آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > بین الملل > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 987 - پاسخ ها: 14  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-10-2018, 02:59 AM   #1
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,249
تشکرها: 1,960
در 1,021 پست 3,017 بار تشکر شده
Points: 12,302, Level: 72
Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72
Activity: 52%
Activity: 52% Activity: 52% Activity: 52%
پیش فرض خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

عصر ایران؛ جعفر محمدی - چندی پیش سفری کوتاه به ویتنام داشتم. در پرواز "هوشی مین" به "هانوی" که حدود 2 ساعت به طول انجامید، فرصتی دست داد تا با یکی از همسفران ویتنامی ام گفت و گو کنم.

هواپیمای بوئینگ ویتنام ایرلاینز


روز قبل به جنگل های اطراف هوشی مین رفته بودم، جایی که جنگ های گسترده ارتش آمریکا و مردم ویتنام با شدت بیشتری در جریان بوده است. آمریکا در 20 سال حضور اشغالگرانه اش در ویتنام، از هیچ جنایتی علیه مردم این کشور فروگذار نکرده بود. در موزه جنگ ویتنام به ما گفتند که تعداد بمب هایی که آمریکا بر سر مردم ویتنام ریخت از تعداد کل بمب هایی که متحدین و متفقین در جنگ جهانی دوم علیه هم استفاده کرده بودند، بیشتر بود.

موزه جنگ ویتنام که از منابع درآمدی پایتخت این کشور است.
در مقایسه با موزه دفاع مقدس در ایران، این موزه بسیار ضعیف است.



آمریکایی ها همچنین از بمب های شیمیایی گوناگونی در این جنگ استفاده کردند و باعث شدند تا سه نسل از ویتنامی ها با مشکلاتی از قبیل جنین های نارس یا متولدین معلول مواجه باشند. در موزه جنگ ویتنام، چند نفر از این معلولان مادرزاد که قدی حدود 50 سانتی متر داشتند، با دست هایی کوتاه و صورت هایی دفرمه شده، صنایع دستی درست می کردند و به توریست ها می فروختند. آنها بخش زنده موزه بودند.

حجم حملات و وحشیگری های ارتش آمریکا به حدی بود که بخش زیادی از مردم ویتنام، ناگزیر بودند در هزاران کیلومتر تونلی که زیر جنگل ها کنده بودند زندگی کنند و حتی مدارس و بیمارستان هایشان را نیز به این تونل های زیر زمینی منتقل کنند. با این حال، آمریکایی ها آنان را در زیر زمین هم راحت نمی گذاشتند و با سم پاشی جنگل ها و نیز انداختن بمب هایی که اکسیژن هوا را می بلعید، آنان را در تونل هایشان نیز قتل عام می کردند.

یکی از تونل هایی که مردم ویتنام سال ها در آن زندگی می کردند


با این حال، مقاومت 20 ساله مردم ویتنام که البته با کمک های شوروی سابق و چین همراه بود، آمریکا را ناگزیر به عقب نشینی از این کشور کرد و بدین ترتیب، یک شکست تاریخی برای ایالات متحده ثبت شد.

حجم جنایاتی که آمریکایی ها علیه مردم ویتنام انجام داده بودند در مقایسه با ستم های آمریکا علیه ایران، مانند مقایسه فیل و فنجان است. از این رو، برایم جالب بود که بدانم مردم ویتنام درباره آمریکا چگونه می اندیشند.
وقتی موضوع را با همسفرم در میان گذاشتم، اولین جمله اش این بود: "آنچه بین ما و آمریکا گذشته، مربوط به گذشته بود؛ ما به آینده نگاه می کنیم."
او که خودش را معلم معرفی کرد چنین ادامه داد: بین کشورها سه نوع رابطه می تواند وجود داشته باشد: "جنگ، فقدان ارتباط و صلح."
و سپس از من پرسید: کدامش بهتر و انسانی تر است؟ و بی آن که منتظر پاسخ من شود گفت: "معلوم است که صلح از همه چیز بهتر است و ما در رابطه مان با جهان و از جمله با آمریکا صلح را انتخاب کرده ایم."

یکی از صحنه های دلخراش جنگ ویتنام که در موزه جنگ به نمایش درآمده است


به او وقایع جنگ ویتنام و جنایت های آمریکا را یادآوری کردم و آقای معلم نیز گفت: "در آن جنگ آمریکا به ما آسیب های زیادی زد. آیا این دلیل خوبی است که ما همان آسیب ها را ادامه دهیم و به خودمان بیشتر صدمه بزنیم؟"

از او خواستم بیشتر توضیح دهد و او گفت: "اگر ما با آمریکا در همان حال جنگ یا قهر بودیم آیا همین هواپیمای بوئنیگ نو که الان سوارش هستیم را می توانستیم سوار شویم؟ آیا مردم ویتنام که آن همه از جنگ آسیب دیده اند باید بتوانند از تکنولوژی روز استفاده کنند یا این که چون سال ها قبل با آمریکا جنگیده اند، امروز هم خود را از مزایای تکنولوژی و اقتصاد محروم کنند؟!
بله! ما خاطره خوبی از آمریکا نداریم و راستش را بخواهی من که در آن زمان متولد نشده بودم، از آمریکا نفرت دارم ولی نفرت من از آمریکا نباید به ضرر خود من تمام شود و مرا در گذشته نگه دارد."

در ادامه سفر با افراد دیگری هم صحبت کردم و کما بیش همین نظر را داشتند. در هانوی، پایتخت ویتنام دستکم سه جوان را دیدم که پیراهن هایی بر تن داشتند که روی آنها پرچم آمریکا نقش بسته بود. برندهای آمریکایی مانند مک دونالد و کی اف سی در نقاط مختلف شهر شعبه داشتند. برغم هم مرز و هم ایدئولوژی بودن ویتنام با چین، خودروهای چنیی در خیابان های این کشور وجود نداشتند و در عوض، خودروهایی از آمریکا به ویژه فورد و شورلت (در رده های بعد از هیوندایی و تویوتا) در خیابان های این شهر تردد داشتند.
هم پیمان بزرگ آمریکا در شرق جهان، یعنی ژاپن هم در حال احداث متروی شهری در شهر هوشی مین بود.

پرچم ژاپن در بالای پروژه احداث متروی شهری در هوشی مین نصب شده است.
پشت پروژه مترو، برج "بیتکس کو" دیده می شود که نماد این شهر است و توسط یک شرکت فرانسوی ساخته شده است. ویتنامی ها قبل از جنگ با آمریکا، سال ها درگیر جنگ با فرانسه بودند.



ویتنامی ها جنگی که 43 سال تمام شده است را ایستگاهی برای توقف در گذشته نکرده اند بلکه دهه هاست که آن جنگ 20 ساله را منبعی برای درآمد زایی کرده اند. مثلاً تور جنگل برگزار می کنند و از گردشگران خارجی مبلغی پول می گیرند و تونل های زمان جنگ، ابزارآلات رزمی آن دوران، فیلم مستندی از شجاعت های ویت کنگ ها و ... را نشان شان می دهند و در جایی، به ازای هر تیر جنگی 2 دلار می گیرند و به توریست ها اجازه می دهند با سلاح های زمان جنگ، شلیک کنند.
در طول مسیر نیز انواع رستوران ها و فروشگاه ها رونق دارند و رانندگان و راهنمایان زیادی مشغول به کار شده اند. موزه جنگ شان نیز که همیشه مملو از گردشگرانی است که برای دیدن عکس های زمان جنگ و هواپیماها، تانک ها و تسلیحات به جا مانده از آن دوران بلیت می خرند.

هر روز صدها کشتی و قایق توریستی، گردشگرانی از سراسر جهان را در خلیج هالونگ بی می گردانند.توریسم، یکی از منابع درآمدی ویتنام شده است


اینک، هم آمریکا بدون جنگ و خونریزی و دشمنی با برندهایش در ویتنام حضور دارد و هم ویتنام در عین حفظ تاریخ و فرهنگش، خود را از عداوت و ستم آمریکا مصون داشته و از مزایای رابطه با بزرگ ترین اقتصاد جهان بهره مند است. به عنوان مثال، در فقدان تبلیغات سوء علیه ویتنام در رسانه های جهانی - که عمده ترین شان آمریکایی هستند - این کشور تبدیل به یک مقصد توریستی شده است و نیز بسیاری از برندهای جهان و از جمله برندهای آمریکایی در این کشور تولید می شوند تا هم تکنولوژی به این کشور منتقل شود و هم اشتغالزایی قابل توجهی در این کشور ایجاد شود.

در مسیر بازگشت از هانوی به تهران، به این می اندیشیدم که آن اندازه که ما ایرانی ها به پیروزی ویتنامی ها در جنگ با آمریکا می بالیم و درباره اش شعار می دهیم، خود ویتنامی ها ادعا ندارند و به قول آن معلم ویتنامی، آنها در گذشته نمانده اند و به آینده نگاه می کنند.

http://www.asriran.com/fa/news/601656
.
.
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-11-2018, 05:14 AM   #2
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,026
تشکرها: 6,514
در 1,996 پست 21,716 بار تشکر شده
Points: 39,662, Level: 100
Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100
Activity: 24%
Activity: 24% Activity: 24% Activity: 24%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

ممنون منصور عزیر. این مطلبی است که من بارها در مقالاتم به آن اشاره کرده ام. نوشته فوق العاده ای یود.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-11-2018, 07:02 PM   #3
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,749
تشکرها: 2,684
در 1,635 پست 7,724 بار تشکر شده
Points: 18,068, Level: 85
Points: 18,068, Level: 85 Points: 18,068, Level: 85 Points: 18,068, Level: 85
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

آمریکا در شرق آسیا در کره ناکام شد و در ویتنام شکست خورد و در برابر چین اتمی کوتاه آمد تا سرانجام راضی شد دست از قدرت سخت بکشد و به قدرت نرم روی بیاورد.
در غرب آسیا بر عکس است. قدرت سخت این کشور در افغانستان و عراق به صورت نسبی پیروز شد و اکثریت غالب کشورهای منطقه را مطیع خود کرده است و بعضی ها را هم دارد می دوشد. در نتیجه خیلی تمایلی ندارد از قدرت سخت دست بکشد. (1)
مشکل خیلی از طرف ما نیست. برجام و نتایجش پیش روی مان است.
(1) تنها استثناء زمان آقای اوباما بود آن هم نه به خاطر پیشرفت این منطقه بلکه به دلیل ظهور چین و از دست رفتن برتری های نظامی آمریکا در شرق آسیا. به طوری که امروز برتری هوایی آمریکا بر روی تایوان از دست رفته است. در جزایر مورد اختلاف در غرب دریای چین به تعادل رسیده است و تنها برتری هوایی موجود بر روی ژاپن است.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-13-2018, 03:37 AM   #4
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,026
تشکرها: 6,514
در 1,996 پست 21,716 بار تشکر شده
Points: 39,662, Level: 100
Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100
Activity: 24%
Activity: 24% Activity: 24% Activity: 24%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
مشکل خیلی از طرف ما نیست. برجام و نتایجش پیش روی مان است.
ظریف در کتاب آقای سفیر می گوید: "ما مدعی دیدگاهی هستیم که بعد جهانی دارد. هیچ رابطه ای نیز با میزان قدرتمان ندارد و به منشا دیدگاهمان برمی گردد. چرا مالزی این مشکلات را ندارد؟ به خاطر این که مالزی دنبال یک تغییر در نظام بین المللی نیست ... این چنین رسالتی در ذات انقلاب ما وجود دارد که به نظر من نه تنها الزاما خطرناک نیست بلکه منبع قدرت است." ظریف بر این خصیصه تاکید کرده و می گوید: "ما بدون اهداف انقلابی مان وجود خارجی نداریم. حداکثر به کشوری مانند پاکستان تبدیل می شویم. آنچه که ما را از دیگر کشورها متمایز کرده ، همان برجستگی های اهداف انقلابی ماست."
ظریف در پاسخ به این سئوال که آیا می شود با قدرت ها از جمله با آمریکا دیالوگ خردمندانه داشت می گوید: "حتما می شود. ما اختلافات اساسی با آمریکا و غرب داریم (اما) ... نوعی گفت و گو و تعامل اجتناب ناپذیر است. داشتن گفت و گو، به معنی پذیرش دیدگاه های طرف مقابل و حتی دوستی نیست، بلکه به معنی این است که اجازه ندهید تا دیگران منافع شما را هزینه کنند و از منافع شما برای خودشان امکاناتی فراهم کنند. هنر دیپلماسی در همین است که بتوانید به حداکثر منافع با حداقل هزینه دست پیدا کنید. در این مسیر با توجه به پیوستگی دنیای کنونی، نمی توانید صرفا حداکثر منافع را از راه تقابل به دست آورید."
در جای دیگر ظریف استدلال می کند که ایران برای تبدیل شدن به بازیگر اصلی در منطقه باید با قدرت ها تعامل کند. وی می گوید: "یعنی شما نمی توانید (این از نکات قطعی است که می گویم) اهداف سند چشم انداز ۲۰ ساله را بدون تعامل جهانی اجرا کنید ... این اهداف بدون تعامل جهانی امکان پذیر نیست."
خلاصه بحث ظریف این است که در دنیای به هم پیوسته امروز نمی توان جایگاهی کسب کرد، نمی توان از منافع ملی ایران دفاع کرد در حالی که با آمریکا در تعامل نبود، و از آن بدتر در تقابل هم بود. او مخاطبین خود را توجه می دهد که تعامل به معنی تسلیم و سر سپردگی نیست. اهمیت نظریه ظریف در مورد رابطه با آمریکا در این است که این قابلیت را دارد که به عنوان یک گفتمان، در سیستم سیاسی ایران مطرح شود چرا که او این نظریه را از یک دیدگاه لیبرالیستی و غربی مطرح نمی کند. بلکه بالعکس، معتقد به ارزش های انقلاب است و ارزش های انقلابی را پشتوانه ای می بیند که ایران با اتکای به آن می تواند جایگاهی متفاوت در منطقه برای خود دست و پا کند.



آیا ایران از این سیاست تبعیت می کند یا راه هر نوع گفتگو و مذاکره با آمریکا بسته شده است؟ اگر یادتان باشد بعد از امضاء برجام آقای خامنه ای هرگونه مذاکره ای با آمریکا را در زمینه های دیگر ممنوع کرد. من در چندین مقاله فارسی و انگلیسی همان موقع نوشتم که محال است که ایران با آمریکا در صد جبهه درگیر باشد مذاکره هم نکند حرف هم نزند اما برجام پایدار بماند. این مقاله در مورد ویتنام شاهکاری است که سیستم قدرت در ایران باید آنرا بخواند. چنانکه می دانید خود من از منتقدین شدید سیستم آمریکائی هستم اما معتقدم باید با دیپلماسی دست به دتانت (تشنج ردائی) زد والا ایران از این دور تسلسل tit-for-tat خارج نخواهد شد.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-13-2018, 08:47 AM   #5
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,366 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

با نظر شهیر موافقم و معتقدم که باید حرف زد، گفتگو کرد و پشت میز مذاکره نشست تا مسائل فی مابین را بتوان حل و فصل کرد.این فقط خاص ایران و آمریکا نیست و همه کشورها نیاز دارند تا با هم تعامل کنند چرا که انسان موجودی اجتماعی است و بالتبع جوامع انسانی هم پویا و زنده هستند.
راه گفتگو و مذاکره هیچ وقت بسته نیست و همیشه باز است و تنها یک اراده در بالاترین سطوح باید در ایران شکل بگیرد تا بتوان آن را به سرانجام رساند.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-13-2018, 09:17 AM   #6
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,749
تشکرها: 2,684
در 1,635 پست 7,724 بار تشکر شده
Points: 18,068, Level: 85
Points: 18,068, Level: 85 Points: 18,068, Level: 85 Points: 18,068, Level: 85
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

آمریکایی که در منطقه شکست نخورد حاضر به مذاکره نیست. اوباما تنها بعد از دریافت ضربات مرگ آور در افغانستان و عراق حاضر به مذاکره شد.
اینکه ابلهی در آمریکا بر سر کار آمد که همین دیروز آن توئیت احمقانه را درباره موشک های زیبا و هوشمند آمریکایی می نویسد و می خواهد کشورهای منطقه را بدوشد تقصیر آقای خامنه ای است؟
آخر کدام انسان عاقلی است که هنوز میوه های برجام را نچیده بر سر مسائل منطقه ای مذاکره کند؟
آن هم با این وضعیت تحریم تسلیحاتی ایران که تنها چاره کار حفظ امنیت کشور فرار به سمت تسلیحات هسته ای و پراکسی های منطقه ای بود. راه اول که بسته شد، اگر دومی هم بسته می شد همین بن سلمان ایران را یمن می کرد.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-15-2018, 09:14 AM   #7
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,026
تشکرها: 6,514
در 1,996 پست 21,716 بار تشکر شده
Points: 39,662, Level: 100
Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100 Points: 39,662, Level: 100
Activity: 24%
Activity: 24% Activity: 24% Activity: 24%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

دوستان را به مرور بحث های بالا جلب می کنم. با تشکر
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-16-2018, 08:43 AM   #8
naria
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 114
تشکرها: 4,235
در 107 پست 458 بار تشکر شده
Points: 8,132, Level: 60
Points: 8,132, Level: 60 Points: 8,132, Level: 60 Points: 8,132, Level: 60
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
در غرب آسیا بر عکس است. قدرت سخت این کشور در افغانستان و عراق به صورت نسبی پیروز شد و اکثریت غالب کشورهای منطقه را مطیع خود کرده است و بعضی ها را هم دارد می دوشد. در نتیجه خیلی تمایلی ندارد از قدرت سخت دست بکشد.
جهانِ پسا گرگ‌ و‌ بره

تمام تاریخ نیم‌قرن اخیر ما حکایت تلاش بی‌وقفه ی یک ملت برای «بره» نبودن بود. برای مغلوب نشدن به قاعده ی گرگ‌ها. برای تسلیم نشدن به این اصل که منطق برتر همیشه منطق فرد قوی‌تر است.

داستان تلخ «گرگ و بره» ژان دو لا فونتن (Jean de La Fontaine) را شنیده‌اید.
بره‌ای در کنار برکه‌ ی آب مشغول نوشیدن بود. گرگ درنده‌ای او را می‌بیند و به او نزدیک می‌شود.

– گرگ با خشم از بره می‌پرسد «چرا آب زلال مرا گل‌آلود کردی؟ باید تو را به سزای عملت برسانیم!».
* بره جواب می‌دهد «سرورم! دقت بفرمایید آب را گل‌آلود نکرده‌ام. و حتی اگر چنین باشد٬ شما بیست قدم بالاتر از من آب می‌نوشید. چطور ممکن است آب شما را گل‌آلود کرده باشم؟»
– گرگ می‌گوید «اولین بارت نیست! تو پارسال هم آب مرا گل‌آلود کردی».
* بره پاسخ می‌دهد «من پارسال هنوز به دنیا نیامده بودم!».
– گرگ می‌گوید «پس حتماً کار یکی از برادرانت بوده».
*بره می‌گوید «آخر من برادری ندارم».
– گرگ می‌گوید «به هر حال امثال تو و چوپان‌‌هایتان و سگ‌های گله‌تان همیشه مرا آزار داده‌اید. اکنون جا دارد که انتقامم را از تو بگیرم!».
و با این جملات و بدون هیچ استدلال دیگری٬ گرگ درنده بره کوچک را تکه‌پار می‌کند و می‌خورد.

دو لا فونتن از این داستان نتیجه می‌گیرد که «منطق فرد قوی‌تر٬ همیشه منطق برتر است!»

تمام تاریخ نیم‌قرن اخیر ما حکایت تلاش بی‌وقفه ی یک ملت برای «بره» نبودن بود. برای مغلوب نشدن به قاعده ی گرگ‌ها. برای تسلیم نشدن به این اصل که منطق برتر همیشه منطق فرد قوی‌تر است.

ما نخواستیم «بره» باشیم در زمانی که صدام حسین شهرهای سردشت و بانه و مریوان و سومار و زرده را با گازهای خردل و اعصاب و خفه‌کننده و سیانور بمباران می‌کرد و نمایندگان ایران برای بیدار کردن وجدان جامعه ی جهانی در دهلیزهای «خم اندر خم و پیچ اندر پیچ» ساختمان سازمان ملل در پی‌ «هیچ» میدویدند.

زمانی که نمایندگان ایران با پرونده‌‌ها و اسناد جنایات حملات شیمیایی صدام و عکس‌های اجساد خشک‌شده ی مردان و زنان و کودکان ایرانی در زیر بغل‌شان٬ نفس‌زنان به دنبال دبیر کل سازمان ملل و سفیران کشورهای «متمدن» جهان و پرچم‌داران حقوق‌بشر میدویدند تا بلکه عنابتی بفرمایند و مصوبه‌ای علیه این جنایت جنگی تصویب نمایند. و هر بار با این پاسخ مواجه می‌شدند که «خودتان را خسته نکنید. این مسئله ما نیست».

در آن زمان «منطق فرد قوی‌تر» حکم می‌کرد که هر اقدامی برعلیه صدام‌شان را «وتو» کند.
حکم می‌کرد که هر چند صدام «حرام‌زاده» است اما «حرام‌زاده ی خود ماست». حکم می‌کرد که ملت ایران «آب» زلال ما را گل‌آلود کرده و اینک سزاوار «تنبیه» است.

از رابرت فیسک «Robert Fisk» بپرسید که ما چگونه نقش «بره» را نپذیرفتیم و در برابر «منطق فرد قوی‌تر» سر فرود نیاوردیم:
از او بپرسید که در مقدمه ی کتاب «The Great War for Civilization»اش نوشته که پس از ۵۰ سال گزارش‌گری حرفه‌ای جنگی و حضور و پوشش مستقیم‌ در هر دو سوی همه ی جبهه‌ها در همه ی جنگ‌های نیمه دوم قرن بیستم٬ هنوز تکان‌دهنده‌ترین تصویری که در ذهنش نقش بسته و هرگز ترکش نمی‌کند٬ تصویر سربازان جوان ایرانی شیمیایی شده است که در پُشت وانتی نشسته‌اند و در یک دست در دستمال‌‌هایشان خون و خلط سرفه می‌کنند و در دست دیگرشان قرآن گرفته و می‌خواندند و مشتاقانه به سوی همان میدان‌های مرگ بازمی‌گردند.

ما نخواستیم «بره» باشیم٬ در زمانی که جرج بوش پدر از «نظم نوین جهانی» خبر داد و ما جایی برای خودمان در «نظام» جدید سلطه ی او نجستیم. و در زمانی که جرج بوش پسر به همه ی «ملت‌ها» در همه ی «مناطق» جهان هشدار داد که تصمیم‌تان را بگیرید که «آیا با ما هستید٬ یا بر عیله ما» و ما «محور شرارت» را به «با آن‌ها»‌ بودن ترجیح دادیم.

ما نخواستیم «بره» باشیم وقتی به ما گفته شد که حق غنی‌سازی اورانیوم ندارید چرا که توانایی هسته‌ای شما «آب» زلال ما را – نفت ما را – موقعیت استراتژیک ما را در منطقه گل‌آلود می‌کند:
تسلیم تحریم‌های «فلج‌کننده» اقتصادی‌شان نشدیم٬ تسلیم تهدید‌های نظامی روزمره‌شان نشدیم٬ تسلیم قطع‌نامه‌های شورای امنیت‌٬ تسلیم انزوای بین‌المللی٬ تسلیم «امنیتی‌سازی» و جوسازی‌های رسانه‌ای‌شان نشدیم.

ایستادیم٬ مقاومت کردیم٬ مذاکره کردیم و گفتیم «ایرانی را هرگز تهدید نکنید».

ما نخواستیم «بره» باشیم در آن زمان که گرگ‌های سیاه و درنده ی داعش را در سراسر منطقه‌ رها کردند.
مانیفست «اداره التوحش» به دست‌شان دادند٬ آخرین مدل‌‌ ماشین‌‌های تویوتا را زیر پایشان گذاشتند٬ دلارهای نفتی را در جیب‌شان ریختند٬ کُشنده‌ترین سلاح‌ها را بر دوششان نهادند٬ پیشرفته‌ترین شبکه‌های ارتباطاتی را در خدمت‌شان قرار دادند٬ تا کاروان‌های مرگ‌شان را روستا به روستا و شهر به شهر و ایالت به ایالت و کشور به کشور و قاره به قاره گسترش بدهند. سر بریدند٬ جوی خون به‌پا کردند٬ زنده به گور کردند٬ زنده سوزاندند٬ زنده جگر درآوردند٬ تجاوز کردند٬ انسان قرن بیست‌ویکم را به عنوان برده در بازارهایشان خرید و فروش کردند.

اما باز تسلیم منطق گرگ‌ها نشدیم و باز سربازان ایرانی در کنار ملت‌های همسایه ایستادند و جنگیدند تا جوی‌های خون را دوباره به آب زلال بدل کنند.

امروز به گرگ‌هایی که روزی، خود را مالک آب بیشه ی ما می‌دانستند؛ به گرگ‌هایی که روزی در برابر بدترین جنایت‌های جنگی سکوت پیشه می‌کردند و روز دیگر در شورای امنیت سازمان ملل با اسناد و عکس‌های جعلی و نمایش‌های واهی و ائتلاف‌های پوشالی زوزه‌کشان به کشورهای منطقه لشگر می‌کشیدند و میلیون‌ها بره را می‌دریدند؛ به گرگ‌هایی که خود آب برکه ما را «گل‌‌آلود» می‌کردند و به بهانه‌ ی آن جوی خون به‌راه می‌انداختند؛ به گرگ‌هایی که به بره‌دلانی که به «بره گی» و «بردگی» خو گرفتند و با زوزه‌های جنگ‌طلبانه آن‌ها همصدا شدند دل خوش کرده‌اند و آن‌ها را با ملت ایران اشتباه گرفته‌اند…خبر بدهیم که امروز وارد جهان پسا«گرگ و بره» شده‌ایم و حتی اگر هنوز «منطق‌ فرد قوی‌تر هم‌چنان منطق برتر است» منطق ما از منطق شما قوی‌تر است.

یادداشت به قلم علی نصری


بنقل از وب‍گاه تحولات جهان اسلام
naria آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از naria بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-13-2018, 07:02 PM   #9
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,249
تشکرها: 1,960
در 1,021 پست 3,017 بار تشکر شده
Points: 12,302, Level: 72
Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72
Activity: 52%
Activity: 52% Activity: 52% Activity: 52%
Cool پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

همه نمایندگان مجلس را بفرستید جام جهانی


بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ آنگاه شاید دریابند که زندگی عادی یعنی چه؟

عصرایران؛ رضا غبیشاوی - در خبرها آمده بود که در مجلس قرعه کشی کرده اند تا چند نفرشان به خرج بیت المال به جام جهانی روسیه اعزام شوند. در واکنش به اعتراضات به این موضوع، تعدادی تکذیب و برخی سکوت کردند و بعضی هم اعلام انصراف داشتند و یک نفر هم گفت که به هزینه شخصی به روسیه می رود و مسابقات را تماشا خواهد کرد.

اما به نظرم بهتر است همه 290 نماینده به جام جهانی اعزام شوند؛ قبل از آغاز مسابقات اعزام شوند و بعد از پایان مسابقات تا هر وقت که دوست داشتند باقی بمانند.

همه 290 نماینده مجلس را بفرستید جام جهانی تا آدم های متفاوت و متنوع در رنگ و زبان و شکل های مختلف ببینند.

همه را بفرستید تا صدای جدید بشنوند تا جای جدید و فضای تازه ببینند.

همه 290 نماینده را بفرستید جام جهانی

همه را بفرستید تا بروند و ببینند دولت ها به صورت حداکثری در زندگی مردم دخالت نمی کنند؛ بروند تا ببینند زنان و مردان می توانند در کنار هم در ورزشگاه بنشینند و فوتبال تماشا کنند بی آن که کسی منقلب شود؛ بروند تا شاید صدای خوش و موسیقی به گوششان بخورد و با هنر مهربان تر شوند.

بروند شاید با چیزی به نام فیفا آشنا شدند و دانستند که فدراسیون های فوتبال نه زیرمجموعه دولت ها که زیرمجموعه این نهاد بین المللی اند بروند شاید با فیفا آشنا شدند و دانستند که نهادهای بین المللی سازوکار خود را دارند و با فحش به آنها نمی توان کاری کرد بلکه باید تیم خوبی داشت؛ بروند مربیان و بازیکنان خارجی در تیم های ملی دیگر کشورها را ببینند شاید از دگرستیزی و خارجی ترسی شان کم شود.

بروند شاید اندکی نظم و ترتیب دیدند و خوششان آمد و خود نیز به کار گرفتند.

بروند تا رنگ ببینند، رنگ قرمز و سبز و صورتی و زرد و بنفش و... .

بروند تا آدم های قدبلندتر از خود ببینند و بدانند همیشه خود قدبلندترین نیستند.

همه پول جمع کنیم و بدهیم تا همه نمایندگان مجلس، همه 290 نماینده بروند جام جهانی، برای چند ماه هم بروند.

بروند خوش بگذرانند شاید با خوش بودن ملت راحت تر کنار بیایند؛ شاید خوش شان آمد و دلشان به رحم آمد و با سفرهای خارجی مردم کمتر مخالفت و عوارض خروج را کم کردند.

بروند با صنعت سرگرمی و اوقات فراغت آشنا شوند، شاید آن را به رسمیت شناختند و از آسیب زدن به آن صرف نظر کردند.

بروند اینترنت بدون فیلتر ( و البته در روسیه کم فیلتر) ببینند، شاید اینترنت هراسی آنها کم شد.

بروند، کنجکاوی کنند، سوال کنند، بشنوند بعد عمری حرف زدن و... .

بروند و چند هفته ای زندگی عادی را تجربه کنند فارغ از کار و تماس های تلفنی ممتد و جلسات بیهوده و حرف های بی حاصل؛ شاید دریابند زندگی عادی یعنی چه؟ همانی که مردم ایران می خواهند: زندگی عادی!
*
*
*
این هم یک کارزار نمادین برای انجام این پیشنهاد:

https://kar-rah-bendaz.ir/all/other/...ld-cup/details

__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-14-2018, 10:38 AM   #10
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: کشور واحد جهانی
پست ها: 1,414
تشکرها: 1,207
در 1,002 پست 3,366 بار تشکر شده
Points: 19,031, Level: 87
Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87 Points: 19,031, Level: 87
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

پیشنهادی که نتانیاهو برای حل مشکل کم آبی در ایران مطرح کرد، بایستی به جد مورد توجه مسئولان ایرانی قرار می گرفت و آن می توانست روزنه ای باشد برای صلح و حرکت به سوی روابط گسترده تر.اما متاسفانه مقامات آن را قبول نکردند.
باید از پیشنهادهای اینچنینی استقبال شود و باید ورزشکاران ما هم با حریفان اسرائیلی روبه رو شوند.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-14-2018, 11:22 PM   #11
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,249
تشکرها: 1,960
در 1,021 پست 3,017 بار تشکر شده
Points: 12,302, Level: 72
Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72 Points: 12,302, Level: 72
Activity: 52%
Activity: 52% Activity: 52% Activity: 52%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط محمد صادق نمایش پست ها
پیشنهادی که نتانیاهو برای حل مشکل کم آبی در ایران مطرح کرد، بایستی به جد مورد توجه مسئولان ایرانی قرار می گرفت و آن می توانست روزنه ای باشد برای صلح و حرکت به سوی روابط گسترده تر.اما متاسفانه مقامات آن را قبول نکردند.
باید از پیشنهادهای اینچنینی استقبال شود و باید ورزشکاران ما هم با حریفان اسرائیلی روبه رو شوند.
پدرم در جوانی بسیار مذهبی بود. یک بار دچار یک بیماری شد که یک طبیب سنتی بهش گفت تنها و تنها چاره اش نوشیدن یک شراب خاص است. پدرم جواب داد ترجیح میدهم بمیرم لب به شراب نزنم! آخرش هم به طریق دیگری خوب شد و نیاز به شراب پیدا نکرد. الان هم مذهبی است و لب به شراب نمیزند و اهل نماز و روزه و قرآن است، اما مانند گذشته اینطور متعصب در حد مرگ نیست.

دشمنی اینها با اسرائیل از بعد سیاسی گذشته و بعد روانی پیدا کرده. بعید است کاریش بشود کرد. خشکسالی هم وارد مراحل درمان ناپذیر شده. گمانم بجز اعمال خشونت شدید بر کشاورزان راهی نمانده باشد ...
.
.
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-18-2018, 05:07 PM   #12
رضا
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 991
تشکرها: 3,026
در 788 پست 2,427 بار تشکر شده
Points: 12,307, Level: 72
Points: 12,307, Level: 72 Points: 12,307, Level: 72 Points: 12,307, Level: 72
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
تمام تاریخ نیم‌قرن اخیر ما حکایت تلاش بی‌وقفه ی یک ملت برای «بره» نبودن بود. برای مغلوب نشدن به قاعده ی گرگ‌ها. برای تسلیم نشدن به این اصل که منطق برتر همیشه منطق فرد قوی‌تر است.
همیشه فقط گرگها دشمن نیستند آقا بره ما دشمن داخلی هم دارد که نه تنها کمتر از دشمن خارجی نیست بلکه انگلها و ویروسها مافیای سرطان هم هستند که اگر به آنها توجه نشود امانی برای مبارزه با گرگ نخواهند گذاشت آقا قصابه و چوپون هم که دنبال گوشت شیر و پشم هستند را هم نباید از یاد برد
ارسال شده توسط تلفن همراه
رضا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از رضا بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-18-2018, 05:08 PM   #13
رضا
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 991
تشکرها: 3,026
در 788 پست 2,427 بار تشکر شده
Points: 12,307, Level: 72
Points: 12,307, Level: 72 Points: 12,307, Level: 72 Points: 12,307, Level: 72
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
تمام تاریخ نیم‌قرن اخیر ما حکایت تلاش بی‌وقفه ی یک ملت برای «بره» نبودن بود. برای مغلوب نشدن به قاعده ی گرگ‌ها. برای تسلیم نشدن به این اصل که منطق برتر همیشه منطق فرد قوی‌تر است.
همیشه فقط گرگها دشمن نیستند آقا بره ما دشمن داخلی هم دارد که نه تنها کمتر از دشمن خارجی نیست بلکه انگلها و ویروسها مافیای سرطان هم هستند که اگر به آنها توجه نشود امانی برای مبارزه با گرگ نخواهند گذاشت آقا قصابه و چوپون هم که دنبال گوشت شیر و پشم هستند را هم نباید از یاد برد
ارسال شده توسط تلفن همراه
رضا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از رضا بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-20-2018, 10:40 AM   #14
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,331
تشکرها: 18,281
در 10,291 پست 32,908 بار تشکر شده
Points: 141,540, Level: 100
Points: 141,540, Level: 100 Points: 141,540, Level: 100 Points: 141,540, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

روزنامه جام جم نوشت: قطاری از اسم‌ها پشت یک نامه مشکوک. چهره‌های مشهور و گمنام در کنار هم؛ شاید نیت اصلی این بوده که عدد امضاکنندگان فقط به 100 برسد؛ تنها چیزی که در این نامه روشن نیست، آن است که چطور برخی چهره‌ها با گرایش‌های سیاسی متضاد به یک نتیجه رسیده‌اند: «مذاکره با ترامپ!»
اما فارغ از برخی نام‌های مشهور پای این نامه عجیب که تنها یک ماه پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای نوشته شده، براستی پیشنهاددهندگان جام زهری دیگر، کیستند؟ آیا حضور نام‌های امضاکننده پای شبکه‌ای از نامه‌های سریالی، فقط از سر اتفاق است؟
چهره‌های گمنام، پای ثابت امضای نامه‌ها علیه نظام
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از امضاکنندگان نامه 100 فعال سیاسی برای مذاکره با آمریکا به سبک کره شمالی، اصلا آشنا نیستند یا دست‌کم از طریق جست‌وجو در مطالب و گزارش‌ها نمی‌توان نام آنها را دید. با این وجود یک ویژگی در این نام‌ها مشترک است؛ همه آنها نامه‌هایی در اعتراض به برخی بازداشت‌ها، اعتصاب غذا و مسائل منسوب به حقوق بشر را امضا کرده‌اند.
احمد علوی از امضاکنندگان شورش‌های دی‌ماه سال پیش است. اسماعیل ختائی نامه‌های حقوق بشری امضا می‌کند. اشرف میرهاشمی به حکم احمد منتظری معترض بوده، حسین چابک
‌پای نامه‌ای در حمایت از دراویش را امضا کرده و داوود فرهادپور مقابل اوین به نفع نسرین ستوده تجمع کرده است. حسن شمس، حسین میرزانیا، علی کلایی، مرضیه زیاری، هاشم حسین‌پناهی، ناصر فهیمی، میلاد ملک، مرتضی صادقی، محمد احمدی و بسیاری دیگر از امضاکنندگان هم تنها سابقه‌شان، امضای بیانیه‌هایی در حمایت از فتنه 88 است. چهره شاخص این طیف شاید پروین فهیمی باشد که مادر سهراب اعرابی از کشته‌شدگان وقایع 88 است که معلوم نیست چطور به‌عنوان تحلیل‌گر سیاسی، دیپلمات‌های کشورمان را دعوت به مذاکره کرده است.
راهنمای چپ برای گردش به راست
در این بین نام چند فعال چپ‌گرا هم دیده می‌شود. آنها که داعیه مقابله با آمریکا دارند ولی در عمل توصیه به مذاکره می‌کنند. حسین زهتاب عضو شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق است. بهروز خلیق ساکن کانادا و علی فرخنده جهرمی معروف به کشتگر نیز عضو همین سازمان هستند. حسین نارنجی و فرح نعمت‌پور هم چپ‌گرا هستند.
امیرحسین بهبودی نیز از جمله منافقینی است که درباره احکام منافقان در سال 67 کتابی نوشته و سعید رضایی هم -البته اگر تشابه اسمی با شخصی دیگر نباشد -در زمره رهبران جامعه بهائیت است که در این نامه ایرانی‌ها را دعوت به مذاکره با آمریکا کرده است. برخی چهره‌های امضاکننده البته به‌عنوان فعال فرهنگی معرفی می‌شوند و مهدی جامی در
رادیو زمانه کار خبری می‌کند؛ مانند معصومه شاپوری که از روزنامه‌نگاران نشریه ایران‌فرداست.
علی جباری شاعر و فعال آذری است. علی سلطانی هم شاعری با سابقه بازداشت است. ویدا فرهودی از شاعران ایرانی ساکن فرانسه است و چهره‌هایی چون حمید آصفی و حسن امینی هم اپوزیسیون خارج‌نشین هستند.
در بین امضاکنندگان نام‌های دیگری هم به چشم می‌خورد که خود را فعال قومی معرفی می‌کنند. به این ترتیب در بین امضاکنندگان نامه، جمع همه جمع است. از بهایی و منافق تا چریک فدایی و فتنه‌گران 88.
اصلاح‌طلبان به‌دنبال چه می‌گردند؟
در بین این اسامی معلوم‌الحال که عده‌ای بدون هویت سیاسی مشخص، تنها سیاهی لشکر اپوزیسیون خارج‌نشین هستند و برخی دیگر هم سابقه‌ای طولانی در ضدیت با انقلاب اسلامی دارند، نام چهره‌های مشهور به اصلاح‌طلب که داعیه حرکت در چارچوب نظام جمهوری اسلامی دارند هم به چشم می‌خورد.
شاید برجسته‌ترین نام در این بین غلامحسین کرباسچی است. دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی. حزبی که کرسی‌های متعددی در کابینه روحانی در اختیار دارد. به جز او چهره‌هایی چون محمدصادق جوادی‌حصار، عضو حزب اعتماد ملی، حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی از جمله نامزدهای معترض انتخابات 88، جمیله کدیور همسر عطاءا... مهاجرانی (همان کسی که در دهه 70 و در اوج فشار آمریکا به ایران هم پیشنهاد مذاکره با واشنگتن را داده بود و بعد آن در دولت اصلاحات وزیر ارشاد شد) و نماینده مجلس ششم، ابوالقاسم عابدین‌پور، نماینده تربت حیدریه در مجلس ششم و از امضاکنندگان نامه مشهور به جام زهر، احمد بهرامی از نماینده‌های دوره اول مجلس، رضا علیجانی، فعال ملی ـ مذهبی، سیدمسعود حسینی از نمایندگان ادوار مجلس، احمد منتظری، فرزند آیت‌ا... منتظری، عیسی سحرخیز مدیرکل مطبوعات داخلی دولت اصلاحات، حسن فرشتیان از حامیان فتنه، صدیقه وسمقی از چهره‌های سیاسی سابق اصلاح‌طلب و سخنگوی شورای شهر تهران در دوره اول، جلال جلالی‌زاده نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم و رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در استان کردستان، ابوالفضل بازرگان برادرزاده مهندس بازرگان و از فعالان ملی ـ مذهبی هم نامه مشکوک دعوت به مذاکره را امضا کرده‌اند.
این‌که چرا چهره‌های اصلاح‌طلب در کنار برخی چهره‌های معاند نسبت به انقلاب اسلامی چنین نامه‌ای را امضا کرده‌اند، سوالی است که فعلا جوابی برای آن نیست، اما روشن است که پشت‌پرده این نامه، مانند ده‌ها نامه سیاسی، حقوق‌بشری و فرهنگی دیگر، مافیایی قرار دارد که نام سیاهی‌لشکر خود را پای هر نامه قرار داده و در میان آنها با قرار دادن نام چند چهره شاخص، سعی می‌کند فضای سیاسی و مطبوعاتی ایران را درگیر یک موضوع حاشیه‌ای کند.
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 06-20-2018, 02:54 PM   #15
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,131
تشکرها: 14,418
در 3,977 پست 18,646 بار تشکر شده
Points: 36,678, Level: 100
Points: 36,678, Level: 100 Points: 36,678, Level: 100 Points: 36,678, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : خاطره ای از سفر به ویتنام: آنها درباره آمریکا چگونه فکر می کنند؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهیر نمایش پست ها
...
آیا ایران از این سیاست تبعیت می کند یا راه هر نوع گفتگو و مذاکره با آمریکا بسته شده است؟ اگر یادتان باشد بعد از امضاء برجام آقای خامنه ای هرگونه مذاکره ای با آمریکا را در زمینه های دیگر ممنوع کرد. من در چندین مقاله فارسی و انگلیسی همان موقع نوشتم که محال است که ایران با آمریکا در صد جبهه درگیر باشد مذاکره هم نکند حرف هم نزند اما برجام پایدار بماند. این مقاله در مورد ویتنام شاهکاری است که سیستم قدرت در ایران باید آنرا بخواند. چنانکه می دانید خود من از منتقدین شدید سیستم آمریکائی هستم اما معتقدم باید با دیپلماسی دست به دتانت (تشنج ردائی) زد والا ایران از این دور تسلسل tit-for-tat خارج نخواهد شد.
شهیر گرامی همین قسمت نوشته شما بسیار جای تشکر دارد .

سئوالی که همواره برای من بی پاسخ مانده یک سئوال اقتصادی است و آن اینکه آیا کسی میتواند تخمین بزند که پی آمدهای حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری سیاستمداران آمریکائی و سیاستهای ضد آمریکائی در ایران بعد از انقلاب و متعاقبآ اعمال سیاستهای شدیدآ ضد ایرانی آمریکا و تحمیل "سنگين ترين تحريم هاي تاريخ" در گذر زمان توسط آمریکا بر علیه ایران و ایرانی تا چه اندازه به اقتصاد ایران و سد و محدود کردن رشد و شکوفائی آن ضربه زده است؟ آیا این ضربه و صدمات ناشی از آن بک هزار میلیارد, چهار هزار میلیارد و یا حتی میتواند بیش از ده هزار میلیارد دلار (10000000000000 دلار) یعنی بیش از ده برابر ضرر و زیانهای دوران جنگ به ایران و ایرانی صدمه و ضربه وارد کرده باشد؟ شخصآ با وجود اینکه از اقتصاد درک زیادی ندارم, تخمین میزنم که شاید حتی خیلی بیشتر از اینها هم باشد.

سئوال بعدی که بلافاصله مطرح میشود این است که آیا آمریکا و شرکایش در این 40 سال گذشته تا چه اندازه میتوانستند در مورد ایران و ایرانی از جیب ملت ما کش بروند و سود ببرند؟ آیا بیش از یک هزار میلیارد دلار؟
نتیچه اینکه چه کسی و کدام ملت در این در گیریهای بیمورد بیشترین ضرر و زیانهای کمر شکن را متحمل شده است و سرنوشتش دچار تخولات جبران ناپذیر گردیده است؟ ایران وایرانی و یا آمریکا؟

آگر تصور کنیم که در زمان حکومت گذشته, ایران اگر از کره جنوبی برتر نبود حد اقل در یک سطحی از رشد صنعتی و اقتصادی که بودند. بیاد دارم که حتی خیلی از کره ایها در ایران شغل پیدا کرده بودند و مشغول کار بودند و برای خانواده های خود تامین معاش میکردند. حال افتصاد کره و متعاقبآ رشد و پیشرفت این کشور به کجا و ما به کجا؟

آیا اقتصاد دانی در فوروم هست که بتواند کمی به این سئوالها پاسخ دهد و موضوع را حلاجی بکند؟


.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ

برجسب ها
سفرنامه ویتنام


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 12:44 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT