آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > ایران > خبر سیاسی

پاسخ
    نمایش ها: 390 - پاسخ ها: 8  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-10-2019, 05:23 PM   #1
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,244
تشکرها: 18,131
در 10,214 پست 32,729 بار تشکر شده
Points: 139,577, Level: 100
Points: 139,577, Level: 100 Points: 139,577, Level: 100 Points: 139,577, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

روزنامه شرق مصاحبه ای با محمود احمدی نژاد انجام داده که طبق توافق، فقط در باره موضوعات اقتصادی بوده است.
بخشی از این مصاحبه را می خوانید:
به‌عنوان کسی که هشت سال رئیس‌جمهور ایران بوده‌اید به این پرسش پاسخ دهید که نقش دولت به‌عنوان قوه مجریه در اقتصاد ایران تا چه میزان است؟ این قوه تا چه‌اندازه در تصمیم‌گیری‌ها مؤثر است و نهادها و پارامترهای دیگر چقدر اثرگذارند؟
اصولا در کل دنیا مسئول اصلی تصمیم‌گیری دولت است و کشور ما هم علی‌القاعده باید همین‌طور باشد، منتها نسبت آزاد و باز بودن دست دولت‌ها مقداری متفاوت است؛ بخشی از این تفاوت به نوع نگاه قانون اساسی یا نوع نگاه تدوین‌کنندگان قانون اساسی مرتبط است که تجربه اجرائی نداشتند و استخوان‌بندی قانون اساسی را از قوانین اساسی کشورهای دیگر اقتباس کردند و بخشی دیگر هم به خاطر روندها و روال‌هایی که در اجرا و در عمل پیش آمد و بخش دیگر هم که کم نیست، با قانون‌گذاری‎‌های عادی، نقش دولت را در تصمیم‌گیری‌ها مقداری کم‌رنگ کرده‌اند.
در نظام تصمیم‌گیری، توازن اختیار و مسئولیت بسیار مهم است، سلسله‌مراتبی‌بودن بسیار مهم است، هم‌افزابودن بسیار مهم است. اصلا اگر راجع به یک پدیده از دو مسیر موازی تصمیم‌گیری شود، این حتما موجب فساد خواهد شد. در اینجا منظورم از فساد، فساد مالی نیست؛ منظور این است که کلا مسیر تصمیم‌گیری خراب می‌شود. حالا ما باید ببینیم در نظام تصمیم‌گیری‌مان چنین چیزی هست یا نه؟ آیا توازن اختیار و مسئولیت برقرار است؟ آیا سلسله‌مراتبی‌بودن وجود دارد؟ از نظر من این موارد در نظام تصمیم‌گیری ما مخدوش شده
متأسفانه در کشور ما هم ساختار غیررسمی وجود دارد و هم اثرگذاری‌اش خیلی زیاد است. آدم‌هایی در کشور وجود دارند که مسئولیت به معنی اینکه طبق قانون پاسخگو باشند، ندارند اما اختیار دارند. دخالت می‌کنند، تصمیم‌گیری می‌کنند، در مراجع مختلف حضور دارند، حتی با یک تلفن تصمیمات را بالا و پایین یا متوقف می‌کنند با این حال پاسخگویی هم ندارند.
‌مصادیقی دارید برای ما مثال بزنید؟
زیاد داریم الی ماشاءالله. ببینید تریبون‌ها دست چه کسانی است؟ حالا داخل خود نظام تصمیم‌گیری هم سازمان‌های غیررسمی تشکیل می‌شود؛ یعنی اگر سازمان کاملا منطقی باشد و در درون خودش نظام نظارتی تشکیل داده باشد، ساختار غیررسمی ضعیف می‌شود در غیر این صورت ساختار غیررسمی قوی می‌شود. شما در وزارتخانه می‌بینید وزیر هست، ولی یک نفر دیگر تصمیم‌ها را می‌گیرد. وزیر داریم اما محل مراجعه کارکنان و تصمیم‌گیران آن وزارتخانه، یک جای دیگر است که این همان ساختار غیررسمی است. باید وزیر تصمیم بگیرد یا هر تصمیمی باید پخته شود، نهایتا بیاید خروجی‌اش را وزیر اجرا کند ولی می‌بینیم که کسان دیگری هم هستند که تأثیرگذارند. این یک مشکل اساسی است که نمی‌گذارد در کشور تصمیمات بزرگ گرفته شود.
در 40 سال گذشته، دولت‌ها به نسبت استفاده از ظرفیت‌ها و فرصت‌های موجود، توانستند در بخش اقتصاد، کارهایی در کشور بکنند. اما امروز به نظرم تمرکز دولت روی حل مسائل اقتصاد در داخل نیست؛ یعنی بخش عمده نگاه و تمرکز دولت حل مسائل داخل از بیرون است؛ یعنی تصور می‌کنند اگر مسائل بین‌المللی را حل کنیم، مسائل داخلی هم حل می‌شوند. به‌نوعی باور دولت فعلی این است که ریشه مشکلات ما بیرون است و من روی این حرف دارم. بله بیرون هست، مشکلات هست، تحریم‌ها هم هست، من نمی‌خواهم اینها را کوچک بشمارم، چون خود من تجربه‌اش را داشته‌ام، اما می‌خواهم بگویم بخش زیادی از مشکلات اقتصادی ما داخلی است و اگر ما را تحریم می‌کنند روی ضعف‌ها و اشکالات ما تکیه می‌کنند، یعنی روی ضعف‌هایی که ما در داخل داریم، حساب می‌کنند و ضربه را می‌زنند. اگر ما این مشکلات را برطرف کنیم تأثیرگذاری بیرون محدود می‌شود و نمی‌توانند به‌راحتی مشکل ایجاد کنند.
‌بحران ارزی سال 91 و سال 97 شباهت‌های زیادی به هم داشت. یادم هست که آن زمان بحث داغی وجود داشت و از فردی به نام جمشید بسم‌الله اسم می‌بردند و امسال هم از فردی به نام سلطان سکه یا ملا نام می‌برند. البته این مورد دوم به اعدام منجر شد ولی تا جایی که می‌دانم جمشید بسم‌الله صرفا بازنشسته شد. شما با توجه به اینکه خودتان تجربه مدیریت چنین دوره‌ای را داشتید توضیح بدهید که اینها چقدر واقعا مؤثرند؟ این افرادی که این‌قدر مشهور می‌شوند و ادعا می‌شود که اینها هستند که بازار را به هم می‌ریزند.
در سیستمی که 85 درصد اقتصاد و تصمیم‌گیری‌ها و اختیارات دست نهادهای حکومتی اعم از دولت، مجلس، قوه قضائیه و سایر بخش‌های حکومتی است، یک نفر آدم بدون ارتباط با سیستم چه‌کار می‌تواند بکند؟ او حداکثر کارگزار بخشی از سیستم است. خودش اصلا چه‌کاره است؟ اصلا چه کاری می‌تواند بکند؟ نشدنی است. شما امروز یک جگرکی بخواهید باز کنید، باید از 15 جا اجازه بگیرید و هر روز دو تا مأمور دم مغازه شما می‌آید. چطور می‌شود یک تخلف بزرگ در سطح کلان اقتصادی بکنید، بدون اینکه از خلأهای درون سیستم یا ارتباطات درون سیستم استفاده نکرده باشید؟ اصلا چطور جرئتش را می‌کنید؟ بنابراین این شیوه که مشکلات حوزه اقتصادی را به تعدادی از افراد منتسب کنیم، یک نوع آدرس غلط دادن است؛ درحالی‌که باید ساختار را درست کنیم و اشکالات را برطرف کنیم. باید سیستم را نگاه کنیم و نقص‌های سیستمی را دربیاوریم؛ وگرنه چهار نفر را هم بگیری و اعدام کنی که اقتصاد اصلاح نمی‌شود. حالا من یک جمله‌ای را می‌خواستم بگویم؛ ولی خودم را کنترل کردم و تلویحی گفتم. بدون اینکه اصلا توضیح بدهند که مردم بفهمند اینها چه کار مشخصی کرده‌اند که خلاف قانون بوده. این خیلی مهم است. این را مردم باید بدانند که دیگر تکرار نشود. این را که چه کاری اخلال است، کسی نمی‌داند. خب حالا اینها می‌گویند مسئول این مشکلات اینها هستند. اینها را هم اعدام می‌کنند. بسیار خوب، حالا اگر با اعدام اینها مشکلات حل نشد، یقه چه کسی را باید گرفت؟ این اشکال است. من نمی‌گویم متخلفان نباید مجازات شوند. هرکس تخلفی می‌کند به‌ اندازه تخلفش باید مجازات شود و این دفاع از حقوق عمومی است؛ اما اگر ما این‌طور به جامعه القا کنیم که یک تعدادی در جامعه هستند که دارند اخلال می‌کنند و اینها را ما جمع کنیم و سپس اقتصاد درست می‌شود، حالا جمع کردید و اقتصاد درست نشد، باز می‌گویید نه! یک عده دیگرند، این چرخه باطل تا کی و کجا قرار است ادامه پیدا کند؟
در دهه 80، هشت هزار مؤسسه مالی غیرمجاز در کشور شکل گرفت که منجر به بحرانی شدند که پارسال به وجود آمد. شما زمانی که رئیس‌جمهور شدید، متوجه رشد اینها بودید؟ چقدر با آن درگیر بودید؟
چند نکته وجود دارد. البته در این موضوع به بنده و دولت بنده حرف‌های زیادی زده شد و تهمت‌های زیادی زده شد. اولا مؤسسه غیرمجاز یعنی چه؟
‌یعنی مؤسسه‌ای که برای فعالیت خودش مجوز فعالیت ندارد.
شما مطمئنید اینها مجوز نداشتند؟
‌مجوز تعاونی از وزارت تعاون داشتند؛ اما نوع فعالیتی که بعدا می‌کردند، نیازمند مجوز از بانک مرکزی بود.
من از شما سؤال می‌کنم، شما اگر بدون مجوز یک لبوفروشی باز کنید، چند نفر در روز می‌آیند سراغتان؟
‌زیاد.
حالا به نظر شما می‌شود یک مؤسسه مالی و اعتباری باز شود و هیچ مجوزی نداشته باشد و 15، 20 سال هم فعالیت کند؟ این آدرس غلط دادن و سیاسی‌کردن موضوع است؛ یعنی در واقع می‌خواهیم مسئله را حل نکنیم یا نگذاریم که مسئله اصلی دیده شود. ما دو نوع مؤسسه مالی و اعتباری خارج از شبکه بانکی داریم. اولی صندوق‌های قرض‌الحسنه هستند که از دهه 50، شهربانی و بعدها نیروی انتظامی مجوز فعالیت آنها را صادر می‌کرد و در دولت ما فعالیت آنها موکول به اخذ مجوز از بانک مرکزی شد و دومی هم تعاونی‌های اعتبار بودند که تا قبل از دولت ما وزارت تعاون مجوز فعالیت‌شان را صادر می‌کرد. مجوز فعالیت تمام این تعاونی‌های اعتبار که بعدها بحران‌ساز شدند، مربوط به قبل از سال 83 است و در دولت‌های قبل از ما صادر شدند. تا اینکه در دی سال 83 قانون تنظیم بازار غیرمتشکل پولی در مجلس تصویب شد؛ یعنی در دولت ما حتی یک مورد هم مجوز فعالیت به این تعاونی‌های اعتبار داده نشده؛ ولی متأسفانه همین ‌الان آقای رئیس‌جمهور فحشش را به من می‌دهد.
‌آخر شما فعالیت‌شان را گسترده‌تر کردید.
اصلا این‌طور نیست. اصلا این‌طوری نگویید شما. یک مؤسسه مجوز فعالیت دارد، قانون مجلس هم به آن اجازه فعالیت داده است. آیا شما در این شرایط می‌توانید مانع فعالیتش شوید؟
‌سطح فعالیت فرق می‌کند. مثلا یک تعاونی مثل تعاونی دانش‌آموختگان سبزوار در یک شهرستان ناگهان می‌رسد به بالای 500 شعبه در سراسر کشور با آن حجم سنگین سپرده‌گذاری.
این سخن شما اگر درباره تعاونی‌های مسکن که به مقوله زمین در یک منطقه وابسته‌اند، بیان می‌شد، حتما سخنی درست بود، ولی این سخن شما را نمی‌توان به موضوع تعاونی‌های اعتبار که به مقوله پول و اعتبار برمی‌گردد که مرز و محدوده شهری و استانی نمی‌شناسد، مرتبط کرد. مگر زمانی که قبل از سال 83 به تعاونی‌های اعتبار مجوز می‌دادند، برای حوزه فعالیت‌شان محدودیت جغرافیایی می‌گذاشتند؟ آنها هرگز محدودیتی نداشته‌اند. البته من با تعاونی‌های اعتبار موافق نیستم و فقط در اینجا موضوع آنها را برای شما باز می‌کنم؛ چون این مجوزها مربوط به قبل از سال 83 است و بعدها قانونی آمد که تاحدودی به تعاونی‌های اعتبار نظم داد. اما سؤال اصلی این است که چرا اصلا به تعاونی‌های اعتبار مجوز داده شد؟ کاری نداریم که مجوز تعاونی‌های اعتبار همه در دوره آقای خاتمی بوده، شاید آقای خاتمی اصلا روحش هم خبر نداشته باشد؛ کمااینکه رئیس‌جمهور فعلی و قبلی هم ممکن است خبر نداشته باشند؛ چون در مقررات مجلس نهادهایی مثل شورای پول و اعتبار را متولی مجوز این قبیل مؤسسات کرده‌اند که رئیس‌جمهور در آنجا کاره‌ای نیست. رئیس‌جمهور رئیس قوه مجریه است. او باید تمام تصمیمات را امضا کند. تصمیمات دولت بدون امضای رئیس‌جمهور معتبر نیست و دولت مسئول اداره کشور است، ولی آن‌قدر شورا و نهاد درست کرده‌اند و تمام قوا را هم عضو آن کرده‌اند که سودش را آنها می‌برند و فحشش را دولت می‌خورد، مثل همین شورای پول و اعتبار؛ هم قوه قضائیه در آن هست، هم قوه مقننه، هم اتاق بازرگانی؛ تصمیمات را می‌گیرند، روح رئیس‌جمهور هم خبر ندارد، اما رئیس‌جمهور باید پاسخ‌گو باشد! این غلط است و برمی‌گردد به همان نظام تصمیم‌گیری که گفتم با این قوانین عادی از هم پاشیده است. برای یک مؤسسه مالی اعتباری که هیئت نظارت بانک مرکزی در دوره ما تعطیلش کرد، سه تا حکم داده شد که باید برگردد!
‌چه سالی؟
سال 86. همان اول کار حکم دادند که باید برگردد و بی‌خود کردید. اگر برنگردد شما را احضار می‌کنیم. ما می‌خواستیم سود بانک‌ها را پایین بیاوریم، قانون برنامه بود که سالی دو درصد سود بانکی پایین بیاید، خب ما پایین آوردیم. چه هجمه‌ای شد که آقا این دستوری است! کی در کشور ما سود بانکی غیردستوری تعیین‌ شده؟ فقط در دوره ما گفتند دستوری است! خب ما طبق قانون برنامه عمل کردیم و قانون یعنی دستور و طبق قانون سالی دو درصد باید سود کم می‌شد و ما هم سود بانکی را آوردیم پایین. چه فشاری وارد شد از طرف مجلس و رسانه‌ها و سیاسیون.
‌ سؤال بعدی‌ام درباره مسکن مهر است. به‌جز آن دسته از مخالفان مسکن مهر که با ساخت‌وساز مسکن از سوی دولت مخالف هستند، گروه دیگری هم بر این عقیده‌اند که این طرح درست در دولت شما غلط اجرا شد و به اهداف خود نرسید.
اهدافش چه بود؟
‌هدفش حل مشکل مسکن بود و اگر اشتباه نکنم، زمانی که این طرح را مطرح کردید، قرار بود با ساخته‌شدن مسکن‌های مهر تعداد خانوارها و مسکن‌های کشور حدودا برابر شود. این‌طور نیست؟
اجازه دهید توضیح بدهم. تحقیقات طرح مسکن مهر از اواخر سال 85 آغاز و در سال‌های 88 تا 91 هم روی زمین اجرائی شد. چند بحث مختلف درباره مسکن وجود دارد. اولا آیا مسکن یک نیاز ضروری است یا خیر؟ و ثانیا، در ایران در 70 سال اخیر کِی مشکل مسکن وجود نداشته؟ همواره در کشور با انباشت قیمت مسکن روبه‌رو بوده‌ایم و ساخت از تقاضا عقب بوده است. تقاضای بالای مسکن در ایران هم دلایل مختلفی مثل مهاجرت، گسترش و ارتقای سطح زندگی، ضرورت نوسازی بافت‌های فرسوده و کوچک‌شدن خانواده‌ها دارد و سرانه خانوار بر واحد مسکونی به یک نزدیک شده و حتی به سمت زیر یک هم حرکت می‌کند چون بعضی از خانواده‌ها می‌خواهند دو واحد مسکونی داشته باشند. این سرانه زمانی یک‌ونیم بود یعنی یک‌ونیم خانواده در یک واحد مسکونی زندگی می‌کردند اما امروز فرهنگ سکونت، عوض شده و چنین چیزی ممکن نیست. همچنین مسکن جنبه سرمایه‌ای پیدا کرده و همه این دلایل در کنار هم باعث شده تقاضا همواره جلوتر از ساخت و عرضه حرکت کند. در دوره‌ای که ما آمدیم، انباشت تقاضای سنگینی وجود داشت. چند سال ساخت‌وساز افت کرده بود و مشکلاتی در شهرداری‌ها در قانون‌گذاری، در تراکم‌ها و مواردی از این دست به وجود آمده بود و ما باید به این تقاضا جواب می‌دادیم. از طرف دیگر، از سال 87 به بعد رکود جهانی پیش آمد که نمی‌توانیم بگوییم تأثیری بر کشور ما نداشت، همان‌طور که رونق اقتصاد جهان بر اقتصاد ما اثر مثبت می‌گذارد، رکود اقتصادی هم اثر منفی روی اقتصاد ما دارد. بنابراین ما هم باید به تقاضای مسکن پاسخ می‌دادیم و هم تلاش می‌کردیم رکود جهانی اثری روی اقتصادمان نگذارد، بنابراین راه چاره ما طرح مسکن مهر بود.

‌سؤال بعدی‌ام درباره درآمد نفتی دولت شماست. دولت شما 618 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت. درست می‌گویم؟
خیر.
‌چقدر بوده؟
شما سؤالتان را بپرسید.
‌عددی که گفتم، عدد اعلامی بانک مرکزی است. یکی از سؤالاتی که همیشه دراین‌باره مطرح می‌شود، این است که این پول... .
کجا رفته؟ احمدی‌نژاد برده و خورده؟
‌بگویید این پول چه شده؟
اولا در هشت سال دولت ما کل دریافتی بانک مرکزی از محل فروش نفت 592 میلیارد دلار بوده است. 22 میلیارد دلار هم طلب داشته است. من از شما سؤال می‌کنم مگر درآمد نفت به حساب دولت می‌آید؟
‌خیر؛ اما شما برایش تصمیم می‌گیرید.
نه، این‌طور نیست. قانون بودجه تعیین می‌کند که درآمد نفت چطور تقسیم شود. یک بخش آن که به وزارت نفت می‌رسد.
‌ حدود 14 درصد.
بله، 14.5 درصد. البته قبلا بیشتر بود. حدود 17 درصد بود که اواخر دولت ما 14.5 درصد شد. در دوره ما به طور متوسط 23 درصد درآمد نفت هم به صندوق توسعه ملی می‌رفت. قبلش هم که به حساب ذخیره ارزی می‌رفت. دو درصد هم سهم مناطق محروم بود. آنچه باقی می‌ماند، هم بانک مرکزی بر مبنای آنچه در بودجه پیش‌بینی‌شده به بانک‌ها و فعالان اقتصادی می‌دهد و معادل ریالی‌اش را به حساب دولت می‌ریزد و دولت این ریال را خرج می‌کند. دولت که خودش نمی‌رود ارز بفروشد. بانک مرکزی این ارز را به بانک‌های عامل می‌دهد که طبق قانون مستقل هستند و دولت نمی‌تواند بگوید به چه کسی بدهند و به چه کسی ندهند. دولت هم اگر نیاز به ارز داشته باشد، مثلا رئیس‌جمهور بخواهد به سفر خارجی برود، مثل بقیه مردم از این بانک‌ها ارز می‌خرد. مجموع ریالی که دولت ما در هشت سال به دست آورده 646 هزار میلیارد تومان است؛ اما ریالی که دولت آقای حسن روحانی از همان محل ارز در این شش سال گرفته نزدیک به هزارو 200 هزار میلیارد تومان است. دولت ریال را خرج می‌کند. خب ما ریالی که خرج کردیم، طبق قانون بوده، تفریغ بودجه‌اش هم معلوم است دیگر. در همین دوره ما ظرفیت کل صنعت کشور دو برابر شد. این از محل همان ارزهاست دیگر. صندوق توسعه ملی هم درست شد که ذخیره ارزی کشور دقیقا مشخص باشد.
‌صندوق توسعه ملی پس از آن ایجاد شد که گفته شد شما ته‌ حساب ذخیره ارزی را جارو زدید و در واقع گفته می‌شد این صندوق برای کنترل شما به وجود آمد.
اولا پیشنهاد تأسیس صندوق توسعه ملی را خود من دادم که در مشروح مذاکرات مجمع تشخیص مصلحت نظام ثبت و ضبط است. خودم گفتم یک درصدی از درآمد نفتی را بگذاریم کنار و صندوقی برای توسعه ملی درست کنیم. در ابتدا گفتند50درصد درآمد نفتی را به این صندوق بریزیم! گفتم من خودم ایجاد این صندوق را پیشنهاد دادم، دیگر این‌قدر بی‌معرفت نباشید، همان 20 درصد هم خیلی زیاد است و هیچ دولتی تا آن زمان 20درصد درآمد نفتی را کنار نگذاشته بود. بعد که قانونش برای تصویب به مجلس برده شد همین‌طور پلکانی، این سهم را بیشتر هم کردند. ما هم گفتیم بسیار خب، بنای شما این است که دست دولت را ببندید، اشکال ندارد، بالاخره این مبلغ برای ملت می‌ماند. بعد هم چنان قواعد سفت و سختی گذاشتند که نتوانیم آن را هزینه کنیم. گفتند استفاده از منابع صندوق حتما باید ارزی باشد! گفتیم چرا باید ارزی باشد؟ شما دارید کشاورزی را با اعمال این شرط از منابع صندوق محروم می‌کنید، بخش ساختمان را محروم می‌کنید. اینها از توسعه عقب می‌افتند. بعد هم این‌قدر سخت‌گیری کردند که دست ما را بیشتر ببندند. روزی که ما دولت را تحویل دادیم 55 میلیارد دلار سرمایه این صندوق بود که نزدیک 40 میلیارد دلارش نقدی بود؛ یعنی در آن چهار سالی که دولت ما سر کار بود و صندوق وجود داشت بین 15 تا 20 میلیارد دلار از منابع آن وام داده شد.
‌حساب ذخیره ارزی چطور؟
نزدیک سه چهار میلیارد دلار هم در آن بود. بالاخره مجلس پیوسته مصوبه می‌فرستاد و از حساب ذخیره ارزی هزینه می‌کرد.
‌یعنی حساب ذخیره ارزی به خاطر مصوبات مجلس آن‌طور شد؟!
بله، بخشی از آن به دلیل مصوبات مجلس بود، دولت که نمی‌توانست کاری بکند. اگر می‌خواست کاری بکند باید می‌رفت و مصوبه مجلس را می‌گرفت. بخش عمده آن هم برای همین وام‌های ارزی رفت، بخش دیگری هم در بودجه سالانه یا اصلاحیه‌های بودجه برای هزینه‌های مشخص از سوی مجلس تعیین می‌شد. دو نکته دیگر هم درباره درآمد ارزی دارم.
نکته دومی که درباره درآمد ارزی می‌خواهم بگویم این است که فرض کنید یک دولت همه ارز کشور را در اختیار داشته، 30 درصد آن را سهم عمران و آبادانی کرده، 50 درصد آن را هم به مردم داده است. بدتر از این که نمی‌شود؟ ما که ندادیم کسی بخورد؛ به صنعت و زیرساخت و آزادراه تبدیلش کردیم. آزادراه‌های کشور در هشت سال دولت من دوبرابر شد، فولاد دو و نیم‌برابر شد، مس، آلومینیوم، شیشه، همه اینها پیشرفت کردند. چینی‌آلات و لوازم بهداشتی سه برابر شده است، من می‌گویم اصلا فرض کنیم که این کارها نشده، 50 درصدش را کار کرده‌ایم، 50 درصدش را هم داده‌ایم به مردم تا بخورند. این بهتر است یا اینکه سیاست خارجی‌مان جوری باشد که درآمد نفتی‌مان نصف شود؟ این نصفه در جیب چه کسی رفته است؟ اینها سروصدا می‌کنند که این پیدا نشود. یک دولت آمده با سیاست خارجی فعال، با شناخت دقیق محیط بین‌الملل قیمت نفت را به قیمت واقعی‌تر آن نزدیک کرده و بالا برده است، گرچه من معتقدم همان صد دلار هم قیمت واقعی نفت نیست.
‌یعنی می‌گویید افزایش قیمت نفت جهانی نتیجه تلاش دولت شما بوده؟!
بله، حتما همین‌طور است. در 40 سال بعد از انقلاب جهش شدید قیمت نفت تنها در دولت ما اتفاق افتاده است. قبل از دولت ما قیمت پایین بوده و بعد از دولت ما هم پایین آمده است. همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار.
‌چطور این کار را می‌کنید؟!
این دیگر فوت کوزه‌گری است. این هنر مدیریت بین‌الملل است. ما این همه تلاش کردیم، این طرف دنیا آن طرف دنیا، اعضای اوپک، در چندین جلسه با تک‌تکشان صحبت کردم، قیمت نفت را بالا بردیم، پولش را هم آوردیم و به مردم دادیم که بخورند. نوش جانشان، مال خودشان بوده. حالا که این چند سال این کار را نکرده‌اید، 50 دلار مابه‌التفاوت قیمت نفت به جیب چه کسی رفته؟ یعنی از جیب مردم درآورده و به جیب چه کسی ریخته‌اید؟ به‌جای آنکه جواب بدهند، طلبکاری هم می‌کنند؟ می‌گویند دولت قبل ارز را نفله کرده، کجا نفله کردیم؟ دلار به دلار آن معلوم است. تازه این ارز هم بانک مرکزی در اختیار بانک‌ها گذاشته که رئیس‌جمهور در مدیریت آن کاره‌ای نیست، اما من از آن‌هم دفاع می‌کنم. اکثر آن صرف توسعه شده است. می‌دانید چقدر نیروگاه در کشور ساخته شد؟ نیروگاه ارز نمی‌خواهد؟ کل ظرفیت تولید برق کشور 38 هزار مگاوات بوده، وقتی ما دولت را تحویل دادیم 72 هزار مگاوات تحویل دادیم، به‌علاوه 25 هزار مگاوات با متوسط 60 درصد پیشرفت. اینها را که نمی‌توان تکذیب کرد. ستاره خلیج‌فارس را مگر با نزدیک به 85 درصد پیشرفت تحویل دولت بعد ندادیم؟ پنج‌سال‌ونیم گذشته و 15 درصد پیشرفت داشته است.

‌در هشت‌سالی که شما رئیس‌جمهور بودید، شاهد ظهور پدیده‌هایی مثل بابک زنجانی در اقتصاد ایران بودیم یا آقای خاوری، به‌عنوان مثالی دیگر
جرم آقای خاوری چیست؟
‌ابعاد این پرونده چندان روشن نیست. از کشور خارج شد و دیگر برنگشت.
قانون اساسی ما می‌گوید جرم باید در دادگاه صالحه اثبات شود وگرنه نمی‌توانید کسی را متهم کنید. آیا دادگاه صالحی برای ایشان برگزار شده؟ ایشان چطور از کشور خارج شد؟
‌چطور رفت؟
اینها که می‌گویم، مستند است و اسنادش پیش من است. ایشان پرونده‌ای در خوزستان داشت. حکم جلبش هم صادر شده بود. از تهران به خوزستان گفتند پرونده را به تهران بفرستید. پرونده را به تهران آوردند، بعد مجوز دادند و از کشور خارج شد!
مسائل زیادی پشت این موضوع وجود دارد. فردی در همین پرونده اعدام شد. دو سؤال. این فرد خودش تنها بود یا در سیستم پشتیبان داشت؟
‌منظورتان مه‌آفرید است؟
بله. پشتیبانش چه کسانی بودند؟
‌شما بگویید.
برای من سؤال است. خاوری چطور از کشور خارج شد؟ مقامات در این سطح برای خروج از کشور باید اجازه بگیرند، چرا ممنوع‌الخروجش نکردند؟ بیایید دادگاهش را علنی منتشر کنید تا مشخص شود چه کسانی در ایران پشتیبانش بودند. فقط خاوری بوده؟ رشوه گرفته؟ چقدر گرفته، از چه کسی گرفته؟ یک کار سیاسی در قالب یک کار قضائی. سؤال دوم. این فرد که اعدام شده اموالش در این هفت، هشت سال دست کی بوده؟ به این سؤالات جواب بدهند خیلی چیزها روشن می‌شود. این فرد که اعدام شده، اگر بدهی داشته، بدهی‌اش را بردارید، آنچه باقی می‌ماند، مال چه کسی است؟ مال ورثه‌ اوست. پولش در حساب چه کسانی بوده؟ به چه کسی داده‌اند؟ بیایند این را شفاف بگویند. اصلا بگویند جرمش چه بوده. ما که نمی‌دانیم. بگویید جرمش چه بوده تا حداقل بقیه یاد بگیرند این کار را نکنند. مداوما می‌گویند خاوری خاوری خاوری. خاوری یک مدیر بود. من شخصا خاوری را آدم بدی نمی‌دانستم اما موافق مدیرعاملی او نبودم ولی در این مورد رئیس‌جمهور تصمیم‌گیر نیست.
‌چرا موافق نبودید؟
به همین دلیل که می‌دانستم او را قربانی خواهند کرد یا به دلیل مسائل دیگری اتهاماتی به او می‌زنند.
‌این خیلی مبهم است. شما چطور می‌توانستید پیش‌بینی کنید که او را قربانی می‌کنند؟
درباره ایشان مواردی مطرح شده بود که می‌دانستم روزی این موارد را علیه‌اش مطرح می‌کنند. فرض کنید یک نفر آمده و یک گزارش منفی درباره فردی داده. شما می‌دانید که این فرد مخالفانی دارد که یک روز این گزارش را علم خواهند کرد و اذیتش می‌کنند، بنابراین می‌گویید تا این گزارش هست، این فرد نباشد، برود این گزارش را درست کند، بعدا برگردد. ولی وزیر اقتصاد نظرش این بود که قوی‌ترین فرد از نظر بانکداری در ایران همین خاوری است و واقعا هم همین‌طور بود، یعنی به بانکداری تجاری کاملا مسلط و نفر اول ایران بود. اما سؤال این است که چرا اصرار شد پرونده‌اش از خوزستان به تهران بیاید و چرا ممنوع‌الخروجش نکردند. بابک زنجانی هم همین‌طور است. در سال 89 در برنامه پنجم اختیار رئیس‌جمهور برای عزل و نصب رئیس بانک مرکزی و اعضای شورای پول و اعتبار، سلب شد. من اعتراض کردم. رهبری این موضوع را به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داد. مجمع این را تا سه سال پیش نگه داشت و در دولت آقای روحانی تصویب کرد. بنابراین آن زمان رئیس‌جمهور اختیاری در زمینه عزل و نصب رئیس بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار نداشت. کار دومی که مجلس تحت عنوان طرح صیانت از مخازن نفتی انجام داد، این بود که شورایی درست کرد که همه اختیارات رئیس‌جمهور درباره نفت را به آن شورا سپرد که باز هم از هر سه قوه در آن عضویت داشتند. دو، سه نفر از دولت مثل وزیر نفت و اقتصاد هم عضو آن بودند. حالا کشور تحریم شده و در فروش نفت اتفاقاتی افتاده، این چه ربطی به رئیس‌جمهور دارد؟ تازه اگر این هم نبود، هیچ وقت رئیس‌جمهور مطلع نمی‌شد که نفت را به چه کسی فروخته‌اند، چون وزارت نفت قانون و تیم و ساختار مشخصی برای این کار دارد. همین آقای روحانی هم نمی‌داند نفت را به چه کسی می‌فروشند مگر اینکه کنجکاوی کند و برود سؤال کند. به لحاظ اداری چرخه فروش نفت از مسیر رئیس‌جمهور نمی‌گذرد.
‌ولی فردی در حد بابک زنجانی که چنین وظیفه‌ای به او سپرده شده است، نمی‌تواند بدون شناخت رئیس‌جمهور از او انجام شود.
چرا نمی‌تواند؟ حتما من باید او را بشناسم؟
‌او را نمی‌شناختید؟
نه به هیچ وجه. اصلا او را ندیدم.
‌پس چه کسی او را معرفی کرد؟
معرفی برای چی؟
‌برای فروش نفت
همه نفت که دست او نبوده است.
‌می‌دانم ولی بخش قابل توجهی بوده.
نه. ببینید به صد تا شرکت نفت فروختند، یکی هم ایشان.
‌پس پرونده آقای درمنی را هم در همین راستا تحلیل می‌کنید؟
اصلا جرم او چه بود؟ شما می‌دانید جرمش چه بوده؟ اینکه می‌گویند اخلال باید روشن شود، چه کار مشخصی اخلال است.
شما سعید مرتضوی را بدون اینکه هیچ تجربه مدیریت اقتصادی داشته باشد، در رأس بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور با 40 میلیون شهروند تحت پوشش قرار دادید و مسائل زیادی درباره او مطرح می‌شود.
چه مواردی مثلا؟
‌یک نمونه‌اش همین چکی که برای بابک زنجانی کشیده بود و 200 میلیون ین ژاپن بیشتر نوشته بود و گفته بود سهو قلم پیدا کردم یا از بودجه غیرشمول به کانونی که خودش دایر کرده بود، کمک کرده بود.
اینها به قوه قضائیه ارسال شد دیگر. آقای مرتضوی هم که مشتری قوه قضائیه بود. او چرا محکوم شد؟
‌بفرمایید چرا؟
گفتند شش ماهی که آنجا سرپرست بودی، حق نداشتی حقوق بگیری و تصرف غیرقانونی در اموال دولتی کرده‌ای. بابت این محکوم شد، نه بقیه مواردی که مطرح می‌کنید.
‌اثباتش که کار سختی نبود.
من و شما که نباید چیزی را ثابت کنیم. دادگاه اگر سندی وجود داشت، محکومش می‌کرد.
‌اسنادش که موجود است.
اگر موجود است، چرا نتوانستند محکومش کنند؟ اگر چیزی دارید، به دستگاه قضائی بدهید. ببینید مسائل سیاسی در معنای سطح پایین آن وقتی با مسائل قضائی مخلوط می‌شود نتیجه‌اش خیلی بد است. دوستان اصلاح‌طلب ما با آقای مرتضوی دعوا دارند، حق هم دارند، قبلا مرتضوی حسابی به تنشان کیسه کشیده؛ ولی این دوستان جرئت ندارند به قوه قضائیه و کسانی که مرتضوی را منصوب کردند، اعتراض کنند، می‌آیند به من اعتراض می‌کنند که چرا بعد از دو سال که از دادستانی رفته، به دولت آمده است! تأمین اجتماعی هیئت امنا دارد، رئیس‌جمهور هم عضوش نیست. هیئت امنا این فرد را منصوب کرده، فرض کنیم رئیس‌جمهور هم با این انتخاب موافق بوده. دعوای سیاسی در حوزه قضائی را چرا به اینجا می‌کشانند؟ من بارها گفته‌ام، هرکس، اصلا فرزند من، اگر خلافی کرده، علنی و شفاف رسیدگی شود. من که مسئول خلاف‌کاری کسی نیستم؛ اما دوستان اصلاح‌طلب همین حالا هم نمی‌توانند به رئیس قوه قضائیه چیزی بگویند، هی به من می‌توپند؛ چون می‌دانند که حمله به من تبعاتی ندارد.
__________________
در کشور من"روشنفکر"هست اما"روشنفکرنما"بیشتر!
همانطور که"مذهبی"هست و"مذهبی‌نما"بیشتر!
اصلا نمی دانم چرا اینجا بیشتر روی"نما"کار می کنند تا چیز دیگر...!
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 03-11-2019, 09:52 AM   #2
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,244
تشکرها: 18,131
در 10,214 پست 32,729 بار تشکر شده
Points: 139,577, Level: 100
Points: 139,577, Level: 100 Points: 139,577, Level: 100 Points: 139,577, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

«رانت» ، «پول­شویی» ، «رشوه» و ... که پدیدهِ نامانوسی چون «فساد» را برای جامعه در عینِ هزینه ساز بودن، به امری عادی تبدیل کرده اند. عادی از این جهت، برخلاف سال 90 که اختلاس 3000000000000 تومانی بهت و حیرت جامعه و افکار عمومی در سطوح مختلف را موجب شده بود، اما این روزها دادگاه اختلاس پانصد و چند ده میلیارد تومانی و یا جابجایی بیش از 10 هزار میلیارد تومانی در لا به لای اخبار، به عنوان یکی از خبرهای روزمره منتشر می شود. انگار نه انگار که کشور به زعم رییس جمهوری در شرایط جنگی اقتصادی به سر می برد و انظباط مالی و سلامت اقتصادی بیش از پیش برای اقتصادِ شلخته و به هم ریخته ایران ضرورت دارد. ناصر فکوهی، انسان شناس سیاسی و استاد گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در گفت و گویی مشروح با «انتخاب» درباره چرایی همه گیر و البته عادی جلوه دادن شدن فساد، تبعات فاسد بودن فضای تصمیم گیری و اجرایی و الزام های لازم برای عبور از فساد به پرسش های طرح شده پاسخ می گوید:
*فساد در لایه های مدیریتی کشور حاصل چه کم کاری یا اهمال کاری‌هایی می‌تواند باشد؟
اینکه فساد در کشور گستره زیادی پیدا کرده است و اینکه این گستره در حوزه مدیریتی رشد زیادی داشته، پیش فرضی است که در پرسش شما مطرح است و من بر اساس اظهارات نمایندگان رسمی دولت و سایر قوای مرتبط و همچنین بنا بر اظهار نظر سخنگویانی که در تریبون‌های رسمی صحبت می‌کنند، آن را بحثی پذیرفته شده تلقی می‌کنم. اما بحث درباره فساد پیش از آنکه ما خود را به نظر دادن‌های کلی درباره گسترش آن محدود کنیم، در آن است که درباره آسیب‌های آن ریشه‌شناسی شود؛ سازوکارهای آن مشخص شوند؛ روندهایی که سبب شده چنین گسترش پیش بیاید مطالعه شوند و برای این کار نیاز به شفافیت‌هایی وجود دارد که می‌توانند خود از دلایل اصلی این رشد باشند. برای دریافتن این نکات و برای یافتن راه حل برای آنها بیش و پیش از هرچیز نیاز به آن هست که تحقیقات قضایی و دادگاه ها و سایر نهادهایی که به موضوع مربوط هستند و صد البته مطبوعات و رسانه ها، بدون آنکه به روند قضایی ضربه‌ای بخورد، بیشترین اطلاعات دقیق را منتشر کنند تا بتوان با تجزیه و تحلیل آن‌ها به نتایجی درخور رسید.
اما به عنوان یک تحلیل عمومی از شرایط می‌توانم بگویم، گسترش فساد برای من نگران‌کننده‌تر از تمرکز مفروض آن در مدیریت‌های خصوصی یا دولتی است. پدیده فساد مالی و اداری امروز در همه کشورهای جهان حتی کشورهای بسیار توسعه یافته با دموکراسی‌های چند صد ساله وجود دارد. بنابراین به نظر من این پدیده را اولا باید یک شکل ذاتی از سیستم سرمایه‌داری موجود دانست، اما کشورهای مختلف بنا بر اینکه تا چه اندازه نهادهای کنترل دموکراتیک در آن‌ها فعال باشند، توانسته‌اند یا نتوانسته‌اند فساد را کنترل و مدیریت کنند.
برای نمونه ما در کشوری مثل آمریکا می‌بینیم که رئیس جمهور کنونی، دونالد ترامپ، از فاسد‌ترین افرادی است که در تاریخ آمریکا حتی به حوزه سیاسی نزدیک شده‌اند. اما این را هم می‌بینیم که کمتر از دوسال از آغاز ریاست جمهوری او در یک بحران گسترده قرار گرفته و عزل یا محکومیت در انتظارش است و به هر حال در بدترین حالت، حداکثر چشم‌اندازی که برای او وجود دارد 6 سال دیگر است (در صورتی که معجزه‌ای رخ دهد و یک بار دیگر انتخاب شود، چون در سیاست هیچ چیز قابل پیش‌بینی قطعی نیست) و پس از آن باید پاسخگوی همه اعمال خود باشد. حال کشوری مثل روسیه را در نظر بگیرید که از فاسد‌ترین کشورهای دنیا است. مدیریت سیاسی این کشور نیز بنا بر تمام شواهد از فاسد‌ترین مدیریت‌های سیاسی جهان است. در راس این مدیریت یک افسر کمونیست پیشین ِ سازمان امنیت شوروی(ک گ ب) قرار دارد و عملا بیست سال است در قدرت است و با توجه به سنش (حدود 66) پیش‌بینی نمی‌شود که کمتر از ده تا بیست سال دیگر باز هم در قدرت نماند. او عملا تمام مخالفانش را از پای درآورده و در پی بازسازی قدرت ِ شوروی پیشین است. نبود آزادی دموکراتیک در روسیه سبب شده است گسترش فساد به ابعادی باور نکردنی برسد. در میان این دو قطب نیز ما تعداد بی‌شماری از سیاستمداران و سیاست‌های دیگر را هم داریم که فساد را در کشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد.
پرسش حال این است که چه شرایطی می‌توانند فساد را اولا ایجاد کنند، که پاسخ برای من کاملا روشن است: گسترش روابط پولی و سرمایه داری و نبود سازوکارهای کنترل و مدیریت مالیاتی و... . پرسش دیگر آن است که چرا می‌گوییم: گسترش فساد در سطح جامعه خطرناک‌تر از وجود فساد در حلقه مرکزی است. بگذارید از همان دو مثال آمریکا و روسیه صحبت کنم: در روسیه با نظام بیرون آمده از هفتاد سال استبداد کمونیستی روبرو هستیم که خودش را در یک نظام مافیایی بازسازی کرد و کشور را در موقعیت توسعه نایافتگی حفظ کرده تا یک مرکز فاسد بتواند با یک راس قدرت کاملا فاسدتر، اما قدرتمند، به کار خود ادامه دهد. بنابراین یک مرکز فاسد و یک پهنه توسعه‌نایافته که اصولا چیزی (نه سرمایه و نه فرهنگ و شناختی) ندارد که بخواهد فاسد باشد یا نه. در آمریکا نیز یک مرکز ِ فاسد وجود دارد اما توسعه را تا حد زیادی به دلیل دستاوردهای دموکراتیک در سطح پهنه‌های خود ایجاد کرده است، هرچند دقیقا در جایی که از توزیع مناسب توسعه مغفول مانده (ایالات مرکزی و فقیر) پی‌آمد این اشتباه استراتژیک امروز برایش مصیبتی به نام ترامپ است. اما از آنجا که در این کشور نیز فساد، گسترش در پهنه سرزمینی و مردمی نیافته است، باز هم می توان آن را به نوعی مدیریت کرد. در هر دو مثال دقیقا به دلیل آنکه فساد عمدتا در سطح مدیریت مرکزی اتفاق افتاده، همواره امیدی هست که تغییری سیاسی، اقتصادی، تغییری در روابط بین‌المللی یا استراتژی‌های ِ داخلی تحت تاثیر جنبش‌های اجتماعی، بتوان این فساد را کاهش و فرایند توسعه را در سطح پهنه‌های داخلی را گسترش داد. هر‌چند این احتمال به دلیل وسعت پهنه‌های توسعه‌نایافته داخلی و نبود دموکراسی، در روسیه بسیار کمتر و در آمریکا به دلیل محدودیت عدم توسعه در پهنه‌های داخلی و وجود دموکراسی و دستگاه‌های موازی قدرت که یکدیگر را کنترل می‌کنند، بسیار بیشتر است.
بنابراین، به نظر من هر اندازه ما به عنوان یک کشور ِ در حال توسعه که از یک انقلاب بزرگ با اهداف دموکراتیک و عدالت‌خواهانه بیرون آمده به شعارهای انقلاب خود نزدیکتر شویم و توسعه و عدالت و آزادی و دموکراسی را بیشتر در سطح پهنه‌های سرزمینی گسترش بدهیم، شانس مقابله با فساد را در سطوح مدیریتی نیز بیشتر می‌کنیم. و خبر خوب برای ما آن است که به دلایل تاریخی، توسعه در کشور ما گسترش زیادی داشته است و امروز ما پهنه‌های بسیار بزرگ توسعه‌یافتگی در سراسر کشور داریم. بنابراین موقعیت بالقوه خوبی داریم. در این میان آنچه ما را تهدید می‌کند، گسترش فساد در پهنه‌ها و نه مدیریت‌هاست. منظور از پهنه‌ها نیز یکی پهنه‌های جغرافیایی یعنی سطوح غیر‌مرکزی در سیستم سیاسی است (شهرستان‌ها و استان‌های غیر مرکزی) و دیگری پهنه‌های ِ جمعیتی، یعنی گروه های نه لزوما نخبه بلکه در رده‌های اجتماعی و اقتصادی پایین و متوسط است.
بزرگترین خطری که کشور ما را تهدید می‌کند، پدیده‌ای است که من آن را «دموکراتیزاسیون فساد» می‌نامم و همچنین بی‌تفاوت شدن نسبت به قُبخ اخلاقی فساد. دلیل را نیز به روشنی در گسترش نولیبرالیسم اقتصادی در سیاست‌های دولت‌های پس از دهه 1370 از یک سو، و تخریب نهادهای مهمی چون سازمان برنامه و بودجه و باز‌گذاشتن و به انحصار درآمدن رسانه ها به وسیله نولیبرال ها از سوی دیگر و سرانجام تغییر شدید سبک زندگی بر اساس مدل‌های اشرافی‌گرا هستند.
*قبول دارید که حجم گسترده فساد بی ­اعتمادی عمومی را باعث می­ شود؟
بدون شک چنین است. آنچه ما بسیار بیشتر از فساد از آن رنج می‌بریم، نبود مدنیّت هم در اقشار پایین جامعه و هم به ویژه در نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیانمان است که سبب می‌شود هیچ کسی به هیچ کسی اعتماد نکند. معلمان، اساتید دانشگاه، پزشکان و فرهنگیان و بسیاری دیگر از گروه‌های اجتماعی تا چند دهه پیش سرمایه اجتماعی بسیار بالایی داشتند، اما رویکردهای نولیبرالی و پول‌پرستی و اشرافی‌گری همه این‌ها را از میان بردند و اعتماد حتی نسبت به این گروه‌ها را هم امروز به حداقل ممکن در جامعه رسانده‌اند.
*بخشی از افکار عمومی، در مورد مفاسد اقتصادی نظرات متفاوتی دارند. دلیل این ذهنیت چیست و چه تبعاتی می‌تواند داشته باشد؟
اینکه ما در هر چیزی یک «توطئه سیاسی» ببینیم که در حال حاضر، خود ِ این «ما» هم شامل «دولت» می‌شود و هم شامل «ملت»، یک بیماری عمومی است که دود آن به چشم همه خواهد رفت.
دولت هر چه کمتر تصدی‌گری کند ، هرچه کمتر سعی کند در زندگی مردم حتی در شکل دادن به افکار و نظریه‌های سیاسی و اجتماعی دخالت کند، بیشتر می توان امید داشت که اعتماد ِ از میان‌رفته را بازسازی کرد. اگر بخواهیم اعتماد باز‌سازی شود باید دست از شک و تردید نسبت به یکدیگر برداریم و ادبیات خصمانه و خشونت آمیز ِ لومپنی و جاهل‌وار را یکبار برای همیشه کنار بگذاریم.
*چه نوع برنامه ریزی یا تصمیم گیری لازم است تا عیوب را ترمیم کنیم؟
یک برنامه ریز ی مبتنی اولا بر عقل سلیم، یعنی همان عقلی که این کشور را سال‌ها سر ِپا نگه‌داشته و حفظ کرده. ما، نیاکان ما، هزاران سال است که در این پهنه زندگی می‌کنیم و بحران‌ها، یورش‌های بیرونی، با خشکسالی و بی‌آبی و فساد و ... سرو کار داشته‌ایم، با وجود این توانسته‌ایم خود را حفظ و بر زیبایی‌های جهان با شعر و موسیقی و هنر و اندیشه بیافزاییم، اما این کار را با شعارهای پرطمطراق و ابلهانه نژادپرستانه و مثلا «ملی‌گرایانه» و توهین به یکدیگر نکرده‌ایم بلکه با یک هوش و عقلانیت ِ عرفی و پراگماتیستی، با تمام مزایا و معایبی که دارد، انجام داده‌ایم. حال وقتی بیاییم این هوشمندی هزاران ساله را ولو آنکه با تمام بخش‌هایش موافق نباشیم، کنار بگذاریم و تن به ایدئولوژی‌هایی مثل ملی‌گرایی، نژاد‌پرستی، رادیکالیسم‌های عقیدتی و سیاسی و چپ و راست بدهیم، نباید انتظار داشته باشیم، سرنوشتی بهتر از آن نصیبمان شود که در بسیاری از جاها امروز شاهدش هستیم: اینکه دزدها بدون دغدغه دزدیشان را بکنند و کسانی هم که باید عقل و شعور انتقاد داشه باشند، به جای این کار با ادبیات جاهلان و لومپن‌های «میدان اعدام» سابق به جان هم بیافتند. موضوع پوپولیسم جاهل‌منش، موضوع اشرافی‌گرایی تازه به دوران رسیده و آنچه را «ترامپیسم ایرانی» می‌نامم (و در جای دیگری درباره‌اش سخن کوتاهی گفته‌ام اما بزودی دراین باره مفصل‌تر سخن خواهم گفت)، را باید جدی بگیریم. امروز می‌بینیم که در برزیل و ایتالیا و لهستان و آلمان و هلند و ... همه جا سخن از یک ترامپیسم محلی می‌شود و منظور از آن بر پا شدن دوباره بساط فاشیسم جدید ضد خارجی و راست و طرفدار قلدر منشی‌های یک سرمایه‌داری افسار گسیخته و دست اندر دست ِ مافیای بین‌المللی است. این‌ها خطراتی است که ما را هم به شدت تهدید می‌کنند. مشکل ما آن است که خطرات را درک می‌کنیم، اما منشا آن‌ها را تقریبا همیشه در جایی اشتباه می‌بینیم. بنابراین هم در استراتژی‌هایمان و هم در تاکتیک‌هایمان به خطا می‌رویم.
*بهره­ وری از منابع نفتی چقدر در ایجاد موقعیتی که در آن قرار داریم، سهم داشته است؟
بسیار زیاد. من در اینجا چندان وارد این بحث نمی‌شوم چون در جاهای دیگری به آن پرداخته‌ام اما می دانیم که دراقتصاد سیاسی ما با مفهوم «نفرین منابع» (resource curse) یا «پارادوکس فراوانی» روبرو هستیم و این یک واقعیت است که وقتی کشوری منابع بسیار غنی دارد این منابع می‌توانند برایش همان اندازه سرمنشا خیر شوند که شر. اگر ما با سیاست ِ زنده یاد دکتر مصدق با استقلال پیش می‌رفتیم و آمریکا و بریتانیا در ایران کودتا نمی‌کردند، منابع نفتی ممکن بود از ایران یک کشور توسعه‌یافته بسازند. اما در نهایت دخالت مخرب این قدرت‌ها باعث شد که ما به یک کشور بسیار مصرف‌کننده تبدیل شویم که برغم انقلاب که تا حدی وضعیت را بهتر کرد، ما را هنوز تهدید می‌کنند. منابع یک کشور مثل ثروت بزرگ پدری است که می‌تواند یک جوان را به انحراف و بیکاری و یک زندگی از هم گسیخته بکشاند یا سرمایه‌ای شود برای ایجاد یک زندگی بهتر و آینده‌ای شکوفا که متاسفانه ما عمدتا راه اول را رفته‌ایم. البته همیشه فرصت هست که بازگردیم و از نو شروع کنیم.
*دولت و در کل نظام تصمیم­ گیری، چطور می ­توانند منابع مالی را به طور عادلانه تقسیم کنند؟
قبل از هر چیز باید به سوی عقلانی کردن نظم اقتصادی و کاهش فساد رفت. سپس باید در یک روند تدریحی و برنامه‌ریزی شده در عین حال که فشار بر سبک زندگی و تنوع آن کاهش می‌یابد، سبک‌های زندگی را به سوی ساده‌تر شدن و فاصله گرفتن از اشرافی‌گری سوق داد. اکثریت مردم ما نمی‌خواهند اشرافی زندگی کنند . آنها می‌خواهند صرفا در یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، در موقعیتی که شان آن را دارند زندگی کنند نه چون یک کشور عقب افتاده جهان سومی. ما البته چنین موقعیتی نداریم اما اگر کاری برای جلوگیری از مشکلات نکنیم به آن خواهیم رسید.
*در حالیکه بخش زیادی از مردم معیشت شان روز به روز محدودتر می‌شود، برخی فضا را به فضایی توام با اختلاف و چالش تبدیل می­کنند. چنین رویکرد غلطی چه دلیل­ هایی دارد و چکاری باید جدی گرفته شود تا این فضای بد اصلاح شود؟
متاسفانه این امر درست است ولی حاصل همان عدم عقلانیتی است که به آن اشاره کردم. جناح‌های سیاسی تصورشان این است که مشکلات موجود، ناشی از رفتارها و گفتارهای طرف مقابل یعنی جناح رقیبشان، یا از آن هم بدتر، توطئه روشنفکران و دانشگاهیان است. اولا مسائل و مشکلات کشور یک منبع و یک دلیل ندارد و باید به دنبال دلایل بی‌شمار بود ؛ و ثانیا اینکه کسی نصور کند دانشگاهیان و روشنفکران چنین قدرتی دارند که بتوانند روی توده‌های مرم تاثیر‌گذاری کنند، خطای محض است. این گروه ها بیشتر می توانند به کاهش خطرات به وجود آمدن اعتشاش کمک کنند. و البته اگر به سوی ِ توهم داشتن رسالتی بزرگی برای خود بروند سبب همان فجایعی می‌شوند که قرن بیستم آکنده از آنهاست. مشکل لزوما از این و آن جناح و این و آن شخصیت و مدیر هم نیست، هر چند همه این‌ها مهم‌اند. ما نمی توانیم نظرات و اراده خود را به میلیاردها نفر تحمیل کنیم و باید به صورت جدی وارد بازی جهانی شویم و این کار را هم کرده‌ایم، اما روشن است که قدرت‌هایی که منافع خود را در این امر نمی‌بینند با توسل به ابزارهای خارجی و عوامل داخلی ِ خود با تحریک ِ رادیکالیسم‌های مختلف و رودررو ومخالف با یکدیگر، از هر دو سو به آتش دامن می‌زنند تا مردم روی خوش نبینند و در نتیجه کشور ضعیف شود. باید از این امر پرهیز کرد و به سوی وفاق ملی و برنامه‌ریزی و میدان دادن به افراد متخصص سالم و باز کردن فضای سیاسی رفت . این‌ها تنها راه‌ها هستند و هر اندازه در اجرای آنها تعلّل کنیم تنها وقت خود را از دست داده و بهایی را که سرانجام باید پرداخت کنیم بالاتر برده‌ایم، اما هیچ سودی در کار نبوده و نخواهد بود.
__________________
در کشور من"روشنفکر"هست اما"روشنفکرنما"بیشتر!
همانطور که"مذهبی"هست و"مذهبی‌نما"بیشتر!
اصلا نمی دانم چرا اینجا بیشتر روی"نما"کار می کنند تا چیز دیگر...!
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-13-2019, 11:39 AM   #3
No Fear
 
No Fear's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2013
پست ها: 1,026
تشکرها: 1,425
در 719 پست 1,764 بار تشکر شده
Points: 9,890, Level: 66
Points: 9,890, Level: 66 Points: 9,890, Level: 66 Points: 9,890, Level: 66
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

خش منتشر نشده مصاحبه روزنامه شرق با دکتر احمدی نژاد

به گزارش دولت بهار، روزنامه شرق روز یکشنبه مصاحبه خود با دکتر احمدی نژاد را منتشر کرد اما بخش هایی
از این مصاحبه قرار بود در سالنامه شرق منتشر شود که مسئوالن نشریه، از این کار خودداری کردند.
بخش های منتشر نشده مصاحبه شرق با دکتر احمدی نژاد بدین شرح است:
شرق: به یاد دارم سال آخر ریاست جمهوری شما با تحریم های شدیدی مواجه شدید و بخشی از
رقبای سیاسی شما تاکید میکردند که تحریم ها نقش چندانی در وضعیت کشور ندارد و به یاد دارم
عین همین سوال را یک خبرنگار در کنفرانس خبری از شما پرسید. مشخصا در مورد جمله ای که
آقای علی الریجانی رئیس مجلس گفته بود و شما لبخند زدید و گفتید آقای الریجانی خودشان
میدانند که کشور چطور دارد اداره می شود. در داخل کشور برای حمایت از دولت در زمینه حل
مسائل اقتصادی چه مقدار انسجام وجود دارد؟ به نظر میرسد گاهی حتی قسمت های رسمی
حاکمیت هم چندان مایل نیستند که مشکالت اقتصادی در داخل کشور و در بعضی زمینه ها حل
شود تا به نوعی کمکی به دولت وقت که از جناح رقیب است نشود .منظورم دولت خاصی نیست و
میتوان مثالهایی از هر دو جناح در این زمینه مطرح کرد.

دکتر احمدی نژاد: من این را رد نمیکنم. منتها واقعیت این است که در دوره دولت فعلی ما طرح و الیحه ای
نمی بینیم که از طرف دولت به مجلس رفته و تصویب نشده باشد یا عینا تصویب نشده باشد. ظاهر قضیه این
است که هم در قوه قضاییه و هم در مجلس همراهی زیاد است. نمی خواهم بگویم هرکاری قوه قضاییه انجام
میدهد لزوما میخواهد به دولت کمک کند اما یادم هست سال 19-19 که آن تحریم ها اعمال شده بود، وضع
به هم ریخته بود، اما قوه قضاییه همراهی نمی کرد. میگفتیم یک بخشی را هم او مدیریت کند اما اصالً این کا
را قبول نداشت. یا مجلس مثالً واقعا پشتیبانی نکرد. ما پنج برنامه داشتیم، گفتیم باالخره تحریم است دیگر،
تحریم میشوی یعنی شرایط عوض میشود، ما مثل شرایط عادی نمی توانیم کشور را اداره کنیم .نمی گویم
زندگی مردم را غیرعادی کنیم، باالخره دشمن چند تا ضربه زده، خالءهای ما را هدف گرفته، معنی اش این
است ما باید یک مقدار آرایش را عوض کنیم، برنامه های جدیدی بیاوریم. وقتی منابع ارزی ما را محدود میکند
باید دنبال برنامه دیگری بگردیم و این نیازمند چند برنامه جدید است. محکم ایستادند و نگذاشتند. سه فوریتی
مفصل آماده کردیم. اصالً تریبون مجلس هر روز تخریب دولت بود. میگفتیم آقا باالخره ما شش سال کشور را
اداره کردیم مشکلی نبود حاال تحریم شدیم شما هم کمک بدهید و اگر کمک نمی دهید مزاحمت نکنید. یادم
هست یک جلسه ای بود، روسای کمیسیونهای مجلس بودند، رئیس مجلس هم بود، خیلی بحث کردیم، گفتیم
آقا این سه تا کار را حداقل بگذارید ما انجام بدهیم و فشار را از روی دوش مردم برداریم. وقتی فشار را برداشتیم
و تحریم ها بی اثر شد دیگر اعمالش هم بی فایده است و میبینند یک تیری زدند و بی فایده است و زخمی
نکرده است چرا دوباره بزنیم؟ گفتند نمی گذاریم.
شرق: این سه طرح چه بود؟
دکتر احمدی نژاد: بله ما باید بخش کشاورزی را فعال کنیم. ما ثروت طبیعی داریم و این ثروت طبیعی
ارزشش خیلی زیاد است. وقتی محدود میشویم باید این ثروت را فعال کنیم. بخشی از آن زمین است، بخش
دیگر معادن است، خود انرژی ای که در اختیار داریم کمی بهتر استفاده کنیم، بودجه دولت از درونش درمی
آید. چون بخش اصلی اثر گذاری تحریم ها روی بودجه دولت است، دولت به دست و پا میافتد زندگی مردم
مختل میشود. دولت خودش را از قضایا بیرون بکشد، تحریم هم بشود مردم خودشان اداره میکنند. به هرحال
میروند جنس میآورند و کارشان را انجام میدهند و زندگی مردم میچرخد ولی دولت چون گرفتار است و
میخواهد بودجه خودش را تامین کند، تصمیماتی میگیرد که اثر منفی روی زندگی مردم و چرخش طبیعی
اقتصاد میگذارد. مخصوصا کشور ما که بخش عمده اقتصاد دست دولت و حکومت است. اینها وقتی میخواهند
خودشان را جمع و جور کنند دیگر چیزی به مردم نمی رسد و اوضاع خراب میشود. واقعا در آن شرایط هم قوه
قضاییه مقابل ما بود. وقتی بانک مرکزی تحریم شد رییس کل بانک مرکزی هر روز یا مجلس بود یا دستگاه
قضایی. معاون هایش دستگیر شدند. معاون وزیر اقتصاد دستگیر شد .خیلی از مدیران دولت هم همینطور.
هیچی هم نبود، هیچی هم ثابت نشد. جو بیرون هم سنگین و تمام تریبون ها علیه دولت بود. این واقعا چیز
خوبی نبود. کشور آسیب دید. خوشبختانه در پنج سال گذشته اینطور نبوده است و نوعی همراهی ولو در ظاهر و
بیان از طرف قوه قضاییه و مجلس با دولت وجود داشته است.

شرق: شباهت هایی در این مسئله نوسانات ارزی بین 19 و 19 وجود دارد .همانطور که اشاره کردید
به دستگیری های مسئولین در آن سال 19 و 19 البته خیلی محترمانه تر و پنهانی تر انجام میشد در
مقایسه با دستگیری هایی که در سال جاری داشتیم. معاون ارزی بانک مرکزی و...


دکتر احمدی نژاد: در این پنج سال نبود ولی آن موقع قائم مقام بانک مرکزی و معاون و معاون وزیر اقتصاد،
بعضی از مدیران عامل بانک هایی که موثر بودند. برخورد با دولت خیلی وسیع بود ولی در این پنج سال الاقل
روسای قوا با دولت همراهی دارند .من نمی خواهم بگویم واقعا عملیاتی میشود اما آنچه از بیرون دیده می شود
این است که همراهی وجود دارد. این شاید مقداری مسئولیت دولت را سنگین تر میکند. روز حساب کشی
خواهند گفت که اینها که همراه بودند. من معتقدم از فرصت ها دولت ها میتوانند استفاده کنند و کارهایی را
انجام دهند ولی اگر ساختارها اصالح نشوند هرچه جلو میرویم ، تصمیم های کالن و ملی به مشکالت بیشتری
برخورد می کنند و امکان پذیری آنها کمتر میشود.

شرق: سخن از اصالح ساختارها شد. بحثی هم وجود دارد که همین امروز مجمع تشخیص مصلحت
نظام در حال تبدیل شدن به مجلس سنا است.


دکتر احمدی نژاد: این نمیشود و نیازمند تغییر قانون اساسی است. باالخره هرجا ما خود را به جای قانون
اساسی نشاندیم نتیجه اش مفید نبوده است. شما خودتان مصادیقش را در مقاالتتان دارید. حکومت حق مردم و
قانون اساسی نیز برای مردم است، متعلق به ما نیست که بنشینیم هرجوری دلمان میخواهد یا هر طور مصلحت
می دانیم به آن عمل کنیم. اینطور نیست که اگر با تعداد تشخیص مصلحت ها اصول متعدد قانون اساسی به
کرات زیر پا گذاشته شود، در ظاهر مشکل کشور را حل کرده ایم !، باطنش را که نگاه کنید، نشان می دهد ما
هیچ اصول ثابتی نداریم. وقتی اصول سیال شد شما چطور میتوانید یک بنا را روی پایه های سیال ایجاد کنید؟
شما پایه ثابت میخواهید تا بنای اقتصاد، بنای علم، بنای سیاست، بنای مدیریت را روی آنها بگذارید. اگر این
پایه ها دائما بلرزد یا بچرخد، آن بنا فرو می ریزد. تعداد مصلحت ها باید خیلی کم باشد و به ندرت اتفاق بیفتد
تا آن هم به صورت موقت از قانون اساسی عبور کنیم ولی حاال اگر راهش باز باشد و هرکس هرچه خواست بیاید
و از اصول عبور کند، این قانون به چه دردی میخورد؟ قانون اساسی فونداسیون و پی محکم ساختمان نظام
است و اگر قرار باشد هر روز این پی را تغییر دهیم، ساختمانی باقی نمی ماند. متأسفانه ما این مشکل را داریم.
اگر قرار است تغییراتی باشد حتما باید قانون اساسی آگاهانه و عالمانه و به صورت جامع بازنگری شود و حتما با
رأی باالی مردم باشد. مردم به قانون اساسی در سال 86 رأی دادند. با این کارهایی که ما میکنیم بارها این پی
تغییر کرده است. باید رأی مردم پای آن باشد. تعداد این تغییرات نباید از تعداد اصول قانون اساسی بیشتر باشد
و یا همینطور تعداد تفسیرهای شورای نگهبان. مثالً میگوییم 911 اصل داریم و روزی برسد که 200تا تفسیر
داشته باشیم. هر تفسیر خودش در واقع یک اصل قانون اساسی است و باید به رأی مردم مستظهر شود. وقتی
هم نمی شود میگوییم چه مشکلی پیش میآید؟ مشکل اصلی این است که اراده مردم باید پشت حاکمیت
باشد. وقتی مردم اصالً خبر ندارند و برایشان علی السویه است، اراده مردم پشت آن قرار نمی گیرد و کشور هم
جلو نمی رود. یک عده هم این باال با هم مدام دعوا میکنند، موتور خاموش است، اینها دارند با هم دعوا
میکنند. موتور زمانی روشن میشود که مردم قانون را مال خود بدانند و پشتش باشند و راجع به آن فکر کنند.
شرق: سوال بعدی این است که در فرآیند بودجه نویسی، نقش دولت چقدر است؟ ما خیلی در ایام
بودجه میبینیم که راهروهای مجلس شلوغ میشود، میروند و میآیند و عدد زیاد و کم میکنند و
جداولی بود که هر سال به تعدادشان هم اضافه میکردند. به شما هم حتما مراجعه میکردند.
میتوانید چند مصداق را توضیح بدهید؟


دکتر احمدی نژاد: مصداق نخواهید. بگذارید ما ریشه را درست کنیم. اصالً برنامهریزی ما در بودجه هم تحت
تأثیر همان نگاه بخشی و محلی است. این دو تا در هنگام بودجه نویسی در مجلس، با هم تعامل میکنند نه نگاه
کالن و ملی. وزرا میخواهند بروند بودجه وزارتخانه خودشان را باال ببرند، یعنی نتوانستهاند دولت را قانع کنند
لذا از طریق نمایندگان وارد می شوند. نماینده هم میخواهد برای منطقه خودش یک چیزی بگیرد، اینها با هم
تفاهمی میکنند، این یک رأی به او میدهد، او هم مثالً برای منطقه اش، آب یا برق، یک جاده، یا مدرسه و
وسیله رفت وآمد فراهم می کند. چرا اینطوری است؟ من این را به رهبری هم نوشتم، ایشان هم گفتند من این
را قبول دارم. گفتم مجلس حق بودجهنویسی ندارد بلکه باید بودجه را با یک سند باالدستی تطبیق بدهد.
هرجایش انطباق نداشت بدهد دولت تا انطباق بدهد و برگرداند. مجلس فقط به بودجه بگوید بله یا خیر .اینکه
مجلس در آن دخالت کند و آن را بین کمیسیونهای مختلف تقسیم نماید و از صفر بودجه بنویسد کار اشتباهی
است. چه کسی مسئول بودجه است؟ مسئول بودجه دولت است یا مجلس؟

شرق: فعالً که مخلوط است

دکتر احمدی نژاد: احسنت. مخلوط کردند. ولی در واقع مجلس بودجه را مینویسد. وقتی بودجه را میدهند
سه ماه و نیم در مجلس پخش میکنند. دل و رودهاش را بیرون میریزند و بند و تبصره مینویسند. من گفتم
اگراین جوری است چرا دیگر دولت زحمت بکشد، ما تمام ساختارهای دولت در تمام کشور را به کار میگیریم
بودجه را مینویسیم، انطباقش با برنامه و با اهداف کالن و با چشمانداز را انجام میدهیم بعد میبریم آنجا، ده نفر
آن را به هم می ریزند. بهتر است از اول خودشان بنویسند و مسئولیتش هم با خود آنها باشد. بودجه را
مینویسند بعد ایرادش را به دولت میگیرند. یک خاطره برایتان بگویم. زمانی مجلس تصویب کرده بود که به
فالن محلها پول ندهیم، یک نماینده، نامهای نوشت که نمیشود. آنها می گویند که ما آزادیم . این نماینده رفت
پشت تریبون و هرچه دلش خواست گفت، ما هم طبق معمول جواب ندادیم. آمد در مالقاتی که نمایندهها دارند
وقت گرفت، گله کرد که آقای احمدینژاد من ده تا نامه نوشتهام، چرا کاری نکردید! گفتم خودتان در بودجه ما
را محدود کردید، گفت کِی؟ کو؟ کجا؟ ما نکردیم، چرا الکی حرف میزنید! گفتم بیا اینجا را بخوان، گفت من آن
روز در مجلس نبودم. گفتم حاال بودی یا نبودی، اطالع نداری چه چیزی تصویب شده؟ این هم یک لطیفهای
است. متأسفانه مجلس ما رأیگیری را هم مخفی کرده است .این بزرگترین ظلم به ملت است. نظارتی که بر
مجلس نیست. چه کسی نظارت میکند؟ هیچکس! امکان نظارت مردمی هم سلب شده است. همه جای دنیا
پذیرفته اند که کار دولت باید شفاف باشد. شورای امنیت ملی، بله، یک چیزهایی مصوب میکند شاید الزم
نباشد همان موقع به اطالع مردم برسد، آن هم وقتی زمان اضطرارش گذشت موظف است به اطالع مردم برساند.
ما چیز مخفی از مردم نداریم .سرنوشت مردم است، پول مردم است. آنوقت رای مجلس به صورت مخفی است!
شما بپرسید میگوید نه، من رأی ندادم، یک طرحی صد و پنجاه رأی آورده تصویب شده، بعد عین دویست و
نود نفر میگویند من رأی ندادم. خاطره از این موارد زیاد دارم. یک دفعه وزیر را برای رأی اعتماد میبردیم. آنجا
از صبح تا ظهر مثالً 250تا نماینده در مجلس بود، 099 بار میآمدند که احمدینژاد نگران نباش رأی میآورد،
بعد رأی میگرفتند رأی نمیآورد. هر که را میدیدی میگفت من که رأی دادم. این خیلی بد است. پایهی
دوگانگی را میگذارد. باید اسمها منتشر شود که کدام نماینده به چه چیزی رأی داده است.

شرق: بعضی از نمایندگان میگویند که همین میشود مبنای فشار توسط برخی نهادها یا رد صالحیت
توسط شورای نگهبان در انتخابات بعدی


دکتر احمدی نژاد: این چه حرفی است. ببخشید، یعنی در کل دنیا که این کار را می کنند و ما این مجلس را
از آنها گرفته ایم نمیفهمند؟! این حق مردم است. حتی دادگاه هم حق مردم است. مردم باید بدانند در
دادگاهها چه چیزی میگذرد. آقای نماینده، شما باید تابع قانون اساسی باشید، تمام مذاکرات مجلس نیز باید از
رادیوتلویزیون پخش بشود. دلیلش این است که حقوق ما دارد آنجا تصویب میشود .باید بدانیم که هر نماینده
چه رأیی داده است. بعد مدعی فشار می شوند. فشار بیاورند، مگر فقط شما باید فشار بیاورید، مرد باشید بایستید
و از حق ملت دفاع کنید ، آن وقت معلوم میشود، عیارتان چند است. و اال مخفیانه رأی میدهید، امتیازات را
هم میگیرید و بعد میگویید من رأی ندادم. اینکه نشد .اصالً نمایندهها قابل ارزیابی نیستند. چطور قابل ارزیابی
اند؟ ارزیابی در دو جا ممکن می شود. یکی در اظهارنظرها و مواضع و یکی هم در رأی دادنها در مجلس.
مهمترینش در رأی است. اخیرا هم مد شده است و جلسات رو غیرعلنی میکنند. تمام مباحث و موضوعات که
سرنوشت مردم است، موضوع اقتصاد است، ارز است، سکه است، غیرعلنی بحث میکنند، بعد میکروفون را روشن
میکنند رأی بدهید. این رفتار خالف قانون اساسی است. این تضییع حق ملت ایران است. این منشا فساد است.
یک موقعی یک قانونی مجلس گذاشت، طرح ساماندهی اراضی معدنی و بافت های مسکونی روستایی را تصویب
کردند. ما مخالفت کردیم. اما دیدیم یک شورایی درست کردند، یک نفر از دستگاه قضایی، یک قاضی، یک نفر از
ثبت، یک نفر هم از بنیاد مسکن، تمام زمین هایی که دست هر کسی هست سند بدهید. هرکسی زمین دستش
است سند بگیرد، ولی این اضافه کرده اگر زمین وقفی هست یا مال دولت هست و تصرفاتی هست، سند بدهند،
اوقاف و دولت بروند شکایت کنند و پی بگیرند.
من نوشتم که این را تایید نمیکنم زیرا تایید غارت ثروت ملت و تشویق به اشغالگری و قانونی کردن تصرف
است. هرکس تصرف عدوانی کرد مال خودش است، بعد دولت برود شکایت کند! کسی که تصرف کرده باالخره
دستش توی دست کسی هست، حاال دولت برود شکایت کند! پرونده هایی داریم سی سال دولت میدود چیزی
هم گیرش نمی آید. چون دولت است دیگر، تازه این دارد دنبال میکند که مدیر بعدی میآید تا این یادش
بیفتد که این را باید دنبال کند عمرش گذشت. من نوشتم چنین چیزی را تایید نمیکنم. این خالف قانون
اساسی است. غلط است. این که میگفتند فالنی قانون ها را امضا نمیکند یکی از آنها همین بود. این خالف
حقوق ملت است که هر کسی تصرف کرد، برنده است! یکی از پایه های اصلی ثروت های سنگین در کشور ما
زمین است. کسانی که زمین تصرف کردند و ارزش افزوده اش را بردند، حاال داشتند آن را قانونی میکردند .
معلوم است که غلط است. مردم باید در جریان باشند، بلند باید داد بزنیم که مردم این کار قرار است انجام شود،
آیا آن را قبول دارید؟ چون این زمین برای شماست. مال شما را دارند بذل و بخشش میکنند، حق دارند؟ ولی
رأی چیست؟ مخفی است. یک جا که نتیجه کار خوب باشد همه میگویند ما رأی دادیم اما یک جا که کار
خراب بشود، همه مدعی هستند که رأی نداده اند. این نمیشود. متأسفانه مجلس از وقتی آمد در این ساختمان
هرمی اینجور شد. ساختمان قبلی یا با نشست و برخاست یا با دست بلند کردن یا با کارت و اسم، رأی میدادند
و مشخص بود .این خبرگزاری خانه ملت که این همه فقط موضع سیاسی میگیرد اینها را منتشر کند که
الیحه فالن مطرح بود، در این بندش این آرای موافق، مخالف، ممتنع و این افراد هم غایب بودند.

شرق: به نظر میرسد ما از گذشته درس چندانی نمیگیریم و برای مثال تاحدودی اشتباهات و
دستپاچگی دولت در قبال بازار ارز در ماههای گذشته شبیه به رفتار دولت شما در سال 19 بود.

دکتر احمدی نژاد: درست میگویید. ما ساختارها را به گونه ای چیده ایم که پیوستگی ندارد. این باید در
ساختارهایی که در قانون اساسی و قوانین عادی است اصالح شود تا این تجربیات منتقل گردد. یک راه آن این
است که ما یک تفاهم ملی کنیم و آن را به رأی مردم بگذاریم که مثالً این ده تا کار باید در اقتصاد ایران انجام
شود. هر دولتی که میآید باید این ده تا را رعایت کند و مبتنی بر این حرکت کند. این بسیار مهم است. وگرنه
هر دولتی که میآید کار دیگری میکند. البته ما برنامه چهارم را اجرا کردیم ولی دیدگاه های دیگری داشتیم
کما اینکه امروز هم من دیدگاه های دیگری دارم. من معتقدم ثروتی که ما داریم هیچکس در دنیا ندارد اما این
ثروت را به بدترین شکل ممکن مدیریت و مصرف میکنیم .علتش هم این است که ملت را کنار زده ایم.

شرق: دغدغه ای وجود دارد مبنی بر اینکه نظرات کارشناسی و ایده های مختلفی در کشور مطرح
میشود اما در سطح همین حرف و تعدادی جلسه و کمیته باقی میماند و با تعدد مراکز تصمیم
گیرنده درباره اقتصاد کشور نیز رو به رو هستیم. شما عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام هستید.
این مجمع تا چه میزان در این تصمیم گیریها دخیل است؟


دکتر احمدی نژاد: اسم این مجمع جوری است که عده ای تصور میکنند این مجمع صبح تا شب دنبال این
است که ببیند کجا اشکالی هست که آن را درست کند. این مجمع دو وظیفه دارد. یکی حل اختالفات مجلس و
شورای نگهبان است که اکثر قریب به اتفاق آن، مسائل معمولی است و کمتر موردی مثل همین مورد اخیر
پالرمو مطرح میشود. دومین وظیفه اش هم این است که دفتر رهبری سیاست هایی را تنظیم میکند و به
مجمع میفرستد، مجمع نظر مشورتی اش را میدهد و برمی گرداند. این مجمع که نمی تواند برود ببیند کجای
اقتصاد کشور مشکل دارد، آن را درست کند.

شرق: برخی معتقدند مجلس تا حدود زیادی در تصمیمگیریهای اقتصادی موثر است اما چندان
پاسخگو نیست

دکتر احمدی نژاد: در دوره ریاست آقای الریجانی در مجلس، روند به هم خوردن توازن اختیار و مسئولیت
خیلی سرعت پیدا کرد. واقعا قبل از آن به این شدت نبود. با قوانین عادی که گذاشت، شورای نگهبان هم
مراقبت نکرد. برای شما مثال میزنم. یک طرحی در مجلس نوشتند که مصوبات دولت را اگر رئیس مجلس ایراد
گرفت خود به خود باطل است. اول گفتند رییس مجلس باطل میکند، بعد گفتند خود به خود باطل میشود.
این خالف اصل 936 است. این یعنی حاکم شدن رییس مجلس بر دولت. بعد هم گفتند قابل ارجاع به هیچ
مرجعی هم نیست. یعنی ما نمی توانیم برویم به دیوان عدالت اداری یا قوه قضاییه بگوییم رییس مجلس برخالف
قانون عمل کرده است. رییس مجلس یک نماینده است. در قانون اساسی ما رئیس مجلس فقط مسئول تنظیم
مجلس است و اختیاری ندارد ولی همینطوری آمدند گفتند رئیس قوه است و اختیار به آن دادند. قانون عادی
این توازن را به هم زده است. رییس مجلس وقتی میتواند بدون پاسخگویی به جایی مصوبات دولت را باطل کند
معنایش این است که حاکم بر دولت است.

شرق: آن طرف هم مجلسی ها همیشه شاکی هستند که دولت ها از مصوبه هیئت وزیران برای قانون
گذاری استفاده میکنند

دکتر احمدی نژاد: اینطور نیست. اگر دولت وارد حیطه قانون گذاری شد، رییس مجلس میتواند با استدالل آن
را رد کند. اگر توافق نکردند، بروند دیوان عدالت اداری. هیئت عمومی دیوان هست و نظر میدهد. نه اینکه به
خود رئیس مجلس بسته باشد. اول اینکه کاش بدهند به مجلس. دولت یک تصمیمی گرفته که خالف قانون
است، این تصمیمش با کل مجلس است یا یک نفر؟
شرق: منطقا با کل مجلس
دکتر احمدی نژاد: این را در اصالح قانون اساسی به رئیس مجلس تبدیل کردند. طبق اصل 936 هم، رئیس
مجلس با ذکر دالیل باید بدهد به دولت تا خودش تجدید نظر کند. این ها اختیار را دادند به خودش و خودش
باطل میکند. یک جای دیگر داریم که رئیس جمهور ملزم است قوانین را ابالغ کند. ما تفسیر قانون اساسی
داریم از شورای نگهبان که اگر رئیس جمهور هرچیزی را خالف مصالح کشور و اسالم تشخیص داد حق ندارد
امضا کند. اینها دادند، من هم گفتم این هنوز قانون نشده و ورود به اختیارات رئیس دولت است و پدر کشور را
در میآورد که حاال مثالش را خواهم زد. گفتند نخیر باید امضا کنید. گفتم رییس جمهور ماشین امضا نیست و
مجری قانون اساسی است، من میگویم در این قانونی که نوشتید قانون اساسی رعایت نشده است لذا حق ندارم
امضا کنم، نمی توانم خیانت کنم به کشور، باید برگردد شما اصالح کنید. رفتند یک قانون درست کردند که اگر
رئیس جمهور امضا نکرد رییس مجلس امضا کند. این اختیار در قانون اساسی نیامده است. اصالً. یعنی چه که
رییس مجلس اجرا کند؟! رئیس جمهور مجری قانون اساسی است و تشخیص داده است که این خالف قانون
اساسی است لذا باید بروید اصالحش کنید، نمیشود بگویید بروید یکی دیگر امضایش کند. این کار برهم زدن
توازن و دادن اختیارات اضافه است. در قانون اساسی اسم رئیس مجلس فقط دو جا آمده است. رئیس قوه هم
نیست. در قانون اساسی رئیس قوه مجریه و قضاییه مشخص است اما قوه مقننه رئیسش معلوم نیست. قوه مقننه
مجمع تشخیص مصلحت نظام درونش هست، شورای نگهبان هست، مجلس هست، نهادهایی مثل شورای امنیت
ملی هم هست، شورای انقالب فرهنگی هم که امام و رهبری پایه گذاری کردند، رییس همه اینها کیست؟ قانون
اساسی مشخص نکرده اما همینطوری خودشان گفتند که رئیس مجلس رئیس قوه است و به او اختیارات دادند.
این غلط است. ایشان سخنگو است، رییس مجلس نماینده یک شهر است که سخنگوی مجلس است. این
اختیارات با وضع قانون عادی و خالف قانون اساسی توازن را بهم زده است. اینکه رئیس جمهور باید برود دم در
اتاق رئیس مجلس غلط است. رئیس جمهور باالترین نمایندگی از ملت را دارد که هیچکس دیگری ندارد و
مستقیم با رأی مردم انتخاب شده است. رییس مجلس چقدر رأی دارد؟ 989 هزار تا مثالً، اصالً از تهران بیاید 2
میلیون رأی. 2میلیون کجا 20میلیون کجا؟ رییس جمهوری نماینده کل ملت است و رئیس مجلس نماینده
یک شهر است. شما اختیارات را میگذارید روی دوش رئیس مجلس! بسیار خوب بگذارید روی دوش کل
مجلس. اگرچه مجلس ما هم نماینده اقلیت است، چون نمایندگانش با 22 درصد آرا باال میآیند و حد نصاب 22
درصد است. کل رأیی که نمایندگان دارند مجموعا 1 یا 6 میلیون است درحالیکه رییس جمهور 20-22 میلیون
رأی دارد. و تازه مجلس مسلط بر رییس جمهور است. اگر یک اختیاری به مجلس دادیم در برابرش اختیاری هم
به رئیس جمهور باید بدهیم که بتواند مصوبات آن را وتو کند، یا انتخابات زودرس بگذارد. ما یک طرفه کردیم و
هی داریم تشدیدش میکنیم. در این مناسبات امکان تصمیم گیری های بزرگ وجود ندارد، رییس جمهور و
دولت باید هی باج بدهد، چون طرف مقابلش اختیارات دارد و مسئولیت ندارد و نگاهش هم محلی است. این را
باید درست کنیم. یعنی عزیزانی که دلسوز کشورند و جامعه نخبگان کشورند باید بدانند که این باید درست شود
وگرنه ما این باال، بر سر چه موضوعی داریم دعوا میکنیم؟ حاال باز خدارا شکر ما وارد این بازی نشدیم که یک
فحش این بدهد و یک فحش ما. چون من میدانم واقعا اطالعات ندارند دوستان، یعنی یک جوری بستیم ما که
کسی اصالً به این حوزه زیرساخت ها وارد نمیشود.
شرق: باالخره همواره دولت میل به اختیارات بیشتر دارد.
دکتر احمدی نژاد: وقتی تصمیمگیری اینجوری است طبیعی است دولت سعی میکند اختیار بگیرد از مجلس
منتها در دورهی ما واقعاً بودجههایی که نوشتند سعی کردند دولت را ببندند. یعنی هی محدودیت برای دولت
درست کنند. اولین بودجه برای 9268 است لذا برای اولین بار در تاریخ صد و ده سالهی بودجهنویسی کشور،
این را در پرانتز بگویم که من از اولین بودجهی کشور تا کنون را خوانده ام. یعنی رفتم سیر تغییرات بودجه را
خواندم. ببینید در دورهی ما هم مجلس هفتم، هم مجلس هشتم و هم یک مقدار مجلس نهم واقعاً پدر دولت را
درآوردند. برای اولین بار نوشتند که باید اینقدر دربیاورید و اینقدر خرج کنید! اگر این را نکردید تصرف در
اموال دولتی است. خیلی عجیب است! شما پیشبینی در آمد میکنید که ممکن است محقق نشود و اگر نشد
باید دادگاه بروید. در خصوص قانون بودجه ، کلی پرونده برای همکاران من در دیوان محاسبات و دادگاه درست
کردهاند.
شرق: یادم هست که آن موقع نمایندگان میگفتند آقای احمدینژاد اصالً بودجه را اجرا نمیکند برای
همین این کارها را میکنیم.

دکتر احمدی نژاد: بهتر است گزارش تفریغ بودجه را بیایند بدهند. آخر چرا همینطور میگویند؟ تفریغ بودجه
را قانون اساسی هم گفته است عیناً باید در اختیار عموم قرار بگیرد. اگر من جایی دستوری خارج از بودجه دادم
معلوم میشود. وجود ندارد .همینطوری ادعاهای بی اساسی را مطرح می کنند! یکچیزهایی که قانون بوده
قانونش را نمیآورند و ارائه نمی کنند. تفریغ بودجه برای همین است دیگر منتشر کنید بگویید ما دویست بند
بودجه نوشتهایم صدتایش را احمدینژاد اجرا نکرده است. کدامش را من اجرا نکردم؟ همینطوری مثل همین
خصوصیسازی، ادعا می کنند که دولت بد اجرا کرده است، داده است به خصولتی ها، هر چه میگوییم آقا دولت
بد اجرا نکرده؟ کدام بند و تبصره را می گویید؟
شرق: به عنوان سوال آخر، آقای احمدینژاد، بیایید فرض کنیم که شما هرگز رئیسجمهور ایران
نبودهاید و امروز هم به عنوان یک سیاستمدار دارید اینها را توضیح میدهید و ما هم میپذیریم که
حرف های شما درست است، از طرفی نهایت قدرتی که امروز میتوان با رأی مردم به دست آورد
ریاست جمهوری است و االن شما دارید توضیح میدهید که زمانی که رئیس جمهور بودید توان کافی
برای حل این مشکالت نداشتید. به چه نتیجه ای می رسیم؟

دکتر احمدی نژاد: ما حداکثر استفاده را از فرصت ها کردیم. اشاره کردم در قسمت اول که پنج شش طرح
سراسری اجرا کردیم باالخره. این ها استفاده از ظرفیت ها بود. جریان های سیاسی وقتی متوجه شدند، مقابل ما
در درون حکومت صف آرایی کردند.
No Fear آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از No Fear بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-06-2019, 09:23 PM   #4
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,693
تشکرها: 2,666
در 1,586 پست 7,597 بار تشکر شده
Points: 17,617, Level: 84
Points: 17,617, Level: 84 Points: 17,617, Level: 84 Points: 17,617, Level: 84
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

تولید نفت و گاز مایع آمریکا تا سال 2025 به 25 میلیون بشکه می رسد. از نیمه دوم سال جاری (2019) تولید این کشور از روسیه و حتی عربستان پیشی می گیرد، صادرات نفت ایران به زیر یک میلیون بشکه رسیده است. اوپک نزدیک 3 میلیون بشکه ظرفیت خالی دارد. تولید نفت کانادا، برزیل، چین و استرالیا به شدت در حال رشد است.
بعد این متوهم تصور می کند با رئیس جمهور شدن او قیمت نفت به 120 دلار بر می گردد!
آخر ابله آن وقتی که تو فرصت های پیشرفت را از دست می دادی و 700 میلیارد دلار حاصل از فروش نفت با قیمت بالا را خاکستر می کردی صنعت نفت جهان و صنعت نفت شیل به طور خاص در حال سرمایه گذاری این پول بودند و امروز نتیجه اش را برداشت می کنند.
آن زمانی که تو مست از نفت 120 دلاری بودی، امکان شکست صنعت نفت شیل را برای همیشه از بین بردی.
اگر سال 90 امکان صفر کردن صادرات نفت ایران وجود نداشت، امروز آن قدر ظرفیت خالی وجود دارد که این امکان به سادگی فراهم است و اگر این اتفاق بیفتد ایران بازار نفتش را از دست خواهد داد و تحریم نفت ایران دائمی خواهد شد.
تنها راه ایران این است که نفت را با تخفیف های عمده در بازارهای جهانی عرضه کند تا سهمش از بازار را حفظ کند و همزمان قیمت انرژی را در داخل کشور واقعی کند تا مصرف داخلی کاهش پیدا کند و ظرفیت برای صادرات بیشتر فراهم شود.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-07-2019, 03:03 AM   #5
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,224
تشکرها: 1,908
در 1,004 پست 2,978 بار تشکر شده
Points: 12,104, Level: 72
Points: 12,104, Level: 72 Points: 12,104, Level: 72 Points: 12,104, Level: 72
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
تنها راه ایران این است که نفت را با تخفیف های عمده در بازارهای جهانی عرضه کند تا سهمش از بازار را حفظ کند و همزمان قیمت انرژی را در داخل کشور واقعی کند تا مصرف داخلی کاهش پیدا کند و ظرفیت برای صادرات بیشتر فراهم شود.
امریکا عزمش را جزم کرده چنین نشود. سلاح تخفیف قیمت هم معجزه نمی‌کند، مگر در بازار سیاه و فروش قاچاقی نفت! از الان الاغ‌های کوه‌های مرزی کردستان ایران و کردستان عراق باید خودشان را گرم کنند که روزهای پرکاری پیش رو دارند ...

اما راهکار شما بار روانی سنگینی برای مردم دارد. خواهند گفت نفت‌مان را برای خارجی ارزان می‌فروشید و به خودمان گران؟ گرچه از دیدگاه محیط‌زیستی روند اجباری همین است و نفت باید برای ایرانی گران و گران‌تر شود، اما اینکه برای غیرایرانی ارزان و ارزان‌تر شود بدجوری زور دارد!

مگر اینکه دولت دست به توسعه‌ی جدی ترابری عمومی و خودروهای هیبریدی و برقی بزند که صد سال سیاه! نه این حکومت، نه پدرجدش نه هفت نسل بعدش، عقل‌شان به این چیزها نمی‌رسد. در نتیجه تا قطره‌ی آخر نفت را خواهند مکید و خواهند فروخت و بعدش د برو که رفتیم کانادا ...
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-14-2019, 07:51 AM   #6
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,702
تشکرها: 23,095
در 4,423 پست 26,351 بار تشکر شده
Points: 60,728, Level: 100
Points: 60,728, Level: 100 Points: 60,728, Level: 100 Points: 60,728, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
تولید نفت و گاز مایع آمریکا تا سال 2025 به 25 میلیون بشکه می رسد. .
نفت و گاز مايع امريكا تا سال 2025 به 25 ميليون بشكه ميرسد؟
منبع اين ادعا كجاست ؟
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-14-2019, 07:49 PM   #7
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,693
تشکرها: 2,666
در 1,586 پست 7,597 بار تشکر شده
Points: 17,617, Level: 84
Points: 17,617, Level: 84 Points: 17,617, Level: 84 Points: 17,617, Level: 84
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

نقل قول:
نوشته اصلی توسط namira نمایش پست ها
نفت و گاز مايع امريكا تا سال 2025 به 25 ميليون بشكه ميرسد؟
منبع اين ادعا كجاست ؟
چشم انداز جهانی انرژی سال 2018 منتشر شده توسط آژانس بین المللی انرژی:
تا سال 2025 یک پنجم تولید نفت جهان و یک چهارم تولید گاز جهان از آمریکا خواهد بود.
طبق پیش بینی این آژانس مجموع تولید انرژی مایع توسط آمریکا تا سال 2025 بیشتر از مجموع تولید روسیه و عربستان (در سال 2018 به ترتیب 11.2 و 12.1 در مجموع 23.3) خواهد بود.

از همه اینها گذشته وضعیت سرمایه گذاری ایران در صنعت نفت فاجعه است. اخیراً آقای زنگنه فرموده اند:
نقل قول:
وزیر نفت عمر مفید تاسیسات نفتی را ۲۰ تا ۲۵ سال عنوان کرد و با بیان اینکه ما بیش از ۴۵ سال در حال استفاده از این تاسیسات هستیم، تاکید کرد: تاسیسات نفت در خوزستان قابل بازسازی نیست و همگی باید نوسازی شود و ده‌ها میلیارد دلار هزینه دارد که هر چه می گوییم، کسی توجهی نمی‌کند.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 04-15-2019, 01:01 AM   #8
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,224
تشکرها: 1,908
در 1,004 پست 2,978 بار تشکر شده
Points: 12,104, Level: 72
Points: 12,104, Level: 72 Points: 12,104, Level: 72 Points: 12,104, Level: 72
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
... وضعیت سرمایه گذاری ایران در صنعت نفت فاجعه است. اخیراً آقای زنگنه فرموده اند:
نقل قول:
تاسیسات نفت در خوزستان قابل بازسازی نیست و همگی باید نوسازی شود و ده‌ها میلیارد دلار هزینه دارد که هر چه می گوییم، کسی توجهی نمی‌کند
ده‌ها میلیارد دلار؟! بهتر است این پول صرف آغاز جمع کردن بساط صنعت نفت از ایران شود. هر چه از گند و کثافت این مایع بدبو کشیدیم بس‌مان است.

ده‌ها میلیارد دلار اگر در یک رژیم بهنجار صرف انرژی‌های سبز شود، ایران را زیر و رو می‌کند. به سفره‌های مشترک با همسایه‌ها بی‌توجه باشیم، به تولید نفت و گاز امریکا حسودی نکنیم؛ شجاع باشیم و بساط نفت و گاز را جمع کنیم، بساط هسته‌ای هم که با پس‌گردنی دنیا به جماعتی جوگیر و متوهم جمع شد. وقتی هیچ گزینه‌ای باقی نمانده باشد، آن‌گاه با دلی قرص‌تر می‌توان به سوی انرژی‌های پاک گام نهاد
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 04-15-2019, 08:45 AM   #9
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,702
تشکرها: 23,095
در 4,423 پست 26,351 بار تشکر شده
Points: 60,728, Level: 100
Points: 60,728, Level: 100 Points: 60,728, Level: 100 Points: 60,728, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : همین امروز دولت را دست من بدهند، در شش ماه قیمت نفت برمی‌گردد به همان قیمت بالای صد دلار

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
جواب شما پيش بيني آژانس نيست

خبر يك مصاحبه از مدير ترك آژانس است كه با يك رسانه ترك داشته بدون اينكه مشخص شود دقيقا چه گفته

اما پيش بيني آژانس بين المللي انرژي يك ماه پيش منتشر شده :
بر اساس این گزارش، میزان تولید نفت آمریکا تا سال 2024، با احتساب گاز طبیعی مایع یا ال‌ان‌جی و دیگر هیدورکربنها به 19 میلیون و 600 هزار بشکه در روز می رسد؛ این رقم در سال گذشته میلادی 15 میلیون و 500 هزار بشکه در روز بود.
پیش بینی آژانس بین‌المللی انرژی حاکی است میزان تولید نفت خام آمریکا با افزایش دو میلیون و هشتصد هزار بشکه در روز به 13 میلیون و 700 هزار بشکه در روز در سال 2024 می رسد؛ این رقم در سال 2018 کمتر از 11 میلیون بشکه در روز بود.

لينك رويترز
يعني آژانس پيش بيني كرده كل توليد هيدروكربنها به 19.6ميليون بشكه خواهد رسيد
گاز طبيعي(غير مايع) هم كه به خانه ها مي رود و يا از طريق پاپ لاين به كانادا و مكزيك صادر ميشود هيدروكربنه و جزو همين آمار

آژانس كجا پيش بيني توليد 25 ميليون بشكه اي كرده؟

نفت و گاز امريكا سال پيش ركورد زد و به 11.5 ميليون بشكه در روز رسيده و از عربستان و روسيه پيشي گرفت در حاليكه طبق همين گزارش توليد كل هيدروكربن ها سال پيش 15.5 ميليون بشكه بوده كه اين اختلاف 4ميليون بشكه اي مشخصا مربوط به ساير هيدروكربن ها مثل گاز طبيعي بوده است
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 10:03 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT