آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار دانش و فناوری > تالار دانش و فناوری

پاسخ
    نمایش ها: 18554 - پاسخ ها: 19  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-07-2009, 03:58 AM   #1
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
Exclamation پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)



اندیشه های کوانتومی مولانا


دكتر محسن فرشاد فهرست مقاله 1 - سازگاري انديشه هاي مولانا با تئوري كوانتوم. 2 - تئوري تكامل و تفكرات مولانا 3 - مفهوم تقارن در علم و اشعار مولانا 4 - كل نگري در علم و انديشه هاي مولانا مقدمه: هنگامي كه انسان در اشعار نغز و ژرف و شگفت اور مثنوي معنوي و ديوان كبير شمس غور مي كند ، خود را در اقيانوس عميق از احساس ، عرفان ، فلسفه ، دانش طبيعي ، اشراق و دل آگاهي و جذبه و سرور سرمدي مي يابد.هرچه در اين درياي ژرف پائين تر برويم و از روي عشق و علم و آگاهي آنرا بكاويم ، مرواريدها و در و گوهر هاي بيشتري به دست مي اوريم . عاشقان ادب ، فلسفه . و فرهنگ سرزمين ما نيك مي دانند كه مولانا فقيه عاليقدر و مدرس فقه و اصول و كلام و فلسفه و ادب و لغت و تفسير بود.

به قول شمس تبريزي صراف معني بود.اما با ديدن شمس تبريزي و مصاحبه با او چه اتفاقي افتاد كه ناگهان كه ناگهان اين چنين متحول شد ، كه از سجاده نشين با وقار بودن ، بازيچه دست كودكان كوچه و بازار گشت. خود مي فرمايد: مي خواره و مست و باده خويم كردي زاهد بودم ، ترانه گويم كردي سجاده نشين باوقاري بودم بازيچه كودكان كويم كردي iشمس چه تاثيري بر مولانا گذاشته و او چه راز سر به مهري را بر وي گشوده است . كه فقيه بزرگ شهر اين چنين واله و شيدا ، و حيران و سرگردان بر سر هر كوي و برزن مي رقصد و سماع مي كند ، و سراز پاي نمي شناسد؟ اين وجد و سرور و اين تحول ناگهاني انسان و رسيدنش به خورشيد نتيجه چه حالت روانشناختي و روحي است كه چنين مولانا را به اسمان برده است؟ مولانا پس از ملاقات با شمس ناگهان دريچه اي از دل اگاهي و كشف و شهود بر روي او باز شده است كه اساس هر علم حقيقي است. مولانا و بقيه را علم دنيائي و زود گذر مي داند. آلبرت اينشتين ، فيزيكدان بزرگ قرن بيستم ميلادي كشف و شهود(intuition) را پايه دانش حقيقي انسان مي داند.(1) پژوهشگران غربي از جمله دكتر موريس باك ، پزشك و فيلسوف كانادائي در كتاب آگاهي كيهاني(Cosmic Consciousness) مولانا را صاحب آگاهي كيهاني مي داند (2) آنچه در اين مقاله مورد تحقيق قرار گرفته است اينست كه برخي از اشعار مولانا با مباني علمي مانند تئوري كوانتوم . كيهان شناسي ، تئوري تكامل و اصل تقارن ها سازگاري فوق العاده اي دارد كه اكنون مورد بحث قرار خواهد گرفت. 1 - سازگاري انديشه هاي مولانا با تئوري كوانتوم. فريتيوف كاپرا ، فيزيكدان آمريكائي در كتاب تائوي فيزيك مي نويسد : عالم كبير از نظر عرفان شرق بافته اي پيچيده است كه تار و پودش پويا و نيرو سرشت است. عالم كبير و هستي بافتي زنده دارد كه به طور دائم حركت و رشد مي كند و تغيير مي پذيرد.فيزيك معاصر نيز اين عالم را نيرو سرشت يا ديناميك مي داند.ماده و جوهر فعال آن از هم تفكيك ناپذيرند. ذره طبق تئوري كوانتوم هرگز ساكن و خاموش نيست. بلكه پيوسته در حالتي از حركت است و گرانش ذرات و واكنش در برابر تنگي محل استقرار خود از طريق حركت ، دليل بي ارامي اساسي ماده است و خصيصه جهان زير اتمي است. عالم كبير ديناميك ، مرتعش ، موزون و همآهنگ و در جنب و جوش است.(3) اكنون به سازگاري انديشه هاي مولانا با تئوري كوانتوم توجه كنيم كه چگونه مولانا از حركات ذرات ابتدائي و جنب و جوش آنان سخن مي گويد: هيچ چيزي ثابت و بر جاي نيست جمله در تغيير و سير سرمدي است ذره ها پيوسته شد با ذره ها تا پديد ايد همه ارض و سماء. تا كه ما آن جمله را بشناختيم بهر هر يك اسم و معني ساختيم ذره ها از يكديگر بگسسته شد باز با شكل دگر پيوسته شد ذره ها بينم كه از تركيبشان صد هزاران آفتاب آمد عيان صد هزاران نظم و آئين خدا علت صوري اين خورشيدها باز اين خورشيد ائين ها بر گرفته سوي گرداب فنا اي زمين پست بي قدر و بها با تمام برها و بحرها انچه داري در طريق كهكشان از ثوابت يا كه از سيارگان جملگي تركيبشان زين ذره ها تا كه روزي مي شويد از هم جدا در ابيات فوق انديشه هاي مولانا با تئوري كوانتوم سازگاري كامل دارد. ما در دو جهان خرد و كلان ، يعني جهان كوانتومي و جهان بزرگتر از اتم ، اين تغيير ، اين عدم ثبات ، و اين سير جاوداني را مي بينيم. در جهان كوانتومي ، طبق مدل نلز بور ، فيزيكدان دانماركي ، الكترون هموتره مانند سياره اي كه به دور خورشيد مي چرخد، به دور هسته اتم به چرخش مي پردازد. يعني الكترون بهيچوجه ثابت نيست. همينطور كه نه تنها سيارات ، بلكه ثوابت مانند خورشيد هم ثابت نيستند ، و امروز ثابت شده كه خورشيد با سرعت 950000 كيلومتر در ساعت به دور مركز كهكشان راه شيري مي چرخد. خود كهكشان راه شيري هم هر دو ميليارد سال يكبار به دور مركز كيهان مي چرخد. با اين قياس خود كيهان هم بايد حدود ده ميليارد سال يكبار به دور ابر كيهاني بچرخد كه ما كوچكترين اطلاعاتي نسبت به آن نداريم. در سطح كوانتومي اتمها هم در جنب و جوش و حركت هستند.اتمها و مولوكولها دائم در حركت هستند. فقط در سرماي صفر مطلق، يعني منهاي 273 درجه سانتيگراد تمام ملوكولها و اتمها از حركت ايستاده و متوقف مي شوند.اتمها و مولكولها در اين حركت دچار تغيير و تكامل مي شوند.معجزه هستي در همين سير سرمدي يا سير جاوداني است. چون ذرات بدون حركت تكاملي نمي توانند حيات را در جائي از عالم به وجود آورند ، پس حركت عامل بزرگ در تكامل هستي است.كه از اشعار مولانا به خوبي استنباط مي شود ، كه در جاي خود به ان پرداخته خواهد شد. تغييردر هستي قوانين بسياري را با خود به ارمغان اورده است.از جمله قوانين سه گانه ترمو ديناميك را كه عبارتند از : قانون بقاي انرژي ، قانون آنتروپي ( كهولت يا بي نظمي ) و قانون عدم توانائي انسان در رسيدن به صفر مطلق. قانون بقاي انرژي مي گويد ، انرژي در عالم ثابت است . نه كم مي وشد و نه زياد .و اگر در جائي در عالم كم شود، براي حفظ تعادل حرارتي جهان ، انرژي در جاي ديگر زياد مي شود. در بقاي انرژي . انرژي ها بهم تبديل مي شوند.(4) لابد خوانندگان مي پرسند چگونه وقتي انرژي ثابت و پايدار است . تغييرات حاصل مي شود؟ جواب ما اينست كه سيرجاوداني هستي و تكامل و تحول اشياء و تحول از جماد به نبات و از نبات به حيوان و از حيوان به انسان هيچ خللي به بقاي انرژي وارد نمي كند.انرژي در عالم باقي است ، و در عين حال تحول و تكامل صورت مي پذيرد بدون اينكه به قانون بقاي انرژي خدشه اي وارد كند. دانش امروز به ما مي گويد كه ملكولها از تركيب اتمها پديد امده اند . به عبارت ديگر پيوستگي انرژي اتمها را پديد اورده است. برخي از دانشمندان بر اين باورند كه ذرات كوچكتري به نام كوآرك اتمها را پديد اورده و اتمها موجب پيدايش عناصر شيميائي مانند هيدرژن، ازت ، اكسيژن . كربن و ديگر عناصر شده اند.ذرات نخستين با پوستن به يكديگر زمين و ستارگان را ساخته اند. در اينجا برداشت من از سماء در شعر مولانا، ستارگان اسمان است. چون اسمان از چيزي ساخته نشده ، اما ستارگان مانند زمين از ذرات نخستين و عناصر شيميائي چون هيدرژن، ازت. كربن . سيليس، كوارتز ، گاز و فلزات مختلف ساخته شده اند. به اين شعر مولانا توجه كنيم : بار ديگر اين ذرات اشنا غرق مي گردند در گردابها مولانا در قرن هفتم هجري ، برابر با قرن سيزدهم ميلادي زندگي مي كرده است. در آن زمان يك تلسكوپ ابتدائي كه در زمان گاليله ساخته شدوجود نداشت ، چه رسد به تلسكوپ قدرتمندي چون تلسكوپ هابل.اما عكسهائي كه تلسكوپ هابل از كهكشانها انداخته و يا مدلهائي از كهكشانها كه به وسيله دانشمندان باتوجه به عكسها و اطلاعاتي كه تلسكوپ هابل و عكسهاي ديگر تلسكوپ هاي جهان مخابره مي كنند طراحي شده اند، همه نشان دهنده شكلي از يك گرداب بزرگ است كه ذرات بهدور مركز گرداب چرخ زده و از ميان آن ذرات ، يك ستاره از ابر و غبار كيهاني زاده مي شود. مولانا با چه ديدي توانسته منظره چرخش ذرات در كهكشانها را مشاهده كند. باز در شعر بعدي مي فرمايد: ذره ها بينم كه از تركيبشان صد هزاران آفتاب ايد عيان نگارنده از اين بيت مولانا يك انديشه و نظريه پيشرفته كيهاني را استنباط مي كند كه بيان ان در زمان مولانا بسيار شگفت آور است.در قرن هفدهم مبلادي ، يعني چهار قرن بعد از مولانا ، گاليله اعلام كرد كه زمين به دور خورشيد ميچرخد.همه مي دانند كه تفتيش عقايد و آباء يسوع با او چه كردند. اگر گاليله مانند مولانا اعلام كرده بود كه در عالم ما به جاي يك خورشيد (يا آفتاب) صدها هزار خورشيد در عالم وجود دارد.قطعا او را ديوانه پنداشته و او را مانند جوردانو برونو ، شاعر و ستاره شناس ايتاليائي به بوته اتش مي سپردند. آيا اين نبوغ علمي مولانا را نمي رساند كه پيش از همه دانشمندان كيهان شناس به وجود صدها هزار آفتاب پي برده بود؟ يكي ديگر از مسائل مورد توجه در اشعار مولانا ، طرح مسئله تكامل لا اقل از نظر عرفاني و فلسفي بوده است. 2 - تئوري تكامل و تفكرات مولانا. در مثنوي مولانا شعر معروف : از جمادي مردم و نامي شدم وز نما مردم ز حيوان سرزدم مردم از حيواني و آدم شدم پس چه ترسم كي ز مردن كم شوم حمله ديگر بميرم از بشر اتا بر آرم از ملائك بال و پر وز ملاك هم بايدم جستن زجو كل شي هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پران شوم انچه در وهم نايد آن شوم باز هم در همين زمينه مولانا در دفتر چهارم مثنوي مي فرمايد: آمده اول به اقليم جماد وز جمادي در نباتي اوفتاد سالها اندر نباتي عمر كرد وز جمادي ياد ناورد از نبرد وز نباتي چون به حيواني فتاد نامدش حال نباتي هيچ ياد0 باز از حيوان سوي انسانيش مي كشيد آن خالقي كه دانيش عقل هاي اولينش ياد نيست هم از اين عقلش تحول كردنيست تئوري تكامل كه در قرن نوزدهم ميلادي توسط چارلز داروين در انگلستان در كتاب اصل انواع خود اعلام شد، يك تئوري زيست شناختي بوده است كه طبق آن انسان از نسل حيواني مانند ميمون كه از لحاظ زيست شناختي به انسان شبيه تر از حيوانات ديگر است تكامل يافته ، و تئوري تكامل آنقدر دامنه گسترده اي يافت كه به همه زمينه ها از جمله كيهان شناسي . روانشناسي ، و حقوق و اقتصاد نيز كشيده شد. در كيهان شناسي تئوري انفجار بزرگ ( مه بانگ) تحول بزرگي را در جهان بيني و شناخت عالم ايجاد كرد ، و طبق اين نظريه كيهان پس از انفجار بزرگي در حدود پانزده تا هيجده ميليارد سال پيش از طريق تكامل انرژي و ذرات نخستين پا به عرصه وجود نهاد. اين تكامل ادامه پيدا كرد تا پس از پديدار شدن ستارگان .، خورشيد و كره زمين در پنج ميليارد سال پيش از ابر و غبار كيهاني پديد امدند ، و سپس جماد ، نبات. حيوان و انسان در روي زمين اشكار شدند. مولانا به خوبي اين حركت تكاملي را در ابيات فوق بيان كرده است. آمده اول به اقليم جماد وز جمادي در نباتي افتاد جماد در اصطلاح علمي به اشياء غير ذوي العقول اطلاق مي شود.بنابراين در طبيعت سنگ و خاك و خاشاك را جماد مي گويند. جماد مرحله اول موجوديست كه در روي زمين پديد مي ايد. دانشمندان فرانسوي در كتاب خدا و علم مي نويسند: زمين ابتداء به صورت يك توده مذاب بود كه پس از چرخش و فشار نيروي جاذبه سرد تر شد ، و آنگاه پوسته اي پيدا كرد كه شبيه خمير نان وبد و اگر وري ان راه مي رفتيم درآن فرو مي رفتيم. رفته رفته پوسته زمين سفت تر شد. تا به وضعيت و حالت امروزي آن رسيد(5). به عبارت ديگر پوسته زمين حالت جامد به خود گرفت كه هرچه به طبيعت آن بود ،جماد ناميده شد. اشعار مولانا در بيان سير مراحل هستي از جماد تا انسان و فرشته وبعد از آن پشرو تئوري تكامل است. وقتي مولانا مي فرمايد : از جمادي مردم و نامي شدم وز نما مردم ز حيوان سرزدم اين من كيست كه چنين سير تكاملي را طي مي كند؟ اين من كيست كه اول جماد مي شود،سپس مي ميرد ، و تبديل به نبات يا گياه مي وشد . باز در آن مرحله مرده ،و دو باره زنده شده و به صورت حيوان در آوده ، انگاه در حيواني مرده و در زندگي مجدد آدم شده است . و باز در اين سير تكاملي و استكاملي در هيئت انساني مرده و در تولد دوباره به صورت ملك يا فرشته در مي ايد و سرانجام به جائي خواهد رسيد كه در توهم انسان هم نمي گنجد. اين من مورد بحث بسياري از دانشمندان ، فيلسوفان و انديشمندان قرار گرفته كه اين مقاله گنجايش پرداختن به همه آنها را ندارد. اما مي توان به نظر برخي از آنان اشاره كرد. ژان شارون ، فيزيكدان فرانسوي ، در كتاب رو‍ ح، اين ناشناخته مي نويسد: بدن انسان از ميلياردها ميليارد الكترون درست شده است كه داراي انرژي حياتي و روحي هستند . روح انسان توسط همين الكترونهاي روحاني درست شده ، و من كه در همه جا به كار مي رود ، چيزي جز الكترونهاي روحاني انسان نيست.من جاوداني است، و پس از مرگ كالبد فيزيكي و خاكي ما در عالم به حيات خود ادامه مي دهد. پس از نظر ژان شاذرون ، اين من همان روح انسان يا الكترونهاي روحي اوست كه به صورت ذرات هوشمند و آگاه جاودانه ابتداء به صورت جماد و سپس به شكل نبات و بعد به هيئت حيوان و انسان در آمده و در سير تكاملي خود به صورت ملك و فرا تر ازآن در مي آيد. مولانا مي فرمايد : جمله ذرات عالم در نهان باتو مي گويند روزان و شبان ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم- چون شما سوي جمادي مي رويد محرم جان جمادان كي شويد؟ در اين ابيات زيبا، مولانا به ذراتي اشاره مي كند كه كه در عالم هوشمند ، بصير و سميع هستند. اين صفات مخصوص ذراتي است كه زنده و آگاه و هوشمند هستند. درست همان الكترونهاي روحاني كه سازنده روح و روان و من انسان هستند.در حركت و سير تكاملي خود به جماد و نبات و گياه و حيوان وانسان و بالاتر از او تبديل مي شود. (6) تائوايست هاي چين كه يك فرقه اهل سلوك و حق هستند ، علامتي دارند كه چشم بزرگي را نشان مي دهد كه ذرآن كهكشانها و ستارگان عالم شناورند. درك نگارنده از اين علامت و نماد انيست كه عالم هستي مانند يك چشم بزرگ بر ما مي نگرد. و ناظر بر اعمال ماست. هم ما را مي نگرد و همچون مادري دلسوز نگران هستي ماست. يعني عالم هستي مي خواهد كه ما با اراده زندگي روحي خود را ساخته و آنرا به تباهي نكشيم. مفهوم تكامل معنوي همين است. هستي علاقمند به تگامل معنوي انسان و حركت ذرات از جماد تا ابر انسان است. مولانا وقتي مي فرمايد ، ما سمعيم و بصيريم و هشيم ..... يعني اينكه ما ذزت عالم كه از نظر ژان شارون همان الكترونهاي عالم هستند ، صداي مه بانگ ( بيگ بنگ) ، و صداي آفرينش را مي شنويم. و چون بصير هستيم بر همه عالم و سير استكمالي موجودات از جماد تا ابر انسان ناظر ، شاهد و آگاه هستيم.. هشيم ، يعني اينكه هشيار و اگاه بوده و در كيهان به صورت يك ذهن و يك روح كيهاني عمل مي كنيم. خردي كه در اشعار مولانا موج مي زند در تمام مكاتب فلسفي و عرفاني جهان استنباط مي شود. در اوپانيشادهاي هند آمده است ، روح زميني در انسان ، و روح خورشيد در آن بالا در واقع يك روح است ، و روح ديگري وجود ندارد. (7) هشياري ذرات در عالم ، آگاهي و روح كيهاني آنها را منعكس مي كند. اين تشابه انديشه و جهان بيني ميان عارفان شرق و باز تاب آن در ادبيات عرفاني نشانه آگاهي عارفان شرق همچون مولاناهاست كه امروز دانش بشري .بر آن صحه مي گذارد. طرح هشياري ذرات عالم در اشعار مولانا، طرح تئو ري وحدت روحي يا پان پسيشيسم است. نظريه وحدت روحي بر روح داشتن همه هستي از جماد گرفته تا ابر خوشه هاي كهكشاني اعتقاد دارد. بسياري از مخالفين فلسفه وحدت روحي اعتقادي به زنده بودن و هشيار و آگاه بودن هستي ندارند. ويتگنشتاين يكي ار فلاسفه بر جسته حلقه وين در يكي از نوشته هاي خودمي نويسد ، نظريه وحدت روحي قابل قبولنيست . شما چطور مي خواهيد باور كنيد كه يك سنگ داراي شعور يا اگاهي است ، اگر چنين تصوري بكنيد ، شمايك خيال پرداز هستيد. (9) اما بر خلاف نظر فيلسوف برجسته اتريشي ، امروز نظريه كوانتوم ، زيست شناسي كوانتومي و نظريه سيستمها ، تئوري وحدت روحي را تاييد مي كنند. طبق مكانيك كوانتومي لوئي دوبروي ، فيزيكدان مشهور فرانسوي ، موجي ذره بنيادي را فرا گرفته است كه شرودينگر ، فيزيكدان اتريشي در معادلات رياضي خود آنرا تابع زاي مي نامد، و معادله به نحوي صورت بندي شده كه مشخص مي شود يك ذره بنيادي مانند الكترون داراي رفتاري هوشمندانه و با شعور است.و اين دقيقا منطبق با شعر مولانا كه تكرار آن لازم است : جمله ذرات عالم در نهان با تو مي گويند روزان و شبان ما سمعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم. يگانگي آگاهي ، و وحدت روحي يكي از اسرار بزرگ هستي است كه درك كامل آن در قلمرو درك خردمندان اگاه و عارفان بيدار دل است. امروز در تفسير تئوري كوانتوم مي توان به اين نتيجه رسيد كه تمام ذرات بنيادي در تكوين ماده از خود نوعي شعور بروز مي دهند. مسلما ، اين شعور متنوع است. آگاهي در ذرات سازنده جماد همان نيست كه در انسان و يا حيوان. بنابراين ، طبق نظر ويتگنشتاين سنگ مانند انسان شعور ندارد. اين درست است. اما اتمهاي سنگ در حد خود داراي شعور هستند.جمع ذرات ابتدائي در جمادات است كه در تكامل و غامضيت خود ، ژن و سلول موجودات 1ر سلولي را مي سازد. آگاهي به معني انرژي سازمان يافته ايست كه از يك موج بسيط شروع شده و در سير تكاملي خود جماد و گياه و حيوان و انسان و ابر انسان را برنامه ريزي مي كند. حتي سير آگاهي متوقف نمي شود ، ممكن است يك كيهان روحي در درون كيهان فيزيكي ما به همان نحو به تكامل برسد. يكي ديگر از مسائل مهمي كه درفيزيك نظري و تئوري كوانتوم مورد بحث قرار مي گيرد ، تقارن ذرات بنيادي است . 3 - مفهوم تقارن در علم و اشعار مولانا. در فيزيك نظري ضدين فلسفه قديم بازتاب گسترده اي يافت و فيزيك ذرات بنيادي ، ساختمان اين ذرات را بر مبناي جمع اضداد پايه گذاري كرد . مفهوم تقارن نيز در پي همين تفكر در فيزيك نظري پديد آمد. در فلسفه چين . ين و يانگ دو عنصر مثبت و منفي مكمل يكديگرند و ذرات بنيادي هم هر يك در علامت ين و يانگ هستند. گرچه مثبت و منفي بودن ذرات يك تفكر رياضي است ، اما يك واقعيت طبيعي در پس آن قراز دارد و همين انديشه ضديت و تقارن ذرات ابتدائي در اشعار مولانا بازتابي ادبي و عرفاني پيدا كرده است.مولانا مي فرمايد: صد هزاران ضد ، ضد را مي كشد بازشان حكم تو بيرون مي كشد هم دو سوزنده چو دودوزخ ضد نور هر دو چون دوزخ ز نور دل نفور پس بناي خلق بر اضداد بود لاجرم جنگي شدند از ضر و سود كه از ضدها ضدها آيد پديد در سويدا روشنائي آفريد صلح اضداد است عمر اين جهان جنگ اضداد است عمر جاودان اين جهان جنگ است چون كل بنگري ذره ذره همچو دين با كافري ان يكي ذره همي پرد به چپ و آن دگر سوي يمين اندر طلب- جنگ فعلي هست از جنگ نهان زين تخالف آن تخالف را بدان ذره اي كو محو شد در افتاب جنگ او بيرون شد از وصف و حساب در عدم هست اي برادر چون بود ضد اندر ضد چون مكنون بود جنگ اضداد در ادبيات و انديشه هاي مولانا به وضوح اورده شده و ايشان به نبروي مكاشفه وجود ذرات و ضد ذرات را دريافته است.او بناي خلقت را بر اضداد گذاشته است.. امروز از لحاظ علمي ثابت شده كه اتم از چهار ذره پروتون و ضد پروتون ، و نوترون و ضد نوترون تشكيل شده است.پروتون يا هسته اتم ، داراي بار الكتريكي 1+ و ضد پروتون 1- است. نوترون داراي بار الكتريكي منفي يا صفر و ضد نوترون هم داراي بار الكتريكي صفر است. پس ، ما در هسته اتم جمع اضداد را مي يابيم. و در ضمن اگر سمت راست را 1+ و سمت چپ را 1ـ بگيريم ، پروتون داراي تقارن راست و چپاست . الكترون ، در مدار اتم همچون ابري در گردش است و در حركت خود به دور هسته اتم ايجاد موجي مي كند كه تابع قانون احتمالات است.الكترون خود داراي ضدي است كه به آن پوزيترون مي گويند.( 10) بار الكتريكي الكترون 1ـ و بار الكتريكي پوزيترون 1+ است. پس يكي ضد ديگريست و متقارن يكديگرند . اما وقتي دو ضد با يكديگر جمع شوند ، موجود كاملي را مي سازند كه ديگر فوق متقارن هستند ، و اصل تقارن و ضدين باطل مي شود. چون يك كل در نظام كامل خود يك دستگاه فوق متقارن است. اين بيت مولانا كه مي فرمايد: كه ز ضدها ضدها آيد پديد از سويدا روشنائي آفريد اشاره به پديده اي مي كند كه فيزيك كوانتوم آنرا تاييد مي كند.- ولاديمير كلر ، فيزيكدان روسي در كتاب فيزيكدانان مي نويسد كه پوزيترون با بار الكتريكي مثبت قابل رويت نيست و الكترون با بار الكتريكي منفي از آن پديد مي آيد. به عبارت ديگر ذره اي ابتدائي كه از بطن ذره اي با حالت متداول پديد آمده است (11). وقتي مولانا مي فرمايد از ضدها ضدها پديد مي آيند ، به اين نظر در فيزيك كوانتومي برخورد مي كنيم كه الكترون از ضد خود يعني پوزيترون زاده مي شود ، و در تاريكي روشنائي پديد مي ايدو ناگهان از تبديل هيدرژن به هليوم در ستارگان نور و حرارت پديد مي ايد. باز مولانا مي فرمايد : در عدم هست اي برادر چون بود ضد اندر ضد چون مكنون بود يعني اي برادر در عدم هستي چگونه است ؟ و چگونه ضد در ضد نهان و پنهان است. ولاديمير كلر ، در همان كتاب مي نويسد : عدم همان انرژي يا الكترون با بار منفي است ؤ و پوزيترون عدم عدم است. بهتر بود فيزيكدان روسي با وارد شدن به حوزه مفاهيم فلسفي ، الكترون را وجود و ضد آن يعني پوزيترون را عدم مي ناميد. اگر الكترون را تز بيانگاريم ، پوزيترون آنتي تز آن خواهد بود . در فلسفه قديم مي گفتند كه از عدم چيزي پديد نمي آيد . امروز از لحاظ علمي ثابت شده كه از عدم يعني پوزيترون ؤ الكترون پديد مي آيدكه سنگ زير بناي ماده اند. به اين ترتيب سروده مولانا به تئوري كوانتوم بسيار نزديك است . چون در عدم ضد ماده قرار دارد و ضد ماده هم به گفته مولانا در ماده پنهان و مكنون است.ابيات ديگر نيز همين معني را در بر دارد. يكي از ابياتي كه به معني واقعي داراي انديشه كوانتومي است ، بيتي است كه مي فرمايد : آن يكي ذره همي پرد به چپ وان دگر سوي يمين اندر طلب اين بيت كه تقارن ذرات در عالم هستي را به تصوير مي كشد ، بدون طرح قضيه در رياضيات محض و با استفاده از مدلهاي فيزيكي عنوان شده ، معذالك همان انديشه كوانتومي و اصل تقارن متبادر به ذهن مي شود. كشف قوانين فيزيك كوانتومي كه توسط ماكس پلانك ، اينشتين ، هايزينبرگ و ديگر بزرگان علم فيزيك به عمل آمده است ، پرده برداشتن از اسرار طبيعت بوده است كه مولانا از طريق مكاشفه و انديشه عرفاني به ان رسيده است. ذره اي كه به چپ و راست مي پرد ما را با اصل تقارن در فيزيك ذرات ابتدائي روبرو مي سازد. در اينجا نظريه هاي علمي با انديشه هاي عرفاني به وحدت ميرسند. و عقايد عرفاني كه در باره كيهان تكويني و سرنوشت هستي ابراز مي شود. . مي تواند مبنائي براي تحقيقات علوم به شمار آيد. از لحاظ فلسفي هم اشعار مولانا رنگ ديالكتيك دارد. بهمين دليل مولانا را هگل شرق مي نامند. وقتي مي گويد : صلح اضداد است عمر اين جهان جنگ اضداد است عمر جاودان بنبان گذار يك جدل فلسفي ( ديالكتيك) و منطق سه پايه در شرق است. از ديدگاه او، عمر اين جهان و تداوم حيات آن در صلح و سازش اضداد با يكديگرند. و در عين حال در جنگ اضدا د است كه جهان عمر جاودان مي يابد . در دستگاه ديالكتيك مولانا ، هر ضدي انتي تز ضد ديگر است. براي مثال ، تاريكي ضد روشنائي است. تاريكي تز و روشنائي آنتي تز آنست. از سازش و كنار آمدن روشنائي و تاريكي و صلح شب و روز است كه كره زمين و كيهان به حيات خود ادامه مي دهد. ضمن سازش و كنار هم بودن ، ضدين مدام باهم در نبرد هستند. در انديشه ايران باستان روشنائي و سپيدي نماد يزدان و تاريكي و سياهي نماد اهريمن است كه در نبرد با يكديگر بسر مي ربند و سرانجام سپيدي و روشنائي ، و پاكي بر سياهي و تاريكي و پلشتي پيروز مي شود. و جنگ و صلح نيز در منطق سه پايه تز و آنتي تز به حساب مي آيند ، و سن تز يا هما نهاد يا وضع مجامع آنها حالت و وضعيتي است كه از جنگ و صلح حاصل مي شود. به عنوان نتيجه از اين بحث بايد نوشت كه در علم ضدين همان ذرات و ضد ذرات هستند كه ذره تز و ضد ذره آنتي تز است ، و از برخورد آنها ذره و يا وضعيت جديدي حاصل مي شود كه آنتي تز آنهاست. براي مثال از برخورد ماده با ضد ماده ، پرتو گاما يا نور حاصل مي شود. نور ( يا فوتون) بارز ترين سن تز يا هما نهاد ضدين الكترون و پوزيترون است. حاصل جنگ و صلح الكترون و پوزيترون يا ماده و ضد ماده همان عمر جاوداني كيهان است.چون وقتي ماده با ضد ماده برخورد كند ، هردو محو شده ئ تبديل به پرتو گاما و نور مي شوند. بدون نور كيهان وجود و دوامي نخواهد داشت. پس جنگ بين اضداد نور ، يعني زندگي ، حيات و آگاهي مي افريند، و صلح ميان آنها نيز اصل جوهر هستي ، يعني انرژي و ماده را خلق مي كند. به راستي اشعار مولانا را از لحاظ علمي مي توان صورت بندي كرد و حتي به صورت منطق و معادلات رياضي در آورد. يكي ديگر از مسائل مهمي كه در فلسفه كوانتوم مطرح است ، كل نگري در علم به ويژه فيزيك و كيهان شناسي است. مولانا يك كل نگر است . بهمين دليل نگاهي به كل نگري و جزء نگري در علم داشته ، آنگاه به انديشه كليت در اشعار مولانا خواهيم پرداخت. 4 - كل نگري در علم و انديشه مولانا مولانا در مثنوي خود مي فرمايد: عقل پنهان است و ظاهر عالمي صورت ما موج يا از وي نمي اين جهان يك فكرتست از عقل كل عقل كل شاهست و صورتها رسل كل عالم صورت عقل كل است اوست باباي هر آنك اهل قل است0 اين سخن هائي كه از عقل كل است بوي آن گلزار سرو سنبل است هش چه باشد عقل كل اي هوشمند عقل جزئي هش بود اما نژند جزو عقل اين از آن عقل كل است جنبش اين سايه زان شاخ گل است صورت آمد چون لباس و چون عصا جز به عقل و جان نجنبد نقش ها جنبشي بيني بگوئي زنده است وين نگوئي كز خرد آكنده است اشعار فوق آكنده از انديشه هايكل نگري در فلسفه و دانش است. در سخن زرتشت كلمه اي امده به نام گئوش اورون كه به معني روان جهان است. نخستين پيامبري كه به روان جهان اشاره كرده است زرتشت است. چون وقتي چيزي روان دارد حتما زنده است ، و زنده بودن او يعني انديشه و عقل داشتن آن . پس در انديشه زرتشت ، جهان زنده و عاقل است .و فلسفه شرق يعني هند و چين هم بر همين ديدگاه تاكيد مي ورزد. با توجه به اشعار فوق . فرهنگ مزد يسنا ، و عرفان خسرواني ايراني در آثار مولانا به اين گونه جلوه كرده است و جهان هستي را نمودي از خرد كل مي داند. مولانا مي فرمايد عقل پنهان است و ظاهر عالمي صورت ما موج ياازوي نمي دكتر سيد جعفر شهيدي در فرهنگ علوم عقلي در باره عقل مي نويسد: در فلسفه ، عقل به معني جوهر مستقل بالذات و بالفعل كه اساس و پايه جهان ماوراء طبيعت و عالم روحانيت است.هر جوهر مجرد مستقلي ذاتا و فعلا عقل است. و چنين موجودي كه ذاتا و فعلا مستقل باشد، همان عقل به معني صادر اول ، دوم ، الخ .... است. عقل جوهريست كه ذاتا و فعلا مجرد باشد و مراد از اين چنين جوهر مجردي كه به نام عقل خوانده شده است ، همان عقل به معني اول ما خلق اله العقل است كه عالم ماوراء را تشكيل مي دهد و عقل به معني عقل انساني كه حاكم بر اعمال و رفتار انسان است ، همان نفس است. روح مجرد انسان را هم عقل گفته اند. (12) اگر عقل را جوهر بالذات فرض كنيم ، از نظر مولانا عالم ظاهر است ، يعني عالم عرض است براي عقلي كه جوهر كل عالم است. به گفته مولانا ، صورت ما ظاهرقضيه است . و جوهر و اصل ما همان عقل است كه در هستي پنهان است. و همانطور كه موج اصل و جوهر دريا نيست ، صورت ، ظاهر و نمود مادي جهان ما نيز اصل نيست و عرض است. ناپايدار و زود گذر . اما عقل به عنوان جوهر پايدار و لايتغير باقي و جاوداني است. مولانا در بيت دوم مي فرمايد: اين جهان يك فكرتست از عقل كل عقل شاهست و صورتها رسل طبق تئوري هاي كيهان شناختي ، كيهان ما حدود پانزده تا هيجده ميليارد سال پيش در اثر يك انفجار بزرگ پديدار شده است. و همانطور كه نوشته شد ، با تكامل به زمان حاضر و اينجا يا فضا - زمان كنوني رسيده است. يك چنين كيهاني با حدود پانصد ميليارد كهكشان تظاهر و نمود عقل كل است كه آنرا اگاهي كل نيز مي توان ناميد. در كتاب بهاگاواد گيتا آمده است كه خداوند داراي دو شخصيت است : يكي مادي ، وديگري معنوي. شخصيت مادي خداوند كيهان فيزيكي است.0(13) يعني همان حدود پانصد ميليارد كهكشاني كه در بالا نوشتم. . شخصيت معنوي خداوند ، عقل ، روح . يا اگاهي كل است كه هر يك ما به عنوان صور ، نمود ، تظاهر ، و مظهرآ ن روح يا عقل كل به وجود مادي ، اما زود گذر و فاني خود ادامه مي دهيم كه فلسفه هند به اين بخش از نمود مادي و شخصيت مادي خداوند مايا مي گويد . وقتي مولانا مي فرمايد : كل عالم صورت عقل كل است ، دقيقا به صورت يك فيلسوف جزمي عقل و طرفدار اصالت عقل جلوه مي كند. افلاطون عالم خود را به دو عالم محسوس و معقول تقسيم مي كند. عالم محسوس عالم مادي است ، در حاليكه عالم معقول عالم مثل است. عالم مثال افلاطوني و عالم معقول او داراي دو وصف تعالي و ثبات است. امادر مقابل عالم محسوس او غير متعالي و زود گذر و فاني است. ژان وال ، نويسنده فرانسوي كتاب مابعدالطبيعه ، در آن كتاب مي نويسد: تعالي و تغيير ناپذيري عالم معقول در تاريخ فلسفه هاي استدلالي ،نظريه وجود در فلسفه پارمنيدس ، مثل افلاطوني، نواسيس( روح) در فلسفه ارسطو ، تصورات بديهي و متمايز دكارت ، رويت خدا در فلسفه مالبرانش. تصورات فطري در فلسفه لايپ نيتس و قضاياي پيش از تجربه كانت ، و تا حدودي ذوات فلسفه هوسرل ، تعبيريست از عالم معقول.(14) در شعر مولانا تقابل عقل با صورت ، يا جوهر و عرض و كل و جزء به صورت ديالكتيك ( جدل عقلي ) طرح شده است . و قتي مي فرمايد : هش چه باشد ، عقل كل اي هوشمند عقل جزئي هش بود اما نژند مي فرمايد : هشياري چيست ، هشياري عقل كل است. پس عقل يا اگاهي ؤ يا روح كل عين هشياريست، و عقل جزئي هم هشيار است ، اما نژند و پريشان است. ما به خوبي فلسفه اصالت عقل را به شكل ديالكتيك ( جدل عقلي) در انديشه مولانا درك مي كنيم ، كه البته توضيح كامل اصالت عقل و ديالكتيك در انديشه مولانا از حوصله اين مقاله خارج است. امروز كل نگري در دانش رسمي مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.= علوم در سه قرن هيجده ، نوزده و بيست ميلادي به سوي تجزيه گرائي و كاهش گرائي خزيد. فريتيوف كاپرا، فيزيكدان آمريكائي و نويسنده كتاب تائوي فيزيك ، در كتاب نقطه عطف نسبت به كاهش گرائي يا تجزيه گرائي علوم امروز انتقاد مي كند ، به ويژه دانش پزشكي امروز را در بوته نقد نشانده و از اينكه پزشكي امروز ايتقدر با انسان مانند يك ماشين و روبات رفتار مي كند ، شكوه كرده و آنرا به ضرر انسان مي داند. او برا ين باور است كه انسان يك موجود چند بعديست و در مداواي امراض انساني بايد روح و روان ، ذهن و كليت روان - فيزيكي او را در نظر گرفت . تقسيم پزشكي به تخصص هاي گوناگون كه حتي ممكن است متخصص چشم راست و چپ هم با يكديگر تفاوت داشته باشند ، امر ناصوابي است ، و يك جراح قلب ، يا مغز ، يا كليه نمي تواند روان شناس نبوده ، و بيمار خود را مانند يك روبات و يا يك خوكچه هندي مورد جراحي و مداوا قرار دهد.در ساير علوم نيز چنين است. متخصص علوم زمين نمي تواند از نجوم و كيهان شناسي بي بهره باشد ، و نمي توان سرنوشت زمين را از سرنوشت ساير سيارات منظومه شمسي جدا دانست. – در واقع هنگامي كه نيوتن ، كيهان را به صورت يك ساعت بزرگ فرض كرد كه خداوند انرا كوك كرده و راه انداخته است ، و دكارت نيز بدن انسان را به انديشه و بدن ، يا انديشه و مصداق ان تقسيم كرد ، تجزيه گرائي در علوم باب شد . و با پيشرفت محير العقول دانش و فن آوري بشري جزء نگري ازكل نگري جدا شد. اما با ظهور تئوري كوانتوم كه عدم قطعيت را در باورهاي علمي و فلسفي پذيرفت ، و عليت را طرد كرده و ناظر و منظور را متحد كرده و جدائي ايندو را در يك سيستم نمي پذيرد ، از جزء نگري دانش كلاسيك جدا شده و به كل گرائي پرداخته است. گويا مولانا در قرن هفتم هجري مي دانسته كه روزي بشرمتفكر به انديشه كل نگري كه او مروج ان بوده باز خواهد گشت.و اين ميراث بزرگ مولانا و عرفان بزرگ شرق است. نتيجه . انچه نوشته شد ، در واقع مصداق اين شعر مولاناست كه : اب دريا را اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد منهم قطره اي از اقيانوس انديشه مولانا را چشيدم.در حاليكه بايد كتابها در باره انديشه هاي اين عارف بيدار دل نوشت.اكنون مقاله خود را با سخن بان كي مون دبير كل سازمان ملل دربار ه مولانا به پايان مي رسانم كه در مراسم گرامي داشت هشتصد مين سالگرد تولد مولانا جلال الدين رومي بلخي ، در مقر سازمان ملل گفته است : جهان امروز بيش از هز زمان ديگري نيازمند ترويج افكار مولاناست. صلح و آرامش و گفت و گوي تمدن ها مفاهيمي است كه در اشعار مولانا نهفته است و جامعه جهاني بايد آنرا به عنوان الگوي رفتاري خود قرار دهد. دبير كل سازمان ملل در اين مراسم تصريح كرد كه ياد اين شاعر بزرگ مي تواند به پيشبرد ايده اتحاد تمدنها در سازمان ملل كمك كند. آري ، به راستي امروز ، مكاشفه اي كه زير بناي كشف قوانين بزرگ علمي است و طريقت معرفت انسان كه عرفان ناميده مي شود ، وامدار انديشه هاي والاي مولانا جلال الدين رومي بلخي است و انسان گم كرده ره در اين وادي پر اسرار و جهان متلاطم امروز، تشنه افكار و رهنمودهاي اوست. منابع و مراجع مقاله ا - دكترح. بابك. انديشه هاي بزرگ فلسفي . انتشارات شرق . 1356. ص 167 و 168 .2 dr mauris B ock . cosmic consciousness . Canada . 1937 p 139 4 3- فريتيوف كاپرا . تائوي فيزيك .. ترجمه حبيب دادفرما . انتشارات كيهان . ص 196 و 197 4 peter t . landsberg. Seeking ultimates. 2000 . p . 23 5 jean guitton . I g . bogdanov . dieu et la science. 1991. p. 53 6 - ژان شارون . روح ، اين ناشناخته. ترجمه دكتر محسن فرشاد . شركت سهامي انتشار . ص 256 و 257 7 - Upanishad . www. Daily guru .com 8 - دكتر محسن فرشاد . انديشه هاي كوانتومي مولانا. انتشارات علم . ص 316 9 wittgen stein . encyclopedia of philosophy. Macmillan. V. 6 . pp 28 29 ,ولاديمير كلر. فيزيكدانان . ترجمه دكتر شمس الدين فرهيخته . ص 70 - 10 - 11 - ولاديمير كلر . همان منبع . ص 71 12 - دكتر سيد جعفر شهيدي . فرهنگ علوم عقلي.. انتشارات انجمن حكمت و فلسفه 1361 . ص 363 13 - بهاگاواد گيتا . چنانكه هست . . ترجمه بيد گلي و گروه مترجمان. 14 - ژان وال . مابعدالطبيعه . ترجمه يحيي مهدوي . 1370 انتشارات خوارزمي. ص562
-----------------------------------------------------------------------------------------------
پایگاه خبری مولانا نیوز
------------------------------------------------
چند سال پیش کتاب اندیشه های کوانتومی مولانا را خریده بودم و بعد به یکی از اساتیدم که دانشجوی دکترای عرفان دانشگاه تهران بود هدیه کردم. آنزمان بر روی وب مطلبی در این مورد نبود. یادم هست زمانی از شهیر عزیز پرسیدم که پرفسور محسن فرشاد که در آمریکا ساکن است می شناسد؟
خلاصه امروز دوباره سرچ کردم و دیدم مطالبی از سوی بعضی از علاقه مندان برروی تارنمای جهانی قرار گرفته . خیلی خوشحال شدم. در آینده سعی میکنم دو سه مقاله جالب دیگر دراین زمینه قرار دهم.جواب بسیاری از تفکرات آتئیست ها در این مقالات است.امیدوارم وقت مطالعه این مقاله ارزشمند که در واقع خلاصه ای از کتاب ارزشمند اندیشه های کوانتومی مولانا است را داشته باشید.

صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از صالح بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-07-2009, 09:35 AM   #2
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
Arrow پرفسور فرشاد: من دقیقا رگه های عرفان را در گفتار انیشتین پیدا می کنم

پرفسور فرشاد: من دقیقا رگه های عرفان را در گفتار انیشتین پیدا می کنم


پرفسور محسن فرشاد -پدر متافیزیک علمی ایران و عضو افتخاری کانون آینده نگری- در دیدار با جمعی از فعالان آینده نگر، با نقل جمله‌ای از آلبرت انیشتین که می‌‌گوید: «زیبا ترین احساسی را که انسان می تواند تجربه کند ٬احساس عرفانی است و این منبع هر علم حقیقی است»، بیان داشت: تمام دانشمندان برجسته و هنر مندان بزرگ٬کشف وشهود را وسیله دستیابی به بهترین نظریه علمی٬ اختراعات و اکتشافات ویا خلق آثار هنری ماندنی وجاویدان دانسته اند.
پرفسور فرشاد افزود: به عقیده اینشتین، عالیترین وظیفه یک دانشمند فیزیک ٬کشف قوانین کلی و اساسی است که به صورتی می‌توان با آنها تصویری از جهان ساخت.ولی برای دست یافتن به این قوانین راه راست ومستقیمی وجود ندارد و تنها راه کشف وشهود است.این راه خود مبتنی بر نظمی است که در ورای ظواهر طبیعی وجود دارد وبه وسیله تجربه محسوس تر میگردد.
این پژوهشگر متافیزیک علمی ادامه داد: من دقیقا رگه های عرفان را در این گفتار اینشتین پیدا می کنم. به عبارت دیگر می توان احساس عارفانه را به پزوهش های علمی واحساسهای هنری پیوند زد واز عرفان که به معنی شناخت عالیترین صورت و حقیقت هستی است ٬برای کشفیات علمی وهنری استفاده کردواین دو شناخت عالی بشری یعنی علم وعرفان را متحد کرد .
پرفسور فرشاد همچنین گفت: فیزیکدانان مدلهای ریاضی خلق می کنند تا تا نیروهای طبیعت را تعریف وکنترل کنند .اما فیزیکدانان با آزمایش بر روی اتم وطبیعت غایی عالم٬به همان نتایجی می رسند که تعلیمات عرفانی می رسد. دانشمندان برای خلق یک تئوری واحد در مورد عالم٬خواه ناخواه به اندیشه وتعالیم عرفانی می رسند واین خود پایه اساسی یگانگی علم وعرفان واتحاد دانشمند و عارف است.

--آژانس خبری آینده نگر--------------------------------------------------------------
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از صالح بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-07-2009, 09:54 AM   #3
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

این لینک همین تاپیک در بالاترین است. دوستانی که علاقه مندند مثبت بدهند
https://balatarin.com/permlink/2009/1/7/1493785
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از صالح بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 01-07-2009, 04:58 PM   #4
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
Question پیوند علم، عرفان و اندیشه های مولانا

به نام بی نام او

دکتر محسن فرشاد


یکی از مبانی وحدت گرائی، اکنون دیدگاه دانشمندان ایده آلیست است که روح، یا آگاهی و ماده را یکی
دانسته و آنها را از هم جدا نمی‌کنند. تفسیرهای متعددی که بر تئوری کوانتوم، و مکانیک کوانتومی وارد
شده است، نظر به یگانگی، روح – ماده، یا آگاهی و ماده داشته‌اند.
در تفسیر کپنهاگی تئوری کوانتوم، و همینطور مکانیک کوانتومی، اصالت با مشاهده و ادراک انسان
است.
اصالت ادراک، مشاهده و تصور، یکی از مهمترین نهادهای تاریخ فلسفه است. به عبارت ساده‌تر این
مشاهده، درک، نظارت و توجه انسان است که وجود چیزی را تعیین و اثبات می‌کند. ادراک و مشاهده
یکی از مهمترین امور روحی و روانی انسان است، پس این روح، ذهن و فضای روانی و معنوی انسان
است که موجودیت اشیاء، تفاوت آنها و نمود آنها را بر ما تعیین و مشخص می‌کند.
به اعتقاد مکتب اصالت ادراک، تا من چیزی را مشاهده نکنم، وجود نخواهد داشت، و من با مشاهده و ادراک
خود، اتم‌های اندیشه خود را بر روی شی مورد مشاهده قرار می‌دهم، و طبق تئوری کوانتوم با شی
مشاهده شده یک سیستم را می‌سازم، پس شاهد با مشهود یک سیستم واحد را به وجود می‌آورند.
این اتحاد سیستمیک در جهان، همان اتحاد شاهد و مشهود ، یا ناظر و منظور در تئوری کوانتوم است که
در واقع اتحاد روح با ماده است. اگر ما با روح خود شی خارجی یا ماده‌ای را می‌بینیم، و با مشاهده و ادراک
آن یک سیستم واحد را می‌سازیم، پس این مشاهده است که به شی قوام وجودی می‌بخشد همان
اتحاد روح، ذهن و آگاهی با ماده است. ما با مشاهده عالم در وجود هستی شرکت می‌کنیم و با آن
یکی می‌شویم.
نظریه فوق مبتنی بر ایده آلیسم بر کلی است، و نظریه پردازان کوانتومی نیز آنرا مورد تأیید قرار دادند.
معروفترین آنها، گربه شرودینگر، و عدم قطعیت‌ هایزنبرگ است.
شرودینگر فیزیکدان معروف اتریشی فرضیه‌ای دارد که موسوم به «گربه شرودینگر» است. او گربه‌ای را در
نظر می‌گیرد که در قفسی جای گرفته است. یک شیشه سیانور در این قفس قرار دارد. و تپانچه‌ای نیز
در قفس قرار گرفته که با روشن شدن لامپی تپانچه شلیک می‌کند، و شیشه سیانور را می‌شکند.
در اینصورت دو حال پیش می‌آید: یا گربه سیانور را می‌خورد که می‌میرد. یا نمی‌خورد و زنده می‌ماند.
چون در قفس بسته و ما از داخل آن اطلاع نداریم، تا در قفس را باز نکنیم از واقعیت ماجرا اطلاع نداشته و
یقین حاصل نمی‌کنیم. پس دو دنیا ، یا دو جهان برای ما وجود دارد که هر دو جهان احتمالی بوده و تابع قانون
احتمالات هستند. وقتی صدای شلیک گلوله بلند می‌شود و شیشه سیانور می‌شکند، دو احتمال وجود دارد.
احتمال دارد گربه مرده و یا زنده باشد. وقتی در قفس را باز کردیم و دیدیم که گربه خوشبختانه زنده
است، اولاً شک ما به یقین تبدیل می‌شود. یعنی احتمال به صورت تابع موج ساقط شده و قطعیت جای آنرا
می‌گیرد. گربه زنده است، پس احتمال مرده بودن به صورت تابع موج ساقط می‌شود، و دنیای زنده بودن
گربه قطعیت می‌یابد. پس این مشاهده و ادراک ماست که احتمال یا قطعیت درون قفس را معین می‌کند.
این یعنی حاکمیت آگاهی ، شعور ، ذهن و روح انسان در تعیین وضعیت و حالت هرچیز در عالم هستی.
وقتی ما وضعیت چیزی را با مشاهده خود تعیین می‌کنیم، روح یا آگاهی ما با آن شی یا چیز متحد می‌شود.
در تفسیر نظریه شرودینگر می‌توانیم بگوئیم، وقتی در قفس را باز می‌کنیم و گربه را زنده می‌یابیم،
مشاهده ما که قطعیت را به دنبال می‌آورد عالم ذره را تشکیل می‌دهد، و گربه مرده که به صورت تابع موج
ساقط شده و در عالم احتمال مانده و قطعیت نیافته، عالم موج را می‌سازد. به عبارت دیگر، گربه زنده ذره
است، و گربه مرده موج. تا زمانی که در قفس باز نشده است، ایندو یعنی موج و ذره مکمل یکدیگرند، وبه
محض قطعیت، حالت دوم به صورت موج ساقط می‌شود و به صورت دنیای موازی با جهان ذره‌ای، یا
جهانی که گربه در آن زنده است در می‌آید.
وقتی که در قفس را باز می‌کنیم و گربه را زنده می‌یابیم و حکم به زنده بودن آن می‌کنیم، ما با گربه زنده
به صورت یک سیستم واحد در آمده و از نظر تئوری کوانتوم یک سیستم یا نظام یگانه‌ای را تشکیل می‌دهیم.
ژان گیتون، فیلسوف فرانسوی در گفتگوئی در کتاب «خدا و علم، به سوی متارئالیسم.» می‌گوید:
«... عمل مشاهده و معرفتی که به دنبال می‌آورد، نه تنها حقیقت را دگرگون می‌سازد، بلکه آنرا معین
می‌کند مکانیک کوانتومی، آشکارا نمایان می‌کند که ارتباطی نزدیک میان روح و ماده وجود دارد ... پس
چگونه از این سعادتی که نصیب انسان متفکر شده است، بر خود نبالم؟ این تأیید آن چیزیست که
همواره به آن اعتقاد داشته‌ام، فرمانروائی روح بر ماده.»
آنطور که درک می‌کنم، کائنات از یک خلاء نیرو سرشت شروع شده تا به امروز رسیده و باز به خلاء
نیرو سرشت یا دینامیک بر می‌گردد. خلاء کوانتومی خود لطیف‌تر از عالم و کیهان کوانتومی را تشکیل
می‌دهد، و در اثر تکامل ، سیر و پیچیده شدن ساختمان خلاء کوانتومی به ساختار امواج بسیار لطیف
از نوع ساختمان آگاهی و اندیشه انسان، چگالی ماده شروع می‌شود. اما اساس یکی است، فقط
خلاء کوانتومی پویا و نیرو سرشت ایجاد میدان‌های کوانتومی نموده، آنگاه در اثر فعل و انفعال یا
کنش و واکنش آن میدان‌ها، ماده شکل خود را پیدا می‌کند. من نام خلاء کوانتومی را آگاهی کل و
فراگیر گذاشته‌ام.
اما روح و آگاهی بر ماده و انرژی حکومت می‌کند.
هستی شناسی بدون توجه داشتن به نظام آگاهی حاکم بر هستی، شناخت یک سیستم مرده
و بدون هدف است، اما آگاهی به هستی زنده، به آن زندگی و پویایی می بخشد.آگاهی حاکم بر دستگاه
آفرینش نمایانگر اینست که همه اجزاء عالم که سازنده خود سیستم هستند، زنده، هوشمند، با
برنامه و رو به تکامل هستند. ما زیر مجموعه کل به نام کیهان هستیم .
به حکم منطق هر چه زیر مجموعه دارد، کل مجموعه هم دارد ،اما هر چه کل مجموعه دارد، زیر مجموعه
ندارد. به عبارت دیگر هرچه جزئی از یک کل دارد، کل هم دارد، اما هر چه کل دارد معلوم نیست جزء
هم داشته باشد .
کوه با عظمت و زیبای البرز با قله دماوند از مولکولهایی مانند هیدروژن، سیلیس ، کوارتز و مواد معدنی مانند
گوگرد و احتمالاً آهن تشکیل شده است .یک صخره در قله دماوند هم از هیدروژن، سیلیس ، و کوارتز تشکیل
شده است، اما صخره یا سنگ های کوچکتر ممکن است فاقد گوگرد ، و یا مواد معدنی باشند .رابطه
انسان با عالم هستی مثل رابطه صخره با کوه دماوند است. اگر انسان می اندیشد ، که یک امر بدیهی
است. و اگر روح دارد که امروز دیگر برای روح شناسان غیر قابل انکار است، و اگر انسان زنده و در
زندگی رو به تکامل می رود که این نیز روشن‌تر ازآفتاب است، پس کل عالم که مجموعه یک نظام است،
می اندیشد، زنده و هوشمند و رو به تکامل است.به همین دلیلی همه ذرات موجود در آنهم باید
هوشمند ، زنده و متحرک و هدفمند باشد. این قضیه مورد اذعان فلسفه شرق یعنی چین ، هند و عارفان
ایرانی قرار گرفته است ، با توجه به این اصل بزرگ کیهانی است که مولانا جلال الدین محمد بلخی
رومی به زیبایی می سراید :
جــــــــــمله ذرات عالم در نهان با تو می گویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم با شما نا محرمان ما خامشیم
ذرات زنده ، هوشیار، پرانرژی و سازنده اند. پس کل یا مجموعه کل آنها یعنی کیهان زنده ، با هوش
سازنده و آفریننده است. رابطه انسان با کیهان مانند رابطه یک گیاه در یک باغ بسیار بزرگ با طبیعت
اطراف ،آب و آفتاب و گیاهان دیگر است .چطور می توان گفت گیاه که در یک باغ بزرگ روئیده، زنده،
رو به رشد و صاحب درک است، اما باغ بزرگتر آن که هر آنچه گیاه کوچک دارد، در خود پرورده است
مرده و بدون درک و نیروی هوشمندی است. منطق من نمی تواند چنین حکمی را بپذیرد.
اعتقاد من اینست که اگر فیزیک می‌خواهد به مسائل بزرگ فلسفی و متافیزیک مانند اینکه عالم از چه
به وجود آمده بپردازد، نباید فقط به فرمولهای ریاضی و طرح نظریات محدود، کراندار و مادی گرایانه علوم
بپردازد. فیزیک باید با عرفان ، یعنی شناخت مسائل تجریدی هستی آشتی کند، و نیروی مکاشفه را به
عنوان یک اصل در شناخت منطقی انسان و باورهای او بپذیرد.
حرکت تکامل عالم ، یک نوع تکامل و حرکت کمالی است ،یعنی آگاهی کل ، حال هرچه می خواهد
باشد .اینجا دیگر عقل هیچ دانشمندی به آن راه ندارد.نوعی دانه اولیه را در یک کیهان بی نهایت بزرگ از
تاریکی و سرما به وجود آورده است ، و آن دانه در دل اقیانوس بی نهایت تاریک و سیاه و بسیار سرد،
ارتعاشی را باعث شده که یک فوتون اولیه به جنبش و به حرکت درآید. همین ارتعاش و حرکت و جنبش
فوتون، یا موج- ذره اولیه در کیهان فندقی و شرائط آغازین عالم که معلوم نیست از کجا آمده ،موجب
انفجار بزرگ یا مه بانگ شده است، خلاء کاذب تئوریسین های کوانتومی ، و عدم فیزیکدانان و ب
رخی از فلاسفه، از نظر من همان انرژی تاریک یا سیاه است. که اگر راز انرژی سیاه در کیهان فاش شود،
ما به وضیعت و حال هستی به لحظات قبل از انفجار بزرگ بیشتر پی خواهیم برد.با توجه به عقاید فوق
است که من رگه هائی از نظریه کوانتوم را در اندیشه های مولانا احساس کردم .
مولانا وقتی می فرماید:
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی را استخوان و ریشه ای
اندیشه را مقدم بر هر چیز و هر ماده ای می داند . پس از نظر فلسفی اولویت اندیشه بر ماده یعنی
ایده آلیست بودن ، پس مولانا ایده آلیست یا طرفدار مکتب اصالت تصور است .همه دانشمندان
طرفدار تئوری کوانتوم خود را ایده آلیست می نامند،چون عالم هستی در نهایت تبدیل به یک موج عقلی
می شود. موج عقلی که استنباط من از عدد «زای» شرودینگر همین موج عقلی است، پس موج عقلی،
یا کوچکترین کمیت فیزیکی ساختمان ماده، بسیار به ایده افلاطونی نزدیک می شود .مثال افلاطونی که
جمع آن مثل است ،کائنات را تبدیل به یک موج عقلی می کند. موج عقلی یک کوانتوم پیوسته از
ساختار اساسی عالم هستی است.
یک چنین موجی نمی تواند تصادفی ، بدون برنامه و نتیجه نیروهای تصادفی و کور طبیعت باشد. موج عقلی
یک نوع آگاهی است، انسان از طرف آگاهی و شعور خود می تواند با این موج عقلی یا آگاهی کل
تماس بگیرد و با آن به اتحاد برسد.
این آن چیزیست که من از اندیشه های مولانا درک کردم. شاید این راهی باشد برای عده ای که بدانند
من با عشق ،و اندیشه ای تجریدی به کیهان نگریسته ام و علم هم که بسیار مقدس و والاست اگر
بخواهد به جهان بهتر بنگرد، باید با آگاهی و خرد تجریدی و عشق به کیهان نگریسته و به آن نزدیک شود،
در غیر این صورت علم و تکنولوژی ما روزی بر علیه خود ما به کار خواهد رفت. پس باید به سه کلمه در
زندگی توجه کرد و آن را سرلوحه تفکرات خود قرار بدهیم ، و یک صدا فریاد بزنیم: زنده باد عشق ، زنده
باد علم ، و زنده باد آگاهی.
اتحاد این سه شاید انسان را به سعادت برسانند.بیش از این دیگر نمی دانم.
منبع : مقدمه چاپ دوم اندیشه های کوانتومی مولانا
ارسال کننده: تقی فدایی حقی
----------------------------------------------------------
http://www.333-interuniversal.persianblog.ir
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از صالح بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-07-2009, 07:22 PM   #5
sabaa
 
sabaa's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 90
تشکرها: 12
در 52 پست 106 بار تشکر شده
Points: 1,720, Level: 24
Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

صالح گرامی ، من کتاب دکتر فرشاد را دارم و علتش هم علاقه ای است که در مورد شناخت مولوی دارم و با استادی آشنا شدم که در مورد مولوی پانزده سال تحقیق کرده بود . کتاب دکتر فرشاد در حقیقت نوع دیگری از جدال بین تفکر ماتریالیست و ایده آلیست است . به بیان دیگر ایده آلیستها دیگر نمیتوانند علم را منکر شوند بهتر می دانند تا شاید با علمی کردن آن به شیوه ای دیگر ماتریالیسم را زیر سئوال ببرند شناخت مولوی کار بسیار دشواری است . باتحقیقاتی که من داشتم مولوی به خردگرائی رسیده بود و ماتریالیست بوده است : آنچه اندیشی پذیریای فناست .......آنچه در اندیشه ناید آن خداست .... این بدان معنا نیست که ایده ماتریالیستی را کامل بدانیم . بشریت هنوز به خیلی از دانش ها دست نیافته است . در آنکه خاخیلی چیزها را نمی دانیم نمیتوان شک کرد. ارقام نجومی در مورد سیارات و کهکشانها غیرقابل تصور و خارج از ذهن است بنابراین مشگل ما در آن چیزهایی که نمیدانیم نیست مشگل در جایی است که به دانسته هایمان اهمیت کمتر داده میشود و دلیل آن هم مشخصا نا آشنائی به علم ماتریالیسم دیالکتیک و اصول آن است . به من جواب دهید در حال حاضر مقالات نظیر دکتر فرشاد را به اسیران غزه بدهید آیا مشگلی را حل می کند ؟؟ این مقالات را به گرسنگان آفریقا نشان دهید چه نتیجه ای حاصل میشود ؟ ما میدانیم دلیل فقر بشر و ظلمی که به او ناشی میشود از کجا ناشی میشود این خدمتی است که ماتریالیسم دیالکتیک به بشر کرده و یادگیری اصول آن از ضروریات زندگی است . اینگونه طرز تفکر ایده آلیستی نهایتا به آنجا ناشی میشود که اخلاقیات راه حل مبارزه گردد و یا رفتن به دنیایی که از نظر تکاملی فکر بشر به آن نرسیده است در این دنیا غوطه ورشویم . مسئله فلسفه و سیاست بحث متفاوتی است اگر چه کاملا با هم ربط پیدا می کند. اگر پایگاه طبقاتی حتی دانشمندان امروز را در ارائه نظرات و موضع گیریشان در نظر نگیریم ، حلی به معضلات بشری نخواهیم کرد. فرصتی باشد مثال های متعددی در این زمینه وجود دارد که می باید به بحث گذاشته شود. مصاحبه " پروفسور نادری " که در ناسا کار میکند را گوش کنید . ایشان از مدال از فرح پهلوی گرفته اند به مراسمی که آمریکا نشان و مدال افتخار به ایشان دادند را نگاه کنید و بعد ادعاهای " روحانی " ایشان را گو.ش کنید به صحبت های انوشه انصاری در مورد فقر گوش کنید اینها نمونه هائی از " افتخارات ایرانیان " هستند. موضع گیری شیرین عبادی را توجه کنید. نیاز است تا پایگاه طبقاتی هرکدامشان باز شود همینطور در مورد سیاستمداران . شاید این بحث را بی ربط به مولوی بدانید اما میتوان نشان داد که تفکر ایده آلیستی چگونه انشعاب پیدا می کند به شکلهای متفاوت . بنابراین مولوی همانطور که خود اذعان داشت هرکسی بر ظن خود شد یار او ..... در اینکه مولوی مراحل مختلفی را در زندگی اش گذرانده و تغییرات بسیاری در ذهن او بوجود آمده شکی نمیتوان داشت اما پایان او تفکر ایده آلیستی نبوده. او یک متفکر علمی با روحیه کاملا انقلابی بود. در حقیقت شاید شناخت زندگی شمس ما را بیشتر با مولوی آشنا کند. مولوی برهم زننده نظام و اصولی بود که افراد بر طبق سنت با آن پیش میروند . او هر روز را به گونه ای دیگر می دید و تحلیل می کرد. او به علم تحول دست یافته بود و اهمیت او به این است که تفکر تکامل یافته تر آن در قرن نوزدهم به شکل ماتریالیسم دیالکتیک ظاهر شد. با اینکه او زمانی عارف بود بعدها جلوی عرفا قد علم کرد و جان انسان را به آگاهی میدانست ..... هرکسی آگاه تر با جان تر .... امیدوارم بتوان برای پیشبرد بحث اطلاعات بیشتری رد و بدل کرد.
sabaa آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از sabaa بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 01-07-2009, 07:50 PM   #6
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط sabaa نمایش پست ها
صالح گرامی ، من کتاب دکتر فرشاد را دارم و علتش هم علاقه ای است که در مورد شناخت مولوی دارم و با استادی آشنا شدم که در مورد مولوی پانزده سال تحقیق کرده بود . کتاب دکتر فرشاد در حقیقت نوع دیگری از جدال بین تفکر ماتریالیست و ایده آلیست است . به بیان دیگر ایده آلیستها دیگر نمیتوانند علم را منکر شوند بهتر می دانند تا شاید با علمی کردن آن به شیوه ای دیگر ماتریالیسم را زیر سئوال ببرند شناخت مولوی کار بسیار دشواری است . باتحقیقاتی که من داشتم مولوی به خردگرائی رسیده بود و ماتریالیست بوده است : آنچه اندیشی پذیریای فناست .......آنچه در اندیشه ناید آن خداست .... این بدان معنا نیست که ایده ماتریالیستی را کامل بدانیم . بشریت هنوز به خیلی از دانش ها دست نیافته است . در آنکه خاخیلی چیزها را نمی دانیم نمیتوان شک کرد. ارقام نجومی در مورد سیارات و کهکشانها غیرقابل تصور و خارج از ذهن است بنابراین مشگل ما در آن چیزهایی که نمیدانیم نیست مشگل در جایی است که به دانسته هایمان اهمیت کمتر داده میشود و دلیل آن هم مشخصا نا آشنائی به علم ماتریالیسم دیالکتیک و اصول آن است . به من جواب دهید در حال حاضر مقالات نظیر دکتر فرشاد را به اسیران غزه بدهید آیا مشگلی را حل می کند ؟؟ این مقالات را به گرسنگان آفریقا نشان دهید چه نتیجه ای حاصل میشود ؟ ما میدانیم دلیل فقر بشر و ظلمی که به او ناشی میشود از کجا ناشی میشود این خدمتی است که ماتریالیسم دیالکتیک به بشر کرده و یادگیری اصول آن از ضروریات زندگی است . اینگونه طرز تفکر ایده آلیستی نهایتا به آنجا ناشی میشود که اخلاقیات راه حل مبارزه گردد و یا رفتن به دنیایی که از نظر تکاملی فکر بشر به آن نرسیده است در این دنیا غوطه ورشویم . مسئله فلسفه و سیاست بحث متفاوتی است اگر چه کاملا با هم ربط پیدا می کند. اگر پایگاه طبقاتی حتی دانشمندان امروز را در ارائه نظرات و موضع گیریشان در نظر نگیریم ، حلی به معضلات بشری نخواهیم کرد. فرصتی باشد مثال های متعددی در این زمینه وجود دارد که می باید به بحث گذاشته شود. مصاحبه " پروفسور نادری " که در ناسا کار میکند را گوش کنید . ایشان از مدال از فرح پهلوی گرفته اند به مراسمی که آمریکا نشان و مدال افتخار به ایشان دادند را نگاه کنید و بعد ادعاهای " روحانی " ایشان را گو.ش کنید به صحبت های انوشه انصاری در مورد فقر گوش کنید اینها نمونه هائی از " افتخارات ایرانیان " هستند. موضع گیری شیرین عبادی را توجه کنید. نیاز است تا پایگاه طبقاتی هرکدامشان باز شود همینطور در مورد سیاستمداران . شاید این بحث را بی ربط به مولوی بدانید اما میتوان نشان داد که تفکر ایده آلیستی چگونه انشعاب پیدا می کند به شکلهای متفاوت . بنابراین مولوی همانطور که خود اذعان داشت هرکسی بر ظن خود شد یار او ..... در اینکه مولوی مراحل مختلفی را در زندگی اش گذرانده و تغییرات بسیاری در ذهن او بوجود آمده شکی نمیتوان داشت اما پایان او تفکر ایده آلیستی نبوده. او یک متفکر علمی با روحیه کاملا انقلابی بود. در حقیقت شاید شناخت زندگی شمس ما را بیشتر با مولوی آشنا کند. مولوی برهم زننده نظام و اصولی بود که افراد بر طبق سنت با آن پیش میروند . او هر روز را به گونه ای دیگر می دید و تحلیل می کرد. او به علم تحول دست یافته بود و اهمیت او به این است که تفکر تکامل یافته تر آن در قرن نوزدهم به شکل ماتریالیسم دیالکتیک ظاهر شد. با اینکه او زمانی عارف بود بعدها جلوی عرفا قد علم کرد و جان انسان را به آگاهی میدانست ..... هرکسی آگاه تر با جان تر .... امیدوارم بتوان برای پیشبرد بحث اطلاعات بیشتری رد و بدل کرد.
صبای محترم
دقیقا منظور شما درک کردم و با شما در بسیاری از موارد هم عقیده ام.
من هم میدانم خیلی ها میخواهند یک معنویتی سازگار با سکولاریسم و لیبرالیسم ارائه دهند. مانند دکتر حسین نصر و یا عبدالکریم سروش که خود را مرید مولانا میداند. یا حتی شاید کمی معتدل تر از اینها که البته با اینها فرقهای بسیاری دارد استاد گرانقدر دکتر الهی قمشه ای.
ولی این مقالات بسیار برای نسل جوان در بعدهایی مفید است و نکات مثبت آن بسیار از نقاط منفی آن است.
اگر شما به پستهای من توجه کنید فکر نکنم کسی در این فوروم بیشتر از من در باره غزه تاپیک و پست پرزنت کرده باشد.
خلاصه این است که مولانا هم بخش مهمی از هویت ایرانی اسلامی ماست. باید در نظرات مختلف کاوش و غور کرد. به نطر من باید یک مساله را از ابعاد مختلف بررسی کرد.از توجه و کامنت شما ممنونم. اگر هم اطلاعات بیشتری دارید خوشحال میشوم بهرمندمان فرمایید. عزاداریتان مورد قبول حق.
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-08-2009, 12:53 AM   #7
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

لیست کتب دکتر محسن فرشاد موجود در سایت آدینه بوک برای خرید آنلاین
http://www.adinebook.com/gp/search/r...r=author-exact
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-08-2009, 03:19 AM   #8
شهاب
 
تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,885
تشکرها: 7,017
در 3,463 پست 18,742 بار تشکر شده
Points: 41,465, Level: 100
Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100 Points: 41,465, Level: 100
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

دوستان لطفا رای دهید

http://balatarin.com/permlink/2009/1/7/1493785
شهاب آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-08-2009, 11:34 AM   #9
sabaa
 
sabaa's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 90
تشکرها: 12
در 52 پست 106 بار تشکر شده
Points: 1,720, Level: 24
Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24 Points: 1,720, Level: 24
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط صالح نمایش پست ها
صبای محترم
دقیقا منظور شما درک کردم و با شما در بسیاری از موارد هم عقیده ام.
من هم میدانم خیلی ها میخواهند یک معنویتی سازگار با سکولاریسم و لیبرالیسم ارائه دهند. مانند دکتر حسین نصر و یا عبدالکریم سروش که خود را مرید مولانا میداند. یا حتی شاید کمی معتدل تر از اینها که البته با اینها فرقهای بسیاری دارد استاد گرانقدر دکتر الهی قمشه ای.
ولی این مقالات بسیار برای نسل جوان در بعدهایی مفید است و نکات مثبت آن بسیار از نقاط منفی آن است.
اگر شما به پستهای من توجه کنید فکر نکنم کسی در این فوروم بیشتر از من در باره غزه تاپیک و پست پرزنت کرده باشد.
خلاصه این است که مولانا هم بخش مهمی از هویت ایرانی اسلامی ماست. باید در نظرات مختلف کاوش و غور کرد. به نطر من باید یک مساله را از ابعاد مختلف بررسی کرد.از توجه و کامنت شما ممنونم. اگر هم اطلاعات بیشتری دارید خوشحال میشوم بهرمندمان فرمایید. عزاداریتان مورد قبول حق.
صالح گرامی با تشکر از شما . در آثار اندیشمندان ایران رگه های مختلف خردگرائی پدیدار است و هر چه دانش انسانها در مورد علوم مختلف بیشتر شود نگاه و نگرش و بازخوانی این آثار بیشتر مورد توجه قرار می گیرد کسانیکه نسبت به علوم قرن نوزدهم آگاهی ندارند این اشعار را متوجه نمی شوند و از آن می گذرند . من هم با نظر شما موافق هستم که مرحله تکاملی افراد درجات مختلفی دارد ، و مانند این است که ما روزی که الفبا را نمیدانیم و بعد یاد می گیریم درخواست کنیم که دیگر کلاس اول به درد نمی خورد و جمع شود و یادمان رود که خودمان روزی نیاز به آن یاد گیری داشتیم اما از طرف دیگر با وقت محدود موجود می باید نهایت استفاده به سوی هدف برقراری جامعه عدالتخواه انجام شود. در مورد بحث مولوی همانطور که شما هم به خوبی اشاره کردید ، وقتی در شرائط بحرانی بدون تحلیل مشخص از شرائط مشخص بعضی از افراد سعی در حمایت و ترویج لیبرالیزم را دارند مسلما می باید مقابله شود ولو اینکه در مباحث نکات درست و قابل پذیرشی هم وجود داشته باشد. این وظیفه کسانی است که با آگاهی علمی و نکته سنجی بسیار و بدون تعصب بتوانند به اینکار بپردازند. شخصا نقد جدی به عبدالکریم سروش دارم به همین مناسبت به چالش کشیدن این افراد بسیار ضروری است . از سوی دیگر ما در زمان ظهور فاشیزم و کشورگشائی از یکطرف و خطر نابودی کره زمین از جهات مختلف روبرو هستیم که وقت و فرصت زیادی برای ما نمی گذارد. در همین دقایقی که ما پست ردو بدل می کنیم میلیونها انسان از گرسنگی در حال مرگ هستند و غزه در آتش شعله ور. استفاده از امکانات مالی و معنوی و تجربیات مطالعاتی همه دلسوزان واقعی محرومان و صدمه دیدگان جهان وظیفه تک تک کسانی است که خود را انسان می نامند و می باید تلاش در این راه دغدغه روز و شب آنها باشد. در ضمن می باید تلاش کرد بحث های فلسفی را به صورتی ساده تر وجذاب تر مطرح کرد در غیر اینصورت در بعضی موارد تجربه ثابت کرده است نیروهای ارزنده فکری ممکن است در مسیر درست قرار نگیرند . موفق باشید .
sabaa آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از sabaa بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 01-08-2009, 05:44 PM   #10
mortezA
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 66
تشکرها: 58
در 22 پست 59 بار تشکر شده
Points: 1,560, Level: 22
Points: 1,560, Level: 22 Points: 1,560, Level: 22 Points: 1,560, Level: 22
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

صباي گرامي! از توضيحات دقيقي كه ارايه كرده ايد تشكر ميكنم واميدوارم وقت كافي براي دادن پاسخ هاي سنجيده و علمي به نوشته ها داشته باشيد.
mortezA آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-08-2009, 08:28 PM   #11
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

با بچه های کانون آینده نگر ایران تماس گرفتم.
گفتند ایشون از آمریکا(ظاهرا بازنشسته شده) مدتی است اومدند ایران.
محسن فرشاد دو تا دکترا داره در حقوق و یکی فلسفه علم از دانشگاه سوربن. (کارشناسی ارشدش فلسفه فیزیک است . )
باز هم دنبال اطلاعات تکمیلی راجع به ایشون هستم.
مقاله ایشون یک نظره. همین متونه در برگیرنده حقایقی باشه و هم تناقضات و اشتباهاتی. از دوستان اهل نقد هم تقاضا دارم اگر حوصله دارند نقدی بر این مطلب بنویسند.
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 01-08-2009, 09:25 PM   #12
سام خوشرفتار
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 10
تشکرها: 3
در 8 پست 14 بار تشکر شده
Points: 1,462, Level: 21
Points: 1,462, Level: 21 Points: 1,462, Level: 21 Points: 1,462, Level: 21
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

پرفسور انيشتن در مقاله ي چاپ نشده اي كه اصل آن در http://www.enstein2007.persianblog.com مضبوط است، مطالبي را در ارتباط با بحث پيشرو مطرح نموده كه ذكر قسمتي از آن مقاله را مفيد مي داند.
اميد است كه خوانندگان عزيز از مطالعه ي تمامي مقاله بهره ي كافي ببرند.
و بعقیده من/ فکر و تعقل محض/ محرک ذهن انسان است بسوی درک هر واقعیت. فکر و تعقلی که با اندک تلاش می تواند قوانین پیچیده و دور از هر خیالبافی را - که خداوند / این مهندس فیزیکی عالم خلقت / آنها را برهرجزء آن(=عالم خلقت) حاکم وجاری ساخته است - بفهمد و برای آنها "فرمولهای ریاضی قابل آزمایش"ارائه دهد/ یقینا"(این فکر و تعقل که این قدرت را دارد) هر تحقیق دیگری نیز در این عالم فیزیکی (نه در عالم متا فیزیکی) می تواندانجام دهد. پس: "دین و مذهب نیز- که توسط پیامبران دارای جسم(فیزیکی) ابلاغ می شوند- با تعقل سالم/ قابل تحقیق هستند و وجدان هرعاقلی محرک وی بسوی تحقیق درمورد مذهب است"
سام خوشرفتار آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از سام خوشرفتار بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 01-09-2009, 02:42 AM   #13
صالح
 
صالح's Avatar
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,145
تشکرها: 1,231
در 608 پست 1,307 بار تشکر شده
Points: 15,459, Level: 80
Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80 Points: 15,459, Level: 80
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض اتحاد علم و عرفان در آثار مولانا موج می زند

اهواز- ایسکانیوز: نویسنده کتاب اندیشه های کوانتومی مولانا در حاشیه همایش اندیشه های کوانتومی مولانا در شهرستان اهواز از علم و عرفان مولانا تجلیل کرد . پدر متافیزیک علمی ایران روز یکشنبه در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار گروه علمی فرهنگی ایسکانیوز با اشاره به چاپ کتاب اندیشه های کوانتومی مولانا، این کتاب را حاصل اندیشه های علمی و عرفانی مولانا خواند و گفت : در این کتاب با نگاهی علمی به اندیشه های مولانا و اتحاد علم و عرفان در آثار او نشان داده می شود و این عنوان برای اولین بار در این کتاب روی این نوع از اندیشه های مولانا گذاشته شده است.
پرفسور محسن فرشاد با تاکید بر نیاز بشر به آشنایی با عرفان شرقی تصریح کرد : بشر امروزمجرم و افسار گسیخته برای حل این مشکل فقط باید به معنویت روی بیاورد . معنویت برای این حیوان گسسته زنجیر لگام می زند و او را معنایی پر والا می بخشد و مولانا یکی از راه های رسیدن به معنویت است .
----------------------------------------
http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.a...wsItemID=83347
صالح آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از صالح بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-12-2009, 12:17 PM   #14
fara
 
تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 1
تشکرها: 0
در 0 پست 0 بار تشکر شده
Points: 995, Level: 16
Points: 995, Level: 16 Points: 995, Level: 16 Points: 995, Level: 16
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

با سلام. من دانشجوی ادبیات فارسی هستم و خیلی به فیزیک علاقه دارم. امروز که به این وب آشنا شدم فهمیدم اون چیزایی که توی ذهنم و آرزوهام بود یه کارتحقیقی ایه که می شه دنبالش کرد. من برای تحقیقاتم و احیانا ّ پایان نامم نیاز به اطلاعات و منابع بیشتری دارم .شما می تونید به من کمک کنید؟ پیشاپیش متشکرم
fara آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-15-2009, 12:53 AM   #15
ODYSSEUS
 
ODYSSEUS's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: IRAN
پست ها: 12
تشکرها: 12
در 8 پست 16 بار تشکر شده
Points: 921, Level: 16
Points: 921, Level: 16 Points: 921, Level: 16 Points: 921, Level: 16
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Thumbs up پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

با سلام!
من نام دکتر محسن فرشاد را در اینترنت سرچ کردم و سپس به این سایت وارد شدم.
من چند سال پیش کتابی از ایشان با نام" بعد ناشناخته" را خواندم که بسیار جالب بود.
ایشان در زمینۀ حقوق بسیار مطلع و دارای مدارک بین المللی می باشد و علاوه بر این پدر علم متافیزیک علمی ایران هم هست.
ODYSSEUS آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از ODYSSEUS بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-12-2011, 03:13 AM   #16
نیلوفرانه
 
تاریخ عضویت: May 2011
پست ها: 1
تشکرها: 0
در 1 پست 3 بار تشکر شده
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

سلام دوستان
عضو جدید سایت هستم دنبال سایت یا وبلاگ پروفسور فرشاد میگردم کسی آدرس این سایتو داره؟ لطفاً راهنمایی بفرمایید
متشکرم
نیلوفرانه آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از نیلوفرانه بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 05-12-2011, 06:31 PM   #17
Nezam
 
Nezam's Avatar
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Iran- Tehran
پست ها: 790
تشکرها: 6,548
در 738 پست 3,785 بار تشکر شده
Points: 9,297, Level: 64
Points: 9,297, Level: 64 Points: 9,297, Level: 64 Points: 9,297, Level: 64
Activity: 43%
Activity: 43% Activity: 43% Activity: 43%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

نقل قول:
نوشته اصلی توسط نیلوفرانه نمایش پست ها
سلام دوستان
عضو جدید سایت هستم دنبال سایت یا وبلاگ پروفسور فرشاد میگردم کسی آدرس این سایتو داره؟ لطفاً راهنمایی بفرمایید
متشکرم
سلام. به فروم خوش آمدید. من اسم ایشون رو جستجو کردم به این لینک رسیدم:
http://eng.birjand.ac.ir/page.php?80
البته این دکتر محسن فرشاد، استاد گروه برق دانشگاه بیرجند هست. بهشون ایمیل زدم و پرسیدم که آیا ایشون نویسنده کتاب هستند که پاسخی ندادند!
Nezam آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-12-2011, 08:18 PM   #18
OMID
 
OMID's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
پست ها: 939
تشکرها: 4,400
در 825 پست 3,425 بار تشکر شده
Points: 7,249, Level: 56
Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

نظام عزیز تا اونجا که من میدونم ایشون نیست. سن محسن فرشاد نویسنده کتاب تفکرات کوانتومی مولانا بیشتر از اینهاست. قبلا عکسی از ایشون بود. ولی الان نیست.
رشته اصلی ایشون حقوق است.لیسانس فیزیک و دکترای حقوق دارند اگه اشتباه نکنم.
برای ارتباط با ایشون باید از طریق کانون آینده نگری اقدام کرد.
http://ayandenegar.ngoblog.net/
http://raminnaseh.blogfa.com/
http://groups.google.com/group/ayandenegaran/topics
http://odysseus.blogfa.com/post-39.aspx
OMID آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از OMID بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 05-12-2011, 08:43 PM   #19
OMID
 
OMID's Avatar
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
پست ها: 939
تشکرها: 4,400
در 825 پست 3,425 بار تشکر شده
Points: 7,249, Level: 56
Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56 Points: 7,249, Level: 56
Activity: 2%
Activity: 2% Activity: 2% Activity: 2%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

دفتر وکالت دکتر محسن فرشادیکتا


محسن فرشادیکتا نام مدیر: ۸۸۳۰۹۴۲۱ تلفن:
تلفکس: ۸۸۸۴۷۳۵۵ فکس: ۰۹۱۲۳۲۰۱۰۴۱ موبایل: تهران - منطقه ۶ - ایرانشهر - بعد از خیابان سمیه - پ. ۵۶ - ط. سوم - واحد ۱۲ آدرس:
صندوق پستی: ۱۵۸۱۶۱۵۴۳۴ کد پستی: www.drfarshad.ir سایت غیر فعال است : ‪farshadyekta@gamil.com ایمیل:
OMID آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از OMID بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-17-2011, 04:08 PM   #20
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: گرانیگاه هیچستان
پست ها: 2,408
تشکرها: 13,502
در 2,214 پست 12,593 بار تشکر شده
Points: 17,648, Level: 84
Points: 17,648, Level: 84 Points: 17,648, Level: 84 Points: 17,648, Level: 84
Activity: 43%
Activity: 43% Activity: 43% Activity: 43%
پیش فرض پاسخ : پرفسور محسن فرشاد:فیزیک کوانتوم در اشعار مولانا در هشت قرن پیش!(بسیار خواندنی است از دست ندهید!)

البته گویا چند هفته پیش بخشی از نظریه های اینشتن زیر سوال رفت. نباید زود بیاییم و فرهنگ خودمان را با هرچیزی بیامیزیم و از این احساس که همه چیز را می دانسته ایم! خودمان را تا مرز خلسه سرمست کنیم. چه بسا در این راه از آبروی مولانا هم مایه گذاشته ایم.
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ

برجسب ها
کوانتوم


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع


ساعت جاری 03:33 AM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT