نمایش پست تنها
قدیمی 04-28-2018, 12:17 PM   #8
شمشیری
 
شمشیری's Avatar
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
پست ها: 2,681
تشکرها: 14,130
در 2,477 پست 13,631 بار تشکر شده
Points: 28,753, Level: 99
Points: 28,753, Level: 99 Points: 28,753, Level: 99 Points: 28,753, Level: 99
Activity: 90%
Activity: 90% Activity: 90% Activity: 90%
پیش فرض پاسخ : کوسه های بازار و نکاتی کلیدی برای معامله گران

یادداشت ششم

اقلیت vs. اکثریت و موضوع "اکثرهم لایعقلون..."
بنظر من برخی از آیه های قرآن بهترین و قابل اتکاترین درسهای سرمایه گزاری هستند. نمونه ی آیه هایی که به بحث عدم تعقل در عوام است از این دسته اند.بدنیست اندکی هم از این زاویه به موضوع نگاه کنیم.

اقلیت و اکثریت چیست؟

معمولا هر تغییری در هرچیزی، اعم از سیاست و علم تا اقتصاد و قیمتها اصولا از ذهن یک نفر (یا یک اقلیت مطلق) با یک سری صفات شروع میشود: کارشناس (دانش) و مومن (ریسک پذیر) و رهبر (عمل کننده). در مرحله آغازین او در اقلیت مطلق است و عموما مورد تهاجم وسیع عوام (اکثریت غیر از او) قرار می گریرد. کمی که پیش میرود، بتدریج افراد قلیل دیگری هم که مانند او "ریسک پذیر" هستند دور او را احاطه می کنند. در این مرحله، مجموعه اینها یعنی هسته ی اقلیت مطلق اولیه + اقلیت اولیه هنوز در اقلیت کمی بوده و با مقاومت خیلی بزرگی از عوام مواجه هستند. اما با افزایش شمار پیروان (اینجا بخوانید مقلدان چون دیگر بحث تقلید است نه ریسک پذیری)، در اینجا مجموعه ی دیگری بنام "اکثریت دنباله رو" ایجاد می شود. حال این سه بخش عمده، یعنی 1) اقلیت مطلق اولیه،2) اقلیت، و 3) اکثریت دنباله رو، بطور مداوم با هم در برهمکنش و تاثیر پذیری هستند. در بازار بعلت موضوع سود زیان اصولا اقلیت اولیه تابع اکثریت نمی شوند و همواره این جاده یک طرفه است. اما خوب در سیاست و حکومت معمولا اکثریت منتج از حرکت اولیه، میتوانند تاثیراتی منفی در اقلیت اولیه ایجاد کنند.
در بازار، همیشه یک اقلیت مطلق اولیه ای هستند که تصمیمی حسب ریسک پذیری، تجربه و عملگرایی خود می گیرند. در اینجا اقلیت دیگری نیز به این گروه اضافه می شود و سرانجام خیل بزرگی از تصمیم گیریان مقلد و طوطی وار به این موج اضافه می شوند. هرچه از اقلیت اولیه مطلق به سمت اکثریت عظیم حرکت می کنیم سودآوری و موفقیت و کیفیت تصمیمات پایین تر می آید (اکثرهم لایعقلون...).
اتفاقا جالب است، یک معیار عملی سنجش کیفیت تصمیمات اقتصادی نیز همین است. اینکه تصمیمات شما همرنگ با کدامیک از این سه بخش بازار می باشد. آیا تصمیم فعلی شما همسو با عوام است؟ اگر آری، بدانید که 99 درصد به نتایج اسفناکی منجر خواهد شد. به این موضوع در بازار contrarian decision making گفته می شود. یعنی شدت اشتباه در تصمیمات عوام به گونه ایست که یک معیار خوب برای محک یک تصمیم مناسب بدون توجه حتی به ماهیت آن، درجه ی ضدیت با تصمیم عوام است. نمونه اش بحث دلار، ببینید اینکه دلار کلا بالا می رود و سرانجام شاید به 10 تومان هم برسدیک بحث است و اینکه من بروم مشابه تصمیم عوام در صف خرید دلار 6200 قرار بگیرم بحثی دیگر!! واقعیت این است که خواص و اقلیت آگاه دلار خود را در 3800 خرید کرده اند آنهم مدتها پیش! پس بدانید جایی که صف خریدی برقرار است باید از حضور در آن صف اجتناب کرد کگر بعنوان فروشنده (اقلیت).

مزایده و مناقصه

در یادداشتهای بالا بیان شد که از منظر یک نگاه علت و معلولی، مزایده ها منجر به افزایش و مناقصه ها منجر به کاهش قیمت می شوند. در یک بازار "عرضه ای"، چون برای هر یک متقاضی تعداد بیشتری عرضه کننده وجود دارد پس متقاضی می گوید هرکس ارزانتر بدهد (مناقصه) و بالعکس در بازار تقاضایی، چون به ازای هر عرضه کننده تعداد بیشتری تقاضا وجود دارد عرضه کننده می گوید هرکس گرانتر پرداخت کند (مزایده). الان بنظر شما در اینجا اقلیت ها و اکثریتها کدامند؟ ببینید چقدر موضوع ریز است اگرچه شاید بنظر واضح همبرسد و لی در عمل اینطور نیست. مشخصا در حالت اول متقاضی و در حالت دوم عرضه کننده در اقلیت هستند. حال از آنجاییکه اصولا سود با اقلیت است، پس شما باید در هرکدام از این بازار ها در صندلی اقلیتش نشسته باشید. این یک معیار عمده تصمیم گیری اقتصادی و سرمایه گذاری در همه بازارها ست. مثلا، در صف خرید دلار 6200 تومانی شما باید روی صندلی فروش نشسته باشید نه در صف خرید، اگر در جای خرید نشسته اید بدانید که دارید سرمایه تان را آتش می زنید. همین نگاه را به همه ی معاملات خود بسط دهید.

ادامه دارد....
__________________
خدا
میهن

The selective elimiNATION
of prominent rival figures
شمشیری آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
5 کاربر از شمشیری بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند: