آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران > تحلیل سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 3815 - پاسخ ها: 21  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-10-2008, 02:47 AM   #1
alihallo
 
alihallo's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,294
تشکرها: 2,773
در 1,610 پست 4,905 بار تشکر شده
Points: 23,612, Level: 94
Points: 23,612, Level: 94 Points: 23,612, Level: 94 Points: 23,612, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

انقلاب اسلامی ایران در تقابل با امپریالیسم بین‌‌الملل شكل گرفت كه ریشه در لیبرال دموكراسی غربی دارد. با دور شدن از شعارهای افراطی ابتدای انقلاب و به‌ویژه پس از پایان جنگ و سیطره جهانی سازی لیبرالی، لزوم درك این الگو و تلاش در جهت برقراری ارتباط با آن توسط كارشناسان و برخی از مدیران پیشرو و عقل‌گرای جمهوری اسلامی احساس شد. با دكتر زیبا كلام درخصوص الگوی لیبرال دموكراسی در حوزه سیاست و امكان كاربرد آن در ایران گفت‌وگو كرده‌ایم.


دکتر صادق زیبا کلام

آقای دكتر از نظر شما لیبرال دموكراسی در بردارنده چه عناصر اساسی است؟
واژه‌هایی چون لیبرال دموكراسی و یا سایر واژه‌های فلسفی‌ـ سیاسی دارای تعاریف چند خطی نیستند كه مورد توافق همه دانشمندان علوم سیاسی باشد. این مسئله نه تنها در رابطه با لیبرال دموكراسی بلكه در رابطه با واژه‌های چون آزادی، دموكراسی، جامعه مدنی، برابری، اخلاق و نظایر آنها نیز صادق است. تعریفی كه من می‌خواهم از لیبرال دموكراسی ارائه بدهم قطعا از سوی سایر اندیشمندان در این حوزه مورد پذیرش قرار می‌گیرد گرچه ممكن است نقاط ضعفی را نیز در آن تشخیص دهند. به سخن دیگر، می‌خواهم تعریفی حداقلی از نظام لیبرال دموكراسی ارائه دهم كه دست‌كم مورد مخالفت دیگران قرار نگیرد. نظام لیبرال دموكراسی بر پایه سه اصل و عنصر اساسی استوار شده است. اگر یكی از سه عنصر به عنوان سه اصل بنیادی غایب باشند نمی‌توان از نظام لیبرال دموكراسی سخن به میان آورد. این یك قضاوت ارزشی نیست. ممكن است ما نظامی داشته باشیم به نام نظام اسلامی، نظام ماركسیستی یا آفریقایی كه به مراتب از لیبرال دموكراسی نیز ارزنده‌تر باشند ولی نام آن نظام لیبرال دموكراسی نیست. شرط اول این است كه عزل و نصب حكومت به دست مردم است به عبارت دیگر مشروعیت فقط از مردم دریافت می‌شود. خون اشرافی داشتن یا برخورداری از نوعی الوهیت شرعی و آسمانی هیچ‌كدام در یك نظام لیبرال دموكراسی نمی‌تواند مبنا و اساس قرار گیرد. در چنین نظامی زمامداران كشور صرفا با رأی مردم انتخاب می‌شوند و چون با رأی مردم انتخاب می‌شوند باید با اراده مردم نیز عزل شوند. دومین بنیان نظام لیبرال دموكراسی این است كه قدرت سیاسی در این نظام نامحدود و مطلق نیست. به عبارت دیگر پس از اینكه حكومت توسط رأی مردم انتخاب شد، حكومت نمی‌تواند با رجوع به این مشروعیت هر تصمیمی را كه اراده می‌كند جاری سازد. نه، اینگونه نیست. در نظام لیبرال دموكراسی حدود اختیارات و قدرت حاكمان محدود به قانون یا همان قانون اساسی است. كشور انگلستان به آن معنا قانون اساسی ندارد اما در این كشور نیز مجموعه قوانینی وجود دارد كه در پارلمان این كشور در طول قرون گذشته به تصویب رسیده كه حدود اختیارات حاكمان را تعیین كرده است. بنابراین اگر حكومتی در چهارچوب نظام لیبرال دموكراتیك بر خلاف قانون عمل كند مشروعیت خود را از دست می‌دهد. شرط سوم نظام لیبرال دموكراسی این است كه حكومت باید در برابر تصمیمات و سیاست‌هایش پاسخگو باشد. به سخن دیگر به‌رغم اینكه حكومت توسط مردم انتخاب شده و اقدامات آن در چهارچوب قانون اساسی بوده، همچنان آن حكومت باید در برابر مردم پاسخگو باشد. چون به لحاظ تاریخی هیچ‌گاه حكومتی به نادرست بودن كارها و اعمال خود اعتراف نكرده است. از این رو در نظام لیبرال دموكراسی، فرض بر این است كه حكومت ممكن است خطا كند و سیاست‌های درستی را اعمال نكند. مكانیسم پاسخگویی حكومت به مردم در نظام‌های لیبرال دموكراتیك از طریق نهادی چون مجلس یا پارلمان شكل می‌گیرد كه اعضای پارلمان با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند. این نهاد هم باید قانونگذاری كند و وظیفه اصلی و مهم آن نظارت بر عملكرد حكومت است. البته در كشورهایی كه نظام لیبرال دموكراتیك دارند علاوه بر مجلس، نهادهای غیررسمی وجود دارند كه این نظارت را اعمال می‌كنند.
شما حكومت را به معنای «Government» در نظر گرفته‌اید یا «State» چون در معنای اول، پارلمان نیز جزئی از دستگاه حكومتی است؟
من حكومت را به معنای ساختار اجرایی یا همان قوه مجریه در نظر گرفتم كه مجری قانون است. یا به تعبیر جامعه‌شناسی سیاسی مركزیت دارای اقتدار مورد نظر است. اگر به ما ادامه بحث برگردیم، نهادهای دیگری به‌جز مجلس وجود دارند كه بخشی از عملكرد آنها نظارت بر اعمال حكومت است كه حتی در نظام‌های لیبرال دموكراتیك نقش این نهادها در نظارت بیشتر از مجلس یا پارلمان است.
آیا اشاره شما به نهادهای مدنی است؟
بله، مقصودم نهادهای مدنی چون اتحادیه‌ها و رسانه‌های گروهی و مطبوعات است. در بسیاری از موارد در كشورهای غربی این نهادها جلودار نظارت بر حكومت و انتقاد از آن محسوب می‌شوند. به‌عنوان مثال حوادث مربوط به زندان ابوغریب كه در آن اعمال فجیع و خشونت‌آمیزی توسط ارتش آمریكا بر علیه زندانیان عراقی اتفاق افتاد، را مطبوعات آمریكایی همچون نیویورك تایمز و واشنگتن‌پست افشا كردند. این همان نقش نظارتی مطبوعات در رسانه‌های گروهی است. بیشترین انتقادات مبنی بر غلط بودن حمله نظامی به عراق را نیز مطبوعات در آمریكا و انگلستان ابراز كردند. اگر هم مواضع رسانه‌های جمعی و مطبوعات در حوزه‌های مختلف و انتقادات آنها به حكومت غلط باشد، دولت آنها را تعطیل یا تهدید به تعطیل شدن نمی‌كند بلكه نهاد دیگری به نام نهاد قضایی یا همان قوه قضائیه وجود دارد كه دولت می‌تواند شكایت خود از رسانه‌ها را در آنجا مطرح و پیگیری كند. در واقع حكومت به هیچ‌وجه به‌طور مستقیم خود با روزنامه‌ها طرف نمی‌شود و با آنها برخورد نمی‌كند.
یعنی اصل تفكیك قوا در نظام‌های لیبرال دموكراتیك كاملا رعایت می‌شود.
دقیقا همین‌طور است. اگر رسانه‌ای تحریفی را صورت داده یا گزارشی كذبی را منتشر كرده باشد مرجعی بی‌طرف كه نه طرفدار رسانه است و نه حكومت كه این مرجع همان قوه قضائیه است. به مسئله رسیدگی می‌كند از همین جاست كه اصل تفكیك قوا مطرح می‌شود. اصل تفكیك قوا دقیقا همانند روحی است كه بر نظام لیبرال دموكراسی حاكم است و عامل اتصال نهادهای مختلف این نظام است. اگر نظام سیاسی هم خود قانونگذار باشد و هم مجری قانون نتیجه مطلوبی به دنبال نخواهد داشت.
بحث اخیر شما در رابطه با آزادی بیان بود كه توسط مطبوعات و رسانه‌های جمعی در نظام لیبرال دموكراتیك غربی اعمال می‌شود. انتقاداتی كه ماركسیست‌ها در رابطه با آزادی صوری انسان در نظام لیبرال غرب مطرح می‌كنند ناظر به این است كه آزادی انسان در چهارچوب چنین نظامی واقعی نیست. صورتی از این انتقاد را می‌توان در رسانه‌های غربی مشاهده كرد آیا بنگاه‌های خبری چون BBC و CNN كاملا مستقل از حكومت و دولت‌های انگلیس و آمریكا عمل كرده و مستقیم و غیرمستقیم پروپاگاندا را به نفع دولت‌های خود اعمال نمی‌كنند؟
این ایرادات گسترده‌ای است كه ماركسیست‌ها یا در كنار آن طرفداران مردم سالاری دینی همین‌طور اصولگرایان در ایران بر نظام لیبرال دموكراسی وارد می‌كنند. اما به هر حال باید بدانیم كه خبرنگاری كه در رسانه‌های گروهی چون بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان كار می‌كنند در جنگل یا كوهستان كه رشد نكرده‌اند در جامعه انگلیس و آمریكا رشد كرده و در خانواده و دانشگاه گرایشاتی را كسب كرده است. چنین خبرنگاری دارای یك پارادایم سیاسی‌، اخلاقی است. اینگونه نیست كه بگوییم خبرنگاران این رسانه‌ها همچون كامپیوتر یا ابرانسان عمل می‌كنند و هیچ اعتقاد شخصی از خود ندارند این ادعایی غلط است. بنده كه الان دارم به شما مصاحبه می‌كنم، گرایشات سیاسی مشخصی دارم به تعدادی از شخصیت‌ها علاقه‌مندم به عده‌ای اصلا علاقمند نیستم، شما هم همین‌طور هستید. همه هم ادعا دارند كه مستقل هستند و تنها به دنبال گفتن حقیقت هستیم. به‌عنوان مثال شما اگر رسانه‌آی چون بی‌بی‌سی را در طول 24 ساعت مانیتور كنید مشاهده می‌كنید كه 10 تا 15 مورد این گزارشات در تایید سیاست‌های حزب كارگر انگلیس كه قدرت را در حال حاضر در دست دارد نیست اما پنج یا شش گزارش آن در راستای دفاع از دولت است. اگر عین همان آزمایش را در رابطه با صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران انجام دهید، خواهید دید كه از 24 آیتم خبری همه آنها در راستای تایید و دفاع از سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی است. طبق اعتقادات نظام جمهوری اسلامی، آمریكا جهانخوار و زورگو است و بنابراین تمامی گزارش‌ها و اخبار صداوسیما در رابطه با مسائل سیاسی فی‌مابین ایران و آمریكا كاملا در جهت تایید همین مواضع و اعتقادات نظام جمهوری اسلامی است.
این واقعیت را می‌توان با توجه به حرفه‌ای‌تر بودن رسانه‌های غربی چون بی‌بی‌سی توضیح داد اما در اصل قضیه كه رسانه‌های گروهی عامل تبلیغ و هدایت افكار عمومی در جهت مورد نظر مراكز قدرت سیاسی هستند تفاوتی حاصل نمی‌شود.
ببینید این فرضیات دائی‌جان ناپلئونی است.
این انتقادات به نظام لیبرال غرب وجود دارد، چه از سوی ماركسیست‌ها یا نئوماركسیست‌ها، به‌خصوص مكتب فرانكفورت این مباحث را به‌گونه‌ای سیستماتیك مطرح می‌كند.
مكتب فرانكفورت كه خدا نیست. اینگونه نیست. بعضی از خبرنگاران و رسانه‌ها به‌عنوان مثال در دوره جورج بوش طرفدار وی و برخی منتقد سیاست‌های دولت بودند. مثلا fox news طرفدار و سی‌ان‌ان منتقد بودند. در سی‌ان‌ان افرادی هستند كه از جورج بوش تبعیت نمی‌كنند و در بی‌بی‌سی هم همینطور است. افرادی هستند كه از سیاست‌های دولت انگلستان لزوما تبعیت نمی‌كنند. اینكه بگوییم یك قدرت بزرگ و نامرئی وجود دارد كه در جایی تاریك دور هم جمع شده و محتوای رسانه‌ها را تامین و هدایت می‌كنند تصوری دائی‌جان ناپلئونی و از جمله افكار و عقاید حزب توده است كه واقعا در حال حاضر به‌جز دولت‌هایی چون جمهوری اسلامی، كوبا و چند كشور دیگر كسی توجهی به این گونه تحلیل‌ها ندارد. خبرنگار در خلاء زندگی نمی‌كند و دارای اعتقادات خاصی است. اصولا محبوبیت این نوع نگاه‌ها همچون نظریات فرانسین فوكویاماو هانتیگتون در ایران به دلیل عقب‌ماندگی ما در ایران است. در فضای علمی و آكادمیك در غرب بسیاری از دانشجویان حتی نام این دو نفر را نیز نشنیده‌اند. متاسفانه چون علم و بالاخص علوم انسانی بسیار در ایران عقب مانده هستند. غلبه نگاه‌های عقب‌مانده پوزیتیویستی در چهارچوب ابطال و اثبات در نظریات علوم انسانی از ویژگی‌های نظام آكادمیك در ایران است. یا اینكه شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت عنوان مهندسی فرهنگی این بحث را مطرح می‌كند كه چه كنیم كه مردم همه متدین شوند. تمام این مسائل نشان‌دهنده عمق عقب‌ماندگی ما است.
آقای دكتر شما ظاهرا بسیار طرفدار لیبرالیسم هستید. اما شما نمی‌توانید گفتمان‌های انتقادی مختلفی كه در برابر الگوی لیبرال دموكراسی طرح شده‌اند را نادیده بگیرید. همه ما بر اساس تجربیات تاریخی پذیرفته‌ایم كه الگوی لیبرال دموكراسی تاكنون كاراترین الگوی اداره كشورها بوده است. ولی مطمئنا انتقادات بسیاری نیز بر این سیستم وارد است كه موجب بازسازی آن از درون نیز به‌ویژه بعد از جنگ جهانی دوم و مشخصا در چهارچوب سیاست‌های دولت رفاه و كینزیانیسم اجتماعی شده است.
بله، اولین و بزرگ‌ترین ایرادی كه به نظام لیبرال دموكراسی وارد می‌شود بحث عدالت است. در نظام لیبرال دموكراسی به دولت اجازه‌ای جهت دخالت در امور اقتصادی جامعه داده نمی‌شود كه این همان اصل «لسه فر» آدام اسمیت بنیانگذار اقتصاد لیبرالیسی است. اینجا این سوال پیش می‌آید كه آیا انسان‌ها توانایی‌ها و استعدادهای برابر دارند؟ نه خیر. در چنین شرایطی كه دولت نیز در امور اقتصادی دخالت نمی‌كند، نابرابری و شكاف طبقاتی شكل می‌گیرد. بنابراین دولت در برخی موارد مجبور می‌شود وارد اقتصاد شود تا این شكاف‌ها را كاهش دهد كه این عمل موجب به هراس افتادن لیبرال دموكراسی می‌شود چون اساس لیبرال دموكراسی آزادی مالكیت خصوصی و عدم دخالت دولت در اقتصاد است. بنابراین من به‌هیچ وجه اعتقاد ندارم كه نظام لیبرال دموكراسی بدون اشكال است منتها تمام نظام‌های دیگری كه در انتقاد به این عیب و نقص‌ها تشكیل شده‌اند در عمل كاملا ناموفق بوده‌اند چه ماركسیست چه غیر ماركسیست. در تحلیل نهایی من بر جمله معروف چرچیل تاكید می كنم كه «نظام لیبرال دموكراتیك دارای عیوب بسیاری است اما ما هنوز نتوانسته‌ایم نظامی را مشاهده كنیم كه عیوبش از این نظام كمتر باشد.»
اجازه بدهید وارد حوزه سیاسی و احزاب در كشورهای غربی شویم. به‌طور مشخص در آمریكا ظاهرا مردم در انتخاب گزینه‌های مورد نظر خود در سطوح مختلف آزاد هستند اما در طول تاریخ آمریكا دولتمردان این كشور به‌خصوص در سطح رئیس‌جمهور همواره از بین دو حزب جمهوریخواه و دموكرات انتخاب شده‌اند. این در حالی است كه جریانات سیاسی چپ‌گرا نیز در این كشور حضور داشته و دارند. آیا شما در این مورد هم به وجود سیستمی كه هدایت‌كننده این ساختار بوده و دموكراسی را در راستای منافع خاص گروهی نخبه هدایت می‌كند،‌ اعتقاد ندارید؟
من پاسخی ساده به سوال شما دارم. حضور مردم آمریكا در انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری این كشور یعنی حضور 75 درصدی مردم نشانه وجود دموكراسی است. اینكه جریان سومی وجود ندارد باز می‌گردد به ساختار سیاسی آمریكا. حرف شما زمانی می‌توانست درست باشد كه این دو حزب بخش مهمی از جریانات سیاسی و اجتماعی جامعه آمریكا را در بر نگیرند، ما وقتی كه بررسی می‌كنیم می‌بینیم كه در مجموع حزب جمهوریخواه معرف عمدتا كارخانه‌داران، بانكداران و مدیران ارشد اقتصادی است. اعضای آن تحول‌خواه نبوده، دارای تمایلات مذهبی بوده با سقط جنین مخالفند و غیره. در مقابل دموكرات‌ها بیشتر به اسرائیل نزدیك بوده، بیشتر خواهان رعایت حقوق بشر هستند و به دنبال تحقق منافع طبقه متوسط هستند و به روابط جنسی آزادتر اعتقاد دارند. من نمی‌گویم كه این دو حزب تمامی گرایشات فكری مردم آمریكا را شامل می‌شود اما بخش عمده‌ای از جریانات فكری سیاسی، اجتماعی و اخلاقی كه در جامعه آمریكا وجود دارد این دو حزب در درون خود جای داده‌اند.
یكی از عناصر اساسی فرهنگ لیبرالی غرب، فردگرایی (Individualism) است كه در چهارچوب آن هم منافع فردی و هم منافع جمعی تضمین می‌شود. آیا در جامعه ایران و در طول تاریخ امكان شكل‌گیری چنین عنصری بوده است و اگر نبوده در فقدان این عنصر بنیادی امكان كاربرد الگوی لیبرال دموكراسی در ایران وجود دارد؟
در مجموع پاسخ من به سوال شما منفی است به لحاظ تاریخی امكان شكل‌گیری فردگرایی در ایران وجود نداشته است. دلیل اصلی آن نیز این است كه حكومت‌ها در ایران این اعتقاد را داشته‌اند كه خیر و صلاح افراد را بهتر از خود آنها تشخیص می‌دهند. در جمهوری اسلامی نیز همین اتفاق می‌افتد و اساس تفكر مسوولان نظام همین است. قبل از انقلاب اسلامی نیز در دوره پهلوی اوضاع بر همین منوال بود. مادامی كه در یك جامعه نهادی قدرتمند وجود دارد و اعتقاد دارد كه خیر و صلاح مردم را بهتر از خودشان تشخیص می‌دهد، اصالت فرد و فردگرایی نمی‌تواند متولد شود. اساسا فلسفه لیبرال دموكراسی از اینجا شروع می‌شود كه چه كسی بهتر از خود فرد می‌تواند خیر و صلاح او را تشخیص دهد؟ در جامعه ایران در طول تاریخ حكومت همواره خود را تنها و بهترین مرجع تشخیص خیر و صلاح مردم می‌دانسته است. اما در لیبرال دموكراسی این اعتقاد اساسی وجود دارد كه خود فرد بهترین مرجعی است كه خیر او را تشخیص می‌دهد. شما نمی‌توانید بگویید كه پدر، مادر یا یك حزب سیاسی خیر و صلاح صادق زیباكلام را بهتر از خود او تشخیص می‌دهد. اساس و مبنای اصالت فرد این است كه هیچ‌كس از بهتر از من نمی‌تواند صلاح من را تشخیص دهد. هیچ‌ حكومتی نیز نمی‌تواند در دنیا چنین ادعایی را مطرح كند. اگر شما این اصل را بپذیرد نتایج بسیاری را در پی دارد. اگر به‌عنوان مثال فرد بخواهد خودكشی كند یا به خود ضرر و زیاد وارد سازد آیا حكومت می‌تواند جلوی او را بگیرد؟ نه خیر. یك انسان عاقل و بالغ را هیچ حكومتی نمی‌تواند برایش تصمیم‌گیری كند. بنابراین به اعتقاد من اساسا اصالت فرد در نظام‌های ایدئولوژیك امكان شكل‌گیری ندارد. به‌عنوان مثال استالین اعتقاد داشت كه او بهتر از فردی كه در اتحاد جماهیر شوروی زندگی می‌كند منافع آن فرد را درك كرده و تشخیص می‌دهد اما در نظام لیبرال دموكراتیك پیش‌فرض این است كه هر فردی می‌تواند منافع و صلاح خود را تشخیص دهد و بر همان مبنا عمل كند. منتها در این میان قیدی وجود دارد كه من می‌توانم هر عملی را انجام دهم ولی عمل و رفتار من و آزادی من محدود و به مشروط به این اصل است كه آزادی دیگران را محدود نكند. قانون اساسی است كه در اینجا مانع از تهدید آزادی‌های دیگران می‌شود نه حكومت‌ها. عده‌ای معتقدند كه در یك جامعه اسلامی ما اگر بخواهیم شریعت را رعایت كنیم امكان استقرار نظام لیبرال دموكراسی را نداریم، من این نظر را رد می‌كنم. ما به اندازه كافی متفكران اسلامی داریم كه تفكراتشان بسیار نزدیك به اصول لیبرال دموكراسی است.
حتی ما در دوره انقلاب مشروطه نیز این نگاه را در بین علما مشاهده می‌كنیم حامیان اصلی انقلاب مشروطه و استقرار قانون، علمای بزرگی چون آیت‌الله نائینی و ***** خراسانی بودند.
بله، اساس دفاع مرحوم آیت‌الله نائینی از مشروطه این بود كه ضرر و زیان حكومت مشروط به مراتب كمتر از حكومت مستبده است. بنابراین اغلب، ما حكومت مشروطه را باید ترجیح دهیم به حكومت مستبده و دلایلی برای این برهان مطرح می‌كند.
نقدی كه در ایران و به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی از نقطه عزیمت شرع و اسلام به لیبرالیسم مطرح می‌شود مبنی بر این اصل است كه اسلام و به‌خصوص اسلام شیعی به دلیل ویژگی‌های خاصی كه دارد با لیبرالیسم كه در متن این مسیحیت و پس از آن اصلاح دینی و پروتستانتیسم شكل گرفته، سازگاری ندارد، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا می‌توان از لیبرالیسم اسلامی سخن گفت؟
نگاه مسیحیت به شریعت بسیار آن دنیایی است این عبارت بسیار معروف است كه پیروان مسیح برای كسب تكلیف جهت پرداخت مالیات به امپراتوری روم به او مراجعه كردند. ایشان گفتند: «سهم قیصر را كنار بگذارید و سهم خدا را هم كنار بگذارید». یعنی حضرت عیسی(ع) قیصر را به رسمیت می‌شناسد و حضرت باری‌تعالی هم كه جایگاه اولوهیت مشخصی دارد. بسیاری اعتقاد دارند كه این اساسا فلسفه جدایی دین از سیاست است. در واقع مسیحیت ادعایی برای هدایت و برنامه‌ریزی زندگی روزمره انسان‌ها ندارد. اما در اسلام برای اكثر مسائل زندگی باید‌ها و نبایدهایی تا روز آخر عمر افراد وجود دارد حتی پس از مرگ فرد نیز تقسیم ارث و میراث براساس نظر شرع اسلام انجام می‌شود نه آنگونه كه خود فرد می‌خواهد. با استناد به ویژگی‌های مذكور مسیحیت، عده‌ای اعتقاد دارند كه لیبرالیسم و تفكر لیبرالی اصالت فرد در آن چهارچوب قابل شكل‌گیری بوده است. اما چون اسلام نسبت به امور این دنیا نیز نظریات بسیاری دارد ما نمی‌توانیم در اسلام لیبرالیسم را بپذیریم.
من به این استدلال معتقد نیستم. به این دلیل كه ما شاهد جنبه‌هایی از حكومت دینی و اسلامی هستیم كه اتفاقا با الگوی لیبرال دموكراسی انطباق یافته‌اند، به‌عنوان مثال حكومت تركیه به نوعی دینی است در مالزی هم همین‌طور است. اگر این مثال‌ها را در نظر بگیریم و یا شیوه‌ای كه در دولت آقای خاتمی وجود داشت. اگر همه این مثال‌ها را در نظر بگیریم به این نتیجه می‌رسیم كه شما می‌توانید شریعتمدار باشید و تا حدودی هم در جهت لیبرال دموكراسی حركت كنید. البته سوالاتی نیز در این خصوص مطرح می‌شود كه در چنین چهارچوبی اگر نصف به اضافه یك مردم جمع شوند و بگویند كه مشروب و ربا آزاد شود یا نماز صبح را دیگر كسی نخواند آنوقت تكلیف چیست؟ اولا اگر چنین مسئله‌ای مطرح شود آنهایی كه معتقد به شریعت هستند می‌گویند كه اگر كل مردم جهان هم چنین حرفی را مطرح كنند برای من مسلمان رعایت این احكام دینی واجب است. در واقع این مسائل نیست كه لیبرال دموكراسی را می‌سازد، اكثر این موارد مربوط به حوزه فردی است.
بنابراین نتیجه می‌گیریم كه می‌توان مسلمان بود و در حوزه فردی شعائر و احكام دینی را رعایت كرد اما در حوزه عمل اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی بر مبنای اصول لیبرالی حركت كرد.
بله، كاملا درست است. این صرفا یك ادعا نیست. این اعتقاد بسیاری از افراد است كه می‌خواهند مسلمان باشند و از منافع و نقاط قوت لیبرال دموكراسی هم بهره ببرند. در عمل نیز این مسئله نشان داده شده است. چه در گفتمان تئوریك كه امثال علامه نائینی این موضوع را نشان داده‌اند و در عمل نیز پس از پیروزی انقلاب این نگاه‌ها نیز مطرح شده است.
به اعتقاد شما چه جریان‌های سیاسی پس از انقلاب مشروطه كه تحزب در جامعه ایران شكل گرفت، توانستند دكترین لیبرال دموكراتیك را پیگیری و نمایندگی كنند و بعد از انقلاب اسلامی چه حزب یا جریان سیاسی در این راستا حركت كرده است؟
بعد از مشروطه، هم در حزب اجتماعیون عامیون و هم سایر احزابی كه در مجلس سوم، چهارم و حتی مجلس پنجم حضور داشتند، رگه‌هایی از لیبرال دموكراسی در آرا و افكار آنها قابل مشاهده است. چه سكولارها، چه شریعتمداران به جز آنهایی كه از اساس با مشروط مخالف بودند. همگی مدافع لیبرال دموكراسی بودند. پس از روی كار آمدن رضاشاه استقرار دیكتاتوری فعالیت‌های احزاب تعطیل شد تا شهریور 1320. بعد از شهریور 1320، این تفكر ماركسیستی‌ـ لنینیستی بود كه توسط حزب توده در ایران پا گرفت كه تفكرات آنها اساسا سازگاری با لیبرال دموكراسی نداشت. اما در برخی از احزاب كوچكتر كه در آن دوره به‌وجود آمدند همچون حزب ملت ایران و بعدها جبهه ملی تمایلاتی به لیبرال دموكراسی را می‌توان مشاهده كرد اما گفتمان مسلط در آن زمان قطعا تفكر چپ و توده‌ای بود. در دهه 30 با استقرار مجدد دیكتاتوری احزاب فعالیت چندانی ندارند. نهضت آزادی شكل می‌گیرد كه اعضای آن به بیش از 50 نفر نمی‌رسد و پس از چندی نیز همگی زندانی می‌شوند. در افكار و اندیشه‌های این گروه و مشخصا در دیدگاه‌های مهندس بازرگان گرایش به لیبرال دموكراسی را می‌توان مشاهده كرد. احزاب و گروه‌هایی چون مجاهدین، چریك‌های فدایی خلق و غیره كه هدف اصلی‌شان مبارزه با رژیم شاه بود، خیلی به دنبال مسائل فلسفی و ایدئولوژیك نرفتند. بنابراین به نظر من هیچ‌یك از آنها جریانات فكری‌ـ فلسفی كه متمایل به لیبرال دموكراسی باشند، نبودند. بعد از انقلاب هم من معتقدم ما شاهد شكل‌گیری تفكر اسلام رادیكال هستیم كه آمریكا را به چالش كشیده و می‌خواهد انقلاب را صادر كند و با نظام سرمایه‌داری غرب مبارزه كند. بعد از دوم خرداد 76 بود كه ما مقداری شاهد به ‌وجود آمدن جریانات نزدیك به لیبرال دموكراسی هستیم كه می‌خواهند به نوعی لیبرال دموكراسی را با تفكرات اسلامی پیوند دهند. منتها چون اصلاحات نتوانست به دلایل متعددی موفق شود، این جریان نیز با مشكلاتی مواجه شد و عملا نتوانست راه به جایی برد. در حوزه اقتصاد به اعتقاد من حزب كارگزاران سازندگی در عین حال كه در حوزه شریعت هستند از تز اقتصاد لیبرالی دفاع می‌كنند. با روی كار آمدن اصولگرایان در دولت نهم، ما شاهد كندتر شدن توسعه مباحث مربوط به لیبرال دموكراسی هستیم. در كل به‌نظر می‌رسد كه احزاب اصلاح‌طلب تداوم بخش ایده لیبرال دموكراسی در ایران هستند.

منبع : کارگزاران/10.12.2008
مصاحبه : بابک حقیقی راد
alihallo آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alihallo بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-12-2008, 12:06 AM   #2
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط alihallo نمایش پست ها
[یكی از عناصر اساسی فرهنگ لیبرالی غرب، فردگرایی (Individualism) است كه در چهارچوب آن هم منافع فردی و هم منافع جمعی تضمین می‌شود. آیا در جامعه ایران و در طول تاریخ امكان شكل‌گیری چنین عنصری بوده است و اگر نبوده در فقدان این عنصر بنیادی امكان كاربرد الگوی لیبرال دموكراسی در ایران وجود دارد؟[/COLOR]
در مجموع پاسخ من به سوال شما منفی است به لحاظ تاریخی امكان شكل‌گیری فردگرایی در ایران وجود نداشته است. دلیل اصلی آن نیز این است كه حكومت‌ها در ایران این اعتقاد را داشته‌اند كه خیر و صلاح افراد را بهتر از خود آنها تشخیص می‌دهند. در جمهوری اسلامی نیز همین اتفاق می‌افتد و اساس تفكر مسوولان نظام همین است. قبل از انقلاب اسلامی نیز در دوره پهلوی اوضاع بر همین منوال بود. مادامی كه در یك جامعه نهادی قدرتمند وجود دارد و اعتقاد دارد كه خیر و صلاح مردم را بهتر از خودشان تشخیص می‌دهد، اصالت فرد و فردگرایی نمی‌تواند متولد شود. اساسا فلسفه لیبرال دموكراسی از اینجا شروع می‌شود كه چه كسی بهتر از خود فرد می‌تواند خیر و صلاح او را تشخیص دهد؟ در جامعه ایران در طول تاریخ حكومت همواره خود را تنها و بهترین مرجع تشخیص خیر و صلاح مردم می‌دانسته است. اما در لیبرال دموكراسی این اعتقاد اساسی وجود دارد كه خود فرد بهترین مرجعی است كه خیر او را تشخیص می‌دهد. شما نمی‌توانید بگویید كه پدر، مادر یا یك حزب سیاسی خیر و صلاح صادق زیباكلام را بهتر از خود او تشخیص می‌دهد. اساس و مبنای اصالت فرد این است كه هیچ‌كس از بهتر از من نمی‌تواند صلاح من را تشخیص دهد. هیچ‌ حكومتی نیز نمی‌تواند در دنیا چنین ادعایی را مطرح كند. اگر شما این اصل را بپذیرد نتایج بسیاری را در پی دارد. اگر به‌عنوان مثال فرد بخواهد خودكشی كند یا به خود ضرر و زیاد وارد سازد آیا حكومت می‌تواند جلوی او را بگیرد؟ نه خیر. یك انسان عاقل و بالغ را هیچ حكومتی نمی‌تواند برایش تصمیم‌گیری كند. بنابراین به اعتقاد من اساسا اصالت فرد در نظام‌های ایدئولوژیك امكان شكل‌گیری ندارد. به‌عنوان مثال استالین اعتقاد داشت كه او بهتر از فردی كه در اتحاد جماهیر شوروی زندگی می‌كند منافع آن فرد را درك كرده و تشخیص می‌دهد اما در نظام لیبرال دموكراتیك پیش‌فرض این است كه هر فردی می‌تواند منافع و صلاح خود را تشخیص دهد و بر همان مبنا عمل كند. منتها در این میان قیدی وجود دارد كه من می‌توانم هر عملی را انجام دهم ولی عمل و رفتار من و آزادی من محدود و به مشروط به این اصل است كه آزادی دیگران را محدود نكند. قانون اساسی است كه در اینجا مانع از تهدید آزادی‌های دیگران می‌شود نه حكومت‌ها. عده‌ای معتقدند كه در یك جامعه اسلامی ما اگر بخواهیم شریعت را رعایت كنیم امكان استقرار نظام لیبرال دموكراسی را نداریم، من این نظر را رد می‌كنم. ما به اندازه كافی متفكران اسلامی داریم كه تفكراتشان بسیار نزدیك به اصول لیبرال دموكراسی است.[/B]
]

از دوستان خواهش ميكنم با وجود طولاني بودن مصاحبه آن را مطالعه كنند.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از ilia786 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-12-2008, 10:09 AM   #3
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

من نمی دانم چرا عدهای اصرار دارند اسلام را به لیبرال دموکراسی پیوند دهند .در این مقاله اقای زیباکلام مثلا این طور می گوید (قانون اساسی است كه در اینجا مانع از تهدید آزادی‌های دیگران می‌شود نه حكومت‌ها. عده‌ای معتقدند كه در یك جامعه اسلامی ما اگر بخواهیم شریعت را رعایت كنیم امكان استقرار نظام لیبرال دموكراسی را نداریم، من این نظر را رد می‌كنم. ما به اندازه كافی متفكران اسلامی داریم كه تفكراتشان بسیار نزدیك به اصول لیبرال دموكراسی است.)
من احساس می کنم بعضی ها به زور می خواهند دو موضوع ناهماهنگ را با هم پیوند دهند .
من یک سوال می پریم ایا در نظام لیبرال دموکراسی انسان محوری شرط هست یا نیست ؟اگر شرط باشد به صورت قطع از بنیادش با اسلام ناسازگار است .
در قسمتی دیگر این اقا اورده که (البته سوالاتی نیز در این خصوص مطرح می‌شود كه در چنین چهارچوبی اگر نصف به اضافه یك مردم جمع شوند و بگویند كه مشروب و ربا آزاد شود یا نماز صبح را دیگر كسی نخواند آنوقت تكلیف چیست؟ اولا اگر چنین مسئله‌ای مطرح شود آنهایی كه معتقد به شریعت هستند می‌گویند كه اگر كل مردم جهان هم چنین حرفی را مطرح كنند برای من مسلمان رعایت این احكام دینی واجب است. در واقع این مسائل نیست كه لیبرال دموكراسی را می‌سازد، اكثر این موارد مربوط به حوزه فردی است.)
ببینید باز هم مشکل لیبرال دموکراسی و کلا دموکراسی اینجا حل نمی شود .
شما یا مسلمان هستی یا نیستی .اگر مسلم باشی نمی توانی انسان محور باشی.اگر انسان محور نباشی ایدئولوژی ای داری که برایت در حد امکان البته از راه قانونی وشرعیش باید تحقق پیداکند .همینجا تعارض لیبرال دموکراسی با اسلام پدید می اید .یک مسلم می گوید من نمی توانم تحمل کنم که درجامعه ام مثلا مشروب فروشی ازاد باشد .این را من درتعارض با حقوق خودم می بینم .
از طرفی فرضا اکثریت جامعه خلاف این نظر را داشته باشند. در اینجا بین این دو دیدگاه تناقض حاصل می شود .
در پست دیگر ی عرض نمودم معنای جمهوری اسلامی را .انجا بعضی از سیاسیون جمهوری اسلامی را بد فهمیده بودند .جمهوری اسلامی یعنی جمهوریت در جارچوب اسلام .
جمهوریت تا انجا اعتبار دارد که به حدود اسلام تجاوز نکند .
یکی از دلایلی هم که دموکراسی را قبول ندارم ان است که دموکراسی گاهی غلط قطعی را به عنوان گزینه درست می پذیرد .
گاهی احساس می شود یک کلاس اموزش ایدئولوژیک باید برای همه مدیران نظام ومثلا همه کسانی که قصد دارند از یک درجه ای بالاتر بیایند باید گذاشته شود تا بعدا دچار اشتباهات فاحش نشوند
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-12-2008, 03:44 PM   #4
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی 313 نمایش پست ها
یکی از دلایلی هم که دموکراسی را قبول ندارم ان است که دموکراسی گاهی غلط قطعی را به عنوان گزینه درست می پذیرد .
مهدي جان سوال دقيقا همين است كه آيا مردم (فرد گرايي) يا طبق نظر شما دموكراسي بيشتر گزينه هاي غلط را به عنوان راه درست ميپذيرد يا دولتي كه مدعي آن است كه بهتر از مردم خير و صلاح آنان را ميداند و به هيچ مرجعي هم پاسخ گو نيست؟

آيا امكان انحراف اكثريت مردم (در كشور ما كه مسلمان هستند و اين براي خود مزيتي ست) بيشتر است يا اقليتي كه خود را خيرخواه مردم مي پندارند؟

متاسفانه در طول تاريخ هميشه اين حكومت ها بودند كه اشتباهات بزرگ تاريخي را انجام داده اند و اين ميل امروزي مردم دنيا براي نزديك كردن دولت خود، به حكومت مردم بر مردم از همان تجربه تلخ گذشته نشعت ميگيرد.

در اولين قدم بايد بپذيريد كه درصد خطاي هزار نفر از ده نفر كمتر است و پس از آن بايد به اين مسئله رجوع كنيد كه هيچ كس ادعاي مبرا بودن اشتباه از خرد جمعي نيست. حداقل فايده ي احترام به خرد جمعي آن است كه مسئوليت آن تصميم بر عهده ي اكثريت است و اگر زياني از آن دامان ملتي را گرفت،(خودم كردم كه لعنت بر خودم باد). نه مثل مردم عراق كه بايد هنوز تاوان تصميم هاي صدام حسين را بدهند.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از ilia786 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-12-2008, 06:13 PM   #5
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ilia786 نمایش پست ها
مهدي جان سوال دقيقا همين است كه آيا مردم (فرد گرايي) يا طبق نظر شما دموكراسي بيشتر گزينه هاي غلط را به عنوان راه درست ميپذيرد يا دولتي كه مدعي آن است كه بهتر از مردم خير و صلاح آنان را ميداند و به هيچ مرجعي هم پاسخ گو نيست؟

آيا امكان انحراف اكثريت مردم (در كشور ما كه مسلمان هستند و اين براي خود مزيتي ست) بيشتر است يا اقليتي كه خود را خيرخواه مردم مي پندارند؟

متاسفانه در طول تاريخ هميشه اين حكومت ها بودند كه اشتباهات بزرگ تاريخي را انجام داده اند و اين ميل امروزي مردم دنيا براي نزديك كردن دولت خود، به حكومت مردم بر مردم از همان تجربه تلخ گذشته نشعت ميگيرد.

در اولين قدم بايد بپذيريد كه درصد خطاي هزار نفر از ده نفر كمتر است و پس از آن بايد به اين مسئله رجوع كنيد كه هيچ كس ادعاي مبرا بودن اشتباه از خرد جمعي نيست. حداقل فايده ي احترام به خرد جمعي آن است كه مسئوليت آن تصميم بر عهده ي اكثريت است و اگر زياني از آن دامان ملتي را گرفت،(خودم كردم كه لعنت بر خودم باد). نه مثل مردم عراق كه بايد هنوز تاوان تصميم هاي صدام حسين را بدهند.
ایلیا جان من قبلا هم در همین فروم یک مثال زده ام .و ان مثال هم بدین مضمون بود که در یک شهر 10متخصص در یک زمینه وجود دارند . حالا شما فرض کنید می خواهند بهترین متخصص همان شهر را انتخاب کنند .(در همان زمینه ). 3نفر از این 10نفر کاندید می شود .به نظر شما اگر همه مردم شهر در انتخاب بهترین متخصص شرکت کنند نتیجه ای که حاصل می شود ایا احتمالش به انتخاب صحیح بهترین متخصص نزدیکتر است یا فقط همان 7متخصص باقی مانده شرکت نمایند ؟
به نظر من نظر ان 7متخصص از نظر همه مردم شهر در انتخاب متخصص برتر ترجیح دارد . یکی بدلیل انکه متخصصین در امور مربوط به خود دانایی بیشتری دارند وبنابراین بهتر می توانند متخصص مورد نظر را که به نظرشان اعلم است انتخاب کنند .اما مردم شهر ممکن است با چهار تا تبلیغ و دوتا اگهی بدون اینکه بدانند سواد ومعلومات ان 3متخصص چقدر است به یکیشان رای دهند .
ایلیا جان این فقط یک مثال محدود بود که تازه همین مثال را من حجت برای خود نمی دانم .ولی برای مردومی که با مثال قانع می شوند این را خوب می دانم .
ایلیا جان .درجایی خدا به مردم می فرماید (در قران ):که اگر رسول (ص)از خواسته های شما پیروی کند درخیلی از جاها به دردسر مبتلا می شوید .
این ایه را چگونه تفسیر می کنی ؟
ضمنا ایلیا جان در استفاده از لغات مهم بیشتر دقت کن .اومانیسم و فردگرایی فقط یک انتخاب نیست .تا تهش را ببین .
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-12-2008, 06:31 PM   #6
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,467 پست 18,819 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

بنا بر گفته آقا مهدی چون کار ریاست جمهوری یک کار سیاسی و مدیریتی تخصصی است بنابراین فقط همین دویست سیصد نفری که از بدو انقلاب مصدر کار بوده اند بهتر است دور هم جمع شوند و رئیس جمهور را انتخاب کنند. یعنی خرد جمعی که اینهمه روی آن کار تحقیقاتی شده، هیچ! خوب حالا سئوال این می شود که این ده نفری که شما می فرمائید چه کسی باید صلاحیت آنان را تایید کند. اگر بگوئیم مردم که باز برگشته ایم به حرف ما و اگر بگوئید مرجعی غیر از مردم باید پرسید چه کسی صلاحیت آن مرجع را تایید کرده. اگر بگوئید خودش و یا حلقه دوستان متخصصش که بنابراین چون نظر مردم نیست این نوع حکومت یک اسمی دارد. به آن می گویند دیکتاتوری. از قضا همه دیکتاتور های جهان درست و دقیقا حرف شما را می زدند و هنوز هم می زنند. با تشکر
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-12-2008, 08:53 PM   #7
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Admin نمایش پست ها
بنا بر گفته آقا مهدی چون کار ریاست جمهوری یک کار سیاسی و مدیریتی تخصصی است بنابراین فقط همین دویست سیصد نفری که از بدو انقلاب مصدر کار بوده اند بهتر است دور هم جمع شوند و رئیس جمهور را انتخاب کنند. یعنی خرد جمعی که اینهمه روی آن کار تحقیقاتی شده، هیچ! خوب حالا سئوال این می شود که این ده نفری که شما می فرمائید چه کسی باید صلاحیت آنان را تایید کند. اگر بگوئیم مردم که باز برگشته ایم به حرف ما و اگر بگوئید مرجعی غیر از مردم باید پرسید چه کسی صلاحیت آن مرجع را تایید کرده. اگر بگوئید خودش و یا حلقه دوستان متخصصش که بنابراین چون نظر مردم نیست این نوع حکومت یک اسمی دارد. به آن می گویند دیکتاتوری. از قضا همه دیکتاتور های جهان درست و دقیقا حرف شما را می زدند و هنوز هم می زنند. با تشکر
ادمین جان شما برداشت اشتباه از نوشته من نموده ای .من کجا گفته ام که همین دویست سیصد نفر باید کار نظام را بچرخانند ؟
البته من کار سیاست را هم تخصصی می دانم .ولی به این معنا که چون اکثریت مردم در قالب زمانها انتخاب اشتباه داشته اند (.و اگر چنین نبود امروزه باید به مدینه فاضله رسیده بودند )باید توسط معیاری حدود انتخابشان محفوظ باشد .یعنی خط قرمزی داشته باشند که اگر انتخاب مردم از ان خط قرمز عبور کرد . ان انتخاب بلا اثر باشد .وجود نظارت استصوابی هم امروزه تقریبا چنین جایگاهی دارد (البته من حد نظارت را نمی گویم شاید گاهی زیاده از حد یا کمتر از حد سخت گیری شده باشد مثل مجالس ششم وهفتم ). اما معتقدم وجود نظارت استصوابی لازم است .
ممکن است بپرسید خوب انانی که این نظارت را اعمال می کنند از کجا این حق را بدست اورده اند ؟
من به شما عرض می کنم .معیار شخص نیست ومعیار اسلام است . در اسلام همه چیز تعریف شده .ان اشخاص هم باید حدود اسلام را ملاک داشته باشند وبس .حالا اگر انها در رعایت این ملاک کوتاهی کردند بحثی جداست (می توان ان را در ساختار نظام لحاظ کرد ).
ببینید من شاید در همین فروم حدود 20مرتبه تا الان جمهوری اسلامی را معنی کرده ام .یا مثلا حدود مردمسالاری را بیان کرده ام .اشتباهات دموکراسی که به صراحت گفته ام قبولش ندارم را بارها اورده ام .اگر همین پست هایم خوانده شود گمان نمی کنم جای سوالی باقی بماند .
ولی به نوعی دیگر این سوال را که جایگاه مردم کجاست توضیح می دهم .ببینید جایگاه مردم پس از تثبیت حاکمیت ان است که وظیفه دارند حاکم را متوجه اشتباهش بکنند از او انتقاد کنند .به او پیشنهاد بدهند .حاکم هم وظیفه اش است که در کارهای مهم با مردم مشورت کند .اما سوال بعدی که پیش می اید ان است که مشورت رهبری با مردم در این نظام چگونه است ؟
در نظام جمهوری اسلامی رهبری می گوید من می خواهم کار اجرایی را به یک نفر بسپارم .کسانی که چنین شایستگی ای دارند کاندید شوند .انان کاندید شده ونهادی منصوب رهبر انان را که صلاحیت این وظیفه اجرا را دارند از غیر صلاحیت دارها تفکیک می کند . مردم در انتخابات یک نفر از میان ان افراد با صلاحیت را انتخاب می کنند و به این وسیله رییس جمهور تعیین می شود .رییس جمهور نتیجه مشورت رهبر با مردم است .
مجلس هم همینطور .رهبر می گوید ای مردم کشور ما نیاز به قانونگزار دارد .من می خواهم از هر حوزه تعدادی نماینده برای مجلس انتخاب کنید . هرکس صلاحیت دارد کاندید شود .سپس از بین کاندیداهانهادی انانی را که طبق قواعد رهبر واجد صلاحیت می باشند به مردم معرفی می کند . مردم از بین انان نماینده خود را بر می گزینند .این هم می شود مشورت رهبر با مردم .
پس در همه این انتخابها رهبر ومردم هر دو نقش دارند .اما حدود انتخاب مردم در چار چوب قوانین شرع است .
اما سوال دیگری پیش می اید که خوب رهبر که معصوم نیست (اگر معصوم (ص)بود این مرحله را نیاز نداشت )پس که بر رهبری نظارت کند .می گوییم مجلس خبرگان رهبری .اینان چگونه انتخاب می شوند .؟بازهم توسط مردمی که رایشان در چارچوب اسلام مورد تایید است .
البته یک سوالی پیش می اید که خوب رهبر که خود به نوعی بر خبرگان ولایت دارد چه ؟
اینجاست که مشکل پدید می اید .
اما سوالی پیش می اید. در مورد تعیین صلاحیت اعضای مجلس خبرگان .پاسخ ان است که صلاحیت انان باید از شورای نگهبان به چند مرجع تقلید سپرده شود .مثلا هرکس که از یک مرجع تقلید نامه ای بیاورد مبنی بر اینکه اجتهاد دارد بتواند کاندیدای مجلس خبرگان شود .و این دوری را که الان وجود دارد برطرف کند .
این تنها مشکل فعلی این نظام از دیدگاه من است که اگر تایید صلاحیت خبرگان رهبری از شورای نگهبان به مراجع (نهاد غیر وابسته به دولت وحکومت )سپرده شود .مشکل دور هم حل می شود ودر اینصورت این نظام تنها عیب ساختاریش بر طرف می شود .
ادمین جان .این دیدگاه نتیجه یک روز و دو روز نیست که تغییر یابد .چند سال است که با خود اندیشیده ام که اگر یک حکومت بخواهد مشروع باشد . در عین حال رای مردم هم در شئون حکومت موثر باشد ودر عین حال مردم نتوانند انتخاب غلط داشته باشند ودر عین حال مساله دور هم پدید نیایدچه باید شود .فکر نمی کنم در عصر غیبت بهتر از این ساختار حکومتی که عرض نمودم ساختار دیگری ممکن شود .با تشکر
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-12-2008, 11:55 PM   #8
alihallo
 
alihallo's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,294
تشکرها: 2,773
در 1,610 پست 4,905 بار تشکر شده
Points: 23,612, Level: 94
Points: 23,612, Level: 94 Points: 23,612, Level: 94 Points: 23,612, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

با عرض ادب و احترام،

هیچ تئوری و نطریه ای کامل و جامع نیست و یقینا" دارای نواقصی تئوریک پیش از اجرا و در حین اجرا که قطعا" خود را نمایان خواهد کرد، می باشد. همین نقص است که نقد را به پیش می کشد و نقد منصفانه به حق، ابزاری است اصلاحی که شکوفایی اندیشه را در پی دارد. ضعف عمده و اساسی تئوری های بسته و ایدئولوژیک در نظام های سیاسی، عدم گردش قدرت و تفکیک انسان ها به ملت و امت می باشد و این مسئله بخصوص در مرحله گذار، بیشتر خود را نشان می دهد. فشار های وارده افتصادی، اجتماعی و سیاسی که ممالک، از عبور از این گردنه متحمل می شوند، این جوامع را سریع تر به سوی یک مردم سالاری واقعی سوق می دهد. چرا که فشار بخار متراکم این جریان ( عزل و نصب حکومت بدست مردم ، قدرت سیاسی محدود و غیر مطلق و پاسخگویی حکومت به مردم ) راه خود را در طی زمان، که تاریخ آن را به ما آموخته، پیدا خواهد کرد و راه گریزی از آن نیست و نمی باشد. یکی از آفت ها و موانع پیش روی یک نظام مردم سالار واقعی وجود عنصر سایه و نهاد های موازی است که دقیقا کارکرد های نهاد های اصلی انتخابی را فلج نموده و از کارایی و بازده ای آن شدیدا" می کاهد و ساختار وافعی یک جامعه مدنی، مدون و مدرن را مختل می کند. به هر حال یک تئوری اجتماعی را نمی توان با یک پدیده دینی مقایسه نمود «« هر چند که جایگاه هر دو یقینا" باید قابل احترام باشد»»، چرا که موافقان این تئوری با ابزارهای دفاعی و تهاجمی این تئوری، قصد حذف این پدیده دینی را دارند که این خود خطا است و غیر ممکن و مخالفان تئوری یعنی (موافقان پدیده دینی) هم به قصد نیستی و نابودی تئوری پردازان و تئوری مطروحه حرکت می کنند که بی شک با توجه به اینکه نظریه مورد بحث از یک ذهنیت و اندیشه انسانی برای خدمت به انسان ها که بالاترین سرمایه بشری است نشات گرفته، آنها نیز خبط دیگری را مرتکب می شوند. در این بین دسته سومی هم موجود است که اقدام به ترجمه تحت اللفظی کلمه و افزودن یک پسوند و یا پیشوند به تئوری یا پدیده مزبور می کنند و با ممزوج کردن، به امید اینکه جدال بین دو دسته فبلی را ترمیم کنند، بدتر چشم هر دو راه کور می کنند.به عقیده بنده این دو مانعة الجمع اند و باید با احترام به پذیرش وجودی هر یک به پالایش زمانی و آرایش مکانی آن پرداخت. اولی را در حوزه اجتماعی در صورت تکثر و اقدام به اصلاح و دومی را در حوزه فردی در صورت تمایل نه به جبر و تحمیل، از آن بهره کافی و وافی را برد. در غیر این صورت همانی خواهد شد که نباید بشود و آن جنگ تمدن هاست که این جنگ نه تنها فاتحی ندارد بلکه مغبون و متضرر کسی نیست جز مردمی که وجودشان با هر مرام و عقیده ای، حق حیات را برای آنان به ارمغان می آورد. بقول آلبرت کامو، اگر بیاندیشیم که همه حقیفت نزد ماست و به آن یقین داشته باشیم باید همه انسانها ی روی زمین را بکشیم . با تشکر /




alihallo آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-13-2008, 12:03 AM   #9
امشاسپند
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: پارسه
پست ها: 127
تشکرها: 150
در 97 پست 461 بار تشکر شده
Points: 3,337, Level: 35
Points: 3,337, Level: 35 Points: 3,337, Level: 35 Points: 3,337, Level: 35
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

تاثير سنت ديني در تحقق دموکراسي
صاحبنظران از روزگار توکويل به اين سو نشان داده اند که از ميان کشورهاي اروپايي و اولاد ماوراء بحارشان، کشورهاي پروتستان غالباً دموکراتيک تر از کشورهاي کاتوليک بوده اند. کليساي کاتوليک رم که دستگاه روحانيت آن مبتني بر سلسله مراتب قدرت است، نزد بسياري از پيروان خود نوعي بي ميلي به اين اعتقاد که به حساب آوردن آحاد مردم بهترين شيوه اداره امور يک کشور است به وجود آورده است. مذهب پروتستان، برعکس، کمتر مبتني بر مراتب قدرت و بيشتر مشارکتي و فردگرايانه است. با اين حال کشورهاي کاتوليک سهم عظيمي در حرکت به سوي دموکراسي داشته اند که در دهه 1970 آغاز شد. سير اين تحول بازتاب اصلاحات بنيادين در آموزه کليسا و اعلاميه هاي سياسي کليسا از دهه 1960 به بعد است. اين تغييرات تا اندازه يي به دليل کاهش تاثير آن چيزي است که در انديشه و سياست کاتوليک به نام راست افراطي يا فاشيسم در اروپا خوانده مي شود يا تحت تاثير رشد اقتصادي عظيم پس از جنگ در بسياري از کشورهاي بزرگ کاتوليک نظير ايتاليا، اسپانيا، کبک، برزيل و شيلي بوده است. برعکس، اکثر کشورهاي اسلامي (خصوصاً عربي) مشارکتي در تازه ترين سير حرکت به سوي دموکراسي نداشته اند. تقريباً همه آنها اقتدارطلبند. در اکثر کشورهاي اسلامي، رشد دموکراسي و آزادي سياسي در آينده نزديک نامعلوم است. مذهب ارتدوکس مسيحيت دو حوزه سياست و ديانت را عين هم مي داند، به خصوص در روسيه، و البته در ساير نقاط اروپاي شرقي نيز چنين است. کليساي ارتدوکس نه حمايتي جدي از حقوق بشر کرده است نه از رواداري و مداراي ديني. از نظر تاريخي، دموکراسي در سرزمين هايي که مذهب ارتدوکس داشته اند ضعيف بوده است. به همين قياس، تشکيلات مذهبي و فرهنگي چين کنفوسيوسي نيز بخشي از دولت بود. اکثر متخصصان آسيا متفق القولند که آيين سنتي کنفوسيوس يا غيردموکراتيک بود يا ضددموکراتيک. جمهوري خلق چين نيز همچنان دولتي است استبدادي و تک حزبي اگرچه رشد اقتصاد بازار در سال هاي اخير از نظارت قدرتمندانه دولت کاسته است. از کشورهاي پيرو آيين کنفوسيوس، تنها ژاپن بود که حکومتي دموکراتيک را پيش از 1990 نهادينه کرد و علت عمده اين تحول نيز اشغال اين کشور توسط امريکا پس از جنگ جهاني دوم بود. ساير کشورهايي که آيين کنفوسيوسي دارند - کره، سنگاپور، تايوان و ويتنام - داراي حکومت استبدادي بودند. اما در اين کشورها نيز نظير چين، رشد سريع اقتصادي و ايجاد نظام بازار آزاد در سال هاي اخير موجب تعديل حکومت هاي خودکامه شده است. درست در نقطه مقابل اين کشورها، هند کشوري که اکثر مردم آن پيرو آيين هندو هستند، پيش از شروع صنعتي شدن به صورت کشوري دموکراتيک درآمد و علت عمده آن ميراث حاکميت استعماري انگلستان و علت ديگر خصلت عقيدتي خود آيين هندو بود. فرقه هاي مذهبي و سياسي در هند کم و بيش جدا از يکديگر بودند و اين موقعيت اجازه مي داد که فرآيند رشد و تحول دموکراسي به پيش رود و گرايش هاي فرهنگي ديرين کشور سد راه آن نشوند.

برگرفته از دايره المعارف دموکراسي-اعتماد
امشاسپند آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از امشاسپند بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-13-2008, 07:13 PM   #10
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

متاسفانه خیلی ها در غرب تصوری از دین که در ذهنشان است مسیحیت تحریف شده متناقض با علم کنونی است (که البته با مسیحیت اصیل که اکنون یافت نمی شود در تناقض است ). این مردم همان برداشت را از مسیحیت تحریف شده به اسلام سرایت می دهند .نتیجه اش ان می شود که از ریشه با نظریات سیاسی اسلام بیگانه می مانند .
یعنی احساسم ان است که در یک چارچوب تعریف شده برای خود قرار می گیرند .نمی توانند قبول کنند که اکثرالناس لا یعلمون .اکثر الناس لا یعقلون .و این یک واقعیت است .
حالا چه خوشایند دیگران باشد چه نباشد .دموکراسی طغیان نوع بشر را به دنبال دارد .اما مشورت رهبر عادل با مردم نتیجه بهتری را بدنبال خواهد داشت .(در یک نظام اسلامی باید بر رهبر عادل غیر معصوم نهادی غیر وابسته به حکومت نظارت نماید .در اینصورت شبهه دیکتاتوری هم از بین می رود )
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-13-2008, 09:49 PM   #11
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,699 بار تشکر شده
Points: 17,843, Level: 84
Points: 17,843, Level: 84 Points: 17,843, Level: 84 Points: 17,843, Level: 84
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

آقای مهدی 313 باسلام
باتوجه به اینکه چند بار عبارت :"اکثرالناس لا یعلمون .اکثر الناس لا یعقلون"را بعنوان مدرک اثبات ادعای خود درمورد نحوه حکومت و رد دموکراسی آوردید لطف نموده کل آیات حاوی عبارات فوق که از نظر مفسرین مراد فهم مردم در تعیین نوع وشیوه حکومت بوده را با ذکر سندبیاورید.
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-14-2008, 10:55 AM   #12
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

آقا مهدي من در پست قبليم دو دليل آوردم كه به هيچ يك توجه نكردي.

يكي احتمال كمتر انحراف نظر اكثريت به نسبت اقليت طبقه حاكم است. دوم هم مسئوليت تصميم اكثريت است كه اگر هزينه اي به ملت تحميل شد از طرف اكثريت باشد نه تعدادي محدود.

در مثال شما كه من در چندين جا آن را ديده ام ذكر اين نكته بسيار مهم است.
در مورد مهندس برق يا يك پزشك كه در حوزه ي تجربي و رياضي هستند مثال شما صحيح است.اما در حورزه ي سياست (علوم انساني)...

براي مثال پروفسورهاي رشته ي علوم اجتماعي در اصل اول آن يعني برتري فرد به جمع و بلعكس نظرات كاملا مخالفي با هم دارند. حال اين پارادوكس به وجود آمده توسط متخصصان را با چه چيزي ميتوان تصحيح كرد؟يا به نظر كدام يك ميتوان اطمينان كرد؟

دونالد رامسفلد هم از متخصصان بود و در اينجا آيا تصميمات او بهتر از اكثريت مردم بود؟

در مورد آيه چون در آن مورد تخصص ندارم و بايد آيات قبل و بعد آن را هم خواند نظري نميدهم.

لطفا به نظرات دقت كنيد و به آنها پاسخ دهيد. باتشكر
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-14-2008, 08:27 PM   #13
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
آقای مهدی 313 باسلام
باتوجه به اینکه چند بار عبارت :"اکثرالناس لا یعلمون .اکثر الناس لا یعقلون"را بعنوان مدرک اثبات ادعای خود درمورد نحوه حکومت و رد دموکراسی آوردید لطف نموده کل آیات حاوی عبارات فوق که از نظر مفسرین مراد فهم مردم در تعیین نوع وشیوه حکومت بوده را با ذکر سندبیاورید.
صادق جان من شیوه وساختار یک حکومت مطلوب را به صراحت درهمین پست ها عرض نموده ام .اگر همین پست های همین موضوع را کاملا بخوانید .ارائه یک ساختار کامل و حداقل نقص را می بینید . به نظرم خوانده همین ساختار خیلی کمک می کند به برداشت صحیح از یک حکومت مطلوب که هم مردم در ان نقش داشته باشند وهم نتوانند انتخاب اشتباه کنند وهم رهبری حکومت نیز نتواند به دیکتاتوری (به قول ادمین جان )میل نماید
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-14-2008, 08:30 PM   #14
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

متاسفانه سيستمي براي نگاه داشتن پستهاي خوب در بالا نيست و مجبوريم از اين سيستم استفاده كنيم.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-14-2008, 08:40 PM   #15
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ilia786 نمایش پست ها
آقا مهدي من در پست قبليم دو دليل آوردم كه به هيچ يك توجه نكردي.

يكي احتمال كمتر انحراف نظر اكثريت به نسبت اقليت طبقه حاكم است. دوم هم مسئوليت تصميم اكثريت است كه اگر هزينه اي به ملت تحميل شد از طرف اكثريت باشد نه تعدادي محدود.

در مثال شما كه من در چندين جا آن را ديده ام ذكر اين نكته بسيار مهم است.
در مورد مهندس برق يا يك پزشك كه در حوزه ي تجربي و رياضي هستند مثال شما صحيح است.اما در حورزه ي سياست (علوم انساني)...

براي مثال پروفسورهاي رشته ي علوم اجتماعي در اصل اول آن يعني برتري فرد به جمع و بلعكس نظرات كاملا مخالفي با هم دارند. حال اين پارادوكس به وجود آمده توسط متخصصان را با چه چيزي ميتوان تصحيح كرد؟يا به نظر كدام يك ميتوان اطمينان كرد؟

دونالد رامسفلد هم از متخصصان بود و در اينجا آيا تصميمات او بهتر از اكثريت مردم بود؟

در مورد آيه چون در آن مورد تخصص ندارم و بايد آيات قبل و بعد آن را هم خواند نظري نميدهم.

لطفا به نظرات دقت كنيد و به آنها پاسخ دهيد. باتشكر
ایلیا جان من هم عرض نمودم حکومت هم یک امر تخصصی است والبته این بدان معنا نیست که مردم نقش ندارند .مردم نقش دارند .اما نقششان فقط در چارچوب اسلام پذیرفته شده است وبس .
ضمنا یک ایراد به ایلیا جان هم بگیرم که ریشه وپایه فکری خود را بهتر است از نظریات غربی به گوهر اسلام بازگردانیم .
من وقتی خواستم برای خود تشخیص بدهم یک حکومت مطلوب چگونه است (خواهشمندم این قسمت را دقیقتر بخوان )گفتم از پایه شروع کنم .
گفتم در عصر غیبت است .پس ما از وجود معصوم (ص)به صورت خاص که مرادمان باشو محرومیم .پس باید چه کنیم .
به کتاب خدا رجوع کردم .ایاتی را که دراین باب می دیدم را کم وبیش خوانده ام .
نتیجه حداقلی ان این می شود که اولا قانون اساسی باید محتوای را گرفته از شرع باشد
ثانیا مردم به عنوان اجازه دهنده وکمک کننده به استقرار نظام حضور داشته باشند .
ثالثا نظر مردم باید محترم باشد تا وقتی که از چارچوب شرع عبور نکند (و این همان معنای اصیل جمهوری اسلامی است )
رابعا همه مقامات نظام باید مشروعیتشان را از رهبر بگیرند .
خامسا (خواهش می کنم رابعا را بدون خامسا نخوانید )چون رهبر معصوم نیست ممکن است طغیان کند وچون نیرویی وجود ندارد که جلویش را بگیرد .پس باید نهادی غیر وابسته به حکومت تشکیل شود که اعضای ان فقط از افراد دارای عدالت وتقوای بالا باشند ودر عین حال مردم هم درانتخابشان مشارکت داشته باشند (البته درنظام ما فعلا صلاحیت اعضای خبرگان به وسیله شورای نگهبان تایید می شود که خوب بود به مراجع سپرده می شد .مثلا هرکیس می خواست کاندید شود یک نامه مبنی بر اجتهادش می اورد .از حداقل یک مرجع ).
ایلیا جان پایه ودیدگاه فکری خود را از غرب نگیر.در مثالی که زدی در مورد امثال رامسفلد انان عدالت ندارند .اما مسئول یک نظام انطور که من گفته ام باید عدال متقی باشد وچنین فردی طبیعتا طغیلان نمی کند .اگر هم کرد توسط خبرگان (انتخاب شده توسط مردم وغیر وابسته به حکومت عزل می شود ).
من فکر می کنم اگر کسی همین دوسه پست گذشته مرا بخواند به صورت دقیق یک شمای کاملی از یک حکومت مطلوب در ذهنش حاضر می شود .
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-14-2008, 08:45 PM   #16
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,467 پست 18,819 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

ایلیا جان ما باید با گذاشتن توضیحات اضافی و یا خبر های جدید در مورد همان پست، موضوع را بالا بیاوریم مثلا الان من نوشته انتقادی آقای نمازی را در پای نوشته جدید شهیر گذاشتم که مردم نظر مخالف شهیر را هم بخوانند. این کار خوبی است. اما اینجوری موضوع را بالا آوردن زیاد جالب نیست. پست خوب و بد نسبی است و به سلیقه افراد بستگی دارد. ممکن است یک نوشته از نظر شما خوب باشد اما از نظر دیگری اتلاف وقت باشد و یا بالعکس. از همکاری ات سپاسگزارم.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 12-14-2008, 10:29 PM   #17
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,344
تشکرها: 5,448
در 1,981 پست 9,699 بار تشکر شده
Points: 17,843, Level: 84
Points: 17,843, Level: 84 Points: 17,843, Level: 84 Points: 17,843, Level: 84
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

آقای مهدی 313
ممنون از پاسختان اما من مجبورم دوباره عین فرمایش شما بگذارم :
"نمی توانند قبول کنند که اکثرالناس لا یعلمون .اکثر الناس لا یعقلون .و این یک واقعیت است .
حالا چه خوشایند دیگران باشد چه نباشد .دموکراسی طغیان نوع بشر را به دنبال دارد .اما مشورت رهبر عادل با مردم نتیجه بهتری را بدنبال خواهد داشت ."
توجه داشته باشید که من فعلا اصلا نمیخواهم درباره این که دموکراسی باعث طغیان نوع بشر میشود یا نمیشود صحبت کنم بلکه سوال وصحبت من دقیقا این است :
1-آیا منظورشما از آوردن دو عبارت عربی بالا استفاده از آیات قرآنی در رد دموکراسی هست یا نیست ؟
2-اگر بنظر شما این آیات در باره فهم مردم درباره نوع وشیوه حکومت است لطف نموده وکل آیات مورد نظرتان را همراه با نظر چند مفسری که دیدگاه شما را پیرامون این آیات تایید میکند با ذکر منبع بفرمایید .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-15-2008, 08:15 PM   #18
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

مهدي جان باز هم به هيچ كدام از سوالهاي من پاسخ ندادي و افكار خودت را دوباره بازگو كردي.
به من گفتي ريشه و پايه فكري خودم را عوض كنم.

آيا كمتر بودن امكان اشتباه اكثريت نسبت به اقليت ساخته و پرداخته غرب است ؟!

آيا مردمي كه هزينه ي تصميم هاي اشتباه را ميپردازند نبايد در تصميم گيري حضور داشته باشند و اين از غرب آمده؟
آيا استفاده از اصول احتمال و علم و منطق هم از غرب آمده؟!

چندين مورد مشورت و استفاده از خرد جمعي حتي در مواقعي كه با نظر امامان معصوم مغايرت داشت و انها به نظر جمع احترام گذاشته اند را از رسانه ها شنيدم ولي از آنجا كه از موثق بودن آنها اطمينان ندارم در اينجا نمي آورم.فقط در يك مورد ميتوان به كناره گيري امام علي در چند سال اوايل خلافت اشاره كرد.

براي اينكه فرق تخصصي بودن حوزه ي علوم رياضي كه حتما يك متخصص از هزار نفر مردم عادي هم درست تر ميگويد را با تصميم گيري در حوزه ي علوم اجتماعي مشخص كنم يك مثال ميزنم.

پس از فتح خرمشهر تصميمي بايد گرفته ميشد مبني بر پذيرش قطعنامه و توقف جنگ يا رد آن و ادامه جنگ. بدون در نظر گرفتن اينكه كدام تصميم درست بود آيا هيچ متخصصي ميتوانست تصميم درست تر را بگيرد . در ضمن در اين شرايط مسئوليت عواقب تصميم بر عهده يك نفر بود ولي تعداد زيادي ميبايست هزينه ي آن را ميدادند.

اين گفته فقط يك مثال بود براي اينكه تفاوت تصميم گيري در حوزه ي علوم اجتماعي را با علوم انساني درك كنيم نه اينكه در آن دوره بايد همه پرسي اي ميشد.

مثال من در مورد رامسفلد اولا نشان دادن ضعف متخصصان در تصميم گيري هاي حوزه ي علوم انساني بود.دوما او در اهداف پيشبيني شده ي خودشان شكست خورد نه اينكه در دنيا جنگ به راه انداخته پس منحرف و شكست خورده است.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-15-2008, 09:48 PM   #19
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صادق نمایش پست ها
آقای مهدی 313
ممنون از پاسختان اما من مجبورم دوباره عین فرمایش شما بگذارم :
"نمی توانند قبول کنند که اکثرالناس لا یعلمون .اکثر الناس لا یعقلون .و این یک واقعیت است .
حالا چه خوشایند دیگران باشد چه نباشد .دموکراسی طغیان نوع بشر را به دنبال دارد .اما مشورت رهبر عادل با مردم نتیجه بهتری را بدنبال خواهد داشت ."
توجه داشته باشید که من فعلا اصلا نمیخواهم درباره این که دموکراسی باعث طغیان نوع بشر میشود یا نمیشود صحبت کنم بلکه سوال وصحبت من دقیقا این است :
1-آیا منظورشما از آوردن دو عبارت عربی بالا استفاده از آیات قرآنی در رد دموکراسی هست یا نیست ؟
2-اگر بنظر شما این آیات در باره فهم مردم درباره نوع وشیوه حکومت است لطف نموده وکل آیات مورد نظرتان را همراه با نظر چند مفسری که دیدگاه شما را پیرامون این آیات تایید میکند با ذکر منبع بفرمایید .
این دوایه فقط در مورد حکومت داری نیست .موضوعیت عام را می توان از ان برداشت نمود .این دو ایه می خواهد بفرماید .صادق جان بشر نیاز به ولی دارد .ونیاز به سرپرست دارد .چون اکثرش لایعلمون ولایعقلون است .
ولی دو کار را برای اکثریت بشر لا یعقل انجام می دهمد .یکی انکه چون عادل متقی است دسات اکثریت بشر را می گیرد ونمی گذارد این اکثریت به ورطه نابودی دچار شوند .
دوم همین ولی خود تحت یک ایدئولوژی بی نقص قرار دارد که چون معصوم نیست اگر اشتباه کرد توسط ناظر (دراینجا مجلس خبرگان غیر وابسته )عزلش اعلام می شود (نه انکه عزل شود )
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-15-2008, 10:07 PM   #20
مهدی 313
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,072
تشکرها: 262
در 318 پست 488 بار تشکر شده
Points: 6,198, Level: 51
Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51 Points: 6,198, Level: 51
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط ilia786 نمایش پست ها
مهدي جان باز هم به هيچ كدام از سوالهاي من پاسخ ندادي و افكار خودت را دوباره بازگو كردي.
به من گفتي ريشه و پايه فكري خودم را عوض كنم.

آيا كمتر بودن امكان اشتباه اكثريت نسبت به اقليت ساخته و پرداخته غرب است ؟!

آيا مردمي كه هزينه ي تصميم هاي اشتباه را ميپردازند نبايد در تصميم گيري حضور داشته باشند و اين از غرب آمده؟
آيا استفاده از اصول احتمال و علم و منطق هم از غرب آمده؟!

چندين مورد مشورت و استفاده از خرد جمعي حتي در مواقعي كه با نظر امامان معصوم مغايرت داشت و انها به نظر جمع احترام گذاشته اند را از رسانه ها شنيدم ولي از آنجا كه از موثق بودن آنها اطمينان ندارم در اينجا نمي آورم.فقط در يك مورد ميتوان به كناره گيري امام علي در چند سال اوايل خلافت اشاره كرد.

براي اينكه فرق تخصصي بودن حوزه ي علوم رياضي كه حتما يك متخصص از هزار نفر مردم عادي هم درست تر ميگويد را با تصميم گيري در حوزه ي علوم اجتماعي مشخص كنم يك مثال ميزنم.

پس از فتح خرمشهر تصميمي بايد گرفته ميشد مبني بر پذيرش قطعنامه و توقف جنگ يا رد آن و ادامه جنگ. بدون در نظر گرفتن اينكه كدام تصميم درست بود آيا هيچ متخصصي ميتوانست تصميم درست تر را بگيرد . در ضمن در اين شرايط مسئوليت عواقب تصميم بر عهده يك نفر بود ولي تعداد زيادي ميبايست هزينه ي آن را ميدادند.

اين گفته فقط يك مثال بود براي اينكه تفاوت تصميم گيري در حوزه ي علوم اجتماعي را با علوم انساني درك كنيم نه اينكه در آن دوره بايد همه پرسي اي ميشد.

مثال من در مورد رامسفلد اولا نشان دادن ضعف متخصصان در تصميم گيري هاي حوزه ي علوم انساني بود.دوما او در اهداف پيشبيني شده ي خودشان شكست خورد نه اينكه در دنيا جنگ به راه انداخته پس منحرف و شكست خورده است.
در مورد اقلیت واکثریت مثال خود را وتخصصی بودن ان را عرض نمودم .
ایلیا جان باز هم از کتاب عظیم خدا می گویم .
خدا به رسولش می فرماید :ای رسول با مردم مشورت کن .وقتی مشورت کردی تصمیم بگیر وتوکل به خدا کن .
در این ایه نمی فرماید حرف مردم را بپذیر .می فرماید با مردم مشورت کن .اما تصمیم را خودت بگیر.و هنگامی که تصمیم گرفتی توکل به خدا کن .(در اینجا تصمیم مردم بی تاثیر نیست نقش مشاوره را دارد ولی درنهایت رسول (ص)تصمیم گیراست )
اینکه من مشورت رهبری با مردم را بارها عرض کرده ام دلیل دارد .
ایلیا جان به ازای هرجمله ای که در باب حکومت اسلامی ساختا ر ان بیان کرده ام دلیل منطقی دارم .
ضمنا مثالی که در مورد اقایمان امیرالمومنین (ص)زده ای کاملا اشتباه است .امیرالمومنین (ص)اگر تعدادی یار باوفا می داشت که احساس می کرد می تواند در مورد ان قضیه پیروز شود .کوتاهی نمی کرد .در این کار (این به اقلیت واکثریت ربطی ندارد )بلکه به تعداد مورد نیاز وابسته است .مثلا این تعداد می تواند یک اقلیت 20تا 30درصدی وبلکه کمتر هم درصورتی که ایمان قوی داشته باشند باشد .
باز هم عرض می کنم .ساختار فکری دموکراسی خواهی طغیان بشر را به دنبال خواهد داشت .مشورت خوب وبلکه لازم است .اما تصمیم گیری لزوما نباید بر نتیجه رای اکثریت یا اقلیت استوار باشد .

راستی بااجازه در اینجا یک عرضی هم با ادمین های گرامی دارم .عزیزان این پست ها که از ارزش بحث زیادی برخوردار است حیف است که از دست برود .بعضی از انچه که ان را مهم نامیده اید مدتی است که در ان اظهار نظری نمی شود .
اگر صلاح می دانید چند تا از ان مهم ها که نظری در ان زیاد ابراز نمی شود را حذف بفرمایید و اخباری را که مهم وپایه ای یک مبحث را بیان می کند را هم اگر صلاح می دانید تحت عنوان مهم قرار دهید .این بحث یا ان بحث حقوق بشر اکبرجان از انهایی است که جای بحث دارد .باتشکر
مهدی 313 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-16-2008, 12:25 AM   #21
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,681
تشکرها: 1,933
در 1,332 پست 5,356 بار تشکر شده
Points: 18,088, Level: 85
Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85 Points: 18,088, Level: 85
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی 313 نمایش پست ها
در مورد اقلیت واکثریت مثال خود را وتخصصی بودن آن را عرض نمودم.
متاسفانه در اين مورد تعداد مثال هاي زيادي زدم كه به انها توجه نكرديد يا نميخواستيد كه توجه كنيد.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی 313 نمایش پست ها
خدا به رسولش می فرماید :ای رسول با مردم مشورت کن .وقتی مشورت کردی تصمیم بگیر وتوکل به خدا کن .
در این ایه نمی فرماید حرف مردم را بپذیر .می فرماید با مردم مشورت کن .اما تصمیم را خودت بگیر.و هنگامی که تصمیم گرفتی توکل به خدا کن .(در اینجا تصمیم مردم بی تاثیر نیست نقش مشاوره را دارد ولی درنهایت رسول (ص)تصمیم گیراست )
اینکه من مشورت رهبری با مردم را بارها عرض کرده ام دلیل دارد .
"اي رسول خدا" نگفته آقاي جنتي يا آيت الله خامنه اي فرقشون رو هم كه حتما ميدوني؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی 313 نمایش پست ها
ضمنا مثالی که در مورد اقایمان امیرالمومنین (ص)زده ای کاملا اشتباه است .امیرالمومنین (ص)اگر تعدادی یار باوفا می داشت که احساس می کرد می تواند در مورد ان قضیه پیروز شود .کوتاهی نمی کرد .در این کار (این به اقلیت واکثریت ربطی ندارد )بلکه به تعداد مورد نیاز وابسته است .مثلا این تعداد می تواند یک اقلیت 20تا 30درصدی وبلکه کمتر هم درصورتی که ایمان قوی داشته باشند باشد .
در اينجا هم به گفته ي خودت اشاره ميكنم كه گفته اي "20تا 30درصدی وبلکه کمتر هم درصورتی که ایمان قوی داشته باشند باشد ."اولا در مورد يك واقعه تاريخي توجيه عجيبي كردي كه جا دارد در اين مواقع چيزي نگفت يا با تحقيق و مستدل صحبت كرد،بافرض درست بودن گفته ي شما، باز هم عده اي (جمعي) را دليل پذيرش امر خلافت دانسته اي،و آيا اگر امام علي تعداد به قول شما "مورد نياز خود را" داشت با حمله به خلافت آن را تصاحب ميكرد و بر خلاف نظر اكثريت بر آنها حكومت ميكرد؟!
در ضمن شما دليل پذيرش خلافت امام علي را هم از ياد بردي ( درخواست مردم از او ) البته اين چيزهايي است كه در كتاب هاي تاريخ و ديني ما نوشته بود و اگر اطلاعاتم در اين مورد كم يا اشتباه است ديگر در اين مورد اظهار نظر نميكنم.

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی 313 نمایش پست ها
مشورت خوب وبلکه لازم است .اما تصمیم گیری لزوما نباید بر نتیجه رای اکثریت یا اقلیت استوار باشد .
و به نظر شما تصميم گيري بايد با نظر يك نفر باشد كه احتمالا... .

تمام بحث ما فكر كنم كه در اين جمله خلاصه شود.
شما مشروعيت از طرف خدا را براي حكومت كافي و مقدم بر مقبوليت ميدانيد ولي من حق حكومت را براي كساني كه مشروعيت آن را پيدا كرده اند زماني مجاز ميدانم كه همراه با مقبوليت (خرد جمعي) باشد، جالب است كه حتي خداوند هم به آدم و حوا اجازه ي انتخاب و تصميم گيري داده ولي عده اي ميخواهند اين مهم را از انسان بگيرند.لطفا فقط به جنبه ي منفي ان كه انتخاب نادرست است فكر نكن!

اگر خواستيد بحث را با پيام خصوصي ادامه ميدهيم زيرا ادامه ي پست كردن اين نظرات از آنجا كه از پشتوانه علمي قوي اي برخوردار نيستند و صرفا نظرات شخصي هستند و ممكن است برخوردهاي سطحي اي را پيش آورد در اينجا درست نباشد.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-16-2008, 12:52 AM   #22
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,467 پست 18,819 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : لیبرالیسم شرمگین . « دکتر صادق زیبا کلام »

اگر خواستيد بحث را با پيام خصوصي ادامه ميدهيم زيرا ادامه ي پست كردن اين نظرات از آنجا كه از پشتوانه علمي قوي اي برخوردار نيستند و صرفا نظرات شخصي هستند و ممكن است برخوردهاي سطحي اي را پيش آورد در اينجا درست نباشد.

تشکر از ایلیا
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برجسب ها
لیبرالیسم, صادق زیباکلام


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 01:27 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT