آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نوشته های شهیر > یادداشت های کوتاه شهیر

پاسخ
    نمایش ها: 14437 - پاسخ ها: 50  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-23-2010, 09:06 AM   #1
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,059
تشکرها: 6,714
در 2,027 پست 22,002 بار تشکر شده
Points: 40,915, Level: 100
Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض زندگی چیست؟

کلاس نهم دبیرستان بودم (زمان ما دوره راهنمائی نبود، شش سال دبستان بود و شش سال دبیرستان). شوهر خاله ای داشتم، دکتر سالمی، که استاد برق داشکده فنی بود و فارغ التحصیل سوربن فرانسه. مراد من در زندگی بود. دریای معلومات و هوش. معلوماتش فقط در حوزه مسائل فیزیک و ریاضی نبود. در فلسفه و مسائل سیاسی تسلطی خارق العاده داشت و به شش زبان تسلط داشت. محصول کامل فضای روشنفکری بعد از جنگ و دهه پنجاه فرانسه بود. آن زمان حل المسائل هندسه ای بود بنام صفاری قربانی. در انتهای کتاب صورت مسائلی که سالها در دنیا به مسابقه گذاشته بود، بدون حل آنها، فقط برای چالش فکر آورده شده بود. از جمله آنها مسئله تثلیث زاویه و مسئله معروفی بنام مورلی بود که شاید بسیاری از شما شنیده باشد. این مسئله در سال 1899 توسط مورلی مطرح و در سال 1939 برای اولین بار حل آن ارائه شد.مسئله را به عنوان یک مسئله معمولی سر شب یک شب سرد زمستان به او دادم. ساعت دو بعد از نیمه شب حل آنرا جلویم گذاشت. چشمهایم داشت از حدقه بیرون می زد. مسئله ای که چهل سال به مسابقه گذاشته بود ظرف حدود 7 ساعت حل کرده بود. (برای دیدن مسئله و حل آن به اینجا مراجعه کنید. این راه حل مثلثاتی است اما او از راه هندسی حل کرده بود که فوق العاده طولانی بود). پدیده ای بود که ناشناخته ماند. سالی که من به کانادا مهاجرت کردم (سال 93) به مرگ مرموزی درگذشت. مرگ او از غم های کهنه زندگی من است. خدای بزرگ می داند که چه گوهری بود و شک ندارم که او را در پناه خود خواهد گرفت.

داشتم می گفتم...کلاس نهم بودم و با او دائم بحث های اجتماعی و سیاسی می کردیم. این را هم بگویم که "سرتق" بودم و به راحتی تسلیم نمی شدم. مدرسه اندیشه می رفتم که مدرسه دو زبانه بود. اندیشه مدرسه بچه سوپر پولدار های ایران بود اما من هم از کلاس اول یک جوری بین آن ها بر خورده بودم. همیشه در خلال بحث هائی که با آقای دکتر سالمی داشتم کنجکاو بودم بفهمم که هدف ما از زندگی کردن چیست. بالاخره یک روزی سر کلاس انگلیسی یک مرتبه جرقه ای در ذهنم زد. با خودم فکر می کردم عده ای برای پیشرفت علم، عده ای برای فلسفه عده ای برای خلق آثار نقاشی و موسیقی و ادبی و بالاخره عده ای برای تحقق عدالت از همه چیز های مادی می گذرند، این ها همه به نظر من خوب بودند. پس هدف یک انسان متعالی برای زندگی کردن چیست؟ آن روز پائیزی سر کلاس انگلیسی در حالی که معلم انگلیسی مان Father Byrne که او هم از انسان های بیاد ماندنی و یگانه زندگی من است رمان Ayala's Angel را با احساس تمام می خواند و کلاس سراسر گوش بود من روی جلد کتابم نوشتم :

We live to create something useful or beautiful

عصر آن روز به خانه دکتر سالمی رفتم و با شوق نسبتا کودکانه جمله را نشانش دادم و منتظر عکس العمل او ماندم. لبخندی زد و پیشانی ام را بوسید و گفت، زنده باد!
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-23-2010, 09:32 AM   #2
faramarz
 
faramarz's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
پست ها: 214
تشکرها: 635
در 126 پست 545 بار تشکر شده
Points: 4,767, Level: 44
Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44 Points: 4,767, Level: 44
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

ممنون از شهیر عزیز با این نوشته زیبا. اما اگر نوع بشر با این تعریف موافق بود دنیا چه بهشتی میشد.
faramarz آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
17 کاربر از faramarz بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 12:51 PM   #3
سردرگم
 
سردرگم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: نزديکي هاي کوير بالاي بلندي.
پست ها: 1,163
تشکرها: 12,883
در 1,074 پست 5,694 بار تشکر شده
Points: 12,282, Level: 72
Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

شهیر گرامی سلام
با سپاس از نوشته زیبایتان.
به نظر من امروزه مشکل از تعریف زندگی نیست . بلکه مشکل در برداشتهای متفاوت از واژگان مورد استفاده در این تعاریف است. مثلاًدر جمله زیبای شما بحث فنی قضیه به برداشت هر شخص از زیبایی و مفید بودن بر میگردد. تا جایی که این برداشت در حیطه رفتار فردی موثر است اشکالی ایجاد نمی شود اما در یک جامعه متشکل از اشخاص با برداشتهای متفاوت که قاعده درستی هم حاکم بر آن نباشد مشکل پدیدار می گردد.
نظر شما چیست؟
سردرگم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
19 کاربر از سردرگم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 02:11 PM   #4
حاجی جفرسون
 
حاجی جفرسون's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Yankeeland
پست ها: 10,652
تشکرها: 4,206
در 8,212 پست 26,845 بار تشکر شده
Points: 108,663, Level: 100
Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100 Points: 108,663, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض زندگی چیست؟



زندگی خیابانی است


که نگاه منتظرش بر رهگذریست

که تولًد به او جرائت داده است

تا بر سنگفرشش

آرام قدم بگذارد

زندگی جاده ایست

و حضور مسافری را می طلبد

که قدم هایش

سکوت سنگین مسیر را

بشکند

زندگی آسمانی است

و پرواز پرنده ایی را آرزو می کند

که بال افشان

حجم آغوش هوا را بشکند

و زندگی در تنهایی غرق می گردد

اگر من و تو

آن رهگذر

مسافر

پرنده

نباشیم

شاید زندگی

عطوفت بارانی باشد

یادگاری از رودی پر آب

در جنگلی خشک

ای شهیر

اندیشه مکن

که بی آنکه بیندیشی

زندگی بسامان است

زندگی

حکایت طوفان و دریاست

بگذریم که شعر جفرسون

گریزی برای بودن است

و تو نیز

برای ماندن دستاویزی می جویی

که از آهن و آتش ساخته ایی

و نامش زندگی است.

شعر از حاجی جفرسون

تقدیم به شهیر جان
__________________
تنها خدا بود که می دانست!
حاجی جفرسون آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
14 کاربر از حاجی جفرسون بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 02:33 PM   #5
dream
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 524
تشکرها: 12,910
در 508 پست 3,201 بار تشکر شده
Points: 9,577, Level: 65
Points: 9,577, Level: 65 Points: 9,577, Level: 65 Points: 9,577, Level: 65
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

آخ سردرگم عزیز
هرچی فکر میکنم میبینم حقیقتا حرفت درسته
دیروز یکی از بهترین دوستان من یکی از انسانهای گل روزگار توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد
دیدگاه اون تنها خدمت کردن به نوع بشر برای داشتن محیطی سالم تر و بهتر هست و من میدونم که درصد بالایی از افرادی
که تو اطلاعات کار میکنند هم همین دیدگاه را دارند شاید حتی همون کسی که بازداشتش کرده
این خیلی درد آوره ، از دیروز که این خبر را شنیدم سردردم الام که این نوشته شهیر و شما را خواندم دیگه تقریبا داره سرم میترکه

شهیر جان چرا ما نمی تونیم با هم و در کنار هم زندگی کنیم ؟
dream آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
15 کاربر از dream بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 07:34 PM   #6
محمد صادق
 
محمد صادق's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: فعلا کهکشان راه شیری
پست ها: 1,458
تشکرها: 1,237
در 1,016 پست 3,392 بار تشکر شده
Points: 19,802, Level: 88
Points: 19,802, Level: 88 Points: 19,802, Level: 88 Points: 19,802, Level: 88
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

به نظر من زندگی چیزی بیشتر از یک شانس و فرصت نیست ( یک رویای کوتاه ) که به بشر داده شده است و معلوم نیست یک بار دیگر تکرار شود.

این دیگر به فرد بستگی دارد که از این شانس در جهت رسیدن به اهدافش چگونه استفاده کند و چه عملکردی داشته باشد.
__________________
۱-زمان تحقق آرمان نور در جامعه کهکشانی ما و فراتر از آن فرا رسیده است.
۲-به زودی به دوستانم در سایر کرات و کهکشانها میپیوندم.
۳-عمرمان جاویدان باد و همیشه شاد ، صحیح و سالم باشیم.
۴-آرامش و خیر و برکت و پر آبی در ایران و مناطق دیگر موج می زند.
۵-بین ایران و آمریکا صلح برقرار می شود.
۶-تنها در روشنایی است که صلح و رشد و توسعه متوازن و پایدار به دست می آید.
۷-کشور واحد جهانی در زمین به فرمان سرچشمه مقدس نور به زودی تشکیل میشود.
۸-خیر پیروز است و نور همچنان جاری است.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 08:05 PM   #7
محمدجواد
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
پست ها: 450
تشکرها: 923
در 392 پست 1,560 بار تشکر شده
Points: 1,952, Level: 26
Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26 Points: 1,952, Level: 26
Activity: 12%
Activity: 12% Activity: 12% Activity: 12%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

شهیر گرامی، با تشکر از خاطره خواندنی شما، فکر نمی کنم مسئله مورلی چندین سال لاینحل بوده باشد. در لینکی که دادید و ویکی پدیا گفته شده که خود مورلی مسئله را با خمهای جبری حل کرده بود و از طریق مثلثاتی هم عده ای حلش کرده بودند. ظاهرا اولین حل هندسی منتشر شده ده سال بعد از کشف این قضیه بوده (که از هفت ساعت خیلی بیشتر است!!). حل مثلثاتی اش نباید سخت باشد (راه حل را هنوز ندیده ام) و چون من یک زمانی در ریاضی خیلی ادعایم میشد امشب سعیم را میکنم. نمیخواستم تاپیک را خراب کنم ولی این رو باید حتما میگفتم! ممنون از این که ما را با این مسئله زیبا آشنا کردید.

و اما در مورد زندگی: فرصت کم است و گذرا.
حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ ﴿٩٩﴾ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا
تا آن گاه که وقت مرگ هر یک از آنها فرا رسد، در آن حال گوید: بارالها، مرا به دنیا بازگردانید. (٩٩) تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم. (به او خطاب شود که) هرگز نخواهد شد، این کلمه‌ای است که (از حسرت) همی بگوید (و ثمری نمی‌بخشد)
(سوره مومنون)
محمدجواد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از محمدجواد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-23-2010, 08:40 PM   #8
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

درست است، حل هندسی که منظور شهیر هم بوده دهسال بعد برای اولین بار صورت گرفته. اما از دل این جریان یک مسئله دیگر هم در می آید و آن اینکه عموما راه حل هندسی برای خود تثلیث زاویه نیست (راه حل هندسی برای سه قسمت کردن زاویه نیست) مگر در حالت های خاص و یا با تقریب. به نظر عجیب می رسد. ببخشید قضیه اصلی فراموش شد، ممنون از نوشته زیبا، شهیر جان.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-24-2010, 03:57 AM   #9
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,059
تشکرها: 6,714
در 2,027 پست 22,002 بار تشکر شده
Points: 40,915, Level: 100
Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

با تشکر از محمد جواد عزیز برای تصحیح نوشته من. منظور من البته حل هندسی قضیه مورلی بود و شما درست می فرمائید دهسال طول کشید.

اما سردرگم عزیز، به چند نکته در این خصوص توجه بفرمائید. این نوشته یک خاطره از دوران نو جوانی است و طبیعی است که اگر بخواهیم وارد جزئیات شویم قطعا روشنگری های زیادی باید صورت بگیرد. اما مشکل اصلی بر سر اختلاف در تعاریف زیبائی نیست و یا حداقل از نظر من نبوده بلکه بر سر این است که اکثریت قاطع مردم اصولا بدنبال "خلق" اثری نیستند. شما در اطراف خودت نگاه کن ببین چند نفر را سراغ داری که "هدف زندگی شان خلق یک اثر زیبا و یا مفید" است (حتی با تعبیر خودشان). در واقع آنچه که من آنروز احساس می کرده ام نوعی طغیان علیه روزمرگی هائی بوده که در اطرافم می دیدم. آنچه هم از خلق کردن در نظرم بود تجلی یک اندیشه و یا یک ذوق هنری بود که بعد از مرگ انسان بجا بماند. امروز اگر بخواهم به آن قضیه نگاه کنم به خودم می گویم من مثلا کتابی را به نیت مفید بودن (چون توانائی زیبا نویسی را مانند بسایری از شما در این فوروم ندارم) می نویسم. چیزی که تقلید نباشد و حداقل برای جامعه و دوستان علاقه مند ایرانی مطالبی نو را مطرح کند و به درک برخی مسائل اجتماعی و سیاسی کمک کند. اما سئوال این است که بقول شما از کجا می توان مطمئن بود که اثر مفید (یا زیبا) از آب در آمده. شاید اصلا چنین نباشد و شاید هم اصلا مضر بوده باشد. در اینجا من خود را با خداوندی روبرو می بینم که بیش از قدرت درک و وسع و استعداد من از من انتظار ندارد. قرآن هم صراحتا به این نکته اشاره دارد لا یکلف نفسا الا وسعها(خدا از کسی چیزی نمی خواهد جز به اندازه توانش). لذا تا آنجا که درک ما از آنچه که خلق می کنیم این باشد که به نیت مفید بودن برای انسان ها شکل واقعیت بخود گرفته، وظیفه مان را انجام داده ایم. اما همانطور که فرامرز عزیز به زیبائی به آن اشاره کرده باید دید اصلا چند درصد مردم بفکر خلاقیت و خلق زیبائی و یا اثری مفید هستند؟ من در زندگی شخصی ام (نه در حیطه نویسندگان و متفکرینی که آثار آن ها را مطالعه می کنم) بیش از چند نفر را ندیده ام حتی در دنیای کار و بیزنس. البته هر چه از دنیای کسب و تجارت دور شویم و به فضای انتلکتوئلی و دانشگاهی نزدیکتر شویم این گرایش برای خلق اثر شدیدتر می شود. من خودم را در این زمینه تنها یک علاقه مند می دانم و متاسفانه هنوز موفقیتی کسب نکرده ام ولی چون این آرزوئی دیرینه است، سخت در تلاشم و اگر خدا بخواهد و عمری باقی باشد به این آرزو جامه عمل خواهم پوشاند.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-24-2010, 11:54 AM   #10
سردرگم
 
سردرگم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: نزديکي هاي کوير بالاي بلندي.
پست ها: 1,163
تشکرها: 12,883
در 1,074 پست 5,694 بار تشکر شده
Points: 12,282, Level: 72
Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

شهير گرامي ممنون از پاسختون
در ابتدا از اينکه يک تاپيک زيبا را با بحث اينچنيني نا زيبا کردم عذر خواهي مي کنم.
صد البته در مورد نیت کاملاً با حرف شما موافقم. اصلاً من با مورادي که بین انسان و خداست مشکلي ندارم. به نظر من این موارد به دليل اینکه طرف مقابل شما شخص صاحب کمالات متعالیه هست بسیار راحت هستند. و تا جايي که شما بدون نيت شر کاری را انجام دهید و این کار یا نتایج آن حقي از کسي ضايع نکند هيچ مشکلي نيست.
مشکل اصلي درون جامعه بشری است. اگر اثري را که شما به نيت خلق اثري زيبا خلق کرديد و از نظر اکثريت نا زيبا و مضر بود حکم چيست؟ داستان مشتاق علي شاه را که به خاطر خواندن قرآن با همراهي سه تار بر سر دار رفت را شنيده ايد؟
سردرگم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از سردرگم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-25-2010, 06:11 AM   #11
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

با اجازه از شهیر عزیز، من می خواهم این سئوال را طرح کنم.

نقل قول:
هدف از زندگی چیست؟

محبت کنید نظراتتان را بنویسید. این تاپیک می تواند کلکسیونی از دید گاههای مختلف و جالب شما شود.
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-25-2010, 01:53 PM   #12
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,700
تشکرها: 14,149
در 2,495 پست 13,683 بار تشکر شده
Points: 29,132, Level: 99
Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

هدف از زندگی آموختن درست تصمیم گرفتن است و مهمترین بخش زندگی هم همانا برهۀ تصمیم گیریست. چطور تصمیم گرفتن و چگونه آنرا به اجرا گذاشتن فرجام زندگی هر فردی را مینمایاند. فرآیندهای زندگی به نظر من همه تابعیست احتمالی اما با مرزهای روشن ولی نه کاملا قطعی، که موثر است از عوامل خرد و کلانی که خود سرشتی پیشامدی و ناقطعیتی دارند. بنابراین من فکر میکنم زندگی به نوعی شنا کردن در سیاله ایست که زاویۀ امواج و اندازه تندی آن متغیرهایی با سرشتی پیشامدی است. اما آنچه که مقصد را تعیین میکند نوع واکنشی است که من شناگر به این کنشهای پیشامدی خواهم داد. پس شاید بتوان گفت زندگی مجموعه ایست از "واکنشهای من" به جهانی که جهتش به خواست من نیست.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-25-2010, 02:08 PM   #13
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,972
تشکرها: 29,331
در 3,403 پست 14,832 بار تشکر شده
Points: 19,354, Level: 88
Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88 Points: 19,354, Level: 88
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

از آنجائیکه زندگی زورکی و اجباری است و هیچکس به اختیار خود به دنیا نیامده. هدف از زندگی را باید از همان باعث و بانی پرسید که فرستادگانش میگویند هدف عبادت اوست و بس.
از نوجوانی که علائق روز بروز بیشتر و نمایانتر میشوند. بالاخره یکی دوتا جلب نظر بیشتری میکند و اگر شرایط و همت شخص مناسب باشد ، هدف هم مشخص میشود و فرد به آن سو میرود . شکست و پیروزی هم تبعات انتخاب و مسیر است. در غیر اینصورت ، در شرایط نامناسب و غیاب همت ، تنازع بقا غریزی است و هدفی انحصاری. در میان نسخه های متعددی که بزرگان پیچیده اند هدف از زندگی درک یک باور و مبارزه در راه تحقق آن به نظر شریفتر میرسد . حتی اگر این باور پوچی و بی هدفی زندگی باشد. شخصا فکر میکنم هدف جاودانگی است و مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند.
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
18 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-25-2010, 02:35 PM   #14
مرتضی
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,484
در 2,080 پست 10,717 بار تشکر شده
Points: 23,622, Level: 94
Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94 Points: 23,622, Level: 94
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

من هم با فابیان موافقم؛ منشاء جهان بینی های مختلف، میل به جاودانگی و یافتن راهی برای گریز از فنا یا لااقل توجیه آن است. Terror Management Theory بیان می دارد ارزش ها و مفاهیم بشر ریشه در ترس وی از مرگ دارد و یکی از تئوری هایی است که غیرمذهبی ها بر مبنای آن شکل گیری مذاهب گوناگون و شباهت های بین آنها را توجیه می کنند.
مرتضی آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
12 کاربر از مرتضی بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-26-2010, 07:51 PM   #15
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,059
تشکرها: 6,714
در 2,027 پست 22,002 بار تشکر شده
Points: 40,915, Level: 100
Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط مرتضی نمایش پست ها
من هم با فابیان موافقم؛ منشاء جهان بینی های مختلف، میل به جاودانگی و یافتن راهی برای گریز از فنا یا لااقل توجیه آن است.
مرتضی جان این شکل تغییر یافته حرف من است. گذاشتن اثر و خلق اثر به دلیل همین میل به جاودانه شدن است. منتها حرف من تنها به یک شکل خاص از این میل محدود است. ناپلئون هم همین میل را داشت اما با جنگ بدنبال ثبت خود در تاریخ بود (قصد مقایسه خودم را با آن بزرگوار ندارم ها). دانشمندان و مخترعین هم همین میل را داشته اند. یک معترضه هم برای زنگ تفریح در مورد مخترعین...

بر خلاف تصور عمومی مخترع اصلی برق مایکل فارادی انگلیسی است و نه ادیسون. اولین خانه ای هم که در جهان با نور برق روشن شد این خانه در انگلیس بوده است (خانه بسیار زیبائی است من از نزدیک سالها پیش آن را دیدم). خیابان های لندن هم اولین خیابان های شهر های جهان بودند که با برق روشن شدند. این را گفتم که حق فارادی بنده خدا با آن همه زحمت پایمال نشده باشد.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
16 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 10:40 AM   #16
مرجان
 
مرجان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 537
تشکرها: 6,757
در 524 پست 4,343 بار تشکر شده
Points: 9,885, Level: 66
Points: 9,885, Level: 66 Points: 9,885, Level: 66 Points: 9,885, Level: 66
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

سلام
سه سال قبل به علت درد خفيف در ناحيه دست به متخصص مراجه كردم و بعد از معاينه برايم سونوگرافي نوشت . جواب سونوگرافي را گرفتم و سرسري نگاهي كردم و بعد پسرم را از پدرش تحويل گرفتم و به پارك بردم. وقتي پسرم سرسره بازي مي كرد به خواهر م زنگ زدم و جريان را تعريف كردم . از من خواست جواب سونو را برايش بخوانم و قتي كه جواب را كامل خواندم سكوتي برقرار شد و بعد صداي خواهرم را شنيدم كه ناگهان گرفته و بي حال بود و به من گفت : كجايي گفتم توي پارك گفت: همين الان بچه را ببر بده به همسرت و بيا بيمارستان ..... رسيدي زنگ بزن .گفتم: مريض داره . سرم داد زد: پاشو بيا بايد با دكتر... صحبت كنم.» گفتم : چرا، جواب داد: نمي فهمي كه برجستگي يك طرفه غدد لنفاوي خوش خيم نيست ،» و صدايش شكست:« زود بيا. »تلفن را قطع كردم و به پسرم نگاه كردم كه با موهاي روشن و پوست سفيد در زير نور آفتاب مي درخشيد ، به آسمان نگاه كردم كه چقدر آبي بود و از تاري و كدري هميشگي خبري نبود مردم كه مي خنديدند و باهم صحبت مي كردم و پسرم كه بي خيال به من لبخند ميزد و شيشه مات كيوسك نگهباني پارك كه چهره ام در آن منعكس بود : زني خسته و ضعيف با نگاهي خموده ، ناگهان وحشت كردم، به غدد لنفاوي عجيب و غريبم فكر كردم و اشك در چشمهايم جمع شد . تا پسرم را به همسرم سپردم و به بيمارستان رفتم و تا وقتي پزشك پير با موهاي سفيد و چهره مهربان من را معاينه كرد در وحشت و اندوه و هراس و تصاوير مبهمي از شيمي درماني و تشييع جنازه خودم ، تنهايي همسر عزيزم و بي مادري پسرم غرق شده بودم .تمام فلسفه بافي هايم در مورد زندگي و ايراد گرفتن به معني و مفهوم آن و اداي وارسته ها و بي خيال ها را درآوردن و با ژست حق به جانبي براي بقيه سخنراني كردن كه : بعله ما هم انقدر مي فهميم كه بتونيم نظر بديم و بازي سرگرم كننده و جذاب « من از شما پيچيده تر هستم» به آني نقش برآب شد و من حاضر بودم جلوي عالم و آدم اعتراف كنم كه هيچ چي نيستم جز يك زن ضعيف و درمانده و حاضرم هر چه دارم بدهم تا پسرم بدون من و تنها بزرگ نشود. با در خواست مجدد سونوگرافي مشخص شد كه غدد لنفاوي هر دو طرف به علت واكنش به يك عفونت سيستميك برجسته شده است و موردي براي نگراني وجود ندارد .
زندگي يعني همين .
مرجان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
13 کاربر از مرجان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 11:24 AM   #17
Hadi
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 1,101
تشکرها: 4,232
در 1,005 پست 5,614 بار تشکر شده
Points: 21,385, Level: 92
Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

زندگی چیست ؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آن كه عشق می ورزد
دل و جانش به عشق می ارزد

امیرهوشنگ ابتهاج

متن كامل اين شعر زيبا رو از اينجا بخوانيد.
__________________
مبارزه با فساد بزرگترین چالش 35 سال گذشته است
بند 9 از ابلاغيه اقتصاد مقاومتي : شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی وغيره.
Hadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از Hadi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 11:32 AM   #18
سردرگم
 
سردرگم's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
محل سکونت: نزديکي هاي کوير بالاي بلندي.
پست ها: 1,163
تشکرها: 12,883
در 1,074 پست 5,694 بار تشکر شده
Points: 12,282, Level: 72
Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72 Points: 12,282, Level: 72
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام در اندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فرو ریزد زگردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر ، خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون
شکافد نیز آنها هامون نهنگ بحر فرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چون این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانستم دگر چون شد که چون غرق است در بی چون
چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
سردرگم آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از سردرگم بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 12:19 PM   #19
مرجان
 
مرجان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 537
تشکرها: 6,757
در 524 پست 4,343 بار تشکر شده
Points: 9,885, Level: 66
Points: 9,885, Level: 66 Points: 9,885, Level: 66 Points: 9,885, Level: 66
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

....هي فلاني !زندگي شايد همين باشد
يك فريب ساده و كوچك
آن هم از دست عزيزي كه
تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي
من گمانم زندگي بايد همين باشد....
مرجان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از مرجان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 12:44 PM   #20
kasra
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 13
تشکرها: 108
در 12 پست 39 بار تشکر شده
Points: 1,875, Level: 25
Points: 1,875, Level: 25 Points: 1,875, Level: 25 Points: 1,875, Level: 25
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

سلام به همه ى دوستان، مخصوصا به اونايى كه تو اين بحث شركت كردن!
اگه به اين نى نياى جوان اجازه ى حرف زدن بديد، خوش حالشون كرديد.
مى خوام بگم كه هدف از زندگيم چيه!!!؟
اينكه، تو هر موقعييتى كه هستم كارى رو انجام بدم كه بقيه انجام نمى دادن! منظورم اينكه متفاوت باشم با تكرار مكررات ! حد اقل سودش اينه كه بقيه هم شهامتشو پيدا مى كنن كه تو هر موقعييتى ريسك كنن و اين كه يه عكس العمل جديد رو ياد گرفتن! پس يكى از اهدافم، ياد دادنه!
يكى ديگه از اهدافم، تمرين بى توجهىه كه به هدف قبليم كمك مى كنه!
فقط يه سوال دارم از برادر شهاب : سوالتون يكم زيادى كلى نيست؟؟ آخه برد جوابش زياده!!!
__________________
من آن رولتى را كه حاوى باور هاى مسيحيت بود خوردم، تهوع من شهادت مى دهد! (نيچه)

ياد من باشد حرفى نزنم كه به قانون جهان بر بخورد!


kasra آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از kasra بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 01:05 PM   #21
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,700
تشکرها: 14,149
در 2,495 پست 13,683 بار تشکر شده
Points: 29,132, Level: 99
Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

کسری جان یکی از milestone های امروز من خواندن امضای جالب شما بود:

نقل قول:
من آن رولتى را كه حاوى باور هاى مسيحيت بود خوردم، تهوع من شهادت مى دهد! (نيچه)

ياد من باشد حرفى نزنم كه به قانون جهان بر بخورد!
موفق باشید!
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 01:41 PM   #22
خوابزده
 
خوابزده's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Tehran
پست ها: 2,619
تشکرها: 23,375
در 2,432 پست 17,097 بار تشکر شده
Points: 31,304, Level: 100
Points: 31,304, Level: 100 Points: 31,304, Level: 100 Points: 31,304, Level: 100
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

هدف از زندگی؟ آدمها موجودات عجیبی هستند و مهمترین چیز عجیب هم در اونها اینه که هر روز یا هر هفته دیگه دست پر هر سال هدفشون از زندگی عوض میشه ، یکوقت ممکنه بگید خب دیگه اهداف بلند مدت داریم و کوتاه مدت و میان مدت و ... . نه منظورم همه هدفهاشونه. مثلاً خود من در ده سالگی هدفم این بود که تمام جهان به این چیزی که بهش میگن سوسیالیسم برسه و همه راحت بشن و پدر من که جزء طبقه پرولتاریا بود اینقدر زحمت نکشه تا اون آقای احمدی که خیلی پولدار بود و سه تا ماشین داشتن و دختراش هم خیلی خوشگل بودن از دسترنج اونها استفاده کنه و برای رسیدن به این هدف بدون هیچ دستمزدی با دوچرخه روزنامه کار می فروختم و برای مجاهدین تبلیغ می کردم و خلاصه هرکاری برای رسیدن به جامعه بدون طبقه حاضر بودم بکنم حتی حاضر بودم دوچرخه ام رو بدم تا جهان بی طبقه بشه.
در شانزده سالگی تمام آرزوی من این بود که بتونم مثل شریعتی باشم و بتونم عقل نسل جوان رو با اسلام شناسی و دل اونها رو با کویر و هبوط آشنا کنم و البته توانستم شباهتهایی بین خودم و شریعتی پیدا کنم و بزرگترین شبهاتمون این بود که هردو زیاد سیگار می کشیدیم و البته برتری من این بود که من از یازده سالگی سیگاری شده بودم و از این حیث به خودم می بالیدم.
در دانشگاه فهمیدم که برای تغییر جهان بهترین کار شاعر شدنه . این شد که هرچه تونستم شعر خوندم از شاملو و اخوان و سهراب و فردوسی و حافظ و سعدی گرفته تا دانته و مارگوت بیگل و ... . ولی اشتباه بود ، مشکل اینجا بود که شاعر شدنم نه پاسخی به آرمانهای حق طلبانه ام که نیازی برای یاد گرفتن شعرهای عاشقانه گفتن بود و شاید هم فکر می کردم که برای تغییر جهان باید عاشق شد.
در سی سالگی هیچ هدفی نداشتم یعنی هدف عمده ای نداشتم جز موفقیت و پول ، مثلاً شاید می خواستم یک ماشین بخرم یا مسافرت خارج از کشور برم یا یک کار بهتر پیدا کنم . فقط زندگی می کردم و هدفم هم فقط همین بود زندگی
در چهل سالگی خیلی رقیق القلب شدم ، با هر تلنگری اشکم سرازیر میشه ، حتی از خوندن یک جمله یا شنیدن یک ترانه یا دیدن یک فیلم یا حتی بغل کردن پارسا . احساس می کنم که باید مهربونتر بشم ، احساس می کنم که باید دیگران رو بیشتر دوست داشته باشم . احساس می کنم که باید بی کینه تر بشم. هدفم هم خیلی کوچک تر شده . دیگه دوست ندارم جهان رو نجات بدم ، حتی جامعه بی طبقه رو هم نمی خوام که اگه پدرم اون رو ندید هیچکس لایقتر از اون برای دیدنش نیست. فقط می خوام خودم و تنها خودم مهربونتر باشم و بتونم همه رو دوست داشته باشم و این حس رو به پارسا هم منتقل کنم و اگر هم کمکی از دستم برمیاد برای انجام دادنش تموم انرژی و توانم رو بذارم تا بتونم دل دیگه ای رو شاد کنم .
خوابزده آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
14 کاربر از خوابزده بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 07:07 PM   #23
kasra
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 13
تشکرها: 108
در 12 پست 39 بار تشکر شده
Points: 1,875, Level: 25
Points: 1,875, Level: 25 Points: 1,875, Level: 25 Points: 1,875, Level: 25
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

کسری جان یکی از milestone های امروز من خواندن امضای جالب شما بود.
موفق باشید!

خيلى خوشحالم كه بالاخره يه نفر پيدا شد، ما رو هم ببينه!
شمشيريه عزيز بايد بگم كه همين امضاى ما باعث شد ما كارت زرد بگيريم!!
مجبور شدم تغييراتى توش ايجاد كنم تا كارت قرمز نگيرم!!!
kasra آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از kasra بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-27-2010, 08:53 PM   #24
ertava
 
ertava's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
پست ها: 647
تشکرها: 1,045
در 505 پست 1,808 بار تشکر شده
Points: 6,493, Level: 52
Points: 6,493, Level: 52 Points: 6,493, Level: 52 Points: 6,493, Level: 52
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

در این 7 ماه اخیر اتفاقات عجیب وغریبی برای من افتاد که دید من رو نسبت به زندگی کلا عوض کرد.
اولین چیزی که یاد گرفتم این بود که زندگی بی ثبات ترین چیز دنیاست با یه اتفاق کوچیک همه جیز میتونه دگرگون بشه همونطور که من اینرو با چشم خودم دیدم.
به نظر من زندگی یه سرمایس برای بدست آوردن تموم چیزهای خوب و عالی در هر چیزی در علم معرفت دین وصداقت و...
اما فرصتش اندکتر از اونیه که فکرشو بکنیم.....
ور روزی دوران ما هم به پایان میرسه.
وعده ما بهشت ...
ertava آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از ertava بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-28-2010, 10:45 AM   #25
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : زندگی چیست؟

زندگی عشق نیست عشق زندگی ست .
زندگی یعنی تکاپو
زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی شب نو روزنو اندیشه نو
زندگی یعنی غم نو حسرت نو پیشه نو
زندگی می بایست سرشار از تازگی باشد
زندگی همچون آب است
آب اگر راکد بماند
چهره اش افسرده خواهد شد.

من هر وقت کتابی یا فیلمی می بینم در نقش اصلی داستان غرق می شوم شاید دچار خویشتن پنداری می شوم !!!
در تعطیلات کتابی خواندم بسیار زیبا به نام دختر پرتغالی نوشته ی بوستین گردر به قسمتی رسیدم که نقش اول داستان در شرف مرگ بود دقیقا زمانی که هم به معشوقش رسیده بود و هم کودک چهار ساله ای داشت آخرین شبی که با کودکش تنهایی گفتگو می کرد آسمان پر از ستاره بود با بغض و اشک به فرزندش گفت :
زندگی همین است زمانی که هنوز قصه ی تو تمام نشده میگویند کلاغه به خونه اش رسیده و تو میگویی اما قصه ی من تمام نشده .......
بله درست در زمانی که فکر می کنیم همه چی مرتب است ناگهان باید رفت انگار با شخص داستان همسفر بودم نه انگار خودم بودم او می رفت یا من ؟
گذر از حیات اجتناب نا پذیر است و هر زمان ممکن است اتفاق بیافتد .
آیا از من فقط رد پایی در شن زار زمانه خواهد ماند که آن هم با بادی ناپدید خواهد شد ؟
این همه پریشانی در کوچه باغهای بی قراری زندگی چه حاصل داشت ؟
این همه رنج و سختی ، لبخند ها و اشکها ، دلبستگی ها ، دلتنگی ها ......؟
برای اولین بار معنای گذرایی زندگی را درک کردم به بلندترین بخش ساختمان رفتم و جایی را که چند لحطه پیش نشسته بودم نگاه کردم : روزی روح من جسم بی جان مرا همینطور خواهد دید و مرگ را خواهم دید که ایستاده با قامتی صاف و محکم و می گوید :
این زمین سهم توست از این پس تنهایی و در خواب عمیق ....
و از خود پرسیدم معنای واقعی زندگی چیست ؟
تردید دارم کسی بتواند پاسخ کلی و قانع کننده ای به این سوال بدهد چرا که معنای زندگی از فرد به فرد ، روز به روز ، لحظه به لحظه در حال تغییر است !!!
و فهمیدم هیچ معنای انتزاعی خارج از انسان برای زندگی وجود ندارد هر انسانی خودش باید معنای زندگی را در یابد .
گذرا بودن زندگی از معنای آن نمی کاهد بلکه مسئولیت سنگین تری را ایجاد می کند .
برگ برگ تقویم زندگیم را آن شب ورق زدم با خاطرات تلخ ، تلخ گریستم و با خاطرات شاد ، شادمانه خندیدم .....
ورق زدم و ورق زدم با غرور به برگ ها و زندگی سرشار از تلاش و رنج و سختی خود نگریستم که چه شجاعانه از عهده ی آنها بر آمدم !
گذرا بودن زندگی و رنج و سختی ، مرگ و پریشانی نمی تواند معنای واقعی زندگی را از انسان بگیرد .
در واقع هیچ معنای انتزاعی خارج از خود انسان برای زندگی وجود ندارد زندگی با انتخاب ما معنا پیدا می کند
زندگی انسان می تواند دارای معنا باشد و این مهم از سه طریق امکان پذیر است :
1- انجام کارهای ارزشمند
2- با تجربه های ارزشمند و والا
3- با تحمل رنج و درد
راه اول کاملا مشخص است و نیاز به توضیح ندارد از خلق آثار هنری تا ...
راه دوم یافتن معنای زندگی از راه تجربیات ارزشمند مانند برخورد با شگفتی های طبیعت ، فرهنگ و در سطح بالاتر درک و یافتن فردی دیگر یعنی بوسیله ی عشق .
عشق تنها شیوه ای ست که با می توان به اعماق وجود انسانی دیگر دست یافت هیچکس توان آن را ندارد مگر از راه عشق به جوهر وجودی انسانی دیگر آگاهی کامل یابد .
جنبه ی روحانی عشق است که ما را یاری می دهد تا صفات اصلی و ویژگی های واقعی محبوب را ببینیم و حتی چیری را که بالقوه در اوست و باید شکوفا گردد را درک کنیم . علاوه بر این عاشق به قدرت عشق توان می یابد که معشوق را در آگاه شدن از استعدادهای خود و تحقق بخشیدن به آنها یاری کند .
عشق عاملی پدیده زاد نیست که از غریزه ی جنسی مشتق شود حتی شکل اعتلا یافته ی غریزه ی جنسی هم نیست بلکه خود مانند غریزه ی جنسی پدیده ای اصلی و بنیادی ست .
میل جنسی آنجایی جایز و مقدس است که حامل و ناقل عشق باشد . عشق تنها اثر جنبی چنین میل جنسی نیست بلکه میل جنسی شیوه ای است برای ابراز نهایت همدمی و تعارضی که عشق طالب آنست
و راه سوم رسیدن به معنای زندگی از طریق رنج ، انسان وقتی با وضعی اجتناب ناپذیر روبرو می شود یا با سرنوشتی تغییر ناپذیر روبروست مانند بیماری درمان ناپذیر یا ... این فرصت را می یابد که به عالی ترین ارزش ها و ژرف ترین معنای زندگی یعنی رنج کشیدن دست یابد .
درد و رنج بهترین جلوه گاه ارزش وجود انسان است و آنچه اهمیت بسیار دارد
شیوه ی نگرش فرد نسبت به رنج است و شیوه ای که این رنج را به دوش می کشد .
به این گفته ی نیچه توجه فرمایید :
« هر کس چرایی زندگی را یافته است با هر چگونگی خواهد ساخت »
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
زندگی را نخواهیم فهمید اگر ... باران بخش اجتماعی 2 02-28-2014 02:53 AM
رنجنامه تکان دهنده یکی از همسران مهاجرانی namira خبر سیاسی 7 01-27-2010 05:56 PM
انرژی، جمعیت، محیط زیست و پیش گویی از آینده Hadi بخش اجتماعی 4 09-02-2009 10:17 AM
مجله دیسکاور: زندگی فرازمینی- کجا٬ چه موقع و در کدام جهان؟ youme تالار دانش و فناوری 2 05-22-2009 11:28 PM
بار دیگر فروغ فرخزاد: «ماه، خورشید، گل، بازی» youme سینمای جهان 0 04-24-2009 09:26 PM


ساعت جاری 11:05 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT