| آخرين پست های سایت |
|
|||||||
![]() |
|
|
ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Aug 2008
محل سکونت: آمریکا و کانادا
پست ها: 4,267
تشکرها: 5,153
در 2,697 پست 10,263 بار تشکر شده
|
دکتر ماهاتیر بن محمد متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۲۵، و از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۳ چهارمین نخست وزیر مالزی بود.او مورد تحسینها و انتقادهای بسیاری واقع است و از شخصیتهای جنجالی سیاست جهان است. برای مثال بسیاری او را به علت نقشش در مدرنسازی سریع مالزی و رشد رفاه در این کشور تحسین میکنند. دولت مالزی مدعی است که فقر در زمان ماهاتیر از ۵۰ درصد به ۶ درصد کاهش یافته است.
چندی پیش وزارت تعاون میزبان دکتر ماهاتیرمحمد نخستوزیر اسبق مالزی بود. وی در زمان ریاست خود، فعالیتهایی را برای تحقق توسعه کشور خود انجام داد و نقش بسزایی در اجرایی کردن برنامه ۲۰۲۰ مالزی داشت و از سوی دیگر پروژههایی را برای فقرزدایی و اشتغال عمومی از طریق تثبیت مالکیت و گسترش آن به انجام رساند. متنی که در ادامه می آید سخنرانی ایشان در همایش «چشمانداز توسعه» در اصفهان می باشد. وزیر محترم تعاون و جناب آقای بختیاری استاندار محترم و اعضای هیات علمی و دانشگاهیان: میخواهم از وزارت تعاون تشکر کنم به خاطر دعوت من و فرصتی که فراهم کردند تا در این جلسه با جوامع مختلف اصفهان تعامل داشته باشیم و از همدیگر چیز یاد بگیریم. دیروز من بازدیدی از شهر اصفهان داشتم و آنچه در این شهر دیدم به من این شجاعت را میدهد که باور داشته باشیم که در کشورهای اسلامی به خصوص ایران میتوانیم به گذشته پر افتخارمان بازگردیم. چیزی که اینجا دیدم بیش از چیزی است که در کشور خودم میتوانم ببینم، مخصوصا زمانی که در سال ۱۹۵۷ استقلال کسب کردیم. وقتی ما مستقل شدیم مالزی کشور تقریبا فقیری بود و درآمد سرانه ۲۰۰ دلاری داشت، ما فقط صادرات لاستیک و قلع داشتیم و رشد ما در واقع متوقف بود. ما این شانس را داشتیم که کشور ما ثبات سیاسی داشت و این بهرغم آن بود که مردم مالزی از سه گروه مختلف با یک فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشکیل شدهاند. ما در مالزی مالیسیها را داریم که طبق تعریف مسلمانند، تعداد بسیار زیادی چینی داریم که دینشان بودایی است و همچنین هندیها که اکثرا هندو هستند، به علاوه شمار زیادی از ساکنان که مسیحی هستند. بهنظر میرسد تلفیق این قومیتها نباید دارای ثبات باشد اما خوشبختانه اولین نخستوزیر بهگونهای توانست این موافقت را بهوجود بیاورد، او ثروت و دارایی را میان همه مردم تقسیم کرد و توانست از این طریق ثباتی خاص در مالزی پدید آورد. ما البته یک کشور دموکراتیک هستیم که باید خودمان را به قوانین و مقررات محدود کنیم، به همین دلیل ما تضاد و منافع زیادی نداریم بهجز سال ۱۹۶۹ که مقداری مخالفتهای قومی داشتیم و از آن واقعه درسهایی گرفتیم. در آن واقعه حدود ۲۰۰ نفر کشته شدند و اموال زیادی از بین رفت. ما از خودمان سوال کردیم اصلا چه فایدهای داشت این تضادها؟ تصمیم گرفتیم به توافق اولیه خودمان یعنی تقسیم همه چیز بین مردم و گروههای مختلف بازگردیم و تعامل کنیم که در این صورت است که رشد مالزی بیش از گذشته خواهد شد . ما در واقع یک دولت ملی داریم و هدفمان خدمت بیشتر و بهتر به مردم و کشور است. برای این منظور باید بهگونهای بتوانیم از داراییهای خودمان استفاده و براساس داشتههایمان رشد کنیم.تصمیم گرفتیم صنعتی بشویم اما این صنعتی شدن چگونه بود، وقتی که ما تکنولوژی و دانش فنی و بازار را نداشتیم. اگر بخواهیم صنعتی بشویم باید درهای کشور را روی خارجیها باز کنیم تا آنان در صنایع تولیدی کشور ما سرمایهگذاری کنند. در واقع هدف، آوردن صنعت به مالزی بود برای تولید و کار. بنابر این علاقهای نداشتیم که سرمایهگذاران مالیات بدهند و این فضای مطلوب سرمایهگذاران برای آن بود که سیاست مالیات تاجرپسند ایجاد کنیم، آنها نیز علاقهمند شدند. این اقدام زمانی انجام شد که کشور ما بهتازگی مستقل شده بود و میخواست از شر خارجیها خلاص شود و صنایع را ملی کند. در عینحال این استقبال خارجیها ما را نگران کرد که شاید آنان اقتصاد ما را بیثبات کنند. ما در این زمان برعکس ملی کردن صنایع و شرکتها حدود ۶۰درصد سهام شرکتهای ثبت شده را به خارجیها واگذار کردیم و به آنها گفتیم که باید کاری کنند که ما قادر به انجام آن نبودیم. در واقع آنان باید صنعت تولید کار را پایهگذاری میکردند که پذیرفتند. در حال حاضر مالزی نیازمند نیروی کار خارجی است. از ۲۷میلیون جمعیت مالزی حدود دو میلیون نفر کارگران خارجی هستند و نیازمان هم تا حدودی تامین است. با ورود صنایع جدید، آموزش آن نیز آغاز شد. مالزیاییهای زیادی ازجمله کارگران، مدیران کل در شرکتهای خارجی استخدام شدند و تکنولوژی وارداتی آن را یاد گرفتند، با این کار نه تنها اشتغال ایجاد شد بلکه تخصص هم در پی داشت و کشور به سمت رشد سریع حرکت کرد. ملاک این پیشرفت سریع آن است که صادرات کل را از دو میلیارد دلار به بیش از ۱۰۰میلیارد دلار فعلی رساندیم که ۸۲درصد آن کالای ساخت مالزی است. از ۶۵۰هزار بشکه نفت تولیدی ۲۵۰هزار بشکه آن را صادر میکنیم. نفت، لاستیک، قلع، روغن نارگیل و... درصد کمی از صادرات را تشکیل میدهند. این به آن معنا نیست که فقط توانایی تولید یک نوع کالا را داریم ما این توانایی را داریم که محصولات جدیدی از فولاد آلومینیوم و فایبرگلاس درست کنیم. باید بگویم که الکترونیک ۵۰درصد کالاهای صادراتی ما را تشکیل میدهد که مردم هم در آن سهم دارند. در مورد مساله فقر در مالزی باید بگویم با رسیدگی به وضع فقرا تعداد آنان را از ۷۰درصد بیست سال قبل به ۴درصد رساندهایم و فقط یک درصد فقر محض داریم. میبینیم که دولت فقر را از طریق آموزش دادن به مردم برای پیدا کردن کار و تخصص ریشهکن کرد. بچههای کشاورزان بورس میگیرند و تا سطح دانشگاه هزینهشان را دولت پرداخت میکند. در زمان استقلال تعداد استاد دانشگاه در مالزی کافی نبود از اینرو دانشجویان را برای تحصیل به خارج فرستادیم. هم اکنون ما پنجاه هزار دانشجو داریم که در کشورهای آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا، نیوزلند، مصر، هندوستان و پاکستان در حال تحصیلند، ما در نظر داریم آنها را به کشور بازگردانیم تا بتوانیم از طریق آنان تحصیلات جهانی بهوجود بیاوریم. در مالزی چون هزینه پایین است همه میتوانند به دانشگاه بروند. آموزش و پرورش در مالزی توانسته ۹۰درصد مردم را با سواد کند و میتوانم بگویم مالزی کشور تحصیلکردهای است. فرزندان کشاورزان سالهای قبل اکنون مهندس و دکتر شدهاند و پستهای مهمی دارند و این طریقی بود که ما عمل کردیم. مالزی سیاست ۱۰۰درصد بازاری ندارد اما میخواهیم از هر سیستمی تقلید کنیم، اگر سیستم کمونیستی بود و بهدرد بخور، از آن استفاده میکنیم. اگر بازار آزاد بتواند به مردم کشور نفعی برساند از آن استقبال میکنیم زیرا یاد گرفتیم که چطور برای پیشرفت کشور برنامهریزی کنیم، مثلا از طرحهای پنج ساله کمونیستها استفاده کردیم. ما چشمانداز ۲۰ ساله هم داریم که درازمدت است. در طرح پنج ساله میتوانیم برای پیشرفت کشور برنامهریزی کنیم اما برنامه سی ساله نیازمند بینشی قوی است که اسم آن را چشمانداز ۲۰۲۰ گذاشتیم و انتظار داریم در آن سال کشور کاملا پیشرفتهای باشیم. طبق تعریف خودمان این سیاستها جهت را مشخص میکند و به ما میگوید که برای پیشرفت چه کنیم. ما اکنون رشد هشت درصد داریم و باید بتوانیم در سال ۲۰۲۰ کشور توسعه یافتهای بشویم. البته مشکلات ناشی از خارج هم داریم که مهمترین آن بحران مالی ۹۸-۱۹۹۷ بود که در بازار ارز ما بهوجود آمد و ناگهان فقیر شدیم اما توانستیم با غلبه بر آن به رشد خود ادامه دهیم. ما در مالزی چند شرکت کاملا دولتی داریم که پتروناس شرکت ملی نفت مالزی یکی از آنها است. این شرکت بهگونهای متفاوت از شرکتهای نفتی کار و بیشتر شبیه شرکتهای بزرگ چند ملیتی عمل میکند و در حال حاضر نیز در صنایع نفت ۳۶ کشور کار میکند. این فعالیتها در قالب اکتشاف حوزههای نفتی، لولهگذاری، حمل و نقل و غیره است، این شرکت پولسازترین شرکت دولتی در دنیاست بهگونهای که مالزی ۶۶درصد منافع آن را میگیرد. در بخش خصوصی که نقش بسیار مهمی در جامعه دارد رقابتهای خوبی وجود دارد و نتیجه آن رقابتی است که در عملکرد شرکتهای تولیدی و خدماتی خصوصی داریم. این شرکتها در بازار سهام ثبت شده و قابل واگذاری به مردم است اما در عوض برخی کارهای دولت زیاد موفق نیست زیرا دفاتر دولتی نه دیدگاه بخش خصوصی را دارند و نه انگیزهای برای بالا بردن بازده اقتصادی. بر این اساس ما تصمیم گرفتیم در سال ۱۹۸۵ بیشتر شرکتها را خصوصی کنیم که این کار یک حسن بود. فرودگاهها، شرکتهای عمرانی، خطوط هوایی، شرکتهای آب و برق و بسیاری از شرکتهای کوچک دولتی خصوصی شدند. این در حالی بود که دولت هم مقداری از سهام این شرکتها را خرید که این عملکرد موفقی بود. اما این اقدام ناکامیهایی هم داشت چون در پی بحران مالی سالهای ۹۸-۱۹۹۷ بسیاری از شرکتها ورشکست شدند. برخی دوباره دولتی شدند و برخی مانند خطوط هوایی دوباره تجدید ساختار کردند و ضررها جبران شد. بنابراین شرکتهای ثبت شده در بورس به مردم اجازه میدهد که ثروت تولیدشده را میان خودشان تقسیم کنند که این همان تعاونی است. تعاونیها نه تنها در تجارت بلکه در زندگی اجتماعی مردم نیز نقش مهمی دارند. اینها مانند شرکتهای بیمه هستند که در مواقع بحران به کمک مردم میآیند. تعاونیها با ایجاد فروشگاههای مناسب کالای ارزانقیمت عرضه میکنند که البته در اقتصاد مالزی نقش ویژه خود را دارند. ما سعی کردیم بین اقوام موجود در مالزی تعادل ایجاد کنیم اما افراد بومی زیاد ثروتمند نیستند، بلکه سهامدارند. درحالحاضر مردم واحدهایی به ارزش ۳۰۰میلیارد رینگیت خریدهاند که ارزش هر سهم آن یک دلار است. دراین یونیتراست مدیران هم حضور دارند و مردم در صورت نیاز میتوانند پول خود را دریافت کنند. همه شرکتهای بزرگ در مالزی سهامی دارند که متعلق به یونیتراست و به طور غیرمستقیم این سهام به مردم واگذار میشود و مردم صاحبان شرکتها محسوب میشوند که عملکرد خیلی خوبی هم داشته است. درحالحاضر با توسعه این یونیتراستها که تعدادشان به ۹ واحد میرسد دانشجویان، کشاورزان و قشرهای مختلف مردم از طریق آن در ثروت کشور سهیم هستند. این یونیتر است به گونهای طراحی شده که سهامداران در ضرر و زیان آن شریک نیستند و این برای مردم کشورهای در حال توسعه بسیار جالب است. همچنین بانکهای پساندازی داریم که صندوق پسانداز کارگران است. یکی از آنها EDP است که درحالحاضر حدود یک میلیارد دلار سهام دارد. این بانک هر ماه حدود یک میلیارد رینگیت سود پرداخت میکند. این مبلغ از طریق سرمایهگذاری در صنایع و سود حاصل از تجارت پرداخت میشود. این نیز فرصتی است برای کارگران که غیرمستقیم در صنایع بزرگ سرمایهگذاری کنند. در کنار اینها صندوق دیگری داریم به نام صندوق حجاج. همه ساله ۵۰۰ هزار زائر به حج میروند، این صندوق به حجاج این امکان را میدهد که از طریق سرمایهگذاری پولشان هزینه کمتری برای این سفر پرداخت کنند. همانطور که میدانید وقتی شما پول پسانداز میکنید و سرمایهگذاری نکنید ارزش پول شما کم میشود، اما وقتی در صندوق حجاج سرمایهگذاری میکنید با سود حاصل از آن مجبور نیستید الباقی هزینه پرداختی را از جیبتان بپردازید. در واقع به نفع حجاج است که در این صندوق سرمایهگذاری کنند. صندوقهای کوچک دیگری هم در مالزی وجود دارد که میزان پسانداز مردم در آن بسیار زیاد است. ما حدود ۴۰% از درآمد ناخالص ملی را صرفهجویی و پسانداز میکنیم به این ترتیب ما پول مردم را مدیریت و آنان را در داراییهای کشور سهیم میکنیم البته تعاونیها نمیتوانند با صندوق یونیتراست یا صندوق حجاج مقایسه بشوند. با این فرآیند ثروت کشور بین مردم توزیع شده و ما توانستهایم نرخ فقر را تا ۴% پایین بیاوریم و حتی میتوانیم با گذشت زمان آن را به ۱% برسانیم که این فقط با بسیج مردم برای پشتیبانی از دولت امکانپذیر است. مردم باید تابع مقررات باشند اگر بخواهند تظاهرات، شورش و اعتصاب بکنند اقتصاد نمیتواند پیشرفت کند لذا افرادی که به مجلس میروند سیاستها را برای مردم تشریح و به شکایات آنان درباره خدمات دولت گوش میکنند. با این تعامل دولت میتواند نیازهای مردم را شناسایی و رفع کند و میزان حمایت از دولت را به دست آورد. مساله دیگر مساله زمان است که دولت برای انجام کارها به آن نیاز دارد. گفته شد بنده ۲۲ سال نخستوزیر بودم که زمانی طولانی است. ۵ انتخابات را پشتسر گذاشتم و در همه آنها پیروز شدم اما مهم آن است که نمیتوان در مدتی کوتاه کارهایی انجام داد. شاید بدانید که ژاپنیها نخستوزیرشان را هر دو سال یک بار عوض میکردند اگرچه کشورشان بسیار پیشرفت کرده اما با این روند هیچیک از نخستوزیرها نمیتوانستند کار بزرگی انجام بدهند. وقتی اقتصاد دچار رکود شد نخستوزیری که انتخاب میشد عملا نمیتوانست کاری صورت دهد و نخستوزیر بعدی هم همینطور در برخی از کشورها این دوره ۵سال است، اما این ۵سال هم ممکن است، کافی نباشد. برای برنامهریزی یک کشور حداقل ۱۰سال زمان لازم است. در دورههای ۵ساله، سال اول متوجه میشوید که باید با چه کسی چگونه رفتار کنید، سال دوم شروع به برنامهریزی میکنید و سال بعد مجلس طرح را قبول میکند سال چهارم شروع به اجرا میکنید و سال پنجم هم باید بروید. این حتی در مورد رییسجمهور آمریکا هم صادق است چون مدت دوره او چهار سال است. فکر میکنم که برای برقراری یک طرح توسعه این زمان کافی نیست. ممکن است این زمان برای نابودی یک کشور کافی باشد ولی برای توسعه آن، خیر. به هر حال نخستوزیر باید بداند که چگونه برنامهریزی کند و چگونه آن را به اجرا بگذارد. در مالزی محدودیتی وجود ندارد و نخستوزیر تا زمانی که به او رای میدهند میتواند در سمت خود باقی بماند. حتی تا آخر عمر ولی من فکر میکنم که ۲۲سال برای من کافی بود و من از سمت خود استعفا دادم و سعی کردم به نخستوزیر بعدی این شانس را بدهم که کاری را که برای ملت خوب هست، انجام بدهد. دولت باید قوی باشد و مدت زمان کافی برای توسعه داشته باشد و در ضمن باید بداند که این توسعه را چگونه باید انجام بدهد. در مالزی آمدیم ایدههایی را به عاریت از کشورهای دیگر گرفتیم. ما اسم این را نگاه به شرق گذاشتیم. منظور از شرق، ژاپن و کرهجنوبی است. این دو کشورهایی هستند که خیلی سریع پیشرفت کردند و ما میخواهیم علت آن را بدانیم. پس از تحقیق دریافتیم که وجدان کاری، فرهنگ و نظام ارزشی آنها به آنها اجازه داد کارهایی را که فکر آن را هم نمیکردند انجام بدهند. ما سیستم مدیریت آنها را نیز به عاریت گرفتیم. یکی از چیزهایی که ما وضع کردیم تعامل نزدیک دولت و بخشخصوصی بود. این تعامل به شما این توانایی را میدهد که تجارت خیلی راحت انجام بشود و سود آن نیز از طریق مالیات به دولت برگردد. مثلا در مالزی مالیات بر درآمد از ۴۸درصد شروع میشود ولی تا ۲۸درصد هم آن را پایین میآوریم. ما مالیاتهای دیگر را هم کمتر کردیم که به مردم فشار نیاید، بیشتر مالیاتهای ما مالیات بر عملکرد شرکتها است. مردم زیاد از پرداخت مالیات اذیت نمیشوند به جز مالیات واردات خودرو چون ما میخواهیم مردم خودروهای خودمان را استفاده کنند. دولت نیز از طریق میدان دادن به بخشخصوصی هیچ سرمایهگذاری نمیکند اما ۲۸درصد سود بخشخصوصی نصیبش میشود که این بازده بسیار خوبی است. ما بخشخصوصی را از راههای دیگر، مثلا به وجود آوردن زیرساختها کمک میکنیم. البته این فقط برای بخشخصوصی نیست، بلکه برای کل اقتصاد کشور است. ما پروژههای بسیار بزرگ را که برخی آن را مگاپروژه یا ابرپروژه مینامند در کشور داریم و بخشخصوصی میتواند اجرای آن را برعهده بگیرد. این طرحها نظیر ساخت یک شهر و اداره آن است. دولت برای ساخت فرودگاه و یا احداث سد و بندرگاهها هم به بخشخصوصی کمک میکند، زیرا این کار علاوه بر تشویق سرمایهگذار برای دولت هم سود و بازگشت سرمایه را به دنبال دارد. در واقع دولت با یکدلاری که هزینه میکند میتواند ۵/۱دلار بازگردان سرمایه داشته باشد که از طریق همان، مالیات به دست میآید. ما همچنین در مالزی از منابع بسیار کم توانستیم رشد بسیار بالایی داشته باشیم و از طرق مختلف برای توسعه کشورمان عمل کنیم. البته ما عظمت کشور ایران را نداریم. ایران یکی از پیشگامان تمدن بوده است که مالزی در مقایسه با آن بسیار ابتدایی است، اما توانست بسیار سریع پیشرفت بکند. من در اینجا میگویم که ما چگونه توانستیم افرادی را که دچار عقده خودکمبینی بودند متقاعد کنیم که به خود بیایند. ملتها فکر میکنند که به اندازه دیگران نمیتوانند کار انجام بدهند. مالزیاییها هم فکر میکردند که نمیتوانند مثل اروپاییها پیشرفت بکنند و این توانایی را ندارند. اگر این احساس در ملتی به وجود بیاید هیچوقت نمیتواند پیروز شود. ما شعاری داشتیم که مالزی میتواند و سعی کردیم که مردم را متقاعد و آنان را به کارهایی که فکر میکردند توانایی انجام آن را ندارند مجبور کنیم. در واقع داستان مردی است که میخواست به تنهایی دنیا را سیر کند و موفق به انجام این کار شد. افراد زیادی در دنیا هستند که قله اورست را فتح و یا با پای پیاده کشورها را طی و یا آبهای کانال مانش را شنا کردند تا بگویند که میتوانند. نشریه قاف |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#2 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Nov 2008
پست ها: 359
تشکرها: 298
در 201 پست 460 بار تشکر شده
|
بسیار مقاله جالبی بود . بقول آدام اسمیت یکی از سه شرط مهم رشد سرمایه داری در هر کشور این است که هر قانونی اگر چه غلط باید درست اجرا شود که مستلزم سیستم قضایی درست است . این شرط بسیار مهم در مالزی و هر کشور توسعه یافته دیگر تا حد قابل قبول تامین شده است.
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#3 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,177
تشکرها: 2,043
در 832 پست 2,783 بار تشکر شده
|
"ما این شانس را داشتیم که کشور ما ثبات سیاسی داشت و این بهرغم آن بود که مردم مالزی از سه گروه مختلف با یک فرهنگ زبان و مذهب مخصوص به خود تشکیل شدهاند."
آیا واقعا این شانس بود یا نحوه خاص تفکر ؟جه عواملی در ایران کمک به بی ثباتی سیاسی میکنند ؟راه مقابله با آنان کدام است ؟ |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#4 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: ایران /رشت
پست ها: 1,091
تشکرها: 266
در 290 پست 438 بار تشکر شده
|
با ایتن تحریم ها که علیه ایران وجود دارد .با مشکلاتی که بر سر راه ما می گذارند .و با نبود یک قانون بلند مدت که هر کس نتواند زود به زود تغییرش دهد .با این همه فشار امریکا وصهیونیست ها .
بعید می دانم که ایران بتواند پیشرفت شبیه مالزی را تجربه کند . ضمن اینکه حکومت ایران ادعای مبارزه با ظالم را دارد وظلم با ظالم بخصوص اگر ظالم قدرتمند باشد هزینه دارد . اینها را در فرایند پیشرفت در نظر بگیرید .(البته من هرگز راه را در دست کشیدن از مبارزه با ظالم نمی دانم .بکه فقط موانع را گفتم ) |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#5 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,120
تشکرها: 1,051
در 557 پست 1,058 بار تشکر شده
|
در سال 98 یک عدد جورج سروس با بیرون کشیدن فقط 5 ملیارد دلار سرمایه اش تمام اقتصاد ببرهای شرق آسیا را به هم ریخت. این باعث شد قوانین سرمایه گذاری خارجی در این کشورها تا حدودی تغییر کند.
رضا جان سیستم قضایی مالزی منتقدان سختی هم دارد که متعتقدند مستقل نیست. مثلا برخورد با انور ابراهیم که جنجال در مالزی به وجود آورد و تا الان ادامه دارد. |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#6 | ||||||||||||||
![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 62
تشکرها: 11
در 16 پست 44 بار تشکر شده
|
من هم معتقد به مبارزه با ظلم هستم اما بخشی از همین مبارزه را سرافرازی مردم این کشور می بینم. مبارزه با آمریکا وقتی معنا می دهد که این همه فساد و رانت خواری و اختلاف طبقاتی از بین برود در غیر اینصورت مبارزه در حد شعار و حرکت علیرغم مخالفت با امریکا و صهیونیسم ضد منافع جامعه و ملت باقی خواهد ماند. من تنها در صورتی خواهم توانست حرکت های فعلی را در ایران تایید کنم که یا منافعی داشته باشم و یا نابینا باشم حالت سومی وجود ندارد. هیچ ادم منصفی نباید منکر مبارزه با نظام تحمیل گر آمریکا بشود اما هیچ ادم منصفی هم نباید چشم برروی این حقیقت ببنده که علت این فساد گسترده مدیریت جامعه است. از بخت خوب یا بد هیجکس جز مسئولین جکومت ایران در مدیریت این کشور دخالت نداشته است. امریکا و صهیونیسم باعث شدند این همه فساد و اختلاف طبقاتی و گرانی و اجحاف در این این مملکت گسترده بشه؟ خوشا بحال انانکه به اسم مبارزه با فساد برسر کار امدند و این مملکت را به قعر لجنزار فساد بردند. شرف و وجدان هم چیز خوبی است.
|
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#7 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,307
تشکرها: 2,816
در 1,615 پست 4,788 بار تشکر شده
|
با عرض ادب و احترام،
یکی از فاکتور های مهم و اساسی در رسیدن به توسعه پایدار که اینک کشور مالزی به آن دست یافته و آن را با پروژه 2020 خود تکمیل می کند، اولویت با ترتیب اجراء توسعه سه گانه یعنی توسعه اجتماعی ،سیاسی و به دنبال آن توسعه اقتصادی می باشد.آموزش صحیح و به روز رسانی و تحلیل و تحقیق در بازخورد آن، سیستم قضایی مدرن و پویا،احترام متقابل به افکار و عقاید متفاوت، گردش آزاد اطلاعات، آزادی بیان و ایجاد مکانیزم های کنترل و نقد دولت و سیستم حاکم،نبود پدیده تقدس گرایی در همه عرصه های اجتماعی و سیاسی،قوانین با ثبات و ایجاد اتمسفر امنیت سرمایه گذاری و به دنبال آن ورود سرمایه و تمایل سرمایه گذاران خارجی برای سرمایه گذاری در این کشور، همه و همه دست به هم داده اند تا همینک ما با افسوس و جهانیان با تعجب به این سرزمین بنگرند.نگاه ایدئولوژیک به همه پدیده های رو و فرا روی بین المللی، همانند آن است که شما برای بسط وتوسعه روابط با سایر ملل و جوامع که لازمه تبادل و تعامل با آنهاست،به جای آنکه درب ها را بگشاید تا این نسیم توسعه آن هم از نوع پایدار آن شما را در برگیرد، نگاه خود را از سوراخ کلید این درب به پیرامون خود بیاندازید و دائما" خود را مدعی اداره جهان معرفی نماید. بی خود نیست که هنری کیسنجر در وصف ما ایرانیان می گوید: ضعف در عمل و غلو در عضلات. با تشکر - همدانی |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
| این کاربر از alihallo بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است : |
|
|
#8 | |||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,120
تشکرها: 1,051
در 557 پست 1,058 بار تشکر شده
|
نقل قول:
ولی سیاست غلو کردن در عضلات مال خودشان است. در فیلمهای هالیوودی چنان خودشان را برتر و قدرتمند نشان میدهند که انسان ناخداگاه به این نتیجه میرسد قدرت اینان مانا و ابدی است. اگر ایران چنان غلو کننده ای است که روباه پیر کسینجر می فرمایند پس چرا در این مطلب طور دیگه ای گفته است؟ -------------------------------------------------------------------------------------------- تا ايران دنبال احياي روياي باشكوه فارسهاست، مذاكره بيمذاكره ![]() هنري كيسينجر، وزير امور خارجه سابق آمريكا كه هماكنون 84 سال سن دارد، در گفتوگويي با مجله آلماني «اشپيگل»، با حمايت از «جان مك كين»، درباره مأموريت آلمان در افغانستان، نقش اروپاييها در مبارزه با افراطگرايي اسلامي و احتمال مذاكرات مستقيم با ايران سخن گفت. به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، در اين گفتوگو، اين سياستمدار كهنهكار آمريكا، با اشاره به اينكه اروپاييها پشت نقاب منفوريت بوش پنهان شدهاند، علت اصلي عصبانيت آمريكا از ايران را شفاف خواند و آن را رويكرد جهاني و تمدني ايران در جهان دانست. در بخشي از اين گفتوگو آمده است: • زمانه عوض شده، اما هنوز هم برخي ملاحظات اخلاقي موجود است. آيا رئيسجمهور جديد آمريكا بايد به ايران رفته و با محمود احمدينژاد بر سر يك ميز بنشيند؟ كيسينجر: برخي بر اين باورند كه صرف گفتوگو و مذاكره، جايگزين تنش خواهد شد، اما من بر اين باورم كه مذاكرات، تنها در صورتي موفق ميشود كه بازتابي از واقعيت عيني باشد. مسأله كليدي درباره ايران اين است كه آيا اين كشور خود را يك نهضت ميداند يا تنها يك كشور عادي؟ اگر ايران بخواهد كشوري مورد احترام بدون ادعاي سلطه مذهبي يا شاهنشاهي باشد، آنگاه ميتوان با اين كشور به دركي مشترك رسيد، اما تا هنگامي كه ايران درنيابد اين يك شانس تاريخي براي احياي روياي با شكوه فارسها نيست، نميتوان مذاكره كرد. • بنابراين ايرانيان بايد فشار غرب را احساس كنند تا به اين نتيجه برسند؟ كيسينجر: ما نيازمند مخلوطي از فشارها و پيشنهادها هستيم و بايد بدانيم كه تحريمات در تناقض با اين هدف بدون تأثيرند. • چيزهايي مانند همان بازي طعمه و پيشنهادها چه؛ آيا گمان ميكنيد رئيسجمهور آمريكا، بايد با رهبر ايران تنها پس از اعمال تحريمات كارساز و كارآمد ديدار كند؟ كيسينجر: هرگز نبايد با چنين گامي راه را آغاز كرد. نيكسون سه سال پس از اينكه ما مذاكرات اوليه را با مائو انجام داديم، بر سر ميز مذاكره با او نشست. من گمان ميكنم ديدار با رئيسجمهور ايران، نقطه پاياني راه ارتباط دو كشور خواهد بود، نه آغاز آن. • مورخان ميگويند ماجراجوييهاي ايران، مانع تمركز آمريكا بر ديگر چالشهاي استراتژيك اين كشور مانند خيزش چين و هند شده است؛ آيا ابرقدرت آمريكا بيشتر دچار پريشاني نيست تا اينكه تحت فشار بيش از اندازه قرار گرفته باشد؟ كيسينجر: به نظر من، ما هماكنون با سه چالش عمده روبهرو هستيم؛ ناپديد شدن دولت ـ ملت، خيزش چين و هند و سوم ظهور مشكلات و چالشهايي مانند انرژي و محيط زيست كه با يك قدرت حل نخواهند شد. ما نميتوانيم تنها روي يك مشكل تمركز كنيم، بلكه بايد با هر آنها روبهرو شويم، چرا كه در غير اين صورت، در هيچ كدام موفق نخواهيم شد. خيزش آسياييها مسئله بسيار مهمي است، اما نميتوانيم به اين علت، ديگر چالشها مانند مبارزه با راديكاليسم اسلامي را كنار بگذاريم. منبع :http://tabnak.ir/pages/?cid=6754 ------------------------------------------------------------------------------- البته بماند شیطنت ایشان در گفتن واژه امپراطوری فارس خود شما در مطلب از اشپیگل از ایران به عنوان بزرگترین چالش سیاست خارجی آمریکا نام بردید. پس تکلیف این جمله نغض ایشان چه میشود؟ |
|||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||
|
|
#9 | ||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: VA/USA
پست ها: 4,382
تشکرها: 1,311
در 2,727 پست 7,210 بار تشکر شده
|
مالزی در راه پیشرفت به دنبال زدن زشت ترین اهانت ها و توهین ها به فلان جناح و بهمان گروه نیست.
در ایران گروهای کوچک سیاسی هر کسی را در دایره تنگ حلقه سیاسی شان نباشد درو می کند. شمشیر رانت خواری بالای سر اقتصاد دولتی است و اقتصاد خصوصی نیز قربانی رانت خواران واردات قانونی و غیر قانونی که اتفاقا" از قطع نامه ها بیشترین سود را می برند. در یک کلمه عمر مالزی به اندازه عمر مثلا ساختمان پلاسکوی تهران است!! یعنی زمان دکتر مصدق آنها جنگل نشین بودند. یعنی اگر 50 سال قبل از درخت به زمین آمده باشند بسیار بیشتر از تاریخ 7300 ساله ثبت شده ایران پیشرفت کرده اند. تازه دین مبین اسلام را بازرگانان ایرانی به آنجا برده اند و ایران نزد مردم مالزی جایگاهی والایی دارد. در ایران همه به فکر فلان سیاست مدار و فلان خط و گروه و همه انرزی ها صرف دشمنی بایکدیگر و زدن برچسب و لودگی سیاسی می گذرد. چه کسی واقعا به فکر کشور است؟ همه ارکان مملکت در فلان اصولگرا یا بهمان اصلاح طلب خلاصه شده؟ نمی دانم ای کاش دبیر محترم شورای نگهبان وقتی تحصیلات عالی دانشگاهی بانوان گرامی میهن شریفمان ایران را " بدبختی و عامل مصیبت" مثال می زنند، آیا سری به کشور مالزی زده اند و شرف و شرافت و جایگاه اجتمایی بالای بانوان مسلمان آنان را از نزدیک دیده اند؟ بدبختی یعنی تحصیل علم یا .... بگذریم و وارد جزئیات نشویم چون لحن شعاری پیدا می کند. من اگر ادمین جان خواهشمندانه" نوشته هایم را بگذارد ، بگویم که علت عقب ماندگی ایران این است که :ایران هنوز در گرداب تاریخش و جناحش و گروهش و دستک اش دست و پا میزند. فلانی می آید آن طور می شود . بهمانی می آید ، از طرفی اینچوری می شود. تمام انرژی گروه های سیاسی بجای انتخابات آزاد و مردمی در تخریب جناح مقابل خلاصه میشود. اشکال اساسی حتی قانون اساسی هم نیست. ایراد اساسی خود ایرانیان هستند. اقتصاد تنبلی، واسطه ای، یک شیه پولدار شدن، ريال پرستی ، علیه یک دیگر بودن ، چسبیدن بی دلیل به تاریخ پیش و بعد از اسلام و حرکت نکردن و ادعای بی خودی و توشه عمل خالی ، تک روی ، جمع گریزی ، برنامه ریزی های یک شبه ، خلاصه شدن زمین و آسمان از سیاست و اجتماع و فرهنگ و بهداشت و کشاورزی گرفته تا اقتصاد و برنامه ریزی و گروه و جناح و دفتر دستک در غالب فلانی یا بهمانی و پشتک وارو زدن بروی نعل وارونه خود بزرگ بینی محض تا ابد تاریخ و از همه مهمتر عدم پذیرش باید ها در تغییر فرد فرد آدمها که فکر می کنند همیشه بایستی به لطایف الحیلی دایی جان ناپلئونی باشد و سرکار آسپیرانی و مش قاسمی و انگلیس و سانفرانسیسکو!! و ایضا" دوستعلی خان!!!. همیشه تاریخ یا تقصیر استعمار است یا استکبار و خودمان هم همیشه تقصیر را گردن داریوش چهارم و افشین خان هخامنشی و یزدگرد سوم و جلال الدین خوارزم شاه و ناصرالدین شاه انداخته ایم که 2500 سال است پای استکبار و استعمار را باز کرده اند و همه ما انسان های مظلومی هستیم. و در عین حال هرکسی هم بخواهد مانند بزرگان تاریخ ایران مانند امیرکبیر-مصدق و... ازادی خواه باشدسریع شمشیر استبداد گردنش را قطع می کند. با شمشیر سلطنت طلبی و غیره ! کسی هم به ما نگفته که شاهان و دولتمران این مملکت بغیر از زمان اسکندر و خلافای عباسی و مغول ، همگی ایرانی اصل بوده اند و از مریخ به زمین نیامدند. در همین سایت( که می دانم چه برسر ادمین عزیز از دست برخی افراد آمده است ) تحمل حتی یک کلمه حرف متفاوت را از شخصی نداریم و بجای نقد چنان وی را می کوبیم و روانشناسی اش می کنیم انگار با ما پدرکشتگی دارد. در این حال هم دوست دارید ایران آبادان شود و مالزی بشود مثلا عین فلان شهرستان ایران و کشور ما هم عین 456 سال قبل از میلاد مسیح ، بزرگترین امپراطوری پرشیا بشود و بزرگترین کشور ثبت شده در تاریخ!!! آن کس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آن کس که بداند و نداند که بداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند آن کس که نداند و بداند که نداند بیدارش نمایید که بس خفته نماند آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابد و دهر بماند ارادتمند-جفرسون (( با خواهش از ادمین گرامی که من خودم خودسانسوری کرده ام ولی اگر تعدیلی نیاز دارد تعدیل بفرمایید.گردن حاجی از مو باریک تر ولی همه اش را سانسور نفرمایید-ممنون ))
__________________
رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ ...
پروردگارا مرا از در راستی و درستی وارد کن و از در راستی و درستی خارج ساز (سوره اسراء آیه 80 ) |
||||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||
|
|
#10 | |||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Sep 2008
پست ها: 2,307
تشکرها: 2,816
در 1,615 پست 4,788 بار تشکر شده
|
نقل قول:
با عرض ادب و احترام، صالح عزیز و گرامی از حسن توجه شما و نکته سنجی و همچنین درج این مطلب مستند ممنونم امید است همه ما بیاموزیم که از هرگونه حب و بغض و عصبانیت هایی که ما را از منطق تحلیل و ارزیابی منصفانه دور می کند فاصله بگیریم که این حسن بزرگ در پست جنابعالی کاملا مشهود است و باید قدر آن را دانست. و اما در مورد سخن با تناقض هنری کیسنجر خدمت شما عرض کنم عین این مطلب را بنده در روزنامه آلمانی هامبورگ آبند بلات خواندم که این روباه پیر سیاست در مورد توان نظامی ایران به آن اشاره کرده بود که جدای از اینکه این گفته از زبان چه شخصی بیان شده و آیا در مورد موضوع مطرح شده وافعیت دارد یا ندارد، بیایم انصاف خود را نصف نکنیم و کاملا بپذیریم که ادعای زبانی ما ایرانیان بیش از عملکرد ماست، به عبارتی بیشتر از شعار تا شعور استفاده می کنیم و تبلیغاتمان را بر روی حافظه کوتاه مدت افراد برای یک جذب سطحی و موقت آن هم برای خوش آمدن مخاطبمان انجام می دهیم. تک محوری و خود بزرگ بینی و ادعای خارج از توانایی و ظرفیت حقیقی در فرهنگ ما ریشه دوانده و به نوعی نهادینه شده و غلو گویی و بلوف زنی بصورت نورم و یک عادت ناپسند در رفتار ما جای گرفته و حاضریم این اعمال را به هر قیمتی، که سرانجامی جز شرمساری از خود و تمسخر از دیگران ندارد، انجام دهیم. پس گفته ایشان سوای از اینکه در جای با یک تنافض و دو رویی آشکار روبروست که هر سیاست مداری جز این گفتار و عملکرد ندارد،(بقول ماکیاول سیاست یعنی دست آهنین با دستکش مخملین) یک واقعیت محض است و نمی توانیم آن را انکار کنیم. در و دیوار شهرمان پر از احادیث نبوی و امامان شیعی و دانشمندان و حکمای دینی و اسلامی است و از تریبون های رسمی و غیر رسمی همه را به تقوا دعوت می کنیم اما دریغ از یک جو عمل که میزان الحراره آن بازخورد رفتار اجتماعی و محاکم قضایی است که این ارزیابی و سنجش را به ما یاد آوری می کند. وجود یک کشور بعنوان چالش برای کشور دیگر صرفا" از جنبه ارزیابی اجتماعی آن کشور ملاک مناسبی نیست و نمی توان به آن استناد کرد بلکه شاخص های سه گانه یک توسعه پایدار که در پست بالا به آن اشاره نمودم یقینا" نقش اصلی را بازی می کنند. به هر حال همه ایرانیان با هرگونه عقیده و سلیقه علاقه مندند سرزمینشان سربلند و با افتدار در همه زمینه ها، پایه و پیش رو بوده که می بایست در این راه برای آن تلاش نمود. با تشکر - همدانی |
|||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||
| این کاربر از alihallo بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است : |
|
|
#11 | |||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,120
تشکرها: 1,051
در 557 پست 1,058 بار تشکر شده
|
نقل قول:
ولی رجز خوانی ها دولت در حالت نیمه جنگی که بعضا به ما تحمیل میشد طبیعی بود.ایالات متحده اول جنگ روانی را فتح میکند بعد جنگ میدانی را. اگر در جنگ روانی شکست بخوریم بقیه اش هم قابل تصور است... خودت بهتر از من می دانی که ایالات متحده چنان در مورد ملیتاریسم و خصوصا نیروی دریایی خود تبلیغ میکند که چنین است و چنان. وقتی سپاه فیلم ضبط شده از روی ناو هواپیما بر راپخش کرد چه شد. یا دستگیری چند تفنگدار دریای اینگلیسی . اینها همش جنگ روانی است. |
|||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||
|
|
#12 | |||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 1,120
تشکرها: 1,051
در 557 پست 1,058 بار تشکر شده
|
نقل قول:
مالزی نقشی که برای خود تعریف مشخص است. مالزی هیچ وقت نمیخواهد به قدرت درجه اولی تبدیل شود و ادعا وظرفیت تمدن سازی را هم ندارد.مالزی خطری برای جهان تک قطبی محسوب نمیشود. در ضمن خود شما هم اختلافات وسیع حزبی و سیاسی و به زندان افتادن عده زیادی از فعالان سیاسی به زندان خبرداری.سردمدار آنها انور ابراهیم معتقد است که زندانی سیاسی بوده و جرائم مالی و اخلاقی منتسب به او طرفدارانش سیاسی بوده و ساختار قضایی کشور تحت نفوذ حزب حاکم بوده است.اختلافات قومی هم در مالزی بیشتر از ایران نباشد کم نیست.(مطمئنم در آنجا خیلی جدی است. دوستان ایرانی من در آن جا معتقد به نژاد پرستی مالایی ها هستند) همین چند وقت پیش آشوبهای خیابانی هندی های مالزی در جریان بوده و الان هم تمام نشده. ولی چون این کشور نقشی که برای خود تعریف کرده مشخص است تاوقتی همین راه را برود شاید بلای سال 98 را دوباره بر سرش نیاورند. البته مالزی نکات مثبت بسیاری دارد که باید بیاموزیم. ولی همین تظاهرات هندی ها در مالزی و برخور خشن پلیس با آنها اگر در ایران مثلا توسط فلان طایفه انجام شده بود فکر کنم تمامی دولت های غربی و سازمانهای حقوق بشر پیغام میدانند و چند قطعنامه در شورای امنیت و شورای حقوق بشر بر ضد ما تصویب میشد، شاید هم عمو سام برای دفاع از اقوام تحت ستم ملی لشگر کشی میکرد. |
|||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|