آخرین ارسالات تالار

 
 

بازگشت   فوروم ایران آمریکا > ورود به تالار اجتماعی > بخش اجتماعی

پاسخ
    نمایش ها: 1567 - پاسخ ها: 16  
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 09-16-2013, 11:26 AM   #1
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض دیالوگهای ماندگار


دیالوگهای ماندگار

✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧

مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم،
وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود.
مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.

✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-12-2013, 11:24 AM   #2
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار







▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀ ▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀




▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀ ▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

از دیالوگ های ماندگار دلشکسته " خسرو شکیبایی :

یخه قشنگیه . قدیما بهش میگفتند آخوندی.

تازگیا بهش میگن دیپلمات. شما کدومشی ؟!


ما به هرحال نفهمیدیم ؛ دیپلماتای ما آخوند شدن یا آخوندای ما دیپلمات !

__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-12-2013, 11:30 AM   #3
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

دیالوگ های ماندگار (خسرو شکیبایی)

خانه سبز:
  • ببین… دلخوری، باش… عصبانی هستی، باش… قهری، باش… هر چی می خوای باشی باش… ولی حق نداری با من حرف نزنی… فـهمیـدی…؟
  • من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جداييه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نيست، چون به عقيده شخص خود من جناب رييس، رنگ روح زندگی سبزه...فقط سبز!
  • به نظر من يه خونه هرجايی ميتونه باشه. ميتونه بالای يه ساختمون بلند باشه. ميتونه توی يه کوچه قديمی که زير يه بازارچه‌ست باشه. ميتونه بزرگ يا ميتونه کوچيک باشه. ميتونه برای هرکس مفهومی داشته باشه يا هر رنگی داشته باشه. ميتونه به
رنگ آجر يا به رنگ شيشه و سنگ باشه. ميتونه رنگ قرمز يا به رنگ...
ولی من... يعنی بهتره بگم ما، معتقديم خونه هرچی که باشه، بايد سبز باشه. بله، سبز و هميشه سبز...(سکانس آخر فیلم)

حکم:
  • کاش بعضی از آدما قده نصف ماهی خاویار داشتن!!!
  • من روزی يه آهنگ با ناهارم می خورم يکی با شامم. من آدما رو فقط تو ماشينم می بينم نه تو دفتر اونا نه تو دفتر من.

اتوبوس شب:
  • تا حالا فکر می کردم جواب یه زنه تنها رو کی میده ، حالا فکر می کنم جواب بچه شو کی !
  • (خسرو شکیبایی) پسر تو چند سالته؟؟ (مهرداد صدیقیان) پارسال 16 سالم بود بچه بودم 2روز بعد بابام مرد بازم ۱۶ سالم بود اما دیگه بچه نبودم

دلشکسته:
  • قديما بهش ميگفتن يقه آخوندی،الان بهش ميگن يقه ديپلمات... ، حالاشما بگو ، آخوندامون ديپلمات شدن يا ديپلماتامون آخوند؟

هامون:
  • این مساله طلاق و این حرفا به‌نظر من بوی مرگ می‌ده...
  • تو می خوای من اونی باشم که واقعا تو می خوای من باشم؟ اگه اونی باشم که تو می خوای، پس دیگه من , من نیست. یعنی من "خودم" نیستم.
  • چرا خراب شد؟ از کی؟ از کجا شروع شد؟... شاید از وقتی که رفت سراغ ِ اون مرتیکه دکتر روانکاو ِ بی‌سواد ِ احمق که مغز دختره رو خورد و پاک دیوونه‌ش کرد
  • حميد هامون: ولی این مربوط میشه به دوره خاصی که من داشتم روی تزم کار میکردم... داشتم به این فکر میکردم که آدم باید خودش باشه یا دیگری؟!... به کتاب "ترس و لرز" فکر میکردم وراستش خودم هم دچار ترس و لرز شده بودم.. !! چون ت
اون کتاب.... ببین من میخواستم ببینم چرا ابراهیم پدر ایمان؟!.. میخواستم به عمق عشق ابراهیم به اسماعیل پی ببرم.... میخواستم ببینم ابراهیم واقعا از عمق عشق و ایمان میخواست پسرش رو بکشه؟!... اسماعیل.. ! پسرش رو... ! بزرگترین عزیزش رو.. ! عشق اش رو.... این یعنی چی.. ؟! آدم به دست خودش سر پسرش رو ببره؟!... ابرهیم میتونست نره... میتونست بگه نه!!... اما رفت و اسماعیل رو زد زمین.... گفت همینه!... همینه!... همینه... !... امر امر خداست!.. وکادر رو کشید.... !!
مادر مهشید: ... هین!!... فاطمه خانوم.... فاطمه خانوم... اون شربت من رو با یک لیوان آب بردار بیار... !
  • کجا داره میره؟ د آخه به چی رسیده؟ سوسک و مورچه دارن تو مرداب تکنیک دست و پا می زنند دیگه. همش هم به خاطر این شکم صاب مرده است. راحت لم دادن. معنویت چی شد بدبخت؟ به سر عشق چی اومد؟..
  • آزمودم عقل ِ دوراندیش را بعد ازین دیوانه سازم خویش را
آی ِ دکتر
  • ما آویخته ها به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده خودمون رو؟!!
  • آخ که چه‌قدر دشمن داری خدا؛ دوستاتم که ماییم، یه مشت عاجز علیل ناقص‌عقل، که در حق‌شون دشمنی کردی ...
  • چرا اينقدر در برابر ابراز قدرت ضعيفم؟؟؟؟اين ضعف من از كجا مياد؟؟از پدرم؟از مادرم؟از وطنم؟؟؟......از مهشيد؟؟؟.......اي مهشيد.......مهشيد..........
  • مادربزرگ (از پشت پرده): بچه ات ...؟ بچه ات حالش خوبه؟ هامون: آره. مادربزرگ: زندگیت رو به راهه؟ هامون (مکث می کند): نه. مادربزرگ (پرده را کنار میزند و با حالتی نالان): چرا؟ هامون: زنم ازم
طلاق می خواد. مادربزرگ: آی آی آی... اذیتش کردی؟ هامون: نه , ازم بدش میآد. مادربزرگ: ... آی , آی , تو چی؟ هامون: نه... مادربزرگ: آی , آی , آی! قلبت شیکسته. هامون: خب ... مادرجون , من دیگه باید برم. مادبزرگ: نه... (دست دراز می کند و دست هامون را می گیرد) تنها موندی؟ غمخواری نداری؟

پری :
  • صفا(خسرو شکیبایی) : چه دختر خوشگلی، چند تا دوست داری؟ دختر بچه : 2تا صفا : چقدر زیاد اسماشون چیه؟ دختر : مامان و بابابم

چه کسی امیر را کشت؟ :
  • حالا دیگه عنتری هم به خودش سرخاب ، سفیداب می ماله می شه مرلین مونرو!

روزی روزگاری:
  • خاله لیلا: یه مسابقه‌ هست که مردایی که ادعاشون می‌شه توش شرکت می‌کنن. مراد بیگ (خسرو شکیبایی ) :من ادعایی ندارم! خاله لیلا: ادعایی ندارم خودش کم ادعایی نیست

دست های خالی:
  • دیشب کربلائی شدم. انگار آقا رو دیدم. خواستم بگم، ولی نشد. خواستم بگم اسیر بودم، دیدم همه‌ی اهل بیت‌ش به اسارت رفتن. خواستم بگم جهاد کردم، دیدم جهاد من کجا جهاد حسین کجا. خواستم بگم بچه‌م، دیدم دست‌م خالیه. دست‌م خیلی خالیه. با دست
خالی چی کار می‌تونستم بکنم؟ حالا اومدم به‌ت بگم من خیلی مزاحم‌ت شدم. هیچ کاری نتونستم برا بجه‌هامون بکنم. حلال کن.

کاغذ بی خط:
  • آخه عنتر ! اگه مامانت شاخ داره...، اگه مامانت سُم داره...، اگه مامانت دُم داره...؛ منم باس داشته باشم !؟
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-15-2013, 11:50 AM   #4
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

"مــــــــــــــادر"
خداروشکر هنوز عکسمون رو از سر تاقچه خانهء خودمان برنداشته اند.
باخودت نمیگی کاش شوهرم هرگز به اون ماموریت نمیرفت...
بچه ها چه میکنند؟ پسرهابایدمردباربیان هههه.
وقتی یک زن کدبانو درخانه داری هرچه فقیرباشی توانگری.
کدبانـــــوی عاشـــــــق نیاز چندانی به رفتن بازار ندارد
ازبرکت دستهاش مطبق همیشه دایره واز حسن سلیقه اش سفره سفرهء ضیافت.
صدای رویایی استاد خسروشاهی بجای امین تارخ در فیلم ماندگار مادر ساختهء مرحوم علی حاتمی.


__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-15-2013, 12:02 PM   #5
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

*-مادر: مادر سر شام گریه نکنین، غذا رو به مردم زهر نکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم، راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف. آبرو داری کنین بچه ها، نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمد ابراهیم، [گوشت قیمه را] خیلی ریز نکن مادر، انوقت میگن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ. مادر می مونه یه حلوا، هدیه صاحبان عزا به اهل قبور. این تنها شیرینی ضیافت مرگ، عطر و طعمش دعاست. روغن خوبم تو خونه داریم، زعفرونم هست، اما چربی و شیرینی ملاک نیست، این حرمتیه که زنده ها به مرده هاشون می ذارن.
مادر اجرشم نزول صلوات و حمد و قل هوالله ست. فقط دلواپس آردم. خاطر جمع نیستم. می ترسم مونده باشه.
-محمد ابراهیم: آرد هشتر خان می خرم برات، فرد اعلا، حلوا می پزم، تر حلوا.
*جلال الدین: عشــق سپــر بــلاست. مادر نـگاه عاشق ها را داره امشــب … و امشب امیــد دیـدار یــار …
*شب رو باید بی‌چراغ روشن کرد!
*ماه منیر: … وقت رفتن نیست مــادر … ما تازه دور هم جمع شدیم …


دانلود صحنه های بسیار زیبای فیلم مادر (علی حاتمی) لینک مستقیم
دانلود موسیقی متن فیلم مادر اثر استاد ارسلان کامکار لینک مستقیم
*******************
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-15-2013, 12:07 PM   #6
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

ديالوگ ماندگار فیلم: روز واقعه






کارگردان: شهرام اسدی



نویسنده: استاد بهرام بیضایی










صحنه ای که برادر راحله درباره ی عبدالله, جوان مسیحی نومسلمان که دلباخته ی راحله است با پدر جدل می کند:




عمرو (با بازی سعید نیکپور) : مسلمانی ما سه نسل است و از او هیچ .
زید
(با بازی عزت الله انتظامی) : آری ، اما من از اسلام او بوی تازگی میشنوم و از مسلمانی تو تنها بوی غرور جاهلی می آید .
عمرو : ما شصت ساله مسلمانیم .
زید : این چه تفاخری است که به ایمان خویش میکنی ؟ که تو اگر مسلمانی از پدر داری ، او این گنج به رنج خویش یافته است .
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 10-15-2013, 12:45 PM   #7
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

من عاشق دیالوگ استاد منوچهر اسماعیلی در نقش آنتونیو کوئین در نقش حمزه در فیلم محمد رسول الله هستم به خصوص بخشی که از پیامبر دفاع می کنه ،فایل صوتیشو میزارم براتون و نظر بدید

آنتونی کوئین: خیلی شجاعی....اون شجاع ترین مرد صحراست... البته در برخورد با اشخاص غیر مسلح ...
نقش دوم نمیدونم کیه : محمد یه دروغ گو
حمزه:دروغگو .. تو حتی نمی ذاری اون حرف بزنه ... دروغ کجاست ، حقیقت کجاست در حالی که اون هنوز حرفشو نزده
نقش دوم: محمد یه متقلبه
حمله حمزه به نقش دوم: بلند شو (فریاد)بلندشو منو بزن اگه جرئت داری، من به دین برادر زاده ام درومدم و همونی رو میگم که اون میگه ... هرکسی که جرعت جنگیدن رو داره بامن بجنگه
http://www.4shared.com/folder/N1Yx61kD/_online.html
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-15-2013, 12:53 PM   #8
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار



فیلمی که در خاطره همه ی ما ماندگار شد
به بهانه رحلت پیامبر اکرم یک مطلب از فیلم تاریخی محمد رسول الله گذاشته شد
اگه نظری درمورد این فیلم دارید بگوید?




پیام، یا محمد رسول‌الله (۱۹۷۶) فیلمی سینمایی به کارگردانی مصطفی عقاد است که داستان زندگی پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، را از چهل سالگی تا وفات و در واقع داستان دوران صدر اسلام را به تصویر می‌کشد. بازیگران این فیلم از جمله آنتونی کوئین و ایرنه پاپاس از بازیگران مطرح‌ هالیوودی زمان خود بودند.

فیلم نگاهی کاملاً مثبت به اسلام دارد و به تایید انجمن اسلامی عربستان، دانشگاه اسلامی الازهر، انجمن شیعیان لبنان و دیگر مراجع شیعه و سنی رسیده‌است. در جمهوری اسلامی ایران نیز فیلم مورد قبول است و تقریباً هر سال در زادروز محمد از شبکه‌های رسمی این کشور پخش می‌شود.

با این که موضوع اصلی فیلم زندگی محمد پیامبر است سازندگان فیلم با ادعای «احترام به باورهای مسلمانان» محمدبن عبدالله و همچنین علی بن ابوطالب و خلفای راشدین را در فیلم نشان نداده‌اند. در مورد پیامبر بازیگران به جای او با دوربین صحبت می‌کنند و در مورد علی بن ابوطالب در تنها سکانسی که او حضور دارد تنها شمشیر ذوالفقار وی نشان داده می‌شود. در واقع شخصیت اصلی این فیلم حمزه بن عبدالمطلب، عموی محمد است.

از وقایع تاریخی مهمی که در این فیلم تصویر شده‌اند می‌توان به: بعثت پیامبر، قتل سمیه، اسلام آوردن و شکنجهٔ بلال حبشی، جنگ بدر، جنگ احد، هجرت مسلمانان از مکه به مدینه، فتح مکه و... اشاره کرد.

از شخصیت‌های تاریخی مهمی که در این فیلم تصویر شده‌اند می‌توان به: حمزه بن عبدالمطلب، زید پسر حارثه، هند، ابوسفیان، سهیل بن عمرو، وحشی پسر حرب، ابوطالب، ابولهب، ابوجهل، سمیه، بلال حبشی، هراکلیوس (پادشاه وقت روم)، نجاشی (پادشاه وقت حبشه)، خسروپرویز (پادشاه وقت ایران) و... اشاره کرد.

مصطفی عقاد (کارگردان فیلم) و دخترش سال‌ها بعد در یک عملیات تروریستی توسط القاعده در یکی از هتل‌های اردن کشته شدند.




قسمتی از دیالوگهای زیبای فیلم محمد رسول الله :.
هنگامیکه بزرگان قریش (ابوسفیان،ابولهب،ابوجهل و ...) به حضرت محمد (ص)، پیشنهاد اعتبار و قدرت، مقام ، کلیدهای کعبه و هر چی که بخواد را می دهند، ابوطالب در بازگشت از نزد پیامبر می گوید، محمد این جواب را به من داد : اگر خورشید را در دست راستم نهند و ماه را در دست چپم، که این دعوت و ماموریت الهی را ترک گویم، محال است بپذیرم.


2. دیالوگ دلنشین حضرت حمزه : یا رسول الله (محمد) ، وقتی شبها برای شکار به صحرا می رم، ایمان دارم که خدا رو در خانه نگه نمی دارم.


3. دیالوگهای زیبا در دربار نجاشی پادشاه حبشه ( اتیوپی امروز) :

عمرو عاص : من محمد را از وقتیکه یتیم بود و چوپانی می کرد می شناسم .

نجاشی ( خطاب به عمر و عاص و جعفر بن ابیطالب) : و عیسی هم یک نجار بوده .آنچه عیسی می گوید و آنچه محمد شما می گوید مثل دو شعاع نور از یک چراغند ... تفاوت بین ما و شما فاصله ای به باریکی همین خط است . (و در این سکانس نجاشی با عصایی که در دست دارد بین خودش و جعفر بن ابیطالب خطی می کشد)


4 . دیالوگی زیبا از زبان ابوسفیان بعد از فداکاری و جانفشانی حضرت علی (ع) برای نجات جان پیامبر (خوابیدن حضرت علی (ع) در بستر پیامبر) :

ابوسفیان : علی عمو زاده اش اونجا بود تا به خاطرش بمیره، ما با کی در جنگیم .


5. دیالوگ ابوسفیان با ولید ( برادر هند) درباره شرکت در جنگ بدر:

ابوسفیان : اینقدر بار مکه تو قافله من هست که به خطرش نمی ارزه، آتشها را خاموش کنید، شترها را بار کنید.
ولید : پس شرفت کجا رفته ابوسفیان
ابوسفیان : شرف، شرف من بر پشت شترهامه ، بله ، فرار می کنم.


6. هنگام ورود پیروزمندانه مسلمانان به مکه :

هند: لااقل محمد به وعده اش عمل کرد. در رو به زور باز نکرد.

ابوسفیان : از قلبها وارد میشه نه از دیوارها و این پیروزی جاودانه است.

7. رفتار با اسرا :
حمزه : هر اسیری که بتونه به 10 مسلمان خواندن یاد بده ، آزاد میشه

و یا سکانسی که ابوسفیان برای بزرگان قریش قوانین وضع شده پیامبر در شهر مدینه را می خواند و پدر هند که از حق و حقوق تعیین شده حسابی شاکی شده به تمسخر می گه : حق! لابد بعدش به شترها هم حق می ده و عبدالله بن ابی سرور (حاکم مدینه) با عصبانیت می گه : داده، داده، نمی تونی زیاد بارشون کنی
گویندگی ماورای شاهکار گویندگان و مدیریت دوبلاژ بی نظیر استاد منوچهر اسماعیلی در این فیلم انسان را مات و مبهوت می کند . گویندگی و انتخاب صداها همه به جا و ستودنی است .

از گویندگی گویندگان این فیلم همین بس که، هرگاه بخواهیم به کارنامه پر بار یکی از این عزیزان اشاره کنیم بی اختیار به گویندگی فوق درخشان آنها در فیلم محمد رسول الله اشاره خواهیم کرد .

بدون شک، گویندگی های درخشان بدری نوراللهی، سعید مظفری، آرشاک غوکاسیان، جلال مقامی، رفعت هاشمپور، نصرالله متقالچی، شهروز ملک آرایی، حسین رحمانی، پرویز نارنجیها، محمد علی دیباج، نصرت الله حمیدی، صادق ماهرو، ناصر خاوری، محمود فاطمی، منوچهر اسماعیلی، حسین معمارزاده، آذر دانشی، احمد رسول زاده، علیرضا بدرطالعی، ایرج رضایی، مهدی آرین نژاد، جواد پزشکیان، بهرام زند، ناصر طهاسب، ولی الله مومنی، تورج مهرزادیان، غلامعلی افشاریه، سیامک اطلسی، ظفر گرایی، ناصر ممدوح و فریدون فرح اندوز در فیلم جاودانه محمد رسول الله تا ابد در هنر دوبله ایران زمین خواهد درخشید .این فیلم در ده روز دوبله شد و در تاریخ دوبلاژ ایران یک شاهکار به تمام معنی است.


مصطفی عقاد در کنار هنرپیشه های عرب و انگلیسی زبان نقش حمزه
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-15-2013, 06:52 PM   #9
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار



و حال نگاهی گذرا به تغییراتی که در دوبله فیلم محمد رسول الله صورت گرفته است :

1. ابوطالب : زید، بالای اون کوه چه بلایی سر برادر زاده ام اومده.
زید : در غار تنها بوده، ناگهان فرشته ای به او نزدیک می شه، فرشته می گه بخوان. محمد جواب میده، خواندن بلد نیستم، فرشته مجددا امر می کنه بخوان، بنام پروردگاری که خلق کرد انسان را از خون بسته، تعلیم داد انسان را آنچه نمی دانست. بخوان ..... جبرئیل مجددا بهش میگه، من جبرئیل هستم و تو ای محمد رسول خدا هستی.
ابوطالب : این موضوع رو به کیا گفته؟
زید: به همسرش خدیجه و فرزند تو علی
اصل جمله: به همسرش خدیجه و علی و دوستش ابوبکر ( در دوبله نام ابوبکر حذف شده است)
ابوطالب : و تو
زید : من پسر خوانده اش هستم.


2. خوابیدن حضرت علی (ع) در بستر پیامبر :

جملات زیبایی که راوی فیلم ( فریدون فرح اندوز عزیز) در مدح و ستایش فداکاری و جانفشانی حضرت علی (ع) بیان می کنند در نسخه اصلی فیلم وجود ندارد و در دوبله به فیلم اضافه شده است :
دژخیمان خونخوار، از هر طرف به سوی خانه پیامبر سرازیر می شوند، پیامبر شبانه از خانه خارج شد، علی با همه آرزوهایش خود را قربانی اسلام کرد. آگاهانه به آغوش مرگ رفت، تا نهال توحید بارور شود . عفریت مرگ بر سرش دهان گشوده بود و نیزه های طاغوت برای دریدن قلبش برق می زد، اما او در روز تکامل توحیدی، در رختخواب پیامبر، راحت آرمیده بود.



3. بعد از ساخت مسجد، حضرت حمزه میگه : مسجد ما یه چیزی کم داره، چیزی که بشه باهاش مردم را خبر کرد .

عمار : چرا صدای انسان نباشه، همونطور که علی اولین مرتبه در کعبه اذان گفت.
اصل جمله : چرا نوای یک انسان نباشد، همانطور که به عمر بن الخطاب الهام شده است (یا همانطور که عمربن الخطاب تصور کرده است) .


4. هنگامی که عبدالله بن ابی سرور می گه : خبری از مکه دارم . هر چی که در مکه داشتید به یغما برده شد . دکان اصحاب پیغمبر و خانه پیغمبر فروخته شده و ظرف و لباسهایی که داشتین. هر چی که شما داشتین، در بازار به فروش رفته.
اصل جمله : دکانهای ابوبکر و خانه پیغمبر فروخته شده. ( نام ابوبکر به اصحاب پیامبر تغییر کرده است)


5. هنگام شکستن بتهای کعبه جمله دیو چو بیرون رود فرشته درآید گفته می شود . به نظر می رسد انتخاب جمله دیو چو بیرون رود فرشته درآید با منظور صورت گرفته است . همانند استفاده از کلمه طاغوت در روایت جانفشانی حضرت علی (ع) برای نجات جان پیامبر (جمله شماره 2)


6. اضافه کردن واقعه غدیر خم به فیلم که در نسخه اصلی وجود ندارد . در سکانس پایانی حرفی از واقعه غدیر خم نیست و شرح واقعه غدیر خم که به آن اشاره می شود در دوبله به فیلم اضافه شده است :

" قافله حجاج از مکه حرکت کرد، نزدیک جبه به غدیر خم رسیدند، در اینجا پیامبر اکرم خطبه ای را ایراد کردند . آغاز آن حمد خدا و بیان صفات کمال و قدرت باری تعالی بود و سپس خطاب به جمعیت فرمودند: آگاه باشید که علی بن ابیطالب برادر من، وصی من، خلیفه من و امام است بعد از من. "


هدف من از نوشتن تغییرات اعمال شده در فیلم محمد رسول الله برای این بود که در نظر داشته باشیم فیلمی را که دانشگاه الازهر در قاهره و انجمن شیعیان لبنان، درستی و واقع گراییش را تایید کرده اند، نسخه اصلی فیلم است نه نسخه دوبله شده در ایران.

این تغییرات مستقیما توسط محمد زاده اعمال شد و اصرارهای اسماعیلی در عدم تغییر سودی نداشت. این فیلم در ده روز دوبله شد و در تاریخ دوبلاژ ایران یک شاهکار به تمام معنی است.
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-24-2013, 09:33 PM   #10
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

دیالوگ جالب ِ ســریال " سقوط یك فرشته "

نیما و سارا _ بام تهران_ بالای بانجی جامپینگ

من اسم اینجارو گذاشتم : سقـــوط فرشـته

منم میخوام بپـــرم

با چــادر كه نمی تونی بپری ... باید چـــادرتو دربیاری

این قانونـــه سقوطـــه ...
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-25-2013, 12:44 AM   #11
گارد جاویدان
 
گارد جاویدان's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jul 2009
محل سکونت: ناکجا آباد
پست ها: 1,581
تشکرها: 10,121
در 1,412 پست 8,154 بار تشکر شده
Points: 14,964, Level: 79
Points: 14,964, Level: 79 Points: 14,964, Level: 79 Points: 14,964, Level: 79
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

صلوات برای سلامتی امیرعلی
ما کاری به حکم نداریم
حکم رو کاغذ مال محکمه‌س
اصلیت حکم مال خداست
که ما و منش ریخته
و گلریزون می‌کنیم واسه کسی که
آزاد می‌شه از این چاردیواری
که همه‌ی دنیا چاردیواریه
کرم مرتضی علی
یه مرد که واسه شرف و ناموسش
دوازده سال رو کشیده
وجدانش بالاتر از این پولاست که کاغذیه

سلامتی سه تن
ناموس و رفیق و وطن
سلامتی سه کس
زندونی و سرباز و بی‌کس
سلامتی باغبونی که زمستونش رو از باهاربیشتر دوست داره
سلامتی آزادی،سلامتی زندونیای بی‌ملاقاتی

اعتراض




__________________
من نمی دانم چرا پابند این زندان شدم
طعمه جورفلک بیگانه از سامان شدم
در جوانی قسمتم شد کنج این محنت سرا
یا رب ازادی رسان پیر غم دوران شدم.
گارد جاویدان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر از گارد جاویدان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 10-25-2013, 01:12 AM   #12
nik
 
nik's Avatar
 
تاریخ عضویت: Mar 2013
پست ها: 781
تشکرها: 417
در 574 پست 1,584 بار تشکر شده
Points: 3,069, Level: 34
Points: 3,069, Level: 34 Points: 3,069, Level: 34 Points: 3,069, Level: 34
Activity: 57%
Activity: 57% Activity: 57% Activity: 57%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

رییس اداره خطاب به حمید هامون: دست از این بدویت تاریخی کبک زده ات بردار ، بدبخت!

حمید هامون خطاب به همکارش: چیه مامان جعفری! مثل خر! توی گل موندی!

=======

پ.ن: ما سرنگاری بنام دیالوگ های خواندنی در فیلمها داشتیم که مرتضی عزیز آن را شروع کرده بود،چون بخش سینمایی هم داریم بهتر نیست این سرنگار به قسمت سینمایی و آن سرنگار منتقل و ادغام شود و بخش اجتماعی ربطی به دیالوگ فیلم ندارد.
nik آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nik بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-26-2013, 03:47 PM   #13
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

nدیالوگی برجسته و زیبا از فیلم متفاوت ( شیرین ) ساختهء عباس کیارستمی اقتباسی از خسرو شیرین نظامی ، باصدای افسانه ای خسرو خسروشاهی در نقش ( صداپیشگی ) خسرو پرویز. *****************************
کلام خسرو :
نام تو فر ما به باد میدهد فرهاد.
از هندسه هنرهاساختی در پیش چشم آدمیان ، هیچ نگفتم
برعشق خسرو عاشق شدی و ترانه ات جاری شد برزبان خلق ، هیچ نگفتم
بازی آوارگی پیش گرفتی و آوازهایت بر عشق شیرین در کوه و دشت پیچید ، هیچ نگفتم
پیش پای ما ،پادشاه ایران زمین ، خسرو پرویز ، زانو زدی و محبوب نامه خواندی ، هیچ نگفتم
اما اینک چیست این معرکهء تازه که به پاکردی
شیرین و اسب بر دوش از دامنه تا شهر چشمها خیره میکنی ودهان ها باز
من این فتنه خاموش کنم
من خسرو این فتنه خاموش کنم به تدبیر به سرپنجهء تدبیر
این جنگیست میان قلب من و تیشهء تو
فرود آرتیشه ات را فرهاد تابه سخت دلیم تیشه به دونیم کنم
به ســــــــــــرپنجهء تدبیر
این نه جنگ میان پادشاه و رعیت که نبردیست میان دو عاشق یکی میماند و یکی میمیرد
و آنکه پیروز این میدانست
کهنه سواریست که جوشن کین سخت تر پوشیده و شمشیر انتقام سخت تر میزند فرهااااااااااااد .
***********************************

لینک دانلود صدای جادویی استاد " خسروشاهی " .
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?k...4d063a6aa9
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 10-26-2013, 03:49 PM   #14
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

(آقا مرتضی(پرویز پرستویی) و گروهش در حال رفتن به عملیات به وسیله قایق موتوری هستند)
مرتضی :این بچه ها می دونند داریم کجا می ریم؟
معاون عملیات : خاطرت جمع،همه توجیهن.
مرتضی :موتورها رو خاموش کنید!
معاون عملیات :الان آقا مرتضی؟! ما از برنامه عقبیم
مرتضی(با فریاد) : موتورها خاموش!
-من دلم می خواد حجت رو براتون تموم کنم،همین الانم اگر کسی دلش نمی خواد همراه من بیاد،من بهش خورده نمی گیرم
-می دونم که می دونید داریم کجا می ریم
-ولی شاید ندونید این تنها ماموریتی که اگر پیروز بشیم کسی تشویقمون نمی کنه
-اگر شکست بخوریم کسی دلش به حال ما نمی سوزه
-اگر زخمی بشیم کسی دست محبت رو زخم هامون نمی کشه
-و اگر برنگردیم کسی دلش برای ما تنگ نمی شه
دوباره می گم؛همین الانم اگر کسی دلش نمی خواد همراه من باشه من بهش خورده نمی گیرم
معاون عملیات:هر کی دلش با ماست قایقش رو روشن کنه.
(قسمتی ماندگار از لحضات پایانی فیلم موج مرده،ساخته ابراهیم حاتمی کیا،1379)
(با این توضیح که دیالوگ های قهوه‌ای رنگ در نسخه اصلی فیلم سانسور شده اند.)
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
قدیمی 11-23-2013, 09:49 PM   #15
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار




1. مختار: من غربت و تنهایی پدرش علی را دیده ام. وقتی کوفیان با شمشیرهای آخته به خیمه اش ریختند و قصد جانش را کردند. تو به قدر من عراق عرب را نمی شناسی کیان. معاویه و عمروعاص بر اشتر جهل کوفیان سوارند. آن ها بازی را در صفین بردند.عراق ، روزی فتح شد که قرآن های مکر عمروعاص برنیزه رفتند.
2. ابن مسعود: تلاش برای معاش نوعی مجاهدت هست اما نه در زمانی که عده ای تیشه برداشته و می خواهند ریشه دینت را قطع کنند.
مختار: نه تو را در قبر کوفی می خوابانند، نه عملت را با عمل کوفی می سنجند


3. كیان: مختار! دشمن جفا كار بِه از دوست بی وفاست، تیر دشمن بر جسم می نشیند و از دوست بر جان. تنهایی پسر علی كشنده تر از زخم خنجر جراح بن سنان است. آمده بودم تا به حرمت رفاقت و عهد اخوت، اجابتم كنی تا مرهمی شویم بر غربت اماممان. افسوس!
4. مختار: عجیب است که خفاش ها روز روشن به میدان آمده اند. تا جایی که من می دانم خفاش از نور گریزان است و در تاریکی شب طعمه اش را صید می کند.
5. مختار: غرورم را زخمی کنی، عشقم را سر می برم.
6. مختار: وقتی بتوانی گریه کنی یعنی هنوز اندک غیرتی برایت باقی مانده. پس می توانیم مثل دو مرد با هم صحبت کنیم.
7. مختار: معاویه برای چه رسوا شود؟ نمازش قضا می شود، روزه اش فوت می شود، حجش به تاخیر می افتد، آشکارا فسق و فجورمی کند؟ همین ها برای فریب عوام الناس کافی است.
8. مختار وقتی کوفته است که بازنده میدانی باشد. غلط نکنم بازی امشب را عمر برده.
9. چرا توقع بی جا می کنی؟ مردان جنگی عادتشان است. هرجا شمشیرشان غلاف بود، بدان می خواهند با تیزی زبانشان کشتار کنند.
10. ابن زیاد: چند وقت است تنت به آب نخورده خرما فروش؟ شما غسل نمی کنید؟ میثم : اولاً خاک پاک کننده است و درغیاب آب می تواند رفع حاجت کند، ثانیاً شپش در این دنیا خونم را بمکد به از آن است که تن فربه ام در گور گرفتار مار و عقرب شود، ثالثاً این خاصیت حرام زاده است که با تحقیر و تهمت دشمنانش را آزار کند، والا نه من خاک و خلیم و نه شپشی با خود دارم.
11. مختار: ابن زیاد روی جهل و ترس کوفیان حساب کرده، او بدون لشکر آمده تا کوفه را به دست خود کوفیان فتح کند، به دوستان خوش خیال و ساده لوحمان بگو تو را خدا قیل و قال کوفیان را باور نکنند، اسارت میثم تمار گواه این مسئله است که کوفیان همان جماعت توزرد دیروزی اند.
12. ابوالحدید: دستت درد نکند ابو اسحاق، چه خوش موقع به دادم رسیدی. بدجور به گله و رمه هایم گره خورده بودم.
13. مختار: نه تو را در قبر کوفی می خوابانند، نه عملت را با عمل کوفی می سنجند.
14. ابن زیاد: ناخدایی که از طوفان بترسد هرگز به مقصد نمی رسد.
15. مختار: من با عشق و عقل شمشیر بسته ام برای باختن به میدان نیامده ام!
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 11-23-2013, 09:51 PM   #16
nasr12
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
پست ها: 135
تشکرها: 29
در 89 پست 212 بار تشکر شده
Points: 1,978, Level: 26
Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26 Points: 1,978, Level: 26
Activity: 38%
Activity: 38% Activity: 38% Activity: 38%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار


مختار: لا حَولَ ولا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ دنیا با همه ی عظمت و زیباییش روزی خواهد مرد. و خورشید و ستارگان با همه فروغشان تاریک خواهند شد. کوه ها با تمام بلندا و غرورشان فرو خواهند ریخت و آبی دریاها کدر شده، آبشان به جوشش در خواهد آمد و سبزی جنگلها به سرخی خواهد گرایید. چونان آهن گداخته در کوره ، در چونان هنگامه ای، آدمی مورچه ای را ماند که آب در خانه اش افتاده و او آسیمه سر در پی مأمنی می دود، می دود، می دود... و کجاست جنت المأوی؟ پلی را بین خود و بهشت خدایش مانع می بیند و این پل گاه پهن است و گاه باریک. گاه صاف است و گاه پیچاپیچ. گاه تیز و گاه لغزان. اعمال ما در این دنیا، کم و کیف ما آن را معین می کند. برای حکام جور چونان تار مو باریک است و لغزان و لغزان و لغزان.
آن روز تمام اعضاء و جوارح ما بر عدالت یا بی عدالتی ما شهادت خواهند داد و هیچ عملی ، هیچ عملی هولناک تر از بی عدالتی نیست. شما مدتی زمام امور خویش را به مختار ابوعبید ثقفی سپردید و خواستید در میانتان به عدالت حکومت کند تا آنجا که در توانم بود به طلب حقتان کوشیدم و با آفتهای عدالت خواهی جنگیدم ، من هرچه که بودم و هرچه که هستم خدایم بهتر می داند. بد خواهان کذابم می نامند و ستمکاران دنیا دوست و قدرت طلبم می خوانند. اویی که مبرّا از خطا و گناه است ولیّ و وصیّ خداست ، کتمان نمی کنم که در مسیر قیام گاه پایم لغزیده و گاه دست و زبانم خطا کرده است. گوشهایم گاه نشنیده اند ، چشمهایم گاه ندیده اند. از خدا می خواهم که مرا ببخشد و خدا ارحم الراحمین است ؛ امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین.
«یا ایّها الّذین امَنوا امِنوا». به شما قول می دهم چنانچه با همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید و بر دشمن مزور غلبه می کنید. در میان شما هستند کسانی که احیانا قصد تسلیم دارند. من بیعتم را از ایشان بر می دارم و اتمام حجت می کنم تزویر به شما امان می دهد تا مقاومتتان را بشکند. پس از غلبه شک نکنید گردنتان را خواهد شکست.
__________________
شهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

پاسخ گویی به شبهات اینترنتی واعتقادی

http://nasr1212.blogfa.com/
nasr12 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از nasr12 بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :
قدیمی 11-25-2013, 01:38 AM   #17
زبل خان
 
تاریخ عضویت: Jul 2011
پست ها: 256
تشکرها: 2,795
در 240 پست 901 بار تشکر شده
Points: 3,140, Level: 34
Points: 3,140, Level: 34 Points: 3,140, Level: 34 Points: 3,140, Level: 34
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
پیش فرض پاسخ : دیالوگهای ماندگار

عظمت یک ملت ؛
و پیشرفت اخلاقی اش را ،
می توان از برخورد با حیوانات تشخیص داد ... !!!


گاندی
زبل خان آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از زبل خان بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند:
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید.
شما نمی توانید به موضوعات پاسخ دهید.
شما نمی توانید فایل پیوست کنید.
شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید.

BB code فعال
شکلک ها فعال
کد [IMG] فعال
کد HTML غیر فعال

مراجعه سریع

موضوعات مشابه
موضوع آغازگر موضوع انجمن پاسخ ها آخرین ارسال
سرنگار اختصاصی انتخابات 1392 حاجی جفرسون موضوعات مورد بحث 183 01-09-2013 10:03 AM
علی مطهری،چهره ماندگار تاریخ مجلس حاجی جفرسون بخش تاریخ 1 01-07-2012 08:24 PM
انتقاد از رواج کمدیهای سخیف در سینما: چرا لطیفه های سخیف اس.ام.اسی به عنوان دیالوگهای آثار سینمایی مورد استفاده قرار میگیرند؟ حسینی تالار فرهنگ 1 11-14-2011 10:04 AM
علیرضا افتخاری/ چهره ماندگار موسیقی! ertava بخش اجتماعی 2 11-22-2010 08:25 AM
چه بر سر افتخاری آمد و چرا؟ ghorbani تالار فرهنگ 2 11-20-2010 08:47 AM


ساعت جاری 05:08 PM با تنظیم GMT +4.5 می باشد.


Powered by vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd

Persian Language Powered by Mihan IT