| آخرین ارسالات تالار |
|
|||||||
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,294
تشکرها: 2,770
در 1,609 پست 4,895 بار تشکر شده
|
کتب بسیاری این حادثه دلخراش تاریخ ایران را موشکافی کرده اند و آخرین اثر هم کتاب مارک گاسیوروسکی، استاد دانشگاه لوئیزیانا، یکی از مهمترین متخصصان مصدق است. همه این آثار به یک نتیجه ختم میشوند: سیا و MI6، دستگاههای امنیتی امریکایی و بریتانیایی بانی آنچه ایرانیان موجزانه «کودتا» مینامند، با نام عملیات TP-Ajax ، بوده اند.
![]() با گذشت پنجاه و هفت سال، بحث تاریخی تمام نشده است و حتی به سوئیس هم رسیده است. در شهر نیون، جایی که داریوش بایندر، یکی از بیشمار ایرانیان خارج از کشور و یکی از مسئولان بلندپایه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، روزی تصمیم گرفت به وظیفه «شهروندی»ش عمل کند و کودتا را دوباره تفسیر کند و این افسانه را پایان بخشد. این عمل تبدیل به یک کتاب شد که در سوئیس نوشته شد. جایی که محمد مصدق خود دکترای حقوق از دانشگاه نوشاتل کسب کرد و دخترش، خدیجه که به شدت از بازداشت پدرش ضربه خورده بود در کلینیک روان درمانی تا زمان مرگش مستقر شد و نوهاش، عبدالمجید بیات-مصدق هم اکنون در کروگ کتابخانه بنیاد مصدق را میچرخاند، که هم چون بند نافی وی را با داستان خانواده تغذیه میکند. داریوش بایندر، مشاور سابق دو نخستوزیر ایران در زمان محمدرضا پهلوی، معترف است که امریکاییها و انگلیسیها میخواستند مصدق را روز ۱۵ اوت سال ۱۹۵۳ با همدستی شاه که فرمان برکناری مصدق را امضا کرده بود از کار برکنار و با ژنرال بازنشسته زاهدی جابجا کنند. اما این تلاش با شکست مواجه شد. داریوش بایندر معتقد است که ارتباط مستقیمی میان کودتای شکست خورده و سرنگون شدن مصدق چند روز بعدش، روز ۱۹ ماه اوت وجود ندارد: «بعد از این شکست، امریکاییها نقشه دومی نداشتند. ولی هموطنان من میخواهند به راحتی تز توطئه را باور کنند و در کمال بلاهت هر چه غربیها میگویند باور کنند.» نویسنده این اثر کارش را بر چهار روز از ۱۵ تا ۱۹ ام ماه اوت متمرکز کرده است. با چیزهایی که وی پیدا کرد، او با دو تفسیر مخالف است: تئوری که میگوید یک قیام ملی برای نجات ایران از آشفتگی روی داد، و دیگری آن که میگوید امریکاییها و انگلیسیها به صورت مستقیم مسئول سقوط نخستوزیر هستند. به عقیده وی، دو عامل داخلی عامل اصلی کودتای ۱۹ اوت بوده اند: ارتش و روحانیون. در ارتشی که مصدق پاکسازی کرده بود و نزدیکان به حزب توده به آن نفوذ کرده بودند، گروهانها به شاه وفادار ماندند و به طور قطع در عملیات TP-Ajax شرکت کردند. آنها در خیابانهای تهران در حوالی ۱۹ ماه اوت متوجه میشوند که پادشاه از حمایت مردمی برخوردار است و تصمیم میگیرند وارد عمل شوند. روحانیون، که ذهنشان بسیار با رفتن شاه به رم بعد از شکست TP-Ajax مشغول بوده، «لشکر» خودشان را بسیج میکنند تا با مصدقی که بیش از اندازه نزدیک به کمونیستهای ضد مذهب است و خود بیش از حد به مدل آتاتورک لائیک رئیسماب است، به مقابله بپردازند. طنز تاریخ آنجاست که مدل آتاتورک همان الگویی بود که رضا شاه، پدر آخرین شاه ایران، قبل از کنار گذاشته شدن در سال ۱۹۴۱ میخواست در ایران اجرا کند. داریوش بایندر برای به کرسی نشاندن تزش، یک مدرک ۱۳۰ صفحهای محرمانه را مطالعه کرد که داستان داخلی سیا را به تصویر میکشد و قسمتی از آن در نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۰ به چاپ رسیده است. وی همین طور از آرشیو علنی شده وزارت امور خارجه هم استفاده کرده است. داریوش بایندر تاکید میکند: «این مدارک به وضوح نشان میدهند که واشنگتن کاملا با سقوط مصدق غافلگیر شده بود. نه مرکز سیا، نه وزارت امور خارجه امریکا، نه کاخ سفید، و نه حتی سفارت امریکا در تهران در جریان اتفاقاتی که روز ۱۹ اوت افتاد، نبودند.» وی از چارلز کبل، رئیس وقت سیا متعجب است که در یک یادداشت محرمانه بعد از این روز فاجعهبار خطاب به رئیسجمهور امریکا آیزنهاور درباره کودتا سکوت کرد. کارمند بلندمرتبه سابق امور پناهندگان سازمان ملل معتقد است که مسئول دفتر سیا در تهران، کرمیت روزولت، نوه رئیس جمهور تئودور روزولت، مخصوصا در کتاب «مقابله به مثل با کودتا»یش، چاپ سال ۱۹۷۹، در تشریح نقش سازمانهای اطلاعاتی امریکا بعد از کودتای ناموفق روز ۱۵ اوت بسیار اغراق کرده است. او تحلیل میکند: «سیا که در فردای جنگ جهانی تاسیس شد، به سرعت مجبور شد برای بودجه و برای ثابت کردن خودش به واشنگتن مبارزه کند». یکی از روسای عملیات مخفی سیا، تام بریدن، با طنز مزایایی را که آژانس از این کودتا برده است تشریح میکند: «این موفقیت به سیا اولین شلوارش را تقدیم کرد.» در ماه اوت سال ۱۹۵۳، دلایل خارجی و داخلی برای سرنگون کردن نخستوزیر بسیار بودند. داریوش بایندر، که خاطرات کودکیش از آن روزهای پرالتهاب مدام در ذهنش حضور دارد، تصریح میکند: «محمد مصدق نشان داده بود که کشوری کوچک مانند ایران میتواند سلطه اقتصادی و نظامی قدرتی بزرگ مثل انگلستان را بشکند. ایران سردسته جنبشی ضد استعماری بود که در دهه بعد شدت بیشتری گرفت.» نام مصدق با ملی شدن شرکت نفت انگلیسی- ایرانی گره خورده است، حتی اگر در زمان تصویب قانون ملی شدن نفت، مصدق تنها رئیس یکی از کمیسیونهای مجلس بود. او بود که مذاکرات مشکل با انگلیسیها را انجام میداد و بعد متوقفشان کرد. از نظر داخلی، نخستوزیر با انجام اصلاحات گسترده برای خودش دشمنان تراشی بسیار کرد که از همه مهمترشان شخص شاه بود. نویسنده کتاب ادامه میدهد: «مصدق مرتکب اشتباهات استراتژیک شد.» وی با حذف سنا و دادگاه عالی تمامی قدرتها را به خودش اختصاص داد. او مجلس را با رفراندوم منحل کرد، در حالیکه این عمل امتیاز ویژه شاه بود. «او شاه را تحقیر کرد. در کشوری که سلطنت بیش از دو هزاره قدمت داشت، این کار بدون شک عمل هوشمندانهای نبود.» از آن طرف، روحانیون از آزادی عملی که نخستوزیر به حزب توده میداد، بعد از آن که فعالیت شان به دلیل سو قصد به جان شاه ممنوع شد، خشنود نبودند. به نظر میرسید که این استراتژی مصدق برای ترساندن امریکاییها بود، در صورتیکه ملیگراها (حزبی که مصدق در سال ۱۹۴۹ آن را تاسیس کرد) شکست میخوردند. سلطنت در ایران که از قرن شانزدهم متصل به مذهب شیعه شده بود، تا آن زمان در صلح و صفا با ملاها همزیستی کرده بود. رفتن تعجیل شده شاه به بغداد و بعد رم در ۱۶ اوت یک موج وحشت در قم ایجاد میکند. آنها میترسند که نکند نخستوزیر، رفتن شاه را اجرا کرده تا «کودتای حکومت جمهوری»اش را اجرا کند. مذهبیون لاتها را از روز ۱۸ اوت در خیابانها بسیج میکنند. مصدق برای آیتالله سید کاشانی، یک اسلامگرای بلندپرواز، و همینطور برای فدائیان اسلام نواب صفوی و آیت الله خمینی، مردی بود که باید شکست داده میشد. گروهانهای ارتش مشاهده کردند که در خیابانها، طرفداران شاه بسیار هستند. روز ۱۹ اوت، نیروهای امنیتی از دستور پخش کردن جمعیت سرباز زدند. بعد از ظهر آن روز، تانکها رادیو را تصرف کردند. داریوش بایندر برملا میکند که «ما خیلی به ندرت کودتایی دیدیم که دیروقت در عصرگاه به وقوع بپیوندد.» او معتقد است که کمی هم حادثه، با ایجاد اتحاد غیر قابل پیشبینی میان ارتش طرفدار سلطنت و مذهبیها، در سرنگونی مصدق دخیل بوده است،. تز بایندر، که متهم میشود بیش از حد به نسخه اردشیر زاهدی، پسر ژنرال زاهدی نزدیک است، قاعدتا میان ایرانیان و مورخان اتحاد نظر ایجاد نمیکند. خصومت در این بحث تاریخی شبیه درگیریهای میان گروههای سیاسی در جمهوری اسلامی امروز است. کمال پارساپور این حادثه را، مخصوصا در دانشگاه آکسفورد بسیار بررسی کرده است. نوه ژنرال ریاحی، که در زمان کودتا رئیس نیروهای مسلح وفادار به مصدق بود، با تز بایندر موافق نیست. «سلطنتطلبان اگر شاه به آنها چراغ سبز نشان نداده بود، هرگز دست به عمل نمیزدند. ژنرال زاهدی از سوی سیا هدایت میشد. بدون حمایت مستقیم ایالات متحده، کودتا نمیتوانست پیروز شود.» برای او، این مساله که در آرشیوها حرفی از دخالت امریکا در کودتا نیست، دلیل کافی برای عدم درگیر بودن سیا در این مساله به شمار نمیرود. سیا رشوه بسیاری داده بود تا به ایرانیان بقبولاند زمان تغییر فرارسیده است. رویا برومند، دختر رهبر جبهه ملی مصدق، تزش در دانشگاه سوربون را به آن دوره تاریخی اختصاص داده بود. او تعریف میکند: «اگر مصدق سقوط کرد، این بدان دلیل بود که وی از مبارزه دست کشید، چون متوجه شد که وضعیت بینالمللی به او اجازه نخواهد داد تا در ایران دموکراسی برقرار کند.» خوانشهایی متضاد از دوره مصدق به وابستگی به این جبهه سیاسی یا آن جبهه بستگی دارد و حتی به یاری جمهوری اسلامی هم آمد که از آیت الله کاشانی یک قهرمان ساخت. کریستوفر دو بلگ، متخصص ایران در مجله اکونومیست، تصریح میکند که «کودتا» به طور غیر مستقیم به انقلاب خمینی منجر شد و بعد از خلع ید مصدق است که شاه تبدیل به «دیکتاتور قدر قدرت» میشود، وجهی که وی معتقد است در کتاب بایندر جایش خالی است. حقیقت، شاید در ۱۰۰۰۰ اثری که کتابخانه بنیاد مصدق در کاروگ ثبت کرده است یافت شود. مگر آن که، همان طور که یکی از بهترین متخصصان ایران در ایالات متحده میگوید، ما در نهایت تنها تا ۲۵٪ پیچیدگی ایران را خواهیم شناخت. منبع : ايران در جهان/نشريه لو تام فرانسه برگردان متن : هليا جوانشير نويسنده : استفان بوسر |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#2 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: May 2009
پست ها: 2,329
تشکرها: 15,485
در 2,080 پست 10,685 بار تشکر شده
|
برشهایی از تاریخ آن دوران را به نقل از اکبر اعلمی ملاحظه بفرمایید:
تجربه نشان داده است که وقتی تاریخ نگاران حکومتی، به نگارش تاریخ روی می آورند، غالبا تاریخ را بگونه ای می نویسند و بازگو می کنند که خود و حاکمان می خواهند و خوشایند آنهاست. از اینرو برای پی بردن به همه حقایق تاریخی، باید به واکاوی دقیق و جامعتر تاریخ آنگونه که رخ داده است روی آورد. یکی از مواردی که به مطالعه و بررسی های دقیق و عمیقتر نیازمند می باشد، نحوه تعامل آیت الله کاشانی و دکتر مصدق با یکدیگر است، زیرا بخشی از متعصبین به منظور بزرگداشت شخصیت آیت الله کاشانی، ضمن تحریف تاریخ و عدم انعکاس همه دیدگاه های این روحانی برجسته اهتمام خود را صرف تخریب دکتر مصدق کرده اند. در این یادداشت فرازهائی از موضعگیری های مرحوم کاشانی که کمتر در معرض افکار عمومی قرار گرفته است را انتخاب کرده ایم تا کاربران عزیز با شناخت بیشتر نسبت به شخصیت و دیدگاه های آیت الله کاشانی بتوانند، بخشی از تاریخ را آنگونه که بوده است بازخوانی نمایند. قهرا این بخش از موضعگیری های این روحانی بلندمرتبه به تنهائی هرگز نمی تواند ما را به کالبد شکافی دقیق شخصیت ایشان رهنمون سازد. از اینرو لازم است که همه گفتار و کردار و اندیشه های ایشان در کنار یکدیگر مورد بازخوانی و ارزیابی قرار گیرد. 19 مورد زیر گزیده هائی از رفتارها و موضعگیری های آیت الله کاشانی در یک مقطع تاریخی خاص است که بصورت مستند ذکر شده است: 1-من یقین حاصل کردم دعاها و التماسهای این خادم اسلام در پیشگاه پروردگار در رئیس الوزرا شدن حضرتعالی اجابت شدهاست "یا هو، جناب آقای دکتر مصدق، پس از استعلام از مزاج شریف نمیدانم چگونه زحمات و فداکاریهای برادر کامکار و عزیزم را تقدیس کند. صبح وقتی نور چشمی آقا مصطفی خبرمسرت بخش رئیس الوزرایی حضرتعالی را آورد، من یقین حاصل کردم دعاها و التماسهای این خادم اسلام در پیشگاه پروردگار قادر متعال اجابت شدهاست و پیروزی و سعادت از آن ملت گردیدهاست. در ختم کلام جز اینکه سعادت و سلامت و موفقیت برادر لایق و دانای خود را از پیشگاه احدیت مسئلت نمایم، توقع دیگری ندارم ایام به کام باد. سید ابوالقاسم کاشانی."(1) 2-به اعلی حضرت بگویید اگر بی درنگ دکتر مصدق بر سر کار بر نگردد شخصا به خیابان خواهم رفت "به اعلی حضرت بگویید اگر بی درنگ دکتر مصدق بر سر کار بر نگردد شخصا به خیابان خواهم رفت و دهانه تیز انقلاب را با جلوداری شخص خودم مستقیما متوجه دربار خواهم کرد".(2) 3-وجود شاه یک جهت جامعی برای جمع آوری کلیه طبقات مردم به دور این مرکز ثابت است "عقیده من این است که ایران سالیان دراز حساسیت سلطنت دارد و فی الحقیقته وجود شاه یک جهت جامعی برای جمع آوری کلیه طبقات مردم به دور این مرکز ثابت است."(3) 4-من خدمات شما(سرلشگر زاهدی) را به نهضت ملی ایران فراموش نکردهام پس از آنکه دولت مصدق حکم جلب سرلشگر زاهدی، متهم اصلی پرونده قتل افشارطوس، را صادر کرد ، آیت الله کاشانی توسط میراشرافی وی را به مجلس آورد و در معیت خویش نشاند. کیهان نوشت: "آیت الله کاشانی از او بگرمی استقبال نمود و از مزاحمتهایی که تا کنون برای وی فراهم شده اظهار تاسف کرده و خدمات او به نهضت ملی را ستود."(4) کاشانی به اتفاق ۱۵نفر از نمایندگان به دیدن سرلشکر زاهدی رفت و اظهار داشت: "شما مهمان مجلس میباشید و به علاوه مورد احترام همه آقایان بوده و هستید و از مزاحمتهایی که تا کنون برای شما ایجاد شده متاسفم چون من خدمات شما را به نهضت ملی ایران فراموش نکردهام و امیدوارم بتوانید به خمات بیشتری نائل شوید. اینجا هم خانه ملت است و شما میتوانید تا هر وقت که بخواهید باشید."(5) کاشانی خطاب به رئیس بازرسی مجلس گفت: "مادام که تیمسار در اینجا تشریف دارند شما از میهمان عزیز ما مواظبت کنید. زیرا ایشان در اینجا حق آب و گل دارند." (6) 5-من سرمایه مملکت هستم . مرا همه مسلمانان جهان به رهبری قبول دارند آیت الله کاشانی: "من سرمایه مملکت هستم . فقط رهبر مسلمین ایران نیستم ، مرا همه مسلمانان جهان به رهبری قبول دارند." (7) 6-بر خلاف آن یاغی طاغی که به خیال خداوندگاری افتادهاست، مشروطه ایران نخواهد مرد درپی قيام سي تير 1331 پس از آنکه مصدق لايحه اي تقديم مجلس كرد كه در آن خواسته اختيارات نخستوزير به مدت شش ماه دیگر تمدید شود و مجلس به واسطه جو عمومي ايجاد شده، اين لايحه را با وجود مخالفت آية ا... كاشاني در 20 مرداد 1331 تصويب كرد ، کاشانی بیانیه ای را صادر کرد که در آن آمده بود: "ملت ایران، من از پشت نقاب تزویر و آزادیخواهی ناگهان دریافتم که به زودی فکر ناپاک دیکتاتوری سیل خودسری از دامنه هوی و هوس خویش سرازیر نموده و قصد دارد نهال آزادی و مشروطیت ایران را از بن بر کَند. فریاد آزادی ایران که ۵۰سال شب و روز این خیال شوم اسارت ایران را در مغز خویش پرورش داده بود در سر راه خود مانعی را دید که نه تنها به هیچ قیمت در مقابل افکار مالیخولیایی او تسلیم نمیشد بلکه او را تخدیر و تضیع نمود بر احدی پوشیده نیست که رئیس دولت بر خلاف قانون اساسی در صدد است ایران را به حکومت استبداد باز گرداند ولی من به شما میگویم بر خلاف آن یاغی طاغی که در کشور مشروطه ایران به خیال خداوندگاری افتادهاست، مشروطه ایران نخواهد مرد. روح پاک پیغمبر اسلام اجازه نخواهد داد ملتی مسلمان و مستقل با چنین افکار پست و اهریمنی تسلیم بیگانگان شود و آن شّر خودسر که در راه بد کاری و خیال ایجاد دیکتاتوری قدم بگذارد محکوم به شکست و تسلیم چوبه دار خواهد شد." (8) 7-مصدق آنچه تا امروز کرده، مستقیما به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بوده است "ملت غیور ایران اکنون ۲۸ماه است که ایشان زمامدار است و در تمام این مدت یک قدم مفید به حال شما که بتواند اسم آن را ببرد بر نداشتند. هر روز وعدههای بزرگ میدهد و فردا عذر میآورد. ساعت به ساعت راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خود سری هموار ساختهاست. مصدق خوب میداند اگر با آزادی به رای ملت رجوع کند ۹۷درصد مردم علیه او رای میدهند . شما هموطنان عزیز میبینید که تا امروز چه کسی به نفع اجانب قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقیما به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بودهاست." (9) 8-شرکت در رفراندوم مبغوض حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و حرام است درپی استعفای نمایندگان طرفدار مصدق، دولت وی از مردم خواست تا با شرکت در یک همه پرسی نظر خود را در مورد انحلال یا عدم انحلال مجلس اعلام نمایند. آیت الله کاشانی در مخالفت با این رفراندوم اعلام کرد: "شرکت در رفراندوم خانه برانداز که با نقشه اجانب طرح ریزی شده ، مبغوض حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه و حرام است."(10) با این وجود نزدیک به دو میلیون نفر به انحلال مجلس رای دادند و مجلس در روز ۲۳مرداد ۱۳۳۲منحل شد. 9-ریاست مجلس در شان من نبود، این مقام را پذیرفتم تا جلوی فعالیتهای مصدق را بگیرم! پس از کودتای مرداد 1332: "ریاست مجلس در شان من نبود و من از این جهت این مقام را پذیرفتم که جلو فعالیتهایی که مصدق میخواست شروع کند و یک سال بعد شروع کرد بگیرم." (11) 10-من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم در مصاحبه باروزنامهٔ المصری: "من از ژنرال زاهدی مادام که به منفعت ایران قدم برمیدارد پشتیبانی میکنم...هر وقت که نظرم برسد او بر خلاف مصلحت ایران عمل میکند با او مخالفت میکنم. تا این لحظه راجع به کار او نمیتوان قضاوت کرد." (12) 11-بزرگترین اشتباه مصدق پایمال کردن قانون اساسی، عدم اطاعت از اوامر شاه و تلاش برای برقراری جمهوریت است! در پاسخ به سوال اخبار الیوم مبنی بر اینکه به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟ : "پایمال کردن قانون اساسی و و عدم اطاعت از اوامر شاه"(13) او همچنین اشتباه بزرگ مصدق را تلاش برای برقراری جمهوریت شمرده و گفت: "مصدق برای برقراری جمهوریت میکوشید. او شاه را مجبور کرد ایران را ترک کند . اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد برگشت. ملت شاه را دوست دارد." (14) 12-خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است پس از به روی کار آمدن دولت کودتا: کاشانی در جواب روزنامهٔ المصری که پرسیده بود آیا عقیده دارید مصدق مستحق همین سرنوشتی بود که به او رسید؟ گفت: "خداوند عادل است و آنچه امروز بر مصدق گذشتهاست نتیجهٔ عدل خداوندی است." (15) 13-مصدق به من و کشورش خیانت کرد. مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است در مصاحبه با اخبارالیوم : "این مصدق راه را گم کرده و مستحق چنین عاقبتی بودهاست.تمام هم و غم او این شده بود که مردم فریاد بزنند زنده باد مصدق. مصدق به من و کشورش خیانت کرد. طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش خیانت کند مرگ است." (16) 14-مصدق برای کشور کاری نکرد. اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز نفت ملی نمیشد. او خیانت کرد. "مصدق برای کشور کاری نکرد. نه یک خرابی را تعمیر کرد نه خیابانی را افتتاح کرد نه خزانه را نجات داد و نه ملت را متحد ساخت. حتی در مورد نفت که او ادعا داشت صاحب فکر ملی ساختن میباشد اگر این اتحادی که من در صفوف ملت بوجود آوردم نبود هرگز ملی نمیشد. او خیانت کرد. به من و کشور خیانت کرد. قبل از اینکه من با مصدق مخالفت کنم، ملت با او بود ولی پس از اینکه من با او مخالفت کردم ملت از دور او پراکنده شدند." (17) 15-مصدق دستخوش نوعی جنون شده بود مقام و کرسی صدارت مصدق را مسحور کرده بود. او دستخوش نوعی جنون شده بود."(18) 16-جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی تصمیم دارند شرافتمندانه در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند "جای مسرت است که دولت جناب آقای زاهدی که خود یکی از طرفداران جبهه ملی بوده ، تصمیم دارند که شرافتمندانه از حیثیت و آبروی ایران دفاع نموده و در راه صلاح و افق ملت حداکثر فداکاری را بنمایند ." (19) پس از کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲: 17-این اختیارات را چه کسی به زاهدی داده که این دیکتاتوری شدید و قرون وسطایی را با مردم شریف ایران مینماید؟ "آزادی جز برای عمال انگلیس نیست. مطبوعات و نشریات ملی هیچگونه اظهار عقیده ندارند و همه توقیف اند. بسیاری از ملیون و آزادیخواهان متدین در زندانها بسر میبرند. این اختیارات را چه کسی به آقای زاهدی داده که این دیکتاتوری شدید و قرون وسطایی را با مردم شریف ایران مینماید؟"(20) |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,294
تشکرها: 2,770
در 1,609 پست 4,895 بار تشکر شده
|
میگویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت ایران تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همهی شرکتکنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی از ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.
![]() پیش از آغاز نشست، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست. اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست... جلسه داشت آغاز میشد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه دکتر مصدق بلند شود و او بتواند روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمیکرد. جلسه آغاز شد و قاضی رسیدگیکننده به دکتر مصدق رو کرد و گفت: شما جای نماینده انگلستان نشستهاید. جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده میشد و بیخ پیدا میكرد که دکتر مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت: «شما فكر میکنید نمیدانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است؟ نه جناب رییس! خوب میدانیم جایمان کدام است. اما علت این كه چند دقیقهای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند بر جای دیگران نشستن یعنی چه؟» او اضافه کرد: «سالهای سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان ...» سكوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پایان سخنانش كمی سكوت كرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت. با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد. |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 693
تشکرها: 2,489
در 537 پست 2,921 بار تشکر شده
|
یکی از متخصصین آن 3 روز 25 تا 28 مرداد شهیر خودمان است. اگر نظر خود را بدهد خیلی روشنگر است.
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
| 4 کاربر از alireza بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند: |
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | آغازگر موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرین ارسال |
| مصدق (به مناسبت ۱۴اسفند سالمرگ دکتر محمد مصدق) | مری | تالار فرهنگ | 0 | 03-04-2010 11:27 PM |
| بيانيه کارگزاران نظام درباره اوضاع فعلي کشور | aghajan | خبر سیاسی | 0 | 08-12-2009 11:47 PM |
| آیین یکصد و بیست و هفتمین سالروز تولد دکتر محمد مصدق برگزار شد | AHKAZEMI | خبر سیاسی | 0 | 05-22-2009 11:56 AM |
| ... وبالاخره قانون ملي شدن نفت تصويب شد. | حاجی جفرسون | تحلیل سیاسی | 4 | 03-19-2009 08:20 PM |
| راهبرد مصدق در ملي شدن نفت ايران-لطف الله میثمی | حاجی جفرسون | تالار فرهنگ | 0 | 12-14-2008 07:11 PM |