آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > مقالات کاربران

پاسخ
    نمایش ها: 2225 - پاسخ ها: 7  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-11-2015, 03:37 PM   #1
satarkhan
 
تاریخ عضویت: Oct 2014
پست ها: 68
تشکرها: 380
در 45 پست 86 بار تشکر شده
Points: 923, Level: 16
Points: 923, Level: 16 Points: 923, Level: 16 Points: 923, Level: 16
Activity: 33%
Activity: 33% Activity: 33% Activity: 33%
پیش فرض آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

مهاتما گاندی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هند و چه‌بسا از محبوب‌ترین رهبران سیاسی جهان است. بسیاری او را الگوی مبارزه صلح‌آمیز و جلودار جنبش‌های مقاومتی می‌دانند. اما آرونداتی روی، نویسنده معاصر هندی، نظر دیگری دارد. او معتقد است گاندی نژادپرستی و نظام سلسه‌مراتبی را در هند نهادینه کرد. آرونداتی روی می‌گوید گاندی با دریایی از دروغ به ما حقنه شده و اکنون وقت آن است که هند در قهرمان‌های خود تجدیدنظر کند.



رفقای من و دوستان حاضر [در این جمع]، از آنجایی که انتظار نداشتم برای جمعی به این بزرگی صحبت کنم، کمی دستپاچه هستم. وقتی به اینجا می‌آمدم، به دکتر سورش جنانسواران (مدیر و صاحب‌امتیاز کرسی[۱] آیانکالی در دانشگاه کرالا) گفتم قرار است صرفن گفتگویی غیر رسمی داشته باشم. فکر می‌کردم قرار است صد نفر اینجا باشند. ممنون که آمدید. سعی خود را خواهم کرد و معذرت می‌خواهم اگر فضای آرام اینجا را به هم می‌ریزم، این کاری است که همیشه می‌کنم. قبل از هر چیز من نه به عنوان یک آکادمیسین یا محقق بلکه به عنوان راوی اینجا هستم. همه‌ی ما می‌دانیم که هر جامعه‌ای به قهرمان نیاز دارد و در هند قهرمان کم نداریم جز اینکه من فکر می‌کنم ما از قهرمان‌های اشتباهی تجلیل می‌کنیم. وقتی به زندگی کسی مثل ماهاتما آیانکالی نگاه می‌کنم، … به عنوان نویسنده، کسی که چندین نمایشنامه نوشته، از خودم می‌پرسم چطور ممکن است که هیچ فیلمی که واقعن جالب توجه باشد، از زندگی مردی که قهرمان است، نداریم. او به فیلنامه‌نویس احتیاج ندارد. به این احتیاج ندارد که چیزی به [زندگی‌اش] اضافه کنیم یا درباره‌ی چیزی مربوط به او اغراق کنیم. او همه‌ی آن چیزی را که ما به مثابه مردم، به مثابه یک کشور باید به آن مفتخر باشیم داراست و کماکان خارج از کرالا یا حتی داخل کرالا و میان نخبگان، خیلی شناخته شده نیست. کسی که به گفته‌ی خیلی‌ها حتی پیش از انقلاب روسیه، سال‌ها پیش‌تر از انقلاب روسیه، دهقانان را علیه زمین‌داران سازماندهی کرد و [در این سازماندهی] موفق عمل کرد. در کنفرانس میزگرد[۲]، در اولین نشست این کنفرانس، در سال ۱۹۳۰، آمبدکار تلاش کرد قانونی برای بایکوت اجتماعی در مناطق روستایی به تصویب برساند. اما سال‌ها قبل از آن، آیانکالی در بین مردم برای چنین چیزی جنگیده بود. چه داستانی! و چه دسیسه‌ی سیاسی‌ای است که این آدم را، این آدم شگفت‌انگیز را از دید عموم دور نگاه می‌دارند. گفتم که بعضی وقت‌ها از قهرمان‌های اشتباهی تجلیل می‌کنیم. در سال ۱۹۰۴، آیانکالی جنبشی را آغاز کرد و خواهان آن بود که مردمش، مردم پولایا، مودکان پولایا، در مدارس پذیرفته شوند. ما از دولت-ملتی می‌آییم که از بیماری‌های فراوانی رنج می‌برد؛ نظام کاست. مسئله فقط این نیست که این نظام دالیت‌ها[۳] یا ستمدیده‌گان، کاست‌های فرودست، یا آن‌طور که نامیده می‌شوند، کاست‌های تحت انقیاد را سرکوب کرده. این نظام طبقات حاکم را [نیز] بیمار ساخته است. بنابراین اندیشیدن به از بین بردن کاست فقط یک حرکت خیرخواهانه نیست. به نفع هرکدام از ماست، به نفع جامعه‌ی ما به طور کلی. چون تا وقتی که ما این بیماری را در درونمان داشته باشیم، باید مثل چین یا آمریکا بودن را فراموش کنیم.
هر جامعه‌ای به قهرمان نیاز دارد و در هند قهرمان کم نداریم جز اینکه من فکر می‌کنم ما از قهرمان‌های اشتباهی تجلیل می‌کنیم. در حالی که دارم درباره‌ی تغییر دادن قهرمانانمان حرف می‌زنم، می‌خواهم چیزی برایتان بخوانم. در سال ۱۹۰۴، وقتی اینجا در کرالا جنبشی وجود داشت که آیانکالی آن را رهبری می‌کرد و برای حقوق دالیت‌ها می‌جنگید که درس بخوانند، «پدرِ ملت»، ماهاتما گاندی، در آفریقای جنوبی بود. افسانه‌ی ماهاتما گاندی در آفریقای جنوبی چیست؟ اینکه او در آفریقای جنوبی علیه کاست جنگید، علیه [تبعیض] نژادی جنگید. وقتی در سال ۱۹۱۳ از آنجا بازگشت، پیشاپیش یک ماهاتما نامیده می‌شد. اجازه بدهید بگویم داستان ماهاتما گاندی که در مدرسه می‌خواندیم و آن را به ما باورانده بودند، دروغ است و وقت آن رسیده که با این دروغ مواجه شویم. وقت آن رسیده که از برخی حقایق پرده‌برداری کنیم، چون نمی‌توانیم بنای عقایدمان درباره‌ی خودمان، به عنوان یک ملت، را روی دروغ بگذاریم. خب، وقتی در اینجا ماهاتما آیانکالی برای [حق] تحصیل کودکان دالیت می‌جنگید، گاندی در آفریقای جنوبی بود و می خواهم برایتان بخوانم که در آنجا در مورد مردم دالیت چه گفته است. در آن زمان، در آفریقای جنوبی دو جور هندی‌تبار وجود داشت. یکی تجار هندی[۴] که برای تجارت به آنجا رفته بودند و دیگری کارگران اجباری که عمدتن از طبقات و کاست‌های محروم می‌آمدند و این چیزی است که گاندی درباره‌ی این کارگران اجباری[۵] گفته است:
داستان ماهاتما گاندی که در مدرسه می‌خواندیم و آن را به ما باورانده بودند، دروغ است و وقت آن رسیده که با این دروغ مواجه شویم. “چه هندو باشند، چه مسلمان، قطعن تربیت اخلاقی یا مذهبی شایان ذکری ندارند. یاد نگرفته‌اند که خودشان را بدون کمکی خارج از خودشان آموزش دهند…. مستعد این هستند که به سادگی تسلیم وسوسه‌ی دروغ گفتن شوند. پس از مدتی دروغ گفتن برایشان تبدیل به عادت و بیماری می‌شود. بدون هیچ دلیلی دروغ می‌گویند، بدون هیچ … چشم‌انداز درستی برای اینکه به شکل مادی خود را بهبود بخشند. در حقیقت، بی آنکه بدانند چه کار می‌کنند. به مرحله‌ای می‌رسند که قدرت اخلاقی‌شان به دلیل جهل و غفلت زائل می‌شود.” (مجموعه آثار ماهاتما گاندی، صفحه ۱۲۰۰[۶])
این رویه ادامه می‌یابد. گاندی همین لحن را در مورد سیاه‌پوستان آفریقا استفاده می‌کرد. زمانی که [در آفریقای جنوبی] در زندان بود، در مورد آفریقایی‌ها از الفاظ وحشتناکی استفاده می‌کرد. اینجا متنی از گاندی می‌خوانم که درباره‌ی هم‌بند بودن با “کافر‌ها[۷]“، یعنی سیاه‌پوست‌ها نوشته است: «همه‌ی ما آمادگی سختی کشیدن را داشتیم، اما نه چنین سختی‌هایی. می‌توانستیم درک کنیم که آنها ما را هم‌عرض سفید‌پوست‌ها ندانند. اما در یک رده قرار گرفتن با بومی‌ها فرای تحمل بود. اینجا بود که احساس می‌کردم، ما هندی‌ها در رابطه با آغاز مقاومت منفی[۸] عجله نکرده بودیم. این قانون نفرت‌انگیز [هم‌رده کردن سیاه‌پوست‌ها و هندی‎ها] ثابت می‌کرد که قرار است هندی‌ها را از مردانگی تهی کنند. جدا از اینکه این مساله به معنی تنزل درجه دادن است یا خیر، باید بگویم که خطرناک است.”کافرها” معمولا غیر‌متمدن هستند. محکومین‌شان حتی بیشتر. آنها دردسرساز و کثیفند و مثل حیوانات زندگی می‌کنند.» گاندی در ادامه سیاه‌پوست‌ها را وحشی می‌نامد: «…و تصمیم گرفتم تحرکاتی انجام دهیم تا تضمین شود که هم‌بند بودن هند‌ی‌ها با کافرها یا دیگر افراد پایان می‌یابد. نمی‌توان [این مسئله] را نادیده گرفت که بین ما و آنها هیچ زمینه‌ی مشترکی وجود ندارد و هر کسی که مایل است کنار آنها در یک سلول بخوابد، انگیزه‌های پنهان دیگری دارد.»
دکترین مقاومتِ بدون خشونت گاندی بر اساس پذیرش خشن‌ترین نظام سلسله‌مراتبی اجتماعی تاریخ بشر شکل گرفته است. نوشته‌های گاندی را در آفریقای جنوبی دنبال کرده‌ام. با مطالعه‌ی بحث‌هایی که بین گاندی و آمبدکار شکل گرفته بود، شروع کردم، و سپس به برخورد گاندی با کاست و نژاد بازگشتم. دکترین مقاومتِ بدون خشونت او بر اساس پذیرش خشن‌ترین نظام سلسله‌مراتبی اجتماعی تاریخ بشر شکل گرفته است: نظام کاست‌ها… این به چه معناست؟ چه چیزی را بیان می‌کند؟ آدمی که اعتقاد داشت اشتغال موروثی انسان‌ها بسته به کاستی که در آن به دنیا آمده‌اند باید حفظ شود. من از شما می‌پرسم… کسی که باور داشت یک رفتگر باید تا آخر عمرش رفتگر بماند… بعدن برایتان مقاله‌ای از گاندی خواهم خواند به اسم “بانگی[۹] ایده‌آل- رفتگر ایده‌آل. اما سوال من این است که آیا ما واقعن احتیاج داریم به اینکه اسم دانشگاه‎های‌مان را از روی [اسامی] افرادی همچون گاندی برداریم، یا باید از اسم‌ کسی مثل آیانکالی استفاده کنیم؟
جایی باید به این عدم صداقت‌مان پایان دهیم. جایی باید چشم در چشم دروغ‌هایی شویم که قرن‌هاست به ما گفته‌اند و قرن‌هاست به خود گفته‌ایم. من هیچ نقل قولی نیاورده‌ام که مستقیمن از نوشته‌های گاندی نگرفته باشم. من قضاوت نمی‌کنم. وقتی در سال ۱۹۳۶، یکی از معروف‌ترین متن‌های انقلابی، «انهدام کاست‌ها»، توسط دکتر آمبدکار نوشته شد، گاندی در همان سال مقاله‌ی «”بانگی” ایده‌آل»اش را منتشر کرد…همان‌طور که می‌دانید، “بانگی” در شمال [هند] یعنی رفتگر:
کسی که باور داشت یک رفتگر باید تا آخر عمرش رفتگر بماند… آیا ما واقعن احتیاج داریم به اینکه اسم دانشگاه‎های‌مان را از روی [اسامی] افرادی همچون گاندی برداریم، یا باید از اسم‌ کسی مثل آیانکالی استفاده کنیم؟ «او [رفتگر] باید بداند که چطور مستراح صحرایی می‌سازند و راه درست تمیز کردنش را نیز باید بداند. او باید بداند چگونه بوی بد مدفوع را از بین ببرد و همینطور مواد ضدعفونی‌کننده را بشناسد تا ضرر مدفوع را از بین ببرد. همچنین باید بتواند ادرار و خاک شب[۱۰] را تبدیل به کود کشاورزی کند. اما این کافی نیست. بانگی ایده‌آلِ من کیفیت ادرار و خاک شب را می‌شناسد. او به این چیزها به دقت توجه می‌کند و به افراد مربوطه به موقع خبر می‌دهد.»
سال‌ها بعد، نخست‌وزیر وقت، مودی، هم متنی با عنوان کارمایوگی نوشت. او در مورد بانگی‌ها نیز صحبت می‌کند، [مشخصن در مورد] جامعه‌‌ی بالمیکی‌ها: «باور ندارم که آنها کار می‌کنند تا زندگی‌شان بچرخد. وگرنه، نسل اندر نسل به این شکل کار ادامه نمی‌دادند. یک جایی در تاریخ، به یکی باید وحی شده باشد، که وظیفه‌ی آنها [بالمیکی‌ها] است که برای خوشبختی کل جامعه و خدایان بکوشند، با اطمینان به اینکه خود خدایان این وظیفه را برای آنها در نظر گرفته‌اند، و این شغل نظافت باید تا قرن‌ها همچون یک فعالیت معنوی بر عهده‌ی آنها بماند.»(کارمایوگی، نارندرا مودی)
اینها چیزهای هستند که قدرتمندان این کشور باور دارند، و باید از خود‌مان بپرسیم، آیا درست است که همچنان خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، بازار‌ها، مجسمه‌ها و برنامه‌ها[ی متفاوت] را به اسم آنها نامگذاری کنیم، و یا نه، وقتش رسیده که کمی صادق‌تر باشیم.
می‌خواهم امروز با ارزیابی مختصری از کاست گفته‌هایم را به پایان ببرم.ما امروز دولتی داریم که با افتخار خودش را دولت “هندو راشترا[۱۱]” [ملت هندو] معرفی می‌کند. این افتخار است که بگویی ما ملتی هندو هستیم. ایده‌ی “هندوتاوا[۱۲]” [هندو بودن] نخستین بار چگونه پدید آمد؟ در اوایل قرن هفدهم و حتی پیش از آن، میلیون‌ها نفر از کاست‌های فرودست، یعنی دالیت‌ها، به مسیحیت و اسلام تغییر دین دادند. هیچ مشکلی با این قضیه وجود نداشت و کسی هم ایرادی به آن نمی‌گرفت. اما در پایان قرن، وقتی که ایده‌ی امپراتوری در حال جایگزینی با ایده‌ی دولت-ملت بود، زمانی که دیگر صرفن در دهلی سوار بر اسب شدن و گفتن اینکه من امپراتور هند هستم، کافی نبود، سیاست بازنمایی آغاز شد. تشویش و نگرانی درباره‌ی اعداد شروع شد. در آن مقطع هندوهای کاست بالا و فرادست، یا بهتر بگویم کاست دارای امتیازت ویژه، به این نتیجه رسیدند که اگر چهل میلیون دالیت به تغییر دین ادامه دهند بسیار فاجعه‌بار خواهد بود. همه‌ی جنبش اصلاح‌طلبانه‌ی کاست بالا که گاندی یکی از وارثان آن بود در همین زمان شروع شد. پیش از آن هندوها هیچ‌گاه خودشان را هندو معرفی نمی‌کردند. رسم بر این بود که آنها با نام کاست‌شان خود را معرفی کنند. اما بعدها هندو به هویتی سیاسی و نه صرفا مذهبی تبدیل شد. از اینجا به بعد آنها درباره‌ی ملت هندو و نژاد هندو حرف می‌زدند و این‌طور بود که “هندوتاوا” شروع شد.
امروز با لیبرال‌های سکولار روبرو هستیم. تفاوت بین آنها و بریگاد هندوتاوا در این بحث است که اسلام چگونه وارد هند شده است. سکولارها می‌گویند: “شما اغراق می‌کنید. چنین خرابکاری و آشوبگری‌ای در حقیقت اصلن در کار نبود”. بریگاد هندوتاوا می‌گوید: “نه! اسلامگرایان آمدند و تمام معابد ما را تخریب و فرهنگمان را نابود کردند.” ولی کسی مثل جوتیبا پوله[۱۳]، یکی از قدیمی‌ترین روشنفکران مدرن ضدکاست هم وجود دارد که گفته: “بله! آنها معابد ما را خراب کردند و خدا را شکر که این کار را کردند. آنها ما را به اتاق‌های ناهارخوری‌شان دعوت کردند و با ما غذا خورند و ازدواج کردند.” بنابراین کلیت نظام کاستی در معرض اضمحلال قرار گرفت و مردم هم آن را با آغوش باز پذیرفتند. پس اگر حق مطلب را در این باره ادا نکنیم، حتی تمام بحث‌های امروز ما هم سست و بی بنیان می‌شوند.
این خیلی ناخوشایند است که کسانی من را نویسنده‌ای معرفی می‌کنند که “صدای بی‌صدایان” است. من فکر نمی‌کنم که چیزی به اسم “بی‌صدا” وجود داشته باشد. تنها چیزی که ما در اینجا با آن طرف هستیم “به عمد به سکوت واداشته شده” است. دکتر جنانسواران هنگام معرفی من گفت: “او [آرونداتی روی] همواره در کنار به حاشیه‌رانده‌شدگان ایستاده است” راستش من درکی متفاوت از خودم دارم. به نظرم این خیلی ناخوشایند است که کسانی من را نویسنده‌ای معرفی می‌کنند که “صدای بی‌صدایان” است. من فکر نمی‌کنم که چیزی به اسم “بی‌صدا” وجود داشته باشد. تنها چیزی که ما در اینجا با آن طرف هستیم “به عمد به سکوت واداشته شده” است. هیچ‌کس بی‌صدا نیست. من ادعا نمی‌کنم که کسی غیر از خودم را نمایندگی می‌کنم. فکر می‌کنم پرسشی که ما باید از خودمان بپرسیم این است که: ما چگونه مردمانی هستیم؟ آیا مردمی هستیم که عدالت را در بطن جامعه‌مان نهادینه می‌کنیم یا مردمی هستیم که از ایده‌ی بی‌عدالتی نهادینه شده سرخوشیم؟ آیا ما مردمی هستیم آنقدر مریض که باور داشته باشیم کسانی هستند که از امتیازات بیشتری نسبت به دیگران بهره‌مندند و لیاقت آن را هم دارند؟ چون اگر چنین مردمی باشیم، مردمان بسیار مریضی هستیم. اما به محض اینکه شما عدالت را محور و مرکز اندیشیدنتان می‌کنید، روایت‌های شما هم متفاوت خواهند بود.
این روزها همه درباره‌ی اینکه این اقتصاد جدید چطور نظام کاستی را در هم ریخته و اینکه مجموعه‌های جدیدی از شبکه‌ها به وجود آمده و مسائلی از این دست حرف می‌زنند. من می‌خواهم بحثم را با توصیفی مختصر در این‌باره که این سرمایه‌داری نوین شرکت‌های بزرگ و نظام کاستی چگونه عمل می‌کنند به پایان برسانم. در گذار به قرن بیستم، مباحثات پیرامون کاست در واقع آن چیزی بود که هندوتاوا را خلق کرد- ایده‌ای برای وارد کردن دالیت‌ها به میان جماعت هندو. امروز ما دولتی هندوتاوا داریم که به قدرت رسیده و ثابت کرده است که نیازی به آراء مسلمانان ندارد. به آراء دالیت‌ها هم نیازی ندارد. زیرا تمام آنچه که به طور شرم‌آوری اُ بی سی [۱۴]نامیده می‌شود را داراست؛ اُ بی سی یا “دیگر کاست‌های عقب افتاده” که به سمت هندوتاوا چرخیده است. حال تمام اینها چه معنایی برای به حاشیه‌رانده‌شدگان دارد؟ از این ملت یک میلیارد نفری هشتصد میلیون با چیزی کمتر از بیست روپیه در روز زندگی می‌کنند. ما “راهپیمایی داندی” که گاندی در آن میلیون‌ها نفر را جمع کرد را جشن می‌گیریم- هر چقدر هم که منتقد گاندی باشیم نمی‌توانیم منکر شویم که او توان بالایی در جمع کردن و سازماندهی مردم داشت. او میلیون‌ها نفر را علیه مالیات نمک که انگلیسی‌ها وضع کرده بودند، جمع کرد.
در نود و هشت درصد روستاهای گوجرات نظام کاستی به شیوه‌های کاملن آشکاری اجرا می‌شود. دالیت‌ها مجاز نیستند که نزدیک آب مشترک شوند. به آنها لیوان‌های متفاوتی داده می‌شود. آنها به قتل می‌رسند. نظام کاستی اجرا می‌شود و رسانه‌های ما می‌گویند که این مدل ممتاز توسعه است. ولی ما “ماهاد ساتیاگراها[۱۵]” را به یاد نمی‌آوریم، جایی که مردم خودمان جلوی آب خوردن مردم خودمان از تانکرهای عمومی را گرفتند. این ساتیاگراهای واقعی است ولی به آن به عنوان “دوراگراها” [هر چیزی غیر از ساتیاگراهای واقعی] ارجاع داده می‌شود. در ساتیاگراهای ماهاد، آمبدکار برای آب جنگید، برای دسترسی به آب عمومی. در ساتیاگراهای نمک مردم علیه مالیات نمک جنگیدند. ما امروز شرکت تاتاس را داریم که تجارت نمک را کنترل می‌کند. مدل گوجرات [۱۶]را پیش رویمان داریم. مطالعات نشان می‌دهند که در نود و هشت درصد روستاهای گوجرات نظام کاستی به شیوه‌های کاملن آشکاری اجرا می‌شود. دالیت‌ها مجاز نیستند که نزدیک آب مشترک شوند. به آنها لیوان‌های متفاوتی داده می‌شود. آنها به قتل می‌رسند. نظام کاستی اجرا می‌شود و رسانه‌های ما می‌گویند که این مدل ممتاز توسعه است.
اگر این واقعیت که ثروت صد [شهروند] هندی بیش از ۲۵ درصدِ تولید ناخالص داخلی[۱۷] است را مد نظر قرار دهیم، و به این بنگاه‌های اقتصادی بزرگ…ریلانیس، آدانی، میتال… توجه کنیم، این شرکت‌های کلان، همگی به [کاست] بانیاها[۱۸] تعلق دارند و توسط آنها اداره می‌شوند. آمبانی، میتال، بیرلا، آدانی، شانگوی، جیندل و باز هم میتال، بزرگترین شرکت‌ها… در واقع تمامی ثروت بالای [نردبان جامعه] توسط همین کاستی که اتفاقن صاحب این بنگاه‌های اقتصادی هم هستند هدایت می‌شوند. در پایین نردبان اجتماعی جامعه، چه مائوئیست‌ها، چه “آدیواسی‌ها[۱۹]” که در جنگل “دانداکارانیا” در محاصره‌ی این تجار بانیا هستند و چه مردم شمال شرقی. این بانیاها، که تنها ۲.۷ درصد جمعیت [هند] را تشکیل می‌دهند، هستند که تقریبن کل اقتصاد را کنترل می‌کنند. چه کسی صاحب روزنامه‌ها است؟ تایمز آو ایندیا[۲۰]، ایندین اکسپرس[۲۱] و شبکه‌ی تلویزیونی زی[۲۲]… در حال حاضر “ریلاینس[۲۳]” صاحب ۲۷ کانال خبری است. حتی رسانه‌ها هم متعلق به بانیاها هستند و توسط برهمن‌ها[۲۴] هدایت می‌شوند. صاحبان این بنگاه‌های اقتصادی بانیاها هستند، نتیجتن سرمایه‌داری و کاست در هم ادغام شده تا بدل به مادر سرمایه‌داری شوند. و در همین حین، بر اساس [اطلاعات] دفتر ملی ثبت جرایم، در هر ۱۶ دقیقه یک جرم توسط یک غیر دالیت علیه یک دالیت اتفاق می‌افتد. هر روزبیش از چهار زن دالیت از سوی کاست بالا مورد تجاوز قرار می‌گیرند. هر هفته ۱۳ نفر از دالیت‌ها به قتل می‌رسند و شش نفر از آنها ربوده می‌شوند. تنها در سال ۲۰۱۲، همان سالی که تجاوز گروهیِ صورت گرفته توسط یک دسته در دهلی در سراسر جهان رسانه‌ای شد، ۱۵۷۴ زن دالیت مورد تجاوز قرار گرفتند که تنها ده درصد از آنها گزارش شده است.
در سال ۲۰۱۲، همان سالی که تجاوز گروهیِ صورت گرفته توسط یک دسته در دهلی در سراسر جهان رسانه‌ای شد، ۱۵۷۴ زن دالیت مورد تجاوز قرار گرفتند که تنها ده درصد از آنها گزارش شده است. حالا می‌توان به تصاویر نگاه کرد. در سال ۱۹۱۹، سالی که بعدها تحت نام تابستان سرخ در ایالات متحده‌ی آمریکا شناخته شد، ۷۶ مرد و زن سیاه آمریکایی لینچ شدند. در سال ۲۰۱۲ در هند، ۶۵۱ نفر از دالیت‌ها به قتل رسیدند که البته این رقم فقط آمار تجاوز و قصابی کردن است و نه [موارد] جامه‌دری، وادار کردن آنها به برهنه راه رفتن، خوردن مدفوع، تصاحب زمین و طرد اجتماعی. همان‌طور که آمبدکار می‌گوید: “هندوییسم برای نجس‌ها[۲۵] اتاق وحشت است” و امروز در کشوری زندگی می‌کنیم که از سال ۱۹۴۷، زمانی که ظاهرن به استقلال رسیده، حتی یک روز هم نبوده که ارتش هند برای مقابله با آن‌طور که می‌گویند “مردم خودمان” اعزام نشده باشد. از ۱۹۴۷، چه کشمیر باشد و چه میزورام، مانیپور، نگالند، تلنگانا، پنجاب، گوا… هر روزِ سال، ارتش هند علیه مردم خودش درحال جنگ است و این مردم چه کسانی هستند؟ به این مسئله فکر کنید. مسلمانان، مسیحیان، سیک‌ها، آدیواسی‌ها و دالیت‌ها. پس این کاست ذاتن کاست فرادست است، یعنی کاست فرادست هندو همواره در حال جنگ با زیردستان‌شان، و با اقلیت‌های مذهبی‌اند. خب حالا ما قرار است چطور این را تغییر دهیم؟ به صد روش متفاوت می‌شود این کار را انجام داد. اما این کار را باید با تغییر قهرمانانمان انجام دهیم: کسانی که به باور ما قهرمان هستند. آیانکالی، پاندیتا رامبای، ساویتریبای فوله، اینها کسانی هستند که مردممان نیاز دارند تا درباره‌شان بشنوند. به اندازه‌ی کافی درباره‌ی آدم‌های پیر و خرفتی که در دریایی از دروغ به ما حقنه شده‌اند، شنیده‌ایم. به نظرم باید با تغییر اسم دانشگاه‌هایمان شروع کنیم. ممنونم.
================================================== =======
سایت میدان

www.meidaan.com
satarkhan آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از satarkhan بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-11-2015, 11:02 PM   #2
siadat
 
siadat's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: österreich
پست ها: 229
تشکرها: 7,880
در 212 پست 1,125 بار تشکر شده
Points: 6,905, Level: 54
Points: 6,905, Level: 54 Points: 6,905, Level: 54 Points: 6,905, Level: 54
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ

با عرض تشکر از مطلب بسیار جالب توجهی که ارسال کردید
واقعا تا چه اندازه تصوری که از الگوهایمان داریم صحیح است؟ آیا ماندلا واقعا همان انسان قوی بود که در کتابها خواندیم ؟ایا مارتین لوتر کینگ به همان اندازه الهام برانگیز بوده که در فیلم ها می بینیم؟ آیا شخصی که با ایر فرانس به کشورش باز گشته می تواند رهبر بزرگترین انقلاب منطقه باشد ؟ تصوراتت ما تا چه اندازه تااز رسانه ها تاثیر گرفته اند ؟ آیا ما در یک شو زندگی می کنیم که دیگران علایق واعتقادات ما را در اختیار خود دارند؟
ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
ببخشد اگر غلط املایی در نوشته هایم زیاد است
siadat آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از siadat بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-12-2015, 12:50 AM   #3
Lantern
 
Lantern's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2015
پست ها: 415
تشکرها: 937
در 320 پست 708 بار تشکر شده
Points: 4,675, Level: 43
Points: 4,675, Level: 43 Points: 4,675, Level: 43 Points: 4,675, Level: 43
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

فبلا این مطلب را در سرنگار دیگری آورده بودم فکر کنم جایش اینجاست .لطفا موضوع را شخصي تلقی نفرمائيد.

1- نژاد پرستي يك طيف است لب مرزهاي يكي دو درصد تا 98 / 99 درصد ! پرسشنامه هم دارد هر شش ماه پر مي كنيد بعد از يكي دوسال به من و شما مي گويند چه اندازه نژاد پرست هستيم ! بعنوان مثال از قسمت خوبش را بگويم! :
وقتي به پرسش هاي مربوط به همسر ايده آل و فرزند ايده آل پاسخ مي دهي در پاسخ ها حاضر باشي با يك نژاد ديگر (مثلا يك سياه پوست اصل اصل ) بدون هيچ چشم داشت مادي و معنوي ازدواج كني و دلت پر پر بزند و آرزو كني فرزندت چند مشخصه فيزيكي از همسرت (مثلا موهاي ور وزي يا پوست تيره تيره) داشته باشد امتياز شما به سمت كمتر نژاد پرست بودن ميل مي كند. ..... كمي اينور و آنور تحقيق كنيد موضوع دستتون مياد.
داستان درازي داره اين نژاد پرستي ... خفي و جلي داريم !! بدكوفتي است اين مرض نژاد پرستي !‌هزار شكل و شمايل داره ! بعبارتي مثل شرك ميمونه ! خيلي موذيانه در وجود ما كم و بيش دائم و موقت لول ميخوره ! جسارت نباشه اگر به شپش تشبيه كنيم بعضي ها هميشه دارن زياد هم دارند بعضي ها موقت دارند ! تو اتوبوس سوار ميشن چند تايي از بغل دستي مي گيرند ( ترويج نژاد پرستي توسط يك شخص با درصد نژاد پرستي بالا مانند پخش كردن شپش توسط يك آدم شپشو است) شب ميرن خونه لباس عوض ميكنند مي اندازند تو لباس شويي مواد شيميايي دخل اون چند تا را مياره خونشون آلوده نميشه (كنايه به بعضي ها جوگير ميشن چند روزي يا چند ساعتي نژاد پرست ميشن! ) بعضي ها هم تذهيب نفس ندارن و تنبل هستند ماهي يكبار لباس مي شورن اگه بيرون خونه دچار شپش بشن چند ماهي تا وقت خونه تكوني بعدي دچارش هستند !!(كنايه به آونهايي كه جو گير دائم هستند و نژاد پزستي اونها كم ميشه اگر از اتمسفر نژاد پرستي كه براش درست كردن بيرون بيان) ... از عمد مثال هاي بهداشتي زدم تا بيشتر جا بيفته ....!
__________________
1- مرا عفو كنيد از اينكه وقت نمي گذارم تا غلط هاي دستوري نوشته هايم را اصلاح كنم. در عوض اين غلط ها مانند داشبورد احساساتم عمل مي كنند !
2- اما غلط هاي املايي ،‌ ادمين عزيز زحمت آن را بكشد لطفا !
Lantern آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Lantern بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-12-2015, 01:04 AM   #4
regnow
 
تاریخ عضویت: Sep 2014
محل سکونت: اصفهان
پست ها: 236
تشکرها: 256
در 154 پست 280 بار تشکر شده
Points: 3,046, Level: 33
Points: 3,046, Level: 33 Points: 3,046, Level: 33 Points: 3,046, Level: 33
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

ما ایرانیها نژاد پپرستییم ؟
ارسال شده توسط تلفن همراه
regnow آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از regnow بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-13-2015, 12:34 AM   #5
رضا
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 1,021
تشکرها: 3,094
در 810 پست 2,479 بار تشکر شده
Points: 12,572, Level: 73
Points: 12,572, Level: 73 Points: 12,572, Level: 73 Points: 12,572, Level: 73
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

خیلی مطلب جالبی بود. جالب است که حقوق بشریها و بی بی سی و بقیه مدیای غرب همچنان که در مورد حقوق بشر در عربستان ساکتند در خصوص هند هم ساکتند و اصلا هیچ صحبتی در این خصوص نیست و دولت هند تحت هیچ فشاری نیست. بنظر میرسد یک توافق برای این توطئه سکوت وجود دارد.
رضا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10-13-2015, 10:27 AM   #6
دشت
 
دشت's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2014
پست ها: 670
تشکرها: 929
در 504 پست 1,068 بار تشکر شده
Points: 3,068, Level: 34
Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

این خانم ارونداتی روی از نویسندگان بی پروای هندی است . از ان جنس که نمیترسند که بتها را بشکنند و عادت مالوف بشر را بهم بزنند . خوب جرات این را داشته که گاندی را که تصویرش روی اسکناسهای هند هست را نقد کند .
ما هم میتونیم ؟؟
پاسخ : نخخخخخیر.
کاش میشد که ما هم میتوانستیم مشاهیرمان را اینطوری نقد کنیم البته در داخل . بعد هرچی مدرک هست رو کنیم و نشان دهیم که مثلا دست این فرد مشهور و مورد احترام به خون چند نفر الوده است و رد پای او در چه جنایاتی مشاهده شده .

از مقالات خانم ارونداتی روی :
http://meidaan.com/archive/2624
نگاه جالبی به سرمایه داری دارد . میگوید : پول زیادی در فقر هست و چند تایی هم جایزه ی نوبل .
دشت آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از دشت بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-13-2015, 12:46 PM   #7
alisosho
 
alisosho's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 13,352
تشکرها: 18,341
در 10,307 پست 32,956 بار تشکر شده
Points: 142,075, Level: 100
Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100 Points: 142,075, Level: 100
Activity: 100%
Activity: 100% Activity: 100% Activity: 100%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

نقل قول:
نوشته اصلی توسط regnow نمایش پست ها
ما ایرانیها نژاد پپرستییم ؟
ارسال شده توسط تلفن همراه
ما ايراني ها نژاد پرستيم ؟... بله هستيم و به همان اندازه كه در مقاله فوق به نژاد پرستي اقليتي خاص اشاره شد ما ايراني هم با همان كيفيت ولي با عناوين ديگر نژاد پرست هستيم كه هم مذهب را در بر ميگيرد و هم قوميت هاي خاص و حتي كارتل هاي فاميلي را كه در لواي مسائل امنيتي خود را پنهان كرده اند!
__________________
یک نماینده مجلس در جلسه عمومی به استاندار ... اعتراض کرد که دو سال است اینهمه فساد، فساد می‌کنی، یک دانه هم اسم بگو... استاندار بلافاصله در جواب این نماینده گفت: خودت...
alisosho آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از alisosho بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-13-2015, 04:15 PM   #8
regnow
 
تاریخ عضویت: Sep 2014
محل سکونت: اصفهان
پست ها: 236
تشکرها: 256
در 154 پست 280 بار تشکر شده
Points: 3,046, Level: 33
Points: 3,046, Level: 33 Points: 3,046, Level: 33 Points: 3,046, Level: 33
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آنچه در مورد گاندی به شما نمی‌گویند

ملت ایران چقدر پذیرش پرداخت هزینه را دارد؟
هیچی, مگر اینکه ازش بگیرند البته به زور ماملت به شدت تابع زوری هستیم
یک اشاره کوچک کتاب جسارت امید آقای اوباما از میان نکات جالبش این نکته را داره که میگه اگر اتفاقات دهه 60 و 70 که به ناآرامیهای گسترده منجر شد و ناکارآمدی بسیاری از سیاستها را روشن نمی‌کرد. شخصی مثل ایشان هرگز حتی شانس عضویت در مجلس ایالتی را هم پیدا نمی کرد!

یک مثال جالب
در آمریکا سیاهان حق نشستن بر صندلی اتوبوس را نداشته اند و اگر سوار اتوبوس میشدند و خالی بود می توانستند روی صندلی بنشینند تا وقتی که یک سفیدپوست پیدا میشده اونوقت باید بلند میشدند تا آن سفیدپوست روی صندلی بنشینه
سالها این روال ادامه داشته تا یک روز که یک خانم سیاه پوست حاضر به بلندشدن و سپردن صندلی به شخص سفیدپوست نمیشه و این حرکت او علیرغم همه اعتراضات و هزینه هایی که براش داشته از تصمیمش کوتاه نمیاد و همین حرکت در ادامه مسیرش و یک سری اتفاقات دیگه پیشرفتی را ایجاد میکنه که امروز اوباما رئیس جمهور آمریکاست
خدا وکیلی چند نفر از ما حاضر در مقابل یک روال غلط بابایسته چقدر مردم برخورد مناسبی دارند و چقدر حکومت شنونده است یا میشه روش حساب کرد
ارسال شده توسط تلفن همراه
regnow آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از regnow بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 08:48 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT