آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار سیاسی > مقالات کاربران

پاسخ
    نمایش ها: 2123 - پاسخ ها: 7  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-19-2015, 12:24 PM   #1
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,279
تشکرها: 2,087
در 1,034 پست 3,038 بار تشکر شده
Points: 12,654, Level: 73
Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

به نظر من حسادت یک عامل مهم بدبختی و بیچارگی و نکبت فعلی ایران است. در تاریخ معاصر نمونه های زیادی از آن وجود دارد. مثلا حسادت به محبوبیت خاتمی موجب بی صفتی های بیشمار از سوی مخالفانش شد .
تازه ترین نمونه را امروز به چشم دیدم. حسادت تابلو از نامداری جواد ظریف و چاپلوسی های احمقانه و تهوع آور از قاسم سلیمانی!
یکی نیست به این جماعت چاکران و نوکران و نوچگان سلیمانی بگوید اینقدر دلتان به اندازه گنجشک کوچک نباشد، جلوی گریه تان را بگیرید و تحمل کنید ظریف هم چند صباحی نامدار باشد.
لینک مرتبط:

http://www.fararu.com/fa/mobile/227368
.



ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-19-2015, 04:32 PM   #2
ali110
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: Shiraz
پست ها: 657
تشکرها: 2,208
در 520 پست 1,309 بار تشکر شده
Points: 7,908, Level: 59
Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

mansouryar گرامي
با شما صد درصد موافق هستم كه "حسادت یک عامل مهم بدبختی و بیچارگی و نکبت فعلی ایران است" و با اجازه شما ، بنا به مطالعات و تجارب ميداني خود ، كمي تندتر رفته و مهمترين عامل عقب ماندگي مشرق زمين از هند تا كل قاره آفريقا را "شدت بسيار بالاي حسادت" مي دانم تاكيد مي كنم شدت بسيار بالا. همانگونه كه استحضار داريد حسادت در نوع انسان كم و بيش وجود دارد و نوعي مفيد و سازنده و يا بي خطر آن را "غبطه خوردن" ناميده اند. ولي شدت بالاي آن در مشرق زمين ريشه بسياري از كژي ها شناخته شده است.
در رابطه با سردار سليماني كه وي را فردي بسيار قابل احترام مي دانم با اينحال
1- از قديم گفته اند تا مرد سخن نگفته باشدعيب و هنرش ...... اميدوارم مانند شهيد چمران نشود كه وقتي بعد از سه دهه يكي دوسال قبل در سيماي جمهوري اسلامي يكي از اولين مصاحبه وي را ديدم كه گزارش عمليات جنگي خود را مي داد حس بدي به حقير دست داد كه اين فرد از دكتر چمراني كه مديا در ذهن ما ساخته بود بسيار بسيار كوچك تر است. نحوه برخورد و استدلال و زبان بدن جليلي در مناظره تلوزيوني حس منفي مشابهي برايم ايجاد كرد زيرا تا قبل از آن شخصا براي ايشان احترام ويژه اي قائل بودم. خارجي ها هم خيلي براي وي به خاطر جانبازي اش وي را احترام مي كردند و سخت گيري هايش را در روند مذاكره را قابل درك مي دانستند. كاش جليلي مانند ظريف وسعت نظر بيشتري مي داشت. احيانا اگر ظريف مجروح جنگ ميبود جذابيتش بسيار بيشتر مي شد. نمي خواهم به كسي درس بدهم ولي ژورناليست هاي حرفه اي و ديپلمات هاي زبده مي دانند به چه مواردي اشاره دارم. اگر ظريف جانباز بود يا جليلي متانت و خردمندي و صد البته سواد ديپلماتيك و انگليسي داشت محشر مي شد ژورناليست هاي طرفدار مذاكره و اوباما اين چنين شخصيت دورگه كميابي ( جليلي / ظريف)‌را به عرش مي بردند و اگر شيميايي بود و هر از گاهي ماسك اكسيژن براي ظريف بر دهان از وي عكس مي گرفتند غوغا بود. متاسفانه وزرات امور خارجه (همه دولت هاي قبلي بلا استثنا) هنوز عرضه و توان درك چنين سناريو هايي را ندارند تا از يك جليلي جانباز يك ظريف با وقار بسازند واگر خيلي اصرار كنيم به ظريف فشار مي آورند ريش خود را پر پشت تر كند!
2- شايد اينگونه بهتر باشد كه بگويم عده اي مي خواهند سهم بزرگتري از پيروزي قابل پيش بيني براي دولت از توافق هسته اي را از آن خود كنند ، با بولد كردن سردار سليماني.

ادمين عزيز ارادت داريم سانسور نكن لطفا !
ali110 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از ali110 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2015, 02:13 AM   #3
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,072
تشکرها: 31,035
در 4,953 پست 27,251 بار تشکر شده
Points: 57,674, Level: 100
Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mansouryar نمایش پست ها
به نظر من حسادت یک عامل مهم بدبختی و بیچارگی و نکبت فعلی ایران است. در تاریخ معاصر نمونه های زیادی از آن وجود دارد. مثلا حسادت به محبوبیت خاتمی موجب بی صفتی های بیشمار از سوی مخالفانش شد .
تازه ترین نمونه را امروز به چشم دیدم. حسادت تابلو از نامداری جواد ظریف و چاپلوسی های احمقانه و تهوع آور از قاسم سلیمانی!
یکی نیست به این جماعت چاکران و نوکران و نوچگان سلیمانی بگوید اینقدر دلتان به اندازه گنجشک کوچک نباشد، جلوی گریه تان را بگیرید و تحمل کنید ظریف هم چند صباحی نامدار باشد.
لینک مرتبط:

http://www.fararu.com/fa/mobile/227368
.



ارسال شده توسط تلفن همراه
مساعی ظریف و سلیمانی به موازات و به عبارت دقیقتر مکمل یکدیگرند و به تمام معنی تامین کننده منافع ملی ماست.
اینکه نظرسنجی هایی با هر نیت و منظوری انجام میشود و محبوبیت این دو نماینده ملت ایران را در عرصه های دیپلماسی و نظامی مقایسه میکنند بیشتر متاثر از اقدامات ژورنالیستی و صفحات زرد رسانه هاست و ربطی به آن دو بزرگوار ندارد.
با اینوصف اگر بخواهیم منازعات جناحی و جنگ قدرت در کشور را صرفاً به احساسات شخصی و خاله پیرزنکی و "حسادت" تعبیر کنیم سطحی نگری است اما وقتی در یک بازی پوپوليستی وارد شویم مثلا برای دفاع از هویت ظریف و امثال او، وجهه سلیمانی و امثال او را تخریب کنیم(و یا برعکس) واقعا تهوع آور است.


ارسال شده توسط تلفن همراه
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2015, 03:56 AM   #4
دشت
 
دشت's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2014
پست ها: 670
تشکرها: 929
در 504 پست 1,068 بار تشکر شده
Points: 3,068, Level: 34
Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34 Points: 3,068, Level: 34
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

حسادت درسلسله علل عقب ماندگی ایران خود معلول است و این نیاز به بررسی و آسیب شناختی عمیق تری دارد . چرا ما دوست داریم زمین خوردن کسی رو ببینیم ؟ از اینکه ابروی فلانی بره ظاهرا اظهار ناراحتی میکنیم ولی درباطن میگیم حقش بود ،چوب کارهایی رو که کرد خورد .تازه این بخش خوشبینانه اش است . ان قسمت که درتلاشیم تا هرکسی رو که دوستش نداریم زمین بزنیم بخشی دیگر است که از قضا خیلی هم پررنگ است .
از نظر من بخش عمده ای از قضیه برمیگرده به نگرش ما ،به آموزه های مذهبی ما .حضور پررنگ ماورا . نگرشی که همه چیز رو حواله به بعد میده و زمان پاداش یا توبیخ رو عقب میاندازد . حقمون رو میگیرن و ما دلخوشیم به روزی که در ان دنیا حقمان را بگیریم وحالا اگه زمان پاداش جلو بیفته (قراره اون دنیا پاداش بگیریم یا مجازات بشیم )دست خدا درکاره و اگه عقابی هم رخ بده و مثل حسنک وزیر بشیم باز دست خدااست که از استین خلق بیرون امده .نهادهای نظارتی و واضع قوانین و نیز مجری قوانین که معیوب و بیمارند معلول این تفکره و همین نهادهای فاسد و بیمار نیز باز به این دور باطل کمک میکنه و باعث تقویت این تفکر میشه . وقتی دادخواهی در مرجع قانونی قضایی به جایی نمیرسد ،حواله دادن به آخرت مکانیسم تشفی دهنده ای است که تضمین کننده قوام و دوام جامعه میشه . در این جامعه انتظار نظم و پیشرفت بیهوده است . چرخه این تفکر :
انگشت مکن رنجه به درکوفتن کس تا کس نکند رنجه به درکوفتنت مشت .
هر کس رنجی دید قبلا رنجی را تحمیل کرده و هرکس پاداشی گرفت حقش بوده و خداداد بوده . تلاش خود بشر در این میان اهمیتی نداره و همه چیز خداداد است . پس اگر من هم تلاشی برای زمین زدن دوستم کنم واسطه هستم و تازه خودم هم به تنهایی نمیتوانم صعود کنم . خدارا درهمه مراحل میخواهم تا منویاتم اعم از زمین خوردن رقیبم که غالبا تعبیر به ذلت میشه یا بلند شدن خودم که تعبیر به عزت میشه حاصل شود . نقش کم رنگ انسان در تفکر و اموزه های ما و درعوض حضور پررنگ خدا که رسانه های ما بخصوص تلوزیون با مجریان سطحی و برنامه های سطحی ترش ،به این نگرش دامن میزنند . همه چیز دست خداست از ذلت تا عزت . ما هیچ کاره ایم .حتی حقمون رو هم اگر نشد بگیریم خدابرامون اون دنیا میگیره و حسابی هم طرف رو گوشمالی میده . انچنان که جیگرمون حال بیاد . .بعد تازه به عزیز شدن طرف هم قانع نمیشیم که خداداد بوده برای اطمینان خاطر از روش ابطال گرایی استفاده میکنیم و سعی میکنیم زمینش بزنیم و ابرو ببریم اگر توانستیم و شد که خوب پس دوباره کار خدا و خواست خدا بوده و ماوراءالطبیعه دوباره حضوری پررنگ می یابد.
پی نوشت :
1-احسان علیخانی خطاب به پدرو مادر مرحوم پاشایی :من نمیدونم شما چه خوش رقصی ای !برای خداکردید که اینطور فرزندتون عزیز شد ؟و بعد محکوم کردن تحلیل هایی که از سوی جامعه دانشگاهی و علمی در ماجرای تجمع مردم در مراسم آن مرحوم صورت گرفته بود .
2- مقایسه شود با اموزه های پروتستانیزم در مورد ابادانی و نقش پررنگ فرد .
دشت آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از دشت بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2015, 08:31 AM   #5
ali110
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: Shiraz
پست ها: 657
تشکرها: 2,208
در 520 پست 1,309 بار تشکر شده
Points: 7,908, Level: 59
Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

رَشک[۱] یا حسادت احساسی است که هنگام کمبود نسبت به ویژگی، دستاورد یا داشته‌های برتر فردی دیگر روی می‌دهد و فرد حسود یا می‌خواهد که آن را داشته باشد و یا آنکه می‌خواهد دیگری آن را نداشته باشد.

اقسام حسد

حسد سیاسی

[COLOR="rgb(139, 0, 0)"]در بعد سیاسی ، ضربه ای که جوامع در حال توسعه و توسعه یافته متحمّل می شوند از حسادت کلان است . شدّت تأثیرات به حدّی است که شاکله ی اقتصادی و سیاسی و اجتماعی جوامع را می شکند و روابط سیاسی نامناسب را شکل می دهد وشاهد این مدّعا وضع اسفباری است که گریبان گیر سیاست داخلی و خارجی ما شده است . روحیات هر ملّت هر چه باشد ، فرهنگ و تمدّنشان هر چه قدر غنی تر باشد باز گرفتار این رذیله می شوند چه در ابعاد فردی و چه اجتماعی . در مناسبات سیاسی و روابط بین الملل چه در دوره های باستان و چه دوران جدید حسادت از عوامل اصلی ایجاد روابط بوده و هست . در دوره معاصر تاریخ ایران به خصوص دروه قاجار که رقابت قدرت های استعماری شدّت گرفته بود ، شاهد حسادت حاکمان استعمار نسبت به کشور استعماری دیگر هستیم . در دوره جدید رابطه ی آمریکا با دیگر کشور ها براساس اصل رقابت با روسیه به خصوص ، و دیگر کشور ها عموماً ، استوار است . دولت نگلستان که هند را مستعمره خود کرده بود ترس فزاینده ای از نفوذ دیگر قدرت ها در ایران داشت زیرا ایران ، گذرگاه و پل ارتباطی برای دستیابی به هند بود . با این شرایط اگر کشور ثالثی با ایران معاهده می بست انگلستان هم به دنبال امتیازی برای فرد بود و یا تلاش می کرد امتیاز به دست آمده ی قدرت دیگر را لغو کند .(بااعمال فشار برحکومت مرکزی ایران )هم اکنون در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز در داخل ایران شاهد رقابت های ناشی از حسادت هستیم، بازتاب این تفکّر سیاسی ، فشار بر مردم است و تاوانش را عموم مردم به خصوص قشر ضعیف و متوسط می پردازند و نفعش را بازاریان و سوداگران می برند .[/COLOR]

حسد فرهنگی

استعمار غرب به خصوص از جهت این که فاقد فرهنگی غنی و ریشه دار است از هضم و درک و فرهنگ های دیگر عاجز است و این عجز نه از روی جهل که از روی حسادت است ، حسادتی که ناشی از عقب ماندن آن ها از قافله ی علم و فرهنگ و ادب است . تلاش همه جانبه و گسترده ی غرب به منظور منفعل کردن فرهنگ شرق و به خصوص فرهنگ اسلامی بسیار جدّی و منسجم است . تاکنون تمام گزینه های انتخابی غرب در کشور های شرقی اجرا شده است و قریب به اتفاق این برنامه های ضدّ فرهنگی جواب داده است ، در کشور خودمان ایران کاملاً مشهود است که فرهنگ ایرانی – اسلامی رو به انحطاط و بعضاً انفعال است . در شرایطی به سر می بریم که حسادت فرهنگی غربی ها نسبت به ما به اوج خود رسیده است و نقاط صید آن ها رو به فزونی است ، حیطه و گستره ی نفوذ دشمن به طور فزاینده ای افزایش یافته است و ساختار های نه چندان قوی در حال فروپاشی اند .

حسد اجتماعی

[COLOR="rgb(0, 100, 0)"]از منظر عمومی حسادت گروهی وسعت اختیارات یافته است ، به طوری که توجّه عموم و خصوص در به کارگیری این صفت رذیله افزون شده است . تشکیل احزاب و داد اختیاراتِ به ظاهر قانونی به آن ها زمینه ی مناسبی را برای حسادت فراهم کرده است و در قانون احزاب راهکار و مادّه قانونی مبنی برنظارت خاص بر این رذیله ی اجتماعی وجود ندارد. زیرساخت های اجتماعی و فرهنگی و مذهبی ما بسیار غنی است امّا منفعت طلبی های فردی و در معنای گسترده ی آن ، گروهی مانع به روز و شکوفا شدن این زیر ساخت شده است . ضعف اخلاق در جامعه وعدم رسیدگی به احوالات درون گروهی سازمان ها وجریان های سیاسی،اقتصادی و... فاجعه اخلاقی به بار آورده است و حسد بانام و شکل اسلامی یعنی رقابت حزبی، به خورد دیگران می رود ومردم جامعه ناچار به پذیرش و حداقل کنار آمدن باآن هستند[/COLOR]
رویکرد روانشناسی فلسفی و هیجان‌رفتار
فرض ما این است که حسادت، یک هیجان است.[۳] که البته برخی می‌گویند که یک هیجان صرف نیست. زیرا بنا بر باور این عده، هیجان‌ها طیف بزرگتری از احساسات را در بر می‌گیرند. با این حال، هیجان‌ها سندرمی از افکار، احساسات، انگیزشها و جنبشهای بدنی هستند که در سطح ناخودآگاه ذهن، به هم متصل می‌شوند، طوریکه یک اپیزود هیجانی خاص، آنطور که در ناخودآگاه وارد شده، جلوه گر و احساس نمی‌شود. بلکه ممکن است به چیزی متفاوت تبدیل شود. مثلاً وقتی عناصر غم با خشم در سطح ناخودآگاه با یکدیگر ترکیب می‌شوند، بروز آن در سطح رفتار (هیجان رفتار) به شکل حسادت خواهد بود. البته، خطوط ویژه‌ای از سندرم هیجانی حسادت هنوز مورد بحث است. اما آنچه که از منظر روانشناسی فلسفی و هیجان‌رفتاری، قابل تفسیر است، حسادت شامل یک فرد حسود است (موضوع) و جزء دیگر آن کسی است که مورد حسادت واقع می‌شود (رقیب)- که رقیب می‌تواند، شخص یا گروه هم باشد. داشتنِ چیزی یا داشتن ظرفیت یا صفتی که برای رقیب به عنوان «خوب» مطرح می‌شود، در اینجا، ملاک تعریف خواهد بود. البته داشتن آن چیز، امکان دارد که تنها بخشی از دارایی‌های شخص باشد (مانند جواهرات گرانبها، یا بهترین بازیکن جهان بودن) یا چیزی باشد که به آسانی دو برابر شده است. گاهی اوقات البته، شاید حتی به منفعت، شادی یا برخی حالتها و وضعیت‌های روانی که به (رقیب) نسبت داده می‌شود، ‌باشد حتی اگر از نظر فیزیکی بین آن دو تفاوتی در آنچه که مورد حسادت قرار می‌گیرد، وجود نداشته باشد.[۴]

بسیاری از فیلسوفانی که به دنبال تعریف حسادت هستند، آن را نوعی احساس سرخوردگی می‌دانند که در شخصی که حسادت می‌ورزد، قابل تشخیص است به این صورت که حسود می‌گوید: «من خوب نیستم». بسیاری، نه همه، بر این باورند که حسادت شامل میلی است به اینکه گفته شود: «من خوب نیستم و البته رقیب هم خوب نیست». حسادت در بسیاری از موارد علامت یا نمونه‌ای از تمایل انسان است به مقایسه کردن رفاه یا خوشی خود نسبت به دیگری یا دیگران. با در نظر گرفتن اینکه از نظر او یا دیگران «خوب بودن»، چگونه تعریف شود. تعریف مؤثر از حسادت این است که: «حسادت، دردی است نسبت به خوشبختی دیگران» و از منظر هیجان‌رفتار، غم و خشمی است نسبت به اهدافی که دیگران دست یافته‌اند و فرد حسود به آن دست نیافته است.[۵]

حسادت گرایشی است از روی ناراحتی و غم نسبت به خوشی دیگران، ولو اینکه از رفاه آن شخص و خوشی او نکاهد. این بی‌میلی و اکراه نسبت به دیدن خوشی خود، که بسیار در سایه قرار گرفته است، نسبت به دیگران وابسته به آن است که به صورت متعارف، ما زندگی آسوده را چگونه برای خود، تعریف کرده باشیم و این بینش نه به دلیل ارزش ذاتی و درونی آن از خوشی خودمان است، بلکه به این دلیل است که با دیگران مقایسه‌اش می کنیم. جهت حسادت دست کم برحسب آرزوهای کسی است که با خراب کردن و درهم ریختن خوشبختی دیگران میسر می‌شود. حسادت شهوتی (تمایلی است شدید و عصبی) که تنفر و کینه‌جویی کسی را به کسی که مستحق چیزی است که به دست آورده و به آن دست یافته است، نشان می دهد.[۶]
تفاوت حسادت و دلواپسی از دست دادن:
در زبان معمولی، تمایل به این است که حسادت و دلواپسی از دست دادن (به انگلیسی: [[۲]]) را با هم یکی بدانند، اما توافق فلسفی بر این است که آنها، دو هیجان جداگانه‌اند. [۷] هنگامی که از نظر زبانی، گفته می شود که کسی دچار دلواپسی از دست دادن است، شنیده می شود که او بر این باور است که، آن شخص دیگر خوب است و وی نگران است که نکند او را از دست بدهد. هم حسادت و هم دلواپسی از دست دادن دارای ۳ جزء هستند: یک شخص، یک رقیب و یک تعلق (یا چیزی که در تملک رقیب وجود دارد، متعلق به اوست و او به آن دست یافته است). البته، این تشابه، سطحی است و بین آنها یک تفاوت بنیادین وجود دارد. شخصی که به رقیب حسادت می‌ورزد، بر «تعلق» یا دارایی رقیب متمرکز است، اما فردی که دچار دلواپسی از دست دادن است، بر روی «رقیب» متمرکز است و می ترسد که او را از دست بدهد یا ترس از دست دادن دارد. جایگاه مورد حسادت در رشک بردن و حسادت، درارتباط با رقیب است اما جایگاه حسادت فردی که دچار دلواپسی از دست دادن است، خود رقیب است. تفاوت دیگر، مابین فرد حسود و کسی که دچار دلواپسی از دست دادن است، آن است که: برای فرد حسود، وقتی متعلقات از رقیب او به کسی دیگر داده شود، او به آن فرد دیگر رشک می‌ورزد و نسبت به رقیب احساسی ندارد. در واقع رقیب قابل عوض شدن است نه متعلقات او. و اگر این دارایی ها توسط کسی دیگر مورد استفاده قرار گیرد، ناراحت می شود. ولی رقیب نمی تواند او را ناراحت کند. اما کسی که دچار دلواپسی از دست دادناست، در مسیر دیگری است، زیرا مسئلۀ او خود رقیب است و نه تعلقات او. از این رو شاید بتوان گفت که رشک، حسادتی خوش خیم است و دلواپسی از دست دادن، حسادتی بدخیم و مرضی است که حتی چنین فردی، در صورتی که احساس کند که دیگر رقیب در تملک او نیست و یا به او بی‌توجه است، در فکر نابود کردن او برآید. چنانکه در حسادت‌های عشقی و روابط عاطفی مرضی در شکل‌های «هذیان خیانت»، چنین امری بسیار به وقوع پیوسته است.[۸]
تعابیر دیگر از حسادت و رشک
همچنین ممکن است حسادت از احساس عزت نفس پایین فرد ناشی شود که باعث مقایسهٔ اجتماعی نسبت به بالا خواهد شد[نیازمند منبع] که تصویر شخصی فرد را تهدید می‌کند: فرد دیگری چیزی دارد که فرد حسود داشتن آن را مهم تصور می‌کند. حسادت احساسی است که بیش از همه خود شخص را آزار می‌دهد.

پروفسور رولف هوبلمی گوید که: "حسادت وقتی به وجود می‌آید که شخص احساس کند آنچه دارد، کمتر از آن چیزی است که باید داشته باشد. هیچ چیزی وجود ندارد که باعث حسادت نشود، مادی یا غیر مادی، من می‌توانم به سرنوشت یک نفر یا به کسی که برنده یک جایزه شده حسودی کنم، ولی به طور کل وقتی انسان حسودی می‌کند که آنچه که دیگری دارد برایش ارزش داشته باشد. مثلاً من که حوصله جمع‌آوری تمبر را ندارم به کسی که این کار را می‌کند حسودی نخواهم کرد."

حسادت در هر جامعه معنی خاصی دارد. در هر جامعه‌ای، داشتن چیز بخصوصی که در آن جامعه ارزش جلوه می‌کند، موجب حسادت می‌شود. در جامعه امروز حتی آگهی‌های تلویزیون سعی می‌کنند با توجه به این ضعف بشری مردم را به سوی استفاده از یک کالایبخصوص یا انجام عملی تشویق کنند. جامعه سرمایه دار از حسادت مردم جهت منفعت بیشتر استفاده می‌کند،[نیازمند منبع] زیرا حسادت یک انگیزه‌است و باعث جاه طلبی و افزایش انرژی می‌شود.

حسادت در واقع به خاطر خانه بزرگتر، اتومبیل سریع تر و زیبایی بیشتر نیست، بلکه انسان به خاطر این که شخص به علت داشتن چیزی مورد احترام واقع می‌شود، حسادت می‌ورزد.[نیازمند منبع]

حسود هیچ وقت فکر نمی‌کند آن فردی که بیشتر دارد حتماً خیلی سخت تر کار کرده، او گمان می‌کند که هر موقعیت بهتری، چه از نظر روانی یا مالی قیمتی دارد که شخص حسود هرگز حاضر به پرداخت آن نیست.

اکثر افراد حسود فکر می‌کنند که حق آنان ضایع شده و آنها کمتر از دیگری به حقشان رسیده‌اند. حسودانی که می‌پذیرند دیگری حقش بوده که بیشتر بهره ببرد، رنج بیشتری می‌کشند. این حسودان سعی می‌کنند با یک رفتار خشونت آمیز به فرد مورد حسادتشان حمله کنند. یعنی آنها با تمام قوا عملی انجام می‌دهند که طرف مقابل از امکانات بهتری که دارد لذت نبرده و به این وسیله هر آنچه باعث یادآوری عدم موفقیت او می‌شود نابود می‌کنند. این افراد، محبوب دیگران نیستند و معمولاً چهره واقعی خود را نشان نمی‌دهند و همیشه تظاهر می‌کنند که دیگری را تحسین می‌کنند، ولی در واقع بسیار رنج می‌کشند.[نیازمند منبع]

حسادت یک احساس مطلق نیست، بلکه مخلوطی است از خشونت و شکست. خشونتی که حسود احساس می‌کند مانع از رنج بیشتر او از شکست می‌شود.

اگر شخص حسود جلوی خشونتش را بگیرد بیشتر از شکست رنج می‌کشد. چنین شخصی متوجه می‌شود که اگر او تمام قدرتش را هم به کار ببرد به حق دیگری نخواهد رسید. به همین دلیل فرد دچار افسردگی شدید و فلج کننده‌ای می‌شود. زیرا از خودش سؤال نمی‌کند که به چه وسیله‌ای فرد مورد نظر به خوشبختی رسیده‌است.

در کتاب مقدس مسیحیت، حسادت تحت عنوان«گناه مرگ آور» آمده ولی در واقع واکنش طبیعی انسان جهت جلوگیری و ممانعت از افسردگی است.

حسادت هیچ دلیل بیولوژی ندارد بلکه به مرور زمان و در اثر تجربیاتی که شخص حسود در زندگی به دست می‌آورد، شکل می‌گیرد. معمولاً شخصیت حسود در اثر شناخت فردی غلط گسترش می‌یابد. این افراد در محیطی بزرگ شده‌اند که انجام خواسته‌های دیگران مهم تر از خواسته و علاقه فردی خودشان بوده و آنها هیچ وقت موقعیتی نداشتند که به دنبال علائق و استعدادهای فردی خودشان بروند و بفهمند از چه کار و فعالیتی بیشتر لذت می‌برند.[نیازمند منبع]

این انسان‌ها احساس می‌کنند فقط وقتی خواسته‌های دیگران را کامل انجام دهند مورد قبول مردم می‌باشند.[نیازمند منبع] این افراد معمولاً بیشتر اوقات دروغ می‌گویند و مرتباً به دنبال این هستند کاری کنند که بدان وسیله رضایت دیگران را کسب کنند.[نیازمند منبع]
چگونگی خلاصی از حسادت
خوشبختی و رضایت همیشگی در هر جامعه‌ای در مقایسه با وضعیت موجود افراد آن جامعه صورت می‌گیرد. زیرا بشر با همین مقایسه اجتماعی زندگی می‌کند و اسیر انتظارات اجتماعی خود می‌باشد.

هر انسانی باید سعی کند استعداد و امکانات فردی خودش را بیابد؛ زیرا شخص حسود کسی است که خیلی کم در مورد خودش می‌داند و در حقیقت هیچ اطلاعی از توانائی‌های خودش ندارد و به همین دلیل زندگی اش را بر اساس یک شخصیت غلط برنامه ریزی کرده و خود را با گروهی مقایسه می‌کند که به طبقه اجتماعی دیگری تعلق دارند و با ارزش‌های اخلاقی و اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنند که شخص حسود هرگز نمی‌تواند خودش را به آنها برساند. به همین دلیل و به احتمال زیاد، شخص تبدیل به یک حسود عصبانی یا افسرده می‌شود.[نیازمند منبع]

نکته مهم این است که شخص، حسادت را پذیرفته، به خودش دروغ نگوید و سعی کند نقطه‌ای بین ایده‌آل و واقعیت بیابد و در زندگی خود توازن بوجود آورد.[نیازمند منبع] در حقیقت باید پذیرفت که هیچ انسانی قدرت این را ندارد که عدالت واقعی را در جامعه به وجود آورد و کلاً حسادت در اثر تجربه بی عدالتی در جامعه ایجاد می‌شود.[نیازمند منبع] معمولاً برای حسودان این سؤال پیش می‌آید که بر چه اساسی گروهی بیشتر از دیگران دارند و بر اساس چه قانون اجتماعی این تقسیم انجام شده، اگر جامعه‌ای حسادت را به عنوان یک واکنش طبیعی انسانی در مقابل بی عدالتی‌های اجتماعی ببیند می‌تواند جوابی هم برای سؤال بالا بیابد.[نیازمند منبع] اما متأسفانه حسادت در جامعه واکنشی ناپسند و ناخوشایند محسوب می‌شود و کمتر کسی راحت در مورد آن حرف می‌زند.[نیازمند منبع]

حسادت همیشه وجود دارد حتی اگر سرمایه‌های موجود در جامعه را به طور مساوی بین مردم تقسیم کنند. زیرا اگر شخصی همان سرمایه مشابه را به کمک هوش و درایت خویش بیشتر کند و خوشبخت تر و راحت تر باشد مورد حسادت دیگران قرار می‌گیرد.

پروفسور رولف هوبل معتقد است فقط اگر خوشبختی و آزادی را در دنیا به طور مساوی تقسیم کنند دیگر حسادتی وجود نخواهد داشت، زیرا هر جا که تفاوتی وجود دارد در حقیقت ریشه حسادت کاشته شده‌است.

هوبل می‌گوید از آنجا که بشر همیشه سعی دارد خودش را بهتر از دیگران نشان دهد و تمام سعی و کوشش او در پی ثابت کردن این است که او غیر از دیگری است و خود را در همین تفاوت می‌شناسد، به هیچ وجه مایل نیست که دیگری بیشتر از او داشته باشد؛ زیرا این باعث خجالت و شرمندگی او می‌شود. به همین دلیل حسادت یک همراه دائمی انسان بوده و بدین وسیله انسان می‌تواند بین فردیت و جمعیت بالانس بهوجود آورد.
[COLOR="rgb(139, 0, 0)"]چگونه می‌توان خود را از حسودان محافظت کرد[/COLOR]
[COLOR="rgb(139, 0, 0)"]حسادت در مرحله نابود کننده آن بسیار خطرناک است و آن را نباید ساده گرفت، در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است انسان سعی کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به طریقی کنار بیاید.[نیازمند منبع] یا حداقل سعی کند با آنها مواجه نشود. ولی متأسفانه این روش در بسیاری از موارد مانند فامیل و همکار امکان‌پذیر نیست.[نیازمند منبع] بنابراین شخص مورد حسادت باید سعی کند از آنچه که دارد مقداری به دیگری ببخشد و تا حدودی باعث آرامش نسبی و کاهش خشونت او گردد و یا با گفتن مشکلات خود، آتش درون قلب حسود را کمتر کند و یا برعکس، خود آدم حسود برای آرامش درونی بگوید: فلانی ویلا دارد و ماشین بنز ولی چه فایده! بچه‌های او معتاد هستند. همین افکار و واکنش‌ها در روابط افراد ایجاد توازن می‌کند.

در واقع بهترین موقعیت را کسانی دارند که با زحمت و مشقت زیاد به مال و ثروت می‌رسند[نیازمند منبع]، این گروه هیچ مشکلی با افراد حسود ندارند. و در نهایت باید گفت کسانی که با کمبودهای خود کنار بیایند، می‌توانند به آرامش و آسایش برسند.[/COLOR]
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%DA%A9
ali110 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از ali110 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2015, 09:25 AM   #6
mansouryar
 
mansouryar's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 1,279
تشکرها: 2,087
در 1,034 پست 3,038 بار تشکر شده
Points: 12,654, Level: 73
Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73 Points: 12,654, Level: 73
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

در مقاله‌ ای که لینک آوردم، چاپلوسی های باورنکردنی از سلیمانی شده بود، مثلا بیان اینکه طی الارض دارد! و ...
باید به شدت با بروز اینگونه حماقتها در جامعه مبارزه کرد، بت کردن بعضی افراد در سالهای اخیر، اقدامی مشکوک بوده و تیشه به ریشه عقلانیت در این کشور میزند. مدتی که قم دانشجو بودم، می‌شنیدم آیت الله بهجت ضمیر درونی آدمها را به شکل حیوان درونشان می‌بیند و گاهی خردباختگانی تباه شده به او مراجعه میکنند و اصرار میکنند بهشان بگوید حیوان درونشان چیست؟! اوج انحطاط و سقوط عقلی یک ملت ...

ارسال شده توسط تلفن همراه
__________________
mansouryar آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از mansouryar بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 03-21-2015, 12:22 PM   #7
ali110
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: Shiraz
پست ها: 657
تشکرها: 2,208
در 520 پست 1,309 بار تشکر شده
Points: 7,908, Level: 59
Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59 Points: 7,908, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

مطلب مرتبط در همين فوروم
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=30199
ali110 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از ali110 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 03-24-2015, 12:33 AM   #8
hiran
 
hiran's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2012
پست ها: 1,188
تشکرها: 3,540
در 1,018 پست 3,071 بار تشکر شده
Points: 13,307, Level: 75
Points: 13,307, Level: 75 Points: 13,307, Level: 75 Points: 13,307, Level: 75
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حسادت، یک عامل مهم عقب ماندگی و تباهی ایران

حسادت در رقابت های سیاسی و مناسبات ومنازعات حکومتی و وحتی دست اوردها و چانه زنی های دیپلماتیک سطوح مختلف حکومتی و در میان کارگذاران و فرماندهان در ردهای مختلف قدرت سیاسی یک حکومت ودر وقایع سیاسی و اجتماعی از قدیم الایام تا کنون بوده و هست ونقش پررنگ و بسیار تاثیر گذار ان در روند شکل گیری و حتی تغییر حکومتها در ادوار مختلف تاریخی خیلی پر رنگ بوده و هست و این مهم خیلی بیشتر و پر رنگتر از انکه در میان رفتارهای پوپولیستی و عامه مردم باشد در میان اصحاب حکومت و قدرت ها بوده است .
__________________
شاعرشب
hiran آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از hiran بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 01:03 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT