آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نوشته های شهیر > مقالات اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 6690 - پاسخ ها: 9  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-24-2009, 05:31 AM   #1
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است


کتاب "چه کسی پنیر مرا برد" در سال ١٩٩٨ منتشر شد و از آن تاریخ ده میلیون نسخه از آن به فروش رفته و پرفروشترین کتاب ظرف دهسال از انتشار آن توسط Amazon.com اعلام شده است. نویسنده آن دکتر سپنسر جانسون (Spencer Johnson) دارای لیسانس روانشناسی و دکترای پزشکی (جراح) با سابقه کار در دانشگاه هاروارد می باشد.


داستان کتاب از این قرار است که دو موش و دو آدم کوچولو که هم اندازه موشها هستند در یک "میز" (Maze) زندگی می کنند. (راههای پیچ در پیچی که به عنوان سرگرمی شما وارد آن می شوید و باید راه خود را به بیرون بیابید. "میز" بصورت نقاشی نیز در کتابها و مجلات دیده می شود که شما با رسم یک مسیر از یک طرف به شبکه تو در توی راهها وارد و از طرف دیگر آن خارج می شوید). دو آدم کوچولو به اسامی "هم" (Hem) و "هاو" (Haw) و هم چنین موشها هر روز باید برای یافتن پنیر و خوردن آن که سمبل آمال و آرزوها، خوشبختی و موفقیت آنهاست در این "میز" که سمبل محیط زندگی پیچیده است مسافتی طولانی را از درون کریدورها طی کنند.

موشها موجوداتی "فاقد قضاوت" (Nonjudgmental) و "فاقد قدرت تجزیه و تحلیل" (Nonanalytical) هستند. آنها فقط پنیر می خواهند و برای بدست آوردن آن هم به هر دری می زنند. اما برای "هم" و "هاو" داستان بکلی متفاوت است. آنها با پنیر رابطه عاطفی دارند. برای آنها پنیر تنها از این نظر که با خوردن آن به حیات خود ادامه می دهند اهمیت ندارد بلکه سیستم باورهایشان و زندگی شان را نیز در رسیدن به پنیر خلاصه می بینند. پنیر در این داستان استعاره ایست که جایگزین همه دلبستگی ها و تعلقات خاطر بشر است. پنیر برای "هم" و "هاو" به منزله کار، شغل، عشق، خانواده، پول و ثروت و بالاخره هر آن چیزیست که برای انسان انگیزه زندگی است.

روزی در جستجوی پنیر، هر دو گروه هم موشها و هم آدم کوچولوها به نقطه ای می رسند که جانسون آنرا ایستگاه C می خواند. در ایستگاه C در قلب "میز" مقدار زیادی پنیر وجود دارد و این امر شادی زائدالوصفی را در آدم کوچولوها ایجاد می کند.

روزها می گذرد، موشها و آدمها هر روز به خوردن پنیر ادامه می دهند تا آنکه یکروز وقتی موشها به سر وقت منبع پنیر می روند آنجا را خالی می یابند. دستی نامرئی پنیرها را برده است. موشها بدون شکوه و شکایت هم چنانکه طبیعت شان اقتضاء می کند از راه رفته باز می گردند و بدنبال هدف غیرقابل اجتناب یعنی یافتن منبع پنیر جدید می روند. موشها نه شوکه می شوند، نه تعجب می کنند، نه خشمگین می شوند و نه غمگین. کمی بعد از آن "هم" و "هاو" فرا می رسند. با دیدن صحنه اسفبار ایستگاه C بدون حتی ذره ای پنیر، خشم و غضب آنها را فرا می گیرد. "هم" فریاد می زند که "چه کسی پنیر مرا برد؟"

آدم کوچولوها که آمادگی مواجهه با این تغییر ناگهانی را ندارند و بر این تصور بودند که تا دنیا دنیاست وضع به همان منوال باقی خواهد ماند و آنان می توانند از منبع لایزال پنیر در ایستگاه C بهره ببرند، از نظر روحی درهم می شکنند و غمی بزرگ هر دو آنها را در بر می گیرد.

روز بعد به امید روبرو شدن با یک معجزه دوباره به ایستگاه C باز می گردند اما باز هم آنجا را خالی می یابند. "هاو" که رفته رفته متوجه واقعیت می شود به دوستش پیشنهاد می کند که به جستجوی پنیر جدیدی بپردازند. "هم" که نمی تواند ذهن خود را از این حادثه که احساس می کند در آن قربانی شده پاک کند، پیشنهاد "هاو" را رد می کند. درحالیکه آدم ها مشغول کلنجار رفتن با ظلمی که یک دست نامرئی بر آنان روا داشته هستند، موشها به منبع جدیدی از پنیر در ایستگاه N می رسند.

روزها سپری می شود و هر روز به امید روبرو شدن با پنیرهای ناپدید شده "هم" و "هاو" به ایستگاه C مراجعه می کنند تا اینکه بالاخره روزی "هاو" یادداشتی بر دیوار ایستگاه C برای "هم" می نویسد با این مضمون که "اگر نمی ترسیدی دست به چه کاری می زدی؟" و پس از آن برای یافتن پنیر جدید به تنهائی براه می افتد.

"هاو" که رفته رفته واقعیت را درک می کند در می یابد که پنیرها در واقع بطور ناگهانی ناپدید نشده بلکه رفته رفته بر اثر استفاده از منبع مزبور مقدار آنها کاهش پیدا کرده تا به صفر رسیده است!

"هاو" تصمیم می گیرد به عمق "میز" وارد شده و بهر صورت که شده منبع جدیدی بیابد. درحالیکه هنوز ترس و نگرانی از شکست از وجود او زدوده نشده هم چنان که به راه خود ادامه می دهد بر روی دیوارها یادداشت هائی برای دوستش "هم" باقی می گذارد که اگر تصمیم به یافتن او گرفت بتواند ردّ وی را بیابد.

بالاخره پس از روزها راه رفتن و جستجو او نیز مانند موشها به ایستگاه N می رسد و در آن انبوهی از پنیر را می یابد. او که از رسیدن به منبع جدید در پوست خود نمی گنجد بر روی دیوارهای ایستگاه N با حروف بزرگ می نویسد:
- تغییر اتفاق می افتد
- انتظارش را داشته باشید
- بسرعت خود را به وضعیت جدید عادت دهید
- تغییر کنید و از تغییر لذت ببرید
- آماده باشید که سریعا تغییر کنید و از این تغییر دوباره و دوباره لذت ببرید

اهمیت کتاب در جامعه آمریکا بحدی بود که برخی از نویسندگان نقد ادبی مردم آمریکا را به دو گروه تقسیم می کردند. آنها که "چه کسی پنیر مرا برد" را خوانده اند و آنانکه آنرا نخوانده اند. کتاب در ٩۴ صفحه با حروف بزرگ و حاشیه بزرگ چاپ شده که شاید نهایتا می توانست در ٣٠ صفحه خلاصه شود.
"چه کسی پنیر مرا برد" آلام بسیاری را تسکین داد، و درد های روحی بسیاری را درمان کرد، در این شکی نیست. اما این کتاب تنها در خدمت درمان دردهای شخصی بسیاری از مردم قرار نگرفت. این کتاب بطور مرموزی یک روی دیگر نیز داشت. "چه کسی پنیر مرا برد" همچون یک انسان دو شخصیتی بود و چهره دیگر آن و فلسفه ای که در پشت آن نهفته بود آنرا به کتاب مقدس دنیای کورپوریت آمریکا و مدیریت کمپانی های بزرگ تبدیل کرد. معاون مریل لینچ (Merrill Lynch) که یکی از بزرگترین کمپانی های فایننس و سرمایه گذاری جهان است از آن به عنوان کتاب ضروری برای "کسانی که در دنیای در حال تغییر امروز خواهان موفقیت اند" یاد کرد. خطوط هواپیمائی ساوت وست، کارخانه مرسدس بنز، کمپانی کداک، و کمپانی سرمایه گذاری و بانکی مورگان ستنلی و دهها کمپانی دیگر هر یک چندین هزار نسخه از کتاب را خریدند و در اختیار کارمندان خود قرار دادند.

"چه کسی پنیر مرا برد" هم چنانکه گفته شد نه تنها در ١٠ میلیون نسخه به فروش رفت بلکه میلیونها نسخه CD و CD-ROM آن نیز وارد بازار شد. در برخی از کمپانی های بزرگ، کارمندان موظف بودند کتاب را بخوانند و از روی آن گزارش تهیه کنند، سپس به گروههائی تقسیم شوند و درباره آن و مفاهیم آن با یکدیگر به بحث بپردازند. در حالیکه کتاب بطور گسترده ای توسط مدیران مورد استقبال قرار گرفت آلت قتاله کارمندان و کارگران شد.

رفته رفته خواندن "چه کسی پنیر مرا برد" سند طنز آمیز و در عین حال غم انگیزی شد که کارکنان کورپوریشن های بزرگ می دانستند که کمی بعد از توصیه های مدیریت به خواندن کتاب مزبور داس اخراج های جمعی فرود خواهد آمد و هزاران هزار را بیکار خواهد کرد. مدیریت کورپوریشن ها برای آماده کردن کارمندان به قبول وضعیت جدید، قبول اخراج، فشار مالی و تنش های خانوادگی بعدی ناشی از آن که زن و شوهرها را به طور سنتی با بروز بحران بیکاری به جان یکدیگر می اندازد به آنان توصیه خواندن کتاب سپنسر جانسون را می کردند تا شرایط جدید را راحتتر بپذیرند و زودتر دست از سر آنان برداشته و به سراغ "پنیر" جدیدی بروند.

در میتینگ های توجیهی که در رابطه با "چه کسی پنیر مرا برد" بر پا می شد، کارکنان توجیه می شدند که نق زدن و شکایت از وضعیت جدید نشانه عدم بلوغ، بی ارادگی و عدم رشد روحی است. انسانهای قوی اعم از مرد و زن با عبرت آموختن از "هاو" باید بر روی شرایط جدید لبخند زده و کفش آهنین به پا کنند و در چنبره "میز" زندگی آمریکائی بدنبال کار جدید بگردند. چیزی که گفته نمی شد این بود که اخراج های عظیم معمولا در شرایط بد اقتصادی اتفاق می افتاد و هیچ دلیلی نداشت که کارگری که از جنرال موتورز اخراج شده بتواند در همان شرایط سخت اقتصادی در فورد کاری برای خود دست و پا کند.

کارمندان پیام مدیریت را از درون نوشته جانسون می گرفتند. سئوال نکنید، شرایط را به همان صورتی که به شما ارائه می شود بپذیرید، خوشحال و خندان باشید و به زندگی لبخند بزنید. اگر اخراج شدید با گفتن یک Thank you بسرعت مانند موشها بدون قضاوت و بدون آنالیز بدنبال پنیر جدید بروید. حرف نزنید. انتقاد نکنید. موشها زودتر به ایستگاه N رسیدند چون سرشان را به پائین انداختند و در پیچ و خم "میز" بدنبال پنیر جدید رفتند. آنها خوش اقبال بودند و پنیر را یافتند اما حتی اگر هم نمی یافتند بازهم دلیلی نداشت که نک و نال کنند.

شکایت زائیده مغزهائی است که زیادی پرسشگرند. پرسش زیادی نکنید چرا که اولا به جائی نمی رسید، کما اینکه "هم" نرسید، و بعد چون هیچ فریادرسی در این راه تو در توی زندگی نیست بهتر است بجای سر در آوردن از اینکه چه بر سر پنیر آمده تا دیر نشده در این دنیای پیچیده و "میز" مانند بدنبال سرنوشت محتوم خود و یافتن پنیر جدید بروید، ضمن اینکه لبخند هم فراموش نشود.

"چه کسی پنیر مرا برد" درس بزرگی به جامعه آمریکا آموخته است، بجای اینکه "تغییر دهید" باید "تغییر کنید". تغییر را بپذیرید و به آن لبخند بزنید حتی اگر بر اثر آن خطر گرسنگی و تمام شدن پنیر، خود و خانواده تان را در شرف نابودی قرار دهد.

اما سئوال اینست. چرا ماباید مثل موش زندگی کنیم؟ چرا باید در حصار "میز" برای اندکی پنیر انسانیت خود را بفروش بگذاریم؟ سر خود را به پائین بیندازیم، انتقاد نکنیم، صدایمان در نیاید و چون موش شویم؟ اصلا چرا به دنبال پنیر برویم؟ چرا به دنبال غذاهای دیگر نرویم؟ و یا حتی چرا از "میز" خارج نشویم، دمی آرام نگیریم و سپس خود دست به ساختن پنیر جدید نزنیم؟ اصلا چرا حصارهای "میز" را فرو نریزیم. ما انسانیم، موش نیستیم.

شهیر شهیدثالث
www.shahirblog.com
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
23 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-24-2009, 11:14 AM   #2
hossein88
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 50
تشکرها: 4
در 10 پست 14 بار تشکر شده
Points: 1,584, Level: 22
Points: 1,584, Level: 22 Points: 1,584, Level: 22 Points: 1,584, Level: 22
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

شما گفتید "چرا ماباید مثل موش زندگی کنیم؟ چرا باید در حصار "میز" برای اندکی پنیر انسانیت خود را بفروش بگذاریم؟ سر خود را به پائین بیندازیم، انتقاد نکنیم، صدایمان در نیاید و چون موش شویم؟ اصلا چرا به دنبال پنیر برویم؟ چرا به دنبال غذاهای دیگر نرویم؟ و یا حتی چرا از "میز" خارج نشویم،"
شاید به این دلیل که این کتاب در جامعه ای نوشته شده که نیازی به شکستن ساختارها احساس نمی شود و شاید هم این نظر نویسنده بوده که خواسته اینطور بیان کنه که موقعی که نا موفق شدید این تقصیر جامعه شما نیست پس به فکر تغییر آن نباشید این ناتوانی شماست که پنیر مناسب رانیافتید
پنیر شرط موفقیت در جامعه است چون ما حق تغییر جامعه(از نظر نویسنده) را نداریم پس حق انتخاب هدفی غیر از پنیر را هم نداریم!
و مثل موش باشیم یعنی اینکه تنها به فکر خودمان باشیم و کاری به حکومت و جامعه نداشته باشیم!!!واین موافق حال بعضی ها است.
راستی چرا این کتاب در ایران هم به تیراژ فوق العاده بالایی رسید؟(برخلاف کتابهای اینچنینی قبلی)
hossein88 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از hossein88 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 01-24-2009, 12:39 PM   #3
vatoos
 
vatoos's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 478
تشکرها: 328
در 297 پست 924 بار تشکر شده
Points: 8,303, Level: 61
Points: 8,303, Level: 61 Points: 8,303, Level: 61 Points: 8,303, Level: 61
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

فكر كنم اين كتاب در شرايط معمولي بايد روش تمركز بشه ...
اين كتاب براي من مفيد بود چون در يك برهه زماني به يك چيزي نياز داشتم كه بهم بگه از تغييري كه به دلخواه خودم ميخوام انجام بدم ولي شك و ترديد و اضطراب نميذاشت با مثبت انديشي عمل كن ...
جوابش مثبت بود
اما قبول دارم كه دست و پاي موشها و آدمكها خيلي بستست ..
شايد دنياي خارج از ميز يعني مرگ !!؟؟
دالونها يعني اينكه هميشه مشكلات هستند
شايد آدمكها ميتونستن با كمي تلاش دالونهاو ايستگاههاي جديدي پيدا كنن كه توش يك گوساله كوچيك بود كه هم ازش شير بگيرن هم پنير خامه دوغ و .... (تخم مرغ !!! )
موافقم با نظر شهير خان و فكر كنم بايد كتابي نوشته بشه كه محيط رو براي آدمكها باز كنه... با توجه به پايان مطلبتون فكر كنم شما قصد داريد محيطشونو گسترش بديد ...
اگر قصد چنين كاري رو داريد من براي اسم اين كتاب يك پيشنهاد دارم :
چه كسي گاو مرا خورد
تصور ميكنم اگر موشها و آدمكها از تو ميز در بيان قصه خيلي دنباله دار ميشه ؟!
اما مطمئنم ميشه ..
__________________
چو از او گشتی همه چی از تو گشت و چو از او گشتی همه چی از تو گشت
vatoos آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از vatoos بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-25-2009, 09:12 AM   #4
sabaa
 
sabaa's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 90
تشکرها: 12
در 53 پست 108 بار تشکر شده
Points: 1,720, Level: 24
Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

شهیرگرامی وقتی خواندم ده میلیون نسخه فروش این کتاب بوده کنجکاو شدم و وقتی سطر به سطر می خواندم با خودم فکرمیکردم حتما دلیلی دارد که این کتاب با این نه چندان محتوی به تیراژ بالا رسیده ( دائی جان ناپلئونی بقول کسانی که ما را متهم میکنند ) وقتی نتیجه را خواندم و هجوم کمپانی ها برای خرید این کتاب جواب سئوالم را گرفتم . شاید این جوابی باشد برای کسانی که فکر میکنند انتخاب مردم تیراژ کتابی را در آمریکا با لا میبرد . خانم اوپرا کافی است در یک شوی تلویزیونی از کتابی نام ببرد و آن کتاب در لیست فروش بی سابقه قرار گیرد. ایکاش میشد به افرادی که مرعوب آزادیهای آمریکا می شوند فهماند که حتی مجریان برنامه های تلویزیونی و یا شبکه های خبری در حد یک حزب قوی قدرت و تسلط بر روی افکار مردم دارند . سیستم دیکتاتوری سرمایه داری و نحوه کنترل آن نیاز به روشنگری دارد. سال گذشته یکی از دوستانم با هیجان بسیار از رفتن به سمیناری تعریف میکرد ( در ایران ) که بلیط آن دویست و پنجاه هزار تومان ( معادل 250 دلار ) بود و این سمینار در مورد این بود که " چگونه در زندگی موفق بشوید " خلاصه بدبختی یکی دو تا نیست راه شدن بازها یعنی همین مسخره بازی ها و شتشو مغزی دادن ها را در ایران پیاده کردن و نوارها و کتاب های باد کرده اشان را به آنجا صادر کردن که مسلما هدف اصلی ترویج فرهنگ فکری حفظ منافع سرمایه داری به شیوه های گوناگون بوسیله سمینارهای مختلف و پرزرق و برق و باب طبع طبقه مرفه و یا جلب تعداد جوان علاقمند را اسیر توهمات کردن میباشد بتوانند جیب ملت را هم خالی کنند و با دست پر از یک سفر به ایران برگردند. این فقط یک نمونه کوچک است .
sabaa آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از sabaa بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-10-2010, 07:23 AM   #5
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

مقاله ای که به خواندن دوباره اش می ارزد.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-25-2013, 10:20 PM   #6
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,034
تشکرها: 30,963
در 4,923 پست 27,196 بار تشکر شده
Points: 57,158, Level: 100
Points: 57,158, Level: 100 Points: 57,158, Level: 100 Points: 57,158, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

برای دوستانی که قبلا این مقاله را نخوانده اند
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-26-2013, 10:10 AM   #7
hiran
 
hiran's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2012
پست ها: 1,188
تشکرها: 3,540
در 1,018 پست 3,071 بار تشکر شده
Points: 12,967, Level: 74
Points: 12,967, Level: 74 Points: 12,967, Level: 74 Points: 12,967, Level: 74
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

والبته جهت اصلی باز نشر این کتاب با تیراژ بالا در بیشتر ممالک وحتی امریکا نظر به برد اقتصادی ان بوده است و شرکت های هرمی این کتاب را به همه مشتریان بدوی خود به عنوان یک منبع معرفی می نمایند.و این باعث افزایش نشر ان میشد
__________________
شاعرشب
hiran آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از hiran بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-26-2013, 12:35 PM   #8
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,145
تشکرها: 19,943
در 2,120 پست 13,761 بار تشکر شده
Points: 33,019, Level: 100
Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

نیازی نیست این کتاب در ایراان با تیراژ بالا چاپ بشه. چون سریالهای ترکی و ایرانی با همین مضمون که " باید در برابر سختیها مقاوم بود و به قضا و قدر الهی ایمان داشت..."با نسخه های متعدد به خورد ملت ایران رفته است. وفور فرهنگ عزاداری در کشور، مدرسه مداحی ...همه و همه برای این است که ما منتظر دستانی از غیب هستیم تا پنیری برای ما در جای دیگری انباشته کرده باشد بدون آنکه بدانیم در پس این حمایت های دروغین چقدر از تلاش و اندیشیدن دست برداشته ایم!
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-26-2013, 01:00 PM   #9
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,757
تشکرها: 23,237
در 4,458 پست 26,431 بار تشکر شده
Points: 62,376, Level: 100
Points: 62,376, Level: 100 Points: 62,376, Level: 100 Points: 62,376, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط هزارچهره نمایش پست ها
نیازی نیست این کتاب در ایراان با تیراژ بالا چاپ بشه. چون سریالهای ترکی و ایرانی با همین مضمون که " باید در برابر سختیها مقاوم بود و به قضا و قدر الهی ایمان داشت..."با نسخه های متعدد به خورد ملت ایران رفته است. وفور فرهنگ عزاداری در کشور، مدرسه مداحی ...همه و همه برای این است که ما منتظر دستانی از غیب هستیم تا پنیری برای ما در جای دیگری انباشته کرده باشد بدون آنکه بدانیم در پس این حمایت های دروغین چقدر از تلاش و اندیشیدن دست برداشته ایم!
هزارچهره گرامی , شک ندارم با توجه به تخصصی که دارید قطعا نکاتی از کتاب را مد نظر دارید که من به آن دست نیافته ام , اما برادشتی که من از این کتاب داشتم با مضامین سریال ها و مثال هایی که زدید متفاوت است
اتفاقا برداشت من از این کتاب تقریبا مصداق شعریست که مدت ها امضاء فرومی من بود:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل .....که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

شاید هم من منظور شما را به درستی درک نکردم که در اینصورت با یکی از چهره هایتان بنده را روشن بفرمایید
ارادتمند
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-26-2013, 04:01 PM   #10
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,145
تشکرها: 19,943
در 2,120 پست 13,761 بار تشکر شده
Points: 33,019, Level: 100
Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100 Points: 33,019, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : "چه کسی پنیر مرا برد" کتابی که سالهاست جامعه آمریکا را زیر نفوذ خود گرفته است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط namira نمایش پست ها
هزارچهره گرامی , شک ندارم با توجه به تخصصی که دارید قطعا نکاتی از کتاب را مد نظر دارید که من به آن دست نیافته ام , اما برادشتی که من از این کتاب داشتم با مضامین سریال ها و مثال هایی که زدید متفاوت است
اتفاقا برداشت من از این کتاب تقریبا مصداق شعریست که مدت ها امضاء فرومی من بود:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل .....که گر مراد نیابم به قدر وصع بکوشم

شاید هم من منظور شما را به درستی درک نکردم که در اینصورت با یکی از چهره هایتان بنده را روشن بفرمایید
ارادتمند
تخصص؟؟؟؟جناب نامیرا منظورتون کدام تخصصه؟

با توجه به مقاله شهیر عزیز:
نقل قول:
"چه کسی پنیر مرا برد" درس بزرگی به جامعه آمریکا آموخته است، بجای اینکه "تغییر دهید" باید "تغییر کنید". تغییر را بپذیرید و به آن لبخند بزنید حتی اگر بر اثر آن خطر گرسنگی و تمام شدن پنیر، خود و خانواده تان را در شرف نابودی قرار دهد.

اما سئوال اینست. چرا ماباید مثل موش زندگی کنیم؟ چرا باید در حصار "میز" برای اندکی پنیر انسانیت خود را بفروش بگذاریم؟ سر خود را به پائین بیندازیم، انتقاد نکنیم، صدایمان در نیاید و چون موش شویم؟ اصلا چرا به دنبال پنیر برویم؟ چرا به دنبال غذاهای دیگر نرویم؟ و یا حتی چرا از "میز" خارج نشویم، دمی آرام نگیریم و سپس خود دست به ساختن پنیر جدید نزنیم؟ اصلا چرا حصارهای "میز" را فرو نریزیم. ما انسانیم، موش نیستیم.
یاد سریالهایی مثل "کلید گنج اسرار"، "شاید برای شما هم اتفاق بیافتد " و دیگر مجموعه های ایرانی به مناسبت های مختلف مذهبی افتادم که در بیشتر قسمت های این سریال ها به بیینده ها القاء می شود که شما توان تغییر را ندارید. همانطور که شهیر عزیز اشاره کردند
-همچون یک انسان دو شخصیتی بود و چهره دیگر آن و فلسفه ای که در پشت آن نهفته بود آنرا به کتاب مقدس دنیای کورپوریت آمریکا و مدیریت کمپانی های بزرگ تبدیل کرد- این فیلم ها هم دو وجهی هستند. فی نفسه این فیلم ها بد نیستند و تلنگری هستند بر وجدان خفته ما، اما وقتی تعدادشان زیاد می شود یه جورایی فرهنگی رو در ورای آن دارند که نباید اعتراض کنی و باید به تقدیر خداوند ایمان داشته باشی.
جناب نامیرا این برداشت من از این چنین فیلم هاست. و با خواندن مقاله شهیر عزیز یاد اون افتادم. شما نیمه پر لیوان را دیدیدو من نیمه خالی
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 09:38 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT