نمایش پست تنها
قدیمی 06-19-2019, 10:20 PM   #17
صادق
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
پست ها: 3,032
تشکرها: 5,636
در 2,348 پست 10,418 بار تشکر شده
Points: 25,765, Level: 96
Points: 25,765, Level: 96 Points: 25,765, Level: 96 Points: 25,765, Level: 96
Activity: 99%
Activity: 99% Activity: 99% Activity: 99%
پیش فرض پاسخ : چرا‌با‌آمریکا‌مذاکره‌نم ی‌کنیم؟ این سؤالی کلیدی است

نقل قول:
نوشته اصلی توسط شهیر نمایش پست ها
صادق عزیز، در اینترنت به دنبال شرکت های آمریکائی که در مناقصه ای در ایران شرکت کنند نگردید. یک ربع قرن است که شرکت های آمریکائی از معامله با ایران ممنوع شده اند. جریمه که هیچ، داغ و درفش و زندان هم در انتظار مدیران شرکت های آمریکائی و افرادی است که طرف ایران بیایند.

در مورد اینکه آقای خامنه ای گفته اند " حد یقف درخواستهای آمریکا کجاست ؟!". شاید گفته باشند اما برای رسیدگی به این مسئله باید این سئوال را از ایشان کرد که "حد یقف مبارزه با آمریکا کجاست؟" من امروز به فکر 20 تا 30 میلیون انسانی هستم که در شرایط غیر انسانی در زیر خط فقر در ایران به سر می برند و میلیون ها تن دیگر که در حال سقوط به زیر خط فقر هستند و جان می کنند تا سر خود را بالای آب نگاه دارند. . زنان بسیاری از فقر به فحشاء کشیده شده اند، مردم کلیه خود را می فروشند، دارو کمیاب است (یکی از عزیزان من در ایران در به در به دنبال داروی شیمی درمانی برای سرطانش بود و با دوندگی طاقت فرسا توسط رابطه ای در بالاترین سطوح دوستان توانستند داروی او را تهیه کنند)، مردانی هستند که خجالت زده خانواده خود هستند که در ماه به زور یک بار گوشت در سفره می گذراند. درست است که همه این مشکلات ناشی از رابطه خصومت آمیز با آمریکا نیست اما بر خلاف نطر آقای خامنه ای رابطه خصمانه با آمریکا مادر مشکلات ایران است. تحریم ها با توجه به بررسی های خود حکومت ایران باعث گرانی و تورم سرسام آور و کاهش ارزش پول ملی شده و فشار آن نه به رهبران کشور می آید، نه به فرماندهان سپاه، نه پولدارها و وابسته های به سیستم رانت حکومتی و نه آقای علیزاده که برای دست و پا کردن اسم و رسم کنار گود نشسته و بدون پرداخت هزینه میگوید لنگش کن. قشر زحمت کش و حقوق بگیر است که باید "مقاومت" کند. چرا؟ که گروهی در قدرت بمانند. ببخشید این را می گویم، گول شعار ها را نخورید. عدم مذاکره با آمریکا ریشه اش اینجاست:



The culmination of the nuclear accord with six world powers, which was overwhelmingly the outcome of compromise and cooperation between Iran and the US, emerged as a historic moment providing the two systems with the opportunity to break the deadlock of a “no-talks, no-détente” relationship. Ayatollah Khamenei’s immediate move, however, revealed that many, including the Iranian president Hassan Rouhani and US president Barack Obama, had mistakenly indulged in the illusion of moving toward a more peaceful relationship between the two nations. Ayatollah Khamenei banned any further negotiations with the US, saying, “Negotiations with the United States open gates to their economic, cultural, political, and security influence….Through negotiations, Americans seek to influence Iran…"
Ayatollah is right! The crux of the matter is that, in an Americanized Iran, which, considering Iran’s social structure, would most likely occur under improving relations with the US, the influence of the clergy would erode and so would the system of velayat-e faqih (guardianship of the jurisprudence) which rules the country. In a liberalized system, the authority of the Guardian Jurist as defined by Ayatollah Khamenei, that “all Muslims have to obey the order of the Guardian Jurist and submit to his commands,” would be impossible to sustain.
Even the founder of the Islamic Republic, Ayatollah Ruhollah Khomeini, who had radical anti-American sentiments, did not think that Iran’s enmity with the US would last forever. Mohsen Rafighdoost, a founding member of the Iranian Revolutionary Guards (IRGC), gave an interview in 2015 pointing out that Ayatollah Khomeini dissuaded him from setting up the IRGC headquarters in the former US Embassy in Tehran. “Why do you want to go there?” Rafighdoost recounts Ayatollah asking him. “Are our disputes with the US supposed to last a thousand years? Do not go there.” ... i
من هم معتقدم که مذاکره با ترامپ و دار و دسته اش به جائی نمی رسد. ترس من تحقیر شدن و این قبیل حرف های بی ربط که کمترین اثر مثبت عملی برروی سرنوشت میلیون ها ایرانی ندارد، نیست. آیت الله خمینی با درد و رنج جام زهر را سر کشید. یک رهبر باید شجاعت قبول شرایط تحقیر آمیز را برای دفاع از مصالح و منافع ملتش داشته باشد. بحث من این است که نمی توان با ترامپ که سیاستمدار نیست، تنها هدفش این است که خود را ثابت کند و برای انتخابات امتیاز بگیرد و فقط "چماق" را نشان می دهد بدون اینکه "شیرینی"پیشنهاد کند به نتیجه رسید. بحث های روشنفکرانه را باید کنار گذاشت. این رابطه ایران با آمریکا قابل تداوم نیست.
اگر مشکل از طریق مذاکره حل نمی‌شود پس از چه طریق حل می‌شود؟ پاسخ آقای خامنه‌ای و جناح محافظه‌کار این است که از طریق "مقاومت". اما آنچه که در این راهکار از سوی هیچ مقامی از جمله آقای خامنه‌ای روشن نشده این است که این مقاومت تا کی و تا کجا باید ادامه پیدا کند؟ آیا انتظار این است که آمریکا تسلیم ایران شود؟ و اگر چنین است این تسلیم به چه معنا خواهد بود؟ استراتژی بی‌وقفه آمریکا از دهه ۱۹۵۰ میلادی، در منطقه، بر پایه حفاظت از موجودیت اسرائیل ، حفاظت از منافع آمریکا و منابع انرژی پایه‌ریزی شده است. ایران همه این مولفه‌ها را تهدید می‌کند. به این ترتیب آیا منظور از مقاومت این است که آمریکا تسلیم سیاست‌های ایران شود و دست از استراتژی ۷۰ ساله خود بکشد؟ طبق یک گزارش رویترز تنها هزینه جنگ عراق می‌تواند به ۶ هزار میلیارد دلار (معادل ۲۰۰ سال درآمد فعلی ایران از فروش نفت) بالغ شود. با توجه به پرداخت این هزینه سرسام‌آور از سوی آمریکا، آن هم تنها در مورد یک منازعه در منطقه، تسلیم شدن آن کشور به ایران تا چه حد منطقی به نظر می‌رسد؟

آیت‌الله خامنه‌ای بدون توجه به تغییر شرایط جهانی نسبت به ۴۰ سال پیش می‌گوید "امام مذاکره با آمریکا را ممنوع کرد و من هم ممنوع می‌کنم". تا کی؟ تا "جمهوری اسلامی به آن اقتداری برسد که فشار و هوچی‌گری آمریکا رویش تأثیری نگذارد". و طبعا چنین چیزی میسر نیست مگر اینکه ایران اقتصادی قدرتمند داشته باشد. اما تناقض در اینجاست که در ۲۰۰ سال گذشته هیچ کشوری نبوده که با آمریکا در درگیری و کشمکش دائمی باشد و به رشد اقتصادی پایدار دست یافته باشد. دو نظام کمونیستی چین و ویتنام نیز که در جدال سرسختانه‌ای با آمریکا بودند، درست به همین دلیل، در عین تضاد با نظام آمریکائی آن کشور را به عنوان شریک درجه اول تجاری خود برگزیدند. به قول آقای ظریف "تعامل به معنی رابطه دوستانه نیست. هیچ دو کشوری رابطه کاملا دوستانه ندارند".



آقای خامنه ای چند روز پیش در ملاقات با آبه مذاکره با آمریکا را رد کرده و گفت "جمهوری اسلامی ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد."

این سخن می‌تواند از عدم شناخت روابط بین‌الملل سرچشمه بگیرد. روابط بین‌الملل نه تنها بر اساس اعتماد بنا نشده بلکه بالعکس بر اساس عدم اعتماد میان حکومت‌ها بنا شده است. ارتش‌های بزرگ و کوچک و مسابقه تسلیحاتی بی‌وقفه که در سراسر جهان در جریان است دقیقا به دلیل سوء‌ظن و عدم اعتمادی است که میان حکومت‌ها وجود دارد. حکومت‌ها برای دفاع از منافع خود است که وارد فرآیند مذاکره با حکومت متخاصم می‌شوند. چطور ممکن است حکومتی اول به یک حکومت متخاصم اعتماد کند و بعد با آن وارد مذاکره شود؟ محمدجواد ظریف در کتاب "آقای سفیر" در مورد رابطه ایران و آمریکا می‌گوید: "من اعتقاد دارم که روابط ما با آمریکا هیچ گاه دوستانه نخواهد بود (اما) رابطه با آمریکا یا هر کشور دیگری ابزار است و باید در جهت منافع ملی به کار گرفته شود ... اصل، پیگیری منافع و اهداف ملی است".
این درک درستی از روابط بین‌الملل است. اسرائیل و آمریکا نزدیکترین روابط را بین کشور‌های جهان با یکدیگر دارند اما هر دو از هم جاسوسی می‌کنند و حتی جاسوس‌های یکی در کشور دیگر به زندان می‌افتند.
آقا شهیر گرامی خیلی ممنون از پاسختون هرچند پاسخ من نبود !
ابتدا که مطلب شما را خواندم پستی طولانی همراه با سند و مدرک و چندساعت کار به ذهنم رسید اما با چندبار خواندن منصرف شدم چون پاسخ من نبود.
میشود خیلی براین مطلب شما خصوصا اینکه فکر میکنید رابطه با آمریکا با تغییر فرهنگ پایه حکومت مذهبی را سست میکند و در مقاله بی بی سی خود هم آورده بودید نقد نوشت اما بیشتر حاشیه به موضوع است .
شما اگر میتوانید بدون پیروی از سبک آقای احمدی نژاد که سِئوال را با سئوال جواب میداد فقط به همین سئوالی که آقای خامنه ای پرسیدند جواب بدهید .
" حد یقف درخواستهای آمریکا کجاست ؟!"
----------
پی نوشت
1- من میدانم و میتوانم با دلیل حد یقف خواسته ایران را بگویم اما چون حاشیه روی شده و موجب عدم تمرکز بر موضوع میشود فعلا نمیگویم تا دقیقا آقا شهیر عزیز و هر کسی که خواست پاسخ سئوال ساده واضح و صریح آقای خامنه ای را بدهد " حد یقف درخواستهای آمریکا کجاست ؟!"
2- یک سرگرمی برای دوستان به ویژه کسانی که از مطلب آقا شهیر در اینجا تشکر کردند دارم .
چون آقا شهیر از فقر و تن فروشی در ایران ناراحت بودند (البته در این مورد من هم بسیار ناراحت هستم )و چاره اصلی را در رابطه با آمریکا دانستند این سرگرمی برای دوستان به خاطرم رسید .
دوستان به ویژه تشکر کنندگان زحمت چند جستجوی ساده اینترنتی را بکشند و ببینند
اول - شیوع فقر در خود آمریکا چند درصد هست
دوم - وضعیت آب آشامیدنی در شهرهای آمریکا چطوری هست و احیانا چه میزانی از آب لوله کشی منازل به سرب یا خاک آلوده هست
سوم - شیوع فقر در ترکیه عربستان سعودی مصر چقدر است و چقدر با ایران تفاوت دارد
چهارم - در آمد حاصل ازفاحشگی چه میزان از ناخالص ملی آلمان را به خود اختصاص داده
است
پنجم- میزان شیوع تجاوز جنسی در دانشگاههای آمریکا یا سوئدچقدر است
ششم-شیوع مواد مخدر در دانشگاههای آمریکا اروپا استرالیا و نیوزیلند چقدر است
خلاصه :
آقا شهیر فکر میکند اگر با آمریکا مذاکره نکنیم و دوست نشویم ایرانی وجود نخواهد داشت و حس علاقه به وطن به ایشان میگوید که باید با آمریکا دوست شد .
این حس در من هم هست اما همین حس علاقه به وطن میگوید اگر ایران یکپارچه را میخواهی فعلا باید مقاومت کنی و تسلیم نشوی چون من علاوه بر ویتنام و چین که در منطقه جغرافیایی دیگر و فرهنگ دیگر و قدرت اقتصادی نظامی دیگر قرار دارند سرنوشت قذافی و صدام را میبینم و البته سرنوشت بشار اسد و سید حسن نصراله و را هم میبینم . من مرحوم محمد مرسی و عکس یادگاری او با جان کری را هم میبینم .اما آقا شهیر بسیار سعی میکند که از دیدن چنین تصاویری چشم پوشی کند .فقط همین
صادق آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
این کاربر از صادق بخاطر ارسال این پست تشکر کرده است :