آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ادبیات > نوشته های کوتاه ادبی

پاسخ
    نمایش ها: 16075 - پاسخ ها: 62  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 08-08-2013, 01:45 AM   #51
chiya
 
chiya's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
پست ها: 60
تشکرها: 240
در 59 پست 356 بار تشکر شده
Points: 2,117, Level: 27
Points: 2,117, Level: 27 Points: 2,117, Level: 27 Points: 2,117, Level: 27
Activity: 58%
Activity: 58% Activity: 58% Activity: 58%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

گردن نگیر، گردن گرفتن فوله !
chiya آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از chiya بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-19-2013, 12:53 PM   #52
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

"یاد گرفته ام که همیشه نمی توان بر روی دیگران حساب کرد که به احساس من احترام بگذارند،حتی وقتی که من به احساس آنها احترام می گذارم......فرد خوبی بودن ضمانت آن نیست که دیگران نیز خوب باشند."
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-20-2013, 01:30 AM   #53
barsha
 
barsha's Avatar
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 90
تشکرها: 199
در 83 پست 356 بار تشکر شده
Points: 4,827, Level: 44
Points: 4,827, Level: 44 Points: 4,827, Level: 44 Points: 4,827, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

چه زیباست زندگی در کنار انسانهایی که به دور از نیازند,
آنان که نه ترسی به دل دارند
نه خاشاکی در قلب
و نه چشمی برمال
فقط حرف هایی برای نگفتن دارند
barsha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از barsha بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-21-2013, 06:24 PM   #54
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

رفته ای وُ
این جا
دلتنگیست که می بارد
دست هایت را
شالِ گردنم کُن
گرم نیست این هوای دلتنگی
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-23-2013, 02:47 PM   #55
barsha
 
barsha's Avatar
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 90
تشکرها: 199
در 83 پست 356 بار تشکر شده
Points: 4,827, Level: 44
Points: 4,827, Level: 44 Points: 4,827, Level: 44 Points: 4,827, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

شبی که همچون شب های دیگرش, لب خاموش و دل بسته به غوغای دل خویش, و روح را از غبار زمین به شراب شسته و دل را از جرم زندگی به شوق زدوده, پاک و سبک,همچون اثیر,در خلوت شب می رفت و موج های مرموز غیبی همچون قاصدکش می برد و از سایه روشن مهتابی که بر دلش می تابید وتا دورترین افقهای خیال انگیز جانش را روشن میساخت,گذر می کرد و درختان جنگلها که همه او را خوب می شناختند و او با هر شاخ و هر برگ هر بوته تنها, و هر پرنده عاشق آشنایی داشت از دو سویش به سلام و مهربانی می گذشتند, و شب و مهتاب و سکوت و سواد محروم و آرام جنگل, این "زنده بیدار" بگریخته از شب منفور و چرکین شهر مورچگان که اکنون خسته از حرص و تلاش انبار کردن در لانه های تنگ و خفه شان خفته اند, در آغوش پاک و پر ازتپش و رویششان می گرفتند و او غرقه در جذبه های دل خویش می رفت تا شب را در گوشه ای از جنگل بر صخره ای که در آن با مهتاب وعده دیدار داشت بگذراند, و ناگهان به کنار رودخانه ای رسید. دید که ماه در رود شنا میکند! با تنی عریان به رنگ دوست داشتن! آری,تن می شوید و بر چهره رود چین می افکند و اینک صدای شستشوی اندام او در سکوت شب, "بانگ آب"! لحظه ای در او خیره می شود, می نگرد وبه نگریستن ادامه دمی دهد, بیتاب می شود ناگهان همچون یک پاره شوق, می پرد و خود را بر روی ماه می افکند,تن عریان اورا در آغوش می فشرد و می فشرد و می فشرد, آن چنان سخت,آن چنان جنون آمیز ...تا... جان می دهد. لحظه ای بعد,آرام و سیراب از وصال,در آغوش مهتاب,تن رها کرده بر بستر آب!
و این چنین می میرد.
barsha آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از barsha بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-22-2014, 12:16 PM   #56
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

دلم برای مادرم ،
نگرانی و دلسوزی و راهنمایی هاش
و چشم های مهربانش
تنگه خیلی تنگ ...

"گاهی محدثان هم اشتباه می کنند
بهشت زیر پای تو نیست
در چشم های توست. "

همیشه عاشقتم
برایم زنده ای
و دوست دارم...
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-14-2014, 01:10 PM   #57
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,825
تشکرها: 23,306
در 4,505 پست 26,515 بار تشکر شده
Points: 63,651, Level: 100
Points: 63,651, Level: 100 Points: 63,651, Level: 100 Points: 63,651, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

شب بازي بوسني وقتي ملت بعد باخت بازم به خيابونا امدن و "احمدي" گزارشگر تلويزيون تو ترافيك گير كرده بود ، عاد فردوسي پور به طعنه گفت : ديگه ما بايد چه نتيجه ايي بگيريم كه مردم براي شادي به خيابونا نيان!
جام جهاني ديشب تمام شد و آلمان به چيزي كه لياقتش رو داشت رسيد
خدا رو شكر امير رضا اوايل وقت اضافي اول ، با لباس مسي به تنش ، خوابش برد و باخت تيم مسي محبوبش رو نديد
جام تمام شد اما جمله عادل فروسي پور تو ذهنم واسه خودش رژه ميره:

"ديگه بايد چه نتيجه ايي بگيريم كه از بابتش ناراحت بشيم "

تو زندگي ، هر كسي ، با فراز و نشيب هاي فراووني مواجه ميشه
بعضيا البته بيشتر نشيب نصيبشون ميشه!
همه ماها تو زندگي هامون انتخاب اشتباه داشتيم
بعضيامون ، از رو نميريم ، اشتباه پشت اشتباه ، و تو مسير غلط يكه تازي ميكنيم
يه جورايي ياد جهل مركب مي افتم
بقول عاد فردوسي پور ، ديگه چه نتيجه بايد بگيريم تا بفهميم اشتباه كرديم!؟
وقتي برميگردم و به چند سال گذشته نگاه ميكنم ، ميبينم چقدر اشتباه داشتم
چه همه انتخاب هاي اشتباه ، از كار و بيزينس بگير تا انتخاب رفيق و رفتار و گفتار و ......
ضرر زديم ، ضرر ديديم
بعضياش جبران شدنيه و بعضياش تا قيام قيامت باهامونه!
خداجون كمك كن تو بازي زندگي حالا اگه با باخت دقيقه 92 با آرژانتين خوشحال ميشيم ، حداقل وقتي به بوسني ميبازيم ديگه بدونيم چه كرديم!
...............................................

در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
پایوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل
در آخرین سفر
در آیینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم گشته ام ‚ کجا
ندیده ای مرا ؟
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-04-2014, 02:52 AM   #58
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,143
تشکرها: 14,493
در 3,987 پست 18,687 بار تشکر شده
Points: 38,332, Level: 100
Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

دلتنگی گربه ای

تازه در ترکیه من و خانمم به محل وخانه ای که برای مرخصی رفته بودیم رسیده بودیم. ساعتی گذشته بود که سر و کله گربه ای که دُمش از ته بریده شده بود به سراغمان آمد. تو گوئی این حیوان سالیان زیادی است که ما را میشناسد. با رفتارش بدون کوچکترین وقفه ای دنبال نوازش ما و تماس بدنی با ما میگشت. اول فکر کردیم که در کنار زخمی که بر تن خود دارد, شاید گرسنه و تشنه هم باشد. غذای گربه تهیه کرده و برایش دادیم. ولی چاره ساز نبود. این حیوان مرتبآ دنبال نوازش ما و تماس بدنی با ما میگشت و یک لحظه هم ول کن ما نبود و سیر نمیشد. شاید هم از درد زیادی که تحمل میکرد برای ما تعریف میکرد و کمک میخواست و ما درست درکش نمیکردیم. غذا و آبش دادیم ولی این حیوان مرتب به پای ما می پیچید و از نوازش سر و تنش با دست ما هرگز سیر نمیشد و ساعتها چون معتادی دنبال ادامه نوازش ما بود و سر و تنش را از دست و پای ما جدا نمیکرد. انگار بازبان حیوانی خود از اتفاقی ناجوانمردانه و جنایتکارانه ای که برایش افتاده بود, برایمان تعریف میکرد.

حالمان بد جوری به این گربه سوخت و از همان ابتدا فکرمان را فقط بخودش مشغول کرد. در همان بعد از ظهر اول امکان پیدا کردن دامپزشک برایمان نبود. با خانم صحبت کردم که اگر توانستیم فردا جویای دامپزشک شویم و این حیوان را برای معاینه و معلاجه پیشش ببریم. از دیدن دُم بریده و جای زخم متورم این حیوان ناراحت و دلواپس بودیم و این گربه با ولع و خواهش بی انتهای خود برای نوازش ما, فکر مارا دیگر کاملآ در اختیار خود گرفته و ما را فقط بخود مشغول کرده بود. در عمرم حیوانی که این چنین دنبال نوارش و مهر انسانی بگردد ندیده بودیم. رفتارش چون رفتار کودک بی تابی بود که دنبال بغل مادرش بگردد.

شب تا دیر وقت از او مواظبت کردیم و با فکر اینکه فردا حتمآ یه کاری برایش انجام میدهیم با فراهم کردن مقداری غذا و آب برایش در تراس خانه, از او جدا شدیم و در رختخواب خود نیز تا مدت زیادی به این حیوان و اتفاق مبهمی که برایش افتاده بود فکر میکردیم.

صبح زود برای خرید نان صبحانه و در فکر سر زدن به این حیوان دردمند از خانه خارج شدم. برای رسیدن به خیابان میباید که از کنار باغچه همسایه عبور میکردم. ناگهان چشمم به گربه ای که در باغ همسایه و نا متعارف در زیر آفتاب خوابیده بود افتاد. پیش خود گفتم این دیگر چه گربه ای است که در هوای گرم زیر آفتاب دراز کشیده است؛ فکرش را هم نمیکردم که همان گربه دیشبی باشد. تا جلو رفتم نا گهان دیدم که همان گربه دیروزی است و شب مرده و اکنون در باغ همسایه در زیر آفتاب جان به جان افرین سپرده است.
نمیدانم چرا ولی با آن حال و احوالی که از او دیده بودیم و وابستگی عاطفی که فقط در یک نیمه روز به این حیوان پیدا کرده بودیم, بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر شد. پیش خود به خود گفتم که پسر واقعآ داری گریه میکنی؟ خانم را هم خبر کردم, چشمهای او هم بی اختیار پر شد. پیش خود گفتم هر کسی ما را در این حال ببیند فکر خواهد کرد که چه اتفاقی برایمان افتاده است. خانه در کنار یک کوه و اطراف خانه کوهستانی بود. در همان اطراف با چشمانی اشک آلود برای این حیوان چاله ای را کندیم و دفنش کردیم. تا یک هفته حالمان بد جوری گرفته بود و یک هفته از تعطیلی ما نه با آرامش خاطر بلکه در ناراحتی و فکر این حیوان دم بریده دردمند سپری شد.

اکنون هم گاه گداری یادی از این حیوان درد کشیده میکنیم. حیوانی که بر اثر جراحتش آنچنان دنبال نوازش ما و تماس بدنی با میگشیت که ما را حیران و همدرد خود کرده بود. هرگز در عمرم به فکرم هم خطور نمیکرد که چنین تجربه ای را با احساس همدردی شدید با یک حیوان داشته باشم و این اولین باری بود که چنین تجربه ای "از سر دلتنگی" در مورد یک حیوان و این چنین موثر برایمان اتفاق افتاد.


.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-20-2016, 12:07 PM   #59
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,825
تشکرها: 23,306
در 4,505 پست 26,515 بار تشکر شده
Points: 63,651, Level: 100
Points: 63,651, Level: 100 Points: 63,651, Level: 100 Points: 63,651, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

تقدیم به پدری که ندارم!
ميان تمام نداشتن ها دوستت دارم ...

شانس ديدنت را هر روز ندارم
ولي دوستت دارم...

وقتي دلم هوايت را ميكند حق شنيدن صدايت را ندارم
ولي دوستت دارم...

وقت هايي كه روحم درد دارد و ميشكند شانه هايت را براي گريستن كم دارم
ولي دوستت دارم...

وقت دلتنگي هايم , آغوشت را براي آرام شدن ندارم
ولي دوستت دارم ....

آري همه وجودمي ولي هيچ جاي زندگيم ندارمت
و ميان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم
دوستت دارم  پدرم
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-20-2017, 04:38 PM   #60
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

لحظه های دلتنگی
آرزو
غروبی نشسته بر آسمان
در ستایش خورشید
دلخوشی
طرحی نشسته بر دل
در ستایش نور
عشق
امیدی نشسته بر جان
در ستایش زندگی
صبحی کافی ست
تا آفتاب شود
با تو گفتن ها...
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 02-25-2017, 09:52 AM   #61
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض

جمعه ی بارانی
رویای شیرین
پیرهن صورتی
دلی که
دلتنگ است...!

ث.ع
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2017, 02:26 PM   #62
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

همیشه تنهائی
صدای ترانه ایست
که نمی دانم
دوستم دارد
یا دوستش دارم!
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 03-21-2017, 02:28 PM   #63
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : از سر دلتنگي

در فقدان
یا می توان
پوسید،
یامی توان
به اوج زندگی
دست یافت.
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
دوستان خوب لطفا برگرديد مرجان موضوعات مورد بحث 53 02-12-2011 01:39 PM


ساعت جاری 06:11 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT