقدامی در این زمینه بسیار زیان‌بار خواهد بود. مصالحه از هر دو طرف لازم است. تلاش [آیت‌الله] خمینی پس از ورود، برای تشکیل یک دولت رقیب می‌تواند بسیار خطرناک باشد. به گفته منبع ما نهضت آزادی هنوز مایل است تا راجع به منافع آمریکا در ایران گفت‌وگو کند تا از درگیری‌های آینده جلوگیری به عمل بیاورد.
در این حین، منبع مذهبی میانه‌رو می‌گوید که دیدار اپوزیسیون با نظامیان ضروری است و به طور غیر مستقیم گزارشات مربوط به وجود شکاف میان رهبران مذهبی را تایید کرد.
۳. امیرانتظام، عضو شورای مرکزی نهضت آزادی، در صبح روز ۲۲ ژانویه به نمایندهٔ سفارت گفت که نهضت ملی مایل است تا یک ملاقات فوری میان بهشتی، رئیس دفتر خمینی، بازرگان، دبیر کل نهضت آزادی و ژنرال مقدم و قره‌باغی صورت بگیرد تا موضوع بازگشت [آیت‌الله] خمینی به ایران را حل کنند و اصرار داشت که دولت ایالات متحده ارتش را قانع کند که این ایده را بپذیرد. (میناچی، از میانه‌روهای نزدیک به شریعتمداری، نزدیک به یک ساعت بعد از انتظام همین پیشنهاد را مطرح کرد.)
نماینده سفارت به هر دو پاسخ داد که همان روز صبح دولت آمریکا چنین کاری را انجام داده و به این کار ادامه خواهد داد. انتظام سپس گفت که نهضت آزادی احتمالا طی ۲۴ ساعت آینده با ارتش دیدار خواهد کرد؛ یک مکان بی‌طرف برای این دیدار انتخاب شده (انتظام اشاره‌ای به محل دیدار نکرد) و بازگشت آرام و بی‌دردسر [آیت‌الله] خمینی به کشور را حیاتی دانست. (توضیح: واضح است که انتظام و نهضت آزادی روز ۲۶ ژانویه را برای بازگشت [آیت‌الله] خمینی قطعی می‌دانند.)
۴. در مورد شرایط سیاسی، نهضت آزادی گفت که مشکل کنونی با نخست‌وزیر است؛ اگرچه پیش‌تر با او «صحبت» شده بود ولی اکنون حاضر به کناره‌گیری نیست. انتظام گفت که قرار است او و یکی دیگر از اعضای نهضت آزادی (نام او را فاش نکرد) در بعدازظهر ۲۲ ژانویه با بختیار دیدار کنند. آنها بر «مصالحه» (واژه‌ای که او استفاده کرد) نهضت آزادی به گونه‌ای پافشاری خواهند کرد که شورای سلطنت کناره‌گیری کرده و جای خود را به یک شورای اسلامی تعیین شده توسط [آیت‌الله] خمینی بدهد.
انتظام گفت که بهترین راه برای دولت ایالات متحده این خواهد بود که بختیار، شورای سلطنت و مجلس را تحت فشار قرار دهد تا راه را برای نهضت اسلامی هموار کنند.
۵. نماینده سفارت پاسخ داد که دولت آمریکا نمی‌تواند چنین کاری را انجام بدهد و حتی انجام این کار بیهوده خواهد بود، زیرا کسانی که مخاطب دولت آمریکا قرار بگیرند به سرعت جبهه گرفته و فریاد «ما از سمت آمریکا تحت فشار قرار گرفته‌ایم» سر خواهند داد و این پیشنهاد را نخواهند پذیرفت.
انتظام گفت که این تنها راه برای جلوگیری از به راه افتادن حمام خون یا کودتای نظامی است. نمایندهٔ سفارت گفت که مصالحه همچنان بهترین راه به نظر می‌رسد.
بختیار مشروعیت دارد حتی اگر [آیت‌الله] خمینی آن را نپذیرد. انتظام گفت که [آیت‌الله] خمینی مشروعیت هیچکدام از ارگان‌هایی که بر سر کار هستند را نخواهد پذیرفت: نخست‌وزیر، مجلس یا شورای سلطنت.
سپس نمایندهٔ سفارت رک و بی‌پرده گفت که شاید وقت آن رسیده که کسی برای [آیت‌الله] خمینی توضیح بدهد که تنها راه جلوگیری از به راه افتادن حمام خون، مصالحه است. 
به نظر نمی‌رسد که دولت حاضر به تسلیم شود و حتی اگر حاضر شود هم ارتش کناره‌گیری نخواهد کرد. هرگونه تلاشی از جانب [آیت‌الله] خمینی برای تشکیل یک دولت رقیب بسیار خطرناک خواهد بود.
انتظام نفسی کشید و پرسید که آیا این به معنای امکان وقوع کودتاست؟ نماینده سفارت پاسخ داد که امکان کودتای نظامی در چند وقت اخیر اندک نبوده است. هیچ کس، نه ارتش، نه دولت آمریکا، نه اپوزیسیون مایل نیستند که کار به اینجا ختم شود.
۶. انتظام موضوع را تغییر داد و گفت نهضت آزادی مایل است با یک تیم از نمایندگان دولت آمریکا دیدار کند تا راجع به منافع آمریکا در ایران گفت‌وگو کنند و از هرگونه درگیری میان دولت آمریکا و نهضت اسلامی جلوگیری شود زیرا این نهضت خواستار روابط خوب با آمریکاست. نمایندهٔ سفارت گفت که او همیشه به مواضع نهضت اسلامی توجه نشان داده است ولی اکنون به نظر می‌رسد که با توجه به شرایط بحرانی سیاسی کنونی کمی زود است تا راجع به این موضوع صحبت کنیم. انتظام گفت که این پیشنهاد همچنان باقی است.
۷. در آخر گفت‌وگو، انتظام تماسی که وابسته سیاسی سفارت از جانب توکلی از نهضت آزادی صورت گرفته بود را تایید کرد و از حالا به بعد انتظام تنها عضو نهضت آزادی است که با سفارت در تماس خواهد بود.
انتظام همچنین گفت که دو شایعه به گوشش رسیده است: نخست آن که ژنرال اویسی با یک فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران به کشور بازگشته است. دوم آن که تعدادی از فرماندهان به سفارت آمریکا رفته و درخواست پناهندگی کرده‌اند. نمایندهٔ سفارت این شایعات را رد کرد و انتظام سخن او را پذیرفت.
۸. در یک گفت‌وگوی مختصر دیگر، نماینده سفارت از جانب دکتر میناچی (فرستادهٔ میانه‌روهای سیاسی - مذهبی) مطلع شد که دیدار میان رهبران نهضت آزادی و سران ارتش در بعدازظهر ۲۲ ژانویه یا صبح ۲۳ ژانویه برگزار خواهد شد. میناچی توضیح داد که [آیت‌الله] خمینی، علیرغم درخواست تمام گروه‌های سیاسی متحدش، اصرار دارد که در روز ۲۶ ژانویه بازگردد. (توضیح: میناچی و انتظام هر دو نسبت به اطرافیان خمینی در پاریس بدگمان و بددل هستند. اگر چه هیچکدام به طور مستقیم حرفی راجع به نزدیکان مورد اعتماد [آیت‌الله] خمینی، همچون یزدی و قطب‌زاده، به میان نیاوردند ولی احساساتشان را کاملا نشان دادند.)
۹. میناچی حتی به درگیری میان رهبران مذهبی داخل ایران برای یافتن بهترین راه‌حل در قبال مشکل [آیت‌الله] خمینی اشاره کرد. میناچی در بعدازظهر ۲۲ ژانویه به قم می‌رود تا با آیات عظام مشورتی طولانی داشته باشد در این باب که در هنگام بازگشت [آیت‌الله] خمینی، چگونه خشونت را به حداقل برسانند. او مطمئن بود که «مثلث قم» متشکل از آیات عظام از هرگونه استراتژی [آیت‌الله] خمینی که در چارچوب قانون اساسی نباشد، حمایت نخواهند کرد. (ما پیش‌تر سخنان شجاعانه‌ای از گروه قم شنیده بودیم ولی با نخستین یورش از جانب [آیت‌الله] خمینی آنها عقب‌نشینی کردند، به نظر می‌رسد که این بار نیز همانگونه خواهد بود.)
۱۰. توضیح و تحلیل: موقعیت این گونه است: [آیت‌الله] خمینی همه را تحت فشار قرار داده است، متحدانش در داخل کشور (نهضت آزادی) نگران عواقب آن هستند و در تلاش هستند تا معامله کنند و اشارات زیادی می‌شود که دولت آمریکا باید چنین باری را برای هر دو طرف به دوش بکشد. تمایل ایرانی‌ها برای عدم مصالحه تا دقیقه آخر، صحنهٔ سیاسی را به یک «بازی» تبدیل کرده است. این موضوع وقتی تکرار شود، دیگر تاثیر تظاهرکنندگان را بی‌ثبات می‌کند. (۵ نوامبر، محرم، عاشورا، اربعین و اکنون).
به گفتهٔ انتظام ارتش با اعتصاب همافران در اصفهان، همدان، دزفول و مشهد مواجه شده است. از سوی دیگر، حضور تمامی احزاب باعث شده تا روحانیون میانه‌روی اپوزیسیون در برابر پیروان [آیت‌الله] خمینی که حاضر به مصالحه نیستند، تندروتر شوند.
بهترین آرزویی که می‌توان برای اکنون داشت این است که درگیری‌های داخلی هر کدام از احزاب باعث شود تا در عوض مقابله و تندروی به مصالحه با همدیگر بپردازند.
سالیوان
***
تماس با بازرگان
۲۱ دسامبر ۱۹۷۹ [۳۰ آذر ۱۳۵۸]
۱. متن کامل
۲. اطلاع یافته‌ایم که سفیر آلمان رابطهٔ مناسبی را با بازرگان حفظ کرده است. بازرگان اگر چه دیگر نخست‌وزیر نیست ولی همچنان در دفتر قدیمی‌اش در نخست‌وزیری مشغول به کار بوده و به بسیاری از امور سابقش همچنان ادامه می‌دهد.
ما از میزان نفوذ بازرگان در شرایط آشفته کنونی خبر نداریم ولی فکر می‌کنیم بد نباشد اگر چندین ایده و راهکار را به گوش او برسانیم، البته اگر آلمان‌ها موافقت کنند.
۳. پیشنهاد ما این است که سفیر آلمان با بازرگان تماس بگیرد، با این هدف که ارزیابی او را از شرایط کنونی و چشم‌انداز آزادی تمامی گروگان‌ها را متوجه شود. پیشنهاد می‌کنیم که سفیر آلمان نکات زیر را از طرف ما به اطلاع بازرگان برساند:
- ما بسیار نگران آسیب‌های طولانی‌مدت وارد شده به دیپلمات‌هایمان هستیم و این که نمی‌توانیم با هیچکسی در ایران تماس نتیجه‌بخشی داشته باشیم که به آزادی آنها ختم شود. ما همچنین عمیقا نگران صدمات جدی وارد شده به واسطهٔ این بحران بر نظام سیاسی و بافت اجتماعی ایران هستیم. اگر این بحران‌ها به سرعت به پایان نرسند، میانه‌روها، رهبران ضد کمونیستی که می‌توانند ایران را به ثبات برسانند، توسعهٔ اقتصادی را از سر بگیرند و ایران را به جایگاه حقیقی‌اش در میان کشورها بازگردانند، موقعیت را از دست خواهند داد.
- ما نگران حمله‌های غیر منطقی هستیم که به ایرانیان وطن‌دوستی همچون آقای مقدم مراغه‌ای و آقای امیرانتظام وارد می‌شود. این گونه افراد بااستعداد و حساس هستند که ایران برای آینده‌اش به آنها نیاز دارد. آنها میهن‌پرست هستند و قطعا عامل آمریکا نیستند. ترس آن می‌رود که حملات بی‌موردی که به آنها می‌شود بار دیگر توسط دانشجویان تکرار شود و افرادی را هدف بگیرند که در ایدئولوژی دانشجویان نمی‌گنجند.
- امیدواریم که آقای بازرگان و دوستانش بتوانند از نفوذ خود استفاده کرده و راه‌ حلی فوری برای این بحران بیابند تا مقامات حکومت ایران با عناصر تخریبگری که مجموعه سفارت را اشغال کرده‌اند، برخورد کند. تا زمانی که چنین برخوردی با این افراد صورت نگیرد، خسارات وارده به ایران بسیار زیاد و طولانی‌مدت خواهد بود.
- آقای بازرگان باید بداند که ایالات متحده به هیچ وجه قصد تحقیر ایران یا دخالت در امور داخلی این کشور را ندارد. ما آمادگی آن را داریم تا راه‌ حلی برای بحران بیابیم که مقامات ایران نیز با وضع قابل قبولی از این بحران خارج شوند اما نمی‌توانیم اجازه بدهیم که از دیپلمات‌های ما به منظور تحت فشار قرار دادن ما و گرفتن امتیاز استفاده شود. ما آماده‌ایم که راهکارهای مختلف را بررسی کنیم تا رضایت هر دو کشور ایران و ایالات متحده حاصل شود و آماده‌ایم تا توافق به صورت مستقیم با مقامات ایران یا از طریق واسطه‌هایی همچون سازمان ملل متحد صورت بگیرد.
در آخر، مایلیم بدانیم آیا آقای بازرگان افراد دیگری را پیشنهاد می‌دهند که بانفوذ بوده و تمایل داشته باشند تا برای پایان بخشیدن به این بحران به ما کمک کنند.
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 01:02 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT