نمایش پست تنها
قدیمی 06-05-2019, 10:46 AM   #49
فرزاد
 
فرزاد's Avatar
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: جزیره کیش
پست ها: 5,068
تشکرها: 31,035
در 4,953 پست 27,253 بار تشکر شده
Points: 57,674, Level: 100
Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100 Points: 57,674, Level: 100
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : برهه حساسِ «پس چی؟»

همفورومی های خوبم سلام
مدتهاست که بخاطر مشغله های کاری چندان فرصتی برای همراهی ندارم اما سعادت نصیب شد و این سرنگار رو از ابتدا تا آخرین ارسال خواندم و لذت بردم.
به همه شما هموطنان مسئولیت پذیر افتخارمیکنم که وقت میگذارید و باخلوص آنچه را به صلاح میدانید درمیان میگذارید و درعین حال ادبیات و اسلوبی که شایسته ماست رو هم رعایت میکنید.

اصول و قواعدی که شهیرعزیز سالها سعی کرد به ما بیاموزد و به شخصه تصورمیکنم که آموخته ام و سایرین نیزمثل من تاثیر لازم را پذیرفته اند که یکبار دیگر از شهیر بزرگوار قدردانی میکنم.

و اما بعد:
پیشنهاد میکنم از سایر زوایا هم به موضوع نگریسته شودکه بحث محدود به نگاه ایدئولوژیک حاکمیت درایران و یا حفظ رژیم اسرائیل و امثال آن نشود.
بعنوان مثال یکی از مطالبی را که در ایندیپندنت منتشر شده می آورم(البته از صحت رفرنس مطمئن نیستم)که نشان از نقش پررنگتر ایران در معادلات جهانی دارد که صرفا به منطقه خاورمیانه محدود نمیشود :
هدف نهایی ترامپ از جدال با ایران، کنترل چین است
رابرت اچ هريس

آيا ترامپ ديوانه است؟ يك تاجر بزرگ؟ يك رييس جمهور بي بديل؟ هيچ كدام. او یک برنامه جامع و مدون را به پيش می‌برد.

از زمان ترومن، راهبرد کلان و مشخص سياست خارجي ايالات متحده، تقابل با ظهور رقبای جهاني و منطقه‌ای برای حفظ برتری آمریکا بوده است. همين تقابل با رقبا در دو جنگ جهانی بود كه زمينه‌ساز حضور ايالات متحده در صدر اقتصاد جهاني بوده است.

بعدها ايالات متحده از همين استراتژی بهره برد و به تقويت چين در مقابل شوروي پرداخت و اين سياست تا فروپاشي شوروي ادامه داشت.بعد از آن اما چينی‌ها هوشمندانه و با تشخيص شرايط و با اعمال سياست ميانه‌روی، خود را از معرض هرگونه تهديدي كنار كشيدند و مزيتهاي ذاتی آنها باعث سرازير شدن سيل سرمايه گذاران غربی به اين كشور شد.

طولي نكشيد كه در اواخر دهه گذشته اين كشور توانست ژاپن را كنار زده و بعنوان دومين اقتصاد دنيا قد علم كنند.آنجا بود كه عليرغم تمام تلاش چين براي عدم ايجاد حساسيت در سطوح جهاني، سياست گذاران ايالات متحده بر سياست مهار چين متفق شدند. در همين راستا و در زمان اوباما، اين كشور به سياست توجه به هند و تقويت اين كشور در مقابل چين اهتمام ورزید.
اما چينی‌ها، حالا ثروتمندتر از آن بودند كه بتوان با اين حربه ترمز آنها را كشيد. آنها نه تنها به بزرگترين سرمايه گذاران خارجي در هند بدل شدند (٣٣.٧٪؜ از كل سرمايه گذاري خارجي در هند متعلق به چيني‌هاست) بلكه با درك شرايط موجود، شروع به گره زدن روزافزون خود به اقتصاد آمريكا نمودند.
▪ خريد اوراق قرضه دولت ايالات متحده تا سقف ١٠٠٠ ميليارد دلار، خريد سهام عمده راه آهن و پست ايالات متحده و تشويق چينيها به سرمايه گذاري در بخش مسكن آمريكا كه آنها را به موتور محرك اين بخش در ايالات متحده تبديل كرده، از اهم اين اقدامات است.
▪ از نتايج مهم اين سياست، حضور دو شركت چيني در ميان ده غول برتر اقتصادي دنيا و در اختيار گرفتن بيش از ٦ درصد ارزش كل سهام وال استريت است كه در پايان دولت اوباما، ايالات متحده با آن مواجه بود.
▪ لذا با شكست سياست تقابل هند و چين اوباما، ايالات متحده نياز به استفاده از برخي ظرفيتهاي دست نخورده خود ناشي از محصور ماندن اين ظرفيتها در كنش و واكنشهاي بين المللي مخصوصا در چارچوب همكاريهاي بين المللي اين كشور با دوستان استراتژيك داشت كه عمدتا ناشي از همكاريهاي دو سوي آتلانتيك ارزيابي ميشد.
▪ در همين راستا نياز به رييس جمهوری بود كه بتواند خرق عادت نموده و سنن قديمي ايالات متحده را زيرپا بگذارد. معرفي ميكنم: دونالد جی ‌ترامپ
▪ مردي ظاهرا ديوانه كه تمامي چارچوبهاي بين المللي را زيرپا گذاشته است. او اينبار روسيه را در مقابل چين علم كرده، حس غرور آنها را تقويت كرده و اتفاقا موفق هم بوده.
▪ ترامپ يكراست به سراغ نقطه ضعفهای چين رفته است:
▫ نقطه ضعف اول چین"تامين انرژي"
▪ ساده لوحانه است اگر فكر كنيد مساله ترامپ ايران و برجام است. مشكل ترامپ با ايران اينست كه ايران مطمئن‌ترين منبع تامين انرژي چين و يكي از فونداسيونهاي موتور محرك اقتصاد چين است.
▪ بر همين اساس است كه ترامپ حتي خواهان فروپاشي ايران است. حتي بقيمت از بين رفتن امنيت منطقه اي و افزايش ريسك انرژي براي خودش. فروپاشي ايران بمعناي كامل از بين رفتن امنيت انرژي چين است.
▪ ايران و ونزوئلا و روسيه تنها كانون انرژي دنيا هستند كه در سيطره ايالات متحده قرار ندارند. روسيه كه در چارچوب سياست تقابل با چين عمل ميكند و خود به چين بعنوان رقيب ذاتي منطقه اي مينگرد. ونزوئلا تنها ظرفيت تامين انرژي اقتصادهاي رو به رشد آمريكاي جنوبي را دارد و بدليل بعد مسافت توان تامين انرژي بدون ريسك را براي چين ندارد. پس تنها ايران نقطه اتكاء چين است.
▪ اما پاسخهاي چين به تحريكات و تحركات ايالات متحده بقدر كافی هوشيارانه بوده است.
▪ چين با گروكشيدن اوراق قرضه ايالات متحده و تحريك طرفداران ترامپ از طريق وضع عوارض گمركي بر محصولاتشان وارد تقابلي فرسايشي شده و از ديگر سو تضامين قدرتمندي را در جهت حفظ ساختار فعلي حكومت ايران به آنها ارائه داده است.
بنابراين عليرغم تمام فشارهاي ايالات متحده و فروپاشي ارزش پول ملي بنظر ميرسد ايران بتواند از زير فشار رهايي يافته واثرات اين فروپاشی را تبديل به احسن كند.

شرايط تا اينجا پاياپاي به پيش رفته و سياست محافظه كاران آمريكايي هم مانند همتای دموكراتشان اثربخش نبوده.
رشد اقتصادي چين حتي بيشتر هم گرديده و كماكان به ايالات متحده نزديك ميشود. اما آيا ايران فرو ميپاشد؟ تنها زمان پاسخ اين شطرنج را ميدهد.

به نظرم اشکالاتی میتواند برمفروضات فوق وارد باشد.
اینکه:مگر چند درصد از مصرف انرژی چین از طریق ایران تامین میشود که ایران بتواند وزنه مهمی در تامین کل انرژی مصرفی چین باشد؟
اگر روسیه واقعا موافق ارتقای قدرت جهانی چین نباشد چرا درتامین گاز چین خط لوله عظیمی را احداث و دیگری را درحال احداث دارد؟
پاسخی که به این سوالات من داده شد(توسط یک همفورمی که بدون اجازه اش نامش را نمی آورم)تاحد زیادی قانع کننده است:
چین دشمن شماره یک آمریکاست و اینکه خصومت فعلی ترامپ بر ضد ایران را می باید در چهارچوب جنگ با چین ارزیابی کرد صحیح است و تحلیل گران زیادی به این مسئله اشاره کرده اند.
چین سعی کرده برای تامین نفت بیشترین تنوع را در بین فروشندگان داشته باشد: روسیه، آنگولا، کویت،عربستان، ونزوئلا ... ولیکن چند نکته ایران را از بقیه متمایز می کند:
• با روند رو به کاهش منابع نفت، ذخایر گاز ایران برای چین اهمیت حیاتی دارد. لذا شاید سهم امروز ایران در سبد نفتی چین خیلی زیاد نباشد ولی باید مسئله چشم انداز آینده و "ذخایر" را در نظر گرفت
• چین استراتژی جایگزین کردن دلار با یوان را(حداقل در آسیا) با خریدهای نفتی اش شروع کرده که از این لحاظ روی ایران می تواند بیشتر از بقیه حساب کند
• عمده واردات نفتی چین از تنگه هرمز می گذرد ... نقش ایران در امنیت تنگه
از طرفی ترامپ هم مثل اوباما چشم امید به هند دوخته است تا بلوکی شود در برابر نفوذ چین به افغانستان و پاکستان. برای همین ترامپ از ابتدا حساب پروژه ساخت خط آهن چابهار به زاهدان را مشمول تحریم ها نکرد. جدا کردن روسیه از چین هم نظریه کیسینجر است که می گوید: "باید با روسیه به صورت معکوس آنچه که نیکسون با چین کرد رفتار شود". یعنی چه؟ یعنی نیکسون با چینی ها دوستی کرد تا به شوروی نزدیک نشود، حالا ترامپ باید با روسیه دوستی کند تا به چین نزدیک نشود.

با مفروضات فوق میبینیم که وزن جمهوری اسلامی تنها در چهارچوب توان غنی سازی و قدرت تسلیحاتی و نیروهای نیابتی ونظایر آنها خلاصه نمیشود و اشتراک وتضاد منافعی که با قدرتهای اقتصادی دنیا داریم هم برقدرت چانی زنی ما کاملا موثر است.
شاید مقاومت کردن به نوعی میتواند" خرید زمان" نیز معنا شود که دو وجه اصلی دارد.
اینکه گذشت زمان را به معنای جوش آمدن آب و پختن قورباغه معنی کنیم و یا داغ شدن تنور چینی ها و چسباندن نان ایرانی و به عبارت دقیقتر شناکردن درجهت رودخانه چینی و روسی و درنهایت پذیرفته شدن رسمی جمهوری اسلامی به عنوان یک قدرت جهانی.
به نظرم در این گیر و دار کافی است با کمک چینی ها و فشارآنها در نهایت مثلا لوله صلح به پاکستان و هندوچین متصل شود که همین یک فقره میتواند متضمن ابقای ماندگار جمهوری اسلامی باشد و یا تشدید تنش بین ایالات متحده و چین که تمرکز ترمپ بر ایران را به اولویت دست چندم تبدیل خواهد کرد و قضایایی از این دست.......




فرزاد آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
6 کاربر از فرزاد بخاطر ارسال این پست تشکر کرده اند: