نمایش پست تنها
قدیمی 09-02-2009, 09:26 AM   #20
eximir
 
تاریخ عضویت: Sep 2008
محل سکونت: Pacific/Asia
پست ها: 626
تشکرها: 572
در 395 پست 1,096 بار تشکر شده
Points: 9,374, Level: 65
Points: 9,374, Level: 65 Points: 9,374, Level: 65 Points: 9,374, Level: 65
Activity: 0%
Activity: 0% Activity: 0% Activity: 0%
Thumbs up پاسخ : آیا ایران و آمریکا بالاخره خواهند توانست با هم به صلح برسند؟ (شهیر)....مقاله ای که یکسال پیش نوشته شد

وزن تمام مطلب تحلیلی شهیر گرامی روی دوش این جمله سنگینی میکند:
نقل قول:
به این ترتیب این نیروها نه تنها بخش بزرگی از حقیقت را از مردم پنهان می کنند بلکه راه را نیز بر فعالیت های خود می بندند.
واقعیت اینست که دو طرف دور یک میز رولت سیاسی نشسته اند و با تمام قوا و انگیزه برای جلو بردن مواضع خود به قمار مشغولند.قماری که منطقاً نمی تواند بازنده داشته باشد ولی چون بازی به قمار تبدیل شده الزاماً هر طرف انتظار باخت طرف مقابل را میکشد.واقعیت اینست که اینها همه طرف ایرانی از بازی است که آنرا قمار میبیند، چون تمام قد و دفاعی بازی میکند.طرف آمریکایی بخشی از بازی خود را اجرا میکند و همه پتانسیل های خود را بکار نمی گیرد.بازی طرف آمریکایی بخاطر بزرگی آن افت خیز های زیادی دارد و زمان وقوع آن طولانیست.بازی طرف ایرانی عکس العملهای سریع و تقریباً مواضع یکنواختی دارد.نتیجه گیری من از فاز روانی این گره اینست که ایران تقابل دفاعی را به اجرا گذاشته درصورتیکه آمریکا بدنبال اشتراکات خود در این رابطه خنثی میگردد.تضاد در نیات دوطرف است برای چگونگی رویارویی.حال چگونه این هماهنگی نیات پدید می آید؟ بنظر من جریانات یکسو کننده و شکل دهنده نیات دو طرف به شکلی که هر دو در یا به قصد درگیری وارد میدان شوند یا برای حل مساله.آنچه از نظر من مشخص است، ایران باید به سازمان دهی و همگرایی برسد، یارگیری و هژمونی های اقتصادی داخل ایران، نقطه ثقل این واقعیت است.تملک و انحصار فعالیتهای عمده اقتصادی فقط برای زمینه سازی بعد از برقراری روابط در حال شکل گیری است.این خود نشان از آن دارد که نظام به این نتیجه رسیده که بالاخره باید روزی پای میز مذاکره نشسته و تکلیف خود را با آمریکا و متحدانش روشن سازد.البته می شود که روابط کنترل شده را با آمریکا داشت همانطور که چین آنرا به اجرا گذاشت، فقط مساله نفوذ دین یک پدیده پارادوکسیالی را برای نیل به آن بوجود آورده است.میانه روهای جناحهای سیاسی ایران به باور من حتی در دل تفکر حاکم ، جابجایی مرزهای قدرت، نفوذ و سهم هر مولفه اعم از سیاسی و مذهبی را بصورتی خوشایند و خزنده حمایت میکنند.بدین منظور که زورآزمایی در صحنه اجتماع میرود خود تبدیل به سندی شود تا بخشی از سهام مورد نظر در آینده ایران را بنام خود کنند، بطوریکه ترکیب متعادلی از نخبگان اندیشه شامل: حوزه و دانشگاه، نخبگان ثروت: اولویت یک دارندگان انحصار و در مرحله بعدی شرکای خارجی و بعد بخش خصوصی اصیل و کاملا داخلی، نخبگان قدرت: اولویت یکم نیروهای نظامی که به عرصه سیاست کوچ کرده اند، و نیروهای سیاسی دیگر حاضر در صحنه اعم از اصولگرایان قدیمی و بدنه مجاز اصلاح طلبی و غیره.
حال به تمام این مرزبندی ها و تعاملات این پارامتر را هم اضافه کنید که بمرور زمان همه پدیده های رادیکال بسمت تعادل متمایل می شوند،آنچه مسلم است شانسی برای توسعه رادیکالیزم در دنیا وجود ندارد، گستره رسانه ای بطرز شگفت آوری فارق از شیطنت ها و سوء نیت ها ترمزی محکم در مقابل توسعه همین پدیده شده است.رسانه یک پدیده مسطح است و قله ندارد چون در همه ابعاد خود بصورت تخت و سیال رو به گسترش و پویاست، قابلیت به تصرف درآوردن را ندارد، همواره در حال تولید و مصرف شدن است.مساله اینست که چه در داخل و چه در خارج مشتهای چدنی خود را به باد حواله میدهیم که داریم خودمان را خسته میکنیم.ارادتمند.
eximir آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از eximir بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند: