آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سرگرمی > سرگرمی

پاسخ
    نمایش ها: 1977 - پاسخ ها: 4  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-21-2009, 10:51 AM   #1
youme
 
youme's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 854
تشکرها: 1,288
در 551 پست 1,417 بار تشکر شده
Points: 9,086, Level: 64
Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Lightbulb 1387: بهترین ها و بدترین ها

این تاپیک به مقالات و یادداشتهایی اختصاص دارد که به صورت عمومی یا تخصصی مروری بر رویدادهای سال 87 داشته اند. امیدوارم در آستانه سال جدید مورد توجه شما عزیزان فوروم قرار گیرد.

به نقل از یک پزشک
بهار! زمستانم، نجاتم بده!
اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷
فرانک مجیدی: سال ۸۷ سال بدی بود… خسرو شکیبایی نازنین رفت، حالا آدم وقتی می‌خواهد “هامون” را تماشا کند، چشمش تار می‌شود. یک پرده اشک جلوی چشمت را می‌گیرد. باشد! مرغ زیرک گر بدام افتد تحمل بایدش! گذشت. سعی می‌کنم همیشه برنامه‌ی “دو قدم مانده به صبح” را تماشا کنم. ذوق می‌کنم وقتی محمد صالح علای نازنین به همه می گوید بینندگان جان! و این جان از ته دلش می‌آید. ولی یک شب چیزی گفت. احمد آقالو مرده؟! مدام با خودم می‌گفتم این، آن احمد آقالوی تئاتر نیست. از همین روحیه‌های احمقانه که آدم خودش می‌داند دروغ است ولی باز هم بهتر از باور کردن! ولی همان احمد آقالو بود. تئاتر بی احمد آقالو! حتی مرغ زیرک هم بغض می‌کند. ارحام صدر هم فوت کرد. من البته یادم نمی‌آید، یکبار از مادرم راجع به او شنیدم. منوچهر احترامی هم که رفت، حالا حسنی تک و تنها باید یک گوشه بغ کند. افشین قطبی رفت، دل شیر شکست! اینها فقط آدم‌های مشهور بودند. وقتی “دکتر نادر طهماسبی” فوت کرد دلم پر از زمستان شد. هیچوقت یاد نگرفتم مقصر آن حرفها در دانشکده را ببخشم، مثل همین که یاد نگرفتم باور کنم. مرغ زیرک بیچاره! دلش از غصه می‌ترکد!
سال ۸۷ سال خوبی بود… افسانه‌ی دقیقه‌ی ۹۶ پرسپولیس. شده تا بحال بالا و پایین بپری و بخوانی: we are the champions my friends؟! شده با احترام به افشین قطبی بگویی امپراتور؟!- آنجوری که حالا هم از او یاد می‌کنم!-پس از درخشش خیره‌کننده‌ی “همایون ارشادی” در “بادبادک‌باز”، او اینبار با کارگردان خوش آتیه‌ی اسپانیایی،آمنه‌بار، در “آگورا” کار کرد. “کیهان کلهر” در نیویورک غوغا کرد! اگر کار “شهر خاموش” او را نشنیده‌اید- کاری به یاد حلبچه- گوشتان را از شنیدن یک شاهکار محروم کرده‌اید. هر بار که این کار را می‌شنوم می‌بینم که بمبها روی شهر می‌آید، بچه‌ای در گاز خفه می‌شود، عروسکی زیر پا می‌ماند، تا آنجا که رودها دوباره جاری می‌شوند و پرنده‌های بازیگوش به شهر خاموش برمی‌گردند. یعنی که امید خاموش نمی‌شود! بشنوید تا در این احساس خوب شریکم شوید. “همایون شجریان” گامی در استقلال برداشت و کنسرتی مستقل از پدر داد. گیرم که استاد شجریان، در تمام شبهای اجرا بود و یکی از قشنگترین عکسهایی که امسال دیدم، مال این پدر و پسر بود که همایون در آغوش استاد روی گردانده‌بود تا دست پدر را ببوسد. یادم می‌آید وقتی قطعه‌ی وطن را شنیدم از شدت گریه نفسم بند آمده‌بود! “استاد حسین علیزاده” در تالار وزارت کشور، سه اثری اجرا کرد. “فرهاد آئیش” که یک دنیا نازنین است و گل، تئاتر کرگدن را با حضور مهدی هاشمی روی صحنه برد. شبکه‌ی دوی سیما کاری عجب کرد و یک مستند دو قسمتی درباره‌ی “کیومرث پوراحمد” پخش کرد که چقدر من دوست دارم این آدم را! با آن صراحت لهجه‌اش، همیشه فکر می‌کنم از آن آدمهایی است که توی چشم آدم نگاه می‌کند و اشکالت را می‌گوید و چقدر کم‌اند این جور آدم‌ها! “استاد محمود فرشچیان” به “دو قدم مانده به صبح” آمد. آدم وقتی او را می‌بیند دلش روشن می‌شود، آمد و از کارهای خیال‌انگیزش گفت. شگفتی بزرگ اما، مال “پروفسور مجید سمیعی”، جراح شهیر مغز و اعصاب ایرانی در جهان، بود که آمد و با خود “گرهارد شرودر” را آورد. یاد گرفته‌ایم قدر بزرگانمان را به موقع بدانیم. موزه‌ای به نامش افتتاح شد و در رشت کلنگ بزرگترین مرکز مغز و اعصاب ایران را زد.
سال ۸۷ سال بدی بود، یا سال خوبی بود، مهم اینست که مثل یک سال گذشت. با زخم‌هایی که زمان می‌زند و لبخندهای گهگاهی که بر لبت می‌آورد. یادم می‌آید –البته فکر می‌کنم- عید غدیر بود که تلویزیون دوباره شگفت‌زده‌ام کرد و یکباره صدای “فرهاد” مرحوم را شنیدم:” بوی عیدی… بوی توپ… بوی کاغذ رنگی…” خیلی وقت بود این آهنگ را نشنیده‌بودم. تا بحال صدای هیچکس جز شجریان‌ها تا این حد متاثرم نمی‌کرد. ولی آن کیفیت خاصی که فرهاد لغت‌ها را می‌گفت… “عیدی” را یک گنج بزرگ می‌کرد و به توپ ارزش بازی می‌داد! همان موقع با خودم عهد کردم که بهاریه بنویسم. یعنی اول قرار بود پادکست دو نفره اجرا کنیم ولی چون من و علیرضا خیلی تنبلیم و هزار کار پیش آمد شد نوشته. شد بیستمین پست من در وبلاگ یک پزشک!
عید تویی که در ایرانی و شادی، عید افشین قطبی و اینهمه هموطن دور از ما، مبارک! برای کسی که اولین عید با هم بودن را تجربه می‌کند، برای کسی که اولین عید بی عزیزی را می‌گذراند، برای کسی که این اولین عیدش بود، برای کسی که آخرین عیدش نوروز پارسال بود و راهی نبود که بدانی، برای کسی که همه چیز برایش تکراری شده و فقط می‌خواهد فرار کند، برای کسی که فکر می‌کند همه‌ی زندگیش دور بوده و حالا دیگر نمی‌خواهد چیزی را فراموش کند دعا کن. ولی اول دعا کن که دعا شنیده شود. آخر این تنها راه است. برای ما که دلهایمان زمستان است، بهار باید دعا کند!

به نقل از دویچه وله
• ایران | 19.03.2009
بهترین‌ها و بدترین‌های سال ۱۳۸۷


سال ۱۳۸۷ برای ایرانیان سالی پرحادثه بود. هرچند در عرصه کلان سیاست داخلی اتفاق خاصی نیفتاد اما در متن جامعه و جنبش‌های مدنی، دستگیری و بازداشت از یک سو و برخی پیروزی‌های کوچک نیز از دیگرسو حوادث سال ۸۷ راتشکیل دادند.

شاید پاسخ به این پرسش که بهترین و بدترین اتفاق در زندگی خصوصی شما در سال گذشته چه بود، چندان سخت نباشد اما وقتی پای سیاست، جامعه، فرهنگ و دین و قومیت به میان می‌آید، پاسخ این پرسش دیگر چندان هم آسان نیست.
به سراغ چند نفر از فعالان جامعه مدنی ایران رفتیم و آنان را در مقابل این پرسش قرار دادیم. برای بسیاری از آنان انتخاب بدترین از میان سیل بدترین‌ها کاری دشوار بود و برخی را نیز گمان بر این بود که اصولا خوبی وجود نداشته که خوب‌ترینش را برگزینند.

عیسی سحرخیز روزنامه‌نگار حضور و کناره‌گیری خاتمی در انتخابات آینده را بهترین و بدترین رویداد سال ۸۷ می‌داند

عیسی سحرخیز روزنامه‌گار و فعال سیاسی جزو آن گروهی است که بدترین حادثه سیاسی را بی هیچ تردیدی و فکری اعلام می‌کند: «من فکر می‌کنم بهترین و بدترین حوادث امسال به انتخابات برمی‌گردد. بدترین حادثه، انصراف آقای خاتمی از نامزدی انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود که بسیاری از امیدها و آرزوها را به ویژه در نسل جوان و در آستانه‌ی سال نو و انتخابات ناامید کرد و همه را به یک حالت رخوت کشاند».

اما سحرخیز در مقابل داوری برای بهترین‌های سال ۸۷ به تامل می‌افتد و پس از اندکی اما و اگر این بهترین را هم به خاتمی و به نوعی به انتخابات آینده ریاست جمهوری منسوب می‌کند: «خود آمدن آقای خاتمی خوبی داشت ولی در انتها خراب شد و اگر دوباره برگردم به موضوع انتخابات و مسئله‌ی سیاست، شاید خوبی‌اش این باشد که جریان اقتدارگرا به گونه‌ای خودش متوجه شده است که احمدی‌نژاد یک خطای بزرگ بود و دارد کنارش می‌گذارد و این که در جامعه ما شاهد این مسئله هستیم که اگر فردی می‌آید و نمی‌تواند کار مثبتی انجام بدهد، بدون تنش، بدون دردسر امکان حذفش هست و با تمام نقض و نبود دموکراسی کامل و انتخابات آزاد و عادلانه که در ایران داریم، شاهد این مسئله هستیم که هنوز روند حذف و جابجایی قدرت حداقل در بخشی از جامعه به صورت مسالمت‌آمیز و به صورت اصلاح‌طلبانه وجود دارد».


بهاره هدایت دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت، بهترین حادثه را بی‌هیچ تردیدی آزادی دو دانشجوی دانشگاه امیرکبیر می‌داند که تابستان امسال بعد از ۱۵ ماه حبس آزاد شدند. اما وی در مورد بدترینها به تردید می‌افتد و می‌گوید: «در مورد اتفاقهای ناخوشایند آنقدر زیاد و متعدد است که شاید نشود یک مورد مشخص را اسم برد. مثلا درارتباط با همان اتفاق مطلوبی که گفتم آزادی دانشجویان امیرکبیر، الان دو نفر از آن دانشجویان متاسفانه هنوز در زندان هستند و شب عید هم نتوانستند با خانواده‌هاشان تماس بگیرند یا ملاقاتی داشته باشند. بعلاوه‌ی چندین دانشجوی دیگری که الان هنوز بازداشت هستند و تماس و ملاقاتی هم متاسفانه به آنها داده نشده است. از موارد متعدد دیگر هم اگر بخواهم اسم ببرم، فشارهایی بوده که به تشکل‌های دانشجویی در طی این یکسال وارد شده و جو اختناق و سرکوبی که متاسفانه هر روز دارد بیشتر می‌شود و فضای جامعه را بسته‌تر می‌کند».

هدایت معتقد است اتفاقات ناگوار سال ۸۷ برای جنبش دانشجویی آنقدر متعدد بوده که نمی‌توان به خوب بودن سال ۸۸ دل بست: «چشم‌انداز خیلی تیره و تاری در مورد سال ۸۸ پیش چشم فعالین است و تنها می‌شود آرزو کرد یا دعا کرد که بتوانیم سال پرمخاطره‌یی را که در پیش رو داریم با کمترین هزینه پشت سر بگذاریم و سال آینده برای ایران، مملکت‌ عزیزمان سال خوشایندی باشد».

خسرو کردپور فعال کرد حقوق بشر نیز از جمله کسانی است که در یادآوری بدترین خاطره سال ۸۷ برای اقلیت کرد، تردیدی به خود راه نمی‌دهد: «بدترین اتفاق به نظر من صدور احکام سنگین و بخصوص احکام اعدام برای فعالان و شهروندان کرد بود. به نظر من این احکام سنگین باعث شد که مردم و خانواده‌ها از این بابت خیلی متاثر باشند».

اما این اطمینان در مورد بهترین رویداد سال، دیگر در صدای کردپور شنیده نمی‌شود: « من گمان نمی‌کنم که سال گذشته اتفاق خاصی که انسان بتواند به عنوان اتفاق خوب از آن یاد کند، وجود داشته باشد و بخصوص در حوزه‌ی حقوق بشر، کارنامه‌ی آنچنانی وجود ندارد که بشود از آن به صورت اتفاقات خوب یاد کرد».


آسیه امینی فعال زنان اما از جمله کنشگرانی است که اتفاقات خوب و بد حوزه زنان را به راحتی از هم تفکیک می‌کند هرچند به گفته‌ی خودش با پسوند ’’ترین‘‘ مشکل دارد و معتقد است سیر حوادث را باید با هم دید و نمی‌توان از میان مجموع آنها یکی را به عنوان بهترین یا بدترین انتخاب کرد. امینی در مورد رویدادهای امیدبخش جنبش زنان در سال ۸۷ چنین می‌گوید: «می‌توانم در مورد اتفاقهای خوبی که رخ داده، به دستاوردهایی که فعالان زن در حوزه‌ی حقوق زنان داشتند، مثل برابری دیه و ارث که درواقع یکی از حقوق نابرابر جنسیتی ما در قانون بوده اشاره بکنم. همچنین بعضی از تجربه‌های خوبی که فعالان زن در حوزه‌ی همکاری با همدیگر با وجود تفاوتهایی که در نظرها و نگاهها وجود دارد، داشتند. در واقع این تجربه‌ی خوب را اینها در ائتلاف مخالفت با لایحه حمایت از خانواده نشان دادند و فارغ از دستاوردهایی که این ائتلاف داشت، خود این هماهنگ شدن و همکاری و تمایل به یک کار مشترک انجام دادن، به نظر من یک اتفاق خیلی مهم و خوشایند بود».

امینی وجود قوانین نابرابر، علیرغم تلاش زنان را اتفاق ناگوار این سال می‌داند و می‌گوید: «در مورد اتفاق‌های بد، مهم‌تر از هر چیزی باید بگویم که با وجود همه‌ی تلاشهایی که دارد می‌شود، ماهم‌چنان قانون نابرابر را داریم و همچنان آموزش ما، رسانه‌های ما، صدا و سیمای ما و بسیاری از پدیده‌هایی که روی روابط اجتماعی تاثیر می‌گذارند مثل نهادهای آموزشی، مثل نهادهای فرهنگ‌ساز همچنان بر روشهای سابق خودشان پافشاری می‌کنند و به نوعی این نابرابری‌ها را تثبیت، تحکیم و بازتولید می‌کنند».


به سراغ حوزه وکالت می‌رویم. محمد مصطفاییوکیلیکه در دفاع از کودکان محکوم به اعدام شهره است، بهترین و بدترین اتفاقات و لحظات سال ۸۷ را مربوط به اعدام کودکان دانسته و می‌گوید: «اگر بهترین لحظات من را بخواهید بدانید، هر زمانی که رییس قوه قضاییه دستور توقف اعدام اطفال را صادر می‌کرد و از چوبه‌ی دار نجات پیدا می‌کردند، آن لحظه و شنیدن آن خبر بهترین لحظه‌ی سال من بود و بدترین لحظه‌ی حوزه‌ی کاری من هم اعدام دو نفر به نام‌های بهنام زارع و محمدرضا حجازی بود که متاسفانه در سال ۸۷ بدون وجاهت قانونی توسط دستگاه قضایی کشورمان اعدام شدند».

برای سندیکالیست‌ها نیز همچون دیگر فعالان جامعه مدنی، سال ۸۷ سالی پر حادثه بود. سعید ترابیانعضو هیئت مدیرهسندیکای شرکت واحد اتوبسرانی تهران فشار بیشتر بر فعالان کارگری و دستگیری چند تن از آنان را بدترین واقعه سال ۸۷ مید‌اند: «بعنوان بدترین خاطره و بدترین واقعه‌ای که سال ۸۷ ما با آن روبه‌رو بودیم، دستگیری فعالین واعضای هیات مدیره‌ی سندیکای شرکت واحد و دیگر فعالین کارگری و بخصوص در اسفندماه دستگیری اعضای هیات مدیره‌ی سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه و آقای علی نجاتی رییس هیات مدیره‌ی این سندیکا بود که متاسفانه با وجود این که به سال نو هم نزدیک می‌شویم، هنوز ایشان در زندان بسر می‌برند».

اما این حوزه نیز همچون دیگر حوزه‌ها از ’’بهترین‌ها‘‘ خالی نیست: «در واقع می‌توانم بگویم در سال ۱۳۸۷ به نظر خود من بهترین واقعه، ایجاد و احیای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بود که اتفاق خیلی خوب و خوشایندی بود چون به هر ترتیب سندیکای کارگران شرکت واحد، یک همرزم در کنار خودش دید».

علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان بدترین رویداد سال ۸۷ را دستگیری برخی از معلمان در جریان اعتراضات صنفی و اخراج آقای شفیعیان یک معلم دیگر و تغییر مکان تدریس تعدادی از معلمان می‌داند که وی از آن به عنوان ’’تبعید‘‘ یاد می‌کند. بهترین واقعه این سال را نیز باغانی چنین بیان می‌کند: «بهترین اتفاق، آمدن آقای رییس جمهور به صدا و سیما و اعلام اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری بود که البته قول داد که از اول فروردین آن را عملی کنند و ما منتظریم. اگر عمل کردند که خب بقیه‌ی گفت‌وگوهایمان را با آنها ادامه می‌دهیم. اگر عمل نکردند، بعد ما در هفته‌ی معلم سال ۸۸ تصمیم خواهیم گرفت».

سال ۱۳۸۷ با بهترین‌ها و بدترین‌هایش ساعاتی دیگر جای خود را به سالی می‌د‌هد که طالع‌بینان، آن را سال گاو خوانده‌اند و قدیمی‌ترها آن را سال برکت و فراوانی. اول فروردین سال ۱۳۸۸ نیز با اولین روز هفته یعنی شنبه یکی شده که این هم‌زمانی را نیز به مصداق «سالها بگذرد و شنبه به نوروز افتد» نشانی از بهروزی زمانه دانسته‌اند. شاید حق با قدیمی‌ترها باشد و سال ۸۸ سالی دیگرگونه، ایدون باد.
میترا شجاعی

به نقل از هموطن سلام
مروری بر تولیدات علمی ایران در سال 87

نقل قول:
پس از ایران کشورهای مصر، مالزی و عربستان دارای بیشترین آمار تولیدات علمی در منطقه هستند.

میزان تولیدات علمی ایران در سال 87 و مقایسه با سالهای قبل از آن نشان می دهد که ایران از رشد علمی قابل ملاحظه ای برخوردار شده اما در این میان بهره مندی اقشار جامعه از ثمرات تولیدات علمی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار مهر، رشد تولیدات علمی و شیب رشد ایران در این زمینه یکی از مباحث پر رنگ محافل و نشست های علمی در سال 87 بود به طوریکه بارها با ارائه آمار و ارقام و مقایسه این آمار با سالهای گذشته از زبان مسئولین کشور تکرار شد.
بر اساس گفته های مسئولان آموزش عالی در دهه اخیر تولید علمی کشور از رشد بسیار خوبی برخوردار بوده به طوریکه سهم ما در تولید علم جهانی از 3 صدم درصد به 3 دهم تولیدات علمی دنیا افزایش یافته است.
آمارهای مقایسه ای ارائه شده درباره تولیدات علمی اعضای هیئت علمی و دانشمندان کشور در سال 2001 میلادی بیانگر تعداد یک هزار و 735 مورد مستند علمی و در سال 2002 برابر با 2 هزار و 224 مورد است.
از این سال به بعد نیز تولیدات علمی ایران همواره رشد داشته به طوریکه در فاصله زمانی سالهای 2003 تا 2007 به ترتیب رشد علم ایران 3 هزار و 284، 3 هزار و 909، 5 هزار و 744، 6 هزار و 800 و 9 هزار و 62 مورد بوده است.
در آگوست 2008 میلادی نیز تولید علم دانشمندان ایران تقریبا در حد تولیدات علمی در سال 2007 بود یعنی تولیدات علمی ایران تا این زمان (قبل از اتمام سال 2008) با تولیدات کل سال 2007 هم مرز و به رقم 9 هزار و 2 رسیده بود.
در همین زمان بود که مسئولین علمی و پژوهشی، میزان تولیدات علمی دانشمندان کشور را تا پایان سال 2008 میلادی 13 هزار مقاله علمی برآورد کردند.
در نهایت با آغاز سال 2009 میلادی رقم تولیدات علمی کشور برای سال 2008 در نمایه های بین المللی حدود 14 هزار مورد و در نمایه های داخلی 11 هزار مورد عنوان شد.
همچنین آمارهای ارائه شده حاکی از آن بود که تولید علم ایران در 24 روز نخست ژانویه 2009 میلادی برابر با یک هزار و 69 مقاله بوده است. مسئولین با بالارفتن سیر صعودی تولیدات علمی در سال میلادی 2009 نیز برآوردهای خود از تعداد تولیدات علمی سالانه را آغاز کرده و عنوان می کنند در صورت استمرار این روند، کل تولیدات علمی ایران در پایان سال به رقم 20 هزار نزدیک شود.
زمانی که تحلیلگران، رشد تولیدات علم ایران را با سایر کشورهای اسلامی در منطقه مقایسه می کنند، مشاهده می کنیم که بیشتر کشورهای اسلامی به جز ترکیه و ایران با فقدان رشد مواجهند و ایران در مقایسه با ترکیه در مقام دوم تولید علم قرار دارد به طوریکه در سال 2008 ترکیه دارای 24 هزار تولید علمی و ایران با رقمی معادل 14 هزار در رتبه ای پس از ترکیه بود.
پس از ایران کشورهای مصر، مالزی و عربستان دارای بیشترین آمار تولیدات علمی در منطقه هستند.
به گزارش مهر، نتایج یک تحقیق نیز نشان می دهد که در بیش از 8 هزار مجله علمی نمایه شده در موسسه اطلاعات علمی ( ISI) که 31 کشور جهان برای بررسی انتخاب شده است، ایران تا سال 2001 میلادی بیشترین رشد در تولید مقالات علمی و ارجاع به آنها را داشته و از نظر مقالات پر استناد مرتبه سی ام را در این فهرست کسب کرده و تنها کشور اسلامی است که در لیست 31 کشور مورد مطالعه از نظر تولید علمی کیفی قرار گرفته است.
سه پایگاه استنادی وابسته به ISI یعنی نمایه استنادی علوم، نمایه استنادی علوم اجتماعی و نمایه استنادی هنر و علوم انسانی مراجع اطلاعاتی تولید علم به شمار می آیند و برای سنجش تولیدات علمی هر کشور معمولا از ثبت تعداد مقالات آن کشور در نظامهای استنادی مانند ISI ،Scopus، ISC استفاده می شود.
در حالی که مسئولین کشور در سال 87 نسبت به افزایش آمار تولیدات علمی ایران در نمایه های بین المللی با غرور و افتخار صحبت می کردند در بسیاری از موارد نیز شاهد مطرح شدن ایراد و انتقاداتی از جانب برخی اقشار جامعه دانشگاهی و مسئولین نسبت به این روشها برای سنجش میزان تولیدات علمی کشور بودیم. مخالفین این گونه روشهای سنجش تولیدات علمی را برای تولیدات علمی کشور نادرست و در برخی موارد مغایر با معیارهای ارزشی و علمی کشور می دانند.
اگرچه باید پذیرفت که در حال حاضر معتبرترین معیارهای سنجش تولیدات علمی کشورها، پایگاههای استنادی همچون ISI ،Scopus، ISC هستند، اما در پاسخ به چنین اظهاراتی که از سالها قبل در محافل علمی مطرح می شد نیز پایگاه استنادی علوم جهان اسلام ISC که در سال 85 متولد شده بود، در سال 87 با رشد و قوت بیشتری فعالیت کرد تا آنجا که موفق به انعقاد قرار داد با یکی از پایگاههای استنادی علوم بین المللی شد.
افزایش تولیدات علمی چه توسط پایگاه استنادی ISC و چه توسط پایگاههای بین المللی برای کشور افتنخار آفرین است اما امید آن می رود که همگام با این رشد، بهره مندی اقشار جامعه از ثمرات تولیدات علمی در قالب تبدیل این علوم به فناوری نیز مهیا شود و در سال آینده علاوه بر رشد روز افزون مستندات علمی، شاهد به ثمر نشستن بیش از پیش آنها در جامعه نیز باشیم.
__________________
آنانکه با کلام و نوشتار در صدد توجیه ظالم بر می آیند در ظلم او و خون بی گناهان شریکند.
فروختن آخرت خود، به دنیای دیگران؟!
youme آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-21-2009, 11:19 AM   #2
youme
 
youme's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 854
تشکرها: 1,288
در 551 پست 1,417 بار تشکر شده
Points: 9,086, Level: 64
Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض بهترین ها و بدترین ها 2

به نقل از خبرگزاری مهر
رویدادهای سینمایی سال 87
سینمای ایران با جایزه‌های جهانی و جشنواره‌های متعدد رونق گرفتسینمای ایران سال 87 را با دریافت چند جایزه معتبر از جشنواره‌های جهانی، رونق تولید، تعدد جشنواره‌ها، افتتاح یک پردیس سینمایی و درگذشت چند سینماگر برجسته پشت سر گذاشت.به گزارش خبرنگار مهر، با رسیدن به روزهای پایانی سال 87 به رسم هر سال نگاهی به مهمترین رویدادهای سینمایی کشور داریم که می‌تواند روند پویا و رشد و حرکت را در این مسیر مورد توجه قرار دهد.
همچنین این مرور می‌تواند جایگاه سال 87 را در روند سینمای ایران مشخص کند، بخصوص اینکه در این سال نسبت به سال‌های گذشته با رشد نسبی مواجه بوده‌ایم یا تحلیل در برخی سطوح؟ این وجه را می‌توان با توجه به میزان تولید، فروش، چرخه اکران، بازتاب جشنواره‌ای، ... و در کل رونق سینما بررسی کرد.

افتتاح پردیس سینمایی ملت

همچنین سال 87 با همزمانی با سی سالگی انقلاب خود به خود یک نگاه اجمالی به سینمای ایران طی این سالها را در صدر اخبار قرار داد. به این ترتیب سی سال سینمای انقلاب و مروری بر برگزیدگان این سالها جزء تفکیک‌ناپذیر بررسی‌های سینمای ایران در این سال است.
- تعدد برگزاری جشنواره‌های سینمایی در سال 87 به نوعی تثبیت‌کننده رونق چرخه سینما بود که در روزهای پایانی سال همچنان دو جشنواره در حال برپایی است. جشنواره بین‌المللی فیلم فجر قدیمی‌ترین، مهم‌ترین و معتبرترین رویداد سینمایی کشور است که امسال بیست و هفتمین دوره خود را برپا کرد.
از دیگر جشنواره‌های مهم که امسال برگزار شدند می‌توان به سومین جشنواره فیلم شهر در اسفند، بیست و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران در آبان، دومین جشنواره سینما حقیقت در مهر، سومین جشنواره فیلم پلیس در آذر، بیست و دومین جشنواره فیلم کودک در تیر و ... اشاره کرد.
- افتتاح پردیس سینمایی ملت در ماه آبان از مهمترین رویدادهای سینمایی امسال بود. این مجموعه سینمایی در شب میلاد امام رضا (ع) با حضور رئیس سازمان تبلیغات، شهردار تهران، رئیس حوزه هنری، معاونت سینمایی وزیر ارشاد و ... در بوستان ملت تهران افتتاح شد. در 20 روز اول آغاز به کار این مجموعه، بیش از 100 هزار نفر مراجعه کرده و 70 هزار نفر نیز از سینماهای آن استفاده کردند.
- آتش‌سوزی در سینما جمهوری تهران را می‌توان قرینه اتفاق خوش قبل دانست. این سینمای قدیمی بامداد جمعه 24 آبان در آتش سوخت. طبقه اول سینما شامل سالن نمایش یک و سالن انتظار به طور کامل تخریب شد و بخش‌هایی از طبقه دوم نیز بر اثر آتش‌سوزی از بین رفت.
- حضور پررنگ سینمای ایران در جشنواره‌های جهانی امسال از آن جهت بیشتر جلوه می‌کند که همراه با دریافت جوایز متعدد از جشنواره‌های معتبر بود. در سال 87 جدیدترین و مهمترین جایزه‌ای که سینمای ایران از جشنواره‌ها گرفت مربوط به فیلم "درباره الی" اصغر فرهادی بود .
این فیلم خرس نقره‌ای بهترین کارگردانی را از پنجاه و نهمین جشنواره برلین دریافت کرد که تکرار موفقیت "آفساید" و "آواز گنجشک‌ها" در این رویداد معتبر جهانی است. "به همین سادگی" رضا میرکریمی نیز در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو جایزه جرج طلایی بهترین فیلم و بهترین فیلم حاضر در بخش مسابقه را از هیئت داوران منتقدان فیلم روسیه گرفت.
"آن جا" عبدالرضا کاهانی اسکندر طلایی بهترین فیلم را از بخش مسابقه چهل و نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی دریافت کرد. "آواز گنجشک‌ها" مجید مجیدی نیز جایزه بهترین بازیگر مرد دومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک و همچنین جایزه ویژه هیئت داوران و بهترین بازیگر مرد شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم دمشق را از آن خود کرد.
"آرام باش و تا هفت بشمار" نخستین تجربه سینمایی رامتین لوافی‌پور نیز ژانویه 2009 جایزه ببر VPRO سی و هشتمین جشنواره فیلم روتردام را از آن خود کرد و دسامبر 2008 نیز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی برنده جایزه بهترین فیلمبرداری برای رضا تیموری شد. این فیلم در بیش از 15 جشنواره جهانی نیز حضور داشته است.
از میان فیلم‌های مستند هم "تینار" جایزه بهترین فیلم مستند دومین دوره جوایز اسکرین آسیا پاسیفیک را گرفت و "شیرین" عباس کیارستمی نیز جایزه "افتخار فیلمساز" شصت و پنجمین جشنواره ونیز به استادان به‌گزین دنیای سینما را به دست آورد. "روزهای بی‌تقویم" مهرداد اسکویی نیز جایزه بهترین مستند نیمه‌بلند جشنواره مستند هات داکز 2008 را به خود اختصاص داد.
- نقش‌آفرینی گلشیفته فراهانی در فیلم هالیوودی "مجموعه دروغ‌ها" ساخته رایدلی اسکات که پاییز در سینماهای آمریکا اکران شد، از رویدادهایی بود که بازتابی گسترده در سطوح مختلف پیدا کرد. اما حاشیه‌های این حضور به مهمترین فیلم جشنواره بیست و هفتم فجر نیز رسید.
با توجه به نقش‌آفرینی فراهانی در فیلم "درباره الی" حرف و حدیث‌هایی بر سر حضور نداشتن آن در جشنواره فجر امسال مطرح بود که در دقیقه 90 دستور رئیس جمهوری برای بررسی مشکل این فیلم امکان نمایش آن را فراهم کرد. محمود احمدی‌نژاد به وزیر ارشاد نوشت برای جلوگیری از تضییع حقوق سازندگان "درباره الی" وارد عمل شود.
- رئیس جمهوری در سال 87 یک بار دیگر در حوزه سینما حضور مستقیم داشت و بالاخره نخستین دیدار وی با کارگردانان سینما که چندین بار به تعویق افتاده بود در پائیز 87 برگزار شد. هر چند ماحصل این نشست از گزارش مستقیم رسانه‌ها به دور ماند، اما به نظر می‌آید ارزیابی اصلی با گذشت زمان امکانپذیر شود.
- سفر هیئتی متشکل از اعضای آکادمی اسکار به فاصله یک هفته پس از برگزاری هشتاد و یکمین مراسم اسکار نیز از رویدادهای منحصر بفرد در طول سال‌های گذشته بود. سید گنیس رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و تهیه‌کننده، آنت بنینگ عضو هیئت رئیسه آکادمی و بازیگر، ویلیام هوربرگ عضو هیئت رئیسه آکادمی و تهیه‌کننده، فرانک پیرسن فیلمنامه‌نویس و جیمز لانگلی مستندساز از جمله این افراد بودند.
فیل رابینسن نویسنده و کارگردان، آلفره وودارد بازیگر، الن هرینگتن مدیر اجرایی نمایشگاهها و رویدادهای ویژه آکادمی و تام پولاک تهیه‌کننده و رئیس سابق کمپانی یونیورسال پیکچرز دیگر افراد حاضر در این هیئت بودند که برای برگزاری سمینارهای تخصصی در رشته‌های فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی، بازیگری، تهیه‌کنندگی، بازاریابی، مستندسازی و ... به ایران آمدند.

اصغر فرهادی در حال سخنرانی بعد از دریافت خرس نقره‌ای برلین

- از دیگر رویدادهای مهم حوزه سینما را باید ورود دو فیلم سینمایی به باشگاه یک میلیاردی‌ها محسوب کرد. "دایره زنگی" پریسا بخت‌آور و "چارچنگولی" سعید سهیلی که به ترتیب بهار و پاییز در سینماها اکران شدند توانستند با گذر از مرز یک میلیارد تومان فروش اتفاقی خاص را رقم بزنند.
- سال 87 بسیاری از بزرگان عرصه سینما دار فانی را وداع کردند که زنده‌یاد خسرو شکیبایی، احمد آقالو، رضا ارحام صدر، سیدعلی میری، مهرداد فخیمی، عطاءالله کاملی، نادر ابراهیمی، احمد ابراهیمی، داود اسدی، فرهنگ معیری، اسماعیل داورفر، شاهرخ سخایی، خسرو تسلیمی، محسن رسول‌اف و ... از جمله درگذشتگان بودند.

به نقل از تبیان
سه شنبه 27/12/1387
مروری بر تئاتر ایران در سال 87

تئاتر ایران در سال 87 با برپایی جشنواره‌های تئاتری، حكایت تئاتر شهر و مترو، حضور بازیگران سینما در تئاتر و ... سپری شد.

در ابتدای امسال هم به روال سال‌های گذشته مجمع عمومی خانه تئاتر برای انتخابات هیات مدیره این مجموعه برگزار شد و با انتخاب بیشترین اعضا از میان انجمن بازیگران، هیات مدیره خانه تئاتر فعالیت خود را برای سال جدید آغاز كرد و در راستای آن باز هم به روال هر ساله جشن بزرگداشت هفته‌ی تئاتر طی یك هفته برپا شد.

** پیام روز ملی تئاتر و حمید سمندریان
یكی از جمله اتفاقات مهم تئاتر ایران در سال جدید شاید خواندن پیام مستقل روز ملی تئاتر از سوی حمید سمندریان بود كه در مراسم جشن كانون كارگردانان خانه‌ی تئاتر ارایه شد.

** حضور موفق نمایش «پهلوان كچل»
نمایش عروسكی و سنتی «پهلوان كچل» در بهار سال جاری سه حضور موفق در ایتالیا، بوسنی و لهستان داشت و در هر سه جشنواره توانست جوایز ویژه‌ای را كسب كند.

** از تشكیل تا توقف فعالیت‌های دفتر تئاتر عروسكی
فعالیت دفتر تئاتر عروسكی اداره كل هنرهای نمایشی همزمان با برگزاری جشن خانه تئاتر و طی اعلام اعضای هیات مدیره این انجمن و به دلیل نبود حمایت‌های مالی و معنوی متوقف شد و بعد از یك ماه با تشكیل جلسات متعدد با حضور حسین پارسایی و قول‌های وی برای حمایت از این دفتر از سرگرفته شد.
نمایش عروسكی و سنتی «پهلوان كچل» در بهار سال جاری سه حضور موفق در ایتالیا، بوسنی و لهستان داشت و در هر سه جشنواره توانست جوایز ویژه‌ای را كسب كند.


** تقاضای هنرمندان برای رسیدگی به وضعیت دستمزدهایشان
در بهار 87 جمعی از اهالی تئاتر ایران با ارسال نامه‌ی سرگشاده‌ی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار افزایش دستمزد گروههای نمایشی شدند. آنها عنوان كردند در سالی كه گذشت و دیگر بار اردیبهشت تئاتر ایران فرا رسید و با برگزاری چند مراسم مختصر و مفید به پایان رسید. اینك در آستانه سال جدید تئاتری قرار گرفته‌ایم. سالی كه به گفته وزیر فرهنگ و ارشاد در آن شاهد شكوفایی هرچه بیشتر در حوزه فرهنگ و هنر خواهیم بود. همچنان‌كه در پیام ایشان به‌ مناسبت اردیبهشت تئاتر ایران حمایت جدی از این هنر انسانی و نهادینه كردن و معرفی هرچه بیشتر و بهتر این رشته ضرورت یافته و حفظ كرامت اهالی فرهنگ و هنر و برنامه‌ریزی‌های اساسی و اصولی در سرلوحه اقدامات و برنامه‌های هنری نمایش كشور مورد تأكید است تا در سالی كه به عنوان نوآوری و شكوفایی مزین است، هنرمندان بتوانند دستاوردهای خود را هرچه بهتر در معرض تماشای علاقه‌مندان و فرهنگ‌مداران قرار دهند.
در بهار 87 جمعی از اهالی تئاتر ایران با ارسال نامه‌ی سرگشاده‌ی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواستار افزایش دستمزد گروههای نمایشی شدند. آنها عنوان كردند در سالی كه گذشت و دیگر بار اردیبهشت تئاتر ایران فرا رسید و با برگزاری چند مراسم مختصر و مفید به پایان رسید.

ما نیز به عنوان جمعی از دست‌اندكاران این حرفه محترم اما مظلوم در راستای نیل به این اهداف همواره به نوبه خود كوشش نموده‌ایم و اینك تصمیم بر آن داریم؛ پیش از هرگونه برنامه‌ریزی احتمالی از سوی مركز هنرهای نمایشی نكته‌ای را در قالب درخواست به مسوولین ذیربط یادآور شویم. نكته‌ای كه چند سالی است با توجه به مسكوت‌ماندن جریان قراردادهای تیپ پیشنهادی خانه تئاتر گرد فراموشی بر آن نشسته است. چندسالی است كه بودجه ناچیز تئاتر از یك میلیارد و اندی به چندین برابر ارتقاء یافته. بگذریم كه هنوز هم این بودجه در خور هنر گران‌قدری چون تئاتر نیست. اما با علم به اینكه همین ناچیز چند برابر شده می‌تواند به تئاتر شهرستان‌ها و پژوهش و آموزش در این زمینه و چاپ احتمالی كتب تخصصی توجه بیشتری نمود و با یادآوری این نكته كه با حذف چند سالن از مجموعه‌ تئاترشهر و تك‌اجرایی‌شدن سالن‌ها تعداد تولیدات تئاتر در سال جدید و در نتیجه هزینه‌های تولید به نسبت سال‌های قبل كم‌تر خواهد شد. ما دست‌اندكاران تئاتر خواستار آنیم كه با توجه به افزایش مجدد بودجه تئاتر حقوق اهالی این هنر نیز كه هنوز به قوت همان بودجه ناچیز چندبرابر نشده باقی است به نسبت این ناچیز چندبرابر شده تغییر كند تا مادیات متورم فراموشمان شود و بی‌دغدغه و باقدرت بیشتر به خلق آثار بهتر بیاندیشیم.»


** برگزاری جشنواره‌های تئاتری در سه ماهه بهار
یازدهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی با یادآوری نام اكبر رادی برگزار شد و بعد از آن دهمین جشنواره‌ی تئاتر «تجربه» با افتتاح كلاس ماسك و گریم به نام «مهین میهن» همراه شد. جشنواره تئاتر مقاومت و جشنواره تئاتر تك و اردیبهشت تئاتر ایران نیز از دیگر برنامه‌های سه ماهه آغازین سال جاری بود.

** مسافرآستانه دبیر جشنواره‌ی تئاتر فجر شد
بالاخره بعد از چند ماه انتظار با امضای حكم دبیری حسین مسافرآستانه از سوی رییس مرکز هنرهای نمایشی، بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر هم فعالیت خود را آغاز كرد.

**افزایش بودجه خانه تئاتر
طی دیدار نمایندگان خانه تئاتر با وزیر فرهنگ و ارشاد ‌اسلامی قرار شد تا بودجه خانه تئاتر افزایش بیابد و در مورد حمایت از ساخت‌وساز ساختمان خانه تئاتر از سوی ارشاد هم قول‌های مساعدی داده شد. البته این موضوع بیشتر در حد یك وعده باقی ماند چرا كه با وجود نزدیك شدن به روزهای پایانی سال این تشكل صنفی هنوز بیش از نیمی از بودجه مصوب خود را دریافت نكرده است.

اما تابستان تئاتر تابستان تئاتر با وقوع رویدادهایی همچون درگذشت غم انگیز خسرو شكیبایی، آغاز به كار انجمن هنرهای نمایشی، برگزاری سیزدهمین جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسكی، سفر گروه‌های نمایشی به آلمان و ... همراه بود.

هرچند در این میان قرار بود انجمن تازه تاسیس هنرهای نمایش به صورت رسمی معرفی شود، اما این اتفاق تا آخرین روزهای پایانی سال جاری اتفاق نیافتاد و سرانجام حسین راضی مدیرعامل این انجمن در آخرین نشست خبری مدیر اداره كل هنرهای نمایشی در سال 87 حسین پارسایی را همراهی كرد و پاسخگوی نمایندگان مطبوعات شد.

از سوی دیگر جشنواره تئاتر عروسكی هم بر همان سبك و سیاق گذشته برگزار شد و رحمت الله محرابی بار دیگر دبیری این جشنواره را بر عهده گرفت.
یكی از جمله اتفاقات مهم تئاتر ایران در سال جدید شاید خواندن پیام مستقل روز ملی تئاتر از سوی حمید سمندریان بود كه در مراسم جشن كانون كارگردانان خانه‌ی تئاتر ارایه شد.

تئاتر ایران در فصل پاییز همچنان با حكایت «تئاترشهر» و مسایل پیرامون آن سپری شد.

آن‌چه بیش از همه فصل پاییزی تئاتر را پرحاشیه كرد، وضعیت تئاترشهر و ترك دیواره تالار قشقایی بود. موضوعی كه از محدوده خانواده كوچك تئاتر فراتر رفت و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، شهرداری تهران و كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و حتا مشاور هنری رییس‌جمهوری را به واكنش واداشت.

وزیر ارشاد و شهردار تهران هریك به صورت جداگانه از مجموعه تئاترشهر و ساخت‌وساز واقع در ضلع جنوبی آن دیدن كردند، وزیر ارشاد خواستار حفظ امنیت تئاترشهر شد و ایجاد ایمنی برای تماشاگران این مجموعه و هنرمندان شاغل در آن را مهم‌ترین اصل‌ها دانست.

از سوی دیگر شهردار تهران نیز با اشاره به این‌كه كلنگ ساخت‌وساز این مجموعه در زمان مدیریت قبلی شهرداری تهران زده شده است از وزارت ارشاد درخواست كرد: موضع خود را درباره ساخت‌وساز ساختمان خانه تئاتر مشخص كند. بحث تئاترشهر تا آن‌جا پیش رفت كه قرارشد كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی هم بخشی از جلسه خود را به این موضوع اختصاص دهد. از سوی دیگر مشاور هنری رییس‌جمهور نیز مسایل مطرح‌شده درباره تئاترشهر را كاملا سیاسی توصیف كرده بود.


حضور پرتعداد بازیگران سینما در تئاتر از دیگر اتفاقات مهم در فصل پاییز بود. هرچند معمولا بازیگران تئاتر هستند كه در دیگر رسانه‌های نمایشی مانند سینما و تلویزیون به ایفای نقش می‌پردازند، این جریان گویی روندی متفاوت پیدا كرد، به گونه‌ای كه در پاییز شاهد حضور بازیگران نام آشنای سینما بر صحنه‌های تئاتر بودیم.

بیژن امكانیان، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، آتنه فقیه نصیری، صابر ابر و ... از جمله این بازیگران هستند.

در میان این بازیگران بیژن امكانیان سابقه تئاتری دارد هرچند كه پانزده سال است كه روی صحنه حضور نداشته است، آتنه فقیه نصیری و صابر ابر هم نخستین حضور خود را بر صحنه تئاتر تجربه كردند.

شهاب حسینی هم به رغم حضور در یكی دو اثر دانشجویی، به عنوان بازیگر تئاتر و تلویزیون خود را معرفی كرده است اما نخستین تجربه حرفه‌ای خود را بر صحنه تئاتر با نمایش «كرگدن‌» داشت.

ترانه علیدوستی بازیگر جوانی كه دوسال پیش در نمایش «فنز» توانایی‌های خود را در مورد بازیگری تئاتر به اثبات رسانده بود، بار دیگر در نمایشی دیگری از رحمانیان و این بار «مانیفست‌چو» حضور بر صحنه را تجربه كرد.

اما در پاییز، تئاتر ایران هم احمدآقالو و رضا ارحام صدر را برای همیشه از دست داد.

حكایت پاییز تئاتر تنها به این موارد محدود نمی‌شود، چراكه در همین فصل بود كه محمد حیدری مدیریت مجموعه تئاتر شهر را عهده گرفت و جایگزین مهرداد رایانی مخصوص شد كه برای استفاده از بورسیه‌ای تحصیلی همراه با خانواده‌اش رهسپار انگلستان شد.

دامنه این تغییر و تحولات تا زمستان هم ادامه پیدا كرد و این چنین بود كه سید صادق موسوی به جای محمد علی خبری مسئولیت شورای نظارت و ارزشیابی اداره كل هنرهای نمایشی را بر عهده گرفت تا خبری سمت مشابهی در مركز موسیقی داشته باشد و مدتی بعد بود كه مجید امرایی در روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر جایگزین عباس حبیبی شد.

اما امسال هنرمندان نامداری چون دكتر علی رفیعی، علیرضا نادری و.... هم پس از سال‌ها نمایشی را اجرا كردند.
مسعود رضا عجمی
__________________
آنانکه با کلام و نوشتار در صدد توجیه ظالم بر می آیند در ظلم او و خون بی گناهان شریکند.
فروختن آخرت خود، به دنیای دیگران؟!
youme آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از youme بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-22-2009, 10:20 AM   #3
youme
 
youme's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 854
تشکرها: 1,288
در 551 پست 1,417 بار تشکر شده
Points: 9,086, Level: 64
Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64 Points: 9,086, Level: 64
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : 1387: بهترین ها و بدترین ها

نگاهی به وقایع نادر و عجیب فوتبالی سال 87 / نوروزنامه ( ویژه عید)
تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال
سال 1387 را بايد سالي بسيار عجيب در فوتبالمان دانست . زيرا سالي بود كه در فوتبالفارسي پر از اتفاقهاي عجيب و غريب ما اتفاقهاي نادري به وقوع پيوست بايد گفت اتفاقهائي در اين سال جديد اتفاق افتاد كه شايد از وقايع عجيبي چون انتخاب يك دووميداني كار بعنو ان رئيس فدراسيون فوتبال و يا انتخاب ناگهاني علي دائي به عنوان سرمربي تيم ملي كه در سال 1386 به وقوع پيوست عجيب تر مي نمود با هم سري به بر خي از اين اتفاقها كه چيزي شبيه معجزه كه برخي مثبت و پاره اي منفي هستند خواهيم زد و نگاهي به هفت معجزه از آنها مي افكنيم كه شگون ديگري به ياد هفت سين ما داشته باشد.
1/ معجزه منفي اول
چه كسي مي توانست تصور كند كه حبيب كاشاني كه آن گونه با درايت و سلامت توانست تيم بحران زده پرسپوليس را به قله موفقيت و كسب مقام قهرماني ليگ برساند آن گونه از كار بر كنار و داريوش مصطفوي كه كارنامه سراسر از رفوزگيهاي مديريتي او مشعشع است بجاي او گمارده شود انتخاب مصطفوي و شاهكارهاي مديريتي او چنان بلائي بر سر پرسپوليس آورد كه همه معجزه منفي بركناري كاشاني را تا مدتها از ياد نبردند
2/معجزه منفي دوم
بازگشت قطبي نيز به گونه اي معجزه منفي دوم سال جديد بود افشين امپراتور!! كه با كلي بي ميلي از ايران رفت و حتي حاضر نشد در جشن قهرماني اين تيم شركت كند و احتمال بازگشتش به ايران را چيزي نزديك به صفر اعلام كرده بود به يك باره به مدد معجزه پولهاي هدايتي به پرسپوليس بازگشت و اين دوباره بازگشتن باعث وقوع اتفاقهاي ناخوشايندي بر سر قهرمان ليگ يعني پرسپوليس شد بايد گفت بازگشت امپراتور افشين چون بازگشت صد روزه امپراتور ناپلئو ن بناپارت از جزيره الب يك بازگشت كاملا موفق در جهت نابودي دارنده عنوان امپراتور و ولايت تحت رهبريش داشت.
3/معجزه منفي سوم
سالها است كه از پديده جادو گري در فوتبال ما صحبت مي شود اما حكايات رسمي آن را امسال در جرايد و در نقل و قو لها خوانديم و شاهد بوديم كه چگونه رسما اعلام كردند سقوط برق و ابو مسلم و... در سال 1387 ارتباط به جادو وجادو گري دارد معجزه جادو سياه آن گونه مهم بود كه برخي از مردان مسئول تيمها را وادار به كناره گيري از كارها كرد باور پديده جادو و جادو گري را بايد بعنو ان معجزه منفي ديگري در سال 1387 بدانيم.
4/معجزه منفي چهارم
معجزه منفي ديگر حضور پديده اي به نام تبليغات ماكاروني بر روي پيراهن تيم ملي بود كه باعث شد كه وقار و احترام به پيراهن تيم ملي ايران به سختي صدمه زند و جالب اينجا بود كه برخی در فدراسيون اين كار را افتخار و تازه وعده نهادن نامهاي سوس گوجه فرنگي و پوشك بچه و... بر روي پيراهن تيم ملي را نيز مي دادنذ زيرا از ديد ايشان با ماكارو ني مي چسبد و خوشمزه است !!
5/معجزه منفي پنجم
حضور تيم ملي ايران در تورنمنتي در كشور عمان و براي آمادگي اين تيم براي حضور در جام جعلي خليج عربي باعث شد كه يكي از ننگ آورترين معجزه هاي منفي و وقايع غير عادي و بد فوتبالمان در سال 1387 به وقوع پيوندد و باعث شود كه بسياري از عاشقان ايران و فوتبال ايران به اين اقدامي صد در صد غير ورزشي و غير حرفه اي و خلاف مصالح ملي كشورمان اعتراض كنند.
6/معجزه مثبت اول
قهرماني تيم نوجوانان ما در آسيا در سال 1387 را بايد دل نشين ترين معجزه امسال دانست نوجواناني كه به مدد استعداد و تلاش و غيرت و كاررائي خود و بدو ن كوچكترين امكانات توانستند بر بام فوتبال آسيا بنشينند.
7/معجزه مثبت دوم
دستگيري برخي از عوامل دلاليزم سياه و عوامل فسادهاي مالي پشت پرده فوتبال باعث شد كه امسال را به گونه اي سالي خوب بدانيم بسياري از اين افراد كه قلم را به جوهر رشوه و باج خواهي و سو استفاده هاي مالي آلوده كرده بودند در سال 1387 دستگير شدند تا شايد قدمهاي اوليه براي برچيده شدن بساط دلاليزم و مافيا فوتبالي بر داشته شود.
در هر حال اين هفت گانه برخي از اتفاقهاي عجيب و معجزه گونه فوتبالمان بود و اميد داريم در سال جديد فوتبال ما مملو از معجزه هاي مثبت نظير بخشيدن پرسپوليس و استقلال و كل ورزش به بخش خصوصي و حضور در جام جهاني و... باشد .
نوروزتان پيروز


از همین خبرگزاری
گزارشی از کنار گذاشتن قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی / قطبی سرمربی 24ساعته تیم ملی (ویژه عید)
علی عالی / خبرگزاری پارس فوتبال
« روزی که تصمیم گرفته شد افشین قطبی سرمربی تیم ملی شود، همه رسانه‏های دنیا این خبر را اعلام کرده بودند. رسانه‏های مختلف نوشته بودند که یک آمریکایی – ایرانی سرمربی تیم ملی می‏شود. در آخرین لحظه یعنی وقت اضافه اعلام شد آقای علی دایی سرمربی تیم ملی ایران است و این برای آن رسانه‏ها زیاد جالب نبود. شب قبلش آقای تاج با من تماس گرفت و تبریک گفت و به من گفت که فردا به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب خواهی شد. روز بازی با مقاومت در شیراز به آقای کاشانی اعلام شد که افشین سرمربی تیم ملی شده و بعد از این بازی باید از بازیکنان خداحافظی کند. در رختکن قبل از شروع بازی خداحافظی کردم. بعد از بازی نیز من و آقای کاشانی یک دور، دور زمین زدیم و از همه هواداران خداحافظی کردیم. بعد از کنفرانس مطبوعاتی همه چیز عوض شد و اعلام کردند آقای دایی سرمربی تیم ملی است. فکر می کنم در ایران بعضی مواقع روابط بهتر از کیفیت، تجربه و دانش است» این متن صحبت های افشین قطبی با شبکه فارسی زبان BBC است که درباره اتفاقات سرمربیگری تیم ملی برایش افتاد. قطبی مدعی است که او انتخاب نهایی بود، همان روزی که مهدی تاج به یکی از دوستان خبرنگارش زنگ زد وبا لهجه اصفهانی گفت:«تمام شد، رفتیم تو شیکمشون(سازمان)، قطبی انتخاب شد» اما 24 بعد همه معادلات تغییر کرد
سفر پرماجرا
هتل پارس شیراز برای خودش زیبایی های خاص خودش را دارد اما مهمتر از همه آنها اینست که برخی اتاق هایش به هم از طرق دری چوبی راه دارد و برای همین صداها خیلی خوب از اتاق بغلی شنیده می شود. بازی پرسپولیس و مقاومت برای افشین قطبی پر از خاطره است که مطمئن باشید تا پایان عمر برایش کهنه نمی شود. اولین اتفاق در حال رفتن به شیراز و در هواپیما افتاد، شیث رضایی به فیلمبردار تیم گفت که از مسخره بازی های او فیلم بگیرد، او میکروفون مهماندار اصلی را گرفت و به مسافرین پرواز تهران – شیراز پیام ویژه ای داد:«ما داریم سقوط می کنیم» صدای جیغ مسافرین خصوصا نیکبخت که حسابی از هواپیما و سفر با آن می ترسد از همه طرف شنیده می شد، شیث خیلی خونسرد سرجایش نشست و یواشکی به نیکبخت چشمک زد و خودش را به خواب زد اما ماموران حراست شوخی سرشان نمی شد، همه دوربین ها را چک کردند اما فیلمبردار با رندی فیلم را خارج کرده بود و انداخت بغل پژمان نوری و جالب اینکه افشین قطبی زود از هواپیما بیرون پرید و به ماموران خبر داد شیث این کار را کرده است:«کار اون بود، نمی فهمم این چه شوخیه مسخره ای بود. تقصیر شیث است» و این آتشی بود بر انبار کاه اختلاف شیث و قطبی!
تلفن تاج به کاشانی
در یکی از نادرترین روزها افشین قطبی و حمید استیلی هم اتاق شدند، هر دو تا حدودی خبر داشتند که به احتمال فراوان افشین سرمربی تیم ملی خواهد شد چون چند روز قبل ترش قطبی با تاج، کاشانی و البته دوست روزنامه نگارش اردشیر لارودی به سازمان رفته بودند و تقریبا فدراسیون انتخابش را کرده بود. از طرفی تاج در مصاحبه با رسانه ها از شاخصه های سرمربی تیم ملی پرده برداشت:«سرمربی تیم ملی باید با سواد باشد، چند زبان بین المللی را بداند، باشخصیت باشد و مردم هم قبولش داشته باشند» و همه اینها نشان می داد که منظور استاد، مطمئنا افشین قطبی است. ساعت حدود 1 بود که تاج برای کاشانی زنگ زد، یکی از افرادی که آن‌شب در اتاق مدیرعامل حضور داشت ماجرا را اینطور تعریف می‌کند:«داشتیم با هم حرف می‌زدیم که ساعت یک‌ونیم شب دیدیم گوشی حاجی زنگ خورد، شماره برای کاشانی آشنا بود چراکه قبل از اینکه روی پیغام‌گیر برود جواب داد، وقتی گفت سلام آقای تاج، حالتان خوبه، فهمیدم نائب‌رئییس فدراسیون فوتبال تماس گرفته است» دوست نزدیک کاشانی در مورد مکالمات آن شب می‌گوید:«تاج زنگ زده بود و به حاجی گفت قطبی به‌عنوان سرمربی انتخاب شده است و باید از پرسپولیس برود، بعد کاشانی به تاج گفت برای اینکه من بتوانم به بازیکنان اعلام کنم بهتر است دست‌نوشته‌ای بدهید که تاج هم قبول کرده بود. اصلا همه‌چیز تمام شده بود»
تلفن روی آیفون
نیمساعت بعد، تماس های تاج ادامه پیدا کرد. قطبی روی تخت دراز کشیده بود که شماره‌ای از تهران بر روی گوشی‌اش افتاد، گوشی را که جواب داد، متوجه شد مهدی تاج، نایب‌رئیس فدراسیون فوتبال در آن‌سوی خط قرار دارد و با لهجه اصفهانی به سرمربی پرسپولیس خبر خوشی می‌دهد، قطبی هم تلفن را روی آیفون می‌گذارد تا هم‌اتاقی‌اش مکالمه را بشنود:«من از شما تشکر می‌کنم، شما یکی از مربی‌های خوب و زحمتکش این مملکت هستید و من به شما به‌خاطر انتخابتان به‌عنوان سرمربی تیم‌ملی تبریک می‌گویم» افشین در پوست خودش نمی‌گنجید اما تاج به‌حرف‌هایش ادامه می‌دهد:«به‌هرحال ترکیب کادرفنی هم مشخص است و افشین پیروانی هم کمک‌مربی اول شما خواهد بود» مکالمه که تمام می‌شود، حمید اولین نفری است که به او تبریک می‌گوید و قطبی هم مثل همیشه با همان لحن به استیلی گفت:«حمیدجان! من خیلی به تو زحمت دادم و اگر بدی از من دیدی واقعا منو ببخش» .
جشن و سرور در پرسپولیس
انگار همه راحت شده بودند، هم افشین خوشحال بود و هم استیلی راضی، هم مرزبان جشن گرفته بود و هم بازیکنان راحت شده بودند. حتی مرزبانی که دم به ساعت یکی از حقایق را در رابطه با قطبی می گفت:« اینو اینطور نبینین، جلو دوربین و مردم عادی اینطوری است. نمی‌دونید چه فحش‌هایی بلده؟» کمتر حرف می زد البته چندجا جلوی قطبی ژست گرفت و چندتا فحش آبدار نصیبش کرد در حالیکه سرمربی همه آنها را می شنید و وقتی اطرافیان می گفتند یواش تر، او با اعتماد بنفس می گفت:«این ... داره میره، از چی بترسیم؟» مرزبان به همه می گفت:«یکسری تمرینات جدید در آلمان یاد گرفته ام که تا حالا انجام ندادم، من مثل شیرم، شیر حمله می کنه به بازیکن و بازیکن ها تحریک می شوند تا مثل شیر در زمین حاضر باشند» و البته بازیکنان تهییج شدند و بازی را دو بر صفر بردند. استیلی در این میان سیاستمدارانه رفتار می‌کرد و اصلا به‌روی خودش هم نمی‌آورد و می‌گفت برایش فرقی ندارد اما با دوستانش به‌زبان آذری می‌گفت:«راحت شدیم، این داره می‌ره و خیالمون جمع می‌شه» در همان بازی افشین به دلیل بی انضباطی شیث، او را از ترکیب اولیه بیرون گذاشت و رضایی هم در رختکن مسخره بازی در می آورد:«من امروز بازی نمی کنم، من امروز از ترکیب بیرونم، قطبی ... شده منو از تیم بیرون کرد، امروز پرسپولیس بدون شیث میره تو زمین، اما قطبی میره و همه مون راحت می شیم، اون منو بیرون انداخت» و همه می خندیدند. دیگر همه مطمئن شده بودند قطبی از پرسپولیس خواهد رفت، خود افشین هم صبح همان روز به دو دخترش ( که از زن ایرانی اش که مقیم امریکاست آنها را دارد ) در امریکا زنگ زد و به آنها خبر داد که «سرمربی تیم ملی» شده است. بعد از خوش‌وبش و اتمام مکالمه هم به یکی از دوستان نزدیکش در آمریکا که دستی در عالم رسانه دارد و درواقع هم او بود که از طریق همین خبرگزاری پارس فوتبال و سایت گل باعث شده بود او سرمربی پرسپولیس بشود زنگ زد و این خبر را داد، هرچند او به افشین گفت:«زیاد مطمئن نباش! از این حرف‌ها در ایران زیاد است» اما قطبی ساده‌تر از این حرف‌ها بود و استدلالش این بود که وقتی نايب ‌رئیس فدراسیون و رئیس با او تماس می‌گیرند، همه‌چیز تمام شده است اما انگار او برخورد چند روز قبل‌تر سازمان با خودش را از یاد برده بود، همان روزی که با کاشانی و یکی از اعضای هیات‌رئیسه به اتاق مدیران سازمان تربیت‌بدنی رفت و برخورد سرد آنها را با چشمانش دید.
آقای دایی من اشتباه کردم.
قطبی بعد از برد پرسپولیس مثل جنگجویان فاتح، پرچم ایران را در دست گرفت و با آن دور افتخار زد غافل از آنکه اتفاق دیگری در رختکن افتاده است. بعد از بازی، بازیکنان اولین کاری که قبل از تعویض لباس‌هایشان می‌کنند، به‌سراغ تلفن‌های همراه خاموششان می‌روند. نیکبخت زودتر از دیگران موبایلش روشن می‌شود و با شگفتی فریاد می‌زند:«اوه! سرمربی تیم‌ملی علی دایی شده است!» همه می‌خندند و فکر می‌کنند نیکبخت شوخی می‌کند و او را دست می اندازند اما علی روی حرفش می‌ایستد، در حالی که افشین و کاشانی دور افتخار می‌زنند، از آن طرف قیافه مرزبان و استیلی درهم می‌رود. بعد از مدتی چند بازیکن دیگر هم این موضوع را تایید می‌کنند و می‌گویند که به آنها هم SMS زده‌اند. شیرین‌کاری شیث گل می‌کند و گوشی‌اش را درمی‌آورد و به‌شوخی شماره دایی را می‌گیرد و می‌گوید:«آقای دایی! من اشتباه کردم، من دیگر پیراهنتان را نمی‌کشم، من دوستتان دارم و حاضرم برایتان هرکاری بکنم. توروخدا منو به تیم‌ملی دعوت کنید، من پشیمانم» و همه می‌خندند. چند دقیقه بعد پسر حبیب کاشانی به پدر زنگ می زند و این خبر را می دهد، همه چیز تمام شده است، قطبی دیگر سرمربی تیم ملی نیست.
دایی را من انتخاب کردم
برای اطلاع از صحت‌وسقم موضوع باید با رئیس فدراسیون فوتبال همکلام شویم، علی کفاشیان اهل دروغگویی نیست و برای همین بیشتر مسائل را بازگو می‌کند. رئیس با آنکه چندان رغبتی ندارد تا موضوع نبش‌قبر شود اما به ابهامات پاسخ می‌دهد:«آقای تاج با همه حرف زده بود و به همه زنگ می‌زد. او با افشین قطبی مذاکره کرد، با دوسه‌تا مربی دیگر هم حرف زد ولی به‌کسی قول قطعی نداده بودیم.» رئیس برای اولین بار ماجرا را اینگونه تعریف می کند:«همه این اتفاقات افتاده بود اما من آخرش قطبی را وتو کردم چون حق وتو داشتم» او توضیح می‌دهد:«اصلا قطبی قطعی نشده بود، ما بین او و قلعه‌نویی و یک‌نفر دیگر در حال سبک‌وسنگین کردن بودیم که در مواردی اختلاف سلیقه داشتیم که در این بین یک‌دفعه بحث دایی مطرح شد و من هم زودتر اعلام کردم تا قال قضیه را بکنم و کارش تمام شود چون از این وضعیت خسته شده بودیم».
قطبی دیگر خاطره شد/ قطبی تنهاست
افشین باورش نمی‌شود، او سرمربی تیم‌ملی بود اما حالا همه رسانه‌ها خبر سرمربیگری علی دایی را برای تیم‌ملی مخابره می‌کنند. همه در فرودگاه نشسته‌اند اما قطبی گوشه دنجی را برای خودش انتخاب کرد و نشست، کسی هم جرات نداشت نزدیکش شود. حتی برخورد بسیار سردی با عمه‌اش که بعد از سال‌ها دیده بودش کرد. مرزبان زیرلب می‌گفت:«باز هم این ... ماند، اینجا دیگه نمی‌شه زندگی کرد و من از ایران می‌روم. نمی‌توانم با این ... در پرسپولیس بمانم» عصبانیت از سر و صورت همه می‌بارید، در حالی که هم قطبی از جدا شدنش از پرسپولیس راضی بود و هم مجموعه باشگاه از این جدایی، اما ناگهان همه‌چیز به‌هم ریخت و طرفین باید تا پایان آن فصل همدیگر را تحمل می‌کردند. روزهایی که البته با قهرمانی پرسپولیس به اتمام رسید اما قطبی هیچ‌گاه خاطره نرسیدنش به تیم‌ملی را فراموش نکرد. همان ماجرایی که یکی از اعضای بلندپایه سازمان تربیت‌بدنی در گفت‌وگو با دوستان خبرنگارش گفت:«کاری کردیم که حتی خودمان هم نفهمیدیم که چه کار کردیم» و البته لبخندی بر گوشه لبش نقش بست. دیگر باید افشین قطبی را برای بحث تیم‌ملی به گنجینه ذهن‌هایمان بسپاریم، او در فوتبال ایران ظهور کرد و خیلی زود هم ستاره‌اش خاموش شد. فوتبال به مسیر خودش ادامه می‌دهد و فقط بیرون کشیدن خاطره‌ها از آرشیو ذهنمان می‌تواند احساسی متفاوت به همه ما می‌دهد. علی دایی سرمربی تیم‌ملی است و راه سختی برای رساندن تیمش به جام‌جهانی دارد و از سوی دیگر قطبی دوران تعطیلاتش را در امارات می‌گذراند. فوتبال همین است.
زوم :
حقیقت ماجرا این بود که فدراسیون قصد داشت در برابر سازمان موضع استقلال طلبانه ای داشته باشد و به همین جهت انتخاب قطبی برای این بود که در مقابل گزینه سازمان که قلعه نویی بود ایستاده باشند. تمام هدف فدراسیون تحمیل قطبی به سازمان بود و به همین جهت بود که اعضای فدراسیون وی را به سازمان بردند تا بله را از علی آبادی بگیرند, اما در کمال تعجب علی آبادی حتی وی را به حضور نپذیرفت و وی مجبور شد تا به دیدن کیومرث هاشمی اکتفا کند. در واقع او می پنداشت که قول یک نفر مانند تاج (حتی اگر قطعی هم بوده باشد) برای رسیدن وی به پست سرمربیگری کافیست , غافل از اینکه پس از خروج وی از جلسه با هاشمی , وی خطاب به اعضای فدراسیون می گوید که از این نمایشها سر در نمی آورد و گزینه آنها همچنان قلعه نویی است... و اینجا بود که در این سردرگمی حاصل از کشته شدن زمان نام دایی از دهان کفاشیان و با تایید سازمان بیرون می آید و طرفین برای کنده شدن قال قضیه به انتخاب وی رضایت می دهند. آری! در حقیقت برای انتحاب دایی نه فیفا و بلاتر و نه بن همام و ای اف سی و نه اصلاح طلبان و نه اصولگراها لابی نکردند و تنها این بی نظمی فوتبال ایران بود که از فرط طولانی شدن پروسه انتخاب سرمربی تیم ملی همه به انتخاب دایی رضایت دادند و دایی نیز با وجود اینکه تنها چند روز قبل در مصاحبه ای عنوان کرده بود که با وجود عضویتش در کمیته فنی فیفا و نامزدی اش به عنوان نیابت رییسی فیفا در کمیته جوانان فیفا این عین دیوانگی است که به دنبال پست خطیری همانند سر مربیگری تیم ملی در این برهه حساس برود و این عنوان برایش هنوز زود است , اما از آنجا که او همیشه دنبال ریسک و رسیدن به پله های بالاتر است باز هم دست به کاری عجیب زد و پست سرمربیگری تیم ملی را قبول کرد.

از همین خبرگزاری
در دلالی را در فوتبال ایران تخته شد / گزارش دقیقه به دقیقه ای از روند بازداشت دلالان فوتبال ایران(ویژه عید)

علی عالی / خبرگزاری پارس فوتبال
مامورینی با لباس شخصی ناگهان وارد هیات تحریریه شدند، کمی اطراف را نگاه کردند، همه‌شان جذبه‌ای در صورتشان بود، با محاسن و البته سلاح گرم. یکی از آنها که به‌نظر نمی‌رسید نفر اول این جمع باشد به همه دستور داد که دور میز جمع شوند، چند دقیقه بعد از همه خواست که موبایل‌هایشان را روی میز بگذارند و یک‌کلمه هم حرف نزنند. یکی دیگر از آنها نامه‌ای را از جیبش درآورد و به اسامی‌ای که روی آن نوشته بود دقت کرد و از همه خواست تا کارت شناسایی‌هایشان را دربیاورند تا از روی کارت بتواند اسامی‌ای که در نامه نوشته بود را شناسایی و بازداشت کند. همه نام‌ها را مطابقت داد تا به نام «سردبیر» رسید، سردبیر باورش نمی‌شد که باید بازداشت شود و برای همین به مامورین اعتراض کرد:«شما مامورنما هستید. عنوان‌تان هم جعلی است. من 110 خبر می‌کنم تا بیاید و جمعتان کند» ماموران با خونسردی از پیشنهاد سردبیر استقبال می‌کنندو او با 110 تماس می‌گیرد. ده دقیقه بعد سروکله ماموران 110 پیدا می‌شود و مدارک ماموران را چک می‌کنند و به سردبیر خبر می‌دهند:«اگر اینها ما را بازداشت نکنند هم جای شکر دارد» بله، آنها از «پلیس امنیت» آمده بودند و ماجرا آنقدر مهم بود که ماموران امنیتی وارد کار شدند. سردبیر از ماموران می‌خواهد که به او مهلت دهند تا کار روزنامه تمام شود، ساعت 23 که صفحه‌ها بسته شد، سردبیر را با دستبند به مکان نامعلومی بردند و هنوز بعد از هفته‌ها در بازداشت به‌سر می‌برد. جرم او و پنج نفر دیگری که دستگیر شدند «ایجاد شبکه دلالی و خرابکاری در فوتبال» بود که تبدیل به دغدغه همه فوتبالدوستان و مدیران فوتبالی شده بود.
شبکه دستکاری و خرابکاری
دستکاری و خرابکاری در فوتبال هایی جریان دارد که عملکردها از شفافیت لازم برخوردار نیست و مسائل مهمی می تواند در پشت پرده بازی های مدیران و مسئولان، بحث، تبادل نظر و نتیجه گیری شود. دستکاری و خرابکاری بوسیله رشوه (Bribe) انجام می پذیرد و کسانی که در این حوزه مشغول هستند را Barrator یا رشوه خوار می نامند. در این سیستم شبکه در راس هرم قرار دارد و بعنوان شرط بندانی حرفه‌ای، سعی در تغییر نتایج به دلخواه خود هستند و بعنوان Book maker از همه امکانات و ابزارهای قانونی و غیر قانونی در جهت نیل به اهدافشان سود می برند. به کسانی که در این حوزه فعالند Bookies گفته می شود که نیروهای دسته چندمی بنام Runner نقش بسیار مهمی در حفظ حلقه اتصال شبکه و تیم ها و بازیکنان و مدیران دارند و در حقیقت واسطه هایی هستند که به مدیر یا باشگاه و حتی بازیکن تلفن می زنند یا دیدار می کنند تا به آنچه که می خواهند، برسند. دستکاری (Mainpulapion) و خرابکاری یا فساد (Corruption) در فوتبال ایران، موضوعی است که در کمتر رسانه‌ای به آن پرداخته شده است و بدلیل ساز و کارهای فرهنگی حاکم بر ادبیات روزنامه‌نگاری جزیی از خطوط قرمز بحساب می آید اما کنار زدن این پرده مطمئناً حقایق پنهان و خاک خورده ای را برای اهالی فوتبال نمایان می‌سازد که تعجب هر شخصی را برخواهد انگیخت.
قدرت در مرکز شبکه
دامنه نفوذ دلال ها در فوتبال ایران به حدی است که توانسته اند برای حفظ منافعشان، از شکل گیری هسته تصمیم گیری در ارکان مسئول جلوگیری نمایند و جو رسانه ای را بسمتی پیش ببرند که بعنوان سازمان دهندگان بدلی از آنان کمک گرفته شود تا تصمیم گیری ها کاملاً از کانال آنان بگذرد. حوزه دلالی فوتبال آنقدر گسترش پیدا کرده است که آنها در هر رده ای «یارگیری» کرده اند و می توانند بر هر مسئولی تاثیرگذار باشند و با در منگنه قرار دادنشان، اراده خود را برای رسیدن به هدف هایی که حافظ منافع عمومی آنان است تحمیل نماید. عدم نظارت بر تقسیم پول در فوتبال، عرصه را برای استفاده اقتصادی و اطلاعاتی مهیا می کند تا به این شکل محفل هایی بوجود آید برای اینکه گردش مالی در فوتبال ایران را تحت کنترل خود درآورد و آنگاه از دل همین محفل ها، افرادی سر بر می آورند که فوتبال را به محلی برای بازی های پشت پرده، جابجایی دلالان و مهیا ساختن فرهنگ دلالی و فساد تبدیل کنند. در این قضیه دولت بعلت تقسیم پول مقصر اصلی است و بدلیل نبود کنترل، طبعاً مدیران دولتی هم وارد بازی و حضور در توزیع بی حساب این شبکه های دلالی شده که بیرون آمدن از آن توان گزافی را می طلبد که فراتر از قدرت آنهاست.
سالارکیا توضیح می‌دهد
محمود سالارکیا به‌عنوان معاون دادستان تهران جزئیات جدیدی را درباره اعمال مجرمانه دلالان ورزشی بازداشت شده بیان می‌کند، او در گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری پارس فوتبال همان ابتدا به نکته جالبی اشاره می‌کند:«بهتر است نام اینها را خبرنگار نگذارید، آنها دلال بودند، اصل را بر دلال‌بودن آنها بگذارید» پرونده‌ها فعلا در مرحله دادرسی و جمع‌آوری اطلاعات قرار دارد و برای همین سالارکیا اطلاعات دقیقی از اتفاقات دارد اما نکته اینجاست که آیا قوه قضائیه در این پرونده اغماض خواهد کرد و از کنار برخی مسائل خواهد گذشت؟«نخیر، اغماضی نخواهد کرد. قطعا ما تا آخر خط خواهیم رفت چراکه کاری که ما انجام می‌دهیم به‌نفع ورزش است و باید شناسایی شوند چراکه به‌هرحال فدراسیون فوتبال و تیم‌های مختلف از ما تشکر کردند و برای ادامه مجابمان نمودند. البته اگر این کار را هم نمی‌کردند، ما به ادامه بررسی‌هایمان می‌پرداختیم اما حالا با این حمایت باید ریشه‌یابی و برخورد کنیم» او درباره چگونگی بررسی پرونده اطلاعات جالبی می‌دهد:«برای این پرونده نهادهای امنیتی بسیار به ما کمک کردند و بخشی از آن هم براساس اعترافات بوده است. یک‌سال و نیم بر روی این پرونده کار شده است. ما فهمیدیم که خطراتی برای فوتبال ایران ایجاد شده است و برای همین وارد کار شدیم تا در مقابل این جریان بایستیم»
بازیکن قورت می‌دادند
شبکه دلالی فوتبال چندین لایه را در خود ساخته است که هر یک وظیفه‌ای را بر دوش دارند، آنها البته در میان مدیران، داوران، بازیکنان، مربیان، خبرنگاران، تماشاچیان و حتی رسانه‌های صوتی و تصویری نیز برای خودشان یارگیری کرده‌اند و شرایط را برای ادامه کار مهیا ساخته‌اند اما موضوع مهم در شیوه آنان بازی با رسانه‌های نوشتاری بعنوان اصلی ترین اهرم فشار بر مسئولین در پست های مختلف است. شبکه دلالی معتقدست که برای فراهم ساختن شرایط نیاز به رابطه رودرو نیست، برای همین از سیاست «چماق و هویج» استفاده می شد و بر این اساس چند روزنامه متولد می شوند و هر یک نقشی را بر عهده می گیرند تا به فراخور ایام، از هر یک استفاده شود. دسته ای از روزنامه ها در قاموس «مهاجم» افراطی ظهور می‌کنند که هیچ سند و مدرکی برایشان مهم نیست، اعضای شبکه در این روزنامه ها نمی‌نویسند مگر دستوری از بالا رسیده باشد و در پناه سیاست های محفل تصمیمی گرفته شده باشد. دسته دیگرروزنامه‌ها تبدیل به «مدافعی» سرسخت می گردند که کوچکترین نقدی در آن راه ندارند و آنها وظیفه دارند که قلم‌هایشان را به طرفداری از «پدیده‌ها» و «خراج‌دهندگان» بچرخانند و رسانه محلی برای تبلیغ و ایجاد پرستیژ اجتماعی برای مدیران، مربیان، بازیکنان و حتی داوران باشد و در این میان می‌بینیم یک روزنامه است که روزی صفحاتش گل و بلبل است و روز دیگر بلبشو، روزی بوی حمایت می دهد و روز دیگر بوی مخالفت و این سیستم یکی به نعل و یکی به میخ می تواند فرد مورد هدف را بسمت خود بکشاند تا وارد مذاکره شود. نکته مهم اینست که شبکه دلالی عموما تسلط کافی بر حاشیه فوتبال دارند و از هنر بالایی هم در حاشیه سازی برخوردارند. سالارکیا درباره عملکرد باند توضیحات جالبی می‌دهد:«سیستم آنها به این صورت بود که اگر قصد می‌کردند بازیکنی را جابجا کنند به هر نحوی که می‌شد به خواسته‌شان برسند اقدامات خلاف قانون و مقررات انجام می‌دادند. بالاخره در رسانه‌ها فرد را تخریب می‌کردند یا به نحوی طرف را وادار به تمکین می‌کردند و باشگاه را هم وارد به انجام کار می‌نمودند. بالاخره برخی از بازیکنان و مدیران نسبت به این موضوعات اعتراض کردندو شکایت نمودند که در پرونده موجود است»
بگیر، بخر و فقط ببر
رویه دلالان اما در مقابل جریان مقابل خود جالب است، بيکار شدن مربياني که تفکري مستقل دارند، بي تيم ماندن بازيکناني که زير قراردادهاي غيرعادلانه و تحميلي آنها را امضا نکرده اند، تهديد و تطميع بعضي از بازيکنان، مربيان و داوران براي تعيين نتيجه، ارتباطات غيرمشروع بين المللي، تشکيل پرونده براي مديران، مربيان، سرپرستان، بازيکنان، داوران و بعضي از مسوولان، اين افراد را به گروهي تبديل کرده است که صاحب قدرت بلامنازعي در فوتبال کشور شده اند. دلال ها با سوءاستفاده از قدرتي که در باند گسترده دلالی دارند به تحميل بازيکنان بي کيفيت به مربيان دلال مي شوند و حتي سعي مي کنند در روند انتخابي تيم هاي ملي هم تاثير گذاشته و مهره هايي را که بعدها از ملي شدن آنها منافع زيادي به جيب شان سرازير مي شود به چرخه اين تيم ها وارد کنند. می توان ادعا نمود تاثير آنها بر رسانه ها عامل اصلي تخريب فوتبال است که شبکه دلالی چنین فضایی را برایشان مهیا ساخته و آنها می توانند در این پروسه شرایط را به سمت دلخواه خود هدایت کنند.
ایستگاه آخر
«دستگیری‌ها ادامه دارد» این روشن‌ترین پیامی است که سالارکیا اعلام می‌کند و اعتقاد دارد دستگیری‌ها به مرحله مدیران و مربیان هم می‌رسد:«ما از همه آنهایی که درباره این جریانات اطلاعاتی دارند می‌خواهیم تا حتما به ما کمک کنند»
براستى به كجا مى‌رويم؟
دلالان تشکیلات دارند و اگر این سازماندهی در جهت درست شکل می‌گرفت به توسعه فوتبال منتهی می شد اما آنان راه دیگری را برای خود برگزیدند اما پرسش اینجاست که چرا جریان سالم در فوتبال ایران نباید دارای تشکیلات منسجم و اثرگذار قابل ذکر باشد؟ در این میان مسئولیت آنان که از این موضوع باخبرند اما دم بر نمی آورند بیشتر است، آنانکه درد فوتبال ایران را می دانند و بخاطر منافعشان از مطرح کردن حقایق فراری اند. ما در جایگاه آگاه سازی مردم و برای پرداخت به حقیقتی محض در فوتبال ایران –با هر هزینه ای که در پی باشد- دست یاری به سوی آنانی دراز می کنیم که در قبال مشکلات فوتبال احساس مسئولیت می کنند و می‌خواهند قدمی بردارند. مبارزه با دلالی در فوتبال ایران بسیار بیشتر از اتفاقات دیگر می‌تواند بر افکارعمومی سطح جهان تاثیر بگذارد چراکه در فوتبال آلوده امروز جهان، قدرتی در مقابل این جریان نمی‌تواند بایستد و برای اولین بار این اتفاق در ایران افتاده است. در دلالی تخته شد چون آنها فوتبال را به «فساد» و تباهی کشاندند.
__________________
آنانکه با کلام و نوشتار در صدد توجیه ظالم بر می آیند در ظلم او و خون بی گناهان شریکند.
فروختن آخرت خود، به دنیای دیگران؟!
youme آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-22-2009, 07:48 PM   #4
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : 1387: بهترین ها و بدترین ها

یکی از بهترینهای سال 1387 تاسیس فروم ایران و آمریکا بود . حالا زوده ولی چند ده سال دیگه راجع به آن خواهند نوشت. واسه خودش نوعی دار الفنونه . میگی نه از حاجی به پرس .
فابیان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-23-2009, 12:00 AM   #5
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : 1387: بهترین ها و بدترین ها

درود بر فابیان گرامی از من بپرسید من می گویم آخرش فرووم ایران آمریکا را بعنوان برانداز مخملی بنفش خال خال پشمی ، سیاست می نمایند!! البته فرووم همیشه اولشه ، آخرشه، مگه نه؟
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ

برجسب ها
مروری بر سال 1387


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
فهرست کامل برندگان جوایز اسکار (ترجمه شده) payaaam نقد فیلم 3 03-01-2009 10:17 AM
اسكار به خانه ي چه كسي رفت؟ aHad سینمای جهان 0 02-23-2009 07:38 PM
محبیان: نامزدی سه اصلاح طلب، بهترین حالت برای اصولگرایان است حاجی جفرسون تحلیل سیاسی 0 02-23-2009 03:28 PM
برگزیدگان جشنواره فیلم فجر تهران : تردید بهترین فیلم حاجی جفرسون سینمای ایران 0 02-10-2009 11:30 PM
می‌توانید مسکن نمی‌توانید طلا...شتباه نکنید، امسال بازار ارز بهترین گزینه سرمایه‌گذاری نیست شهاب بخش اقتصادی 0 11-19-2008 10:40 PM


ساعت جاری 05:08 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT