آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سینما > نقد فیلم

پاسخ
    نمایش ها: 1591 - پاسخ ها: 0  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-16-2014, 03:08 PM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,352
تشکرها: 18,341
در 10,307 پست 32,959 بار تشکر شده
Points: 142,075, Level: 100
Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض شيار143 تكرار كليشه اي از زن زجركش در قالبي نو


سرویس نقد کافه‌سینما- سید آریا قریشی: این که نرگس آبیار برای ساخت دومین فیلم بلند داستانی‌اش سراغ ماجرای زندگی مادر یک شهید رفته، به خودی خود خیلی هم خوب است.


آبیار با این فیلمش از زاویه‌ای به ماجراهای جنگ تحمیلی نگاه کرده که تاکنون در سینمای ایران کمتر سابقه داشته است. از طرف دیگر، تقدیم کردن فیلم به مادران این سرزمین هم اگر شائبه فرصت‌طلبی را ایجاد نکند، قابل احترام است. اما همه این‌ها نباید سرپوشی بر نگاه کهنه فیلم در زمینه تحمل درد و رنج باشند. مشکل از جایی شروع می‌شود که بخواهیم مدام کیفیت و نگاه فیلم را پشت اسامی و شخصیت‌های بسیار قابل احترامی چون «مادر» و «خانواده شهدا» پنهان کنیم. همه این‌ها ارزش‌های فرامتنی دارند و نباید به ملاکی جهت بررسی خوب یا بد بودن فیلم بدل شوند. مشکل اصلی شیار 143، نگاهی است که آبیار به شخصیت‌ها و ماجرای فیلم دارد. برای روشن شدن بحث، اشاره به یکی از مهم‌ترین و بهترین فیلم‌های دو دهه اخیر سینمای ایران می‌تواند راهگشا باشد: زیر پوست شهر (رخشان بنی‌اعتماد).
زیر پوست شهر فیلمی در مورد یک مادر زجر کشیده است: مثل شیار 143. طوبی (گلاب آدینه) تمام تلاشش را انجام می‌دهد تا «تعادل» را در خانواده‌اش حفظ کند. نمودهای مختلفی از این تلاش را در طول فیلم می‌بینیم. طوبی است که سعی می‌کند دختر بزرگش را بعد از دعواهای مکرر با همسرش به سر خانه و زندگی‌اش برگرداند، نگذارد پسر بزرگش به خرج کردن بیش از حد بیفتد، اجازه ندهد تمایلات سیاسی پسر کوچکش جلوی زندگی عادی‌اش را بگیرد، دختر کوچکش را از کلانتری بیرون بیاورد، خانه قدیمی‌اش را (که به هر حال تنها سرپناه آنهاست)، با واقع‌گرایی و تجربه‌ای که دارد همان‌طور که بوده حفظ کند و حتی موهای سر همسرش را کوتاه کند. جایی از فیلم حتی می‌بینیم که حواسش به درخت نحیف داخل حیاط خانه‌اش است که یک‌وقت کج نشود. در انتهای فیلم، طوبی شکست می‌خورد. اوضاع به خاطر ندانم‌کاری‌های دیگر اعضای خانواده‌اش از کنترل خارج می‌شود و او دیگر نمی‌تواند تعادل را در زندگی خود و خانواده‌اش حفظ کند. دیگر نه خانه‌ای می‌ماند و نه خانواده‌ای. در طول فیلم با طوبی و در کنار طوبی زندگی کرده‌ایم و همین است که حسابی دلمان به حالش می‌سوزد و برایش غصه می‌خوریم. اما آیا به خاطر زجرهایی که کشیده او را تحسین می‌کنیم؟ نه! اگر طوبی به شخصیتی چنین قابل احترام و ستایش تبدیل می‌شود، به این خاطر است که همه تلاشش را کرده که علی‌رغم فشارها و رنج‌ها، نقش خود را به عنوان محور خانواده و یک زن عملگرا از دست ندهد. قرار نیست با تصویر کلیشه‌ای زنی روبه‌رو باشیم که زجر می‌کشد و غر می‌زند و اشک می‌ریزد. از همه مهم‌تر این که سکانس پایانی و شکایت طوبی جلوی دوربین، در قیاس با سکانس ابتدایی فیلم، معنای مهمی می‌یابد. در ابتدای زیر پوست شهر، طوبی کارگری است که نمی‌تواند به درستی جلوی فیلم حرف بزند. صحبت‌های او با اشتباه و تپق همراه است و در نهایت هم بی‌خیال حرف زدن می‌شود. اما در انتها با صلابت همه مشکلات را می‌گوید. شکایت او در انتهای فیلم، نه یک غر زدن ساده، که اعتراض به همه سال‌هایی است که می‌خواست اعتراض کند اما به او گفتند که مصلحت چنین نیست و او هم خاموش مانده است. حالا، طوبی به یک شخصیت کاملاً عملگرا تبدیل شده که می‌داند فرو خوردن خشم و پنهانکاری، نتیجه‌ای ندارد.
حالا با شیار 143 مواجهیم که باز به ماجرای یک مادر زجر کشیده می‌پردازد: با این تفاوت که به نظر می‌رسد اینجا صرف میزان پذیرش رنج است که ملاک ارزشگذاری شخصیت‌ها می‌شود و نه تلاش آنها برای پیش بردن مسیر زندگی. دستمایه اولیه فیلم (با همین نگاه فعلی) در قالب یک مستند می‌توانست بسیار تأثیرگذارتر باشد. اما در مورد فیلم‌های سینمایی داستانگو باید این حرف بارها تکرار شده، قدیمی و البته درست آندره بازن را یادآوری کرد که اعتقاد داشت: «بازتولید وفادارانه واقعیت، هنر نیست.» اکثر شخصیت‌های زن فیلم، کارهای سخت و سنگینی انجام می‌دهند. اما به نظر می‌رسد چنین اتفاقی بیشتر از این که بخواهد عملگرایی و استقامت آنها را نشان دهد، نمایانگر کسانی است که جبر سرنوشت را پذیرفته‌اند. در برخی از دقایق فیلم به نظر می‌رسد قرار است تصویری از تغییرات رخ داده در شخصیت الفت را مشاهده کنیم. اما پرداخت سطحی فیلمنامه باعث می‌شود این اشارات نه تنها عمق پیدا نکنند، بلکه گاهی باعث ایجاد تناقضاتی در فیلم شوند. الفت (مریلا زارعی) دو سه بار قسم می‌خورد که راضی به رفتن پسرش به جبهه است. اما نمود دیگری از این رضایت را در فیلم نمی‌بینیم. درست است که عاطفه مادری هیچ‌وقت از بین نمی‌رود و حتی مادری که با رضایت فرزندش را به جبهه فرستاده، هر لحظه نگران جان او است. اما در سینما قرار نیست همه چیز را فقط به خاطر «نزدیک بودن به واقعیت» بپذیریم. با دو بار حرف زدن و سوگند خوردن نمی‌توان گزاره‌ای را در یک فیلم سینمایی پذیرفت. از سوی دیگر، استفاده از استعاره‌ای چون بافتن قالی توسط الفت، می‌تواند نشانه‌ای از استقامت و عملگرایی او در دوره انتظار جهت بازگشت فرزندش تلقی شود (جایی از فیلم الفت به این اشاره می‌کند که چرا این قالی تمام نمی‌شود؟) اما این استعاره هم به دو دلیل جایگاه مناسب خود را در فیلم پیدا نمی‌کند اول این که فقط در سطحی نمادین است که بازتاب این صبر و عملگرایی را می‌بینیم. جایی از فیلم، زمانی که الفت باخبر می‌شود دو تن از اسرای عملیات والفجر مقدماتی (عملیاتی که یونس، فرزند الفت، در آن ناپدید شده) آزاد شده و در کاشان و بیجار هستند، الفت راه دور و سختی را بهانه می‌کند و به سراغ آنها نمی‌رود. آن‌طور که پیداست، او حتی این قضیه را با هیچ‌کدام از اهالی روستا هم مطرح نمی‌کند. دلیلش چیست؟ جز این است که باید بیشتر و بیشتر شاهد زجر کشیدن الفت باشیم؟ کجای این اتفاق رنگ و بوی عملگرایی دارد؟ نکته دوم این است که در برخی از صحنه‌های فیلم به نظر می‌رسد کارهای سختی که الفت انجام می‌دهد، جدا از جبر زمانه و نیاز به کسب درآمد، به خاطر کاهش غصه ناشی از بی‌خبری از حال یونس است و نه تلاشی برای ساختن زندگی یا مضامین مشابه. کافی است به رفتار الفت با قالی در حال بافته شدن در طول فیلم توجه کنیم. وقتی از دوری فرزندش خسته می‌شود ناله می‌کند که چرا این قالی تمام نمی‌شود و زمانی که خشمگین است، محکم‌تر ضربه می‌زند. همان‌طور که وقتی یک شب به امید بازگشت یونس خوابش نمی‌برد، لباس‌های فرزندش را می‌شوید: یک جور تلاش برای غلبه بر بی‌قراری و نه چیز دیگر. تفاوت میان مادری مثل طوبی و مادری همچون الفت در این است: طوبی حتی وقتی می‌بیند درخت ظریف داخل حیاط خانه‌اش کج شده، خودش قطعه چوبی کنار درخت می‌گذارد تا درخت کماکان بتواند سرپا بماند و الفت زجر می‌کشد و غصه می‌خورد و تا کاشان و بیجار نمی‌رود که ردی از فرزندش پیدا کند و کسی را هم به آنجا نمی‌فرستد. چرا که در جهان شیار 143، صرف زجر کشیدن است که فضیلت به شمار می‌رود و نه تلاش برای تغییر وضعیت؛ و این ربطی به استواری و پایداری خانواده شهدا در طول هشت سال جنگ تحمیلی ندارد. آن‌چه آبیار در شیار 143 نشان می‌دهد، بی‌شک بخشی از اتفاقاتی بوده که برای بسیاری از خانواده‌های درگیر جنگ رخ داد. اما اگر همه‌اش همین بود، هیچ فردی جایگاه یک الگوی قابل ستایش را پیدا نمی‌کرد.
تماشای رنج و غصه دیگران همیشه غم‌انگیز و برانگیزاننده است. احتمالاً در زندگی همه ما لحظات زیادی پیش آمده که با تماشای برشی از زندگی افرادی که با مشکلات جدی دست در گریبان هستند، غصه خورده‌ایم، با آنها همدردی کرده‌ایم و دلمان گرفته است. اما بعید می‌دانم کسی پیدا شود که دیگران را فقط به خاطر تداوم در زجر کشیدن و غصه خوردن ستایش کند. پاشنه آشیل فیلم تازه نرگس آبیار همین است. شیار 143 مثل هر فیلم دیگری نقاط قوت و ضعفی دارد. از یک سو مسائلی که مورد اشاره قرار گرفت در کنار خالی بودن داستان فیلم در برخی از دقایق و سطحی بودن برخی از نمادها از جمله نقاط ضعف فیلم به شمار می‌روند و از طرف دیگر حتی اگر جمله آندره بازن را هم قبول داشته باشیم، نمی‌توانیم توانایی آبیار را در فضاسازی موفق و اثرگذار فیلم از یاد ببریم. ضمن این که او در مقام فیلمنامه‌نویس موفق می‌شود لحظات درگیرکننده و روابط جذابی (از جمله رابطه پیچیده و بسیار خوب میان سید علی بمان (مهران احمدی) و الفت) خلق کند. در ضمن همین که آبیار – چه در مقام فیلمنامه‌نویس و چه در مقام کارگردان – توانسته از تکراری شدن و «تبلیغاتی شدن» فیلمش جلوگیری کرده و تصویر باورپذیری از آدم‌های اصلی فیلم خلق کند، نشان می‌دهد که او از نظر تکنیکی توان ساخت فیلم‌های خوب را دارد. اما همه این نقاط قوت، زمانی که با نگاه پوسیده و منفعلانه پشت فیلم روبه‌رو می‌شویم، رنگ می‌بازد. همین الآن هم در سینمای ایران، چندان با مشکل تکنسین‌های خوب روبه‌رو نیستیم. چیزی که یکی از اصلی‌ترین حلقه‌های مفقوده سینمای ایران به شمار می‌رود، نگاه‌های تازه و عملگرا است.
سید آریا قریشی/ کافه‌سینما
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 05:41 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT