آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار نوشته های شهیر > مقالات اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 15394 - پاسخ ها: 30  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-18-2008, 11:44 PM   #1
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,937 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

دسامبر سال ١٩٨۴ است. سرما در نیویورک بیداد می کند. میزان قتل و تجاوز در نیویورک ٧٠٪ بیش از شهرهای دیگر آمریکاست. اپیدمی کرک (Crack Epidemic) و مواد مخدر شهر را در چنگال خود می فشرد. مرد جوانی به نام برنهارد گوئتز (Bernhard Goetz) وارد ایستگاه مترو در تقاطع خیابان چهارده و هفده می شود. مردی باریک اندام و سی و چند ساله که شلوار جین بپا دارد و بادگیری نیز بر تن کرده است. چهار مرد جوان سیاه پوست بخشی از قطار را برای خود قرق کرده اند در حالیکه بقیه مسافران از ترس برخورد با آنان همه در گوشه دیگر واگن نشسته اند.

گوئتز بی توجه به وضعیت، صندلی نزدیک به آنان انتخاب کرده و همانجا می نشیند. یکی از سیاهپوستان در حالیکه برخاسته و به سمت او حرکت می کند شروع به صحبت می کند. حال شما چطوره؟ بلافاصله سه جوان دیگر هم پشت سر او براه می افتند و تقریبا گوئتز را در محاصره خود قرار می دهند.

گوئتز بسیار خونسرد از او می پرسد: چه می خواهی؟ مرد جوان سیاهپوست معطل نمی کند و بلافاصله می گوید ۵ دلار بده به من. گوئتز خود را به نشنیدن می زند . او دوباره تکرار می کند: گفتم ۵ دلار بده. گوئتز دستش را در جیبش فرو می برد و یک کلت کالیبر ٣٨ بیرون می کشد. لحظه ای هم تامل نمی کند. بسرعت برق و باد هر چهارتای آنان را مورد شلیک گلوله قرار می دهد. ظاهرا گلوله به یکی از آنان بنام کیبی (Cabey) برخورد نمی کند. کیبی روی زمین نشسته و التماس می کند. گوئتز بالای سر او رفته و بسیار خونسرد می گوید مثل اینکه تو هنوز سالمی؟ اینهم یکی دیگر و گلوله ای که باعث گردید کیبی برای همیشه فلج شود به سمت او شلیک می کند.

مسافران در حالیکه در بهت و شوک بسر می بردند با چشمهای از حدقه درآمده او را نگاه می کردند. در همان حال یکی از آنان ترمز اضطراری قطار را می کشد. با ایستادن قطار گوئتز به آهستگی به سمت در خروجی حرکت کرده و در میان تاریکی تونل مترو گم می شود.

این ماجرا بازتاب گسترده ای پیدا کرد. چند روز بعد گوئتز خود را به پلیس معرفی کرد، و ماجرای "چریک مترو" موضوع روز روزنامه های آمریکا و به خصوص نیویورک گردید. روزنامه ها بطور باور نکردنی به تجلیل از مردی پرداختند که سفید پوست بود و در مقابل سیاهان که همواره منشاء جرم و جنایت هستند به مقابله برخاسته بود!

چهار جوان سیاهپوست از مرگ نجات یافته (یکی از آنان فلج شد) و محاکمه جنجالی گوئتز بالاخره به برائت وی از کلیه اتهامات (به غیر از حمل غیرقانونی اسلحه) انجامید.

داستان "چریک مترو" سمبل روزهای تاریک تاریخ شهر نیویورک است. روزهائی که اپیدمی جرم و جنایت شهر را در بر گرفته بود. در این میان شاید بدترین، کثیف ترین و خطرناکترین محل در نیویورک ایستگاههای مترو و قطارهائی بودند که میلیونها نفر را در روز جابجا می کردند. از سوی دیگر سیستم فرسوده مترو نیز مزید بر علت شده بود. روزی نبود که آتش سوزی در سیستم بوقوع نپیوندد و یا در جائی قطار از ریل خارج نشود.

در بعضی مناطق آنقدر وضعیت ریلها خراب بود که نوارهای قرمز بسته بودند که معنی اش آن بود که قطار نباید از ١٠ مایل در ساعت سریعتر حرکت می کرد. در زمستان واگن ها سرد و در تابستان گرم و نفس گیر بودند. هیچ یک از واگن ها تهویه نداشتند. عکس هائی که پس از وقوع جرم توسط گوئتز از داخل واگن مربوطه توسط پلیس برداشته شده بود نشان می داد که مانند هزاران واگن دیگر در آنروز کف آن از آشغال و قوطی خالی نوشابه و آبجو مملو بود.

باج گیری در ایستگاهها و در داخل قطارها امری روزمره و عادی بود. فرار از پرداخت پول بلیط رایج بود و سیستم مترو ٢٠٠ میلیون دلار در سال از این بابت ضرر می کرد. مردم از روی نرده ها بداخل ایستگاه می پریدند و یا ماشین ها را از قصد خراب می کردند و یکباره سیل جمعیت بدون پرداخت بلیط به داخل سرازیر می شد. اما آنچه که بیش از همه به چشم می خورد گرفیتی (Graffiti) بود. (گرفیتی نقش ها و عبارات عجیب و غریب و در همی است که بر روی دیوار نقاشی و یا نوشته می شود). هر شش هزار واگنی که در حال کار بودند از سقف تا کف و از داخل و خارج از گرفیتی پوشیده شده بودند. آن نقش و نگارهای نامنظم و بی قاعده چهره ای زشت و عبوس و غریب را در شهر بزرگ زیرزمینی نیویورک پدید آورده بودند. اینگونه بود وضعیت شهر نیویورک در دهه ١٩٨٠ شهری که موجودیتش در چنگال جرم و جنایت و کرک فشرده می شد.

با آغاز دهه ١٩٩٠ به ناگاه وضعیت گوئی به یک نقطه عطف برخورد کرد. سیر نزولی آغاز گردید. قتل و جنایت به میزان ٧٠ درصد و جرائم کوچکتر مانند دزدی و غیره ۵٠ درصد کاهش یافت. در ایستگاههای مترو با پایان یافتن دهه ١٩٩٠، ٧۵ درصد از جرائم از میان رفته بود. در سال ١٩٩۶ وقتی گوئتز برای بار دوم بدلیل شکایت کیبی جوانی که فلج شده بود به محاکمه فراخوانده شد روزنامه ها و مردم کمترین اعتنائی دیگر به داستان وی نکردند. زمانی که نیویورک امن ترین شهر بزرگ آمریکا شده بود دیگر حافظه ها علاقه ای به بازگشت به روزهای زشت گذشته را نداشتند.

از سال ١٩٩٠ تا نیمه این دهه جمعیت تازه واردی به این شهر نیامدند و جماعتی که مسئول شرّ و خباثت بودند یکمرتبه به یک عزیمت دستجمعی دست نزدند. هیچکس در خیابانها براه نیفتاد و بد و خوب را به مردم آموزش نداد. همان تعداد بیمار روانی و همان تعداد افراد شروری که تمایل به ارتکاب جرم داشتند، هنوز در شهر وجود داشت. اما بدلیلی دهها هزار تن از کسانی که دست به جرم و جنایت می زدند به ناگاه دست از عمل خود کشیدند.

در سال ١٩٨۴ برخورد بین یک مسافر مترو و چهار جوان سیاهپوست بر سر ۵ دلار حادثه ای خونین آفرید ولی امروز دیگر وقوع چنین حادثه ای محتمل نیست.

چگونه این اتفاق افتاد؟

همانگونه که ناهنجاریهای اجتماعی حالت اپیدمی به خود می گیرد، ناپدید شدن آن نیز از همان قوانین تبعیت می کنند. آنچه که مالکولم گلدول (Malcolm Gladwell) در کتاب "نقطه عطف" (The Tipping Point) به عنوان یکی از عمده ترین مختصات یک اپیدمی اجتماعی از آن یاد می کند "قدرت محتوای پیام" (Power of Context) است.

برای شیوع و همه جا گیر شدن یک پدیده اجتماعی از مد گرفته تا عادات خوب و بد اجتماعی تا محبوب شدن یک برنامه تلویزیونی و یا یک رهبری سیاسی و غیره، شرط اصلی این است که پیامی که تازه از جا کنده شده از آن چنان قدرتی برخوردار باشد که بتواند لایه های مختلف اجتماع را به سرعت در هم نوردد.

در دهه ١٩٩٠ میزان جرم در تمامی ایالات متحده رو به کاهش گذارد. یکی از دلائل آن کاهش خرید و فروش کرک کوکائین (Crack Cocaine) بود که در بین معتادان و فروشندگان مواد، انواع جرائم را دامن زده بود. وضعیت اقتصادی بطور چشم گیری بهبود یافت. ظهور کمپانی های والافن و داغ شدن بازار بورس و سر بر آوردن هزاران شرکت جدید بازار کار را داغ کرد و میزان بیکاری کاهش یافت. جمعیت رو به پیر شدن گذاشت و تعداد افراد در گروه سنی ١٨ تا ٢۴ سال که اکثر جرائم به آنان نسبت داده می شد رو به کاهش گذارد. اما مطالعاتی که انجام شد مطلب را پیچیده کرد.

در دوره زمانی که نقطه عطف ظاهر گردید و به ناگاه میزان خشونت در جامعه رو به کم شدن گذاشت هنوز وضعیت اقتصادی شهر بهبود نیافته بود. هنوز اقتصاد در حالت سکون به سر می برد. در واقع فقیرترین بخش های شهر نیویورک به خاطر قطع کمک های دولت و خدمات رفاهی بدترین ضربه را در سالهای آغازین ١٩٩٠ دریافت کردند. کم شدن کرک حتما عامل موثری بوده ولی مطالعات نشان داد که کاهش مصرف کرک سالها پیش از وقوع نقطه عطف جرائم آغاز گردیده بود.

از طرفی آمار نشان می دهد بدلیل مهاجرت های سنگین در دهه ١٩٨٠، تعداد جوانان در دهه ١٩٩٠ نه تنها کمتر نشد بلکه بیشتر هم شد. (علت اصلی مهاجرت ها وضع اسفناک اقتصاد در شهرهای کوچک بود که مردم در آرزوی یافتن کار و نان به نیویورک هجوم آوردند). از طرف دیگر تمامی این عوامل تاثیرات تدریجی در تغییر شکل اجتماع دارند.

اتفاقی که در نیویورک افتاد همه حالات مختلف را بخود گرفت مگر یک تغییر تدریجی. کاهش جرائم و خشونت ناگهانی و به سرعت اتفاق افتاد. درست مثل یک اپیدمی. بنابراین باید عامل دیگری در کار می بود. باید توضیح دیگری برای این وضعیت پیدا می شد. این "توضیح دیگر" چیزی نبود مگر تئوری "پنجره شکسته" (Broken Window Theory).

تئوری پنجره شکسته محصول فکری دو جرم شناس آمریکائی (Criminologist) بود به اسامی جمس ویلسون (James Wilson) و جورج کلینگ (George Kelling). این دو استدلال می کردند که جرم نتیجه یک نابسامانی است. اگر پنجره ای شکسته باشد و مرمت نشود آنکس که تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی را دارد با مشاهده بی تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری می زند. دیری نمی پاید که شیشه های بیشتری شکسته می شود و این احساس آنارشی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله ای به محله دیگر می رود و با خود سیگنالی را به همراه دارد از این قرار که هر کاری را که بخواهید مجازید انجام دهید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود.

در میان تمامی مصائب اجتماعی که گریبان نیویورک را گرفته بود ویلسون و کلینگ دست روی باج خواهی های کوچک در ایستگاههای مترو، نقاشی های گرفیتی و نیز فرار از پرداخت پول بلیط گذاشتند. آنها استدلال می کردند که این جرائم کوچک، علامت و پیامی را به جامعه می دهد که ارتکاب جرم آزاد است هر چند که فی نفسه خود این جرائم کوچک اند.

این است تئوری اپیدمی جرم که بناگاه نظرات را به خود جلب کرد. حالا وقت آن بود که این تئوری در مرحله عمل به آزمایش گذاشته شود.

دیوید گان (David Gunn) به مدیریت سیستم مترو گمارده شد و پروژه چند میلیارد دلاری تغییر و بهبود سیستم متروی نیویورک آغاز گردید. برنامه ریزان به وی توصیه کردند که خود را درگیر مسائل جزئی مانند گرفیتی نکند و در عوض به تصحیح سیستمی بپردازد که بکلی در حال از هم پاشیدن بود. اما پاسخ گان عجیب بود. گرفیتی است که سمبل از هم پاشیده شدن سیستم است باید جلوی آنرا به هر بهائی گرفت. او معتقد بود بدون برنده شدن در جنگ با گرفیتی تمام تغییرات فیزیکی که شما انجام می دهید محکوم به نابودی است. قطار جدیدی می گذارید اما بیش از یکروز نمی پاید که رنگ و نقاشی و خط های عجیب بر روی آن نمایان می شود و سپس نوبت به صندلی ها و داخل واگن ها می رسد.

گان در قلب محله خطرناک هارلم یک کارگاه بزرگ تعمیر و نقاشی واگن بر پا کرد. واگن هائی که روی آنها گرفیتی کشیده می شد بلافاصله به آنجا منتقل می شدند. به دستور او تعمیرکاران سه روز صبر می کردند تا بر و بچه های محله خوب واگن را کثیف کنند و هر کاری دلشان می خواهد از نقاشی و غیره بکنند بعد دستور می داد شبانه واگن را رنگ بزنند و صبح زود روی خط قرار دهند. باین ترتیب زحمت سه روز رفقا به هدر رفته بود.

در حالیکه گان در بخش ترانزیت نیویورک همه چیز را زیر نظر گرفته ویلیام برتون (William Bratton) به سمت ریاست پلیس متروی نیویورک برگزیده شد. برتون نیز از طرفداران تئوری "پنجره شکسته" بود و به آن ایمانی راسخ داشت. در این زمان ١٧٠٫٠٠٠ نفر در روز به نحوی از پرداخت پول بلیط می گریختند. از روی ماشین های دریافت ژتون می پریدند و یا از لای پره های دروازه های اتوماتیک خود را به زور بداخل می کشانیدند. در حالیکه کلی جرائم و مشکلات دیگر در داخل و اطراف ایستگاههای مترو در جریان بود برتون به مقابله مسئله کوچک و جزئی پرداخت بهاء بلیط و جلوگیری از فرار مردم از این مسئله کم بها پرداخت.

در بدترین ایستگاهها تعداد مامورانش را چند برابر کرد. به محض اینکه تخلفی مشاهده می شد فرد را دستگیر می کردند و به سالن ورودی می آوردند و در همانجا در حالیکه همه آنها را با زنجیر به هم بسته بودند سرپا و در مقابل موج مسافران نگاه می داشتند. هدف برتون ارسال یک پیام به جامعه بود که پلیس در این مبارزه جدی و مصمم است. اداره پلیس را به ایستگاههای مترو منتقل کرد. ماشین های سیار پلیس در ایستگاهها گذاشت. همانجا انگشت نگاری انجام می شد و سوابق شخص بیرون کشیده می شد. از هر ٢٠ نفر یک نفر اسلحه غیر مجاز با خود حمل می کرد که پرونده خود را سنگین تر می کرد. هر بازداشت ممکن بود به کشف چاقو و اسلحه و بعضا قاتلی فراری منجر شود.

مجرمین بزرگ بسرعت دریافتند که با این جرم کوچک ممکن است خود را به دردسر بزرگتری بیاندازند. اسلحه ها در خانه گذاشته شد و افراد شرّ نیز دست و پای خود را در ایستگاههای مترو جمع کردند. کمترین خطائی دردسر بزرگی می توانست در پی داشته باشد.

پس از انتخاب جولیانی (کاندیدای ریاست جمهوری سال ٢٠٠۸ از جناح جمهوریخواه) به سمت شهردار نیویورک، برتون به مقام ریاست پلیس نیویورک برگزیده شد. این بار نوبت جرائم کوچک خیابانی رسید. درخواست پول سر چهار راه ها وقتی که ماشین ها متوقف می شدند، مستی، ادرار کردن در خیابان و جرائمی از این قبیل که بسیار پیش پا افتاده به نظر می رسیدند موجب دردسر فرد می شد. تز جولیانی و برتون با استفاده از "پنجره شکسته" این بود که بی توجهی به جرائم کوچک پیامی است به جنایتکاران و مجرمین بزرگتری که جامعه از هم گسیخته است و بالعکس مقابله با این جرائم کوچک به این معنی بود که اگر پلیس تحمل این حرکات را نداشته باشد پس طبیعتا با جرائم بزرگتر برخورد شدیدتر و جدی تری خواهد داشت.

از چهار نفری که از گوئتز درخواست تنها ۵ دلار کردند یکی سابقه دزدی، دیگری سابقه شرارت و دعوا و سومی سابقه تجاوز به عنف داشت که دو سال پس از این واقعه تیراندازی به ٢۵ سال زندان محکوم شد. گوئتز خود نیز دارای سابقه مشکلات خانوادگی با پدری خشن بود و در مدرسه همواره مورد استهزاء بچه ها قرار می گرفت. دوبار در خیابان او را کتک زده و پولش را دزدیده بودند و از همانجا تصمیم گرفته بود که با خود اسلحه حمل کند. لیلیان روبین (Lillian Rubin) نویسنده بیوگرافی گوئتز می نویسد "برنی" (مخفف اسم او که برنهارد بود) با ریختن خشمی کهنه و قدیمی به بیرون دیگر لازم نبود جنگ را در درون خود ادامه دهد. رابین هم چنین می گوید: گلوله های او در واقع بر هدف هائی در گذشته شلیک می شدند. بد اقبالی آن چهار نفر بود که روزی، بطور مشخص در برابر کسی قرار گرفتند که مشکلات روحی عدیده ای داشت.

روانشناسان از تبهکاران به عنوان افرادی یاد می کنند که در گذشته با پدر و مادر و یا هر دو آنها مشکلات عاطفی شدید داشته اند و یا افرادی که در ارتباط با فرد و یا افرادی روابط خارج از عرف (مثل روابط جنسی، روابط کاری خشن و ناسالم و غیره) داشته اند. در کتابهائی که توسط روانشناسان محافظه کار به رشته تحریر درآمده از شکست پدر و مادرها و محیط مدرسه در آموزش ارزش های اخلاقی به بچه ها به عنوان عاملی در بار آوردن ناهنجاری های رفتاری یاد می شود. و بالاخره این روزها ژن را تا حدود ۵٠ درصد مقصر در رفتار تبهکارانه فرد می دانند.

تئوری پنجره شکسته هیچ یک از موارد فوق را انکار نمی کند بلکه می گوید، همه این عناصر وقتی فرصت ظهور پیدا می کنند که "موقعیت" برای بروز آنها فراهم شده باشد. به عبارت دیگر آنچه که روان شناسی می گوید اینست که هم گوئتز و هم جوانان، زندانی دنیای تباه خویش هستند، حال آنکه پنجره شکسته می گوید افراد هر اندازه هم که شرور باشند نسبت به موقعیت و آتمسفری که در آن قرار می گیرند حساس اند. این جوّ می تواند آنها را به سمت گونه ای از برداشت سوق دهد که اقدام به عمل تبهکارانه امری مجاز شمرده می شود. با تغییر این فضا خصیصه های منفی وادار به عقب نشینی می شوند.

اما قلب این نظریه اینجاست که این تغییرات لازم نیست بنیادی و اساسی باشند بلکه تغییراتی کوچک چون از بین بردن گرفیتی و یا جلوگیری از تقلب در خرید بلیط قطار می تواند تحولی سریع و ناگهانی و اپیدمیک را در جامعه بوجود آورده بناگاه جرائم بزرگ را نیز بطور باور نکردنی کاهش دهد. این تفکر در زمان خود پدیده ای رادیکال و غیر واقعی محسوب می شود. اما سیر تحولات، درستی نظریه ویلسون و کلینگ را به اثبات رساند.

آنچه که گذشت پیامی است به سعید مرتضوی و احمدرضا رادان که طناب دار، کشتن گروهی افراد و روشهای زورمدارانه و قلدرمآبانه نمی تواند آرامش را به جامعه باز گرداند. باید با بکار گیری عقل و درک و مطالعه راه حل پیدا نمود. تکیه بر تعصب و زور کجا در تاریخ نتیجه بخش بوده است که این بار باشد؟

توضیح: توجه داشته باشیم که نظریه هائی که در باب روان شناسی جرم ارائه گردید فرد را نهایتا در برابر رفتار مجرمانه اش بی اختیار قلمداد می کند (خواه تاثیر خانواده باشد یا ژن و یا هر عامل دیگری). به عبارت دیگر تعریف انسان "خوب" و "بد" به چالش گرفته می شود. اگر فردی دست به جنایت، تجاوز و یا هر عمل تبهکارانه دیگری می زند به این دلیل است که بیمار است نه آنکه انسان شرّی است. این مطلب بخصوص از دید معتقدان به ادیان به شدت مورد اعتراض است چرا که به این ترتیب دیگر انسان خوب و بد و مآلا پاداش و جزا معنا نخواهد داشت. بحث های داغی در این زمینه در جریان است اما این امر خدشه ای به تئوری پنجره شکسته وارد نمی کند و موضوع این بحث ما هم نیست.

شهیر شهیدثالث
www.shahirblog.com
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-19-2008, 02:32 AM   #2
دینا
 
دینا's Avatar
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 28
تشکرها: 8
در 8 پست 19 بار تشکر شده
Points: 1,422, Level: 21
Points: 1,422, Level: 21 Points: 1,422, Level: 21 Points: 1,422, Level: 21
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

اصلاح وتغییر وقتی صورت میگیرد که مصلح خود سالم باشد یا این طور در اذهان عمومی باشد.ولی در ایران بیشتر افراد نیروی پلیس راسالم نمیدانند.(یااین طور در اذهان مردم جا افتاده-با گفتن مقطعی جریمه ویا حتی اعدام مخفیانه یک نیروی خلاف کار پلیس این ذهنیت درست نمیشود-).ای کاش کسی از تاثیر گذاران
در تصمیمات عجولانه(همیشگی کشور کهنم)به این فوروم سر بزندوبخواند.وای کاش تا آخر شما موضع بی طرفی ونرمی که حالا دارید حفظ کنید منهم تلاش میکنم .من توی افکار سیمانیم بعد از آشنایی با شهیر وشما ترکهایی احساس میکنم.خوشحالم چون من توده فشرده بد بینی به سیاست بودم.(از هرنوعش)
دینا آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از دینا بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-19-2008, 06:00 PM   #3
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,937 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

جذابیت این مقاله برای من بیش از همه چیز این است که چطور در باره این مشکل به این بزرگی فکر می شود و کار می شود و راه حل به این سادگی پیدا می شود. نیویورک دهه هشتاد واقعا ترسناک بود
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-19-2008, 11:37 PM   #4
sara123
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 135
تشکرها: 57
در 56 پست 128 بار تشکر شده
Points: 2,525, Level: 30
Points: 2,525, Level: 30 Points: 2,525, Level: 30 Points: 2,525, Level: 30
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

واقعا همین طور است. امروز در برادوی در نصف شب هم می توان قدم زد. ده سال پیش کی جرات داشت . در ضمن ممنون از گذاشتن این مقاله جذاب و آموزنده.
sara123 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از sara123 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-21-2008, 08:20 AM   #5
sara123
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 135
تشکرها: 57
در 56 پست 128 بار تشکر شده
Points: 2,525, Level: 30
Points: 2,525, Level: 30 Points: 2,525, Level: 30 Points: 2,525, Level: 30
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

آیا کسی می تواند این مقاله را در سایت هائی که خواننده خیلی زیادی دارند منتشر کند؟ چون این تئوری پنجره شکسته امتحان خود را پس داده و اگر گوش شنوائی باشد می تواند راهکار خوبی برای نیروهای انتظامی ایران باشد که بجای برخوردهای خشن راه حلهای دیگری را در پیش بگیرند.
sara123 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از sara123 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-27-2008, 07:30 AM   #6
alireza
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 538 پست 2,937 بار تشکر شده
Points: 7,905, Level: 59
Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59 Points: 7,905, Level: 59
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

مقاله ای که متاسفانه به آن به اندازه کافی توجه نشده.
alireza آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-27-2008, 12:18 PM   #7
saeed
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 453
تشکرها: 332
در 168 پست 322 بار تشکر شده
Points: 3,355, Level: 36
Points: 3,355, Level: 36 Points: 3,355, Level: 36 Points: 3,355, Level: 36
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

واقعا مقاله جالبي بود .
مقوله اي باب شده در صنعت ايران بنام بومي سازي
آيا ميتوان اين نوع مبارزه را هم بومي كرد

اميدوارم كه با اين آقايان بشود
جرم شناس امروز ما آقايان دكتر ازغدي و عباسي \ مسئول مترو هاشمي و رييس پليس و دادستان هم كه نام برده شده اند.
حال پيدا كنيد پنجره شكسته را
saeed آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از saeed بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 06-02-2009, 10:01 AM   #8
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,471 پست 18,838 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

برای آنانکه این مقاله را ندیده اند. با تشکر
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شهاب بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-04-2010, 10:16 PM   #9
Hadi
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 1,101
تشکرها: 4,232
در 1,005 پست 5,614 بار تشکر شده
Points: 21,385, Level: 92
Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نامگذاری "پنج شنبه سیاه" برای تهران ، نه از بابت مرگ یک شهروند ، که به این دلیل است که رویداد هفته گذتشه نشان داد که ما ، تا چه اندازه از عواطف و مسوولیت های انسانی دور شده ایم و چه سیاهی و نکبتی بالاتر از این که جامعه انسانی و فرهنگی ما به جایی برسد که در برابر قتل یک همنوع ، هیچ واکنشی جز تماشا از خود نشان ندهد. واقعاً چگونه می شود این واقعیت را هضم کرد که دهها و صدها انسان ، در حالی که می توانستند به کمک همدیگر ، یک انسان را از خطر مرگ نجات دهند ، دست روی دست گذاشتند و "نچ نچ" کنان ، شاهد خونریزی تدریجی یک جوان و نهایتاً مرگ او شدند؟!

جزئیات بیشتر در اینجا
------------
1) چه بر سرمان آمده است؟
2) خداییش این دوستان به اصطلاح ارزشی من یا این رسانه به اصطلاح ملی اگر این اتفاق در اسرائیل، اروپا یا امریکا رخ داده بود آیا بی تفاوت از آن عبور میکردند.
__________________
مبارزه با فساد بزرگترین چالش 35 سال گذشته است
بند 9 از ابلاغيه اقتصاد مقاومتي : شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی وغيره.
Hadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از Hadi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-04-2010, 11:51 PM   #10
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

این موضوع یکی از مقاله های مورد بحث کتاب Tipping Point نوشته دانیل گلادول است.
How little things can make a big difference.
جولیانی حرکت کرد.
همراه با دستگیری و قضاوت در محل، او با گذاشتن زندانهای موقتی در کنار جایی که جرم اتفاق می افتاد توانست جرم پرداخت نکردن بلیط قطار را مهار کند.
سردار رادان هم پایتخت را به قول عده ای داشت از ارازل و اوباش پاک می کرد، ولی او را سر کار دیگری گذاشتند. آیا درست است؟
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-18-2011, 06:40 PM   #11
Hadi
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
پست ها: 1,101
تشکرها: 4,232
در 1,005 پست 5,614 بار تشکر شده
Points: 21,385, Level: 92
Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92 Points: 21,385, Level: 92
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

هیچ كس در امان نیست (یادداشت علیرضا دبیر درباره قتل روح الله دادشی)
__________________
مبارزه با فساد بزرگترین چالش 35 سال گذشته است
بند 9 از ابلاغيه اقتصاد مقاومتي : شفاف‌سازی اقتصاد و سالم‌سازی آن و جلوگیری از اقدامات، فعالیت‌ها و زمینه‌های فسادزا در حوزه‌های پولی، تجاری، ارزی وغيره.
Hadi آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از Hadi بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-13-2011, 07:40 PM   #12
Saman
 
Saman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jun 2009
پست ها: 613
تشکرها: 1,711
در 603 پست 3,969 بار تشکر شده
Points: 13,574, Level: 75
Points: 13,574, Level: 75 Points: 13,574, Level: 75 Points: 13,574, Level: 75
Activity: 40%
Activity: 40% Activity: 40% Activity: 40%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

آقای ویلیام برتون (بیل برتون) رئیس پلیس سابق نیویورک و لس آنجلس (LAPD) توسط دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا به عنوان مشاورش در امور قانون شکنی و جنایت انتخاب شده است. هر چند هنوز حیطه اختیارات او مشخص نیست ولی گفته می شود مجموعه ای از تاکتیک ها را برای مقابله با شورش و بهبود اعتبار پلیس که در اثر رسوایی شنود ضربه سختی خورده، ارائه کرده است.


Saman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از Saman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-25-2011, 06:55 PM   #13
باران
 
باران's Avatar
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
پست ها: 4,944
تشکرها: 7,634
در 3,744 پست 14,600 بار تشکر شده
Points: 46,705, Level: 100
Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100 Points: 46,705, Level: 100
Activity: 81%
Activity: 81% Activity: 81% Activity: 81%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
نوشته اصلی توسط alireza نمایش پست ها
تئوری پنجره شکسته محصول فکری دو جرم شناس آمریکائی (Criminologist) بود به اسامی جمس ویلسون (James Wilson) و جورج کلینگ (George Kelling). این دو استدلال می کردند که جرم نتیجه یک نابسامانی است. اگر پنجره ای شکسته باشد و مرمت نشود آنکس که تمایل به شکستن قانون و هنجارهای اجتماعی را دارد با مشاهده بی تفاوتی جامعه به این امر دست به شکستن شیشه دیگری می زند. دیری نمی پاید که شیشه های بیشتری شکسته می شود و این احساس آنارشی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله ای به محله دیگر می رود و با خود سیگنالی را به همراه دارد از این قرار که هر کاری را که بخواهید مجازید انجام دهید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود.

آنها استدلال می کردند که این جرائم کوچک، علامت و پیامی را به جامعه می دهد که ارتکاب جرم آزاد است هر چند که فی نفسه خود این جرائم کوچک اند.
این است تئوری اپیدمی جرم که بناگاه نظرات را به خود جلب کرد. حالا وقت آن بود که این تئوری در مرحله عمل به آزمایش گذاشته شود.

در حالیکه کلی جرائم و مشکلات دیگر در داخل و اطراف ایستگاههای مترو در جریان بود برتون به مقابله مسئله کوچک و جزئی پرداخت بهاء بلیط و جلوگیری از فرار مردم از این مسئله کم بها پرداخت.
در بدترین ایستگاهها تعداد مامورانش را چند برابر کرد. به محض اینکه تخلفی مشاهده می شد فرد را دستگیر می کردند و به سالن ورودی می آوردند و در همانجا در حالیکه همه آنها را با زنجیر به هم بسته بودند سرپا و در مقابل موج مسافران نگاه می داشتند. هدف برتون ارسال یک پیام به جامعه بود که پلیس در این مبارزه جدی و مصمم است. اداره پلیس را به ایستگاههای مترو منتقل کرد. ماشین های سیار پلیس در ایستگاهها گذاشت. همانجا انگشت نگاری انجام می شد و سوابق شخص بیرون کشیده می شد. از هر ٢٠ نفر یک نفر اسلحه غیر مجاز با خود حمل می کرد که پرونده خود را سنگین تر می کرد. هر بازداشت ممکن بود به کشف چاقو و اسلحه و بعضا قاتلی فراری منجر شود.

مجرمین بزرگ بسرعت دریافتند که با این جرم کوچک ممکن است خود را به دردسر بزرگتری بیاندازند. اسلحه ها در خانه گذاشته شد و افراد شرّ نیز دست و پای خود را در ایستگاههای مترو جمع کردند. کمترین خطائی دردسر بزرگی می توانست در پی داشته باشد.

پس از انتخاب جولیانی (کاندیدای ریاست جمهوری سال ٢٠٠۸ از جناح جمهوریخواه) به سمت شهردار نیویورک، برتون به مقام ریاست پلیس نیویورک برگزیده شد. این بار نوبت جرائم کوچک خیابانی رسید. درخواست پول سر چهار راه ها وقتی که ماشین ها متوقف می شدند، مستی، ادرار کردن در خیابان و جرائمی از این قبیل که بسیار پیش پا افتاده به نظر می رسیدند موجب دردسر فرد می شد. تز جولیانی و برتون با استفاده از "پنجره شکسته" این بود که بی توجهی به جرائم کوچک پیامی است به جنایتکاران و مجرمین بزرگتری که جامعه از هم گسیخته است و بالعکس مقابله با این جرائم کوچک به این معنی بود که اگر پلیس تحمل این حرکات را نداشته باشد پس طبیعتا با جرائم بزرگتر برخورد شدیدتر و جدی تری خواهد داشت.

از چهار نفری که از گوئتز درخواست تنها ۵ دلار کردند یکی سابقه دزدی، دیگری سابقه شرارت و دعوا و سومی سابقه تجاوز به عنف داشت که دو سال پس از این واقعه تیراندازی به ٢۵ سال زندان محکوم شد. گوئتز خود نیز دارای سابقه مشکلات خانوادگی با پدری خشن بود و در مدرسه همواره مورد استهزاء بچه ها قرار می گرفت. دوبار در خیابان او را کتک زده و پولش را دزدیده بودند و از همانجا تصمیم گرفته بود که با خود اسلحه حمل کند. لیلیان روبین (Lillian Rubin) نویسنده بیوگرافی گوئتز می نویسد "برنی" (مخفف اسم او که برنهارد بود) با ریختن خشمی کهنه و قدیمی به بیرون دیگر لازم نبود جنگ را در درون خود ادامه دهد. رابین هم چنین می گوید: گلوله های او در واقع بر هدف هائی در گذشته شلیک می شدند. بد اقبالی آن چهار نفر بود که روزی، بطور مشخص در برابر کسی قرار گرفتند که مشکلات روحی عدیده ای داشت.

روانشناسان از تبهکاران به عنوان افرادی یاد می کنند که در گذشته با پدر و مادر و یا هر دو آنها مشکلات عاطفی شدید داشته اند و یا افرادی که در ارتباط با فرد و یا افرادی روابط خارج از عرف (مثل روابط جنسی، روابط کاری خشن و ناسالم و غیره) داشته اند. در کتابهائی که توسط روانشناسان محافظه کار به رشته تحریر درآمده از شکست پدر و مادرها و محیط مدرسه در آموزش ارزش های اخلاقی به بچه ها به عنوان عاملی در بار آوردن ناهنجاری های رفتاری یاد می شود. و بالاخره این روزها ژن را تا حدود ۵٠ درصد مقصر در رفتار تبهکارانه فرد می دانند.

تئوری پنجره شکسته هیچ یک از موارد فوق را انکار نمی کند بلکه می گوید، همه این عناصر وقتی فرصت ظهور پیدا می کنند که "موقعیت" برای بروز آنها فراهم شده باشد. به عبارت دیگر آنچه که روان شناسی می گوید اینست که هم گوئتز و هم جوانان، زندانی دنیای تباه خویش هستند، حال آنکه پنجره شکسته می گوید افراد هر اندازه هم که شرور باشند نسبت به موقعیت و آتمسفری که در آن قرار می گیرند حساس اند. این جوّ می تواند آنها را به سمت گونه ای از برداشت سوق دهد که اقدام به عمل تبهکارانه امری مجاز شمرده می شود. با تغییر این فضا خصیصه های منفی وادار به عقب نشینی می شوند.

اما قلب این نظریه اینجاست که این تغییرات لازم نیست بنیادی و اساسی باشند بلکه تغییراتی کوچک چون از بین بردن گرفیتی و یا جلوگیری از تقلب در خرید بلیط قطار می تواند تحولی سریع و ناگهانی و اپیدمیک را در جامعه بوجود آورده بناگاه جرائم بزرگ را نیز بطور باور نکردنی کاهش دهد. این تفکر در زمان خود پدیده ای رادیکال و غیر واقعی محسوب می شود. اما سیر تحولات، درستی نظریه ویلسون و کلینگ را به اثبات رساند.

آنچه که گذشت پیامی است به سعید مرتضوی و احمدرضا رادان که طناب دار، کشتن گروهی افراد و روشهای زورمدارانه و قلدرمآبانه نمی تواند آرامش را به جامعه باز گرداند. باید با بکار گیری عقل و درک و مطالعه راه حل پیدا نمود. تکیه بر تعصب و زور کجا در تاریخ نتیجه بخش بوده است که این بار باشد؟

توضیح: توجه داشته باشیم که نظریه هائی که در باب روان شناسی جرم ارائه گردید فرد را نهایتا در برابر رفتار مجرمانه اش بی اختیار قلمداد می کند (خواه تاثیر خانواده باشد یا ژن و یا هر عامل دیگری). به عبارت دیگر تعریف انسان "خوب" و "بد" به چالش گرفته می شود. اگر فردی دست به جنایت، تجاوز و یا هر عمل تبهکارانه دیگری می زند به این دلیل است که بیمار است نه آنکه انسان شرّی است. این مطلب بخصوص از دید معتقدان به ادیان به شدت مورد اعتراض است چرا که به این ترتیب دیگر انسان خوب و بد و مآلا پاداش و جزا معنا نخواهد داشت. بحث های داغی در این زمینه در جریان است اما این امر خدشه ای به تئوری پنجره شکسته وارد نمی کند و موضوع این بحث ما هم نیست.

شهیر شهیدثالث
www.shahirblog.com
با تشکر از شهیر عزیز و علیرضا گرامی

آنچه که برگزیدگان الهی می گویند در باب جرم و گناه در حقیقت توجه دادن به همین موضوع است البته می دانید انسان هر چه بیشتر دارای سلامتی فکر و اندیشه و مصلح و عدالتخواه باشد نظریاتش به نفع جامعه ی بشری خواهد بود و دانسته یا ندانسته به سوی اصلاح جامعه ای که در آن زندگی می کند گام بر می دارد . در این زمینه به برگزیده ای از سخنان معصومین توجه بفرمایید که البته دستورالعمل برای زندگی فردی و اجتماعی در این زمینه است .

لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه ، از امورى است كه گناه را بزرگ مى كند و موجب كیفر بیشتر مى شود. در اینجا به چند روایت توجه كنید:

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: بدترین بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. ( عیون الحكم و المواعظ، ص294)

و نیز فرمود: كسى كه از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند. (عیون الحكم والمواعظ، ص436)

امام سجاد (علیه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، كه این شادى بزرگتر از انجام خود گناه است . ( بحارالانوار، ج75، ص159)

به عبارتی دیگر می توان بیان کرد که ؛ از چیزهائی که گناه کوچک را بزرگ می کند ، مسرت و خوشحالی از گناه مرتکب شده است ؛ زیرا لازمه ی ایمان به خدا و روز جزا اندوهناک شدن و پشیمان گردیدن از گناهی است که کرده هر چند کوچک باشد چنانچه پیغمبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: « کسی که کارهای نیکش او را شاد و اعمال زشتش او را اندوهناک سازد او مؤمن است. »( بحارالانوار ، ج 73 ، ص321)

همچنین می فرماید از گناهان کوچک بپرهیزید که خدا از آن بازخواست می کند

از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است که در موقع گناه به گناهی که به نظر خودت کوچک است منگر، بلکه به بزرگی خداوندی بنگر که مخالفت او را می کنی. (بحار الانوار، ج 73 ، ص346)

رسول خدا (صلّی الله علیه وآله وسلم) می فرماید: « کسی که گناهی کند در حالی که خندان باشد داخل در آتش می شود درحالی که گریانست.» و همچنین فرمود : « چهار چیز در گناه بدتر از خود گناه است: کوچک شمردن گناه، افتخار کردن به آن، خوشحالی از آن و اصرار کردن به آن .»( خصال صدوق ، ج1 ،ص 115)

استصغار گناه یعنی کسی که گناه صغیره ای از او سر زد هر گاه گناه خود را کوچک و ناچیز بشمارد و خود را سزاوار عقوبت الهی نداند گناهش کبیره و مستحق قهر خداست ؛ زیرا در این حال نهی خدا را خوار دانسته و از راه بندگی بیرون رفته است و به تصریح روایات چنین گناهی آمرزیده شدنی نیست .

برای روشن تر شدن موضوع مثالی می آورم :

اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشیم ، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این كه چیزى نیست ، بى خیالش . او را نمى بخشیم ، زیرا این كار، از روح استكبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى شمرد.

به این روایات در این زمینه توجه کنید :

امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى این است كه انسان بگوید: كاش مرا به غیر از این گناه مجازات نكنند؛ یعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد. ( بحارالانوار، ج50، ص250)

امیرمؤ منان على (علیه السلام) مى فرماید: بدترین گناهان ، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. ( كلمة التقوی، ج2، ص294)

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: بدترین بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. و نیز فرمود: كسى كه از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) همراه یاران (در سفرى ) در سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود: ائتوابحطب ، هیزم بیاورید كه از آن آتش روشن كنیم تا غذا بپزیم . یاران عرض كردند: اینجا سرزمین خشكى است و هیچگونه هیزم در آن نیست !. رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: بروید هر كدام هر مقدار مى توانید جمع كنید آنها رفتند و هر یك مختصرى هیزم یا چوب خشكیده اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) روى هم ریختند، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: این گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.

سپس فرمود: ایّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان كوچك بپرهیزید كه همه آنها جمع و ثبت مى گردد. ...( اصول كافی، ج2، ص 288 )

سر مطلب آن است که مؤاخذه نشدن دربرابر گناهان ناچیز پس از دوری کردن از تمام گناهان بزرگ، فضل و رحمتی از طرف خداست وگرنه برای هر یک از نواهی الهی؛ ، استحقاق عقوبت عقلاً ثابت است و ظاهر است که مورد فضل خدا کسی است که از جاده ی بندگیش بیرون نرود و کسی که اهل عجب و ناز است و خود را به حقارت و خدای را به عظمت نشناخته و به همین جهت گناه خود را هیچ می بیند ، مورد فضل خدا قرار نمی گیرد بلکه چنین کسی سزاوار خذلان و انتقام است.

حضرت صادق (علیه السلام) فرموده: « بترسید و پرهیز کنید از گناهانی که حقیر و کوچک گرفته شده است . راوی گفت : محقرات ذنوب کدام است؟ امام (علیه السلام) فرمود: شخص گناهی می کند پس می گوید خوشا به حال من اگر جز این گناهی نداشته باشم پس این گناه کوچک و ناچیز است. »( بحار الانوار ، ج 73 ، ص 353)

یكى دیگر از امورى كه موجب تبدیل گناه كوچك به گناه بزرگ مى شود، طغیان و سركشى در انجام گناه است ؛در قرآن كریم می خوانیم: « و اما آنها كه طغیان كردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بى گمان جایگاهشان دوزخ است.»

دیگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبدیل مى كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند.

گناهكاران در دل مى گویند: « چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى كند؟ جهنم براى آنها كافى است ، وارد آن مى شوند و بد جایگاهى است .

وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى ، دلیل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه كبیره است .» (مجادله، 8)
حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: پاداش پنهان كننده كردار نیك ، معادل هفتار كار نیك است ، و آشكار كننده گناه ، خوار مى باشد

آشكار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه كبیره مى كند، شاید از این نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى باكى بیشتر گنهكار است ، و موجب آلوده كردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: از آشكار نمودن گناهان بپرهیز، كه آن از سخت ترین گناهان است. (عیون الحكم والمواعظ، ص95)

و حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: پاداش پنهان كننده كردار نیك ، معادل هفتار كار نیك است ، و آشكار كننده گناه ، خوار مى باشد. (بحارالانوار، ج67، ص251)

فراموش نکنیم که گناهان کوچک سرانجام آدمی را به مهلکه ارتکاب گناهان بزرگ خواهد کشاند و انسان را دچار لغزش خواهد کرد .پس هرچه می توانیم از مرزهای گناه فاصله بگیریم و به کوچکی ظاهری آن فریفته نشویم .
__________________
انسان ها وقتی یكدیگر را دوست دارند،زیباتر از همیشه اند
باران آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از باران بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-26-2011, 10:17 PM   #14
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,700
تشکرها: 14,149
در 2,495 پست 13,683 بار تشکر شده
Points: 29,132, Level: 99
Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

این تئوری همخوانی جالبی با فلسفه ی یکی هنرهای رزمی دارد. آن روزها به ما می گفتند همواره نرمی در سختی و سختی در نرمی را باید بکار گرفت. در برابر توفان نباید درخت تنومند شد چون می شکند اما بهتر است گیاه نرمی بود که تاب می خورد و خمیده می شود اما هرگز نمی شکند. برای شکستن سنگ باید رودخانه بود نه صخره! چون ضمانتی نیست که سختی تو از دیگری بیشتر باشد. اما در برابر نرمی باید سخت بود. اینجایش مانند این نظریه است. اگر دیوارنگاری (گرافیتی) و شیشه شکاندن و ... را خلاف هایی نرم بدانیم و فروش مواد مخدر و آدم کشی را خلافهایی سخت، اگر در برابر خلافهای نرم با سختی هرچه بیشتر برخورد کنیم اثری که بر "کل خلافکاری (که سخت و نرم را باهم در بر می گیرد)" می گذارد کاری تر و محکم تر خواهد بود. بنابراین با سخت شدن در برابر خلافهای کوچک می توان خلاف را از دید کلان هدف گرفت و شاید نیازی نباشد هزینه ی گزافی برای خلافهای سخت تر کنار گذاشت.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 09-26-2011, 10:36 PM   #15
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,072
تشکرها: 31,035
در 4,953 پست 27,251 بار تشکر شده
Points: 57,674, Level: 100
Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

شمشیری جان
شاید همین تئوری شما باعث شده که درخیابان به پوشش و وضع ظاهری مردم پرداخته اند .
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 12-24-2011, 02:54 AM   #16
افشار
 
افشار's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: تهرون
پست ها: 174
تشکرها: 1,329
در 161 پست 983 بار تشکر شده
Points: 5,521, Level: 47
Points: 5,521, Level: 47 Points: 5,521, Level: 47 Points: 5,521, Level: 47
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

برای بازخوانی مجدد این مقاله زیبا برای آنانی که نخوانده اند.
افشار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 12-24-2011, 03:38 AM   #17
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

واقعا همین طور است. امروز در برادوی در نصف شب هم می توان قدم زد. ده سال پیش کی جرات داشت .

نيويورك شهر ٢٤ ساعت بيداري است ، پس مردم نيويورك كي مي خوابند ؟
در هر حال با تحقبقاتي كه براي نيويورك انجام دادند ، رنگ روشنايي و شدت نور دهي چراغهاي خيابانها را هم براي كم كردن crime يا جنهه انتخاب كردند. 
ارسال شده توسط تلفن همراه
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 04-29-2013, 02:57 PM   #18
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,708
تشکرها: 1,967
در 1,357 پست 5,420 بار تشکر شده
Points: 21,144, Level: 91
Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
برای ثبت نام بن کتاب دانشجویی مهلتی دو هفته ای از طرف مسئولین اعلام شده و مدعی شده بودند که ظرفیت ثبت نام نامحدود می باشد. خدارو شکر روز اول از موضوع با خبر شده و ثبت نام کردم. البته سیستم یک درمیان اجازه ثبت نام نمی داد و روز اول میگفت که ظرفیت پر شده است. بالخره پس از چند با تلاش موفق شدم که ثبت نام کنم. این مشکل برای دیگر دوستان هم وجود داشته و به انها گفتم که باز هم سعی کنند که مشکل از سیستم است. (برداشت من اینه که سیستم یک در میان ظرفیت پر شده را اعلام می کرده که مردم بیخیال ثبت نام شوند). بگذریم، پس از گذشت چهار روز از مهلت سه هفته ای ثبت نام، ظرفیت به واقع پر شده بود و معلوم شد که هم مهلت دو هفته ای و هم ظرفیت نامحدود کشک بوده است. من که ثبت نام کرده بود خوشحال از زرنگی و سرعتی که موجب موفقیتم در این زمینه شده بود، منتظر زمان دریافت بن کتاب از شعب منتخب بانک صادرات بودم که اعلام شده بود از 7 اردیبهشت تا آخرین روز نمایشگاه (فکر میکنم تا 20 اردیبهشت) با مدارک مراجعه و بن خود را دریافت نمایید.
این دفعه با کمی کاهلی بجای روز هفت، در روز هشتم مدارک را آماده کرده و خوشحال بسمت بانک صادرات شعبه مرکزی رفتم. پس ورود از مشاهده گردن کج دانشجویی که با مدرک ثبت نام بن، جلوی کابین با کارمند بانک صحبت می کرد متوجه فاجعه شدم. کارمند گرامی می گفت که 1400 بن به آنها داده اند که تمام شده است. (دقت کنید تحویل 1400 کارت در یک روز! اگر تحویل هرکدام یک دقیقه طول بکشد به بیش از 20 ساعت کار مفید نیاز است و چه کسی است که نداند کارمند بانک های دولتی در ایران چطور کار می کنند. بگذریم.
امروز 9 اردیبهشت از 118 شماره بانک صادرات شعبه مرکز را خواستم که سه شماره به من داد. با هر سه شماره تماس گرفتم، هر سه بوق می خوردند و کسی جواب نمی داد که آخر خودم به بانک مراجعه کرده و متوجه شدم که هنوز خبری از کارت نیست.
این هایی که قرمز کرده ام از مواردی کوچکی می باشد که هر روزه برای مردم اتفاق می افتد و نتیجه آن جامعه ای، ناراضی، عصبی و پرتنش می باشد.
یک موقعی شهیر از خراب شدن خط تلفن و عدم رسیدگی به این موضوع به عنوان یک عامل مهم تنش آفرین در جامعه یاد کرده بود. به نظرم این اتفاقات کوچکی که هر روزه برای مردم ما می افتد به مراتب دارای تاثیر گذاری بیشتری از افتتاح یا عدم افتتاح یک پروژه بسیار بزرگ نفتی در پارس جنوبی می باشد. منظورم این نیست دولت نبایستی به پروژه های بزرگ و زیربنایی اهمیت دهد، اما هیچ دلیلی ندارد که این موضوعات کوچک دارای اهمیت کمتری باشند و آنگونه که شاهد آن هستیم به کلی بدان ها بی توجهی گردد.

شاید یکی از دلایل افزایش مخالفان حکومت در بطن مردم، همین رسیدگی نکردن به موضوعات کوچکی باشد که مردم هر روزه با آن سر کار داشته و دارند و ناراحتی خود را به طرق گوناگون، از فحش خوار و مادر به حکومت در تاکسی گرفته تا رعایت نکردن حقوق عابر پیاده نشان دهند.

شاید اگر دولت توجه بیشتری به همین مسائل به ظاهر کوچک نماید، به قول همین کتاب ببینیم:
How little things can make a big difference
و شاهد داشتن جامعه ای با رضایت بالا باشیم.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از ilia786 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-01-2013, 10:24 PM   #19
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,700
تشکرها: 14,149
در 2,495 پست 13,683 بار تشکر شده
Points: 29,132, Level: 99
Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99 Points: 29,132, Level: 99
Activity: 80%
Activity: 80% Activity: 80% Activity: 80%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

در مدیریت گاهی سازمان زمانی به سوی بهتر شدن می رود که شما برای کوچکترین ریزه کاری ها، قانونهای سرسختانه تنظیم کنید. آنوخت است که روند کلی اصلاح شده و دشواری های بزرگتر خودبخود به سوی حل شدن پیش می روند. مثلن اگر می خواهید بازدهی را افزایش دهید باید برای پوشش و لباس کارمندان در هنگام کار قانونهای سرسختانه به همراه جریمه تنظیم کنید. یا مثلن اگر نگران رعایت دقت در هنگام کار هستید می توانید تنها برای کشیدن سیگار یک کارمند را به صورت انفجاری اخراج کنید، خواهید دید که خواهی نخواهی دقت کارمندان در انجام کارهای دیگر هم بیشتر می شود! واقعن چرا؟! نمی دانم. اما این اصل بی بروبرگرد ساختارهای انسانی است.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-03-2013, 01:09 AM   #20
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,708
تشکرها: 1,967
در 1,357 پست 5,420 بار تشکر شده
Points: 21,144, Level: 91
Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
دیشب از نمایشگاه کتاب برگشتم. حدود ظهر با کمی دردسر خودم رو به نمایشگاه رسوندم. خلوت بود و از این موضوع خوشحال بودم. خیلی زود کتاب هایی رو که می خواستم رو پیدا کردم ولی اما!.... با اینکه یک روز از افتتاح نمایشگاه می گذشت اما سیستم پرداخت کارتی به طور کامل راه اندازی نشده بود و در نتیجه بن هایی که با اون همه بدبختی از بانک صادرات گرفته بودیم غیر قابل استفاده شده بودن. بعد چند بار مراجعه و الافی چند ساعته، بالاخره موفق شدیم به صورت نصفه و نیمه کتاب های مد نظرمون رو بخریم و هنوز 37000 تومن در کارت بن کتاب مانده بود که سیستم کارت خوان به طور کلی در سراسر نمایشگاه قطع شد. ما هم کوله بارمان را جمع کردیم و راهی ترمینال شدیم. حدود ساعت هفت غروب وارد متروی مصلی شدم. چشتان روز بد نبیند، برای لحظه ای احساس کردم که در هندوستان زندگی می کنم، مامور مترو به شکل جالبی مردم را به داخل واگن فشار می داد تا درها بسته شوند.
بالاخره به ترمینال شرق رسیدم و به دنبال تعاونی که اتوبوس شمال داشته باشد. با اینکه دو شهر قبل از مقصد اصلی پیاده میشدم، تعاونی هزینه کامل را دریافت کرد. روی بلیط ساعت هشت درج شده بود که تا اتوبوس حرکت کند ساعت هشت و نیم شد.
در مسیر، خدمه اتوبوس لطف کرده و یک بار کولر را روشن کرده و سپس کلا سیستم تهویه را در کل مسیر خاموش کردند. از فرم صندلی اتوبوس حرفی نمی زنم، چون حتی تصورش هم موجب گردن درد می شود. خبری از پخش فیلم هم نبود که زجر عدم تهویه هوا فراموش شود.

بالاخره ساعت 1.30 صبح به شهرم رسیدم و حدود یک ربع بعد در خانه بوده و به روز مشقت بارم فکر می کردم.
این هم یک روز معمول دیگر در کشورم ایران. موضوعات به ظاهر خرد و کوچکی که اعصاب مردم را خورد می کند و هر روزه موجب شکسته شدن شخصیتشان آن هم از طرف جامعه می شود. روشن نکرده تهویه از طرف راننده اتوبوس، هل دادن مردم به داخل واگن مترو، قطع و وصل شدن سیستم خرید، همه اتفاق کوچکی بودند که هرکدامشان به تنهایی می توانند موجب جوش آوردن انسان شوند.

واقعا نمیدونم در یک روز معمول در کشورهای غربی نیز، مردم با چنین استرس های غیر منطقی ای (که در ایران معمول هستند) سر و کار دارند یا نه!
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از ilia786 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-03-2013, 08:20 AM   #21
شهیر
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 2,059
تشکرها: 6,714
در 2,027 پست 22,002 بار تشکر شده
Points: 40,915, Level: 100
Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100 Points: 40,915, Level: 100
Activity: 50%
Activity: 50% Activity: 50% Activity: 50%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
واقعا نمیدونم در یک روز معمول در کشورهای غربی نیز، مردم با چنین استرس های غیر منطقی ای (که در ایران معمول هستند) سر و کار دارند یا نه!
ایلیا جان این استرس ها تقریبا در اینجا نیست اما انواع دیگری هست که گاه از فرط غیر منطقی بودن انسان به حال سکته می افتد. کلاهبرداری به وفور، اما از راههای قانونی. فراموش نکنید که سیستم غرب، حداقل در آمریکای شمالی، برای رفاه و آسایش انسان ها طراحی نشده بلکه اساس آن مبتنی بر ایجاد امنیت و آسایش برای سرمایه است. امروز دختر بزرگ من از واشنگتن با من صحبت می کرد و از یک کلاهبرداری آشکار اما قانونی بانکش شکوه داشت. وکیل است و در بانک جهانی کار می کند و وضعیت خوبی دارد، درآمدش در بخش یک درصد آمریکا جامعه آمریکاست. می گفت "هر چقدر کار می کنی و پول در می آوری آنقدر سیستم برایت خرج های غیر منطقی بالا می آورد انگار در جا میزنی". گفتم welcome to capitalism. فساد این سیستم را نه در تئوری بلکه در عمل من دیده ام تا جائی که تا یک قدمی مرگ (سکته قلبی) پیش رفتم.
شهیر آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از شهیر بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-03-2013, 12:04 PM   #22
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,143
تشکرها: 14,493
در 3,987 پست 18,682 بار تشکر شده
Points: 38,332, Level: 100
Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
نوشته اصلی توسط alireza نمایش پست ها
مقاله ای که متاسفانه به آن به اندازه کافی توجه نشده.
قدر زر, زرگر شناسد, قدر جوهر, گوهری!

شما اگر یک "کتاب دانش پر محتوا" را بدست فردی بدهید که از آن چیزی را دریافت نکند, مطمعن باشید که وی در سر راه خود آنرا حد اکثر به سطل آشغال پرت کرده, به آن توجه ننموده و به راه همیشگی خود ادامه خواهد داد! چنین فردی, برای حل مشکلات سر راه خود, فقط به نیروی بازوی خود تکیه کرده و از نیروی اهرامهای ساده ولی در عین حال کار ساز و بسیار موثر استفاده نخواهد نمود.

با تشکر از alireza و شهیر گرامی بخاطر این مقاله آموزنده و پر محتوا.


.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-03-2013, 02:14 PM   #23
Kaman
 
Kaman's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2011
پست ها: 4,143
تشکرها: 14,493
در 3,987 پست 18,682 بار تشکر شده
Points: 38,332, Level: 100
Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100 Points: 38,332, Level: 100
Activity: 20%
Activity: 20% Activity: 20% Activity: 20%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شمشیری نمایش پست ها
... مثلن اگر می خواهید بازدهی را افزایش دهید باید برای پوشش و لباس کارمندان در هنگام کار قانونهای سرسختانه به همراه جریمه تنظیم کنید. یا مثلن اگر نگران رعایت دقت در هنگام کار هستید می توانید تنها برای کشیدن سیگار یک کارمند را به صورت انفجاری اخراج کنید، خواهید دید که خواهی نخواهی دقت کارمندان در انجام کارهای دیگر هم بیشتر می شود! واقعن چرا؟! نمی دانم. اما این اصل بی بروبرگرد ساختارهای انسانی است.

ما بعنوان انسان عادت کرده ایم که به "سیگنالهای اطراف خودمان" توجه کرده و با پیامهائی که از آن علائم دریافت میکنیم, مختصات مرحله ای خود را مشخص نموده و رفتار خود را با شرایط جدید مطابقت داده ودوباره تنظیم نمائیم. بعنوان مثال با دیدن تابلو پیج خطرناک, مخصوصآ در جاده تاریکی در شب و ضرورت کاستن سرعت خود به حد اکثر 50 کیلومتر در ساعت, حتی زمانیکه در اتومبیل خود با فردی در حال گفتگو بر سر موضوع بخصوصی هم باشیم, درخواهیم یافت که اینجا, جائی برای گاز دادن بیشتر نیست. در این شرایط حتی بطور اتوماتیک پای خود را از پدال گاز برداشته و در صورت ضرورت حتی با پای خود روی پدال ترمز فشرده و سرعت خود را پائین خواهیم آورد, چرا که در غیر اینصورت تصادف و احیانآ خطر جانی در انتظار ما خواهد بود.

در سر کار هم موضوع به همین منوال است. اخراج کردن ضربتی یک فردی که در سر کار خود سیگار کشیده و به کار خود اهمیت لازم را نداده و در نتیجه از کار بیکار شده است را ما بعنوان سیگنال اخطار بجانب خود احساس نموده و نا خود آگاه شرایط خود را طوری تنظیم خواهیم نمود که ما به سرنوشت همکار خود گرفتار نشویم. در این شرایط, نا خود آگاه هم دقت کاری ما بالا خواهد رفت و هم توان کاری ما بخاطر دقت در وقت کاری خود. در نتیجه کار ما بازدهی بیشتری را هم خواهد داشت.



.
Kaman آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از Kaman بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-03-2013, 03:43 PM   #24
FarShir
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
پست ها: 3,726
تشکرها: 6,719
در 3,046 پست 9,719 بار تشکر شده
Points: 12,987, Level: 74
Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74 Points: 12,987, Level: 74
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

ايلياي گرامي :
استفان كوي در كتاب هفت عادت مردمان موثر مي نويسد
There is a gap between stimuli and response
حال ، ايا ما چگونه مي توانيم هميشه اين شكاف را بيشتر باز كنيم ديگر به خودمان ربط دارد!
ارسال شده توسط تلفن همراه
FarShir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از FarShir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-04-2013, 01:39 AM   #25
ilia786
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,708
تشکرها: 1,967
در 1,357 پست 5,420 بار تشکر شده
Points: 21,144, Level: 91
Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91 Points: 21,144, Level: 91
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : قتل در نیویورک...تئوری پنجره شکسته

به نظرم همانطور که این مقاله نشان میدهد که توجه و رسیدگی به مشکلات کوچک می تواند تاثیرات مثبت شگرفی را در جامعه ایجاد نماید، به همین شکل، عدم توجه به مشکلات به ظاهر کوچکی که در جامعه ما تبدیل به عادت شده، می تواند دیر یا زود فاجعه آفرین باشد. حداقل نتیجه اش این می شود که یک جامعه همیشه ناراضی از شرایط موجود داشته باشیم.
ilia786 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 11:08 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT