نمایش پست تنها
قدیمی 06-02-2019, 12:25 AM   #43
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,141
تشکرها: 5,658
در 2,399 پست 10,518 بار تشکر شده
Points: 27,190, Level: 97
Points: 27,190, Level: 97 Points: 27,190, Level: 97 Points: 27,190, Level: 97
Activity: 60%
Activity: 60% Activity: 60% Activity: 60%
پیش فرض پاسخ : برهه حساسِ «پس چی؟»

نقل قول:
نوشته اصلی توسط عادل نمایش پست ها
سلام بر صادق خان گرامی
بعد از مدتها در فروم آمدم و نوشته های شما را دیدم تشویق به خواندن و‌نوشتن شدم.
در مورد مقاومت در مقابل آمریکا و‌تحریم های بیسابقه او‌ چند سوال از شما دارم
شما از مقاومت صحبت کرده اید و آنرا معنا هم کردید. اما سوال بنیادی بنده که میدانم سوال جمعی از هموطنان هم هست اینست: مقاومت برای چی و برای کی؟ آیا این مقاومت برای حفظ نظام است یا حفظ کشور؟ قطعا این دو‌تفاوتهای بنیادی دارند
لطفا از منظر فردی به موضوع نگاه کنید که به خوی استکباری آمریکا واقف است و از سویی به عملکرد وحشتناک نظام کشور در چهل سال گذشته انتقاد جدی دارد
نظام جمهوری اسلامی بر پایه ایدئولوژی حفظ نظام به هر قیمتی حفظ حیات می‌کند
رهبر فقید کشور فرمودند
«حفظ نظام جمهوری اسلامی ... از اهمّ واجبات عقلی و شرعی است.» و یا ‏«... آحاد مردم یکی یکیشان تکلیف دارند برای حفظ جمهوری اسلامی ... از نماز اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه این حفظ اسلام است ...»
البته فرمایشات ایشان ممکن است در زمان و مکان خاص خودش گفته شده باشد اما نمیتوان منکر این شد که همچنان این نظریه بشدت از طرف جمع بزرگی از بزرگان نظام دنبال می‌شود
با توجه به این مقدمه برای خیلی از مردم عادی از جمله بنده با نگاه به عملکرد بیش از چهل ساله این نظام قادر به مقاومت برای حفظ مافیای قدرت در ایران نیستم
حال اگر موضوع مقاومت برای تمامیت ارضی و تجزیه ایران باشد دو‌ مطلب وجود دارد
اول اینکه بنده ‌ و‌فکر میکنم بسیاری از مردم کشور در این زمینه شرط و شروطی نخواهند داشت و حاضر به هر مقاومتی باشند
دوم با توجه به تز حفظ نظام به هر قیمتی مطمئن نیستم حامیان این تز در کشور حتی با از دست دادن بخشی از خاک‌کشور یا تجزیه کشور به شرط حفظ قدرت مشکل ماهوی داشته باشند.
منظورم اصلا این نیست که نظام براحتی دست از سر بخشی از خاک کشور برمیدارد، صرفا بصورت تئوریک خواستم نشان دهم که با این تز همه چیز امکانپذیر خواهد بود حتی به رسمیت شناختن اسراییل فقط میزان فشار است که مشخص می‌کند چقدر از خواسته های خود دست برداریم.
موضوع دیگر تز صدور انقلاب است که همچنان بخشی از سیاست خارجی و منطقه ای ما را شکل می‌دهد.
بنده در این زمینه نیز حاضر به مقاومت نیستم به یک دلیل واضح. طرفداران این ایدئولوژی از استقرار یک نظام قابل دفاع در داخل کشور خودمان عاجز بوده اند، لذا‌ چرا برای سودای صدور انقلاب این گروه باید مقاومت کنم؟ آیا بنظر شمااگر اسراییل و آمریکا تضمین دهند که به منافع ایران و مرزهای ایران هیچ نظری ندارند، آیا معتقدان داخلی برای گسترش نظام شیعه در منطقه و جهان هیچ اقدامی برای ضربه زدن به منافع این دو کشور انجام نخواهند داد؟!

در مورد شرایط ۱۲ گانه پمپئو مرتب صحبت می‌شود در حالیکه خود ترامپ شروع مذاکره را به تحقق شرایط وزیر امور خارجه خودش مشروط ندانسته! روباه صفتی ترامپ را کاملا قبول دارم اما صحبت بنده اینست که در عالم سیاست هیچ شرط و شروطی مانع برای شروع مذاکره نیست و شرایط در لحظه می‌توانند تغییر کنند همچنانکه نظام اسلامی ایران هم حرف‌ها و شرایط مختلفی را در طول تاریخ ۴۰ ساله خود زده که بدون تحقق آنها خیلی راحت راه دیگری را طی کرده است.

در پایان ضمن اذعان به عهدشکنی ترامپ و تحریم‌های ظالمانه آمریکا که شرایط دشواری را برای قشر وسیعی از مردم بوجود آورده، حاکمان کشور را برای بوجود آمدن این شرایط مورد پرسش جدی قرار میدهم.

ارسال شده توسط تلفن همراه
با عرض سلام و ارادت خوشحالم که انگیزه ای برای صحبت یافتید . چندبار نوشته یا بهتر بگویم دلنوشته شما را خواندم . یاد بیتی از حافظ افتادم که میگوید :
گفتم این سلسله زلف بتان از پی چیست ؟
گفت حافظ گله ای از دل شیدا میکرد
حالتان را به خوبی درک میکنم چون خودم هم همین حال را دارم .
خب حالا چند عبارت به نظر من کلیدی شما را بررسی و تحلیل میکنم و سعی در یافتن راه حلی از خلال همین عبارات کلیدی میکنم .
عبارت کلیدی اول :
سوال بنیادی بنده که میدانم سوال جمعی از هموطنان هم هست اینست: مقاومت برای چی و برای کی؟ آیا این مقاومت برای حفظ نظام است یا حفظ کشور؟ قطعا این دو‌تفاوتهای بنیادی دارند
لطف بفرمایید و با توجه به شرایط میدانی فعلی تفاوت بنیادی بین" حفظ نظام " و "حفظ کشور " را بفرمایید . شخصا بسیار دوست دارم که بیشتر در خدمت حفظ کشور باشم تا حفظ نظام !
اما راه آن را نمیدانم !
این البته مختص به شرایط فعلی نیست بلکه بطور کلی هنگام وجود دشمن قوی و نیرنگ باز خارجی نمیشود با کشیدن خطی بین حفظ حکومت و حفظ کشور افتراقی قایل شد .دشمن خارجی وقتی مسلط شد دیگر به فکر حفظ منافع خودش هست و همیشه اقلیتی خائن هم برای ایفای نقش کمکی وجود خواهند داشت . حالا با تسلط دشمن خارجی چگونه میتوانید کشور را حفظ کنید .
یادتان باشد در تنشهای بین ایران زمان شاه و عراق با وجود آنکه امام خمینی آن موقع در تبعید بودند حاضر نشدند حتی بیانیه ای در کمک به عراق صادر کنند و حتی ضد شاه هم فقط در باره سیاستهای داخلی او میگفتند . جالب اینکه آقای دعایی آن دوران مسیول رادیویی بنام رادیو روحانیت مبارز بود که از بغداد پخش میشد . آقای دعایی میگوید چند بار به حضور امام رسیدم حتی یک کلمه نگفتند چه بگو یا چه نگو و فقط دعا میکردند که کاری به مصلحت کشور انجام شود و خودش میگوید هنگام پخش برنامه بسیار سعی میکردم چیزی به نفع حکومت عراق در برابر شاه نگویم .
با این تفاصیل باز تکرار میکنم اگر میشود لطفا راه افتراق حفظ حکومت و حفظ کشور را با نشان دادن نمونه تاریخی توضیح دهید !
عبارت کلیدی دوم :
با توجه به تز حفظ نظام به هر قیمتی مطمئن نیستم حامیان این تز در کشور حتی با از دست دادن بخشی از خاک‌کشور یا تجزیه کشور به شرط حفظ قدرت مشکل ماهوی داشته باشند.
خب اگر چنین ویژگی را برای حکومت در نظر میگیرید که البته سابقه تاریخی هم دارد مثلا کنسرسیوم 50% را شاه در ازای حکومت خود بعد از 28 مرداد قبول کرد در حالیکه مصدق به همین دلیل عدم قبول کردن سهم 50% ساقط گردید یا حکومت شاه بحرین را در برابر حفظ حکومت خود واگذار کرد و قبل از آن هرات در زمان قاجار به انگلیس در ازای بقای حکومت قاجار واگذار شد و یا قبل تر طی شکست در جنگهایی قسمتهایی از ایران به روسیه واگذار شد .
اینها همه نمونه هایی هستند که حکومت برای حفظ خود مجبور به دادن امتیاز یا خاک شده اما و صد اما فکر کنید چرا آن حکومت حاضر به چنین خفتی شده ؟! آیا به جز ضعف چیز دیگری زمینه ساز این خفتها شده است ؟! خب حالا فکر کنید اگر ما به هر دلیل موجب ضعف حکومت فعلی شویم یا در تقویت آن نکوشیم با توجه به گفته خودتان چه اتفاقی می افتد ؟! آیا اگر باز هم امتیاز خفت باری داد ما هیچ مسیولیتی هرچند بسیار کوچک نداریم ؟
عبارت کلیدی سوم :
موضوع دیگر تز صدور انقلاب است که همچنان بخشی از سیاست خارجی و منطقه ای ما را شکل می‌دهد.
بنده در این زمینه نیز حاضر به مقاومت نیستم به یک دلیل واضح. طرفداران این ایدئولوژی از استقرار یک نظام قابل دفاع در داخل کشور خودمان عاجز بوده اند، لذا‌ چرا برای سودای صدور انقلاب این گروه باید مقاومت کنم؟

البته شعار برای صدور انقلاب زیاد گفته شده اما عملا دقیقا تاکید میکنم عملا چه اتفاقی افتاده است به جز آنکه الان از همان گروههایی که ناشی از صدور انقلاب شمرده میشوند بعنوان پروکسی های منطقه ای ایران نام برده میشود ؟! به چه پشتیبانی آقای روحانی میگوید تنگه فقط هرمز نیست و تنگه ها زیاد است ؟! چرا بسیاری از جمله وزیر امور خارجه آلمان یا عمان میگویند جنگ با ایران یعنی شعله ور شدن منطقه !!!! آیا بیاد دارید که هنگام حمله آمریکا به عراق یا لیبی یا افغانستان چنین تعابیری توسط چند وزیر خارجه ابراز شود ؟!
پس آنچه صدور انقلاب گفته میشود خوب یا بد در عمل ایجاد بازوهای منطقه ای هست .
عبارت کلیدی چهارم :
آیا بنظر شمااگر اسراییل و آمریکا تضمین دهند که به منافع ایران و مرزهای ایران هیچ نظری ندارند، آیا معتقدان داخلی برای گسترش نظام شیعه در منطقه و جهان هیچ اقدامی برای ضربه زدن به منافع این دو کشور انجام نخواهند داد؟!
این یکی را بطور قطع میگویم اگر آمریکا تضمین امنیتی و عملی بدهد که ایران را به عنوان قدرت منطقه ای به رسمیت میشناسد کوچکترین حرکتی بر ضد آمریکا یا اسراییل از طرف ایران بروز نخواهد کرد .
دلیل آن هم وجود سوابق چند باره همکار ایران با آمریکا که البته با نمک ناشناسی آمریکا روبرو شد .
دلیل دیگر وجود سابقه پیشنهاد ایران به آمریکا برای حل تمامی مسائل منطقه در دوران خاتمی هست که حتی تا شناسایی اسراییل هم پیشرفته بود اما بوش قبول نکرد .
شما و سایر دوستان یک چیز را باید بدانند که ما ایرانیان به دلایل تاریخی و فرهنگی آدمهای مغروری هستیم و حتی بعضیها که دچار عقده حقارت در برابر غرب شدند اگر توجه کنید می بینید که در ضد ایرانی یا ضد اسلامی بودن و تمجید از غرب و فرهنگ آن بسیار تندرو هستند و عمل میکنند . خود این تندروی ناشی از شکست آن غروری هست که نمیتوانند بصورت مثبت بروز بدهند و در واقع همان مثلی هست که میگوید "عشق و نفرت از یک جنس هستند "
خلاصه کلام اینکه نمیشود مقامات آمریکایی از ترامپ گرفته تا سناتورهای آنها آنطوری که با عربستان سعودی حرف میزنند با ما هم حرف بزنند .
عبارت کلیدی پنجم :
در مورد شرایط ۱۲ گانه پمپئو مرتب صحبت می‌شود در حالیکه خود ترامپ شروع مذاکره را به تحقق شرایط وزیر امور خارجه خودش مشروط ندانسته! روباه صفتی ترامپ را کاملا قبول دارم اما صحبت بنده اینست که در عالم سیاست هیچ شرط و شروطی مانع برای شروع مذاکره نیست و شرایط در لحظه می‌توانند تغییر کنند
اتفاقا در عالم سیاست یک چیز واقعا مانع شروع مذاکره هست و آن اینکه درخواست برای مذاکره را حمل بر ناتوانی بکنند . این توهم ناتوانی ایران چند بار در طرف آمریکایی بروز کرد .
البرادعی میگوید ایران حاضر بود فقط 20 سانتریفوژ داشته باشد اما بوش گفت این نشان دهنده ضعف آنها هست و قبول نکرد . مدتی بعد ایران حاضر شد فقط 75 سانتیفوژ داشته باشد اما بازهم بوش گفت این نشان دهنده تاثیر تحریمها هست و قبول نکرد . نهایتا اوباما وجود چند صد سانتریفوز را قبول کرد و برجام پذیرفته شد هرچند بازهم آمریکا در انجام تعهدات خود در برجام حتی در دوران اوباما کوتاهی و بدعهدی کرد . در حال حاضر هم اصلا تعجب نمیکنم که نمایندگان ایران و آمریکا در جایی مشغول مذاکره باشند اما مذاکره علنی در این شرایط فقط به نفع ماشین جنگ روانی آمریکا خواهد بود .
خلاصه :
دوستان من هم از شکاف طبقاتی و بی عدالتی و ایجاد گروههای مافیایی اقتصادی در ایران ناراحتم و واقعا نمیدانم چگونه حرکتی هر چند کوچک در مبارزه با این بی عدالتی ها بردارم اما
بعنوان یک شهروند عادی وظیفه و مسیولیت تاریخی خود میدانم که در برابر دشمن قدار و جنایتکاری مثل آمریکا با تمام وجود از همین حکومت دفاع کنم چون راه سومی وجود ندارد .
من مطمئنم آمریکا و اسراییل اگر زورشان برسد به چیزی کمتر از فروپاشی خونبار ایران و سایر کشورهای منطقه رضایت نخواهند داد و این فقط نظر من نیست . از مرحوم داریوش همایون وزیر شاه گرفته تا افرادی از راستی ترین حامیان حکومت چنین نظری دارند .
تنها راه نجات ما از این وضعیت فقط حفظ و افزایش قدرت درونی کشور است .
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
3 کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند: