آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار ترجمه > تالار مطالب اجتماعی (ترجمه)

پاسخ
    نمایش ها: 15898 - پاسخ ها: 59  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 02-11-2011, 05:03 AM   #51
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,701
تشکرها: 14,151
در 2,496 پست 13,688 بار تشکر شده
Points: 29,490, Level: 99
Points: 29,490, Level: 99 Points: 29,490, Level: 99 Points: 29,490, Level: 99
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

ما زمانی پیش خواهیم رفت که یک اندیشه ی تازه و یا یک دستاورد نو ببار آورده باشیم. دست کم باید بتوانیم "یک کار" را درست به انجام برسانیم. برای نمونه :چین کپی ساز خوبیست. ژاپن بهینه ساز خوبیست. آلمان مهندسی توانایی دارد. انگلیس نمی دانم چی دارد! اما هرچه نگاه می کنم انگار هنوز همه ی کاره ی جهان است. عربستان و جهان عربِ نفت فروش هم بی تعارف بدنبال خوش گذارنی ست تا زمانیکه چاههایش ته بکشد. ما چه چیزی داریم؟ اسلاممان سرآمد است؟ مهندسیمان؟ فایننسمان؟ اقتصادمان؟ ما چی داریم؟ "ما به چه چیزی می نازیم؟"
ای کاش بشود رک تر بود. در خیابان های تهران که راه می روی از در و دیوار عصبیت و جنگ روانی می ریزد. بانک که می روی یکجور است.. پارک که میروی یک جور دیگر است!! مهمانی می روی هرکس یا می خواهد از کشور برود یا دارد دولت عوض می کند..
از دوستان چه پنهان تابستان که آمدیم ایران با یکی از دوستان قدیمی رفتیم پارک. یکی دو ساعتی که نشسته بودیم به اندازه ی آدم هایی که از جلویمان رد شد ما داستان و فیلمنامه تماشا کردیم. هرکس یه جور است.. یکی با خودش حرف میزد.. یکی به ما نگاه تهدید آمیز می کرد.. یکی موهایش را چنان درست کرده بود که... یکی بطرز مشکوکی تیپ زده است!! خلاصه کار ما شده بود عصرها برویم پارک فقط ملت را تماشا کنیم..باور ندارید بروید امتحان کنید. به آزمایشش می ارزد. پارک که کم نیست. شما هم به مشاهده های بسیار سودمندی درباره ی چیستی ایران دست خواهید یافت. البته اگر تا حالا اینکار را نکرده اید. اما ربط این به موضوع سرنگار چیست؟
رو راست بگویم. جامعه ی ایران رنگش به یک جامعه ی پویایی که دارد پیشرفت می کند نمی ماند. آیا من سند و مدرک و نوشتار پژوهشگرایانه ای در این باره دارم؟ راستش نه. اما دیده های خودم را به عنوان یک ایرانی در پهنه ی اجتماع، خانواده، کار و غیره که نمی توانم نادیده بگیرم. به باور من پهنه ی اجتماعی، سیاسی ایران مانند یک کوهی از بهم ریختگی، عصبیت، چشم و هم چشمی و زیاده خواهیست. شما رانندگی ها را ببینید. دوستی می گفت برای شناختِ یک ملت دیدن خیابانهایش کافیست. من فکر می کنم این بیداری ما ایرانی ها بیشتر به از خواب پریدن می ماند تا یک بیداری آگاهانه که سرشت پویایی هم دارد.
ما به فرهنگ نیاز داریم. شاید نیاز ما به فرهنگ بیشتر از نفت و کارمایه ی هسته ای باشد. ما داریم از بی فرهنگی می میریم اما جالب اینجاست که هنوز انگشتهایمان به سوی بالا و پایین نشانه رفته است. فرهنگمان درست شد "همه چیزمان" درست خواهد شد.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 02-11-2011, 07:12 AM   #52
Yar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
پست ها: 295
تشکرها: 4,802
در 294 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 6,605, Level: 53
Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53 Points: 6,605, Level: 53
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

نقل قول:
...خطر اینجاست که ملتی فکر کنند با با سواد شدن مردم مشکل توسعه و پیشرفت حل میشود...
کاملا درست است. ولی توجه کنید که بحث من این نبود که توسعه، نتیجه باسوادی است. بحث من این بود که عدم توسعه، نتیجه بی سوادی است. اتفاقا من هم قبل از نوشتن پست قبلی، لیست مورد اشاره شما را وارسی کردم، ولی نه برای دیدن باسوادی بالا؛ بلکه می خواستم ببینم که آیا در میان 20 کشور آخر لیست، کشوری وجود دارد که در عین سواد پائین، توسعه یافته هم باشد.
بیسوادی ریشه همه چیز نیست که اگر بود کره شمالی(سواد 99 درصد) دچار قحطی نبود؛ ولی اگر کره جنوبی بی سواد بود نمی توانست به یک غول صنایع الکترونیکی تبدیل شود. آن چه که سواد به ما میدهد ابزار و امکان است. اگر از این ابزار استفاده نکنیم، داشتن و نداشتنش فرقی نمی کند.

اجازه دهید به این موضوع از جنبه Human Development Index نگاه کنیم و برای راحتی، این شاخص را ساده تر به صورت زیر بنویسیم:


«درجه توسعه انسانی» تابعی است از «سلامت * تحصیلات(سواد)* ثروت»


(البته ممکن است دوستان این تعریف را از ریشه قبول نداشته باشند و یا آنرا ناقص بداند که: بحثی منطقی است و در نتیجه فرمولی که بنظرشان درست تر است را ارائه خواهند کرد. فقط خواهش می کنم قبلا
متن اصلی را مطالعه بفرمائید و یا برای سادگی نسخه ویکی پیدیا را*)

اگر سه مولفه فوق را به عنوان ستون های توسعه یافتگی قبول کنیم، باید توجه شود که:


1. این سه عامل میتوانند روی یکدیگر اثر بگذارند ولی این اثر گذاری «لزوما» مثبت نیست. (مانند: بی اثری تحقیقات غیر کاربردی روی افزایش ثروت)
2. رشد جهشی یک و یا دو عامل ممکن است باعث آسیب دیدگی(مثال چین) یا تقویت (مثال سوئیس) یک یا هر دو عامل دیگر شود.(بحث محیط زیست)
3. «درجه توسعه انسانی» بالاتر بدون تعادل بین سه عامل، لزوما نشانگر رضایت جامعه نیست.(مثال سوئد و ایالت متحده)

*:

درجه توسعه انسانی

ثروت

تحصیلات

سلامت

رضایت جامعه
Yar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از Yar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-13-2011, 12:31 PM   #53
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 4,843
تشکرها: 23,335
در 4,517 پست 26,535 بار تشکر شده
Points: 63,998, Level: 100
Points: 63,998, Level: 100 Points: 63,998, Level: 100 Points: 63,998, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

جهت مطالعه دوستان
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-24-2012, 12:56 AM   #54
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 2,118
تشکرها: 2,826
در 1,913 پست 8,356 بار تشکر شده
Points: 20,187, Level: 89
Points: 20,187, Level: 89 Points: 20,187, Level: 89 Points: 20,187, Level: 89
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

موضوعی که جدیدا بسیار مطرح شده است ریشه سیاسی عقب ماندگی‌های اقتصادی است، مقاله زیر خلاصه‌ای است از کتاب «چرا ملت‌ها ناکام می‌شوند» که به همین موضوع پرداخته است و فکر می‌کنم مرتبط با موضوع این تاپیک باشد.
------------------------------------------------------------------------------------
http://cafeconomics.com/2012/11/20/why-nations-fail/
در کتاب «چرا ملت‌ها ناکام می‌شوند؟» -Why Nations Fail- عاصم‌اغلو و رابیسنون خلاصه‌ای از تحقیقات اخیرشان را به زبانی غیرفنی ارائه می‌دهند. انگیزه اصلی کتاب توضیح تفاوت بسیار زیاد درآمدی بین کشورهای توسعه‌یافته با دیگر کشورها است. از این دریچه، سؤال این است که چرا برخی ملت‌ها موفق شده‌اند به سطح بالایی از استانداردهای زندگی دست‌ یابند درحالی‌که برخی دیگر در این راه (شاید بارها) ناکام شده‌اند.
کتاب با این مثل آغاز می‌شود: نوگالس (Nogales) شهری است که زمانی در تاریخ دوپاره شده و قسمتی از آن در آریزونای آمریکا (نوگالس در سنتاکروز) و قسمت دیگرش در مکزیک واقع شده است (نوگالس-سورنا). نوگالس در سنتاکروز شهری است که مردم آن درآمد بالایی دارند و از نظام‌های پیشرفته و مناسب آموزش و بهداشت بهره‌مند هستند. در مقابل درآمد سرانه مردم در نوگالس-سورنا یک‌سوم همشهری‌های سابقشان در آمریکاست؛ در آنجا مردم تحصیلات کمی دارند، نرخ مرگ و میر نوزادان بالاست و وضع راه‌ها و زیرساخت‌ها و خدمات حقوقی و امنیتی هیچ تعریفی ندارند. چه چیز دلیل این تفاوت‌های فاحش است؟ اگر نگاه کنید وضع جغرافیایی هر دوی این شهرها یکسان است، نوع آداب و رسوم و در مجموع آنچه به آن فرهنگ می‌گویند یکسان است، و نیاکان مردم هر دو شهر دقیقا افراد یکسانی با نژاد یکسانی بوده‌اند. آنچه بدیهی است مرزی است که این دو شهر را از یکدیگر جدا کرده و یکی را در آمریکا و دیگری را در مکزیک قرار داده است. اما چه‌ سیری طی شده تا آمریکا تا این حد نسبت به مکزیک پیشرفته‌تر باشد؟
بخش زیادی از کتاب به تحقیق در سیر تاریخی تمدن‌های امروز می‌پردازد. برای مثال در تعمیم مثال مربوط به شهر نوگالس، می‌توانیم سیر شکل‌گیری تمدن‌های امروزی در قاره آمریکا را بررسی کنیم. در قرن شانزدهم میلادی، غنی‌ترین بخش قاره امروزی آمریکا به‌لحاظ معادن و تمدن، قسمت‌های مرکزی و جنوبی آن بوده است. اسپانیا که در آن زمان قدرت اول اروپا بوده زودتر از همه به استعمار این تمدن‌های کهن می‌پردازد. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که چگونه در این تمدن‌های کهن، یک فرد به عنوان رییس و شاه سرزمین ثروت و قدرت را به‌طور متمرکز در اختیار داشته است. راهکار اسپانیایی‌ها برای استعمار این تمدن‌ها این بوده که قدرت را از این فرد می‌گرفته‌اند و تحت نظام‌های عجیب و غریب استثمارگرانه، مردم این مناطق را به کارهای سخت مثل کار در معادن طلا و نقره وامی‌داشته‌اند. آنها موفق می‌شوند که ساختاری بوجود بیاورند که یک یا چند فرد در رأس هرم قدرت قرار گرفته و از طریق استثمار دیگران به کسب ثروت می‌پردازد، نظامی از قدرت که البته شبیه به نظام تمدن‌های کهن این مناطق بوده است. در مقابل، کرانه غربی ایالات متحده امروزی تنها سهمی می‌شود که انگلیسی‌ها نصیب می‌برند. آنها ابتدا سعی می‌کنند به شیوه اسپانیایی‌ها مردم بومی را تحت سیطره خود در بیاورند اما با قبایلی آزاد و غیرمتحد روبرو می‌شوند. سرمای هوا تعداد زیادی از آنها را می‌کشد، معادن طلا و نقره پیدا نمی‌کنند و چیزی برای استثمار پیدا نمی‌کنند جز زمین‌های آزاد. از همان ابتدا ساختارهای اقتصادی و سیاسی کاملا متفاوتی در آمریکای شمالی و آمریکای موسوم به لاتین پدید می‌آید و در ادامه نیز در مسیری واگرا از هم دور می‌شود.
در جای جای کتاب، نویسندگان دو مفهوم کلیدی را معرفی می‌کنند و می‌پروانند: نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی. نهادهای اقتصادی به انگیزه‌های افراد برای فعالیت‌های اقتصادی شکل می‌دهند: انگیزه برای تحصیل، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و نوآوری. آیا نامه جیمز وات -مخترع ماشین بخار- به پدرش را دیده‌اید؟ در این نامه که به قرن هجدهم برمی‌گردد او به پدرش می‌نویسد که مجلس بریتانیا در حال تصویب قانونی است که به موجب آن حق بهره‌مندی از سود حاصل از اختراعش تا 25 سال برای او محفوظ خواهد بود. اینگونه از نهاد اقتصادی یعنی اینکه حتی اگر یک فرد عادی دارایی مادی یا معنوی کسب کرده، حق و حقوقش محفوظ خواهد بود. این انگیزه می‌دهد برای تحصیل و تحقیق، برای سرمایه‌گذاری و پس‌انداز، برای ایجاد و توسعه کسب و کار. در مقابل، مثلا اگر به تاریخ ایران نگاه کنید بسیار است مثال‌هایی از اینکه چگونه یک فرد عادی یا یک فرد ممتاز و مشهور، محصول کشاورزیش یا ملک و اموالش توسط حکومت یا افراد وابسته به یغما رفته است. این نوع دیگری از نهاد اقتصادی است که نظام انگیزشی متفاوتی ایجاد می‌کند. در نتیجه می‌توان تحلیل کرد که چگونه نوعی از نهاد‌های اقتصادی موجب توسعه اقتصادی و نوع دیگری از نهادهای اقتصادی موجب ناپایداری و عدم پیشرفت می‌شوند.
حال، سؤال اینجاست که چرا یک جامعه، خود نهادهای اقتصادی‌ای را انتخاب می‌کند که مخل پیشرفت آن جامعه است؟ ادعای اصلی عاصم‌اغلو و رابینسون این است که گرچه نهادهای اقتصادی نقش اساسی در بهره‌مندی یا فقر در یک جامعه دارند، اما این نهادهای سیاسی هستند که تعیین می‌کنند یک ملت چه نهادهای اقتصادی خواهد داشت. در واقع به شکل پیچیده‌تری، تعامل و کیفیت رابطه نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی است که به کامیابی یا ناکامی ملل منجر می‌شود.
اگر یک قدم به عقب برداریم، نویسندگان توضیح می‌دهند که سه نظریه در پاسخ به سؤال درباره نابرابری شدید درآمدی بین کشورها وجود دارد. نخست توضیح بر اساس تفاوت‌های جغرافیایی (آفریقا فقیر است چون شرایط مناسب کشاورزی نداشته)؛ دوم بر اساس تفاوت‌های فرهنگی (ژاپنی‌ها سخت‌کوش هستند)؛ سوم بر اساس نظریه جهل (ignorance) که می‌گوید ما پیشرفت نکرده‌ایم چون دانش کافی نداشته‌ایم که چه سیاستگزاری کشور را مرفه می‌کند. آنها مثال‌های زیادی در نقض دو نظریه اول (جغرافیا و فرهنگ) می‌آورند، مثالهایی شبیه به مثال شهر نوگالس که اشاره به آن رفت. از همه مهم‌تر اما شاید اینکه آنها نظریه سوم را نیز رد می‌کنند. این نظریه عمدتا از طرف اقتصاددان‌ها حمایت می‌شده و می‌شود. مثلا با همین هدف (یعنی کمک به سیاست‌گزاری‌های درست در کشورهای کمترتوسعه‌یافته) فعالیت‌های مؤسساتی مثل بانک جهانی تعریف شده است. اینکه چرا عاصم‌اغلو و رابینسون این نظریه را مردود می‌دانند به این برمی‌گردد که پیشرفت و توسعه‌ی یک جامعه را در گرو پیدا شدن نوع خاصی از نهادهای اقتصادی و نهادهای سیاسی می‌دانند.
طبق تعریف، چه نهادهای سیاسی و چه نهادهای اقتصادی به دو گروه (یا به سمت دو سر یک طیف) تقسیم می‌شوند: یکی نهادهای همه‌شمول (inclusive) و دیگری نهادهای استخراجی (extractive). نهادهای همه‌شمول اقتصادی از حقوق مالکیت حفاظت می‌کنند، نظام حقوقی بی‌طرفی دارند، خدمات و کالاهای عمومی ارائه می‌دهند که اجازه می‌دهد مردم انواع مبادلات و قراردادها داشته باشند، همچنین به‌جای موانع ورود برای کسب و کار، اجازه می‌دهند که مردم شغل و کسب‌وکارشان را انتخاب کنند. در مقابل، نهادهای (اقتصادیِ) استخراجی قرار دارند که طراحی شده‌اند برای استخراج درآمد و ثروت از گروه بزرگی از مردم به نفع یک گروه کوچک. به لحاظ بعد سیاسی، بنا به تعریف، سیاست فرآیندی است که با آن قانون و قدرت حکمفرما در یک جامعه مشخص می‌شود. نهادهای سیاسی‌ای که از قدرت مرکزی برخوردارند و تکثرگرا هستند، همه‌شمول نامیده می‌شوند و اگر هر یک از این دو شرط نقض شود، نهاد سیاسی نهادی استخراجی محسوب می‌شود. مثلا نهاد سیاسی چین استخراجی است چون گرچه قدرت مرکزی بالایی دارد اما تکثرگرا نیست. یا قدرت در برخی کشورهای آفریقا پخش و متکثر است اما هیچ قدرت مرکزی وجود ندارد و جامعه در نوعی هرج و مرج اداره می‌شود. این کشورها نیز بنا به تعریف نهاد سیاسی استخراجی دارند.
روی‌هم‌رفته، بین نهاد سیاسی همه‌شمول و نهاد اقتصادی همه‌شمول، و همچنین بین نهاد سیاسی استخراجی و نهاد اقتصادی استخراجی هم‌افزایی (synergy) وجود دارد. مثلا نهادهای اقتصادی همه‌شمول که در آن افراد متنوع بهره‌مند از ثروت و انواع کسب‌وکار هستند با نهاد‌های سیاسی همه‌شمول که تکثرگرا و در ارائه خدمات عمومی قوی هستند، حمایت می‌شوند. اما همچنین ضرورتی ندارد که مثلا نهاد سیاسی همه‌شمول با نهاد اقتصادی همه‌شمول جمع شود. برای نمونه چین نهادهای اقتصادی نسبتا همه‌شمولی دارد درحالی‌که نهاد سیاسی آن همه‌شمول نیست.
حال، چرا برخی ملت‌ها نهادهای همه‌شمول را انتخاب نمی‌کنند؟ کتاب پر است از مثال‌ها و شواهدی از آفریقا (مثلا کنگو)، تاریخ بریتانیا و اروپا، چین، برزیل، کره شمالی و جنوبی و موارد دیگر. ادعای نویسندگان کتاب این است که حاکمان بسیاری از ملت‌ها در پیشرفت ملتشان کمکی نمی‌کنند نه چون نمی‌دانند که چه سیاست‌گزاری مفید است بلکه دقیقا چون می‌فهمند که توسعه آن ملت به سمت نهادهای همه‌شمول اقتصادی و سیاسی باعث می‌شود که توزیع درآمد و قدرت سیاسی در جامعه متکثر شود و به تضعیف موقعیت سیاسی و اقتصادی آنها بینجامد. در نتیجه در مقابل هر حرکتی به سمت نهادهای همه‌شمول می‌ایستند.
سؤال دیگر این است که چرا علیرغم تضاد منافعی که تغییر نهاد‌های استخراجی به نهادهای همه‌شمول ایجاد می‌کنند برخی جوامع موفق می‌شوند چنان تغییراتی را محقق کنند؟ پاسخ به این سؤال بعد دیگری از تحلیل نویسندگان را در برمی‌گیرد و آن مسأله تاریخ و در واقع برایند اتفاقات تاریخی در گذرگاه‌های تاریخ است. مثالی که آنها از تاریخ قرن شانزدهم و هفدهم اروپا می‌آورند در نوع خود جالب است: در قرن شانزدهم فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا، که قوی‌ترین قدرت اروپا محسوب می‌شده در برابر بریتانیا که به علت تجارت در اقیانوس اطلس رقیب سودآوری اسپانیایی‌ها شده بوده، تصمیم می‌گیرد به بریتانیا حمله کند. هر کسی پیش‌بینی می‌کرده که قوه قهار اسپانیا با غلبه بر نیروی بریتانیا قدرت بلامنازع اروپا و حاکم اقیانوس اطلس شود. اما از قضای تاریخ، بریتانیا موفق می‌شود نیروی دریایی اسپانیا را مغلوب کند. از این پس درهای تجارت از طریق اقیانوس اطلس به نحو برابرتری به روی تاجران انگلیسی باز می‌شود. در تمام این دوران ملکه انگلستان به لحاظ نظامی و مالی وابستگی زیادی به این تاجران موفق پیدا می‌کند و اینکه چگونه انگلیس (نه فرانسه یا اسپانیا) اولین جایی بوده که تشکیل مجلس داده کاملا در ارتباط با قدرت این تاجران و تضاد منافع آنها با پادشاهی مطلقه بریتانیا بوده است. شبیه به این مثال در مورد طاعون سیاه در سال 1347 میلادی و تبعات آن بر نظام اقتصادی و سیاسی در جوامع اروپایی که موجب تفاوت بین اروپای غربی و شرقی شده، و در تاریخ دوران اخیر برای مثال درباره اتفاقات سیاسی در کره‌جنوبی، چین و برزیل نیز در کتاب بحث شده است که در اندازه این نوشته نمی‌گنجند هرچند بسیار جالب و خواندنی هستند. نویسندگان به چگونگی تأثیر حوادث تاریخی در شکل‌گیری نهادها عنوان «contingent path of history» داده‌اند که به معنی مسیر مشروط و احتمالی تاریخ است. چنین دیدگاهی از جهت توجه به مسأله تاریخ شبیه به نگاه‌های چپ در تحلیل پدیده‌های اجتماعی-اقتصادی است و از این جهت که بر مسیر مشروط و غیرقابل‌پیش‌بینی تاریخ در مقابل هرگونه جبر و قطعیتی تأکید می‌کند در مقابل دیدگاه‌های چپ قرار می‌گیرد.
نمی‌توان از کتابی که خودش مجموع خلاصه مقالات متعدد دیگری است خلاصه‌ای ارائه داد. در نتیجه جمع‌بندی که بیان می‌کنم نیز از ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های تحلیل این دو نویسنده بی‌بهره خواهد بود. با این تبصره، به‌نظرم پیام آنها این است که یک جامعه برای پیشرفت ضرورتا نیاز به نوعی از نهادهای اقتصادی همه‌شمول دارد ولی همچنین عملکرد پایدار نهادهای اقتصادی همه‌شمول بدون نهادهای سیاسی با قدرت مرکزی و در عین حال متکثر ممکن نیست. برای مثال آنها ادعا می‌کنند که چین بدون اصلاحات سیاسی دیر یا زود، رشد اقتصادیش را از دست می‌دهد. بدین‌شکل توجه به سیاست و نقش بازدارنده نهادهای سیاسی درامکان توسعه یک ملت کانون تحلیل این کتاب است.
عاصم‌اغلو و رابینسون در ادامه مطالب کتابشان در این وب‌سایت مشاهدات و نوشته‌های غیرفنی‌شان را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارند، بلاگی است خواندنی و آموزنده از این دو دانشمند صاحب فکر در عرصه علوم اقتصادی و سیاسی.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-25-2012, 10:00 PM   #55
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,074
تشکرها: 31,055
در 4,955 پست 27,261 بار تشکر شده
Points: 58,015, Level: 100
Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

53 پست قبلی را کپی کردم و هروقت اینترنتم قطع بود وقت مناسبی بود برای خواندن آنها و از دولتی سر آقایان آنقدر برایم فرصت محیا شد که جسته گریخته و ظرف دو سه روز توانستم همه مطلب را با دقت بخوانم.در شگفتم که چگونه بحثی با اهمیت در این فوروم دنبال نشد و پشت صدها پست صد من یه غاز پنهان ماند.باز هم پرسشگر نامی هست که کمر همت ببندد و ایکاش علیرضا و یار و سایر دوستان فرهیخته نیز همراهی میکردند!
آنچه از بحث دستگیر من شده اینکه بزرگترین مشکل جامعه ایرانی ضعف مدیریت و برنامه ریزی است.
یعنی اهتمامی وجود نداشته است که با تکیه بر پتانسیلها و فرهنگ ایرانی بتواند هدف گذاری های واقع بینانه ای نموده و استراتژی محکم و مبتنی بر مطالعات همه جانبه را چراغ راه کند.
متاسفانه طرح هایی مدنظر قرار گرفته و بودجه های کلان و نیروهای متخصص بسیاری را به خود مشغول کرده اند که اصلا در اولویتهای اساسی جای نداشته اند و نمی بایست روی آنها سرمایه گذاری های کلان میشد.(مثل فناوری محدود نانو در مقابل کشاورزی و صنایع وابسته به آن)
بحث سنت و مدرنیته و امثالهم نیز همیشه زمینه ای شده برای فرافکنی و صف بندی عده ای که بر ناتوانی های خود سرپوش گذاشته و هر وقت مورد سوال قرار گرفته اند به گونه ای محدودیتها و ایده آل ها را پیش کشیده , بزرگنمایی کرده و خود را محق جلوه داده اند.
به نظر من آنچه از نان شب واجب تر است ایجاد سازمان مطالعات راهبردی است که نه وابسته به دولت باشد و نه مجلس که تحت تاثیر مسائل سیاسی و مقطعی قرار نگرفته و بتواند مستقل عمل نماید.
اگرچه چنین سازمانهایی بصورت جسته گریخته و برای خالی نبودن عریضه تشکیل شده اند و نظریه پردازی میکنند( مثل مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری) که اولی نظریه پرداز بی پشتوانه است که سند چشم انداز 20 ساله ارائه میدهد و دولت را به درد سر می اندازد که دلائلش را برای محقق نشدن آیتم های غیر کارشناسانه ارائه شده بیان کند و دومی نیز سازمانی است که تصمیمات خلق الساعه دولت را تئوریزه میکند و برای اجرایی بودن آنها سند و مدرک جمع آوری میکند(مثل بنگاههای زود بازده,ساخت باغ ویلاها و انتقال آب خزر به کویر )و در حقیقت رافع مشکلات پیش روی دولت است.
شاید از همان اول بهتر باشد که چنین سازمانی وابسته به نهاد رهبری باشد که خطوط اصلی و مصلحت ها و انتطباقات شرعی و هر چه هست مدنظر قرارداده و راهکاری قابل اجرا که از حمایت برخوردار باشد ارائه دهد.
محلی برای جمع شدن نخبگان از دانشگاهها گرفته تا حوزه ها
از وزرا و مدیران دولتی سابق گرفته تا چهره های غیر دولتی
جایی که بودجه تحقیقاتی در خور و ساختاری با ثبات داشته باشد.
در خاتمه به چند نکته اشاره میکنم.
1- تا وقتی توجه خاص به بازار داخلی با 75 میلیون مصرف کننده نشود بخش قابل توجهی از پتانسیلهای بالقوه موجود هرز خواهد رفت.
2- مبنای محاسبات کارگروههایی که در پی سامان گرفتن اقتصاد مملکت هستند باید" سود محور " باشد تا اینکه بتوانیم به موفقیت طرح امیدوار باشیم.
3- قوانین , تعرفه ها و اولویت ها همگی در راستای جذب مشارکت حداکثری بخش خصوصی باشد.(البته در شگفتم که چگونه رهبری برای" پیشرفت " چگونه سهم عمده را برای دولت قائلند)
4- سازمان های نظارتی مقتدر باشند و رسانه ها آزاد
و حرف آخر اینکه دولت هیچگونه تسلطی نباید بر سازمان برنامه ریزی و همچنین بانک مرکزی داشته باشد و صرفا باید خود را با برنامه ها و ساختار مستقل بانکی منطبق کند.
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-25-2012, 10:30 PM   #56
mehdi
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 2,118
تشکرها: 2,826
در 1,913 پست 8,356 بار تشکر شده
Points: 20,187, Level: 89
Points: 20,187, Level: 89 Points: 20,187, Level: 89 Points: 20,187, Level: 89
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

فرزاد جان پیشنهادات‌تان خیلی خوب است، ولی با این چیزها کار درست نمی‌شود، همانطور که تا حالا نشده است. ما سند و سیاست‌گذاری کلان و ریز زیاد داریم. گذشته از اینکه بخش عمده‌ای از اینها ضعف مبنایی و علمی دارد ولی به هر حال عده‌ای به اصطلاح کارشناس و نخبه نشسته‌اند و تدوین‌شان کرده‌اند. مشکل اقتصاد ما دقیقا سیاسی است و راه‌حل سیاسی لازم دارد.
mehdi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از mehdi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-25-2012, 10:36 PM   #57
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

........ که خطوط اصلی و مصلحت ها و انتطباقات شرعی ................

این انطباق شرعی را چطور تفسیر می کنید؟ اصولا مدیریت و برنامه ریزی شرعی چیست؟
یک سری صحبت ها در روی کاغذ خوب است.ولی هیچ مدیریتی نیست که در کشوری که وابسته به فروش نفت است ،بتواند کاملا شرعی باقی بماند و رشد کند.
حال مدیریت مطلوب شما چیست؟
من فکر می کنم این حرفها را باید کسی بزند که در سطح مدیریت میانی و عالی در کشور دستی داشته و فعالیتی انجام داده است.شما چقدر در نوع کار پیمانکاری و دریافت سرمایه و دادن فرع سرمایه و یا گرفتنش،شرعی عمل کرده اید.؟
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-25-2012, 10:43 PM   #58
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,074
تشکرها: 31,055
در 4,955 پست 27,261 بار تشکر شده
Points: 58,015, Level: 100
Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mehdi نمایش پست ها
فرزاد جان پیشنهادات‌تان خیلی خوب است، ولی با این چیزها کار درست نمی‌شود، همانطور که تا حالا نشده است. ما سند و سیاست‌گذاری کلان و ریز زیاد داریم. گذشته از اینکه بخش عمده‌ای از اینها ضعف مبنایی و علمی دارد ولی به هر حال عده‌ای به اصطلاح کارشناس و نخبه نشسته‌اند و تدوین‌شان کرده‌اند. مشکل اقتصاد ما دقیقا سیاسی است و راه‌حل سیاسی لازم دارد.
ضعف های مبنایی و علمی را چه کسی باید شناسایی کرده و راهکار پیشنهاد کند؟
وقتی که گلوگاه ها و نقاط ضعف و قوت بطور کارشناسانه روشن نباشد چگونه میتوان به راه حل سیاسی و استراتژی واقع بینانه دست یافت؟
تا کی می بایست به رویا پردازیهای بی پشتوانه و شعار گونه دولت ها اعتماد کنیم؟
قضیه باید از بیرون مدیریت شود و دولت ها باید اول مجری و بعد پیشنهاد دهنده باشند و اجازه آزمون و خطا کمتر به آنها داده شود.
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-26-2012, 12:03 AM   #59
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,074
تشکرها: 31,055
در 4,955 پست 27,261 بار تشکر شده
Points: 58,015, Level: 100
Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100 Points: 58,015, Level: 100
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط حاجی جفرسون نمایش پست ها
........ که خطوط اصلی و مصلحت ها و انتطباقات شرعی ................

این انطباق شرعی را چطور تفسیر می کنید؟ اصولا مدیریت و برنامه ریزی شرعی چیست؟
یک سری صحبت ها در روی کاغذ خوب است.ولی هیچ مدیریتی نیست که در کشوری که وابسته به فروش نفت است ،بتواند کاملا شرعی باقی بماند و رشد کند.
حال مدیریت مطلوب شما چیست؟
من فکر می کنم این حرفها را باید کسی بزند که در سطح مدیریت میانی و عالی در کشور دستی داشته و فعالیتی انجام داده است.شما چقدر در نوع کار پیمانکاری و دریافت سرمایه و دادن فرع سرمایه و یا گرفتنش،شرعی عمل کرده اید
همین انطباق نداشتن ها و ناهمخوانی ها است که از قبل محاسبه نشده اند و بیخ ریش آقایان سبز میشود و منجر به خانه نشینی های 11 روزه و ننه من غریبم بازی ها میشود باید از قبل سنجید و هزینه به مملکت تحمیل نکرد.
در کشوری که حزبی و گروهی عمل کردن معنایی ندارد می بایست از اول سنگ ها واکنده شود.
اگر من به عنوان پیمانکار و شما به عنوان فروشنده اتومبیل در گیر اصل و فرع و سودهای سنکین اسلامی هستیم که هیچ جهودی آنقدر نمیتواند بیرحمانه بستاند بخاطر همین محاسبات غلط مدیریت میانی و عالی است که شجاعت ندارند بر ناتوانی خود اعتراف کرده و میدان را به قویتر از خود واگذار کنند و وقتی عرصه را تنگ میبینند در پی یافتن مقصر میگردند و مصلحت ها و کلاه شرعی ها را به یاری میطلبند.
آنکه مهندس مملکت بود اینطور عمل کرد دیگری که از ژنرالها است, خدا به خیر بگذراند.
در ضمن این تاپیک اهداف دیگری دارد و بهتر است به بیراهه رانده نشود
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-26-2012, 12:35 AM   #60
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : جهان سوم یا جهان های سوم؟

آنکه مهندس مملکت بود اینطور عمل کرد دیگری که از ژنرالها است, خدا به خیر بگذراند.
در ضمن این تاپیک اهداف دیگری دارد و بهتر است به بیراهه رانده نشود


برای اینکه به بیراه نرود ،خیلی خلاصه باید گفت که از زمان انقلاب فقط شعار داده ایم و شعاری رفتار کرده ایم و خلاص.

اصول اولیه شرع اسلام،راستی،درستی،پاکی،صد اقت است و اگر کسی در حال فعل چنین چیزی را به طور کامل جایی در ایران دید،باید گفت واقعا آرمان شهری پیدا کرده است
پس مدیریت به آن شکل فکر نکنم امکان پذیر باشد،در آمریکا که می گویند اختاپوس جهانخوار است حداکثر باز پرداخت ها و سود ها 5 الی 6 درصد بیشتر نیست.
آنها نه مسلمانند و نه شرع را می دانند ولی لااقل طبق وجدان بشری از ما مدعیان مسلمانی درستکار ترند.آنجا هم که دودوزه بازی درآوردند مانند بخش مسکن که دیدیم چگونه کلًه پا شدند.
حلقه مفقوده مدیریت در ایران همین است.درستکاری و شرافت و صداقت فارغ از هر گونه تدًین و یا دین خاصی.ژاپنی ها نمونه این مدیریت برای خودشان هستند و کره جنوبی ها هم همینطور.
پس باید فراتر از شرع نگاه کرد.شرعیات که وارد مدیریت بشود چون متشرع و متولی حسابی و پیروی واقعی ندارد،میشود همین بیع اسلامی و جزیًه و قس الهاذا که نمی خواهم وارد جزئیاتش بشوم.

پس الزاما در قاموس مدیریت صحیح باید فراتر از دین و مذهب،بلکه بر اساس وجدان و منطق بشری باید بیاندیشیم.همان راهی که ژاپنی ها می روند برای خودشان البته!

به قول حافظ .
.چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده ایم.

__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ

برجسب ها
اختصاصی فوروم, توسعه, جهان سوم, عقب ماندگی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
ملانصرالدين Azad تالار فرهنگ 8 12-23-2013 04:45 PM
درباره inception mohsen.h نقد فیلم 10 04-11-2011 09:19 PM
آغاز و انجام هستی در صحبت‌های (دکتر بهرام مبشر ) Warrior تالار دانش و فناوری 0 09-14-2010 01:48 PM
نگاهی کوتاه به قصه آغاز و پایان جهان mory291 تالار دانش و فناوری 1 08-16-2010 11:05 PM
سيلاب هاي تند انقلاب انرژي در راه است حاجی جفرسون بخش اقتصادی 1 12-23-2008 10:04 PM


ساعت جاری 07:37 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT