آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار بحث هفته > موضوعات مورد بحث

پاسخ
    نمایش ها: 3316 - پاسخ ها: 16  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-13-2011, 09:56 PM   #1
مری
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
پست ها: 379
تشکرها: 2,420
در 374 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 7,254, Level: 56
Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

آیا حکم قصاص چشم در برابر چشم برای اولین‌بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران اجرا خواهد شد؟ طبق حکم دادگاه قرار است شنبه ۲۴ اریبهشت ۱۳۹۰، ساعت ۱۲ ظهر در بیمارستان دادگستری تهران مجید موحدی قصاص شود. مجید موحدی متهم پرونده اسید پاشی هفت سال پیش و در پی شنیدن پاسخ منفی خواستگاری خود از آمنه بهرامی، پارچ محتوای اسید را به صورت او پاشید.
آمنه بهرامی بینایی دو چشم خود را ازدست داده و تا به امروز ۱۷ عمل جراحی روی صورت او صورت گرفته است. خانم بهرامی که در شهر بارسلون اسپانیا تحت درمان است به تازگی به ایران برگشته تا حکم دادگاه مبنی بر ریختن اسید در چشمان متهم را اجرا کند. با انتشار خبر اجرای این حکم که قرار است برای اولین‌بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران اجرا شود، موافقان و مخالفان بسیاری در ایران و خارج از تیرتن واکنش نشان داده‌اند.
مخالفان به "معیارهای حقوق‌بشری" و "بازتولید خشونت در پی انتشار خشونت در جامعه" و "غیرانسانی بودن قوانین قصاص اسلامی همچون قطع کردن دست و..." استناد می‌کنند. آنها بر این نکته تاکید می‌کنند که مجازات‌های سنگین همچون اعدام و به خصوص انتقام‌گیری که از زمان اجرای قانون قصاص در جمهوری اسلامی شدت بیشتری پیدا کرده، نتیجه مثبتی به بار نیاورده و نتوانسته از دامنه جرم و جنایات و بزهکاری‌ها بکاهد. اما موافقان از جمله خود آمنه بهرامی دلایل دیگری دارند. آمنه بهرامی در گفت‌و‌گو با دویچه وله از دلایل خود برای اجرای این حکم می‌گوید. از مردم کوچه و بازار می‌گوید که با شنیدن اجرای این حکم واکنش‌های متفاوتی داشته‌اند.
معصومه عطایی از دیگر قربانیان اسید‌پاشی، ۵ شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ همراه با تنی چند از فعالان حقوق بشر با آمنه بهرامی دیدار کرده‌اند. معصومه عطایی ۲۸ ساله که سال گذشته قربانی اسید پاشی از طرف پدر شوهر سابق خود شده است از دیدار خود با آمنه بهرامی به دویچه وله می‌گوید: «من به خاطر خودم پیش او رفتم تا ببینم کسی مثل من در این جامعه چه‌طور زندگی می‌کند. به هر حال ۶ سال از ماجرای آمنه گذشته و من تازه اول راه هستم. به قول خودش اولین زنی است که حکمی برابر در این جامعه گرفته است. ما رفتیم با او صحبت کردیم که قانون ما قانون اشتباهی است. قانون اجرای حکم را گردن ما انداخته است تا خودمان این کار را بکنیم. بگذاریم قانون خود این کار را انجام دهد. قربانیان می‌توانند تماشاچی اجرای حکم باشند ولی نه این که خودشان این کار را انجام دهند. چون مطمئنن یک عذاب وجدان به‌وجود خواهد آمد.»
آمنه بهرامی ۴۸ ساعت مانده تا اجرای حکم قصاص چشم در برابر چشم، می‌گوید برای ریختن اسید در چشمان مجید موحدی مصمم است اما این روزها ساکت مانده و بیشتر به واکنش مردم توجه می‌کند. آیا حکم قصاص چشم در برابر چشم برای اولین‌بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران اجرا خواهد شد؟ آمنه بهرامی می‌گوید: «از شنوند‌گان خواهش می‌کنم، خودشان را جای من قرار دهند. اگر جای من بودند چه کار می‌کردند؟»
دویچه وله: در حالی که زمان کمی تا اجرای حکم قصاص با اسید باقی مانده، آیا همچنان بر اجرای این حکم مصمم هستید؟
آمنه بهرامی: بله، من بر اجرای حکم مصمم هستم.
حکم قصاص صادر شده و شما قانونا حق دارید آن را اجرا کنید. شما هم همچنان بر اجرای این حکم مصمم هستید. دلایل شخصی شما چیست؟
شش سال پیش این اتفاق افتاد. از همان ابتد تا دیشب، خانواده‌ی این پسر (مجید موحدی) معذرت‌خواهی نکردند. تلفن من را داشتند، بارها زنگ زدند و تهدید کردند. بارها زنگ زدند ولی هرگز نگفتند ببخشید، پسر ما اشتباه کرده است. همیشه طوری صحبت کردند که انگار من مقصر بودم. مثلا پدرش وقتی من را دید، گفت مقصر خود تو بودی. چرا به پسر من جواب منفی دادی. چرا دروغ گفتی که شوهرداری تا با تو این رفتار را بکند. من گفتم او آن قدر اعصابم را خرد کرده بود، گفتم شوهر دارم تا برای همیشه برود. آن‌ها کاری نکردند که من بهانه‌‌ای برای گذشت داشته باشم، بلکه برای انجام این کار مصمم شدم.
در مدت اخیر چه واکنش‌هایی از اطرافیان‌تان دیده‌اید؟ هم اطرافیان نزدیک‌تان و هم از طرف مردمی که در کوچه و بازار و خیابان با آن‌ها برخورد کردید چه واکنشی دیدید؟
خیلی برایم جالب بود. به من گفتند تو اگر این حکم را اجرا کنی، شاید خیلی‌ها بخواهند بلایی سرت بیاورند. مثلا شش ماه پیش که به ایران آمدم، حتی سه بار به من زنگ زدند و گفتند نمی‌ترسی تنها به ایران می‌روی؟ ممکن است کسی که مخالف این حکم است، تو رو بکشد یا بلایی سرت بیاورد و تو رو بترساند. گفتم نمی‌توانند. الان که به ایران برگشتم، همه مردم خبر اجرای حکم را شنیده‌اند.
در خانواده، پدر و مادرم که مدتی می‌گفتند بگذریم. گذشتن خیلی قشنگ است ولی بعد پشیمان شدند. الان می‌گویند حتما این کار را انجام بده. مادرم می‌گوید هرچه تو بخواهی، برادر کوچکم می‌گوید، این کار را بکن، اگر نمی‌توانی من می‌کنم. برادر وسطی کمی ساکت است، می‌گوید نه، بگذر. او که عاشق بوده و شکست عشقی داشته از زمینه‌ی عشقی قضیه را می‌بیند.

من شهرستان بودم و امروز به تهران برگشتم، رفته بودیم خرید کنیم. خیلی جالب بود. چون وقتی وارد هر مغازه‌ای می‌شدم، مغازه‌دارها می‌گفتند، "حالتان چه طور است؟ حتما این کار را بکنید". مثلا یکی می‌گفت، "خانم پاشیدن اسید چیه، بده اسید را بخورد". یکی از مشتری‌هایش گفت، "تو خودت را جای آن آقا بگذار. آیا حاضری خودت اسید را بخوری؟. اول خودت امتحان کن، بخور، بعد بگو اسید را بدهید بخورد". آن آقا چند بار عصبانی به آقایی که گفت اسید را بده بخورد، گفت، "اول خودت یک ذره امتحان کن، بعد بگو". من گفتم دعوا نکنید. ببینیم چه می‌شود. مطمئنا اسید را که نمی‌دهند بخورد. اسید را در چشمانش می‌ریزند
برخی از مخالفان معتقدند اجرای حکم قصاص از طرف شما نوعی انتقام جویی شخصی است. پاسخ شما به چنین افرادی چیست؟
نه، باور کنید که من خودم دارم بی‌طرفانه به حرف‌های مردم گوش می‌کنم. یعنی سکوت کرده‌ام و فقط حرف‌ها را ضبط می‌کنم، برای این که بعدها در کتابم بیاورم. من می‌دانم که می‌خواهم چه کار کنم. به حرف مردمی که به من زنگ می‌زنند، گوش می‌کنم. دقیق هم گوش می‌کنم. به خاطر این که می‌خواهم تمام آن‌ها را در کتابم بیاورم. واقعا نمی‌خواهم انتقام بگیرم.
به من گفتند این حکم در یک چهاردیواری انجام می‌شود، بدون این که خبرنگاری اطلاع پیدا کند. من به دادگاه گفتم این حکم برای تربیت اجتماع است، نه برای خنک کردن دل من. اگر انتقام بود، قبول می‌کردم. خیلی از دادگاه خواهش کردم که اگر حکم اجرامی‌شود مردم اطلاع پیدا کنند. البته آن‌ها قبول نکردند. ولی می‌بینید که همه اطلاع پیدا کردند.
واقعا نمی‌خواهم انتقام بگیرم. فقط می‌خواهم دیگر تکرار نشود. مثلا قاضی می‌گفت از سال ۲۰۰۴ که این اتفاق برای من افتاد تا سال ۲۰۰۸ که وقتی من حکم قصاص برای مجید موحدی صادر شد، صدور حکم برای کسانی که متهم به اسیدپاشی هستند خیلی کم شده است. یعنی اگر ماهی دو یا سه بار بود، این حکم سالی یکبار شده است.
شما یک کتاب به زبان آلمانی از خاطرات‌تان منتشر کرده‌اید. آیا قصد دارید بازهم این خاطرات‌تان را به صورت یک کتاب منتشر کنید؟
بله کتاب من از ابتدای کودکی تا قصاص است. البته زندگی من پر از نشیب و فراز بوده است. زندگی یک انسان معمولی و پر از آرامش نبوده که یکدفعه دچار مشکل شوم. من با سختی وارد دانشگاه شدم و با سختی زندگی را ادامه دادم. کتابی که منتشر شده مربوط به زمان تولدم است تا پارسال. در انتهای کتاب معلوم نیست چه می‌شود. کتاب با صحبت‌های قبل از مرگ پدربزرگم تمام می‌شود.
پدربزرگم مریض بود و این اتفاق خیلی او را ناراحت کرده بود می‌توان گفت که دق کرد. پدربزرگم قبل از مرگش به من گفت، آمنه من فوت می‌کنم و وقتی تو برگردی، دخترم دیگر نیستی که تو را ببینم.
پدربزرگ به من گفت به‌خاطر اجدادمان که اجداد خوشنامی بودند این کار را نکن اما من به پدربزرگ گفتم این کار را به‌خاطر این که دیگران درس بگیرند می‌کنم. گفت درس خوبی به مردم بده، نه درس بدی. انتهای کتاب با صحبت‌های پدربزرگ تمام می‌شود و معلوم نمی‌شود حکم اجرا می‌شود یا نه. کتاب دوم از یکسال گذشته شروع می‌شود و درباره حکم قصاص است.
قرار است حکم قصاص به چه نحوه اجرا شود؟
حکم من قصاص هر دو چشم است. اول این که زن نصف مرد است. برای همین من فقط حق داشتم یک چشم مجید موحدی را قصاص کنم. برای چشم دیگر باید ۲۰ میلیون تومان پرداخت می‌کردم. دیه دست و صورت من حدود ۲۰۰ میلیون تومان می‌شود و مجید موحدی این پول را ندارد که به من بدهد. من برای چشم بعدی او ۲۰ میلیون آن را کم کردم، یعنی شد ۱۸۰ میلیون. قاضی گفت اگر ما در چشم مجید موحدی اسید بپاشیم، احتمال مرگ او بعد از ریختن اسید است. گفتم اگر مرد تمام دیعه ۱۸۰ میلیونی که باید به من بدهد را برای دیه می‌بخشم، اگر زنده ماند، باید این پول را به من پرداخت کند. می‌گفتند در بیمارستان دادگستری او را بیهوش می‌کنند. ۵ الی ۱۰ قطره اسید در چشمهایش می‌ریزند. بعد وقتی بهوش آمد، دیگر نابیناست.
اگر لحظه‌ی آخر اجرای حکم مجید موحدی و خانواده‌ی‌شان طلب بخشش کنند، آیا راهی وجود دارد که در تصمیم‌تان تغییری ایجاد شود؟
من گفتم که تا دیشب آن‌ها معذرت خواهی نکرده بودند. پدرشان عزیز موحدی، دیشب به خانه‌ی ما زنگ زدند با مادرم صحبت کردند. گفتند ببخشید، ما اشتباه کردیم. بعد از شش سال برای بار اول زنگ زدند و گفتند ببخشید ما اشتباه کردیم. البته دیگر دیر است. خیلی دیر است برای بخشش. گرچه اصلا فایده ندارد. معذرت‌خواهی‌ کردند. حالا ببینیم چه می‌شود.

به نظر شما چه مجازاتی باید برای مجرم پرونده اسید پاشی در نظر گرفت که هم در حق آمنه عادلانه باشه و هم تاثیر پیشگیرانه داشته باشه و باعث شود آدم های کمتری در آینده دست به این نوع جرم ها بزنند؟
مری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
15 کاربر از مری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-14-2011, 09:35 AM   #2
مرجان
 
مرجان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 537
تشکرها: 6,757
در 524 پست 4,342 بار تشکر شده
Points: 5,863, Level: 49
Points: 5,863, Level: 49 Points: 5,863, Level: 49 Points: 5,863, Level: 49
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

سلام
واقعا از خوندن متن فوق متاثر شدم هم براي دختر جواني كه زندگيش به تباهي و نيستي كشيده شده و در واقع آينده اي كه مي توانست بسيار درخشان يا حتي معمولي باشه با خطاي يك نفر تبديل به ويرانه اي شد و هم راستش را بخواهيد براي پسر جواني كه اين طور شيدا شده بود مي نويسم شيدا چون شيدايي عشق با جنون است و چطور اين جنون زندگي خودش و عزيز ترينش را نابود كرد
و واقعا وقتي خودم را به جاي آمنه مي گذارم نمي دانم چه مي كردم در خودم اينقدر خشونت و قهر نمي بينم كه راضي به قصاص مي شدم و از طرفي حس مي كنم كه هر چقدر سعي كنم نمي توانم احساس واقعي او و خانواده اش را درك كنم
...تقريبا دو سال قبل با پسرم از پارك به خونه بر مي گشتيم پسر جواني را ديدم كه خيلي نحيف و لاغر بود و هنگام راه رفتن به كنار ماشين هاي پارك شده برخورد مي كرد و به آدم ها تنه مي زد جلو رفتم و ديدم نابيناست ، بهش گفتم: سلام خوبيد من هم تا انتهاي خيابان بايد بروم بياييد با هم بريم ، لبخندي زد و گفت: ممنون پيراهن سفيد گشادي پوشيده بود گوشه آستين لباسش را با يك دستم گرفتم و دست پسرم را در دست ديگر گرفتم و حركت كرديم .
در راه با غم توصيف ناشدني براي من تعريف كرد كه در كودكي تب شديدي كرده و متاسفانه خانواده اش توجهي نكردند و بيماري باعث نابينايي او شده است .
اگر چه من مطمئن نيستم كه واقعا تب يا بيماري باعث نابينايي او شده بود ولي از لحن نامهربانانه اش هنگام صحبت درباره والدينش تعجب كردم و تلاش كوتاه من براي دلداري دادنش به جايي نرسيد.
و... حالا كه ماجراي آمنه را خوندم فكر مي كنم كه وقتي براي پسر جواني كه 12 يا 13 سال قبل دچار بيماري شده بود كه اصلا هم معلوم نبود كه واقعا بيماري باعث نابينايي او شده است ، بخشش والدينش اينقدر سخت است پس چطور آمنه مي تواند از تقصير يك بيگانه بگذرد؟
مرجان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از مرجان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-14-2011, 01:58 PM   #3
فابیان
 
فابیان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 3,840
تشکرها: 28,570
در 3,280 پست 14,388 بار تشکر شده
Points: 14,992, Level: 79
Points: 14,992, Level: 79 Points: 14,992, Level: 79 Points: 14,992, Level: 79
Activity: 76%
Activity: 76% Activity: 76% Activity: 76%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

من نمیدونم چرا وجدان من با این قصاص مشکل داره. هر چی بخودم زور میزنم میبینم با این قصاص عدالت اجرا نمیشه. دلم خوش بود که آخر ایه قصاص خودش میگه ولی اگر ببخشید سزاوار تر است یا چیزی به همین مظمون. از طرف دیگه چه سوژه ای میشه برای لاشخور های رسانه های خارجی .
__________________
Le but de toute association politique est la conservation des droits naturels et imprescriptibles de l’homme. Ces droits sont la liberté, la propriété, la sûreté et la résistance à l’oppression.
déclaration des droits de l'homme et du citoyen
Article II
فابیان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از فابیان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-14-2011, 07:47 PM   #4
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 4,568
تشکرها: 28,024
در 4,482 پست 25,419 بار تشکر شده
Points: 33,781, Level: 100
Points: 33,781, Level: 100 Points: 33,781, Level: 100 Points: 33,781, Level: 100
Activity: 48%
Activity: 48% Activity: 48% Activity: 48%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

اگرچه من هم مثل شما امیدوارم که در آخرین لحظه ترحم کنندوحکم اجرا نشه ولی در دو مورد من معتقدم اجرای حکم و رسانه ای شدنش میتونه در آمار وقوع جرم موثر باشه . یکی اسید پاشی یکی تجاوز به عنف
(که حکم دومی اعدامه)هر دو اینها با تصمیم قبلی و آگاهانه انجام میشن و متاسفانه آمار وحشتناکی هم دارند.
فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-14-2011, 09:03 PM   #5
هزارچهره
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
پست ها: 2,002
تشکرها: 19,408
در 1,988 پست 13,286 بار تشکر شده
Points: 18,105, Level: 85
Points: 18,105, Level: 85 Points: 18,105, Level: 85 Points: 18,105, Level: 85
Activity: 14%
Activity: 14% Activity: 14% Activity: 14%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

ظاهرا حکم قصاص به تعویق افتاده. از این ستون به اون ستون فرج است.
هزارچهره آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از هزارچهره بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-15-2011, 01:15 AM   #6
OMID
 
OMID's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
پست ها: 939
تشکرها: 4,400
در 825 پست 3,430 بار تشکر شده
Points: 7,249, Level: 56
Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

و اى خردمندان شما را درقصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد (۱۷۹)
سوره ۲: البقرة - جزء1
OMID آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
11 کاربر از OMID بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-16-2011, 01:25 AM   #7
مری
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
پست ها: 379
تشکرها: 2,420
در 374 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 7,254, Level: 56
Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

اجرای حکم خبرساز قصاص در یک پرونده اسیدپاشی به تعویق افتاد.
بر اساس حکم دادگاه قرار بود مجرم این پرونده با ریختن اسید در چشم‌هایش کور شود، همان طور که آمنه بهرامی نوا، قربانی پرونده، به دست مجرم روزی بینایی خود را از دست داده است.
خانم بهرامی نوا که چهره‌اش نیز در پی حمله مرد اسیدپاش به کلی دگرگون شده، از این که حکم قصاص اجرا نشده ناراحت است. در این میان مدافعان حقوق بشر و مخالفان شکنجه چنین حکمی را غیرانسانی و وحشیانه توصیف می‌کنند.
حال راه حل چیست؟ چگونه عدالت در این پرونده رعایت خواهد شد و قوانین ایران در برخورد با این جرم چه می‌گویند؟
رادیوفردا برای یافتن پاسخ این سوالات با محمد مصطفایی، حقوق‌دان ساکن نروژ، تماس گرفته است.

پاسخ محمد مصطفایی:

تاریخ اسیدپاشی برمی‌گردد به دوران‌های قبل از انقلاب. ما قبل از سال ۱۳۳۷ هم بحث اسیدپاشی را داشتیم و چون در آن زمان هم تعداد آمار اسیدپاشی افزایش پیدا کرد، ماده واحده‌ای را به تصویب رساندند که به اسیدپاشی اختصاص داشت و در آن ذکر شده بود اگر فردی با اسید فرد دیگری را به قتل برساند به دار آویخته خواهد شد و در مورد نقص عضو هم باید خسارت‌ها پرداخت شود و مجازات سنگینی هم در آن زمان برای اسیدپاش در نظر گرفتند. اما بعد از انقلاب در قانون مجازات اسلامی بحث اسیدپاشی وجود ندارد.
  • این انتقاد مطرح است که مجازات بازدارنده کافی برای اسیدپاشی وجود ندارد. این چیزی است که حتی خود آمنه هم در مصاحبه‌های مختلف گفته است. به نظر شما این مسئله درست است؟
    بله، به نظر من حرف آمنه کاملا درست است و یک مجازات عادلانه برای اسیدپاشی در قانون وجود ندارد. یعنی اگر ما برای کسی که مرتکب چنین جرمی شده ۳۰ یا ۴۰ سال حبس و حتی حبس ابد در نظر بگیریم بهتر از این است که از قصاص استفاده کنیم.
    در کشور پاکستان هم همین کار را انجام داده‌اند و ۳۰ سال حبسی که در گذشته برای اسیدپاشی وجود داشت، به حبس ابد تبدیل کردند به دلیل بالا رفتن آمار اسیدپاشی.
  • شما فکر می‌کنید اگر به صراحت در قانون مجازات اسلامی بندی اضافه شده و برای اسیدپاشی به جای قصاص حکم حبس ابد در نظر گرفته شود، احتمال کاهش جرم در ایران وجود دارد؟
    به نظر من احتمال کاهش جرم با این گونه مجازات‌ها وجود ندارد. پیشگیری از وقوع جرم و کاهش آن روند دیگری است که باید روی آن بحث شود. ریشه‌ها باید بررسی شود و کار فرهنگی و اقتصادی باید انجام گیرد. وقتی ما خشونت را درجامعه ترویج می‌کنیم، چه از طرف دولت باشد و چه از طرف مردم، به طور قطع آسیبی است در جامعه و این ارتباطی به مجازات ندارد. فلسفه مجازات، تنبیه کردن است.
  • از نظر شما مجازات می‌تواند ویژگی بازدارندگی داشته باشد؟
    بله، ولی مجازات به تنهایی نمی‌تواند ویژگی بازدارنده داشته باشد. مجازات باید همراه با اعمال و مکانیسم‌هایی باشد تا بتوانیم از وقوع جرم پیشگیری کنیم. اگر ما فقط بخواهیم ازمجازات استفاده کنیم برای پیشگیری از وقوع جرم، به هیچ نتیجه‌ای نخواهیم رسید.
  • حال که این حکم به تعویق افتاده است، اگر فرض کنیم مقام‌های قضایی تصمیم بگیرند اجرای حکم قصاص را در این پرونده به کلی لغو کنند، آن وقت بر اساس قانون مجازات اسلامی مجازات مجرم در پرونده چه خواهد بود؟
    متاسفانه مجازاتی که برای این پرونده در نظر گرفته شده خیلی کم است. اگر بخواهیم قصاص را منتفی کنیم با توجه به این که مجرم پرونده در زندان بوده، اگر دیه را پرداخت کند آزاد خواهد شد.
    اگر قصاص برداشته شود، حداکثر مجازاتی که برای این مسئله در نظر گرفته‌اند یک سال حبس است طبق تبصره دو ماده ۲۶۹ قانون مجازات اسلامی که به نظر من عادلانه نیست. این نقصی است که در قانون وجود دارد و قانون‌گذار باید به فکر تغییر آن باشد.
کیوان حسینی
مری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از مری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-16-2011, 09:47 PM   #8
sharam
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
پست ها: 5
تشکرها: 5
در 4 پست 16 بار تشکر شده
Points: 2,354, Level: 29
Points: 2,354, Level: 29 Points: 2,354, Level: 29 Points: 2,354, Level: 29
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست ولی با توجه به شرائط سخت وناگوار روحی وجسمی امنه باید حق را هم به ایشان وخانواده رنج کشیده ش بدهیم که فرد خاطی را مجازات کنند تا شاید که درس عبرتی باشد برای اشخاصی که بخواهند با زندگی یک انسان اینچنین بازی کنند.
sharam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
9 کاربر از sharam بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-18-2011, 11:30 AM   #9
namira
 
namira's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
محل سکونت: Tehran
پست ها: 3,507
تشکرها: 21,137
در 3,329 پست 22,387 بار تشکر شده
Points: 29,203, Level: 99
Points: 29,203, Level: 99 Points: 29,203, Level: 99 Points: 29,203, Level: 99
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

نامه تکان دهنده خواهر "آمنه بهرامی"


صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی‌حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می‌ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می‌کرد و پلک را بالا می‌کشید و روی چشم می‌گذاشت و من این کار را کردم
تاریخ انتشار: ۱۶:۵۴ ۱۳۹۰/۲/۲۷
کد خبر: 106676
منبع:
نسخه چاپی

به گزارش پارسینه به نقل از زمانه، شیرین بهرامی‌نوا، خواهر «آمنه» قربانی پرونده جنجالی اسیدپاشی در نامه ای به یکی از منتقدان قصاص خواهرش پاسخ داد، متن این نامه را از نظر می گذرانید:

شما از دور در حال تماشای جریانی هستید که اصلاً درک و فهمش برای‌تان دشوار است؛ فقط خوانده‌اید. ندیده‌اید. «جرم» را در کتاب می‌بینید و از تاثیر آن بر زندگی، توانایی، سرنوشت و به طور کلی آینده، درکی ندارید. سخن گفتن چه زیبا و ساده است وعمل کردن چه دشوار. اگر به جای خواهرم بودید جز قصاص نمی‌خواستید. کما این‌که او به حبس ابد راضی است؛ اما به عملی شدن آن امیدوار نیست. پس بهتر می‌بیند دست دراز مردسالار و مغرور مجید را با قصاص از تجاوز و آسیب مجدد به او کوتاه کند.

در ضمن، آمنه نه «ناموس» مجید بوده و هست و نه دیگری؛ حتی پدرش و برادرانش. پدرم همیشه از این الفاظ دوری می‌کرد و ما را با اندیشه برابری و دور از تعصبات، ناموس و هرآن‌چه جامعه مردسالار علاقه‌مند به نام‌گذاری آن است تربیت کرده. ما آموختیم به «کرامت انسانی» خود و دیگری احترام بگذاریم. لغت «ناموس» شما برایم تهوع‌آور و مشم‍ئزکننده است. متاسفم که اینگونه سخن می‌گویم. اینها امروز در فرهنگ لغت لمپن‌ها یافت می‌شوند نه در اذهان زنان و مردان آزاد‌اندیش که در پی آزادی و آزادگی رنج می‌برند و رد پای جهل و ظلم را بر سر و صورت خود می‌بینند. اگر جهت جدب مخاطب نوشته‌اید مسئله دیگری است.

آیا شما تضمین می‌کنید، اگر مجید موحدی بدون قصاص آزاد شد، خواهر من و خانواده ما و من که شاکی اولیه بودم در امان خواهیم بود؟ شما درمان آمنه را که خانواده موحدی هیچ بخشی از آن را نپرداختند و زحمت تهیه پولش را هم به خود تحمیل نکردند به شکل واقعی و جدی نمی‌بینید؟ شما می‌دانید هر عمل آمنه با وجود تخفیف‌ها چقدر هزینه برداشته است؟ هر عمل، دو الی هفت‌هزار یورو. به آن اضافه کنید هزینه انواع داروها و پمادها و کرم ها را؛ آن هم چندبار در طی روز. روزی که آمنه به تنهایی برای دوش‌گرفتن رفت و کاسه چشمش را خالی یافت وغش کرد، شما کجا بودید؟

آمنه قوی است؛ بسیار قوی. جلوی ما نه گریه کرد نه ناله، نه شکایت. همیشه به همه دلداری داد. حقش نیست که به انتقام‌جویی و سنگدلی متهم شود و قضاوت ناعادلانه و سرخوشانه جهت بذل توجه به دیگری. وقتی از موضوعی سخن می‌گویید اول بسیار فکر کنید. این قصه نیست. حقیقتی است که واقع شده و سرنوشت و زندگی ما را واژگون کرده است. پرستاری شبانه‌روزی، انتظار و دلواپسی همیشگیِ بدتر شدن اوضاع جسم و جانش، محو شدن چشم و ابرو و گونه و از فرم افتادن لب و گونه و این پرسش همیشگی از من که الان خیلی زشتم؟ و من چه داشتم بگویم به خواهرکم. راست یا دروغ یا تعارف؟
تا به حال جای من بوده‌اید که از زیبایی خود و سلامت خود شرمگین شوید؟ نه! اما من هر روز خجالت کشیده‌ام که زیبایی معمولی‌ام را دارم، که هنوز می‌بینم و خواهر کوچک‌ترم نمی‌بیند. احساس گناه و خجالت و شرمندگی کرده‌ام سال‌ها.

وقتی خواهرم می‌پرسد کسی یا اتاقی یا فضایی، چه شکلی یا چگونه است، از درد به خودم می پیچم. وقتی هنگام راه رفتن به در و دیوار می‌خورد و هر که به او تنه می‌زند عذر می‌خواهد که نمی‌بیند، من رنج می‌برم اما سکوت می‌کنم. وقتی تنها و سرگردان- در اوایل که سعی داشت با عصا راه برود- می‌ماند، دنیا بر سرم آوار می‌شود و دلم می‌خواهد نباشم و محو شوم؛ اما شاهد اینها نباشم. شما از رنج حرف می‌زنید و ما آن را برده‌ایم.

وقتی با همه ادبی که آموخته بودم مجبور بودم با دیگران تند برخورد کنم که از جملات مایوس‌کننده در برابر آمنه و مادر و پدر و خواهر و برادران کوچک‌ترم خودداری کنند، نمی‌دانید چه رنجی بردم. نمی‌دانید که وقتی مردم با دیدن آمنه نوچ‌نوچ راه می‌انداختند و با وجود نگاه تند من هنوز به ایجاد رعب و وحشت ناشی از همین حرکت به ظاهر ساده در دل خواهرم در راهروهای بیمارستان «لبافی نژاد» ادامه می‌دادند، دلم فرو می‌ریخت و با حرکات دست و گاه آمرانه‌، آنانی را که نمی‌شناختم‌شان به سکوت فرا می‌خواندم؛ چه رنجی می‌بردم از این همه التهاب وهیجان های یک‌سره منفی.

یادم می‌آید روزی که برادرم بعد از سه ماه دوری از خانه و خدمت در اطراف شیراز، بی‌خبر به خانه آمد تا غافلگیرمان کند، چه بد غافلگیر شد. برادر دیگرم که در شوک و سکوت ناظر بود و ناباورانه فقط نگاه می‌کرد. صبحی که پلک آمنه افتاده بود و چشم سوخته بیرون مانده بود و مادر و برادرم در جایشان بی‌حرکت مانده بودند، هیچ یک از ما جرئت نداشتیم به چشم آمنه دست بزنیم؛ می‌ترسیدیم چشم سوخته هر آن بیرون بریزد؛ ولی کسی باید جرئت می‌کرد و پلک را بالا می‌کشید و روی چشم می‌گذاشت و من این کار را کردم و هنوز هم دلم از یاد‌آوری آن لحظه و لحظه‌های مشابه و گاه بدتر و وخیم‌تر می‌لرزد. برای پرسش‌های برادرم که می‌پرسید چرا مثل مرغ پرکنده دور خودش می‌چرخید و تاب می‌خورد و ایستادن و نشستن را تاب نمی‌آورد، هیچ جوابی نداشتم؛ و چه خوب که آمنه نبود تا گریه دست جمعی ما چهار خواهر و برادر را ببیند. او رفته بود برای پانسمان و بعد از آن گریه بود که ما قول دادیم جلوی آمنه صبور باشیم و او را بخندانیم و امیدوار کنیم .

حال شما ساده‌انگارانه به «قضاوت» نشسته‌اید؟ این حق را از کجا آورده اید؟
namira آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
10 کاربر از namira بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-18-2011, 01:52 PM   #10
محمد صادق
 
تاریخ عضویت: Mar 2009
محل سکونت: ایران
پست ها: 1,106
تشکرها: 1,060
در 819 پست 3,004 بار تشکر شده
Points: 11,330, Level: 70
Points: 11,330, Level: 70 Points: 11,330, Level: 70 Points: 11,330, Level: 70
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : آمنه بهرامی: پدر بزرگم گفت که درس نیکوکاری به مردم بده

آزمون مهم برای آیت الله لاریجانی
1- شنيده‌ايم حکم قصاص جوان اسيدپاشي که با پاشيدن اسيد به صورت دختر جواني او را نابينا کرده به دليل دخالت برخي دولت‌هاي غربي متوقف شده است.

2- اين در حالي است که حکم قصاص صادر شده و دختر نابينا و خانواده‌اش آماده اجراي اين حکم بوده‌اند.

3- خدا کند که خبر دروغ باشد در غير اين صورت فقط مي‌توان گفت وااسلاما!

4- آيا مسئولان قوه قضائيه حکم الهي قصاص را ( که به تعبير قرآن کريم اجراي آن زندگي جامعه را به دنبال خواهد داشت) به دليل اعتراض سفراي سوئد و انگليس و سازمانهاي حقوق بشري اروپايي تعطيل خواهند کرد؟

5- و اگر خداي نکرده چنين خبط و خطايي رخ دهد آنگاه تقدم اوامر سفراي اروپايي بر احکام صريح الهي چه نامي خواهد داشت؟

6- اجراي قصاص در اين پرونده و ده‌ها پرونده مشابه در مرتبه نخست حق جامعه است.(قبل از آنکه حق مجني عليها باشد!) وقتي مجرمين به سادگي آب خوردن روي نواميس مردم اسيد مي‌پاشند و دختران جوان را براي يک عمر به افرادي کور و کريه ‌المنظر تبديل مي‌کنند و با اين وحشي‌گري روزي هزار بار قربانيان و خانواده آنها را مي‌کشند و زنده مي‌کنند، ديگر براي دفاع از ساده‌ترين حق جامعه جز قصاص چه راهي مي‌ماند؟ آيا دليل تکرار پي در پي اين جرم وحشتناک مجازات‌هاي ساده و پيش و پا افتاده اسيد پاش‌هاي قبلي نبوده است؟

7- رياست محترم قوه قضائيه! اجراي حکم قصاص در اين پرونده‌ آزمون بزرگ شماست! اميدواريم سربلند باشيد.
__________________
بوی بهبود ز اوضاع جهان می آید.
محمد صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
8 کاربر از محمد صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-25-2011, 12:43 PM   #11
endless love
 
endless love's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
پست ها: 852
تشکرها: 11,105
در 827 پست 5,318 بار تشکر شده
Points: 7,591, Level: 58
Points: 7,591, Level: 58 Points: 7,591, Level: 58 Points: 7,591, Level: 58
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض قصاص چشم مجرم اسید پاش بدون پاشیدن اسید.

سلام

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
حكم قصاص چشم مردي كه با پاشيدن اسيد روي صورت مردي ديگر او را كور كرده است تاييد، اما تاكيد شد اين حكم بايد بدون استفاده از اسيد اجرا شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی انتخاب، اين اولين حكم اسيدپاشي است كه به دليل وارد آمدن آسيب به مجرم حين اجراي حكم از پاشيدن اسيد به داخل چشم به كور كردن فرد تغيير كرده است.

مطابق اوراق پرونده، اين راي براي جواني به نام حميد صادر شده است. علي پنج سال قبل به اشتباه جواني را با اسيد سوازند و باعث از بين رفتن يك چشم او و كم بينايي چشم ديگرش شد. ماموران پليس تيرماه سال 85 باخبر شدند، جواني به نام داود دچار سوختگي شديد با اسيد شده است.

اين جوان بلافاصله بعد از سوختگي به بيمارستان مطهري تهران برده شد، اما اقدامات پزشكان در مورد او بي‌نتيجه ماند و اين جوان يك چشم خود را به طور كامل از دست داد.

داود به ماموران گفت: در پارك مجيديه مورد حمله فرد اسيدپاش قرار گرفته است و اصلا مهاجم را نمي‌شناسد. او گفت: در پارك نشسته بودم كه ديدم جواني به من نگاه مي‌كند، او عصباني بود، جلو آمد و يكدفعه اسيد را به صورتم پاشيد من اصلا نفهميدم چه شده است. فقط سوختم، مردم هم من را به بيمارستان بردند.

يك هفته بعد از اين ماجرا جوان اسيدپاش شناسايي و بازداشت شد. در حالي‌كه داود ادعا مي‌كرد او را نمي‌شناسد، اين جوان گفت: در دوران دانش‌آموزي در مدرسه مورد آزار داود قرار گرفته است.

به گزارش انتخاب به نقل از شرق، حميد گفت: داود و دوستانش مرتب من را اذيت مي‌كردند و حتي يك‌بار هم مرا مورد آزار جنسي قرار دادند. به‌رغم اظهارات متهم، داود همچنان مدعي بود، حميد را نمي‌شناسد و با او همكلاسي نبود. در ادامه تحقيقات مشخص شد دو طرف پرونده در مدرسه‌هاي جداگانه درس مي‌خواندند و از آنجايي كه داود دو سال بزرگ‌تر از حميد است، بنابراين همكلاس بودن آنها امكان‌پذير نيست.

بنابراين متهم دوباره مورد بازجويي قرار گرفت. او گفت: داود قصد داشت دختر مورد علاقه‌ام را از من بگيرد و به همين خاطر هم او را با اسيد سوزاندم اين ادعا هم به اثبات نرسيد و در نهايت حميد اقرار كرد داود را با فرد ديگري اشتباه گرفته است.

با تكميل پرونده حميد در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه و با درخواست داود به قصاص يك چشمش محكوم شد. حميد از داود خواست گذشت كند اما مرد شاكي به خاطر اينكه بدون دليل مورد هجوم واقع شده بود، قبول نكرد و بر قصاص پافشاري كرد. بعد از اينكه راي قصاص چشم با اسيد از سوي قاضي عزيز محمدي -رييس شعبه 71 و مستشارانش صادر شد، اين راي مورد اعتراض حميد و وكيل مدافعش قرار گرفت. آنها مدعي بودند اين نوع قصاص آسيب‌هاي جدي به فرد وارد مي‌كند. چندي بعد راي صادره توسط ديوان‌عالي كشور نقض و پرونده دوباره به شعبه 71 بازگردانده شد.

با تاكيد دوباره اين شعبه بر حكم قصاص و تاييد اين راي از سوي ديوان‌عالي، محمدرضا قندهاري - وكيل مدافع حميد-عنوان كرد اين حكم قابل اجرا نيست و اگر آسيبي حين اجراي حكم بر موكلش وارد شود، موضوع را پيگيري قضايي خواهد كرد. با توجه به اين دفاعيه قندهاري ديوان‌عالي كشور يك‌بار ديگر حكم را مورد بررسي قرار داد و اعلام كرد با توجه به اينكه ممكن است در حين اجراي حكم براي حميد مشكلي ايجاد و قسمت‌هاي ديگر بدنش سوزانده شود، كور كردن چشم متهم بايد بدون ريختن اسيد و تحت نظر پزشكان و با يك اقدام پزشكي انجام شود.

علاوه بر اين متهم به قصاص يك‌چهارم لاله گوش با اسيد محكوم شده بود كه ديوان‌عالي اعلام كرد اين بخش از حكم نيز بايد بدون اسيد اجرا و در واقع آن بخش از گوش بريده شود. قندهاري وكيل مدافع حميد ديروز به خبرنگار ما گفت: اين اولين حكم قصاص چشم است كه بدون ريختن اسيد و با تدابير پزشكي صادر شده است. اين در حالي است كه موكل من با اسيد شاكي را سوزانده بود. اگر حميد با اسيد كور مي‌شد، امكان داشت دچار مرگ مغزي يا سوختن قسمت‌هاي داخلي مغزش شود زيرا پاشيدن اسيد به صورت آن هم با فاصله با چكاندن اسيد به داخل چشم متفاوت است.


منبع


شادکام
__________________
خدایا ، من بر خلاف ظاهرم خیلی دوستت دارم ، تو هم مطمئنم بر خلاف ظاهرت من رو خیلی دوست داری...!!!
endless love آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از endless love بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-25-2011, 02:22 PM   #12
alimirzaee
 
alimirzaee's Avatar
 
تاریخ عضویت: Apr 2011
پست ها: 1,813
تشکرها: 10,071
در 1,763 پست 9,172 بار تشکر شده
Points: 8,781, Level: 63
Points: 8,781, Level: 63 Points: 8,781, Level: 63 Points: 8,781, Level: 63
Activity: 29%
Activity: 29% Activity: 29% Activity: 29%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

فراموش نکنیم که قانون برای انتقام یا خنک شدن دل افراد نیست.
قانون برای کاهش جرم و خشونت است.
خشونت ، تنها چیزی که میزاید، خشونت بیشتر است و تنها چیزی که به بار نمی آورد ، ارامش است.
جامعه ای که هر روز شاهد به دار آویختن و مثله کردن باشد، نه تنها از خشونت دور نمیشود، بلکه زشتی این عمل در چشمش کم تر و کم تر میشود.
برای مثال نمایش گلادیاتور ها را در روم باستان در نظر بگیرید .

در حال حاضر تلاش هایی برای ایجاد بینایی یا حداقل بخشی از آن در دنیا در جریان است.
بهتر است از جیب ما مردم، هزینه چند میلیاردی برای درمان نابینایی از طرق مختلف مانند شبیه سازی یا ابزارهای الکترونیکی، در اختیار محققانی که هر روز از کشور فراری میشوند، قرار بگیرد و برای چنین مجرمانی، مجازاتهای قابل برگشت و قابل اصلاح جایگزین شود.
برای مثال علی رغم تمام اتفاقات و قضایا اگر یک در میلیارد هم احتمال دهیم که مجرم واقعی فرد دستگیر شده نباشد، آنگاه کور کردن چشم او، به هیچ وجه قابل بازگشت نخواهد بود.
چنانکه در موارد متعدد، در اجرای حکم قصاص شاهد قتل انسانهای بیگناه بوده ایم.
برای مثال چندی پیش در ابادان دو نفر به جرم دو قتل اعدام شدند.
پس از مدتی قاتلی دستگیر شد که به 16 فقره قتل اعتراف کرد. از جمله دو قتلی که قبلا دو نفر را بخاطر آنها کشته بودند.
http://aknoononline.blogspot.com/2009/04/blog-post.html
نتیجه چه شد؟
دوجان گرفته شده بود و امکان اصلاح نبود.
اگر آن دو معدوم بیچاره زنده بودند، میشد با آزادی آنها و پرداخت مبلغ مشخصی خسارت ، کمی از تالمات و سختی های آنها را جبران کرد.
آنچه که در جامعه باید همیشه در نظر گرفت این است که ناعدالتی و ظلم ممکن است هر لحظه یقه هر کدام از ماها را بگیرد.
هر لحظه سکوت ما و بی تفاوتی در مقابل اینچنین مواردی، همراهی با ظلم و رفتار غلط و تایید این رفتار است و تاوان آن را ممکن است خیلی ناگهانی و زود پرداخت کنیم.
بهتر است همه مردم و بخصوص افراد متفکر، تمام تلاش خود را برای انسانی تر و عاقلانه تر کردن احکام و قوانین انجام دهند، تا شاهد جامعه ای بالنده تر و ایمن تر باشیم.
alimirzaee آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از alimirzaee بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-31-2011, 10:54 AM   #13
Nezam
 
Nezam's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Iran- Tehran
پست ها: 790
تشکرها: 6,566
در 738 پست 3,786 بار تشکر شده
Points: 9,297, Level: 64
Points: 9,297, Level: 64 Points: 9,297, Level: 64 Points: 9,297, Level: 64
Activity: 43%
Activity: 43% Activity: 43% Activity: 43%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

آمنه از قصاص اسید پاشی گذشت

جامعه > قضایی - آمنه بهرامی، قربانی اسید پاشی از قصاص مجید صرفنظر کرد.
عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران اعلام کرد صبح امروز آمنه، از قصاص شخص مجرم گذشت. قرار بود صبح امروز حکم قصاص مجید اجرا شود، اما آمنه از قصاص (کور کردن چشم با اسید) صرفنظر کرد اما گفت که دیه اش تمام و کمال باید پرداخت شود.
قصاص دوباره مجید پیش از این اعلام نشده بود، اما ساعت 6و نیم صبح امروز، آمنه بهرامی و خانواده اش، در بیمارستان دادگستری تهران و با حضور پزشکان متخصص قانونی و دادیار اجرای احکام دادسرای امور جنایی پایتخت آماده اجرای حکم قصاص بودند.
مجید آبان ماه سال 83 به دلیل پاسخ منفی آمنه به خواستگاری او، به صورت آمنه اسید پاشید و از همان زمان پرونده جنجالی اسیدپاشی، شروع شد.
دادستان تهران می گوید مجید تا صبح امروز باور نمی کرد این حکم اجرا شود، اما وقتی جدیت دستگاه قضایی و پافشاری آمنه بر قصاص را دید، از آمنه خواست تا او را ببخشد.
حکم قصاص مجید قرار بود اردیبهشت ماه 90 انجام شود، اما به دلیل آماده نبودن شرایط، به تعویق افتاد. دولت آبادی همچنین گفته که مجید تا پرداخت کامل دیه شرعی آمنه، در زندان می ماند.
گفته شده آمنه برای درمان خود، دو میلیون دلار نیاز دارد.
Nezam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
7 کاربر از Nezam بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 07-31-2011, 11:21 AM   #14
endless love
 
endless love's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2010
پست ها: 852
تشکرها: 11,105
در 827 پست 5,318 بار تشکر شده
Points: 7,591, Level: 58
Points: 7,591, Level: 58 Points: 7,591, Level: 58 Points: 7,591, Level: 58
Activity: 10%
Activity: 10% Activity: 10% Activity: 10%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Nezam نمایش پست ها
گفته شده آمنه برای درمان خود، دو میلیون دلار نیاز دارد.
سلام
فکر میکنم قصاص کنند بهتر باشه چون دو میلیون دلار پولی نیست که به سادگی بشه فراهم کرد در ضمن فقط برای عمل صورتش که اسید پاشیده شده دو میلیون دلار دیه خواسته؟؟؟!!!!!

شادکام
__________________
خدایا ، من بر خلاف ظاهرم خیلی دوستت دارم ، تو هم مطمئنم بر خلاف ظاهرت من رو خیلی دوست داری...!!!
endless love آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از endless love بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-12-2011, 01:27 AM   #15
مری
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
پست ها: 379
تشکرها: 2,420
در 374 پست 2,430 بار تشکر شده
Points: 7,254, Level: 56
Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56 Points: 7,254, Level: 56
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

درباره‌ی یک عفو
گذشت خانم آمنه بهرامی از قصاص جوانی که به صورت وی اسید پاشیده بود، برخی را چنان خوشحال کرده که گویی بار سنگینی از دوش آنان برداشته شده و مسئولیت کور کردن جوانی با اسید، همین بار سنگین بود که بر دوش آنان سنگینی می‌کرد. از این رو اقدام این خانم زجردیده با استقبال گسترده آنان مواجه گردید. اگرچه اطلاعاتی درباره‌ی جزئیات این اقدام در دست نیست، آیا این کار اقدامی یک سویه بوده یا مبتنی بر توافق دوطرفه یا با اشخاص ثالث توافق انجام شده است؟ در هر حال گذشت کردن از انتقام و قصاص (با هر انگیزه‌ای که باشد) محترم است، به ویژه از سوی خانمی که مورد چنان جنایتی واقع شده است، ولی نباید فراموش کرد که این گذشت، مشکلی را حل نمی‌کند و به نظر من حل مشکل را به تأخیر می‌اندازد و به علاوه وظیفه‌ی اصلی فعالان سیاسی و اجتماعی به تشکر و تقدیر از این خانم خلاصه نمی‌شود، آن‌چه که آمنه و آمنه‌ها از ما انتظار دارند این نیست که بر اثر گردن‌کشی این جوان، زندگی خود و اطرافیانشان تباه شود، آن‌گاه تحت فشار اجتماعی و روانی دیگران قرار بگیرند تا رضایت دهند(چون دیگران مورد نظر قصاص را نمی‌پسندند) و سپس یک پیام و یادداشت در تقدیر و تشکر از اقدام خداپسندانه دریافت کنند، در حالی که معلوم نبود اگر این اتفاق برای یکی از افراد تشکرکننده یا نزدیکانشان رخ می‌داد، چه واکنشی می‌داشتند؟ پس مسأله چیست؟
مسأله این است که: قانون موجود، این جنایت را موضوعی عموماً شخصی تلقی می‌کند، چنانچه گویی جامعه هیچ نقش و نفع و ضرر و حقی در چگونگی حل موضوع ندارد و اتفاقی است که فقط دو طرف دارد. در یک سو جانی و در سوی دیگر قربانی؛ که با درخواست قصاص یا عفو جانی از سوی قربانی مسأله خاتمه یافته تلقی می‌شود. اگر قانون این است، فعالان سیاسی و کسانی که در سطوح بالای سیاسی حضور داشته‌اند، به چه حقی مطالبه‌ی خود را متوجه فرد قربانی کرده و با فشار آوردن به وی می‌خواهند که از حق قصاص بگذرد؟ حقی که در قانون به او داده شده است. قانونی که با رضایت یا سکوت همین افراد، تدوین و تصویب شده است. اگر به قانون اشکال دارند، در این صورت باید کوشش خود را متوجه اصلاح ٱن کنند، نه آن که از یک قربانی توقع داشته باشند که حق خودش را نادیده بگیرد تا آنان با خیال آسوده‌تری بخوابند. اگر هم اشکالاتی را متوجه قانون نمی‌دانند، پس چرا این همه حساسیت نسبت به موضوعی که مطابق قانون مسأله‌ای شخصی است، از خود نشان می‌دهند و فشار زیادی را برای عفو به قربانی تحمیل می‌کنند؟ اگر این جرم و مجازات متناسب برای آن، مسأله‌ای اجتماعی و مربوط به همه‌ی آحاد جامعه است، پس چرا اقدامی برای قانونی کردن این خواست نمی‌شود؟ به علاوه چرا این پیگیری‌ها فقط شامل قصاص عضو می‌شود، در حالی که قصاص عضو، جزئی از قاعده‌ی کلی‌تر قصاص است. تقریباً هر روز در گوشه و کنار کشور، تعدادی از افراد به واسطه‌ی قتل عمد قصاص می‌شوند، یا حتی اعدام‌های دیگر چون مواد مخدر و تجاوز و ... وجود دارد، پس چرا فقط به این مورد خاص از قصاص عضو حساسیت نشان داده شده است؟
عفو و گذشت آمنه، یک اقدام شخصی است، هرچند قابل تقدیر است، ولی مشکل و مسأله‌ی اسیدپاشی را حداقل از زاویه‌ی مجازات مجرم حل نمی‌کند، تخفیف هم نمی‌دهد به حل آن هم کمکی نمی‌کند و چه بسا تشدید هم بنماید و با این رفتارهای موردی هم مساله حل نمی‌شود. بیایید فرض کنیم که قربانی این اسیدپاشی فوت می‌شد، هم‌چنان که در موارد دیگر از این نوع اتفاقات افتاده است. در این صورت مجرم به اتهام قتل محکوم به قصاص می‌شد و تا حالا هم حکم اجرا شده بود و طبعاً از این اعتراضات و تشویقات هم خبری نبود. چگونه می‌توان این تفاوت را توجیه کرد؛ جز این که جوزدگی را ریشه‌ی اصلی آن دانست؟
مسأله این است که اگر به هر دلیلی قصاص عضو یا قصاص نفس از نظر عده‌ای مطلوب نیست، برای عدم انجام آن نباید بر قربانی جنایت فشار بیاورند تا از حق خود بگذرد، زیرا این کار عوارض مهمی دارد، از جمله این که مجازات مناسبی برای جایگزینی قصاص، چون حبس ابد برقرار نمی‌شود و در نتیجه جانی آزاد می‌شود و نقش بازدارندگی مجازات این جرم از میان می‌رود و آمنه‌های بیشتری دچار این جنایت می‌شوند. نکته‌ی مهم این است که مجرم نیز رها شدن از قصاص را بیش از آن که مرهون گذشت قربانی بداند و از این کار خود شرمنده شود، آن را ناشی از فشار معترضان قصاص تلقی می‌کند و خود را در این وضعیت به وجود آمده، محق و لایق آن می‌داند.
از سوی دیگر اگر ما به خود حق می‌دهیم درباره‌ی یک جرم و مجازات آن تا این حد واکنش نشان دهیم، به طور ضمنی بدان معنا خواهد بود که جرم و مجازات موضوعی اجتماعی و نه فردی است. بنابراین باید توجه خود را معطوف به اصلاح قانون مجازات کرد، به نحوی که عنصر تعیین‌کننده در سرنوشت جانی، فرد قربانی یا خانواده‌ی او نباشد، بلکه جامعه نیز در مقام استیفای حق خود علیه مجرم حقوقی داشته باشد. در رویداد موردنظر فقط آمنه نیست که بینایی و زیبایی و زندگی‌اش به دست مجرم تباه شده است، بلکه خانواده او و کلیت جامعه‌ی ما دچار خسارت مهمی شده که باید مجرم را به واسطه‌ی وارد کردن این خسارت مجازات کرد و سهم این خسارت بیشتر از موارد شخصی است، به همین دلیل حق جامعه باید در مجازات مجرم بیشتر از حق شخصی قربانی محسوب شود و باید بار روانی مجازات مجرم از روی دوش قربانی برداشته شود و این نیازمند بازنگری در قانون است.
خلاصه آن‌که عفو و گذشت آمنه نه ‌تنها مشکلات اصلی مرتبط با این رویدادها را حل نمی‌کند، بلکه ممکن است حل آن‌ها را به تعویق هم بیاندازد، تنها فایده‌اش راحت‌ کردن وجدان عده‌ای از ناظران منتقد قصاص عضو است.

عباس عبدی
مری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از مری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 08-12-2011, 04:31 AM   #16
erfani
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
پست ها: 148
تشکرها: 246
در 136 پست 773 بار تشکر شده
Points: 651, Level: 13
Points: 651, Level: 13 Points: 651, Level: 13 Points: 651, Level: 13
Activity: 43%
Activity: 43% Activity: 43% Activity: 43%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

http://web.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=26132
erfani آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 08-12-2011, 11:52 PM   #17
زبل خان
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
پست ها: 256
تشکرها: 2,795
در 240 پست 901 بار تشکر شده
Points: 3,140, Level: 34
Points: 3,140, Level: 34 Points: 3,140, Level: 34 Points: 3,140, Level: 34
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : حکم قصاص چشم در برابر چشم برای متهم پرونده اسید پاشی

گذشت آمنه دلیلی دارد که فقط خودش می داند وبس.این پرونده یک پرونده ی شخصی ست . اما بعد اجتماعی آنرا نباید نادیده گرفت.آمنه روی بسیاری از آرزوهایش خط بطلان کشید.گر چه شخصیت والایی دارد.
در هر صورت چنین گذشتی در برابر خواستگاری دیوانه و متکبر می تواند دیگر خواستگاران مجنون را به چنین اقدام شومی وادارد...
زبل خان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از زبل خان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
ماجرای «معامله بزرگ» ایران و آمریکا و گزارش اطلاعاتی آمریکا Aram. ایران 3 04-11-2011 12:04 AM
حقایقی از روند رسیدگی به قتل رفیق حریری / ترور با موشک هواپیمای بدون سرنشین نه با ون بمب گذاری شده! OMID خبر سیاسی 1 12-08-2010 10:18 AM
افشاگری تکان‌دهنده مدیرمسئول روزنامه "ایران" درباره مهدی هاشمی abdi2520 خبر سیاسی 3 12-06-2010 05:45 PM
خسارات همکاری هسته ای با روسیه alisosho تحلیل سیاسی 1 08-29-2009 03:29 PM
جامعه ايرانی در جستجوی آزادی. « گفتگوي اختصاصي با پروفسور نوام چامسكي » alihallo خبر سیاسی 1 08-26-2009 08:22 AM


ساعت جاری 09:38 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT