آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ادبیات > شعر > اشعار شما

موضوع بسته شد
    نمایش ها: 5436 - پاسخ ها: 35  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-26-2013, 10:22 AM   #1
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

بسمه تعالی

دوستان سلام
لازم به وراجی نیست . بفرمائید شعر..


دوستان موسم تجدید فراش و طرب است
فصل بوسیدن جام می و دندان و لب است
بُوَد آزاد به میخانه ورود همگان
بر در خانه ی عشاق نشستن عجب است
نظم و بی نظمی ی اشعار بدل باید دید
تو بگو هر چه دلت خواست همان را طلب است
اندر این بزم فقط عشق و محبت جاریست
ساقی و مطرب و پیمانه خدا را سبب است
ذوقی از بسکه دلش خواست که جفتی باشد
تکپران گشت که یک شاعر تنها عزب است.

__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II

ویرایش توسط namira : 01-26-2013 در ساعت 11:59 AM دلیل: فرومیزاسیون کردن اشعار
فابیان آنلاین نیست.  
16 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 01:17 PM   #2
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)


تا که زیبائی چشمان تو در جام افتاد
دل ما در هوسش یکسره در دام افتاد

من شدم عاشق و بیچاره و مخمور و گدا
سر پیری گذرم سوی تو انجام افتاد

چشم من بر سر خاک قدمت در میثاق
هر کجا پای زدی دیده بر آن گام افتاد

با چنان ناوک چشمی که زدی بر دل خام
کوس رسوائی من از سر هر بام افتاد

عافیت جرعه ی راحت که رود توی گلو
عافیت رفت و به دل سوزش آلام افتاد

اینک اندر ره تو برده تر از گربه ی تو
همچو مومی دل من در کف تو رام افتاد

تو چنان کوفتی ام بر سر چنگال خودت
زندگی سخت تر از بیش و کم وام افتاد

کامران حال نشسته سر گور تن خود
زنده ای از غم نو مرده ی ناکام افتاد



کامران فرزان
تهران ـ اول خرداد 1337
KamRan آنلاین نیست.  
12 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 01:56 PM   #3
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,141
تشکرها: 14,466
در 3,985 پست 18,675 بار تشکر شده
Points: 37,694, Level: 100
Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

.

داد از دست دل و دیده صاحب مرده
که بهر سو نگریست کالبدی جان مرده

شعر ها رفت به سرقت به فناگاه زمان
دست ما دور شد ازین گنج به غارت برده

فابیان داد بر آورد ز مرگ ذوقی
کامران بانگ برآورد "شُعرا" نا مُرده

دوستان در پی کش خانه گوگل جُستند
آنچه را دوست به کم لطفی خود در بُرده

سیسمیر آمد و شد شاعره عصر جدید
دست در دست دگر گشت و بهم تاخورده

فابیانا تو زدی باده و بلبل سخنی
از تو وشعر فوروم کس نشود پژمرده




Kaman آنلاین نیست.  
12 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 03:24 PM   #4
میرزا کوچک خان جنگلی
 
میرزا کوچک خان جنگلی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 1,946
تشکرها: 7,785
در 1,755 پست 8,877 بار تشکر شده
Points: 19,423, Level: 88
Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

سر آن مدارد امشب كه برآيد آفتابي!!!
...... ....... .............................

هر شب در ميان خالي جامها
در ميان روياي يك شاخه انگور
به سير خاطرات بنشسته ام
خاطرات برده شده در باد
سوخته شده در آتش يك ياد
دوستان برسيدند بسلامت به سر منزل مقصود و
من كنون با روحي اسير
با زخمي به كمر و سينه اي عريان
در دياري غريب و دو بسيار دور
آنات فراق در مينوردم چو ديوانه اي مصروع
كه تا كي عمرم به پايان رسد و انتظار به سرآيد!؟
هر شب ز سر اين خيال
ميكنم جام تهي
يكي ز پي دگر
ليك اوج مستي اينجاست
ظلمت و تاريكي و دگر هيچ
صبح كه ز خواب بر خيزم
گونه هايم همه خيس
و خوب ميدانم
دوباره ميآيند روزها در پي روز دگر
و ليكن من باز بر سر جاي خود استاده ام

ميرزا-١٣٧٧-مازندران
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
میرزا کوچک خان جنگلی آنلاین نیست.  
11 کاربر از میرزا کوچک خان جنگلی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 04:12 PM   #5
میرزا کوچک خان جنگلی
 
میرزا کوچک خان جنگلی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 1,946
تشکرها: 7,785
در 1,755 پست 8,877 بار تشکر شده
Points: 19,423, Level: 88
Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

چامه گل بوستان چامه سراست
تو به سيم نچينش گل فروش!

چامه سر گل مي چله خسبيده چامه سراست
تو درد مپندار و بخاك اندر ميافشانش مي فروش!

چامه گوهر اشك صدفين چشم چامه سراست
تو خر مهره مبين و بچارودارش مفروش

چامه ياقوت خون دل چامه سراست
تو سنگ به خونابه مزن بياقوتش مفروش

چامه جان و جگر ، همزاد چامه سراست
تو بيجانش مدان جفا به جانش مفروش

چامه رفت چه باك با ما عالمي چامه سراست
تو ديگر بار جان برادر چنين مفتش مفروش

چامه باز آمد بسرا مسرور چامه سراست
تو دگر زنده بي منت فوت به احيايش مفروش
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
میرزا کوچک خان جنگلی آنلاین نیست.  
8 کاربر از میرزا کوچک خان جنگلی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 04:13 PM   #6
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

من از اندوهگین تر ساحل بی اعتبار فهم می آیم
به دستم یک الک
سوراخ
به تویش نیست حتی یک اتم باقی
کلید ضرب معنی در یقین
حاصل:
ضریب وهم در گیجی!


تهران . تیرماه 2 ، 1373
KamRan آنلاین نیست.  
9 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-26-2013, 04:45 PM   #7
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)


شاه شیرین سخنان دوش به ما گفت
حاجیا سخن گوشه محراب است والسلام

ما که قافله ایی را نخست لطف ازل بود
گوشه محراب کجا،راه دعوی کو،دام کدام









__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.  
7 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 12:15 AM   #8
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط حاجی جفرسون نمایش پست ها

شاه شیرین سخنان دوش به ما گفت
حاجیا سخن گوشه محراب است والسلام

ما که قافله ایی را نخست لطف ازل بود
گوشه محراب کجا،راه دعوی کو،دام کدام










ما همانیم که بودیم ولی با کم وبیش
گاه صافیم و گهی زبر تر از یک ته ریش
ما نه اهل جدلیم و نه ز نوع بدلی
ما نخواهیم بجز منفعت ملت خویش
همه درفکر و خیالیم که بهبود شود
نکند فتنه به اذهان عمومی تشویش
لیک یک بیخبر از دین و قوانین خدا
آمده تا بکند عقده ما را تفتیش
هرچه کوته نگرم باز افق بسیار است
مثل راه آهن و میدان ونک تا تجریش
اگر این آه جهانسوز زند بر خرمن
نه وزغ ماند و نه انگل و نه رنگ حشیش
چون بهار آمده در بهمن و گل در گلدان
بهتر آنست فراموش شود دشنه و نیش
باده ناب زکوثر رسد از منبع شعر
مست را نیست نیازی به حواله یا فیش
کاش ذوقی به سیاست نظر خوبی داشت
میشد امروز یکی از خس خاشاک پیش.
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
6 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 03:50 AM   #9
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,141
تشکرها: 14,466
در 3,985 پست 18,675 بار تشکر شده
Points: 37,694, Level: 100
Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100 Points: 37,694, Level: 100
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

.
شاهدبزم ره عشق شدیم در ره دوست
شیره و شهد سخن بود همش برلب دوست

شُهره شهر شمائیم و شدیم پیرو حق
میزنیم دم به ره حق و بنازیم به دوست

عقل از کف بربودند و شدیم حلقه بگوش
در سفر آنچه که داریم و نداریم, ببازیم به دوست

طالب لطف و صفائیم و دل آکنده به عشق
در ره دوست بریدیم زهر چیز کمی, الا دوست

در ره کعبه عشاق نرنجیم ز هر خار و خسی
چونکه دل در ره خوبان همه دادیم به دوست


.
Kaman آنلاین نیست.  
6 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 05:00 AM   #10
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

سفری در آغاز و بینهایت زمان

تو رفته ای؟
رفتم

زمان به عقب تا غروب می جوشید
دوار ثانیه ها در خم زمان می گشت
سه عقربه ی ساعت زمان گم شد
یکی به عقب
یکی به جلو
و یکی هم ساکن
تصور دنیا میان وهم گم میشد

یکی جلو آمد
یکی عقب میرفت
یکی میان سایه ی "اکنون" تلوتلو میخورد
زمان کُروی بود و از هر طرف میگشت

سوار عقربه ی کج به ماورا رفتم
عقب عقب عقب به زمان تا زمین ز صحنه پرید
و گم شد آتش خورشید از نگاه بعید
سوار اسب زمان تا نهایتی رفتم
به لحظه ای برسیدم شروع خلقت بود
ستاره ای دیدم
ستاره ای تک بود
و خواستم بدهد آن کلید معنی را
و او سراغ کلید از من خواست!

سوار چلچله ی صبح در افق رفتم
جلو جلو جلو تا زمین ز صحنه پرید
و گم شدم میان خلاء در فضای بعید
ستاره ای نبود، آفتاب یا هستی
سفر میان چاه سیه چال تا عدم میرفت

به عمق چاه رسیدم یکی در آن ته بود
به فکر فرو رفته دستش به زیر گردن بود
شمایل قوزش "سئوال" را میماند
از او سراغ گرفتم کلید گمشده را
به من جواب داد: "نقطه" کجاست؟

به خنجر بی دانشی زمان کشتم
و خون رگ عشق نوشیدم
و مست شدم از شراب ثانیه ها
دو پای خود به توقف به "حال" چسبیدم
کسی سئوال نکرد
منم نپرسیدم!


کامران فرزان
تهران - مرداد 12 ، 1373
KamRan آنلاین نیست.  
6 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 10:12 AM   #11
میرزا کوچک خان جنگلی
 
میرزا کوچک خان جنگلی's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
پست ها: 1,946
تشکرها: 7,785
در 1,755 پست 8,877 بار تشکر شده
Points: 19,423, Level: 88
Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88 Points: 19,423, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

مخور غم كه خسرو آسمان عالم فروز
به غالب زنده جان پديد آمد، بزم افروز

ارسيل گسيلد كه غرقآب كند ديوان ما
زآنسو نوح گسيلد،كشتيش كند ايوان ما

رضا آهو بدشت نماند از گزند شستت
بلبل و قمري بترانه، بند بپا در بند بند نبشتت

بعد عمري رندي و آموختگي فن شكار
گور گيري و يوز گيري و آن روبه مكار

ندانستي تا صيد بدام اوفتد صياد تحمل بايدش ؟!
ندانستي مرغ زيرك چون بدام اوفتد تحمل بايدش !؟

مويه ها كردي با تو جمعي نالان شدند
ياران منجملگي حتي شهير ويران شدند

نوشتي كه عمرت درين هنگامه سر شد
بگفتم وه عجب اين ذوقي ديوانه سر شد

من نوشتم نميرد آنكه زنده شد دلش به عشق
پس تو سر ندانسته، ميكردي مشق عشق ؟

برو ويس باش رامين را و وا رهان
دفتر به مكتب بازآر ناز چرا هان ؟!

مادامي كه ذوقست و ذوقي استاد مرا
مكتبت بازست و طوقي هم استاد مرا


ارسال شده توسط تلفن همراه
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
میرزا کوچک خان جنگلی آنلاین نیست.  
5 کاربر از میرزا کوچک خان جنگلی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 06:48 PM   #12
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

از خــــــدا پنهان نشد این را تو هم از من بدان

لقمه ای کی میتوان برچیـــــــدن از کام سگان

گر که دریــــــــوزه رسد بر خوان نعمت ای عزیز

سفره ات خالی شود همچون بساط مفلسان


کامران فرزان
تهران ـ تیرماه 26، 1376
KamRan آنلاین نیست.  
4 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 07:35 PM   #13
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,599 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

آرامش در زندگی ست
و زندگی،
زیبایی،
نگاهی نو،
دیوارها را فرو ریختن،
گل های رنگارنگ،
یک صبح دیگر و شروعی تازه است .
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.  
5 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 08:46 PM   #14
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,599 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط KamRan نمایش پست ها
از خــــــدا پنهان نشد این را تو هم از من بدان

لقمه ای کی میتوان برچیـــــــدن از کام سگان

گر که دریــــــــوزه رسد بر خوان نعمت ای عزیز

سفره ات خالی شود همچون بساط مفلسان


کامران فرزان
تهران ـ تیرماه 26، 1376

نگاه و حضور تو را حس می کنم

همه جا هستی ومن از همه جا بی خبرم

زیر باران

روی یک شاخه گل سرخ

در کنار غم و اندوه دلی

یا میان خوشی وبی دردی

همه جا هستی ومن از همه جا بی خبرم

در کنار غزلی از حافظ

در میان گریه

در پس نومیدی

همه جا هستی ومن از همه جا بی خبرم

در کنار همه باورها

یا میان هرچه ناباوری و تردید است

پس یک خاطره تلخ

بعد از اندوه جدایی

بعد دلبستن و بگسستن ودلگیر شدن

همه جا هستی ومن از همه جا بی خبرم

توخودت اصل حضوری

درک من محدود است

همه جا هستی و من از همه جا بی خبرم

یاریم کن بتوانم

روی نومیدی و یأس

روی این بی خبری

خط بطلان بکشم

و مددهای تورا

از دل و جان حس بکنم

__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.  
6 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-27-2013, 10:58 PM   #15
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

مگه من هر دفه صد بار نگفتم نمیخوام ؟
جیغ و داد هم بکنی من دیگه اونجا نمیام
یه دفه شیطونه گولم زد و من خام شدم
حالا من پخته شدم سفت میشینم سر جام
با همین نصفه ی خود زندگی رو سر میکنم
دارم عادت میکنم راضی باشه ازَم خدام
حالا هِی قربون همدیگه میریم با صدقه
منم از رو نمیرم ، بیاد اون جوونیام
حالا ما بعد نهار، ضرفارو با هَم میشوریم
می پزه ، چه خوشمزه کوفته تبریزی بَرام
شب که ساقی میشه و یک نفس آواز میخونه
رو زمین میافتم و فکر میکنم که اون بالام
خلاصه اسم مارو تو دفترت خط خطی کن
قسمتم بیشتر از این نیست منم بیش نمیخوام
ذوقی از خواب و خیالات تو خندم میگیره
تو یه وَخ خواب نبینی دق میکنم با غصه هام .
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
4 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-30-2013, 01:37 AM   #16
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

منکه دیوانه تر از خویش نمیدانم کیست
سرنوشتی که ندارم و نمیدانم چیست
به من آموخت که این شعبده تکرار شود
مُهرگانیم و تمام حرکاتم بازیست
شب عید است ولی میوه گران است خدا
در رگ محتکران خون شرارت جاریست
ارزش مزد کم و قیمت کالا بسیار
پاسخ ظلم و جفا ، جرم و خطا ها با کیست
شکم امروز شود سیر ولی فردا نه
اگرم فردائی ، شکر خدا هم باقیست
ایکه مسئول ایابی و ذهابم به جنان
من گنهکارجهنم طلبم تکلیف چیست ؟
منکه آگاهم و جرم من از این بد تر نیست
بجهالت مکشانم شب من مهتابیست
منکه عاشق شدم و باختم این رزم جهان
چه بخواهم چه نخواهم ، هدفم آزادیست
یا به من قدرت ایجاز بده یا مطلب
که دهان بسته بگویم که خدا با ما نیست
ذوقی انگار که مسحور دو چشمش شده ای
نمره ی غرق به چشمان خمارش شد بیست .
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
5 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-30-2013, 09:25 PM   #17
zende
 
تاریخ عضویت: Jan 2013
پست ها: 146
تشکرها: 152
در 131 پست 431 بار تشکر شده
Points: 417, Level: 8
Points: 417, Level: 8 Points: 417, Level: 8 Points: 417, Level: 8
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

فابیان منم شعر میگم اما شعرای بلند و مدل خودم نه غزل نه قصیده ، شعرای زنده خاص خودم در یه حالتای خاص روحی نوشتم ، در اعماق وجود که رفتم نوشتم ، شاید نوشتنش اینجا درست نباشه ولی گاهی بعضی هاشو بدون نام می نویسم.
zende آنلاین نیست.  
2 کاربر از zende بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-30-2013, 10:17 PM   #18
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط zende نمایش پست ها
فابیان منم شعر میگم اما شعرای بلند و مدل خودم نه غزل نه قصیده ، شعرای زنده خاص خودم در یه حالتای خاص روحی نوشتم ، در اعماق وجود که رفتم نوشتم ، شاید نوشتنش اینجا درست نباشه ولی گاهی بعضی هاشو بدون نام می نویسم.
زنده جان هر چه میخواهد دل تنگ یا گشادت بگو. فقط نفهمیدم بدون نام یعنی چه ؟ شعر بهر شکل و قیافه فقط در حالتهای خاص از یک نفر تراوش میکنه. همون هم جاش اینجاست. پس خواهش میکنم بفرما...
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
2 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-30-2013, 11:46 PM   #19
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
فابیان منم شعر میگم اما شعرای بلند و مدل خودم نه غزل نه قصیده ، شعرای زنده خاص خودم در یه حالتای خاص روحی نوشتم ، در اعماق وجود که رفتم نوشتم ، شاید نوشتنش اینجا درست نباشه ولی گاهی بعضی هاشو بدون نام می نویسم.
جناب زنده

به هر حال نیمی از ایرانیان در طول زندگی خودشان دو خط شعر میگویند. پس هر چی داری رو کن. در اینجا هم سیستم "تشویق" برپاست و نه "منم" و کنف کردن. تا اینجا من ندیده ام کسی توی ذوق دیگری بزند. من 15 ساله بودم و اشعارم را نزد نادر نادرپور (استاد بسیاری از شاعران مطرح امروز) بردم. او کلی از اشعار من تعریف و حتی یک بستنی فراموش نشدنی با استاد در گل و بلبل من را مهمان کرد (یادش بخیر که هرگز مشابه بستنی گل و بلبل را من دیگر ندیدم).

سی سال بعد که همان شعرها را خواندم جایش مستقیم در ظرف زباله بود. اما این استاد بزرگ توی ذوق من نزد و باعث شد من به تکاپوی خودم ادامه بدهم. بنا بر این التماس دعا
KamRan آنلاین نیست.  
4 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-31-2013, 12:53 AM   #20
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,018
تشکرها: 30,888
در 4,915 پست 27,177 بار تشکر شده
Points: 56,630, Level: 100
Points: 56,630, Level: 100 Points: 56,630, Level: 100 Points: 56,630, Level: 100
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
منکه دیوانه تر از خویش نمیدانم کیست
سرنوشتی که ندارم و نمیدانم چیست
به من آموخت که این شعبده تکرار شود
مُهرگانیم و تمام حرکاتم بازیست
وه که دیوانه شدن لطف و صفایی دارد
پیر حیرت زده , پرذوق سرایی دارد
سرنگاری که "به آن خامه" مرصع شده است
جای ما بلبلکان نیست , همایی دارد
من دیوانه ترین را چه ره شعر و سخن
سنگلاخی است پر از واژه و چاهی دارد
به تمنای تلمذ ز رضا خان فوروم
رخصت از مرشد اگر هست کلامی دارد

عمو فابی جان, شرمنده, از دستم در رفت , جدی نگیر
فرزاد آنلاین نیست.  
8 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-31-2013, 01:09 AM   #21
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

تا کسی هست در این خانه امیدم به شماست
بزم آگاهی و دلداری و مستی بر پاست
من دگر بار خدا خواست شدم عاشق و مست
دلبری خوش قدم وتازه دم و بی کم و کاست
غم و اندوه من آخر شد و خوشبخت شدم
این همان لطف خفی و ثمر و بار دعاست
گر به شادی ی من امشب به لبت لبخند است
رسم معمول فروم است و وصفای رفقاست
جای تبریک دعا کن که فضا باز شود
ساز بهبودی ما را ز خدا باید خواست
ذوقی اکنون که شدی قاطی مرغان سحر
ناله ی بلبل شیرین سخن از دل برخاست.
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
6 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-31-2013, 04:44 AM   #22
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

فرزاد جانم بسیار خوب شعر میگوئی. لطفا خساست نکن

تو که از عشق ندانی ز چه عاشق خواهی


تو که از عشق ندانی ز چه عاشق خواهی
تو مگر یک عسسی یا که یکی بدخواهی

یا که تو عشوه مکن یا که دل آرامی کن
در بغل راه گشا بر تب عاشق راهی

با تغافل اگـــــــــرت راه بداری بــــــــــر من
دزدی بوســــــــه میسر بشود گه گاهی

عاشقی قصه ی بوس است و کنار و تب و وصل
تو در این مدرسه امـــــــــا ز تبش آگاهی

عاشقی بی لب جانان ز نمک عاری شد
بواعجب در نمکت شهد و شکر همراهی

تو که ابرو همه کج کردی و دل را بردی
کم بکن مکر و حیـــــــل وای مگر روباهی

عاشقان سر کویت همه دیوانه چو من
ما رعیت تـــــــو به اقلیم ملایک شاهی

چون نظر نیک کنی ما همه در خاک توئیم
گوسفندی که شده بــــــر سر قربانگاهی

بت پرستی که دگر گشته حدیث خسران
گر بگویند بتی خیــــــــمه زند گمراهی

آن ذخایر که در آن بانک تنت میداری
در حساب دل من مائده ای تنخواهی

کامران مثله شده کی بشوی بنده ی عقل
لیز هستی تو مرو از نظرم چون ماهی

کامران فرزان
دهکده ی واریان (سد کرج) ـ تیرماه 27 ، 1376
KamRan آنلاین نیست.  
3 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-31-2013, 01:01 PM   #23
endless love
 
endless love's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
پست ها: 852
تشکرها: 11,105
در 827 پست 5,331 بار تشکر شده
Points: 11,448, Level: 70
Points: 11,448, Level: 70 Points: 11,448, Level: 70 Points: 11,448, Level: 70
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط KamRan نمایش پست ها
فرزاد جانم بسیار خوب شعر میگوئی. لطفا خساست نکن

تو که از عشق ندانی ز چه عاشق خواهی


تو که از عشق ندانی ز چه عاشق خواهی
تو مگر یک عسسی یا که یکی بدخواهی

یا که تو عشوه مکن یا که دل آرامی کن
در بغل راه گشا بر تب عاشق راهی

با تغافل اگـــــــــرت راه بداری بــــــــــر من
دزدی بوســــــــه میسر بشود گه گاهی

عاشقی قصه ی بوس است و کنار و تب و وصل
تو در این مدرسه امـــــــــا ز تبش آگاهی

عاشقی بی لب جانان ز نمک عاری شد
بواعجب در نمکت شهد و شکر همراهی

تو که ابرو همه کج کردی و دل را بردی
کم بکن مکر و حیـــــــل وای مگر روباهی

عاشقان سر کویت همه دیوانه چو من
ما رعیت تـــــــو به اقلیم ملایک شاهی

چون نظر نیک کنی ما همه در خاک توئیم
گوسفندی که شده بــــــر سر قربانگاهی

بت پرستی که دگر گشته حدیث خسران
گر بگویند بتی خیــــــــمه زند گمراهی

آن ذخایر که در آن بانک تنت میداری
در حساب دل من مائده ای تنخواهی

کامران مثله شده کی بشوی بنده ی عقل
لیز هستی تو مرو از نظرم چون ماهی

کامران فرزان
دهکده ی واریان (سد کرج) ـ تیرماه 27 ، 1376
یا رب این دلداده ی بیچاره را رحمی بکن
چون که دیگر زندگی را فرصت تکرار نیست
گر بدی کردم ببخشا چون که مجنونم خدا
هرچه کردم میپذیرم ، قدرت انکار نیست
یا خدایی کن و یا ما را بسوز از قهر خود
چون که تسلیمت شدم من طاقت پیکار نیست
باده نوش و باده کوش و باده در تسبیح توست
چون تو دارویی دگر در این جهان بیمار نیست
عشق ما را کس ندید و همدم و یاری نداشت
بگذرم با بیخیالی ، قدرت پندار نیست


__________________
خدایا ، من بر خلاف ظاهرم خیلی دوستت دارم ، تو هم مطمئنم بر خلاف ظاهرت من رو خیلی دوست داری...!!!
endless love آنلاین نیست.  
5 کاربر از endless love بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-01-2013, 01:37 PM   #24
KamRan
 
KamRan's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایالات متحده امریکا
پست ها: 834
تشکرها: 1,043
در 636 پست 2,022 بار تشکر شده
Points: 13,978, Level: 76
Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76 Points: 13,978, Level: 76
Activity: 5%
Activity: 5% Activity: 5% Activity: 5%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
یا رب این دلداده ی بیچاره را رحمی بکن
چون که دیگر زندگی را فرصت تکرار نیست
گر بدی کردم ببخشا چون که مجنونم خدا
هرچه کردم میپذیرم ، قدرت انکار نیست
یا خدایی کن و یا ما را بسوز از قهر خود
چون که تسلیمت شدم من طاقت پیکار نیست
باده نوش و باده کوش و باده در تسبیح توست
چون تو دارویی دگر در این جهان بیمار نیست
عشق ما را کس ندید و همدم و یاری نداشت
بگذرم با بیخیالی ، قدرت پندار نیست
تو مگو کش دگرت یار سیاهت آمد
گر سفیدی تو بگو دلبر ماهت آمد

این چنین نیست که رنگی بزنی بر هستی
گر تو را مونس جان دلبر شاهت آمد

سعدی ات گفت که انسان شده از یک گوهر
آفرینش همه از یک محور و رایَت آمد

گر علف در دهن بز شده آن شهد برین
دلبر زرد تو هم حـــــــور نهایت آمد

بند آن باور مذموم فرو هل که توئی
برتر از آن دگری اصـــــــل بلاهت آمد

آن دگر هم به خیالی ز تو برتر گشته
این چنین فکر همان عین سفاهت آمد

زرد و سرخ و سیه و سبزه و آن فرد سفید
همه از ریشه ی یک فعل فلاحت آمد

مسلم و گبر وَ موسی همگی بار یکند
همه در غالب حق اصــــــل وجاهت آمد

یا بلند و کوته و چاق و خپل یا لاغر
هر کسی با ژن خود نقش مساحت آمد

کهنه شد این همه افکار فرومایه و پست
نقش خالق اگـــــرت جمله ملاحت آمد

کامران جز به خـــــدا سر نکند بر پائین
آنکه دنیا همه از او به کیاست آمد


کامران فرزان
نیوتاون . کنکتیکات
جون 2 ، 2003
KamRan آنلاین نیست.  
2 کاربر از KamRan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-02-2013, 12:17 PM   #25
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : مشاعره با شعر های خودتون (المثنی)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط KamRan نمایش پست ها
تو مگو کش دگرت یار سیاهت آمد
گر سفیدی تو بگو دلبر ماهت آمد

این چنین نیست که رنگی بزنی بر هستی
گر تو را مونس جان دلبر شاهت آمد

سعدی ات گفت که انسان شده از یک گوهر
آفرینش همه از یک محور و رایَت آمد

گر علف در دهن بز شده آن شهد برین
دلبر زرد تو هم حـــــــور نهایت آمد

بند آن باور مذموم فرو هل که توئی
برتر از آن دگری اصـــــــل بلاهت آمد

آن دگر هم به خیالی ز تو برتر گشته
این چنین فکر همان عین سفاهت آمد

زرد و سرخ و سیه و سبزه و آن فرد سفید
همه از ریشه ی یک فعل فلاحت آمد

مسلم و گبر وَ موسی همگی بار یکند
همه در غالب حق اصــــــل وجاهت آمد

یا بلند و کوته و چاق و خپل یا لاغر
هر کسی با ژن خود نقش مساحت آمد

کهنه شد این همه افکار فرومایه و پست
نقش خالق اگـــــرت جمله ملاحت آمد

کامران جز به خـــــدا سر نکند بر پائین
آنکه دنیا همه از او به کیاست آمد


کامران فرزان
نیوتاون . کنکتیکات
جون 2 ، 2003

در یک شب ظلمانی
با شمع سپس باخود
گفتم زچه باید سوخت
گفتا که تو نادانی
آنقدر پریشان شد ، اندیشه و پندارم
آزاد ترین حرفم، شد واژه ی زندانی
دیدم که دلم خون است
مبهوم چو آینده
چون وضع دلار و ارز ، چون فتنه پنهانی
وآنگاه خدا آمد
مهتاب نمایان شد
در نیمه شب آن شب
در فاصله ای کوتاه، گم گشت پریشانی
توفیق الهی بود یا معرفت یاران
این کار خدا گاهی
وادار کند ما را ، بازیچه ی شیطانی
دلدار بدست آمد
لبخند فراوان شد . شادی بدل یاران
اعضای فروم ما رفتند به مهمانی
اکنون همگان دانند ، از عشق چه میدانند
ذوقی که بدلها بود
گردید چو مال مفت
دستور فراوانی
یادم نرود امشب ، من بوسه طلبکارم
پرسشگر و رامین را
همراه نامیرا کن
سیسمیر و ربل باهم با عشق پذیرا کن
حتما که شهیر ما
گردد به هنر بانی
از خوابزده پرسید ، فرزاد کجا رفته
وآن چهره ی بی نمره ، با زنده و بازنده
گویا که شهاب آید در یک شب ظلمانی
من عشق پذیرفتم ، آسوده چو سربازی
در جبهه ی بی عقلی
دیوانه صفت خُفتم
شاید که در آغوشم
افشرده کنم جانی
الخ
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.  
5 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
موضوع بسته شد

برجسب ها
شعر، مشاعره، شعر فارسی، طنز


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
مشاعره فی البداهه تک بیتی hiran شعر 5 10-19-2012 10:22 PM
خودتون رو خالی کنید! استقلال سرگرمی 0 07-29-2012 10:42 PM
رتبه یک برای فوروم ایران آمریکا youme موضوعات مورد بحث 34 10-06-2009 10:58 AM
راز شناسنامه المثنی محسن رضایی محمد صادق خبر سیاسی 0 05-11-2009 10:09 AM


ساعت جاری 12:42 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT